www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

حوزه ى علمية قم
ومشكلات جنسى جوانان!
سيروس طبرستانی

يادداشت هايی از سر بی حوصلگی 17

قبل از اين كه كس ديگرى بگويد، بگذاريد خودم بگويم كه اگر براى من امكان داشت دوست مى داشتم كه با استفاده از يك بورسيه تحصيلى مدتى در شهر دانشگاهى قم قدم مى زدم و از فضاى آغشته به تحقيق و تفحص آن دارالعلم بى نظير استنشاق مى كردم تا شايد به راه راست هدايت شوم. ولى حيف براى منى كه از زمان ولايتعهدى مظفرالدين شاه، در بلاد فرنگ بوده و ايران را نديده ام، اين آرزوئى محال است كه بايد با خودم به گور ببرم كه خوب، چشمم كور، مى برم. ولى عملى نشدن اين آرزو، نبايد باعث شود كه من درراستاى شناساندن اين مركز علمى بى نظير به جهانيان به ويژه به ايرانيان خارج از كشور سنگ تمام نگذارم. اين يك وظيفة انسانى و علمى است كه اجر فراوان دارد.
در يكى از شماره هاى روزنامة «رسالت» كه تصادفا نصيب من شده است چشمم به مقاله اى تحقيقى و مستدل افتاد در « پيرامون جلوگيرى از انحراف جوانان» كه درست مانند نمكى بود كه بر زخم قديمى من پاشيده باشند. ديدم اى دل غافل! كجاى كارى! اسلام، پس از حل مسائل مربوط به مغز و شكم حالا ديگر به حل مسائل مهم ترى روى آورده است كه از همه نظر جامعه اى نمونه تحويل بشريت بحران زدة پايان قرن بيستم بدهد. در حاليكه از سوزش نمك بر روى زخم، از چشمم آب مى آمد، لبخندى به وسعت اين دنيا بر لبهاى من نقش بست. از اين كه ايرانى ام، حظ كردم. عنوان اين مقالة تحقيقى و مستدل « دوران نامزدي، حل مشكل جوانان» بود كه مرا به اختيار به ياد دوران نامزدى خود من انداخت كه حسابى گرية مرا در آورد. حسرت خوردم كه چرا آن موقع ها، فضلا و علماى حوزه ى علميه قم از اين دست مقالات مفيد نمى نوشتندو بند كرده بودند به آداب طهارت وامثالهم ومكروه بودن خوردن پشگل و غيره...
مقاله با اشاره به يك واقعيت بديهى آغازمى شود كه « سرمايه داران غرب و كمپانى ها و شركت هاى چند مليتى وكارتلها و تراستهاى انحصار طلب، سايه ى شوم ورشكستگى و بحران را بالاى سر خود مى بينند و ريشه ى اين طوفان را در ايران و انقلاب اسلامى مى دانند» و به همين دليل، قلب انقلاب اسلامى ايران را نشانه گرفته اند.
آنها خوب مى دانند انقلاب، حول محول نسل جوان مى چرخد، پس « اگر بتوانند هوسبازى و آزادى هاى فردى راجايگزين روح تقوى اسلامى كنند، شور انقلاب فروكش خواهد كرد». براى اين كار، بر روى ضعف نسل جوان، « مخصوصا مشكلات جنسى» دست گذاشته اند. معترضه بگويم كه خدا به استاد باستانى پاريزى عمر دراز بدهد كه در يكى از كتابهايش نوشته بود، « در تاريخ از پائين تنه غافل نباشيد». پير مرد مثل اين كه مى دانست در باره ى تاريخ چه سرزمينى قلم مى زند. بارى اين كارتلها در ايران « ايادى مرموزى» دارند كه « شرايط ازدواج را آن چنان بالا برده اند كه جوانان دسترسى به آن ندارند» و در نتيجه، مى زند به سرشان و راه مى افتند در خيابانها و داد و هوار راه مى اندازند كه آزادى انديشه، با ريش و پشم، نمى شه .
