|
|||||||
|
بين المللى - خواندنيها - زنان - فرهنگ و هنر و ادب - محيط زيست - پيوندها - |
مجاهد معروف و مدافع مشهور تبريز در سال 1326. پس از بستن مجلس شوراى ملى, سلطان عبدالمجيد ميرزاى عين الدوله از طرف محمد على ميرزا براى طرد و دستگير كردن مشروطه طلبان تبريز و آذربايجان مامور گرديد, اول كسى كه در تبريز بناى مقاومت را گذارد و مردم را تحريك برضد اردوى دولتى كرد ستارخان بود تقريبا يك سال در تبريز به همراهى ساير مجاهدين و باقرخان سالار ملى با قواى منظم دولت زد و خورد كرد و نگذاشت شهر تبريز به دست طرفداران محمد على ميرزا بيفتد. قبل از مشروطيت در ادارات دولتى شغل فراشى داشت و عنوان نداشت. آدم جسور با عزمى بود در سال 1329 كه قواى دولتى در تهران براى خلع اسلحة مجاهدين به پارك اتابيك اعظم حمله كردند ستارخان هم آنجا جزو ساير مجاهدين بود. بدون اينكه ضارب معلوم شود تيرى به پاى او خورد و مجروح گرديد و از همان سال علتى در مزاج او حادث گرديد و در سال 1332 در تهران مرحوم گرديد. سن او قريب چهل و پنج سال بود
در دوره دوم انتخابات مجلس در 1327 از طرف تهران وكيل شد و بعداز چندى به رياست مجلس منتخب گرديد. در دوره سوم نيز از تهران وكيل گرديد و بعد در سال 1329 به وزارت ماليه و بعد مدتى وزير عدليه شد و بعد به رياست ديوان عالى تميز منصوب شد وي به دستور رضاخان به پاريس رفته تا احمد شاه را قانع كند در مقابل دريافت يك ميليون ليره استعفا دهد. و احمد شاه در جواب مىگويد : من حاضر نيستم به هزار برابر اين مبلغ هم بفروشم و تو به ارباب خود ازقول من بگو كه اين خيال باطلى است, زيرا من پيش وجدان خود در مقابل نسلهاى آينده ايران سرافرازم كه حتى حاضر شدم از سلطنت بركنار شوم ولى خيانت نكردم. بنابراين اگر استعفا نمايم مثل اينستكه من رضايت داده ام و سلطنت را حق خود ندانسته ام. لذا اگر تمام دنيا را بمن بدهيد استعفا نخواهم داد وى از بنيانگذاران فراماسونرى ايران بود و در موقعيتى قرار داشت كه در بنيادگذارى سلطنت پهلوى و بقاى آن نقش بزرگى ايفا كرد. در شهريور 1320 با ابقاى مجلس فرمايشى رضاخانى و تماسهايش با انگليسيها كه پس از تبعيد رضا شاه به فكر نشاندن يكى از شاهزادگان قاجار مقيم اروپا(مراجعه شود به اسناد سرى وزارت جارجه بريتانيا كه پس از سقوط سلسله پهلوى منتشر گرديد) به جاى وى بودند, سلطنت محمدرضا شاه را تثبيت نمود
در اواخر سلطنت مظفرالدين شاه بنا به ضديت شخصى با سلطان عبدالمجيد ميرزاى عين الدوله شروع به تنقيدات اعمال دربار شاه كرد و شديدتر از همه مسئله مسيو نوز بلژيكى رئيس گمركات ايران بود. بالاخره با تحريكات بزرگان احرار از قبيل مرتضى قلى خان صنيع الدوله و غيره مطلب راجع به مسائل عمومى و درخواست مجلس شوراى ملى گرديد پانزده ژوئيه سال 1911 (24 تير ماه 1289 ه. ش) چهار مرد مسلح وارد خانه آيت الله عبدالله بهبهاني از سران انقلاب مشروطيت شدند و او را كشتند. در اعتراض به اين عمل، مجلس شوراي ملي و بازار تعطيل شد و عزاي عمومي اعلام گرديد و حسن تقي زاده به عنوان محرك اصلي اين قتل معرفي شد و گفته شد كه قاتلان از كساني بودند كه خود را مجاهد مشروطيت مي خوانند. به همين سبب دولت دستور خلع سلاح عمومي را صادر كرد و پنج روز بعد سپهدار تنكابني نخست وزير وقت كناره گيري كرد و ميرزا حسن خان (مستوفي الممالك) 37 ساله جاي او را گرفت | ||||||