www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

ابوغريب، حکايت ما هم هست
*در ايران ميدانيم مظلوم را به قتل می رسانند و به قاتل مدال افتخار ميدهند- مرتضوی مدير نمونه سال است، نه مدير نمونه 25 سال است
*آن جسد که کف سردخانه افتاده بود و خونش آجرها را رنگين کرده بود، زهرا کاظمی است، آن زندانی که شماره نداشت ...

http://www.roshangari.net/
فرياد بيداد ابوغريب را شنيديم که به آسمان رسيده است،
حکايت زندانی است، حکايت قربانی است،
حکايت زنجير، حکايت تحقير است،
حکايت زور بی حيای ظالم، حکايت رنج بی صدای مظلوم است،
حکايت ما هم هست.

پس اسناد ما کجاست؟ شاهدان ما کجا پنهان شده اند، آن دستی که "جسم سخت" را بر سر زهرا کاظمی کوبيد، دست که بود؟ آن فيلم ويديويی که در آن فروهرها با خنجر پاره پاره ميشوند، و ماموران خليفه آن را ديده اند و ما نديده ام، کجاست، در آخرين لحظات برمختاري، پوينده، مير علايی... چه گذشت؟ در تابستان 67 خون چند زنداني، چند قربانی بر زمين ريخت؟ در قارنا کدام جوان، کدام پير در تنور سوخت...

در ابوغريب ميدانيم آن دختر که قلاده سگ به گردن اسير بسته بود از ويرجينيا آمده بود، مجری برنامه ای بود که مقاطعه کاران بطور خصوصی استخدام شده امنيتی و سيا با هم طرح ريزی کرده بودند، طرح در چارچوب سيستمی بود که پنتاگون آن را پذيرفته بود- و ميگويند رامسفلد وزير دفاع بايد برود، و ميگويند توبيخ وزير دفاع کافی نيست، اين سيستم بايد بشکند، و ميگويند اظهار تاسف کافی نيست، بايد از همه عرب ها، از افغان ها، از همه ملل خاورميانه عذر خواست، ميگويند عذرخواهی کافی نيست، به اشغال بايد پايان داد...

در ايران ميدانيم مظلوم را به قبل می رسانند و به قاتل مدال افتخار ميدهند- مرتضوی مدير نمونه سال است، نه مدير نمونه 25 سال است. و رفسنجانی نظام شکنجه را تقديس می کند، و خليفه ما با چنان خودپسندی و بی اعتنايی رنجش و نفرت مردم را به ريشخند می گيرد که " پيشوا" يا پل برمر، چنگيز و اسکندر- هرنوع اشغالگر در مقابل او رنگ می بازد...

ابو غريب را شاهدانی لودادند که از هم دستی با ظالمان شرمسار شده بودند. شاهدان ما کجا پنهان شده ان؟ از اين همه دست ها که ماشه ها را فشرد، طناب ها را بالا کشيد، اسناد را ديد، گفتگوی ظالمان را شنيد، در اطاق اشباح حضور داشت، با ستم مدارا کرد... کدام وجدان از ناانسانی خود بيدار شد و سرافکنده ظالم را لو داد؟ چرا خائنان ديروز ما گردن فرازان امروزند؟ چرا هميشه شاهدان ما شهيدانند؟! اين همه عمله ظلم، اين همه خائن، اين همه خودفروش، اين همه همدست، اين همه شريک دزدو يار قافله، اين همه روزنامه نگارو روشنفکرو سياست مدار خائن ، اين همه آرمان فروش که بر سابقه همدستی با قدرت تکيه زده اند!! ای وای که فرياد اين ملت هم از تيغی است که بر گلو دارد، هم از خنجری که در پهلو.

و اشغالگران ما بی ملاحظه ای ، و بی نهايتی آن قدر بار ستم را انبوه ميکنند تا ملت برای برافکندنشان شلاق بر گرده خود بزند و پيکر شرحه شرحه خويش را به دست تاريخ بسپارد، تا لاشخوران غارغار کنان دورش گرد آيند و با نوک زدن به زخم های گشاده اش ، مائده حيات خود را جستجو کنند.

پس ای خلفای ايرانی ، ابو غريب وصف حال ماست. بگوئيد از ستم که بر زندانی رفت، که از ما گفته ايد، بگوئيد از بی حيايی زندانبانان ، که از خود گفته ايد، بگوئيد از اسارت يک ملت، که شرح اسارت ماست در دست شما، بگوئيد از شناعت اشغال که وصف ولايت شماست بر ايران.

عکس ها، فيلم ها، حکايت دردناک شکنجه ها و قتل ها، اسناد جنايت را از ما پنهان ميکنيد، اسناد ابوغريب شما را افشا ميکند. ما در چهره هر قربانی ظلم در جهان چهره قربانيان خودمان را می بينيم. آن جسد که کف سردخانه افتاده بود و خونش آجرها را رنگين کرده بود، زهرا کاظمی است، آن زندانی که شماره نداشت چون نامش هنوز ثبت نشده بود و زير شکنجه مرد، اعدامی 60، اعدامی 67، اعدامی همه سال های حکومت جبار شماست؛ آن کودک که با چشمان درشت و هراسان از پشت در وپنجره شکسته يک خانه ويران شده در فلوجه به ما مينگرد، فرزند آواره ما در بم است؛ ما با همه قربانيان زور در ديگر کشورها درد مشترک را فرياد می کنيم وروی ماشه همه گلوله هايی که به ستم و جنايت شليک ميشود دست شما را می بينيم.
برويد روی منبرها، از ظلم ، از شکنجه، از جنايت، از طمع کاري، از بالا کشيدن نفت و داروندار يک ملت ، از بی اعتنايی به تاريخ و فرهنگ يک ملت، از حق کشي، از قدرت طلبی ، از بی احترامی به حقوق مردم يک کشور ، از حکومت ناحق ، از دولت زور و از اشغال بگوئيد که ما ملت ايران قربانی همين چيزها هستيم واين همه را شما بر سر ما آورده ايد، و ما با همه شکنجه شدگان و با همه مظلومان جهان مرگ زور، مرگ ستم، و نابودی ستمگر، يعنی نابودی شما را آرزو ميکنيم.

   2004.05.07 16:07
آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
درگيری خونين در بند 350 زندان اوين
 2006‑11‑14
22آبان:گزارشی از وضعيت زندانيان سياسی در آذربايجان 2006‑11‑13
14مهر :وكيل احمدباطبى:همسر باطبى با وى ملاقات داشته و وضعيتش را نگران‌كننده مي‌داند 2006‑10‑06
8مهر :وكيل مدافع احمد باطبى:مفاد قانون حقوق شهروندى در مورد موكلم رعايت نمي‌‏شود 2006‑09‑30
3مهر :وكيل مدافع احمد باطبى:با حضور مأمور نمي‌توانم با موكلم ملاقات كنم 2006‑09‑25

اخبار ومقالات مربوط به زندانیان سیاسی در روشنگرى(كليك كنيد)

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد