www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

مری راش کيست؟تنظيم:زهره سحر خيز
انستيتوی آمريکن اينترپرايز و مايکل لدين نويسنده همکار آن اکنون برا ی بسياری از ايرانی ها نامهايی آشناهستند....

www.roshangari.com
انستيتوی آمريکن اينترپرايز و مايکل لد ين نويسنده همکار آن اکنون برا ی بسياری از ايرانی ها نامهايی آشناهستند. نشريه انگليسی زبان فاينشنال تايمز ، و بی بی سی فارسی به نقل از آن، در هشتم ماه مه امسال انستيتو راچنين معرفی کرد: موسسه محافظه کاری که اين هفته کنفرانسی در مورد ايران برگزار کرد و مقر چند تحليل گر است که هم برای رضا پهلوی و هم برای آقای چلبی کار ميکنند. اين نشريه سپس اضافه کرد که مايکل لد ين از اين موسسه اخيرا نوشت آقای رضاپهلوی رهبر مناسبی برای گذار مسالمت آميز از ديکتاتوری به دموکراسی در ايران است.
علاقه اين موسسه به مسايل ايران و مقالات متعدد آقای مايکل لدين در مورد ايران که اين روزها مرتبا در رسانه های فارسی زبان مندرج ميشود، طبيعتا به علاقه متقابل ايرانيان برای شناخت اين موسسه و دانشمندان آن دامن ميزند.

***
جان. آر لات، يکی ديگر از" دانشمندان" وابسته به اين موسسه است.لات نويسنده کتاب پرسرو صدايی است به نام "اسلحه بيشتر، جنايت کمتر ". او در اين کتاب به عنوان يک محقق مستقل اعلام ميکند که آزادی حمل اسلحه در آمريکا موجب کاهش جنايت ميشود. اودرکتاب نتايج يکی از پژوهشهای گسترده خود را اعلام ميکند که به ادعای او بر پايه مصاحبه با2424 خانواده آمريکايی توسط او و شاگردانش صورت گرفته است. نتيجه اين پژوهش به گفته آقای لات اين است که 98 در صد آمريکايی ها که در دفاع از خود از اسلحه استفاده ميکنند ، حتی يک تير شليک نميکنند، بلکه همين کافی است که اسلحه مجاز خود را نشان بدهند تا خطر تهديد بزهکاران را از سر خود رفع کنند.

کتاب، خود به اسحله موثری در دست اشخاص و محافل طرفدار آزادی حمل اسلحه که در آمريکا بسيار نيرومند و صاحب نفوذند تبديل شد، بويژه که جان لات يک "دانشمند" است و دانش و رسانه ها امروز متاسفانه به جای آنکه وسيله کسب اطلاعات مستقل باشند به قويترين سلاح پيشبرد سياست تبديل شده اند . آقای لات يک اقتصاددان است که بين سالهای 95-91 در دانشگاه پنسيلوانياتدريس ميکرد و چند تحقيق مهم در دانشگاههای شيکاگو و ييل به او سپرده شده بود.
در رابطه با مضمون اين کتاب اودر کنفرانسها وسمينارهای گوناگون شرکت کرد، نظرات او در مقالات متعدد در رسانه ها منتشر شد و شبکه گسترده انجمن های طرفدار آزادی اسلحه با تارنماهای متعدد شان به تبليغ او پرداختند وبرای او مد يحه سرايی کردند، صدهانفر به اين افتخارميکردند که او کتابش را شخصا برای آنها امضاکرده است.

مری راش 50 کيلويی با دست خالی چطور ميتواند از خود دفاع کند؟
مری راش خودرا يکی از اين هواداران آقای لات معرفی کرد . او يک وبلاگ شخصی هم در دفاع از جان لات راه انداخت ودر آن و نيز در گزارش به رسانه ها گفت که درزمانی که دوره دکترايش را در دانشگاه پنسيلوانيا ميديد شاگرد جان لات بوده است. خانم راش در دفاع از نظرات استاد خود نوشت:
"آيا واقعا فکر ميکنيد بيشتر زنان ميتوانند ازپس بزهکاران تيپيک شما برآيند؟ من با اينکه کفش پاشنه بلند نمی پوشم ، فکر نميکنم بتوانم از پس خيلی از مردان برآيم.من زنی با52 کيلو وزن اگر مجبور به مقابله با يک مرد 90 کيلويی بشوم ، چه کار ميتوانم بکنم؟"

مری به ويژه از استقلال نظری و صداقت" استاد" خود تعريف ميکرد ، علت آن بود که عده زيادی بودند که ازعنوانهای علمی آقای لات مرعوب نشده بودند. آمريکا به جنگ طلبان و منفعت پرستان خلاصه نميشود و در همين شرايط کنونی براستی يکی از جاندارترين وپر محتواترين کارزار ها در دفاع از دمکراسی ، حقوق بشر و محيط زيست در اين کشور جريان دارد.
تحقيق پرسروصدای آقای لات را نخست يک جامعه شناس آمريکايی ، اوتيس دادلی دانکن، در يکی از کنفرانسهای او زير سوال برد و با ارائه آمارمتقابل خواهان ارائه سند در مورد پژوهشی شد که نتيجه 98 در صدی به نفع آزادی حمل اسلحه از آن بدست آمده بود.جان لات گفت سخت افزار کامپيوترش خراب شده و اسناد از بين رفته است. امااو قادر نبود حتی نام يک شاگرد را بياورد که مدعی شده بود با همکاری آنها پژوهش را انجام داده است!
حاميان او دست بکار شدند و محافل راست و رسانه ها ی واقعی ومجازی آنها به دفاع از آقای لات برخاستند. خوداو کتاب جديدی در برابر شکاک ها منتشر کرد تحت عنوان" تعصب در برابر سلاح".
اما اکنون که ترديد در پژوهشهای آقای لات آغاز شده و بويژه گروههای پراکنده دموکرات از طريق تنها رسانه ای که به آن دسترسی دارند يعنی وبلاگ ها آنرا چنان وسيع پخش کرده بودند که خبر زير سوال رفتن او در واشينگتن پست و ساير رسانه های معتبر هم درج شد ، ديگر به آسانی نميشد ماجرا را درز گرفت. پرفسور جيمز ليند گرن استاد حقوق دانشگاه نيو وسترن که به خاطر باز کردن مشت يک "دانشمند" ديگر – محقق تاريخ اسلحه، مايکل بله سايلز- شهرت دارد با همکاری کليتون کريمر ، تاريخ دان به بررسی پژوهشهای جان لات پرداختند.مشکل آقای لات اين بود که هيچ سندی برای اينکه نشان دهد اساسا به پژوهشی دست زده است نميتوانست ارائه دهد. اسناد ديگران هم درست خلاف نتيجه گيری های پژوهشی او را نشان ميداد.به علاوه آقای لات در کتاب خود درنقل قول از منابع ديگر به نحوی ظريف دستکاری کرده بود.
اماگويا محافلی که از آقای لات حمايت ميکنند بسيار نيرومندند، بنابراين ارائه "سند" آغاز شد. از جمله د يويد گراس يک وکيل مينزوتا و يکی از حاميان سرسخت آزادی حمل اسلحه اعلام کرد که شخص خودش موضوع پژوهش های لات بوده است بدون انکه بداند اين آقای لات است که جريان پژوهش را هدايت ميکند. و اين بدان معنا بود که هزاران نفر ديگر ممکن است در جريان پژوهش آقای لات شرکت کرده باشند بدون آنکه خود شان بدانند!
بعد از شهادت ديويد گراس، واشينگتن تايمز که از آزادی حمل سلاح دفاع ميکند نوشت پرونده اين ماجرا بسته شده ، بعنی آقای لات تبرئه شده است. اين نشريه که از سياستهای راست افراطی دفاع ميکند و روابط خوبی با فعالان آمريکن اينترپرايز دارد در سال 2000 توسط کشيش سان ميونگ مون، رهبر فرقه مون و صاحب يونايتد پرس اينترناشنال ، خريده شد .( مقاله مربوط به اين روابط را درآرشيو بخش سياسی همين سايت بخوانيد)
مری راش هم که با شوريدگی زايد الوصفی ازجان لات حمايت ميکرد در اين رابطه سنگ تمام گذاشت .او که با پيگيری سه سال تمام در دفاع ازجان لات برای نشريات رسمی با پست الکترونيک خبر ميفرستاد حالا به يک گزارشگر ميدانی معتبر تبيل شده بود. خانم مری راش نوشته بود : او بهترين پرفسوری بود که من در سراسر عمر خود ديده ام. آنچه در رابطه با جان لات به عنوان يک استادمهم بود تلاش او بود برای آن که به ما امکان تشخيص و قضاوت مستقل بدهد. من و يک گروه از دانشجويان پنسيلوانيا چنان شيفته کلاسهای جان لات بوديم که تمام واحدهای او را ميگرفتيم . او مارا تشويق ميکرد کلاسهای ساير پروفسورها را نيز بگيريم تا بانظرات مخالف و متدهای مختلف پژوهش آشنا شويم. و حالا که مساله منابع پژوهش آقای لات زير سوال رفته بود او نوشت که خودش مسئول فرستادن ميلهای مربوط به پژوهش بوده و آقای لات از اين منابع اطلاع نداشته است.

برخلاف آنچه واشينگتن تايمز نوشته بود پرونده با اين ادعاها خاتمه نيافت. گروههای مستقل دموکرات همزمان با دو محقق نامبرده در فوق به تحقيق خود ادامه دادند.از جمله يک گروه وبلاگرکه به افشاء ماجرا اکتفا نکردند ، بلکه خود به تحقيق مستقل در باره منابع آقای لات و مدافعان او پرداختند. سرانجام جوليان سانچز از اين گروه وبلاگربود که سرنخ ماجرا را در آورد وآقای لات را وادار به اقرار کرد. او متوجه شد که خانم راش از ايجاد کنندگان" يوزنت فوروم " است. او با پيگيری ميلهای آقای لات وخانم راش در يوزنت متوجه شد که هردو از يک آدرس و از منزل شخصی آقای لات ميايند!

خانم مری راش همان آقای جان لات بود. او مجبور شد در برابر سند جوليان سانچز اقرار کند : مری راش را من سالها پيش اختراع کردم . آنرا از سرهم گذاشتن حروف اول نام چهار پسرم "ما"،"رای"، "رو"، "ش" درست کردم و نويسنده مقاله ای را که نقد کتاب من است به اين نام قلمی خواندم. مقاله ای که لات از آن نام ميبرد برای آمازون دات کام ارسال شده بود و در آن نوشته شده بود :"اگر ميخواهيد بدانيد چه چيزی جلوی جنايت را ميگيرد، اگر ميخواهيد در باره اسرار جنايت که اينهمه جانها را به خطرانداخته است بدانيد اين کتاب را بخوانيد. اين کتاب بسيار جالبی است و لات بسيار خوب مينويسد. زبان او برای عموم مردم قابل فهم است . من نسخه خودم را دهها بار قرض دادم و اگرچه شروع کردن آن کمی دشوار است اما هيچکس نبود که پس از خواندن آن راضی نباشد."
البته آقای لات عواقب تقلب با نهاد معتبری چون آمازون دات کام را ميداند، ولی کسانی مثل او راه حل آماده دارند. او پسر سيزده ساله اش را جلو انداخته است و ميگويد آن مقاله را خودش ننوشته ، بلکه پسرش آنرا به کمک مادرش نوشته است و روشن است که او نبايدآنها را از اين کار منع ميکرد.اما در باره همزاد زن خود "مری راش " ، اين دانشمند وابسته به موسسه اينتر پرايزو اقتصاد دان و معلم دانشگاه يک دليل قانونی دارد: اين يک نام مطبوعاتی است . البته نام مطبوعاتی رايج است و اشکالی ندارد، ولی چرا او تحت يک نام مطبوعاتی تقلب ميکرد؟ در اين مورد هم او حاضر جواب است: نبايد اين کار را ميکردم! ...همين !

انتخاب جرج دبليو بوش و آقای جان لات
پس از آنکه ماجرای پژوهشهای آقای لات در رابطه با اسلحه رو شد، يکی ديگر ازشيرين کاريهای ديگر اين پژوهشگر دانشمند افشاء شد که آنهم مستقيما با راست جديد مربوط است. به اين ترتيب که در انتخابات سال 2000 وقتی ماجرای عدم صحت انتخابات بالا گرفت و معلوم شد آرای آل گور با تدابيری که بسياری معتقد بودند غير قانونی است به حساب نيامده و بوش در واقع اکثريت آراء را ندارد و قرار شد بجای مردم مجمع قضات عاليمقام که در واقع زير نفوذ محافظه کاران بود رئيس جمهوررا تعيين کند، اين پژوهشگر دانشمند پا به ميدان گذاشت و اعلام کرد پژوهشهای او نشان ميدهد که تصميم تلويزيونهای آمريکا مبنی بر اينکه نتيجه انتخابات فلوريدا را قبل از بسته شدن صندوق ها اعلام کرده و برنده را که آل گور بود معرفی کنند، موجب شد که بسياری از طرفداران بوش و حزب جمهوری خواه از رای دادن صرفنظر کنند و همين امر آرای بوش را پايين انداخت. سايرين اين ادعارا همان موقع رد کردند. ولی اگر هدف تاثير بر افکار عمومی ازطريق متقاعد کردن مردم توسط دانشمندان بود ، آقای لات کار خود را کرده بود. جمهوری خواهان به اين ادعا چسبيدند و از آن بهره برداری کافی کردند.

