www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com

بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
پيوندها - 
(ظل السلطان(مسعود ميرزا
ظل السلطان پسر ناصرالدين شاه از مستبد ترين شاهزادگان دوره ناصرالدينشاه و مظفرالدينشاه بود. وى در 11 سالگى به حكومت مازندران, و در 13 سالگى به حكومت فارس و در 17 سالگى به حكومت اصفهان رسيد. بسيار فسى القلب و در عين حال مقتدرترين شخصيت بعداز شاه بود. كنترل بيش از نيمى از ايران در دستهاى وى بود. در دوران حكومت طولانى خود در اصفهان دست به جنايات متعددى عليه مردم زد و املاك بسيارى را تصرف و به تملك خود درآورد
قدرت او حتى ناصرالدينشاه را به واهمه انداخته, وى را به تهران احضار و تا حدودى قدرتش را محدود ساخته و حكومت بعضى ولايات را از او گرفته و فقط حكومت اصفهان در دستش ماند. در زمان مظفرالدينشاه همچنان در اين سمت باقى ماند.در دوران محمدعليشاه باز هم حكومت اصفهان را به او واگذار كردند, اما مردم اصفهان اعتراض كرده و در تلگرافخانه متحصن شدند, لذا محمدعليشاه مجبور شد حكومت فارس را به وى بدهد. در نظر داشت محمد عليشاه را بركنار و پسر خود را جانشين وى كند, اما اين امر برملا گشته و ظل السلطان به اروپا عزيمت كرد
چندى بعد از فتح تهران توسط مشروطه خواهان به ايران بازگشت, در بندر انزلى مجاهدين وى را دستگير كرده و با گرفتن سيصد هزار تومان بعنوان جريمه وى را به داخل كشور راه نداده, ناگزير از همانجا به اروپا برگشت. در اواخر عمر به ايران بازگشت و در اصفهان اقامت گزيد. در سن هفتاد سالگى در تير ماه 1297 درگذشت
         سيد ضياالدين طباطبائى        
سيد ضياالدين فرزند روحانى معروف سيد على آقاى يزدى مىباشد. سيد ضيا از چهره هاى طرفدار انگليس بود كه حتى در دوران پيرى در مصاحبه اى كه انجام داد منكر آن نشد.در زمان طفوليت همراه پدر به تبريز رفته و در آنجا تحصيلات مقدماتى را انجام داد, و همزمان زبانهاى روسى و فرانسه را فرا گرفت. در پانزده سالگى به تهران آمد و در جريان مشروطيت به صف طرفداران مشروطه پيوست. بعداز صدور مشروطيت به شيراز رفته و روزنامه اى به نام ¨اسلام¨ و سپس روزنامه ¨نداى اسلام¨ را منتشر مىكرد.بعداز خلع محمدعليشاه روزنامه هاى ¨شرق¨ و سپس ¨برق¨ را منتشر مىكرد كه در آنها عليه نمايندگان مجلس دوم شوراى ملى مقالات تندى مىنوشت كه موجب توقيف روزنامه اش شد و وى كه تحت تعقيب بود به خارج رفت
پس از بازگشت به ايران روزنامه رعد را منتشر نمود, وى و روزنامه اش دراين دوره مدافع سرسخت دولت وثوق الدوله كه از منافع انگليس دفاع مىكرد بود. ضمن پشتيبانى از وثوق الدوله لبه تيز حملاتش را متوجه شخصيتهاى ملى بويژه آنان كه مخالف سياست استعمارى دولت انگليس بودند مىكرد. وى طرفدار جدى قرارداد خائنانه 1919 ايران و انگليس بود كه با پرداختن رشوه از طرف انگليسيها به وثوق الدوله و دو تن از وزيرانش توسط آنها امضا شده بود. برخلاف بسيارى از وطن فروشان وابسته به قدرتهاى خارجى, سيد ضيا ارتباط و نزديكى خود را با سفارت انگليس و دفاع از منافع آنها را پنهان نمىكرد
وقتى مجلس بخاطرمخالفت افكار عمومى و همچنين مخالفت تعداد زيادى از نمايندگان ملى از تصويب قرارداد خائنانه 1919 خوددارى كرد و وجهه انگليس و شخصيتهاى ايرانى وابسته به آنها كاملا بى اعتبار شد, انگليسيها در صدد برآمدند تا از طريق كودتايى كه در آن مخالفين ايرانى انگليس از طريق خود ايرانيها قل و قمع شوند سياست خود را به پيش ببرند. لذا اول فرمانده نيروى قزاق را خلع و رضا خان ميرپنج را به جاى آن نشاندند, سپس از طريق سيد ضيا كه نقش اصلى را در تهيه مقدمات كودتا داشت در سوم اسفند 1299 خورشيدى دولت قانونى را سرنگون كرده و سيد ضيا با حمايت بازوى نظامى كودتا يعنى رضاخان به مقام رئيس الوزرايى رسيد. اما صدارت ضيا بيش از سه ماه طول نكشيد. هم بخاطر مخالفت احمدشاه با تندرويهاى وى و نفرتى كه شخصا از سيد داشت و هم مخالفت رضاخان متحد قبلى اش كه وى را رقيبى براى خود ميديد و مخالفت بخش وسيعى از سياستمداران از طيف ملى تا شاهزاده هاى قاجار كه منافع خود را در خطر مىديدند روز چهارم خرداد 1300 با صدور حكمى از طرف احمد شاه از مقام نخست وزيرى عزل گرديد
بعداز بركنارى از رياست دولت با دريافت 25 هزارتومان هزينه سفر از ايران تبعيد گرديد , بعداز سقوط رضاشاه به ايران بازگشته و از يزد نماينده مجلس شد و حزبى بنام ¨اراده ملى¨ تاسيس كرد ولى بخاطر مخالفت افكارعمومى نتوانست نيرويى پيرامون خود جمع كند
Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد