www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com

بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
پيوندها - 
مظفرالدين شاه
    مظفرالدين شاه كه مانند پدرش و عمدتا با استقراض پول از بيگانه سه بار به سفر اروپا رفته بود! داراي شش پسر و 18 دختر بود . وي پس از ترور پدرش ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي كرماني به شاهي رسيده بود . در زمان سلطنت او نيز مقامات كشوري و لشكري همان ها و از همان خانواده هاي انگشت شمار بودند كه در زمان ناصرالدين شاه بركرسي رياست مي نشستند و زير نفوذ دولتهاي استعمارگر قرار داشتند و به همين دليل وضعيت كشور هميشه در حالت پس رفتن بود
روز پنجم اوت سال 1906 ميلادي (14 مرداد 1285 هجري خورشيدي)، مظفرالدين شاه قاجار سرانجام در برابر مشروطه خواهان تسليم شد و فرمان مشروطيت را امضاء كرد. قانون اساسي تدوين و نخستين جلسه مجلس شورا در كاخ گلستان با حضور مظفرالدين شاه تشكيل شد. مظفرالدين شاه كه به بيماري سل دچار بود در همين سال درگذشت
مظفرالدين شاه قاجار ده روز پس از امضاي قانون اساسي ، هجدهم ديماه سال 1285 خورشيدي ( 8 ژانويه 1906 ) در 54 سالگي ظاهرا از بيماري سل درگذشت و ده روز بعد پسرش محمدعلي ميرزا تاجگذاري كرد و شاه شد ؛ بدون اين كه از نمايندگان مجلس شورا براي شركت در اين مراسم دعوت بعمل آورد
(عضد الملك(عليرضا خان قوانلو
    چون سلطان احمد شاه هنگام خلع پدرش خردسال بود ، عضدالملك رئيس اسمي طايفه قاجار را كه ريشه مغولي داشتند به نيابت سلطنت انتخاب كردند. وى يكى از شخصيتهاى تقريبا خوشنام قاجار محسوب مىشود, از سياست و اوضاع جهان كاملا بى اطلاع بود.مدتى حكومت مازندران را داشته  و در سن پنجاه سالگى عهده دار ايلخانى گرى ايل قاجار گشت. در سال 1304 قمرى زمانى كه بدستور ناصرالدينشاه  صندوق عدالت(صندوقهايى كه مردم  شكاياتشان را در آنها مىانداختند) تاسيس شد عضدالملك رئيس اين صندوقها شد. اما به علت كثرت نامه ها عضدالملك وحشت كرده و اصرار به استعفا از اين مقام را داشت. صندوقهاى نامبرده بزودى بخاطر اينكه تعداد زيادى از نامه ها حاوى فحش و بد و بيراه به شاه و امين السلطان و كامران ميرزا نايب السلطنه بودند برچيده شدند
عضدالملك در جريان قضيه رژى و نهضت تنباكو واسطه بين دربار و روحانيون بود, وى در مدت پانزده ماهى كه بعداز خلع محمدعليشاه نايب السلطنه بود از دخالت در امور سياسى و دولتى خوددارى مىكرد. عضدالملك در رمضان سال 1328 قمرى در سن نود سالگى درگذشت
(قوام السلطنه(احمد
پسر ميرزا ابراهيم خان معتمدالسلطنه, در ايام جوانى جزو پيشخدمتهاى ناصرالدين شاه و بعد منشى امين الدوله ميرزا على اصغرخان امين الدوله و در حدود 1315 به منشى حضورى صدراعظم معرفى شد و مدتى گذشت كه بواسطة حسن خط و نيكوئى انشا به منشى حضورى مظفرالدين شاه و از لقب ¨دبير حضورى¨كه داشت به لقب ¨وزيرحضورى¨ مفتخر شد
در دوره دوم مجلس شوراىملى او را به معاونت وزارت منصوب كردند بطوريكه بهيچ وجه انتظار نمى رفت, و در حدود سال 1329 كه رياست كابينه با ميرزا حسن خان مستوفى الممالك بود او بسمت وزارت جنگ منتخب گرديد و در همين اوقات بود كه مسئله خلع سلاح مجاهدين و تحصن مجاهدين به پارك اتابك  و اقدلمات قوام السلطنه براى اجراى قانون خلع سلاح مصوبة مجلس بظهور پيوست
در زمان كودتاى رضاخان و سيد ضيا طباطبايى(فوريه 1921) وى كه حاكم خراسان بود به جرم همكارى با انگليسيها توسط كلنل محمد تقى خان پسيان دستگير و به تهران فرستاده شد. بعد از سقوط دولت سيد ضيا وى صدراعظم شد.در اين زمان به علت زدوبندهايى كه با آمريكاييها داشت و براى دريافت قرضه با آنها وارد مذاكره شده و هيئتى را از آمريكا دعوت كرده بود, موجب دلخورى انگليسيها شد, از طرف ديگر رقابت بر سر قدرت با رضا خان وزير جنگ منتهى به سقوط دولت وى گرديد, اما دولت جديد مشيرالدوله بعلت اختلافش با رضاخان ديرى نپائيد و قوام دوباره برسر كار آمد. در اين دوره وى راه مستشاران كمپانى هاى نفتى آمريكايى به ايران را باز كرد و هيئتى ازمستشاران آمريكايى به سرپرستى آ.ميلسپو را به ايران دعوت كرد
قوام السلطنه اوايل 1946 ميلادى در زمان محمد رضا شاه باز هم به نخست وزيرى رسيد, اين بار به علت رشد اتحاديه هاى كارگرى و احزاب چپ و دمكراتيك و فشار از پائين وى در آغاز با پُز دمكرات و آزاديخواه وارد ميدان شد و ازروزنامه ها رفع توقيف كرده, ميتينگها را آزاد گذاشت و بعضى از عناصر به شدت ارتجاعى چون سرلشكر ارفع را از كار بركنار نمود
اما قوام بزودى چهره واقعى خود را نشان داد و با كمك دستياران انگليسي و آمريكائي و دربار يورش دوباره به اتحاديه ها و سازمانهاى مترقى و دمكرات را كه مخل چپاولگرى منابع كشور(بويژه نفت)بودند را آغاز نمود, از طرفى فشار بر آنها را افزود و از طرف ديگر خود دست به تشكيل حزب ارتجاعى دمكرات كه كار عمده اش حمله به تجمعات اعتراضى مردم بود زد. عليرغم اين اقدامات , در تابستان 1946 كارگران تمام تاسيسات جنوب دست به اعتصاب عمومى زدند. انگليسيها با تحريك اعراب خوزستان و مسلح كردن آنها به اعتصابيون حمله كرده و 46 نفر را كشتند. قوام در خوزستان حكومت نظامى اعلام كرد
سياست نزديكى به آمريكا, انگليسيها را به شدت نگران كرده بود, بويژه اينكه قوام در نظر داشت در امتيازنامه كمپانى نفت ايران و انگليس به نفع آمريكاييها تجديد نظر كند. از طرف ديگر دربار از تمركز قدرت در دست قوام بشدت نگران بود, نمايندگان مجلس طرفدار دربار و انگليس عليه وى در مجلس سخنرانى مىكردند.بالاخره در دسامبر 1947 مجلس به او راى اعتماد داده و وى بركنار شد
Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد