www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 26مرداد/

26مرداد.روزنامه آسيا توقيف شد

26مرداد.درنامه زندانيان رجايی شهر به دادستان:از سرنوشت ”تهرانی ها“، ”ازغندی ها“ ، ”آرش ها“ و[جلادان شاه] درس بگيريد.

26مرداد.کروبی:در مراسم هااز قبل باصاحبخانه تماس می گيرند که مبادا ما را دعوت کرده باشد

26مرداد. صدور حکم اعدام برای يکی از بازداشت شدگان حوادث عاشورای ۸۸

26مرداد.عفو بين الملل صدور احکام زندان عليه رهبران بهايی را محکوم کرد

26مرداد.نزول 11 پله ای ايران در شاخص عملکرد زيست محيطی و رسيدن به رتبه 78

26مرداد.حمله انتحاری در بغداد نزديک به ۶۰ کشته و 100بيش از مجروح به جا گذاشت

26مرداد.سقوط هواپيمای جنگی ايران در نزديکی بوشهر

26مرداد: کله ی پوک آخوندهای ما و طعنه وزير ترک

26مرداد: محمد مصطفايي، وکيل سکينه محمدی آشتيانی :«همه شيوه های ممکن را برعليه اين زن بکار گرفته اند»

26مرداد :واکنش مرکز آمار ايران به سخنان وزير کار و امور اجتماعی: بيکاری افزايش پيدا کرده

26مرداد.ريحانه جباری به اتهام دفاع از خود در برابر تجاوز به‌زودی اعدام خواهد شد


26مرداد.بازداشت دو تن ديگر از دراوئيش گنابادی الشتر

26مرداد.وخامت حال کيوان صميمی روزنامه نگار زندانی بعد از 22 روز اعتصاب غذا



26مرداد.روزنامه آسيا توقيف شد



ايلنا: دبير هيأت نظارت بر مطبوعات در جلسه مورخ 25 مرداد ماه سال جاری با انتشار يک هفته نامه، يک دو هفته نامه، 28 فصلنامه و 8 دو فصلنامه موافقت کرد، در اين جلسه همچنين تصميم گرفته شد که دو نشريه لغو امتياز و يک روزنامه هم توقيف شوند.

به گزارش خبرگزاريی ايلنا،محمدعلی رامين دبير هيأت نظارت بر مطبوعات با اشاره به تصميمات آخرين جلسه اين هيات گفت:در اين جلسه نشريات "سپيدار" و "پرستو" به دليل انتشار عکس‌ها، تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومی و عدم پاي‌بندی به رسالت مطبوعاتي، مشمول بندهای 2 و 10 ماده 6 قانون مطبوعات شناخته شدند و به دليل اصرار بر تخلفات ياد شده به استناد تبصره 2 ماده 6 و تبصره ماده 11 قانون مطبوعات،‌ لغو مجوز شدند. همچنين روزنامه "آسيا" به دليل انتشار عکس‌ها و تصاوير خلاف عفت عمومی و استفاده ابزاری از تصاوير و تبليغ و ترويج اسراف و تبذير، مشمول بندهای 2، 3 و 10 ماده 6 قانون مطبوعات شناخته شده و به دليل اصرار بر تخلفات ياد شده به استناد تبصره 2 ماده 6 و تبصره ماده 12 آن قانون توقيف شد و مراتب جهت پيگرد قانونی به مرجع قضايی ارسال شد.

دير هيات نظارت بر مطبوعات با اشاره به انتشار 38 نشريه جديد در کشور اظهار کرد: در جلسه هيأت نظارت بر مطبوعات با انتشار هفته‌نامه "تابش صبح" به صاحب امتيازی و مدير مسئولی "محمد ودود حيدری"‌، 2 هفته نامه "رايحه قرآن" به صاحب امتيازی "جهاد دانشگاهی" و مدير مسئولی "رحيم خاکی"، فصلنامه "دانش حسابداری" به صاحب امتيازی "دانشگاه شهيد باهنر کرمان" و مدير مسئولی "اميد پورحيدری"، فصلنامه "پژوهش نامه ادبيات فارسی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان" و مدير مسئولی "احمدرضا يلمه‌ها"، فصلنامه "رهيافتی نو در مديريت آموزشی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت" و مدير مسئولی "عباداله احمدی"، فصلنامه "مطالعات سياسی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر" و مدير مسئولی "قربانعلی گنجی جامه شوراتی"، فصلنامه "اسلام سياست و ساختار بين‌الملل" به صاحب امتيازی "دانشگاه پيام نور" و مدير مسئولی "قاسم فرج‌اللهی" مجوز انتشار را دريافت کردند.

وی افزود: فصلنامه "تحقيقات حسابداری و حسابرسی" به صاحب امتيازی "انجمن حسابداری ايران" و مدير مسئولی "علی ثقفی"، فصلنامه "تحقيقات سياسی و بين‌المللی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا" و مدير مسئولی "عليرضا سبزيان موسی آبادی"، فصلنامه "آمايش محيط" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملاير" و مدير مسئولی "مجيد شمس"، فصلنامه "پژوهش‌های به زراعی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری" و مدير مسئولی "اميد صادقي‌پور"، فصلنامه "تخصصی ـ پزشکی" به صاحب امتيازی "جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی تهران" و مدير مسئولی "مسعود حبيبی فزون آبادی"، فصلنامه "سياست راهبردی" به صاحب امتيازی "دانشگاه جامع امام حسين (ع)" و مدير مسئولی "يداله محمدی"، فصلنامه "پژوهش در علوم زراعی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی" و مدير مسئولی "محسن رشدی"، فصلنامه "تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامی" به صاحب امتيازی "دانشگاه معارف اسلامی" و مدير مسئولی "ابراهيم کلانتری"، فصلنامه "مطالعات تفسيری" به صاحب امتيازی "دانشگاه معارف اسلامی" و مدير مسئولی "ابراهيم کلانتری"، فصلنامه "عمران و مقام‌سازی" به صاحب امتيازی و مدير مسئولی "مهدی طارق"، فصلنامه "منديش" به صاحب امتيازی "دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان لرستان ـ دانشکده پرستاری اليگودرز" و مدير مسئولی "مجيد ميری"، فصلنامه "مجله پژوهش‌های نوين دامپزشکی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد" و مدير مسئولی "فيروز فدايی فرد" نيز منتشر مي‌شوند.

دبير هيأت نظارت بر مطبوعات در ادامه اظهار کرد: فصلنامه "پژوهش‌های دام‌های بومی" به صاحب امتيازی "دانشگاه زابل" و مدير مسئولی "مسعود علي‌پناه"، فصلنامه "بيهوشی و درد" به صاحب امتيازی "موسسه انجمن علمی رژيونال آنستزی و درد ايران" و مدير مسئولی "فرناد ايمانی"، فصلنامه "مطالعات شهر ايرانی اسلامی" به صاحب امتيازی "جهاد دانشگاهی" و مدير مسئولی "حسين کلانتری خليل آباد"، فصلنامه "پژوهش‌های زبان و ادبيات تطبيقی" به صاحب امتيازی "دانشگاه تربيت مدرس" و مدير مسئولی "ابراهيم خدايار"، فصلنامه "پژوهش‌های مديريت منابع سازمانی" به صاحب امتيازی "دانشگاه تربيت مدرس" و مدير مسئولی "احمد علی خائف الهی"‌مجوز انتشار از هيات نظارت بر مطبوعات دريافت کردند.

بنابراين گزارش، رامين در ادامه افزود: با انتشار فصلنامه "La Revista Irani De Politica Exterior" به صاحب امتيازی "وزارت امور خارجه" و مدير مسئولی "علی آهنی"، فصلنامه "Journal of Medical Biotechnology" به صاحب امتيازی "دانشگاه بقيه‌الله (عج)" و مدير مسئولی "علی کرمی"، فصلنامه "Research in Cardiothoracic & Vascular Anesthsia" به صاحب امتيازی "موسسه انجمن علمی بيهوشی قلب ايران" و مديرمسئولی "رسول فراست کيش"، فصلنامه "Language Teaching" به صاحب امتيازی "دانشگاه بين‌المللی امام خمينی (ره)‌" و مدير مسئولی "عباسعلی زارعی موينی"، فصلنامه "راه انديشه" به صاحب امتيازی "موسسه آموزش عالی شهيد اشرفی اصفهانی" و مدير مسئولی "رضا انشائی"، فصلنامه "ادب و عرفان" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان" و مدير مسئولی "هادی خديور"، 2 فصلنامه "تحقيقات زبان و ادب فارسی" به صاحب امتيازی "دانشگاه آزاد اسلامی" و مدير مسئولی "سيدجعفر حميدی"، 2 فصلنامه "ماشين‌های کشاورزی" به صاحب امتيازی "دانشگاه فردوسی مشهد" و مدير مسئولی "سيدمحمدرضا مدرس رضوی" موافقت شد.

وی با اشاره به ديگر نشريات که مجوز انتشار را از هيأت نظارت بر مطبوعات دريافت کردند گفت: 2 فصلنامه "مديريت توليد و عمليات" به صاحب امتيازی "دانشگاه اصفهان" و مدير مسئولی "سعيده کتابی"، 2 فصلنامه "سياست اجتماعی" به صاحب امتيازی "دانشگاه پيام‌نور" و مدير مسئولی " امير ملکی"، 2 فصلنامه "International Iranian Journal of Information scien" به صاحب امتيازی "مرکز منطقه‌ای علوم و فناوری" و مدير مسئولی "محمدرضا قانع"، 2 فصلنامه Iranian Journal for periodontology & Implantology " به صاحب امتيازی "انجمن علمی پريودنتولوژی ايران" و مدير مسئولی "اميررضا رکن"، 2 فصلنامه "(Jundishapur Journal of Matural pharmaceutical products (JJNPP" به صاحب امتيازی "دانشگاه علوم پزشکی اهواز" و مدير مسئولی "علی اصغر همتی"، 2 فصلنامه "Religious Inquiries" به صاحب امتيازی "دانشگاه اديان و مذاهب" و مدير مسئولی "سيدابوالحسن نواب" منتشر مي‌شوند.

دبير هيأت نظارت بر مطبوعات در ادامه اظهار کرد: در اين جلسه با تغيير صاحب امتيازی نشريات "نامه علوم انسانی" به "پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی"، "UROLOGY JOURNAL" به "مرکز تحقيقات بيماري‌های کليوی و مجاری ادراری دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی" و با تغيير مدير مسئولی نشريات "ميراث ملی" به "مسعود علويان صدر"، "نسخه دامپزشکی" به "حميد خانقاهی ابيانه"، "ديدگاه" به "ناصر خالديان"، "پژوهش در فرهنگ و هنر" به "حسين کلانتری خليل‌آباد" موافقت شد.

پايان پيام


26 مرداد 1389    00:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.درنامه زندانيان رجايی شهر به دادستان:از سرنوشت ”تهرانی ها“، ”ازغندی ها“ ، ”آرش ها“ و[جلادان شاه] درس بگيريد.

سحام نيوز

جمعی از زندانيان عقيدتی سياسی زندان رجايی شهر با نگارش نامه ای به دادستانی تهران با اشاره به درخواستهای وی از زندانيان برای ابراز ندامت آورده اند: شما ما را نصيحت کرديد، اجازه دهيد ما نيز به شما و روسايتان انذار دهيم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ايرانی که در اسارت شما هستيم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداريم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصيحت می کنيم بيش از آنکه دير شود به درگاه خدا توبه کنيد، پست های فرمايشی و نمايشی را ترک کنيد و به آغوش ملت بازگرديد.



در حال حاضر تعدادی از زندانيان پس از انتخابات رياست جمهوری سال پيش در زندان رجايی شهر بسر می برند. عيسی سحرخيز، مسعود باستاني، داوودسليماني، رسول بداغي، مهدی محموديان، حشمت الله طبرزدي، رضا رفيعی فروشانی و منصور اسانلو از جمله اين افراد است. امکانات رفاهی اين زندان در حد بسيار پايينی است و از اين زندان بعنوان تبعيد گاه زندانيان سياسی استفاده می شود. اخيرا مجيد توکلی نيز به اين زندان منتقل شده است.



متن کامل اين نامه که در اختيار جرس قرار گرفت به شرح زير است:



لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً



جناب آقای دادستان

چندمين بار است که اعلام می کنيد زندانيان سياسی مطبوعاتی برای آزادی يا مرخصی بايد اظهار ندامت کنند! چنين عباراتی را در اکثر ديدارهای خود با زندانيان و نيز بصورت سر بسته و آشکار بيان داشته ايد. اظهاراتی که غالبا جز سکوت و لبخند پاسخ ديگری نداشته است.



جناب آقای جعفری دولت آبادی

هر چه انديشيديم کمتر فهميديم که چرا بايد اظهار ندامت کنيم و بابت چه چيزي؟

لطفا بفرماييد از چه اظهار ندامت کنيم؟

از به خاک و خون کشيده شدن مردان و زنان بی دفاع و بی پناه حق طلب در خيابانها توسط ماموران تا بن دندان مسلح؟،از عزادارکردن مادران و پدران سالخورده يا همسران و فرزندان سهرابها، کامرانها، نداها، روح الامينی ها و صدها جوان رعنای ديگر کشور عزيزمان؟ ويا از دفن شبانه شهدای ملت ايران در گورهای بی نام و نشان در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا؟



جناب آقای دادستان

به راستی بايد از چه چيز، کدام جنايت اظهار ندامت کنيم؟

از ضرب و جرح ها، هتاکی ها، فحاشی ها و تهديدهای ناموسی ماموران نظامی و انتظامی و امنيتی نسبت به متهمان چشم و دست بسته؟، از جوانان آويخته از پا در شکنجه ها؟ و يا آنان که سرشان را در سينک توالت ها فرو می کردند تا اعتراف دروغين کنند؟

جناب آقای دولت آبادی از چه اظهار ندامت کنيم؟!!!



از دخالت ماموران اطلاعاتی و امنيتی و دادستانی در خصوصی ترين لايه های زندگی بازداشت شدگان بی پناه؟و يا از پيشنهادهای بی شرمانه ماموران نسبت به همسران و خواهرانمان؟



جناب آقای دادستان

می دانيد از چه ندامتی صحبت می کنيد؟ از چه چيزی اظهار ندامت کنيم؟

از شکنجه های جسمي، جنسی و روانی جوانان اين مرز و بوم در بازداشت گاه های قانونی و غير قانونی و پيدا و پنهان؟،از شکنجه گاه های کهريزک و بندهای ۲۰۹، ۲ الف و ۲۴۰ تحت امر آمران و يا عاملان شما؟و يا شايد از جنازه های منجمد سردخانه امين زاده حرف می زنيد و ندامت بابت هفته ها نگهداری جنازه های شهيدان هموطن در آنجا؟



جناب مدعی العموم، از چه اظهار ندامت کنيم؟

از برگزاری سناريوهای اعتراف گيری های اجباري؟ از نوشتن متن خيمه شب بازيهای دادگاه های نمايشی و فرمايشي؟

نکند بايد از تمريناتی که متهمين پيش از تشکيل دادگاه ها در حضور مقامات دادستانی و قضات و بازجوها انجام می شد تا نمايشنامه ها واقعی تر جلوه کند اظهار ندامت کنيم؟



جناب آقای دادستان

به راستی می توانيد پاسخ اين پرسشها را دست کم به خانواده و فرزندان خود بگوييد؟

اگر توانستيد آنها را در برابر اين جنايات و فجايع قانع کنيد آنگاه از ديگران بخواهيد اظهار ندامت کنند؟



جناب مدعی العموم!

اين ميزها که پشت آن نشسته ايد و اين صندليها که شما و روسايتان بر آن تکيه زده ايد، به قول حضرت امير(ع) به هيچکس وفا نکرده است، که اگر کرده بود نوبت شما نمی رسيد. به تاريخ نگاه کنيد، از سرنوشت ”تهرانی ها“، ”ازغندی ها“ ، ”آرش ها“ و درس بگيريد.دقت کنيد که جلادان رژيم پهلوی به چه راهی رفتند، چه عاقبتی داشتند و الان کجا هستند.



جناب اقای جعفری دولت آبادی

شما ما را نصيحت کرديد، اجازه دهيد ما نيز به شما و روسايتان انذار دهيم؛ ما به عنوان فرزندان مسلمان ايرانی که در اسارت شما هستيم و زنان و مردانی که در راه آزادی وطنمان از زندان و اعدام ترسی نداريم.به شما و تمام روسا و همکارانتان نصيحت می کنيم بيش از آنکه دير شود به درگاه خدا توبه کنيد، پست های فرمايشی و نمايشی را ترک کنيد و به آغوش ملت بازگرديد.

بدانيد که هنوز دير نشده است و فرصت باقی است.

اطمينان داشته باشيد ملت ايران چون گذشته فرزندان نادم خود را با آغوش باز خواهند پذيرفت.



و السلام علی من اتبع الهدی

جمعی از اسرای عقيدتی و سياسی در بند زندان رجايی شهر


26 مرداد 1389    23:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.کروبی:در مراسم هااز قبل باصاحبخانه تماس می گيرند که مبادا ما را دعوت کرده باشد

سحام نيوز“



اگر می خواهيد کدخدايی نيز بکنيد نخست بايد رعيت پروری را ياد بگيرد!



حجت الاسلام والمسلمين مهدی کروبی در ديدار با جوانان اصلاح طلب ضمن تبريک فرارسيدن ماه مبارک رمضان، افزودند: ”با وجود آغاز ماه عزيز و پر رحمت رمضان، متاسفانه روز به روز شاهد افزايش فشارها بر مردم می باشيم. مشکلات معيشتی مردم کم نبود که در امور کفن و دفن و برگزاری مراسم های عزاداری مردم نيز دخالت می کنند که بنده بارها اين موضوع را بيان نموده ام ولی گويی گوشی شنوا برای جلوگيری از برخوردهای عده ای مواجب بگير وجود ندارد. در آخرين نمونه از اين دست متاسفانه شاهديم که اجازه برگزاری مراسم ختم آقای ططری را نيز ندادند در حالی که می دانيم ايشان يک بيسجی واقعي، جبهه رفته و مسوول بسيج عشاير و مورد قبول آنان بود ولی آقايان حتی برای چنين فردی نيز احترام قائل نيستند و از برگزاری مراسمش جلو گيری ميکنند. ”



دبير کل حزب اعتماد ملی با اشاره به اينکه کار به جايی رسيده که حتی در بعضی از مراسم ها از قبل به صاحبخانه تماس می گيرند که مبادا ما را دعوت کرده باشد تا از حضور ما در آن مکان جلو گيری کنند تاکيد کرد: “ در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژيم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد اما اکنون در تعجبم که آقايون تازه به دوران رسيده چه می کنند و به کجا می خواهند بروند؟ در واقع با اين اعمال آبروی حاکميت را می برند. متوجه نيستند که هرکاری چارچوب خودش را دارد و اگر می خواهيد کدخدايی نيز بکنيد نخست بايد رعيت پروری را ياد بگيرد.“



مگر انقلاب و نظام به همين راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسيده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اينگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!



رئيس مجالس ششم و سوم در ادامه با تاکيد بر اينکه آينده پيش روی جوانان، روشن و درخشان است خاطر نشان کرد: ”انقلاب اسلامی با هزينه هنگفتی که خون جوانان اين سرزمين بود به پيروزی رسيد. در آن زمان شاه به عنوان نخستين قدرت منطقه و ژاندرام خليج فارس شناخته می شد اما به دليل گرفتاری در فساد و عدم برخورداری از پايگاه مردمي، با آن همه توانايی زمين خورد و حکومتش از هم پاشيد، اين بايد درس عبرتی برای همه باشد. مگر انقلاب و نظام به همين راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسيده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اينگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟!“





قرار بر اين شد که همه چيز بر مبنای آراء ملت باشد!



کروبی سپس با اشاره ويژگی های جمهوری اسلامی يعنی اسلامی بودن و تکيه بر آرای مردمی افزود: “ اين نظام دو وِيژگی مهم دارد. نخست اسلامی بودن آن، که قوانين بايد با شرع و اسلام هماهنگی و همخوانی داشته باشد و ديگری نيز جمهوريت آن است، يعنی مسوولان نظام با تکيه بر آرای مردم انتخاب می شوند و عملکرد آنان تحت نظارت مستقيم و غير مستقيم مردم است. در دوره های قبل از انقلاب، کشور مجلسی که بر آمده از رای مردم باشد به معنی واقعی کلمه نداشته است و به هر نحوي، پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ تمامی مجالس فرمايشی و انتصابی بوده است. “ وی تاکيد کرد: “ با پيروزی شکوهمند انقلاب و رايی که مردم در سال ۵۸ به جمهوری اسلامی دادند کشور به سمت نظام مردم سالار پيش رفت و قرار بر اين شد که همه چيز بر مبنای آراء ملت باشد اما نمی دانم که چرا اکنون وضعيت به اين شکل در آمده است؟ متاسفانه می بينيم که امروز عده ای به صراحت می گويند که رای مردم ارزشی ندارد و اين انتخاب ها همه دست و پاگير است و نبايد برگزار شود!!! اين حرفها خلاف انقلاب و خواست امام و مردم است. مردم اتفاقا نه تنها به برگزاری انتخابات دهم اعتراض داشتند بلکه حرفشان اين است که چرا اصول قانون اساسی اجرا نمی شود. چرا انتخابات دموکراتيک و آزاد برگزار نمی شود؟ ..“ ايشان در ادامه با تاکيد بر اينکه قرار نبود از اسلام استفاده ابزاری شود گفت: “ نمی دانم چرا اسلام را به اينگونه در آورده اند؟ وقتی شعارهای اسلامی اينها را می بينم تعجب می کنم! چرا که قرار ما اين نبود که از اسلام استفاده ابزاری شود و به وسيله ای برای حفظ قدرت تبديل گردد. حفظ قدرت به توانايی های فرد و همچنين خواست و اراده مردم بستگی دارد و نمی توان با زور و استفاده از دين حفظش کرد. ”



کروبی خاطر نشان کرد: “ متاسفانه با انتخابات اخير عده ای سر کار آمدند که به هيچ عنوان نظام و انقلاب و امام را قبول ندارند و مردم هم در راه پيمايی خود به اينها نه گفتند. جمعيت ۳ ميليونی مردم در ۲۵ خرداد يک شوخی نبود، البته وجود تکثر و خواستگاه ها ی متفاوت طبيعی است اما همگی معترض به عدم اجرای درست قانون اساسی و خيانت در امانت ملت (آرای مردم) بوده اند.“



جنبش مردمی ايران منحصر به يک فرد و يک رسانه و يک گروه نيست



دبير کل حزب اعتماد ملی در بخش ديگری از سخنانش با اشاره به اينکه حرکت بزرگ و اصلاحی ملت، متکثر از گروه ها و افراد مختلفی است تاکيد کرد: “ جنبش مردمی ايران منحصر به يک فرد و يک رسانه و يک گروه نيست. بايد توجه داشته باشيد که همه مردم با گرايش ها و سلايق مختلف در اين حرکت سهيم اند. لذا بايد هوشيار بود و از ايجاد تفرقه جلوگيری کرد. بايد با تحمل يکديگر و احترام به سليقه ها و گرايش های مختلف در جهت به تحقق رسيدن آرمان های اين حرکت اصلاحی آغاز شده در کشور، کمک کرد.“



خواستگاه اکثريت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسير قانون اساسی است



کروبی در بخش ديگری از سخنانش در خصوص مانيفست و برنامه ادامه راه برای جنبش مردمی ايران خاطر نشان کرد: “ من نيز موافق هستم که بايد برای رفتن به جلو دارای برنامه بود و اين را برای جنبش لازم و ضروری می دانم اما متاسفانه در شرايط کنونی حتی نمی توانيم يکجا با خيال راحت جمع شويم و گفت و گو کنيم چرا که آنها گستاخانه مترصدند تا جلسات را بهم بزنند. اين امر خود موجب شده که نتوانيم آن طور که بايد به برنامه ريزی برای آينده مشغول شويم. از طرفی ديگر اکثر احزاب ما تحت فشار هستند و ما نمی خواهيم فعالين بيش از اين متحمل فشار شوند. ”



وی با اشاره به تعطيلی حزب اعتماد ملی گفت: “ همين حزب خودمان نيز به صورت غير قانونی دفترش پلمپ شده و به هيج عنوان حاضر نيستند در ساختمان آن را باز کنند تا حداقل صاحبخانه که هيچ گناهی ندارد به ملکش برسد. اين وضعيت برخورد با احزاب است که از مهمترين اصول قانون اساسی هستند. می بينيد که چگونه به قانون بی توجهی شده است. در چنين شرايطی ارائه مانيفست بسيار مشکل است ولی چون خواستگاه اکثريت جبنش اصلاحی مردم بازگشت به مسير قانون اساسی است، می بايست حول اين محور همه گرد هم آئيم و حرکت کنيم ”



اقايان حرمت هيچ چيز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بيت امام!



رييس مجالس سوم و ششم در خصوص نقش روحانيون و علما در جنبش مردمی ايران، نيز گفت: “ در طول اين مدت برخی از علما صراحتا از حرکت ملت ايران بر عليه دروغ گويی و قانون شکنی اعلام حمايت کردند که متاسفانه خساراتی نيز متوجه آنها شد. مانند بيوت حضرات آيات عظام صانعی و منتظری که مورد حمله و هجوم قرار گرفت. برخی ديگر از علما نيز بی تفاوت نبوده و سکوت نکرده اند. آنها نيز حمايت های خود را در قالب نصيحت و صحبت با ارکان حکومتی دارند و اتفاقا در اين جريان هيچ گله ای از علمای برجسته نيست و همگی به نحوی به ياری خواستگاه شرعی و قانونی مردم شتافتند.“



ايشان افزودند: “ در همين وقايع اخير قم مشاهده کرديد که چه اتفاقی افتاد، نه تنها به خانه مراجع حمله شد که وقاحت را به آنجا رساندند که در شهر مقدس قم به نوه امام حاج حسن آقا نيز با بدترين الفاظ توهين کردند. اقايان حرمت هيچ چيز نگه نمی دارند، نه حرمت مراجع، نه حرمت بيت امام! تمامی اين اتفاق ها نشان می دهد که نظام دچار انحراف شده است و تنها خواسته ما نيز بازگشت به مسير اصلی نظام که همان خواستگاه قاطبه ی مردم ايران است.“



حرفه و تخصص آنان دروغ گويی و دروغ آفرينی شده است



مهدی کروبی همچنين در بخش ديگری از سخنانش در خصوص بعضی از اخباری که سايت های معلوم الحال مبنی بر وجود اختلاف بين سران جنبش، گفت: “ اختلافی وجود ندارد حتی برعکس، در اين دوران سخت و دشوار تلاش می کنيم تا با همدلی و همراهی امور را پيش ببريم و در کنار مردم باشيم. متاسفانه اين سايت ها هر روز يک خبر را به دروغ جعل و منتشر می کنند گويی حرفه و تخصص آنان دروغ گويی و دروغ آفرينی شده است. ”



وی در ادمه در خصوص اختلافات خود اصول گرايان افزود: “ همين کسانی که دروغ آفرينی می کنند، اکنون در ميان خود دچار اختلافات شديدی شده اند و انقدر تنگ نظری دارند که نمی توانند حتی صدای مخالفی را در ميان خودشان تحمل کنند. به همين دليل و برای سرپوش گذاشتن بر اين اختلافات است که می ايند و به ديگران تهمت و افترا می زنند. ماجرای کذب و زشت يک ميليارد دلار! آقای جنتی را ديديم که چگونه دچار اختلافات داخلی شدند و در همان طيف به دليل اين تهمت و افترا ، جنتی را سرزنش کردند. و آيا همين مسايل اخير که از سوی مشايی و احمدی نژاد مطرح شده و صف بندی جديدی را ميان آنان ايجاد نموده است، گواه همين اختلافات و عدم انسجام نيست؟!“



قطعا“ با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پايداری باشد، پيروزی دير يا زود از آن ملت بزرگ ايران خواهد بود



مهدی کروبی در پايان با اشاره به نقش آفرينی جوانان در کشور، افزود: “ به شما جوانان توصيه می کنم که از شيوه اين کذابان درس بگيريد و بدانيد که تحت هيچ شرايطی نبايد اصول و اعتقادات خود را از دست بدهيد و يا فدای منافع گروهی و حزبی بکنيد. اعتقادات، اصول، شخصيت و هويت شما اساس زندگيتان را تشکيل می دهد و از آنها دست برنداريد.“



ايشان افزودند: ”حرکتهای شما بايد با حفظ اعتقادات و هويتتان همراه باشد. از افراط و تفريط بپرهيزيد و بدانيد قطعا“ با حرکتی مداوم و مستمر که به همراه صبر و پايداری باشد، پيروزی دير يا زود از آن ملت بزرگ ايران خواهد بود.“



گفتنی است، در ابتدای اين ديدار جوانان اصلاح طلب نيز نقطه نظرات خود را در خصوص جنبش مردمی ايران و برنامه ريزی بهتر برای ادامه راه و تحقق پيروزی جنبش با حجت الاسلام والمسلمين کروبی در ميان گذاشتند و در پايان با ايشان عکس يادگاری گرفتند.






26 مرداد 1389    23:08
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد. صدور حکم اعدام برای يکی از بازداشت شدگان حوادث عاشورای ۸۸



جــــرس: منابع خبری و حقوق بشري، از صدور حکم اعدام برای فرح واضحان، از بازداشت شدگان و متهمان روز عاشورای ۸۸ خبر می دهند، که پيش از اين ١۵ سال زندان و توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب اعلام شده بود.





به گزارش رهانا، سامانه خبری خانه حقوق بشر ايران، حکم مذکور از سوی قاضی صلواتی در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب صادر شده و حکم دادگاه بدوی می باشد و هنوز دادگاه تجديدنظر در اين مورد تصميمی نگرفته است.





فرح واضحان که دو روز بعد از حوادث عاشورای سال گذشته در منزل خود دستگير شده، از حدود هفت ماه پيش در "بازداشت موقت" به سر برده است.





اتهام وارده به وي، "محاربه از طريق همکاری با سازمان مجاهدين" اعلام شده و گزارش مذکور خاطرنشان می کند "وی سال‌ها خارج از کشور زندگی مي‌کرده و به خاطر دختر ١٩ ساله‌اش که به سرطان مبتلا است و شيمی درمانی مي‌شود، به ايران بازگشته بود."





گفتنی است در جريان حوادث عاشورای گذشته که در ادامه اعتراضات به نتايج انتخابات سال گذشته رياست جمهوری شکل گرفت، صدها نفر بازداشت شدند که بسياری از آنان به دليل شرکت در اعتراض های خيابانی حکم‌های سنگينی گرفتند.





چندی پيش روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، از صدور حکم اعدام برای نه نفر از بازداشت شدگان روز عاشورا توسط دادگاه انقلاب اسلامی تهران خبر داده بود.










26 مرداد 1389    22:08
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.عفو بين الملل صدور احکام زندان عليه رهبران بهايی را محکوم کرد

رهانا

عفو بين الملل صدور احکام ناعادلانه در خصوص هفت تن از اعضای اقليت مذهبی بهائيان ايراني، که به اتهام مجموعه ای از اتهامات با انگيزه‌های سياسی به ٢٠ سال زندان محکوم شدند را محکوم کرد.



پنج مرد و دو زن از رهبران جامعه بهائی در ايران که بيش از دو سال قبل به اتهام جرائمی از جمله «جاسوسی برای اسرائيل ، توهين به مقدسات دينی و تبليغ عليه نظام» دستگير شدند، توسط دادگاه انقلاب در تاريخ هفت آگوست در تهران محاکمه شدند.



به گزارش رهانا، به نقل از تارنمای رسمی سازمان عفو بين‌الملل در اين اطلاعيه آمده است:‌ فريبا کمال آبادي، جمال الدين خانجاني، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، مهوش ثابت، بهروز توکلى و وحيد تيزفهم تمامی اين اتهامات را رد کرده‌اند و وکلای اين هفت نفر درخواست کرده‌اند که در احکام آن‌ها تجديد نظر شود.



حسيبه حاج سحرودی معاون سازمان عفو بين الملل در خاور ميانه و شمال آفريقا گفت: «اين حکم غم انگيز وناعادلانه حکايت از تبعيض عميقا ريشه دار عليه بهائيان توسط مقامات ايرانی دارد. برخی از اين هفت تن از رهبران بهائی افراد مسن هستند، زندانيان عقيدتی که صرفا به خاطر اعتقادات خود و يا فعاليت های مسالمت آميز جامعه اقليت بهائي، مورد آزار و اذيت و حبس قرار گرفته اند.»



