|
|||||
گزيده اخبار روز - بين المللى - خواندنيها - زنان - سياسى - فرهنگ و هنر و ادب - محيط زيست - موسيقى - ...اعلاميه ها, بيانيه ها - مهمان روشنگرى - پيوندها - |
http://www.roshangari.com
نينا (1) ![]() فرض کنيد
ميخواهيد
برای يک جمع
صحبت کنيد،
مثلا در کلاس
برای همشاگرديها،
يا در يک سالن
سخنرانی برای
جمع بزرگتری ،
يا – چرا که نه –
به عنوان
نامزد اولين
جمهوری وافعا
آزاد ايران
برای همه
مردم، اگر در
شروع سخنرانی
از ترس جمعيت
دست پاچه شويد
و ناگهان
زبانتان بند بيايد
و به تته پته بيفتيد
و شنوندگان
شما متوجه
شوند
شما عادت به
سخنرانی نداريد
و خجالت ميکشيد،
فکر ميکنيد چه
ميشودو مردمی
که دارند به
شما گوش ميدهند
نسبت به شما
چطور قضاوت ميکنند؟
آيا
شمارا تحقير ميکنند
و ديگر علاقه
ای به شنيدن
حرفهای شما نشان
نميدهند؟ آيا فکر
ميکنند شما چيزی
سرتان نميشود
و ديگر حرفهای
شما را باور
نميکنند؟ آيا از
دست شما
عصبانی ميشوند
که لقمه
بزرگتر از
دهانتان
برداشته ايد
وکاری را که
در توانتان نيست
ميخواهيد
انجام دهيد؟ و... اگر حدس
شما در اين
چارچوب است و
فکر ميکنيد با
دست پاچگی تان
اثر منفی روی
شنوندگان خود
گذاشته ايد و
آنها ديگر از
شما سلب
اعتماد ميکنند
، بايد بدانيد
که
اشتباه ميکنيد.
برای شما که
آدم خجالتی
هستيد و از
سخنرانی در
جمعيت ميترسيد
خبرخوبی دارم!
حداقل در اين
مورد که
مثال زدم
درست برعکس
است ، يعنی شما
با دست پاچگی
خود بدون اينکه
خود بدانيد يکی
از بزرگترين و
اساسی ترين "
کلک " های علم
بيان را به
اجرا گداشته ايد
و دل شنوندگان
خود را بدست
آورده ايد و
آنها را به
خود علاقمند
کرده ايد . ![]() ميگوئيد
چرا؟ يکی از دلا
يلش اين است
که ما انسانها
دوست داريم
احساس کنيم که
برابر يا حتی
برتر
از ديگران
هستيم. اگريک
سخنران خيلی
از خود راضی
بنظر بيايد ما
نسبت به او
احساس کوچکی ميکنيم
و اين احساس
بسيار بدی در
ما بوجود می
آورد و ما را
از سخنران بيزار
ميکند . اين
طور ما از
برابری
خودمان در
برابر او دفاع
ميکنيم. به همين
دليل است که
اززمان سيسرون
تا امروز به
سخنرانهابا
اصرار توصيه ميکنند
: خجالت بکشيد
، تا ميتوانيد
خجالت بکشيد!
در عالم سياست
بهره برداری
از اين پديده برای جا
انداختن يک
نظر ، قالب
کردن رهبران سياسی
و فروختن عقيده
به يک علم
کامل تبديل
شده است. به
نامزدهای
حزبی و سياستمداران
ياد ميدهند
چطور از همان
آغاز سخنرانی
خود را خجالتی
و دست پاچه
نشان بدهند،
مثلا قلم
ازدستشان بيفتد،
دستمال يا
کاغذ يا چيزهای
ديگری را که
در دست دارند
از اين دست به
آن دست بدهند و
نشان بدهند
خجالت و شرم
حضور فکر
آنهارا ،حد
اقل کمی مغشوش
کرده است. البته
فکر نکنيد فقط
با خجالتی
بودن و تته
پته کردن ديگر
کار بر وفق
مراد است و
همه چيز به
دلخواه شما پيش
ميرود ،
سخنوری و مهم
تر از آن
"زبانبازی" يک
علم کامل است
، اولا اصول
متعدد دارد که
بايدبا هم ترکيب
شوند، گاه با
هم تناقض
دارند، جا ،
زمان ومکان معينی
بايد از قوانين
معينی
استفاده کنيد
وگرنه کار
خراب ميشود. اما
اگر اطلاع
کافی از آن
داشته باشيد و
آنرا به درستی
بکار ببريد
اوضاع بر وفق
مراد شما پيش
خواهد رفت، و
گرنه فکر ميکنيد
چطور بيل کلينتون به
زنش خيانت کرد
، در مقابل
همه دروغ گفت
ولی همچنان يکی
از محبوبترين
روسای جمهور
دنيا باقی
ماند. در طول
تاريخ از زمان
سقراط تا هيتلر
علم بيان يا
"رتوريک " مهم
ترين روش برای
خريدن دل مردم
و فروختن عقيده
به آنها بوده
است.برای همين
بايد اين جمله
را هميشه به
خاطر داشته
باشيد : با
کلام ميتوان
دل همه دنيا
را خريد! چطور يک
سخنرانی را
شروع کنيم؟ | ||||