فانوس
دریایی
رضا
مرزبان
مرثیهای
برای دانشگاه
(به مناسبت
"انقلاب
فرهنگی"!)
از:
"دفترهای شبانه"
(*)
فار بلند،
فانوس سرخ
فام،
چشم سپیده
در شب توفانی
سیاه،
-
استاده
در کرانه،
بیدار،
بیهراس،
شکیبنده،
استوار –
آیا چه
اوفتاده که گم
گشته از نگاه؟
پیداش
نیست دیگر در
ساحل عبوس
وین موجخیز
وادی پوشیده
در غبار!
هنگام، کز
نهیب شبیخون
آسمان
دریای
خسته را
در تیره تر
شبی
- هر
بُرههاش به
درازای
سالیان –
پوشاند
ریزش آوار
ابرها
تا دور دست
دور
هرجا،
هر قایقی
- در قبضۀ
تلاطم خیزابها
که بود
وز
تازیانۀ تندر
که میجهید –
فار بلند
را
فجر دمنده
- با خون
سرخ و گرم –
از ساحل
رهایی
تنها
نشانه دید.
اینک
در فجر سرخ
در ملتقای
ساحل و دریا
پیر کویری
اعصار دور دست
پای ستون
فار
بر
چوبدستی ِ خود
آرمیده است
و آویخته
است
از تارک
رفیع ستون
دستار
خویش را
و گِرد او
یک گلّه
گاو وحشی – در
خیز و در خوار –
آنک،
فانوس سرخ
فام
پوشیده در
سیاهی دستار،
گاوان به
جست و خیز
و خون گرم
فار
از زیر
ماسهها
پویان
در جست و
جوی دلتا ...
28 مرداد 1359
(*) – "دفترهای
شبانه"، شعرهای
دوران هولناک
اختفا و
سرگردانی
آقای مرزبان
در آن مراحل
التهابی
اوائل انقلاب
است، که هریک
از این اشعار،
بازگوی
وقایعی از آن
شرایط است. هرچند
این دفترها
تاکنون سه بار
"منتشر" شدهاند
(بار اول به
صورت دست نویس
و پراکنده
توسط مردم،
بار دوم تنها
دفتر اول آن
در سال 1362 در لندن
و بار سوم به
طور محدود در
سال 1368 در
کالیفرنیا)
اما صد افسوس
که این آثار
ارزنده و
تاریخی بهطور
شایسته
شناخته و منتشر
نشدهاند. ما
ضمن اینکه
تدریجاً به
انتشار این
شعرها اقدام
خواهیم کرد،
امیدواریم
همتی یرای چاپ
وسیع این دفترها
پیدا شود.
بید و
... باد
تند میراند
باد
تا رسید از
راه
میچمد در
بید بُن،
چالاک،
خیل اسبان
را – که پا در
بند –
میرماند
باد.
اسبها،
سرکش به هر
سو میکنند
آهنگ
گوش کرده
تیز،
باد
در بینی
پریشان یال،
سر
در پیش
گاه خیزان
روی پا، از
خشم
گاه پویان
در پی هم تنگ.
اما بید،
بندپای
اسبها در مشت
"هیس"
گویان میفشارد
چنگ.
در سیاه
ساکت شب باز
خیل اسبان
مانده اندر
دام
از فسون ِ
بیدبُن، آرام
تاکی باد ...
اینک باد!
اما بید ...
10
مرداد 1359
آرزو
1
شش کبوتر
بر بلند
آبی آسمان
در شط آرام
روشنی
آزادی را
پرواز میکنند
کاش یکی از
آنها بودم
و به
سرچشمۀ
خورشید پر میگشودم
2
در شط زلال
آفتاب
شش کبوتر
آزادی را
پرواز میکنند
آه!
اگر یکی از
آنها بودم،
تا چشمۀ
خورشید بال میگشودم.
5
شهریور 1359