اسامه به خانه زنگ ميزند
*رابرت فيسک:در خاندان سعودی کسانی هستند که ميترسند حالا که ايالات متحده در عراق است – اگر انقلابی در عربستان روی دهد ، آمريکا چاه های نفت در شمال عربستان سعودی را تصرف کند، ورياض و ساير شهرها را بگذارد هر حاکم عربی که ميخواهد بگيرد.
*اينديپندنت:آمريکا بعد از بمب گذاری به سعودی ها قول کمک های جديد داد
*اکونوميست:اگرچه بوش ميگويد که عراق جبهه مقدم جنگ با ترور است ،اماعربستان سعودی فاصله زيادی از آن ندارد.
www.roshangari.com
مقدمه :انفجار در منطقه ديپلماتيک رياض ، به اندازه همه انفجارهای تاکنونی در عراق سراسيمگی بوجودآورد. ريچارد آرميتاژ به رياض رفت، برمر به واشينگتن، سلطان ها و خليفه ها و ديکتاتورهای عرب با تاکيدی خاص آن را محکوم کردند، انفجار کمی پس از آن روی داد که پرزيدنت بوش در يک سخنرانی سياستی را که عقب نشينی از موضع سنتی جمهوری خواهان مبنی بر تفوق طلبی انحصاری و يک جانبه گرا يانه خوانده شده است، اعلام کرد ه و گفته بود آمريکا مايل است از "دموکراسی" در خاورميانه دفاع کند. و خاور ميانه بدو ن نفت عربستان معنی ندارد. در عربستان سعودی ماه ها سياست مشت محکم که در پشت پرده خبرهای رسمی جريان داشت، زندان ها را پر وخيابان ها را به صحنه جدال تبديل کرده بود، اما " تروريست ها " تمام نميشدند. در عربستان و آمريکا ديگر همه به " دمکراسی "- يعنی نوعی رفرم- فکر ميکردند، با اکراه و اجبار يا با اشتياق و اميد- "همه" از پرنس عبدالله گرفته تا پرنس ها ی مخالف، از پرزيدنت بوش تا ريچارد پرل ولابی های اسرائيل که خواهان "تغيير رژيم "در عربستان هستند... که انفجار روی داد. معلوم شد تروريست ها هم سخت در فکرو در تدارک عملی يک " اصلاح بزرگ" هستند: يعنی تغيير رژيم عربستان سعودی.فعلا " همه " دمکراسی" را فراموش کرده اند و يک پارچه به دفاع از خاندان سعودی برخاسته اند. پيش از همه پرزيدنت بوش که فورا تلفنی با پرنس عبدالله تماس گرفت که اعلام کند در جنگ با تروريست هايی که قصد براندازی خاندان سعودی را دارند آمريکا خود را " شريک کامل" حکومت سعودی ميداند. اما آيا آين توافق ادامه خواهد يافت؟ به هرحال انفجار در رياض " خط مقدم " جبهه را عريض تر کرده است ، بطوريکه اکنون نويسندگان دور انديش اکونوميست نگاه شان متوجه مصر شده است.
در رابطه با انفجاريک ويژگی کم سابقه اين است که تحليل گران موافق و مخالف جنگ و استعمار در نکات متعددی اشتراک نظر دارند. در اينجا چکيده سه مقاله را می بينيد: يک ديدگاه پيشرو: رابرت فيسک ، يک ديدگاه ميانه رو:جان برادلی و روپرت کورنول از اينديپندنت، و يک ديدگاه محافظه کار: اکونوميست. برای اطلاع از موقعيت عربستان سعودی در " جنگ با ترور" جرج دبليو بوش به مقاله مايکل مور مراجعه کنيد که آدرس آن در زير مقاله داده ميشود.
زهره سحرخيز
***
اسامه به خانه زنگ ميزند
رابرت فيسک در مقاله ای با عنوان فوق گوشه های تازه ای از وقايع جاری در عربستان سعودی را افشاء ميکند. او با تاکيد بر اينکه بن لادن بطرز وحشتناکی در عربستان سعودی طرفدار دارد، ميگويد معلوم نيست که بمب گذاران در نيروهای امنيتی نفوذ کرده بودند يانه- هرچند آنها اونيفورم نظامی پوشيده بودند- اما آنچه که مهم است اين است که دولت رياض به سهم خود يک " جنگ با ترور" راه انداخته و تبادل آتش و کشتار و بمب گذاری حالا به واقعه روزمره کشور شاهنشاهی تبديل شده است.
فيسک نيز مثل آمريکا تاکيد ميکند که هدف دشمنان دولت سعودی است و سياست نيزهمان سياست مخالفان در عراق است. در آنجا نيز قربانيان عمدتا عراقی ها هستند.
به گفته فيسک سعودی ها قبل از حمله به آمريکا اطلاع داده بودند که القاعده اکنون از مرحله " نظری " به مرحله " اجرايی" وارد ميشود.او تاکيد ميکند که خاندان سلطنتی دلايل کافی به دست مخالفان داده اند تاخود به يک هدف اصلی دشمنی آنها تبديل شوند.در رابطه رابرت فيسک اطلاعاتی را رو ميکند از جمله اينکه سعودی ها رسما گفتند که برای حمله به عراق تسهيلات نظامی در اختيار آمريکا قرار نميدهند، ولی آنها عملا اجازه دادند روزانه 2700 حمله هوايی از پايگاه هوايی پرنس سلطان صورت بگيرد—آسيب زننده تر از اين آن بود که آنها اجازه دادند 200 هواپيمای ايالات متحده روزانه 700 ماموريت رزمی از اين پايگاه انجام دهند.
فيسک همچنين به همکاری دولت اردن با آمريکا در تهاجم به عراق اشاره ميکند و ميگويد اردنی ها حدس ميزنند که بمباران سفارت آنها در بغداد حمله انتقام جويانه در پاسخ عمليات سری نظامی بوده است که طی آن 26 جنگنده بمب افکن اف/ ای 18 آمريکايی از پايگاه هوايی اردن پرواز ميکردند تا ماموريت بمباران تسهيلات هوايی عراق را که قادر به نشانه گيری اسرائيل بود انجام دهند.
رابرت فيسک سپس بر اين نکته انگشت ميگذارد که پرنس عبدالله از اين نظرنيز احساس خطر ميکند که نابودی خاندان سعودی هدفی است که بن لادن و دست راستی های افراطی دولت آمريکا در آن اشتراک دارند. او سپس به طور مفصل به گزارشاتی که دوستان ريچارد پرل تهيه کرده و تمهيداتی که فراهم کرده بودند تا سياست دولت آمريکا را به طرف حذف خاندان سعودی متمايل کنند اشاره ميکند و ميگويد در آمريکا سوء ظن هايی وجود دارد مبنی بر اينکه خاندان سلطنتی هنوز تلاش ميکند با سلسله مراتب مذهبی حاکم بر سعودی که در ميان آنها بسياری طرفدار القاعده هستند مماشات کند. با توجه به اين مسايل است که پيام بن لادن برای خاندان سلطنتی زهرآگين است ، زيرا در اساس با تقاضای دست راستی های آمريکا يکی است و آن عبارت از اين است: "سعودی" ها را از عربستان ببريد.
سرانجام رابرت فيسک اين سوال را مطرح ميکند: آيا آمريکا ميتواند بنشيند و تماشا کند که القاعده چاه های نفت را بگيرد؟ فيسک مينويسد در خاندان سعودی کسانی هستند که ميترسند حالا که ايالات متحده در عراق است – اگر انقلابی در عربستان روی دهد ، آمريکا چاه های نفت در شمال عربستان سعودی را تصرف کند ، ورياض و ساير شهرها را بگذارد هر حاکم عربی که ميخواهد بگيرد.
***
آمريکا بعد از بمب گذاری به سعودی ها قول کمک های جديد داد
اينديپندنت :جان برادلی و روپرت کورنول
اينديپندنت مينويسد که بعد از بمب گذاری در رياض جرج بوش شخصا به پرنس عبدالله زنگ زد و اورا مطمئن کرد که واشينگتن در جنگ با ترور پشتيبان آنهاست. همين طور ريچارد آرميتاژ تاکيد کرد که آمريکا " ياور همه جانبه "عربستان سعودی در اين جنگ است. " آرميتاز گفت که اين حمله عليه حکومت سعودی است"
اما عليرغم شدت عمل دولت عربستان از بمب گذاری ماه مه گذشته و تاکيد دولت براينکه زير سنگ را هم جستجو خواهند کردتا تروريستی نماند، بعضی مقامات در واشينگتن در مورد اقدام قاطع عربستان ترديد دارند.
نويسنده گان مقاله سپس به نکات مهمی در رابطه با شکافی که در طبقه سياسی حاکم سعودی بوجود آمده است اشاره ميکنند. از جمله به مصاحبه ای که روز گذشته منتشر شد ولی قبل از انفجار عربستان سعودی انجام شده بود. در اين مصاحبه پرنس الوليد بن طلال ، يک تاجر ميلياردرو منتفذ که پسرعموی سلطان فهد است ميگويد که احساس ميکند که جامعه سعودی از خود سوال نکرده است- از جواب که بگذريم – چرا شهروندان سعودی يکديگر و ديگران را ميکشند.
پرنس به روزنامه اصلاح طلب الوطن گفت: " ما بايد قبل ازحمله 12 ماه مه و بعد از حمله خونين نيويورک از خود سوالاتی ميکرديم . آيا به حمله سومی نياز هست؟ اين ديگر است که فقط دور و بر مساله بگرديم. ما بايد حالا بيدار شويم و از خود بپرسيم: چرا افراطی گری در ميان ما هست؟ چرا بنياد گرايي؟" .
پرنس با تاکيد بر اينکه رفرم تنها راه پيش روی است، و با پيوند دادن حملات تروريستی به روحانيون متنفذ افراطی ، مساله دستگاه قدرت مند مذهبی عربستان که به " حلقه رياض" مشهور است را بار ديگر مطرح کرد. اما دولت سعودی به سرعت اين بحث را خاموش کرد.
مصاحبه کننده جمال خشوقی بود که به علت کارزاری که عليه پليس مذهبی بدنام سعودی آغاز کرده بود از سردبير ی الوطن برکنار شد.
پرنس گفت " من در درجه اول به عنوان يک شهروند سعودی صحبت ميکنم، بعد به عنوان يک بازرگان و بعد به عنوان عضوی از خاندان سلطنتی حاکم، چون اصلاحات فقط خواست تجار يا خاندان سلطنتی حاکم نيست، بلکه تقاضای هرشهروند سعودی است."
***
سلطنت خونين و مالين شده
اکونوميست
اکونوميست تاکيد ميکند اگرچه جرج بوش ميگويد که عراق جبهه مقدم جنگ با ترور است ، اما عربستان سعودی فاصله زيادی از آن ندارد.
اکونوميست سپس بر اين نکته تاکيد ميکند که د رحمله شنبه 8 نوامبر در محله ديپلماتيک رياض عمدتا عرب ها کشته شده اند. اين ها يا شهر وند سعودی بودند يا کسانی که ا زساير کشورهای مسلمان ، از جمله از سوريه ، لبنان ،و مصر آمده بودند. . اکونوميست مينويسد بعضی گفته اند که القاعده تصور ميکرد در اين مجتمع بيشتر آمريکايی ها زندگی ميکنند. اما القاعده معمولا هدف های خود را دقيق انتخاب ميکند. بيشتر به نظر ميرسد که حملات بخشی از تلاش ها برای سرنگون کردن حکومت سعودی است، چيزی که ريچارد آرميتاژ هم بر آن تاکيد کرد. القاعده ميخواهد کشوری را که همسايه عراق است و منفت آمريکا را تامين ميکند به بحران بکشد.کشتن عربهايی که برای ديد و بازديد می آيند و از جمله کودکان ، ان هم در ماه رمضان برای اين است که نشان داده شود رژيم ناتوان است. اکونوميست ابراز نگرانی ميکند که اين امر ميتواند در کشورهايی مثل مصر و فلسطين که تاکنون هم نسبت به ترورهای ضد آمريکايی سمپاتی نشان داده اند بازتاب پيدا کند. خود عربستان سعودی که جای خود دارد.
اکونوميست نيز تاکيد ميکند، طنز آميز است ولی به نظر ميرسد در اين ماجرا القاعده و آمريکا اهداف مشترکی را دنبال ميکنند. هر دو آنها ميخواهند شاهزاده گان حاکم را تغيير دهند. هر چند هريک از آنها در اين کار مقاصد خود را تعقيب ميکنند. در ادامه مقاله ميايد اگر چه بوش در سخنرانی هفته گذشته خود برخلاف ايران و سوريه از عربستان سعودی انتقاد نکرد، اما حرف های او بطور ضمنی به خاندان سعودی هم بر ميگردد . در اين کشور5000 شاهزاده با روش های سرکوبگرانه بر کشور حکومت ميکنند. ونيز آمريکا مايل است از نفوذ وهابی ها کاسته شود.
اکونوميست سپس مينويسد که برخی ها اصلاحا ت آغاز شده است، و به اقدام پرنس عبدالله برای پخش نشست های مجمع ملی واعلام برگزاری انتخابات در سال 2004 اشاره ميکند. اکونوميست در پايان مقاله يادآوری ميکند که بيشتر 19 نفری که در ماجرای 11 سپتامبر شرکت کردند شهر وند سعودی بودند، با وجو د اين سعودی ها حاضر نبودند وجود مساله تروريسم در عربستان سعودی را بپذيرند .آنها اول خارجی ها را در بمب گذاری های سال های 2000 و2001 متهم ميکردند ولی بعد از حمله ماه مه گذشته انرژی زيادی را صرف ريشه کن کردن ميليتانت ها کردند، در رياض چندين بار جنگ های خونينی در گرفت.سپس اکونوميست بر دل نگرانی آمريکا و رهبران عرب انگشت ميگذارد: " کشورهای عرب که شهروندانشان در بمب گذاری ها کشته شده اند، و نيز آمريکا ، مايلند پيشرفت های بيشتری را ببينند."
رابرت فيسک:
http://www.counterpunch.org/fisk11122003.html
اينديپندنت
http://news.independent.co.uk/world/middle_east/story.jsp?story=462605
اکونوميست
http://www.economist.com/agenda/displayStory.cfm?story_id=2204518
مايکل مور
http://www.roshangari.com/archive/moore.html