www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 3 شهريور//

3شهريور.عکس:اعتراض دانشجويان به بركنارى دكتر ثبوتى رئيس ‌دانشگاه زنجان

3شهريور.دادستان تهران:بدحجابى جرم است

3شهريور.تجمع کارکنان کارخانجات مخابراتى راه‌دور ايران در شيراز:"زندگي،‌ معيشت، حق مسلم ماست"

3شهريور.صدور حکم اعدام برای دو دو افغانی و يک ايرانی

3شهريور.روايت پدر از شهادت ميثم عبادی ،کارگرنوجوان:دولت را در اين کار مسوول می دانم، آنها بايد بگويند که چرا پسر بی گناه من را در روز روشن در خيابان کشته اند

3شهريور. پنج درويش گنابادی در سروستان بازداشت شدند

3شهريور.وزير اطلاعات: کمک يک ميليارد دلاری واقعيت دارد؛ شايد هم بالاتر!

3شهريور.۱۴ عمليات انتحاری خونين ظرف چند ساعت

3شهريور.اعتراض سوئد به توقيف شرکت لوازم آرايشی و بازداشت کارکنان آن در ايران

3 شهريور. حمله اسلام گرايان با گاز سمی به دختران دانش آموز در کابل

3شهريور :کارگران شهرداری منطقه يک آبادان در اعتراض به عدم پرداخت حق بيمه‌ تجمع کردند

3شهريور :اعتصاب غذای نيما نحوی دانشجوی دربند زندان متی کلای بابل

3شهريور :نقش مستقيم اداره اطلاعات اصفهان در مرگ محمد جواد پرنداخ؛ فشار وزارت اطلاعات بر دفتر تحکيم به علت نام بردن از وی

3شهريور :محدوديت در پذيرش دانشجوی علوم انسانی

3شهريور :بازاری زندانی پس 9 ماه بلاتکليفی در شکنجه گاه 209 قرار است روز شنبه مورد محاکمه قرار گيرد

3شهريور :کشته شدن دو کارگر براثر ريزش تونل در مشهد

3شهريور :معلمان خريد خدمت مقابل مجلس تجمع کردند

3شهريور: نظر خامنه ای و ديگر "آيت الله" ها درباره عکس زنان بر روی مجلات

3شهريور.اعدام های اعلام شده:21 اعدام در مرداد و 124 اعدام در پنج ماه اول سال

3شهريور. هشدارعفو بين الملل در موردابراهيم حميدی نوجوان ايرانی در آستانه اعدام

3شهريور.بازداشت رئيس سابق دانشگاه جندی شاپور دزفول

3شهريور :فيلم کامل از درگيری شديد در سيرجان برای نجات اعداميها

3شهريور :رسانه ها و محيط زيست:از آن پند تا اين فرمايش

3شهريور :گزارشى از کوچه هاى خاکسترى فقر

3شهريور.از تهديد به تجاوز واستعمال بطری تااعدام و سر در توالت کردن.رنجنامه حمزه کرمی

3شهريور.نفس های آخر دبيرستان مروی

3شهريور.روسای ۱۷ دانشگاه و سه پژوهشگاه مطرح کشور تغيير کرده‌اند

3شهريور.شکست سرنيزه در برابر قدرت افکارعمومی.گلايه های عليرضا افتخاری

3شهريور.دو جلسه محروميت و 40 ميليون تومان جريمه نقدی برای علی کريمی به «جرم» روزه خواری

3شهريور.احتمال گذشت اوليای دم از قصاص دو محکوم پرونده کهريزک



3شهريور.صدور حکم اعدام برای دو دو افغانی و يک ايرانی



خبرگزاری هرانا - روز گذشته مورخ دوم شهريورماه، شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيزمحمدی برای دو شهروند افغانی و يک ايرانی حکم قصاص صادر کرد.



"مجتبی"، "شادمهر" و "حسين" علاوه بر حکم قصاص به دليل داشتن رابطه ی نامشروع به صد شربه شلاق و سه سال حبس نيز محکوم شدند.



بر اساس گزارش فارس اين سه تن متهم به قتل دو برادر به نام های حجت، 43 ساله و رضا، 31 ساله در يکی از باغ های شهريار اند اما در دادگاه نسبت به اتهام وارده اعترافی نکرده اند.



در جلسه ی محاکمه اصغری روشن، نماينده دادستان کيفرخواست صادره را قرائت و طبق مدارک موجود در پرونده خواستار مجازات متهمان شد. اولياي‌دم نيز خواسته خود را قصاص متهمان عنوان کردند.



هم چنين پس از رای قاضی مبنی بر حکم قصاص نامبردگان، اولياي‌دم نيز مکلف شدند با توجه به اينکه مقتولان، 2 نفر بودند و متهمان 3 نفر، بايد تا قبل از اجرای حکم،‌ به ازای هر يک از متهمان، يک سوم ديه را به حساب دادگستری واريز کنند.








3 شهريور 1389    23:43
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:20 4 شهريور 1389
آدمکشان در سوئیس دستشونو میخواهند باز کنند برای همین اول تبلیغ آدمکشی میکنند و حالا ملت احمق خودشونو برای رای م«بت بقدر کافی پخته اند البته بحساب ک«یف خودشون و میخواهد رفرندوم کنند که میتوانیم رسما آدمکشی کنیم؟

نام:   حمید
ای-ميل:  
12:57 4 شهريور 1389
م ازات اعدام قتل عمد است و باید فورا متوقف شود.



نه به اعدام نه به اعدام نه به اعدام نه به اعدام



نابود باد رژیم اعدام و شکن ه  مهوری اسلامی


نام:  
ای-ميل:  
02:43 4 شهريور 1389
بیداری اروپایی ها:



http://www.bbc.co.uk/news/world-europe-11075346


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور. پنج درويش گنابادی در سروستان بازداشت شدند



خبرگزاری هرانا - پنج تن از دراويش سلسله نعمت اللهى گنابادى ساكن سروستان پس از قريب به 5 ساعت بازجويي، با نامه معرفى به زندان، تحويل اداره اطلاعات شدند.



بر اساس گزارش سايت مجذوبان نور، صبح امروز چهارشنبه سوم شهريور ماه، 6 تن از دراويش گنابادى ساكن سروستان، آقايان اسماعيل (هادى) رحمانيان، فرزاد درويش سروستاني، على اكبر ابراهيم زاده، حيدر اسپرجاني، رضا ثابت پيمان و كرامت الله محيط، براساس احضاريه اى كه روز 31 مردادماه دريافت كرده بودند به همراه وكلاى خود آقايان فرشيد يداللهى فارسي، امير اسلامى (دو تن از اعضاى كميسيون حقوق بشر كانون وكلاء) و داوود منتظري، نزد مقام قضايى حاضر شدند.



جلسه رسيدگى به اتهامات اين 6 درويش گنابادى تحت عناوين "توهين به مقدسات، اخلال در نظم عمومى از طريق تجمع مقابل فرماندارى و تخريب اموال دولتى" ساعت 9:30 صبح امروز آغاز شد و شعبه اول داديارى دادسراى سروستان به رياست عليرضا اسدي، در ابتداى جلسه بازجويي، قرار محرمانه و سرى بودن تخقيقات را صادر كرد و مانع از حضور وكلاى مدافع در جلسات بازجويى شد كه اين امر اعتراض كتبى متهمين و وكلاى آنها را در پى داشت به گونه اى كه سه تن از متهمين در اعتراض به اين اقدام دادياري، از هرگونه پاسخ گويى به سوالات خوددارى كرده و از حق سكوت خود استفاده كردند.



پس از بازجويى انفرادى متهمين و اخذ آخرين دفاع، مقام قضايى نسبت به اخد دفاعيات وكلا اقدام كرد و پس از استماع اظهارات وكلاى مدافع، براى كرامت الله محيط قرار التزام به حضور صادر و براى دو نفر قرار كفالت و براى 3 نفر ديگر قرار بازداشت موقت صادر كرد كه با اعتراض وكلا به تصميم مقام قضايي، قرارهاى بازداشت موقت،‌ از سوى دادستانى فك و به وثيقه 70 ميليون تومانى تغيير يافت كه متهمين حاضر به توديع وثيقه و معرفى كفيل نشده و پس از 5 ساعت بازجويي، روانه زندان شدند.



اين گزارش در پايان مى نويسد: در ساعت 14:30 ، چند تن از مسئولين و مأمورين اطلاعاتى و امنيتى در دادگسترى سروستان حاضر شده و جلسه اى با حضور مقامات امنيتى و قضايى در خصوص پرونده دراويش در دفتر دادستانى تشكيل شد كه پس از اين جلسه، متهمين تحويل اداره اطلاعات شدند.




3 شهريور 1389    23:49
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.وزير اطلاعات: کمک يک ميليارد دلاری واقعيت دارد؛ شايد هم بالاتر!

کلمه



وزير اطلاعات درخصوص ادعای کمک يک ميليارد دلاری به آنچه که سران فتنه می خواند از سوی برخی کشورها گفت: اين موضوع واقعيت دارد بلکه مي‌توانيد بالاتر از آن را نيز حساب کنيد.



حيدر مصلحی وزير اطلاعات امروز پس از اتمام جلسه هيئت دولت در جمع خبرنگاران اظهار داشت: در بحث فتنه ۸۸ يکی از موفقيت‌های بزرگ ما مقابله با اين فتنه بود که با توجه به ملاحظات مد نظر بسياری از مباحث را مطرح نمي‌کنيم اما در اين زمينه از جمله شبکه مجازی فعاليت‌ گسترده‌ای را انجام داده‌ايم.



وی در خصوص گزارش اوباما در زمينه شبکه های مجازی خاطرنشان کرد: در گزارش اوباما و کنگره آنها اذعان کردند که جمهوری اسلامی در شبکه مجازی در طول اين مدت توانسته به هر اقدامی که آنها انجام داده‌اند رو دست بزند و ما توانستيم جلوی اقدامات آنها را بگيريم.



مصلحی تاکيد کرد شبکه مجازی از ساخته‌های سرويس‌های اطلاعاتی کشورهای بيگانه است، گفت: بحمد الله با عشقی که در مجموعه وزارت اطلاعات و سيستم اطلاعاتی کشور است توانستيم از فتنه بزرگ که با هزينه‌های سنگين کشورهای آمريکايی موساد و انگليس و غيره پشتيبانی شد جلوگيری کنيم.



مصلحی مدعی شد: در حال حاضر که فرصت بيشتری پيدا کرديم پشتيباني‌های خارجی که از بحث فتنه و سران فتنه انجام شده‌است يک به يک روشن و به نتيجه مي‌رسد. برای نمونه فردی که پشتيبانی خبری برای سران فتنه داشته چندی قبل دستگير شد و به کمک‌های سرويس‌های اطلاعاتی سيا که در اختيار وی قرار مي‌داد اعتراف کرده‌است. همچنين فردی که از کشور فرار کرده و بيانيه‌های سران فتنه را تدوين مي‌کرد از حمايت‌های سرويس‌های اطلاعاتی خبر داده‌است.



وی ادامه داد: در بحث فتنه بدين شکل نبود که يک حرکت درونی فقط توسط مجموعه‌ای صورت بگيرد بلکه مانند دوران دفاع مقدس همه مجموعه‌های ضد انقلاب داخلی و کشورهای مختلف حامی اين جريان بودند و برای براندازی نظام و حکومت حمايت مي‌کردند که با تدابير و برنامه‌ريزي‌های خود کشور موجب شد نيروهای امنيتی به موقع عمل کنند و فتنه‌ها نقش بر آب شود.



وزير اطلاعات در پاسخ به سؤالی مبنی بر اينکه بحث يک ميليارد دلاری کمک به سران فتنه توسط برخی کشورها واقعيت دارد؟ گفت: بله اين موضوع واقعيت دارد بلکه شما مي‌توانيد بالاتر از آن را نيز حساب کنيد.



مصلحی همچنين در خصوص دستگيری مهدی هاشمی توسط اينترپل گفت: نيازی به اينترپل نيست چرا که توسط موضوع ديگری دستگير خواهد شد.




3 شهريور 1389    23:41
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.۱۴ عمليات انتحاری خونين ظرف چند ساعت

راديو آلمان



بمب‌گذاری و عمليات انتحاری کم‌سابقه ظرف تنها چند ساعت عراق را به لرزه در آورد و قربانيان بي‌شماری گرفت. اين عمليات تروريستي، يک هفته پس از خروج نيروهای رزمی آمريکائی از عراق انجام شد. بيشتر قربانيان مامور پليس بودند.





۱۴ بمب‌گذاری و عمليات تروريستی روز چهارشنبه (۲۵ اوت) در ده شهر عراق صورت گرفت. منابع مختلف از ۵۰ تا ۶۰ کشته و دست‌کم ۲۸۰ زخمی خبر مي‌دهند. بيشتر قربانيان اين حمله‌ها افراد پليس بودند.





خروج سربازان آمريکائی





عمليات هماهنگ شده، يک هفته پس از خروج يکان‌های رزمی آمريکا از عراق انجام شده است. يکان‌های رزمی ايالات متحده روز پنجشنبه هفته گذشته خاک عراق را ترک کردند. از ميان آن‌ها تنها ۶ هزار نفر باقی مانده‌اند که قرار است اول سپتامبر عراق را ترک کنند. ۵۰ هزار سربازان آمريکائی که در عراق باقی مي‌مانند، در پايگاه‌های خود مستقر هستند و در درگيري‌های مسلحانه شرکت نخواهند کرد. ماموريت آن‌ها، تنها بازسازی نيروهای انتظامی و امنيتی عراق و حفظ مراکز متعلق به آمريکا است.





خبرگزاری فرانسه به نقل از يک ژنرال آمريکائی نوشته است:«اين ترورها، تلاش مذبوحانه شورشيان برای شکستن اعتماد نيروهای انتظامی و امنيتی عراق است.» در غياب ارتش آمريکا، قرار است اعضای شرکت‌های امنيتی خصوصی به کار خود در عراق ادامه دهند و اين موضوع با اعتراض‌های گسترده روبرو شده است.





افزايش نگراني‌ها





خبرگزاری فرانسه مي‌نويسد که مردم عراق نگران افزايش ناامني‌ها در غياب نيروهای آمريکائی هستند. سنگين‌ترين حمله روز چهارشنبه متوجه يک مرکز پليس در شهر کوت واقع در ۱۵۰ کيلومتری بغداد بود. يک داوطلب عمليات انتحاری خود را در داخل خودروئی که در برابر مقر پليس پارک شده بود منفجر کرد. تعداد قربانيان اين حمله تروريستی ۳۰ نفر اعلام شد. در بغداد نيز يک پايگاه پليس مورد حمله قرار گرفت. در اينجا، انفجار يک کاميون دست کم ۱۵ نفر را به خاک و خون کشيد و ۵۶ نفر ديگر را به سختی مجروح کرد.





شاهدان عينی از به قتل رسيدن تعدادی کودک بي‌گناه نيز خبر داده‌اند. عمليات تروريستی اين بار موصل و کرکوک را نيز، که در حيطه اقتدار احزاب کردستان هستند، مصون نگذاشت.





خلاء قدرت سياسی





ناظران، عدم موفقيت مجلس عراق در تشکيل دولت جديد را، در گسترش عمليات تروريستی موثر مي‌دانند. با گذشت بيش از ۵ ماه از برگزاری انتخابات، نوری المالکی نخست وزير فعلی و اياد علاوی نخست‌وزير پيشين عراق، هنوز نتوانسته‌اند بر سر تشکيل يک دولت ائتلافي، که مي‌تواند مورد حمايت اکثريت باشد، به توافق نرسيده‌اند. روزنامه‌نگاران عراقی قدرت‌طلبی نوري‌المالکی و دخالت‌های ايران را مهمترين عامل عدم تشکيل دولت مي‌دانند.





بيشترين قربانيان عمليات تروريستی عراق را افراد پليس، نظاميان و داوطلبان خدمت در ارتش و پليس تشکيل مي‌دهند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، از زمان سقوط صدام حسين در سال ۲۰۰۳ تاکنون، ۱۰ هزار نظامی و پليس در عراق کشته شده‌اند




3 شهريور 1389    23:32
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:33 4 شهريور 1389
چون این پلیسها و نظامیها آموزش دیده یانکیهای ک«یف و خونخوار بوده اند مورد تنفرند و ترور میشوند ولی دردآورتر اینکه این تروریستهای سبع و وحشی خود مسلمان و آموزش دیده مکتب اسلام هستند. با نو ه بمراتب فوق به این نتی ه میرسیم که وحوش ب ان هم افتاده اند و یکدیگر را خوشبختانه بدیار نیستی میفرستند. بسی  ای خوشوقتی و شادمانیست.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.اعتراض سوئد به توقيف شرکت لوازم آرايشی و بازداشت کارکنان آن در ايران

بی بی سی

وزارت امور خارجه سوئد از سفير ايران در اين کشور، درباره ممنوعيت فعاليت يک شرکت لوازم آرايشی سوئدی در تهران و بازداشت تعدادی از کارکنان اين شرکت توضيح خواست.



سيسيليا جولين، سخنگوی وزارت امور خارجه سوئد روز چهارشنبه ۲۵ اوت (سوم شهريور) به خبرگزاری فرانسه گفت که در جريان ديدار مقامات وزارت امور خارجه سوئد با رسول اسلامي، سفير ايران در استکهلم، از او درباره ممنوعيت فعاليت شرکت لوازم آرايشی اوريف ليم و بازداشت پنج نفر از کارکنان اين شرکت در تهران سوال شد.



به گفته خانم جولين يکی از بازداشت شدگان مليت ايرانی - سوئدی دارد.



به تازگي، فعاليت لوازم آرايشی اوريف ليم، که يک شرکت سوئدی است در ايران ممنوع اعلام شد و دو روز پيش تعدادی از کارکنان اين شرکت بازداشت شدند.



راديوی دولتی ايران اتهام اين افراد را کلاهبرداری و تخلف از قوانين مالياتی و تجاری ايران عنوان کرد، اما امروز، چهارشنبه حيدر مصلحي، وزير اطلاعات ايران اتهام اين شرکت را "بی ارتباط به موضوع اقتصادی" دانست.



آقای مصلحی درپاسخ به خبرنگاران درباره دليل ممنوعيت فعاليت شرکت اوريف ليم گفت: "اين شرکت ها با پشتوانه های بيرونی و با توجه به اينکه به هيچ وجه موضوع اقتصادی را دنبال نمی کنند، تحت هدايت و حمايت سرويس های بيگانه قرار دارند که ما بلافاصله پس از آنکه متوجه شوند و بخواهند حرکت هايی انجام دهند با آنها برخورد می کنيم."



پيش از اين روزنامه کيهان ضمن متهم کردن اين شرکت لوازم آرايشی به حمايت از مخالفان دولت در ايران اعلام کرده بود که به زودی مدارکی را در اين زمينه منتشر خواهد کرد، اما اين اتهام از سوی مسئولان اوريف ليم رد شده است.



مسئولان شرکت اوريف ليم به خبرگزاری فرانسه گفته بودند که مقامات ايران به آنها توضيحی درباره اين مساله نداده اند ولی تصور می کنند که اين موضوع می تواند به شکل فعاليت تجاری اين شرکت مربوط باشد.



يکی از مسئولان اين شرکت گفته بود که شکل تجارت اين شرکت به حدود ۴۰ هزار ايرانی که بيشتر آنها را زنان تشکيل می دهند، اين امکان را داده است که با فروش مستقيم محصولات اين شرکت درآمدی داشته باشند.



او مرتبط دانستن شيوه فعاليت اين شرکت را با شيوه هرمی "مضحک " توصيف کرده بود.



خانم جولين همچنين گفت که موضوع سکينه محمدی آشتياني، زن ايرانی که به سنگسار محکوم شده بود، از ديگر موضوعات مطرح شده در ديدار مقامات سوئدی با آقای اسلامی بود.



سکينه آشتيانی به اتهام رابطه نا مشروع و قتل همسرش از سوی دادگاهی در ايران به سنگسار محکوم شده بود اما بر اثر فشار های بين المللی اجرای حکم سنگسار او از سوی مقامات قضايی ايران متوقف شد، هر چند هنوز نگرانی های برای اعدام او وجود دارد


3 شهريور 1389    23:30
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:20 4 شهريور 1389
معلومه چشم بسته غیب میگی؟ اشغالهای بن لشونو صدلا پهنا به اراذل آخوندی بند میکنند و پولهای نفتو میگیرند چی بهتر از این؟ دیگه نمیان دکان کاسبی پر منفعتشونو تخته کنند که!

نام:   hoshang23@yahoo.com
ای-ميل:  
11:00 4 شهريور 1389
چرا سوئد سفیر  مهوری اسلامی را از سوئد اخرا  نمی کند؟ چرا با این نظام ضد بشری قطع رابطه نمی کند؟ منافع بزرگ اقنصادی مانع میشود؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :کارگران شهرداری منطقه يک آبادان در اعتراض به عدم پرداخت حق بيمه‌ تجمع کردند

آفتاب: کارگران شهرداری منطقه يک آبادان در اعتراض به عدم پرداخت حق بيمه‌ خود تجمع برگزار کردند.



به گفته اين کارگران حدود 4 ماه است که حق بيمه آنان پرداخت نشده است ضمن آنکه حقوق تير و مرداد ماه را نيز دريافت ننموده‌اند.



آنها از بروز مشکلاتی همچون تعويق در پرداخت کرايه خانه، قبوض آب، برق و غيره و سختی در معيشت اعضای خانواده و ساير موارد سخن گفتند و خواستار توجه مسئولان ذيربط به حل سريع مشکلات‌شان شدند.



سرپرست شهرداری منطقه يک آبادان در اين خصوص گفت: مشکل اساسی مربوط به بي‌توجهی و اهمال کاری از سوی پيمانکار مربوطه است که در اين زمينه اخطارهای لازم به وی داده شده است.



فرهاد مياحی با اشاره به اينکه حدود ۳۰۰ نفر کارگر تحت پوشش اين پيمانکاری مشغول فعاليت هستند افزود: متاسفانه پيمانکار مذکور حق بيمه ی اين افراد را که مربوط به ماه‌های ارديبهشت، خرداد، تير، مرداد ماه سال جاری مي‌باشد را پرداخت نکرده است.



او ميزان حق بيمه معوقه را ۴ ميليارد ريال عنوان کرد و اظهار داشت: در جلسه‌ای که به منظور رفع مشکلات اين دسته از کارگران داشتيم قرار شد تا شهرداری ۱۰ درصد از اين معوقه (۲۹۰ ميليون ريال) را پرداخت نمايد.



وی يادآور شد: در بيستم مردادماه امسال نيز با توجه به قول مساعدی که به اين کارگران داده شده بود حقوق معوقه آنان تا پايان خرداد ماه به آنان پرداخت شد.



سرپرست شهرداری منطقه يک آبادان بار ديگر با اشاره به اينکه اين دسته از کارگران جزء نيروهای پيمانکاری هستند و حقوق و بيمه ی آنها بايستی توسط پيمانکار پرداخت شود اظهار داشت: متاسفانه پيمانکار مذکور به خوبی به تعهدات خود عمل نمي‌کند.



مياحي، خاطر نشان کرد: طبق برنامه‌ريزي‌های صورت گرفته در تلاشيم تا هر چه سريع‌تر نسبت به به‌کارگيری پيمانکاران بومي، کاردان، توانمند و متعهد اقدام کنيم.


3 شهريور 1389    20:52
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :اعتصاب غذای نيما نحوی دانشجوی دربند زندان متی کلای بابل

سحام نيوز: نيما نحوی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل روز دوشنبه در اعتراض به آنچه که نقض حقوق وی در زندان بر پايه ی اساسنامه و مقررات سازمان زندان های کل کشور می باشد، دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است. بر اساس اخبار رسيده از منابع آگاه دانشجويی شهرستان بابل، نيما نحوی در اعتراض به عدم موافقت با انتقال وی به يکی از زندان های شهر محل سکونت خود، عدم موافقت با عفو مشروط با توجه به گذراندن بيش از نيمی از دوران محکوميت خود و همچنين انتقال وی از بند ويژه ی زندان متی کلا به بند مجرمين خطرناک، اعتصاب غذای نامحدود خود را آغاز نموده و اعلام کرد: “ تا با درخواست وی مبنی بر انتقال به زندان محل سکونتش بر طبق قوانين و اساسنامه سازمان زندان های کل کشور موافقت صورت نگيرد دست از اعتصاب غذا نخواهيد کشيد“.



به گزارش منابع آگاه دانشجويی بابل دادگستری شهرستان بابل در جواب به در خواست ارائه گرديده از سوی خانواده اش مبنی بر انتقال وي، خواستار مراجعه آنها به اداره اطلاعات شهرستان بابل شده اند که پس از مراجعه خانواده اين دانشجوی دربند به اداره اطلاعات شهرستان بابل با برخورد تند و زننده مسئولين امنيتی اين شهرستان مواجه شدند.



همچنين منابع آگاه اين استان گزارش می دهند که با به پايان رسيدن دوران محکوميت دانشجويان دربند زندان متی کلای بابل (ايمان صديقي، محسن برزگر، مشفق سمندری ، حسين جليل نتاج و محمد اسماعيل زاده ) فشارهای نهادهای امنيتی بر ديگر فعالين دانشجويی و سياسی اين استان شدت گرفته است. اخبار رسيده حاکی از آن است که با اتمام دوران شکنجه های جسمی اين افراد دوره ی فشار ها و محروميت های مدنی و حقوقی فعالين اين استان تشديد گرديده است، چنانچه بسياری از اين فعالين، بيش از يک سال است در انتظار صدور حکم خود از سوی دادگاه تجديد نظر استان مازندران و برخی ديگر در انتظار صدور حکم اوليه ی خود از سوی دادگاه انقلاب شهرستان های مختلاف استان می باشند که همچنان زمان صدور احکام آن ها نامعلوم می باشد که اين امر باعث گرديده حقوق اجتماعی فعالين اين استان از جمله تحصيل در دانشگاه ، گذراندن دوران خدمت سربازي، اشتغال و سلب گردد.



نيما نحوی فعال دانشجويی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل که تا کنون ۳ بار دستگير گرديده است، آخرين بار در حوادث پس از انتخابات به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام به از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل به ۱۰ ماه حبس تعزيری و ۱ سال محروميت از تحصيل محکوم گشت. گفتنی است وی تا کنون بيش از ۵ ماه از دوران حبس خود را سپری نموده که بر طبق قوانين سازمان زندان ها می بايست با اتمام ۵ ماه از دوره ی محروميت خود با عفو مشروط آزاد گردد ولی با عدم موافقت نهادهای امنيتی و اطلاعاتی استان وی همچنان در زندان به سر می برد و از حقوق ذکر شده در اساسنامه ی سازمان زندان های کل کشور محروم می باشد.




3 شهريور 1389    20:34
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :نقش مستقيم اداره اطلاعات اصفهان در مرگ محمد جواد پرنداخ؛ فشار وزارت اطلاعات بر دفتر تحکيم به علت نام بردن از وی

دانشجونيوز:سال گذشته ده ها نفر در جريان اعتراضات مردم بعد از انتخابات در حالی کشته شدند، که جمعی از اين کشته شدگان را دانشجويان تشکيل می دادند. دفتر تحکيم وحدت در چند مرحله در بيانيه های خود از دانشجويان کشته شده نام برده بود، اما مامورين وزارت اطلاعات در ميان اسامی دانشجويان کشته شده نسبت به نام چند نفر از جمله محمدجواد پرنداخ حساسيت ويژه ای نشان داده و دفتر تحيکم وحدت را در اين خصوص تحت فشار گذاشته بودند.



خبر درگذشت محمد جواد پرنداخ، دانشجوی سال آخر رشته مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی اصفهان، سال گذشته در چنين روزهايی منتشر شد، اما چگونگی فوت اين دانشجو از همان ابتدا در هاله ای از ابهام بود. چنانچه چند روز پس از فوت وی رسانه های دولتی از جمله ايرنا با انتشار اخباری مدعی شدند که وی از روی پلی خود را پرتاب و خودکشی کرده است. از سويی ديگر خانواده وی در ابتدا اعلام کردند که فرزندشان در اثر تصادف کشته شده است. با اين حال زمانی که دفتر تحکيم وحدت در بيانيه سال گذشته خود نام محمدجواد پرنداخ را در ميان دانشجويان کشته شده آورده بود با حساسيت غيرمنتظره دستگاه امنيتی مواجه شد.



اين در حالی است که بعد از گذشت يک سال برادر محمد جواد پرنداخ در مصاحبه با روزآنلاين از جريان به قتل رسيدن او پرده برداشته است. برادر وی در اين مصاحبه تأکيد کرده که روز سوم بازجويی بعد از مراجعه به اداره اطلاعات اصفهان پس از گذشت چند ساعت از مراجعه اين دانشجو، پدرش پيکر بی جانش را زير يکی از پل های عابر پياده اصفهان پيدا می کند. او در اين مصاحبه گفت: «بعد ازکلی گشتن می بينند که زير پلی نزديک منزل فاميلمان که در اصفهان بود مردم جمع شده اند. جلوتر که می روند می بينند جسد برادرم روی زمين است. پدرم می گويد آدم های مشکوکی بالای سر جسد بودند. از همان جا می برند پزشکی قانونی و درست ظرف نيم ساعت پزشکی قانونی می گويد که علت مرگ، اصابت جسم سخت بر سرش بوده است. برای ما خيلی سئوال داشت که چطور به اين سرعت جواب دادند. پدرم همان موقع با همان لباس خونی پيش قاضی پرونده برادرم ميرود و قاضی به پدرم می گويد که تو هم برو خودت را بکش.»



يکی از بازداشت شدگان شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در مهر ماه٨٨، در خصوص بازجويی هايی که به دليل وجود نام محمدجواد پرنداخ در بيانيه دفتر تحکيم وحدت از وی شد، توضيحاتی به سايت دانشجونيوز ارائه کرده است. وی گفت که در کنار حساسيت بر نام بردن از کشته شدگان تابستان ٨٨ از سوی مأمورين وزارت اطلاعات، حضور نام پرنداخ به عنوان کشته شده بعد از حوادث ٢٢ خرداد يکی از مسائل عمده مطرح شده در بازجويی ها بود.



اين عضو شورای تهران دفتر تحکيم وحدت ادامه داد: "بازجويان تأکيد بسيار عجيبی داشتند تا مرا قانع سازند که پرنداخ کشته نشده بلکه خودکشی کرده است و معتقد بودند اين دانشجو يکی از «سرکردگان» اعتراضات در دانشگاه صنعتی اصفهان بوده است. در صورتی که پرنداخ به برادر خويش گفته است که در تجمعات دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفهان فقط شعار می داده ولی اتهامات بسيار سنگينی را به وی نسبت داده اند."



وی توضيح داد پس از خواندن مصاحبه برادر پرانداخ به دليل حساسيت بازجويان بر نام اين دانشجو پی برده است و به نظر می رسد وزارت اطلاعات تلاش دارد مرگ وی را يک خودکشی قلمداد کند و هر گونه اعتراضی برخلاف اين مسئله با برخورد آنان مواجه می شود. موارد مشابه و هماهنگی در صحبت های برادر محمد جواد پرنداخ و روند بازجويی اين عضو دفتر تحکيم وحدت وجود دارد که اين گمانه را تقويت می کند که مسئله فقط يک مرگ ساده نيست و دليلی جز اين ندارد که بازجويان وزارت اطلاعات در مرگ اين دانشجوی جوان و کرد نقش داشته اند.



برادر محمدجواد پرنداخ در بخش ديگری از مصاحبه خود در خصوص تلاش برای مسکوت نگه داشتن قتل وی اضافه کرده که فرهاد تجري، نماينده سرپل ذهاب و گيلانغرب در مجلس که مسئول کميته پی گيری حوادث بعد از انتخابات مجلس بود، به همراه رئيس اداره اطلاعات گيلانغرب به خانه آنها رفته و خواسته اند که اعلام کنند پرنداخ تصاف کرده که پس از اعلام اين خبر رسانه های همسو با دولت گفتند که محمد جواد پرنداخ خودکشی کرده است: «ما شکايت کرديم اما شکايتمان به هيچ جا نرسيده است. ما از ماموران اطلاعات و همچنين قاضی پرونده برادرم شکايت داريم؛ چرا چنين برخوردی با برادر من داشتند. حتی نيم در صد هم احتمال خودکشی بدهيم که باز هم محال است مسئول خودکشی هم آنها هستند. اما هيچ جوابی نمی دهند. پدرم بارها رفته و تماس گرفته شماره کلاسه پرونده برادرم را گفته و تاکيد کرده که ميخواهيم پی گيری کنيم اما گفته اند که چنين شماره کلاسه ای وجود ندارد. پرونده را محو کرده اند. ما از طريق نماينده اسلام آباد هم شکايت کرديم نامه نوشتيم و خواستيم پی گيری کنيم. آمد خانه ما و گفت پی گيری می کند اما جوابی به ما داده نشد فقط چند روز بعد از اطلاعات زنگ زدند و شماره پرونده را خواستند که پدرم داد اما گفتند چنين پرونده ای نداريم. من فقط يک برادر داشتم که محمد جواد بود و شهيد شد و پدر و مادرم به شدت می ترسند. روز عاشورا در مزار برادرم ما شعار داده بوديم؛ بعد از مادرم که فرهنگی است در اين مورد بازجويی کرده بودند. او واقعا می ترسد. پدر من 8 سال در جبهه برای اين مملکت جنگيده. مادرم فرهنگی است و 32 سال به اين مملکت خدمت کرده.»



اکنون با‌گذشت يک سال از شهادت محمدجواد پرنداخ خانواده وی همچنان تحت فشار وزارت اطلاعات قرار دارند تا از پيگيری پرونده فرزندشان منصرف شوند.



لازم به ذکر است در سالگرد شهادت اين دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان قرار است مراسمی در روز پنجشنبه چهارم شهريورماه در شهر گيلانغرب برگزار شود.




3 شهريور 1389    20:31
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :محدوديت در پذيرش دانشجوی علوم انسانی

مردمک :در راستای سخنان سال گذشته آيت‌الله علی خامنه‌ای مبنی بر تاثير «منفي» دروس ارائه شده در رشته‌های علوم انسانی دانشگاه‌های ايران بر دانشجويان، حال مدير کل دفتر گسترش آموزش عالی مي‌گويد که دانشگاه‌های بزرگ با محدوديت بيشتری در رشته‌های علوم انسانی دانشجو جذب مي‌کنند.



سيد ابوالفضل حسني، مدير کل دفتر گسترش آموزش عالی اعلام کرد که پذيرش دانشجو در دوره کارشناسی در رشته‌های علوم انسانی کاهش خواهد يافت، اما در علوم پايه و فنی و مهندسی محدوديت کمتری در نظر گرفته شده است.



به گزارش ايسنا، آقای حسنی که به تازگی به اين سمت منصوب شده و پيش از اين معاون آموزشی دانشگاه تربيت مدرس بوده، گفت: بر اساس سياست‌های جديد وزرات علوم، ظرفيت پذيرش کارشناسی در برخی رشته‌ها در دانشگاه‌های مادر محدود شده است و به جای آن توسعه آموزش عالی به سمت تحصيلات تکميلی در اولويت قرار دارد.



علوم انساني؛ عامل «ترديد در مبانی ديني»



پس از انتخابات جنجال‌برانگيز سال 88 علوم انسانی و آموزش آن، هدف مستقيم انتقادات جناح حاکم قرار گرفت. آيت‌الله خامنه‌ای در شهريورماه سال 88، از تحصيل «حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوی کشور در رشته های علوم انساني» ابراز نگرانی کرد و آموزش اين علوم را موجب «ترديد در مبانی دينی و اعتقادي» دانست.



رهبر جمهوری اسلامي، «بحران» پس از انتخابات را «جنگ» و برخی استادان دانشگاه ها را «فرماندهان جبهه جنگ نرم» خواند و خواستار رسيدگی مراکز تصميم‌گيری از جمله دولت، مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی به اين مساله شد.



آيت‌الله علی خامنه‌ای پنج ماه بعدتر هم در ديدار با جمعی از استادان و مسئولان دانشگاه تهران باری ديگر نسبت به سو استفاده جريان‌ها و عناصر سياسی از دانشگاه‌ها هشدار داد و از مسئولان دانشگاه‌ها خواست تا «با مديريت و قدرت خود از سواستفاده جريان‌های سياسی از دانشگاه‌ها جلوگيری کنند».



«اعتقاد به ولايت فقيه»؛ معيار استخدام اساتيد دانشگاه



کامران دانشجو، وزير علوم، تحقيقات و فن‌آوری هم در آخرين اظهارات خود در روز 19 مردادماه گفت که از اين پس وزارت علوم اقدام به جذب اعضای هيات علمی مي‌کند و مبنای استخدام اساتيد، «اعتقاد به ولايت فقيه» خواهد بود.



وی ضمن تاييد عملکرد اين وزارتخانه در اخراج استادان «ناهمسو با نظام»، گفت که وزارت علوم از اخراج آنها شرمنده نخواهد بود.



اشاره آقای دانشجو به موج اخراج استادان دانشگاه است که پس از انتقادات آيت الله خامنه‌ای شدت گرفت. بر پايه گزارش‌ها تا آذر 88 نزديک به81 تن از اعضای هيات علمی دانشگاه تهران بازنشسته شده اند.



ميرحسين موسوي، نخست‌وزير سابق ايران و يکی از کانديداهای معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری سال 88 در روزهای پايانی تيرماه امسال در ديداری با اساتيد دانشگاه «حمله سازمان‌يافته به علوم انسانی در دانشگاه‌ها» را محکوم کرد و آن را مشابه «تجربه بسيار تلخ و هشداردهنده حکومت شوروی سابق و ديگر حکومت‌های توتاليتر اروپای شرقي» دانست.




3 شهريور 1389    20:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :بازاری زندانی پس 9 ماه بلاتکليفی در شکنجه گاه 209 قرار است روز شنبه مورد محاکمه قرار گيرد

بنابه گزارشات رسيده به"فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"بازاری زندانی محمد بنازاده اميرخيزی پس از نزديگ به 9 ماه بلاتکليفی قرار است روز شنبه آينده در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط صلواتی مورد محاکمه قرار گيرد.



بازاری زندانی محمد بنازاده امير خيزی پس از 9 ماه بلاتکليفی و شکنجه های طاقت فرسا در شکنجه گاه مخوف 209 ،قرار است روز شنبه 6 شهريور ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط صلواتی قاضی دادگاه فرمايشی مورد محاکمه قرار گيرد.



بازاری زندانی تا به حال 2 بار به دادگاه فرمايشی برده شده است و لی هر بار با دلايل واهی دادگاه او به تعويق افتاده است. يکی از شيوه های غير انسانی صلواتی رئيس شعبه 15 دادگاه انقلاب به کرات دادگاه را به تعويق انداختن تا زندانی سياسی را برای مدت طولانی تری در شرايط بلاتکليفی و فشار روحی قرار دهد.



تقريبا از معدود زندانيان سياسی است که به مدت 9 ماه در شکنجه گاه مخوف وزارت اطلاعات بند 209 زندانی می باشد. او در طی اين مدت توسط شکنجه گر و سربازجوی وزارت اطلاعات با نام مستعار علوی و سعيد شيخان مورد شکنجه های جسمی و روحی برای گرفتن مصاحبه تلويزيونی عليه خود قرار گرفته بود تا بتوانند از اين طريق عليه وی پرونده سازی نمايند و او را به احکام سنگين و ضد بشری محکوم کنند.



آقای اميرخيزی در طی مدتی که در بازداشت بسر می برد از داشتن وکيل محروم بود. صلواتی و بازجويان وزارت اطلاعات، وکلاء را مورد تهديد قرار ميدهند تا از پذيرفتن پرونده بعضی از زندانيان سياسی خوداری کنند. وکيل عليرضا طباطبايی اخيرا پذيرفته است که وکالت زندانی سياسی محمد بنايی اميرخيزی را به عهده بگيرد ولی تا به حال به او اجازه ملاقات با موکلش داده نشده است و احتمال دارد که از محتوای پرونده و اتهامات نسبت داده شده بی اطلاع باشد.



لازم به ياداوری است که آقای محمد بنازاده اميرخيزی ۶۳ ساله در ۹ آذرماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات به محل کارش دستگير و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. برادر او جانباخته راه آزادی علی بنازاده امير خيزی در دهۀ ۱۳۶۰ بخاطر هواداری از سازمان مجاهدين اعدام شد. همسر وی خانم شهلا زرين فر بدليل ديدار با فرزندش در قرار گاه اشرف به يک سال زندان محکوم شد که با سپری کردن محکوميت غير قانونی و غير انسانی آزاد شد. در حال حاضر خواهر آقای بنازاده زندانی سياسی کبری بنازاده امير خيزی بدليل قصد ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف در زندان گوهردشت کرج زندانی است . پيش از اين برادران او آقايان اصغر و حميد بنازاده بدليل ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف به ۲ سال زندان محکوم شده بودند که مدتی پيش پس از پايان يافتن محکوميتشان آزاد شدند.



در حال حاضر علاوه بر آقای امير خيزي،تعداد ديگری از بازاريان تهران در بند ۳۵۰ زندان اوين زندانی هستند، که از جمله آنها آقايان محسن دکمه چی محکوم به 10 سال زندان و تبعيد و آقای جواد لاری محکوم به اعدام می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،ماهها قرار دادن زندانيان سياسی در شکنجه گاه مخوف 209 در حالت بلاتکليفی را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات عملی برای ارجاع پرونده نقض حقوق بشر اين رژيم به شورای امنيت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصميمات لازم اجرا می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



03 شهريور 1389 برابر با 25 اوت 2010




3 شهريور 1389    16:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :کشته شدن دو کارگر براثر ريزش تونل در مشهد

راديو کوچه:صبح امروز چهارشنبه گود‌برداری غير‌اصولی و ريزش تونل در مشهد باعث کشته شدن کارگر جوان در حين کار شده است.



به گزارش واحد مرکزی خبر معاون عمليات آتش‌نشانی مشهد اعلام کرد هنگامی که کارگران مشغول کندن تونل انرژی بودند، اين تونل در اثر رعايت نکردن اصول ايمنی ريزش کرده است.



جلال شيرکوبيان بي‌توجهی در استحکام بخشی ديواره محل انجام کار را علت بروز اين حادثه عنوان کرد.



اين در حالی است که سالانه تعدادی از کارگران به دليل عدم رعايت ايمنی در حين کار از سوی کارفرما آسيب ديده و جان خود را از دست داده‌اند.




3 شهريور 1389    16:57
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
12:57 4 شهريور 1389
سرمایه داران به دنبال حد اک«ر سود هستند به همین خاطر تمام تلاش خود را به کار می برند تا نیروی کار را به ارزانترین قیمت بخرند. نه تنها کارگران را زیر هیچ گونه پوشش بیمه ای قرار ندهند بلکه با هزینه نکردن برای ایمنی شرایط کار باع« کشته ، معلول و زخمی شدن هزاران کارگر می شوند و این همه در سایه تصویت و ا رای قوانین ضد کارگری در رژیم  نایتکار  مهوری اسلامی است.



کنیم



نابود باد ماشین دولتی رژیم سرمایه داری  مهوری اسلامی



برقرار باد دولت دمکراتیک پرولتاریا



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :معلمان خريد خدمت مقابل مجلس تجمع کردند

جام‌جم:صبح امروز چهارشنبه سوم شهريورماه، جمعی از معلمان خريد خدمت وزارت آموزش و پرورش با تجمع مقابل مجلس خواستار قرار گرفتن در ليست استخدام اين وزارتخانه شدند.



به گزارش جام‌جم آنلاين، حدود ۵۰ معلم از شهرهای آمل، بابل، قائمشهر، شاهرود، سمنان و نظرآباد هستند که تاکيد دارند وزارت آموزش و پرورش بايد آنان را استخدام کند.



اين معلمان که همگی زن هستند پارچه نوشته‌هايی را با خود همراه دارند و هم اکنون به صورت آرام در مقابل مجلس حضور دارند.




3 شهريور 1389    16:52
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور: نظر خامنه ای و ديگر "آيت الله" ها درباره عکس زنان بر روی مجلات

برنا:

سوال :استفاده از عکس زنان مسلمان بازيگر سينما بر روی مجله ها برای تبليغ جهت فروش آنها چه حکمی دارد؟



پاسخ رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه ای: اگر مستلزم مفسده گردد، جايز نيست.



پاسخ آيت الله مکارم شيرازی: استفاده از تصاوير فساد انگيز به هر نحو که باشد، جايز نيست و ترويج آن نيز شرعا ممنوع است، در غير اين صورت اشکالی ندارد.



پاسخ آيت الله وحيد خراسانی: مؤمن چنين کارهايی انجام نمی دهد.



پاسخ آيت الله علوی گرگانی: اگر با حفظ حجاب اسلامی باشد و بصورت زننده نباشد، مانعی ندارد.
3 شهريور 1389    11:09
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
13:24 5 شهريور 1389
آقا  ان فعلا ً دست به نقد سریع یک کمیته دفاع از موضع سیدعلی گدا تشکیل دهیم یه کمی موضعش با آخوندک بعدیش معتدل تره. برادران توده ایی و اک«ریتی پتانسیل متانسیل ضد امپریالیستی درش نمی بینند؟

خاک برسرت گدا یه کمی این بَ رو بچه ها رو راه بده چنان  ای دوست و دشمنو برات نشون میدن که نگو

الحق درازگوشی


نام:  
ای-ميل:  
20:50 3 شهريور 1389
ولاکن اشکال ندارد اگر صبيۀ مکرمه با مقنعه و بدون آرايش صورت و بدون لبخند مليح و دلربا در روی م له چاپ شود، حتی اگر پاينش با مينی ژوپ و يا شورت خالی باشد.

نام:  
ای-ميل:  
13:34 3 شهريور 1389
اگر با این گذارش بلاهات و خزعبلات و بیخردی این اراذل معمم را میخواهید روشن بفرمایید این امر در نزد فرهیختگان از 1400 سال پیش روشن و بدیهی است. تراوشات مغز متعفن و گندیده اسلامی اینان مو ب ننگ بشریت بوده و هست و خواهد بود.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.اعدام های اعلام شده:21 اعدام در مرداد و 124 اعدام در پنج ماه اول سال

رهانا

استان خوزستان به اجرای ۱۰ حکم اعدام دارای بيش‌ترين اجرای حکم اعدام در طی مرداد ماه گذشته بوده است. تمامی اين ۱۰ شهروند اعدام شده به جرم «حمل و نگهداری موارد مخدر» اعدام شده‌اند.



به گزارش رهانا، سامانه خبری خانه حقوق بشر ايران، اصفهان و لرستان در رده‌های بعدی بيش‌ترين اجرای حکم اعدام در مرداد ماه ۱۳۸۹ قرار گرفته‌اند.



از ۲۱ اعدام شده در مرداد ماه ۱۶ نفر به دليل نگهداري، حمل، خريد و فروش مواد مخدر اعدام شده‌اند. اتهام و جرمی که بيش‌تری اعدام در ايران به خاطر آن صورت مي‌گيرد.



هم‌چنين از ۲۱ اعدامی دو تن به جرم قتل و سه تن ديگر به جرم «ٱدم‌ربايي» به طناب دار سپرده شده‌اند، سه مورد از اين اعدام در «ملاء عام» انجام شده است. يک نفر نيز شهروندی «افغاني» بوده که به جرم « خريد و حمل و نگهداری کراک» به اعدام محکوم شده بود.



رضا مهاجر از زندانيان اعدام شده يکی ديگر از اين اعدام شدگان است که بعد از ۱۱ سال از بازداشت به دار اعدام سپرده شد.



در طول پنج ماه گذشته در سال ۱۳۸۹ موارد اجرای حکم اعدام در ايران به ۱۲۴ مورد رسيده است.



بر پايه گزارش خانه حقوق بشر ايران در فروردين ماه ۱۳۸۹ اجرای حکم اعدام ۴۰ مورد بوده است.



بر پايه گزارش خانه حقوق بشر ايران در ارديبهشت ماه ۱۳۸۹ اجرای حکم اعدام ۱۸ مورد بوده است.



بر پايه گزارش خرداد ماه خانه حقوق بشر ايران در خرداد ماه ۱۳۸۹ اجرای حکم اعدام ۴۰ مورد بوده است.



بر پايه گزارش خانه حقوق بشر ايران در تير ماه ۱۳۸۹ اجرای حکم اعدام ۱۹ مورد بوده است.


3 شهريور 1389    10:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور. هشدارعفو بين الملل در موردابراهيم حميدی نوجوان ايرانی در آستانه اعدام



رهانا

ابراهيم حميدی مي‌گويد اعترافات وی تحت شکنجه اخذ شده است. او هم اينک در معرض خطر اعدام است در حاليکه وکيلی ندارد.

به گزارش رهانا به نقل از تارنمای سازمان عفو بين‌الملل ابراهيم حميدی در پی يک نزاع دسته جمعی به همراه سه نفر از دوستانش در حومه شهر تبريز (استان آذربايجان شرقی) دستگير مي‌شود و به اتهام تجاوز جنسی به مردی که با وی در حال نزاع بوده‌اند، محاکمه مي‌شود.

سازمان عفو بين‌الملل در ادامه گزارش مي‌دهد: «سه روز پس از دستگيری حميدی به اين جرم اعتراف مي‌کند اما بعدا مي‌گويد که تمام اين سه روز تحت شکنجه بوده است. به سه دوست ديگر وی قول آزادی داده مي‌شود بنابراين شرط که عليه ابراهيم حميدی شهادت دهند. در ابتدا هر چهار نفر به مرگ محکوم شده بودند اما در سومين دادگاه، سه متهم ديگر در حالی که ابراهيم حميدی به اتهام لواط به اعدام محکوم شد، تبرئه شدند.

گفته مي‌شود در نامه‌ای که متهم در تاريخ هفتم ژوئيه ٢٠١٠ به پليس ارائه داده، عنوان کرده است که وی تحت فشار از جانب خانواده‌اش مجبور به اعترافات نادرست عليه خودش شده است.

ديوانعالی کشور حکم دادگاه استان آذربايجان شرقی را دو بار رد کرده و دستور بررسی مجدد پرونده را داده است اما دادگاه استانی ظاهرا قصد دارد حکم اعدام را اجرا کند.

ابراهيم حميدی در حال حاضر هيچ نماينده قانونی ندارد. پيش از اين وکيل او محمد مصطفايي، وکيل حقوق بشر بود که در اوايل اوت ۲۰۱۰ بعلت ترس از امنيت خود مجبور به فرار از کشور شد.

محمد مصطفايی در ژوئيه ۲۰۱۰ نامه ای سرگشاده در مورد پرونده ابراهيم حميدی و به منظور برجسته کردن مسئله اعدام مجرمين نوجوان در ايران نوشت؛ نوجوانانی در سنين زير ١٨ سال مرتکب جرم می شوند اما مانند بزرگسالان حکم مجازات دريافت مي‌کنند




3 شهريور 1389    10:52
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:43 4 شهريور 1389
بیداری سوییسی ها:



http://www.bbc.co.uk/news/world-europe-11075346


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.بازداشت رئيس سابق دانشگاه جندی شاپور دزفول



جـــرس: دکتر امير حسين شيروي، رئيس اسبق دانشگاه جندی شاپور دزفول و عضو هيت علمی آن دانشگاه، بامداد يکشنبه ٣١ امرداد ماه ۸۹ در منزلش در شهر دزفول بازداشت شد.





بنا به گزارش منابع خبری جرس، نيروهای اداره اطلاعات دزفول، پس از حضور در منزل اين استاد دانشگاه، اقدام به ضبط لپ تاپ و مدارک شخصی ايشان نموده و آنها را نيز همراه خود بردند.





شيروي، رئيس اسبق دانشگاه جندی شاپور(شاخه شمالی) و عضو هيت علمی آن دانشگاه و از فعالين سياسی استان خوزستان و از مسئولان ستاد انتخاباتی ميرحسين موسوی بود، که سال گذشته نيز، يک هفته بعد از انتخابات رياست جمهوری بازداشت و بعد از چندی آزاد شده بود.





هنوز دليل بازداشت، محل نگهداری و وضعيت جسمی و روحی اين استاد دانشگاه، اعلام و منتشر نشده است.




3 شهريور 1389    10:47
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :فيلم کامل از درگيری شديد در سيرجان برای نجات اعداميها

http://www.youtube.com/watch?v=7GnG-J-0Mzs&feature=related
">http://www.youtube.com/watch?v=7GnG-J-0Mzs&feature=related


3 شهريور 1389    09:33
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   فرزين
ای-ميل:  
15:20 7 شهريور 1389
آنارشيستها هرگز اين موضع مارکسيستی را درک نکرده اند. هر مبارزۀ مسلحانه ای، مبارزه از نوع مارکسيستی نيت. مبارزۀ مسلحانۀ تودۀ مردم درست است، نه مبارزۀ چند تا روشنفکر  دا از توده.

نام:   آنارشیست
ای-ميل:  
10:53 5 شهريور 1389
استعدادهای نهفته بالاخره خود را نشان می دهند.

آقای فرزین به  مع ما خوش آمدید.

اما لطفاً ملاحظه پیش کسوتان را بکنید.




نام:   سایه
ای-ميل:  
19:22 4 شهريور 1389
تنها ره رهایی  نگ مسلحانه . مردم مسلح شوید ! مرگ بر رژیم وابسته به امپریالیسم  مهوری اسلامی .

نام:   فرزين خوشچين
ای-ميل:  
20:49 3 شهريور 1389
اين ور نبرد مسلحانه را بايد تبليغ کنيم. اين رژيم را در نبرد مسلحانۀ توده ای بايد سرنگون کنيم. برای آزادی زندانيان سياسی-صنفی بايد زور اسلحه را به کار ببريم.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :رسانه ها و محيط زيست:از آن پند تا اين فرمايش

ايرن :الهه موسوى: همين دو سال پيش بود که دوستى قديمى از بچه هاى قديمى روزنامه نگارى براى کار در يک روزنامه دولتى تازه تاسيس دعوتم کرد . روزنامه اى که قرار بود مهربان باشد و همچون خورشيد عالمتاب به همه نورافشانى کند . همه چيز را زيبا ببيند و سياه نمايى نکند .

هر چند موانع زيادى براى همکارى در ذهن داشتم ؛ اما با اين استدلال که به خاطر جا افتادن فرهنگ محيط زيست بايد با تمام طيف ها همکارى کرد قرارى گذاشتم و به خدمت آن دوست رسيدم .

در نخستين روز کار ، از بين سه خبر محيط زيستى بايد يکى را براى مطلب اصلى صفحه انتخاب مى کردم . فکر مى کنم خبرى بود درباره خشک شدن درياچه اروميه که ناگهان دبيرسرويسم صدايم کرد و گفت که در شوراى سردبيرى به جاى اين مطلب ، خبر سوم شما را ، انتخاب کرده اند . متعجبانه گفتم : با چه منطقى خبرى درباره افزايش اردک هاى کله آبى در گيلان که ارزش خبرى و زيستى چندانى ندارد بر بحران درياچه اروميه پيشى مى گيرد ؟ مگر ما در دانشگاه درباره ارزش هاى خبرى و .... اين همه نخوانده ايم ؟

دبيرسرويسم که سرد و گرم مطبوعات ايران را بيش از من چشيده بود با لبخندى پاسخ داد : گفته اند خبرهاى آرام بخش و اميدوار کننده بنويسيد و بگذاريد صفحه زيبا ، پر رنگ و لعاب و اميدبخش باشد .

همانجا تصميم گرفتم که کار در آن روزنامه متمول را ترک کنم و نخستين روز کاريم ، آخرين نيز باشد .

هفته گذشته در خبرها خواندم که رييس سازمان حفاظت محيط زيست ، خطاب به خبرنگاران حاضر در نشست صميمانه روز خبرنگار گفته اند : « چرا بايد منفى بنويسيم ؟ چرا بايد موجب نگرانى در جامعه شويم ؟ ما نبايد مصالح ملى را به خطر اندازيم . خبرهاى آرامش بخش و اميدوار کننده بنويسيد .»

و ناخودآگاه به ياد پند کنفوسيوس حکيم افتادم : " به جاى اينکه از تاريکى ها بگوييد ، شمعى بيفروزيد " . آيا اين ، همان چيزى است که جناب رييس سازمان محيط زيست از ما خبرنگاران خواسته اند ؟

کنفوسيوس مى گويد از تاريکى ها نگوييد ، آقاى محمدى زاده هم همين را گفته است . اما در ادامه تضادى بزرگ بين اين دو است . اولى مى گويد که شمعى روشن کنيد ؛ يعنى کارى کنيد که مردم ، عمق و علت هاى تاريکى را بفهمند ؛ اما دومى مى گويد که اساسا هم از تاريکى حرف نزنيد و هم با علت آن کارى نداشته باشيد . چون اعصاب و روان مردم خسته مى شود و اميد آنها از کف مى رود .

در دانشکده هاى روزنامه نگارى همواره تاکيد بر صحت و درستى خبر است و دائما به دانشجو آموزش داده مى شود که يکى از مسئوليت هاى مهم رسانه هاى خبرى ، ارائه اطلاعات درست و منطبق با رويدادها به مخاطب است . به قول "ريچارد کيبل " يکى از روزنامه نگاران و استادان برجسته اين رشته، حرفه روزنامه نگارى وراى افسانه هاى هاليوودى است .

اينکه اطمينان از درستى مطالب از ضروريات حرفه روزنامه نگارى است امروزه يک اصل بديهى و روشن است که گمان نمى کنم جناب محمدى زاده خلاف آنرا برتابند .

به نظر نمى رسد اخلاقى باشد وقتى در جامعه اى آمار فرسايش خاک ، رشد بيابان ، تخريب جنگل ، ميزان مصرف کودهاى شيميايى در کشاورزى ، نيترات موجود در آب پايتخت و ديگر شهرها ، ميزان آلاينده ها و ذرات معلق در هواى پايتخت و کلانشهرها ، ميزان گوگرد موجود در گازوييل ايران و ........ چند برابر استانداردهاى جهانى است ما خبرهايى را منعکس کنيم که حکايتگر و روايتگر اين باشد که همه چيز امن و امان است و هيچ مشکلى وجود ندارد .

آيا هم اکنون که درياچه اروميه در حال تبديل شدن به يک نمکزار عظيم است اگر تمام خبرنگاران رسانه ها بنويسند که " درياچه اروميه مشکلى ندارد " مسئله اين بزرگترين درياچه دائمى ايران حل مى شود ؟ و يا اگر بنده خبرنگار بنويسم که هم اکنون پارک ملى گلستان با هيچ بحرانى روبرو نيست و وزارت راه بساطشان را از اين قديمى ترين پارک ملى کشور و زخيره گاه زيستکره برچيده و رفته اند و وسايل و تجهيزات اطفاى حريق و محافظت از پارک براى محيط بانان مهيا شده ، همه چيز درست مى شود ؟

فکر نکنم که جناب رييس سازمان محيط زيست گمان کنند که با تزريق اميد واهى و بى پايه و اساس به جامعه و خلق الله ، چيزى درست شود و يا صورت مسئله پاک شود . کاش ايشان به خاطر داشته باشند که دروغ گفتن در اديان ابراهيمى ، بزرگترين گناه شمرده مى شود؛ آنوقت قطعا به خبرنگاران حق مى دهند که از دروغ کتبى آنهم در متون خبرى پرهيز کنند .






3 شهريور 1389    08:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور :گزارشى از کوچه هاى خاکسترى فقر

خراسان: گريه مى کند نه براى شوهر بيمارش که ۸ روز است در بيمارستان بسترى است، نه براى ندارى و شرمى که براى تهيه افطار و سحر دختران روزه دارش تحمل مى کند و نه براى دخترانش که امروز را با سيب زمينى سرخ کرده روزه گرفته اند. ناراحتى و غم او براى دخترک ۲۲ ساله اش است که در خانه مردم کار مى کند تا خرج و مخارج زندگى شان را در بياورد. هر کارى که باشد از نظافت خانه بگير تا نگه دارى از کودک و سالمند، براى او هيچ فرقى نمى کند.



براى او پولش مهم است چرا که چشم مادر و ۴ خواهرش به دست اوست.



گريه مادر براى دست هاى او، براى شانه هاى نحيف نرگس است که بار سنگين زندگى را بر دوش مى کشد. همه اين جملات يک باره بر سرم آوار مى شود. آن قدر که فرصت نوشتن هم نمى يابم.



کنارش مى نشينم، باز او مى گويد و من مى نويسم. مى گويد: تا شوهرم سالم بود، صداى شانه اش بر دار قالى فضاى خانه را پر مى کرد و ما چشم به قالى هايى داشتيم که روى دار بالا مى رفت و خوشحال که زودتر نتيجه زحمتش را مى فروشد و زندگيمان رونق مى گيرد، اما حالا نه صدايى است و نه اميدى.



مى گويد: دار قالى اش را نگاه کنيد و با دست دار قالى را نشان مى دهد که گوشه حياط خانه نيمه کاره رها شده است و منتظر دست هاى هنرمند پيرمرد که هر چه زودتر آخرين گره ها را بزند. اما چند ماهى است که پيرمرد با سرطان دست و پنجه نرم مى کند و حالا ۸ روزى است که در بيمارستان دل نگران خانواده و مشکلات آن هاست. مى داند که براى آن ها پس اندازى نيست و حالا علاوه بر مشکلات خود، بايد هزينه هاى درمان او را بپردازند.اين قصه غصه مادرى است که مى گويد و من مى نويسم.



دخترهايم، خرج خانه، هزينه هاى خورد و خوراک، هزينه هاى دوا و دکتر شوهرم و حالا هزينه هاى بيمارستان ، هر روز پزشک براى او عکس و آزمايش مى دهد و من غصه دار از اين که از پس هزينه ها بر نمى آيم.مى گويد: درست است که از همان اوايل، زندگى مان با مشقت مى گذشت و شوهرم درآمد بخور و نميرى داشت، درآمدى که حتى کفاف پرداخت هزينه هاى بچه ها را نمى داد، اما حالا از همان درآمد بخور و نمير هم خبرى نيست.



مى پرسم: مگر دخترهايت درس نخوانده اند؟ مى خندد و مى گويد: اى خانم، با هر بدبختى بود همه آن ها فقط تا پنجم ابتدايى درس خواندند و بعد هم چون نمى توانستيم، مدرسه نرفتند. مدرسه، کفش و لباس و کيف و دفتر مى خواهد که نداشتيم.





به هر درى زده ام تا گرهى از مشکلاتم باز شود اما نشد

مى گويد: غم من حالا براى درس نخواندن بچه هايم نيست، براى ندارى و بدبختى هايى که گذشته نيست، غم خرج اين زندگى است. به هر درى که بگوييد زده ام تا گرهى از زندگى ام باز کنم، اما نشد. اصلا مى دانيد که خرج يک زندگى با ۷ سر نان خور و هزينه زندگى چه قدر مى شود؟! باور کنيد از پسش بر نمى آيم. از دو ماه قبل تحت پوشش کميته امداد قرار گرفته ام اما با ماهانه ۵۰ ، ۶۰ هزار تومان مى شود زندگى کرد؟ مى توان هزينه بيمارستان را پرداخت؟ ديشب دخترهايم فقط سيب زمينى در خانه داشتند و امروز بچه ها با سيب زمينى سرخ کرده روزه گرفته اند و يک باره صدايش در گلو مى شکند و اشک هايش ميهمان صورتش مى شود.





سنگينى بار زندگى بر شانه دختر ۲۲ ساله

ساکت است و من مجالى مى يابم تا عمق دردش را دريابم.مى پرسم: گفتيد چه کسى خرج تان را مى دهد؟ بغضش مى شکند و مى گويد: دخترم - نرگس- . مى پرسم: کدام يک از دخترهايت؟ مى گويد: هنوز نيامده، با دهان روزه سر کار است. مى رود خانه مردم کار مى کند. از نظافت گرفته تا نگه دارى از کودک و سالمند. باور مى کنيد ۲۲ سال دارد و سنگينى بار زندگى را بر دوش مى کشد. از صبح تا شب کار مى کند تا زندگى مان لنگ نماند، مى داند که شب من و خواهرهايش چشممان به دست اوست. مى پرسم: پسر هم داري؟! مى گويد: بله او هم کارگر روزمزد است که در همين خانه با هم زندگى مى کنيم. سه تا بچه دارد که اگر از صبح تا شب کار کند شکم آن ها را نمى تواند سير کند چه برسد به ما.مى گويد: باور مى کنيد از حدود يک سال پيش تا حالا که شوهرم مريض است و کار نکرده زندگى را با کمک هايى که از مردم مى گيرم گذرانده ام اما چند ماه است که نمى توانم، به هر درى مى زنم جواب نمى گيرم. نرگس خودش پيشنهاد داد تا کار کند. خودش پيش قدم شد. مى ديد که دستم به هيچ جايى بند نيست، خودش گفت مى روم و کار مى کنم تا بابا از بيمارستان مرخص شود، اما دست هاى طفلکم ... و گريه امانش نمى دهد.مى پرسم: هزينه هاى بيمارستان چه قدر شده است؟ مى گويد: نمى دانم اما اگر هزينه ها زياد شود توان پرداخت ندارم. چيزى هم نداريم که بفروشيم و پول بيمارستان را بدهيم جز اين خانه که سرپناهمان است.



دخترهايش قد و نيم قد کنار اتاق نشسته اند نزديک افطار است و آن ها منتظر رسيدن خواهرشان نرگس اند، تا بيايد و سفره افطارشان رونق بگيرد. منتظرند تا او بيايد دخترى که با سن و سال کمش، شده نان آور خانه. چند ساعتى به افطار مانده است که خانواده براى رفتن به عيادت پدر مهيا مى شوند قرار است نرگس بيايد آن هم با دست پر تا حداقل دست خالى به ديدار پدر نروند مادر مى گويد: بگذار حداقل او غم ندارى ما را نخورد بگذار فقط غم و رنجش از درد بيمارى باشد.باز رمضان از راه رسيده و ما در کوچه پس کوچه هاى فقر شما را با خود همراه مى کنيم. در کوچه هايى که در هر خانه را که بزنى حرف اول و آخرشان ندارى است، گرچه مشکلاتشان يکى نيست اما در مشکلات مالى و فقر مشترک اند. آن ها که سفره هايشان خالى از افطار است و سحرها خالى تر از آن .





اگر همسرم را براى کار برده باشند سفره افطارمان رنگ دارد

خديجه با انبوه مشکلاتى که دارد به هر درى زده است تا حداقل دختران نااميد خود را به زندگى اميدوار کند. اما هيچ کس دستش را نگرفته وقتى رشته کلام را به دست مى گيرد مى گويد: از کجاى زندگى ام بگويم، با ندارى هاى شوهرم ساختم و سوختم به اين اميد که زندگى رو به راه شود. اما نشد. تا چشم باز کردم ۵ دختر قد و نيم قد هم به بدبختى هايم اضافه شدند. اصلا انگار گليم بخت مرا سياه بافته اند، شوهرم کارگر روزمزد است و سرگذر، اگر کار باشد شب بخور و نميرى براى بچه ها مى آورد وگرنه هيچ. چند وقتى است که بيمارى اعصاب دارد و قرص مصرف مى کند به همين دليل بعضى روزها سر کار مى رود و گاهى هم نه. بعد بلند مى شود در يخچال را باز مى کند و نشانم مى دهد مى گويد: خودتان ببينيد، خالى است اگر امروز شوهرم را براى کار برده باشند که سفره افطارمان رنگ و بويى دارد وگرنه...بعد آهى مى کشد خودتان که وضعيت زندگى مان را مى بينيد خانه محقرى که آن را هم کميته امداد ساخته وگرنه بى سرپناه بوديم. همين هم نياز به تعمير دارد که پول نداريم. چند وقتى است آبگرمکن خراب شده است و مجبوريم که با گرم کردن آب روى اجاق گاز حمام کنيم.



چاه خانه هم که نشست کرده است و با دست به حياط خلوتى اشاره مى کند که حکم آشپزخانه را دارد. اجاق خوراک پزى کهنه و قديمي، آبگرمکن خراب و چند دست ظرف و ظروف تمام امکانات اين آشپزخانه است که چاه آن هم نشست کرده است.





دکترها مى گويند دختر کوچکم افسرده است

خديجه مى گويد: از کجا بگويم از دو دخترم که به هزار اميد و آرزو و اين که از ندارى و فقر خانه پدرشان راحت مى شوند پاى سفره عقد نشستند و پا به خانه بخت گذاشتند اما با دو بچه برگشتند و شدند سربار پدرشان پدرى که توان اداره ما را ندارد و حالا بايد زندگى ۴ نوه اش را هم تامين کند. مى پرسم دخترهايت براى چه جدا شدند؟ مى گويد: نمى دانم يکى اعتياد داشت و ديگرى تنبل و بيکار بود.



کنارم مى نشيند و مى گويد: اين ها به کنار- دختر کوچکم فاطمه چند وقتى است که مريض است نمى دانم چه مريضى دارد اما هر وقت سردرد مى شود موهايش شروع به ريختن مى کند- دکترها مى گويند افسردگى دارد. چند بار هم خودکشى کرده است يک بار اگر نجاتش نمى داديم مرگش حتمى بود و با دست به دخترک نحيف و رنگ پريده اى اشاره مى کند که در گوشه اى از اتاق کز کرده و به نقطه اى خيره شده است.



وقتى از او مى پرسم چند سال دارى با کمى مکث مى گويد: ۱۶ سال اما چه فرقى مى کند که چند سال دارى وقتى قرار است بدبخت باشى و دائم براى تامين خواسته هايت دست پيش اين و آن دراز کنى.مى پرسم: چه قدر درس خوانده اي؟ مى گويد: تا پنجم ابتدايي، همه خواهرهايم هم همين طور. اگر درس مى خوانديم که بدبخت نبوديم.





تا به حال لباس نو نداشته ام

مى گويم چرا خودکشى کردي؟ مى گويد: خودتان که مى بينيد با اين وضعيت زندگى مان خواستگار که مى آيد از خجالت آب مى شويم. باورتان مى شود که من به اين سن و سال تا به حال لباس نو نداشته ام.



لباس هاى من و خواهرانم همين لباس هاى دست دوم و کهنه همسايه ها و خيرين بوده است.



حسرت لباس نو، درس خواندن و يک شب بدون دغدغه خوابيدن را دارم پدرم از صبح تا شب کار مى کند باز هم جواب خورد و خوراکمان را نمى تواند بدهد چه برسد به لباس و درس.



خيلى وقت است که دور اين چيزها را خط کشيده ايم. اصلا اميدى به آينده ندارم و بعد دست هايش را روى صورتش مى گذارد و به اتاق ديگر مى رود.اين ها قصه نيست غصه خانواده هايى است که زياد هم از ما دور نيستند شايد فاصله آن ها تا ما يک بى تفاوت گذشتن از واقعيت ها باشد. خانواده هايى که خواسته هاى بزرگى ندارند که برآورده کردنشان هزينه زياد بخواهد و از توان ما خارج باشد.



تمام آرزوى فاطمه که چندين بار تا يک قدمى مرگ رفته است، شايد لباسى نو و وعده اى غذا باشد. آرزوى خديجه شايد تهيه وعده اى غذاى گرم براى سحر يا افطار دختران روزه دارش است و همه اين ها آن قدر براى ما بى اهميت است که شايد در زمره دغدغه هايمان نباشد اما براى فاطمه، براى خديجه، براى مادرى ... آن قدر بزرگ است که اشک بر چشمانشان مى آورد و گاه آن ها را تا يک قدمى مرگ مى برد.




3 شهريور 1389    08:03
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:01 3 شهريور 1389
قابل تو ه  ناب آقای حبیب اله عسگر اولادی مسلمان ریاست افتخاری محترم کمیته امداد

و مالک یازده پلاک زمین ت اری خیابان ولیعصر و فرشته در الهیه تهران به ارزش افزون بر یکصد و هشتاد میلیارد تومان معادل کمک هزینه ماهی پن اه هزار تومان به سی هزار خانوار برای یکسال

ریاست محترم کمیته امدتد اخیراً فرمودند به «روتشان خیلی افتخار میفرمایند . . . .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.از تهديد به تجاوز واستعمال بطری تااعدام و سر در توالت کردن.رنجنامه حمزه کرمی

سحام نيوز





بسه تعالی



حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای محسنی اژه ای



دادستان محترم کل کشور



با سلام و احترام و آرزوی توفيقات الهی ، پيور مذاکرات حضوری بدين وسيله توضيحاتی را در مورد نحوه بازداشت و بازجويی ها و ساير مسائل مربوط به پرونده ام به استحضار ميرساند:



اين‌جانب در تاريخ ۸۸/۰۳/۲۷ در حاليکه در منزل دخترم در حال استراحت بوده نزديک ساعت يک نصف شب بطور فجيعی با محاصره کل منطقه از سوی نيروهای امنيتی و شکستن درب ورودی ساختمان و وارد شدن به آپارتمان دخترم با کفش و بدون ارائه حکم و بد اخلاقی و فحاشی به دختر و داماد و همسرم دستگير نموده و به بند ۲۰۹ و سپس به بند ۲۴۰ زندان اوين منتقل نمودند.



۱۳۸ روز يعنی چهارماه و نيم در انفرادی بسر بردم . بازجويی ها از همان ابتدا با کتک و سيلی و مشت و لگد آغاز شد. از ابتدا ۷ نفر بازجوی من بودند. چهار نفر از آنان پس از يکی دوماه ديگر نيامدند، اما دو يا سه نفر از آن‌ها تا مراحل پايانی پرونده اين‌جانب بازجويی می نمودند.



در طول مدت بازجويی پانزده بار در حين بازجويی يا پس از آن بيهوش شدم. بازجويی ها همرا با فشار های روحی و جسمی بود که بخشی از آن به شرح زير به استحضار ميرساند:



- از جمله فشارهای روحی تهديد بنده به اعدام و مرگ بود که هر روز بازجوی بنده مرا بخاطر همکاری با هاشمی ها مستحق مرگ ميدانست و نويد آنرا ميداد. مسأله ديگر تهديد به تجاوز و همچنين تهديد به استعمال بطری توسط بازجو ها بود. يا تهديد به ارسال و اعزام بنده به بندهای عمومی مخوف که افراد خلاف در آن سپری ميکنند و ظاهراً حسب گفته بازجوها در آن بند ها به افراد جديد الورود تجاوز جنسی مينمايند.



- تهديد به اينکه همسر و دختر و دامادم را به دليل پيگيری مسائل مزبور به بازداشت و زندانی شدن بنده دستگير می نمايند. يک روز صدای خانمی از فاصله چند سلول آن طرف تر حين بازجويی مي‌آمد که در حال گريه و زاری بود و بازجويم اعلام کرد که اين صدای دختر شما زينب است که دارد شکنجه مي‌شود و من با شنيدن اين خبر دنيا بر سرم خراب شد. زيرا دخترم فرزندی خردسال دارد و تا يکماه به لحاظ روحی و روانی به هم ريخته بودم. زيرا وقتی بنده را تهديد به تجاوز و می نمودند با دختری جوان چه ميکردند!؟ از طرفی نگران فرزند دخترم بودم که بدون مادر چگونه سپری مينمايد. تا اين‌ها پس از يک ماه تماس تلفنی با منزلم داشتم و متوجه شدم بازجويم دروغ ميگفته و دخترم دستگير نشده است.



- اصرار بازجويم با فحش و کتک کاری مخصوص خود مبنی بر اينکه اعتراف کنم با کليه خانم‌هايی که ايام انتخابات با بنده تماس داشته‌اند رابطه داشته‌ام ، از جمله خانم . که بابت پيگيری صحت مدرک. با من تماس داشت و يا خانم‌ها فائزه و فاطمه هاشمی و ..



- تفتيش مسائل شخصی و خصوصی همراه با فشار و شکنجه، آن‌ها هر از گاهی اعلام ميکردند فلان خانم خبرنگار که دستگير شده است اعتراف کرده که با تو رابطه داشته است و بدين صورت مرا شکنجه روحی ميکردند. از نظر بازجو ها بنده با زمين و زمان رابطه داشته‌ام مگر خلاف آن ثابت شود .



- آن‌ها اعلام کردند اگر روز دادگاه من متن مورد نظر بازجوها را نخوانم خانمی در جلسه علنی دادگاه بلند خواهد شد و عليه تو در دادگاه افشاگری خواهد کرد که تو با او رابطه داشته‌ای و غيره !! بدين صورت آن‌ها مرا مجبور کردند بخاطر حفظ آبروی خانوادگی ام متن مورد نظرشان را در دادگاه بخوانم و بلافاصله آنرا که عليه مهدی هاشمی و خودم تنظيم شده بود، از تلويزيون پخش کردند. در حاليکه بعد ها شنيدم که مقام معظم رهبری با پخش دادگاه ها از صدا و سيما موافق نبودند.



- . متن مورد اشاره حاوی مشکلات زيادی بود زيرا در آن عليه ديگران اقاريری وجود داشت که بعد ها فهميدم مقام معظم رهبری در خظبه عيد فطر اعلام کرده‌اند پخش اعترافات عليه ديگران در دادگاه غير شرعی و عير نافذ است. در حاليکه اعترافات عليه ديگران بر اساس اصرار بازجويان صورت مي‌گرفت. حداقل در مورد خود بنده اين مطالب کاملاً صادق است.



- اصرار بازجوها به تک نويسی عليه ديگران. آن‌ها از اين‌جانب عليه ديگران تک نويس ميخواستند و وقتی من نمينوشتم کتکم ميزدند. مينوشتم باز هم کتکم ميزدند که تو نوشته‌ای ولی همه‌اش را ننوشته ای! و با اعصاب و روان من بازی ميکردند.



- از جمله کارهايی که بازجوها ميکردند نگهداری اين‌جانب در کنار ديوار بصورت ايستاده تا ساعت‌های متمادی بود. کتک کاری ، زدن با سيلي، پس گردني، لگد و مشت به شکم و ساير اعضای بدنم به طوری که بنده در دو مرحله دچار خون ريزی شدم و چندين روز خون ريزی ادامه داشت. در آن ايام هر چه اصرار مي‌کردم مرا به پزشک و دکتر نشان بدهند تا معاينه کنند آن‌ها به بهانه اينکه بند ۲۴۰ پزشک ندارد ( آنموقع بند ۲۴۰ فاقد پزشک و بهداری بود و بيماران را برای معاينه به يند ۲۰۹ می بردند) از رسيدگی پزشکی طفره می رفتند.



- بازجوها سناريويی نوشته بودند و حسب سناريوی آن‌ها بنده بايد در مورد مسائل بهينه سازی مصرف سوخت عليه هاشمی و خودم اقرار می نمودم و اين کار را با شکنجه از من طلب می کردند. يکی از بازجويان بارها گلوی مرا می فشرد، در حدی که بيهوش ميشدم و با کتک و لگد مرا شکنجه می نمود.



- فرو کردن سرم در چاه توالت و آزار جنسی و روحی در اين زمينه



- محروم کردن بنده از داشتن وکيل و ساير حقوق قانونی در مرحله اول دادگاه و تجديد نظر و دخالت آن‌ها در متن ها و پاسخ‌ها يی که به دادگاه می نوشتم. زيرا در موقع صدور حکم بنده هنوز در ۲۴۰ زندانی بودم. اتهام داشتن انحرافات اخلاقی توسط وکيلم آقای عليزاده طباطبايی مبنی بر اينکه وی دچار انحرافات اخلاقی است! و اعلام اينکه او دچار انحرافات جنسی و مانع شدن از پذيرش وکالت بنده توسط نامبرده و هر وکيل ديگر.



- جلوگيری از کارشناسی شدن ادعاهای مالی عليه بنده و مهدی هاشمی توسط دادگاه اوليه و تجديد نظر و صدور حکم ناروا در اين زمينه



- جنگ روانی با بنده و اعزام افراد متفاوت به درب سلول من و سئوال اينکه بازجوی شما کيست؟ که نقش همه آن‌ها ترساندن بنده از بازجوی وحشی و بيرحمی که دارم بود که مسائل از اين بخش بسيار مفصل است.



- توهين و تحقير بنده نزد همبندان و دوستانم که در سلولهای ديگر بودند و توهين و تحقير آن‌ها نزد بنده و شکستن و خرد کردن شخصيت و غرور بنده و سايرين



- توهين و تحقير و اتهام بستن به همسرم و دخترانم که بسيار مرا عذاب مي‌داد و شرح مفصلی دارد که در اين نامه نميگنجد.



- کتک کاری بنده در نزد ديگران و کتک کاری ديگران در نزد من



- دادن فحش های رکيک و ناموسی و عدم توجه آن‌ها به سوابق و شخصيت اين‌جانب ، به هر حال بنده شش سال از فرماندهان دفاع مقدس و جنگ بوده‌ام و رئيس ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران (‌منطقه ۱۰ ) و همچنين حدود شش سال فرماندار شهرستان ورامين و هفت سال مدير کل سياسی دفتر رئيس جمهوری در زمان آقايان هاشمی و خاتمی بودم . مدتی نيز مشاور سياسی نهاد رياست جمهوری را بر عهده داشتم. آن‌ها بدون توجه به سوابق و خدمات بنده بسيار سخيف و بی ادبانه و رفتار ميکردند.



- نگهداری طولانی مدت بنده در انفرادی ۱۳۸ روز در ۲۴۰ و در مرحله دوم نگهداری بنده به مدت ۱۰۰ روز به اتفاق يکی ديگر از متهمان بدون هر گرونه بازجويی. در مجموع ۸ ماه از دوران بنده در ۲۴۰ بوده‌ام که چهار ماه نيم آن انفرادی بود.



- تحقير نمودن بنده در نزد فرزندان و همسرم و طرح اينکه اگر شما بدانيد چه پدر و يا همسر فاسدی داريد ، يک روز هم با او زندگی نمی کنيد! به هر روش در جهت ايجاد اختلاف و بدبينی خانوادگی که کاری غير شرعی و انسانی است



- اتهام بستن و دروغ گفتن در مورد خانواده‌ام و اينکه ما مي‌خواهيم تو را آزاد کنيم آما آن‌ها با بی بی سی مصاحبه کرده‌اند و نمي‌گذارند تو را آزاد کنيم ، اين در حالی است که تا کنون خانواده بنده حتی با رسانه‌های داخلی هم مصاحبه نکرده اند چه رسد به رسانه‌های خارجی و بی بی سی.



- شکنجه روحی من از طريق بردن بنده به سلول ديگران و افرادی که در حال بازجويی بودند ، از جمله آقای سيد عليرضا بهشتی فرزند شهيد بهشتی ، الويری ، ابو طالبي، هدايت الله آقايی ، محمد رضا نوربخش و که باعث آزار روحی و روانی من ميشد.



- تحقير بنده از طريق تراشيدن ريشم و نگهداری سيبيل هايم و تشبيه کردن بنده به هنرپيشه های فيلم‌های سينمايی خارجی و خندين و تحقير کردن دسته‌جمعی



- تهديد کردن خانواده‌ام در حين مکالمه با خانوده ام و دخالت هايی که در حين تماسها و تهديد آن‌ها به دستگيری و غيره



- قطع کردن مکرر تلفن هايم در حين تماس با خانواده و شکنجه روحی به خودم و خانواده‌ام



- فحاشی های بسياری که از بيان آن‌ها شرم دارم



- اعلام اينکه هاشمی منتظری دوم است و تو هم سيد مهدی هاشمی هستی و بايد اعدام شوی و وعده اعدام هاشمی به دستور مقام معظم رهبری !!



- ايراد تهمت بر انداز و ضد انقلاب به بنده در حاليکه از همه آن‌ها، سابقه حضورم در جبهه و دفاع مقدس و صحنه‌های انقلاب اسلامی بيشتر بوده ولی آن‌ها ميراث خواران خود را محرم انقلاب کرده بودند و ديگران و بنده را نامحرم و ضد انقلاب می ناميدند.



- آن‌ها نيروهای خودسری بودند، بنده را تهديد به مرگ می کردند حتی اگر دادگاه در مورد من حکم اعدام صادر نکند! اعلام ميدارم خود و خانواده‌ام از دست آن‌ها امنيت نداريم ، آن‌ها اعلام کردند اگر روزی آزاد شوی ما تو را از بين می بريم ! زيرا از نظر آن‌ها بنده مفسد فی الارض هستم.



- و اما داستان بازجويی ها هم تاثر برانگيز است، که در اين مجال نمی گنجد، آن‌ها در برابر فشارهايشان با قسم دادن به خدا و پيامبر از سوی اين‌جانب رو برو ميشدند ولی در کمال تعجب آن‌ها مقدسات را مسخره ميکردند و از توهين به مقدسات ابايی نداشتند.

- موضوع مهم بعدی اعترافات بنده بود که آن‌ها با زور اعتراف ميگرفتند و با کتک و فخاشي، اعترافات چندين مرحله بود، همراه با نوشتن اقارير و تهيه فيلم.



- توهين های آن‌ها به خانواده بساير تاثربرانگيز بود، زيرا وقتی همسر آقای هاشمی به همسر و دخترانم تعارف کرده بودند که به اتفاق آن‌ها برای نيمه شعبان به مشهد بروند، بازجوها توهين می کردند که پسران هاشمی . قصد سو ء به خانواده ات دارند!



- در تمام دورانی که بنده در ۲۴۰ بودم در انفرادی که چهار ماه نيم طول کشيد، آن‌ها مرا از ديدن پزشک محروم کردند، در حاليکه بنده بيماری قلبی دارم و از گذشته تحت نظر پزشک بودم ، بيش از پانزده بار در مدت زندان در حين بازجويی ها و پس از آن بي‌هوش شدم که محل تأمل جدی است.



در خصوص اثبات ادعاهای خودم برای رسيدن به حقيقت ميتوانيم مطالب ذکر شده را با بازجوهايم رو در رو کنم و يا از ساير متهمان که بعضا مثل من اذيت و آزار ديده اند کمک بگيرم و آن‌ها را معرفی کنم که رويه بازجوها مشخص شود. هر چند معتقدم هيچ‌کس را به اندازه بنده مورد فشار قرار ندادند، زيرا آن‌ها با آقای هاشمی رفسنحانی عداوت داشتند و بنده بدليل ارتباطم با آقای هاشمی مورد فشار و شکنجه شديد آقايان بودم .



در مورد اتهامات خود، پيشنهاد دارم ، کار کارشناسی صورت پذيرد.



بخش مالی که ده سال حکم برايم صادر کرده‌اند فاقد کارشناسی رسمی است و هيچ کارشناسی مالی آنرا تائيد نکرده مگر با فشار و تهديد از افراد اقرار گرفته‌اند و اقاريری که زير فشار و شکنجه بدست بيايد ارزشی ندارد!



تشکيل يک دادگاه غير سياسی و اعمال ماده ۱۸ در مورد بنده و ساير متهمين مرتبط با پرونده بنده تقاضای اصلی حقير است که اميدوارم با آن موافقت فرموده و در محيطی حقوقی و قانونی به پرونده بنده رسيدگی شوند و نه در محيطی سياسی و با پيش‌داوري‌های آنچنانی



اينک که اين نامه را بحضور عالی مرقوم ميدارم ، چند روزی است که از سی سی يو خارج شده‌ام و هنوز معالجاتم به پايان نرسيده ، گاهی بيهوش ميشوم، بدليل کابوس های شبانه !



پزشکان به لحاظ روحی نگران وضعيت حقير هستند لذا خواهشمند است دستور فرمائيد تا بهبودی کامل با مرخصی اين‌جانب موافقت گردد، زيرا محيط زندان برايم نگران کننده و استرس آور است.



ضمناً مدارک پزشکی که اخيراً در سی سی يو و بيمارستان بودم و نظرات پزشکان و همچنين لايجه دفاعيه وکيلم که برای تجديد نظر نوشته و هيچ گاه مطالعه نشد، به ضميمه تقديم ميگردد.



حمزه کرمی

۸۹/۵/۱۱




2 شهريور 1389    01:36
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
09:11 4 شهريور 1389




این رویه  مهوری ملایی از اول تاسیس اش بوده است

نام:  
ای-ميل:  
20:47 3 شهريور 1389
خوشت نيامد برادر؟ چرا؟ لذت نبردی؟ شکن ه ش که اسلامی بود. مامورش هم مسلمان و همکار خودت بود. بطری هم همان بطری و شکن ه هم همان بود. اشکال شرعيش ک است؟

نام:   فرزاد
ای-ميل:  
15:20 3 شهريور 1389
دیروز حمزه کرمی ها نیروهای انقلابی و مخالف رژیم را محاکمه ، شکن ه و اعدام می کردند

امروز حمزه کرمی ها محاکمه ، شکن ه و اعدام می گردند

و فردا ؟!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.روسای ۱۷ دانشگاه و سه پژوهشگاه مطرح کشور تغيير کرده‌اند

راديو آلمان

به گزارش سايت "خبرآنلاين" برطبق اعلام رسمی وزارت علوم، تحقيقات و فناوری در سه ماه گذشته، روسای ۱۷ دانشگاه و سه پژوهشگاه مطرح کشور تغيير کرده‌اند. برخی صاحب‌نظران پيش‌بينی مي‌کنند روند تغييرات در بيش از ۵۰ درصد مراکز آکادميک کشور ادامه يابد. گفته مي‌شود برخی روسای دانشگاه‌ها پيش از تغيير استعفا مي‌دهند. موضوعی که در مورد فرهاد دانشجو، رئيس مستعفی دانشگاه تربيت مدرس تهران و دکتر سهراب پور، رئيس دانشگاه صنعتی شريف مصداق دارد و نشانه‌ای از تمايل روسای دانشگاه‌ها به قطع همکاری خود با وزارت علوم، پيش از تغيير دادن آنها توسط مقامات اين وزارت‌خانه است.




2 شهريور 1389    00:47
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.دو جلسه محروميت و 40 ميليون تومان جريمه نقدی برای علی کريمی به «جرم» روزه خواری

مهر

کميته انضباطی باشگاه استيل آذين در پايان بررسی پرونده علی کريمي، اين بازيکن را به دو جلسه محروميت و پرداخت مبلغ 40 ميليون تومان جريمه نقدی محکوم کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست اعضای کميته انضباطی فدراسيون فوتبال عصر امروز سه شنبه برگزار شد و در پايان با محروميت دو جلسه ای علی کريمی از همراهی تيم فوتبال استيل آذين در مسابقات ليگ برتر محکوم شد.



ضمن اينکه براساس اعلام کميته انضباطی باشگاه استيل آذين، بازيکن شماره 8 اين تيم به پرداخت مبلغ 40 ميليون تومان جريمه نقدی محکوم شد.



علی کريمی چندی پيش در مصاحبه ای از شرايط باشگاه و مديريت استيل آذين انتقاد کرده بود و به دنبال توهين هايی که در تمرينات اين تيم به مديران سازمان ليگ برتر فدراسيون فوتبال داشت و آنچه روزه خواری عنوان شد از تيم فوتبال استيل آذين اخراج شده بود.






2 شهريور 1389    23:19
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3شهريور.احتمال گذشت اوليای دم از قصاص دو محکوم پرونده کهريزک

مهر

يک منبع آگاه با اعلام اين خبر به خبرنگار سياسی مهر افزود: والدين محسن روح الامينی ، محمد کامرانی و امير جوادی فر که در پی تخلفات صورت گرفته از سوی برخی افراد خودسر بعد از حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات سال گذشته در بازداشتگاه کهريزک به شهادت رسيدند ، به احتمال زياد دو افسر نگهبان نيروی انتظامی که در همين ارتباط در دادگاه نظامی عامل قتل و مجرم شناخته شده و به قصاص نفس محکوم شده اند را ، مورد بخشش قرار خواهند داد.



وی با اشاره به حضور در فضای روحانی ماه مبارک رمضان گفت: يکی از درخواست های اوليای دم همواره اين بوده که علاوه بر عاملان و ماموران خودسر ، به پرونده آمران و کسانی که با دستورات خود زمينه ساز اين حوادث تلخ و جنايات بودند نيز رسيدگی شود که اين خواسته اکنون تقريبا محقق شده است.



اين منبع آگاه با اشاره به صدور حکم تعليق اين 3 مقام ارشد قضايی در 20 مرداد و ابلاغ آن در 24 مرداد ماه به طرفين از سوی شعبه يک دادگاه انتظامی قضات به عنوان رای قطعی و نيز تائيد اين حکم توسط دادستان کل کشور افزود: رسيدگی عادلانه به نقش اين 3 قاضی در گزارش مجلس شورای اسلامی نيز مورد تاکيد قرار گرفته بود و خانواده اين سه شهيد که بارها تاکيد کرده اند خواستار حق بوده و اجازه سوء استفاده از اين پرونده را به دشمنان نظام نخواهند داد ؛ اميدوارند که اين پرونده بعد از اين نيز در مسير صحيح رسيدگی و اجرا قرار گيرد.



وی يادآور شد که اهتمام اوليای دم اين سه شهيد به پيگيری پرونده فراتر از برخورد شخصی با افراد بوده و اين خانواده ها اميدوارند با رسيدگی قاطع به اين پرونده زمينه تکرار چنين حوادثی در آينده و سوء استفاده دشمنان عليه کشورمان مسدود شود.



يک منبع آگاه روز شنبه در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته بود: بر اساس کيفرخواستی که پيش از اين توسط دادسرای انتظامی قضات صادر شده بود ، شعبه يک دادگاه انتظامی قضات پس از طی مراحل رسيدگی قانونی در خصوص بررسی مسئوليت 3 نفر از مسئولين ارشد دادستانی تهران در پرونده حوادث سال گذشته بازداشتگاه کهريزک ، حکم تعليق قضايی افراد فوق را صادر و به نامبردگان ابلاغ کرد.



بر اساس اين حکم که وفق نظر کارشناسان قضايی و وکلا در تاريخ احکام قضايی قبل و بعد از انقلاب اسلامی بی سابقه است ، افراد ياد شده بايد از سمت هايشان عزل شده و در خصوص اتهامات مطروحه در پرونده مسئوليت خويش را پذيرفته و خارج از مصونيت قضايی مانند شهروندان عادی پاسخگو باشند. اين حکم تعليق قضايی بر اساس پرونده های مشروح جداگانه و در تاريخ 24 مرداد ماه 1389 صادر گرديده است.



لازم به يادآوری است که پيش از اين و در تاريخ 9 تير 1389 سازمان قضايی نيروهای مسلح با صدور اطلاعيه ای از صدور حکم قصاص نفس عاملان قتل در بازداشتگاه کهريزک خبر داد. اين سازمان همچنين با اشاره به صدور کيفرخواست عليه 12 نفر از متهمان پرونده بازداشتگاه کهريزک توسط دادسرای نظامی تهران از رسيدگی به اتهامات متهمان با رعايت مقررات قانونی در جلسات متعدد دادگاه با حضور شکات، متهمين و وکلای آنان و همچنين صدور نهايی احکام قضايی برای آنان خبر داده بود.



اتقان نظر و رسيدگی قاطع دستگاه قضايی از دو مسير جداگانه يعنی دادسرای نظامی و نيز دادگاه انتظامی قضات در خصوص تخلفات و جنايات صورت گرفته در حوادث سال گذشته کهريزک سندی ارزشمند بر استقلال دستگاه قضايی جمهوری اسلامی ايران و اهتمام ملی بر اجرای قانون و عدالت بدون هر گونه تاثير پذيری از فشارها ، حاشيه سازی های داخلی و جو سازی بدخواهان خارجی است...
2 شهريور 1389    23:17
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



7 شهریور 1389    16:44
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد