پيام رهبر به مناسبت آغاز كار مجلس دست نشانده
*خامنه اى نمى تواند از يكسو وظايف مجلس رابه آنهاديكته كند و ازسوى
ديگر درباره فضايل استقلال نظروعمل نماينده سخن بگويد كه حاصل اين تناقض
تنها استقلال نماينده از خواست و منافع مردم است..اين مجلس آلت دست "رهبر"
است، هيچ پشتوانه مردمى ندارد و اصل پاسخگويى در برابر ولايت فقيه آن را
به زينت المجلس سلطنت فقاهتى تبديل كرده است.
روشنگرى: خامنه اى به مناسبت آغاز به كار هفتمين دورهى مجلس، براى دست نشاندگان و برگماشتگانش پيامى فرستاد و وظايف آنان را تعيين كرد. خامنه اى ضمن ستايش از كودتاى پارلمانى اول اسفند، درهم شكسته شدن تحصن معترضين به كودتاى پارلمانى در مجلس و بى نتيجه ماندن خواست تاخير انتخابات را "پيروزى مردم بر توطئهى پيچيده و استكبارى تاخير مجلس،" ناميد و زيركانه از اين جريان به عنوان "پديدهيى فراموش نشدنى و سرشار از عبرتها براى امروز و فرداى نظام اسلامى" ياد كرد و از اين طريق آنها را كه گويا هنوز "عبرت" نگرفته اند، تهديد كرد. البته سخنان خامنه اى تنها تهديد توخالى هم نبايد به حساب بيايد. ديروز، درآستانه شروع كار مجلس جديد اعلام شد كه "رييس ستاد انتخابات کشور و۱۸ فرماندار به دادگاه احضار شده اند" و علت احضارها هم "اظهارنظرها و سخنرانى هاى اين افراد در راستاى وظايف قانونى در جريان انتخابات مجلس هفتم" اعلام شده است. خامنه اى در پيام خود همچنين شيخ مهدى كروبى را به خاطر تلاش هاى همه جانبه اش در مسير تبديل مجلس ششم به يك ارگان بى خاصيت و ناتوان مورد تقدير قرار داد. هر چه باشد، همين كروبى بود كه "حكم حكومتى" رهبر را در مجلس جا انداخت و اولين ميخ را بر تابوت آزادى مطبوعات به استناد "حكم حكومتى" كوبيد و همين كروبى بود كه وقتى اختلافات داغ شد و تحصن مجلسيان بالا گرفت و كشاندن دولت و مجمع روحانيون مبارز پشت تحصن براى مجلسيان اهميت يافت، ميانه بازى را رها نكرد و خط زد و بند با دستگاه ولايت را ادامه داد و در درهم شكستن تحصن همراه خاتمى جانانه كمك كرد و بعد وقتى به سرنوشت رفسنجانى در انتخابات تهران دچار شد، مجبور شد عطاى مجلس را به لقايش ببخشد. كروبى در ميان اصلاح طلبان بيشتر از هر محافظه كارى به دستگاه ولايت فقيه خدمت كرد و خامنه اى حالا كه خر مجلس هفتم از پل رد شده و پيگرد و تصفيه در دستگاه وزارت كشور و فاز اول پروژه حمله به دولت با احضار گروهى فرمانداران كليد خورده از خدمات كروبى تقدير و تشكر كرده است.
خامنه اى در پيام خود ليستى از وظايف در برابر برگماشتگانش در مجلس هفتم گذاشته است، بخشى از عناوين اين ليست تنها مصرف تبليغاتى دارد و هدفش پيش از اين كه مجلسيان باشد وجهه سازى براى ولى فقيه است؛ مانند مبارزه با "فساد مالى" و يا "سادهزيستى و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينهكردن بيتالمال در امور شخصى و غيرضرورى"؛ كه اگر جز اين بود اول از همه مجلس بايد يقه خود رهبر را بگيرد كه به چه حقى هواپيماى اختصاصى سلطان برونئى را مى خرد و پولش را از كدام خزانه تامين مى كند و بعد بايد يقيه خاندان فاسد هاشمى رفسنجانى را بگيرد كه از غارت ثروت هاى ملى پروار شده اند و بعد دستگاه عظيم واعظ طبسى در خطه خراسان كه شبكه اختاپوسى فساد مالى است و چنان قدرتى به هم زده كه مستقيما با شركت هاى بزرگ بين المللى وارد قرارداد تجارى مى شود و بعد يكايك بنيادها و نهادها كه زير نظر دستگاه روحانيت حكومتى قرار دارند و كشور ما را به اين روز سياه انداخته اند. در حالى كه منصوبان رهبر در مجلس هفتم وقتى جلسه فراكسيونى تشكيل دادند، مهم ترين اولويت هاى كارى شان، تعيين حقوق و مزاياى خودشان بود و بعد مساله "ذخيره ارزى"؛ و مطبوعات محافظه كار سخت شاكى اند از اين كه چرا برنامه پنجساله را مجلس چهارم بسته و به مجمع تشخيص فرستاده است.
بخش ديگرى از ليست وظايفى كه خامنه اى براى منصوبانش در مجلس هفتم رديف كرده، شرح جزئيات نحوه وفادارى مجلسيان به اراده استبداد فقاهتى است و بيشتر حالت نهى دارد؛ نظير آن كه با "قواى ديگر" درگير نشوند كه معنايش آن است كه در برابر نهادهاى زير نظر خامنه اى مطيع باشند، يا اشاره به وضعيت وخيم جمهورى اسلامى و محاصره شدنش در منطقه و درگيرى هايش با آمريكا كه معنايش فقط آن است كه منصوبان رهبر در مجلس در زمينه سياست خارجى بايد تابع محض اوامر دستگاه ولايت باشند.
نكته آخر اين كه اصل پيام دادن به مجلس و تعيين وظايف براى مجلسيان يك بدعت استبدادى است: خامنه اى چه حقى دارد كه براى مجلسيان وظيفه ديكته كند؟ اين همان روشى است كه در مجالس زمان شاه رايج بود كه "اوامر ذات ملوكانه" هميشه بر تدوين قوانين منطبق بر منافع مردم ترجيح داشت و نمايندگان مجلس در حقيقت در برابر شاه به عنوان "سايه خدا" پاسخگو بودند نه در برابر مردم. خامنه اى كه بساط سلطنت فقاهتى براه انداخته است، نمى تواند از يكسو وظايف مجلس را به آنها ديكته كند و از سوى ديگر درباره فضايل استقلال نظر و عمل نماينده سخن بگويد كه حاصل اين تناقض تنها استقلال نماينده از خواست و منافع مردم است. مجلس هفتم، رسواترين و بى آبروترين مجلس تاريخ بيست و پنج ساله اخير ايران است كه با تقلب و دست كارى درآرا، با نظارت استسلاخى و سلب خشن حق راى عمومى و سركوب خونين مردم تشكيل شده است. اين مجلس آلت دست "رهبر" است، هيچ پشتوانه مردمى ندارد و اصل پاسخگويى در برابر ولايت فقيه آن را به زينت المجلس سلطنت فقاهتى تبديل كرده است. مردم ايران با پشت كردن به نمايش مضحك انتخابات و دست رد زدن به سينه منصوبان ولايت فقيه، سرنوشت اين مجلس را از پيش روشن كرده اند. مجلس ششم اگر خيرى براى مردم به بار نياورد، اين خسران را ايجاد كرده بود كه رابطه مجلس با خيابان را به هم زده بود. پس از رسوايى "انتخابات" مجلس هفتم، حالا خيابان پارلمان واقعى مردم و محل بيان خواست و مطالبات مردم ايران خواهد بود و مجلس هفتم به عنوان دژ تازه محافظه كاران تنها شايسته است كه محل تجمع و تحصن و آماج اعتراض به دستگاه استبداد خلافتى باشد.
متن كامل پيام خامنه اى در بخش خبرهاى روشنگرى آمده است. در لينك زير:
http://www.roshangari.net/autosite/ds.cgi?art=20040527100515/20040527100515.html