www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

بهای زن عراقی در بازار دادوستد جنسى 60 پونداست.
*گزارش سوزان گلدنبرگ، وابسته مطبوعاتى گاردين درخاورميانه.
گلدنبرگ: تحت حکومت اشغال،جنايت درآرام ترين مناطق عراق ابعاد انفجاری
پيدا کرده و زنان را به درون خانه رانده است.


به نقل از: گاردين. 11يکشنبه اکتبر 2003

برگردان:زهره سحرخيز

http://www.roshangari.com

پليس به سوزان گلدنبرگ که از بغداد برای گاردين گزارش مى کند گفته است بهای زنانی که توسط دلالان دادوستد جنسى زن (ترافيک) در عراق ربوده و در بازار به فروش ميرسند 60 پوند است. ناديا دختر نوجوانی که در يک کافه شاپ در محله سابقا اشرافی بغداد کار مى کرد و به تن فروشی اشتغال دارد و از حمله يک دسته آدم ربا در رفته است، به گلدنبرگ مى گويد: "فکر ميکنی اين دارو دسته ها فقط دخترانی مثل من را ميدزدند؟ نه، هر دختری در خيابان همين وضع را دارد. اين کار را به خاطر انتقام نمى کنند، يا به خاطر کاری که من دارم. اين به خاطر آن است که آنها هر کاری دلشان بخواهد مى توانند بکنند. "

روشن است که در عراق کنونی به دست آوردن ارقام آماری غير ممکن است، ولی گلدنبرگ آمار تکان دهنده ای دارد که ازاعداد نمونه وار سرشماری گوياتر است: "وقتی در 4 اکتبر مدارس دوباره باز شد، نيمی از کلاس ها خالی بودند، والدين دختران را در خانه نگه داشتند، چون مجبور بودند بين دانش و امنيت يکی را انتخاب کنند."

سوزان گلدنبرگ مقاله خود را با شرح حال امينه آغاز ميکند که مجبور شده است سالن زيبايی اش را تعطيل کند. او خود در ماه ژوئن مورد حمله مردان مسلح قرار گرفت، شاگرد نوجوان و مشتريانش در معرض حملات مکرر آدم ربايانی قرار گرفته اند که دختران را دزديده بعد از تجاوز در ترافيک زن به خدمت مى گيرند، کافه شاپ همسايه اش مرکز تير اندازی مداوم است. گلدنبرگ مى نويسد اين است "پيشرفت اوضاع در عراق بعد ازجنگ، که تحت حکومت اشغال، جنايت در آرام ترين مناطق آن ابعاد انفجاری پيدا کرده و زنان را به درون خانه رانده است."
گلد نبرگ خاطر نشان ميکند که ربودن و تجاوز به زنان مشخصه همه انواع جناياتی است که در عراق بعد از جنگ رواج يافته است، چه اين جنايات از نوع انتقام جويی سياسی يا خانوادگی باشد، چه حاصل کينه توزی بنياد گراها، چه جنايات دار و دسته های دزد رقيب که در ترافيک زنان، قاچاق، سرقت بعد از درهم شکستن سيستم انتظامی جامعه در جنگ معمول شده است.

عصمه، يک مهندس بيست و چند ساله که گلدنبرگ با مادر او صحبت کرده است هنگامی که همراه مادر، خواهر کوچک تر و يک پسرعموی جوانش در بازار مشغول خريد بود مورد حمله مردانی سوار بر يک کاميون قرار گرفت که به روی آنها آتش گشودند و او را ربودند و در مزرعه ای بيرون شهر مورد تجاوزگروهی قرار دادند. علت؟ روشن نيست، هرچند متجاوزين به او به خاطر شلوار نازک و حجاب ناقصش ناسزا ميدادند. فردا روی سرش حجاب گذاشتند و اورا دم در خانه مادر و پدرش رها کردند. از آن ببعد او ديگر حرف نزده است، در خانه نشسته و با مادرش کارت بازی ميکند.

باوجود اين عصمه خوش شانس است - نه فقط به خاطر آنکه چنانکه گلدنبرگ ميگويد او برخلاف موارد ديگری کهگاد نبرگ در مقاله اش گزارش داده - زنده مانده است، بلکه به خاطر برخورد پدر و مادرش . نيدال حسينی يک پرستار انستيتوی فورنسيک بغدادبه سوزان ميگويد تعداد زيادی از دخترانی که بعد از تجاوزتوسط پدران و مادرانشان نزد پزشکان آورده شده و بعد از تشخيص اينکه " باکره نيستند" ميروند، بعد جسدشان به بيمارستان برميگردد. " خانواده ها دختر را ميکشند، چون برای آنها شرم همراه مياورند."

انستيتو در ماه گذشته 50 مورد مرگ مشکوک را مشخص کرد که يا قربانی تجاوز يا " قتل ناموسی" بودند.

به نوشته گلدنبرگ مقامات از اعتراف به وجود مساله سرباز ميزنند. نيروی پليس که خود ناتوان و فاسد است بيش از حد گرفتار است و ماموران رسمی تمايلی به همدردی نشان نميدهند. گلدنبرگ نشان ميدهد درهم شکستن کامل نظام اجتماعی در جامعه ای که زنان در آن اساسا و از پيش تحت ستم بودند چه وضعيت فاجعه باری برای زنان ايجاد کرده است.

در خود انستيتوی فورنسيک، که در آنجازنانی که شکايت کرده اند مورد بررسی قرار ميگيرند، عبدلرزاق العبيدی رئيس انستيتو مى گويد" اين يک داستان کلاسيک است" ، " همه زنان اين داستان را تعريف مى کنند. آنها حقيقت را نمى گويند."
در همين دفتر حيدر الطاعی که مشغول تحصيل است تا يک آنتروپولوژيست فورنسيک شود مى گويد: "ممکن است اين خود زنی باشد. زنی به خود ضربه ميزند و مى گويد به من تجاوز شده است" ."ما در کارمان اين طور داستانها را باور نمى کنيم، چون بعضی از زنها دروغ مى گويند."

آقای عبيدی حرف او را تصحيح مى کند:" بيشتر زنان دروغگو هستند"

اما سوزان در اين مقاله داستان های غم انگيزی دارد از واقعيت روزمره که نشان ميدهد نه تنها زنان قربانی دروغ نمى گويند، بلکه بسياری از شاهدان جنايات به دروغ و يا سکوت متوسل می شوند تا حقيقت را پنهان کنند. اين هم با معيارهای اخلاقی جامعه زن ستيز هم خوانی دارد هم با کار کردن در جامعه تحت اشغال. يک نمونه : بدعه ، يک دختر17 ساله جدی با چشمان سبزدر راه مدرسه ناپديد ميشود. برادرش حيدر جعفر الطاعی که از ماه گذشته کارش جستجوی سردخانه هاست به سوزان گلدنبرگ مى گويد:" من ميدانم چه نوع خواهری داشتم، ما شهرت خوبی داشتيم."
طاعی و برادرانش به همه بيمارستانهای کشور سرزده اند، ده ها آگهی پخش کرده اند، جايزه تعيين کرده اند، اما هيچ رد پايی از بدعه نيست.

" درست مثل اين است که در آن روز همه کور شده بودند. هيچکس هيچ چيز را نديده است. من حتی يک شاهد نميتوانم پيدا کنم. من فکر ميکنم آنها مى ترسند حرف بزنند. اين زندگی ما را ويران کرده است."

اصل مقاله را در بخش بين المللی بخوانيد.




   2003.10.11 18:33

بازگشت



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد