www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
طرح,عكس,كاريكاتور 
ماندنىها 
لوموند ديپلماتيك
هادى خرسندى

گزيده اخبار روز - 
بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
سياسى - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
موسيقى - 
...اعلاميه ها, بيانيه ها - 
مهمان روشنگرى - 
پيوندها - 

دفتر مهمانان
يادداشتهاى شما
Guestbook

http://www.roshangari.com

اولين قرباني جنگ عقل است. يان گيليو


پيش از اين ها، مثلا در قرن بيستم مي گفقتند اولين قرباني جنگ حقيقت است. منظور اين بود كه طرف هاي جنگ در مورد عمليات خود آنقدر تبليغ دورغ راه مي انداختند كه رسانه ها خواهي نخواهي بخشي از تبليغات را منعكس مي كردند.

ولي آنچه ما در نخستين هفته جنگ در عراق ديديم تا حدودي متفاوت بود. حالا درست اين است كه بگوئيم كه نخستين تلفات جنگ تعقل در رسانه ها ست كه با سرعت كله پا مي شوند.

از آنجا كه ايالات متحده در جنگ رواني تداركاتي قول داده بود جنگ با آتشبازي عظيمي شروع خواهد شد و حمله هم زمان هزارها هواپيماي جنگي و موشك هاي قاره پيما (كه وحشت و فلج ايجاد خواهند كرد و در صورت وقوع يك ميليون نفر را خواهند كشت)، تدارك رسانه اي هم خود را براي يك آتش بازي معادل آن آماده كرده بود.

اطلاعات غلط به خوانندگان

آمريكايي ها نه تنها با گستاخي جنگ را آنطور كه قول داده بودند، شروع نكردند، بلكه عمليات را با يك حمله تروريستي كوچك به تنها ويلاي موجود در بغداد شروع كردند. در نتيجه رسانه ها با توصيف آن طي 15 ساعت در راديو و تلويزيون و دهها صفحه در نشريات جان مخاطبين خود را گرفتند. نتيجه اين شد كه به خوانندگان و شنوندگان طوري اطلاعات غلط داده شد كه در شرايط عادي قابل تصور نبود. وگرنه مي توان گفت بيشتر آن چه از اخبار تلويزوين و راديو و روزنامه ها آمد حدسيات، فرضيات و مزخرفات بود.

جعبه تلويزيون ها و راديوها بايد پر مي شد و همچنين صفحات روزنامه ها. نتيجه اين رسانه هاي جعبه اي اين شد كه لشكري از معلمين مدارس نظامي و امثال آنها به صحنه ريختند و چنين وانمود كردند كه خبري بلدند. اين نظاميان وقتي به فرضيات خود مي پردازند، مدام مي گويند "ما". "ما" دانش ويژه اي داريم كه بقيه شما نداريد، "ما" توانايي اين يا آن قضاوت را داريم و شما نداريد. در راديو يك بار يكي از اين نوع معلم ها مي گفت: "ما" مي توانستيم تضمين بدهيم كه تلفات نظامي ناچيز خواهد بود. به اين ترتيب اين معلم هاي استراتژي "ما" برلب طوري وانمود مي كنند مثل اين كه به اعتبار اونيفورمشان تماس مستقيم با ستاد رئيس جمهوري در زير زمين كاخ سفيد دارند. چون اطلاعات آنها فقط از آنجا مي تواند بيايد.

حدس ها و اشتباها

در روزنامه ها هنرمندان گرافيك هستند كه نقش مشابهي را برعهده دارند. آنها تصاوير كليشه اي را رسم مي كنند با علامت هاي انفجار و فلش هاي قرمز، هواپيماها و تانك هاي جنگي و امثال آن. متاسفانه خيلي واقعي به نظر مي آيد، ولي فقط تركيب تخيل هنري است با حدسيات كم و بيش معقول. اگر سربازهاي آمريكايي در كويت، يعني جنوب عراق هستند، پس آدم مي تواند جرات كند و چند فلش قرمز به طرف بغداد بكشد تا نشان دهد آن هاچطور بطرف شمال راه باز مي كنند. با وجود اين  تمام اين مهملات، همه اين ها حدسيات و اشتباه بدون كوچك ترين تلاشي از سوي تبليغات چي هاي نظامي فريبكار آمريكايي يا عراقي صورت مي گيرد. رسانه ها در مسابقه اول شدن عقل و خرد را بطور كامل كنار مي گذارند و واقعيتي را تشريح مي كنند كه وجود ندارد.

و زمان درازي بعد، وقتي كه اطلاعات درست در باره آن چه اتفاق افتاد منتشر شد ديگر خبر محسوب نمي شود و كسي به آن علاقه نشان نمي دهد.

 

23 مارس ‏2003‏

يان گيليو رئيس انجمن قدرت مند روزنامه نگاران و ناشران سوئد است. او اعتبار خود را به خاطر تلاش براي افشاي وجود يك دستگاه مخفي دولتي در دهه هفتاد به دست آورد. او براي اين ماجرا به زندان افتاد. او اكنون از برجسته ترين منتقدان سياسي در سوئد است و نوشته ها و مناظراتشان به خاطر ايجاز، تمركز روي مقصود ، كنايه هاي طنزآلود و صراحت خوانندگان زيادي دارد.

Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد