www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 1 شهريور//

1شهريور.بازهم وکيل به جرم وکالت بازداشت شد

1شهريور.حکم اعدام يک جوان نوزده ساله تاييد شد

1شهريور. ممنوعيت فعاليت شرکت مواد آرايشی سوئدی در ايران وبازداشت 4 نفر از کارکنان آن

1شهريور :ويدئو کليپ :احمدخاتمی:زنان شناوکشتی نگاه نکنند

1شهريور :وضعيت نگران کننده بخش کشاورزى به روايت آمار

1شهريور :دستگيرى 80 کارتن خواب و متکدى در تهران

1شهريور :همسر يک زندانی سياسی: رافت اسلامی اين آقايان فقط شامل حال امريکايی ها و انگليسی هاست

1شهريور :آثار اقتصادى غبار آلودگى هوا، جداى از اثرات آن بر سلامت انسان و هزينه دوا و درمان، آلودگى بناها و هزينه پاک سازى سيماى شهر، مى تواند بسيار گسترده باشد

1شهريور :عکس خبری/ نشست زمين در بلوار ابوطالب مشهد دو کشته به جای گذاشت.

1شهريور :سنگ قبرهای بی نشان و گريه های بی صدا در بهشت زهرا

1شهريور : اظهارنظر رييس قوه ‌قضاييه :دولت احمدي‌نژاد متهم به تلاش برای مذاکره با آمريکا

1شهريور :کروبی:تلاش و ايستادگی زندانيان گمنام و خانواده های آنان را ارج می نهيم

1شهريور :اعتراضات به تغيير رئيس دو دانشگاه

1شهريور :نام و تصوير موسوي، کروبی و خاتمی در روزنامه ها و خبرگزاری ها ممنوع شد

1شهريور :خودکشی يک زن در متروی تهران

1شهريور :بيانيه کانون صنفی معلمان: ميزان افزايش حقوق کارمندان از نرخ تورم هم کمتر است

1شهريور :پس از 4 هفته ممنوع الملاقات، زندانيان سياسی اعتصاب کننده توانستند با خانواده های خود ملاقات کنند

1شهريور :احضار پنج درويش گنابادی به دادسرا به اتهام اخلال در نظم عمومی

1شهريور :خروج پزشكان ايرانى از كشور افزايش يافت

1شهريور. هشدار در باره مشکلات بهداشتی کلاس اولی ها در ايران

1شهريور.وضعيت بحرانی درياچه اروميه و خطر انقراض تنها موجود زنده درياچه

1شهريور.اظهارات خامنه ای در تاييد ضمنی سرکوب دانشجويان،سانسورسيما،اقدامات لباس شخصی ها در برابر مجلس...

1شهريور.تحصن دانشجويان زنجان در اعتراض به برکناری رئيس دانشگاه و برخورد ناشايست با او

1شهريور.تقاضای محمدی نوری زاد برای ديدار با خامنه ای



1شهريور.حکم اعدام يک جوان نوزده ساله تاييد شد



خبرگزاری هرانا - حكم قصاص يک پسر جوان نوزده ساله به اتهام ارتکاب قتلی در محله ی نارمک تهران، در ديوان عالى كشور تأييد شد.



به گزارش فارس، فرد متهم در جلسه ی محاکمه به قتل زنی که در همسايگی ايشان ساکن بوده، اعتراف کرده است.

جلسه رسيدگى به اين پرونده، در تاريخ 12 بهمن سال گذشته، در شعبه 113 دادگاه كيفرى استان تهران و به رياست قاضى محمد سلطان همت‌يار، برگزار شد.



بعد از اعترافات متهم، قاضى همتيار و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و در نهايت متهم را به قصاص و تحمل 100 ضربه شلاق محكوم كرد.



پرونده به شعبه 27 ديوان عالى كشور ارجاع داده شد و قضات اين شعبه نيز بعد از بررسى پرونده حكم صادره از سوى دادگاه بدوى را تأييد كردند.




1 شهريور 1389    01:37
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور. ممنوعيت فعاليت شرکت مواد آرايشی سوئدی در ايران وبازداشت 4 نفر از کارکنان آن

بی بی سی

فعاليت يک شرکت محصولات آرايشی سوئدی در ايران که به شکل هرمی اقدام به بازاريابی و فروش محصولات خود می کرده است، طی يک حکم قضايی در ايران ممنوع اعلام شد.



به گزارش خبرگزاری آسوشيتد پرس، مقام های قضايی ايران روز دوشنبه، اول شهريورماه ۱۳۸۹ علاوه بر توقيف فعاليت شرکت آرايشی "اوريف ليم"، سه نفر از کارکنان آن را بازداشت کرده اند.



راديو دولتی ايران نيز در خبری اعلام کرد که چهار نفر از کارکنان اين شرکت به اتهام کلاهبرداری بازداشت شده اند.



راديو ايران در ادامه افزود که دليل اصلی ممنوعيت فعاليت اين شرکت سوئدي، تخلف از قوانين مالياتی و تجارت در ايران بوده است.



اين شرکت سوئدی طی فعاليت خود در ايران حدود ۷۰ ميليون دلار از طريق ۲۵۰ هزار نفر و به صورت بازاريابی و فروش هرمی بدست آورده است.



طبق قوانين ايران فعاليت شرکت های هرمی در اين کشور ممنوع است.



اين در حاليست که گابريل بنت، مدير مالی شرکت اوريف ليم معتقد است دليل اصلی ممنوعيت فعاليت اين شرکت از سوی مقامات جمهوری اسلامی اين بوده که در اين شرکت امکان فعاليت برای زنان به عنوان مشاوران فروش مستقيم کالاهای آرايشی فراهم بوده است.



در حدود ۴۰ هزار زن در ساختار هرمی اين شرکت آرايشی سوئدی در ايران عضو بوده اند.



اين ادعای مدير مالی شرکت اوريف ليم در حالی مطرح شده که در سال های گذشته مسئولان قضايی ايران از فعاليت شرکت های ديگری نظير گلدکوئست تنها به دليل داشتن ساختار هرمی و مسايل متعدد مرتبط با آن جلوگيری کرده بودند.



هفته گذشته وزارت بازرگانی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران هر گونه فعاليت و تبليغ برای محصولات اين شرکت را مخالف قوانين اعلام کرده بودند.



روزنامه کيهان ضمن متهم کردن اين شرکت لوازم آرايشی به حمايت از مخالفان دولت در ايران اعلام کرده که به زودی مدارکی را در اين زمنيه منتشر خواهد کرد. گابريل بنت اين ادعای روزنامه کيهان را رد کرده و ابراز اميدواری کرده است که فروش محصولات اوريف ليم در ايران ادامه پيدا کند.با اين حال گابريل بنت، مدير مالی شرکت اوريف ليم می گويد تا پيش از اين هيچ هشداری از سوی مقامات ايرانی مبنی بر غير قانونی بودن فعاليت اين شرکت دريافت نکرده بودند.



طی چند سال گذشته فعاليت تعدادی ديگر از شرکت های هرمی از جمله گلد کوئست در ايران با مشکل مواجه شد و در مراحل مختلف تعدادی از اعضای شاخه های بالای هرم در ايران بازداشت شدند.



آنطور که مسئولان شرکت اوريف ليم در سايت اينترنتی اين شرکت اعلام کرده اند، استقبال مردم برای عضويت در هرم بازاريابی اين شرکت در حدی بوده است که تا پيش از توقيف فعاليت آن، سرعت رشد شعبه ايران بسيار بيشتر از تمامی ديگر شعبه های اوريف ليم در سراسر جهان بوده است.



شرکت اوريف ليم اعلام کرده که تنها در ۳ ماهه دوم سال جاري، در حدود ۵ ميليون و پانصد هزار دلار درآمد داشته است.



سايت اينترنتی تابناک ضمن انتشار اين خبر اعلام کرده که ماموران مالياتی با حکمی که از سوی دادسرای جرايم رايانه ای صادر شده است با حضور در دفتر مرکزی اين شرکت هرمی بخشی از اسناد مالی اين شرکت را برای "بررسی و تحقيق" با خود برده اند.



به نظر می رسد تخلفات مالياتی تنها اتهاماتی نيستند که در حال حاضر عليه اين شرکت سوئدی مطرح شده است.



روزنامه کيهان ضمن متهم کردن اين شرکت لوازم آرايشی به حمايت از مخالفان دولت در ايران اعلام کرده که به زودی مدارکی را در اين زمنيه منتشر خواهد کرد.



گابريل بنت اين ادعای روزنامه کيهان را رد کرده و ابراز اميدواری کرده است که فروش محصولات اوريف ليم در ايران ادامه پيدا کند.




1 شهريور 1389    22:06
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
09:12 3 شهريور 1389
حالا مواد آرايشی کمياب می شوند و آمار طلاق بالا می رود. خواهرهای زينب که در سوريه و امارات پلاسند و لوازم آرايش را از آن ا «ابتياع» می فرمايند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :ويدئو کليپ :احمدخاتمی:زنان شناوکشتی نگاه نکنند

http://www.youtube.com/watch?v=U23CHs8Nc6Y
">http://www.youtube.com/watch?v=U23CHs8Nc6Y


1 شهريور 1389    21:06
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
09:16 3 شهريور 1389
ولاکن دخترها و پسرهای زنازاده ی آخوندها چرا از اول ان ان ان ان قلاب اسلامی در ديار کفر سرگرم هزار معصيت از همه نوعش بوده اند؟ آدم شرمش می آيد بگويد که دختر ملا با پسر سياهپوست و چينی و آمريکايی و گردن کلفتها چطور در آن اماکن فسق و ف وری، که اسمش را دانشگاه گذاشته اند به اشاعه ی فساد سرگرم هستند..

اهی اهی اهی هی هی هی یی يی..

ای مسلمونا گريه کنيد...

نام:  
ای-ميل:  
10:39 2 شهريور 1389




وحشت آخوند خاتمی از ماهواره با بیداری و آگاهی مردم در ارتباط است و گر نه آخوندها خود هم بدلیل عدم کاردانی و هم بدلیل افکار و اندیشۀ ارت اعی؛ سبب هر گونه فساد و تبهکاری سیستیماتیک ( فردی و ا تماعی ) شده و می شوند.







نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :وضعيت نگران کننده بخش کشاورزى به روايت آمار

خراسان:کشاورزى به عنوان محور استقلال کشور در ۵ سال گذشته، به ويژه در ۲ سال اخير، شاهد افت قابل توجهى در شاخص هاى توسعه و توليد بوده است؛ از اين رو کارشناسان مربوط بر اين باورند که کشاورزى بدترين روزهاى خود را مى گذراند و کشاورزان در بحران مديريت توليد دست و پا مى زنند.





رشد منفى ۱۲ درصدى

بر اساس اعلام بانک مرکزي، رشد ارزش افزوده اقتصادى در بخش کشاورزى در سال ۸۷ منفى ۱۲ درصد بوده و اين رقم نگرانى کارشناسان و فعالان بخش کشاورزى را در پى داشته است.



رشد ارزش افزوده در بخش کشاورزى ( بر اساس اعلام رسمى بانک مرکزى) در سال ۱۳۸۴ معادل ۲/۹ درصد، در سال ۸۵ معادل ۷/۴ درصد و در سال ۸۶ اين رقم ۴/۶ درصد بوده است. ضمن اين که ارزش افزوده بخش کشاورزى در ۳ ماه اول سال ۱۳۸۷ حدود ۳/۱۰- و در سه ماهه دوم (سال ۱۳۸۷) نيز ۳/۱۰- گزارش شده است.



به گزارش «مهر»، بهمني، رئيس کل بانک مرکزى در نشستى با بخش خصوصي، رشد اقتصادى ( بخش کشاورزى) در سال ۱۳۸۷ را منفى ۱۲ درصد اعلام کرده که اين رقم بر نگرانى ها افزوده است.



در همين حال سهم بخش کشاورزى از منابع حساب ذخيره ارزى بين سال هاى ۸۴ تا ۸۸ بسيار ناچيز گزارش شده به طورى که قراردادهاى منعقد شده براى استفاده از منابع اين حساب در بخش کشاورزى در سال ۸۴ معادل ۱/۷ ميليون دلار، در سال ۱۳۸۵ صفر و در سال ۱۳۸۶ معادل ۸/۴ ميليون دلار و در سال بعد ۳/۴ ميليون دلار بوده است و بانک مرکزى تاکنون رقم سال ۸۸ در اين بخش را اعلام نکرده است.



حال اين سوال مطرح است چه رويدادى در کشاورزى کشور رخ داده که اين گونه محور استقلال کشور را تحت تاثير قرار داده است؟ کشاورزى کشور با اين وضعيت چه دورنمايى دارد؟ و سرانجام اين که به زبان ساده «چه بايد کرد؟»





آه از واردات بى رويه

يکى از عوامل اصلى رشد منفى اقتصاد بخش کشاورزى واردات بى رويه انواع محصولات کشاورزى و فرآورى شده است. حوزه واردات در سال هاى اخير به مواد اوليه کارخانجات و صنايع تبديلى نيز گسترش يافته است و در ماه هاى اخير حتى گلاب و کشمش سبزقلمى وارداتى نيز در بازار تهران و شهرستان ها به وفور ديده مى شود و نيز درباره ورود محموله هايى از گياهان دارويى نظير گل گاوزبان و ... از چين گزارش هايى ارسال شده است.



با اين وجود مدير روابط عمومى وزارت جهاد کشاورزى در گفت وگو با ما، واردات محصولات کشاورزى را ناچيز مى داند و معتقد است ميزان واردات به اندازه اى نيست که بر توليد داخل اثر سوء داشته باشد.



انصارى فرد، وزارت متبوع خود را متولى توليد مى داند و درباره واردات سلب مسئوليت مى کند اما معاون وزير جهاد کشاورزى نظرى متفاوت دارد: واردات اهرم کنترل قيمت در داخل کشور است؛ به عبارت ديگر براى تنظيم بازار و گران نشدن بى رويه از سياست واردات استفاده مى شود.



وى از واردات برخى کالاها نظير کنسانتره گوجه فرنگى و عصاره ميوه براى تامين مواد اوليه کارخانه هاى رب گوجه فرنگى و کارخانه هاى توليد آب ميوه نيز دفاع مى کند اما معترف است که نمى توان توجيهى براى واردات گياهان دارويي، گل و گياه و خشکبار چينى ارائه داد.



معاون وزير جهاد کشاورزى هم در گفت و گو با ما، برخى بى برنامگى ها در سياست واردات را مخرب مى داند و معتقد است، سياست واردات بايد روزانه و حتى ساعتى تعيين شود و توضيح مى دهد: مى دانم که واردات به توليد داخل ضرر زده است، اما اگر براى واردات محصولات کشاورزى برنامه ريزى روزانه و يا ساعتى داشته باشيم، به محض اين که بازار داخلى دچار تنش شد، بايد درهاى واردات را باز کنيم و به محض اين که بازار به اشباع رسيد و يا محصول داخلى به بازار عرضه شد به شدت با واردات مقابله کنيم و تنها در اين صورت است که مى توان اميدوار باشيم نقش اهرم بازدارنده در واردات به خوبى ايفا شده است.



بياباني، نايب رئيس خانه کشاورز در گفت وگو با «مهر» ضربه واردات محصولات کشاورزى به اقتصاد کشور را در زمينه سرمايه گذارى در بخش کشاورزى مى داند و مى گويد: بازار برخى از کالاهاى کشاورزى که کشور در آن ها داراى مزيت بود، با واردات بى رويه و غيرتخصصى از بين رفت و اين موضوع آسيب جدى به سرمايه گذارى در بخش کشاورزى وارد کرد.



در آخرين خبرها، خليليان وزير جهاد کشاورزى از لزوم تعيين «تعرفه هاى فصلى و محدوديت هاى ميزان واردات» سخن گفته و خواهان جلوگيرى از واردات محصولات کشاورزى هم زمان با عرضه محصول داخلى به بازار شده است.



وى در حاشيه مراسم رونمايى از دستگاه هاى مينياتورى فرآورى چاى در تهران افزود: واردات محصولات کشاورزى با تعيين تعرفه هاى فصلى و محدوديت هاى ميزان واردات قابل کنترل و مديريت است.



خليليان با تاکيد بر ضرورت جلوگيرى از ورود محصولات کشاورزى در مواقعى که اين محصولات در بازار از طريق توليدات داخلى تامين مى شود، گفت: وزارت خانه ها و سازمان هاى مرتبط با اين بخش بايد جلوى وقوع اين امر را بگيرند.



وزير جهاد کشاورزى از سامان دهى تعرفه ها در قانون بودجه خبر داد که طى آن تعرفه هاى محصولات مختلف (کشاورزى) به ۳ شکل تعريف شده و طى آن تعرفه محصولاتى که به ميزان نياز، بيشتر از نياز و هم چنين کم تر از نياز در کشور توليد مى شود به صورت مجزا تعيين شده است.



وى از اعلام اين طرح به وزارت خانه ها و سازمان هاى مرتبط خبر داد و گفت: اين تعرفه ها ۲ تا ۴ برابر تعرفه هاى سال قبل تعريف شده است.



در مقابل حميد صافدل معاون سازمان توسعه تجارت ايران تمامى مسئوليت واردات محصولات کشاورزى را متوجه وزارت جهاد کشاورزى مى داند و مدعى است: واردات محصولات کشاورزى با مجوز وزارت جهاد کشاورزى صورت مى گيرد و اين مسئوليت نه از وظايف وزارت بازرگانى است و نه سازمان هاى ديگر دولتى.



بخش ديگرى از علل افت ۲ درصدى توليد محصولات کشاورزى به نبود امنيت سرمايه گذارى در حوزه بيمه است، بيمه محصولات کشاورزى اگرچه سابقه اى بيش از ۲۵ سال تجربه را داراست اما هنوز جايگاه خود را در ميان توليدکنندگان محصولات کشاورزى و باغى پيدا نکرده است.





توليد محصولات کشاورزى با کدام بيمه؟

تداوم توليد و روند افزايشى رشد اقتصادى بخش کشاورزى نياز به تامين امنيت سرمايه گذارى در تمامى بخش هاى توليد دارد.



بهزاد قره ياضى کارشناس بخش کشاورزي، در گفت وگو با ايسنا نبود امنيت سرمايه گذارى را با واردات مرتبط مى داند و مى گويد: سرمايه گذاران با سرمايه اى هنگفت وارد بخش مى شوند اما ناگهان با واردات ميليون تنى محصولات کشاورزى در بازار روبه رو مى شوند و تمامى سرمايه خود را از دست مى دهند.



او از واژه «ناخودکفايى» براى اولين بار استفاده مى کند و ادامه مى دهد: در سايه واردات بى رويه، کشاورزى به ناخودکفايى رسيده است و نمى توان سرمايه گذارى در اين بخش داشت. خانه نشينى خبرگان بخش کشاورزى و دانايى ستيزى از مواردى است که در چند سال اخير مشکلات اين بخش را افزايش داده است.



اظهارنظر «قره ياضى» را مى توان به ضعف يا نبود «بيمه کشاورزى» مربوط دانست و اين موضوعى است که عضو کميسيون اقتصادى مجلس شوراى اسلامى از آن به عنوان يک معضل ياد مى کند و مى گويد: بيمه کشاورزى متاسفانه خودش يک معضل شده است؛ چون اين بيمه براى بيمه کردن بيش از حد سخت گيرى مى کند. از جمله اين که در يک زمان خاص و با يک شرايط ويژه کشاورزان مى توانند با پرداخت حق بيمه به اين چرخه وارد شوند، از طرف ديگر وقتى که درخت کشاورز خشک مى شود، مى گويند ما درخت را بيمه نکرده ايم محصول را بيمه کرده ايم، وقتى هم که محصول آسيب مى بيند ميزان پرداختى بسيار اندک است.



وى ادامه مى دهد: همين مشکلات سبب شده تا بيمه کشاورزى نه تنها مشکل کشاورزان را حل نکند بلکه آن ها را با چرخه اى از مشکلات جديد روبه رو کند. در اين شرايط نبايد انتظار داشت، کشاورزان از اين نوع بيمه استقبال کنند زيرا که شرايط پرداخت خسارت مورد قبول کشاورزان نيست.



نماينده کاشمر معتقد است که «بيمه» نيز نتوانسته بخشى از مشکلات کشاورزى را حل کند و تاکيد مى کند: متاسفانه بيمه کشاورزى مشکلى را حل نکرده و در شرايطى که وضعيت آب هم مطلوب و مناسب نباشد، کشاورزى به مخاطره مى افتد. از يک جهت چراغ کشاورزى و دامدارى رو به خاموشى است و از طرف ديگر اشتغال نيز تحت تاثير اين موضوع با معضلاتى روبه رو مى شود.



خباز يکى از راه هاى برون رفت از مشکلات کشاورزى را توجه به کشاورزى مکانيزه و فعال کردن صنايع جانبى مى داند و ادامه مى دهد: علاوه بر اين که به سمت کشاورزى مکانيزه و مدرن مى رويم، بايد صنايع تبديلى و جانبى را نيز در بخش کشاورزى فعال کنيم.





عقب ماندگى هايى ناشى از نبود دانش

يحيى آل اسحاق رئيس اتاق بازرگانى تهران، برخى ناهماهنگى هاى بين بخشى کشاورزي، صنعت و خدمات را عامل اصلى عقب ماندگى در اين حوزه مى داند و به «مهر» مى گويد: چالش ميان بخش کشاورزي، صنعت و خدمات از مقولاتى است که به مشکل فعالان اين بخش تبديل شده است و در واقع اگر استفاده از فناورى سرمايه گذاري، اشتغال و آموزش به شکل هماهنگ پيش نرود، کشاورزى با چالش مواجه مى شود.



وى با اشاره به نبود دانش فنى و تخصص در ميان فعالان اين بخش افزود: بسيارى از عقب ماندگى ها در اين حوزه به نبود دانش برمى گردد به طورى که يکى از پرورش دهندگان ماهى توانست با کمک يک کارشناس خارجى برداشت ماهى را از ۵/۳ تن در هکتار به ۱۸ تن در هکتار برساند.





جايگاهى که شايد از دست رفته

اقليم ايران و وسعت اراضى کشاورزى و وجود نيروى متخصص بخش کشاورزى موجب شده که زيرساخت هاى کشاورزى در کشور براى توليد بيش از ۲۰۰ ميليون تن محصولات کشاورزى مهيا باشد و اين در حالى است که در بالاترين رقم اعلام شده مجموع توليدات کشاورزى اعم از محصولات زراعي، باغي، دامى و شيلات رقم ۱۰۲ ميليون تن را نشان مى دهد.



بخش کشاورزى تامين کننده ۷/۱۳ درصد توليد ناخالص داخلى کشور، ۲۰ درصد اشتغال، ۲۳ درصد از ارزش صادرات غيرنفتي، ۸۲ درصد غذاى مصرفى داخلى و ۹۰ درصد مواد اوليه صنايع تبديلى کشاورزى است و اين در حالى است که کارشناسان بر اين باورند که بخش کشاورزى مى تواند، جايگاه هاى بسيار بالاترى را در اين زمينه احراز کند که نبود امنيت سرمايه گذاري، خرده مالکى و پايين بودن سطح معلومات کشاورزى کشاورزان، نبود بيمه کشاورزى کارآمد، واردات بى رويه و غيرکارشناسي، نبود سياست هاى کلان توليد و استراتژى تجارى کشاورزى و در نهايت نبود برنامه ريزى کلان در اين بخش موجب شده که شاخص هاى توسعه بخش روزبه روز افت کند؛ به طورى که اين رقم در سال زراعى ۸۸-۸۷ معادل منهاى ۱۲ درصد اعلام شده است.



به هر حال، شاخص اعلام شده از سوى بانک مرکزى مى تواند براى متوليان کلان کشاورزى کشور هشدارى باشد که در برنامه ريزى هاى کلان خود تجديدنظر کنند و براى خروج بخش کشاورزى از وضعيت فعلى و مثبت شدن رشد اقتصادى در اين بخش چاره انديشى کنند.




1 شهريور 1389    21:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :دستگيرى 80 کارتن خواب و متکدى در تهران

ايلنا: با اجراى طرح پاکسازى نقاط آلوده در سطح شهر تهران 80 کارتن خواب و متکدى دستگير شدند.

ماموران در اجراى اين طرح ضمن بکارگيرى منابع اطلاعاتى 80 کارتن خواب و متکدى دستگير شدند.

شايان ذکر است، 74 نفر مرد تحويل مراکز لويزان و گرم خانه ، 2 زن به مرکز بهزيستى و 3 پسر بچه به مرکز ياسر تحويل داده شدند .

در راستاى اجراى اين طرح تعدادى پايپ ، 3 قبضه چاقو ، 4 عدد ضبط خودرو و 30 عدد کارت سوخت کشف و ضبط شد
1 شهريور 1389    21:37
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :همسر يک زندانی سياسی: رافت اسلامی اين آقايان فقط شامل حال امريکايی ها و انگليسی هاست

تا آزادی روزنامه نگاران زندانی:مهسا امرآبادي، روزنامه نگار و همسر مسعود باستانی روزنامه نگار دربند، از عفونت فک و دهان باستانی در زندان رجايی شهر خبر داد.



امرآبادی در گفت و گو با «تا آزادی روزنامه نگاران زنداني» به شدت نسبت به وضعيت همسرش اظهار نگرانی کرد و گفت: متاسفانه بدون اينکه حتی يک دليل بياورند، همچنان با درخواست مرخصی استعلاجی مسعود مخالفت می شود.



وی ادامه داد: ديگر نمی دانم داد خود را به کجا ببرم، هيچ يک از مسئولين قضايی پاسخ شفاف و روشنی به ما نمی دهند و عفونت دهان همسرم به شدت ما را نگران کرده است. جالب است که ما هيچ گاه رافت و عطوفت اسلامی که آقايان مدام از آن دم می زنند را نديده ايم، گويا اين رافت اسلامی تنها شامل زندانيان فرانسوی و انگليسی می شود و ما که بچه همين مملکت هستيم بايد با اين ظلم ها بسازيم و از طرف ديگر توقع دارند ما دم بر نياوريم و ساکت باشيم که مبادا دشمنان و بيگانگان سوءاستفاده کنند!



امرآبادی همچنين وضعيت روحی مسعود باستانی را بسيار خوب توصيف کرد و افزود: مسعود در زندان رجايی شهر با انسان های بزرگی هم بند است و از اين فرصت ها برای مطالعه و خودسازی و عبادت، حداکثر استفاده را می کند اما به هر حال دردی که می کشد بسيار طاقت فرسا است، از طرف ديگر ما از تبعيضی که تا کنون بر ما روا داشته شده است، گله منديم زيرا حتی در عيد نوروز نيز به مسعود مرخصی ندادند و اکنون که بيمار است و نياز به معالجه فوری خارج از زندان دارد، با تقاضای ما جهت مرخصی استعلاجی مخالفت می شود.



وی گفت: بارها به دادستانی مراجعه کرده ام اما دادستان هيچ گاه به تقاضای ملاقات من با ايشان پاسخ مثبت نداده است و من از ايشان سوال می کنم که چرا علی رغم درخواست های مکرر من برای ديدار با وي، حاضر نيست صحبت های من را بشنود؟




1 شهريور 1389    21:08
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :آثار اقتصادى غبار آلودگى هوا، جداى از اثرات آن بر سلامت انسان و هزينه دوا و درمان، آلودگى بناها و هزينه پاک سازى سيماى شهر، مى تواند بسيار گسترده باشد

ايرن:کامبيز بهرام سلطانى - در خبر انتشار يافته توسط خبرگزارى مستقل محيط زيست ايران (ايرن-کد خبرى 3433 ) زير عنوان « گردو غبار سبب اختلال در متابوليسم گياهى مى شود » به نکات بسيار حساسى اشاره گرديده بود. به دليل اهميت فوق العاده موضوع، در جهت تکميل آنچه قبلا" در خبر ياد شده آمده بود، به ذکر نکاتى چند پرداخته مى شود .

قبل از هر چيز و جهت رفع هرگونه ابهام، در چارچوب مبحث حاضر، زمانى که از ذرات غبار صحبت مى شود، مقياس هاى زير مورد نظر مى باشند :

?ذرات بزرگ غبار؛ قطر اين ذرات از 10 ميکرومتر(m ) بيشتر است ،

?ذرات ريز غبار؛ قطر اين ذرات بين 5/0 تا 10 m مى باشد،

.ذرات کلوييدى غبار؛ قطر اين گروه از ذرات کوچک تر از 5/0 m است .

غبار موجود در هوا بر حسب ويژگى هاى شيميايى و فيزيکى که از آن برخوردار است، در صورت ترسيب بر اندام هاى هوايى گياهان، قادر است بر کارکردهاى فيزيولوژيک و در نتيجه سلامت گياهان، بازدهى توليد و کيفيت محصولات زراعى و باغى به طور مستقيم تأثير بگذارد. البته نشست غبار بر سطح خاک ( يا به عبارت ديگر اثر غير مستقيم غبار ) نيز در اکثر موارد داراى آثار منفى براى گياهان مى باشد که از موضوع صحبت فعلى خارج است.

در ارتباط با اثرات غبار بر گياهان بايد خاطر نشان گردد، همواره جنگل ها، درختزارها، بيشه زارها و نيز فضاى سبز شهري، در مقايسه با محصولات زراعي، تحت فشار بيشترى قرار دارند. زيرا محصولات زراعى ، حداقل سالى يک بار برداشت

مى شوند حال آنکه رويش طبيعى به طور مستمر در معرض آلودگى هوا به غبار واقع شده اند. با اين وصف خسارت هاى بخش کشاورزى نيز هرگاه مورد ارزيابى قرار گيرد- قابل چشم پوشى نمى باشند.

« اثرات نشست غبار بر برگ هاى گياهان را مى توان در سرفصل هاى زير خلاصه نمود:

?اختلال در دريافت نور خورشيد،

?کاهش جذب نور مفيد توسط کلروفيل،

?کاهش بازدهى فتوسنتز،

?مسدود شدن و آسيب ديدگى روزنه هاى برگ يا Stomata ،

.بروز اختلال در تنفس، تعرق و نيز تبادل حرارتى با هواى پيرامون،

?در صورت بالا بودن رطوبت نسبى هوا، امکان جدا شدن برخى مواد آلاينده از ذرات غبار و نفوذ به درون گياه و از اين طريق ايجاد اختلالات فيزيولوژيک مستمر منتفى نيست » .

در ادامه به طور موجز به تشريح سرفصل هاى ياد شده پرداخته خواهد شد. تا جاييکه به فرآيند دريافت نور خورشيد توسط برگ گياهان باز مى گردد، سه مرحله قابل تشخيص مى باشند:

1)بازتابش نور از سطح برگ يا reflection،

2)جذب بخشى از نور توسط برگ يا absorption،

3)خروج بخش ديگرى از نور از درون برگ يا transmission .

مقدار بازتابش، تا جاييکه به برگ گياهان مربوط مى باشد، بستگى به نوع پوشش و ساختار سطح برگ دارد؛ براى مثال

برگ هاى درخت شمشاد يا ماگنوليا به دليل سطح براقى که دارا مى باشند، در مقايسه با بداغ جنگلى يا سنجد، با

برگ هاى نسبتا" کدر و کُرکدار و زبر نور بيشترى را منعکس مى کنند. در همين ارتباط وسعت سطح برگ نيز داراى نقشى تعيين کننده است؛ براى مثال مقايسه شود وسعت برگ درخت جوالدوز با بيد مجنون. به همين ترتيب مى توان ميان طيف نور بازتابش يافته، جذب شده و خارج شده از برگ تفاوت قايل شد، ليکن جهت اختصار از ورود به اين مقوله خوددارى

مى شود.

در ارتباط با موضوع بحث آن طيفى از نور قابل توجه است که توسط برگ ها جذب شده و در فيزيولوژى گياه و فعل و انفعالات بيوشيميايى نقش اصلى را ايفا مى کند.

تقريبا" بين 45 40 % از نور تابيده شده توسط خورشيد بين طول موج هاى 380 تا 720 نانومتر ( nm ) قرار دارد. اين طيف از نور خورشيد، نور مريى ناميده مى شود. نورى که توسط پيگمنت هاى کلروپلاست جذب مى شود، متعلق به طيف 380 تا 740 نانومتر مى باشد که اصطلاحا" تابش قابل استفاده براى فتو سنتز ناميده مى شود . با اين وصف، به طور کلى طيف 700 400 nm را به عنوان PhAR به حساب مى آورند. تابش قابل استفاده براى فتوسنتز از يک طرف به طول موج کوتاه ماوراى بنفش ( UV ) و از طرف ديگر به طول موج بلند مادون سرخ ( IR ) محدوده شده است. مسئله اصلى نيز در محدوده همين طيف شکل مى گيرد که بعد از توضيحى اجمالى درباره نور گذر کننده يا خروجى از برگ به تشريح آن پرداخته مى شود.

مقدار نور گذر کننده يا خروجى از برگ بستگى به ساختمان و ضخامت برگ دارد. هرچه ضخامت برگ ها بيشتر باشد، مقدار نور خروجى از آن کم تر است؛ برگ هاى نازک مانند بسيارى ازگراس ها تا 40 % و بيشتر و برگ هاى نيمه ضخيم بين 10 تا 20 % از نور دريافتى را از خود عبور مى دهند، ولى برگ هاى بسيار ضخيم ( کاکتوس انجيرى ) تقريبا" فاقد خروجى نور

مى باشند. يکى از دلايلى که درون جنگل هاى انبوه براى مثال عرصه هاى سالم جنگل هاى هيرکانى نورى که مشاهده مى شود، به رنگ سبز ملايم گرايش دارد، وجود همين نور عبور کرده از درون برگ ها مى باشد.

اما اصل صحبت درباره طيف نور قابل استفاده براى فتو سنتز است. زمانى که غبار سطح برگ را بپوشاند، به موازات تغيير رنگ سطح برگ ، طيف نور دريافتى نيز تغيير مى کند؛ يعنى گياه ممکن است تنها بخشى از طيف 700 400 nm را دريافت کند و در شرايط حاد مانند همراه شدن غبار با دوده موجود در هواى شهرها اصولا" نورمورد نياز براى به جريان در آوردن فرآيند فتو سنتز را دريافت ننمايد. در حقيقت همين واکنش در ظاهر ساده است که کل متابوليسم گياهى را دچار اختلال مى نمايد .

به طور خلاصه، از آنجايى که رنگ سبز برگ به سمت کِرِم، خاکسترى و قهوه اى تغيير مى يابد، کلروفيل قادر به دريافت طيف نور مورد نياز خود نبوده، موازنه ميان نور بازتابش يافته، جذب شده و خروجى برهم خورده و در پى آن فرآيندهاى فتوسنتز و آسيميلاسيون دچار اختلال شده ويا حتا به توقف کامل کشيده مى شوند.

در عين حال تغيير رنگ برگ ها، باعث بروز اختلال در تبادل حرارتى با هواى پيرامون نيز مى گردد. تغيير رنگ مى تواند موجب جذب دماى بيشتر ( رنگ تيره ) و يا کمتر ( رنگ روشن ) شده و از اين طريق بر فرآيندهاى تعرق گياهان تأثير بگذارد. شرايط زمانى به شکل حاد در مى آيد که ذرات غبار، دوده موجود در هواى شهرها را به خود جذب کرده، به رنگ تيره در آمده و سپس بر سطح برگ ها ترسيب شوند. در اين صورت دماى برگ افزايش يافته و متناسب با آن تبخير گياه نيز رو به افزايش مى گذارد. در چنين شرايطى برگ ها معمولا" خشک مى شوند که اصطلاحا" به آن سوختگى برگ مى گويند.

علاوه بر اين همه غبارهاى ريز قادرند، روزنه هاى برگ را مسدود سازند و اين وضعيت زمانى شدت مى گيرد که رطوبت نسبى هوا مانند بيوم خزرى يا ناحيه تحت استوايى جنوب کشور بالا باشد. در اين شرايط پشت و روى برگ توسط سله اى نسبتا" ضخيم پوشيده شده و امکان ادامه حيات گياه را منتفى مى سازد. در اين مورد نيز زمانى که ذرات غبار با ذرات نمک يا ساير آلاينده هاى شيميايى ( اکسيدهاى گوگرد، ازت يا ذرات فلوئور، گوگرد، فسفات، کلر و بسيارى ديگر ) همراه گردند، مى توانند کل سلول هاى موجود در دريچه روزنه ها را مصودم کرده و از اين طريق امکان باز و بسته شدن روزنه ها را منتفى سازند. ظهور چنين وضعيت هايى در اطراف مناطق صنعتى جنوب کشور به طور مشخص صنايع پتروشيميايى چندان دور از ذهن نيست.

بدين ترتيب کل فرآيندهاى تعرق، تبخير و تنفس گياه آسيب ديده و در شرايط حاد گياه از بين مى رود. در همين حال نبايد فراموش نمود که ، به موازات افزايش رطوبت نسبى هوا، امکان نفوذ ذرات غبار و آلاينده هاى همرا با آن به درون برگ ها نيز افزايش مى يابد که در اين صورت ديگر راهى براى نجات گياه وجود نخواهد داشت .

همان گونه که قبلا" اشاره شد، جنگل ها، درختزارها و بيشه زارها و نيز فضاى سبز شهرى از پديده غبار، در مقايسه با محصولات زراعي، آسيب بيشترى را تحمل کرده و در نهايت از بين مى روند. ولى نکته اخير بدان معنا نيست که، محصولات زراعى و به ويژه باغى آسيب کمترى مى بينند. دروهله نخست در مورد محصولات باغي، حساس ترين مرحله، مرحله به شکوفه نشستن درختان است؛ شکوفه ها در برابر هرنوع آلودگى واکنش نشان داده و سريعا"از بين مى روند. بديهى است که در اين شرايط بازدهى محصولات باغى نيز کاهش مى يابد. به همين ترتيب مى توان درباره انواع جوانه ها يا نشاى گياهان

( شاليزارها ) قضاوت کرد.

واضح است که بحث در اين زمينه مى تواند بسيار گسترده و دامنه دار باشد. در شرايط موجود ضرورت ايجاب مى نمايد، توسط نهادهاى مسئول تحقيقاتى کاربردى در اين زمينه صورت پذيرد. زيرا آثار اقتصادى غبار آلودگى هوا، جداى از اثرات آن بر سلامت انسان و هزينه دوا و درمان، آلودگى بناها و هزينه پاک سازى سيماى شهر، مى تواند بسيار گسترده باشد. بدين سبب نکات ياد شده هم مى تواند مورد توجه شهردارى ها که هزينه بسيار سنگينى را صرف ايجاد فضاى سبز شهرى مى نمايند و هم مسئولين کشاورزى کشور قرار گيرد.






1 شهريور 1389    19:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :عکس خبری/ نشست زمين در بلوار ابوطالب مشهد دو کشته به جای گذاشت.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1139105
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1139105


1 شهريور 1389    19:06
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
09:11 3 شهريور 1389
خاک بر سرتان! ابوطالب هرگز اسلام را نپذيرفته بود. چرا نامش را روی بلواری در شهر رضا انگور دزد گذاشته ايد؟ اين چه ربطی به شقيقه اسلام دارد؟



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :سنگ قبرهای بی نشان و گريه های بی صدا در بهشت زهرا

جرس:مسيح علی نژاد:بيش از يک سال است که برخی از خانواده های کشته شدگان راهپيمايی های اعتراضی بعد از انتخابات رياست جمهوري، سکوت را به خبررسانی در مورد وضعيت خود ترجيح داده اند.



فشارهای امنيتی بر خانواده های کشته شدگان در روزهای نخست شکل گيری جنبش سبز تا آنجا بود که برخی از خانواده های شهدا احضار و بازداشت شده و برخی ديگر با قرار کفالت و يا تعهد کتبی آزاد شدند.



در طول اين يک سال اگرچه بسياری از خانواده ها علی رغم تمامی تهديدات سکوت خود را شکستند و با رسانه ها در مورد رنجی که متحمل شده بودند، به گفتگو نشستند اما خانواده هايی هستند که همچنان احساس امينت نمی کنند و در مواردی ترجيح می دهند به جز نزديکان خود، ديگران را نيز نسبت به نحوه کشته شدن فرزندان خود مطلع نسازند. آنها غالبا کسانی هستند که فرزندان جوان ديگرشان نيز در داخل ايران زندگی می کنند و به کرات از سوی نهادهای امنيتی تهديد شده اند که اگر سکوت خود را بشکنند، آينده خوشی در انتظار فرزندان شان نخواهد بود.







جرس ازخانواده شهدايی که پنجشنبه ها به مزار فرزندان خود می روند در مورد شهدای گمنامی که تاکنون نامی از آنها برده نشده است، بارها پرس و جو کرده و تا کنون با تنی چند از اين خانواده ها مصاحبه هايی نيز انجام شده است اما عدم اجازه انتشار اين مصاحبه ها کماکان به فضای نا امن سياسی ايران مربوط است.







در ادامه، گفتگوی جرس با برخی خانواده های جان باختگان، در رابطه با شهدای گمنام انتخابات می آيد:







مادر سهرابی اعرابی: خانواده شهدای گمنام را که می بينم غم خودم يادم می رود







پروين فهيمی مادر سهراب اعرابی جوان نوزده ساله ای که در راهپيمايی بيست و پنج خرداد با شليک گلوله کشته شده است، در پاسخ به اين پرسش که آيا تاکنون در بهشت زهرا با خانواده های کشته شدگانی از وقايع انتخابات سال گذشته مواجه شده است که در رسانه ها نامی از آنها برده نشده باشد، گفته است: برخی اوقات وقتی به بهشت زهرا می روم کسانی را می بينم که مصيبت و غم خودم يادم می رود.







وی که جز اولين مادرانی است که حاضر به سکوت در برابر کشته شدن فرزند خود نشد به جرس می گويد: همه کسانی که جان شان را در جريان اعتراضات سال گذشته از دست داده اند، برای من مثل سهراب هستند، مثل اعضای خانواده ما هستند که بايد ياد آنها را هم گرامی بداريم. برای من جوانان ديگری که کمتر از آنان نام برده شد و يا اساسا نامی از آن شهدا برده نشد هيچ فرقی با سهراب ندارند و گاهی وقت ها که سختی ها و مصيبت های اين خانواده ها را می بينم، واقعا غم و سختی های خودم از يادم می رود.







خانم فهيمی در پاسخ به اين پرسش که آيا در بهشت زهرا خانواده هيچ يک از اين کشته شدگان را از نزديک ديده است می گويد: بله ، حميد يوسف زاده از جمله کسانی است که پنج شنبه ها برخی از خانواده اش را می بينم. پدر پيری دارد که هر بار سر مزار اين جوان می نشنيد و بی صدا اشک می ريزد.







از خانم فهيمی در مورد حميد يوسف زاده می پرسم می گويد اطلاعات زيادی در اين زمينه ندارد اما آقای يوسف زاده ظاهرا دانشجوی جوانی بوده است که در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شده است.







پدر بزرگ علی فتحعليان: نوه بيست ساله ام رفته بود مسجد قبا و ديگر برنگشت







يکی ديگر از خانواده های کشته شدگان راهپيمايی سی تير می گويد: علی فتحعليان هم دانشجوی جوانی است که در نا آرامی های مقابل مسجد قبا مورد اصابت گلوله قرار گرفت اما تا کنون مصاحبه ای از خانواده او منتشر نشده است. تماس جرس با خانواده علی فتحعليان هم نتيجه نداد اما پدربزرگ اين جوان جان باخته تنها کسی بود که در اين تماس تلفنی آرام گريست و گفت: ما ديگر کاری به کار کسی نداريم، خودشان جوابگوی اعمال خودشان هستند، نوه من اصلا سياسی نبود فقط وقتی خيابان شلوغ شده بود او هم مثل بقيه هم سن و سالهای خودش رفته بود ببيند چه اتفاقی افتاده است که ديگر به خانه برنگشت.







وی می گويد: علی فقط بيست سال داشت، دانشجوی عمران بود و سرش به درسش گرم بود، هميشه هم می آمد پيش من، همين جا هم درسش را می خواند. روزی که در مقابل مسجد قبا شلوغ شده بود هم علی با لباس خانه و حتی با دمپايی رفته بود بيرون که ديگر برنگشت.







وی در پاسخ به اين سوال که چگونه از کشته شدن او مطلع شديد، می گويد: ما تا ساعت چهار و پنج صبح به موبايل علی تلفن می کرديم تا اينکه بلاخره پرستار بيمارستان جواب تلفن را داد. گفت، اينجا بيمارستان است، شناسنامه را بياوريد و علی را ببريد، جنازه را که تحويل دادند، مراسم تشيع برگزار کرديم اما من نتوانستم علی را در آغوش بکشم. همه ما در بهشت زهرا با علی خداحافظی کرديم. در اين يک سال هم آنچه بر همه می گذرد بر ما هم می گذرد. در سوز و گداز هستيم.







وی راضی به ادامه اين مصاحبه نيست و می گويد:‌ حرفی نداريم . کاری نداريم. از هلال احمر ، از رياست جمهوری از شورای شهر آمدند ولی ما ديگه کاری نداريم. حرفی نداريم . جوان بيست ساله ای که اصلا سياسی نبود و فقط در انتخابات شرکت کرده بود و رای هم داده بود را از دست داديم. ديگر چه بگوييم.







مادر مصطفی کيارستمی: توان پيگيری ابهامی که در نحوه جان باختن پسرم به وجود آمده را ندارم







نام مصطفی کيارستمی در فضای اينترنتی و در روزهای پس از نماز جمعه به عنوان يکی از جان باختگان اين روز مطرح شد .اما از همان روزها اين خانواده هم سکوت را ترجيح دادند. مصطفی کيارستمی پس از نا آرامی های مربوط به مراسم نماز جمعه ای که با سخنرانی هاشمی رفسنجانی برگزار شده بود، از خيابان با مادر خود تماس می گيرد و می گويد که شرايط مناسبی ندارد. مادر مصطفی با بيان اينکه از اتفاقات آن روز هيچ اطلاعی ندارد ، می گويد: مصطفی سياسی نبود اما به هر حال برای خودش عقيده ای داشت برای عقيده خودش هم ارزش قايل بود. در مسايل سياسی نبود، صرفا به عنوان يک آدم معمولی عقايدی داشت و نسبت به باورهای خودش بی تفاوت و باری به هر جهت نبود، اما چون از واقعه روز جمعه هيچ خبری ندارم و اصلا نمی دانم بر پسرم چه گذشت برای همين شکايتی ندارم. توان اين را هم ندارم که پيگيری کنم.







وی ادامه داد: آدم نمی داند به چه کسی بايد اعتماد کند، در اين شرايط من اصلا نمی دانم يقه چه کسی را بايد بگيريم.







مادر مصطفی کيا رستمی می گويد: بعد از ظهر جمعه بچه ام زنگ زد و گفت من اصلا حالم خوب نيست و می خواهم برگردم خانه. من گفتم بمان تا خودم برسانمت منزل. تازه شش ماه از ازدواج او می گذشت. وقتی رساندمش خانه مدام حالت تهوع داشت و خوابش می برد و هر وقت که بيدار می شد هم تا از او می پرسيدم چی شد، کجا بودي، صدمه خوردي، کسی ضربه ای زد، فقط می گفت مامان حلالم کن. برادرش را بوسيد و گفت من ديگه دارم می روم.







تا دوازده شب دکتر بوديم اما وقتی رسيد خانه، خوابيد و هرچی فرياد کشيديم بيدار نشد. من ديدم ضربان قلب بچه ام از کار ايستاد. همانجا زدم توی سر خودم. بچه ام جلوی چشم خودم تمام کرد بدون آنکه به ما حرفی بزند . آن موقع ما اصلا نفهميديم چه شد و تا خود امروز هم فقط يک ابهام در زندگی ما باقی مانده که اذيت مان می کند. نزديک به سه ماه من دچار افسردگی شديد شده بودم ، دچار فراموشی شدم و اصلا نمی توانستم سرکار بروم.







وی در پاسخ به پرسشی ديگری می گويد: اجازه بدهيد صحبتی نکنم. من يک بچه ديگر دارم، خسته ام، از دوران جنگ و جبهه آنقدر سختی کشيده ام که بچه های من هم شاهد همه جور سختی های من بوده اند. ديگر نمی کشم. پيگير نشدم. من توان اين را ندارم. کسی را پيدا نمی کنم که حق آدم را بخواهد بستاند. با سر که نمی شود زد يک ديوار بتونی را خراب کرد .







مراسم تشييع و دفن خيلی سريع تمام شد. وقتی جوی درست شد در تشييع جنازه من هم به همه می گفتم سکته مغزی کرده است. به همه دوستان او که می آمدند و ماجرا های ديگری را در مورد جان باختن پسرم مطرح می کردند من همه چيز را انکار می کردم چون اصلا توان اين را ندارم که فردا مشکل ديگری برای من که نان آور خانه هستم و يا بچه جوان ديگرم پيش بيايد.







سنگ قبرهای گمنام در بهشت زهرا‌







خبر دفن دسته جمعی کشته شدگان اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در رسانه های اصلاح طلب منتشر شد اما پس از انتشار اين خبر در سايت نوروز، مسولان اين سايت بازداشت و مورد تهديد قرار گرفتند. اينک بعد از گذشت يک سال، وقتی با برخی از خانواده های کشته شدگان مصاحبه می شود، آنها می گويند هنوز در بهشت زهرا و در کنار عزيزان آنها قبرهايی هستند که تنها با يک کد ناشناس دفن شده اند.







مهدی فرهادی يکی از کشته شدگان راهپيمايی اعتراضی روز عاشورا است. برادر مهدی فرهادی نيز به جرس می گويد، ترجيح می دهد، سکوت کند. يک منبع آگاه به جرس خبر می دهد، برادران مهدی فرهادی را وزارت اطلاعات شهر ری بارها احضار کرده است و از آنها تعهد گرفته است که سکوت کنند. اين منبع آگاه همچنين خبر داده است که فرزندان برادران اين شهيد نيز از سوی نهادهای امنيتی مورد تهديد قرار گرفته اند.







يکی از بستگان اين شهيد می گويد: وقتی به بهشت زهرا می رويم و می بينم که تعداد زيادی از کشته شدگان روزهای انتخابات را فقط با يک کد چند رقمی دفن کرده اند، خدا را شکر می کنيم که حداقل جنازه مهدی ما را به ما برگردانده اند.







وی که می خواهد نامش ناشناس باقی بماند می گويد: غم خانواده های گمنام تری را در بهشت زهرا می بينيم که فشارها و سختی های ما در برابر آنها هيچ است.




1 شهريور 1389    19:01
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:50 2 شهريور 1389
مرگ بر رژیم خون و  نون  مهوری اسلامی .

نام:   فرزاد
ای-ميل:  
12:14 2 شهريور 1389
ما به عینه دیدیم که چگونه نیروهای سرگوبگر رژیم در حالی که مسلح بودند به شکل زبونانه در مقابل یورش  وانان آزادیخواه توان مقابله را نداشتند و م بور به عقب نشینی و فرار می شدند. این رژیم است که بر خود می لرزد. اطلاعاتی های مزدور رژیم را شناسایی و به یکدیگر معرفی کنید.



گرامی باد یاد و خاطره به خون خفتگان راه آزادی و سوسیالیسم.

نابود باد ماشین دولتی رژیم سرمایه داری  مهوری اسلامی.

نام:  
ای-ميل:  
12:13 2 شهريور 1389
عروس من.که رهایست قبالش خونست

نام:  
ای-ميل:  
11:12 2 شهريور 1389
اخر این سیل بنیان کن انسان بپا می خیزد وتو نه با سر به دیوار بتونی سر بکوبی و نه  وان برومندی در  لو چشم مادرش در خواب شود روز آزادی نزدیک است ما پیروز این میدان هستیم چون ایرانی هستیم وایرانی باقی خواهیم ماند.زنده یاد تمام  ان باختگان راه آزادی

نام:   sousan
ای-ميل:  
10:41 2 شهريور 1389
agar br in tars galabe nashavad in bisharafha har kar ke be khahand ba in melat mikonand . kasani ke azizi ra az dast dadeand be hormat khoone azizeshan nabayad sokout konand

نام:   بابك ماني
ای-ميل:   mani1700@gmail.com
10:41 2 شهريور 1389
كنار گذاشتن مرتضوي ريگ كوچكي از كوه  نايات   ا اين حكومت بايد در دادگاه مردم محاكمه شوند هر گونه سازشي از هر مقامي تحت هر عنواني محكوم است

نام:   koft bar dele akhnda
ای-ميل:   yaakhond@yahoo
10:39 2 شهريور 1389
elahi har che akhonde besoze podr beshe bere to hava hamin


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور : اظهارنظر رييس قوه ‌قضاييه :دولت احمدي‌نژاد متهم به تلاش برای مذاکره با آمريکا

راديو کوچه:رييس قوه ‌قضاييه ايران در اظهار نظری برخی «مسوولان» در دولت محمود احمدي‌نژاد را متهم کرد که مذاکره يک‌طرفه و هم‌راه با زورگويی با آمريکا را پذيرفته‌اند. صادق لاريجانی گفت تنها رهبر جمهوری اسلامی است که مي‌تواند شرايط آن‌را ترسيم و اعلام کند.



به گزارش دويچه وله، آيت‌اله صادق لاريجاني، رييس قوه‌قضاييه ايران در جلسه مسوولان عالی قضايی با اشاره به شدت گرفتن تهديد ايران توسط کشورهای غربی و اسراييل در هفته‌های اخير تصريح کرد: «بايد بدانند که اگر اين تهديدات عملی شود، همان‌گونه که مقام رهبری بيان کردند، مقابله ايران محدود به مرزهای کشورمان نخواهد بود.» پيش از اين رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که هرگونه حمله نظامی به ايران با پاسخی قاطع روبه‌رو خواهد شد که به مرزهای ايران محدود نمي‌شوند.



صادق لاريجانی با اشاره به سياست تحريم و تهديد و مذاکره‌ی آمريکا، آن‌‌را غيرقابل قبول خواند و تصريح کرد: «ما اهل مذاکره منطقی و عقلانی هستيم اما اهل مذاکره با قدرتی که در لباس ابرقدرتی پشت ميز مذاکره بنشيند نيستيم.»



رييس قوه قضاييه در بخش ديگری از سخنانش مدعی شد که «متاسفانه به نظر مي‌رسد که برخی در داخل کشور وضعيت مربوط به مذاکره يک طرفه و هم‌راه با زورگويی آمريکا را پذيرفته‌اند. حتا برخی دلالان سياسی خارج کشور را برای مطرح کردن برخی سخنان در اين زمينه، مي‌پذيرند.»



لازم به ذکر است اشاره صادق لاريجانی به حضور هوشنگ اميراحمدي، بنيان‌گذار و رئيس شورای آمريکاييان و ايرانيان در تهران به دعوت اسفنديار رحيم‌مشايی است. برخی رسانه‌ها در ايران از وی به عنوان «دلال رابطه ايران و آمريکا» نام مي‌برند.




1 شهريور 1389    19:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :کروبی:تلاش و ايستادگی زندانيان گمنام و خانواده های آنان را ارج می نهيم

سحام نيوز: عصر ديروز حجت الاسلام والمسلمين مهدی کروبی به ديدار محمدرضا جلايی پور زندانی تازه آزاد شده، رفت. در اين ديدار ايشان جويای احوالات زندانيان و بخصوص زندانيان گمنام شدند. مهدی کروبی در بخشی از سخنانش در اين ديدار گفت: “ جای دارد از همينجا يادی از زندانيان گمنان نموده و تلاش و ايستادگی آنها و خانواده هايشان را ارج نهيم . در اين ماه، انتظار آزادی زندانيان، خواسته ای بيراه و زياده ای نيست که ملت آنرا می طلبند.

تلاش و ايستادگی زندانيان گمنام و خانواده های آنان را ارج می نهيم



دبيرکل حزب اعتماد ملی در اين ديدار گفت: ”متاسفم از اينکه کار به اينجا کشيده شده که فرزندان کشور را به بهانه های مختلف بازداشت و در زندانها نگهداری کنند. اين برای نظام ما جالب نيست.“ ايشان در ادامه يادی از زندانيان گمنام کردند و افزودند: “ هستند بسياری که معروف نيستند و هزينه های زيادی را بی گناه متحمل شده اند. جای دارد از همينجا يادی از آنان نموده و تلاش و ايستادگی آنها و خانواده هايشان را ارج نهيم.“



قسم خورده اند که فندق را با پتک بشکنند!



مهدی کروبی با بيان اينکه نمی توان با رعب و تهديد حکومت کرد، افزود: “ قسم خورده اند که فندق را با پتک بشکنند! مگر می شود با رعب و وحشت و ترساندن مردم، حکومت کرد! هيچگاه وضعيت سياسی کشور را اينچنين تصور نمی کرديم . متاسفانه مساله درگذشت و برگزاری مراسم ها برای نظام به چالشی بزرگ تبديل شده است. اين افتخار نيست که کار نظام به اينجا رسيده است که مردن آدم ها نيز به بحرانی بزرگ مبدل شده و مجبورند برای هر فردی که می ميرد جلسه ی امنيتی تشکيل دهند که آيا اجازه برگزاری مراسم عزاداری به خانواده وی بدهند يا خير؟! اگر اجازه دادند حال بايد تصميم بگيرند در کدام نقطه از کشور اين مراسم برگزار شود تا اندک مردمانی بتوانند حضور يابند!! البته باز هم کار شورای تامين امنيت به اينجا ختم نمی شود بلکه بايد در نهايت افرادی را در ليست عدم ورود به مجلس ترحيم بگنجانند و هم به آن افراد اخطار دهند و هم به صاحبان عزاء!! ”



رئيس مجالس سوم و ششم در اينباره افزود: “ اخيرا نيز همين مساله برای مرحوم آقای ططری نماينده پيشين مجلس و بيسجی واقعي، جبهه رفته و مسوول بسيج عشاير و همچنين حجت الاسلام و المسلمين آقای درچه ای که از روحانيون مبارز و خوش سابقه بودند، به تلخی تکرار شد. هر دوی آنها مورد تائيد همه گروه ها و جناح ها بودند. ببينيد کار به کجا رسيده است!! آيا اين رسم و شيوه ی صحيح حکومتداری است؟!“



مهدی کروبی در مورد رفتار دولتمردان ادامه داد: ”چنان رفتار می کنند که گويی تمام مشکلات کشور را حل کرده اند و اکنون وقت کافی دارند تا در امورات شخصی مردم از مراسم عروسی گرفته تا مراسم ختم دخالت کرده و تصميم گيری کنند!



انتظار آزادی زندانيان را در اين ماه پربرکت و پر رحمت داريم



دبيرکل حزب اعتماد ملی در پايان گفت: “ ماه رحمت و برکت و ميهمانی بزرگ مسلمين جهان نزد خداوند متعال است. در اين ماه انتظار آزادی زندانيان، خواسته ای بيراه و زياده ای نيست که ملت آنرا می طلبند. اميدوارم هر چه زودتر شاهد آزادی زندانيان باشيم تا انشاا.. شادی را در اين ماه عزيز برای خانواده هايشان و ملت عزيز ايران به ارمغان بياورد“



در ابتدای اين ديدار خانواده جلايی پور از حضور مهدی کروبی قدردانی و تشکر نموده و محمدرضا جلايی پور نيز شرحی مختصر از روند دستگيری و دوران بازداشت خود ارائه نمود.


1 شهريور 1389    19:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :اعتراضات به تغيير رئيس دو دانشگاه

مردمک :تعدادی از دانشجويان دانشگاه علوم زنجان، با تحصن در مقابل سالن محل برگزاری مراسم توديع رئيس سابق اين دانشگاه، مانع از برگزاری اين مراسم و معرفی رئيس جديد شدند.



وزير علوم، حکم رياست رسول خدابخش را برای رياست دانشگاه تحصيلات تکميلی علوم پايه زنجان امضا کرده بود و بنا بود وی عصر يکشنبه، 31 مرداد به جای يوسف ثبوتی رياست اين دانشگاه را به عهده بگيرد اما مخالفت برخی از دانشجويان مانع از برگزاری مراسم معارفه رسمی رئيس تازه اين دانشگاه شد.



يوسف ثبوتی موسس و رئيس انجمن نجوم ايران، رئيس انجمن فيزيک ايران، عضو فرهنگستان علوم ايران، موسس رصدخانه دانشگاه شيراز و موسس و پايه گذار دانشگاه تحصيلات تکميلی در علوم پايه زنجان است.



در پی برکناری آقای ثبوتي، مجمع نمايندگان استان زنجان با ارسال نامه ای خطاب به وزير علوم، به اين تصميم اعتراض کرد و خواستار تجديدنظر وی در اين مورد شد.



در نامه مجمع نمايندگان استان زنجان، آقای ثبوتی به عنوان يک چهره علمی ماندگار و شناخته شده در جامعه علمی ايران معرفی شده است.



از سوی ديگر وزير علوم با صدور حکمي، سعيد سهراب پور رئيس دانشگاه صنعتی شريف را از کار برکنار و رضا روستا آزاد را که عضو شورای مرکزی جمعيت ايثارگران است به جای وی منصوب کرد. اين حکم نيزبا اعتراض دانشجويان و اساتيد دانشگاه شريف مواجه شد.



حسام الدين ارفعي، استاد دانشکده فيزيک دانشگاه صنعتی شريف بعد از برکناری آقای سهراب پور با ارسال نامه‌ای به رضا روستا آزاد رئيس جديد اين دانشگاه، از وی خواست مراسم توديع رئيس قبلی و معارفه رئيس جديد را لغو کرده و موکول به نظرخواهی از اساتيد اين دانشگاه کند.



علی اکبر متکان، معاون وزير علوم، تغيير روسای دانشگاه‌ها را کاملا طبيعی دانست و گفت: برخی از اين افراد به پايان دوره چهار يا هشت ساله خود رسيده‌اند و برخی ديگر به دلايل شخصی و برای رسيدگی به مسائل علمی خود، درخواست استعفا يا جابجايی را مطرح کرده‌اند.



اخراج و بازنشستگی پيش از موعد اساتيد « ناهمسو با نظام»



تغيير روسای دانشگاه‌ها در حالی صورت مي‌گيرد که کامران دانشجو وزير علوم، به‌تازگی گفته بود که دانشگاه جای استادانی نيست که بخواهند عليه «نظام و خواسته‌های مردم» فعاليت کنند و وزارت علوم از اخراج آنها «شرمنده» نخواهد بود.





آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوری اسلامی ايران نيز سال گذشته، در آستانه آغاز سال تحصيلی 1388 در دانشگاه‌ها، به شيوه تدريس علوم انسانی در دانشگاه های ايران اعتراض کرده و آن را «معارض با مبانی قرآنی و ديني» دانسته و از شمار کم استادان معتقد به «جهان بينی اسلامي» در دانشگاه ها انتقاد کرد.



از سوی ديگر محمدتقی مصباح يزدي، روحانی نزديک به محمود احمدي‌نژاد، چندی پيش در ديدار با هيئت رئيسه دانشگاه تربيت مدرس و در واکنش به موج جديد اخراج های دانشگاهي، خواستار يک «انقلابی فرهنگي» در دانشگاه‌های کشور شد.



بازنشستگی پيش از موعد



بر اساس گزارش خبرگزاري‌های داخلی ايران در يک سال گذشته، دانشگاه تهران، نزديک به81 عضو هيات علمی خود را بازنشسته کرده است.



همچنين در دور تازه بازنشستگی اساتيد در تيرماه 89، مديرکل دفتر رياست دانشگاه تهران نيز از بازنشستگی 30 عضو علمی اين دانشگاه خبر داد.



برخی از اين استادان هنوز 30 سال نيست که عضو هيئت علمی هستند و زمان بازنشستگی واقعی آنها هنوز فرا نرسيده است. به گفته مديرکل دفتر رياست دانشگاه تهران، برخی از اعضای هيئت علمی با وجود سابقه کمتر از 30 سال، حکم بازنشستگی دريافت خواهند کرد.





روح الله عالمی عضو هيات علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران، از جمله استادانی است که با 22 سال سابقه تدريس، بازنشسته اجباری شده است. آقای عالمی بعد از شنيدن خبر بازنشستگی خود گفت که دست‌کم 14 سال ديگر مي‌توانست تدريس کند.



حميدرضا برادران شرکاء و محمد ستاری فر، استادان اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايی نيز از جمله چند استاد اقتصاد هستند که سال 88 به اجبار بازنشسته شدند. اين دو استاد دانشگاه از مديران اقتصادی در دولت محمد خاتمی بودند.




1 شهريور 1389    16:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :نام و تصوير موسوي، کروبی و خاتمی در روزنامه ها و خبرگزاری ها ممنوع شد

سحام نيوز:وزارت ارشاد، با ارسال نامه ای خطاب به روزنامه و خبرگزاری های کشور، به آنان اعلام کرده است از آوردن خبر يا تصوير ميرحسين موسوي، مهدی کروبی و محمد خاتمی در مطالب خود، خودداری کنند.



به گزارش ندای سبز آزادي، از آنجا که وزارت ارشاد راساً و به صورت سرخود طبق قانون اجازه ندارد مطبوعات را به چاپ يا عدم چاپ مطلبی مجبور کند وقتی مستند قانونی اين درخواست مورد سئوال قرار می گيرد وزارت ارشاد شفاهاً و به دروغ اين مطلب را به مصوبه شورای عالی امنيت ملی ارجاع می دهد. هرچند در نامه هم از ملاحظه ”مراجع ذی صلاح امنيتي“ گفته می شود و اينکه بازتاب خبر اين افراد دارای آثار منفی است.



گفتنی است محمود احمدی نژاد هفته گذشته در مصاحبه با شبکه خبری پرس تی وي، مدعی شده بود ”فتنه ۸۸ با کمترين هزينه جمع شده است“ و منتقدان دولت او چندان محبوبيتی ندارند.

با اين حال وی در آخرين درخواستی که به شورای امنيت ملی ارائه می دهد از اين شورا می خواهد مصوبه ای مبنی بر عدم انعکاس اخبار ميرحسين موسوي، مهدی کروبی و خاتمی در مطبوعات به تصويب برسانند. امری که هرچند با مخالفت اکثريت اعضای شورا مواجه می شود اما اين امر مانع از اين نيست که وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد نامه ای در ابتدا خطاب به روزنامه های کشور و سپس خبرگزاری صادر کند و شخصا آنان را از اين عمل بازدارد.




1 شهريور 1389    16:19
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :خودکشی يک زن در متروی تهران

مهر:صبح دوشنبه سرويس دهی در خط يک مترو تهران در مسير جنوب به شمال به دليل خودکشی يک زن در ايستگاه 15 خرداد متوقف شد.



به گزارش خبرنگار مهر، ساعت 9:45 صبح امروز "دوشنبه" در خط يک متروی تهران يک زن اقدام به خودکشی کرد.



محسن هاشمی مديرعامل شرکت مترو تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با تائيد خبر خودکشی از توقف خط يک مترو تهران خبر دادند.


1 شهريور 1389    19:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :بيانيه کانون صنفی معلمان: ميزان افزايش حقوق کارمندان از نرخ تورم هم کمتر است

جرس:کانون صنفی معلمان،طيف صنفي، با انتشار بيانيه ای نسبت به افزايش شش درصدی حقوق شاغلان و بازنشستگان دولت که از نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی يعنی 9/9 درصد، نيز کمتر است، گلايه کرده است.



به گزارش خبرنگارجرس، در اين بيانيه نمايندگان مجلس را موظف می داند تا دولت را به اجرای قانون، "يعنی افزايش حقوق کارکنان دولت به ميزان تورم واقعی سالانه" ملزم سازد و با "نظارت مؤثر" مانع افزايش مشکلات معلمان و ساير کارکنان دولت شود .



متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:



سالها معلمان و فعالان صنفی آنان با تحمل هزينه های مادی و معنوی خواهان تصويب و اجرای قانون پرداخت هماهنگ بودند . سرانجام در سال 1386 قانون مديريت خدمات کشوری توسط نمايندگان مجلس شورای اسلامی به تصويب رسيد اما اجرای آن نيزبه تعويق افتاد . با وجود مغايرت اين قانون با خواسته های معلمان (استثناهای زيادی در اين قانون وجود دارد) تعدادی فعالان صنفی و معلمان خواهان اجرای آن شدند تا بالاخره قانون مذکور هر چند به شکلی ناقص به اجرا در آمد .



طبق نص صريح ماده 125 قانون مديريت خدمات کشوری مصوب 8/7/86 چنين مقدر شد که : "حداقل افزايش ساليانه ی [حقوق کارکنان دولت ] به اندازه ی نرخ تورمی است که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران اعلام گردد. " همچنين ماده 150 قانون برنامه چهارم اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مقرر داشته که دولت موظف است حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت را طی برنامه چهارم و در ابتدای هر سال برای تمامی رشته های شغلی ، متناسب با نرخ تورم افزايش دهد .



امسال متاسفانه عليرغم افزايش سرسام آور قيمت خدمات مختلف اعم از کرايه تاکسي، مترو، ويزيت پزشک ها، قيمت دارو، در مان در بيمارستان های عمومی و خصوصی و نيز ارزاق عمومی نظير گوشت، مرغ ، مواد لبنی تا ميوه و سبزی جات که در بازارهای ميوه و تره بار عرضه می شوند و در روزنامه ها نيز بارها در مورد افزايش و گرانی قيمتها نوشته و گفته می شود فقط 6 % به حقوق شاغلان و بازنشستگان دولت افزوده شد و خانواده هايشان بدون اين که ( دکترای اقتصاد ) داشته باشند تورم و گرانی به مراتب بيش از افزايش حقوقشان را با تمام پوست و گوشت خود احساس کردند! به قول شاعربزرگوار و استاد پيش کسوت جامعه شناسی زنده ياد سعدی :اين شکم بی هنر پيچ پيچ/ صبر ندارد که بسازد به هيچ



افزايش شش درصدی حقوق که حتی از نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی ( 9 / 9 % ) نيزکمتر است ضرب المثل " يک مويز و چهل قلندر " را تداعی می کند. آيا می توان اين تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی را قبول کرد؟ درصورتی که تجربه ثابت کرده که هر سال حد اقل سه بار: در ماه های رمضان، محرم، و قبل از عيد نوروزمواد خوراکی و به دنبال آن قيمت بقيه ی اجناس و خدمات بيش از ده درصد گران می شود و دود اين گرانی ها به چشم کارکنان و حقوق بگيران رده پايين دولت می رود. آيا اين افزايش شش درصدی حقوق با نص صريح قانون مصوب مجلس مغايرت ندارد ؟ اساسا اين عدم تناسب بين افزايش حقوق کارمندان دولت و نرخ واقعی تورم در جامعه چه پيامد ها و اثرات ناگواری بر جامعه، زندگی مردم و خصوصاً کارمندان دولت به دنبال خواهد داشت ؟ استرس ناشی از تورم و گرانی بر کارکنان دولت که حقوقشان پاسخگوی خدمات صادقانه شان نيست آنها را نسبت به کار خود بی انگيزه نمی کند؟ امکان لغزش در مقابل نفسانيات و تمناهای غير انسانی را دربرخی از آنها افزايش نمی دهد؟ بعضی ازافراد را برای رسيدن به اهداف فردی و اجتماعی به ارتکاب جرم نمی کشاند؟



اگر تاثير عدم تناسب حقوق با نرخ تورم واقعی در کيفيت فعاليت معلمان و ميزان بازدهی آموزش و پرورش که مهمترين و زير بنائی ترين نهاد در تربيت نسل فردای جامعه است مورد بررسی قرار گيرد روشن می شود که فرايند آموزش و کيفيت آن به طور کامل به شرايط روحی و روانی کادر آموزشی و مخاطبين آنها و شرايط جامعه وابسته است . معلمان که نقش مهمی در زمينه بقاء و توسعه اجتماعی دارند به دليل عدم امکان دستيابی به زندگی حداقلی به ناچار چند شغله می شوند ، آنگاه سطح کيفيت آموزش کاهش می يابد . دانش آموزان و خانواده های آنها که بايد به دور از دغدغه های روانی و تنش های محيطی و اجتماعی در فرايند آموزش با تمرکز حواس کامل به صورت فعال شرکت نمايند تا کيفيت آموزش مطلوب تر گردد به شدت و سختی گرفتار فراهم آوردن معاش خود هستند.

هم اکنون چهره های نزار دانش آموزان که ناشی از سوء تغذيه آنان و ناراحتی ها و استرس های خانوادگی و اجتماعی است در کلاس ها با نمود رفتاری افسرده يا پرخاشگر بازدهی کلاس درس را کاهش می دهند و دردناک تر از اين هم زمانی است که برخی دانش آموزان يکی يکی مدرسه را ترک می کنند تا با کار کردن به اقتصاد خانواده شان کمک کنند. متاسفانه اين مشکلات هر سال از سال قبل بيشتر و پيچيده تر می گردد. در نتيجه افت کيفيت آموزشی و افت تحصيلی قابل توجهی در مراکز آموزشی اعم از آموزش و پرورش و آموزش عالی را شاهد هستيم که بخش اعظم آن متوجه فشارهای اقتصادی ناشی از عدم تناسب افزايش حقوق با افزايش نرخ تورم واقعی در جامعه می باشد. البته اين مشکل امسال نيست بلکه ساليان درازی است که ما گرفتار تورم های فزاينده در قيمتها ی اجناس و مايحتاج عمومی و عدم تناسب حقوق و دريافتی کارکنان دولت و بخصوص فرهنگيان با تورم هستيم.



برنمايندگان مجلس است که دولت را به اجرای قانون، يعنی افزايش حقوق کارکنان دولت به ميزان تورم واقعی سالانه ملزم نمايد و با نظارت مؤثر خود مانع افزايش مشکلات معلمان و ساير کارکنان دولت گردد .





کانون صنفی معلمان ( طيف صنفی )

26 / 5 /1389



جرس




1 شهريور 1389    13:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :پس از 4 هفته ممنوع الملاقات، زندانيان سياسی اعتصاب کننده توانستند با خانواده های خود ملاقات کنند

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" تمامی زندانيان سياسی اعتصاب کننده در بند 350 زندان اوين پس از 4 هفته ممنوع الملاقات بودن صبح امروز توانستند با خانواده های خود ملاقات کردند.



روز دوشنبه اول شهريور ماه خانواده های زندانيان سياسی در سالن ملاقات حضور يافتند و بخصوص خانواده های اعتصاب غذا کننده که بيش از 3 هفته عزيزانشان در سلولهای انفرادی بسر می بردند وپس از 4 هفته ممنوع الملاقات بودن صبح امروز توانستند با خانواده های خود ملاقات کنند.وضعيت جسمی آنها تا حدی بهبود يافته است و همگی آنها از وضعيت روحی بسيار بالايی بر خوردار هستند.



از طرفی ديگر از آغاز ماه رمضان محدوديت بيشتری عليه زندانيان سياسی و خانواده های آنها بکار برده شده است. مدت زمان مراجعه برای ملاقاتها از ساعت 09:00 تا ساعت 12:30 تقيليل يافته است و به همان نسبت زمانی که خانواده ها با عزيزانشان می توانند ملاقات کنند محدود شده است و به 15 دقيقه ملاقات کابينی کاهش يافته است.اين در حالی است که تعدادی از خانواد ها از شهرستانهای دور دست برای ملاقات با عزيزانشان می آيند و عليرغم طی صدها کيلومتر مسافت می توانند فقط 15 دقيقه با عزيزان خود ملاقات کنند.



در اقدامی ديگر مامورين وزارت اطلاعات و صداقت رئيس زندان و مصطفی بزرگ نيا رئيس بند 350 زندان اوين معروف به جلاد 350 اقدام به جمع آوری باجه های تلفن بند 350 نموده اند و به نظرميآ يد که قصد دارند محدوديتهای بيشتری عليه زندانيان سياسی اعمال نمايند.



همچنين عباس جعفری دولت آبادی که در ماههای اخير هماهنگ با بازجويان وزارت اطلاعات در تشديد سرکوب زندانيان نقش عمده ای داشته است در آخرين اقدام سرکوبگرانه خود زندانيان سياسی که در آستانه پايان محکوميت خود هستند و طبق قوانين موجود می توانند بصورت مشروط آزاد شوند جلوی اجرای اين قانون را گرفته است.



وضعيت غذای زندانيان سياسی عليرغم روزه دار بود تعداد زيادی از زندانيان سياسی اسف بار است و به لحاظ کميت و کيفيت بسيار پايين و تقريبا غير قابل مصرف می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،تشديد فشارها و ايجاد محدوديتهای غير انسانی عليه ندانيان سياسی بی دفاع را به عنوان يک جنايت محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار ارجاع پرونده جنايت عليه بشريت رژيم ولی فقيه برای گرفتن تصميمات لازم اجرا می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



اول شهريور 1389 برابر با 23 اوت 2010




1 شهريور 1389    13:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :احضار پنج درويش گنابادی به دادسرا به اتهام اخلال در نظم عمومی

راديو کوچه:روز گذشته يک‌شنبه پنج تن از دراويش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی ساکن سروستان به اتهام اخلال در نظم عمومی و مشارکت در تخريب اموال عمومی از سوی دادسرای اين شهرستان احضار شده‌اند.



به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور، آقايان اسماعيل (‌هادي‌) رحمانيان‌، فرزاد درويش سروستاني‌، علي‌اکبر ابراهيم‌زاده‌، حيدر اسفنجانی و رضا ثابت‌پيمان‌، ۵ تن از دراويش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی ساکن در سروستان هستند که براساس احضاريه‌ای که صبح روز يک‌شنبه ۳۱ مردادماه‌، دريافت کرده‌اند مي‌بايست روز چهارشنبه سوم شهريورماه به اتهام اخلال درنظم عمومی و مشارکت در تخريب اموال عمومی در داسرای اين شهرستان حاضر شوند‌.



بنابراين گزارش، چندی قبل نمايشگاهی عليه دراويش در سروستان برپا شد که اعتراض گسترده دراويش منطقه فارس را در پی داشت و منجر به تجمع قانونی دراويش در روز دوشنبه ۱۱ مردادماه مقابل فرمانداری سروستان شده است.




1 شهريور 1389    12:30
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور :خروج پزشكان ايرانى از كشور افزايش يافت

ايلنا: چه بر سر پزشكى امروز ايران آمده كه برخى از پزشكان خدمت به مردم كشورشان را رها كرده و فرار را به قرار ترجيح مي‌دهند؟! چه بر سر اين قشر فرهيخته آورده‌اند كه با بي‌اعتمادى به فرداى خود، امروز خود را دستخوش كارهاى غير اخلاقى مي‌كنند؟! بر اين جامعه تحصيلكرده چه گذشته است كه هفت سال زحمت دانش‌آموختگى خود را ناديده گرفته و براى دست و پاكردن عنوان تخصص بر تابلوى مطب، سرمايه خود و كشورشان را به بهاى شركت در آزمون‌هاى سراسر تقلب هزينه مي‌كنند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، اول‌ شهريور روز پزشك است؛ علت نام‌گذارى اين روز را اگر از هر كسى بپرسى سريع مي‌گويد: اين روز به دليل تولد پدر طب ايران ابوعلي‌سينا نام‌گذارى شده، البته در همان زمان بودند پزشكانى همچون حكيم جرجاني، رازى و محمدبن طيب طبرى اما به‌هرحال طب و پزشكى و دكترى در ايران با حكيم ابوعلي‌سينا شناخته شده است.

اما در عصر من پزشكى با چهره‌هاى ماندگارى همچون دكتر محمد قريب، پروفسور مجيد سميعي، دكتر سيد محمود شريعت، دكتر سيد احمد سيادتي، دكتر ناصر سيم‌فروش و ... خود را به جهان عرضه كرده است.

اعضاى جامعه پزشكى بالغ بر 200 هزار نفر مشتمل از يكصد و 10 هزار پزشك، 30 هزار متخصص و فوق‌تخصص و 80 هزار پزشك عمومى است بنابراين اكثريت جمعيت اين جامعه را پزشكان عمومى تشكيل مي‌دهند.

در گذشته‌اى نه چندان دور پزشك فردى بود با بالاترين طبقه و منزلت اجتماعى در جامعه، كسى كه از خانواده‌اى با سابقه پزشكى و ثروتمند رشد مي‌كرد و قدرى از سال‌هاى تحصيل خود را در خارج از كشور سپرى كرده و پس از بازگشت، نامش بر سر زبان‌ها مي‌افتاد.

در جامعه آن روز حرفش خريدار داشت و بالاترين منصب‌هاى ادارى كشور به وى اختصاص داده مي‌شد، درآمدش مثال‌زدنى بود و اخلاق و كردارش الگويى بود براى پدر و مادرانى كه در تربيت فرزندانشان وسواس به خرج مي‌دادند.

اما در جامعه امروز، پزشك به تعداد بسيار زياد از دانشگاه‌هاى متعدد فارغ‌التحصيل مي‌شود. بسيارى از آنها بيكار هستند، جايگاه و منزلتشان مشخص نيست و با كمى دقت نا اميدى و اخلاق غيرحرفه‌اى را در آنها مي‌توان ديد.

پزشك امروز سرزمين من مشكلات معيشتى دارد و پس از هفت سال تحصيل در طرح نيروى انسانى پزشكى و در روستاها شركت مي‌كند اما كمتر 150هزار تومان حقوق مي‌گيرد و در نظام استخدام دولتى اين رقم به 250هزار تومان مي‌رسد.

پزشكان جامعه امروز من مانند گذشته به دنبال تحقق آرزوهاى خود به خارج از كشور سفر مي‌كنند اما با اين تفاوت كه به دليل بي‌اعتمادى به نظام سلامت و تقلب‌هاى پي‌درپى در آزمون‌هاى تخصصى ديگر به كشور خود باز نمي‌گردند.

خروج پزشكان ايرانى از كشور افزايش يافت

بى اعتمادى اين قشر فرهيخته به مسئولان نظام سلامت تا آنجا پيش رفته كه برخى از آنها فرار را به قرار ترجيح مي‌دهند، در همين ارتباط نايب رييس انجمن پزشكان عمومى كشور با اشاره به تخلف انجام شده در آزمون دستيارى پزشكى امسال و ابطال آن توسط وزير بهداشت، به ايلنا مي‌گويد: متاسفانه بسيارى از پزشكان كه در سى و هفتمين آزمون دستيارى شركت كرده و موفقيت حاصل نكرده‌اند، به دليل بي‌اعتمادى به آزمون سال آينده و يا سخت‌تر شدن آن به سفارتخانه‌ها مراجعه كرده‌اند تا از كشور خارج شوند.

مسعود مسلمي‌فرد ادامه مي‌دهد: اگر براى اين دسته از پزشكان كه به‌دنبال تحقق آرزوهاى خود به خارج از كشور سفر مي‌كنند برنامه‌اى نداشته باشيم ضربه سنگينى به نظام سلامت كشور وارد مي‌شود؛ چرا كه زحمات زيادى كشيده شده تا اين گروه به درجه پزشكى عمومى رسيده‌اند.

از سوى ديگر در رسانه‌ها تخصص‌گرايى آنچنان به مردم القا مي‌شود كه طبق تحقيقات انجام شده در وزارت بهداشت به ازاى هر پزشك متخصص 10مراجعه‌كننده و به ازاى هر پزشك عمومى شش نفر مراجعه‌كننده وجود داشته كه در هيچ كجاى دنيا اين نسبت به اين شكل نيست و نشان از بيمار بودن ساختار نظام سلامت دارد.

پزشکان ايرانی انواع استرس‌ها را تجربه مي‌کنند

اين مشكلات به اينجا ختم نمى شود بلكه اين قشر از جامعه علي‌رغم تصور مردم با عوامل مرتبط با استرس دست به گريبانند مانند ساعت کاری طولاني، حجم کاری زياد، سر و کار داشتن با مرگ و افراد در حال فوت، تضاد ميان‌فردی با ديگر پرسنل، تهديد ناشی از دادخواست به‌علت معالجه غلط. استرس‌های شغلی پزشکان شامل 2دسته از استرس در طول دوران تحصيلي‌شان و استرس در تخصص‌های مختلف پزشکی مي‌شود.

نوع استرس دوران تحصيل مربوط به اين مي‌شود كه دوره پزشكى نسبت به رشته‌های ديگر طولاني‌تر است و علاوه بر اين، اين افراد بعد از پايان دوران 7 ساله به‌عنوان پزشک عمومی متأسفانه جايگاه چندان جالبی در جامعه ما ندارند؛ به‌طوری که پزشکی عمومی به‌عنوان مشاغل دسته دوم شناخته مي‌شوند. اين امر باعث شده که از يک طرف بازار کار خوبی برای اين پزشکان وجود نداشته باشد و از طرف ديگر حقوق خيلی کمی با ساير رشته‌ها حتی افرادی که مدرک ليسانس دارند، دريافت کنند.

در نهايت اغلب اين پزشکان تبديل به کارمندانی مي‌شوند که شرايط کارمند واقعی را هم ندارند. در واقع پزشکان عمومی در دوران طرح خود يکی از بدترين رده‌های شغلی را دارند. اين افراد از جامعه انتظار احترام دارند ولی با نداشتن جايگاه کاری مناسب اين انتظار و توقع آنها هم پايمال مي‌شود.

علاوه بر تمامی اين موارد پزشکان عمومی برای گرفتن تخصص و وارد شدن به اين دوره مدتی را بايد با حقوق اندک بگذرانند درحالي‌که اکثر آنها متاهل هستند و البته با درآمدهای فوق‌العاده پايين. پس از گرفتن تخصص نيز پزشکان برای وارد شدن به هيات علمی دانشگاه‌ها و يا داشتن مطب، باز مشکلات خاص خودشان را دارند.

درحالي‌که اکثرا اندوخته مالی خاصی ندارند و اين معضل باعث مي‌شود برخی از اين افراد از راه‌های ميان‌بر مجبور به درآمدزايی شوند و در اين ميان متأسفانه خيلی از اخلاقيات هم در نظر گرفته نمي‌شود.

حذف آرام پزشكان عمومى از نظام سلامت

مسلمي‌فرد به خبرنگار ايلنا مي‌گويد: در 30 سال گذشته آهسته آهسته جريانى شروع شده كه پزشك عمومى را به حاشيه بكشاند درحالي‌كه پزشك عمومى اساس، پايه و متن نظام سلامت است.

او ادامه مي‌دهد: اقتصاد درمان به نحوى تنظيم شده كه كمترين بهره را پزشكان عمومى دريافت مي‌كنند. به آرامى در سال‌هاى اخير پزشك عمومى را از عضويت در هيات علمى دانشگاه‌ها حذف كردند و عده‌اى تنگ‌نظر خواسته‌اند پزشك عمومى تنها به پتانسيل اجرايى تبديل شود تا ميدان تاخت و تاز براى افراد ديگر باز شود تا آنجا كه براى پزشك عمومى جا انداختند كه اين حق عضويت را ندارد.

مسلمي‌فرد ادامه مي‌دهد: اجازه تجويز برخى اقلام دارويى و آزمايشات را از پزشك عمومى گرفتند و بيمه‌ها به بهانه ساماندهى نظام سلامت با آنها هم‌صدا شدند. بنابراين در برهه‌اى از زمان شاهد هجوم اين قشر به سمت رشته‌هاى تخصص هستيم.

متخصصان ويزيت تخصص مي‌گيرند اما خدمات عمومى ارائه مي‌دهند

طبق آمارهاى موجود، درآمد متخصصان كشور 30برابر پزشكان عمومى است در حالى كه بيش از 80درصد بيماري‌ها عمومى است و در سطح يك بايد درمان شوند اما فضاسازى طورى شده كه مردم به محض بيمار شدن به پزشك متخصص مراجعه مي‌كنند. پزشك متخصص نيز به جاى درمان بيماري‌هاى سطح دو و سه رشته خود، 70 درصد وقت خود را صرف درمان بيمارى عمومى مي‌كند و ويزيت تخصص را مي‌گيرد.

اكثر پزشكان عمومى پزشكى را رها كرده و به سراغ حرفه ديگرى مي‌روند

به گفته نايب رئيس انجمن پزشكان عمومى بسيارى از پزشكان عمومى به دليل مشكلات موجود يا به دنبال تخصص‌گرايى مي‌روند، يا به خارج از كشور سفر كرده و يا اين حرفه را رها كرده و به سراغ حرفه ديگرى مي‌روند، البته متاسفانه اغلب مسير سوم را انتخاب مي‌كنند.

او مي‌‌گويد: پزشك عمومى در ساير كشورها محور درمان طرح پزشك خانواده به عنوان راهكار اصلى نظام سلامت است در‌حالى كه در ايران طرح پزشك خانواده در واقع بيمه روستايى است و استانداردهاى لازم را ندارد و مسئولان كافى نبودن متخصص در اين طرح را بهانه اجرايى نشدن آن اعلام مي‌كنند.

مسلمي‌فرد ادامه مي‌دهد:‌ اين بي‌احترامى به اساتيد و دانشجويانى است كه هفت سال تحصيل مي‌كنند و در آشفته بازار سلامت افرادى ديگر سودهاى ميليونى برده و با افزايش 200 برابرى نسبت به حقوق پزشك عمومى درآمد دارند.

او مي‌گويد: حاضر به مباحثه و گفت‌وگو هستيم تا ميزان و ظرفيت علمى خود را به كسانى كه مباحث انحرافى به راه‌ مي‌اندازند كه پزشك عمومى ضريب خطاى بالايى دارد نشان دهيم جالب اينجاست كه همين افراد در شرايط انتخاباتى از پزشك عمومى دم مي‌زنند.

امروز حقوق يك پزشك عمومى از حقوق كارگر ساده ساختمانى كمتر است

مسلمي‌فرد با انتقاد از بيمه نبودن پزشكان عمومى كه مغاير با اصل 29 قانون اساسى است مي‌گويد:‌ كسانى كه هر روز در دفترچه بيماران خود نسخه مي‌نويسند و رابطه استخدامى با جايى ندارند بايد هزينه‌هاى خود را از جيب بپردازند. در حالى كه بيش از 60 درصد آنها مشكل تامين مسكن دارند. به قطع مي‌گويم امروز حقوق يك پزشك عمومى از حقوق كارگر ساده ساختمانى كمتر است.

به گفته بسيارى از صاحبنظران نظام سلامت اين حوزه دچار تزلزل شده، از نظر يك پزشك عمومي، خدمت در طرح پزشك خانواده در دورترين مناطق روستايى با سه شيفت كار و ارائه سرويس 24ساعته به بيماران بسيار سخت و تحمل‌ناپذير است.

پرداخت مطالبات پزشكان بيمارستان‌هاى دولتى با ديركرد 10ماهه

انوشيروان محسنى بندپى -عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس-به ايلنا مي‌گويد: پايين بودن سرانه درمان از سال‌هاى گذشته خدمت را دچار مشكل كرده است و سهم مردم در پرداخت هزينه‌ها را افزايش و سهم دولت را كاهش داده است.

او مي‌گويد:‌ با كم شدن سهم اعتبارات بيمه‌ها، مطالبات پزشكان و كادر پزشكى در بيمارستان‌هاى دولتى با ديركرد 10ماهه پرداخت مي‌شود و كم بودن تعرفه‌ها نيز انگيزه خدمت را در بخش دولتى از بين برده است.

عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس ادامه مي‌دهد: عدم استقرار پزشك خانواده واقعى از چهار سال گذشته از ديگر مشكلات پزشكان است. چرا كه عوامل و مخاطرات بهداشتى براى پزشك به همراه دارد. همچنين خط تكميل درمان به عنوان سيستم ارجاع نيز در شهرهاى بيش از 50 هزار و 100 هزار نفر به خوبى اجرا نشد و همين امر انگيزه مردم را در مراجعه به پزشك خانواده كاهش داده و حتى بيمار را با سردرگمى مواجه كرده است.

البته در برنامه پنجم توسعه حل مشكلات ملموس نظام سلامت لحاظ شده تا هزينه‌هاى سنگين از دوش مردم برداشته شود، اما به نظر مي‌رسد نتوانيم به درستى از تمام ظرفيت‌هاى قانونى موجود استفاده كنيم، به طورى كه بسته خدمات پزشكى خانواده به لحاظ اعتبارات ناچيز هر روز لاغرتر مي‌شود.

عمده هزينه‌ها در نظام سلامت تنها به 10 تا 15 درصد جامعه پزشكى هزينه مي‌شود

در اين ميان مجلس در نظر دارد با توجه به افزايش سه تا چهار درصدى تورم در نظام سلامت، اعتبارات سازمان بيمه خدمات درمانى را دو تا سه درصد افزايش دهد و هر سال سهم بيمه‌ها 5/22 درصد رشد يابد. اين سهم در سال 89، يك ميليارد و 400 ميليون تومان است كه براى سال 90 بايد افزايش يابد. همچنين 10 تا 15 درصد اعتبارات وزارت بهداشت بايد رشد پيدا كند و هفت درصد حقوق و مزاياى كارمندان به افزايش سرانه درمان واريز شود.

با اجراى هدفمند كردن يارانه‌ها نيز مقرر شده 20 درصد از يارانه انرژى به تامين اجتماعى غربالگرى و خدمات درمانى اختصاص ‌يابد و براى افزايش اميد به كار و رغبت در بيمارستان‌هاى دولتى ضريب جراحى به 6/3 k برسد.

با همه اين تدابير روز به روز نگاه مسئولان به جامعه 80 هزار نفرى پزشكان عمومى تنگ‌تر مي‌شود و عده‌اى آمده‌اند ريشه‌ خود را كه طب عمومى است براى كسب درآمد بيشتر به عقب رانده و به حاشيه بكشانند.

اين درحالى است كه عمده هزينه‌ها در نظام سلامت تنها به 10 تا 15 درصد جامعه پزشكى هزينه مي‌شود و مابقى فقط نظاره‌گر قانون‌ها و طرح‌هاى خوش‌رنگ و لعابى هستند كه اجرا نمي‌شود بنابراين به نظر مي‌رسد برگزارى جلسات متعدد از سوى مركز پژوهش‌هاى مجلس، وزارت بهداشت و انجمن ها براى بررسى مشكلات پزشكان عمومى به جايى نمي‌رسد.

گزارش: مرضيه سعادت


1 شهريور 1389    10:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور. هشدار در باره مشکلات بهداشتی کلاس اولی ها در ايران

بی بی سی



وزارت آموزش و پرورش ايران گزارشی از وضعيت بهداشتی کلاس اولی های سال گذشته منتشر کرده و نسبت به بالا بودن اختلالات بهداشتی و سلامتی آنها هشدار داده است.



عباس حيصمی معاون سلامت وزارت آموزش و پرورش به خبرگزاری دانشجويان ايران گفته که بررسی های اين وزارتخانه نشان می دهد که از بين ۹۵۵ هزار نوآموز ۵۴۰ هزار نفر آنها با مشکل دهان و دندان مواجه بودند.



به گفته معاون سلامت وزارت آموزش و پروش، اين آمار نشانه "اختلال رفتاری و تغذيه ای" است که اگر به موقع درمان نشود "علاوه بر مشکلات روحی و روانی برای دانش آموزان، هزينه های سنگين درمانی را نيز به خانواده ها تحميل می کند."



گزارش وزارت آموزش پرورش مربوط به نتايج طرح سنجش سلامت است که هر ساله از سوی آموزش و پرورش و با همکاری وزارت بهداشت انجام می شود و در آن وضعيت سلامت دانش آموزان کلاس اولی پيش از ورود به مدرسه بررسی می شود.



در اين طرح که از حدود ۱۷ سال پيش انجام می شود دانش آموزان کلاس اول هنگام ورود به دبستان معاينه می شوند و اگر دچار اختلال گفتاري، بينايي، شنوايي، حرکتی و آمادگی های تحصيلی باشند، به متخصص معرفی می شوند.



علاوه بر اين، قلب، سينه، ستون فقرات، دستگاه گوارش و دهان و دندان آنها پيش از ورود به مدرسه توسط پزشکان عمومی معاينه می شود.





بيشتر از نيمی از دانش آموزان کلاس اول سال گذشته دچار بيمارهای دهان و دندان بودند

به گفته آقای حيصمي، نتايج اين طرح اطلاعات لازم را برای سلامت جسم و روح نوآموزان در اختيار "وزارتخانه های آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و همچنين برنامه ريزان کشور قرار می دهد."



گزارش وزارت آموزش و پرورش نشان می دهد که از بين ۹۵۵ هزار دانش آموز کلاس اولي، در سال گذشته ۳۰ هزار نفر از دانش آموزان کلاس اولی مشکل بينايي، ۱۱ هزار نفر مشکل "ديد رنگی يا کوررنگی"، ۱۶ هزار نفر اختلال شنوايی و ۶۰ هزار نفر مشکل پوست و مو داشتند.



بنابر اين گزارش، ۱۵۴ هزار نفر از دانش آموزان کلاس اولی مشکلی چاقی داشتند که به گفته آقای حيصمي، "اين مسئله نوعی هشدار نسبت به نوع تغذيه کودکان ايرانی است."



به گفته معاون وزير آموزش و پرورش، نزديک به يکصد هزار نفر از دانش آموزان نيز دچار مشکلات قامتی بوده اند که بخشی از آن "ژنتيکی" است اما بخش ديگر "مربوط به تغذيه و رفتارهای کم تحرکی است که بايد اصلاح شود."



پيش بينی می شود که در سال جاری خورشيدی نزديک به يک ميليون کودک آماده ورود به دبستان در ايران در طرح سنجش سلامت از سوی پزشکان عمومی معاينه شوند.




1 شهريور 1389    09:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور.وضعيت بحرانی درياچه اروميه و خطر انقراض تنها موجود زنده درياچه

مهر

کاهش 90 درصدی ذخاير و انبوه آرتمياهای تلف شده بر روی توده های نمک به جا مانده از خشک شدن درياچه اروميه نشانه ای ازتهديد جدی ادامه حيات تنها موجود آب شور درياچه و شايد انقراض آرتمياست.

به گزارش خبرنگار مهر در اروميه، خشکسالی های دهه اخير در منطقه و تبخير بسيار بالا به همراه گرمای بيش از حد، کاهش آب ورودی درياچه اروميه سبب شده سبب شده است که غلظت نمک به بالای 360 گرم بر ليتر رسيده و شرايط مطلوب برای ادامه حيات آرتميا اروميانا از بين برود.



ين روزها در کنار تغيير رنگ، سرخ شدن و دست و پنجه نرم کردن درياچه اروميه با انواع بلاها نه تنها نفس های اين تالاب ارزشمند به شمارش افتاده بلکه آرتميا اروميانا تنها موجود زنده آن نيز



در وضعيت بسيار بحرانی قرار گرفته است که ادامه اين روند حيات اين موجود با ارزش اقتصادی بسيار بالا با خطر جدی مواجه خواهد کرد.



به اعتقاد کارشناسان مسايل اقتصادی آذربايجان غربی آرتميا اروميانا به دليل اقتصادی بودن و ارز آوري، کمک به رشد اقتصادی و ايجاد اشتغال در منطقه يکی از منابع مهم اقتصادی استان به شمار می رود.







ويژگي‌های آرتميا



آرتميا تنها موجود زنده درياچه اروميه از خانواده سخت‌ پوستان است که مي‌تواند در آب غليظ و شور زندگی و از جلبک‌های موجود درياچه تغذيه کند. اين جاندار شاخص‌ترين موجود زنده درياچه است که غذای اصلی پرندگان را تشکيل مي‌دهد و بيشترين منبع غذايی برای ماهيان خاوياری است.اين جاندار تک‌سلولی با شرايط آب شور درياچه اروميه سازگاری پيدا کرده است و هم مي‌تواند زنده ‌زايی و هم تخم‌گذاری کند. البته در شرايطی که استرس محيطی نباشد اين جاندار زنده ‌زايی مي‌کند.



آرتميا تخم باارزشی دارد، پرورش ‌دهندگان ميگو طی روشی اين تخم‌ها را باز مي‌کنند ‌و وقتی نوزاد بيرون مي‌آيد، برای مزارع پرورش ميگو استفاده مي‌کنند، زيرا ميگو بايد غذای جنبنده مصرف کند. از اين‌رو تخم يا سيست آرتميا در سطح دنيا دارای ارزش جهانی است و هر کيلو 80 تا 90 دلار ارزش دارد.



آرتميا اورميانا يکی از هفت گونه شناخته شده آرتميای دو جنسی در جهان است، ارزش غذايی آن در حد مطلوب است و دارای بيش از 52 درصد پروتئين و چهار درصد چربی است و ترکيب و ميزان اسيدهای آمينه و اسيدهای چرب آن در حدی است که نيازهای آبزيان آبهای شيرين را به طور کامل برآورده می سازد.



از آن می توان مستقيما يا پس از منجمدکردن و يا خشک کردن به عنوان يک خوراک پروتئينی مغذی برای پرورش انواع ماهيان، ميگوها و خرچنگ های آب شيرين استفاده کرد و يا می توان پس ازغنی سازی برای پرورش ماهيان و ميگو های آب شور به کار برد.



تخم آرتميا را در هر زمان که لازم باشد در طی 24 ساعت می توان به لارو تبديل کرد و به عنوان غذايی زنده در اختيار لارو ماهی و ميگو قرار داد.







آرتميا در چرخه زيست بحرانی قرار دارد/ 90 درصد ذخاير آرتميا از بين رفت



رئيس مرکز تحقيقات آرتميای کشور در گفتگو با خبرنگار مهر در اروميه با ابراز نگرانی از وضعيت تنها موجود زنده درياچه اروميه می گويد: در حال حاضر با توجه به اشباعيت آب درياچه اروميه آرتميا همچنان در چرخه زيست بحرانی به سر می برد به گونه ای که 90 درصد ذخاير اين موجود کاهش يافته است.



يوسفعلی اسدپور ادامه می دهد: هم اکنون در اثر شرايط بحرانی درياچه اروميه تعداد ارتميا از 20 الی 22 عدد تخم و توده زنده در هر ليتر به يک الی دو عدد در هر ليتر رسيده است.



وی خشکسالی حاکم بر درياچه اروميه، تبخير بالای آب، تغيير وضعيت زيستی درياچه، مديريت ناصحيح در استفاده از منابع آبهای سطحی و زير زميني، احداث سدها به همراه دخالت عوامل انسانی را از اهم دلايل به خطر افتادن حيات درياچه اروميه و تنها موجود زنده آن آرتميا دانسته و می افزايد: در زمان حاضر ارتفاع آب درياچه اروميه به 1271.1 رسيده و از سطح تراز آبهای بين المللی بيش از شش متر کاهش يافته و نيز چهارمتر از ميانگين ارتفاع پرآبی کاهش نشان می دهد که اين امر يعنی زنگ هشدار خطر برای درياچه اروميه و آرتميا به صدا درآمده است.



سدپور خاطرنشان می کند: تمام اين عوامل موجب شده است غلظت نمک در درياچه اروميه به بالای 340 گرم برليتر رسيده و آب آن به حالت فوق اشباع در آيد که در اين شرايط آرتميا نمی تواند زاد ولد کرده و حيات خود را ادامه دهد.



وی ادامه می دهد: شوری آب درياچه اروميه در حال حاضر 340 ميلی گرم در ليتر است که در شرايط عادی بايد شوری آب درياچه به 150 ميلی گرم در ليتر و تعداد آرتميا نيز به هشت الی 15 عدد در ليتر برسد.



11 طرح تحقيقاتی در خصوص آرتميا در کشور اجرا می شود



رئيس مرکز تحقيقات آرتميای کشور از اجرای 11 طرح تحقيقاتی در خصوص آرتميا خبرداد و می افزايد: اين طرح در زمينه بحث های ژنتيک، بانگ ژن تکثير، پررورش و فرآوری برای دستيابی به گونه مقاوم آرتميا، بررسی اثرات شوری بر زيست آرتميا، تکثير و پرورش شاه ميگو، توليد ترکيبات غنی سازی و شناسايی آبزيان منطقه و ... در حال اجراست.







به گفته اسدپور اعتبارات پيش بينی شده برای اجرای اين طرح ها يک هزار و 500 ميليون ريال در سالجاری است و طی 16 ماه آينده عمليات اجرايی برخی از اين طرح ها اتمام می يابد.



صدور مجوز برداشت آرتميا از درياچه اروميه که به عنوان صادرات، صيد می شد به اواخر سال 1378 باز می گردد که بهره برداری اصولی اين موجود ارزشمند از درياچه اروميه با تامين نياز داخلی می توانست مانع از خروج ارز برای واردات سيست (تخم) آرتميا در کشور شود و صادرات آن از طرف شرکت های بهره بردار می تواند ارزآوری مهمی برای کشور داشته باشد.



هر کيلو از اين آبزی حدود 80 تا 90 دلار در بازار جهانی خريداری می شود و اين به آن معنا است که ارزش هر کيلو از اين محصول معادل دو برابر هر بشکه نفت است و لذا کشورهای زيادی در دنيا به دنبال رشد و پرورش آن هستند، ولی به علت شرايط بسيار خاصی که اين آبزی برای تخم ريزی نياز دارد فقط در محيط های معدودی رشد می يابند، در اين بين درياچه اروميه يکی از اصلی ترين منابع آرتميا در دنيا محسوب می شود.



امروز، با اينکه صيد اين آبزی ممنوع شده است ولی به دلايلی از جمله برداشت انبوه و غير علمی در سال های فوق الذکر، آلودگی زياد آب درياچه، شور شدن آب درياچه به علت کاهش سطح آب و نيز خشک شدن درياچه، زندگی اين جاندار به خطر افتاده و احتمال انقراض آن می رود.







ذخاير موجود آرتميا بازسازی شود



عضو هيئت علمی و موسس مرکز تحقيقات آرتميای دانشگاه اروميه هم در گفتگو با خبرنگار مهر با بيان اينکه در حال حاضر درياچه اروميه و تنها موجود زنده آن "آرتميا" در شرايط نابودی کامل قرار دارد می گويد:با توجه به خشکسالی درياچه اروميه از سال 76 و افزايش ميزان غلظت نمک در اين زيست بوم حيات تنها موجود ارزشمند آن با خطر نابودی کامل مواجه است.



ناصر آق ادامه می دهد: آرتميا از بين کل جانوران پرسلولی در کره خاکی مقاوم ترين در خصوص زيست در آب با ميزان شوری بالاست ولی متاسفانه شرايط موجود درياچه اروميه و رسيدن آب آن به حالت فوق اشباع موجب به خطر افتادن حيات آتميا نيز شده است.



وی می افزايد: اوايل سالجاری با توجه به بارندگی های مناسب که صورت گرفت در برخی از مناطق جمعيت آرتميا به دليل بالا رفتن ميزان آب ظاهر شد ولی بلافاصله با شروع فصل گرما و تبخير بالای آب به همراه افزايش ميزان شوری آب مجدا شرايط زيستی اين موجود با خطر جدی مواجه شد.



آق با اشاره به اينکه آرتميا در شرايط موجود تمام تلاش خود را برای احيا کرد اظهارداشت: بايد در اين راستا شرايط بهينه برای ادامه حيات اين موجود فراهم می شد ولی متاسفانه در کنار بحران درياچه اروميه هم اکنون تعداد آرتميا در هر هزار ليتر آب درياچه اروميه به يک عدد هم نمی رسد اين درحالی است که در سالهای قبل لااقل در هر ليتر يک عدد آرتميا موجود بود.



اين عضو هئيت علمی دانشگاه اروميه با اشاره به اينکه در سال 74 تعداد آرتميا در درياچه اروميه در هر ليتر يک عدد بود می گويد: از سال 76 با آغاز خشکسالی در کشور وتاثير آن بر درياچه اروميه به همراه بهره برداری از آرتميا در سالهای 79 و80 موجب شد ذخاير آرتميا رفته رفته سير نزولی به خود گيرد.



برداشت غيرمجاز آرتميا از درياچه ارميه ادامه دارد



آق می افزايد: برداشت های غيرمجاز آرتميا حتی به صورت محدود در حال حاضر نيز وجود دارد که اين امر در کاهش ذخاير آرتميا تاثيرگذار است و در اين زمينه بايد فرهنگ سازی لازم از سوی ارگانهای ذيربط صورت گيرد.



مديرگروه بيولوژی و اکولوژی مديريت ذخاير آبزيان پژوهشکده آرتميا دانشگاه اروميه با اشاره به اينکه در حال حاضر ميزان تخمگذاری موجود آرتميا جوابگو نيست می گويد: بايد ذخاير آرتميا در درياچه اروميه بازسازی شود.



آق نجات درياچه اروميه با راهکارهای تدوين شده و ايجاد شرايط بهينه را تنها راه احيای آرتميا دانسته و می افزايد: با توجه به ارزش اقتصادی بسيار بالای اين موجود زنده مسئولان بايد جلوی نابودی اين ثروت ميلياردی را بگيرند.



عضو هيئت علمی دانشگاه اروميه با تاکيد بر برنامه ريزی کارشناسی شده و اصولی و علمی در جهت نجات درياچه اروميه و آرتميا از شرايط فعلی گفت: می توان با استفاده از آب های موجود مانند رودخانه های منتهی به اين درياچه با صرف اعتبارات لازم تا حدودی مشکل فعلی درياچه اروميه را حل کرد.



پارک ملی درياچه اروميه يکی از ۵۹ ذخيره گاه طبيعی محيط زيست جهان است که به دليل طبيعت مناسب برای زيست دائمی و موقت انواع پرندگان کمياب و نادر جهان و زيبايی های طبيعی سواحل و جزاير آن از سوی يونسکو به عنوان يک ذخيره گاه بيوسفری در جهان شناخته شده است.



حوزه آب ريز درياچه اروميه در زمان پرآبی آن 570 هزار هکتار است که در شرايط فعلی به 51 هزار هکتار مربع کاهش يافته است.



طول درياچه اروميه 152 کيلومتر و عرض آن 45 کيلومتر است.








1 شهريور 1389    09:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور.تحصن دانشجويان زنجان در اعتراض به برکناری رئيس دانشگاه و برخورد ناشايست با او



خبرگزاری هرانا - دانشجويان دانشگاه تحصيلات تکميلی زنجان و جمعی از مردم زنجان در اعتراض به برکناری پرفسور يوسف ثبوتی رياست اين دانشگاه و ادبيات زننده ای که برای توديع ايشان استفاده شده بود امروز در مقابل اين دانشگاه تحصن کردند.



به گزارش دانشجونيوز، متحصنين با تجمع در مقابل ساختمان اصلی دانشگاه و نصب بنر پرفسور ثبوتی بر بلندای دانشگاه تحصيلات تکميلی خواستار لغو اين حکم و عدم معارفه ريس جديد شدند.



پرفسور ثبوتی پس از انتشار حکم تغيير رياست دانشگاه در پاسخ به اينکه آيا از سمت مسئوليت دانشگاه استعفا کرديد يا برکنار شديد،گفت: تفاوتی نمی کند که برکنار شده باشم يا استعفا داده باشم دانشگاه روال عادی را می گذراند و هيئت علمی آن را می گرداند. من موسس و مبتکر دانشگاه علوم پايه زنجان بودم و الان حدود بيست سال از آغاز به کار دانشگاه می گذرد.



پس از انتشار خبر برکناری رياست دانشگاه زنجان و تجمع دانشجويان، پرفسور ثبوتی با حضور در جمع دانشجويان عنوان کرد که تا ساعت 9 و 30 دقيقه صبح روز گذشته از حکم برکناری خود بی خبر بوده است. ايشان به دانشجويان معترض به اين حکم عنوان کردند: اين نصب و عزل ها دست من و شما نيست و مراسم معارفه ريس جديد برگزار خواهد شد.



اين در حالی است که دانشجويان معترض در ميان اشک ها و لبخندهای خود پرفسور ثبوتی را پدر دانشگاه ناميدند و گفتند از نظر آن ها کسی غير از ايشان صلاحيت اداره دانشگاه را ندارد. آن ها عنوان کردند: "استاد ما می ترسيم بعد از شما تمام گل های اين دانشگاه پژمرده شود". آن ها افتتاح دانشکده های جديد و در حال ساخت اين دانشگاه را حق پرفسور ثبوتی دانستند.



گزارش هايی نيز از واکنش برخی از فعالين سياسی و علمی استان زنجان درپی اين تغيير در دانشگاه زنجان مخابره شده است.



سوابق علمی دکتر يوسف ثبوتی به شرح ذيل است:



دکتر يوسف ثبوتی اول شهريور ماه 1311 در خانواده فرهنگی در شهر زنجان به دنيا آمد. وی پس از اتمام تحصيلات مقدماتی در زادگاهش، در سال 1329 به طور همزمان در دو رشته‌کشاورزی و فيزيک دانشگاه تهران پذيرفته شد که به دليل علاقه‌ زياد به فيزيک، اين رشته را برای ادامه تحصيل انتخاب کرد. وی پس از پايان تحصيلاتش در آزمون نقشه‌برداری قبول شد و به صورت رايگان به ياری دکتر حسين کشی افشار شتافت. پس از چندی با معرفی ايشان، وارد دانشگاه تورنتو (کانادا) شد و موفق به اخذ درجه‌کارشناسی ارشد از آن دانشگاه شد.



دکتر ثبوتی پس از آن به دانشگاه شيکاگو راه يافت و به تحصيل اختر فيزيک نزد استادان صاحب‌نامی همچون سوبر امانيان، چاندراسکار، وچمبرلن پرداخت. وی در سال 1342 مدرک دکتری تخصصی خود را در اين رشته دريافت کرد و برای تدريس با سمت استادياري، رهسپار دانشگاه نيوکاسل انگلستان شد. وی پس از مدتی به ايران بازگشت و چندی بعد با سمت دانشياری در دانشگاه شيراز به کار مشغول شد. فعاليت وی در دانشگاه شيراز سرآغاز تحولات جديدی در دستگاه آموزش عالی ايران بود. نظام ترمی - واحدی کنونی از دستاوردهای دکتر ثبوتی برای نظام آموزشی کشور است.



دکتر ثبوتی در سال 1348 در يک فرصت مطالعاتی به دانشگاه پنسيلوانيا رفت و ضمن تحقيقات به تدريس در آن دانشگاه پرداخت. وی پس از مدتی به ايران بازگشت و علاوه بر تدريس در دانشگاه صنعتی شريف، در سال 1351 طرح تأسيس رصدخانه ابوريحان بيرونی شيراز را ارائه داد. اين رصدخانه که در سال ۱۳۵۶ افتتاح شد، بزگترين رصدخانه فعال ايران است. وی پس از آن، دوره دکتری نجوم را در دانشگاه بنيان گذاشت و زمينه تحصيلات تکميلی براي‌علاقمندان اختر فيزيک را در دانشگاه شيراز فراهم کرد. وی همچنين با پيگيري‌های فراوان، مرکز تحصيلات تکميلی در علوم پايه‌زنجان را در سال 1370 تأسيس کرد. دکتر ثبوتی در ايجاد انجمن نجوم ايران در سال 1375 که با تلاش چند اخترشناس حرفه‌ای ايران محقق شد نيز، نقش مهمی برعهده داشت.



از استاد ثبوتی بيش از 50 مقاله‌پژوهشی در مجلات علمی بين‌المللی منتشر شده است. اين پژوهشگر عرصه‌فيزيک و نجوم، علاوه بر دريافت عنوان نويسنده کتاب سال جمهوری اسلامی و مدال پژوهشی وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، در سال 2000 ميلادی به دليل فعاليت‌های مستمر علمی به دريافت مدال ويژه آکادمی علوم جهان سوم نائل شد. وی فعاليت های علمی ديگری از جمله محقق ارشد انستيتوی نجوم و اختر فيزيک دانشگاه آمستردام هلند، محقق مدعو مرکز نجوم و اختر فيزيک دانشگاه شيکاگو آمريکا، استاد مدعو بخش فيزيک دانشگاه نورث ايسترن بوستون آمريکا و عضو وابسته مرکز بين‌المللی فيزيک نظری (تريست ايتاليا) نيز داشته است.



دکتر يوسف ثبوتی موسس و رئيس مرکز تحصيلات تکميلی در علوم پايه زنجان از سال 1370 تاکنون بوده و همچنين عضو هيئت موسس انجمن فيزيک ايران، عضو هيئت موسس انجمن نجوم ايران، عضو شورای همکاريهای علمی و بين‌المللی وزارت فرهنگ و آموزش عالی نيز بوده است.



وی فعاليت های ديگری از جمله عضويت در جامعه منجمين آمريکا، انجمن بين‌المللی نجوم، هيئت مشاوران مجله علوم و تکنولوژی ايران، هيئت تحريريه مجله علوم و تکنولوژی ايران، هيئت مشاوران مجله فيزيک ايران، آکادمی علوم جهان سوم، فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ايران، شورای علمی مرکز بين‌المللی فيزيک نظری (تريست ايتاليا)، شورای عالی کتابخانه منطقه‌ای علوم و تکنولوژی شيراز نيز داشته است. دکتر ثبوتی تاکنون توانسته است افتخارات زيادی از جمله مدال پژوهشی وزارت علوم در سال ۱۳۵۷، جايزه کتاب سال رياست جمهوری اسلامی ايران در سال 1374، جايزه توآس در سال 2000، جايزه خوارزمی در سال 1379 و انتخاب به عنوان چهره ماندگار در سال 1380 را کسب کنند.






31 مرداد 1389    01:40
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

1شهريور.تقاضای محمدی نوری زاد برای ديدار با خامنه ای

کلمه



محمد نوری زاد در نامه ای که پيش از اين در زندان اوين نوشته است از رهبری برای سخن گفتن خود و همفکرانش در باره کشور و اينده ی آن و نيز عدل و انصاف تقاضای ديدار کرد.



اين نامه که با مقدمه ای از نوری زاد در وبسايت شخصی وی منتشر شده است به شرح زير است:



پيش از آغاز سخن :



در زندان که بودم ، تعدادی از نوشته های خود را (پنج مطلب) به دوستی که نمی شناختمش سپردم تا آنها را در بيرون زندان به من برساند . اين نوشته ها ، يکی همين تقاضا از رهبرگرامی مان بود ، و چهار نوشته با عنوان کلی “ گلها و سيم خاردارها ”.



از زندان که بيرون آمدم ، تلاش من برای دستيابی به آن نوشته ها به جايی نرسيد ، تا اين که ديروز (۸۹/۵/۲۲) همه ی آن پنج مطلب به دستم رسيد . با نگاهی به نوشته ی : تقاضا از رهبر ، ديدم گرچه طعم اين نوشته از داخل زندان ، مطلوب ترمی بوده است اما اکنون که بيش ازدوماه از زمان نگارش آن می گذرد ، هنوز ظرافت های بطئی آن خواستنی و در خور اعتناست.



اين نوشته ، درراستای نامه های پيشين من به رهبری نيست . بلکه برای خود خاستگاه مستقلی دارد که تقديم حضرت ايشان می گردد :



به نام خالق حق



رهبر گرامي، سلام.



سپاس خدای خوب را که سالروز کوچ امام عزيز، آن‌گونه که حضرت شما انتظار داشت، با شکوه تمام برگزار گرديد و با شايستگی نيز به سرانجام رسيد و سپاس ديگر اين که فتنه‌گران را فرصت و مجال فتنه‌گری به هيچ افتاد و جملگی از صفحه‌ی روزگار محو و ناپيدا شدند و به يمن زحمت و درايت مردان کاردان ما، مفتضحانه به دوردست‌ها رانده شدند و به تاريخ و خاطره پيوستند.



اگر اجازه فرماييد من تقاضای ساده و دوستانه و انسانی و خيرخواهانه و خداپسندانه‌ی خود را از زاويه‌ای ديگر به پيشگاهتان معروض دارم و همزمان اميد اين نيز داشته باشم که اگر ثواب و خيری در تقاضای ساده‌ی من مشاهده فرموديد، در اجابت آن دستور به شتاب دهيد و در اين امر خير، به سخن هيچ نابکار و مکاری که در لباس دوست بنای دشمنی دارد، اعتنا نفرماييد.



رهبرگرامي،



من در پيش‌فرض تقاضای خويش، فتنه‌گران و سرانشان را در کنار منافقين و سران از خدا بي‌خبر آنان مي‌گذارم و در اين فرض گستاخانه، شرم و حيا را به آستان بخشايندگی حضرت خدای متعال احاله مي‌دهم. پس، فرض من بر اين است که فتنه‌گران، همان منافقين‌اند و جناب شما، همان امام خمينی عزيز.



يادتان هست يک روز، پيش از آن که منافقين به ستيز مسلحانه و ترورهای کور و ناجوانمردانه روی برند، از امام خميني، تقاضای ملاقات و ديدار حضوری کردند؟ مي‌دانم که تقاضای آنان را نيک به ياد داريد. و باز مي‌دانم که هنوز زنگ پاسخ امام خمينی در گوش مبارکتان هست. آن‌گاه که فرمود: شما (مجاهدين) اسلحه‌های خود را زمين بگذاريد، من خميني، خود به ديدار شما خواهم آمد!



رهبر عزيز، نورچشم ما،



ما فتنه‌گران، به همراه سران خويش، از شما تقاضای ديداری دوستانه و صميمانه داريم. و پيش از آن، برای اعتماد و اطمينان شما، دست روی قرآن مي‌گذاريم و سوگند مي‌خوريم که ما جملگی از سلاح تهی هستيم و جز برای برون‌رفت از اين مخمصه‌ی نامبارک، انديشه و نگرانی و اهتمامی نداريم. ما، اعلام مي‌داريم که نه از اجنبی خط گرفته‌ايم و نه بنای فروپاشی نظام خويش را در سر داشته و داريم. اشتباه ما شايد اين بود که از آموزه‌های مکرر حضرت شما آموخته بوديم که در اسلام ناب، مردمان، از آزادی فراوان‌تر و عميق‌تری نسبت به جوامع غربی بهره‌مندند. و از خود شما آموخته بوديم که برای نشاط سياسی و اجتماعی جامعه بايد هزينه‌های بديهی آن را تحمل کرد. بنابراين، فارغ از فتنه‌گري‌هايی که به ما منتسب کرده‌اند، و با دستانی تهی از فتنه، تقاضای ديدار شما را داريم. دوست داريم در اين ديدار تاريخي، که حتما در دايره‌ی فهم مطلق خدا، از خير و خوبی سرشار است، حضرت شما در جايگاه شريف رهبری بنشينيد و ما -فتنه‌گران ديروز و بخشی از مردمان انکارناپذير امروز- با فرزندان و همسران و پدران و مادران خويش، در مقابل شما بنشينيم و با هم سخن از درستی و پاکی و مهر و خدا و پيغمبر و ايران و آينده و عدل و انصاف بگوييم. شما با آن سينه‌ی گشاده‌ی خود، صبوری اختيار کنيد و مثل هميشه، سخن چند نفر از حاضرين را بشنويد، و در پايان، همان حاضرين، گوش دل به سخنان شما بسپارند.



محصول نهايی اين ملاقات، هرچه که باشد، جز خير نخواهد بود. چرا که تاييد حتمی خدای متعال با هر نشست منتهی به خير است. بدخواهان ما و شما چه بسا شما را به مجرايی از افق نامطلوب اين نشست دراندازند. که: با اين ملاقات، فتنه‌گران معدوم شده و به تاريخ پيوسته، حيات و روحيه و فرصت تنفس خواهند يافت. اما فراتر از اين افق تيره و نادرست، من مي‌گويم: پس از اين نشست، چه بسا اعتماد گسسته و انشقاق حتمی مردم، فرصت ترميم يابد. برکات اين ديدار از شماره بيرون است اما من به “برکت رضای خدای خوب“ اشاره مي‌کنم و در مي‌گذرم. اگر صدای تقاضای ما از اعماق زندان به شما رسيد و پاسخی هر چند مختصر در حد يک “نه“ حتی دريافت کرديم، معلوم مي‌شود که رهبر فرزانه‌ی ما در جريان چند و چون جامعه‌ی خويش است. وگرنه، به ما، و به همان فتنه‌گرانی که خود را ”مردم“ مي‌دانند، حق بدهيد که شما را و ديدار شما را دور از دسترس خويش ببينند و باور کنند. که: مباد آن روز!



با احترام و ادب



فرزند شما: محمد نوري‌زاد-زندان اوين- اندرزگاه هفت



۸۹/۳/۱۴



پانوشت : هم اکنون محمد نوری زاد ، ۴ روز از بازگشت و بازداشت مجدد غيرقانونی اش به زندان اوين می گذرد.




31 مرداد 1389    01:37
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



3 شهریور 1389    20:59
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد