www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

23دی.احمد باطبی در مرخصی های چند ساعته تحصيلی.کيانوش سنجری

ترافيک زيباست و دلنشين؛
Sanjari@myway.com
احمد باطبی
احمد باطبی را می شناسيد. دانشجويی که در جريان تظاهرات گسترده تير ماه سال 1378 به جرم برافراشتن پرچم خونين مظلوميت (پيراهن خونين همرزمش)، و انتشار عکس آن در معتبرترين نشريات جهان از سوی يکی از محاکم رژيم جمهوری اسلامی به اعدام و سپس 15 سال زندان محکوم گشت و در پی آن وی مبدل به سمبل مظلوميت و مبارزه جنبش دانشجويی آزاديخواه و دمکراسی طلب ايران گرديد.
بازداشت دوباره احمد توسط سعيد مرتضوی در پی ديدارش با فرستاده ويژه سازمان ملل در امر آزادی بيان در ايام مرخصی و پرونده سازی مجدد برای او و ايجاد حساسيت نسبت به سلامت جانش در زندان برای مردم، وی را برای چندمين بار در طول سالهای بازداشتش، به صحنه خبرسازترين دانشجوی زندانی ايران و شايد جهان کشاند.
اما رايزنی شريعتمداري، وزير بازرگانی کابينه خاتمی با دادستان کل کشور و در پی آن ديدار اين دو مقام از زندان اوين و گفتگوی آنها با احمد باطبي، شرايط خلاص شدن وی را از گرداب اين پرونده سازی کذايی فراهم نمود. هرچند که نقاط ابهام فراوانی در اين بين باقی ماند که همچنان اذهان بسياری از دنبال کنندگان جريان اين بازداشت بی دليل را آزار می دهد.

احمد باطبی در بيمارستان
احمد باطبی که در جريان بازجويی های طاقت فرسا در بازداشتگاه انفرادی 325 سپاه (اين زندان در کنار بند سابق ويژه روحانيت در زندان اوين ساخته شده است و توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران نيز اداره می شود) دچار بيماريهای روحی و عصبی فراوانی شده، چندی پيش در پی حمله عصبی شديد به بيمارستان شهدای تجريش در شمال تهران منتقل و تحت درمان و آزمايش های مختلف قرار گرفته و به زندان بازگردانده شد.
پدر وی در گفتگو با خبرگزاری کار ايران ابراز اميدواری کرده بود که احمد بتواند برای شرکت در امتحانات دانشگاه در آخر هفته از زندان اوين آزاد گردد و چنين نيز شد.

احمد باطبی در مرخصی های چند ساعته
با آغاز امتحانات دانشگاهها، احمد که دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه پيام نور می باشد، بامدادان از زندان خارج می شود و برای شرکت در امتحانات خود، به سمت دانشگاهش که در اطراف گورستان بهشت زهرا واقع است رهسپار می شود.
ساعت چهار بامداد روزهای امتحان، احمد تنها فرديست که چشم از خواب می گشايد، آهسته از تخت طبقه سومش پايين می آيد، زير آب گرم حمام دوش می گيرد و مقابل تکه آئينه شکسته روی ديوار اتاقی که همچنان صدای خرناس مهرداد لهراسبی در آن حکم فرماست! می ايستد و با وسواس موهايش را شانه می کند، آب که جوش آمد چای دم می کند و نان و پنيری بر دهان می گذارد و پس از پوشيدن لباس های شخصی اش منتظر می ماند تا آيفن کنار ميز ناظر سالن به صدا درآيد. صدای زنگ آيفن برای زندانيانی که در انتظار بسر می برند التهاب آور است و دلنشين!
احمد باطبی آماده برای شنيدن صدای مهيج آيفن انتهای سالن، آماده برای آزادي، هر چند کوتاه مدت، هر چند گذرا، اما آزادی!؛ خيابان، کوچه، محله، مردم، تاکسي، ازدهام، ترافيک، که چقدر زيبا به نظر خواهند رسيد!
مسير آموزشگاه شماره 7 تا درب اصلی زندان اوين هم قصه هزار و يک شب است. از کنار استخر بزرگ و باغچه درخت کاری شده محوطه آموزشگاه می گذرد و به اتاقک کوچک نگهبانی می رسد و پس از بازرسی از بدن و لباس ها و وسايل داخل کيف اش از درب ديگر خارج می شود.
يک مينی بوس آبی رنگ محصور شده با ميله های آهنی به همراه يک سرباز نيمه خواب، او را به درب اصلی زندان می رساند و پس از کاغذ بازی های سربازان و نگهبانانی که ديگر با اين دانشجوی بلند قامت رفيق شده اند، انگشت جوهری شده احمد باطبی به روی دفترچه خروج فرود می آيد و کمی آنطرف تر وی از درب کوچکی خارج می شود.
خيابان، با رنگ و بويی متفاوت، عريان، مرطوب و احمد باطبی که ابتدا نفس عميقی می کشد و از همان جا که مشرف است به قسمتی از شهر تهران، برای دقايقی کوتاه خيره می شود به ساختمان های سر به آسمان کشيده آتی ساز و برج بلند نمايشگاه بين المللی تهران و چرخ و فلک های لونا پارک؛ انگار شهر عوض شده است! انگار آدمها رنگی تر شده اند! نه نه ... شايد ديوار ها و ميله های خاکستری زندان اين توهم را در يک زندانی ايجاد کرده است، نمی دانم!
انتظار برای گرفتن تاکسی هايی که تا سر تقاطع اوين درکه و بزرگراه چمران مسافر سوار کشی می کنند سخت است. چرا که ماشين های رنگارنگ می آيند و با تعجب نگاهی می کنند و او نيز به نگاهشان نگاه.
ترافيک تقاطع اوين درکه و بزرگراه چمران دلنشين است. مردمانی که در هياهوی شهر با عجله و شتاب به اين و سو و آن سو می روند، مجادله دو راننده تاکسی برای سوار کردن مسافران کنار خيابان، بيلبورد های بزرگ تبليغاتی کنار بزرگراه ها، لباس های به روز شده دختران زيبا و شاد پياده رو ها، نم باران، قدم های عاشقانه يک دختر و پسر جوان در کنار بلوار ميرداماد، ماشين های لوکس، کودکان آدامس فروش سر چهارراه ها، احساس، صف بربري، فقر انتهای تهران؛ تصوير هاييست که اين دانشجوی دربند در انتهای شب، آنگاه که بر روی تخت طبقه سومش دراز کشيده در ذهن پر تلاطمش مرور می کند.
فردا صبح نيز آب حمام برای دوش گرفتن گرم است.



   2004.01.13 23:19

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
23مهر. خبرگزاری فارس: آزادی باطبی دو روزه است و او حق خروج از تهران را ندارد 2006‑10‑15
8مرداد.پدراحمد باطبی در پی دستگيری فرزندش و ابراز نگرانی از احتمال شکنجه وی خواهان آزادی فوری او شد  2006‑07‑30
30مهر:باطبى از شكنجه و محاكمه 3دقيقه اى خود پرده برداشت  2004‑10‑21
20بهمن:پيام احمد باطبی در مورد انتخابات از زندان اوين 2004‑02‑09
پيام احمد باطبی در مورد تحريم انتخابات 2004‑01‑31

اخبار ومقالات مربوط به احمد باطبی در روشنگرى(كليك كنيد)
بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد