8شهريور :ميدان عتيق اصفهان بجای بازسازی تخريب شد!
مهر: روزگاری اصفهان به گنبدهای فيروزه ای و آسمان آبی شهره بود، اما اکنون مدتهاست نصف جهان شهری پر از دود و ترافيک و ساخت و ساز است و طرحهای مختلف شهري، تاريخ کهن اصفهان را می بلعند تا ديگر اثری از آنها نباشد.
به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، حالا ديگر به جرات ميتوان گفت هيچ اصفهانی با اين واژهها نا آشنا نيست، چه آنهايي که در وسط شهر زندگي ميکنند و چه آنها که حاشيه شهر را براي زندگي برگزيدهاند.
در اين شهرغولپيکر و شلوغ، بافتهايی ارزشمند پيدا ميشود که ديری نمی پايد که به مدد آهن و فلز و سازههای زمخت به ديار فراموشی سفر می کنند، جاهايي که در گذر زمان، شکل و شمايل سنتي و کوچه باغي خود را از دست ميدهند و از آنها فقط يادی ميماند در خاطر بزرگترها، مثل کوچهای که از دل پارک هشت بهشت می گذشت و ديگر سالهاست که نيست.
عتيقه ای به نام عتيق
ميگويند اهميت عتيق بسيار پر رنگتر ازآن چيزي است که امروزه ميبينيم و آنچه را که ما امروز به نام ميدان عتيق ميشناسيم به دورانهای بسيار دور بازميگردد.
عتيقی که بقای اصفهان عصر باستان و دوران درخشان اسلامی را در زير گذرها و خانههای خشت و گلی آن می توان به خوبی شاهد بود، خانههايی که خاطرات گذشته را به دوش می کشيدند و ميکشند ، اما حالا محلی برای جولان لودرها و بولدوزرها شده اند.
دراين ميان محله سبزميدان چال ميدان يا ميدان کهنه که در افواه به اين نام شهرت داشت در واقع نام اصليش ميدان عتيق بود که در کنار راسته بازار متعلق به دورانی است که اصفهان دهی بيش نبود و تنها به چند محله تقسيم می شد و مردم آن به لهجه خاص خود سخن ميگفتند به اعتبار مفهوم کلمه آن، نام گرفت.
بدليل وجود مسجد جامع عتيق که مربوط به 900 سال پيش و مرکز بسيار قديمی آئين تشيع در اين منطقه و نيز شکل گيری و توسعه آيين تعزيه خوانی و روايت نهضت عاشورا و نيز تمرکز مراکز اقتصادی آن زمان محله بازار در مجاورت اين منطقه فرهنگ جديدی در اين منطقه ايجاد شد که همانا فرهنگ پهلوانی و قلندری است که با اتکاء به ارزشهای مذهبی از دل زورخانهها رشد و توسعه يافت.
دلسوزان تاريخ می سوزند و می گويند
عتيق فردا را هرگز نديدهايم، دوست نداريم چيزی از آن بدانيم يا بشنويم. اينباراتفاق سريعتر از قبل روی خواهد داد، برای عتيق بايد به دنبال تعاريف نويی باشيم تا بتوانيم به کمک آن بعد از استحاله جديدش، انبوهی از تغيير و تحولات را در کوتاهترين زمان ممکن بيان کنيم.
اينبار با احيای عتيق پدر و پدربزرگ ها نيز به تاريخ پيوستند، اين گفته بسياری از کارشناسان ميراث تاريخی است کسانی که دلشان به حال عتيق جديد که امپراطوری بر باد رفته اش را يدک می کشد، می سوزد .
يک از شاخص ترين آنها کنعانی کارشناس سازه و ميراث فرهنگی است که به گفته او عواقب سنگين فعاليتی که انجام شده در 5 يا 6 سال ديگر مشاهده خواهد شد چون با طرحهای در دست اجرا گره های کور ترافيکی زيادی در منطقه ايجاد می شود.
بنابر اظهارات وی موزه ای که قرار است در ميدان عتيق احداث شود شاهدی است که گواهی می دهد عتيق روزی بود و حالا ديگر نيست، يک زمانی وجود داشت و اکنون همه اين ميدان با خاک يکسان شده و دوباره با سازههای زمخت بازسازی شده نه احياء.
ميدان عتيق بجای بازسازی تخريب شد!
وی با اشاره به اينکه بافت شهری ميدان عتيق با بازسازی دوباره بسيارآسيب ديده چنين ادامه ميدهد: با اين تعاريف هر اتفاقی ممکن است بيافتد چون هويت عتيق ازميان رفته و بافت جديدی درست شده که بافت شهری قبلی را تحت الشعاع قرار داده است.
به گفته کنعانی عتيق نياز به اصلاح و درمان داشت، اما اين درمان نيست اين تخريب تاريخ است که براين ميدان گذشته و نسلهای آينده چيزی از آن به ياد نخواهند آورد. ما با اين کار مردم را به زير شهری بردهايم که فقط برای خودرو ها جا دارند نه فضاهای طبيعی و پيادهها يی که از آن لذت ببرند در واقع ما با هجوم به شکل گذشته بافتها آنها را از بين برده ايم .
در اين رابطه دکتر سپنتا پژوهشگر ميراث فرهنگی و تاريخی نيز نظری مشابه دارد به نظر او اين سازههای جديد در ميدان عتيق با ساختار کهن اصلا نزديک نيست و تنها به ديد تجاری آن توجه شده است نه تاريخی .
وی با اشاره به اينکه تعداد زيادی واحد تجاری و پارکينگ و همچنين تراکم جمعيت و ايجاد ترافيک و رفت و آمد بالا تنها چيزی است که بعد از کامل شدن اين پروژه باقی می ماند، در صورتی که اهداف اوليه طرح احيا عتيق فرهنگی گردشگری و توريستی بوده است.
اين پژوهشگرادامه داد: درتمام دنيا توريست برای خريد خود به قطب بازرگانی منطقه می رود و برای ديدن يک بافت تاريخی نياز به سازههای مدرن ندارد ما آنچه که توريست می خواهد را از او گرفته ايم و به ميراث گرانبهايمان خدشه وارد کرده ايم.
وی افزود: در واقع بافت تاريخی بايد روحبخش و زنده باشد و با زندگی مدرن شهری فاصله داشته و يا حداقل بايد بين مدرنيته و سنت قرار گرفته باشد اما ميدان عتيق که اکنون به ميدان امام علی(ع) تغييير نام يافته هر گز با اين روند و هدف نبايد احيا می شد.
اين پژوهشگر آثار تاريخی در رابطه با تاريخچه اين ميدان گفت: زمانی که ملکشاه سلجوقي، اصفهان را به پايتختی برگزيد شهری در مرکز حکومت سلجوقيان در قلب ايران را انتخاب کرد، پس شايسته بود تا با شاهکارهای معماری همچون مدرسههای زيبا، چندين بازار، کاخهای باشکوه و مسجدهای بزرگ، بر شکوهمندی شهری چنين سزاوار، افزوده شود.
سپنتا ادامه داد: به همين دليل هنرمندان، طراحان ، مهندسين آن دوره و معماران دست به کار شدند و شاهکارهايی بی مانند همچون گنبد تاج الملک را به عنوان زيباترين گنبد آجری جهان که تاکنون دست بشر بر زمين پديد آورده، در پيرامون ميدانی بس فراخ بنا نهادند.
وی ادامه داد: آنان مسجد جامع را در گذر زمان برای گردهمايی مردم و برای عبادت و قضاوت و تبادل افکار و کارهای روزانه ديگر ساختند و با 9 درگاه ورودی آنرا به گونهای در مرکز شهر بنا کردند که از همه جا قابل دسترسی باشد و شبکهای از کوچههای بسيار به صورت شعاع وار به ميدان اصلی شهر واقع در ضلع شرقی مسجد کشيدند. چون مسجد جامع جايگاه آمد و شد مردم ، شاهان، وزيران، اميران و ملايان بود يا به سخن ديگر مرکز سياسي، حکومتی و مذهبی اصفهان به شمار می رفت .
به گزارش مهر ميدان سلجوقی يا ميدان عتيق، تا ميانه دوران صفوی نقش مرکزی در حيات اجتماعي، فرهنگي، مذهبی و اقتصادی شهر اصفهان داشت اما با رونق گرفتن ميدان نقش جهان رفته رفته از اهميت ميدان عتيق کاسته و در دوران قاجار با جابجايی پايتخت از اصفهان به تهران، نقش محوری ميدان عتيق بسيار کمرنگ شد و پس از احداث خيابان عبدالرزاق در دوره پهلوي، ميدان عتيق يا ميدان کهن به دو قسمت تقسيم شد، اين گونه بود که اين ميدان تاريخی ساختار خود را به کلی از دست داد و در کنار ميدان کهن، ميدان جديد مدوری بدون هويت تاريخی و فرهنگی ايجاد شد که به نام ميدان کهنه ناميده می شد اما چون به پاتوق فروشندگان سبزی و ميوه تبديل شد آن را سبزه ميدان نيز ناميدند.
احيا با طعم لودر وبولدوزر
اما سرگذشت تلخ ميدان عتيق به اينجا ختم نمی شود، چون پس از سالها که مسجد جامع اصفهان و بناهای پيرامونش به حال خود رها شده بود و مورد انواع بی مهری ها قرارمی گرفت، اين بار سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان که پيشتر هم به بهانه مرمت، دخل و تصرفهای جبران ناپذيری در آثار تاريخی اصفهان داشت، تصميم گرفت لباسی نو بر تن ميدان کهن بپوشاند و ميدان عتيق و مجموعه پيرامون آن را به اصطلاح احياء کند .
در اطلاعيه هايی هم که در اين مورد صادر شده هدف از انجام اين پروژه را رفع محروميت از اين منطقه و شکوفايی دوباره اين محور تاريخی بيان شده است. اما نکته مهم اينکه در طرح های تهيه شده برای اين بازسازيها آنچه که بيش از هر چيز رخ مينمايد محيط های تجاری و مراکز خريد است ( فروشگاه های پيرامون ميدان به مساحت بيست و سه هزار 349متر مربع و مساحت مرکز خريد موسوم به کمر زرين پانزده هزار و 250 متر مربع و مساحت محوطه اطراف مرکز خريد سه هزار و 575 متر مربع ) که قراراست به دست شهرداری در اين محل ايجاد شود و جمعيت انبوهی را برای خريد و فروش به اين محل که ميتوانست بيشتر رنگ و بوی فرهنگی داشته باشد تا تجاري، بکشاند.
به اين ترتيب به نظرمی رسد که بسياری از شرايط به هم داده تا بافت تاريخی يکی از کهن ترين شهرهای ايران را به بهانه احيای ميدان عتيق با احداث مترو برای مشتريان مراکز پرسود تجاری که قرار است جنس های بنجل چينی را به فروش برسانند، تخريب کنند.
اين پروژه ملی که به عنوان بزرگترين پروژه شهری و ميراث فرهنگی کشور از آن ياد ميشود پروژه ای است که همچون لباسی بيقواره می ماند که به دست خياطی ناشی دوخته شده باشد و بر تن شهر کهن اصفهان زار خواهد زد و گهواره ای می شود تا دود و بوق اتومبيلها بيشتر گلوی گنبدهای فيروزه ای را فشار بدهند.
بنا به گفته کارشناسان، عتيق حالا زير تيغ نامروتی و از بين بردن آثار تاريخی است امری که توريست را ناراحت و نگران می کند .
نسلهای آتی ما شايد تنها در پس کتابها عتيق را بشناسند، در پس کتابهايی که خاک خورده و مظلوم مانده، چون ديگر فرهنگی برای عتيق نمانده و شهری که زير ميدان عتيق است با احيای اين منطقه تبديل به زيرگذر و روگذر می شود و تمامی هويت اصفهان را زير سئوال می برد.
يک باستان شناس برجسته اصفهانی اعتقاد دارد: اين ميدان بدون هيچ اغراقی متعلق به دوره ساسانيان و حتی قبل از آن است، اطلاق شهر زيرزمينی به اين منطقه واژه نادرستی است چون وجود ندارد اما می توان گفت اصفهان کهن شامل لايه هايی است که طی دوران مختلف در اين منطقه شکل گرفته است.
به گفته عليرضا جعفری زند پستيها و بلنديها و کوچه های قديمی در اين منطقه نشان می دهد اين منطقه باستانی پيشينه اصفهان را در دل خود زنده نگه داشته است، پيشينه ای که با ندانم کاری به تدريج از بين می رود .
در حال حاضر اسکان برخی اقليتهای مذهبی در محله و داشتن آداب و رسوم مخصوص خود در کنار عناصر با ارزش و شاخص معماری و کالبدی به اين محله يک شخصيت فرهنگي، تاريخي، توريستی بخشيده است.
جالب است بدانيد 16 کنيسه که قدمت برخی به 900 سال می رسد، مقبره کمال الدين شاعر، دو منار دارالضيافه، منار ساربان و منار چهل دختران، منار باقوشخانه، بازار غاز، خانههای يهوديان، حمام زعفران و دروازه طوقچی از جمله آثار تاريخی و جاذبه های گردشگری اين محله است.
مسجد شعيا در جويباره و ابوسعيد بهادرخان هم از جمله ديگر آثار ارزشمند اين محله به حساب ميآيد که وجود و تقويت آنها در بحران صنعت توريسم و گردشگری اهميتی بسزا دارد، اين در حالی است که به گفته يکی از يهوديانی که در اين منطقه ساکن است با احيای اين منطقه کنيسههايی که بر سر راه خيابان سازی هستند همچون بسياری از ابنيه تاريخی توريستی که يارای مقاومت در برابر لودرها و بولدوزرها را ندارند از بين خواهند رفت.
8 شهريور 1389 19:49
نظر شما