وی افزود :«اين هفت نفر که ماه‌ها بدون تفهيم اتهام و با اتهاماتی کاملا مضحک در روند محاکمه ای غيرعادلانه قرار گرفته اند، بايد بلافاصله آزاد شوند.»



اين هفت نفر بهايی که بين ماه های مارس و می ٢٠٠٨ دستگير شدند، دائما با به تعويق افتادن جلسه دادگاه و محاکمه مواجه شدند در حاليکه در بازداشت باقی مانده بودند. وکلای مدافع آنان ندرتا اجازه ملاقات با موکلين خود را داشتند و همچنين وکلا از ورود به جلسه دادگاه هم منع شدند. شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل که يکی از وکلای اينان است از ژوئن ٢٠٠٩ قادر به بازگشت به ايران نبوده است.وی در ماه فوريه سال ۲۰۱۰ به سازمان عفو بين الملل گفت که پرونده اين هفت نفر کاملا خالی است و اتهامات آنها مطلقا بی اساس.



مقامات ايران بهائيان را يکی از مسببان حوادث و ناآراميهای عاشورای گذشته می داند که در دسامبر ٢٠٠٩ رخ داد. تظاهرات جمعی که در ايران پس از انتخابات بحث برانگيز رياست جمهوری در ژوئن ٢٠٠٩ انجام گرفته است. جامعه بهائی هر گونه دخالت در حوادث روز عاشورا را انکار می کند.



حسيبه حاج سحرودی می گويد: «مقامات ايرانی سعی دارند که ناآراميهای روز عاشورا را به اقليت بهائی منتسب کنند در حاليکه آنها برای اين اتهام هيچ مدرکی در دست ندارند.»

دين بهائی در قانون اساسی ايران به رسميت شناخته نشده و بهائيان از هيچ حمايت قانونی برخوردار نيستند.



مقامات ايران همچنين بهائيان را از حقوق برابر در آموزش و پرورش محروم می کنند، کار و زندگی شايسته و استاندارد توسط محدود کردن دسترسی آنان به اشتغال و مزايايی چون بازنشستگی از ديگر تبعيض های جاری شده در مورد بهاييان است. . ٣٠٠.٠٠٠ نفر در ايران پيرو دين بهائيت هستند که اجازه برگزاری مراسم مذهبی خود يا بجای آوردن فرائض دينی خود بطور علنی را ندارند.

پايان پيام




26 مرداد 1389    22:06
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.نزول 11 پله ای ايران در شاخص عملکرد زيست محيطی و رسيدن به رتبه 78

کلمه



شاخص جهانی عملکرد زيست محيطی سال ۲۰۱۰ ميلادی در حالی منتشر شده است که ايران در ميان ۱۶۳ کشور جهان با ۱۱ پله سقوط نسبت به سال ۲۰۰۸ ميلادی در رتبه ۷۸ قرار گرفته است.



ايسنا نوشت: بر اساس گزارش شاخص عملکردی محيط زيست (EPI (2010 Environmental Performance Index ايران از ميان ۱۶۳ کشور جهان با کسب نمره ۶۰ در مقام ۷۸ جهان قرار گرفته است اين در حاليست که در سال ۲۰۰۸ ميلادی با نمره ۹/۷۶ در رتبه ۶۷ جهان قرار داشته است.



EPI 2010 در ۲۵ شاخص اجرايی و ۱۰ خط مشی دسته و طبقه بر دو موضوع سلامت محيط زيست و احيای اکوسيستم تقسيم‌بندی شده است. اين شاخص‌ها يک معياری برای رسيدن کشورها به شاخص‌های جهانی و سياستگذاری در اين خصوص است.



ايران در EPI 2010 از ميان ۱۶۳ کشور جهان با نمره ۶۰ در رده ۷۸ قرار گرفته است که در اين تقسيم‌بندی ايسلند با امتياز ۵/۹۳ و پس از آن به ترتيب سوئيس با امتياز ۱/۸۹، کاستاريکا ۴/۸۶ و سوئد ۸۶ به ترتيب در مقامهای اول تا چهارم قرار دارند. در اين رده‌بندی کشور ترکيه بالاتر از ايران و قرقيزستان پس از ايران قرار گرفته‌اند.



همچنين کمترين امتياز در اين شاخص به ترتيب متعلق به سيرآلئون با ۱/۳۲، جمهوری افريقای مرکزی با ۳/۳۳، موريتانی ۷/۳۳ و آنگولا ۳/۳۶ بوده است.



براساس اين شاخص رتبه ايران در ميان کشورهای خاورميانه و شمال افريقا پس از الجزاير، مراکش، سوريه، فلسطين، مصر و تونس در مقام هفتم قرار گرفته است که پس از آن نام لبنان، اردن، عربستان و کويت در اين منطقه به چشم مي‌خورد.



در حالی ايران در شاخص EPI امتياز ۶۰ را دريافت کرده است که ميانگين اين امتياز در ميان کشورهايی که از نظر درآمد با ايران هم‌گروه هستند ۲/۶۳ و در ميان کشورهايی که از لحاظ جغرافيايی با ايران هم‌گروهند، ۱/۵۴ گزارش شده است.



بر اساس اين گزارش ايران در بخش بار بيماريهای محيط زيستی از امتياز ۱۰۰ نمره ۳۲/۶۱، تاثير آلودگی هوا بر انسان‌ها ۹/۷۲، وضعيت آب بر اساس تاثير بر انسان ۳/۸۵، تاثير آلودگی هوا بر اکوسيستم‌ ۳/۴۷، وضعيت آب بر اساس تاثير بر اکوسيستم ۹/۴۵، تنوع زيستی ۳/۴۲، جنگل‌ها ۱۰۰، صيد ماهی ۳/۵۷، کشاورزی ۴/۸۲ و تغييرات جوی نمره ۶/۵۲ گرفته است.



همچنين ايران در ۲ شاخص سلامت محيط زيست از ۱۰۰ امتياز، نمره ۲۱/۷۰ و احيای اکوسيستم نمره ۷۲/۴۹ دريافت کرده است




26 مرداد 1389    22:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.حمله انتحاری در بغداد نزديک به ۶۰ کشته و 100بيش از مجروح به جا گذاشت

بی بی سی

حمله يک بمبگذار انتحاری به يک مرکز استخدام ارتش در بغداد موجب کشته شدن نزديک به شصت نفر شده است.





در اين حمله متجاوز از صد تن نيز مجروح شدند.



گفته شده چند سرباز نيز در ميان کشته شدگان ديده می شوند.



هنگامی که داوطلبان استخدام در صف ايستاده بودند، بمبگذار به آنان نزديک شد و سپس بمبی را که همراه داشت منفجر کرد.



بيشتر قربانيان کسانی بودند که برای گرفتن نوبت تمام شب را در بيرون ساختمان مرکز استخدام سپری کرده بودند.





نرخ بيکاری در عراق به شصت در صد می رسد و مردم نوميدانه برای اشتغال تلاش می کنند.



اين حمله در يک مرکز شلوغ شهر و در نزديکی ايستگاه های اصلی اتوبوس های بغداد اتفاق افتاده و هيو ساکس، خبرنگار بی بی سی در بغداد می گويد برای بمبگذار، مخفی شدن در ميان جمعيت برای اين که کسی متوجه او نشود، کار ساده ای بوده است.



هنوز کسی مسئوليت حمله را به عهده نگرفته است.



مرکز استخدام سرباز، برای تقويت نيروهای نظامی عراق هر هفته دويست و پنجاه سرباز جديد استخدام می کند.



در گذشته به منظور بازداشتن عراقی ها از پيوستن به پليس و ارتش، حملات مشابهی در اين کشور رخ داده است.



خبرنگار بی بی سی در بغداد می گويد در حالی که قرار است عمليات جنگی نيروهای آمريکايی تا پايان ماه جاری ميلادي، در عراق پايان يابد، شبکه القاعده اخيرا در عراق فعال تر شده است.



حدود پنجاه هزار سرباز آمريکايی برای يک سال ديگر در عراق باقی خواهند ماند تا نيروهای عراقی را آموزش داده و در عمليات مقابله با ناآرامی ها به آنان کمک کنند.


26 مرداد 1389    22:54
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.سقوط هواپيمای جنگی ايران در نزديکی بوشهر

جــــرس: يک فروند هواپيمای جنگی فانتوم (اف ۴) ارتش جمهوری اسلامي، پيش از ظهر سه شنبه ٢۶ امردادماه ۸۹ به وقت محلي، در پنج کيلومتری بوشهر و در نزديکی منطقه ويژه اقتصادی آن شهر سقوط کرد.





به گزارش مهر در بوشهر، اين هواپيما متعلق به هوانيروز ارتش جمهوری اسلامی بوده و خلبانان اين هواپيما، قبل از سقوط، با چتر نجات بيرون پريده و جان سالم به در برده اند.





غلامرضا کشتکار، مديرکل ستاد مديريت بحران استان بوشهر، با تاييد اين خبر گفت: اين حادثه ساعت در ورودی شهر بوشهر نزديک منطقه ويژه اقتصادي، حدفاصل جزيره شيف و جاده صدرا رخ داده و هواپيما سقوط کرده و خسارت ديده است.





وی اظهار داشت: دو سرنشين اين هواپيما برای بررسی های درمانی به يکی از بيمارستان های بوشهر منتقل شده اند.





هنوز هيچ مقام يا ارگان رسمي، در مورد علت سقوط اين هواپيمای جنگنده ايران، اظهار نظری نکرده است.








26 مرداد 1389    00:41
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد: محمد مصطفايي، وکيل سکينه محمدی آشتيانی :«همه شيوه های ممکن را برعليه اين زن بکار گرفته اند»

محمد مصطفايي، وکيل سکينه محمدی آشتيانی :«همه شيوه های ممکن را برعليه اين زن بکار گرفته اند»

مصاحبه انجام شده در اسلو و درج شده در روزنامه فرانسوی ليبراسيون

دوشنبه 16 اوت 2010 (25 مرداد 1389)



مصاحبه گر: برنارهانری لوی (Bernard-Henri Lvy)، فيلسوف، خبرنگار و روشنفکر برجسته فرانسوی



برگردان : انوشيروان بزرگمهر



محمد مصطفايی که به زندانی شدن تهديد شده بود از طريق ترکيه از ايران گريخته است. او تا همين چند روز پيش وکيل سکينه محمدی آشتيانی بوده است. در وراء فعاليت های حرفه ای اش، او همواره يک صدای آزاد در ايران و يکی از وجدان های آگاه کشورش بوده است. ملاها بارها او را آماج اذيت و آزار قرار داده اند. چند بار زندانيش کرده اند، او را هدف شانتاژهای روانی غيرقابل تحمل قرار داده و بارها همسر و دختر او را مورد تعرض قرار داده اند. او از ديروز در يک اتاق هتل در اسلو مامن يافته و در آنجا به پرسش های من پاسخ ميدهد. يا مستقيما به انگليسی و يا با کمک محمود اميری مقدم، بنيانگذار و گرداننده يک سازمان غير دولتی مستقر در نروژ بنام «ايران هيومن رايتز». صدای او آرام و ذهنش هوشيار است. از توان مقاومت او چيزی کاسته نشده و پشتش خم نشده است. او مبارزه را ادامه ميدهد. ولی او بيش از هرزمان به ما نيازمند است. فعلا به سخنان او گوش فرا بدهيم. پس از ترک ايران، اين اولين بار است که او رشته سخن را در دست گرفته است.



مصاحبه گر : شما به چه صورت ايران را ترک نموديد ؟

محمد مصطفايی : من از مرز ايران و ترکيه رد شدم. 5 ساعت پياده. سپس با اسب.



مصاحبه گر : و سپس در ترکيه ؟

محمد مصطفايی : من به شهر وان رسيدم. سازمان های بشردوستانه همچون عفو بين الملل پرونده من را در دست گرفتند. ما به دولت ترکيه نامه نوشتيم. آنها به من گفتند که با يک هواپيما به استانبول بروم. من در مجموع 6 روز در ترکيه ماندم که 3 روز آن را در پاسگاه پليس مرزی در فرودگاه سپری کردم و 3 روز ديگرش را در يک مرکز بازداشت خارجيانی که بصورت غير قانونی به ترکيه آمده اند. به يمن دخالت های افراد سازمان ملل، اتحاديه اروپا و دولت نروژ من توانستم به اسلو برسم.



مصاحبه گر : وضعيت روحی شما چگونه است ؟

محمد مصطفايی : بسيار خسته، ولی مبارز. البته من ترجيح ميدادم که در ايران باقی بمانم و تلاشهايم دردفاع از سکينه و حقوق بشر در کشورم را ادامه بدهم. ولی اين خطر وجود داشت که آنها من را دستگير بکنند و بدتر از آن اين خطر وجود داشت که همسر من را در زندان نگه بدارند.



مصاحبه گر : آيا همسر شما از زندان خارج شده است ؟

محمد مصطفايی : بله. آنها صرفا همسر من را در زندان نگه داشته بودند تا من را مجبور کنند که خودم را تحويل بدهم. از لحظه ای که من پايم به نروژ رسيد و آنها فهميدند که ديگر دستشان به من نميرسد، پس از 14 روز زندان در شرايط دشوار، آنها سرانجام همسر من را آزاد کردند.



مصاحبه گر : يک نکته قابل توجه اين است که چرا آنها دست از سر اين زن بر نميدارند...

محمد مصطفايی : بله همينطور است. آنها همه شيوه های ممکن را بر عليه اين زن بکار گرفته اند. ابتدا او را به سنگسار محکوم کردند. او روزگار را با اين کابوس سپری ميکرد و اين حکم به مثابه شمشير معلقی بود که در بالای سر او آويخته شده بود. هم اکنون جمهوری اسلامی ايران که با يک بسيج بين المللی مواجه شده است در به اجرا گذاشتن اين حکم ترديد از خود نشان ميدهد و درنظر دارد که حکم اوليه را به يک اعدام به شيوه به دار آويخته شدن تغيير بدهد. سکينه در انتظار بسر ميبرد و در انتظار مرگ بودن خودش يک نوع شکنجه است.



مصاحبه گر : ولی به چه علت او به طور خاص هدف اين پافشاری و لجبازی رژيم قرار گرفته است؟

محمد مصطفايی : به اين علت که او به يک سمبل تبديل شده است. سمبل همه زنان ايرانی که قربانيان خانواده، جامعه و قوانين تبعيض آميز هستند.



مصاحبه گر : برای کسی که از خارج از کشور به اين قضيه نگاه ميکند برخی از جنبه های قضيه مبهم بنظر ميرسند. او دقيقا هدف کدام اتهام ها قرار گرفته است؟

محمد مصطفايی : او به داشتن «روابط نامشروع» با يک مرد در دورانی که شوهرش هنوز زنده بوده متهم شده بود و به 99 ضربه شلاق محکوم شده بود. پس از قتل شوهرش او به اتهام شرکت در اين قتل به 10 سال حبس محکوم شد. در همان زمان، يک دادگاه ديگر به اتهام واهی «زنا» او را مورد محاکمه قرار داد و اين بار او را به سنگسار محکوم کرد. واقعيت اين است که همه اين اتهامات بی پايه هستند. هيج مدرکی وجود ندارد و در پرونده او هيچگونه اعترافی وجود نداشته است. در خاتمه جلسات دادگاه، از 5 قاضی فقط 3 نفرشان او را مجرم دانسته بودند و اين رای صرفا برخواسته از نظر شخصی آنها بوده است. اين 3 قاضی هر 3 نفرشان آخوند و افرادی بطور خاص فناتيک بوده اند.



مصاحبه گر : او چه نوع زنی است؟

محمد مصطفايی : او يک زن ساده است. بسيار ساده. برای نمونه او تقريبا زبان فارسی نميداند و فقط زبان آذری ميداند.



مصاحبه گر : آيا به همين دليل بوده که وقتی حکم دادگاه در مورد او را خوانده اند او متوجه نشده است؟ ميگويند فقط در زمانی که او به زندان بازگشته و همبندهايش قضيه را برای او توضيح داده اند او متوجه شده است.

محمد مصطفايی : نه دليل اين موضوع چيز ديگری بوده است. در حکم دادگاه واژه «رجم» مورد استفاده قرار گرفته بود. اين يک واژه عربی است که معنايش سنگسار است.



مصاحبه گر : نکته تعجب برانگيزی است که يک واژه عربی بکار برده شده است...

محمد مصطفايی : بله ولی اين امر متداول است. در سيستم قضايی ايران اين واژه عربی مورد استفاده قرار ميگيرد. او معنی اين واژه را نميدانسته است.



مصاحبه گر : نظر شما در مورد تصاوير تلويزيونی اخير چيست؟ او در اين تصاوير بطور کامل در يک چادر پيچيده شده و به «جنايات» ادعايی اقرار ميکند. اول از هر چيز آيا فردی که در اين تصاوير ديده ميشود خود او است؟

محمد مصطفايی : من خودم شخصا تصاوير مزبور رانديده ام. ولی بنظر ميرسد فردی که در تصاوير تلويزيونی ديده ميشود خود او است.



مصاحبه گر : آيا اين اعترافات در زير شکنجه از او گرفته شده است؟

محمد مصطفايی : من شنيده ام که اينطور بوده است. بله، او تحت فشارهای شديد قرار گرفته و او را مجبور کرده اند که اين سخنان را بگويد.



مصاحبه گر : وکيلی که بعد از شما پرونده را در دست گرفته چه کسی است؟ آيا اعضای خانواده سکينه او را انتخاب کرده اند يا اينکه او يک وکيل تسخيری است؟

محمد مصطفايی : من آقای هوتان کيان را نميشناسم. من نميدانم آيا مقامات او را تعيين کرده اند، يا اينکه اين وکيل توسط خانواده او انتخاب شده است.



مصاحبه گر : آيا مورد سکينه يک مورد استثنايی است؟ آخرين موارد سنگسار که شما از آن مطلع شده ايد و يا در جريان پرونده آن بوده ايد کدام ها بوده اند؟

محمد مصطفايی : من در مجموع وکيل مدافع 13 محکوم به سنگسار بوده ام. در 10 مورد يا من در در دادگاه استيناف برنده شدم، يا اينکه موفق شدم که حکم سنگسار به مجازات شلاق تقليل داده بشود. هنوز 3 مورد از از اين پرونده ها باقی مانده است...



مصاحبه گر : طبق اطلاعاتی که شما در اختيار داريد، آخرين موردی که يک مجازات سنگسار عملا در ايران به اجرا گذاشته شده است کدام بوده است؟

محمد مصطفايی : آخرين موردی که من بياد دارم مورد جعفر کيانی بوده است که در تاکستان در سال 2007 تا سرحد مرگ سنگسار شده است. ولی سازمان های دفاع از حقوق بشر در ايران موارد ديگری را در آمارهايشان درج کرده اند: يک مرد در مارس 2009 در شهر رشت. 3 نفر ديگر در مشهد در دسامبر 2008 که يکی از آنها موفق شده خودش را از داخل گودال بيرون بکشد و بنابر اين جان سالم بدر برده است.



مصاحبه گر : شما به اين شهرت داريد که در گذشته توجهات جامعه بين المللی را بسوی قضيه محمد رضا حدادی و اکنون بسوی قضيه سکينه محمدی آشتيانی جلب کرده ايد. آيا اين نوع بسيج افکار عمومی اقدام درستی است؟

محمد مصطفايی : بله البته. گرچه ممکن است که نتيجه اينگونه اقدامات بلافاصله مشهود نباشد. ولی در ميان مدت و دراز مدت اينگونه اقدامات بسيار موثر خواهند بود.



مصاحبه گر : برخی معتقدند که اقدامات پشت پرده موثرتر هستند. شما با افرادی که چنين نظری را دارند موافق نيستيد؟

محمد مصطفايی : نه. هر دو نوع اقدام لازم هستند.



مصاحبه گر : مقامات ايران در مورد اقدامات شما چه نظری داشته اند ؟

محمد مصطفايی : آنها از اين اقدامات خوششان نمی آيد. ولی آنها نميتوانند نسبت به اين اقدامات بی توجه باشند. طی سال های اخير من بر روی وبلاگ های متعدد در مورد پرونده هايی که از آن دفاع کرده ام توضيحاتی را ارائه داده ام. مقامات رژيم اين وبلاگ ها را بطور سيستماتيک بلوکه ميکنند و من هر بار وبلاگ های جديدی را براه می اندازم.



مصاحبه گر : برای کمک به سکينه و کمک به زنان ايرانی که بر عليه تاريک انديشی مبارزه ميکنند ما هم اکنون چکار ميتوانيم بکنيم؟

محمد مصطفايی : همين کاری که ما الآن مشغول آن هستيم جزو کارهايی است که از دست ما بر می آيد. سخن گفتن از اين موضوعات، توضيح دادن که موارد نقض حقوق بشر در ايران حداقل به اندازه مسئله انرژی هسته ای شايان توجه است.



مصاحبه گر : آيا شما ميخواهيد که اين سخنان را در پاريس نيز بگوييد؟

محمد مصطفايی : من هفته آينده در آلمان خواهم بود. پس از آن ميتوانم به فرانسه نيز بروم. چرا که نه؟



مصاحبه گر : ما منتظر شما هستيم.
26 مرداد 1389    14:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:45 26 مرداد 1389
اگر ملت ایران هنوز نفهمیده باشد و عملا درک نکرده باشد که اسلام یعنی  نایت و کشتار و حق مالکیت مرد بر زن و حق مالکیت برده و کنیز و ضلالت و نابودی است بدانید و آگاه باشید که تا ابد و نابودی کامل و اضمحلال کشور هم نخواهد فهمید؟! حقیقتی راستین و دردناک و لخت و عریان.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد :واکنش مرکز آمار ايران به سخنان وزير کار و امور اجتماعی: بيکاری افزايش پيدا کرده

مهر: در حالی وزير کار و امور اجتماعی نرخ بيکاری ۱۴٫۶ درصدی بهار ۸۹ مرکز آمار ايران را زيرسئوال برد و به آن شبهاتی وارد کرد که اين مرکز قرار دادن آمارها در سايت رسمی را به معنی دفاع از محاسبات خود اعلام کرد.



به گزارش مهر، مرکز آمار ايران اخيرا نرخ بيکاری بهار سالجاری ۱۴٫۶ درصد را اعلام کرده که در اين رابطه تعداد کارجويان (بدون شغل در جستجوی شغل بهتر) نيز بيش از ۳٫۵ ميليون نفر برآورد شده است. اهميت اين موضوع در اين است که اين نرخ در بهار سال گذشته ۱۱٫۱ درصد بود.



جهش ۳٫۵ درصدی نرخ بيکاری در بهار سا‌لجاری در کنار نياز مبرم بازار کار به فرصت‌های جديد شغلي، از موضوعاتی است که به دليل نيازهای روزافزون جوانان کارجو، هميشه مورد توجه افکار عمومی بوده و هست.



طی سال‌های گذشته به ويژه در زمان فعاليت سيدمحمد جهرمی (وزير سابق کار ) درباره مرجع اعلام نرخ بيکاری بعضا نقدهايی مطرح مي‌شد، به نحوی که اعلام دو نرخ متفاوت از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار دوگانگي‌هايی را به همراه داشت. نهايتا به دليل استناد قانون به نرخ اعلامی مرکز آمار و همچنين عدم محاسبه



نرخ بيکاری روستاها توسط بانک مرکزي، اين نرخ مرکز آمار بود که مورد استناد قرار مي‌گرفت.



اين جريان ادامه داشت تا زمان اعلام رسمی نرخ بيکاری بهار ۸۹ که توسط شيخ‌‌الاسلامی وزير کار به نقد کشيده شد و وی ضمن نپذيرفتن تلويحی نرخ ۱۴٫۶ درصدي، گفت: به نظر مي‌رسد نرخ بيکاری بهار ۸۹ دارای اشتباه است و يا اينکه نرخ‌های اعلام شده در سالهای گذشته اشکال داشته است.



همچنين وزير کار گفت که اگر نرخ بيکاری بهار ۸۹ را بپذيرد به معنی افزايش ۱ ميليون نفر بيکار جديد است، البته وی تاکيد دارد که با ابهام و بي‌ميلی ناچار است نرخ بيکاری محاسبه شده توسط مرکز آمار ايران را بپذيرد.



اين نوع برخورد و غيرقابل استناد بودن نرخ بيکاری مرکز آمار از سوی وزير کار در حالی مطرح مي‌شود که هم اکنون از نظر قانونی هيچ مرجعی بالاتر از مرکز آمار ايران نيست که بتواند نرخ‌های بيکاری قابل استناد ارائه دهد.



اين در حالی است که تا پيش از اين نرخ بيکاری اعلام شده از سوی مرکز آمار برای وزارت کار و امور اجتماعی بدون حرف و حديث قابل استناد بوده، اما با اعلام نرخ بيکاری بهار امسال به يکباره اين نرخ که زير سئوال برده شد و شبهاتی از سوی اين وزارتخانه در مورد آمار نرخ بيکاری مطرح شده است.



در عين حال، نرخ بيکاری که در هر فصل توسط مرکز آمار اعلام می شود مهمترين نرخی است که از سوی اين مرکز به صورت رسمی اعلام می شود (همانند اهميت نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی) و توسط دستگاه‌های مختلفی مورد استفاده قرار مي‌گيرد، ضمن اينکه تغييری در نحوه محاسبه اين نرخ در فصل بهار نسبت به فصول قبل صورت نگرفته است.



مسئولان مرکز آمار ايران در اين خصوص معتقدند که قراردادن آمارهای نرخ بيکاری از سوی مرکز آمار بر روی سايت رسمی به معنای دفاع اين مرکز از آمارهای توليدی خود است.



و اگر اين آمارها اشتباه بود، روی سايت مرکز آمار قرار نمي‌گرفت.



مرکز آمار ايران در مورد نرخ‌های اعلام شده در خصوص نيروی کار معتقد است که اطلاعات رسمي، دقيق و صحيح خود را از طريق سايت اطلاع رسانی مي‌کند. اگر صحبت‌های وزير کار مورد تائيد ما بود، اطلاعات خود را بر روی سايت قرار نمي‌داديم، قرار دادن اين اطلاعات بر روی سايت به معنای اين است که مرکز آمار بر صحت آمارهای خود پافشاری مي‌کند.



در همين حال، اين مرکز با اعلام اينکه نرخ بيکاری افزايش يافته و اگر صلاح باشد به اين مطلب پاسخ خواهد داد، عنوان مي‌کند که وزير کار اعلام کرده با وجود اينکه مايل نيستم اما نرخ بيکاری مرکز آمار را مي‌پذيرم.



شيخ‌الاسلامي‌ همچنين گفته است: اگر از من بپرسند که نرخ بيکاری در بهار ۸۹ چقدر است به آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار استناد خواهم کرد، ولی با اين وجود به نظر مي‌رسد که اين آمار با واقعيات جامعه همخوانی ندارد و درصدی از خطا در آن ديده مي‌شود.



وزير کار افزوده است: افزايش ۳٫۵ درصدی بيکاری يعنی اينکه از سال قبل تا به حال بايد حداقل يک ميليون نفر به افراد بيکار کشور اضافه شده باشد و آثار آن هم در مقرري‌ بگيران بيکاری تامين اجتماعی ديده شود؛ در حالی است که تنها ۲۰ هزار نفر به مقرری بگيران بيکاری اضافه ‌شده و به همين دليل بين آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار با واقعيات موجود تفاوت وجود دارد‌.



نرخ بيکاری طی سال گذشته از سوی مرکز آمار ايران ۱۱٫۹ درصد اعلام شد که اين نرخ در فصل بهار سال گذشته ۱۱٫۱ درصد و در فصل زمستان همان سال نيز ۱۴٫۱ درصد محاسبه شده بود.



افزايش ۳٫۵ درصدی نرخ بيکاری بهار سال‌جاری به نسبت مدت مشابه سال قبل و رسيدن تعداد بيکاران به ۳٫۵ ميليون نفر طی سال‌های اخير بي‌سابقه بوده است.




26 مرداد 1389    10:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.بازداشت دو تن ديگر از دراوئيش گنابادی الشتر

خبرگزاری هرانا - ايرج ملك شاهى و احسان ميرزاپور دو تن ديگر از دراويش سلسله نعمت اللهى گنابادى ساكن الشتر صبح امروز توسط نيروهاى امنيتى مقابل دادگسترى اين شهرستان دستگير و تحويل بازداشتگاه اطلاعات شدند.



به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور، صبح امروز دوشنبه 25 مردادماه، آقايان ايرج ملك شاهى و احسان ميرزاپور كه جهت پرس وجو و کسب اطلاع از وضعيت بازداشتى های روز های اخير الشتر به دادگسترى اين شهرستان مراجعه كرده بودند، از سوى مأمورين اداره اطلاعات دستگير و با قرار دادستاني، تحويل بازداشتگاه اين نهاد امنيتی شدند.



با دستگيرى اين دو درويش، تعداد بازداشتى هاى الشتر به 7 نفر رسيد. اين افراد تا کنون از داشتن وكيل محروم و اجازه ملاقات با وكلا و خانواده خود را ندارند.



نظر افزودن جديد




26 مرداد 1389    09:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26مرداد.وخامت حال کيوان صميمی روزنامه نگار زندانی بعد از 22 روز اعتصاب غذا

کلمه :هشت روز تمام است که تيم پزشکان زندان اوين به کيوان صميمی روزنامه نگار دربندی که وارد بيست و دومين روز اعتصاب غذای خود شده ،سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند .



براساس گزارش ها رسيده از داخل اوين به کلمه ، بی توجهی پزشکان ناشی از دستور مقامات زندان اوين بويژه صداقت رييس زندان اوين و بزرگ نيا رييس بند۳۵۰ اين زندان است.



خانواده صميمی به شدت نگران سلامت وی هستند و از همه مسوولان قضايی بويژه دادستان تهران درخواست توجه فوری به وضعيت وی را دارند.



کيوان صميمی ،روزنامه نگار دربند که در بيست و دومين روز اعتصاب غذای خود به سر می برد وضعيت جسمانی بسيار نگران کننده ای دارد .



در حالی هشت روز تمام پزشکان زندان اوين به اين روزنامه نگار دربند سر نزده و اوضاع جسمانی او را کنترل نکرده اند که طبق روال معمول زندان ها وقتی يک زندانی اعتصاب غذا می کند هر روز پزشکان زندان بايد وضعيت عمومی او را کنترل کنند و در صورت نياز کمکهای اوليه به پزشکی به او بدهند.



کيوان صميمی ۶۲ ساله است و با توجه به سنش اين بی توجهی مسولان زندان اوين برای سلامتش بسيار خطرناک محسوب می شود.



صميمی و ۱۶ زندانی سياسی ديگر زندان اوين سه هفته قبل به خاطر اعتراض به برخوردهای نامناسب زندانبانان و ماموران زندان به خصوص وعده های دروغين و رفتارهای نامناسب رييس زندان اوين، صداقت به سلول انفرادی منتقل شدند. آنها بعد از آن دست به اعتصاب غذا زدند.



بقيه اين زندانی ها بعد از دو هفته به خاطر پيام های اقشار مختلف مردم بويژه شخصيت های جنبش سبز از جمله ميرحسين موسوی و مهدی کروبی به اعتصاب غذای شان پايان دادند اما صميمی همان موقع اعلام کرد که تا زمان انتقال همه زندانيان اعتصاب کننده به بند عمومی اعتصاب غذايش را پايان نخواهد داد.



اکنون زندانيان اعتصاب کننده بارها از وی خواسته اند که به اعتصاب غذايش پايان دهد اما او اعلام کرده که به خاطر فرزندان دربندش اين کار را نخواهد کرد و تا رهايی آنها از سلول انفرادی به اين اعتصاب ادامه خواهد داد




25 مرداد 1389    01:27
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:45 26 مرداد 1389
اگر ملت ایران هنوز نفهمیده باشد و عملا درک نکرده باشد که اسلام یعنی  نایت و کشتار و حق مالکیت مرد بر زن و حق مالکیت برده و کنیز و ضلالت و نابودی است بدانید و آگاه باشید که تا ابد و نابودی کامل و اضمحلال کشور هم نخواهد فهمید؟! حقیقتی راستین و دردناک و لخت و عریان.

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



29 مرداد 1389    19:23
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد