|
|||||||
|
بين المللى - خواندنيها - زنان - فرهنگ و هنر و ادب - محيط زيست - پيوندها - |
در دوره دوم مجلس در 1328 از طرف هيئت علماى نجف براى نظارت بر قوانين مجلس برحسب يكى از مواد قانون اساسى نامزد و وارد تهران گرديد و در جزو هيئت علميه كه يكى از هيئتهاى مجلس بود خود را معرفى كرد در دوره سوم 1332 از طرف اهالى تهران به وكالت منتخب شد و در تهران نامى پيدا كرد هرگزاز راى خود برنميگشت, مستبد به معنى حقيقى كلمه بود, او وقتى ميگفت كه اسمش را با تسبيح انداخته ام معنايش اين بود كه بايد با اعتبارنامه او مخالفت كنم اگرچه برسر اينكار قتل عام بشود, از دارايى دنيا چيزى نداشت, اما با اينحال كريم و بخشنده بود, در مجلس دوازده نفر هميشه بدنبال او مثل حواريون مسيح بودند. اين گروه ازمظاهر غوغا وجنجال بوده و در اقليت مجلس بوده و تقريبا با تمام دولتهايى كه سر كار بودند سر جنگ داشتند. معروفترين اين حواريون عبارتند از محمد تقىبهار خراسانى, ميرزا هاشم آشتيانى, سيد حسن زعيم و سيد احمد بهبهانى. تقى زاده و دكتر مصدق هم گاهى به ملازمت او بودند و از يارى او بى نياز نبودند در سال 1305 شمسى توسط حدود 10 نفر مورد ترور قرار گرفت و تيرهاى زيادى به او اصابت كرد, اما موفق به كشتن وى نشدند. بعلت مخالفت هايش با رضاشاه وى را به خواف تبعيد و پس از يازده سال او را به كاشمر منتقل ساخته و در آنجا اول وى را مسموم و سپس خفه كردند
در تاريخ 1328 كه به همت ميرزا ابراهيم خان حكيم الملك مدرسه اى به نام مدرسة صنايع مستظرفه تاسيس شد كمال الملك را به مديريت آن مدرسه انتخاب كردند
مشاراليه در اوايل عمر در بختيارى و اصفهان زندگى مىكرد. پس از فوت پدرش مدتى در حبس ظل السلطان بود. بعد به همراهى ميرزا على اصغرخان اتابك اعظم از حبس خلاص شد و به تهران آمد و براى دفع شر ظل السلطان خودش را به ميرزا على اصغرخان بست و مدت زيادى در اروپا خصوصا در پاريس اوقات خود را گذراند و در ترجمه و نشر كتابهاى مفيد خيلى كار كرد. كتاب تاريخ بختيارى كه يكى از كتب معتبرة ايران است به زحمت او تمام شده .
دوم
آبان سال 1296 ( 24
اكتبر 1917) سردار
اسعد بختياري
كه با كمك
موثر او به
دوره استبداد
صغير پايان داده
شده بود در
گذشت و در
اصفهان مدفون
شد . مراسم
ترحيم وي
بسيار پر شكوه
برگزار شد و
به اين مناسبت
شهر اصفهان يك
روز تعطيل شده
بود . | ||||||