راه حل مساله عراق
نوام چامسکی
فوروم نشريه نی شن:اوضاع عراق هر روز وخيم تر ميشود و بر سرنوشت کل خاورميانه اثر ميگذارد. دولت بوش راه خود را ميرود، منتقدان دولتی سياست های بوش چه از حزب دموکرات و چه از حزب محافظه کار مثل جان کری نامزد رياست جمهوری حزب دموکرات، يا سناتور جوزف بيدن ، سناتور ادواردکندي، سناتور ريچارد لوگر و ديگران در مجموع نظراتی به اين مضمون دارند که حالا ديگر در عراق هستيم و هر نظری مبنی بر عقب نشينی شکست طلبی است.
اما آمريکائی ها فقط از اين دودسته دولتی تشکيل نشده اند. نشريه نی شن که يک نشريه ليبرال معتبر و باسابقه آمريکا است فوروم بحثی باز کرده است و از آمريکائی ها ی صاحب نظر درخواست کرده برای خروج از بن بستی که در عراق پيش آمده راه حل های مناسب مورد نظر خود را مطرح کنند. هيات سردبيری در معرفی اين فوروم نوشته است: " اوضاع در عراق از بد به بدتر ميرود، بسياری از آمريکايی ها که با جنگ مخالف بودند از جمله سردبيران و نويسندگان نی شن، اين را درک ميکنند که کشور بايد راهی برای خلاصی از فاجعه ای که آن را پيش بينی کرده بودند، پيدا کند. تاکنون نه از طرف دولت بوش و نه از طرف کانديدای احتمالی دموکرات ها، سناتور جان کري، راهی برای هدايت اين امر حياتی به دست داده نشده است.ما با احساس وظيفه و درک فوريت اين امر به تعدادی از نويسندگان مراجعه کرده و نظر آن ها را در مورد راه حلی برای خروج آمريکا از عراق پرسيديم..."
در فوروم نی شن صاحب نظران متعددی شرکت کرده و نظرات جالب و خواندنی مطرح کرده اند. نوام چامسکی نيز در اين فوروم شرکت کرده است. به پاسخ کوتاه او که متضمن مسايل مهمی است توجه بفرماييد.
نوام چامسکی
برگردان:زهره سحرخيز
http://www.roshangari.net/
ارتش های اشغالگر وظيفه دارند، نه حق. اولين وظيفه آن ها اين است که با سرعت و شتاب هرچه تمام تر، و به شيوه ای که مردم[ کشور] اشغال شده تعيين ميکنند، عقب نشينی کنند. اين بدان معنی است که، دستوراتی که پروکنسول برمر داده است غيرقانونی به شمار می آيد و بايد لغو شود، از جمله آن دستوراتی که برای اين طراحی شده که اقتصاد به نحو موثری در اختيار بانک هاو کمپانی های فرامليتی غربی( عمدتا آمريکايی) قرار گيرد، و 15 درصد ماليات عمومی ، که جدا از اين که بيدادگرانه است، راه بازسازی و صرف هزينه اجتماعی را که به شدت به آن نياز است می بندد. بدون حاکميت اقتصادي، چشم انداز توسعه سالم اندک است و استقلال اقتصادی نيز به تشريفات تبديل ميشود.
اين بدان معنی هم است که واشينگتن بايد به پياده کردن نقشه هايش مبنی بر حضور نظامی دراز مدت خود و کنترل نيروهای امنيتی عراق ، در مقابله با خواست عراقی ها- که بر اساس نظرسنجی های غربی تنها تعداد بسيار اندکی از آن ها از نيروی نظامی اشغالگر و شورای حکومتی دست نشانده آن حمايت ميکنند- خاتمه دهد. با اين تصميم که حاکميت به طور واقعی به عراقی ها واگذارشود- ونه به صورتکی که به شيوه متداول سلطه قدرت بزرگ رالاپوشانی کند- ديگر توجيهی برای ماموريت ديپلماتيک عظيم اعلام شده توسط اشغال کنندگان -آشکارا بزرگ ترين ماموريت جهان - نخواهد ماند.
لازمه چنين گام هايی رها کردن نقشه های مبنی بر تاسيس نخستين پايگاه نظامی امنيتی در کشوری اجيردر قلب بزرگ ترين ذخاير انرژی جهان است، که اهرم قدرتمندی است برای کنترل جهان، امری که در 60 سال گذشته به اثبات رسيده، و ابزاری است برای اينکه منطقه تماما تابع منافع ايالات متحده شود--- و نظرسنجی های غربی در بغداد نشان ميدهد که همين انگيزه اصلی حمله بوده است، تعدادکمی بانظرات پرداخت شده غربی مبنی بر اين که هدف تثبيت دموکراسی بود( يک درصد) يا کمک به عراق بود( 5 در صد) موافق بودند.
اکثريت بزرگی از آمريکائی ها فکر ميکنند سازمان ملل، و نه ايالات متحده، بايد هدايت کار با عراقی ها برای انتقال حاکميت واقعی و هم چنين بازسازی اقتصادی و تامين نظم مدنی را برعهده بگيرد. اين يک موضع معقول است اگر عراقی ها موافق باشند، که به نظر ميرسد هستند، هرچند مجمع عمومی ، که حمله کنندگان به عراق بر آن کنترل کمتری دارند، بر شورای امنيت برای برعهده گرفتن مسووليت انتقال قدرت ارجح است.
باز سازی بايد در دست عراقی ها باشد، نه اين که ، چنانکه واشينگتن نشان داده است ، به عنوان ابزاری برای کنترل آن به تاخير انداخته شود. جبران خسارت - نه فقط کمک - بايد بر عهده کسانی باشد که مسووليت انهدام جامعه مدنی عراق از طريق محاصره جنايتکارانه اقتصادی و عمليات نظامی را بر عهده دارند و همراه با ساير دولت های تبه کار- از رژيم صدام حسين در بدترين سال های جنايتکاری اش و قبل از آن حمايت کرده اند. اين ها حداقل هايی است که مستلزم يک راه حل صادقانه است.