چرابلرپشت ميزمحاکمه نيست؟جان پيلجر.برگردان:زهره سحرخيز
*جزئيات تازه ازچگونگی تدارک حمله به عراق ونقش کميته تحقيق مرگ دکترکلی
*جنگ عراق تاکنون 50000 کشته از شهروندان غير نظامی و نظاميانی که
بيشتر سرباز وظيفه بودند ازعراقی ها، آمريکايی ها و انگليسی ها گرفته
و تعداد بيشماری زخمی به جای گذارده است
*بولتن در صحبت با من لاف زد که کشتن 10000 شهروند غير نظامی در تجاوز به عراق "اگر بزرگی عمليات را در نظر بگيريد خيلی کم است."!
-----------------------------------------------------------------------------
اين روزها کنگره حزب کارگر انگلستان درحال برگزاری است. در حاليکه اتهام غير قانونی بودن جنگ عراق مهم ترين مساله سياسی مورد بحث در انگلستان بوده و اين مساله موقعيت تونی بلر را درميان رای دهندگان متزلزل کرده است، جنگ عراق از دستور کار کنگره خارج شده است. در سطح عمومی نيز ماجرای غيرقانونی بودن جنگ تحت الشعاع ماجرای گزارش بی بی سی و کميته تحقيق هاتن در مورد خودکشی دکتر کلی قرار گرفته است. جان پيلجر روزنامه نگار با اعتبار انگليس در ارتباط با اين شرايط به افشای جزئيات تازه ای در مورد روند غير قانونی تدارک جنگ در خود آمريکا و سياست غير قانونی بلر پرداخته و مجموعه ماجرای کميته تحقيق دکتر کلی و منازعه با بی بی سی را مضحکه ای ميخواند که درانطباق با خواست بلر برای فرار از پاسخگويی در برابر ملت جهت گيری کرد. در اين جا چکيده مقاله را که عنوان آن " دروغ، باز هم دروغ" است ميخوانيد":
-----------------------------------------------------------------------------
دقيقا يک سال پيش، تونی بلر به پارلمان گفت " برنامه سلاح های کشتار جمعی صدام حسين فعال، مفصل و در حال رشداست. سياست "مهار" موثر نيست. برنامه سلاح های انهدام جمعی تعطيل نشده، برقرار و هم اکنون در دست اجراست."
اين حرف ها نه تنها کلمه به کلمه جعلی بود، بلکه بخشی از دروغ بزرگی بود که تنها چند ساعت پس از حمله يازده سپتامبر 2001 در واشينگتن اختراع شد تا مردم آمريکا را اغفال کرده و توجه رسانه ها را از دلايل واقعی حمله به عراق منحرف کند. يک تحليل گر ارشد سيا به من گفت:" 95 درصد آن بازی با لغات بود."
پيلجر سپس توضيح ميدهد که فيلم مستند او برای تلويزيون تحت عنوان "شکستن سکوت" که بر اساس مصاحبه با مقامات سابق ااطلاعات تهيه شده نشان ميدهد که بوش و بلر در تمام اين مدت ميدانستند که صدام حسين خلع سلاح شده است.
پيلجر در ادامه پاره ای از موارد مشخص در اثبات اين ادعای خود را طرح ميکند. از جمله :
پاول در 24 فوريه 2001 در قاهره گفت: " او( صدام حسين) نتوانسته است توليد سلاح های کشتار جمعی را توسعه دهد. او قادر نيست پروژه سلاح های غير اتمی عليه همسانگان خود را پيش ببرد."
پاول از سياست " مهار" ايالات متحده در خلع سلاح صدام لاف زد. او در 15 مه 2001 از اين هم فراتر رفت و گفت که صدام حسين در 10 سال گذشته نتوانسته است نيروی نظامی خود را بازسازی کند يا سلاح های کشتار جمعی توليد کند و ايالات متحده توانسته او را "در قفس " نگاهدارد.
دو ماه بعد کندوليزا رايس نيز عراق را "ضعيف، تقسيم شده و از نظر نظامی بی دفاع توصيف کرد." بخش شمالی کشور از کنترل صدام خارج شده است. ما توانسته ايم سلاح هايش را از او بگيريم. نيروهای نظامی او بازسازی نشده است."
پيلجر يادآوری ميکند همين دو نفر مهم ترين مقامات بوش بودند که به ياری تونی بلر يک ماشين تبليغاتی راه انداختند تا يک جنگ غير قانونی عليه عراق را راه بيندازند که تاکنون 50000 کشته از شهروندان غير نظامی و نظاميانی که بيشتر سرباز وظيفه بودند ازعراقی ها، آمريکايی ها و انگليسی ها گرفته و تعداد بيشماری زخمی به جای گذارده است. پيلجر ميگويد در ميان سيل دروغ ها برای حقانيت دادن به اين خشونت گاهی حقايقی گفته شده که هرگز به عناوين خبری تبديل نشده است. از جمله:
کندوليزا رايس 11 سپتامبر را "يک فرصت عظيم" خواند و گفت "آمريکا بايد از اين فرصت های جديد بهره برداری کند."
و:
" در ساعت دو چهل دقيقه بعد از ظهر 11 سپتامبر، بر اساس يک يادداشت سری که توسط معاونان دونالد رامسفلد، وزير دفاع برداشته شده است او ميگويد ميخواهد عراق را "بزند"- هر چند که کوچک ترين رگه ای از شواهد وجود نداشت که صدام حسين رابطه ای با حمله به نيويورک و و اشينگتن داشته باشد. ياداشت از رامسفلد نقل قول ميکند:" در مقياس عظيم، همه اش را بروبيد. همه چيز را چه به آن ربط داشته باشد چه نداشته باشد." وقتی تصميم گرفته شد که به جايش به افغانستان حمله شود، مهلت کوتاهی به عراق داده شد. اين(افغانستان) "هدف آسان تری" بود و به راحت ترين وجه برای مردم آمريکا قابل توضيح بود هرچند حتی يک نفر از هواپيما ربايان 11 سپتامبر از افغانستان نيامده بود. در همين حال "غنيمت بزرگ" به بزرگترين وسوسه واشينگتن و لندن تبديل شده بود.
يک دفتر ويژه برنامه ريزی با شتاب در پنتاگون سازمان داده شد که تنها هدف آن اين بود که اطلاعات" شل" يا نامطمئن را به سياست ايالات متحده تبديل کند. اين منبعی بود که داونينگ استريت بيشتر "شواهد" خود در مورد سلاح های کشتار جمعی را که اکنون ميدانيم حقه بازی بود از آن بدست آورد.
عليرغم انکار بلر تصميم حمله به عراق در 17 سپتامبر 2001 ، فقط 6 روز بعد از حمله به واشينگتن و نيويورک گرفته شد.
در آن روز بوش يک دستور العمل فوق العاده سری را امضاء کرد که به پنتاگون وظيفه ميداد که " نقشه های مختلف" برای تجاوز به عراق را برنامه ريزی کند. در ژوئيه 2002 کندوليزا رايس به يکی ديگر از مقامات بوش که در مورد حمله به عراق ترديد ابراز ميداشت گفت : "تصميم گرفته شده است. وقت خودت را تلف نکن."
پيلجر سپس به سخنان رامسفلد در هفته گذشته اشاره ميکند که در پاسخ خبرنگاران که مى پرسيدند چرا اکثريت آمريکايی ها هنوز فکر مى کنند که صدام پشت 11 سپتامبر بوده است گفت که او هرگز هيچ نشانه ای به دست نشان نداده که دليل اين باشد که او چنين چيزی گفته باشد.
پيلجر چنين ادامه ميدهد:
اين هاست که کميته تحقيق هاتن در لندن را به يک حقه بازی واقعی تبديل ميکند- چرا لرد هاتن تونی بلر را برای شنود احضار نميکند؟ چرا از بلر سوال نمى کنند که چرا حق حاکميت بريتانيا به دارودسته ای در واشينگتن تقديم شد که افراطی گری آنها را حتی محافظه کارترين ناظران ديگر نمى توانند انکار کنند. هيچکس دارودسته افراطی بوش را بهتر از ری مک گاورن،ٍ يکى از مقامات ارشد سيا و دوست شخصی بوش پدر نمی شناسد. او سکوت را شکست و به من گفت " در حلقه ای که من بين آن ها بودم و گزارش کارها را در مورد مسائل مهم سياسی ميدادم به آنها مى گفتند" ديوانه ها!"
من پرسيدم " کی به آنها ميگفت ديوانه ها؟"
" همه ما.. هم در حلقه سياسيون هم در حلقه اطلاعاتی ها.. .شواهد مستند متعددی وجود دارد که نشان ميدهد آنها از مدتها قبل اين حملات را تدارک مى ديدند و 11 سپتامبر فقط نقشه را تسريع کرد. (موضوع سلاح های کشتار جمعی) همه ا ش ساختگی بود، همينطور ارتباط عراق و القاعده. همه اش تبليغات برای عموم بود.. جوزف گوبلز اين حکم را داده است: اگر يک چيزی را به اندازه کافی بگوئيد مردم آن را باور مى کنند." او اضافه کرد" من فکر ميکنم ما بايد نگران فاشيسم (در ايالات متحده) باشيم"
پيلجر مى گويد جان بولتن از مقامات وزارت خارجه و داگلاس فيت دو نفر از حلقه ديوانه ها هستند که او شخصا با آنها مصاحبه کرده است.
بولتن در صحبت با من لاف زد که کشتن 10000 شهروند غير نظامی در تجاوز به عراق " اگر بزرگی عمليات را در نظر بگيريد خيلی کم است."!
پيلجر مى گويد بولتن به خاطر پی گيری مساله کشتار شهروندان غير نظامی و اين سوال که کدام کشور ميتواند هدف حمله بعدی آمريکا باشد به او گفت "تو بايد عضو حزب کمونيست باشی " !
پيلجر هم چنين به مصاحبه خود با فيت مرد شماره 3 رامسفلد اشاره ميکند که از" دقت" سلاح های آمريکايی لاف زده و کشتار شهروندان غير نظامی را انکار ميکرد:
وقتی من او را تحت فشار قرار دادم يک فرمانده ارتش به فيلم بردار من دستور داد :" نوار را ببند!" در واشينگتن از مرگ و مير عراقی ها در مقياس کلان نبايد ذکری به ميان آيد. آنها غير- مردم هستند، هرچه بيشتر در مقابل تجاوز آنگلو- آمريکن بايستند ببيش از پيش در صف "تروريست" جای داده خواهند شد.
اين قصابی درعراق، چيزی که با هر تعبيری از قانون بين الملل يک جنايت است، کميته تحقيق هاتن را به مضحکه تبديل مى کند. وقتی جناب لرد و و کلايش بازی با لغات را به پيش مى برند، از مرگ هزاران نفر هم کلامی به ميان نمى ايد و شاهدان اين جنايت هرگز فراخوانده نميشوند.
جو وايلدينگ، يک حقوقدان جوان، يک نمونه از اين شاهدان است. او يکی از اعضای گروهی از ناظران حقوق بشر در بغداد طی بمباران ها بود. او و ديگران وقتی که موشک ها و بمب های خوشه ای روی خانواده ها ی عراقی ميريخت با آنها زندگی مى کردند. هرجا که امکانش بود آنها انفجارهايی را که به صحنه کشتار غير نظاميان تبديل ميشد تعقيب مى کردند و قربانيان را که به بيمارستان های و سرد خانه ها منتقل ميشدند دنبال کرده با شاهدان عينی و دکترها مصاحبه مى کردند.
او به من گفت " اين حمله برعکس نشانه گيری دقيق شهروندان غيرنظامی بود."
در حالى که اين اعمال وحشتناک به نام ما انجام شده است، چرا ما چنين شهادت های تعيين کننده ای را نمى شويم ؟ و چرا به بلر اجازه داده ميشود بازهم سخنرانی هايی در دفاع از خود بکند، بدون اينکه پشت ميز محاکمه نشسته باشد؟