|
|||||||
|
بين المللى - خواندنيها - زنان - فرهنگ و هنر و ادب - محيط زيست - پيوندها - |
سن او قريب سى و هشت سال بود كه اعدام شد. از جوانهاى جدى با حرارت دورة اواخر بود و از مريدان مخصوص مرحوم حاجى شيخ هادى معروف نجم آبادى بود. در دوره اول مجلس شوراى ملى روزنامه ¨صور اسرافيل¨ را تاسيس كرد و علنا برضد حركات محمد على ميرزا شاه مخلوع مقاله هاى تند آتشين مىنوشت بهمين جهت بود كه خيلى محل توجه شاه مخلوع گرديد و در ميان احرار هم مقامى ارجمند پيدا نمود. زمانى كه مجلس به فرمان محمدعليشاه به توپ بسته شد او نيز به همراه بهبهانى,طباطبايى, خويى, حكيم الملك, مستشارالدوله, ممتازالدوله, بهاالواعظين, قاضى قزوينى, حاج ميرزا ابراهيم آقا, داوودخان على آبادى, على اكبر ارداقى و ملك المتكلمين با سوراخ كردن ديوار مجلس خود را به پارك امين الدوله رساندند, محسن خان امين الدوله به بهبهانى و طباطبايى و چند تن پناه داد ولى ميرزاجهانگيرخان صوراسرافيل و ملك المتكلمين و دوسه نفر ديگر را بيرون كرد, و سپس با تلفن به باغشاه زنگ زده آنها را لو داد و متعاقب آن سربازان سر رسيده دستگيرشان كردند. صور اسرافيل و ملك المتكلمين در باغشاه در حضور خود محمدعليشاه به دار آويخته
پس از بستن مجلس (1326) به فرنگستان مسافرت كرد و در دوره سوم مجلس(1332) از طرف شهريار(بلوكى است در جنوب غربى تهران) وكيل گرديد و در محرم 1333 كه دسته اى از مشروطيون از تهران به طرف قم مهاجرت كردند او هم به قم آمد و ثانيا به تهران مراجعت كرد و باز در كاشان به مهاجرين رسيد
در اوقات مشروطيت جزو احرار و در دورة دوم مشروطيت مستخدم وزارت جنگ گرديد و بواسطة عدم تحمل حركات خائنانة سيف الملك امير اعظم پسر آقا وجيه سپهسالار كه در تاريخ 1319 معاون وزارت جنگ بود از خدمت مرجوعة خود استعفا داد و براى كارهاى ملى عازم فارس گرديد و در آنجا بواسطة تحريكات مستبدين مجبورا از بوشهر خارج گرديد و سفر مفصلى به اسلامبول و هندوستان كرد در حدود سال 1331به تهران مراجعت كرد و داخل امورات تجارتى گرديد و رئيس ادارة ملكى ارباب جمشيد پسر بهمن پارسى صراف معروف تهران گرديد. در تاريخ 1334 با مهاجرين احرار از تهران مهاجرت كرد | ||||||