در باره ى اين « ايادى مرموز» اطلاعات بيشترى عرضه نمى شود. ولى من فكر مى كنم كه منظور محقق محترم ما آنهائى هستند كه مسبب ومسئول گرانى مسكن و ارزاق عمومى در ايران اسلامى اند. همة كسانى كه در خط دولتهاى استكبارى كار مى كنند و مسبب بيكارى روزافزون هستند ومى خواهند به اين ترتيب، نسل جوان انقلاب را از راه به در ببرند، چون « خوب مى دانند نصيحت و موعظه و ارزشهاى مذهبى در مقابل محروميت جنسى وجاذبة جنسى وجاذبة سكس مبتذل ضعيف است». باز مى بينم، سر من و هم سن و سالهاى من چه كلاه گشادى رفته است. چون ما كه در زمان طاغوت بزرگ مى شديم، فكر مى كرديم نصيحت و موعظه و حتى سينه زدن و كتل كشى در روزهاى محرم و به مسجد رفتن درشبهاى ماه رمضان و قرآن به سر كردن در شبهاى احياء خيلى تاثير دارد. ولى خوب، سئوال اين است كه در اين وضعيت، چه بايد كرد؟جوابش ساده است.
فضل تقدم در يافتن راه حل براى مشكلات پائين تنه اى در ايران اسلامى با رئيس محترم شوراى مصلحت و رئيس جمهور سابق ولى هم چنان محبوب، آقاى هاشمى رفسنجانى است كه مدتى قبل، مبحث شيرين ازدواج موقت را پيش كشيده بود و مثل فمينيست هاى دو آتشه،مدعى شد، كه حتى طرفين مى توانند خطبه را به زبان فارسى هم بخوانند كه خداى باريتعالى قبول خواهد كرد. اشكال راه حل انقلابي، رئيس جمهور انقلابى ايران اسلامى اين بود كه بعضى از علماى انقلابى حوزه ى انقلابى قم، با ايشان همراهى نكردند. ولى به قول محقق گرانقدر ما، راه حل انقلاب آقاى رئيس جمهور سابق آنقدرها هم انقلابى نيست« زيرا فراگير نيست». پس بايد چيزى باشد فراگير، يعني، « پيشنهاد ما اين است كه سنت نامزدى را در فرهنگ جامعه زنده كنيم» و بعلاوه، « ارزشهاى انقلابى و علمى را با وسائل تبليغاتى مدرن تشريح كنيم». «ارزشهاى انقلابى» كه بى گفتگو معلوم است، حفظ حكومت اسلامى ايران به هر قيمت و با هر هزينه و به هر زحمت. ارزشهاى علمي، همين بس كه اين فرمايشات از دارالعلم حوزه ى علميه قم صادر شود!
اشتباه نشود. مقصود اين نيست كه « نسل جوان زود عروسى كنند و مشكلات زندگى آنان را در حال غنچه بودن خشك كند». خير، بلكه غرض اين است كه جوانان از مزاياى شرعى ازدواج بهره مند شوند و « دوران نامزدى سالها ادامه يابد» يعني، همان روشى كه «در خانواده هاى اصيل قمى و در بعضى از نواحى مشهد و شمال رايج است». حسن اين برنامة انقلابى خيلى زياد است. اگر هر جوان « حق دارد از بوستان زندگى يك گل بچيند، اجازه دهيد تا غنچه است و پرپر نشده است، انتخاب كند». چون وقتى پرپر شد، يا وفات يافت كه اصلا مشكلى نيست تا راه حلى بطلبد. اگر براى جوان خود يك باغ انگور بخريم و كليدش در اختيار او باشد، « او هرگز براى دزدى از ديوار باغ ديگران بالا نخواهد رفت». از آن گذشته، مقدارى از اين انگور را مى تواند شراب بياندازد و رفع تشنگى كند، آخر، «تحمل عطش تا كي؟»
نمايندة مجلس در ميان مردم تاكستان، به اين پيشنهاد اعتراض كرد. به نظر او، اين برنامه باعث مى شود تا جوانان تهرانى و اصفهانى و جاهاى ديگر، براى خريدن باغهاى انگور به تاكستان بروند و اهالى بومى آنجارا از كسب و كار بياندازندو بعلاوه، با خودشان فرهنگ مصرفى و استكبارى تهران را به ارمغان بياورند كه اصلا مناسب حال امت شهيد پرور تاكستان نيست. با اين گريز، برگرديم سر اصل مطلب.
