|
فروغ فرخزاد در 15 ديماه 1313 در تهران متولد شد. او پس از اتمام كلاس سوم دبيرستان، به هنرستان بانوان رفت و خياطى و نقاشى را فراگرفت، اين هنرها بعدها در شعر او تجلى پيدا كرد.
فروغ در شانزده سالگى به يكى از بستگان مادرش پرويز شاپوركه پانزده سال از خودش بزرگتر بود علاقهمند شد و آن دو، به رغم مخالفت خانوادههايشان با هم ازدواج كردند.
چندى بعد به ضرورت شغل همسرش به اهواز رفت. 9 ماه بعد تنها فرزند آنها، كاميار، ديده به جهان گشود و از اين سالها بود كه او به تدريج به دنياى شعر روى آورد و برخى از سرودههايش را در مجله خواندنى ها به چاپ رسانيد. نخستين مجموعه شعر او به نام "اسير" به سال 1331 در حالى كه هفده سال بيشتر نداشت منتشر شد و سه سال بعد تجديد چاپ شد.
دومين مجموعه فروغ, "ديوار" بود كه آن را در 21 سالگى منتشر كرد و به دليل پارهاى از سنت شكنيهايى كه در اين كتاب انجام داده بود, مورد نقد و در مواردى, سرزنش قرار گرفت.
بيست و دو سال بيشتر نداشت كه بهرغم ملامتها، سومين مجموعه شعرش "عصيان" را هم منتشر كرد. او در اين كتاب به راهى بيبازگشت گام نهاده بود.
ازسال 1337 به كارهاى سينمايى پرداخت و هنرهفتم در زندگى او جايى بازكرد، در اين ايام است كه او را با ابراهيم گلستان، نويسنده و هنرمند آن روزگار همگام ميبينيم،آندو با هم در گلستان فيلم، كار ميكردند.
در سال 1338 براى نخستين بار به انگلستان رفت تا در زمينه امور سينمايى و تهيه فيلم مطالعه كند. وقتى از اين سفر بازگشت به فيلم بردارى روى آورد، و در تهيه چند فيلم كوتاه با گلستان فيلم همكارى نزديك و موثر داشت. دربهار سال 1341 براى تهيه يك فيلممستند از زندگى جذاميان به تبريز رفت. فيلم" خانه سياه است" كه براساس زندگى جذاميان تهيه شده بود، يادگار هنرى سفرهاى او به تبريز است. اين فيلم در زمستان 1342 از فستيوال "او برها وزن " ايتاليا، جايزه بهترين فيلم مستند را به خود اختصاص داد.
چهارمين مجموعه شعر فروغ، "تولدى ديگر" بود كه در زمستان 1343 به چاپ رسيد و ميتوان آن را حياتى دوباره در مسير شاعرى فروغ ناميد.
فروغ پس از آنكه در تهيه چندين فيلم, ابراهيم گلستان را يارى كرده بود در تابستان سال 1343 به ايتاليا، آلمان فرانسه سفر كرد و زبان آلمانى و ايتاليائى را فراگرفت. سال بعد سازمان فرهنگى يونسكو از زندگى او فيلم نيمساعتهاى تهيه كرد.
آفتاب زندگى فروغ در روز 24 بهمن ماه سال 1345 ، در يك تصادف اتومبيل به سرخى گراييد و آخرين بارقه هاى نور زندگى اين شاعره ايرانى را به دست خاك سرد و نمور مرگ سپرد.
منوچهر آتشى: فروغ درست در نقطه تلاقى بين نيما و نسل بعد از خودش قرار مى گيرد
منوچهر آتشي، فروغ فرخزاد را ادامه نيما ميداند و ميگويد: فروغ بدون ترديد ادامه نيما بود و توانست پيوندى بين شاعران بعد از نيما و خودش ايجاد كند.
آتشى, در گفت وگو با خبرنگار ادبى ايلنا افزود: فروغ درست در نقطه تلاقى بين نيما و نسل بعد از خودش قرار مى گيرد، چنان كه او عروض قاطع نيما را ميشكند و آن را با افاعيل كامل به كار نمى برد و آثارى با شكست وزن ارائه مى دهد.
اين شاعر پيش كسوت معاصر، افزود: شعر فروغ شعرى حسى و مفهومى است و براين اساس بايد گفت كه او شاعر زبان نيست، و اين ويژگى درست برعكس نيماست چرا كه نيما را ميتوان شاعرى زبانى دانست.
سراينده مجموعه شعر "آهنگى ديگر" درباره كيفيت شعر فروغ تصريح كرد: او در تعقيب حسيات خود است و مدام از يك حالت به حالتى ديگر و از وضعيتى به وضعيت ديگر مى رود و اين كار را نيز به خوبى انجام مى دهد.
وى درباره ويژگيهاى شعر فرخزاد در زمينه وزن عروضى, اضافه كرد: فروغ شاعرى است كه بايد گفت شعر او هم با وزن است, هم بدون وزن, يعنى سروده هاى او درست بين شعر موزن و نزديك به شعر نثر قرار دارد.
آتشى با تاكيد براين نكته كه مسير حركت فروغ در شعر "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" به پايان رسيده است، گفت: زمانى حركت شعر مداوم مى شود كه از لحاظ موضوع، محتوا و احساس در يك سو حركت كند ولى زمانى كه تنها به يك جنبه توجه شود، شاعر قادر به پيش روى نخواهد بود و بر همين اساس بايد گفت كه شعر فروغ شعرى صرفا احساسى بود و اين شعر در جايى به پايان ميرسد.
پوران فرخزاد:فروغ مثل خودش فكر كرد و مثل خود شعر نوشت
پوران فرخزاد، شاعر و نويسنده، نيز درباره خواهرش فروغ ميگويد: شعر فروغ به دليل سادگى و بيان حقيقت، هميشه پا برجاست، فروغ مثل خودش فكر كرد و مثل خود شعر نوشت، اما شاعرانى كه ميخواهند نقش يك مقلد را بازى كنند شكست ميخورند. فروغ در تمام دوران شاعريش از هيچ كس تقليد نكرد و مثل خودش سرود.
وى افزود: فروغ توانسته بود توسط شعر، به جهانبينى كلى برسد و بايد اذعان داشت كه اگر مرگ زود به سراغ او نميآمد، حتما به جهانبينى وسيعترى دست مييافت.
اين نويسنده تاكيد كرد: فروغ به اندازه خودش جهان را ديد، اگر او اتفاقات و حوادث دنياى ديوانه امروز را ميديد با شناختى كه از او دارم حتما شاهد درخشش بينظير او و بدون شك شاهد آثار مهمترى از او بوديم.
پوران فرخزاد افزود: فروغ در طول زمان زندگيش توانست با جهشى كه خاص او بود، از فرديت به كل برسد، او در شعرش، كيست جهان را به خوبى درك كرد.
رسول يونان:فروغ شاعر واقعيت هاست
يكى ديگر از شاعران معاصر، نيز در بيان ويژگيهاى شعر فروغ، معتقد است: فروغ فاضلانه سخن گفتن را خط زد و به سمت شعر واقعى رفت، شعر او نشاندهنده واقعيات جامعه است.
رسول يونان، شاعر، اظهار داشت: فروغ فرخزاد نخواست واقعيت و زندگى را به نفع خود تغيير دهد، او توانست زندگى را با تمام زشتيها و كاستى هايش در شعر به تصوير بكشد.
اين شاعر معاصر معتقد است: فروغ شاعر واقعيت هاست، شعر او ارتباط تنگاتنگ با زندگى دارد، او واقعيتها را در كنار احساساتش به تصوير كشيد و همه چيز را در شعرش ترسيم كرد، و به همين دليل شعر او ماندگار شد.
وى شعرفروغ را آئينه تمام نماى "زندگى" دانست و گفت: زندگى چيزى نيست كه بتوان آنرا فراموش كرد، تصاوير منحصر به فرد شعر فروغ و سوژههاى بكر موجود در شعرهاى او باعث شده كه فروغ شاعرى براى زمانهاى طولانى باشد.
يونان تاكيد كرد: فروغ با زاويه ديد منحصر به فرد خود به زندگى نگاه كرده و زندگى يك زن ايرانى را به تصوير كشيده است.
احمد رضا احمدى:فروغ واقعيت ها را به انسان امروز نشان مى دهد
احمد رضا احمدي، شاعر، معتقد است: فروغ بيش از اينكه به عنوان شاعرى اجتماعى مطرح باشد، شاعرى فلسفى است.
احمدى, ماندگارى شعر فروغ در ادبيات تاريخى ايران را نشات گرفته از آن دانست كه فروغ از تجربه شخصى خود در شعرش حرف زده است.
وى گفت: اصولا بيشتر شاعران از بيان تجربيات شخصى خود ترس دارند اما فروغ توانست تجربيات شخصى خود را در شعرش به خوبى بيان كند.
احمدى تاكيد كرد: مهم ترين عاملى كه توانست فروغ را "فروغ" كند، صداقت او در بيان احساسات و نگاه او به زندگى بود.
اين شاعر تصريح كرد: فروغ هيچ گاه در زندگى از كسى تقليد نكرد.
وى خاطرنشان ساخت: فروغ در اواخر عمر خود به بيان كلى از زندگى رسيده بود و حس مرگ در اشعار آخر او به وضوح به چشم ميخورد و اين براى شاعرى به سن او بسيار تعجب برانگيز است.
احمدى اضافه كرد: شعر فروغ نظير اشعار سهراب سپهرى مطالب غيرعادى ندارد و آرايش نشده است، بلكه فروغ واقعيت ها را به انسان امروز نشان مى دهد.
على باباچاهى: گفتمان اوزان در شعر فروغ ديده مى شود
على باباچاهي، شاعر ومنتقد نيز، درباره فروغ و اشعار او ميگويد: وزن در شعر فروغ همچون نخى نامرئى در ميان سطور و كلمات شعر ديده ميشود و از طريق پيوند حداقل دو وزن، به گفتمان اوزان روى ميآورد.
وى افزود: فروغ در زمينه وزن يا موسيقى از جمله شاعران اهل مدارا و تساهل است، او مانند نيما و شاملو بر اساس ديدگاه هاى خود دست به آفرينش آثارى ماندگار مى زند.
اين شاعر و منتقد معاصر در پاسخ به اين پرسش كه اگر فروغ زنده ميماند به شعر كوتاه روى ميآورد، گفت: اين يك نوع پيش بينى است كه بر مبناى واقعيات ملموس بيان نشده است، از كجا معلوم كه فروغ درمواجهه با مسايل اجتماعى و سياسى جديد و يا دست يافتن به تعاريف جديدتر از عشق، حركت و زندگي، به تحولى تازه نميرسيد.
|