بين المللى -
خواندنيها -
زنان -
فرهنگ و هنر و ادب -
محيط زيست -
پيوندها -
|
 |
عبدالحسين
ميرزا
فرمانفرما |
عبدالحسين
ميرزا
فرمانفرما پسر
فيروزميرزا نصرت
الدوله
پسر عباس
ميرزا نايب السلطنه
پسر فتحعلى
شاه. وى
در دهمين سال سلطنت
ناصرالدينشاه(1274
قمرى) در تهران
متولد شد. در جوانى
خود را به وليعهد,
مظفرالدينشاه,
نزديك كرده و با
دختر وى ازدواج
كرد, وى يكى از بازيگران
سياست ايران در
دوره اى طولانى
بود, مشاغلى چون
فرماندهى قشون
آذربايجان و حكومت
كرمان و بلوچستان
در زمان ناصرالدينشاه
و وزارت جنگ و حكومت
فارس و كرمانشاه
و كرمان در زمان
مظفرالدينشاه,
وزارت داخله و
عدليه در زمان
محمد عليشاه, وزير
داخله در زمان
احمد شاه را عهده
دار بوده و بالاخره
در سال 1294 خورشيدى
رئيس الوزرا شد
بعد از
به قدرت رسيدن
رضاخان املاك فرمانفرما
چون املاك ديگر
توانمندان زمان
بزور از آنها گرفته
و به تملك رضاخان
درآمد, در همان
ايامى كه مدرس
را در زندان كاشمر
اول مسموم و سپس
خفه كردند, همان
ماموران رضا شاه,
يعنى سرپاسبان
فولادى و جلاد
معروف رضاشاه عباس
مختارى معروف به
عباس شش انگشتى
در سمنان نصرت
الدوله پسر فرمانفرما
را هم اول مسموم
و سپس خفه كردند
فرمانفرما
چند روزى پس از
اينكه كه رضا شاه
پيغام فرستاده
بود ¨املاك كرمانشاه,
همدان و اسدآباد
را به دفتر اختصاصى
بفروشيد¨ براثر
سكته فوت كرد. بغير
از نصرت الدوله
تعداد زيادى از
خانواده وى در
سياست ايران به
نحوى فعال بودند
كه سرشناسترين
آنها پسر ديگرش
محمدولى ميرزا
فرمانفرما و دخترش
مريم فيروز و نوه
اش مظفر فيروز
بودند
 |
سيد حسن تقى
زاده
|
سيد حسن تقى
زاده از مشروطه
خواهان راديكال
بود, وى در آغاز
قيام تبريز خود
را از طريق روسيه
به آنجا رساند,
بعداز فتح تهران
توسط مجاهدين گيلان
و اصفهان به تهران
آمد, وى يكى از چهره
هاى فعال دوران
مشروطيت بود,در
اولين مجلس شورايملى
در تصويب لايحه
كسر حقوق و مستمرى
محمد عليشاه نقش
اصلى را داشت. بعداز به
توپ بستن مجلس
او و تعدادى از
نمايندگان مجلس
و روزنامه نگاران
چون مرتضى قلى
خان نائينىو و
بهاالواعظين, على
اكبر دهخدا و ميرزا
سيد حسن مدير روزنامه
حبل المتين به
سفارت انگليس پناهنده
شدند. سفارت انگليس
از دولت ايران
خواست كه ضمانتنامه
براى امنيت جانى
و مالى متحصنين
داده شود و به آنها
اجازه خروج از
ايران را بدهند.
ضمانتنامه با امضا
محمدعليشاه صادر
شد و تقى زاده به
همراه معاضدالسلطنه,
دهخدا و سه نفر
ديگر ازمتحصنين
به همراه مامورين
سفارت انگليس به
رشت رفته و از آنجا
به خارج رفتند. وى
بعد ها از بازيگران
اصلى در خلع يد
از محمدعليشاه
بود. در مجلس دوم
وى ليدر جناح راديكال
نمايندگان مجلس
بنام فراكسيون
دمكرات يا ¨عاميون¨
بود.بعداز ترور
آيت الله بهبهانى
كه به جناح محافطه كار
مجلس يعنى
فراكسيون اعتداليون
يا ¨ اجتماعيون¨تعلق
داشت, وى را متهم
به مشاركت در توطئه
ترور نموده و وادار
شد ايران را ترك
نمايد
بعداز چند
سال اقامت در تركيه
, فرانسه, انگليس
و آمريكا به ايران
بازگشت, و در دوره
هاى چهارم و پنجم
مجلس از تهران
نماينده مجلس شد.
در مجلس پنجم كه
اكثريت نمايندگان
دست نشانده رضا
خان طرح انقراض
قاجاريه را مطرح
كردند, تقى زاده
به همراه مستوفى
الممالك, دكتر
مصدق, مدرس و ميرزا
يحيى دولت آبادى
تنها كسانى بودند
كه جرات مخالفت
خود را با آن مطرح
كرده و راى مخالف
دادند
تقى زاده
بعدها به همكارى
با رضا شاه
پرداخت و
نتيجه اين
همكارى تمديد
قرار داد
خائنانه نفت
ايران و
انگليس در سال
1933 مىباشد, همان
قراردادى كه
مبارزه براى
لغو آن توسط
مردم به رهبرى
دكتر مصدق
زينت بخش
تاريخ مبارزات
مردم ما عليه
استعمار
انگليس بوده و هرسال
ما پيروزى آنرا در
روز 29 اسفند
بنام روز ملى
شدن صنعت نفت گرامى
ميداريم
تقى زاده
به دلايلى بعدها
متهم به ارتباط
با انگليس شد, يك
دليلش اينكه بعد
از بتوپ بستن مجلس
در حاليكه اكثر
مشروطه خواهانى
كه دستگير شدند
اعدام و يا تبعيد
گرديدند, تقى زاده
كه به سفارت انگليس
پناهنده شده بود
تحت حمايت انگليسيها
و تضمين جانى از
طرف محمد عليشاه
به خارج رفت. ديگرى
نقش او بسال 1933 در
امضاى قرارداد
تمديد امتياز نفت
 |
ملك المتكلمين
|
حاجى ميرزا
نصرت الله ملك
المتكلمين فرزند
ميرزا محسن بهشتى,
از خطباى مشهور
دوره انقلاب مشروطيت,
مدتى در هندوستان
بود و در آنجا كتابى
بنام من الخلق
الى الخلق نوشت,
كه انتشار آن موجب
اخراجش توسط انگليسيها
از هند گرديد. زمانى
كه مجلس به
فرمان
محمدعليشاه
به توپ بسته
شد او نيز به
همراه بهبهانى,طباطبايى,
خويى, حكيم
الملك,
مستشارالدوله,
ممتازالدوله,
بهاالواعظين,
قاضى قزوينى,
حاج ميرزا
ابراهيم آقا,
داوودخان على
آبادى, على
اكبر ارداقى و
ميرزا
جهانگيرخان
صور اسرافيل
با سوراخ كردن
ديوار مجلس
خود را به
پارك امين
الدوله
رساندند, محسن
خان امين الدوله
به بهبهانى و
طباطبايى و
چند تن پناه
داد ولى
ميرزاجهانگيرخان
صوراسرافيل و
ملك المتكلمين
و دوسه نفر
ديگر را بيرون
كرد, و سپس با تلفن
به باغشاه زنگ
زده آنها را
لو داد و متعاقب
آن سربازان سر
رسيده
دستگيرشان
كردند. صور اسرافيل
و ملك
المتكلمين در
باغشاه در حضور
خود
محمدعليشاه
به دار آويخته
|