www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 27مرداد/

27مرداد.گفتگوی اينترنتی با کروبی:در راه پيمايی روز قدس شرکت می کنيم/مردم ميتوانند هرگونه حکومتی را که برای خود مناسب ميدانند تعيين کنند.

27مرداد.«مجلس خامنه اي»:در جلسه علنى امروز 90 نماينده غايب بوده و 71 نفر هم در راي‌گيري‌ها شركت نمي‌كردند

27مرداد. محمد مصطفايی: هنوز امکان نجات سکينه‌ آشتيانی وجود دارد

27مرداد.محمدنوری زاد بعد از نوشتن نامه اخير به اوين فراخوانده شد:ممکن است مرا به دم تيغ بسپرند.

27مرداد.پناهجويان ايرانی در يونان: لب‌های دوخته، چشم‌های منتظر

27مرداد :متن نامه سوم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران

27مرداد :گزارش تصويری/ کارخانه سيمان مهران ؛ چهار سال پس از کلنگ زنی

27مرداد :موسوی هياهوهای اخير در باره نسبت ميان اسلام وايران را که بين برخی از جناح های کشور درگرفته است را يک جنگ زرگری می داند

27مرداد : همسر منصور اسانلو خوستار پيگيری نهادهای بين المللی برای آزاد همسرش شد

27مرداد :بازگشت صميمي، امويی و مومنی به بند ۳۵۰ اوين/ پايان اعتصاب غذای کيوان صميمی

27مرداد: زهرا بهرامی يکی از دستگير شدگان اعتراضات عاشورا در معرض صدور حکم اعدام قرار دارد

27مرداد :بازداشت دو آمريکايی ديگر در مرز ايران و عراق

27مرداد :راه پيمايی در افغانستان عليه ناتو

27مرداد :ررخشان بني‌اعتماد: برخى مي‌خواهند واقعيات جامعه راز باقى بماند

27مرداد :مصادره سند وثيقه عابد توانچه توسط دادگاه انقلاب اراک

27مرداد :اشتغال بنويسيد، بيكارى بخوانيد

27مرداد :خطر در کمين تالاب هاى بين المللى گلستان

27مرداد :تداوم فوران در چاه شماره 24 نفت شهر

27مرداد.دفاع ترقی از احمدی نژاد،به سبک احمدی نژاد:با گفتن “اى واى خواهر ” در دعواهاى سياسى بين‌المللي، آنها شما را مي‌خورند/ساركوزى آدم لاتى است

27مرداد.زهرارهنورد:برای شيوا نظرآهاری و دادگاه او ،و نتيجه دادگاهش نگرانيم.

27مرداد: قيمت گوشت قرمز کيلويی حداقل 16000 تومان

27مرداد.انتشار«تصاوير خلاف عفت عمومي» دليل توقيف آسيا و لغو مجوز دو نشريه

27مرداد.تاييد حکم اعدام هشت شهروند کرمانی



27مرداد.گفتگوی اينترنتی با کروبی:در راه پيمايی روز قدس شرکت می کنيم/مردم ميتوانند هرگونه حکومتی را که برای خود مناسب ميدانند تعيين کنند.

خبرنگاران سبز



به پيشنهاد و کمک برخی از کنش‌گران سبز، شب گذشته (۲۶ مرداد ۸۹) گفت‌وگويی صريح و صميمی در يکی از اتاق‌های اينترنتی با هماهنگی دکتر خزعلی برگزار شد که مهمانان ويژه آن حجت‌الاسلام والمسلمين مهدی کروبی بود. پرسش‌های اين نشست بيشتر در باره روز قدس، پي‌گيری وضع زندانيان، اختيارات ولايت فقيه، تغيير قانون اساسي، حکومت سکولار و راه‌کارهای پيش‌روی جنبش بود. مهدی کروبی ضمن اعلام شرکت خود در راه‌پيمايی روز قدس از مردم خواست با رعايت هوشياری تمام حتما در اين راه‌پيمايی شرکت کنند.



با تشکر ويژه از دکترمهدی خزعلی که تشکيل دهنده اين نشست بودند اميدواريم گفت‌وگوهايی اينچنين باز هم برگزار شود تا رابطه‌ بين مردم و رهبران سبز و کنش‌گران هر چه نزديک‌تر و قوي‌تر شود. در اين جلسه کنش‌گران جوان پرسش‌های خود را با صراحت از آقای کروبی پرسيدند و ايشان نيز با شکيبايی به آنها پاسخ داد. البته به دليلی کمبود وقت تمامی پرسش‌ها (از جمله پرسش‌های سايت خبرنگاران سبز) فرصت مطرح شدن پيدا نکرد گرچه برخی از پرسش‌های ما از زبان ديگر حاضران پرسيده شد. به دليل اينکه شايد برخی از افراد حاضر در جلسه مايل نباشند صدايشان پخش شود از قرار دادن فايل صوتی معذوريم ولی فايل صوتی اين گفتگو در اختيار خبرنگاران سبز محفوظ مي‌باشد.

(تکميلی: اين نشست به دعوت و هماهنگی کنش‌گران وبگاه "مبارزان" صورت گرفته بود. بدين وسيله از تلاش نيکوی آنان در برگزاری اين نشست تقدير مي‌کنيم.)





يادآوری:‌ متن زير چکيده‌ای از جلسه "۲۶ مرداد" است. موارد کم‌شمار داخل پرانتز برای توضيح افزوده شده‌اند.





از اعضای اتاق: آيا برنامه‌ای برای روز قدس داريد؟ آيا ممکن است باز هم حکايت ۲۲ خرداد تکرار شود و دعوت در شب قبل پس گرفته شود؟ ديده شده که با اين پس گرفتن دعوت باز هم مردم به خيابان ها آمده‌اند؛ البته برداشت‌ها از اين کار شما هم مثبت بود و هم منفی. آيا در مورد تشکيل هسته ی اوليه برای تجمعات روز قدس برنامه‌ای داريد؟





کروبی: در روز ۲۲ خرداد پس از عدم پاسخگويی به درخواست مجوز راهپيمايی و سپس رد شدن آن، با دوستان متعددی مشورت کرديم و به اين نتيجه رسيديم که برای حفظ جان مردم راهپيمايی نشود. اما در خصوص راهپيمايی روز قدس بايد بگويم اين راهپيمايی هر ساله برگزار ميشود و ما هم در آن حضور خواهيم داشت و در مورد تشکيل هسته‌های اوليه و برنامه ريزی برای اين روز درحال مشاوره با دوستان هستيم و نتيجه را اعلام خواهيم کرد.





از اعضای اتاق: بنده به عنوان يک زندانی سياسی که در ايران زندانی بودم از طرف بچه‌های روزنامه نگار از شما تشکر ميکنم مدت ۱۴ ماه است که از کشور خارج شدم و بابت در کنار مردم بودنتان و حمايت از زندانيان و شکنجه شدگان از شما تشکر ميکنم. ميخواهم از شما درخواست کنم که به اين افشاگری هايتان در خصوص ظلم‌هايی که به مردم ميشود ادامه دهيد. اگر خاطرتان باشد قبلا به شما گفته بودم که تا بت ولايت فقيه شکسته نشود مردم به هيچ آزادی و عدالت نخواهند رسيد. اميدوارم که به کمک شما و آقايان موسوی و خاتمی بتوانيم عدالت را در جامعه پياده کنيم و از سد اين حکومتی که خون جوانان را در خيابان ها ميريزد عبور کنيم.





کروبی: از لطف شما سپاسگذارم. کاری اگر کرده باشم وظيفه بوده است و حداقل ادای دين من به مردم بوده است. اميدوارم باز بتوانم به مردم ايران کمک کنم. ملت ايران سالها برای آزادی جنگيدند تا نظامی شکل گرفت که مبنی بر قوانين شرع و عرف جامعه و خواست اکثريت مردم باشد، اما متاسفانه اکنون جريانی در راس امور است که ابزار در دست اوست و به خواست مردم توجه نمي‌کند ما بايد سعی کنيم تا قانون اساسی را پياده کنيم و بر طبق همين قانون من اطمينان ميدهم خواست اکثريت مردم با گرايش های مختلف را به اجرا بگذاريم. هر قانون و کتابی که از مغز بشر تراوش پيدا کرده باشد طبيعی است که نقص و عيب هم داشته باشد و در يک محيط آزاد که مطبوعات آزاد و مستقل هم باشند می توان آنرا بازنگری کرد اما بايد توجه داشت که مهمترين قسمت‌های قانون اساسی يعنی احترام به حق مردم و پذيرش خواست مردم توسط حاکميت نقض مي‌شود و در نظر گرفته نمي‌شود. بايد برای اجرای آن تلاش کنيم. بايد تفکرات مختلف در عرصه سياست باشند و اجازه بدهيم که خود را ارائه کنند حتی همين تفکر تماميت خواه که خواست مردم را در نظر نمي‌گيرد هم باشد اما نميتواند سردمدار و تعين کننده باشد.





از اعضای اتاق: آيا با تشکيل يک تلويزيون به نام خودتان که نظرات خودتان را پوشش بدهد موافقيد؟ مردم در داخل و خارج چگونه ميتوانند کمک کنند؟



کروبی: پيشنهاد خوبی است و من پذيرفته بودم. اگر مبالغه نکرده باشم ۵ سال پيش اولين نفری بودم که پيشنهاد تاسيس يک تلويزيون را داده بود. مقدماتش را فراهم کرده بوديم، اما متاسفانه نتوانستيم که به اجرا برسانيم. البته من قول داده بودم حزب و روزنامه و تلويزيون تاسيس کنم که در تاسی دو مورد اول را موفق بودم، اما امروز ميبينيم که هر دوی آنها را بسته‌اند. در مورد تلويزيون هم موانعی پيش آمد که نشد کار را به انتها برسانيم. اکنون به تمام بچه ها تبريک ميگويم که در حال تاسيس تلويزيونی بر مبنای عرف جامعه‌اند به اميد خدا فعاليت مي‌کنند و بنده هم تذکراتی به آنان داده‌ام. اما در مورد کمک، هر گونه کمکی چه معنوی چه مالي، خود دوستان بهتر مي‌دانند، بايد هر طور که ميتوان مسير اين کمک‌ها را پيدا کرد من جای خاصی را در داخل و خارج ندارم که بگويم به آنجا مراجعه کنيد اگر خودتان جويا شويد راه های کمک رسانی را پيدا خواهيد کرد.





از اعضای اتاق: آقای کروبی آيا شما با يک حکومت سکولار که اسلام و هر دينی در آن محترم باشد اما در سياست جايگاهی نداشته باشد موافق هستيد يا اينکه به سخنان آقايان خمينی و خامنه‌ای که ميگويند سياست ما عين ديانت ماست معتقديد؟





کروبی: من خودم شخصا طرفدار حکومتی دينی هستم که هم در آن رعايت مسايل دينی باشد هم ارکان نظام بر آرای مردم استوار باشد. اما چه حکومتی باشد يا نباشد آن به مردم مربوط است و ميتوانند هرگونه حکومتی را که برای خود مناسب مي‌دانند تعيين کنند. به نظر من مردم حکومتی را می خواهند که قوانين دينی در آن اجرا بشود زيرا اکثريت مردم ايران مذهبی هستند. اين حکومتی که امروزه مشاهده مي‌کنيم نه بر پايه جمهوريت است نه بر پايه ديانت اين حکومت آن حکومتی نيست که رهبران به مردم وعده داده بودند. بايد جمهوريت نيرومندتر باشد. ساير حکومت ها را نفی نمي‌کنم مردم هرچه را بخواهند خواهم پذيرفت.





از اعضای اتاق: آيا شما اعتقاد داريد که اين جنبش ملی شده است و حتی از راه سبز هم گذشته است؟ آيا شما با يک رفراندوم که مردم در آن تصميم بگيرند چه نوع حکومتی را می خواهند موافق هستيد؟





کروبی: دوستان عزيز، برادران خوبم و فرزندان عزيزم، بايد خواسته‌هايی داشته باشيم که عملی باشد ما انقلاب کرديم و جنگ را پشت سر گذاشتيم و تعداد زيادی شهيد داديم. مردم سی سال پيش به نظامی رای دادند که در آن حق حاکميت با مردم بود ما اعتقاد داريم اين نظامی که مردم انتخاب کرده بودند اکنون وجود ندارد. ما در اول راه هستيم ابتدا بايد تلاش کنيم قانون اساسی را اجرا کنيم تا به وسيله آن به ديگر خواسته هايمان برسيم با احترام به نمايندگان مجلس مي‌گويم مطمئن باشيد اگر مجلس جدی داشتيم قوه قضاييه سالم داشتيم حتما وضع ما اين نبود که قوه مجريه ادعا کند من قانون را اجرا نمي‌کنم و بچه‌هايمان از بی عدالتی در زندان ها بنالند و اعتصاب غذا کنند و شکنجه بشوند. شما مطمئن باشيد يکروزی در يک حکومت آزاد که قوانين آن اجرا مي‌شود و طبيعی است که مطبوعات در آن کار مي‌کنند، بحث های ديگری هم مي‌شود. اما امروز ما معتقديم اين قانون اساسی اجرا نمي‌شود به نظرم من با پرداختن به اينکه " همين قانون اساسی ناقص است، يا آيا توان پاسخگوی به مردم را دارد؟ " نيروی خود را بی هدف هدر خواهيم داد. با اجرای همين قانون خواسته بسياری از مخالفان نيز برآورده خواهد شد مثلا تصور کنيد که انتخابات آزاد داشته باشيم مطبوعات آزاد داشته باشيم مجلس مستقل داشته باشيم طبيعی است که وضع مردم بهتر خواهد شد.





خزعلی: اگر قانون اساسی بخواهد بازنگری شود چه کسانی ميخواهند اين بازنگری را انجام بدهند؟ مثلا اگر آقای جنتی و تيم تشکيل دهنده او بخواهند که اين قانون را بازنگری کنند هيچ ظرفيتی از دموکراسی در اين قانون نخواهد ماند.





کروبی: در خود قانون اساسی تعيين شده است که هر کس چه وظيفه ای دارد. ما ابتدا بايد قوای سه گانه مستقل مطبوعات آزاد و آزادی بيان داشته باشيم تا به اين بازنگری و مسايل ديگر بپردازيم.





از اعضای اتاق: چه نقش و جايگاهی را برای ايرانيان خارج از کشور در جنبش سبز قائل هستيد؟





کروبی: جنبش متعلق به تمام ايرانيان است چه در داخل چه در خارج. با هرگرايشی در کنار هم هستيم و همه برای من عزيز هستيد، در سفرهايم نيز با آنان ملاقات داشتم. ما معتقديم که تمام ايرانيان زير پوشش حقوق شهروندی هستند و همه بايد و ميتوانند از آن استفاده کنند.





از اعضای اتاق: شما با چه نوع روش مبارزه‌ای موافقيد؟ نافرمانی مدنی و يا راهپيمايی سکوت کدام يک مفيدتر ميتواند باشد؟





کروبی: من يک عنصر کوچکی هستيم در کنار دريای مردم. من معتقدم که تا الان مبارزات خوب برگزار شده است معتقدم تا وقتی حرکات آرام و مدنی در جريان است، کمتر به آنان بهانه ابراز خشونت ميدهيم چون آنها رسانه دارند و ما آنچنان رسانه ای نداريم. کسانی که به قرآن، امام حسين و عاشورا توهين کردند عوامل مشخص و سرکرده‌ای بودند که برای تخريب جنبش مردمی استخدام شده بودند. اگر اجازه بدهند در راهپيمايی های آرام شرکت خواهيم کرد اما ديديد که به ما مجوز نميدهند.





از اعضای اتاق: در هر حرکتی بايد کانال ارتباطی بين متفکران آن حرکت ( شما و آقای موسوی) و مردم وجود داشته باشد. چرا دفاتر ارتباطات مردمی در شهر های مختلف تشکيل نمی دهيد؟





کروبی: ما تمام اين ارتباطات، روزنامه و ... را به وجود آورديم اما روزنامه توقيف شد و حتی مجله ای که برای يکی از نزديکان بود توقيف شد. دفاتر حزب از جمله دفتر شخصی من را هم که از رمضان سال گذشته بسته‌اند. حتی با جلسات دوستانی که در حزب هستند برخورد ميشود. سفرهايی که دوستان برای سخنرانی قصد داشتند بروند هم با مخالفت و مقابله حکومت روبه رو شد. همه جا شاخه‌ای از حزب داشتيم مراکز استان ها اما نمي‌گذارند که فعاليت کنيم مثلا هنگامی که يکی از دوستان به نام اسماعيل تتری در کرمانشاه فوت کردند آقای "منتجب" قائم مقام حزب قصد داشت به آنجا برود و سخنرانی کند اما با حضور وی از جانب حکومت مخالفت شد.



رسما افرادی را مي‌برند و تذکر مي‌دهند چرا به ملاقات فلانی رفتيد. اميدوارم شرايط بهتر شود. محدوديت وجود دارد و آقايان فکر مي‌کنند با اين سخت گيري‌ها مي‌توانند از بروز اعتراضات جلوگيری کنند.





از اعضای اتاق: چرا راهکاری برای افرادی که ميخواهند شبکه های اجتماعی را تشکيل بدهند وجود ندارد؟





کروبی: کم و بيش سازماندهی وجود دارد. فشار و دستگيری هم هست. عده ای هم احتياط مي‌کنند تا زندگيشان به خطر نيافتد. شما ببينيد کميته‌ای از جانب من، آقای موسوي، آقای دکتر اميني، آقای الويري، آقای مقدم و آقای بهشتی تشکيل شد تا مسايل را تحليل و بررسی کنيم. سه نفر از اين کميته ( آقايان اميني، الويری و بهشتی) دستگير شدند و به آنان گفتند شما حق نداريد همچين کاری بکنيد. در چنين شرايطی که اطلاعات سپاه به ما اجازه فعاليت نمي‌دهد، کار سختی است. به اميد خدا اگر آزادی را به دست آورديم بايد مردم سعی در حفظ آن بکنند. و نگذاريم که انحصار طلبی دوباره شکل بگيرد.





از اعضای اتاق: در نظر بگيريد که ما ميخواهيم در چارچوب اين قانون اساسی مبارزه کنيم اما حاکميت از اجرای قانون سر ميزند و اجازه فعاليت در اين چارچوب را به ما نمي‌دهد حال چگونه بايد حکومت را مجبور کنيم که به قانون اساسی عمل کند؟





کروبی: مشکل ما اين است که چارچوب قانون اجرا نمي‌شود. مثلا همين شورای نگهبان در قانون اساسی يک مرجع نظارتی است اما در عمل می بينيد که يک مرجع حاکم هست. يعنی بر قوه مجريه هم حاکم است. من مي‌گويم که اين شورا باشد اما در نقش نظارتي‌اش. با فشار افکار عمومی مي‌توان حاکميت را مجبور به قانون مندی کرد. فشار، نه درگيری! اين تجمعات و آگاه سازي‌ها نتيجه مي‌دهد. بالاخره خواه و ناخواه بايد کشور را اداره کنند و برای هميشه که نمی شود با پول نفت زندگی کرد. کارهای زير ساختی و توسعه لازم است جهان به سرعت درحال پيش رفت است. اگر همپای دنيا حرکت نکنند مردم همراهيشان نمي‌کنند، مگر اينکه به خواسته شان عمل کنند. اينگونه مجبور به پيروی از مردم مي‌شوند. نخواهيم که خيلی زود پيروز شويم چون پيروزی زودرس را زود از دست ميدهيم و فراموش ميکنيم.





از اعضای اتاق: ۱_ چرا علمای قم آنچنان که بايد با مردم متحد نيستند؟ ۲ چرا علما کالاهای سپاه را مانند تنباکو تحريم نمي‌کنند؟ ۳ _ آيا شما به قانون اساسی به سيستم ولايت مطلقه فقيه که هر نظری او بدهد نظر الهی تلقی شود اعتقاد داريد؟ يا اينکه قدرت دست احزاب باشد؟ ۴ _ اگر مردم اين قانون اساسی را نخواهند نظر شما دراين باره چيست؟





کروبی: ممکن است آن گونه که من و شما بخواهيم نباشد اما علما همدردی مي‌کنند. ابراز محبت در رابطه با زندانيان کردند. در رابطه با اين سرکوب ابراز انزجار کردند. شما از علمای قم انتظار بيشتر نداشته باشيد زير فشار هستند . شما، من را که يک عنصر کوچک جنش هستم رادر نظر بگيريد. رييس مجلس بودم، اما هرکجا ميروم چند نفر را جمع کرده اند که به من توهين و اهانت کنند.





تحريم تنباکو داستانی ديگر است. حکومت بايد به مسير اوليه برگردد که همانا حاکميت مردم بر سرنوشت خودشان است.

به نظر من مردم حکومت دينی ميخواهند ممکن است من که بد عمل کرده‌ام را نخواهند اما مي‌خواهند قوانين دينی در جامعه اجرا شود. بر فرض که نخواهند حکومتی که مردم نخواهند خود به خود فرومی پاشد. بها ندادن به رای مردم و اين خشونت‌ها است که اين وضعيت را به وجود آورده است. مثلا شما سپاه را در نظر بگيريد عده قليلی هستند که در خيابان ها به سرکوب مي‌پردازند و يا به تجارت و فعاليت های ناپاک اقتصاد پرداخته‌اند. بخش اعظمی از آنان، آن سپاهی است که در دوران جنگ فداکاری کرده اند.





خزعلی: سوالشون در رابطه با بحث مطلقه بودن ولايت فقيه است.





کروبی: اين يک بحث مفصلی است که به اميد خدا بعدا به آن خواهيم پرداخت. من معتقدم در کنار ولايت فقيه بايد خبرگان نيرومند هم وجود داشته باشد. نه خبرگانی که زير نظر آقای جنتی باشد و هر چه جنتی بخواهد را انجام بدهد. بايد انتخابات آزاد داشته باشيم. که يک نفر در بالا ننشيند و هرچه خواست را قبول کند و هرچه نخواست را رد کند. مجلس هم نياز داريم اما نه مجلسی که از نامزدهای تصدی آن سه هزار تا چهار هزار نفر رد صلاحيت شده‌اند و دستچين شده باشند. رييس جمهور مي‌خواهيم اما نه رييس جمهوری که صندوق را جلو جلو برايش پر کنند و از قبل بگويند که ۲۴ ميليون رای و فردا (همان را) مي‌بينيد حالا نيم ميليون بالا يا پايين.





خزعلی: سوال شده در رابطه با دروغ های آقای جنتی و علم الهدی چه برنامه ای داريد؟





کروبی: در رابطه با آقای علم الهدی حرفی نمي‌زنم اما در رابطه با آقای جنتی حالا که دکتر (آقای خزعلی) من رو به اين جا آورده، من اصلا نمي‌دونستم همچين جايی هم هست از آقای جنتی خواهش ميکنم اين سندی که شما مي‌گوييد را بياوريد که اين پولها کجاست و از کجا آمده؟ متاسفانه آقای جنتی همين طوری حرف مي‌زند.





خزعلی (با شوخی): سهم ما هم ميرسد؟





کروبی: ببينيم چی ميشه! ولی جدا از شوخی از آقای جنتی مي‌خواهيم که اين سند را منتشر کند من از مراجع تقليد عزيز تقاضا مي‌کنم که از ايشان اين سند را بگيرند آنها که ديگر محرم اند، سند را ارائه دهيد تا آنان آن را تاييد کنند.





خزعلی: شما هميشه در کار خدمت به خانواده های زندانی بوديد. خانواده يک زندانی به من پيام داده است که چرا از خانواده مينويی (زندانی) حمايت نکرديد. من به جا نياوردم چه کسی را می گويند.





کروبی: مينويی داشتيم من هميشه از روی عادت و درهمه ماجراها، ماجرای ملی مذهبی ها و ... هميشه دنبال کار زندانيان بودم. دوران رياست مجلس درب دفترم به روی خانواده زندانيان باز بود که حتی نامه‌ای انتقادی از من نوشتند که رييس مجلس کاری ندارد که دو ساعت با خانواده‌های زندانيان صحبت ميکند؟ من بودم و در خدمتشان خواهم بود. يک مينويی داشتيم زمان شاه با ما در زندان بود نمي‌دانم برای او مساله پيش آمده يا شخص ديگری بود اگر مي‌توانيد نشانه‌ای ازشان بگيريد که باهاشون صحبت کنيم.





خزعلی: من از آقای کروبی مي‌خواهم که آخرين صحبت‌هايشان به خصوص در رابطه با روز قدس را بگويند.





کروبی: من از آقای دکتر تشکر می کنم با اينکه برنامه بی اطلاع من ترتيب داده شده بود ولی بسيار مفيد بود. از اينکه با شما مستقيم صحبت کرديم و نظراتتان را داديد خوشحالم. يک سفارشی دارم و تاکييد مي‌کنم روز قدس در پيش است و ما هم در راهپيمايی شرکت مي‌کنيم. مساله حقی است که از يک ملتی تضعييف شده است. خواهش ميکنم که مواظب باشيد شعاری ندهيد که حکومت از آن سو استفاده کند. دوما ممکن است که از طرف خودشان بين شما نفوذی بفرستند تا فضا را تهييج کنند. خواهش ميکنم که سايريين را دعوت به آرامش کنيد. حرمت روزه را نگه داريد. خواهش مي‌کنم، عده ای قليلی که با عذر شرعی که دارند و روزه نيستند حرمت نگاه دارند تا حکومت از آن سوژه نسازد. عکس پاره امام را نشان ميدهند دستانش پيداست اما سر و کله اش پيدا نسيت. همه شما را به خدا می سپارم. موفق باشيد


27 مرداد 1389    22:21
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:21 30 مرداد 1389
کروبی عزیز قبلاً حزب اللهی بود و حالا دلش برای زمان شاه تنگ شده.

ما ملت نمی توانیم م«ل او به سرعت تغییر عقیده بده ایم. بنابراین صبر می کنیم تا همه تغییرات و تحولات خود را ان ام داده و «باتی بیابد آنگاه همه بدنبالش راه می افتیم. و گرنه دچار سر گی ه می شویم و باز دنبال ام«ال خودش راه می افتیم و می شویم حزب اللهی.


نام:  
ای-ميل:  
09:05 28 مرداد 1389
ای شیخ مکار ملت سی و دو سال پیش با رایی آزاد و بدون تقلب با بیش از نوددرصد آرا حکومت دلخواه خود را تعیین کردتد. ملتی که هرگز و ابدا درس سیاسی آزاد ندیده است چگونه میتواند حکومت دلخواه تعیین کند؟

ملتی که دارد برائی العین میبیند که چگونه با او با قساونی بیرحمانه رفتار میکنند و فرزندان فرهیخته اش را گره گروه میکشند و نابود میکنند و اراذل آخوندی هر روز «روت ملت را میچاپند چگونه قادر است برای خود حکومت دلخواه تعیین کند؟ گفتن سخنان مردم پسند از دهان یک آخوند درسی است که در زمان طلبه گری میآموزتد تا بتوانند براحتی ملت را تحمیق کنند.

نام:  
ای-ميل:  
09:54 28 مرداد 1389
آفرین بر این شیرمردی که نشان داد روحانیت واقعی همیشه با مردم است و به خاطر مال و  اه، پیوند با مردم میهن را نمی شکند ودروغ و فریب را دکان رای  دین حکومتی نمی سازد وهمگان را از دین و آیین

بیز ار نمی سازد .حسین

نام:   bahman
ای-ميل:  
09:52 28 مرداد 1389
lotfan sedaghat dashteh bashid ba melat rorast bashid .ta zamani ke manafe hezbi dini grohitan ra bar manafe melat tarjih dahid melat ba shoma nakhahad bood .lotfan na gofteha ra begooeid.mikhahid ta key sarpoosh be jenayate gozashteh emametan begozarid.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد. محمد مصطفايی: هنوز امکان نجات سکينه‌ آشتيانی وجود دارد

راديوآلمان

محمد مصطفايي، وکيل مدافع سکينه‌ محمدی آشتياني، متهم به زنا و محکوم به اعدام مي‌گويد، هنوز امکان نجات وی وجود دارد. مصطفايی که خود پس از فرار از ايران اينک در نروژ به سر مي‌برد، روز چهارشنبه (۱۸ اوت / ۲۷ مرداد) به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت، در صورت افزايش فشارهای بين‌المللی برای جلوگيری از اعدام سکينه‌ محمدی آشتيانی امکان دارد بتوان او را نجات داد. وی مي‌گويد، مقام‌های ايرانی از توان جلوگيری از اعدام آشتيانی برخوردارند و در موارد مشابه در مورد ۷ زن ديگر محکوم به سنگسار اين کار را کرده‌اند. سکينه‌ محمدی آشتيانی به اتهام زنای محصنه از سال ۱۳۸۴ تا کنون در زندان به سر مي‌برد. حکم سنگسار وی در پی فشارهای بين‌المللی به اعدام با طناب دار تغيير يافت. اما حکم به دار آويختن او کماکان قابل اجرا است.




27 مرداد 1389    20:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد.پناهجويان ايرانی در يونان: لب‌های دوخته، چشم‌های منتظر

راديو آلمان

روز جمعه، ۲۲ مرداد، پليس يونان به تحصن و اعتصاب غذای جمعی از پناهجويان ايرانی در برابر دفتر کميساريای عالی سازمان ملل متحد در آتن حمله کرد. بعضی از اين پناهجويان ماه‌هاست در انتظار رسيدگی به درخواست پناهندگی خود هستند.



جمعه‌ی گذشته، در نوزدهمين روز اعتصاب غذای پناهجويان ايراني، پليس يونان دو تن از آن‌ها را به نام‌‌های وحيد فرشباف و حميد صادقی به طور موقت بازداشت و سپس آزاد کرد. حميد صادقي، پناهجوی ايراني، از مدتی پيش لب‌های خود را به نشانه‌ی اعتراض به طولانی شدن رسيدگی به روند درخواست پناهندگی و وضعيت خود به يکديگر دوخته است. پناهندگانی از اين دست اغلب به دلايل سياسی و اجتماعی و به ويژه پس از انتخابات جنجال‌برانگيز رياست جمهوری سال گذشته، از ايران گريخته‌اند.



وضعيت مبهم پناهندگان



سمکو محمدي، از کردهای ايرانی است که به دليل فعاليت‌های سياسی و همکاری با گروه‌های چپگرا از ايران گريخته و در انتظار صدور برگه‌ی پناهندگی در کشور يونان به سر مي‌برد.



او درباره‌ی روند صدور اجازه‌‌ی پناهندگی و تمديد آن به دويچه‌وله مي‌گويد: «پنج سال است که در يونان هستم، در حال حاضر برگه‌ی اقامتی در اختيار ما قرار داده‌اند که هر شش ماه آن را تمديد مي‌کنيم. روی آن عبارت درخواست پناهندگی سياسی به چشم مي‌‌خورد. ما همه منتظر جوابيم بعضی يک سال، بعضی دو سال و بعضی بيشتر در انتظار پاسخ مسئولان يونانی هستند و تا آنجا که من آمارهای وزارت کشور يونان را مطالعه کرده‌ام، اينجا سالانه کم‌تر از پنج نفر پاسخ قانع‌کننده‌ای به درخواست خود دريافت مي‌کنند. اينجا کسی به کار پناهندگان رسيدگی نمي‌کند. بسياری از آن‌ها مشکل مسکن دارند و معمولا در گروه‌های ده تا پانزده نفری در مکان‌های اجاره‌ای زندگی مي‌کنند.»



از سوی ديگر در ميان اين پناهندگان افرادی نيز هستند که بدون پيش زمينه‌ی سياسی از ايران خارج شده‌اند و در وضعی مبهم به سر می برند.



علی ساحلی يکی از اين جوان‌هايی است که سه سال پيش برای رسيدن به وضع اجتماعی بهتر ايران را ترک کرده و خود را از راه ترکيه به يونان رسانده است. او درباره‌ی شيوه‌ی رفتار پليس يونان پس از دستگيری خود مي‌گويد: «پليس يونان پس از دستگيری ما را به شدت کتک زد و به اداره‌ی پليس منتقل کرد. در آنجا از ما انگشت‌نگاری کردند و پس از مدتی برگه‌ای دريافت کرديم که مضمون آن اخراج از يونان بود.»



در برابر خشونت عريان



پناهجويان ايرانی گاهی قادر به دفاع از خود در برابر خشونت پليس نيستند و ناگزير رفتاری محتاطانه در برابر نيروهای امنيتی و پليس يونان در پيش مي‌گيرند.



سمکو محمدي، درباره‌ی علت احتياط برخی از پناهجويان ايرانی در برخورد با پليس يونان مي‌افزايد: «سفارت ايران در يونان هم مانند ساير کشورها افراد خاص خود را در ميان مردم دارد. وقتی پناهجويان برگه‌ی اقامت مطمئنی نداشته باشند، مدام از اين مي‌ترسند که مجبور شوند به ايران برگردند. به همين دليل اينجا با احتياط کامل رفتار مي‌کنند.»



حميد نوذري، رئيس کانون پناهندگان سياسی ايران در برلين، در گفت‌و‌گو با دويچه وله بخشی از مشکل را ناشی از نبود همکاري‌های اداری لازم در يونان و رعايت نشدن مقررات مي‌داند. او مي‌گويد: «يونان از چند ماه پيش تبديل به مفری برای ايراني‌ها يا افغاني‌هايی شده است که از اين دو کشور مي‌گريزند. مشکلاتی که پناهندگان ايرانی دارند، به عدم آمادگی زيربنايی دولت يونان برای سياست حداقلی ‌پناهجوپذيری برمي‌گردد که با استانداردهای حداقلی اتحاديه‌ی اروپا و حقوق بشر سازگار باشد. اين کشور قانونی به نام پناهندگی دارد، اما مشخصات اصلی اين قانون و جزئيات لازم برای دعوت به مصاحبه و مسئول پرونده‌ی فرد رعايت نمي‌شوند. برای تأمين نيازهای اوليه مانند خوراک و سرپناه و هزينه‌ای که فرد بتواند با آن زندگی خود را بگذراند، کاری برای پناهجويان به انجام نمي‌رسد.»



نبود صندوق ويژه‌ی پناهجويان ايرانی



با وجود مشکلات مالی بسيار پس از فرار از ايران برای بسياری از پناهجويان، هنوز صندوق ويژه يا نهاد مالی مستقلی در خارج از ايران برای حمايت مالی مستقيم از چنين افرادی شکل نگرفته است. حميد نوذری درباره‌ی چنين امکاني، کمک‌های مالی مستقيم بستگان اين افراد در خارج ايران را موثرتر از تلاش‌های پراکنده برای کمک‌های اقتصادی و تشکيل صندوقی مستقل مي‌داند.





به گفته‌ی شاهدان عيني، ايرانيانی که روز جمعه‌ی گذشته در برابر کميساريای عالی پناهندگی سازمان ملل دست به اعتصاب غذا زده بودند، قصد دارند به اعتراض خود ادامه دهند. با اين‌حال تضمينی برای پايان وضع مبهم آن‌ها وجود ندارد.





فرهاد سلمانيان

مصطفی ملکان


27 مرداد 1389    20:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :متن نامه سوم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران

کلمه:همسر يکی از ستمديدگان انتخابات ۸۸ در عريضه ی سوم خود به دادستان تهران از بسته شدن مسجد بند ۳۵۰ اوين خبر داد و پرسش های جديدی با دادستان تهران مطرح کرد.





به گزارش کلمه متن نامه سوم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران به شرح زير است:





بسم الله الرحمن الرحيم



اللهمّ اعنّی فيهِ على صِيامِهِ وقيامِهِ وجَنّبنی فيهِ من هَفواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فيهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ بتوفيقِکَ يا هاديَ المُضِلّين.



عريضه سه در هفتم رمضان المبارک



از : همسر سيد مصطفی تاجزاده يکی از امضاء کنندگان شکايت نامه از کودتاگران نظامی



به : دادستان تهران



سلام آقای دادستان



سومين عريضه ام را در هفتمين روز از ماه مبارک رمضان می نويسم.



روز هفتم روز مقدسی است چون عدد هفت در آئين ما مقدس است به نشانه خلقت هفت آسمان و زمين و چه داستان شگفتی است داستان آفرينش. داستان خلائق که جملگی تسبيح گوی ذات اقدس خداوندی هستند و آفرينش انسان که ترکيبی است از نبات و حيوان و دميدن روح الهی در او قابليت عروج را برايش به ارمغان آورده است. انسان موجود انتخاب گر، موجود پرسش گر، موجود کنترل کننده نفس اماره و پذيرنده نفس لواّمه و آرزومند رسيدن به نفس مطمئنة و چه مقام والايی است اين اطمينان. مقامی که خدا از انسان راضی و او نيز رضايش به رضايت دوست بسته است. خداوندا ما را در اين روز مقدس و در همه روزهای عزيزت طالب اين مقام بپسند و لحظه ای ما را به خود وا مگذار که هوای نفس مان ما را به رضايت غير تو حريص گردانت. آمين



آری هفتمين روز از ماه رمضان را می گذرانيم و خود را عادت می دهيم به دوری از گناه و معصيت خدايمان. با امساک از خوردن و آشاميدن، روح خود را صفا می دهيم نه در انزوا و خلوت محض بلکه در جمع و جماعت و ”مسجد“ در اين ماه عزيز می شود محل اجتماع بندگان عابد خدا تا دسته جمعی شيطان را نفی کنند و تکبير بگويند و رکوع و سجود کنند و قنوت بگويند و تشهد و سلامشان هم دسته جمعی باشد. جماعت در جمعه و مسجد و حج تجلی می کند و شکوه مسلمانی در جماعت نمايان می شود. و وای بر کسی که ”جماعت“ را برنتابد و ”جمع“ و ”اجماع“ را نفی کند.



آقای دادستان شما هم شنيده ايد که مسجد بند ۳۵۰ را در ماه رمضان بسته اند؟!!! کاش دليلش را برای امت مسلمان که پذيرفته اند زندان محل تنبه است، بيان کنند. تا همه بدانند بعد از برچيدن ”کتابخانه“ و قفل زدن بر ”تلفن خانه“ نوبت تعطيلی ”مسجد“ است. اگر دليل روشنی برای اين اقدام بيان نشود، فکر آدم هزار راه می رود تا ربطی بين کتاب و تلفن و مسجد خدا پيدا کند بعد خدای نکرده شائبه ”توطئه“ و ”فتنه“ و قس علی ذلک پيدا می شود که به صلاح نيست. خوب نيست در اين ماه مبارک دامنه ”ظن“ گسترده شود که ”انّ بعض الظنّ اثم“ و گرنه به راحتی می شود دريافت که قرار است امکانات حداقلی داخل زندان برای سلامت روح زندانی سياسی حتی پس از خروج از انفرادی و خلاء اطلاعاتی محض هم از او دريغ شود تا اگر جسمش در برابر نا ملايمت جان سختی می کند روحش به تدريج افسرده شود و بميرد و خدا نکند که در نظام اسلامی و حکومت عدل علوی مسئولين مؤمن و متقی و منزه ما قصد جان و روان آدميان را آن هم دست و پا بستگان در بند را، و عجبا که دراين ماه عزيز، داشته باشند.



آقای دادستان



می دانم که شما هيچ رقم دوست نداريد که کسی خود را نماينده خانواده های زندانيان سياسی بداند و معرفی کند. چون نماينده تعريف کردن به معنای وجود يک ”مجمع“ و ”جماعت“ است و گاه مصلحت ايجاب می کند که مسئولان ”تفرق“ را بر ”تجمع“ تشخيص دهند و از آنجا که در دوره ای که ما زندگی می کنيم اهل تشخيص محدودند و چه بسا به تعداد انگشتان دو دست نرسند، رعايا بايد چشم و گوش بسته تابع مطلحت باشند که بزرگان و خسروان انديشيده اند. اما اين حقير نه در مقام نماينده خانواده زندانيان سياسی بلکه به عنوان يک مسلمان مسئول و شهروند شاهد و ناظر آنچه که بر اين عزيزان می رود و سامع آنچه گزارش می شود، پرسش هايی دارم که شما در مقام دادستان می توانيد پاسخگويش باشيد.



پرسش خيلی ساده اند: چرا زندانيان سياسی و نه حتی زندانيان عادي، در زندان های جمهوری اسلامی از حقوق اوليه خود محرومند؟ چرا به وضعيت بهداشتشان رسيدگی نمی شود و اگر سازمان زندان ها از نظر استخدام پزشک متخصص در محذور و مضيقه است چرا از پزشکان متخصصی که متأسفانه به جای خدمت رسانی به هم نوعان شان بر اساس سوگند پزشکی به دليل منتقد بودن و يا حتی صرفاً به دليل فعاليت در سنادهای انتخاباتی رقيب دربند ظلم اسيرند، استفاده نمی کند؟ چرا امکان استحمام مناسب وجود ندارد و عزيزان ما بايد با آب سرد استحمام کنند؟ چرا وضعيت تغذيه زندانيان نا مناسب است و امکانات موجود در زندان که برای جبزان کمبودها پيش بينی شده بدين سان محدود؟ به نحوی که برای مثال استفاده از ميوه ماهی يک بار بر اساس قرعه کشی ممکن است و بالاخره اين که چرا مأموران زندان به خودشان اجازه می دهند با خانواده های زندانيان سياسی که خود و عزيزانشان از شريف ترين و کريم ترين شهروندان کشورمان هستند، برخوردهای زشت و ناپسند و بی ادبانه داشته باشند؟ نکند يا اين سبک و سياق قرار است کشور ما ام القرای مسلمين باشد و نظام حکومتيمان مثل اعلی در جهان؟



ديروز مادر همسرم بی تاب از دوری جگر گوشه، دردمندانه از من پرسيد شنيده ام بازداشت مجدد مصطفی و دوستانش به دليل يک شکايت است. از کی تا حالا به جای رسيدگی به شکايت، شکايت کنننده را به زندان می اندازند؟



حالا دارم فکر می کنم وقتی يک شکايت حقوقی تاوانی چنين سخت دارد نکند چند پرسش ساده يک شهروند يک لاقبا در ميان انبوه پرسش گران سبز هم هزينه های گزاف داشته باشد؟



پاسخ اين سؤال را خودم می دهم: انسان فقط با مرگ به پايان پرسش هايش می رسد.



”يا ايتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضية مرضية فادخلی فی عبادی فادخلی جنتي“



صدق الله العلی العظيم




27 مرداد 1389    19:09
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :گزارش تصويری/ کارخانه سيمان مهران ؛ چهار سال پس از کلنگ زنی

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1136041
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1136041


27 مرداد 1389    19:35
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   علی و هابی
ای-ميل:   a,vahaby@yahoo.de
12:30 28 مرداد 1389
شما هم فقط عنوان روشنگری را یدک میکشید وگرنه شریک دزدیادو رفیق قافله

نام:   فریدون
ای-ميل:   fery@YAHOO;DE
11:16 28 مرداد 1389
مشگل باورمندان مذهبی اینست که تصور میکنندملایان بی لیاقت ومفتخوران پیرامونشان با اشاعه فسق وف ور وفساد زمینه حظور امام زمانشان را فراهم میسازند.

ولی فقیه هم که طبق قانون اساسی بر ان ومال وناموس مردم بی پنتاه بسان اختاپوس چنگ انداخته فقط به فکر مداوای دست علیلش است و بس.

ازآخوند  ماعت وحکومت مذهبی نباید توقع آبادی وآبادانی داشت. اگر ب ای کارخانه سیمان امام زاده ای ویا مسچدی و حتی بقعه سید حسن ابرقوئی راقرار بود کلنگ بزنند تا اخرش میرفتند

نام:   حمید - بوطاریان
ای-ميل:  
22:59 27 مرداد 1389
نمونه بسیار کوچکی است از عدم مدیریت و ندانم کاری مشتی  اهل و کار چاق کن امام زمان و سرنوشتِ فلاکتِ بار مردم و مملکتی است در دستان نا کار آمد و بیُعرضه ی دزدان و قطاع الطریقان حاکم بر وطن .

اینست نتی ه حکومت الهی در روی زمین . کدام کار را این مفتخوران و مفت چَران نوانسته اند برای آن مردم و کشور ان ام دهند . آنهمه نیروی  وان کار و اینهمه بی عُرضه گی و بی برنامه گی .

خاک همه طویله های عالم بر سر - م«لا - سردمداران و دست اندر کاران حکومت  هل و  ُرم و  نایت اسلامی .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :موسوی هياهوهای اخير در باره نسبت ميان اسلام وايران را که بين برخی از جناح های کشور درگرفته است را يک جنگ زرگری می داند

کلمه: ميرحسن موسوی هياهوهای اخير در باره نسبت ميان اسلام وايران را که بين برخی از جناح های کشور درگرفته است را يک جنگ زرگری می داند که با اهداف خاص سياسی آغاز شده است :“جنگی که در آن گفته نمی شود کدام ايران است که بايد به جهان معرفی شود و يا کدام اسلام است که بايد از آن دفاع شود؟ ايرانی با بالاترين آلودگی به اعتيادو دهان های دوخته و رسانه های خفه شده و يا اسلامی که به بهانه آن توسط سران بالای امنيتی افسانه سرايی پر از تهمت و دروغ در جامعه پخش می شود و در آن به خاطر حفظ خانه تار عنکبوتی اقتدارگرايان سی سال گذشته انقلاب به زير سوال می رود؟



به گزارش خبرنگار کلمه ،اين بخشی از سخنان ميرحسين موسوی ،نخست وزير هشت سال دفاع مقدس است که ديروز هم زمان با سالگرد بازگشت آزادگان سرفراز به کشور در ديدار با جمعی از آزادگان استانهای کشور بيان کرد.



در اين ديدار که زهرا رهنورد نيز حضور داشت، ابتدا تعدادی از آزادگان ضمن تشريح مسائل و مشکلات خود پس از رهايی از زندانهای رژيم بعثی ديدگاه های خود را پيرامون مسائل سياسي،اقتصادی و اجتماعی کشور بويژه مسائل بعد از انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸بيان کردند.



مهمترين نکات قابل توجه در گزارش آزادگان به ميرحسين موسوی وضعيت معيشتی و تنگناهای اقتصادی بسياری از آنها بعد از رهايی و بوجود آمدن مسائل و مشکلات اجتماعی برای خود و خانواده هايشان بود. اين آزادگان ضمن بيان اين مسائل گفتند که تاسف برانگيزتر اين است که بعضی از ازادگان بعد از تحمل سال ها اسارت در زندان های مخوف صدام هم اکنون نيز به علت گرايش های سياسی شان در دوران انتخابات مدت ها نيز در زندان های دولت کنونی به سر برده اند.



پس از سخنان آزاده های سر افراز ميرحسين موسوی نيز ضمن تبريک سالروز ورود آزادگان به ميهن اسلامی گفت : در دوران دفاع مقدس مردم و مسئولين هيچ گاه از رزمندگان و اسرای جنگ تحميلی غافل نبودند و هر روز و هر ساعت اخبار مربوط به اسرا مورد توجه قرار می گرفت.



تجليل از آزاده سرافراز مرحوم ابوترابی



نخست وزيردوران دفاع مقدس در ادامه ضمن گراميداشت ياد و خاطره مجاهد آزاده حجت الاسلام ابوترابی که نقش بسيار تعيين کننده ای در بالا نگه داشتن روحيه اسرا داشت، گفت : توجه به کرامت انساني، عشق به اسلام، امام و دفاع از ميهن مهمترين عوامل پايداری و وحدت اسرا در زندان های مخوف صدام بود.



چوب حراج به سرمايه های هويتی ايران



ميرحسن موسوی در ادامه گفت:اين روزها در کنار اين همه مشکلاتی که گريبانگير کشور است سر و صداهايی در مورد نسبت اسلام و ايران بلند شده است. البته کاملا مشهود است که سر و صدا برای اهداف خاص سياسی است. عده ای همانطور که صدها ميليارد دلار درآمد نفتی کشور را در سال های گذشته به چاه ويل سرازير کرده اند امروز دنبال آن هستند که سرمايه های هويتی ملت را برای به دست آوردن منافع جناحی کوتاه مدت چوب حراج بزنند و گرنه همه ما می دانيم که برای رزمندگان ما در دفاع مقدس که از سرزمينمان دفاع می کردند بحثی به عنوان تقابل ايران و اسلام وجود نداشت.



در جنگ تحميلي، لحظه های عشق به ميهن در مقابل عقايد مذهبی قرار نگرفت



نخست وزير دوران دفاع مقدس هچنين گفت: در اين جنگ نابرابر طولانی يک سانتی متر از خاک ميهن عزيزمان واگذار نشد، در عين حال جبهه ها بالاترين جايگاه تجربيات عرفانی بود. در اين جنگ، لحظه های عشق به ميهن در مقابل عقايد مذهبی قرار نگرفت بلکه آنچه ما شاهد آن بوديم آميختگی اسلام و ايران در يک هويت واحد فراگير بود. اصولا هويت ملی اول انقلاب به نوعی تعريف شده بود که در راهپيمائی های منجر به پيروزی انقلاب، زرتشتيان و مسيحيان و کليميان در ميان صفوف مسلمانان اعم از شيعه و سنی بودند و در جبهه ها هم کنار هم در کنار رزمندگان تکبيرگو رزمنده های اقليت های ديگر نيز حضور داشتند و هميشه هم دارند.



کسانی مدعی مکتب ايران شده اند که سازمان ميراث فرهنگی را متلاشی کردند



ميرحسين موسوی افزود : آن زمان هيچ کس دنبال دوختن قبايی برای خود يا استفاده از سرمايه های ملی نبود. به همين دليل اصلا نگرش دوگانه ورفتار متناقضی به نام ملت ايران و اسلام تعريف نمی شد. در بحث های اخير متاسفانه طرح يک جنگ زرگری تازه برای خط کشی های تازه ديده می شود و جالب است که امروز کسانی مدعی مکتب ايران شده اند که در کوتاه ترين زمان سازمان ميراث فرهنگی کشور را متلاشی کردند. سازمانی که حافظ و نگهدارنده مظاهر هويت ملی ما بايد باشد امروز شاهد آن هستيم که همان بلاهايی که بر سر سازمان برنامه آمد بر سر اين سازمان نيز در حال فرود امدن است. در اين جنگ زرگری گفته نميشود که کدام ايران است که بايد به جهان معرفی شود و يا کدام اسلام است که بايد ازآن دفاع شود.



کدام ايران؟ کدام اسلام؟ مساله اين است



به خاطر حفظ خانه تار عنکبوتی اقتدار گرايان سی سال انقلاب را زير سوال می برند





موسوی در بخش ديگری از سخنان خود گفت:در اين جنگ زرگری از نگاه معاصر به اسلام و ايران طفره می روند. گفته نمی شود که کدام ايران است که بايد به جهان معرفی شود و يا کدام اسلام است که بايد از ان دفاع شود. ايرانی با بالاترين آلودگی به اعتياد،ايرانی با ۱۴٫۵درصد نرخ بيکاری و ۲۹درصد بيکاری در ميان جوانان،ايرانی با زندان های پر از زندانيان سياسی و دهان های دوخته و رسانه های خفه شده و حقوق بشر پايمال شده،ايرانی که به دليل سياست های خانمان برانداز فاصله اش با کشورهای همسايه رقيب بيشتر می شود.کسی در اين جنگ زرگری نمی پرسد که کجا رفت سند چشم انداز بيست ساله برای ايران پيشرفته. وقتی در اين دعوا اسلام هم مطرح می شود گفته نمی شود که با گسترش سلطه دروغ و ريا چه بر سر اسلام آمده است. آيا اين اسلام،اسلام آن مرجع عاليقدری است که به دليل حقگويی خانه اش ويران می شود يا اسلام امام جمعه ای است که بدون خم به ابرو اوردن تهمت يک ميليارد دلار پول از بيگانه گرفتن و منتظر ۵۰ميليارد دلار ديگر ماندن را به رقبای سياسی می زند. يا اسلامی که به بهانه آن توسط سران بالای امنيتی افسانه سرايی پر از تهمت و دروغ در جامعه پخش می شود و در آن به خاطر حفظ خانه تار عنکبوتی اقتدارگرايان سی سال گذشته انقلاب به زير سوال می رود. وقتی ۷چهره شاخص و با سابقه روشن ادعانامه ای بر عليه اين افسانه سازی به قوه قضائيه تحويل می دهند خودشان به زندان اوين برگردانده می شوند. آيا در اسلامی که حضرت علی(ع) ان را معرفی می کنند امکان دارد به جای متهمان،شاکيان را زندانی کنند؟



موسوی تاکيد کرد: نه ايرانی که اينها به دنبال آن هستند مورد شناسايی و قبول ماست و نه اسلامی که معرفی می کنند و آن را ابزاری برای رسيدن به مطامع و منافع خود قرار می دهند.



ملت ما پيرو اسلامی است که مقتدايش علی است



ملت ما پيرو اسلامی است که مقتدايش علی (ع) است که وقتی يک عنصر غير مسلمان جامعه، او را متهم می کند با او در يک رديف در مقابل قاضی می نشيند و مختصر تبعيضی را که قاضی در حق او روا نمی دارد، بر نمی تابد. با تکرار اين جمله که جامعه ما و حکومت ما اسلامی است چيزی ثابت نمی شود.اصل جواب به اين سوال است که چرا در حکومتی با ادعای مسلمانی رئيس شورای نگهبان قانون اساسی در کنار يک مدير شناخته شده سابق کشور در مقابل قاضی نمی نشيند تا به شکايتی که عليه او شده رسيدگی شود و در عوض آن مدير را به زندان می برند.



به جای طرح جنگ کاذب اسلامی ـ ايرانی با ملت صادق باشيد



موسوی گفت : امروز که کشور با مسائل و بحران های مختلفی در سطح خارجی و داخلی روبروست. يکی از راه های برون رفت از اين بحران ها برچيدن دروغ از جامعه و متوقف کردن اين موج سازی های کاذب است. به جای اين جريان سازی ها و افسانه سرايی های بيهوده امنيتی بايد با ملت صادق بود. و به جای طرح جنگ اسلامی-ايرانی بايد به مردم گفته شود ايا حکومت حق ملت را در قانون اساسی قبول دارد يا نه و اگر قبول دارد چرا نه تنها ان اصول رعايت نمی شود بلکه خلاف آن در جامعه عمل می شود؛ به گونه ای که قانون گريزي، نقض حقوق بنيادين و اصول اوليه عدالت نهادينه می شود. گفتن اينکه ايران آزادترين در جهان است در حالی که زندان های ما پر از زندانيان سياسی است مشکل را حل نميکند .انکار مشکلات اقتصادی نيز در حالی که مردم آثار ‍ان را هر روز با پوست و گوشت خود حس ميکنند چيزی را حل نمی کند



به داوری ملت اعتماد کنيد ‍انگاه بحران ها پشت سر گذاشته می شود



ميرحسين خطاب به اقتدارگرايان گفت: از انحصار گری سرکوب وتخريب دست برداريد به مردم و داوری ملت اعتماد کنيد صلح اجتماعی ايجاد کنيد مشکلات به پشتوانه همت اين ملت سر فراز به تدريج حل می شود و بحران ها پشت سر گذاشته می شود. مشکل موقعی حل می شود که زمينه انتخابات های ازاد غيرگزينشی را فراهم آوريم و قوه قضائيه نشان دهد که از بازجوهای امنيتی فرمان نميگيرد و مستقل است.بنده يقين دارم تشکيل يک دادگاه منصف و مستقل و علنی برای رسيدگی به همين شکايتی که هفت نفر از چهره های شناخته شده کشور تسليم قوه قضائيه کرده اند بيش از توپ و تفنگ و موشک هايمان در برگرداندن امنيت به کشور می تواند موثر باشد.



راهی برای رفع خطر های برون مرزی



برای حل بحران به مردم بازگرديد نه به معاملات غير شفاف





همه بايد بدانيم رفع خطرهای امنيتی برون مرزي، جلب قلب های مردم از طريق احقاق حقوق آنهاست. شما به مردم بازگرديد انگاه خواهيد ديد به سرعت دانه های اين بحران جمع خواهد شد و نياز به معاملات و مراودات غير شفاف که لاجرم تامين کننده ی منافع ملی نيست و يا تحميل درد و رنج بيهوده قابل اجتناب به مردم نخواهيد داشت.



سختی های بازگشت به مردم



موسوی در پايان گفت: البته برگشت به مردم مشکلاتی هم دارد که شايد سخت ترين انها تن دادن به آرای مردم به جای آرای دولتيان باشد.



در خاتمه جلسه از شخصيت آزادگان برجسته ای چون مرحوم لشکری و شهيد تندگويان نيز تقدير به عمل آمد.




27 مرداد 1389    18:27
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
16:10 29 مرداد 1389
19.08.2010

ما رای مشایی! چهره سازی به روش اصول گرایان

خودنویس: سطح دعوا در مورد مشایی خیلی بالا رفته است. آن چنان که کمتر می‌توان تصور کرد اصل ما را چهره‌سازی و معروف‌سازی مشایی به روش اصولگرایان بوده است! در آستانه انتخابات م لس پن م در سال ۷۴ برخی افراد به انصار خامنه‌ای پول می‌دادند تا علیه‌شان بد و بیراه بگویند بلکه در بین مردم معروف و محبوب شوند. از قضا نقشه شان گرفت و از رهگذر فحش شنیدن از آن  ماعت رای خوبی کسب کردند. به نظرم می‌رسد از آن  ا که کفگیر نظام به ته دیگ خورده تصمیم گرفته با همان روش یک چهره را برای انتخابات بعدی بسازد و بپردازد.



فرض این است که صدا و سیما؛ کیهان و دیگر تریبون افراطیان را علیه مشایی کار می‌اندازیم بلکه  ماعتی از مردم او را ضد حاکمیت بشناسند و در انتخابات بعدی به او رای دهند. حتما این نقل قول از خامنه‌ای در ذهن‌تان هست که به  ناح چپ گفته بود اگر در انتخابات شرکت نکنید؛ یک  ناح چپ می‌سازیم (گویا برای م لس پن م). بعدها احمدی نژاد به عنوان سمبل چپ ساختگی در  امعه مطرح شد و با شعارهای چپ گرایانه انتخابات نهم را برد ( دای از تقلب در دور اول انتخابات نهم و  ای گزینی احمدی نژاد با کروبی).



حالا امروز ظاهرا نظام دارد یک اپوزیسیون ساختگی تحویل  امعه می‌دهد. فر ام دعوا را نمی‌توانم دقیق حدس بزنم. اما به نظرم می‌رسد مشایی می‌ماند. حاکمیت از این که فضای سیاسی را متک«ر نشان دهد سود می‌برد و صلاحش نیست که مهره ای را که هر چند وقت یک بار مو  آفرینی می‌کند و دست کم در ظاهر فضای سیاسی را به خود مشغول می‌کند و مسائل  دی و اصلی  امعه را به حاشیه می‌برد؛از صحنه خار  کند. حمایت صد در صدی احمدی‌نژاد از مشایی نشان می‌دهد که خیالش راحت است و پشت پرده را می‌داند. وگرنه اگر مطمئن بود که مشایی باید برود این چنین سرنوشتش را به او گره نمی‌زد. بعید است صلاحیت مشایی در انتخابات رد شود. شاید رئیس م لس بعدی نظام مشایی باشد. نفر اول تهران از رایحه خوش خدمت! در انتخاباتی عینا شبیه خرداد ۸۸.


نام:  
ای-ميل:  
16:08 29 مرداد 1389
19.08.2010

ما رای مشایی! چهره سازی به روش اصول گرایان

خودنویس: سطح دعوا در مورد مشایی خیلی بالا رفته است. آن چنان که کمتر می‌توان تصور کرد اصل ما را چهره‌سازی و معروف‌سازی مشایی به روش اصولگرایان بوده است! در آستانه انتخابات م لس پن م در سال ۷۴ برخی افراد به انصار خامنه‌ای پول می‌دادند تا علیه‌شان بد و بیراه بگویند بلکه در بین مردم معروف و محبوب شوند. از قضا نقشه شان گرفت و از رهگذر فحش شنیدن از آن  ماعت رای خوبی کسب کردند. به نظرم می‌رسد از آن  ا که کفگیر نظام به ته دیگ خورده تصمیم گرفته با همان روش یک چهره را برای انتخابات بعدی بسازد و بپردازد.



فرض این است که صدا و سیما؛ کیهان و دیگر تریبون افراطیان را علیه مشایی کار می‌اندازیم بلکه  ماعتی از مردم او را ضد حاکمیت بشناسند و در انتخابات بعدی به او رای دهند. حتما این نقل قول از خامنه‌ای در ذهن‌تان هست که به  ناح چپ گفته بود اگر در انتخابات شرکت نکنید؛ یک  ناح چپ می‌سازیم (گویا برای م لس پن م). بعدها احمدی نژاد به عنوان سمبل چپ ساختگی در  امعه مطرح شد و با شعارهای چپ گرایانه انتخابات نهم را برد ( دای از تقلب در دور اول انتخابات نهم و  ای گزینی احمدی نژاد با کروبی).



حالا امروز ظاهرا نظام دارد یک اپوزیسیون ساختگی تحویل  امعه می‌دهد. فر ام دعوا را نمی‌توانم دقیق حدس بزنم. اما به نظرم می‌رسد مشایی می‌ماند. حاکمیت از این که فضای سیاسی را متک«ر نشان دهد سود می‌برد و صلاحش نیست که مهره ای را که هر چند وقت یک بار مو  آفرینی می‌کند و دست کم در ظاهر فضای سیاسی را به خود مشغول می‌کند و مسائل  دی و اصلی  امعه را به حاشیه می‌برد؛از صحنه خار  کند. حمایت صد در صدی احمدی‌نژاد از مشایی نشان می‌دهد که خیالش راحت است و پشت پرده را می‌داند. وگرنه اگر مطمئن بود که مشایی باید برود این چنین سرنوشتش را به او گره نمی‌زد. بعید است صلاحیت مشایی در انتخابات رد شود. شاید رئیس م لس بعدی نظام مشایی باشد. نفر اول تهران از رایحه خوش خدمت! در انتخاباتی عینا شبیه خرداد ۸۸.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد : همسر منصور اسانلو خوستار پيگيری نهادهای بين المللی برای آزاد همسرش شد

کمپين بين المللی حقوق بشر: پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو فعال برجسته کارگری درمصاحبه با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران درخصوص افزايش مدت زمان زندان همسرش ابراز شگفتی کرد و خواستار پيگيری نهادهای بين المللی برای آزاد همسرش شد. منصور اسانلو هفته پيش به اتهام تبليغ عليه نظام به يک سال حبس علاوه بر ۵ سال حبس فعلی محکوم شد. همسروی به کمپين گفت: « من و ساير اعضای خانواده آقای اسانلو براساس قولی که مسوولان کشورمان از جمله وزير کار و رييس قوه قضاييه به نهادهای بين المللی مبنی بر آزادی منصور اسانلو داده بودند، برای آزادی وی روزشماری می کرديم و رای صادره جديد بسيار برايمان مايه تعجب بود.

پروانه اسانلو گفت: «وی هم اکنون دوران حبسی را می گذراند که به همين اتهام تبليغ عليه نظام محکوم شده است. مگر می شود چنين چيزي؟»



همسرآقای اسانلو روز پنجشنبه به ملاقات وی رفت. به گفته خانم اسانلو وضعيت عمومی وی مناسب بوده است. اگر چه منصور اسانلوگفته است که نسبت به رای صادره اعتراض خواهد کرد: « ايشان می گفتند مسوولان زندان پرونده ای برای وی باز کرده اند که در شعبه يک دادگاه انقلاب اسلامی رای يک سال حبس در ادامه حبس فعلی صادر شده و در زندان به او ابلاغ شده است. حتی وکلايشان (آقايان مولايی و خورشيد) به شعبه يک دادگاه انقلاب اسلامی رفتند اما رييس دادگاه به آنها اجازه مطالعه پرونده را نداد. حال قرار است آنها اين هفته مجددا به اين شعبه مراجعه کنند، پرونده را بخوانند و لايحه اعتراضی را برای دادگاه تجديد نظر روی پرونده قرار دهند.»



گفتنی است وکلای آقای اسانلو از انتقال پرونده موکلشان به دادگاه انقلاب بی اطلاع بودند. پروانه اسانلو ادامه داد: «ما واقعا از اين وضعيت ناراحتيم و خواهان تجديد نظر در رای صادره هستيم. » پزشکی قانونی به دلايل مشکلات جسمی عديده اين زنداني، طی اين مدت سه بار رای به عدم تحمل حبس داده اند اما بر خلاف قوانين موجود منصور اسانلو هنوز آزاد نشده است.




27 مرداد 1389    18:14
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   bahman
ای-ميل:  
09:53 28 مرداد 1389
shyad agar nazar bedahim 1 sale digar be zendani shodane aghay osaloo ezafe konand.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :بازگشت صميمي، امويی و مومنی به بند ۳۵۰ اوين/ پايان اعتصاب غذای کيوان صميمی

ميزان خبر:بهمن احمدی امويي، عبدالله مومنی و کيوان صميمی که به همراه چهارده زندانی ديگر که از ۲۳ روز پيش به انفرادی منتقل شده بودند، ديشب به بند عمومی بازگردانده شدند.



اين سه زندانی سياسی به همراه ۱۴ نفر ديگر از دوم مرداد ماه گذشته در پی اعتصاب غذا در اعتراض به رفتار ماموران زندان به انفرادی منتقل شدند.



بعد از گذشت دوهفته و با آزادی بابک بردبار يکی از زندانيان اعتصابي، و درخواست فعالين سياسی مختلف اين اعتصاب غذا شکسته شد.



کيوان صميمی تنها زندانی بود که اعلام کرده بود تا بازگردانده شدن تمام زندانيان به بند عمومی اعتصاب خود را ادامه می هد. اين روزنامه نگار در پی بازگردانده شدن به بند عمومی اعتصاب غذای ۲۲ روزه خود را شکست.



مجيد توکلی ،فعال سرشناس دانشجويی يکی ديگر از زندانيان اعتصاب کننده بود که دو روز پيش به زندان رجايی شهر کرج تبعيد شد.



گفتنی است علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار، حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تحکيم، علی پرويز فعال دانشجويي، حميدرضا محمدی فعال سياسي، کيوان صميمی ،جعفراقدامی فعال مدنی ، ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق، کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجيد دری فعال دانشجويي، مجيد توکلی فعال دانشجويي، غلامحسين عرشی و محمد حسين سهرابی راد از جمله زندانيان منتقل شده به سلول انفرادی بودند که دو هفته اعتصاب غذا کردند. آنها پس از اعتراض به شرايط نامناسب بند ۳۵۰ و توهين ماموران زندان به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند.




27 مرداد 1389    18:10
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد: زهرا بهرامی يکی از دستگير شدگان اعتراضات عاشورا در معرض صدور حکم اعدام قرار دارد

بنابه گزارشات رسيده به"فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"صلواتی رئيس شعبه 15 دادگاه انقلاب قصد دارد يک شهروند ايرانی هلندی تبار را به نام خانم زهرا بهرامی که از دستگير شدگان اعتراضات گسترده عاشورا است محکوم به اعدام و يا حبس ابد نمايد.

روز دوشنبه 25 مردادماه خانم زهرا بهرامی 45 ساله که بيش از 8 ماه بلاتکليفی در بند مخوف 209 به شعبه 15 دادگاه انقلاب نزد فردی بنام صلواتی قاضی فرمايشی برده شد. صلواتی خطاب به خانم بهرامی گفت:«اين پرونده شما اعدام داره يا حبس ابد داره» .

خانم بهرامی به دليل نداشتن وکيل از دفاع کردن از خود امتناع ورزيد و اعلام کرد فقط در حضور وکيل از خود دفاع خواهد کرد. صلواتی رئيس شعبه 15 دادگاه انقلاب پس از اعتراض خانم بهرامی دادگاه را برای 10 روز ديگر به تعويق انداخت.خانم بهرامی هنوز از داشتن وکيل محروم می باشد.

اتهاماتی که بازجويان وزارت اطلاعات به او نسبت داده اند عبارتند از:محاربه،تبليغ عليه نظام،عضو فعال انجمن پادشاهی و تشکيل گروهک بر ضد نظام می باشد.خانم بهرامی تمامی اتهامات نسبت داده شد را رد کرد و آن را اعترافاتی که زير شکنجه های جسمی و روحی از او گرفته شده است که غير قانونی و غير انسانی است.

زندانی سياسی زهرا بهرامی 45 ساله و دارای 2 فرزند است. او دارای مليت ايرانی- هلندی است و برای ديدن فرزندش به ايران مسافرت کرده بود که در اعتراضات روز عاشورا دستگير و تحت شکنجه های وحشيانه جسمی و روحی قرار می گيرد . بازجويان وزارت اطلاعات در بند سپاه زندان گوهردشت کرج و در بند 209 زندان اوين او را تحت شکنجه ها و فشارهای قرون وسطائی قرار دادند و وی را وادار به اعترافات تلويزيونی عليه خود نمودند.اين اعترافات دورغين از تلويزيونهای دولتی پخش گرديده است.بازجويان وزارت اطلاعات اعترافات دروغين تلويزيونی را به عنوان اتهام عليه او بکار برده اند وقصد دارند که او را بر مبنی محاربه محاکمه کنند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،دستگيري،شکنجه ،وادار کردن به اعترافات تلويزيونی و محاکمه بر مبنی محاربه برای صدور احکام ضد بشری اعدام به دليل شرکت داشتن در اعتراضات عاشورا را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ويژه زنان و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدام عملی برای پيشگيری از صدور حکم اعدام عليه اين زن اعتراض کننده می باشد.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

27 مرداد 1389 برابر با 18 اوت 2010
27 مرداد 1389    17:36
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:33 27 مرداد 1389
آیا شایسته نیست برای آزادی زندانیان سیاسی در وضعیتی که معترضان و فعالین سیاسی به محاربه محکوم میشوند یا برای اعتراض به وضعشان از تنها سلاحشان اعتصاب غذا استفاده میکنند، ، رهبران  نبش سبز به  ای شعار دست به اعتصاب غذا بزنند؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :بازداشت دو آمريکايی ديگر در مرز ايران و عراق

جــــرس: منابع خبری عراق، از بازداشت دو آمريکايی ديگر در مرزهای ايران و عراق و انتقال آنها به بازداشتگاه وزارت کشور عراق خبر دادند.





سامانه خبری نهرين نت، در اين زمينه نوشت "دو آمريکايی که در حال رصد مرزهای ايران بودند، در عراق دستگير شدند و منابع مطلعی تاکيد کرده اند که اين ۲ نفر از اعضای سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا (سيا) هستند."





همچنين آمده است يک مقام امنيتی محلی در دياله عراق معتقد است دو شهروند آمريکايی فوق الذکر، در حال تصوير برداری از يک مکان نظامی در شهر مندلی بودند، که بازداشت شدند.





اين مقام عراقی که نامش اعلام نشده، افزود: "مرکز بازرسی عراق دو آمريکايی را که با موتورسيکلت در حال عکس‌برداری از مکانهای نظامی و نقاط بازرسی در شهر مندلی در استان دياله (شمال شرق عراق) بودند دستگير کردند. و دو فرد مذکور هيچ گونه مدرکی که نشان دهد آنان روزنامه‌نگار و يا وابسته به جايی هستند همراه نداشتند.





نهرين نت همچنين به نقل از اين مقام عراقی نوشت: اين ۲ آمريکايی به پليس شهر مندلی تحويل داده شده و آنان به وزارت کشور منتقل شدند تا تحقيقات لازم در اين باره انجام گيرد.





همزمان راديو صدای عراق گفت که به نظر مي‌رسد دو شهروند آمريکايی در حال جاسوسی بودند و تحقيقات اوليه از آنان ثابت مي‌کند که آنان با سفارت آمريکا در عراق در ارتباط باشند و به نظر مي‌رسد که اين دو فرد از اعضای سازمان جاسوسی آمريکا (سيا) هستند و در منطقه مرزی در حال تصوير برداری از مناطق مرزی با ايران بودند.





سال گذشته نيز، سه کوهنورد آمريکايي، در حاليکه در خطوط مرزی ايران و عراق قرار داشتند، توسط پاسداران مرزی ايران دستگير، و اکنون بيش از ١٣ ماه است که در زندان به سر می برند.



مقامات جمهوری اسلامي، آنها را به "جاسوسی" متهم کرده اند و همزمان، يک نشريه آمريکايی به نقل از منابع مرزی عراق اعلام کرد که "سه آمريکايی محبوس در تهران، زمانيکه در خاک عراق و نزديک مرز ايران بودند، توسط شليک هوايی و تهديد ماموران مرزی ايران به خاک ايران آورده شده اند.




27 مرداد 1389    19:30
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:17 29 مرداد 1389
آمریکاییهای علاقه مند به طبیعت که از راه اقلیم کردستان در حالیکه بدنبال پروانه ها و در میان گلها به بازی و شادی مشغولند ناگهان اشتباهاً وارد ایران می شوند.


نام:  
ای-ميل:  
22:55 27 مرداد 1389
ع ب روزگاری شده!

 اسوس را هم نمی توان ب رم  اسوسی گرفت.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :راه پيمايی در افغانستان عليه ناتو

راديو کوچه:امروز صدها تن از ساکنان استان ننگرهار در شرق افغانستان در اعتراض به کشته شدن دو فرد ملکی از سوی سربازان ناتو دست به راه‌پيمايی زدند.



آنان شاهراه کابل ننگرهار را نيز به روی ترافيک بسته نموده و شعارهای مرگ بر آمريکا، مرگ بر اوباما و مرگ بر کرزی سر دادند.



عبدالغفور سخن‌گوی فرماندهی پوليس استان ننگرهار گفت: «نيروهای ناتو شب گذشته بدون هماهنگی پوليس عمليات نموده دو کشاورز را کشته و دو تن ديگر را با خود برده‌اند.»



سيدرحمان يک تن از ساکنان استان ننگرهار گفت که ساعت دوازده شب در حالی که آنان خواب بودند، نيروهاى آمريکايى به خانه شان وارد شدند.



وى افزود که نيروهای آمريکايی دست‌های وی را دست بند زده پدر و برادرش را کشته‌اند.



سيدرحمان گفت که نيروهاى خارجى يک برادر، يک پسر کاکا و دو همسايه‌شان را با خود برده‌اند.



ناتو تا کنون در اين مورد ابراز نظر نکرده است.



اخير سازمان ملل متحد با نشر گزارش از افزايش تلفات ملکی خبر داده بود و در هفتاد درصد اين تلفات طالبان را متهم دانسته بود.



دولت افغانستان نيز همواره از تلفات افراد ملکی ابراز نگرانی کرده و اخير سخنگوی رياست جمهوری افغانستان گفت رييس جمهوری از قوای خارجی در کشور خواسته است تا از عمليات شبانه و عمليات هوايی که سبب تلفات افراد ملکی مي‌شود خودداری کنند.




27 مرداد 1389    19:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :ررخشان بني‌اعتماد: برخى مي‌خواهند واقعيات جامعه راز باقى بماند

همه اتفاقات به صورت تصادفى رخ داده است. ميزان تلخى زندگى زنانى كه در خيابان مي‌خوابند، كتك مي‌خورند و مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، همواره وجود داشته و من فكر مي‌كنم اگر قرار بود ذره‌اى اميد غلو شده در فيلم نشان دهم، نشانه بلاهت من بود



ايلنا

نشست نقد و بررسى فيلم حيات‌ خلوت خانه خورشيد با حضور رخشان بني‌اعتماد(كارگردان فيلم) و جمعى از عوامل آن در خانه هنرمندان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ايلنا، رخشان بني‌اعتماد در اين نشست با عذرخواهى از كسانى كه فيلم را از طريق مونيتور و در راهروها تماشا كردند، گفت: جاى خوشحالى دارد كه چنين جمعيتى براى تماشاى يك فيلم مستند در يك مكان جمع مي‌شوند و اميدوارم اين اتفاقات براى تمامى فيلم‌هاى مستند تكرار شود. زيرا سينماى مستند پتانسيل كشف نشده‌اى دارد و تاكنون به خوبى ديده نشده است اما اميدوارم از اين پس بيشتر ديده شود.

بني‌اعتماد با اشاره به روند ساخت اين فيلم گفت: چند سال قبل قرار بود مجموعه تهران من توسط ده فيلم‌ساز مستندساز ساخته شود و اين فيلم يكى از آن ده فيلم باشد. فضاى اين كار بسيار دلچسب بود و اميدوارم بازهم اين فضاى دلچسب تكرار شود. البته در ساخت اين فيلم مشكلات بسيارى جلوى راه ما بود. آنچه من از تهران يافتم و در اين فيلم ديدم و مورد توجه قرار دادم وراى درد و رنج و تلخى بود كه در بحث آسيب روزافزون زنان وجود دارد.

وى ادامه داد: عدم حمايت و ناكارآيى سازمان‌هاى حمايتى و دولتى در زمينه زنان جوابگوى هيچيك از آسيب‌هاى روزافزون نيست. در اين ميان رنج و انرژى فوق‌العاده‌‌اى كه مسئولان موسسه خانه خورشيد متحمل مي‌شوند، واقعا جاى اميدوارى دارد اگرچه هميشه معتقدم در برابر ناكارآمدى نهادهاى دولتى اگر انرژى و تلاش‌هاى فردى افراد نباشد؛ خدا مي‌داند چه بر سر ما مي‌آيد. هميشه براى من شهروندانى كه به صورت گمنام كار مي‌كنند؛ جاى ستايش داشته و دارند. در طول ساخت اين فيلم گروه سازنده و من روزى ده بار دربرابر زحمات اين عزيزان تعظيم مي‌كرديم.

كارگردان فيلم حيات خلوت خانه خلوت خورشيد ادامه داد: آنچه در اين فيلم نكته اصلى است؛ اين است كه واقعيتى در فيلم نشان داده مي‌شود كه هيچ جا ديده نشده است. همان‌طور كه بقيه تصاوير واقعى جامعه ما ديده نمي‌شود. نه تلويزيون و نه سينماى مستند نمي‌توانند تصاوير واقعى جامعه را بگويند. امروز عده‌اى معتقدند واقعيت جامعه ما بايد به شكل راز باقى بماند.

وى ادامه داد: من در اين فيلم مي‌خواستم بخش كوچكى از آنچه كه بر سر زنان معتاد جامعه مي‌آيد همراه با احترام و ستايشى كه عده‌اى در نجات آنها انجام مي‌دهند؛ نشان دهم. به نظر من اگر همه ما ذره‌اى از تعهد مسئولان اين موسسه را داشتيم يا به اصلاحى كه خواسته آنها بود؛ دست مي‌يافتيم، وضعيت بسيار بهتر مي‌شد.

بني‌اعتماد با تقديم اين فيلم به ستاره فرمان‌فرمايان به عنوان مادر مددكارى علمى ايران گفت: به شدت مخالفم كه تلخى موجود در فيلم؛ بيشتر از واقعيت جامعه است زيرا افرادى در جامعه وجود دارند كه اين‌گونه زندگى مي‌كنند. اگر اين فيلم تلخ است به اين دليل نيست كه از ابتدا قصد داشته باشم آن را تلخ نشان دهم. همه اتفاقات به صورت تصادفى رخ داده است. ميزان تلخى زندگى زنانى كه در خيابان مي‌خوابند، كتك مي‌خورند و مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، همواره وجود داشته و من فكر مي‌كنم اگر قرار بود ذره‌اى اميد غلو شده در فيلم نشان دهم، نشانه بلاهت من بود.

ليلى ارشد(يكى از مسئولان موسسه خانه خورشيد) هم با تشكر از نمايش اين فيلم گفت: هيچ سازمان و نهاد دولتى نه تنها با ما همكارى نكرد بلكه دست و پاى ما را مي‌‌بستند. اين فيلم كاملا واقعى و بدون هيچ اغراقى ساخته شده است.

در مراسم نمايش فيلم هنرمندانى همچون منوچهر مشيري، اصغر بيچاره، محبوبه هنريان، محمدرضا مقدسيان، پيروز كلانتري، محسن عبدالوهاب، جعفر صانعي‌مقدم، سعيد رشتيان، حضور داشتند.

سالن محل نمايش فيلم بسيار شلوغ بود و عده‌اى بسيارى فيلم را از طريق مونيتورها نگاه كردند


27 مرداد 1389    16:46
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :مصادره سند وثيقه عابد توانچه توسط دادگاه انقلاب اراک

جرس: دادگاه انقلاب اسلامی اراک سند گرو گذاشته شده عابد توانچه در اين دادگاه را مصادره کرد.





به گزارش دانشجونيوز، عابد توانچه فعال دانشجويی طيف چپ و از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير دی ماه گذشته از سوی دادگاه انقلاب شهر اراک به يک سال حبس تعزيری محکوم شد اما دادگاه انقلاب اراک از ابلاغ کتبی حکم خودداری کرد.





به دليل عدم ابلاغ حکم عابد توانچه و وکيل وی دکتر ناصر زرافشان از امضای ابلاغ حکم که به صورت شفاهی ومبهم صورت گرفته بود خودداری کردند.





در ادامه قاضی پرونده در اقدامی کاملا غيرقانونی حکم يک سال حبس تعزيری اين فعال دانشجويی را بدون ارسال به دادگاه تجديد نظر برای اجرای حکم به بخش اجرای احکام دادگستری فرستاد.





در پی اين اقدام غيرقانونی بلافاصله شکايتی از قاضی عمران عزيزي، قاضی شعبه يک دادگاه انقلاب، به دليل تخلفات گسترده از قانون توسط دکتر زرافشان تنظيم و پرونده قاضی به دادگاه انتظامی قضات فرستاده شد و در دادسرای انتظامی قضات ثبت شده است. اما با فشار اطلاعات شهرستان اراک، دادستانی اين شهر حکم را تأييد يافته تلقی و به شدت بر اجرای آن پافشاری کرد و در نهايت دادگاه انقلاب اسلامی اراک در عملی غيرقانونی و غير اخلاقی حکم به مصادره سند گرو گذاشته شده داده است.





اين در حالی است که در پی گيری شکايت صورت گرفته توسط ناصر زرافشان وکيل توانچه، دادگاه انتظامی قضات به وکيل پرونده گزارش داده است که "قاضی شعبه يک دادگاه انقلاب اراک (عمران عزيزی) از دستور دادگاه انتظامی مبنی بر توضيح به دادگاه انتظامی قضات سرباز زده است."





به همين دليل دادگاه انتظامی قضات از مدير کل دادگستری استان مرکزی درخواست کرده است تا پرونده سريعا به دادگاه انتظامی ارسال شود.





پيش از اين نيز ماموران اداره اطلاعات اراک چند بار برای دستگيری توانچه به منزل پدرش يورش برده اما موفق به بازداشت او نشده بودند. اين ماموران تهديد کرده بودند که در صورت عدم مراجعه وی به دادگاه انقلاب منزل گرو گذاشته شده را پلمپ خواهند کرد.




27 مرداد 1389    11:07
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :اشتغال بنويسيد، بيكارى بخوانيد

ايلنا: انگار همين چند روز پيش بود كه مرحوم دكتر حسين عظيمي، معمار توسعه ايرانى با نگرانى از سال‌هاى ميانى دهه 80 سخن مي‌گفت و بر اين باور بود كه اگر مديران اقتصادى انديشه را همراه برنامه‌هاى خود نكنند ديرى نمي‌پايد كه بيكاري، اقتصاد ايران را از پاى در مي‌آورد. حالا اما به نظر مي‌رسد اين پيش‌بينى انديشمند توسعه ايرانى به واقعيت نزديك شده است. البته از سال‌هاى ميانى دهه 80 عبور كرده‌ايم اما همه به خوبى مي‌دانند كه درست از ميانه‌هاى اين دهه بيكارى بزرگترين نگرانى براى اقتصاد ايرانى بوده است و امروز نيز در واپسين سال از دهه 80همچنان بيكارى در گوشه اقتصاد ايران مانند زخمى دهان باز كرده است و لبخندى تلخ را به رخ مي‌كشد. بدون شك چنين ادعايى سياه نمايى نيست و سياه نمايى نيز نمي‌تواند لقب بگيرد. يعنى حتى اگر برنامه‌ريزان اقتصادى اين سخن را نپذيرند، از سوى ديگر روى سيل بيكاران هم نمي‌توانند چشم ببندند كه اين روزها در اتوبان اقتصاد ايرانى رژه مي‌روند. يعنى نفى بيكارى آنقدرها هم كه برخى از برنامه‌ريزان اقتصادى گمان مي‌برند كار ساده‌اى نيست، چون درست در بيرون از پنجره‌ ساختمان‌هاى دولتى بيكارانى در پياده‌روها و خانه‌ها و خيابان‌ها يله داده‌اند كه نديدن آنها فقط مي‌تواند قطر طنزهاى اقتصادى را افزايش دهد. براى همين شايد بهتر باشد در ابتداى همين نوشته بپذيريم كه بيكارى واقعيت بيرونى اقتصاد ايران است و به سادگى نيز تن به معادلات درونى مديران دولتى اقتصاد نمي‌دهد؛ مخصوصا حالا كه همين مديران دولتى نيز به صف شده‌اند و بر سر كوچكى و يا بزرگى بيكارى با يكديگر نزاع كلامي‌ مي‌كنند. براى نمونه سخن گفتن از همين اتفاقى كه در چند روز گذشته رخ داده، بهترين مثال است. به تازگى مركز آمار ايران با ارايه تازه‌ترين گزارش در مورد بيكارى مدعى شده است كه در بهار امسال تعداد بيكاران نسبت به بهار سال گذشته افزايش چشمگيرى داشته و به بيش از 3.5 ميليون نفر رسيده و يا به عبارتى نرخ بيكارى به 15 درصد نزديك شده است. اين در حالى است كه تا سال گذشته و در بدترين حالت همواره نرخ بيكارى فقط تا نزديك 12درصد قد مي‌كشيده است. اما روى ديگر سكه وزير كار چنين ادعايى را از سوى مركز آمار ايران تاب نياورده و مدعى شده كه حتما اين ارقام انحرافى از معيار اصلى بيكارى داشته‌اند و مديران اقتصادى با اكراه آن را پذيرفته‌اند. نكته جالب ماجرا اما اينجا است كه عصبانيت مديران اقتصادى نه براى بالا بودن بيكارى بلكه براى ارايه آمارى است كه رشد يكباره نرخ بيكارى در طول يكسال را نشان مي‌دهد. به ديگر سخن حتى اگر نرخ 12درصد را براى بيكارى بپذيريم باز هم بايد گفت كه اتفاقى ناگوار براى اقتصاد ايران رخ داده است اما ظاهرا مديران دولتى نرخ نزديك به 12درصد را بحرانى براى اقتصاد نمي‌دانند و تنها تمايل دارند تا در مقابل ادعايى كه مي‌گويد يكباره بيكارى به 3.5ميليون نفر رسيده است ايستادگى كنند. اين هم البته براى خود اتفاقى است در اقتصاد ايران؛ اقتصادى كه در طول 5 سال گذشته به مدد دستيابى به درياى دلارهاى نفتى سعى بر آن داشت تا با پول هر گره‌اى را از اقتصاد باز كند. يعنى برنامه‌ريزان اقتصادى به واسطه آن كه به ناگهان كيسه دلارهاى نفتى سنگين شد بر اين باور بودند كه حالا ديگر مي‌توان گره‌هاى اقتصاد را با هر چه بيشتر خرج كردن باز كرد اما بدون تعارف حالا ديگر به نظر مي‌رسد اين تئورى بايد ناكارآمدى خود را بپذيرد. مديران اقتصادى دولت فقط تا پايان سال 1386با پرداخت بيش از 20 هزار ميليارد تومان وام زود بازده براى ايجاد اشتغال مي‌خواستند بيكاران را بر سر كار بفرستند اما حالا دير زمانى از دست و دلبازي‌هاى نفتى نگذشته است كه مركز آمار ايران مي‌گويد در طول يكسال بيكاران به 3.5 ميليون نفر رسيده‌اند. شايد اگر دست‌ودلبازي‌هاى نفتى صرف زيرساخت‌هاى صنعتى مي‌شد امروز بيكارى تا بدين حد بالا نمي‌آمد و روى دست اقتصاد ايران بار نمي‌شد. اكنون حوزه‌هاى صنعتى در شرايطى به سر مي‌برند كه نمايندگان مجلس بارها گفته‌اند صنايع با كمتر از 40درصد ظرفيت كار مي‌كنند. بدون شك در چنين حالتى بيكارى طبيعي‌ترين اتفاق براى هر اقتصادى محسوب مي‌شود. يعنى هم تجربه‌هاى اجرايى اقتصاد جهانى و هم تجربه‌هاى علمى ثابت كرده‌اند كه بين كاهش ضريب توليد و سرمايه‌گذاري‌هاى مولد با افزايش ضريب بيكارى رابطه‌اى مستقيم وجود دارد. به عبارت ديگر وقتى در شهرك صنعتى شمس‌آباد به عنوان بزرگترين شهرك صنعتى خاورميانه از بين 850كارخانه فقط 5 كارخانه با 100درصد ظرفيت كار مي‌كنند، اقتصاد نيز پيامدى جز بيكارى ندارد. البته نبايد فراموش كرد كه بيكارى فقط محصول اقتصاد در بهار سال 89 نيست. در سال‌هاى گذشته نيز به رغم همه تبليغات موجود براى توليد اشتغال كارشناسان همواره از وجود گرانى ابراز نگرانى كرده‌اند. در همين سال 88گزارش‌هاى موجود نشان مي‌دهد كه نرخ بيکاری در 21استان در سال 88 نسبت به سال 87 افزايش نشان مي‌دهد. در اين ميان، همدان و قزوين بيشترين افزايش نرخ بيکاری و خراسان شمالی هم پايين‌ترين نرخ بيکاری را در اين مدت تجربه کرده‌اند.

بررسی روند کاهش و افزايش نرخ بيکاری در کشور طی سال 88 و همچنين مقايسه آن با سال 87 نشان مي‌دهد که علاوه بر افزايش 1.5درصدی نرخ بيکاری کل کشور نسبت به سال 87 از 10.4 به 11.9 درصد، در 22 استان نيز نرخ بيکاری دو رقمی بوده است و تنها 8 استان توانسته‌اند به نرخ بيکاری تک رقمی دست يابند. با اين حساب بايد گفت كه در ميان برنامه‌هاى اقتصادى افزايش نرخ بيكارى توانسته است به خوبى مسير صعودى را پشت سر بگذارد و روياى توليد اشتغال شايد تنها وعده‌اى بوده است كه جاى خود را در ميان شعارهاى اقتصادى باز كرده است. به نظر شما آيا حالا ديگر زمان آن نرسيده است كه بيكارى را خارج از تمثيل‌هاى الوان و برنامه‌هاى پول محور اقتصادى جدى بگيريم؟


27 مرداد 1389    11:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :خطر در کمين تالاب هاى بين المللى گلستان

خراسان : زهرا بهرامى: گلستان با بيش از ۲۰ هزار کيلومتر مربع وسعت داراى موقعيت هاى طبيعى و جغرافيايى در حاشيه درياى خزر است که براى هر سليقه اي، طبيعت منحصر به فردى را در اختيار دارد و در واقع اين استان جنگل، دريا، کوه و دشت را در کنار هم دارد، اما اين تالاب ها به دلايل مختلف ازجمله بى توجهى متوليان و کاربران در خطر تخريب قرار گرفته است.اما نکته حائز اهميت آن است که تاکنون چه ميزان از اين طبيعت بکر و منحصر به فرد و قابليت هاى آن براى جذب گردشگر استفاده شده است و چه ميزان گلستانى ها محافظ اين نعمت هاى خدادادى بوده اند، مباحثى که کمتر به آن پرداخته شده است.



هم زمان با برگزارى نخستين نشست پژوهشگران سازمان جهانى حفاظت در سال ۱۳۵۰ با هدف حفاظت از تالاب هاى مهم در رامسر که با عنوان «کنوانسيون رامسر» در مجامع بين المللى از آن ياد مى شود تالاب هاى آلماگل، آلاگل و آجى گل در گنبد کاووس به همراه تالاب هاى مهم ديگر ايران با هدف حفاظت بهتر از آن ها و زيست مندانى که در آن مى زيستند به «کنوانسيون رامسر» معرفى و ثبت شد.همچنين در سال ۱۳۸۲ تالاب گميشان که ساکنان بومى حاشيه به آن «يالچى» مى گويند به شماره ۷۶ به ثبت دفتر کنوانسيون رامسر رسيد و از آن پس جزو تالاب هاى بين المللى اعلام شد.تاکنون ۸۵ گونه پرنده شامل ۱۹ گونه بومى و ۶۶ گونه مهاجر در تالاب هاى گلستان شناسايى شده است که از ميان پرندگان مهاجر ۱۴ گونه بومى و بقيه زمستان گذر هستند.هرچند پليکان پا خاکسترى گميشان در فهرست گونه هاى درخطر انقراض جهانى حفاظت از طبيعت منابع طبيعى قرار گرفته است اما تالاب هاى گلستان هنوز محل امنى براى عقاب دريايى دم سفيد، خروس کولى دم سفيد، اردک سرحنايي، غاز پيشانى سفيد کوچک، گيلانشاه خالدار، ودليجه کوچک و عقاب تالابى است.همچنين دوزيستان و ۲۴ گونه خزنده مانند قورباغه مردابي، وزغ سبز، لاک پشت برکه اي، لاک پشت خزري، جکوى خزري، آگاماى سفيد و انواع مار آبي، کومار، مار کرمى شکل، مار آتشي، کفچه مار و... و نيز پستاندارانى مانند گونه منحصر به فرد و در حال انقراض روباه سردم سياه (ترکمنى)، شغال، گربه، روباه معمولي، خرگوش و موش و... ازجمله ساکنان تالاب ها و زمين هاى اطراف آن در گلستان هستند.از ۱۴ گونه ماهى هاى شناسايى شده در تالاب هاى گلستان، ۷ گونه غيربومى است که برخى از آن ها، با هدف آبزى پرورى توسط شيلات گلستان به تالاب ها رهاسازى شده و برخى نيز به طور ناخواسته همراه با گونه هاى پرورشى به اين تالاب ها راه يافته است که پرورش گونه هاى غيربومى در تالاب ها باعث برهم زدن زنجيره غذايى و سيستم شکننده تالاب هاى گلستان شده است.اما نکته حائز اهميت و سوالى که مطرح است اين که گلستانى ها از وسعت حدود ۲۳ هزار و ۲۷ هکتارى تالاب هاى بين المللى که زيستگاه ويژه بسيارى از پرندگان مهاجر از شمال سيبرى است چه استفاده اى کرده اند؟



تالاب هاى آلماگل، آلاگل و آجى گل در نزديکى مرز ايران و ترکمنستان در فاصله نزديکى نسبت به هم در بخش داشلى برون گنبد کاووس واقع شده است و به ترتيب ۲۰۷، ۲۵۰۰ و ۳۲۰ هکتار و همچنين تالاب گميشان با ۲۰هزار هکتار در حاشيه شرقى درياى خزر و ۳۵ کيلومترى شهرستان گرگان به عنوان مرکز استان و در حوالى شهر گميشان قرار گرفته است اما در تمامى اين سال ها نتوانسته ايم از مناظر بسيار جذاب و ديدنى تالاب که از نظر خاستگاه حيات وحش و حوزه گياهان آبزى داراى اهميت و زيستگاه مناسب براى آبزيان، دوزيستان، خزندگان، صدف ها و پستانداران است و طبيعت بسيار زيباى شقايق ها و گندم زارها در فصل رويش و زندگى شتران در طبيعت کويرى صحراى ترکمن استفاده کنيم.در عين حال در حفاظت از اين ذخيره گاه ها که به عنوان يک نقطه گردشگرى محسوب مى شود نيز توفيق چندانى حاصل نشده است.يکى از دوستداران محيط زيست درباره تالاب هاى گلستان گفت: با وجود زيبايى فراوان، تالاب هاى گلستان به حال خود رها شده و در معرض تخريب قرار گرفته است.«دربيکى» افزود: تالاب ها به علت دارا بودن شرايط خاص اکولوژيکى در طول سال مأمن بسيارى از پرندگان است که در اين زيستگاه ها زمستان گذرانى و يا زادآورى مى کنند.وى تصريح کرد: با وجود اهميت، تالاب ها جزو مناطق حفاظت شده به شمار نمى آيد که بايد متوليان امر و برنامه ريزان براى صيانت و حفاظت بهتر و موثرتر از اين اکوسيستم قوانين جامعى در اين زمينه وضع کنند.



يکى ديگر از دوستداران محيط زيست هم گفت: تالاب هاى گلستان نيازمند امکانات اوليه گردشگرى است.



«اللهيارى» افزود: نزديکى تالاب ها به بازارچه مرزى و گمرک اينچه برون و ترکمن صحرا مى تواند جاذبه بيشترى براى گردشگران ايجاد کند که مستلزم برنامه ريزى دقيق و منسجم بين سازمان هاى گردشگري، محيط زيست، گمرک و... است.وى خاطرنشان کرد: تالا ب هاى گلستان هر سال پذيراى گونه هاى درخطر انقراض جهاني، دوزيستان و خزندگان، گياهان و پستانداران نادر است که مى توان از هر يک از آن ها به عنوان قابليت آن استفاده کرد.يک کارشناس محيط زيست گلستان نيز درباره اهميت تالاب هاى گلستان گفت: تالاب ها داراى غناى زيستى فوق العاده اى است و يکى از کانون هاى اصلى تنوع زيستى به شمار مى رود که در کنوانسيون تنوع زيستى هم موجوديت آن ها مورد تاييد قرار گرفته است.وى که نخواست نامى از او ذکر شود به خبرنگار ما اظهار داشت: تالاب ها نسبت به اکوسيستم هاى خشکى در خطر انهدام و تخريب بيشترى قرار دارد زيرا ارزش ها و اهميت وجودى آن ها بيشتر ناشناخته مانده يا کمتر از شايستگى هاى خود شناخته شده است.وى افزود: تالاب ها با وجود ارزش هاى غيرقابل جانشين طبيعي، سودمندى آن ها مورد ترديد است و بيشتر به عنوان اراضى نامرغوب که براى استفاده بايد اصلاح شوند و اراضى ذخيره براى توسعه تلقى مى شود.وى تصريح کرد: تالاب ها بخش عمده اى از فون پرندگان به ويژه آبزي، مهاجر، گونه هاى در خطر تهديد گياهى و جانورى به شمار مى رود که در صورت تخريب، زنجيره اى از زيستمندان وابسته به آن ها نيز در خطر نابودى قرار مى گيرد.اين کارشناس محيط زيست استان اضافه کرد: هيچ اکوسيستم ديگرى کارکردها و فوايد تالاب ها را ندارد و بهترين نوع استفاده آن ها بهره بردارى از قابليت هاى متنوع آن هاست، بنابراين تحميل هر نوع کاربرى ديگر بر تالاب ها که موجوديت آن ها را به مخاطره بيندازد به معنى ساده کردن يک سيستم پيچيده و تقليل تنوع زيستى است و اين دو پديده هر دو نتيجه فرآيند تخريب بوده و از نظر تکامل سير قهقرا محسوب مى شود به همين دليل امروزه به عنوان فعاليت هاى خردستيز به شمار مى آيند.وى ادامه داد: شکار غيرمجاز و بى رويه، زهکشي، تبديل اراضى حاشيه تالاب به مرتع، از بين بردن پوشش گياهى براى مصارف محلي، آلودگى حاصل از پسماند صنايع، کودها و سموم دفع آفات نباتي، چراى بى رويه، صيد غيرمجاز و ارتقا نيافتن آگاهى عمومى در ارتباط با تالاب هاى بين المللى و دانش زيست محيطى جوامع محلى حاشيه از تهديدهاى مهم تالاب گلستان است.وى پيشنهاد کرد: استفاده از تالاب ها براساس راهنماى استفاده خردمندانه کنوانسيون رامسر، تنها راهى است که مى تواند نقش و کارکردهاى گسترده آن را حفظ کند.به گزارش روابط عمومى اداره کل محيط زيست گلستان، تفاهم نامه اى با امور آب منطقه اى گلستان براى تامين حق آبه زيست محيطى تالاب ها به امضا رسيده است. همچنين ساخت سه محيط بانى تالاب آلاگل براى حفاظت از مجموعه تالاب ها و افزايش نيروى انسانى به منظور گشت و کنترل مناطق حاشيه تالاب ها انجام شده است.بى ترديد با بى توجهى ها و کم مهرى ها در خصوص تالاب ها، خطر در کمين زيست گاه هاى طبيعى و تالاب هاى گلستان است و ديرى نمى پايد که به تدريج اين زمين هاى باتلاقى آب خود را از دست مى دهد و به اراضى خشک و شوره زار درمى آيد.پس در کمين بودن خطر براى تالاب هاى بين المللى گلستان را بايد باور کرد چرا که آن ها در چند قدمى خشکى قرار دارند.




27 مرداد 1389    18:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد :تداوم فوران در چاه شماره 24 نفت شهر

ايرن :باوجود اعلان رسمی و عمومی مقامات نفتی کشور در ماه گذشته مبنی بر مهار کامل چاه شماره 24 نفت شهر، بر اساس گزارش های منتشر شده فوران نفت در اين چاه همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری محيط زيست ايران، به اذعان مقامت نفتی کشور، ادامه عمليات مهار نهايی چاه با استفاده از حفاری دو چاه انحرافی با رسيدن به مرکز چاه، و کشتن چاه از پايين، انجام می شود. کارشناسان مدعی هستند زمانی بايد به عمليات مهار چاه با کشتن آن روی آورد که چاه حفاری شده از درون کاملا متلاشی شده باشد. در اين نوع انفجار، چاه با نشتی های فراوانی از نقاط مختلف اطراف چاه، مواجه خواهد بود.

بر اساس گزارش های غير رسمي، نشتی های متعدد نفت و گاز در اطراف چاه ياد شده منجر به آلودگی شديد آب رودخانه های اطراف در دور دست شده است.

مهدی فکور مديرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی ايران در مصاحبه با خبرگزاری وزارت نفت در اين باره اعلام کرد: هم‌اکنون حفاری در عمليات مهار چاه 24 نفت‌شهر از زيرسطح، به عمق 500 متری رسيده است و برای تکميل اطلاعات و مهار کامل آن، حفاری تا عمق حدود 900 متری ادامه مي‌يابد.



از سی ديگر بهمنی مدير عامل شرکت ملی حفاری جنوب، نيز با حضور در برنامه زنده تلويزيونی شبکه 2 سيما در روز دوم ماه مبارک رمضان که اين برنامه به پاس قدردانی و تشکر از وی و همکارانش در عمليات مهار چاه نفت شهر ترتيب داده شده بود، عمليات مهار چاه را بسيار گسترده و سنگين توصيف کرد و ادامه داد که در اين عمليات، چاه در بيش از 100 نقطه دچار نشتی نفت و گاز و منجر به اتلاف روزانه 20 هزار بشکه نفت شده بود.

بهمنی در اظهارات خود اشاره صريحی به مهار فوران نفت چاه 24 نداشت اما در مصاحبه ای که فکور انجام داده است، کاملا مشخص است فوران نفت و گاز همچنان ادامه دارد و آب و خاک منطقه هنوز درگير آلودگی است .

چاه شماره 24 نفت‌شهر، بامداد شنبه (هشتم خرداد) هنگام عمليات حفاری توصيفی و توسعه‌ای توسط دکل 118 شرکت حفاری شمال، در عمق 613 متری به سازند گچساران رسيد که با نشت گاز از طريق چاه به سطح، دچار انفجار شد. در اين حادثه 4 تن کشته و 12 تن ديگر زخمی شدند.

نفت‌شهر در زمان جنگ ايران و عراق ويران شد و اکنون تنها شماری از افراد نيروی نظامی و شرکت نفت در آن سکونت دارند و افراد غير نظامی اجازه حضور در اين منطقه ندارند. منطقه نفت‌شهر دارای 6 ميدان نفت مشترک با کشور عراق است.








27 مرداد 1389    11:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد.زهرارهنورد:برای شيوا نظرآهاری و دادگاه او ،و نتيجه دادگاهش نگرانيم.

کلمه :دکتر محمد شريف به تازگی در مصاحبه ای نسبت به اتهامات سنگينی که دادگاه انقلاب متوجه شيوا نظرآهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کرده ،اظهار نگرانی شديد کرده است .يکی از اين اتهامات محاربه است که مجازات سنگينی در قوانين ايران دارد.دکتر زهرا رهنورد ،هم زمان با اظهار نگرانی وکيل مدافع شيوا نظر آهاری و فعالان حقوق بشر با نوشتن يادداشتی در باره اتهامات وی ، نوشته است که همه ما زنان مثل شيوا هستيم هستيم ،پس ما را نيز متهم کنيد.



به گزارش کلمه متن کامل اين يادداشت به اين شرح است :



برای شيوا نظرآهاری و دادگاه او ،و نتيجه دادگاهش نگرانيم.



زيرا همه ما ،شيوا نظرآهاری هستيم .ما، نيمی از جمعيت ايران، ما زنان همه شيوا نظرآهاری هستيم.به گفته وکيل شيوا ،به او سه اتهام تفهيم شده است .



يکی محاربه است و موضوع ماده ۱۸۶ و ديگری اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم است موضوع ماده ۶۱۰ و در نهايت تبليغ عليه جمهوری اسلامی .



اما ،ما ،شيوا نظرآهاری ها ،هيچ يک از اين اتهامات را قبول نداريم.



ما، نه براندازيم، نه محارب ،نه تبانی کننده برای ارتکاب هيچ گونه جرمی و نه مبلغ عليه نظم جمهوری اسلامی .



اما ما دانشجوی ستاره داريم ،زيرا از حقوق بشر دفاع می کنيم ،ما به معنای خاصی همه محاربيم ،در ادبيات قرآنی با تعبيری سرشار از اخلاق و ايمان و اخلاص ،محارب از حرب می آيد و محراب نيز از همين ريشه حرب است.



ما شيوانظرآهاری ها، همانطور که در محراب نماز می گذاريم ،در محراب باور و انديشه مان با کلکسيونی از شيطانها مبارزه می کنيم .اين کلکسيون در ويترينی به طول تاريخ و عرض جغرافيا در چهار گوشه ايران و جهان چيره شده .به شيطانهای بزرگ ،شيطانهای کوچک.



شيطان فقر،شيطان نابرابری و ظلم و بی عدالتی ،شيطان دروغ و اهانت به کرامت انسانی ،شيطان قدرت و خودکامگی و تزوير ،شيطان تبعيض و خشونت .



شيوا نظرآهاری ،هيچ يک از اين اتهامات را نمی پذيرد ،زيرا هيچ يک از اين موارد ،مصداق محاربه به معنای قضايی و سياسی نيست ،بيش از اين به زنان ايران اهانت نکنيد.



شيوای عزيز را از آن زمان که حقوق بشر را بر هر حقی ترجيح داد و در حالی که می توانست شاگرد اول کلاس مهندسی عمران باشد ،شاگرد اول دانشگاه عدالت و آزادی شد ،می شناسم.



ستاره ای که حاکميت متکبر و ديکتاتور بر کار نامه دانشگاهی اش وارد کرد و نمی دانست که او را چون ستاره ای بر پيشانی جنبش سبز قرار می دهد و او را به قصه دختران ماه پيشانی و روياهای مان پيوند می دهد .همان دختر قصه ها که مهمترين ويژگی اش رحم و دلسوزی برای بينوايان و ناتوانان بود . همانها که من هم به عشق آنها و برای دفاع از حق از دست رفته شان دل به دريا زده ام.



شيوا اولين کسی بود که فضاحت زندان کهريزک را برملا کرد ،آن هم در زمانی که هنوز فضاحت کودتای انتخاباتی اتفاق نيفتاده بود و در درجه اول برای او که مدافع حقوق بشر بود و برايش فرقی نمی کرد که زندانی يک قديس باشد يا يک مبارز ،يا جانی چرا که حقوق زندانی قاعده ای جهانی است و اين مراحل بعدی است که شرافت زندانی سياسی آبروی ملت است و همه در پی احقاق حق آنها هستيم.



امروز کينه های عميقی که از بر ملا شدن فجايع زندان کهريزک بر پيشانی حاکمان پينه بسته گريبانگير شيوا و همه مدافعان حقوق بشر شده است .اما شيوا تنها نيست ، آن انديشه ای که همه حق طلبان را به هم نزديک می کند ، همه ی ما را ، من وشيوا ،بهاره هدايت و مهديه گلرو ، عاطفه نبوی و .. را به هم پيوسته تا تحقق حقوق انسانی ،آزادی و دمکراسی پافشاری کنيم.



پس ما زنان همه شيوا نظرآهاری هستيم ،همه ما را مجازات کنيد!




27 مرداد 1389    09:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:33 27 مرداد 1389
آیا شایسته نیست برای آزادی زندانیان سیاسی در وضعیتی که معترضان و فعالین سیاسی به محاربه محکوم میشوند یا برای اعتراض به وضعشان از تنها سلاحشان اعتصاب غذا استفاده میکنند، ، رهبران  نبش سبز به  ای شعار دست به اعتصاب غذا بزنند؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد: قيمت گوشت قرمز کيلويی حداقل 16000 تومان

ايلنا

گوشت قرمز در حال حاضر در بازار تهران بين 16هزار تا 18هزار و 200تومان به فروش مي‌رسد

قيمت مرغ طی روزهای گذشته تا سقف سه هزار و 500 تومان در بازار افزايش داشته است
27 مرداد 1389    08:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27مرداد.تاييد حکم اعدام هشت شهروند کرمانی

خبرگزاری هرانا - رئيس دادگاه انقلاب کرمان از تائيد حکم اعدام هشت شهروند کرمانی خبر داد.



دادخدا سالاری در گفتگو با خبرنگار مهر در کرمان اظهار داشت: حکم اعدام هشت تن به "اتهام قاچاق مواد مخدر در استان کرمان" از سوی ديوان عالی کشور تاييد شد.



وی افزود شش تن از اين افراد پرونده ای مشترک و دو تن ديگر از ايشان پرونده جداگانه به اين حکم محکوم شدند




26 مرداد 1389    01:22
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
13:15 27 مرداد 1389
در  مهوری نور و شفقت اسلامی زندانیان سیاسی را به اتهام قاچاق مواد مخدر براحتی میکشند و بعبارت درست تر سلاخی میکنند؟! خلایق هرچه لایق

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



30 مرداد 1389    23:29
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد