www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

فرق بازی بچه وبازی انسان در جمهوری قدس
سيروس طبرستانی

يادداشتهائى از سر بى حوصلگى 14

بچه عزيزه ولى كتك زدنش هم بدنيست!

دوست ارجمندم:
نمى دانم چرا تازگى ها بيشتر دارم خاطره هاى سالهاى گذشته را برايت باز نويسى مى كنم تا اين كه از مسايل روز حرف زده باشم. براى حرف و حديث گفتن در باره مسايل روز يا بايد سواد داشته باشى و يا رو و من، مى دانى كه متاسفانه هيچ كدامش را ندارم. ازتو چرا پنهان كنم بعضى از اين تحليل ها را كه مى خوانم مى بينم سه ماه پيش معلوم بود كه پيش بينى شان براى 6 ماه آينده غلط است.
بهرجهت، استاد حائرى شيرازى كه نمى دانم استاد صاحب كرسى كدام مسجد ى هستند سئوال مهمى پيش كشيدند كه « فرق صحراى سبز و خرم با كوير بى آب چيست ؟»
مى توان جواب داد كه خسن و خسين هر سه دختران معاويه اند، چون « صحراى سبز و خرم » نداريم ولى كوير بى آب، آنچنان جائى است كه درآن دانشكدة بيابان زدائى تاسيس مى كنند. قبل از آنكه جوابى بدهم با لبخندى مليح بر لب هاى ملكوتى ، استاد حائرى شيرازى ادامه دادند :
« وقتى انسان كلا ياد خدا را فراموش كند ، عمر او چون كوير بى آب و علف مى شود و انسانى كه ياد خدا را فراموش كرده ، محصول عمرش مسخره كردن و غيبت گفتن است » ( همانجا )
و اما بعكس :
« اگر انسان در همة زمينه هاى زندگى و در همة امور و كارها با ياد خدا باشد عمر او خرم و پربار چون صحراى سبز و خرم است » ( همانجا)
دارم روى حرفهاى استاد فكر مى كنم به سرم زده كه براى بيابان زدائى در ايران برنامه اى تهيه كرده و براى جهاد سازندگى بفرستم شايد براى شان جالب باشد.
براى اين كار، در بيابان هاى ايران ، و به ويژه و ابتدا به ساكن در حوالى يزد ، به فاصله 500 متر از يكديگر تعدادى گلدسته بايد ساخت كه در دو شيفت 8 ساعته از بلند گوهائى كه در آن نصب مى شود صداى اذان پخش شود تا در همة زمينه ها، اين صحراها به ياد خدا باشند و به قول استاد حائرى عمرشان « خرم و پربار چون صحراى سبز و خرم » بشود. البته شايد بهتر است كه از بلند گو و ضبط صوت استفاده نكينم ، چون در آن صورت ناچار خواهيم بود كه براى هر گلدسته حداقل دو موذن استخدام نمائيم و اين امر در كاهش بيكارى موثر خواهد بود.
و اما از ديگر صحبت هاى استاد حائرى:
استاد در دنبالة صحبت شان راجع به « صحراى سبز و خرم » ، به دلايلى كه براى من روشن نيست گريز زده اند به چگونگى تربيت بچه كه بخش هائى از آن را با هم مى خوانيم :
« به بچه بايد ياد داد كه اگر مثلا شهردارى كار نكند ، شهر آلوده مى شود » ( همانجا )
اول فكر كردم استاد حائرى دارند به شهردارى تهران متلك مى گويند ولى ناگفته روشن است كه اگر بچه گفت ، كار نكردن شهردارى و آلودگى شهر به من چه ؟ بايد زد تو گوشش تا ادب بشود و ديگر روى حرف بزرگتر از خودش حرف نزند. چون هر چه باشد ، بچه عزيز است و ادب بچه هم عزيزتر ولی گاهی وقتها کتک زدنش هم بد نيست. به همين نحو بايد به بچه آموخت كه :
« شهردار بدن اگر كار نكند بدن آلوده مى شود و به او آموخت ... كه هيچ چيز خود به خود به وجود نمى آيد مگر اينكه سازنده اى داشته باشد » ( همانجا ) .
اگر بچه خواست زرنگى و تخُسى كند و بگويد كه من كَلَك شمارا فهميدم: مى خواهيد بگوئيد كه مرا خدا ساخته است ، پس خدائى هست . ولى من مى گويم كه بر اساس استدلال خود شما براى اينكه خدائى باشد بايد كس ديگرى خدا را ساخته باشد ، پس به من بگوئيد خدا را كى ساخت ؟
اگر بچه از اين حرفهاى مشركانه و كفر آميز بگويد ، بايد يكبار ديگر زد تو گوشش تا به راستى ادب شود. البته در دو دفعة متوالى ، بهتر است اول از گوش چپ و براى دفعة دوم از گوش راست استفاده كنيد. البته اگر مثل خيلى ها دوست نداريد كه به چپ بودن و تمايل به چپ داشتن متهم بشويد ، مى توانيد اول بزنيد تو گوش راست .. هر ترتيبى را كه دوست مى داريد رعايت كنيد ولى براى ادب بچه ، حتما بزنيد تو گوشش، و الى بعد پشيمان مى شويد و پشيمانى هم البته كه سودى ندارد.
استاد حائرى ادامه مى دهند :
« بازى براى بچه لهو و لهب نيست بلكه براى او شغل است. ولى بازى براى انسان و براى يك فرد بزرگ لهو است » ( همانجا).
اولا، الهى لال بميرم چون اين جملة پر معنى استاد را به صداى بلند خواندم . پسر 13 سالة خودم كه در بازيگوشى يد طولائى دارد، گوشة اطاق ايستاده و بر سرم داد مى كشدكه توى فلان فلان شده كه به قول امام باقر (ع) همه چيز من « در پرتو صلاحيت و شايستگى تست » ، چرا حقوق مرا نمى دهى ؟ چرا من بازنشستگى ندارم ؟ آيا تا به حال شغل بى جيره و مواجب هم ديده اى ؟
ثانيا ، از جمله پرمغز استاد چند نتيجه ديگر هم مى توان گرفت . از جمله بچه با انسان فرق مى كند. و بعلاوه اگر چه ممكن است كه بازى براى يك فرد بزرگ لهو و لهب باشد ولى بر اساس قانون مدنى جمهورى مقدس اسلامى ايران ، ماده 1210 تبصره 1 ، بچه بازى براى آدم بزرگ لهو نيست چون مى تواند با بچه دخترى كه 8 سال و 9 ماه ( 9 سال قمرى ) سن داشته باشد ، عقد ازدواج ببندد. البته ممكن است بچه بازى براى بعضى ها شغل باشد و براى بعضى ها نباشد و لى ترديدى نيست كه نه با مواضع شرع مقدس و قوانين عدل اسلامى تناقضى دارد و نه با مواد قانون مدنى .
بالاخره به قول استاد حائرى :
« امامان ما در بچگى بازى مى كرده اند اما لهو و لهب آنها با بقيه متفاوت بوده است »(همان، ص 3 )
اين يكى ، ديگر تفسيرش با خودت.
آخر عزيز دل من، همه چيز كه نبايد تفسير و تعبير داشته باشد!
8 نوامبر 2003

توضيح لازم : به غير از آن چه مستقيم نقل مى شود مسئوليت بقيه با نويسنده است.

1- رسالت 3 اسفند 1370 ص5


   2003.11.15 19:10

بازگشت



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد