|
خورشيد خانم
يكصد و
پنجاه سال
پيش, در آغاز
سلطنت
ناصرالدينشاه
و صدارت ميرزا
تقى خان
اميركبير(1264
هجرى قمرى) ايران
با تهى بودن
خزانه,
بىسروسامانى
دستگاه دولت و
آشفتگى سراسر
كشو, داراى
نظام اقتصادى و
كشاورزى عقب
افتاده اى بود
و از صنعت
جديد بىبهره.
اقتصاد بيمار
ايران, بويژه
باز بودن
دروازه هاى
كشور بروى
كالاهاى
فرنگى, موجب
خارج شدن ذخيره
طلاى ايران
گشته بود,
زيرا
براىخريد
اجناس اروپايى
تنها
مىبايستى طلا
داد. محور سياست
اميركبير,
براى نجات
ايران از آن
ورطة هولناك,
حمايت از
اقتصاد ملى
بود تا از اين
رهگذر سيل
تنزل اقتصادى
را متوقف
ساخته, صنعتى
كوچك و فراخور
فراهم آورده,
ترقى كشاورزى,
كاهش واردات و
افزايش
صادرات
وتوليد ملى را
ميسر نمايد, و
به گفته خودش
از ¨فرار شمش
هاى طلا¨
ممانعت كند.
از همين روى,
افزون بر
تحولى كه در
حالت ركود كشاورزى
به وجود آورد,
به تاسيس صنعت
ملى نيز دست يازيد:
صدور طلا را
ممنوع كرد,
فرمان آزادى
استخراج معدن
براى اتباع
ايران صادر
گرديد, بهره
بردارى
ازمعادن آغاز
شد. همزمان كارخانه
هاى پارچه
بافى, شكر
ريزى,
كاغذسازى, چينى
و بلورسازى,
چدن ريزى و
فلزكارى و
ديگر صنايع
كوچك نيز
تاسيس گرديد.
در سال 1267 هجرى
قمرى هم شش تن
از صنعت كاران
ايرانى را
براى آموزش
رشته هاى
مختلف به
روسيه و دو تن
را به عثمانى
اعزام نمود
هنرمندان
و صنعت كاران
ايران نيز به
اين دعوت
پاسخى نيكو
دادند و به
توليد
كالاهاى
مرغوب ملى و
رقابت با
امتعة فرنگى
مبادرت كردند.
از جملة اين
هنرمندان, يكى
هم ¨خورشيد
خانم¨, زنى تهرانى,
بود كه نمونه
اى از زردوزى
دورة نظاميان
را, كه تا آن
زمان از اتريش
و عثمانى وارد
مىشد, ساخت.
امير آن زن
هنرمند را
تشويق كرده,
فرمان داد
شاگردان
متعدد بگيرد و
پنج سال نيز
زردوزى لباس
نظامى در
انحصار او
باشد. بدين قرار
خورشيد خانم
نخستين زن ايرانى
بود كه در
ترقى توليدات
ملى به رقابت
با كالاهاى
فرنگى پرداخت
و در اين مهم
توفيق يافت. خبر
اين واقعه در
روزنامه ¨
وقايع
اتفاقيه¨ به
چاپ رسيد. متن خبر,
مورخ جمعه
يازدهم ربيع
الثانى 1267 هجرى
قمرى, بدين
قرار است:ت
ضعيفة تهرانى
زردوزى دورة
ملبوس صاحب
منصب نظامى را
به قاعدة روم
دوخته و در
كمال خوبى به
عمل آورد كه
در اين هفته
به نظر اولياى
دولت عليه رساند.
به طوريست كه
مطلقا با كار
اسلامبولى
امتياز داده
نمىشود.
اولياى دولت
عليه حكومت
فرمودند كه
شاگرد بسيار
نگاه دارد و
تا مدت پنج
سال احدى در
عمل او شراكت
ننمايد
براى تهيه
اين مطلب از
كتاب اولين
هاى تهران
نوشته سيروس
سعدونديان
استفاده شده
است سينا
|