www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
طرح,عكس,كاريكاتور 
ماندنىها 
لوموند ديپلماتيك
هادى خرسندى

گزيده اخبار روز - 
بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
سياسى - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
موسيقى - 
...اعلاميه ها, بيانيه ها - 
مهمان روشنگرى - 
پيوندها - 

دفتر مهمانان
يادداشتهاى شما
Guestbook

http://www.roshangari.com

آيين نوروزی


نوشين شاهرخى

نوروز، جشن آغاز بهار و عيد بركت و باززايى است كه در كنار عيد آفرينش‏ در اوايل پاييز (مهرگان) از هزاره‌ى سوم پيش‏ از ميلاد در آسياى غربى رواج داشت. اين جشن به جمشيد منسوب است و شايد دليل اين انتساب به اسطوره‌ى

تندرستى، بى‌مرگى و جوانى در زمان پادشاهى وی بازمى‌گردد.

در نوروزنامه[1] آمده است كه گردش‏ جهان و جداگشتن شب و روز در لحظه‌اى آغاز گشت كه "آفتاب از سر حمل (بره) برفت" و آن لحظه نوروز است. آنگاه كه ملوكان عجم قرارگرفتن آفتاب را از سر حمل دريافتند، بهر بزرگداشت آفتاب، آن روز را جشن ساختند.[2]

 

برخلاف نظر مرى بويس‏ كه نوروز را در ايران تحت تاثير فرهنگ بين‌النهرين مى‌انگارد، مهرداد بهار بر اين باور است كه اين عيد بومى آسياى غربى بوده و از نجد ايران به بين‌النهرين رفته است. وی عيد نوروز را به‌اسطوره‌ى فرزند يا همسر شهيدشونده‌ى ايزدبانوى عشق نسبت مى‌دهد و آن را با آيين سياوشى (آيين‌هاى عظيم عزادارى پيش‏ از نوروز) مربوط مى‌داند كه با بازگشت ايزد به‌شهادت رسيده به شادى‌هاى نوروزى مى‌انجامد. اسطوره‌ى نوروزى كهن به زنده‌شدن در باره‌ى خداى شهيدشونده بازمى‌گردد كه با جشن و سرور همراه بوده است.[3] ابتدا دانه بايد زير خاك پنهان گردد تا بارور شود و كشاورزان اعصار كهن اين كنش‏ را در ايزد شهيدشونده متبلور مى‌ساختند. اشك ريختن به‌هنگام عزادارى براى كشاورزان جادويى بوده كه آنان براى باران و حاصلخيزى و بارورى زمين به‌كار مى‌برده‌اند.

از آنجا كه از جشنهای نوروز و مهرگان در اوستا ياد نشده است، گمان مى‌رود كه اين اعياد از آن بوميان نجد ايران بوده و احتمالا در حدود 4500 سال پيش‏ از ميلاد در اين ناحيه رواج داشته است. اين جشنها از. آن برزگران بوده و نه اقوام گله‌دار آريايى و گمان آن مى‌رود كه مهاجرين آريايى اين اعياد را از بوميان نجد ايران و نياکان غيرآريايی ما به ميراث

گرفته‌اند. وجود الهه‌ى نيرومندى چون اناهيتا ريشه در اقتصاد كشاورزى و مادرسالارى در اقوام كشاورز بومى دارد. پرستش ايزدبانو اناهيتا در اعصار بعد نشان از آميختگى اقوام آريايى با بوميان كشاورز نجد ايران مى‌باشد. عكس‏ اين را ما در ايزدان نيرومند آريايى مى‌بينيم كه تكيه بر اقتصاد شبانى دارند.[4]

جشن نوروزی نيز به آيينهای کشاورزی مربوط است. اين موضوع كه خوان نوروزى در ابتدا هفت[5] شين بوده و سپس‏ به هفت سين تبديل گشته است و يا به قول بهرام فره‌وشى سين از واژه‌ى سينى مى‌آيد، در هاله‌اى از ابهام قرار دارد. بسيارى از زرتشتيان سفره‌ى هفت شين مى‌چينند. در زمان ساسانيان نيز سفره‌ى هفت شين رواج داشته است. اين هفت شين عبارتند از: شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد و شايه(ميوه). نانى كه در زمان ساسانيان بر خوان نوروزى قرار مى‌گرفت از هفت نوع غله و حبوبات فراهم مى‌آمد.[6]

زرتشتيان بر خوان نوروز هفت نوع گياه ، هفت نوع شيرينى، نقل و ميوه‌ى خشك و هفت نوع ميوه‌ى تازه مى‌گذارند كه مجموع آن نماد بيست و يك كتاب اوستاست.

در سفره‌ى هفت‌سين سبزه نماد بركت و فراوانى است.[7]

آب سمبل روشنى دل مى‌باشد كه مظهر ايزد بانوى نيرومند آب‌ها اناهيتاى بزرگ مى‌باشد كه مقامى بسيار والا در ايزدان ايران باستان دارد. اناهيتا ايزدبانوى عشق، بارورى، آب، بركت‌بخشى و پيروزگرى است.

در ايران باستان نوروز بزرگ را در ششم فروردين ماه (خردادروز) باشكوه‌تر از روزهای ديگر برپامى‌داشتند. روز ششم هر ماه به ايزدبانوى آب‌ها تعلق دارد و اسطوره‌ى نوروزبزرگ، نه‌تنها آفرينش‏ جان و انسان را دربردارد، بلكه با كشتن اژدها و ديو خشكى نيز مربوط است. كشتن اژدها آب‌هاى به‌اسارت گرفته را رها مى‌سازد و اين اسطوره با ايزدبانوى آب‌ها مربوط مى‌باشد.

انار نماد ميوه‌اى بهشتى است كه دانه‌هاى زيادش‏ مظهر افزونى مى‌باشد.

ماهى نماد زايش‏، تازگى و شادابى است.

شمع نماد آتش‏ است. روشن كردن شمع به‌سنت كهن ايران باستان بازمى‌گردد كه در شب سال نو ايرانيان براى مردگان خود چراغ روشن مى‌كردند و بر اين گمان بودند كه در اين شب ارواح درگذشتگان به زمين بازمى‌گردند.

سكه نشان ثروت و دارندگى است.

اسپند به معناى مقدس‏ و نماد دوركننده‌ى چشم بد است.

سير همواره به‌عنوان دارويى براى تندرستى در ايران كهن مطرح بوده است.

سنجد نشان عشق و دلدادگى و زايش‏ است. بوى برگ و شكوفه و درخت سنجد محرك عشق و دلباختگى است.

سيب نماد ميوه‌اى بهشتى و نيز زايش‏ و عشق است.

شكر و شيرينى براى شيرين‌كامى هميشگى افراد خانواده است.

نارنج شناور در ميان آب نماد زمين بر روى آب است. در اسطوره‌ى آفرينش‏ آمده است كه پروردگار آب را آفريد و ‏ سپس‏ عرش‏ خود را بر آن بنا نهاد.[8]

آينه نماد تابش‏ نور و روشنايى است.

تخم‌مرغ نماد آفرينش‏، نطفه و بارورى است.

گندم نشانه‌ى روزى و نان و شير نماد بركت خانه است.

دوازده روز جشن نوروزی نماد دوازده ماه سال است. پايان اين نظم مقدس به مثابه‌ى آشوب ازلی و بنابراين نحس تلقی مى‌گشت. در اين روز مراسم ارجى ( همبسترى گروهى) رواج داشته است.[9]

 

 



نوروزنامه کتابی منسوب به خیام است که گمان مى‌رود یکی از شاگردان او آن را نگاشته است. [1]

ر.ك. نوروزنامه، صفحه 20/ـ21[2]

ر.ك. بهار، 1375، صفحه 339/448[3]

ر.ك. بهار، 1375، 449/495 [4]

عدد هفت ‏ در مناطق بين‌النهرين و ايران باستان عددى مقدس بود. [5]

ر.ك. برومند، 1377، صفحه 327[6]

رنگ سبز در ايران باستان رنگى مقدس‏ است. سروش‏ ايزد بزرگ ايران باستان داراى پوششى سبز بوده و چنين به‌نظر مى‌رسد كه تقدس‏ اين رنگ از مذاهب ايران باستان به شيعه رسوخ كرده است. [7]

ر.ك. تاريخ طبرى، جلد اول، صفحه 21،22[8]

8ر.ك. بهار، 1376، صفحه 342

 

منابع

برومند سعيد، جواد، نوروز جمشيد، پژوهشى نوين از پيدايى نوروز، انتشارات توس‏ 1377

بهار، مهرداد، از اسطوره تا تاريخ، گردآورنده و ويراستار ابوالقاسم اسماعيل‌پور، نشر چشمه 1376

ـــــــــــــــــــ، پژوهشى در اساطير ايران (پاره نخست و دويم)، نشر آگه 1375

عناصرى، جابر، تجلى دوازده ماه در آيينه: اساطير و فرهنگ عامه ايران، نشر قمرى مرند 1374

طبرى، محمدبن جرير، نارخ الرسل و الملوك، ترجمه ابوالقاسم پاينده، انتشارات اساطير، چاپ پنجم 1375

خيام، عمربن ابراهيم، نوروزنامه ، به کوشش علی حصوری، نشر چشمه 1379

 

 

Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد