اصلاح طلبان مَجازى
*اصلاح طلبان نه بعنوان انقلابيون بلكه همكاران وفادار نظام، خطر تهديدهاى كشورهاى خارجى و جنب و جوش مخالفين نظام را درك كرده و براى چندمين بار در طى دورهء هشت سالهء فعاليت سياسى شان در صدد تهييج افكار عمومى (ونه بسيج فيزيكى)حول محورهاى مشخص بر آمده اند. با اين شرط كه اولا لجام حركت در دست ايشان بماند و ثانيا همچون گذشته هرگونه تندروى از جانب دو جناح طرد و مورد سركوب قرار خواهد گرفت.
اشاره: متن زير توسط برخى مخالفان داخل كشور نوشته شده و با فكس به خارج ارسال شده است كه نسخه اى از آن نيز به "روشنگرى" رسيده است:
----------------------------------------------------------------------------
هشتاد تن از نمايندگان معروف به اصلاح طلب كه صلاحيتشان براى نمايندگى مجلس هفتم از جانب شوراى نگهبان رد شده است، دست به تحصن در ساختمان مجلس زده اند. تمام امكانات داخلى (روزنامه هاى تحت اختيار و مراكز تجمع حزبى و گروهى مجاز در اختيار ايشان، امكانان دولتى و استانداريها و وزارتخانه ها و حمايت روسايشان و خلاصه اكثر اهرمهاى دولتى) بسيج شده اند تا از موقعيت اصلاح طلبان دفاع كنند. اين هياهوى سازماندهى شده مشابه جو سازى و درگيرى هاى لفظى اى است كه بعد از اعلام نتايج انتخابات مجلس ششم و بحث انحلال آن رخ داد. غائله سياسى اى كه سردمداران رژيم به راه انداخته و با دخالت خامنه اى و برسميت شناختن انتخابات خاتمه يافت. اين بار نيز خامنه أى تهديد به دخالت كرده است.
آيا اقدام امروز اصلاح طلبان را بايد عملى انقلابى قلمداد نمود؟ جاى هيچ گونه شك و ترديد نيست كه در فقدان هرگونه امكان براى ابراز نظر مخالف ( مگر از جانب افراد شناخته شده و در چارچوب مشخص) اين اقدم فرصت مجددى را براى مخالفين نظام بوجود مى آورد تا با حمايت همه جانبهء كشور هاى خارجي، مردم را به صحنه بياورند. معهذا، اين اقدم اراده گرايانه جناح اصلاح طلب را نبايد ناشى از تغيير خط مشى ايشان قلمداد كرد. چرا كه جناح اصلاح طلب كه از ميان سركوبگران و سردمداران ديروز رژيم بطور خلق الساعه (اما با برنامهء هماهنگ شده از قبل) بروى موج مخالفت مردم قد علم كرده است، هرگز ماهيت سر سپردگى خود را حتى در سخنرانى هاى تحصن فعلى نيز كنمان نكرده است. و همچنان از سابقهء جانباز و انقلابى خود دم مى زند. اين عده و شخص خاتمى نيز كه زمانى رياست تبليغات جنگ را در جريان حكومت رفسنجانى به عهده داشته است، هيچگاه ماهيت نظام را مورد سئوال قرار نداده است و همواره به ترويج شعار هاى آبكى بسنده كرده است. اين افراد به دفعات اذعان نموده اند كه چنانچه امكانات از ما سلب شوند، انقلاب شالودهء نظام اسلامى را در هم مى ريزد. اين جناح هرگز خواهان بسيج [مردم] و يا مقابله با تمهيدات روزمرهءرژيم نبوده، هيچگاه از اعتصابات، تظاهرات، تحصن، سازماندهى و تجمع اعتراضى مردم سخن به ميان نياورده است (مگر در حمايت از خود) و هيچگاه از نهاد هاى مستقل مردمي، كه ابزار متداول بسيج و آگاهى مردم در جوامع دمكراتيك بشمار مى روند، حمايت نكرده و در سازماندهى مستقل مردم، حتى بمنظور جلب آراء ايشان، در طى هشت سال گذشته قدمى بر نداشته اند.
در اين مدت، فعاليت اين گروه محدود به جاروجنجالهاى سطحى و كوتاه مدت (از قبيل ممنوعيت ماهواره، فيلتر شدن سايتها، بستن روزنامه هاى رسمى و گزارش از وضع زندانيان نورچشمى وغيره) بوده است. بوق و كرنايى كه رژيم با بزرگنمائى آن همواره آب به آسياب جناح بظاهر مخالف ريخته واز سربكوبگران و همكاران ديروز، چهره هاى قهرمان و رهبران جنبش دمكراتيك (اصطلاحا مردمسالارى دينى) ساخته است، با شكست اصلاح طلبان در انتخابات شوراها، كه در آن همههء كانديدا هاى رسمى مورد تاييد شوراى نگهبان قرار گرفتند، شكست استراتژى جلب حمايت مردمى از آلترناتيو دمكراتيك حكومتى را بر ملاساخت. فقدان حمايت مردمى مى رود تا بار ديگر مشروعيت كل نظام را در انتخابت [مجلس] هفتم مورد سئوال قرار دهد. در اثر فشار اين بحران، جدال ميان كهنه پرستانى كه ولايت و سركوب و خفقان مردم را تنها وسيلهء بقاى حكومت مى پندارند و اصلاح طلبانى كه در پى دست و پا كردن پشتوانهء داخلى و خارجى براى نظام هستند دو باره بالا گرفته است. ازينرو، اصلاح طلبان نه بعنوان انقلابيون بلكه همكاران وفادار نظام، خطر تهديدهاى كشورهاى خارجى و جنب و جوش مخالفين نظام را درك كرده و براى چندمين بار در طى دورهء هشت سالهء فعاليت سياسى شان در صدد تهييج افكار عمومى (ونه بسيج فيزيكى)حول محورهاى مشخص بر آمده اند. با اين شرط كه اولا لجام حركت در دست ايشان بماند و ثانيا همچون گذشته هرگونه تندروى از جانب دو جناح طرد و مورد سركوب قرار خواهد گرفت. هدف از اتخاذ چنين ريسك كنترل شده اى كه در نهايت با چانه زدن قابل حل مى باشد، اولا انباشتن صندوق هاى راى بنفع جناح خود و ثانيا مشروعيت تراشيدن براى نظام است. مسلم است كه چنانچه مردم به قواعد اين بازى تحت كنترل تن بدهند و ازين موقعيت براى طلب خواست هاى واقعى و بيرون ريختن تنفر فروخوردهء 25 ساله استفاده كنند، دو جناح مانند هميشه با يكديگر به توافق رسيده و تمام هم و غم خود را در خواباندن و سركوب حركت مردم صرف خواهند نمود.
اين تحصن تقليد مسخ شده اى از تاريخ مشروطيت مى باشد، با اين فرق كه در آن هنگام مخالفان استبداد و متقاضيان عدالتخانه دست به تحصن زدند ولى در حال حاضر موافقين و همراهان نظام استبدادى در طلب جلب حمايت براى بازسازى رژيم هستند.
تهران 23 دى 82.