www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 8 شهريور//

8شهريور.واکنش رسانه های فرانسه به «فاحشه» خواندن همسر سارکوزی توسط رسانه های رژيم ايران

8شهريور. خبر ويژه: منزل مهدی کروبی در محاصره نيروهای بسيج !

8شهريور.تجمع دانشجويان دانشگاه خواجه‌نصير

8شهريور.وکيل خانواده‌ی فرهاد، به پخش بدون اجازه‌ی آثار اين خواننده از صدا و سيما معترض است

8شهريور.تقدير ۲۱۶ نماينده مجلس از تعليق سعيد مرتضوی

8شهريور :بسيج دانشجويی در تمام دانشکده های دانشگاه اميرکبير

8شهريور :ويدئو کليپ:داريوش - سلول بي‌ مرز

8شهريور :تخريب روزانه جنگل های ايران از شمال تا مرکز و دامنه های زاگرس

8شهريور :مادرندا آقاسلطان: از سازمان های حقوق بشر و دادگاه های بين المللی می خواهم قاتل دخترم را پيدا کنند

8شهريور :مادر يک زندانی که به دليل قتل پسرش در زندان، دست به خودسوزی زده بود، در بيمارستان اروميه فوت کرد

8شهريور :ارجاع سه ماده بحث‌برانگيز لايحه خانواده به کميسيون حقوقی

8شهريور :تشديد فعاليت‌ها برای فيلترينگ اينترنت در ايران

8شهريور :جمعيت بيکاران کشور؛ يک قدم تا ۵ ميليون نفر

8شهريور :رحيم رشی زندانی کرد ممنوع الملاقات و به قرنطينه منتقل شد.

8شهريور :نامه هنگامه شهيدی به محمد مصطفايي؛ دفاع موکل از وکيل

8شهريور :ميدان عتيق اصفهان بجای بازسازی تخريب شد!

8شهريور :هشدار مادران عزادار درباره عواقب شکنجه زندانيان

8شهريور :احضار نسرين ستوده و تفتيش منزل و دفتر وی

8خرداد: دختران اولين قربانيان فقر در روستاها

8خرداد: بدهي‌های خارجی ايران 100 ميليون دلار افزايش مي‌يابد

8خرداد: مسئول واردات محصولات کشاورزی کيست

8خرداد.حمله به مزار کارگرشهيد محرم چگينی توسط افراد ناشناس

8شهريور.کروبی: نه تنها تقلب شده و در حد يکی دو ميليون نبوده که فراگير بوده و از قبل سرنوشت انتخابات تعيين شده بود.

8شهريور. با دخالت نيروهای امنيتی برنامه شب های قدر در مشهد لغو شد !

8شهريور :بيش از 90 درصد سطح درياچه پريشان خشک شده است

8شهريور.عکس: ميراث اولين دانشگاه تاريخ ايران زير خروارها خاک!



8شهريور. خبر ويژه: منزل مهدی کروبی در محاصره نيروهای بسيج !

سحام نيوز

نيروهای لباس شخصی ديشب هفتم شهريور ماه ۸۹ (شب قدر)، از شرکت حجت الاسلام والمسلمين مهدی کروبی در مراسم احيای شب قدر ممانعت بعمل آوردند. طبق گزارشات لحظه به لحظه، هم اينک بيش از ۵۰ نفر از نيروهای لباس شخصی و بسيج در اطراف منزل ايشان حضور دارند. نگرانی برای سلامتی و جان مهدی کروبی با وجود نيروهای لباس شخصی و بسيج که هويت خود را با پوشاندن سر و صورت مخفی نگاه داشته اند بيش از پيش گرديده است .



به گزارش خبرنگار سحام نيوز، تعدادی از نيروهای لباس شخصی که به انواع سلاح ها همچون گاز اشک آور، دستبند، شوکر و باتوم مسلح بودند ديشب با حضور در برابر منزل کروبی از خروج ايشان جهت شرکت در مراسم احيای شب قدر ممانعت بعمل آوردند. گزارشات شاهدان عينی حاکی از آن است که نيروهای لباس شخصی دارای کارت بسيج بودند.



طبق گزارشات لحظه به لحظه ، ماجرا تنها به ممانعت از شرکت کروبی -از رهبران جنبش سبز مردمی ايران- در مراسم عزاداری شب قدر به پايان نرسيده و طبق گزارشات عينی از منزل مهدی کروبي، هم اينک بيش از ۵۰ نفر از نيروهای لباس شخصی و بسيج در اطراف منزل ايشان حضور دارند.



نگرانی برای سلامتی و جان مهدی کروبی با وجود نيروهايی لباس شخصی و بسيج که هويت خود را با پوشاندن سر و صورت خود مخفی نگاه داشته و مجهز به انواع سلاح می باشند و با خودروهای مختلف و موتورهای غول پيکر در اطراف منزل کروبی کماکان حضور دارند، بيش از پيش گرديده است.



گفتنی است مهدی کروبی چندی پيش خبر از حضور احتمالی خود در مراسم روز قدس داده است.



برخی از کارشناسان معتقدند مقاومت و شجاعت کروبی که نقش اصلی را در رسوا سازی ماجرای زندان کهريزک داشته ، می تواند موجبات تحرکات برخی جهت انتقام جويی از وی را فراهم آورد.






8 شهريور 1389    23:34
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   Ghahremane In Mellat
ای-ميل:  
11:46 9 شهريور 1389
Nang bar in mardom bad..Tarikh ra bekhanid,,,Har kas az in mellate boogandoo defaa kard dar tanhaii koshteh shod wa ya az gorosnegi mord .. marg bar shoma kheradmandan bad....kherade Antarinejgadha bish az shomast


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور.تجمع دانشجويان دانشگاه خواجه‌نصير



خبرگزاری هرانا - دانشجويان دانشگاه خواجه‌نصيرالدين طوسى از ساعت 10:30 امروز دوشنبه 8 شهريورماه، در اعتراض به مشكلات صنفى و خوابگاهى خود در مقابل دفتر مركزى دانشگاه خواجه‌نصيرالدين طوسى تجمع كردند.



اين دانشجويان از آن دسته دانشجويانى هستند كه بايد مدرك كارشناسى خود را در طى 4 سال اخذ مي‌كردند اما به دليل عقب‌افتادگى واحدهاى درسى خود مدرك كارشناسى خود را در طى 5 سال دريافت مي‌كنند و به همين دليل مسئولان دانشگاه خواجه‌نصيرالدين طوسى خوابگاه‌هاى اين دانشجويان را از آنان تحويل گرفته و قصد دارند با آغاز سال تحصيلى دانشگاه‌‌ها و مراكز آموزش عالى اين خوابگاه‌ها را در اختيار دانشجويان جديد‌الورود قرار دهند.



اين دانشجويان تجمع‌كننده به داخل ساختمان مركزى رفته و با مسئولان دانشگاه خواجه‌نصير به صحبت پرداختند اما به نتيجه‌اى نرسيدند.



دانشجويان اعلام كرده‌اند تا به نتيجه رسيدن مشكلات خود در مقابل دفتر مركزى دانشگاه خواجه‌نصيرالدين طوسى تحصن خواهند كرد.






8 شهريور 1389    23:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور.وکيل خانواده‌ی فرهاد، به پخش بدون اجازه‌ی آثار اين خواننده از صدا و سيما معترض است



خبرگزاری هرانا - در آستانه‌ی 9 شهريور ماه و هشتمين سالروز درگذشت فرهاد مهراد، همچنان وكيل خانواده‌ی اين هنرمند از اعتراض خانواده‌ی فرهاد به پخش بدون اجازه‌ی آثار اين خواننده ايرانی از صدا و سيما معترض است و مي‌گويد: "وضعيت برگزاری جايزه‌ی فرهاد نامشخص است و اميدواريم در شرايط مساعد برگزار شود."



به گزارش آفتاب، صالح نيكبخت، وكيل خانواده‌ی فرهاد، درباره‌ی آخرين وضعيت جايزه و پخش آثار فرهاد گفت: در آستانه‌ی سالگرد فوت فرهاد به عنوان نخستين خواننده‌ی پاپ كه صدای او در اندک زمانی با استقبال عموم مردم موجه شد، بايد بگويم كه هنوز صدا و سيما بدون اخذ رضايت از ورثه‌ی نامبرده (همسر و خواهر او) صدا و موسيقي‌های مربوط به آواز و ترانه‌های اين هنرمند را از راديو و تلويزيون و كانال‌های مختلف پخش مي‌كند.



و بعضا از موسيقی ترانه‌های او در بعضی از برنامه‌ها كه شايد افراد ديگر هم برای صدا و سيما تهيه كرده باشند، استفاده مي‌كند و اين موضوع همچنان مورد اعتراض ورثه‌ی آن مرحوم است.



وی يادآور شد: متأسفانه علي‌رغم اينكه در سال گذشته اقداماتی از طرف خانواده‌ی فرهاد با وكالت من صورت گرفت تا حقوق مادی و معنوی اين خواننده‌ی معروف تامين شود، تا كنون نه صدا و سيما اين حقوق را پرداخت كرده و علي‌رغم اعتراض خانواده‌ی «فرهاد» به انتشار موسيقی و صدای او به اين كار ادامه داده است.



به همين جهت اعتراض اين خانواده به جای خود باقی است و همچنان بحث درباره‌ی اينكه صداوسيما يک نهاد فرهنگی و آموزشی است و خانواده نخواستند از طريق مراجع قضايی اقدام كنند نيز وجود دارد.



نيكبخت در عين حال گفت: ولی در نهايت طبق آخرين صحبت‌هايی كه با همسر ايشان داشتم، مقرر شد به زودی مجددا به صدا و سيما به صورت رسمی اين موضوع را اعلام كنيم، چنانچه همچنان به پخش صدا و موسيقی ترانه‌های فرهاد ادامه دهند، از طريق قانونی اقدام كنيم.



اين وكيل درباره‌ی روند برگزاری جايزه‌ی «فرهاد» نيز، گفت: از سال گذشته، كسی كه قرار بود اين جايزه را برگزار كند و متولی اين كار شود و موسسه‌ای به نام "خانه‌ی فرهاد" از طرف مراجع قضايی به ترتيب از انجام اين كار عزل و موسسه نيز به حكم دادگاه منحل شده است.



وی خبر داد:خانواده‌ی فرهاد در نظر دارند با توجه به شرايط فعلی در كشور، خود به نحو مقتضی و با هماهنگی با خوانندگان، موسيقي‌دانان، شاعران، نويسندگان و طرفداران فرهاد نسبت به برگزاری اين جشنواره در شرايط مساعد اقدام نمايند.



فردا، نهم شهريور ماه، مصادف با ششمين سالروز درگذشت فرهاد مهراد، خواننده ايرانی است.



فرهاد مهراد 29 دی ماه 1322 در تهران به‌دنيا آمد. او در سال 48 ترانه «مرد تنها» را برای فيلمی به كارگردانی مسعود كيميايی خواند و پس از آن «جمعه»، «هفته خاكستري»، «آيينه‌ها»، «گنجشگك اشي‌مشي»، «آوار»، «شبانه2» با صدای فرهاد ثبت شدند.



يک ‌روز پس از پيروزی انقلاب اسلامی ، 23 بهمن‌ماه 1357 ، با صدای اين خواننده‌ی معاصر، ترانه‌ی «وحدت»، در وصف پيامبر اكرم (ص) ماندگار شد و پای ثابت موسيقي‌های صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران است.



از اين هنرمند معاصر در سال 1372 آلبوم‌های «خواب در بيداري» و سال 1376 «برف» منتشر شده است.



برخی از اهالی مطرح عرصه‌ی سينما و تئاتر تاكيد دارند كه ضروری است هنرپيشه‌های سينما و تئاتر، ساعت‌ها ترانه‌های ماندگار فرهاد را گوش دهند، چرا كه كمتر خواننده‌ای همانند فرهاد بر ارزش و محتوای واژگان تاكيد داشته است.



گفته مي‌شود، زمانی كه توده‌های مردم‏ كمتر با شعر نو عجين و آشنا بودند، شعر نو با صدای فرهاد‏،‌ برای توده مردم ‌آشنا شد و مورد استقبالشان قرار گرفت.



از مهرماه 1379 بيماري، فرهاد مهراد جدی شد و در سال 1381 برای درمان به فرانسه رفت و سرآخر در نهم شهريورماه همان سال، پس از مدتی اغما در بيمارستان، در سن 59 سالگی درگذشت و در سيزدهم شهريور در گورستان تيه در پاريس دفن شد.








8 شهريور 1389    23:30
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
16:53 10 شهريور 1389
هنرمند بسیار توانایی بود.

اشعار زیبایی را می خواند از  مله بهترین آنها "محمد".

امیدوارم برای آمرزشش کافی باشد.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور.تقدير ۲۱۶ نماينده مجلس از تعليق سعيد مرتضوی

بی بی سی

بيش از ۲۰۰ نماينده مجلس ايران در بيانيه ای که روز يکشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۹ در صحن علنی مجلس خوانده شد، از تعليق سعيد مرتضوي، دادستان سابق تهران، در ارتباط با پرونده بازداشتگاه کهريزک تشکر کرده و ابراز اميدواری کردند که پرونده "فاجعه کوی دانشگاه" هم سريع تر به سرانجام برسد.



