3شهريور.از تهديد به تجاوز واستعمال بطری تااعدام و سر در توالت کردن.رنجنامه حمزه کرمی
سحام نيوز
بسه تعالی
حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای محسنی اژه ای
دادستان محترم کل کشور
با سلام و احترام و آرزوی توفيقات الهی ، پيور مذاکرات حضوری بدين وسيله توضيحاتی را در مورد نحوه بازداشت و بازجويی ها و ساير مسائل مربوط به پرونده ام به استحضار ميرساند:
اينجانب در تاريخ ۸۸/۰۳/۲۷ در حاليکه در منزل دخترم در حال استراحت بوده نزديک ساعت يک نصف شب بطور فجيعی با محاصره کل منطقه از سوی نيروهای امنيتی و شکستن درب ورودی ساختمان و وارد شدن به آپارتمان دخترم با کفش و بدون ارائه حکم و بد اخلاقی و فحاشی به دختر و داماد و همسرم دستگير نموده و به بند ۲۰۹ و سپس به بند ۲۴۰ زندان اوين منتقل نمودند.
۱۳۸ روز يعنی چهارماه و نيم در انفرادی بسر بردم . بازجويی ها از همان ابتدا با کتک و سيلی و مشت و لگد آغاز شد. از ابتدا ۷ نفر بازجوی من بودند. چهار نفر از آنان پس از يکی دوماه ديگر نيامدند، اما دو يا سه نفر از آنها تا مراحل پايانی پرونده اينجانب بازجويی می نمودند.
در طول مدت بازجويی پانزده بار در حين بازجويی يا پس از آن بيهوش شدم. بازجويی ها همرا با فشار های روحی و جسمی بود که بخشی از آن به شرح زير به استحضار ميرساند:
- از جمله فشارهای روحی تهديد بنده به اعدام و مرگ بود که هر روز بازجوی بنده مرا بخاطر همکاری با هاشمی ها مستحق مرگ ميدانست و نويد آنرا ميداد. مسأله ديگر تهديد به تجاوز و همچنين تهديد به استعمال بطری توسط بازجو ها بود. يا تهديد به ارسال و اعزام بنده به بندهای عمومی مخوف که افراد خلاف در آن سپری ميکنند و ظاهراً حسب گفته بازجوها در آن بند ها به افراد جديد الورود تجاوز جنسی مينمايند.
- تهديد به اينکه همسر و دختر و دامادم را به دليل پيگيری مسائل مزبور به بازداشت و زندانی شدن بنده دستگير می نمايند. يک روز صدای خانمی از فاصله چند سلول آن طرف تر حين بازجويی ميآمد که در حال گريه و زاری بود و بازجويم اعلام کرد که اين صدای دختر شما زينب است که دارد شکنجه ميشود و من با شنيدن اين خبر دنيا بر سرم خراب شد. زيرا دخترم فرزندی خردسال دارد و تا يکماه به لحاظ روحی و روانی به هم ريخته بودم. زيرا وقتی بنده را تهديد به تجاوز و می نمودند با دختری جوان چه ميکردند!؟ از طرفی نگران فرزند دخترم بودم که بدون مادر چگونه سپری مينمايد. تا اينها پس از يک ماه تماس تلفنی با منزلم داشتم و متوجه شدم بازجويم دروغ ميگفته و دخترم دستگير نشده است.
- اصرار بازجويم با فحش و کتک کاری مخصوص خود مبنی بر اينکه اعتراف کنم با کليه خانمهايی که ايام انتخابات با بنده تماس داشتهاند رابطه داشتهام ، از جمله خانم . که بابت پيگيری صحت مدرک. با من تماس داشت و يا خانمها فائزه و فاطمه هاشمی و ..
- تفتيش مسائل شخصی و خصوصی همراه با فشار و شکنجه، آنها هر از گاهی اعلام ميکردند فلان خانم خبرنگار که دستگير شده است اعتراف کرده که با تو رابطه داشته است و بدين صورت مرا شکنجه روحی ميکردند. از نظر بازجو ها بنده با زمين و زمان رابطه داشتهام مگر خلاف آن ثابت شود .
- آنها اعلام کردند اگر روز دادگاه من متن مورد نظر بازجوها را نخوانم خانمی در جلسه علنی دادگاه بلند خواهد شد و عليه تو در دادگاه افشاگری خواهد کرد که تو با او رابطه داشتهای و غيره !! بدين صورت آنها مرا مجبور کردند بخاطر حفظ آبروی خانوادگی ام متن مورد نظرشان را در دادگاه بخوانم و بلافاصله آنرا که عليه مهدی هاشمی و خودم تنظيم شده بود، از تلويزيون پخش کردند. در حاليکه بعد ها شنيدم که مقام معظم رهبری با پخش دادگاه ها از صدا و سيما موافق نبودند.
- . متن مورد اشاره حاوی مشکلات زيادی بود زيرا در آن عليه ديگران اقاريری وجود داشت که بعد ها فهميدم مقام معظم رهبری در خظبه عيد فطر اعلام کردهاند پخش اعترافات عليه ديگران در دادگاه غير شرعی و عير نافذ است. در حاليکه اعترافات عليه ديگران بر اساس اصرار بازجويان صورت ميگرفت. حداقل در مورد خود بنده اين مطالب کاملاً صادق است.
- اصرار بازجوها به تک نويسی عليه ديگران. آنها از اينجانب عليه ديگران تک نويس ميخواستند و وقتی من نمينوشتم کتکم ميزدند. مينوشتم باز هم کتکم ميزدند که تو نوشتهای ولی همهاش را ننوشته ای! و با اعصاب و روان من بازی ميکردند.
- از جمله کارهايی که بازجوها ميکردند نگهداری اينجانب در کنار ديوار بصورت ايستاده تا ساعتهای متمادی بود. کتک کاری ، زدن با سيلي، پس گردني، لگد و مشت به شکم و ساير اعضای بدنم به طوری که بنده در دو مرحله دچار خون ريزی شدم و چندين روز خون ريزی ادامه داشت. در آن ايام هر چه اصرار ميکردم مرا به پزشک و دکتر نشان بدهند تا معاينه کنند آنها به بهانه اينکه بند ۲۴۰ پزشک ندارد ( آنموقع بند ۲۴۰ فاقد پزشک و بهداری بود و بيماران را برای معاينه به يند ۲۰۹ می بردند) از رسيدگی پزشکی طفره می رفتند.
- بازجوها سناريويی نوشته بودند و حسب سناريوی آنها بنده بايد در مورد مسائل بهينه سازی مصرف سوخت عليه هاشمی و خودم اقرار می نمودم و اين کار را با شکنجه از من طلب می کردند. يکی از بازجويان بارها گلوی مرا می فشرد، در حدی که بيهوش ميشدم و با کتک و لگد مرا شکنجه می نمود.
- فرو کردن سرم در چاه توالت و آزار جنسی و روحی در اين زمينه
- محروم کردن بنده از داشتن وکيل و ساير حقوق قانونی در مرحله اول دادگاه و تجديد نظر و دخالت آنها در متن ها و پاسخها يی که به دادگاه می نوشتم. زيرا در موقع صدور حکم بنده هنوز در ۲۴۰ زندانی بودم. اتهام داشتن انحرافات اخلاقی توسط وکيلم آقای عليزاده طباطبايی مبنی بر اينکه وی دچار انحرافات اخلاقی است! و اعلام اينکه او دچار انحرافات جنسی و مانع شدن از پذيرش وکالت بنده توسط نامبرده و هر وکيل ديگر.
- جلوگيری از کارشناسی شدن ادعاهای مالی عليه بنده و مهدی هاشمی توسط دادگاه اوليه و تجديد نظر و صدور حکم ناروا در اين زمينه
- جنگ روانی با بنده و اعزام افراد متفاوت به درب سلول من و سئوال اينکه بازجوی شما کيست؟ که نقش همه آنها ترساندن بنده از بازجوی وحشی و بيرحمی که دارم بود که مسائل از اين بخش بسيار مفصل است.
- توهين و تحقير بنده نزد همبندان و دوستانم که در سلولهای ديگر بودند و توهين و تحقير آنها نزد بنده و شکستن و خرد کردن شخصيت و غرور بنده و سايرين
- توهين و تحقير و اتهام بستن به همسرم و دخترانم که بسيار مرا عذاب ميداد و شرح مفصلی دارد که در اين نامه نميگنجد.
- کتک کاری بنده در نزد ديگران و کتک کاری ديگران در نزد من
- دادن فحش های رکيک و ناموسی و عدم توجه آنها به سوابق و شخصيت اينجانب ، به هر حال بنده شش سال از فرماندهان دفاع مقدس و جنگ بودهام و رئيس ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران (منطقه ۱۰ ) و همچنين حدود شش سال فرماندار شهرستان ورامين و هفت سال مدير کل سياسی دفتر رئيس جمهوری در زمان آقايان هاشمی و خاتمی بودم . مدتی نيز مشاور سياسی نهاد رياست جمهوری را بر عهده داشتم. آنها بدون توجه به سوابق و خدمات بنده بسيار سخيف و بی ادبانه و رفتار ميکردند.
- نگهداری طولانی مدت بنده در انفرادی ۱۳۸ روز در ۲۴۰ و در مرحله دوم نگهداری بنده به مدت ۱۰۰ روز به اتفاق يکی ديگر از متهمان بدون هر گرونه بازجويی. در مجموع ۸ ماه از دوران بنده در ۲۴۰ بودهام که چهار ماه نيم آن انفرادی بود.
- تحقير نمودن بنده در نزد فرزندان و همسرم و طرح اينکه اگر شما بدانيد چه پدر و يا همسر فاسدی داريد ، يک روز هم با او زندگی نمی کنيد! به هر روش در جهت ايجاد اختلاف و بدبينی خانوادگی که کاری غير شرعی و انسانی است
- اتهام بستن و دروغ گفتن در مورد خانوادهام و اينکه ما ميخواهيم تو را آزاد کنيم آما آنها با بی بی سی مصاحبه کردهاند و نميگذارند تو را آزاد کنيم ، اين در حالی است که تا کنون خانواده بنده حتی با رسانههای داخلی هم مصاحبه نکرده اند چه رسد به رسانههای خارجی و بی بی سی.
- شکنجه روحی من از طريق بردن بنده به سلول ديگران و افرادی که در حال بازجويی بودند ، از جمله آقای سيد عليرضا بهشتی فرزند شهيد بهشتی ، الويری ، ابو طالبي، هدايت الله آقايی ، محمد رضا نوربخش و که باعث آزار روحی و روانی من ميشد.
- تحقير بنده از طريق تراشيدن ريشم و نگهداری سيبيل هايم و تشبيه کردن بنده به هنرپيشه های فيلمهای سينمايی خارجی و خندين و تحقير کردن دستهجمعی
- تهديد کردن خانوادهام در حين مکالمه با خانوده ام و دخالت هايی که در حين تماسها و تهديد آنها به دستگيری و غيره
- قطع کردن مکرر تلفن هايم در حين تماس با خانواده و شکنجه روحی به خودم و خانوادهام
- فحاشی های بسياری که از بيان آنها شرم دارم
- اعلام اينکه هاشمی منتظری دوم است و تو هم سيد مهدی هاشمی هستی و بايد اعدام شوی و وعده اعدام هاشمی به دستور مقام معظم رهبری !!
- ايراد تهمت بر انداز و ضد انقلاب به بنده در حاليکه از همه آنها، سابقه حضورم در جبهه و دفاع مقدس و صحنههای انقلاب اسلامی بيشتر بوده ولی آنها ميراث خواران خود را محرم انقلاب کرده بودند و ديگران و بنده را نامحرم و ضد انقلاب می ناميدند.
- آنها نيروهای خودسری بودند، بنده را تهديد به مرگ می کردند حتی اگر دادگاه در مورد من حکم اعدام صادر نکند! اعلام ميدارم خود و خانوادهام از دست آنها امنيت نداريم ، آنها اعلام کردند اگر روزی آزاد شوی ما تو را از بين می بريم ! زيرا از نظر آنها بنده مفسد فی الارض هستم.
- و اما داستان بازجويی ها هم تاثر برانگيز است، که در اين مجال نمی گنجد، آنها در برابر فشارهايشان با قسم دادن به خدا و پيامبر از سوی اينجانب رو برو ميشدند ولی در کمال تعجب آنها مقدسات را مسخره ميکردند و از توهين به مقدسات ابايی نداشتند.
- موضوع مهم بعدی اعترافات بنده بود که آنها با زور اعتراف ميگرفتند و با کتک و فخاشي، اعترافات چندين مرحله بود، همراه با نوشتن اقارير و تهيه فيلم.
- توهين های آنها به خانواده بساير تاثربرانگيز بود، زيرا وقتی همسر آقای هاشمی به همسر و دخترانم تعارف کرده بودند که به اتفاق آنها برای نيمه شعبان به مشهد بروند، بازجوها توهين می کردند که پسران هاشمی . قصد سو ء به خانواده ات دارند!
- در تمام دورانی که بنده در ۲۴۰ بودم در انفرادی که چهار ماه نيم طول کشيد، آنها مرا از ديدن پزشک محروم کردند، در حاليکه بنده بيماری قلبی دارم و از گذشته تحت نظر پزشک بودم ، بيش از پانزده بار در مدت زندان در حين بازجويی ها و پس از آن بيهوش شدم که محل تأمل جدی است.
در خصوص اثبات ادعاهای خودم برای رسيدن به حقيقت ميتوانيم مطالب ذکر شده را با بازجوهايم رو در رو کنم و يا از ساير متهمان که بعضا مثل من اذيت و آزار ديده اند کمک بگيرم و آنها را معرفی کنم که رويه بازجوها مشخص شود. هر چند معتقدم هيچکس را به اندازه بنده مورد فشار قرار ندادند، زيرا آنها با آقای هاشمی رفسنحانی عداوت داشتند و بنده بدليل ارتباطم با آقای هاشمی مورد فشار و شکنجه شديد آقايان بودم .
در مورد اتهامات خود، پيشنهاد دارم ، کار کارشناسی صورت پذيرد.
بخش مالی که ده سال حکم برايم صادر کردهاند فاقد کارشناسی رسمی است و هيچ کارشناسی مالی آنرا تائيد نکرده مگر با فشار و تهديد از افراد اقرار گرفتهاند و اقاريری که زير فشار و شکنجه بدست بيايد ارزشی ندارد!
تشکيل يک دادگاه غير سياسی و اعمال ماده ۱۸ در مورد بنده و ساير متهمين مرتبط با پرونده بنده تقاضای اصلی حقير است که اميدوارم با آن موافقت فرموده و در محيطی حقوقی و قانونی به پرونده بنده رسيدگی شوند و نه در محيطی سياسی و با پيشداوريهای آنچنانی
اينک که اين نامه را بحضور عالی مرقوم ميدارم ، چند روزی است که از سی سی يو خارج شدهام و هنوز معالجاتم به پايان نرسيده ، گاهی بيهوش ميشوم، بدليل کابوس های شبانه !
پزشکان به لحاظ روحی نگران وضعيت حقير هستند لذا خواهشمند است دستور فرمائيد تا بهبودی کامل با مرخصی اينجانب موافقت گردد، زيرا محيط زندان برايم نگران کننده و استرس آور است.
ضمناً مدارک پزشکی که اخيراً در سی سی يو و بيمارستان بودم و نظرات پزشکان و همچنين لايجه دفاعيه وکيلم که برای تجديد نظر نوشته و هيچ گاه مطالعه نشد، به ضميمه تقديم ميگردد.
حمزه کرمی
۸۹/۵/۱۱
2 شهريور 1389 01:36
نظر شما
نام: افشا
|
| ای-ميل: |
09:11 4 شهريور 1389
|
این رویه مهوری ملایی از اول تاسیس اش بوده است |
نام:
|
| ای-ميل: |
20:47 3 شهريور 1389
|
خوشت نيامد برادر؟ چرا؟ لذت نبردی؟ شکن ه ش که اسلامی بود. مامورش هم مسلمان و همکار خودت بود. بطری هم همان بطری و شکن ه هم همان بود. اشکال شرعيش ک است؟ |
نام: فرزاد
|
| ای-ميل: |
15:20 3 شهريور 1389
|
دیروز حمزه کرمی ها نیروهای انقلابی و مخالف رژیم را محاکمه ، شکن ه و اعدام می کردند
امروز حمزه کرمی ها محاکمه ، شکن ه و اعدام می گردند
و فردا ؟! |