گزيده اخبار روز -
بين المللى -
خواندنيها -
زنان -
سياسى -
فرهنگ و هنر و ادب -
محيط زيست -
موسيقى -
...اعلاميه ها, بيانيه ها -
مهمان روشنگرى -
پيوندها -
دفتر مهمانان
يادداشتهاى
شما
Guestbook
|
!آقابزرگ
در تبعيد مرد
نوشته
سياوش صفارى
گويند مگو
سعدی، چندين
سخن از عشق
ميگويم و بعد
از من گويند
به دوران ها
:يك
_ چشمهايش
«شهر تهران
خفقان گرفته
بود. هيچ کس
نفسش در نميامد.
همه از هم
ميترسيدند،
خانواده ها از
کسانشان
ميترسيدند،
بچه ها از
معلمين شان،
معلمين از
فراش ها، و
فراش ها از
سلمانی و دلاک.
همه از خودشان
ميترسيدند،
از سايه اشان
باک داشتند.
همه جا، در
خانه، در
اداره، در
مسجد، پشت
ترازو، در
مدرسه و
دانشگاه و در حمام
مامورين
آگاهی را
دنبال خودشان
ميدانستند. در
سينماها،
موقع نواختن
سرود
شاهنشاهی همه
به دور و بر
خودشان
مينگريستند.
مبادا ديوانه
يا از جان
گذشته ای
برنخيزد و
موجب گرفتاری
و دردسر همه
را فراهم کند.
سکوت مرگ
آسايي در
سرتاسر کشور
حکمفرما بود.
همه خود را
راضی قلمداد
ميکردند.
روزنامه ها جز
مدح ديکتاتور
چيزی نداشتند
بنويسند. مردم
تشنه خبر
بودند و
پنهانی دروغ
های شاخدار
پخش ميکردند.
کی جرات داشت
علنا بگويد که
فلان چيز بد
است، مگر
ممکن ميشد که
در مملکت شاهنشاهی
چيزی بد باشد.»
و رمان زيبای چشمهايش
اينگونه آغاز
ميشود.
چشمهايش،
رمانی که من
با آن بزرگ
علوی را
شناختم، از حيث
اقبال عمومی
در زمره
محبوبترين
رمانهای ايرانی
قرار دارد. به
گفته محمد
بهارلو تنها
تا سال چهل صد
هزار نسخه از
اين رمان در
ايران و اروپا
منتشر شده
است.
گرچه بزرگ
علوی آثار
قابل تاملی
همچون گيله
مرد را در
کارنامه هنری
خود ثبت
نموده، اما
بدون شک چشمهايش
پخته ترين و
کاملترين اثر
اين نويسنده
محسوب ميشود
به گونه ای که
نام علوی با
آن گره خورده است.
داستان،
حکايتی ست
لطيف و
عاشقانه که
راوی با دستاويز
کردن آن شرايط
اجتماعی و
سياسی دوران استبداد
رضا شاه را به
تصوير ميکشد.
با وجود آنکه
بسياری از
منتقدين ادبی
علوی را پيرو
شيوه رئاليسم
ميدانند و
رمان چشمهايش
را رمانی
سياسی (و حتی
به تعبير
پرويز خانلری "يک
کتاب حزبی") به
حساب
مياورند،
بايد اذعان
داشت که کفه
عاشقانه
داستان بسی
سنگين تر از
کفه سياسی آن
است. من تا
آنجا پيش
ميروم که چشمهايش
را يکی از
زيباترين
عاشقانه های
ادبيات مدرن فارسی
قلمداد کنم.
محمد بهارلو
در مقدمه رمان
مينويسد:
«علوی ميپذيرد
که چشم هايش
قدری
"رمانتيک"
است، و او
قدری پای خود
را از "واقعيت
و از رئاليسم"
درازتر کرده
است. يا به تعبير
هدايت، چنان
که خود علوی
نقل ميکند، او
اساسا يک
نويسنده
"سانتی
مانتال" است و
طبعا رگه اين
"سانتی
مانتاليسم"
در چشم هايش
وجود دارد.
:دو
_ آقابزرگ
بزرگ علوی،
پدر رمان
نويسی ايران،
در ماه بهمن
سال ۱۲۸۳ در
تهران به دنيا
آمد. پدرش،
حاج سيد
ابوالحسن،
بازرگانی
مشروطه خواه و
وطن پرست بود
که زمانی هم
به نمايندگی
مردم تهران در
مجلس انتخاب
شده بود. در
پانزده سالگی
حاج سيد
ابوالحسن آقا
بزرگ و بردار
بزرگترش
مرتضی را برای
تحصيل به آلمان
فرستاد. آقا
بزرگ در امر
تحصيل شور و
اشتياق
فراوانی نشان
داد و پس از
فارغ التحصيل
شدن از
دانشگاه
مونيخ به
ايران بازگشت.
آشنايي با
صادق هدايت
تاثير
فراوانی بر
زندگی و آثار
آتی آقا بزرگ
نهاد. اين
آشنايي پس از
چندی به تشکيل
گروه ربعه
منجر شد که
علاوه بر علوی
و هدايت،
مسعود فرزاد و
مجتبی مينوی
نيز از اعضای
ان محسوب
ميشدند.
بعدها آشنايی
با تقی ارانی
او را به جمع
پنجاه و سه
نفر وارد کرد
و مقدمه ی
همکاری وی با
مجله دنيا
گرديد.
بزرگ علوی در
اين دوران
مدتی هم به
زندان افتاد و
پس از شهريور
۲۰ و سقوط رضا
شاه آزاد شد.
:سه
_ جمالزاده,
هدايت, علوى
داستان کوتاه فارسی
شکر است،
نوشته محمد
علی
جمالزاده، را
همگان به عنوان
نخستين
داستان کوتاه
فارسی (به
شيوه مرسوم غربی)
ميشناسند. در
حقيقت اين
داستان، بعد
از هزار سال
نثر نويسی
فارسی،
برگشتگاه
تاريخ ادبيات
معاصر ايران
به حساب ميايد.
اما سوای اين
موضوع، مقدمه
ای که
جمالزاده بر
کتاب يکی بود
يکی نبود نگاشت
حقيقتا به
مثابه يک سند
ادبی و بيانيه
نثر مدرن
فارسی است.
در اين مقدمه
جمالزاده
مواکدا بيان
ميکند که کاربرد
ادبيات مدرن
نخست بازتاب
فرهنگ عامه و
سپس انعکاس
مسائل و
واقعيتهای
اجتماعی است.
خود جمالزاده
اما، چندان به
مفاد اين
بيانيه
پايبند نمی
ماند چنان که
هر چند آثار
او آينه ی
فرهنگ و زبان
عاميانه
هستند اما در
ميان آنها از
واقعيات ها و
مسائل روز
جامعه به سختی
سراغ ميتوان
گرفت.
صادق هدايت
نيز، که پس
از جمالزاده
دومين چهره
برتر ادبيات
مدرن ايران
محسوب ميشود،
به استثنای
چند داستان،
وقع زياد به
بازتاب مسائل
مسائل روز نمي
نهاد. به بيان
روشن تر، جهت
اصلی کار
هدايت مقابله
و مبارزه با
سنتهای عقب مانده
و روابط
انسانی و
اجتماعی
متحجر بود.
بزرگ علوی در
اين ميان، بار
انعکاس مسائل
و واقعيتهای
اجتماعی را
بدوش ميکشد.
فی الواقع
آثار علوی
(خصوصا اثر
برتر و ستايش
شده ای همچون چشم
هايش) آينه
های تمام قد
حوادث و
رخدادهای
سياسی و اجتماعی
در مقاطع خاصی
از تاريخ
هستند.
طنز تاريخ
اينجاست که هر
سه نويسنده
بيشتر عمر خود
را در خارج از
ايران سپری
کردند (بزرگ
علوی مجموعا
۵۰ سال خارج
از ايران
زيست) و دور
از وطن مردند.
نام بزرگ علوی
در کنار نام
هايي همچون
جمالزاده،
هدايت، چوبک،
آل احمد،
دولت آبادی و ...
در خاطره
ادبيات
داستانی ايران
ثبت خواهد شد.
!يادش گرامی و
روانش شاد
باد
|