در اين بيانيه که به امضای ۲۱۶ نماينده رسيده و اميدوار رضايي، عضو هيات رئيسه، آن را قرائت کرده، آمده است: "جنايت کهريزک حادثه تلخی بود که قلب رهبری بزرگوار و همه ملت را سوزاند. رسيدگی به پرونده متهمان در دادگاه نظامی و دادگاه انتظامی قضات و حکم تعليق دادستان سابق و دو قاضی متهم پرونده، نسيم التيام بخشی است که از سوی قوه قضائيه به کشور وزيده است."



روز ۱۸ تير ۱۳۸۸ تعدادی از بازداشت شدگان اعتراضات خيابانی بعد از انتخابات رياست جمهوری به بازداشتگاه کهريزک در جنوب تهران منتقل شدند و در جريان شکنجه های صورت گرفته در اين بازداشتگاه، سه نفر از آنها به نام های امير جوادی فر، محسن روح الامينی و محمد کامرانی کشته شدند.



بعد از انتشار خبر کشته شدن اين افراد، پرونده ای در اين مورد تشکيل شد و بعد از برگزاری چند جلسه دادگاه سرانجام سازمان قضايی نيروهای مسلح در تاريخ ۹ تير ۱۳۸۹ روابط عمومی سازمان قضايی نيروهای مسلح ايران با صدور اطلاعيه ای اعلام کرد که دو نفر را مسئول قتل آن سه نفر شناخته و آنها را علاوه بر "قصاص نفس"، به تحمل حبس، انفصال موقت از خدمت، پرداخت جزای نقدي، تحمل شلاق تعزيری و پرداخت ديه هم محکوم کرده است.



اما خواسته اصلی اوليای دم و همچنين بسياری از شخصيت های سياسی معترض و حتی تعدادی از چهره های سياسی منتسب به جناح محافظه کار، برخورد با مقام های قضايی مرتبط با پرونده و به ويژه سعيد مرتضوي، دادستان وقت تهران، بود.



سرانجام در تاريخ ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ حکم تعليق سعيد مرتضوي، دادستان سابق تهران، حسن دهنوی (مشهور به قاضی حداد)، معاون امنيت وقت دادستان تهران، و علی اکبر حيدری فر، دادياری که دستور انتقال معترضان به بازداشتگاه کهريزک را صادر کرده، به دليل تخلفاتشان در پرونده مربوط به بازداشتگاه کهريزک صادر شد.



"فاجعه کوی دانشگاه"

در بخش ديگری از بيانيه نمايندگان مجلس آمده است: "ما نمايندگان مردم از حمايت رهبر معظم برای رسيدگی قاطع و عادلانه به اين پرونده و از تدبير و قاطعيت حضرت آيت الله آملی لاريجانی و از دقت و شجاعت قضات محترم پرونده تشکر کرده و اميدواريم پرونده فاجعه کوی دانشگاه که رهبر عدالتخواه بر رسيدگی آن تاکيد کردند هر چه سريعتر به انجام برسد."



بامداد ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، دو شب بعد از انتخابات رياست جمهوری و چند ساعت پيش از راهپيمايی ميليونی معترضان و درحالی که اعتراضات گسترده به اعلام پيروزی محمود احمدی نژاد شروع شده بود، مجموعه خوابگاه های دانشگاه تهران (کوی دانشگاه) در خيابان کارگر شمالی هدف يورش ماموران انتظامی و نيروهای موسوم به لباس شخصی قرار گرفت.



اين حمله خسارتهای زيادی به همراه داشت و به گفته اصلاح طلبان بر اثر اين حمله حداقل دو نفر کشته و شمار زيادی از دانشجويان زخمی شدند.



در ديدارهايی که آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوری اسلامي، بعد از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته با دانشجويان داشته هر بار مسئله کوی دانشگاه و رسيدگی نشدن به آن مطرح شده و آيت الله خامنه ای نيز با فاجعه خواندن اين اتفاق، قول پيگيری در اين مورد را داده است.



در تازه ترين مورد، روز يکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ (۲۲ اوت) آيت الله خامنه ای در ديدار با جمعی از دانشجويان و در جواب به سوال يکی از آنها گفت بعضی از سازمانهای دولتی با تحقيق در اين زمينه همکاری نمی کنند. رهبر جمهوری اسلامی ايران دليل عدم همکاری را ناشی از بی انگيزگی آنها دانست و گفت: "روند اين پيگيری کند بوده و آنچنان که بايد پيش نرفته است اما اين مساله فراموش نشده و انشاءالله به پيش خواهد رفت."


8 شهريور 1389    22:28
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :بسيج دانشجويی در تمام دانشکده های دانشگاه اميرکبير

دانشجونيوز:معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه صنعتى اميرکبير، در پى نامه اى از روساى دانشکده هاى اين دانشگاه خواستار تاسيس بسيج دانشجويى در تمام دانشکده ها شده است.

به گزارش دانشجونيوز، معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه اميرکبير به روساى اين دانشکده ها مى نويسد:" موضوع تشکيل بسيج دانشجويى دانشکده ها در هيئت نظرات بر تشکل هاى دانشگاه مطرح و با توجه به آيين نامه عالى شوراى انقلاب فرهنگي، مقرر گرديد بسيج دانشجويى در دانشکده ها نيز تاسيس گردد." در ادامه اين نامه معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه اميرکبير خواستار واگذارى اتاق و برد به بسيج دانشجويى جهت پيش بردن فعاليت هايشان در دانشکده ها شده است.



در حالى معاون دانشجويى و فرهنگى دانشگاه اميرکبير چنين درخواستى را مطرح کرده است که دانشکده هاى دانشگاه اميرکبير و اکثر دانشگاه هاى ديگر خود با کمبود، فضاى ادارى مواجه هستند.



در سال هاى گذشته نيز تلاش هايى در جهت افزايش امکانات ادارى بسيج در دانشگاه هاى کشور انجام شده بود که بدليل عدم استقبال و مخالفت دانشجويان در حد طرح باقى ماند و عملى نشد.



پس از تغييرات گسترده ايى که در سطح روساى دانشگاه هاى کشور به دستور وزير علوم و تحقيقات، انجام شد و برخى ديگر از دانشگاه ها نيز در انتظار اين تغييرات به سر مى برند به نظر مى رسد فاز دوم اين "کودتاى دانشگاهى" يعنى گسترش امکانات بسيج در دانشگاه ها آغاز شده است. اتفاقى که بدون شک فضاى دانشگاه ها را به سمت پادگانى شدن پيش مى برد.



اخيرا نيز وزير علوم دولت کودتا، سخن از با خاک يکسان کردن دانشگاه هايى که مخالف با فرهنگ بسيجى مى باشند رانده است. اين گونه تهديد ها و "لمپنيزم" موجود در ادبيات وزير علوم پيش از آغاز سال تحصيلى جديد، نشان از عزم جزم کودتا گران در سرکوب هرچه بيشتر دانشگاه هاى کشور دارد.


8 شهريور 1389    19:28
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :ويدئو کليپ:داريوش - سلول بي‌ مرز

http://www.youtube.com/watch?v=X-V1noMx42E
">http://www.youtube.com/watch?v=X-V1noMx42E


8 شهريور 1389    19:24
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:37 11 شهريور 1389
آقای داريوش خان چقدر خوب واداده است!

می خواند:«آخرين سنگر سکوته، حق ما گرفتنی نيست...»

پس چاره چيست؟ تسليم بايد شد. به سفارت ر وع بايد کرد و هنگامی، که از پاس کنترل عبور می کنيم، لبخندی از شرمندگی زده، هر توهينی را به  ان بپذيريم و زير هر تعهدنامه ای را امضا کنيم، خبرچينی و از آن کارها هم بکنيم و  يکمان در نيايد، چون «آخرين سنگر سکوته» و از حق هم حرفی نزنيم، چون «گرفتنی نيت». اصلا قرار نيست چيزی بگيريم، بايد بدهيم و بدهيم و به دادن افتخار کنيم.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :مادرندا آقاسلطان: از سازمان های حقوق بشر و دادگاه های بين المللی می خواهم قاتل دخترم را پيدا کنند

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران:هاجر رستمی مادر مرحوم ندا آقاسلطان دختر ۲۷ هفت ساله ای که درجريان يکی از تجمعات پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته به ضرب گلوله کشته شد درگفت وگو با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران خواستار پيداکردن قاتل دخترش توسط مجامع بين المللی از جمله دادگاه لاهه و سازمان های حقوق بشری شد. به گفته خانم رستمی پيگيری های خانواده برای يافتن قاتل دخترش به نتيجه ای نرسيده است. او به کمپين گفت: « هيچ حرفی ندارم به دولت بزنم، تمام اين مدت سکوت کردم، فقط از دنيا می خواهم به داد من برسند و قاتل ندا را پيدا کنند. بچه ام را از دست دادم و زندگی ام دگرگون شده است هر بار از سر خاک ندا می آيم، احساس می کنم همين الان ندا رفته و به خاک سپرديمش.»







وی به کمپين گفت که مقامات پس از مرگ دخترش هيچ فشاری به خانواده توسط مسوولان وارد نکرده اند و رفتاری توام با احترام داشته اند با اين وجود از تلاش گسترده برای تحريف واقعيت مرگ دخترش گلايه کرد. از جمله اين تلاش ها وی به فيلم های پخش شده از صداوسيما، اظهارات برخی مقامات مسوول همچون امامان جمعه و به صورت خاص اظهارات عزت الله ضرغامی رييس صداوسيما اشاره کرد.



مادر ندا آقاسلطان در خصوص مستندسازی های صداوسيماو تلاش برای تحريف واقعيت از طريق نمايش فيلم درشبکه سراسری درمورد مرگ دخترش به کمپين گفت: « من فيلم را نديدم، فقط شنيدم.نمی خواهم که ببينم! نظری هم ندارم. تا به حال سه بار فيلم درست کردند، هر بار حرف قبلی خودشان را نقض کردند، ولی تا آن جايی که من مادر ندا هستم، می دانم،او برای تظاهرات بيرون رفته بود و به دست نيروهای خودشان کشته شده است، غير از اين چيز ديگری نمی تواند باشد.»



وی در خصوص اهدافی که چنين برنامه هايی دنبال می کنند گفت: « می خواهند بگويند مملکت آزادی داريم، هر کسی می تواند، ابراز عقيده کند و آزادی تمام و کمال در مملکت ايران وجود دارد؛ در صورتی که اصلا چنين چيزی وجود ندارد.» هاجر رستمی در پاسخ به اين پرسش کميپن که آيا مطالب مطرح شده در مستندهای توليد شده را باور دارد يا خير ، پاسخ داد:“ هيچ کس اين دروغ ها را باور نکرده، نه مردم ايران نه مردم جهانو گفتند قاتل يک زن است، مگر ندا چه کار کرده بود که بايد زنی او را بکشد. من که می دانم، قاتل چه کسی است، ولی خوب، دولتی ها اين را قبول نمی کنند.»



هاجر رستمی تاکيد کرد که در مقابل ساختن اين فيلم ها سکوت کرده گفت: «‌وقتی در روز روشن ندا را زدند کشتند من شکايت کردم به هيچ جايی هم تا حالا نرسيدم بيايم در موردفيلم شکايت کنم؟ به کی شکايت کنم؟» او به کمپين گفت که در مقابل اين طرز برخورد، تنها به حمايت جهان دلگرم استک « گفتند فيلم خودکشی ندا را ما نساختيم. گفتم بالاخره صدا وسيمای شما آن را پخش کرده است، چه طور شما خبر نداشتيد؟ گفتند ما می خواهيم يک فيلم درست کنيم، بگوييم ندا را چه کسی کشته که در آن فيلم، قاتل را هم يک خانم معرفی کردند. وقتی به فيلم خودکشی ندا اعتراض کردم، گفتند اعتراضت را در روزنامه مطرح کن، من پاسخ دادم که روزنامه ای که دولت ان را درست ميکند، من دراين روزنامه چه بگويم؟»



مادر ندا آقا سلطان در ارتباط با استدلال مقامات دولت جمهوری اسلامی مبنی بر مبرا کردن خود از دخالت در اين حادثه گفت: «آن ها می گويند شما که می دانيد، دولت ندا را نکشته است، ندا مرگ اش مشکوک بوده، شايد چند نفر در اين درگيری کشته شدند؛ ولی ندا را ما نکشتيم. اين ها دسيسه است، برای بد جلوه دادن جمهوری اسلامی در دنيا، می خواستند با قتل ندا، ريشه جمهوری اسلامی را از بين ببرند، اما با ساختن اين فيلم ها آبروی خودشان را بيش تر بردند.»







خانم رستمی در خصوص فشار آوردن مأموران امنيتی برای ضبط مصاحبه تلويزيونی از خانواده آقا سلطان به کمپين گفت: «به من گفتند دولت، قاتل دختر شما نيست؛به همين خاطر در تلوزيون يا هر جايی که می خواهيد،بياييد صحبت کنيد. گفتم من قاتل ندا را می شناسم و به همين دليل در صدا وسيمای شما هيچ وقت نمی آيم. گفتند شما به عنوان پدر ومادرش در اين فيلم تقاطع حضور داشته باشيد، من پاسخ دادم صدا وسيمايی که رئيس اش آقای ضرغامی باشد که گفته است؛ ندا هنرپيشه بوده، فيلم بازی کرده که و چشم هايش را آن حالت در آورده، من در چنين صداو سيمايی نمی آيم.»



وی در ارتباط با حضور آقای پناهی ،استاد موسيقي، و هم چنين ستاره، دوست ندا، در مستند تقاطع گفت: «بعد از مراسم هفتم، يک سری وسايل ندا را از آقای پناهی گرفتم و پس از آن آقای پناهی را نديدم. يعنی نخواستم که ببينم؛ چون من پيش خودم فکر کردم کسی که به اطلاعات برود، همه کار می تواند انجام دهد، ولی اين حق را هم برايشان قائل هستم؛ هر کاری می خواهند، انجام دهند.»



هاجررستمی اضافه کرد: « چند روز پيش دوستی از آمريکا تماس گرفت و گفت ندا در خواب می گفت به مادر و پدرم بگوييد از قاتل من در ايران شکايت کنند و اگر نتوانستند به دادگاه لاهه شکايت کنند و من اين تماس شما را در پی خوابی که دوستم درباره ندا ديده می دانم .»



هاجر رستمی در پايان گفت وگويش با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: «من می خواهم از طريق اين رسانه به آقای ضرغامی که گفته اند ندا هنرپيشه بوده و به همين دليل چشم هايش با چشم های باز از دنيا رفته است بگويم؛ آقای ضرغامی يک لحظه، يک لحظه، خودت را به جای من بگذار، يک لحظه، نمی گويم سال ها. اين حرف آقای ضرغامی روی من اثربسيار بدی گذاشت و من گفتم خدايا خودت می دانی و خودت، ندا هنر پيشه نبوده، انسانی بوده مثل همه جوان های ديگر، برای آزادی اش به تظاهرات رفت چرا بايد بگويند ندا يک هنرپيشه بوده؟ چشم های ندا باز مانده و باز می ماند تا لحظه ای که به نتيجه برسد، به هدف اش برسد، اگر چشم هايش بسته می ماند، شايد آن قدر تاثير گذار نبود، چشم های باز ندا شايد دنيا را تکان داده، ملت ايران را تکان داده، چون اصلا منکر اصل قتل ندا هستند.»



سابقه خبر:



ندا آقاسلطان متولد ۳ بهمن۱۳۶۱، يکی از ده ها تنی است که در جريان اعتراض به انتخابات رياست جمهوری ايران، روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در محله اميرآباد، تقاطع خيابان شهيد صالحی و کوچه خسروی به ضرب گلوله، کشته شد و تاکنون هيچ کس مسووليت قتل وی را به عهده نگرفته است. طی ماه های پس از فوت وي، صدا و سيما و برخی مقامات جمهوری اسلامی در چندين نوبت، روايت های مختلفی از مرگ وی ارائه دادند.

پيش از اين شبکه انگليسی برون مرزی صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران ،“PRESS TV ”، مستندی از جزييات قتل ندا پخش و ادعا کرد ندا آقا سلطان، خود بخشی از يک صحنه سازی قتل بوده و در آن صحنه با عوامل ساخت فيلم، همکاری می کرده است، ولی بعد از انتقال ندا به اتومبيلی برای بردن وی به بيمارستان ، عوامل تهيه کننده فيلم، ندا را به قتل می رسانند.



فردی که در آخرين لحظات زندگی خانم آقاسلطان بالای سر وی بوده و تنفس مصنوعی داده فردی به نام آرش حجازی است.وی متولد ۱۳۴۹ و مترجم آثار پائولوکوئيليو در ايران مي‌باشد. وي، پزشک و نويسنده‌ای که شاهد حادثه بود، عامل قتل را يکی از موتورسواران شبه نظامی بسيج مي‌داند.




8 شهريور 1389    19:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :مادر يک زندانی که به دليل قتل پسرش در زندان، دست به خودسوزی زده بود، در بيمارستان اروميه فوت کرد

هرانا:مادر يک زندانی که به دليل قتل پسرش در زندان، دست به خودسوزی زده بود، در بيمارستان اروميه فوت کرد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مادر "بهمن مسعودی" يکی از زندانيان محبوس در زندان مرکزی اروميه که صبح روز اول شهريور ماه و پس از شنيدن خبر کشته شدن پسرش در زندان، با ريختن نفت بر روی بدنش اقدام به خودسوزی کرد.



اين مادر آذری زبان پس از انتقال به بيمارستان و علی رغم تلاش پزشکان به دليل شدت جراحات وارده بر اثر سوختگی جان باخت.



شايان ذکر است که بهمن مسعودي، يکی از زندانيان عادی محبوس در زندان مرکزی اروميه بود که مورخ سی و يکم مردادماه به علت اصابت باتوم به سر در سلول انفرادی توسط يکی از ماموران زندان به نام "خانزاده" به قتل رسيده بود.




8 شهريور 1389    19:44
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :ارجاع سه ماده بحث‌برانگيز لايحه خانواده به کميسيون حقوقی

مردمک :سه ماده بحث‌انگيز لايحه موسوم به «حمايت خانواده» برای بررسی به کميسيون حقوقی و قضايی ارجاع داده شد. اين سه ماده، موادی هستند که فعالان حامی حقوق زنان به آن‌ها انتقاد دارند. اين مواد درباره‌ ثبت ازدواج موقت، شرايط ازدواج مجدد مردان و ميزان مهريه است.



علی لاريجاني، رئيس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز 8 شهريور ماه مجلس گفت که با تصميم مجلس و مشورت با قوه قضاييه و به علت وجود بعضی اشکالات شرعی در مواد 22، 23 و 24، لايحه حمايت از خانواده برای بررسی به کميسيون حقوقی و قضايی مجلس ارجاع شد.



سه ماده 22، 23 و 24 لايحه خانواده، موادی هستند که فعالان حقوق زنان به آن‌ها انتقاد دارند. اين مواد به ترتيب درباره‌ ثبت ازدواج موقت، شرايط ازدواج مجدد مردان و ميزان مهريه است.



در جلسه علنی ديروز، هفتم شهريور مجلس، ماده 22 اين لايحه به رای گذاشته شد و تنها 45 نفر به آن رای مثبت دادند.



از سوی ديگر الهه کولايي، نماينده سابق مجلس که برای رايزنی در مورد لايحه حمايت از خانواده امروز به مجلس رفته بود، از تصميم نمايندگان برای ارجاع سه ماده بحث‌انگيز اين لايحه به کميسيون حقوقی و قضايی استقبال کرد.



خانم کولايی در گفت‌‌و‌گو با خبرگزاری ايلنا گفت: به نظر مي‌رسد طرح ايرادات و انتقادات اصولي، شرعی و عرفى نسبت به لايحه حمايت از خانواده بسياری از نمايندگان مجلس را نسبت به ضرورت ادامه بررسی سنجيده‌تر و دقيق‌تر مواد 22، 23 و 24 لايحه حمايت از خانواده متوجه كرد و خوشبختانه مجلس به بازگشت اين مواد برای بررسی بيشتر به كميسيون حقوقی و قضائی رای داد.



اعتراض بيشتر مخالفان لايحه حمايت از خانواده به مواد 22، 23 و 24 اين طرح است که طی آن موضوع ازدواج مجدد و ازدواج موقت مورد توجه قرار گرفته است.



لايحه حمايت از خانواده در صورت تصويب به مردان کشور اجازه مي‌دهد تا در صورت داشتن توان مالي، به صورت قانوني، چند همسر اختيار کنند.



مخالفت‌ها با لايحه حمايت از خانواده



به دنبال اعتراض‌ها به برخی مواد لايحه حمايت از خانواده، نشست اضطراری جمعيت زنان مسلمان نوانديش، پيرامون لايحه حمايت از خانواده به دعوت فاطمه راکعي، دبير کل جمعيت زنان مسلمان نو انديش پنجم شهريورماه برگزار شد.



به گزارش کلمه، وب‌سايت نزديک به ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد، الهه کولايي، نماينده سابق مجلس و زهره خسروي، استاد دانشگاه و روانشناس از جمله مهمانان حاضر در اين نشست بودند.

آنان ضمن بررسی مواد بحث‌برانگيز لايحه، خواستار حذف اين مواد شدند.



اما ماده 23 لايحه حمايت خانواده مخالفانی هم در جبهه اصولگرايان دارد. برای مثال تشکل زنان اصولگرا اعلام کرده است که قصد حذف ماده تعدد زوجات را دارد.



به گفته مريم بهروزي، دبيرکل جامعه زينب، در جلسه ائتلاف اسلامی زنان در روز 29 مردادماه اعضای اين جامعه «به اتفاق آرا» خواستار حذف اين ماده شدند.



ائتلاف اسلامی زنان نيز روز 30 مردادماه نشستی برگزار کرد و شرکت‌کنندگان در اين جلسه خواستار حذف ماده 23 شده بودند.



فائزه هاشمي، از اعضای اين ائتلاف و رئيس شاخه زنان حزب كارگزاران سازندگی درباره ماده مربوط به حق ازدواج مجدد مرد مي‌گويد که «اگر دادگاه به هر دليلی به مرد اجازه ازدواج مجدد را بدهد، بايد به زن نيز اين حق داده شود كه با پرداخت همه حق و حقوق از همسر خود طلاق بگيرد.»



سهيلا جلودارزاده، عضو هيئت اجرايی خانه كارگر نيز در نشست تشکل‌های زنان برای بررسی لايحه حمايت از خانواده گفته بود: مطرح شدن ازدواج موقت در لايحه حمايت از خانواده تهديد بزرگی است و لايحه حمايت از خانواده از قانون سال 1353 هم عقب‌تر رفته است.



«کمپين يک ميليون امضا» که گردهم‌آورنده جمعی از فعالين حقوق زنان است نيز نامه‌ای به مجلس فرستاده و خواستار رد اين لايحه در مجلس شده بود.




8 شهريور 1389    19:42
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :تشديد فعاليت‌ها برای فيلترينگ اينترنت در ايران

صدای آلمان :مسئولان فيلترينگ اينترنت درايران برای "همکاری مردم" در اين کار، يک سايت اختصاصی راه‌اندازی کرده‌اند. در سال‌های اخير با همکاری و هدايت سپاه پاسداران و سازمان بسيج بيش از ۵ ميليون سايت فيلتر شده‌اند.



دولت ايران برای کنترل شديدتر اينترنت و فيلتر کردن بيشتر سايت‌های "نامطلوب" مي‌خواهد از "همکاری مردم" هم بهره‌مند شود. عبدالصمد خرم‌آبادي، دبير کار "گروه تعيين مصاديق محتوای مجرمانه سايت‌های اينترنتی"، به خبرگزاری فارس گفته است که سايت "پيوندها" که به وزارت ارشاد تعلق د ارد، از چند ماه پيش کار خود را آغاز کرده و راه‌اندازی آن به منظور "همکاری بيشتر وزارت ارشاد با گروه تعيين مصاديق" است. خرم‌آبادی افزوده است: «اکثر سايت‌هايی که فيلتر مي‌شوند بر اساس گزارش‌های مردمی است و به طور معمول انواع گزارش‌ها از سايت‌هايی که توهين به مقدسات دينی دارد، سايت‌های حاوی هرزه‌نگاری و خلاف مصالح مملکت در گزارش‌های مردم وجود دارد.»





نقش پررنگ سپاه و بسيج در فيلترينگ





دبير کار "گروه تعيين مصاديق محتوای مجرمانه سايت‌های اينترنتی" در باره‌ی هويت "مردمی" که در باره‌ی سايت‌ها گزارش مي‌دهند، توضيح نداده است. اين در حالی است که بنا به اظهارات متعدد مقام‌های امنيتی و انتظامی ايران، نيروهای بسيج و سپاه در سال‌های اخير نقشی عمده در ديده‌بانی اينترنت و فيلترينگ سايت‌ها به عهده داشته‌اند.





برای مثال "مركز بررسی جرائم سازمان يافته"، يكی از مراكز وابسته به فرماندهی پدافند سايبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از ۳ سال پيش تشکيل شده، شماری از دست‌اندرکاران فنی و اطلاعاتی سپاه پاسداران را دربرمي‌گيرد که وظايفشان نظارت و بررسی جرائم سازمان‌يافته «تروريستي، جاسوسي، اقتصادی و اجتماعي» در فضای مجازی است. بخش بزرگی از فعاليت‌های اين نهاد در يک سال گذشته مقابله با فعاليت‌های مخالفان نتيجه‌ی اعلام‌شده انتخابات رياست جمهوری يا آنچه که آن را "فتنه سبز" مي‌خوانند، بوده است. منتقدان همچنين فلج ‌کردن راه‌های ارتباطی و خبررسانی در باره نقض حقوق بشر در ايران را از جمله فعاليت‌های نهاد يادشده مي‌دانند.





کاهش سرعت اينترنت و فيلترکردن گسترده‌ی سايت‌ها از جمله مواردی است که پيوسته مورد انتقاد کاربران اينترنت در ايران بوده است. ايران در زمره‌ی کشورهای عمده‌ی فيلترکننده‌ی سايت‌های اينترنتی در دنيا به شمار مي‌رود. بنا به گزارش‌های غيررسمی تا کنونی بيش از ۷ ميليارد تومان صرف هزينه فيلترينگ شده است.





در آبان ماه سال گذشته عبدالصمد خرم‌آبادي، به عنوان مشاور قضايی دادستان کل کشور، از فيلترشدن ۵ ميليون سايت در ايران خبر داد. اين در حالی است که آمارهای غيررسمی شمار اين گونه سايت‌ها را تا ۱۰ ميليون مي‌داند. منتقدان مي‌گويند که بخش بزرگی از سايت‌ها‌ی فيلترشده، سايت‌ها و وبلاگ‌هايی هستند که کم و بيش به پخش و نشر اطلاعات و داده‌های مختلف در باره‌ی روند انتخابات و کارنامه دولت در رويدادهای پس از آن پرداخته‌اند.





برنامه‌ريزی برای بسيج





علاوه بر سپاه در ما‌ه‌های اخير پای بسيج نيز بيش از پيش به فضای مجازی و کنترل اينترنت در ايران، باز شده است. سرتيپ محمد علی نائينی ، معاون فرهنگی-اجتماعی سازمان بسيج، بهمن‌ماه سال گذشته گفت: «بسيج به عنوان متولی مقابله با جنگ نرم راه کارهايی را در دست انجام دارد که در سال آينده فضای مجازی را به تسخير نيروهای حزب‌اللهی درمي‌آورد.» ۶ ماه بعد از اين اظهارات، نوبت سردار محمدرضا نقدي، فرمانده بسيج، بود که جزئيات بيشتری از فعاليت اين نيرو در فضای مجازی را بازگو کند. او در روز ۱۷ تير امسال در سفری به کردستان گفت: « آموزش يک شبکه بزرگ از نيروهای بسيج به منظور تقويت، گسترش و ايجاد سايت‌های اينترنتی اين شبکه تا پايان امسال محقق مي‌شود و اين مهم قدرت ايران در اين زمينه را تا ۳ برابر افزايش مي‌دهد.»





نشستن در خانه شيشه‌ای





به رغم اين تلاش‌ها، هدف دولت ايران برای تسلط کامل بر فضای مجازی و ارتباطات اينترنتی ظاهراَ کماکان دست‌نايافتنی مي‌نمايد. گسترش و ارتقای روز به روز راه‌های فرار از فيلتر، ايجاد سريع و ساده‌ی سايت‌های جايگزين، بعلاوه ناشي‌گری و ناآشنايی دست‌اندرکاران امور فيلترينگ به رمز و رموز اينترنت و آسيب‌پذيری حضور مجازی خود نهادهای حکومتی در اينترنت از جمله مواردی است که منتقدان برای شکست نسبی فعاليت‌های دولت عليه اينترنت عنوان مي‌کنند. هک گاه به گاه سايت‌های وابسته به حکومت و نيز پخش اين خبر در هفته‌های اخير که يک کرم اينترنتی به طور گسترده وارد سامانه‌های کنترل صنايع ايران شده و مشغول جاسوسی در باره اطلاعات صنعتی ايران برای يک منبع ناشناخته است، از جمله مواردی است که آسيب‌پذيری متقابل دولت را در برابر فيلترينگ و حملات سايبری نشان مي‌دهد.



به رغم واقعيت فوق، دامنه حمله‌های سايبری نهادها و افراد نزديک به حکومت ايران به کشورهای ديگر هم کشيده شده است. روز دوشنيه، ۸ شهريور، خبرگزاری فارس که به سپاه پاسدان نزديک است به نقل از فردی به نام بهروز كماليان که "مدير گروه آشيانه" معرفی شده از هک و تغيير بيش از هزار صفحه اينترنتی در آمريکا و بريتانيا خبر داده است.




8 شهريور 1389    19:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :جمعيت بيکاران کشور؛ يک قدم تا ۵ ميليون نفر

ايلنا:بررسی گزارش‌های مرکز آمار ايران نشان مي‌دهد که در سال‌های گذشته و با وجود کم‌شماری جمعيت فعال ايران، نرخ بيکاری ايران روند صعودی به خود گرفته و اين رشد به‌خصوص در بين جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال، افزايش چشمگيرتری داشته است.



به گزارش ايلنا، نتيجه بررسي‌های انجام شده از سوی کارشناسان اقتصادی نشان مي‌دهد که اعلام کاهش نرخ بيکاری در سال‌های اخير به دليل خارج ماندن بخش قابل توجهی از بيکاران از شمول ”جمعيت فعال“ و در نتيجه از شمول بيکاران بوده است. با توجه به ويژگی ترکيب جمعيتی کشور و نيز با توجه به اين‌که جمعيت فعال کشور در سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ به طور متوسط به ميزان ۴ درصد در سال افزايش يافته است و بالاخره با در نظر گرفتن برآوردهای برنامه چهارم توسعه اقتصادی کشور، بايد در چند سال گذشته ساليانه ۷۰۰ هزار نفر به جمعيت فعال در کشور اضافه شده باشد که نگاهی به آمار مرکز آمار، نشان مي‌دهد که اين موضوع هيچ محلی از اعراب نداشته است.



مرور گزارش‌های مرکز آمار ايران نشان مي‌دهد که در سال ۱۳۸۴جمعيت فعال ايران ۲۳ميليون و ۲۹۳هزار و ۴۴۵تفر با نرخ بيکاری ۱۱٫۵درصد اعلام شده بود. در سال ۱۳۸۵جمعيت فعال برابر با ۲۳ ميليون و ۴۸۴ هزار و ۶۸ نفر با نرخ بيکاری ۱۱٫۳درصد اعلام شد. به عبارتی تنها ۱۹۰ هزار و ۶۲۳ به آمار جمعيت فعال سال ۱۳۸۵ اضافه شده بود. در سال ۱۳۸۶جمعيت فعال ايران مطابق آمار مرکز آمار ايران به ۲۳ ميليون و ۵۷۸ هزار و ۷۱۵ نفر رسيد که نشان مي‌داد تنها ۹۴ هزار و ۶۴۷ نفر به اين آمار اضافه شده است.



سال ۱۳۸۷؛ جمعيت فعال کم مي‌شود!



اين روند در سال بعد شاهد رويداد حيرت‌آوری بود و برای اولين بار جمعيت فعال ايران کاهش يافت. مطابق گزارش مرکز آمار، جمعيت فعال ايران در سال ۱۳۸۷ به ۲۲ ميليون و ۸۹۲ هزار و ۴۸۹ نفر تقليل يافت که نشان مي‌داد در يک سال منتهی به پايان سال ۱۳۸۷، ۶۸۶ هزار و ۲۲۶ نفر از جمعيت فعال ايران کم شده بود.



امری که اعتراض فراوان کارشناسان و فعالان افقتصادی را به همراه داشت و بسياری آن را به نزديک شدن به موسم انتخابات رياست جمهوری مرتبط خواندند.



در سال ۱۳۸۸ اين روند تا حدودی تصحيح شد. جمعيت فعال ايران با قريب به يک ميليون نفر افزايش به ۲۳ ميليون و ۸۴۰ هزار و ۶۷۶ نفر رسيد و در بهار سال ۱۳۸۹ نيز روند تصحيح آمار مربوط به جمعيت فعال ادامه يافت و اين رقم به ۲۴ ميليون و ۲۰۴ هزار و ۲۰۱ نفر رسيد.



کم‌شماری هم به داد نرخ بيکاری نرسيد



بررسی نرخ جمعيت فعال از پايان سال ۱۳۸۴ تا ابتدای تابستان سال جاری نشان مي‌دهد که جمعيت فعال ايران در اين سال‌ها معادل ۹۱۰هزار و ۷۵۶ نفر افزايش داشته است. اين در حالی است که مطابق با پيش‌بيني‌های برنامه چهارم توسعه اين رقم با افزايش ۷۰۰ هزار نفری در هر سال، بايد ۲ ميليون و ۸۰۰ هزار نفر بيشتر مي‌شد.



البته گزارش‌های مرکز آمار اين موضوع را تاييد مي‌کند. نسبت جمعيت فعال ايران به کل جمعيت بالای ۱۰ سال از رقم ۴۱ درصدی در سال ۱۳۸۴ به رقم ۳۹ درصدی در پايان بهار سال ۱۳۸۹ رسيده است. اين در حالی است که نه فقط نرخ بيکاری در کشور کاهش نيافته است بلکه رقم بيکاری از ۱۱٫۳ درصد در پايان سال ۱۳۸۴ به ۱۴٫۶ درصد در ابتدای تابستان ۱۳۸۹ رسيده است.



نکته کليدی ديگر در آمارهای مرکز آمار اين است که مطابق جداول اين مرکز، جمعيت بالاتر از ۱۰ سال ايران در سال‌های مورد اشاره حدود ۵ ميليون و ۲۴۸ هزار و ۷۷۳ نفر افزوده شده است که رشدی معادل ۹٫۲۳ درصدی نسبت به سال ماخذ ۱۳۸۴ نشان مي‌دهد با اين حال، جمعيت فعال ايران نسبت به سال ۱۳۸۴ تنها حدود ۳٫۹ درصد رشد داشته است.



در سال‌های مورد اشاره به ترتيب نسبت جمعيت فعال به کل جمعيت و نرخ بيکاری در سال ۱۳۸۴ برابر ۴۱ و ۱۱٫۵ درصد، در سال ۱۳۸۵ معادل ۴۰٫۴ و ۱۱٫۳ درصد، در سال ۱۳۸۶ برابر ۳۹٫۸ و ۱۰٫۵ درصد، در سال ۱۳۸۷ معادل ۳۸ و ۱۰٫۴ درصد، در سال ۱۳۸۸ برابر ۳۸٫۹ و ۱۱٫۹ درصد و در پايان بهار سال ۱۳۸۹ معادل ۳۹ و ۱۴٫۶ درصد گزارش شده است.



بيکاری بالای ۱۸ درصد است



اگر نسبت ۴۱ درصدی جمعيت فعال به کل جمعيت بالای ۱۰ سال در پايان سال ۱۳۸۴ را به عنوان شاخصی برای حرکت و مبدا بپذيريم، نرخ بيکاری در سال ۸۵ برابر ۱۲٫۵۵درصد، در سال ۸۶ معادل ۱۳٫۱۶درصد، در سال ۸۷ حدود ۱۷ درصد، در سال ۸۸ تقريبا ۱۶٫۴۲ درصد و در پايان بهار ۸۹ با جمعيتی حدود ۴ ميليون و ۷۶۷ هزار بيکار به ۱۸٫۷۳ درصد خواهد رسيد. البته اين آمار چندان غيرمترقبه نيست چرا که در شرايطی که بيش از ۵ ميليون نفر به جمعيت بالاتر از ۱۰ سال ايران در سال‌های مورد اشاره افزوده شده است، فقط ۵۹ هزار و ۹۸۲ شغل به مشاغل موجود در پايان سال ۱۳۸۴ افزوده شده است. ضمن اين‌که بايد اشاره کرد که از سال ۱۳۸۴ شاخص بيکاری در کشور دستخوش تحول بنيادينی شد و شاغل از کسی که ۲ روز در هفته کار دارد، به کسی که در هفته ۱ ساعت کار کند تقليل يافت، ولی با اين حال نه تنها گرهی از مشکلات بيکاری باز نشد بلکه اين روند بدتر و بدتر شد.



با اين وجود آنچه به اين نرخ بيکاری ابعاد نگران‌کننده‌تری مي‌بخشد مربوط به نرخ بيکاری جوانان است. بر اساس گزارش‌های بانک جهاني، در سال‌های اخير حدود ۷۰ درصد جمعيت ايران زير ۳۵ سال سن دارند. مرکز آمار ايران ميزان بيکاری جوانان را ۲۹٫۶ درصد اعلام کرده که بيش از دو برابر نرخ متوسط بيکاری اعلام شده از سوی مرکز آمار است.



کارشناسان اقتصادی بر اين باورند که ايران برای غلبه بر مشکل بيکاري، نيازمند رشد اقتصادی بالای ۸ درصد است و اين درحالی است که در طول سال‌های گذشته متوسط رشد اقتصادی کمتر از ۳ تا ۵ درصد گزارش شده است که بيش از فعاليت‌های مولد اقتصادي، مرهون قيمت‌های بالای نفت بوده است.




8 شهريور 1389    19:38
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :رحيم رشی زندانی کرد ممنوع الملاقات و به قرنطينه منتقل شد.

رهانا:رحيم رشی زندانی کرد که از روز ۲۹ تيرماه در زندان مهاباد دست به اعتصاب غذا زده، ممنوع الملاقات و به قرنطينه منتقل شد.



ممنوع شدن از ملاقات و انتقال به قرنطينه رحيم رشي، فعال کرد در حالی صورت مي‌گيرد که وضعيت جسمانی رحيم رشي، پس از گذشت چهل روز از شروع اعتصاب غذا رو به وخامت گذاشته است.



تارنمای «روانيوز» گزارش داده است که در پی وخامت حال جسمی اين فعال کرد مسولان بهداری زندان نيز جهت مداوا سرم غذايی به وی وصل کرده‌اند.



لازم به يادآوری است که رحيم رشی روز ۲۸ تيرماه توسط نيروهای امنيتی در مهاباد دستگير شد و از فردای همان روز در اعتراض به بازداشت‌اش دست به اعتصاب غذا زده است.



اين فعال کرد از روز چهارم شهريور ماه به قرنطينه منتقل شده است.


8 شهريور 1389    19:01
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :نامه هنگامه شهيدی به محمد مصطفايي؛ دفاع موکل از وکيل

جرس: هنگامه شهيدی روزنامه نگار دربند نامه ای را در مورد وکيل پيشين خود، محمد مصطفايی به نگارش درآورده است.در اين نامه شهيدی بعنوان موکل در مقام دفاع از اين وکيل دادگستری در آمده است.





در اين نامه به تقدير از وکيلش آورده است: ما اين بار من و مصطفايی و همکاران فعال در زمينه حقوق بشر تصميم داشتيم قدمهای بزرگتری برداريم.هيچکس نمی تواند جلوی فرياد های زندگی آفرين ما و هزاران فرزند ايران زمين را که نعره هايشان بر می خيزد که:"اين منم،من تمامی آينده ام،اين منم خواهان آزادی و آسايش" را بگيرد.هيچکس نمی تواند جلوی اين فرياد های زندگی آفرين را که طينتش به فردا،روزهای بعد،سالها و قرنهای بعدی می رود را بگيرد.هر کوهی بر انعکاس اين صدا می افزايد. هر رودی با طنين شکوهمند اين صدای غريب هم دست می شود و نعره می کشد.وکيل من برای دفاع از حقوق کودکان زير 18 سال خيلی تلاش کرد.برای بچه ها کار کردن برای آينده کار کردن است.برای بچه ها کار کردن به دنيای آينده رفتن است و در خدمت کودکان بودن در خدمت اجزاء سالم جميع مذاهب و مکتبهای اجتماعی و سياسی بوده است.راستی متوجه شده ايد که چرا چنين شعار هايی می دهم؟! برای اينکه هنوز" سرم به سنگ نخورده است"!





متن اين نامه که در اختيار «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی » قرار گرفته است به شرح زير است:







وقتی محمد مصطفايی به خاطر فشار بيش از حد وزارت اطلاعات بر همسر و خانواده همسرش ايران را ترک کرداز شنيدن اين خبر خوشحال شدم چرا که او مسلما در خارج از ايران بهتر می تواند در دفاع از حقوق مظلومين فعاليت کند اگر چه خود او هيچ گاه تمايل به ترک وطن نداشت و مانند من عاشق ميهن بود او می خواست با اين شيوه به رسم گروگانگيری نهادهای موازی پايان دهد و خودش تمايل داشت همانگونه که در دادسرای اوين حضور يافته بود و پاسخگو بود اين پاسخگويی بدون گروگانگيری ادامه می يافت و در وطن می ماند حتی اگر به بازداشتگاههای 209 ختم ميشد اما دفاع او از سکينه محمدی آشتيانی و به تعويق افتادن اجرای حکم اين زن و جنجالهای بين المللی باعث شد که مقامات مسئول در يک اقدام ناشيانه باعث خروج اجباری اين وکيل موفق از کشور شوند.





من هميشه فکر می کنم اگر آيندگان بخواهند تاريخ زمان حال ما را بنويسند چه چيز حيرت انگيزی از آب در خواهد آمد،"همسر وکيل وموکل هردو در زندان"!





محمد مصطفايی وکيل مدافعين حقوق بشر و قربانيان آن بود.روزی که پس از آزادی با قرار وصيقه به دفترش رفتم با خطی خوش برروی سبد گلی که نا قابل بودبرای او و تلاشهايش ، برايش نوشتم:"تقديم به وکيل مدافع حقوق بشر" و او آنرا با تواضع بر روی قابی گذاشت و گفت:"شرمنده ام در مقابل شما و امثال شما که اين همه در زندان بوديد و من بيش از7 روز اين افتخار را نداشتم".





او می گفت که افتخارش اين بود که در سلولش ديوار نوشته های کسانی را می خواند که آرزو داشت بداند که آنها در انفرادی چه کشيده اند.آن روز از او سپاسگذار بودم که با تمامی وجود از حقوق من و امثال من دفاع کرد هرچند که حکم نهايی در جايی ديگرصادر می شود و هنوز سيستم حضور وکيل در کليه مراحل بازجويی يکی از آرزوهای محقق نشده فعالين حقوق بشر در ايران است که وکيل را ناديده نگيرند و اگر از موکلی با مصاحبه هايش دفاع کرد او را تهديد به دستگيری نکنند.به گمان من هر آدمی را يکدندگی و کله شقی هايش می سازد و آدم کله شق مغرور آدمی است که به خاطر هدف و ايمان و اعتقاد و باورش حاضر است به راحتی تمام"زندگی" و "خودش " را فدا کند.





هر سازش يک عامل سقوط دهنده است، حالا چه مقدار باعث سقوط می شود مربوط است به نوع سازش و منظور من از"سازش"فدا کردن يک "باور" و"اعتقاد" است.در زمانی که هنوز به صحت آن باور و ايمان واعتقاد داريم.آدم کله شق در برخی شرايط خاص اجتماعی ازصد در که وارد می شوداز نود در با تيپا بيرونش می کنند و اودر عين حال که عصبانی و ناراحت است يک جور رضايت عميق تری در وجودش حس می کند.آدم کله شق باج نمی دهد،باج نمی گيرد،دزدی نمی کند ،با دزدها کنار نمی آيد،به دوستان و هم ميهنانش خيانت نمی کند.برای هراربابی سر خم نمی کند و من فکر می کنم من و وکيلم در اين خصوصيات مشترک بوديم.من ميدانم اين چيزها را که می نويسم خيلی ها می دانند.





اما فکر اين هستم که چرا نمی نويسند؟ چرانمی گويند؟چرا پی نمی گيرند و به جايی نمی رسانند؟و نکته جالب و دردناک اين است که ما را که می خواهيم اين چيزها را بنويسيم و تا حد ممکن و تا آنجا که از دستمان برمی آيد به بهتر شدن هرچيز که قابليت بهتر شدن را دارد کمک کنيم "نا اهل" می شناسند.يعنی ما آدمهايی که هيچ چيز جزيک خود نويس که برخی معتقدند درآ ن "جوهرسم" می ريزيم يا يک قلم"فضول نق نقو" نداريم و هيچکس نمی تواند در عشقمان به اين خاک شک کند مقاصد بدی داريم ما با اين جور نوشتنها خودمان را حسابی گرفتار می کنيم.گرفتار آدمهايی که خيلی کارها می توانند بکنند.پس اين ما هستيم که با نوشتن زندگيمان را مغشوش می کنيم و خودمان را به دردسر می اندازيم و ما هستيم که قبول می کنيم احتمال دارد بزرگ شدن بچه هايمان را نبينيم،عروسی آنها و زندگی خوش آنها را .پس ما چگونه می توانيم با چنين گذشتی "نا اهل" و "بدمقصود "باشيم؟اگر محاکمه ای به قصد محکوم کردن انسان وجود داشته باشد محاکمه ايست که روح انسان آن محکوميت را باور داشته و بپذيرد.در غير اينصورت نيش وکنايه های ديگران اگرچه با خبث طينت آميخته باشد هرچند زخم دردناک خود رامی زند مارا ابايی از آن نيست.ا





ما اين بار من و مصطفايی و همکاران فعال در زمينه حقوق بشر تصميم داشتيم قدمهای بزرگتری برداريم.هيچکس نمی تواند جلوی فرياد های زندگی آفرين ما و هزاران فرزند ايران زمين را که نعره هايشان بر می خيزد که:"اين منم،من تمامی آينده ام،اين منم خواهان آزادی و آسايش" را بگيرد.هيچکس نمی تواند جلوی اين فرياد های زندگی آفرين را که طينتش به فردا،روزهای بعد،سالها و قرنهای بعدی می رود را بگيرد.هر کوهی بر انعکاس اين صدا می افزايد. هر رودی با طنين شکوهمند اين صدای غريب هم دست می شود و نعره می کشد.وکيل من برای دفاع از حقوق کودکان زير 18 سال خيلی تلاش کرد.برای بچه ها کار کردن برای آينده کار کردن است.برای بچه ها کار کردن به دنيای آينده رفتن است و در خدمت کودکان بودن در خدمت اجزاء سالم جميع مذاهب و مکتبهای اجتماعی و سياسی بوده است.راستی متوجه شده ايد که چرا چنين شعار هايی می دهم؟! برای اينکه هنوز" سرم به سنگ نخورده است"!





مصطفايی با کودکان و نوجوانان همگام بود. آرزويش مانند من و ساير همکارانم کار کردن برای بچه ها بود و حقوق بشر. و البته پيمودن چنين راهی چندان هم آسان نيست.صف کينه و حسد و دشمنی طويل تر از هميشه است.نه حرف از استعداد بالذاته در ميان است و نه چيزی درخون.حرف از جبر زمانه است و قبول اين جبرو تن سپردن به آن و پی گرفتن سر سختانه و شايد بيمار گونه. درحقيقت اين راه به ما تحميل شد و ما با خوشحالی پذيرفتيم. ما به راستی قصه روزگار خويش نبوديم که ناگزير قصه پرداز روزگار خويش شديم.ما زائر دلشکسته اين خاکيم. اگر اميد را دمی رها نکرديم نه بدان دليل بود که آنرا در خود داشتيم بلکه بدان سبب بود که اميد را چون وديعه ای به دست ما سپرده بودند تا به دست ديگران بسپاريم.ما خواسته ايم که بی هيچ منتی پلی باشيم ميان کوير و باغ به اين اميد که عابران خوب از دشت سوخته به باغ سبز در آيند و دستهای ما هميشه به پايه های در باغ بسته است.





نشد ابرو خم از سنگينی بار قفس ما را که اين سنگين سبک تر باشد از بال مگس مار ا



به رغم عدل و آزادی خلاف هر چه در عالم به جرم راستی افکنده در زندان عسس ما را







هنگامه شهيدی از زندان اوين




8 شهريور 1389    12:32
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :ميدان عتيق اصفهان بجای بازسازی تخريب شد!

مهر: روزگاری اصفهان به گنبدهای فيروزه ای و آسمان آبی شهره بود، اما اکنون مدتهاست نصف جهان شهری پر از دود و ترافيک و ساخت و ساز است و طرحهای مختلف شهري، تاريخ کهن اصفهان را می بلعند تا ديگر اثری از آنها نباشد.

به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، حالا ديگر به‌ جرات‌ مي‌توان‌ گفت‌ هيچ‌ اصفهانی با اين‌ واژه‌ها نا آشنا نيست، چه‌ آنهايي‌ که‌ در وسط‌ شهر زندگي‌ مي‌کنند و چه‌ آنها که‌ حاشيه‌ شهر را براي‌ زندگي‌ برگزيده‌اند.



در اين‌ شهرغول‌پيکر و شلوغ‌، بافتهايی ارزشمند پيدا مي‌شود که ديری نمی پايد که به مدد آهن و فلز و سازه‌های زمخت به ديار فراموشی سفر می کنند، جاهايي‌ که‌ در گذر زمان‌، شکل‌ و شمايل‌ سنتي‌ و کوچه‌ باغي‌ خود را از دست مي‌دهند و از آنها فقط يادی مي‌ماند در خاطر بزرگترها، مثل کوچه‌ای که از دل پارک هشت بهشت می گذشت و ديگر سالهاست که نيست.



عتيقه ای به نام عتيق



مي‌گويند اهميت‌ عتيق بسيار پر رنگ‌تر ازآن‌ چيزي‌ است‌ که‌ امروزه‌ مي‌بينيم‌ و آنچه‌ را که‌ ما امروز به‌ نام‌ ميدان عتيق مي‌شناسيم‌ به دوران‌های بسيار دور بازمي‌گردد.



عتيقی که بقای اصفهان عصر باستان و دوران درخشان اسلامی را در زير گذرها و خانه‌های خشت و گلی آن می توان به خوبی شاهد بود، خانه‌هايی که خاطرات گذشته را به دوش می کشيدند و مي‌کشند ، اما حالا محلی برای جولان لودرها و بولدوزرها شده اند.







دراين ميان محله سبزميدان چال ميدان يا ميدان کهنه که در افواه به اين نام شهرت داشت در واقع نام اصليش ميدان عتيق بود که در کنار راسته بازار متعلق به دورانی است که اصفهان دهی بيش نبود و تنها به چند محله تقسيم می شد و مردم آن به لهجه خاص خود سخن مي‌گفتند به اعتبار مفهوم کلمه آن، نام گرفت.



بدليل وجود مسجد جامع عتيق که مربوط به 900 سال پيش و مرکز بسيار قديمی آئين تشيع در اين منطقه و نيز شکل گيری و توسعه آيين تعزيه خوانی و روايت نهضت عاشورا و نيز تمرکز مراکز اقتصادی آن زمان محله بازار در مجاورت اين منطقه فرهنگ جديدی در اين منطقه ايجاد شد که همانا فرهنگ پهلوانی و قلندری است که با اتکاء به ارزش‌های مذهبی از دل زورخانه‌ها رشد و توسعه يافت.



دلسوزان تاريخ می سوزند و می گويند



عتيق فردا را هرگز نديده‌ايم، دوست نداريم چيزی از آن بدانيم يا بشنويم. اين‌باراتفاق سريعتر از قبل روی خواهد داد، برای عتيق بايد به دنبال تعاريف نويی باشيم تا بتوانيم به کمک آن بعد از استحاله‌ جديدش، انبوهی از تغيير و تحولات را در کوتاه‌ترين زمان ممکن بيان کنيم.



اين‌بار با احيای عتيق پدر و پدربزرگ ها نيز به تاريخ پيوستند، اين گفته بسياری از کارشناسان ميراث تاريخی است کسانی که دلشان به حال عتيق جديد که امپراطوری بر باد رفته اش را يدک می کشد، می سوزد .



يک از شاخص ترين آنها کنعانی کارشناس سازه و ميراث فرهنگی است که به گفته او عواقب سنگين فعاليتی که انجام شده در 5 يا 6 سال ديگر مشاهده خواهد شد چون با طرحهای در دست اجرا گره های کور ترافيکی زيادی در منطقه ايجاد می شود.



بنابر اظهارات وی موزه ای که قرار است در ميدان عتيق احداث شود شاهدی است که گواهی می دهد عتيق روزی بود و حالا ديگر نيست، يک زمانی وجود داشت و اکنون همه اين ميدان با خاک يکسان شده و دوباره با سازه‌های زمخت بازسازی شده نه احياء.



ميدان عتيق بجای بازسازی تخريب شد!



وی با اشاره به اينکه بافت شهری ميدان عتيق با بازسازی دوباره بسيارآسيب ديده چنين ادامه مي‌دهد: با اين تعاريف هر اتفاقی ممکن است بيافتد چون هويت عتيق ازميان رفته و بافت جديدی درست شده که بافت شهری قبلی را تحت الشعاع قرار داده است.



به گفته کنعانی عتيق نياز به اصلاح و درمان داشت، اما اين درمان نيست اين تخريب تاريخ است که براين ميدان گذشته و نسلهای آينده چيزی از آن به ياد نخواهند آورد. ما با اين کار مردم را به زير شهری برده‌ايم که فقط برای خودرو ها جا دارند نه فضاهای طبيعی و پياده‌ها يی که از آن لذت ببرند در واقع ما با هجوم به شکل گذشته بافتها آنها را از بين برده ايم .



در اين رابطه دکتر سپنتا پژوهشگر ميراث فرهنگی و تاريخی نيز نظری مشابه دارد به نظر او اين سازه‌های جديد در ميدان عتيق با ساختار کهن اصلا نزديک نيست و تنها به ديد تجاری آن توجه شده است نه تاريخی .



وی با اشاره به اينکه تعداد زيادی واحد تجاری و پارکينگ و همچنين تراکم جمعيت و ايجاد ترافيک و رفت و آمد بالا تنها چيزی است که بعد از کامل شدن اين پروژه باقی می ماند، در صورتی که اهداف اوليه طرح احيا عتيق فرهنگی گردشگری و توريستی بوده است.







اين پژوهشگرادامه داد: درتمام دنيا توريست برای خريد خود به قطب بازرگانی منطقه می رود و برای ديدن يک بافت تاريخی نياز به سازه‌های مدرن ندارد ما آنچه که توريست می خواهد را از او گرفته ايم و به ميراث گرانبهايمان خدشه وارد کرده ايم.



وی افزود: در واقع بافت تاريخی بايد روحبخش و زنده باشد و با زندگی مدرن شهری فاصله داشته و يا حداقل بايد بين مدرنيته و سنت قرار گرفته باشد اما ميدان عتيق که اکنون به ميدان امام علی(ع) تغييير نام يافته هر گز با اين روند و هدف نبايد احيا می شد.



اين پژوهشگر آثار تاريخی در رابطه با تاريخچه اين ميدان گفت: زمانی که ملکشاه سلجوقي، اصفهان را به پايتختی برگزيد شهری در مرکز حکومت سلجوقيان در قلب ايران را انتخاب کرد، پس شايسته بود تا با شاهکارهای معماری همچون مدرسه‌های زيبا، چندين بازار، کاخ‌های باشکوه و مسجدهای بزرگ، بر شکوهمندی شهری چنين سزاوار، افزوده شود.



سپنتا ادامه داد: به همين دليل هنرمندان، طراحان ، مهندسين آن دوره و معماران دست به کار شدند و شاهکارهايی بی مانند همچون گنبد تاج الملک را به عنوان زيباترين گنبد آجری جهان که تاکنون دست بشر بر زمين پديد آورده، در پيرامون ميدانی بس فراخ بنا نهادند.



وی ادامه داد: آنان مسجد جامع را در گذر زمان برای گردهمايی مردم و برای عبادت و قضاوت و تبادل افکار و کارهای روزانه ديگر ساختند و با 9 درگاه ورودی آنرا به گونه‌ای در مرکز شهر بنا کردند که از همه جا قابل دسترسی باشد و شبکه‌ای از کوچه‌های بسيار به صورت شعاع وار به ميدان اصلی شهر واقع در ضلع شرقی مسجد کشيدند. چون مسجد جامع جايگاه آمد و شد مردم ، شاهان، وزيران، اميران و ملايان بود يا به سخن ديگر مرکز سياسي، حکومتی و مذهبی اصفهان به شمار می رفت .







به گزارش مهر ميدان سلجوقی يا ميدان عتيق، تا ميانه دوران صفوی نقش مرکزی در حيات اجتماعي، فرهنگي، مذهبی و اقتصادی شهر اصفهان داشت اما با رونق گرفتن ميدان نقش جهان رفته رفته از اهميت ميدان عتيق کاسته و در دوران قاجار با جابجايی پايتخت از اصفهان به تهران، نقش محوری ميدان عتيق بسيار کمرنگ شد و پس از احداث خيابان عبدالرزاق در دوره پهلوي، ميدان عتيق يا ميدان کهن به دو قسمت تقسيم شد، اين گونه بود که اين ميدان تاريخی ساختار خود را به کلی از دست داد و در کنار ميدان کهن، ميدان جديد مدوری بدون هويت تاريخی و فرهنگی ايجاد شد که به نام ميدان کهنه ناميده می شد اما چون به پاتوق فروشندگان سبزی و ميوه تبديل شد آن را سبزه ميدان نيز ناميدند.



احيا با طعم لودر وبولدوزر



اما سرگذشت تلخ ميدان عتيق به اينجا ختم نمی شود، چون پس از سالها که مسجد جامع اصفهان و بناهای پيرامونش به حال خود رها شده بود و مورد انواع بی مهری ها قرارمی گرفت، اين بار سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان که پيشتر هم به بهانه مرمت، دخل و تصرفهای جبران ناپذيری در آثار تاريخی اصفهان داشت، تصميم گرفت لباسی نو بر تن ميدان کهن بپوشاند و ميدان عتيق و مجموعه پيرامون آن را به اصطلاح احياء کند .



در اطلاعيه هايی هم که در اين مورد صادر شده هدف از انجام اين پروژه را رفع محروميت از اين منطقه و شکوفايی دوباره اين محور تاريخی بيان شده است. اما نکته مهم اينکه در طرح های تهيه شده برای اين بازسازي‌ها آنچه که بيش از هر چيز رخ مي‌نمايد محيط های تجاری و مراکز خريد است ( فروشگاه های پيرامون ميدان به مساحت بيست و سه هزار 349متر مربع و مساحت مرکز خريد موسوم به کمر زرين پانزده هزار و 250 متر مربع و مساحت محوطه اطراف مرکز خريد سه هزار و 575 متر مربع ) که قراراست به دست شهرداری در اين محل ايجاد شود و جمعيت انبوهی را برای خريد و فروش به اين محل که مي‌توانست بيشتر رنگ و بوی فرهنگی داشته باشد تا تجاري، بکشاند.



به اين ترتيب به نظرمی رسد که بسياری از شرايط به هم داده تا بافت تاريخی يکی از کهن ترين شهرهای ايران را به بهانه احيای ميدان عتيق با احداث مترو برای مشتريان مراکز پرسود تجاری که قرار است جنس های بنجل چينی را به فروش برسانند، تخريب کنند.



اين پروژه ملی که به عنوان بزرگترين پروژه شهری و ميراث فرهنگی کشور از آن ياد مي‌شود پروژه ای است که همچون لباسی بي‌قواره می ماند که به دست خياطی ناشی دوخته شده باشد و بر تن شهر کهن اصفهان زار خواهد زد و گهواره ای می شود تا دود و بوق اتومبيل‌ها بيشتر گلوی گنبدهای فيروزه ای را فشار بدهند.



بنا به گفته کارشناسان، عتيق حالا زير تيغ نامروتی و از بين بردن آثار تاريخی است امری که توريست را ناراحت و نگران می کند .



نسلهای آتی ما شايد تنها در پس کتابها عتيق را بشناسند، در پس کتابهايی که خاک خورده و مظلوم مانده، چون ديگر فرهنگی برای عتيق نمانده و شهری که زير ميدان عتيق است با احيای اين منطقه تبديل به زيرگذر و روگذر می شود و تمامی هويت اصفهان را زير سئوال می برد.







يک باستان شناس برجسته اصفهانی اعتقاد دارد: اين ميدان بدون هيچ اغراقی متعلق به دوره ساسانيان و حتی قبل از آن است، اطلاق شهر زيرزمينی به اين منطقه واژه نادرستی است چون وجود ندارد اما می توان گفت اصفهان کهن شامل لايه هايی است که طی دوران مختلف در اين منطقه شکل گرفته است.



به گفته عليرضا جعفری زند پستيها و بلنديها و کوچه های قديمی در اين منطقه نشان می دهد اين منطقه باستانی پيشينه اصفهان را در دل خود زنده نگه داشته است، پيشينه ای که با ندانم کاری به تدريج از بين می رود .



در حال حاضر اسکان برخی اقليت‌های مذهبی در محله و داشتن آداب و رسوم مخصوص خود در کنار عناصر با ارزش و شاخص معماری و کالبدی به اين محله يک شخصيت فرهنگي، تاريخي، توريستی بخشيده است.



جالب است بدانيد 16 کنيسه که قدمت برخی به 900 سال می رسد، مقبره کمال الدين شاعر، دو منار دارالضيافه، منار ساربان و منار چهل دختران، منار باقوشخانه، بازار غاز، خانه‌های يهوديان، حمام زعفران و دروازه طوقچی از جمله آثار تاريخی و جاذبه های گردشگری اين محله است.



مسجد شعيا در جويباره و ابوسعيد بهادرخان هم از جمله ديگر آثار ارزشمند اين محله به حساب مي‌آيد که وجود و تقويت آنها در بحران صنعت توريسم و گردشگری اهميتی بسزا دارد، اين در حالی است که به گفته يکی از يهوديانی که در اين منطقه ساکن است با احيای اين منطقه کنيسه‌هايی که بر سر راه خيابان سازی هستند همچون بسياری از ابنيه تاريخی توريستی که يارای مقاومت در برابر لودرها و بولدوزرها را ندارند از بين خواهند رفت.






8 شهريور 1389    19:49
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :هشدار مادران عزادار درباره عواقب شکنجه زندانيان

جرس: مادران عزادار، که به تازگی خود را "مادران پارک لاله" می نامند، در بيانيه اخير خود نسبت به عواقب شکنجه زندانيان سياسي، مشکلات آنان بعد از آزادی از زندان و وضعيت سلامتی آن ها هشدار دادند.





به گزارش وبسايت مادران عزادار، در اين بيانيه با نام بردن از حسام ترمسي، محبوبه کرمي، نرگس محمدی و حمزه کرمی به عنوان افرادی که پس از آزادی از زندان در بيمارستان بستری شده اند، نسبت به سلامت زندانيان سياسی هشدار داده است.





متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:





هشدار می دهيم!





جان و سلامتی زندانيان، پس از آزادی همچنان در خطر است!





از آنجائی که اغلب زندانيان آزاد شده به دليل شکنجه‌های روحی- روانی- جسمی- جنسي، دچار بيماري‌های عديده‌ای شده‌اند که حتی در برخی موارد منجر به مرگ آنان شده است، مادران پارک لاله (مادران عزادار) بر خود واجب دانسته، توجه خانواده‌های زندانيان را به موارد تاسف‌باری که تاکنون اتفاق افتاده است جلب نمايند، تا برای بازگشت سلامتی زندانيان آزاد شده به ويژه جوانانی که تجربه کافی از خطرها و آثار شکنجه را ندارند، مساله بازگشت سلامتی جدی گرفته شود.



از اين‌رو از خانواده‌های رنج‌کشيده زندانيان آزاد شده تقاضا مي‌شود در اولين روزهای آزادی عزيزشان، آزمايش‌ها و کنترل‌های پزشکی کامل از تمام اعضای بدن به‌خصوص کليه‌ها، کبد، مغز و اعصاب وی را به صورت جدی دنبال کنند تا تجربه به غايت تلخ فاجعه کهريزک(احمد نجاتی کارگر، با ۲۲ سال سن که سه روز پس از آزادی به دليل از بين رفتن کليه‌ها به کما مي‌رود و سپس جان مي‌بازد) و موارد مشابه دوباره تکرار نشود.

با آرزوی سلامتی برای تمامی عزيزان‌مان و تاسف فراوان، چند نمونه زير شايان ذکر است:







* حسام ترمسي، جوان ۱۹ ساله که پس از تحمل يکسال حبس به علت بيماری کليه و کبد و افسردگی شديد در بيمارستان بستری است.





* نرگس محمدي، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و مادر دو طفل سه ساله که پس از آزادی از زندان، وضعيت روحی و جسمی اش رو به وخامت است و بايد مجددا در بيمارستان بستری شود.





* محبوبه کرمي، فعال جنبش زنان که به علت بي‌حرکتی نيمی از بدن‌اش و افسردگی شديد در بيمارستان بستری شده است.





* حمزه کرمی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران که به علت شکنجه های جسمی و روحی در زندان اوين هم اکنون در بخش مراقبت های ويژه بيمارستانی بستری است .



اين نمونه‌ها مشتي‌ست از خروار که بر سر فرزندان ما، آوار شده است. در حاليکه شکنجه در قوانين جمهوری اسلامی ايران ممنوع است و زندانی دارای حق و حقوقی قانوني‌ست، اما گاه برای دستيابی به حداقل حقوق قانونی خود مجبور به اعتصاب غذا مي‌شود. همان‌طور که شاهد بوديم ۱۷ نفر از بهترين‌های ملت ايران اعتصاب غذايی طولانی را برای ابتدايي‌ترين حقوق خود تحمل کردند و ما همچنان سخت نگران عواقب اعتصاب غذای عزيزان‌مان و سلامتی آنان هستيم.





تاريخ نشان داده است اين بي‌رحمي‌ها و ظلم‌ها بي‌پاسخ نخواهد ماند. ولی ما به عنوان مادر و خانواده زندانی در چنين شرايطی بايد به سلامت عزيزان‌مان توجه کافی داشته باشيم و زمان را از دست ندهيم و تلاش کنيم تا فرزندان مان به سلامتی نسبی دست يابند، چرا که هرگز اثرات شکنجه‌ به طور کامل از بين نخواهد رفت.



مادران پارک لاله (مادران عزادار)




8 شهريور 1389    19:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :احضار نسرين ستوده و تفتيش منزل و دفتر وی

روز(فرشته قاضی): نسرين ستوده، حقوقدان و وکيل دادگستری در مصاحبه با "روز" از تفتيش منزل و محل کارش خبر داد و اعلام کرد براساس برگه اخطاريه ای که به او داده اند بايد ظرف 3 روز به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنيت کشور و تبليغ عليه نظام" خود را به دادسرای اوين معرفی کند.



او همچنين با تاکيد بر اينکه "اين اتهامات را بی پايه و کذب محض" ميداند، گفت پس از بررسی روال قانونی يا غيرقانونی صدور و اعلام اخطاريه و مشورت با وکلايش در خصوص مراجعه يا عدم مراجعه به دادگاه تصميم خواهد گرفت.



تفتيش منزل خانم ستوده، ضبط پرونده ها و مدارک و وسايل شخصی اين وکيل دادگستری و همسرش و اخطاريه برای او در حالی صورت گرفته است که بعد از انتخابات مخدوش 22 خرداد سال گذشته، وکلای حقوق بشری نيز همچون قشرهای ديگر تحت فشار قرار گرفتند، برخی بازداشت و برخی ديگر ناچار از ترک کشور شدند.



عبدالفتاح سلطانی و محمد علی دادخواه دو وکيل سرشناسی هستند که ماهها در بند امنيتی زندان اوين به سر بردند و همچنان فشارها بر اين دو حقوقدان ادامه دارد. محمد اوليايی فرد در زندان به سر می برد و دادگاه محمد سيف زاده، ، 22 شهريور ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد. خليل بهراميان مدتی پيش به دادسرای اوين احضار و تحت بازجويی قرار گرفته بود و صالح نيکبخت نيز پرونده ای در دادسرای اوين دارد.



شايد از اين رو است که خانم ستوده می گويد: قرار آقايان بر اين است که آنقدر عرصه را بر وکلا تنگ کنند که کار دفاع از متهمين به ويژه متهمين سياسي، غير ممکن شود.



اين وکيل دادگستری که روز شنبه موبايلش برای بار دوم از سوی ماموران توقيف شده است در توضيح تفتيش منزل و محل کارش به "روز" می گويد: روز شنبه بعد از ظهر من در دفتر کارم بودم که 4 مامور آمدند و همزمان 6 مامور هم به منزلم رفته بودند که همسرم و بچه هايم در منزل حضور داشتند. قراری که برای تفتيش منزل و دفتر کارم به من نشان دادند توسط داديار ناظر دادسرای اوين، آقای فراهانی صادر شده بود و در آن نوشته شده بود که «برای جمع آوری مدارک و دلايل به منزل و دفتر متهم مراجعه شود و آلات و ادوات جرم ضبط شود».



توقيف پرونده ها، تلفن همراه و وسايل شخصی



خانم ستوده با اشاره به توقيف مجدد تلفن همراهش می گويد: بار اول بعد از اعدام آرش رحمانی پور بود که بعد از مدتی وصل شد اما اکنون دوباره در جريان تفتيش روز شنبه موبايلم را توقيف کردند و عليرغم تذکراتی که من در دفتر کارم و همسرم در منزل به ماموران داديم اما متاسفانه وسايل حرفه ای کاری همسرم از جمله هارد کامپيوتر او را که جزو ابزار کارش است به همراه کيس کامپيوتر دختر و پسرم و سی دی های شخصی آنها با خود برده اند. اتاق متعلق به همسرم و اتاق شخصی بچه های مرا تفتيش کردند که اين امر کاملا غير قانونی بوده است.



وی می افزايد: تعدادی از پرونده های مرا با خود بردند از جمله پرونده مربوط به خانم شيرين عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر را. من يکی از وکلايی بودم که عليه بازپرس مربوط به پلمپ کانون مدافعان حقوق بشر اعلام جرم کرده بودم. اين پرونده را به اتفاق پرونده آرش رحمانی پور و تعدادی از پرونده های ديگر که در حال حاضر به آنها رسيدگی می کنم و موکلانم هستند با خود بردند و عليرغم تذکری که دادم که اين پرونده ها اکنون در حال رسيدگی است، توجهی نکردند.



خانم ستوده سپس به نحوه ورود مامورات به منزلش اشاره ميکند: ورود ماموران به منزل همراه با اظهارات کذب بوده؛ ابتدا خود را پستچی معرفی کرده و بعد به دروغ به همسرم گفته بودند که "شما چطور خبر نداريد که همسرتان امروز به دادسرای اوين احضار شده بود و مراجعه نکرد". اين اظهارات کذب نگرانی همسرم را بيشتر کرده بود که مرا بعد از تفتيش بازداشت کنند.



دارند تهديدشان را عملی ميکنند؛ منتظر بودم



اين حقوقدان که وکالت تعدادی از زندانيان سياسی و مطبوعاتی از جمله، عيسی سحرخيز، کيوان صميمي، ضيا نبوی و همچنين وکالت شيرين عبادی را برعهده دارد، از ارائه برگه اخطاريه ای سخن می گويد که طی آن به اتهام تبليغ عليه نظام و اجتماع و تبانی عليه امنيت کشور بايد خود به دادسرای اوين معرفی کند.



او می گويد: هيچ کدام از اين اتهامات کليشه ای را قبول ندارم. يک کليشه از قبل وجود داشته که همه فعالين اعم از فعالين کارگری و دانشجويی و مطبوعاتی و... را به تبليغ عليه نظام متهم ميکردند و بعد از انتخاب سال گذشته کليشه ديگری به نام تبانی و اجتماع عليه امنيت کشور هم اضافه شده. من به عنوان يک وکيل دادگستری می گويم که اين اتهامات کذب محض و خنده دار است نه فقط نسبت به من بلکه نسبت به همه کسانی که با اين اتهامات در زندان به سر می برند. احمد زيدآبادي، کيوان صميمي، حشمت الله طبرزدی و خيلی های ديگر.



خانم ستوده به احتمال بازداشت خودش اشاره می کند و می گويد: حدود 5 ماه پيش تلفنی به موبايل همسر من شد که به او گفته بودند به همسرت بگو پايش را از پرونده عبادی بيرون بکشد و الا برای او بد تمام خواهد شد. الان هم حتما ميخواهند بگويند که دارند تهديدشان را عملی می کنند. هيچ اشکالی ندارد؛ من هم منتظر بودم و بديهی است که اگر بازداشت شوم شرايط عادلانه و برابر با بسياری از موکلانم که بی گناه در زندان هستند پيدا ميکنم و از اين بابت وجدان آسوده ای خواهم يافت.



شمشير دموکلس بالای سر وکلا



اين وکيل دادگستری به فشارهايی که بر همکارانش وارد می شود اشاره ميکند: شما ببينيد چه فشارهايی متوجه خانم عبادی کرده اند؟ برگه مالياتی اش از جايزه نوبلش بيشتر بود! اعضای کانون مدافعان حقوق بشر يکی پس از ديگری زندان رفتند و آقای سلطانی را هنوز هم می برند و می آورند و.... آقای سيف زاده به عنوان يکی از موسسين اين کانون 22 شهريور محاکمه می شود، آقای بهراميان دو هفته پيش، يک شب در دادسرای اوين بازداشت بود، آقای نيکبخت پرونده دارد. به همه اين فشارهای امنيتي، فشارهای اقتصادی که روی همه مردم است را نيز اضافه کنيد؛طبيعی است که ما نبايد از اين فشارها مستثنی باشيم و چمدان های دلاری که ساخته و پرداخته ذهن آقايان است به ما نرسيده است. از سوی ديگر برای تمام وکلای حقوق بشري، پرونده های مالياتی با وجه های کلان صادر شده است.در واقع موضوع ازاين است: قرار است اينقدر عرصه بر وکلا تنگ شود که کار دفاع از متهمين به ويژه متهمين سياسی مشکل و غير ممکن شود.



خانم ستوده با بيان اينکه "بالای سر همه وکلا، شمشير دموکلس است" تصريح ميکند: در واقع بايد فاتحه امر دفاع را در ايران خواند و قضيه سر دفاع است و من مطمئن ام که اين اتهاماتی که به من نسبت داده اند بابت دفاعی است که از موکلانم کرده ام و می کنم. هر موقع رسيدگی قضايی وجود نداشت من به اطلاع مردم می رساندم و اين قضيه آقايان را به شدت عصبانی کرده است اما من نمی توانم در اين زمينه کاری بکنم چون اتهام سياسی به حيات سياسی جامعه برميگردد و وقتی رسيدگی قضايی نيست افکار عمومی بايد رسيدگی کند.



اين حقوقدان سپس می گويد که بايد شرايط صدور و ابلاغ اخطاريه را در مشورت با وکلايش بررسی کند: اگر اين اخطاريه کاملا با رعايت موازين قانونی صادر شده باشد قطعا به دادگاه می روم.



او همچنين درباره موکلان فعلی اش و پرونده های آنها اطمينان می دهد: من پرونده ها را اکثرا به صورت مشترک با وکلای حقوق بشری برعهده گرفته ام که در صورت بازداشت احتمالی ام مشکلی برای اين پرونده ها به وجود نخواهد آمد اما پرونده هايی که به تنهايی وکالت آنها را برعهده دارم قطعا قبل از مراجعه به دادگاه تعيين تکليف خواهم کرد تا همکاری ديگر وکالت آنها را برعهده بگيرد و حقی از موکلين من ضايع نشود و پی گيری اين پرونده ها متوقف نگردد.




8 شهريور 1389    19:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8خرداد: دختران اولين قربانيان فقر در روستاها

ايلنا

عضو كميسيون اجتماعى مجلس گفت: متاسفانه تعداد كودكان خارج از چرخه تحصيل در روستاها و عشاير بيشتر بوده و همه ساله تعداد زيادى از اين كودكان از ادامه تحصيل باز مي‌مانند.

داريوش قنبرى در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، در مورد كودكان خارج شده از دايره تحصيل تاكيد كرد: فقر و نياز خانواده‌هاى روستايى به كار كودكان، همچنين عدم خدمت‌رسانى مناسب آموزش و پرورش در سطح روستاهاى محروم و عشاير باعث شده كه در اين نقاط امكان تحصيل كودكان تنها تا مقطع پنجم ابتدايى فراهم باشد.

او افزود: متاسفانه امكان تحصيل كودكان و نوجوانان در سطح راهنمايى و دبيرستان به دليل نداشتن هزينه‌هاى مربوطه و نداشتن توجيه اقتصادى وجود ندارد و در برخى از روستاها امكان آموزش مناسب فراهم نيست.

به گفته عضو كميسيون اجتماعى مجلس شوراى اسلامى در حال حاضر براى تعداد زيادى از روستا‌ها، تنها يك مركز آموزشى وجود دارد و به دليل بعد مسافت امكان تحصيل براى تعداد زيادى از كودكان وجود نداشته و كودكان به اجبار وارد چرخه كار كشاورزى و زراعت مي‌شوند.

نماينده مردم ايلام خاطر نشان كرد: مشكلات اقتصادى خانواده‌هاى روستايى و فقير، در كنار ضعف سياست‌هاى دولت، امكان تحصيل را از بسيارى از كودكان مي‌گيرد اما در عين حال دختران اولين قربانيان چنين محدوديت‌هايى هستند.

عضو كميسيون اجتماعى با ارايه مستنداتى گفت: در حوزه انتخابيه خوب (ايلام) حدود دو سال است كه در حال رايزنى با مسئولان آموزش و پرورش براى احداث دبيرستانى در دهستان ”بولى“ از توابع بخش ”چنار“ هستم اما متاسفانه مسئولان آموزش و پرورش امكانات لازم براى احداث دبيرستان را فراهم نمي‌كنند؛ به همين دليل بسيارى از جوانان مستعد اين منطقه با وجود علاقه زياد به ادامه تحصيل، از ادامه تحصيل و آموزش محروم هستند و كمك كار خانواده به حساب مي‌آيند.

او در ادامه از نبود آمارهاى لازم و قابل استناد در حوزه كودكان و نوجوانان خارج از چرخه تحصيل انتقاد كرد.


8 شهريور 1389    11:19
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8خرداد: بدهي‌های خارجی ايران 100 ميليون دلار افزايش مي‌يابد

ايسنا

واحد اطلاعات اکونوميست در تازه‌ترين گزارش خود از افزايش 100 ميليون دلاری بدهي‌های خارجی ايران در سال جاری خبر داد.



واحد اطلاعات اقتصادی اکونوميست در گزارش ماه آگوست 2010 خود بدهي‌های خارجی ايران در سال گذشته را 12 ميليارد و 500 ميليون دلار برآورد و پيش‌بينی کرد که اين ميزان با 100 ميليون دلار افزايش در سال جاری به 12 ميليارد و 600 ميليون دلار برسد که 3.5 درصد توليد ناخالص داخلی خواهد بود.



اکونوميست انتظار دارد طی سال‌های آينده بدهي‌های خارجی ايران نوساناتی داشته باشد به‌طوری که طی سال 1390 بدهی 13 ميليارد و 100 ميليون دلاری و طی سال 1391 بدهی 12 ميليارد و 800 ميليون دلاری برای کشور به ثبت خواهد رسيد که به ترتيب 2.7 و 2.2 درصد توليد ناخالص داخلی خواهند بود.



در سال 1392 نيز بدهي‌های خارجی ايران معادل 12 ميليارد و 500 ميليون دلار خواهد بود که معادل 1.8 درصد توليد ناخالص داخلی است.



سال 1393 سالی است که مجموع بدهي‌های خارجی ايران بدون تغيير در سطح 12 ميليارد و 500 ميليون دلار باقی خواهد ماند، حال آنکه در اين سال اين بدهی 1.6 درصد توليد ناخالص داخلی خواهد بود.
8 شهريور 1389    11:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8خرداد: مسئول واردات محصولات کشاورزی کيست

مهر

در حالی مجوز واردات هزاران تن گوشت و مرغ به کشور صادر شده است که هيچ کدام از نهادهای متولي، مسئوليت واردات و دلايل آن را برعهده نمي‌گيرند و اين بار توپ را در زمين تشکل‌ها انداخته‌اند.



به گزارش خبرنگار مهر، درشرايطی که اغلب کشورها با پرداخت يارانه به توليد کننده شرايط کاهش قيمت محصولات توليدی و دامپينگ در ديگر کشورها را برای توليد کنندگان خود بوجود می آورند، در کشور ما با اختصاص منابع مالی برای واردات، شرايط توليد بيش از پيش بر توليدکنندگان تنگ شده است.



از اصنافی که به شدت تحت تاثير واردات قرار گرفتند می توان به توليد کنندگان گوشت قرمز و مرغ اشاره کرد. اين تشکلها و اتحاديه ها در چند سال اخير و با واردات اقلام خوراکی در انواع مختلف دچار مشکلات متعددی شدند که نبود حمايت داخلی و خشکسالی هم برمشکلات آنها افزود.



با سرازيری سيل واردات به کشور در سالهای گذشته ، انواع بيماری ها نيز به صنعت دام و طيو منتقل شد که با اين وجود بازهم سياست حمايت از توليد کننده تغييری نکرد و امروزه با تحليل قوای تشکلها شاهد افزايش مشکلات آنها در تامين نقدينگی وعرضه محصولاتشان به بازار هستيم.



با وجود اين نابسامانی ها متوليان توليد و واردات يکديگر را متهم به بروز اين مشکلات می کنند که تنها متضرران اين تناقض گويی ها توليدکنندگان و مصرف کنندگان هستند. يکی از دلايلی که برای واردات عنوان می شود، کمبود توليد نسبت به تقاضا است که با نگاهی به آمار توليد در اين بخش به نظر می رسد اگر ميزان توليد کمتر از واردات هم باشد بازهم اين حجم از واردات به نظر نمی رسد مورد نياز کشور باشد.



بر اساس اعلام سعادت الله معاون وزير جهاد کشاورزی کشور در زمينه به خود کفايی رسيدن توليد گوشت مرغ و تخم مرغ در کشور، در سال گذشته بيش از 120 هزار تن توليد مازاد مرغداری ها برای عرضه در زمانهای پرمصرف به بازار خريداری شد.



وی همچنين توليد گوشت قرمزدر سال 1388 را 900 هزار راس عنوان کرده، اين در حالی است که رئيس سازمان دامپزشکی در گفتگو با مهر از صدور مجوز واردات 40 هزار راس دام زنده خبر داده که 10 هزار راس دام زنده تنها در يک ماهه گذشته وارد کشور شده است.
8 شهريور 1389    11:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:22 9 شهريور 1389
پول نفت.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8خرداد.حمله به مزار کارگرشهيد محرم چگينی توسط افراد ناشناس



خبرگزاری هرانا - طی دو هفته متوالی به مزار محرم چگينی که در راهپيمايی 25 خرداد مورد هدف گلوله قرار گرفته بود، حمله شده است اما در عين حال پيگيری های آنان از طريق مسولان بهشت زهرا نتيجه ای نداده است.



معصومه چگينی همسر محرم چگينی در گفتگويی تلفنی با جرس ضمن ابراز ناراحتی شديد از هجوم به سنگ وي، در تشريح اين واقعه گفت: هفته اول که تمام شيشه های مقبره همسرم را شکستند و اين هفته وقتی به مزار همسرم رفتم ، ديدم با بی رحمی تمام، عکس شهيد و قرآنی که در مقبره بود را هم بردند، حتی تابلويی که از نام شهيد ساخته بوديم را نيز از جا کندند و بردند.



خانم چگينی با بيان اينکه برای آنها هويت کسانی که مقبره اين شهيد را تخريب کرده اند، هنوز روشن نيست، يادآور شد: ابتدا به مسولان بهشت زهرا مراجعه کردم اما آنها می گويند برويد در ساختمان اداري، از آنجا به جای ديگر و در نهايت هم گفته اند، برويد يک تابلوی ديگر بر سر مزار نصب کنيد.



وی ادامه داد: شاهدانی که در بهشت زهرا بوده اند، می گويند، چهارنفر با هجوم به مقبره همسرم در قطعه۲۵۶ تابلويی که ما خودمان برای همسرم درست کرده بوديم را از جا کندند ولی آنها هم نتوانستند تشخيص دهند که اين افراد چه کسانی بودند و با چه هدفی اينکار را انجام دادند.



وی ضمن ابراز تاسف از اين واقعه خطاب به مسولان می گويد: در تمام اين يک سال، هيچ کسی سراغ مان نيامد، يک کارت شهيد هم دادند دست مان و بعد گفتند برويد دنبال ديه که همان را هم نداده اند اما هرگز حاضر نشدند به ما بگويند چه کسی همسر من و جوانان بيگناه اين کشور را تنها به جرم آنکه دنبال رای گمشده خود بودند با گلوله کشته است. چطور می شود که در خيابان های همين کشور کسانی به سمت اين مردم و در برابر چشمان ما گلوله شليک کنند و بيش از يک سال هم بگذرد و نه تنها جوابگو نباشند بلکه هر روز داغ ما را هم تازه تر کنند.



وی گفت: وقتی به خانه برگشتم و هيچ کس جوابگوی اين نبود که چه کسی شيشه های مقبره همسرم را شکسته است، با خودم گفتم مگر وقتی به سنگ قبر ندا حمله کردند، کسی جوابگو بود که حالا ما دنبال جوابگويی مسولان باشيم اما از فردا دوباره پيگير می شوم تا ببينم چه کسانی چنين بی رحمی می کنند که همين دلخوشی های کوچک خانواده های داغدار را هم از آنها می گيرند.



همسر محرم چگيني، با بيان اينکه در تمام اين يک سال سخت ترين روزهای زندگی اش را در شرايط دشوار روحي، اقتصادی و تنهايی تجربه کرده است، می گويد: اما علی رغم همه اين فشارها اميدی در دلم هست که با اين اميد زندگی می کنم.



وی می گويد: اگر چه با ديدن شيشه های شکسته شده مقبره همسرم، داغی که در روز کشته شدن او به دلم گذاشته بودند را دوباره تازه تر کردند و درست ياد همان روزی افتادم که همسرم را از دست داده بودم اما هدفی در دلم هست که به زندگی ام معنای دوباره بخشيده است. هدفی که با رفتن همسرم من هم به آن باور پيدا کردم که هرگز نبايد راه او و راه آن همه جوانان نازنينی که بيگناه کشته شدند را فراموش کنيم.



وی ادامه داد: درست است که ديگر در خيابان راهپيمايی برگزار نمی شود، درست است که مردم ساکت به نظر می رسند اما من فکر می کنم در دل ما چيزی هست که به اين راحتی ها فراموش نخواهيم کرد، چون نه همسر من و نه ساير جوانان که به خيابان رفته بودند رای خودشان را پس گرفته اند و نه به ما جواب داده اند که قاتلان عزيزان ما چه کسانی هستند.



خانم چگينی می گويد: مگر می شود اين همه خون پايمال شود، مگر می شود مردم فراموش کنند که در برابر چشمان شان ، آن همه آدم را با گلوله کشتند و بعد هم به داد هيچ خانواده ای نرسيدند. من همه اميدم اين است که بالاخره يک روزی قاتل همسرم را پيدا کنم و نگذارم خون همسرم و بقيه جوانان پايمال شود و خواهشم از رهبران جنبش و مردم عزيز هم همين است که ما را تنها نگذارند.



وی می افزايد: همسرم يک کارگر بود که با تلاش فراوان و زحمت خرج و اجاره خانه را می آورد، در يک کشور اسلامی هيچ يک از مسولان که اين همه ادعای عدالت دارند از خودشان پرسيده اند که وقتی نان آور يک خانه را می کشيد همسر تنهای او چگونه می تواند در شرايط اسف بار فعلی زندگی کند، هيچ يک از مسوولان از خودش پرسيد که چرا حتی به وکيل ما هم جوابگو نيستند .



وی در پايان گفت: کسانی که خون جوانان را می ريزند و بعد هم اصلا به روی خودشان نمی آورند که اين کشته شدگان زن و بچه دارند و ممکن است در شرايط سختی زندگی کنند بياد بدانند همين اميدی که در دل ما و مردم هست، يک روز قاتلان را زمين گير خواهد کرد. درست است که درد می کشيم وقتی می بينيم هر روز زخم ما را تازه تر می کنند اما همين کارهايشان هم مرا در هدفی که در دلم دارم راسخ تر می کند تا نگذارم خون همسرم پايمال شود.










8 شهريور 1389    09:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور. با دخالت نيروهای امنيتی برنامه شب های قدر در مشهد لغو شد !

سحام نيوز

مراسم احيای شب قدر در مشهد که قرار بود به همت فعالان دانشجويی اين شهر و با سخنرانی آقايان طهماسبي، قابل و عليجانی برگزار شود، با فشار نيروهای امنيتی و دخالت نيروی انتظامی لغو شد.



ساعاتی پس از انتشار دعوت عمومی برای شرکت در اين برنامه، نيروهای امنيتی شهر مشهد با تماس‌هايی ناشناس، برخی از برگزارکنندگان اين برنامه را تهديد کردند که در صورت برگزاری برنامه شبهای قدر، بازداشت خواهند شد.



نيروهای امنيتی به شکل خاص تهديد به بازداشت حسين فرزين معاون پيشين شهردار مشهد کردند که بنا بود مراسم در منزل وی برگزار شود.




8 شهريور 1389    09:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8شهريور :بيش از 90 درصد سطح درياچه پريشان خشک شده است

ايرن: مديرکل حفاظت محيط زيست فارس گفت: بيش از 90 درصد از سطح درياچه پريشان به دليل بروز خشکسالى سالهاى اخير، کمى بارش و افزايش تبخير و عدم مديريت صحيح منابع آبى دچار خشکسالى شده است.

به گزارش خبرگزارى مهر، ابراهيمى کارنامى افزود: در حال حاضر کميته محلى و کميته استانى مديريت تالاب پريشان با محوريت استفاده اصولى از منابع آبى تشکيل شده است که هدف اين کميته برداشت صحيح و کنترل برداشت منابع آبى توسط جوامع محلى است.

وى اضافه کرد: با آموزش و تنوير افکار عمومى جوامع محلى و بومى نيز به کمک احياى تالاب بى نظير پريشان آمده اند و اکنون نيز مراحل احياى تالاب شروع شده و فاز اول آن به پايان رسيده است. در بازديد هاى صورت گرفته از فاز اول اجرايى اين تالاب بين المللى به اتفاق مدير و مشاوران ملى دفتر طرح حفاظت از تالابهاى کشور مشاهده کرديم که روند قابل قبولى را در اين طرح ها داشته ايم و بسيارى از آبزيان منطقه مجددا در حال احياء هستند.

ابراهيمى با اشاره به هماهنگيهاى انجام شده ابراز اميدوارى کرد روزى شاهد احياى کامل تالاب بوده و با احياى تالاب از تخريب اراضى کشاورزى منطقه و زير ساخت ها جلوگيرى شوده و همچنين دغدغه هاى مربوط به احتمال ايجاد آلودگى با منشاء پودرهاى ميکرونيزه تالاب پريشان که معمولا بر اثر خشکسالى بوجود مى آيند مرتفع شود.

در حالى مدير کل حفاظت محيط زيست فارس منابع تامين آب درياچه پريشان را شامل نزولات جوى و آبهاى روان دانسته که کارشناسان معتقدند برداشت بى رويه و چاههاى غير مجاز حاشيه درياچه دليل نابودى درياچه پريشان است.






8 شهريور 1389    08:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



11 شهریور 1389    12:00
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد