|
|||||||
|
بين المللى - خواندنيها - زنان - فرهنگ و هنر و ادب - محيط زيست - پيوندها - |
پس از مسافرت رم به بادكوبه آمد و بعداز چند ماهى به رشت مسافرت كرد و اين موقع مصادف بود با سال 1323 و ابتداى آزادى در ايران. او بواسطه شوق زيادى كه به اين امورات داشت به تهران آمد و در سال 1325 به اتفاق مرحوم ميرزا جهانگيرخان شيرازى معروف مدير ¨صور اسرافيل¨ و سرماية ميرزا قاسم خان تبريزى روزنامه صور اسرافيل را تاسيس كردند. ¨چرند پرند¨ هاى صور اسرافيل كه از قلم دخو بود بسيار معروف و خيلى جالب توجه عامه شد پس از توپ بستن مجلس در 1326 به قفقاز و اروپا و اسلامبول رفت و در آنجا در روزنامه ¨سروش¨ مقاله مىنوشت. پس از فتح تهران در 1327 به تهران آمد و از طرف مجلس وكيل گرديد و جزو هيئت اعتداليون برخلاف انتظار معرفى گرديد. پس از بستن مجلس در 1329 بى شغل بود تا در سال 1332 در وزارت معارف رئيس كابينه وزارت معارف گرديد. در دوره دوم مجلس بعضى حركات غير منتظر از او صادر گرديد. بهمين جهت نسبت به او تعريفى نيست. ولى گذشته از اين مطلب, بسيار قابل است كه در ادبيات ايران از او استفاده شود علي اكبر دهخدا رجل فرهنگي ايران و مولف فرهنگ دهخدا 27 فوريه 1956 ( هشتم اسفند 1334 ) در 78 سالگي در گذشت . وي سالها از اعضاي شوراي عالي معارف ايران بود . دهخدا كار نويسندگي را با نوشتن براي روزنامه ها آغاز كرده بود و تاليفات متعدد دارد . طنز هاي ژورناليستي او تحت عنوان چرند و پرند معروفست . او با امضاي مستعار « دخو » مطالب خود را در نشريات منتشر مي كرد . خدمات دهخدا به فرهنگ ايران بيش از اين توصيف ها است
محمدعلى فروغى از طرف رضاخان به پاريس رفته تا احمد شاه را قانع كند در مقابل دريافت يك ميليون ليره استعفا دهد. و احمد شاه در جواب مىگويد : من حاضر نيستم به هزار برابر اين مبلغ هم بفروشم و تو به ارباب خود ازقول من بگو كه اين خيال باطلى است, زيرا من پيش وجدان خود در مقابل نسلهاى آينده ايران سرافرازم كه حتى حاضر شدم از سلطنت بركنار شوم ولى خيانت نكردم. بنابراين اگر استعفا نمايم مثل اينستكه من رضايت داده ام و سلطنت را حق خود ندانسته ام. لذا اگر تمام دنيا را بمن بدهيد استعفا نخواهم داد
بعداز پيروزى, يپرم خان رئيس پليس مشروطه بوده و بعدها فرماندهى عمليات سركوب مجاهدانى كه مخالف خلع سلاح بودند را به عهده داشت در آخرين تلاشى كه محمدعليشاه (با كمك مالى و تسليحاتى روسيه)براى بازپس گرفتن تخت و تاج از دست رفته نمود و به همراه دو برادرش سالارالدوله و شعاع السلطنه به ايران از طريق شمال و غرب حمله نمودند, يفرم خان از طرف حكومت مشروطه فرمانده نيروهاى دولتى براى مقابله با سالارالدوله تعيين گرديد, و وى موفق به دفع نيروهاى سالارالدوله گرديد. و در همين ايام كه در قلعه اى از قلات متعلق به فرمانفرما (فرمانده كل قوا) مستقر شده بود شب هنگام تيرى بطرف سرش شليك گشته وكشته شد. بنا به روايات ناموثق اين امر به دستور فرمانفرما و توسط رضاخان(رضاشاه) صورت گرفت | ||||||