www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com

بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
پيوندها - 
(وحيدالملك(ميرزا عبدالحسين خان
پسر حاجى ميرزا آقاخان پسر حاجى ميرزا محمد مهدى حاكم كاشان پسر حاجى غفور شيبانى كاشانى. تحصيلات او چند سالى در هندوستان بوده و بعد براى تكميل به لندن رفته پس از اتمام تحصيلات مخبر روزنامه ¨تايمز¨ انگليس گرديده به ايران آمد
چون از اول عمر هميشه طرفدار آزادى ايران بود(و مخصوصا برادر او ميرزا عليمحمدخان كاشى معروف به پرورش مدير جريدة ¨پرورش¨ منطبعة مصر از معاريف منورالافكار دورة ناصرى و مظفرى بود) به مجرد ورود به ايران با ساير احرار همقطار شد و مشغول كار شد. گذشته از ترتيبات علمى براى خبرنگارى كه اخبار را برمنافع مليون و حقيقت واقع را با اينكه برخلاف ميل سفير انگليس در تهران بود به لندن مخابره مىكرد بهمين جهت بود كه در سال 1327 موافق با دورة آزادى تهران از شغل مخبرى خارج و از طرف مليون وكيل تهران در مجلس دوم گرديد و جزو فرقة دمكرات معرفى شد و نيز در وزارت معارف در هيئت شورائى عضو گرديد و معلم علم حقوق در مدرسه دارالفنون و زبان انگليسى نيز گرديد
پس از انفصال مجلس(1330) به دست ابوالقاسم خان ناصرالملك از ايران تبعيد گرديد و به فرنگستان مسافرت كرد و مدت يك سال و نيم در اروپا بود. در مجلس سوم 1333 از تهران وكيل شد.از اشخاص تربيت شده عالم دوره جديد ايران است و از معاريف فرقه دمكرات
سيد حسين كزازى
آقا سيد حسين در دوره دوم مجلس شوراى ملى(1327) ازكرمانشاه به سمت وكيل منتخب گرديد و در موقع تعيين فرق پارلمانى در جزو فرقة دمكرات معرفى شد. پس از بسته شدن مجلس در سال 1329 ايشان هم به امر ميرزا ابوالقاسم خان ناصرالملك نايب السلطنة وقت خيال دستگيرى داشتند. مشاراليه پس از اطلاع برقضيه مدتى در قريه قلهك مخفى بود و بعد به كرمانشاه مسافرت كرد و در آنجا نيز بواسطه فعاليت شخصى راجع به ترتيبات داخلى فرقه دمكرات خيلى زحمت كشيد
براى دورة سوم مجلس در 1333 هم از كرمانشاه وكيل شده دومرتبه به تهران آمد و در محرم 1334 در موقعى كه قشون روس به طرف تهران در حركت بود با ساير وكلا مجلس حركت كرده در همه جا با ساير رفقا همقدم و همراه بود
سيد محمد رضا مساوات
اهل برازجان شيراز مىباشد. در موقعى كه علماى تهران در تاريخ 1323 براى ضديت با عين الدوله و مطالبة اصلاحات اساسى در زاويه حضرت عبدالعظيم متحصن بودند او هم جزو ساير علما در آنجا بود. بعد از آمدن به تهران براى رساندن مطالب حقه به گوش اهالى شبنامه هاى او در تاريخ مشروطيت ايران يكى از مسائل عمده است( چون در آن زمان روزنامه نبود شبنامه با مركب ژلاتين چاپ و مخفيانه منتشر مى شد
در دوره اول مشروطيت روزنامه ¨مساوات¨ را منتشر مىكرد, بدين جهت به مساوات معروف شد. پس از توپ بستن مجلس در 1326 از خوف دستگيرى مخفيانه از تهران مسافرت كرد و به زحمت زياد خود را به تبريز رساند و با ساير احرار مشغول امورات ملى شد. در دوره دوم مجلس وكيل از طرف تبريز و در دوره سوم از تهران منتخب گرديد. در 1334 با مهاجرين احرار از تهران حركت كرد. در مجلس دوم وى عضو فراكسيون راديكال بنام دمكرات يا عاميون بود كه در اقليت بودند. اكثريت مجلس در دست جناح محافظه كار بنام اعتداليون يا اجتماعيون به رهبرى فكرى آيت الله بهبهانى بود
Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد