|
||||
|
بين المللى - خواندنيها - زنان - فرهنگ و هنر و ادب - محيط زيست - پيوندها - |
قدرت او حتى ناصرالدينشاه را به واهمه انداخته, وى را به تهران احضار و تا حدودى قدرتش را محدود ساخته و حكومت بعضى ولايات را از او گرفته و فقط حكومت اصفهان در دستش ماند. در زمان مظفرالدينشاه همچنان در اين سمت باقى ماند.در دوران محمدعليشاه باز هم حكومت اصفهان را به او واگذار كردند, اما مردم اصفهان اعتراض كرده و در تلگرافخانه متحصن شدند, لذا محمدعليشاه مجبور شد حكومت فارس را به وى بدهد. در نظر داشت محمد عليشاه را بركنار و پسر خود را جانشين وى كند, اما اين امر برملا گشته و ظل السلطان به اروپا عزيمت كرد چندى بعد از فتح تهران توسط مشروطه خواهان به ايران بازگشت, در بندر انزلى مجاهدين وى را دستگير كرده و با گرفتن سيصد هزار تومان بعنوان جريمه وى را به داخل كشور راه نداده, ناگزير از همانجا به اروپا برگشت. در اواخر عمر به ايران بازگشت و در اصفهان اقامت گزيد. در سن هفتاد سالگى در تير ماه 1297 درگذشت
پس از بازگشت به ايران روزنامه رعد را منتشر نمود, وى و روزنامه اش دراين دوره مدافع سرسخت دولت وثوق الدوله كه از منافع انگليس دفاع مىكرد بود. ضمن پشتيبانى از وثوق الدوله لبه تيز حملاتش را متوجه شخصيتهاى ملى بويژه آنان كه مخالف سياست استعمارى دولت انگليس بودند مىكرد. وى طرفدار جدى قرارداد خائنانه 1919 ايران و انگليس بود كه با پرداختن رشوه از طرف انگليسيها به وثوق الدوله و دو تن از وزيرانش توسط آنها امضا شده بود. برخلاف بسيارى از وطن فروشان وابسته به قدرتهاى خارجى, سيد ضيا ارتباط و نزديكى خود را با سفارت انگليس و دفاع از منافع آنها را پنهان نمىكرد وقتى مجلس بخاطرمخالفت افكار عمومى و همچنين مخالفت تعداد زيادى از نمايندگان ملى از تصويب قرارداد خائنانه 1919 خوددارى كرد و وجهه انگليس و شخصيتهاى ايرانى وابسته به آنها كاملا بى اعتبار شد, انگليسيها در صدد برآمدند تا از طريق كودتايى كه در آن مخالفين ايرانى انگليس از طريق خود ايرانيها قل و قمع شوند سياست خود را به پيش ببرند. لذا اول فرمانده نيروى قزاق را خلع و رضا خان ميرپنج را به جاى آن نشاندند, سپس از طريق سيد ضيا كه نقش اصلى را در تهيه مقدمات كودتا داشت در سوم اسفند 1299 خورشيدى دولت قانونى را سرنگون كرده و سيد ضيا با حمايت بازوى نظامى كودتا يعنى رضاخان به مقام رئيس الوزرايى رسيد. اما صدارت ضيا بيش از سه ماه طول نكشيد. هم بخاطر مخالفت احمدشاه با تندرويهاى وى و نفرتى كه شخصا از سيد داشت و هم مخالفت رضاخان متحد قبلى اش كه وى را رقيبى براى خود ميديد و مخالفت بخش وسيعى از سياستمداران از طيف ملى تا شاهزاده هاى قاجار كه منافع خود را در خطر مىديدند روز چهارم خرداد 1300 با صدور حكمى از طرف احمد شاه از مقام نخست وزيرى عزل گرديد بعداز بركنارى از رياست دولت با دريافت 25 هزارتومان هزينه سفر از ايران تبعيد گرديد , بعداز سقوط رضاشاه به ايران بازگشته و از يزد نماينده مجلس شد و حزبى بنام ¨اراده ملى¨ تاسيس كرد ولى بخاطر مخالفت افكارعمومى نتوانست نيرويى پيرامون خود جمع كند | |||