پيشنهاد اين است كه « عقد شرعى جارى شود». البته با تشريفات ساده و غير رسمى كه باعث پرپر شدن غنچه هاى جوان نشود و « دو همسر به جز عروسى از روابط عاشقانه استفاده كنند». البته در اصل سند اين نكته روشن نشده است كه آيا دو همسر بايد فقط در طول اين تشريفات ساده از روايط عاشقانه استفاده كنند يا بعد از آن هم مى توانند. ولى نكته مهم اين است كه دو همسر مى توانند « نيازهاى طبيعى خود را از راه مشروع ارضاء نمايند». درپاورقى آمده است كه استفاده از راههاى نامشروع در شريعت اسلامى اكيدا ممنوع است و چنانچه دو جوان در حين استفاده از روابط عاشقانه از راه غير مشروع مشاهده شوند، به اشد مجازات محكوم مى شوند كه به قرار زير بايد اجرا شود:
- سازمان جمع آورى و فروش اموال تمليكي، باغ انگور را به نام نامى امان زمان مصادره كرده و در فرصت مناسب و مقتضى از طريق مزايده به بستگان نسبى و سببى هيئت مديرة سازمان به فروش مى رساند.
- چنانچه جوان، يا خانواده او نتوانند ديه البيضتين بپردازند، شواريعالى قضائى مكلف است تا براى جلوگيرى از تكرار اين نوع قانون شكنى ها، حدى را كه مرحوم كريمخان زند در حق مرحوم آغا محمد خان قاجار جارى كرد، در حق جوان خاطى جارى كند. رئيس شورايعالى قضائى در يك مصاحبه مطبوعاتي، مقدار دقيق ديه را به درهم و دينارو هم چنين معادلش به « لباس حلة يمنى» را به اطلاع امت شهيد طلب اسلامى مى رساند.
نمايندة مجلس اسلامى در ميان مردم قزوين در نامه اى كه به هيئت امناى حوزة علميه قم نوشت در اعتراض به اين مجازات پيش بينى شده متذكر شد كه باوجود ظاهر اسلامى و شرعي، ايادى مرموز استكبار جهانى بر عليه حوزة علميه مشغول توطئه اند و براى مقابله با آن هشدار داد.
پس از ارضاى نيازهاى طبيعى از راه مشروع« هروقت درسشان تمام شد و صاحب كار و درآمد شدند» مى توانند به كمك بچه ها كه تا آن موقع از آب و گل در آمده و براى خودشان تشكيل خانواده داده اند، « با تشريفات رسمى جشن عروسى بر پا كنند».
اگر پرسيده شود با چه اطميناني، پس ازرفع نيازهاى طبيعى عروسى نخواهند كرد؟ « پاسخ مى دهيم اگر عروسى بكنند از جهيزيه خبرى نيست»، يعنى به آنها حتى يك دست رختخواب هم نمى دهيم تا چه رسد به قالى و ظرف و ميل و صندلى. به لطف خداى متعال، قيمت اين اقلام در بازار هم به حدى بالا رفته است كه اين دوجوان بايد به راستى ديوانه باشند كه دست به چنين كارى بزنند. مى پرسيد، چه اطمينانى وجود دارد كه پس از بهره مندى از مزاياى قانونى و شرعى ازدواج با هم بمانند، چون « ممكن است از هم سير شده، جدا شوند و نامزدى را بهم بزنند». جواب اين است كه اگر زوجين از فرهنگ نجات بخش نماز غفلت نكنند و اگر در پيشبرد امر به معروف و نهى از منكر كوشا باشند، چنين وضعيتى پيش نمى آيد. برفرض بعيد، « اگر توافق نشد»، چه چيزى بهتر از كه « پيش از بچه دارشدن از هم جدا شوند»، وانگهي، مگر در سالهاى اخير كه جوانها از مزاياف شرعى ازدواج بهره مند نمى شدند، « در ازدواجهاى معمولى [ يعنى مزاياى شرعى به اضافه ى تشريفات] هم چند در صد به طلاق و جدائى منتهى مى شود، پس بايد مردم اصلا ازدواج نكنند؟» اين نيازهاى طبيعى را كه كارشان نمى توان كرد، پس اگر مبلغ فرهنگ ضد ازدواج بشويم، لابد مردم ناچار مى شوند تا از راههاى غير مشروع نيازهاى طبيعى شان را رفع كنند كه اگرچه به جاى خود، مزايائى هم دارد ولى با شئونات اجتماعى جوردر نمى آيد.
و اما از مزاياى شرعى اين راه حل انقلابى كدامش را بگويم؟
« از ديد روانكاوي، محروميت هاى غريزى موجب عقدة روانى (‌كمپلكس) مى شود و تعادل روحى انسان را بهم مى زند». و اين روح بى تعادل، براى هميشه با آدم مى ماند. حتى پس از سپرى شدن دورة محروميت، « انسان گرفتار بازتاب آن مى شود». اين بازتاب به صورت « شورچشمى و تعدد ازدواج، بى اعتمادى خانمها را نسبت به شوهران سبب مى شود». بهمين دليل است كه مكتب نجات بخش اسلام، تعدد روجات را به جاى تعدد ازدواج پيشنهاد مى كند. تعدد زوجات باعث تخفيف محروميت هاى غريزى شده و در نتيجه عقدة روانى را هم كم مى كند. محقق دانشمند حوزة علميه سئوال بجائى پيش مى كشدكه با اين توضيحات، « براى مبارزه با فساد اخلاقى و جرائم اجتماعى آيا سرمايه گذارى در نيروهاى انتظامى و قضائى و مبارزه بوسيله كميته ها و عمل جراحى مناسب است يا ترويج نامزدى» كه اگر به درستى برگزار شود شرايط را براى « ارضاء مشروع و به موقع نياز جنسى» فراهم مى آورد. پس اگر بگوئيم« نامزدى ضامن تعادل روحى نسل جوان و عامل پيشگيرى از انحرافات اخلاقى و جرائم اجتماعى است خلاف نگفته ايم». واقعيت اين است كه چه در جامعة اسلامى و چه در جوامع استكباري، «دختر و پسر جوان گم شده اى دارند و تا پيدا نكنند احساس تنهائى و غربت مى نمايند». آدم تازه مى فهمد كه قانونگزاران حكومت اسلامى چه دور انديشى حيرت انگيزى دارند كه سن قانونى ازدواج را براى پسر و دختر به ترتيب 15 سال و 9 سال قمرى قرارداده اند. مجسم كنيد اگر هر كدام دو سه سال نامزد بازى هم بكنند، يعنى دختران همين كه به كلاس اول ابتدائى مى روند با اجازة ولى خود نامزد كنند و پسران هم از سن 13-12 سالگى نامزد داشته باشند و از مزاياى قانونى آن بهره مند شوند، ريشة فساد اجتماعى از جامعة اسلامى كنده مى شود. تحقيقاتى كه بوسيلة متخصصان علوم انسانى در دانشگاه پيام نور على آباد كتول انجام گرفته نشان مى دهد كه آموزش مسائل جنسى به دخترانى كه هنوز قاعده نمى شوند و پسرانى كه هنوز بالغ نشده اند، نتايج به مراتب بهترى خواهد داشت.
از همة اين نكات گذشته، « اغلب مردم ازدواج مى كنند تا به آرزوهاى واپس زدةخود برسند» و هر چه كه سن ازدواج پائين تر بيايد، اين آرزوهاى واپس زده كمتر مى شود و رسيدن به آنها ساده تر و سهل تر است و امكان موفقيت ازدواج را بيشتر مى كند. چون اگر چنين نشود، ترديدى نيست كه، « افكار پريشان، خطرى است كه مغز جوانان را تهديد مى كند». تازمانى كه درگير جنگ مقدس بوديم، مشكل جوانان با تقوا و انقلابى خيلى عمده نبود ولى الان كه « انقلاب اسلامى نياز به مغزهاى فعال و مخترع و بانشاط دارد، بايد از گرفتار شدن جوانان به افكار عشقى جلوگيرى نمايد». يعنى تمام تاكيد اين مكتب نجات بخش بايد بر روى ارضاى مشروع نيازهاى جنسى باشد چون افكار عشقى و عشق، سمى است كه مستكبرين جهانى مى خواهند با آن مغزهاى جوان ايران اسلامى را مسموم كنند. آخر انصاف هم خوب چيزى است، « شما خود را يك لحظه جاى جوانان با تقوا و انقلابى بگذاريد، چند سال مى توان عطش را تحمل كرد؟» براى آن كسى كه نمى خواهد گناه كند، « آيا افكار گمراه كننده اورا تنها خواهدگذاشت؟». تجربه به دست آمده در واحدهاى تحقيقاتى وابسته به حوزة علمية قم ثابت نمود كه «يكساعت افكار پريشان ( مخصوصا افكار عشقى) مى تواند تمام نيروى مغز را خالى كند». در نتيجه تمركز فكر و قدرت و دقت و نشاط و توان ابتكار و اختراع و خلاقيت نابود خواهد شد. يكى از دلايلى كه حوزة علميه توانسته است توان ابتكار و اختراع و خلاقيت خود را حفظ نمايد و از خالى شدن تمام نيروى مغز جلوگيرى نمايد همين است. طلبه هاى جوان براى اين كه گرفتار يك ساعت افكار پريشان نشوند، از همان زمان ورود به حوزه با يكديگر نامزد مى شوند ونيازهاى جنسى خود را بسم الله گويان به طور مشروع رفع مى نمايند.
به عقيدة محقق دانشمند حوزة علميه، اگر، « بهترين راه مبارزه با فرهنگ مبتذل غرب و ماهواره، طرح نامزدى باشد» آيا مسئولين متعهد ما كه خودشان از زمان طفوليت كه در حوزه ها به كسب علم مشغول بوده نامزد داشتند و نامزد بازى كردند، « نسبت به آن بى اعتنائى خواهند كرد؟»
آيا بهتر نيست به جاى اين همه برنامه هاى انحرافى و اخلاق خراب كن كه از تلويزيون نشان مى دهند، « تلويزيون زندگى دو نامزد را هنگام برخورد اوليه و هنگام انتخاب و هنگام گردش [و هنگام نامزد بازى و برخوردارى از مزاياى شرعى آن] نشان دهد».
اگر مسئولين متعهد ما، مسئولانه به اين مهم توجه كنند، حتى مى توان از اين نوآورى استفاده هاى اقتصادى هم كرد.
- آن فيلمهائى را كه از زندگى نامزدها نشان مى دهند، مى توان به بى بى سى و سى بى اس و ديگر ايستگاههاى تلويزيونى دنيا فروخت.
- حوزة علميه مى تواند حق بهره مندى انحصارى از اين ايده هاى انقلابى را به نام خود در موسسه بين المللى استاندارد ثبت نمايد ودر ازاى دريافت حق اختراعى قابل توجه، مثل واحدهاى مكدونالد و پيتزاهت .... به كشورهاى ديگر صادر نمايد.
- براى اين كه مديريت و نظارت براجراى صحيح اين برنامه بارى بر دوش بيت المال مسلمين نباشد، دولت جمهورى اسلامى مى تواند پس از تصويب مجلس اسلامى و با مسئوليت مشترك وزير اقتصاد و دارائى و رئيس كل بانك مركزي، با صدور سهام،مديريت و نظارت اين برنامه را به بخش خصوصى واگذار نمايد تا قوانين بازار (ع) تعادل لازم را برقرار نمايد.
آنچه مى ماند ، اين است كه براى آقاى محمد آل اسحاق، از كانون تحقيقات اسلامى حوزه علميه قم كه بانى خير اين پروژة تحقيقى بوده اند، عمر دراز آرزو كنيم و آرزومند باشيم كه در كارهاى عام المنفعه اى از اين قبيل موفق و پيروز باشند.

* توضيح: به غير آن چه بطور مستقيم، در «» آمده است، مسئوليت بقيه با نويسنده اين يادداشت است. عبارات داخل دو كمانه [ ] هم همه جا از نويسنده است. اصل گزارش: محمد آل اسحاق: « دوران نامزدي، حل مشكل جوانان»، رسالت، چهاشنبه اول اردبيهشت 1372، ص 4.


   2003.11.25 22:39

بازگشت



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد