رنج زنان در يکتاتوری صدام.رابرت فيسک. برگردان:ز.مهابان
*عواطف که بار دار بود به مردی که سرگرد عمرخوانده ميشد، سپرده
شد.عمر بعد ازکتک زدن اوبايک صندلی آهني،او رامورد تجاوزجنسی قرارداد.
در محاکمه او، قاضی مسلم الجبوری رای داد که"يک چوبه دار کوچک هم برای
نوزاد دختر او فراهم شود زيرا از شير پرنفرت مادر خودتغذيه کرده است"
رابرت فيسک يکی از آخرين مقالات خود را به ستمی که بر زنان در رژيم صدام رفت اختصاص داده است. اطلاعات مقاله مبتنی است بر کتابی که توسط مرکزی منتشر شده است که وابسته به مقامات شيعه عراق است. محتويات کتاب نشان دهنده فعاليت تبليغی جمهوری اسلامی در ميان شيعيان عراق است. افشای اسناد مربوط به جنايات تکان دهنده صدام در حق زنان در اين کتاب به يک سان مورد سوءاستفاده ملاهای شيعه عراق و ايران و نيز مقامات آمريکا قرار ميگيرد و هر کدام، اين جنايات را دليلی حقانيت خود در جنگ قدرت به شمار می آورند. اما حداقل در اين ميان گوشه ای از رفتار وحشيانه نيروهای واپسگرا و سرکوبگر با زنان هم افشاء ميشود. امری که هنگام سازش قدرت ها با هم زير پرده ميماند. مقاله کوتاه رابرت فيسک هم يادآور رنج های اين زنان در رژيم عراق است، و هم منظره ای از فعاليت های شيعه در عراق از مراکز ايران و عراق به دست ميدهد.
برگردان: ز- مهابان
http://www.roshangari.com
صورت اين زنان با روبنده پوشيده شده است . اغلب جوان وهمگی شيعه وعراقی هستند . سرنوشت وحشتناک آنها - شکنجه واعدام ظالمانه شان - را بايد در ليست وحشيگری هايی قرار داد که صدام بايد به خاطر آنها محاکمه شود، اگرچه بيشتر اين جنايات زمانی صورت گرفت که رژيم صدام تحت حمايت امريکا بود.
اما تنها اکنون است که شرح حال اين زنان توسط "مرکز اسناد زنان شهيد انقلاب اسلامی" كه جديدا تاسيس شده است، منتشر ميشود،و اين سرگذشتی نيست که کسانی که قلب ضعيفی دارند بتوانند آن را بخوانند.
زنان را مجبور می کردند که قبل از اعدام با صندلی الکتريکي، يا سوختن با اسيد، يا آويزان شدن به پنکه سقفی با تنی عريان و يا تجاوزات جنسي، شاهد بدار آويخته شدن همسران خود باشند. در موارد متعدد، زنان بوسيله سم مسموم می شدند و يا مثل خوکچه هندی برای مواد شيميايی در زمينی نزديک سامره، برای ساختن اسلحه های شيميايی مورد استفاده قرار می گرفنتد.
اکنون اسامی آنها و نيز ماموران شکنجه و اعدام آنها فاش شده است. مردی به نام ابووداد، يکبار با غرور اعلام کرده بود که در ظرف يک شب هفتاد زن زندانی را در زندان ابوغريب خارج از بغداد بدار آويخته است. در بسياری موارد، زنان فقط بخاطر اين که همسر و يا خواهر مرد مظنون بودند کشته می شدند. بيشتر آنها در رابطه با حزب الدعوه بودند، که ممنوع شده و اعضای آن منظما توسط حکومت بعثی تحت شکنجه قرار گرفته و به قتل می رسيدند.
يک مورد نمونه وار از خاطرات يک زندانی: "صفحات سرخ از تاريخ فراموش شده" - که توسط يک جوان ايرانی در شهر قم بنام علی آل - عراق جمع آوری شده: " سميرا عوده المنصوری ( ام ايمان)، متولد 1951، بصره، معلم دبيرستان حريثه .....همسر شهيد عبدل امير، عضو شاخه نظامی جنبش اسلامی .......عضو حزب اسلامی الدعوه...شکنجه گران: سرگرد مهدی الدوليمی که در حالت مستی شکنجه می کرد......، ستوان حسين التکريتي، که متخصص شکستن قفسه سينه قربانيان خود با ضربه بود.....،ستوان ابراهيم اللعمی که پاهای قربانيان خود را مى شکست .....،ام ايمان بعد از کتک خوردن با موهايش به پنکه سقفی آويزان شد و با برق تحت شکنجه قرار گرفت. بعد از گذشت دو ماه در سلول های زندان در بصره بدون تسليم شدن، الدليمی دستور داد به جرم حمل اسلحه بدون مجوز و عضويت در حزب الدعوه اعدام شود."
در حقيقت، ام ايمان به قسمت امنيت ملی در بغداد، جائيکه قبلا بمدت يازده ماه تحت شکنجه قرار گرفته بود، منتقل شد. او متعاقبا در مقابل دادگاه نظامی ضد شورش به مرگ توسط دار محکوم شد. او شش ماه ديگر را در زندان رشيد در غرب بغداد گذراند تا اينکه وقتی اميدوار شده بود که از مرگ نجات يافته است در عصر يک روز يکشنبه به زندان ابوغريب فرستاده و توسط ابو وداد بدار آويخته شد.
در موارد زيادی زنان و کودکان در جلوی چشم همسران و پدران خود مورد شکنجه قرار گرفتند. بعنوان مثال، ظاهرا در سال 1982 ستوان کريم در بصره همسر يک شورشی را به زندان آورد، او را برهنه کرده و در مقابل چشم همسرش شکنجه نمود. سپس تهديد کرد که کودک آن ها را خواهد کشت. وقتی هر دو از حرف زدن خوداری کردند، مامور امنيت کودک را بديوار کوبيده و کشت.
احلام العيشی در 1982 در بيست سالگی بجرم ازدواج با عماد الخيراوي، عضو ارشد الدعوه دستگير شد. وقتی عماد از فاش کردن اطلاعات برای پليس امنيتی خودداری نمود، دو شکنجه گر نام برده در گزارش، فضيل حميدی الزراکانی و فيصل الحليلی در مقابل چشم او و فرزندش به احلام حمله کرده و تا حد مرگ او را شکنجه نمودند. سه تا از پنج برادر احلام همراه عماد اعدام شدند،و برادر ديگرش در شورشی که در پی آزادی کويت در 1991روی داد، کشته شد. اما فرزندش علا، که شاهد شکنجه مادر خود بود، به ايران برده شد، که در آنجا ازدواج کرده و در آستانه رفتن به دانشگاه است.
عواطف نور الهمداني،21 ساله، توسط همسرش که زير شکنجه شديد قرار گرفته بود، همراه چند نفر ديگر از همرزمان خود به جرم حمل اسلحه لو رفت.
عواطف که باردار بود به مردی که سرگرد عمر خوانده ميشد، سپرده شد. عمر بعد از کتک زدن او با يک صندلی آهني، او را مورد تجاوز جنسی قرار داد. در محاکمه او، قاضی مسلم الجبوری رای داد که "يک چوبه دار کوچک هم برای نوزاد دختر او فراهم شود زيرا از شير پر نفرت مادر خود تغذيه کرده است". دفعه اول عواطف را برای اعدام همراه دو زن همکار خود بردند. آن دو نفر را اعدام کردند و عواطف توانست يکی از ماموران را شناسايی کند، او همسرش بود. عواطف به زندان برگردانده شد و بعدا با صندلی الکتريکی اعدام شد.
ميسون الا اسدی دانشجوی هجده ساله بجرم عضويت در يک گروه ممنوعه اسلامی دستگير شد. در طی بازجويي، از موهايش آويزان شده و به کف پاهايش شلاق زدند. سپس توسط قاضی عواد محمد امين ال- بندر به اعدام محکوم شد. آخرين درخواست او که خداحافظی با نامزدش بود ، برآورده شد. آنها در زندان ازدواج کردند. اما هنگام خداحافظی با زندانيان ديگر، او در محکوميت رهبر عراق سخنانی ايراد کرد، به همين خاطر رئيس زندان تصميم گرفت که او به آهستگی کشته شود. او را به صندلی الکتريکی بستند و دو ساعت طول کشيد تا جان سپرد.
سلوا ال- بحراني، مادر يک پسر خردسال در حين توزيع اسلحه بين جنگجويان مسلمان در سال 1980 دستگير شد.
گفته می شود که او در زمان بازجويی توسط دکتر فهيدال- دانوک که متخصص مسموم کردن نيروهای ايرانی بود، با ماست سمی مسموم شد. سلوا 45 روز بعد از اين حادثه در خانه خود جان سپرد.
اين گزارش 550 صفحه ای يک کار ادبی نيست. نثر آن روان است و بعضی جاها بنظر می رسد که سرگذشت اين زنان شهيد بعنوان سرمشق شرح داده شده است. استفاده از آن برای امريکايی های مشتاق بعنوان سندی در محکوميت صدام هم آسان نيست. در کتاب مرتبا تاکيد می شود که مواد شيميايی بکار برده شده بر روی زنان زندانی در اصل از کشورهای غربی خريداری شده است. جزئيات محکم و قاطع است.اسامی و سرگذشت حداقل 50زن، همراه نام شکنجه گرانشان، و نيز فعاليت های "هيولای ابو غريب، ابو وداد، که مورد تائيد زندانيانی که در زندان باقی مانده اند می باشد،آورده شده است. او از ساعت 8 صبح تا 4 بعداز ظهر به کار اعدام می پرداخت. در صورتی که محکوم از يک امام شهيد تمجيد می کرد با يک تبر قبل از اعدام بسر او می کوبيد. در خاتمه ابو وداد 41 ساله، بعد از اينکه معلوم شد با دريافت رشوه يک محکوم زندانی را بجای يک محکوم ديگر اعدام کرده است، مجرم تشخيص داده شد.او در سال 1985 به دار مجازات آويخته شد.