www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

ميخواهم از ته دل داد بزنم. حميد دادگر
*مقايسه آنچه خمينی يک ربع قرن پيش وعده داد و آنچه که امروز داريم.
*آيا مى دانند در سايه حكومتى كه همه آرزوى داشتنش را داشتند يك زن براى 500 تومان ناقابل تن به خود فروشى مى دهد؟ آيا مى دانند با 500 تومان فقط مى شود 5 نان سنگك خريد؟ آيا مى دانند در سايه حكومتى كه آرزوى داشتنش را داشتيم، زنانى تمام اعضا و جوارح بدنشان را براى ساعت ها در معرض تجاوز قرار مى دهند تا بتوانند شكم خالى فرزندان بى گناهش را سير كند؟آيا مى دانند چه تعداد از دختركان كم سن و سالى كه تن به خودفروشى مى دهند هدفشان از تن دادن به فحشا جز خريد دفتر و كتاب و مداد و يا تهيه لقمه نانى براى خواهران و برادران كوچكترشان نيست؟

اگر اينجا ما هى فرياد مى زنيم كه «بابا همه چيز اين مملكت غير همه جاست»، الكى نيست؛ قبول نداريد روى نطق پيش از دستور احمد شيرزاد نماينده مردم اصفهان در مجلس دقت كنيد آنوقت خواهيد فهميد كه حساب و كتاب هاى ما هم بايد غير حساب و كتاب هاى همه جاى دنيا باشد.
عده اى با خواندن جملات بالا شايد فكر كنند كه اين مطلب طنزى بيش نيست اما واقعا طنز نيست, جدى مى گويم البته تو خود مى دانى كه هر حقيقتى خود تلخ طنزى است كه به مذاق خيلى ها خوش نمى آيد.
حكايت ما حكايت 25 سالى است كه احمد شيرزاد بر اثر شايد اشتباهى آن را 19 سال عنوان كرد؛ حكايت ما حكايت ربع قرن دروغ است.
سال گذشته را به ياد مى آورم كه آيت الله ابراهيم امينى نايب رئيس مجلس خبرگان رهبرى سخنى گفت كه خيلى ها را تكان داد. وى گفت: «آنقدر درباره عدالت اسلامى و ارزش هاى دينى با مردم صحبت شد كه همه آماده ايثار و فداكارى شدند و اين همه شهيد و جانباز تقديم شد. اسلامى را كه آنها مى خواستند عزادارى و... نبود چون در آن زمان همه آن مسائل وجود داشت و حتى خود رژيم در مسجد سپهسالار مجلس عزادارى برپا مى كرد, كاش آن نوارها بود كه ما چطورى حرف مى زديم كه دهان مردم آب مى افتاد...».
راستى آيا جمله اى از اين واضح تر وجود دارد؟ همه زمان شاه را به ياد مى آورند صحبت هاى انقلابى در پاى منابر را. اما آيا همه به ياد مى آورند كه آن سخنان چه بود؟ عامه مردم كه غرق در مشكلات اقتصادى جامعه شده اند تنها سخنانى كه يادشان مى آيد و در محافل دوستانه و حتى در محيط كار و اماكن عمومى از آن ياد مى كنند، سهم پول نفت مردم و رايگان شدن استفاده از آب و برق و ساخت مسكن براى مستضعفين با استفاده از اموال مصادره اى نزديكان شاه و اين قبيل موارد است. اما آيا سخنان شيرينى كه دهان مردم را آب مى انداخت، فقط در حد قبض آب و برق بود؟
خوانندگان محترم مى دانند كه بيشتر اين سخنان همه ابعاد زندگى بشرى را در بر مى گرفت و بحمدلله راجع به همه چيز بيان مى شد. اما آيا اينها را مى توان گرد آورى كرد؟ آيا شمار اين سخنان ناچيز است؟ مسلما پاسخ يك كلمه است: نه.
روزگاري، يك خبرنگار زيرك سوالى از آيت الله خمينى پرسيد كه «بعضى ها مى گويند كه ما از زير چكمه استبداد به زير نعلين استبداد مى رويم». اين سوالى است كه پس از ربع قرن ارزش آن درك مى شود. درست زمانى كه بسيارى علنا از استبداد سخن مى گويند و از استبداد دينى اظهار نگرانى مى كنند.
آيت الله خمينى در پاسخ به سوال اين خبرنگار كه درست چند روز پيش از پيروزى انقلاب بود، گفت: «كسانى كه اين حرف ها را مى زنند عمال شاه هستند. به آنها بگوييد شاه ديگر بر نمى گردد و شما اگر حكومت اسلامى را ببيند، خواهيد ديد كه ديكتاتورى اسلام اصلا وجود ندارد.» و درست چند روز بعد دوباره تأكيد مى كند: «مى گويند آخوندها ديكتاتورى دارند؛ كدام ديكتاتوري؟ ما مى گوييم ديكتاتورى نكنيد. جز از فساد از هيچ چيز جلوگيرى نمى كنيم... اسلام حكومت جابر را قبول ندارد و با ظلم مخالف است».
بگذريم... ببينيم راجع به آزادى بيان چه گفته شده، دوازده بهمن 57 را به ياد مى آوريد؟ جمعيت را؟ بهشت زهرا را؟ سخنرانى آيت الله خميني، بنيانگذار جمهورى اسلامى را؟ يادتان هست راجع به جوانانى كه در راه به ثمر رسيدن اين انقلاب خون خود را فدا كردند چه گفت؟ گفت: «خون جوانان ما... براى اين ريخته شده كه ما آزادى مى خواهيم. ما 50 سال است كه در اختناق به سر برده ايم. نه مطبوعات داشتيم نه راديو و نه تلويزيون صحيح داشتيم. نه خطيب مى توانست حرف بزند و نه اهل منبر مى توانست حرف بزند نه امام جماعت مى توانست آزادانه كار خودش را بكند.» و با استناد به اين كلام نمى خواهم قضاوت كنم كه آيا امروز اختناقى هست يا نه؟ آيا اهل منبر مى تواند حرف بزند و از مكافات حرف هايش در امان باشد؟ آيا وكيل مجلس مى تواند حرف بزند و كتك نخورد و پرونده برايش تشكيل نشود و قس عليهذا...
ببينيم به عنوان نمونه در همان بهمن 57 آرزوى چه حكومتى را داشتند، باز هم به سخنان آيت الله خمينى اشاره مى كنم: «تاريخ ما از حكومت هايى كه در صدر اسلام بوده خبر به ما داده كه وضع اين حكومت ها چه بوده است. حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب كه حاكم ممالك بزرگ از عربستان تا مصر و عراق و ايران و سوريه و ساير جاها بوده است و قاضى كه خودش براى قضا قرار داده بود وقتى يك نفر يهودى از امام به او شكايت كرد، قاضى على (ع) را خواست و با يهودى در عرض هم نشستند و دادخواهى شد و قاضى حكم بر خلاف حضرت على داد. ما آرزوى چنين حكومتى را داريم.»
خواننده گرامى مى دانم تويى كه اين يادداشت را مى خوانى قطعا از اخبار ايران مطلعي، از ويرانه اى كه آيت الله شاهرودى تحويل گرفت و ويرانه ترش كرد، از بازداشت ها، از بازجويى ها، از جريان جسم سخت، از شكنجه سفيد، از دادگاه ها و روند دادرسى ها، از كيفرخواست هاى سياسي، از احكام عجيب و غريب، از اعدام مطبوعات، از زنده به گور كردن اصحاب قلم كه عدم فعاليتشان با مرگشان تفاوتى ندارد و از... راستى ما آرزوى چنين حكومتى را داشتيم؟
نقل قولى ديگر مى كنم از آيت الله خمينى باز در بهمن 57: «يك حكومت عادل مى خواهيم، حكومتى كه نسبت به افراد علاقمند باشد و عقيده اش اين باشد كه بايد من نان خشك بخورم مبادا يك نفر در مملكت من زندگيش پست باشد و گرسنگى بخورد. ما چنين حكومت عادلى مى خواهيم ايجاد كنيم.»
اميدوارم از اين جمله آخر خنده تان نگيرد، آرزوى همه ما چنين حكومتى است، رئيس مجلسى كه با نطق پيش از دستور نماينده مردم اصفهان بر مى آشوبد آيا نمى داند آرزوى همه ما چنين حكومتى است؟ كروبى كه خود را انقلابى مى داند به دور و برش نگاه كند. ببيند در دور و برش چه مى گذرد، نمى خواهم دورتر بروم، همان دور و برش را ببيند كافى است. آن نمايندگان مدعى دفاع از ارزش ها همان دور و برشان را ببينند كافى است. آيا اينها مى دانند كه دور و برشان چه خبر است؟ آيا مى دانند در سايه حكومتى كه همه آرزوى داشتنش را داشتند يك زن براى 500 تومان ناقابل تن به خود فروشى مى دهد؟ آيا مى دانند با 500 تومان فقط مى شود 5 نان سنگك خريد؟ آيا مى دانند در سايه حكومتى كه آرزوى داشتنش را داشتيم، زنانى تمام اعضا و جوارح بدنشان را براى ساعت ها در معرض تجاوز قرار مى دهند تا بتوانند شكم خالى فرزندان بى گناهش را سير كند؟ نه دروغ نمى گويم، خبر نقل نميکنم، عين واقع را که ميدانم عرض ميکنم. آيا مى دانند چه تعداد از دختركان كم سن و سالى كه تن به خودفروشى مى دهند هدفشان از تن دادن به فحشا جز خريد دفتر و كتاب و مداد و يا تهيه لقمه نانى براى خواهران و برادران كوچكترشان نيست؟ به راستى آيا مى دانند؟
آيا اين حكام عادل حاضرند زن و دخترشان را در معرض تجاوز مردان بيگانه قرار دهند تا چون تعدادى از مردم شكمشان سير شود؟ مگر وعده چنين حكومت عادلى به مردم داده نشد؟
به راستى آيا ما آرزوى داشتن چنين حكومتى داشتيم؟ آيا 25 سال به مردم دروغ محض نگفته ايم؟
   2003.11.26 00:21


بازگشت



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد