www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

سايه تاريک زوال زيست
جورج مونى بات
منبع: زد نت
برگردان: مهرناز شهابی
*عواقبی که پيش رو داريم از هر آنچه در عراق، واشنگتن يا حتی از مسابقات
تنيس ويمبلدون ميگذرد حياتی تر است...





درست است، اين خبر کهنه ای است. دقيقا ۲۵۰ ميليون سال از وقوع آن ميگذرد. اما آنچه در آن زمان پيش آمد و هم اکنون برای اولين بار آنرا ميشنويم، نيازمند توجه و عملکرد فوری است. عواقبی که پيش رو داريم از هر آنچه در عراق، واشنگتن يا حتی از مسابقات تنيس ويمبلدون (با عرض پوزش) ميگذرد حياتی تر است. اگر ما رخدادهای پيشين تاريخ زمين را درک نکرده و بر اساس اين ادراک عمل نکنيم، نه مصيبت، بلکه فاجعه ای تاريخی تکرار خواهد شد.



بدون نقشه سلسله وقايع مهم زمين شناسي، امکان دانستن اينکه چه رخدادهايی منجر به پايان رسيدن دوره پرميان شده بود، وجود نداشت. تا اين اواخر ديرين شناسان تصور می کردند که دگرگونی ها تدريجی و پراکنده بوده است. اما سه سال پيش، با تثبيت تاريخ دقيق پايان دوره پرميان، زمين شناسان توانستند مقايسات مستقيمی بين سنگ هايی که در طول آن دوره در نقاط مختلف جهان ساخته شده بود، انجام دهند. در نتيجه اين مقايسات، زمين شناسان به کشف تکان دهنده ای دست يافتند: در چين، آفريقای جنوبي، استراليا، گرينلند، و اسپيتزبرگن، سنگ ها سلسله وقايع تقريبا يکسانی را ثبت کرده اند، وقايعی که نه تدريجا بلکه به سرعت و به يکباره رخ داده بود. اين کارنامه سنگی نشان می دهد که روند های طبيعی به چنان فاجعه مهيبی انجاميد که زيست راتقريبا بکلی در کره زمين از ميان برد. برداشت ديگری که اين کارنامه بدست می دهد اين است که عمليات انسانی ويژه ای که ما را در معرض خطر تکرار همان روند های طبيعی قرار داده است، ميتواند همان اثرات را نيز، بدنبال داشته باشد. و امکان وقوع اين فاجعه در چنان آينده نزديکی است که برخی از ساکنين کنونی زمين آنرا "شاهد" خواهند بود...



به نقل از کتاب جديد پروفسور ديرين شناسي، مايکل بنتون، تحت عنوان، "زمانی که زيست به زوال رفت"، رسوبات دريايی در پايان دوره پرميان دو دگرگونی ناگهانی راثبت کرده اند. اول اينکه، سنگ های سرخ، سبز و خاکستری که با حضور اکسيژن ساخته می شوند، به ناگاه با گل سياهی جايگزين شده اند که در غياب اکسيژن انباشته می شود. در عين حال، افزايش ناگهانی ايزوتوپ های کربن (ترکيبات گوناگون کربن) در اين سنگ ها نشان دهنده افزايش خارق العاده تراکم گازهای جوی است. در سطح خشک زمين، دگرگونی خارق العاده ديگری دقيقا به همين تاريخ نسبت داده شده است. در روسيه و آفريقای جنوبي، سنگ های گلی و آهکی که با رسوب تدريجی شکل می گيرند، به ناگهان با قلوه سنگ و سنگ های عظيمی جايگزين شده اند. اما اين دگرگونی ها ی زمين شناسی در مقايسه با آنچه بر جانوران و گياهان گذشت، کوچک قلمداد شده اند. دوره پرميان از نظر وفور گوناگونی زيستی يکی از متنوع ترين دوره های زمين است. درجنگل های پوشيده از سرخس درختی و درختان گلدار، جانوران درنده با دندان های چاقويی بلند، خزندگان گياهخوار راکه به اندازه كرگدن ها بودند، شکار می کردند. در درياها، در لابلای تپه های عظيم مرجاني، کوسه های بزرگ، انواع ماهي، و صدها نوع جانور صدفی زندگی می کردند.



بعد، به ناگهان، هيچ. کارنامه فسيلی تقريبا متوقف شد. تپه های مرجانی بيکباره مردند و تا۱۰ ميليون سال بعد از آن، نشانی از آنها نيست. تمامی انواع کوسه های بزرگ و متوسط، اکثريت انواع جانوران صدفدار، و حتی اکثريت بزرگ سرسخت ترين و فراوان ترين اورگانيزم زنده دريايي، يعنی پلانکتن، از ميان رفتند. از ميان طبقات بيشمار جانوران دريايي، تنها جانورانی بجا ماندند که توانستند خود را با شرايط تقريبا بدون اکسيژن مطابقت دهند. در خشکی اين دگرگونی حتی از اين هم وخيم تر بود. زيست گياهی تقريبا بکلی در سطح خشک زمين از ميان رفت. جانوران چهارپا، يعنی گروهی از جانوران که انسان به آن تعلق دارد، تقريبا بکلی نابود شدند: تنها اسناد فسيلی از اين گروه جانوران در پايان اين دوره، از آن دو نوع خزنده است. يکی از آنان که شباهت کمی به خوک دارد، توانست بر زمين حاکم شود، چرا که هيچگونه رقابت زيستی بجا نمانده بود و جانوری نبود که شکارش کند.



پروفسور بنتون نشان می دهد که کلاً ۹۰درصد انواع زيستی نابود شدند: اين ميزان، بمراتب، نمودار فجيع ترين انقراض انواع در طول تاريخ زمين است. "توانايی توليدی" توده زيستی جهان فرو پاشيده بود. ترميم سيستم های زيستی با کندی بسياری صورت گرفت. در هيچ جای جهان، نشانی از تپه های مرجانی در سنگ هايی که در طول ۱۰ ميليون سال پس از اين فاجعه ساخته شدند، وجود ندارد. پس از گذشت ۱۵۰ميليون سال بود که زمين دوباره آن گوناگونی زيستی ای را که گمان می رود در دوره پرميان وجود داشت، باز يافت. پس چه پيش آمده بود؟



برخی از دانشمندان استدلال کرده اند که برخورد سنگی آسمانی با زمين، مسبب اين انقراض جمعی بوده است. اما پژوهش های گسترده تر چنين شواهدی را تضعيف کرده اند. مورد قابل پذيرش تری وجود دارد که توجيه متفاوتی عرضه می کند. زمين شناسان ساليان سال از اين امر آگاه بوده اند که در مقطع خاصی در دوره پرميان، يا پس از آن، يک سری انفجار های بسيار عظيم آتشفشانی در سيبريه رخ داده بود. لاوی بجا مانده، برای اولين بار در اوايل دهه ۱۹۹۰به صحت تاريخ گذاری شد. حالا ما می دانيم که انفجارهای اصلی ۲۵۱ ميليون سال پيش رخ داده بود، يعنی در همان مقطع زمانی که زيست تقريبا بکلی از ميان رفته بود. اين آتشفشانی ها دو نوع گاز توليد کردند: دی اکسيد سولفور(2SO) و دی اکسيد کربن (2CO). گاز سولفور و ديگر گازها موجب بارانهای اسيدی شدند اما جو زمين توانست بزودی خود را از اين آلودگی ها پاک کند. از طرفی ديگر، دی اکسيد کربن گازی ماندگار است. اينطور بنظر می رسد که دی اکسيد کربن با تقويت اثرات گرمخانه اي، جهان را تا ميزانی گرم کرده بود که گاز يخ بسته بسيار متراکم قطبي، بنام هيدرات متان، ثبات خود را از دست داده و با رها کردن گاز متان (4CH) در جو زمين، افزايش ناگهانی ايزوتوپ های کربن را موجب شد. متان گاز گرمخانه ای بسيار قوی تری از دی اکسيد کربن است و نتيجه رهايی آن، گرم شدن ناگهانی و غير قابل کنترل سراسر کره زمين بود. بالا رفتن حرارت به دگرگونى هايی منجر شد که بنوبه خود حرارت را بالاتر برد و اين روند ادامه يافت. بنظر می رسد که افزايش گرما همراه با باران های اسيدی گياه ها را کشت و اين خود به مرگ از گرسنگی انجاميد. گرم شدن ناگهانی زمين در پايان دوره پرميان، دگرگونى های زمين شناسی را توجيه می کند. اگر حرارت آبهای سطحی نزديک قطب ها بالا رود، گردش آبهای جاری آهسته می شود و کف درياها را از اکسيژن محروم می کند. با مردن گياهان در سطح خشک زمين، ريشه ها توان پيوند دادن خاک و سنگهای سست را از دست داده و ميزان فرسايش بشدت افزايش می يابد.



پس گرما به چه ميزان بالا رفته بود؟ می توان با توجه به افزايش شديد ميزان ايزوتوپ های اکسيژن، به پاسخی نسبتاً دقيق دست يافت ? ميزان افزايش گرما ۶ درجه سانتيگراد بود. اگرچه پروفسور بنتون با صراحت به اين نکته نمی پردازد، نويسنده ديگری بنام مارک ليناس، کارشناس تغييرات آب و هوايي، اينکار را انجام می دهد. بر اساس تخمين هيئت علمی سازمان ملل، بنام "هيئت بين الدولی بر رسی تغييرات آب و هوايی" ( IPCC )، گرمای جهان تا سال ۲۱۰۰حداکثر ۶ درجه سانتيگراد بالا خواهد رفت. هرچند، ماه گذشته کنفرانسی در برلين، متشکل از برخی از برجسته ترين دانشمندان امور آب و هوايي، به اين نتيجه رسيد که تخمين سازمان ملل شدت مشکل را دست کم گرفته است. بنا بنظر اين دانشمندان، حد اکثر افزايش گرما ما بين ٧ تا ۱۰ درجه سانتيگراد خواهد بود. با اين وجود، هيچکدام از اين دو مدل اين امکان را در نظر نگرفته است که ذوب شدن بخشی از هايدرايت متان که هنوز در مقادير بسيار زيادی در حول درياهای قطبی وجود دارد، اين تخمين را به مراتب بالاتر خواهد برد.



ناگهان، حوادث يک چهارم ميليارد سال پيش موضوع روز شده اند. يک نسخه ممکن داستان پايان زندگی انسان هم اکنون نقل شده است، و حال تلاش برتر ما بايد اين باشد که اين داستان بر سنگ نوشته نشود.








   2003.08.03 19:33

بازگشت



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد