www.roshangari.com
بازگشت به روشنگرى
تماس

: تماس
info@roshangari.com
طرح,عكس,كاريكاتور 
ماندنىها 
لوموند ديپلماتيك
هادى خرسندى

اخبار - 
بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
سياسى - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
موسيقى - 
...اعلاميه ها, بيانيه ها - 
مهمان روشنگرى - 
پيوندها - 

دفتر مهمانان
يادداشتهاى شما
Guestbook


چرا ريچارد پرل با عدنان "خشوقى" ملاقات كرد
*نويسنده: سيمور. ام. هرش. منبع: نيويوركر 15 مارس2003
برگردان: زهره سحرخيز
*معاملات پشت پرده ای که جنگ را هدايت ميکنند

www.roshangari.com
(براى روشنگری)

عدنان خشوقى تاجر متولد عربستان سعودى در اوج فعاليت هاى دلالى اش در سال هاى 70، ميلياردها دلار اسلحه و هواپيما براى خاندان سلطنت سعودى خريد، و صدها ميليون دلار از اين معاملات سود برد..
او اگر چه هرگز محكوم نشد،اما درگيرى هاى دايم با مقامات قضايى فدرال و كميسيون مبادلات و تعرفه داشته و در سال هاى اخير از جمله درلس آنجلس و تايلند پرونده او در رابطه با اتهاماتى از قبيل كلاهبردارى و تقلب در سهام در جريان است. در دوره ريگان، خشوقى يکی از واسطه هاى بين اوليورنورث در كاخ سفيد و ملاهاى ايران در چيزى كه به افتضاح ايران - كنترا معروف شد، بود..
خشوقى ادعا كرد در نتيجه اين ماجرا ده ميليون دلارى را كه براى ارسال اسلحه به ايران - که با تاييد ريس جمهوربودو قرار بود در عوض تحويل گروگانهاارسال شود- گذاشته بود از دست داده است. افتضاح هاى آن زمان ظاهرا يكى ديگرى را تغذيه مى كرد: بررسى كنگره فاش كرد كه خشوقى قسمت اعظم اين پول را از بانك اعتبارات و تجارت بين المللى (بى. سى. سى. آى) قرض كرده بود. بانك در سال 1991 ورشكسته شد و هزارها مشترى خود را متضرر كرد و كارش به دستگاه قضايى كشيده شد..
خشوقى هنوز به كار دلالى ادامه مى دهد. در ژانويه امسال او در فرانسه يك ميهمانى خصوصى ناهار ترتيب داد كه طى آن حرب صالح الظهير يكى از صاحبان صنايع سعودى كه ثروت خانواده اش از جمله در شركت هاى ساختماني، الكترونيك و ماشينی در تمام خاورميانه سرمايه گذارى شده و ريچارد. ان. پرل رئيس هيات سياستگزاری دفاعی آمريكا، يكى از سرشناس ترين و نافذترين مدافعان جنگ با عراق با هم ملاقات كردند..
هيات سياستگزاری دفاعی يك گروه مشاوره اى وزارت دفاع است كه تشكيل شده از مقامات حكومتى معتبر سابق، افسران ارشد نظامى بازنشسته و آكادميسين ها. اعضاى آن كه بدون حقوق كار مى كنند عبارتند از مشاوران امنيت ملى سابق، وزراى دفاع، و سران سيا. هيات سالى چند بار در پنتاگون اجلاس برگزار مى كند تا سياست هاى استراتژيك كشور را وارسى و تنظيم كند.
پرل همچنين يكى از مديران يك شركت سرمايه گذارى است به نام "تراى رم پارتنرز ال. پى" كه در نوامبر 2001 در "دلاوير" ثبت شده است. كار اصلى "تراى رم"، براساس نامه دو صفحه اى كه يكى از نمايندگانش در ماه نوامبر گذشته به خشوقى فرستاد، سرمايه گذارى در شركت هايى است كه در تكنولوژي، كالاها و خدمات مربوط به امنيت و دفاع كشورها دست دارند. در اين نامه استدلال شده است كه ترس از تروريسم تقاضاى چنين توليداتى را در اروپا و كشورهايى چون سنگاپور و عربستان سعودى افزايش خواهد داد.

در نامه ارتباط شركت با حكومت قويا مورد تاكيد قرار گرفته است: "سه تن از گروه مديريت تراى رم با خدمت در هيات سياستگزاری دفاعی مرتبا وزير دفاع ايالات متحده را راهنمايى مى كنند، و يكى از مديران اصلى تراى رم ريچارد پرل رئيس هيات است." دو عضو ديگر هيات سياستگزاری كه به تراى رم مربوطند عبارتند از هنر ى كسينجر، وزير خارجه سابق (كه او در واقع فقط عضو مشاور تراى رم است و در مديريت آن نقش ندارد) و جرالد هيلمن كه يك سرمايه گذار و همكار تجارى نزديك پرل است كه در دفتر نيويورك تراى رم را کار ميکند. در نامه گفته شده كه هم اكنون 45 ميليون دلار گردآورى شده از جمله بيست ميليون دلار از بوئينگ. هدف آشكارا جلب سرمايه گذارانی از قبيل خشوقى و ظهير است.
پرل در مبارزه انتخاباتى جرج بوش به عنوان مشاور سياست خارجى كار مى كرد، او معاون وزارت دفاع در دوره رونالد ريگان بود، ولى تصميم گرفت يك پست ارشد در دستگاه دولتى را برنگزيند.
با وجود اين در اواسط سال 2001 او پيشنهاد وزير دفاع دونالد رامسفلد براى رياست هيات سياستگزاری دفاعی را پذيرفت. آن موقع اين گروه مبهمی بود كه وزارت دفاع در سال 1985 آن را ايجاد كرد. اعضاى آن (كه حدود 30 نفرند) ممكن است خارج از حكومت باشند، ولى دسترسى به اطلاعات طبقه بندى شده دارند و با سياست گذاران ارشد در ارتباطند. و نه تنها در مورد سياست استراتژيك، بلكه همچنين در مورد مسايلى مثل گسترش تسليحات نظر مى دهند. بيشتر فعاليت هيات سرى است.
پرل به عنوان رئيس هيات مثل يك كارمند مخصوص دولت محسوب مى شود و بنابراين بايد تابع "کدهای راهنما" باشد. براساس اين كدها يك كارمند مخصوص حق ندارد در يک فعاليت رسمى شركت كند كه به هر طريق با موضوعاتى مربوط باشد كه براى او منافع مالى دارد . يكى از كارشنساسان حقوقى دولت كه در تنظيم "كدهاى راهنما" مشاركت داشت به من گفت: "قاعده عمومی اين است که شما به هيچ شکلی نبايد از موقعيت فدرال خود برای بهره برداری مالی استفاده کنيد.
اين كار شناس قانونى اضافه كرد هدف مصونيت کارهای دولتی در مقابل هر نوع تداخل آشكار و پنهان است . گروههاى مشاوره از قبيل هيات سياستگزاری دفاعی كه خارج از حكومت هستند اين امكان را به وجود می آورند كه مهارت ها و تجارب در خدمت مسايل سياسى كليدى قرارگيرند. با وجود اين از آنجا كه كارشناسانى از اين قبيل اغلب با صنايع دفاعى مرتبط هستند، تداخل بطور غيرقابل اجتناب پيش مى آيد. يكى از اعضاى هيات به من گفت بيشتر اعضا در امور تجارى و مالى درگير هستند و حداقل يك مورد پيش آمد كه يكى از اعضا جلسه را ترك كرد چون يك توليد نظامى و امنيتى مطرح شده بود كه او منافع روشنى در آن داشت.
چهار عضو هيات سياستگزاری دفاعی به من گفتند كه هيات، كه آخرين بار در 27 و 28 فوريه جلسه داشت، از شركت پرل در تراى رم اطلاع نداشت. يك عضو هيات وقتى با او در مورد تراى رم و ملاقات پرل با خشوقى صحبت شد گفت: "نه! گم شو !او رئيس هيات است. اگر داستان تو مربوط به من بود كه يك شركت براى امنيت ملى باز مى كردم، و آدمهايى را كه داشتم با آنها تجارت مى كردم، در هيات مى گذاشتم، باز ممکن بود ."-اشاره به جرالد هيلمن كه قبل از ورود به هيات سياستگزاری هيچ تجربه نظامى ياسياسى سطح بالا نداشت - " به نظر من اين اوج نقض مقررات است و بوى گند آن به آسمان هفتم مى رود."
. هيلمن يك مشاور سابق مك كنيزى در جلسه ماه فوريه حداقل يكى از اعضاى هيات را از تعجب برجا خشك كرد وقتى كه سوال هايى مطرح كرد مبنى بر اين كه آيا قراردادهاى كنونى نفت با عراق معتبر است. عضو مزبور به من گفت:-- هيلمن گفت «آنچه که بد است قراردادهاى قديمى است». او گفت ما بايد روس ها و فرانسوى ها را بيرون كنيم. اين يك مكالمه جدى بود. ما به دلال تبديل شده بوديم. داشتيم "قراردادهاى" آتى در شركت نفت عراق را مى فروختيم. من به خودم گفتم "اوه پسر، تا اينجا سقوط نكن" .--هيلمن انکار ميکنددر هيات چنين چيزهايی گفته است. لارى نوبل، مدير اجرايى "مركز سياست مسئولانه" مستقر در واشنگتن، که يك سازمان غيرانتفاعى است، مى گويد اشتغال پرل در تراى رم "غيرقانونى" نيست، ولى تضاد را به نمايش ميگذارد. كافى است توصيه هاى او به پنتاگون را مورد سوال قرار دهيم و اين كه چرا آدم هايى كه در تجارت مشغولند با او كار مى كنند.." نوبل اضافه كرد:" مساله اين است كه او به کمک روابطش با كميته مشورتي، معامله مى كند. اگر شركتى كه با آن كار مى كند در مرحله فروش است، معناى ان اين است كه او كارچاق كن است، يعنی کسی که در باره پول صحبت نمى كند، ولى عاملى است كه به کمک اومعامله شما سر مى گيرد."
همكارى پرل با تراى رم اولين موردى نيست كه نقش او به عنوان حلقه بين سياست سطح بالا و سرمايه سطح بالا را به نمايش مى گذارد. او در نيويورك به دنيا آمده است، در 1964 از دانشگاه كاليفرنياى جنوبى فارغ التحصيل شده است، يك دهه را در مشاغل وابسته به سنا گذراند و سپس در 1980 مشاغل حكومتى را ترك كرد تا براى يك شركت مشاوره نظامى كار كند. سال بعد به كار دولتى برگشت و شغل معاونت وزارت دفاع را بعهده گرفت.
در 1983 در نشريه نيويورك تايمز،پرل موضوع يك تحقيق و متهم بود كه به ارتش توصيه كرده از يك شركت اسرائيلي، كه او دو سال قبل از صاحبانش 5 هزار دلار گرفته بود، اسلحه بخرند. پرل بعدا قبول كرد كه پول را گرفته بود، ولى قويا عمل خلاف را رد مى كرد. او گفت خود را گناهكار نمى داند زيرا پول را بابت كارى كه انجام داده بود ، قبل از بعهده گرفتن پست در وزارت دفاع ،دريافت كرده بود. او اضافه كرده بود " مساله نهايى خريد است، و من هرگز مسئول خريد نبوده ام." او در اين رابطه هرگز رسما به نقض مقررات اخلاقى متهم نشد. پرل تا سال 1987 در پنتاگون خدمت كرد و بعد عميقا وارد دنياى تجارت و گروههاى نفوذى آن شد. او اكنون در ميان تعهدات متعدد، بعنوان مدير شركتى كار مى كند كه با دولت فدرال رابطه تجارى دارد: "اتونومى كورپوريشن" يك شركت انگليسى است كه اخيرا برنده يك قرارداد در مورد امنيت ملى گرديد. وقتى من از او در باره اين قرارداد سوال كردم، پرل به من گفت هيچ تضادی در كار نيست، زيرا قرارداد از طريق مزايده به دست آمده است و "من هرگز در باره آن با هيچ كس صحبت نكرده ام."
تحت رهبرى پرل نفوذ هئيت سياسى بطور فزاينده اى زياد شده است. او از آن به عنوان يك سكوى قوى استفاده مى كند تا از طريق آن صدام حسين را براندازد و "جنگ پيشگيرانه عليه تروريسم "را پيش ببرد. پرل براى اين نظرگاه متحدان زيادى دارد، مثل پل ولفوويتز، رييس بخش اجرايی وزارت دفاع. ولى در دستگاه بروكراسى مقاومت فشرده اى هم بوده است؛ بيش از همه در وزارت خارجه. از زمان او جنگ پيشگيرانه به ايده برتر در سياست خارجى كابينه تبديل شده است. يك مقام سطح بالاى سابق دستگاه امنيتى با حيرت از قدرت پرل صحبت مى كرد كه "مى تواند سياست خارجى دولت را بطور راديكال تغيير بدهد هر چند كه يک عضو دولت نيست." اين امتياز بزرگى است كه يک نفر که عضو دولت نيست بتواند اين همه نفوذ داشته باشد و حتى به او يك نهاد قانونى بدهند تا اعمال نفوذ كند."
قدرت پرل در دستگاه دولت بوش به كمك همكارى نزديك سياسى و خصوصى با بسيارى از شخصيت هاى كابينه تقويت مى شود، از جمله ولفوويتز و داگلاس فيت. فيت يكى از كارمندان وزارت دفاع و از مقامات غيرنظامى رديف سوم اين وزارت است. وى در سال 1989 شركت مشاوران بين المللى را تاسيس كرد كه يك شركت لابى است كه مشترى اصلى اش دولت تركيه است. شركت، پرل را به عنوان معاون بين سال هاى 1994 تا 1998 استخدام كرد. به گفته يكى از مقامات سابق وزرات دفاع فيت موقعيت كنونى اش را فقط پس از آن به دست آورد كه پرل شخصا با رامسفلد- كه در مورد فيت ترديد داشت- صحبت كرد. فيت مستقيما با برنامه ريزى استراتژيك و هدايت عمليات نظامى عليه طالبان در افغانستان درگير بود. او حالا جوانب مختلف جنگ عراق و جريان امور بعد از آن را هدايت مى كند. او و پرل در مورد بسيارى از مسايل سياسيت خارجى اشتراك نظر دارند. هر دو سالها - خيلى قبل از 11 سپتامبر - خواهان بركنارى صدام حسين بودند. همينطور آنها باهم به خواست بنيامين ناتان ياهو برنامه سياسی ا و را بعد از انتخاب او به نخست وزيرى در سال 1996 - تهيه كردند. يكى از مواد اين برنامه عبارت بود از كار در جهت تغيير رژيم عراق. فيت و پرل از حاميان سرسخت احمد چلبی رهبر زير سوال كنگره ملى ضد صدام عراق بودند و با مقامات وزارت خارجه و سيا در باره آينده عراق دست و پنجه نرم كرده - اند.
پرل همچنين يكى از منتقدان آشكار حكومت سعودى و آمريكايى هايى كه آنها به خدمت گرفته اند بوده است. او در بسيارى مواقع علنا كارمندان رسمى دولت قبلى آمريكا را سرزنش كرده است كه با مراكز تحقيق و بنيادهايى رابطه دارند كه با پول سعودى ها برپا شده، و در تابستان گذشته به نشريه "ناشنال رويو" گفت: " من فكر مى كنم اين رسوايى است. اينها آدم هايى هستند كه در تلويزيون ظاهر مى شوند، آنها يادداشت هاى ويژه همسنگ سردبيرى مطبوعات را مى نويسند. سعودى ها منبع اصلى تروريسمى هستند كه ما با آن روبروئيم. اين مساله براى مردم بسيار بيشتر از اين آشكار مى شد اگر اين ديپلومات هاى سابق كه به نحو موثرى براى حكومت هاى خارجى كار مى كنند نبودند." در ماه اوت گذشته دولت سعودى از درج مقاله اى در واشنگتن پست به وحشت افتاد. مقاله افشاى سندى بود به نام " هيات سياست گزارى دفاعى" در دهم ژوئيه از يك تحليل گر "راند كورپوريشن" به نام لارنت موراويك كه در آن عربستان سعودى دشمن شماره يك آمريكا اعلام شده بود. مقاله توصيه كرده بود كه دولت بوش به حكومت سعودى اولتيماتوم بدهد كه از حمايت از تروريزم دست بردارد وگرنه با توقيف دارايى هاى مالى در ايالات متحده و مراكز نفتى اش روبرو خواهد شد. بعدا معلوم شد موراويك سردبير سابق "اكس كيوتيو اينتليجنس رويو" است؛ نشريه اى كه " ليندون اچ. لاروش جونيور " آن را اداره مى كند. اين شخص كانديد دائمى رياست جمهوري، نظريه پرداز توطئه و يك بزهكار است. طبق نوشته تايمز خود پرل از موراويك دعوت كرده بود كه نظرش را ارائه دهد.
دشمنى پرل با حكومت سعودى مانع ملاقات او با سرمايه گذاران احتمالى سعودى براى تراى رم نشد. خشوقى و ظهير به من گفتند آنها فهميدند هدف تراى رم آن بود كه كمك سعودى هاى متنفذ را جلب كنند تا كارى كنند که اعضاى خاندان سعودى براى سرمايه گذارى هاى آن در بخش امنيت ملى قرارداد ببندند. سود چنين قراردادهايى معتنابه خواهد بود. عربستان سعودى تقريبا يك ميليارد دلار براى اندازه گيرى و نشانه گيرى 850 مايل مرزش با يمن هزينه كرده است و مرحله دوم اين برنامه به ميلياردها دلار ديگر نياز دارد. تراى رم آشكارا براى كمك به عدنان خشوقى متوسل شد.
ماه گذشته من با خشوقى در آپارتمان ويژه اش در طبقه بالاى ساختمان در كان كه مشرف به مديترانه است ملاقات كردم. او 67 سال دارد و در حال استراحت پس از يك عمل جراحى قلب است. او گفت من واسطه بودم. بنا بر گفته خشوقی اولين بار يکی از کارمندان ترانرم بنام کريستوفر هريمن بااو تماس گرفت . خشوقى گفت هريمن يك تاجر آمريكايى است كه او را از زمان پروازهاى اختصاصى در كابين خصوصى در دوره اى كه هر دوی آنها در بخش اروپايى معامله جور مى كردند مى شناسد. و او بود كه نامه كذايى تراى رم را براى او فرستاد. "هريمن به تلفن من جواب نداد-نويسنده ". خشوقى توضيح داد كه او و حرب ظهير، سرمايه دار سعودي، قبل از كريسمس با هريمن و ژنرال هيلمن در پاريس ملاقات كردند و امكان يك سرمايه گذارى عظيم در تراى ريم را مورد بررسى قرار دادند.
ظهير علاوه بر مسايل مالي، مايل بود نظراتش در مورد جنگ و صلح را با شخصى در ميان بگذارد كه در دولت بوش صاحب نفوذ باشد. او اگر چه شهروند سعودى است ولى متولد عراق است و اميدوار بود که با يك راه حل "گام به گام" كه طی مذاكره تدوين شود، بتوان جلوى جنگ را گرفت. ظهير به خاطر مى آورد به هاريمن و هيلمن گفته است "اگر صلح بخواهيم، تهيه صد ميليون دلارآسان خواهد بود، ما باعث توسعه منطقه خواهيم شد."
خشوقى به من گفت اميد ظهير اين بود كه فرصت براى سرمايه گذارى را با فرصت براى صلح تركيب كند. بنابر گفته خشوقى هيلمن و هاريمن گفتند چنين ملاقات هايى را مى توان ترتيب داد. پرل به خاطر موقعيتش در هيات سياست گذارى يك امكان طبيعى بود. خشوقى گفت پرل قلابى بود كه به کمک آن مى شد از ظهير امكان سرمايه گذارى براى شركت را به دست آورد. خشوقى گفت كه او موافقت كرد كه سرمايه گذاران بالقوه را با پرل در يك ميهمانى ناهار گرد آورد.
ميهمانى ناهار در سوم ژانويه در رستورانى در كنار دريا در مارسى انجام شد. (پرل يك خانه براى تعطيلات در جنوب فرانسه دارد) آنها كه در ميهمانى ناهار شركت كردند در باره هدف آن نظرهاى متفاوتى دارند. بنابر گفته هم خشوقى و هم ظهير دو مساله مورد مذاكره بود. اولى اين بود كه براى ظهير فرصتى فراهم شود كه طرح يك آلترناتيو صلح آميز براى عراق را بدهد. خشوقى گفت او و پرل مى دانستند كه چنين آلترناتيوى دور از واقعيت است، ولى ظهير به تازگی از سفرى به عراق بازگشته بود و مشتاق بود در باره آن صحبت كند.
موضوع دوم كه مهم تر بود، طبق گفته خشوقى و ظهير اين بود كه راهى فراهم آورند تا ظهير و گروهى از سرمايه داران سعودى را گرد آورند كه هر يك ده ميليون دلار در تراى رم سرمايه گذارى كنند.
خشوقى به من گفت: "براى ما ملاقات پرل طبيعى بود. در خاورميانه ما عادت داريم به سياستمدارانى كه از موقعيت ادارى شان براى خواسته هاى تجارى شان استفاده مى كنند. من ناهار را به اين قصد ترتيب دادم تا حرب ظهير نظرش را به پرل بگويد. پرل مودبانه گوش داد و ناهار تمام شد. " ظهير در يك مكالمه تلفنى به من گفت كه پرل در ميهمانى ناهار به او گفته است" او از پول بالاتر است. او گفت در سياست درگير شده است و تجارت از طريق شركت ترى رم پيش مى رود." به گفته او "پرل در طول ناهار به عقيده اش چسبيده بود كه ما بايد از شر صدام خلاص شويم." ظهير مى گويد تا آنجا كه او مى داند از مارس پول سعودى در ترى ريم سرمايه گذارى نشده است.
در يك مكالمه تلفنى در اواسط فوريه، وقتى هنوز نمى دانستم پای خشوقى و ظهير در ميان است، جرالد هيلمن مرا مطمئن كرد كه ترى رام با سعودى ها سروكار ندارد. او گفت" من نمى دانم شما با آنها چكار مى توانيد داشته باشيد. آن چه در 11 سپتامبر ديديم تجسم وحشتناك ايدئولوژى آنها بود. آمريكايى ها بر اين باورند كه سعودى ها از تروريسم حمايت مى كنند. ما از آنهاسر مايه اى نگرفته ايم و با آنها سرمايه گذارى نكرده ايم." (هفته گذشته او تاييد كرد كه با خشوقى و ظهير ملاقات كرده، ولى گفت ملاقات توسط هاريمن سازمان داده شده بود و او نمى دانست كه ظهير به آنجا مى آيد.) او در فوريه تاكيد كرده بود "پرل يك شخصيت مالى نيست. او نمى خواهد سود مالى بدست آورد."
پرل در يك سرى از مكالمات تلفنى تاييد كرد كه او در ناهار با دو سعودى ملاقات كرده ولى هويت آنها را اعلام نكرد. "در آن زمان من نمى دانستم اينها چه كسانى بودند-" او گفت "دو سعودى آنجا بودند، ولى بحثى در مورد تراى رم پيش نيامد." او موكدا گفت" ناهار در باره پول نبود. من هرگز در باره سرمايه گذارى صحبت نمى كنم- با توجه به همه شرايط". پرل اضافه كرد يكى از سعودى ها اطلاعاتى داشت مبنی بر اينكه صدام حاضر است تسليم شود". "پيام او درخواست مذاكره با صدام بود."
وقتى من از پرل پرسيدم آيا تجار سعودى در ميهمانى ناهار مى توانستند سرمايه گذاران بالقوه براى تراى رم باشند ، او پاسخ داد:" من كلا سعودى ها را نمى خواهم، ولى سرمايه گذارى براى سرمايه دار آزاد است و شريك هاى اروپايى ما گفتند از طريق بانك هاى سرمايه گذارى ، سرمايه گذاران سعودى را هم دارند."
هم پرل و هم هيلمن بطور مشخص گفتند كه در حاضر سرمايه گذاران سعودى ندارند.
خشوقى اعتراف مى كند كه فعاليت هاى پرل و هيلمن به عنوان اعضاى هيئت سياست گذارى دفاعى او را متحير مى كند. آنطور كه خشوقى مى بيند امكانات بالقوه تراى رم به آن بسته است كه جنگ در عراق صورت بگيرد. او به من گفت "اگر جنگى نباشد چه نيازى است به امنيت؟ اگر جنگ بشود، البته ميلياردها دلارهزينه خواهد شد." او چنين اظهار عقيده كرد:" شما آمريكايى ها با اين ادعا كه برپاکی و ضوابط دمكراتيك تكيه داريد چشمتان رابر روابط نازل بسته ايد، ولى اين همان روابط نازل است."
وقتى كه موضوع ناهار با خشوقى و ظهير و رابطه آن با تراى رم براى تعدادى از افراد خاندان سعودى روشن شد، آنها با خشم و حيرت واكنش نشان دادند. ملاقات در مارسي، پرل يكى از منتقدان سرسخت خاندان سلطنتى را با حملات شديد روبرو ساخت. پرنس بندربن سلطان كه 20 سال به عنوان سفير سعودى در ايالات متحده خدمت كرده است به من گفت كه او از درگير بودن پرل با تراى رم و ناهار در مارسى تكان خورده است. "بندر" كه در آغاز سال هاى پنجاه عمر خود است، يكى از اعضاى برجسته خانواده سلطنتى سعودى است (پدرش وزير دفاع است). او گفت به او گفته اند تماس بين پرل و تراى رم و سعودى صرفا تجارى بوده است- از همه طرف. "بندر" به من گفت بعد از جنگ خليج در 1991 پرل تلاش ناموفقى به عمل آورد كه سيستم امنيتى به حكومت سعودى بفروشد و "شركت اوست كه سيستم هاى امنيتى را مى فروشد". (پرل تاييد كرد كه در هيات رئيسه شركتى بود كه تلاش كرد چنين فروشى صورت بگيرد ولى او مستقيما در پروژه دخالت نداشته است.)
بندر گفت:" پرل يك شخصيت دو گانه دارد؛ از يك طرف تلاش مى كند معامله صد ميليون دلارى جور کند و از طرف ديگر عناصرى از باج خواهى در اين ماجرا نمايان است" - اگر ما معامله بكنيم آنطور كه شركت كنندگان در ملاقات به من خبر دادند- او دست از سر سعودى ها برخواهد داشت". بندر در مورد ملاقات پرل با خشوقى و ظهير و اين ادعا كه هدف آن مذاكرات سياسى بوده است گفت " يك چيز كه واقعيت را مخفى كند؛ يك سرپوش لازم است- مثلا ابتكار صلح در عراق- من فكر مى كنم حوادث مربوط به عراق محلى از اعراب نداشت. اين يك ملاقات تجارى بود." با وجود اين ظهير آشكارا متقاعد شده بود كه مذاكره اش با تراى رم، فرصتى براى او فراهم آورده تا يك بحث جدى با پرل در مورد صلح داشته باشد." چند روز بعد از ملاقات در پاريس، هيلمن يك يادداشت 12 ماده اى براى خشوقى فرستاد كه تاريخ آن 26 دسامبر 2002 است و شرايطى را كه عراق بايد بر آن گردن نهد تعيين مى كرد. در يادداشت گفته مى شد " به باور من اگر ايالات متحده به نتايج زير دست يابد، به جنگ عراق نخواهد رفت" " صدام بايد مى پذيرفت كه سلاح هاى كشتار جمعى را تهيه كرده و توسعه داده است ،آن وقت به او اجازه داده مى شد كه استعفا دهد و فورا عراق را همراه با پسرانش و چند تن از وزرايش ترك كند."
يك هفته بعد، روز قبل از ناهار با پرل در مارسي، هيلمن يادداشت دومى براى خشوقى فرستاد كه در آن گفته شده بود "در پی مذاكرات اخيرمان ما در فكر امتحان عاجل اين امر هستيم كه آيا عراق در تمايل خود به تسليم صميمی است". پنج اقدام ديگر هم مشخص شده بودو يک درخواست بلند پروازانه ديگر هم مطرح شده بود: اينكه خشوقى و ظهير ملاقاتى با پرنس نواف عبدالعزير، يكى از سران امنيتى سعودى ترتيب دهند كه در واشنگتن برگزار شود."
خشوقى و ظهير هر دو در مورد يادداشت ها ترديد داشتند. ظهير آنها را "بى معنا" مى دانست و خشوقى به من گفت كه فكر مى كرد آنها حيرت انگيز و در عين حال احمقانه هستند. او يادش آمد كه از خودش پرسيد" اين فكر آنهاست؟ چيزى نبود كه به آن واكنش نشان دهى. در حالى كه حرب داشت براى عراق دلالی ميکرد ،آنهاداشتند براى پرل دلالی مى كردند."
هيلمن در اولين مكالمه با من گفت "ريچارد نقشى در نوشتن آن نامه ها نداشت. من بعدا در مورد آنها او را مطلع کردم و او حتى يك كلمه نگفت، حتى بعد از اين كه آنها را برايش فرستادم. من فكر مى كردم ايده ام كاملا روشن است ولى فكر نمى كردم كه صدام حاضر باشد استعفا بدهد، و فكر نمى كردم او به تبعيد برود. من كاملا مطمئن هستم كه ريچارد باور نداشت كه حتى يكى از آن موارد اتفاق بيفتد." هيلمن گفت يادداشت را به كمك دخترش كه دانشجوست تهيه كرده بود. پرل به نوبه خود به من گفت: " من محتواى آنها را تعيين نكردم. من چيزى از آنها تا زمانى كه تنظيم شدند نمى دانستم."
ديدگاهى كه يادداشت منعكس مى كند، حقيقتا هم از ديدگاه پرل -كه علناگفته است صدام فقط وقتى پست اش را ترك مى كند كه با زور مجبورش كنند،- واز ديدگاه تندروهاى همراهش در دولت بوش بسيار متفاوت است.
با توجه به اهميت پرل در تصميم گيرى هاى سياسى در آمريكا، و خطرهايى كه توسل به دلالى چون عدنان خشوقى با داستان هاى پشت سرش در بردارد، متن تهيه شده بوسيله هيلمن با پيشنهادات آماتورى براى صلح به ظهير جاى سوال باقى مى گذارد. ارزيابى پرنس بندر را مبنى بر اين كه گفتگو در مورد صلح صرفا دستاويزى براى يك معامله سنگين بوده است، نمى توان ناديده گرفت.
به هر حال پيشنهادات هيلمن، براى خود سرگذشت جداگانه و ناخواسته اى پيدا كرد . يك ماه بعد از ناهار، اين پيشنهادات به الحيات، روزنامه متعلق به سعودى ها كه در لندن چاپ مى شود راه پيدا كرد. اگر پرل قصدش اين بود كه به هر نحو شده خودش را از اين پيشنهادات جدا نگه دارد، موفق نشده است. روزنامه مزبور در مقاله اى تحت عنوان "پيشنهاد واشنگتن براى جلوگيرى از جنگ در مقابل توافق بين المللى براى تبعيد صدام" يادداشت هيلمن را به عنوان يك سند آمريكايى مشخص كرد ونوشت پيشنهاد جديد با تاييد پرل تدوين شده است. روزنامه نوشت پرل و و يک نفر ديگر "يك سرى ملاقات هاى سرى" در تلاش براى جلوگيرى از جنگ ترتيب داده اند و "سناريويى تدوين شده است كه براساس آن صدام حسين شخصا مى پذيرد كه كشورش در تلاش براى بدست آوردن سلاح هاى تخريب جمعى بوده است و او موافقت مى كند كه جلوى آنها گرفته شود و خودش به تبعيد مى رود."
چند روز بعد، روزنامه بيروتى "السفير" ترجمه عربى يادداشت را منتشر كرد و آن را به ريچارد پرل نسبت داد و نوشت پيشنهادات توسط ريچارد پرل ارائه شد و ديدگاههاى آينده آمريكا در مورد عراق را به نمايش مى گذارد." ناهار پرل با دو تاجر سعودى حالا توسط السفير به يك سرى "مذاكرات اخير آمريكا، سعودى" ارتقا داده شده بود كه در آنها "ريچارد پرل طرف آمريكايى را نمايندگى مى كرد". روزنامه اضافه كرده بود "انتشار اين اسناد مهم است زيرا براين مساله روشنی مياندازد كه چگونه مى شود از جنگ اجتناب كرد." سند البته فاقد چنين مضمونى بود.
وقتى از پرل سوال شد آيا روابط او با تراى رم مى تواند تضاد "کار دولتی و کار شخصی" را به نمايش بگذارد، او گفت فقط از روى "عناد" مى توان در اين رابطه تضاد پيدا کرد. ولى پرل با قرار گرفتن در تلاقی بخش خصوصی و بخش دولتی خود را در موقعيت دشوارى قرار مى دهد ، امرى كه براى اشخاصى كه در بخش عمومى كار مى كنند ناآشنا نيست.
او مغز متفكر جنگى است كه همه كس از آن دفاع نمى كنند و بسيارى مشكوكند- هر چند نادرست- كه منافع سرمايه داران آمريكايى پشت آن است. ترديدى نيست كه پرل باور دارد كه بركنارى صدام از قدرت كار درستى است. در همان حال او يك شركت داير كرده كه ممكن است جنگ براى آن سودآور باشد. در جريان اين كار او نه تنها به سعودى ها بلكه به مخالفان ايدئولوژيك خود ماده منفجره داده است.


   2003.03.20 05:19

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد