جبهۀ
نبرد کجاست ... ؟
رضا
مرزبان
پیام
به روشنفکران
آقایان
چپها!
روشنفکران!
چریک،
مجاهد،
مواظب
باشید
کلاه سرتان
نگذارند
این،
جنگ
شما نیست!
بنگرید:
ارتش،
سگ
شکاری ارباب،
قلادهاش
در دست کیست؟
امام،
شاه
است
شاه،
امام.
و
شما ماکیان
که
هم در عزای
آنها قریانی
میشوید
هم
در عروسی!
جبهۀ
شما،
حلبیآبادهای
تازه است،
کپرهای
"خلافت امام"
-
بیرون
شهرهای بزرگ –
و فقر
جانکاه
در درون
شهرها
وطن، نزد
شاه
طبیعت
گسترده بود،
با ثروت بیپایان
و
"جانورانِ "
رها شده بر آن
از خزنده و
پرنده و درنده
و چرنده،
تا
انسان!
با
مرزهایی از
سرنیزه، به
نام ایران
وطن، نزد
امام
طبیعت
گستردهای
است با ثروت
بیپایان
با
"جانوران"
رها شده بر آن
از پرنده و
چرنده و خزنده
و درنده،
تا
انسان!
و شغالهای
مهاجم آن
- بیهیچ
مرزی –
با دشنۀ
خونچکان
به نام اسلام!
در وطنِ
شاه،
هیرارشی
نظامی حاکم
بود
و هیرارشی
اداری،
و
طبقاتی.
و در وطن
امام
هیرارشی
فقاهت حاکم
است
و هرج و مرج
ِ نظامی
و هرج و مرج
ِ اداری
و "اطاعت"
طبقاتی!
در وطنِ
شاه،
ما جایی
نداشتیم
خلقها،
دانههای
روغنی ِ
کارگاه
عصّاری بودند
و تراکم حجم
چکمهها،
تانکها و
صنایع مونتاژ
اسکلت ما
را، میفشرد
و در وطن ِ
امام
ما، جایی
نداریم
خلقها،
دانههای
روغنی ِ
کارگاه
عصّاری هستند
و تراکم
مجسم ِ نعلینها،
ابریقها و
تعفنِ لاشۀ
دروغها
و صنایع
مونتاژ، و
سلاحهای
ذخیرۀ شاه
اسکلت ما
را، میفشارد.
تاریخ،
تکرار نمیشود
اما فجایع
آن،
تکرار
میشوند
جنگ ِ شاه،
با صدام
جنگ صدام،
با امام:
ارابۀ
جنگی شاه و
صدام
روی پیکر
خلقهای کرد و
عرب بود،
که
میتاخت
و فرزندان
کارگران و
دهقانان
-
گلادیاتورهای
عصر سرمایهاندوزی
–
سربازان
و تازیانۀ
جنگ: وطن!
ارابۀ
جنگی ِ صدام و
امام
روی پیکر
خلقهاست که
میتازد
از کرد و
فارس و عرب
- سنی و
شیعه –
و تازیانۀ
جنگ: دین
ستمکشانند
که
فوج فوج
صلیبهای
خود را
به زمین مینشانند!
اینجا
دروغی
پنهان است
آقایان چپها!
روشنفکران،
چریکها،
مجاهدان!
این دروغ،
وطن
شاه است
وطن
صدام
وطن
امام!
وطن شاه و
صدام
درون چمدان
است
وطن
امام،
قعر
گورستان!
و نبرد
خلق،
در جبهۀ
دیگر.
در این جنگ
آنکه میکُشد
و آنکه کُشته
میشود
با هم
دشمنی ندارند
" بهشت
امام" فریب
است
و " بسیج
صدام" خیانت
و گناهِ بیخبری
تودهها
به
گردن روشنفکران!
باید کاری
کرد
اما شما
روشنفکران!
بر سر
دوراهی:
این
بار هم راه گم
کردهاید
افیون
امام کاری است
چنین
پیداست!
اگر
اینست،از
هیبت آینده
بگذارید
بر خویشتن
بلرزیم
- آنسان که
یحیی تعمید
دهنده
از نار
هاویه
ما،
از دوزخ
زبانهکش ِ
اسکلت ِ سوزان
زحمتکشان!
6 مهر ماه
1359