در مورد ماجرای خانم مری راش انستيتوی آمريکن اينترپرايزکه آقای لات با آن کار ميکند، در تماسی که رسانه ها با آن گرفتند حاضر به اظهار نظر نشد. آقای جان لات هم ناپديد شده و دهها سايت اينترنتی که به دفاع از او پرداخته بودند به تدريج غير قابل دسترسی ميشوند و حتی به آدرس بسياری از آنها ويروس وصل شده است و در صورتی که تلاش کنيد آنها را پيدا کنيد دچار ويروس ميشويد. مطبوعاتی که طی سه سال اخبار و گزارشهای خانم مری راش را با زرق و برق منعکس ميکردند ، در چند سطر از خوانندگان بخاطر رو دست خوردن از اين گزارشگر تخيلی پوزش خواستند. در خارج از آمريکا همين پوزش چهار سطری در مطبوعات بين المللی چاپ شد و خوانندگان اگر هم آنرا خواندند هيچ از آن سر در نياوردند، اما بسياری از خوانندگان آمريکايی پوزش را نديدند در عوض آنچه بياد دارند گزارشات پرسروصدای يک زن کوچک 50 کيلويی است که التماس ميکند جامعه از او در برابر بزهکارانی که دو برابر او وزن دارند دفاع کند! وخدشه دار کردن حيثيت انسانی مصرف کنندگان توليدات رسانه ها يعنی اکثريت مردم و زير پا گذاشتن حقوق آنها وقتی با همکاری آگاهانه يا ناآگاهانه لشگری از رسانه ها، انستيتوهای "علمی و اجتماعی " و "دانشمندان" و اساتيد دانشگاه و سياستمداران در چهار چوب قانون وبا رعايت مقررات صورت گيرد و شاکی خصوصی هم نداشته باشد، البته جرم نيست.

و برپايه اين نوع اطلاع رسانی است که نه فقط سياست آزادی حمل سلاح در آمريکا بلکه سياست "تحمل صفر"، قوانين آهنين تشديد مجازات ها، خصوصی کردن زندانها، "متمدن کردن" اجباری کشورهای عقب مانده بوسيله ماموران و خدمه سازما نهای جاسوسي،" برقراری صلح " بوسيله جنگ ، "آزاد سازی" به کمک استعماروتصرف منابع ،" رشد اقتصادی "از طريق آزاد گذاشتن دست بازاريان در چپاول مردم و بسياری ديگر از سياستهای راست افراطی تحت عنوان جمهوری خواهی نوين پيش ميرود، و در دل چنين سيستمی است که اسامه بن لادن ها ، صدام حسين ها، رفسنجانی ها، چلبی ها پروار ميشوند و يک روز درنقش دوست و روز ديگر در نقش دشمن به پيشبرد سياستهای فوق ياری ميرسانند و خود چه وقتی پاداش ميگيرند و چه وقتی روبيده ميشوند، به جنگ افروزی کمک ميکنند.
(گويا برای جنگ افروزی در ايران آقايان خامنه ای – رفسنجانی کم هستند که اکنون مجاهدين و سلطنت طلبان ، اين يکی ها توسط انستيتوی آمريکن پرايز رسما حمايت ميشوند، با هم در مورد تدارک تهاجم به ايران رقابت ميکنند)

مايکل مور که فيلم مستند او دررابطه با نقش آزادی حمل سلاح ، بولينگ در کلمباين، امسال برنده جايزه اسکار شد، ليست نسبتا کاملی در رابطه ماجرای تغيير جنسيت مخفيانه و تخيلی آقای لات رابرای اطلاع مردم در تارنمای شخصی خود گذاشته است که اين مقاله با تکيه بر آن تنظيم شد. عکسها نيزاز همانجا برداشته شده است.
http://www.michaelmoore.com




   2003.05.16 16:48

بازگشت



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد