متن اثر هنری
در وسط زمستان بود
چون برادرانش و عموراده اش 12 ژوئن کشته شدند
و سه قطره خون ريخت
او نيز زن بود
سفيدچون برف، سرخ چون خون، و موهايش سياه بود چون شبق
معصوم به نظر می آمد، بی سوء نيت، و بی هر گونه گرايشی به خشونت
و آن سرخ و سفيد در کنار هم زيبا بودند.
قاتل بايد برای کاری که کرد مجازات شود
و ما نبايد تنها کسانی باشيم که اشک به چشم دارند
مثل علف هرز در دلش ميروئيد، تا اين که آرامشی برايش نماند، نه روز و نه شب
حنادی جرادت يک وکيل 29 ساله بود
من خواهم دويد در اعماق آن جنگل وحشی و هرگز ديگر به خانه باز نخواهم گشت
قبل از اينکه نامزد شوند او در کشمکش با نيروهای امنيتی اسرائيل کشته شد
و او دويد روی سنگ ها ی تيز و ازميان خارها
او گفت : نبايد که خون تو بی جهت بر زمين ريخته شده باشد
و نزديک بود قلب بی گناه سفيد برفی سوراخ شود
او در بيمارستان بستری شد، در هم شکسته از اندوه، بعد ازاينکه شاهد تيراندازی ها بود
آن جانور وحشی به زودی تو را خواهد بلعيد
بعد از مرگ او، نان آور خانواده شد، وتمام وجودش را در اختيار اين وظيفه گذاشت
"بله" ، سفيد برفی اين را گفت:" با تمام وجودم"
تلخ و اشک ريزان اضافه کرد:" اگر مردم ما نميتوانندآرزوها و اهداف شان را واقعيت ببخشند، بگذارجهان اصلا نباشد"
پس بدو، بينوا کودک، بدو
او خود را مخفيانه به اسرائيل رسانيد، به درو ن يک رستوران در حيفا خزيد،يک نگهبان را کشت، خود را منفجر کرد و 19 بی گناه راکشت
سفيد چون برف، سرخ چون خون، و موهايش سياه چون شبق
وآری ميگريند بسياری اکنون: خانواده زر آويو، خانواده آلموگ و وخانواده های تمامی کشته ها و زخمی ها
و سرخ زيبابود در کنار سفيد