www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 23مرداد/

23مرداد.انتقادهای گسترده و تمسخر عليرضا افتخاری به خاطر هماغوشی با دولت کودتا-عکس

23مرداد.هوشنگ اميراحمدی:حسين شريعتمداری برای ايران زحمت می کشد!

23مرداد.«وبلاگ های دانشجويی رصدميشوند، آنها را رها نمی کنيم»

23مرداد :3 كارگر چاه آب در ميانه کشته و 2 کارگر ديگر بشدت زخمى شدند

23مرداد.بيش از 560هزارامضاء تا ظهر روز جمعه برای نجات جان سکينه محمدی آشتيانی

23مرداد.کشته شدن سه نيروی سپاه در درگيری با پژاک

23مرداد.مديرخانه تئاتر:امسال هيچ رقمی از بودجه خانه تئاتر پرداخت نشده است

23مرداد.مفقود شدن يک جوان سنندجی توسط نيروهای امنيتی

23مرداد. احتمال تغيير حکم آشتيانی از سنگسار به اعدام با طناب دار

23مرداد.عضوکميسيون ماده 10 احزاب در واکنش به نامه مشارکت به قوه قضاييه برای رسيدگی به کودتای انتخاباتی: صدور بيانيه از سوی حزب تعليق شده،«جرم» است.

23مرداد.طرح حجاب و عفاف برای دانشجويان جديدالورود علامه به صورت جداگانه اجرا مي‌شود

23مرداد:گزارش مديرکل حراست وزارت علوم از يک سال سرکوب در دانشگاه ها:يکسال و دو ماه گذشته بسيار سخت تر از دوران جنگ و اوايل انقلاب

23مرداد.ويديوکليپ:طنزی از شاملو با صدای خودش

23مرداد.سنتوری اکران نشد، تهيه کننده اش در گذشت

23مرداد.مخالفت سازمان اطلاعات با عفو مشروط روحانی زندانی احمد رضا احمد پور

23مرداد.نرخ بيکاری در ۲۶ استان کشور افزايش يافته است

23مرداد. ديده بان حقوق بشر پخش 'اعترافات' سکينه محمدی را محکوم کرد

23مرداد: گروه موسيقی زنان «ارکيده» بعداز 10 سال ممنوعيت جواز فعاليت گرفتند

23مرداد: پدر بدهکار دختر نگون بخت خود را به طلبکارش بخشيد

23مرداد :چه کسی راست می گويد؟ دادستان تهران يا خانواده های زندانيان سياسی

23مرداد :ويدئو کليپ:رانّندگی در ايران

23مرداد :افزايش جهانی درجه حرارت اقيانوس ها ، قسمت اعظم حيات روی زمين را تهديد می کند

23مرداد :آدرس اينترنتی تلويزيون رسا فيلتر شد



23مرداد.«وبلاگ های دانشجويی رصدميشوند، آنها را رها نمی کنيم»

تابناک

مديركل فرهنگى وزارت علوم با بيان اينكه وبلاگ‌هاى دانشجويى از بهمن ماه سال گذشته توسط وزارت علوم رصد مي‌شود، از افزايش گرايش دانشجويان به استفاده از فضاى مجازى خبر داد.



جليل دارا مديركل فرهنگى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى در گفت‌و گو با خبرگزارى فارس، با اشاره به افزايش علاقه دانشجويان به استفاده از فضاى مجازى براى پيگيرى فعاليت‌هاى فرهنگى اظهار داشت: دانشجويان در اين چند سال نشان داده‌اند كه علاقه بيشترى براى استفاده از امكانات رايگان موجود در فضاى مجازى دارند.



وى در خصوص نظارت بر فعاليت‌هاى مجازى دانشجويان نيز گفت: وبلاگ‌هاى دانشجويى تنها در صورتى كه مشمول آئين‌نامه‌هاى مربوطه شوند، تحت نظارت جدى قرار مي‌گيرند.



مديركل فرهنگى وزارت علوم در همين زمينه اضافه كرد:‌ اگر وبلاگى به صورت رسمى ثبت نشده باشد، شامل آئين‌نامه‌هاى مربوطه نمي‌شود بنابراين اجبارى به نظارت بر آنها وجود نخواهد داشت.



دارا با تأكيد بر اينكه وبلاگ‌هاى دانشجويى در صورت دريافت مجوز بايد براساس آئين‌نامه‌هاى مربوطه عمل كنند، خاطرنشان كرد: اگر وبلاگى بعد از كسب مجوز رسمى برخلاف آئين‌نامه عمل كند، كميته ناظر مي‌تواند براى انجام تخلف با آن برخورد كند.



وى در پايان يادآور شد: وبلاگ‌هاى دانشجويى از بهمن ماه سال گذشته توسط وزارت علوم رصد مي‌شود و اين طور نيست كه آنها را رها كرده باشيم، اما امكان برخورد جدى با تخلفات احتمالى آنها وجود ندارد
23 مرداد 1389    20:07
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:16 24 مرداد 1389
سایتی با ارزش است که استقلال خود را حفظ کند و نپذیرد که گردن به سانسور بدهد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد :3 كارگر چاه آب در ميانه کشته و 2 کارگر ديگر بشدت زخمى شدند

ايلنا: فرمانده انتظامى شهرستان ميانه گفت: در پى تماس تلفنى يكى از كشاورزان با مركز فوريتهاى پليسى 110 مبنى بر اينكه 5 نفر كارگر در داخل چاه آب حين تعمير موتور آب گرفتار شده اند، بلافاصله مأموران انتظامى بمنظور بررسى اوضاع و اطمينان از صحت خبر به محل حادثه اعزام شدند.

سرهنگ مجيد نارهى ادامه داد: به محض رسيدن مأموران به محل مشاهده شد كه كارگران بدليل وجود گازهاى زيرزمينى در داخل چاه دچار ضعف شديد و گازگرفتگى شده و توانائى خروج از چاه را ندارند كه بلافاصله مأموران با استفاده از اصول فنى و تخصصى دو نفر از آنها را در حالى كه بشدت زخمى شده بودند و سه نفر ديگر نيز در حالى كه خفه شده بودند بيرون آوردند.

وی خاطرنشان کرد: در ادامه اين عمليات هماهنگى هاى لازم با عوامل اورژانس براى انتقال مجروحان و متوفيان به عمل آمد.

به گفته سرهنگ مجيد نارهى پرونده مقدماتى به منظور بررسى علت اصلى وقوع سانحه تشكيل شد و در حال رسيدگى مى باشد.


23 مرداد 1389    19:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.بيش از 560هزارامضاء تا ظهر روز جمعه برای نجات جان سکينه محمدی آشتيانی

راديو آلمان

سکينه محمدي، ۴۳ ساله، مادر دو فرزند و محکوم به اعدام از طريق سنگسارهمز‌مان با ابراز نگرانی نهادهای بين‌المللی حقوق بشر از احتمال اعدام سکينه محمدی آشتياني، کمپين بين‌المللی برای نجات جان اين زن محکوم به سنگسار با استقبال گسترده بين‌المللی روبرو شده است.



کمپين بين‌المللی جمع‌آوری امضا برای نجات جان سکينه محمدی با انتشار طوماری در پايگاه‌های مختلف اطلاع‌رسانی در اينترنت، از جمله‌‌ وبسايت‌های شماری از روزنامه‌های معتبر اروپايی مانند روزنامه‌ی آلمانی "فرانکفورتر روندشاو" و روزنامه‌ی اتريشی "استاندارد"، به تلاش گسترده‌ای دست زده است.



بنابر گزارش‌ها تا ظهر روز جمعه ۲۲مرداد (۱۳اوت) بيش از ۵۶۰ هزار نفر طومار درخواست لغو مجازات اعدام سکينه آشتيانی را امضا کرده‌اند. فعاليت کمپين جمع‌آوری امضا همچنان ادامه دارد.



سکينه محمدی آشتيانی از سال ۱۳۸۴ به اتهام «زنای محصنه» و «قتل همسر»، در زندان تبريز به‌سر مي‌برد. خانم آشتيانی در سال ۸۵ از مجازات مربوط به قتل به دليل فقدان مدارک و نبود شاکی خصوصی نجات يافت، اما شعبه ششم دادگاه کيفری استان آذربايجان شرقی او را به اتهام «رابطه جنسی خارج از ازدواج» به ۹۹ ضربه شلاق و مجازات اعدام از طريق سنگسار محکوم کرد. اين حکم به تاييد ديوان عالی کشور نيز رسيده است.



انتشار خبر سنگسار قريب‌الوقوع سکينه آشتيانی توسط وکيل وي، محمد مصطفايي، با واکنش بين‌المللی مواجه شد و مقام‌های قضايی ايران اجرای حکم را به‌حال تعليق درآوردند. پاره‌ای گزارش‌ها حاکی از آن بود که مقام‌های قضايی استان آذربايجان شرقی تنها از سنگسار سکينه آشتيانی صرفنظر کرده‌اند و حکم اعدام او به‌جای خود باقی است و هرلحظه ممکن است او را اعدام کنند.



نگرانی ديده‌بان حقوق بشر



ديده‌بان حقوق بشر روز جمعه (۱۳ اوت) با انتشار بيانيه‌ای از احتمال اعدام قريب‌ا‌لوقوع سيکنه آشتيانی ابراز نگرانی کرد. ديده‌بان حقوق بشر مي‌گويد، «طی چند هفته اخير واکنش مقامات ايرانی ‌به انتقادهای جامعه بين‌الملل در باره‌ی حکم سنگسار خانم آشتيانی اين بوده که مکررا ادعا کنند که وی قاتل همسر خود است.»



دو روز پيش برنامه‌ی خبری "بيست‌وسی" صداوسيما اظهارات زنی را پخش کرد که ادعا مي‌شد سکينه محمدی آشتيانی است. در اين برنامه تلويزيونی اين زن که به زبان آذری صحبت مي‌کرد و تصوير صورتش محو بود، تمام اتهاماتی را که به سيکنه آشتيانی وارد شده بود پذيرفت و حکمی را که درباره‌اش صادر شده، شايسته دانست.



تنها چهار روز قبل از اين برنامه تلويزيوني، خانم آشتيانی از طريق يک واسطه به روزنامه گاردين چاپ لندن گفته بود: «آنها (مقامت ايراني‌) دروغ مي‌‌گويند. آنها از اينکه توجه جهانی ‌به حکم سنگسار من جلب شده است خجالت زده هستند و به شدت سعي‌ مي‌‌کنند توجه مجامع جهانی ‌و رسانه‌ها را منحرف کنند تا من را مخفيانه اعدام کنند».



ديده‌بان حقوق بشر در بيانيه‌ی خود نوشته است، «محمد مصطفايي، وکيل سابق و جاويد کيان وکيل فعلی سکينه آشتيانی در اظهارات عمومی اعلام کرده‌اند که خانم آشتيانی هرگز به جرم ارتکاب قتل همسر خود محکوم نشده بلکه در سپتامبر ۲۰۰۶ به جرم "اخلال در سطح جامعه" محکوم گرديد. خانواده مقتول سرانجام هم خانم آشتيانی و هم دستيار وی در قتل را بخشيدند که به موجب قوانين ايران اين بخشش به معني‌عفو از حکم اعدام مي‌باشد.»



جاويد کيان به سازمان ديده‌بان حقوق بشر گفته است، موکل وی تحت فشار‌های وارد شده از طرف مسئولين، تن به اعتراف‌های تلويزيونی داده است.



حکم سنگسار سکينه آشتيانی علاوه‌ بر نهادهای بين‌المللی حقوق بشر، با واکنش و اعتراض گسترده‌ی دولت‌ها نيز مواجه شده است. ايالات متحده آمريکا، بريتانيا و آلمان خواستار لغو مجازات اعدام اين زن ۴۳ ساله شده‌اند.



استمداد فرزندان سکينه آشتيانی



روز جمعه (۱۳اوت) همچنين نامه‌ای از دو فرزند سکينه آشتيانی انتشار يافت که خواستار ياری مردم دنيا برای نجات جان مادر‌شان شده‌اند.



فرزندان سکينه آشتيانی در اين نامه‌ی کوتاه که توسط فعالان حقوق بشر انتشار يافته، نوشته‌اند: «ما فرزندان سکينه محمدی آشتيانی هستيم. فريده و سجاد محمدی آشتيانی. از سنين نوجوانی با اين درد آشنا شديم که مادرمان در زندان است و ما منتظر يک فاجعه نشسته‌ايم. راستش کلمه سنگسار٬ به خودی خود چنان ترسناک است که ما سعی مي‌کنيم هيچگاه از آن استفاده نکنيم. ما مي‌گوييم٬ مادرمان در خطر است٬ مادرمان ممکن است کشته شود و مادرمان از همه انتظار دارد کمکش کنند.»



فرزندان سکينه آشتيانی در ادامه‌ی نامه‌ی خود نوشته‌اند: «ما به ويژه دست ياری بسوی ايرانيان در همه جای دنيا دراز مي‌کنيم... کمک کنيد اين کابوس متحقق نشود. کمک کنيد مادر ما نجات پيدا کند. نامه بنويسيد و از مقامات بخواهيد او را آزاد کنند. بگوييد که او هيچ شاکی خصوصی ندارد و کاری نکرده است. مادر ما نبايد کشته شود




23 مرداد 1389    19:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.کشته شدن سه نيروی سپاه در درگيری با پژاک

تابناک

بنابر اين گزارش، 3 تن از نيروهاى سپاه پاسداران به نام هاى بسيجيان فريدون كدخدايي، حجت بابايى و پاسدار ناصر پسنديده كه فرمانده گروهان بوده، شهيد و بسيجى حجت حسن نژاد نيز مجروح شده كه در بيمارستان بسترى شده است.

درگيرى ميان عناصر گروهك تروريستى پژاك و نيروهاى سپاه پاسداران با چند شهيد به پايان رسيد.



به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعي»، ظهر امروز متاسفانه حوالى ساعت 12 الى 13 در منطقه ميان دالامپر و برج سينا از توابع شهر اروميه يك تيم از نيروهاى سپاه پاسداران به كمين تروريست هاى پژاك افتادند كه پس از درگيري، در نهايت 4 نفر از نيروهاى جان بر كف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، شهيد و مجروح شدند.



بنابر اين گزارش، 3 تن از نيروهاى سپاه پاسداران به نام هاى بسيجيان فريدون كدخدايي، حجت بابايى و پاسدار ناصر پسنديده كه فرمانده گروهان بوده، شهيد و بسيجى حجت حسن نژاد نيز مجروح شده كه در بيمارستان بسترى شده است.





لازم به ذكر است از كشته هاى تروريست پژاك فعلا اطلاعى در دست نيست و پيگيرى هاى خبرنگار تابناك اجتماعى براى كسب اطلاعات همچنان ادامه دارد
23 مرداد 1389    21:43
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.مديرخانه تئاتر:امسال هيچ رقمی از بودجه خانه تئاتر پرداخت نشده است

ايلنا: "خانه تئاتر" در سال 1377 با همت تعدادی از هنرمندان و عنايت سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور وقت و با هدف پاسخ به نياز هنرمندان تئاتر به ساختاری تشکيلاتی و نيز نهادينه شدن هنر نمايش در جامعه، بنيان‌گذاری شد.

درحال حاضر، ايرج راد، مديرعامل خانه تئاتر، است. گفتگوی ما با ايرج راد، درباره بودجه خانه تئاتر و برنامه‌هايی است که اين خانه از محل اين بودجه انجام مي‌دهد.



*بودجه خانه تئاتر از چه طريقی تامين مي‌شود؟

ــ چند سالی است که مجلس شورای اسلامی مصوب کرده است تا بودجه‌ای برای کمک به موسسات فرهنگی و هنری اختصاص پيدا کند. اين بودجه از يک رديف خاص و کاملا مشخص تامين مي‌شود كه در اين چند سال از طريق وزارت ارشاد دراختيار خانه تئاتر قرارمي‌گرفت.



*ميزان اين بودجه چقدراست؟

ــ در ابتدا مبلغ اين بودجه حدود صد ميليون تومان در سال بود که ظرف يکي، دو سال اخير به 150 ميليون تومان افزايش پيدا کرد.



*آيا در اين چند سال بودجه را به موقع و کامل دريافت مي‌کرديد؟

ــ متاسفانه در همان دوران هم که بودجه صد ميليون تومان بود، ما هرگز اين مبلغ را به طور کامل دريافت نکرديم. همواره در انتهای سال با عنوان کسر بودجه، اعلام مي‌شد که درصدی از بودجه داده نخواهد شد. زمانی هشتاد ميليون تومان پرداخت شد. در تمانم اين سال‌ها پرداخت بودجه با نواسانات حدود بيست درصد همراه بود. درهمين دوران هم که قرار بود 150 ميليون تومان به خانه تئاتر تعلق گيرد، تقريبا ما دچار همين مساله بوديم و هرگز اين مبلغ به طور کامل دراختيار ما قرار نگرفت.



*آيا بودجه سال گذشته را کامل دريافت کرديد؟

ــ از بودجه سال 1388که 150 ميليون تومان بود، تنها 120 ميليون تومان گرفتيم که از اين مقدار هم20 ميليون تومان را در اوايل امسال پرداخت کردند و عنوان شد سی ميليون تومان بقيه به عنوان کسری بودجه پرداخت نخواهد شد.



* برای امسال چه ميزانى از بودجه را دريافت کرده‌ايد؟

ــ متاسفانه امسال و تا اين لحظه هيچ پولی بابت بودجه سال 89 به ما پرداخت نشده است. ما هرگز بودجه را به شکل منظم و در زمان معينی دريافت نکرديم. گرچه برخی اوقات اين پول با تاخيرات کوتاه يک ماهه به ما پرداخت مي‌شد ولی الان در وضعيت بسيار نامطلوبی قرار داريم زيرا اصلا اين بودجه پرداخت نشده است.



*برای دريافت بودجه خود چه کارهايی انجام داد‌ه‌ايد؟

ــ من حدود ده روز پيش، طی نامه‌ای به آقای شاه‌آبادی به اين موضوع اشاره کردم. چند روز پيش هم نامه را پيگيری کرديم که آقای عظيمی(مسوول امور مالی معاونت هنرى)، اظهار بي‌اطلاعی کردند. مدتی عنوان مي‌شد که نامه در کارتابل آقای شاه‌آبادی هست و هنوز مطالعه نکرده‌اند و سپس عنوان شد نامه‌ای به ما نرسيده که ما مجددا همين نامه را براي‌شان فکس کرديم.



*آيا هميشه در دريافت بودجه خود با مشکل روبرو بوديد؟

ــ ما همه ساله اين مشکل را داشتيم؛ گاهی شديد بوده و گاهی خير. به‌عنوان مثال در 28 اسفند سال قبل، هشتاد ميليون تومان از بودجه ما را پرداخت کردند. در اين زمان چه برنامه‌ريزي‌ای مي‌توان داشت؟ ما برنامه‌هاي‌مان را برای هر سال، از قبل پيش‌بينی مي‌کنيم که چه کارهايی را بايد انجام داد، مسووليت‌های ما برای بخش فرهنگي، هنری يا صنفی در کجا قرار دارد و اينکه چگونه بايد بودجه‌ای را که داريم؛ تقسيم‌بندی کنيم تا برنامه‌هاي‌مان اجرايی و عملياتی شود.

وقتی بودجه‌ای به ما نمي‌رسد مجبوريم از برنامه‌های مختلف صرف‌نظر کنيم و اين يک مشکل اساسی است که همواره پيش روی ما بوده است. الان بيش از چهار ماه و نيم از سال 1389 مي‌گذرد و ما هيچ بودجه‌ای دريافت نکرده‌ايم. طبق نگاهی که من به امور حسابداری خانه تئاتر داشتم، تنها دو ميليون تومان در حساب خانه تئاتر باقيمانده است؛ اين مبلغ حتی حقوق اين ماه کارکنان اينجا را هم کفاف نمي‌دهد و اگر وضعيت به همين منوال پيش برود، مجبور خواهم بود ناخواسته عذر تعدادی از کارکنان خانه تئاتر را بخواهم.



*بودجه خانه تئاتر در سال‌های گذشته، در چه زمانی داده مي‌شد؟

ــ زمان پرداخت بودجه‌ها حدودا معلوم است. برای برنامه‌هايی که مصوب مجلس است، اولين بخش بودجه در ارديبهشت ماه داده مي‌شود. کل بودجه در يک زمان‌بندی سه مرحله‌ای بايد داده شود ولی متاسفانه هرگز اين اتفاق نمي‌افتد و باوجود اينکه من همواره عملکرد خانه تئاتر را درخصوص اينکه بودجه‌ها در چه راهی صرف شده‌اند، توضيح داده‌ام ولی ما همواره دچار اين مشکل و معضل بوديم و هنوز هم با آن دست به گريبانيم.



*معمولا بودجه خانه تئاتر صرف چه برنامه‌هايی مي‌شود؟

ــ ما برنامه‌های مختلفی در خانه تئاتر داريم؛ يک بخش آن؛ برنامه‌های فرهنگی است که مربوط به انجمن‌های 13 گانه‌ای است که در خانه تئاتر وجود دارد. اينها هرکدام برنامه‌های آموزشی خودشان را دارند.

بخشی از بودجه صرف انتشار نشريه مي‌شود که در چنين شرايطي، اين نشريه دو سال است که درنيامده زيرا بودجه نداريم كه آن را به موقع دربياوريم. چاپ کتاب از ديگر فعاليت‌های ماست که در چنين شرايطی مجبوريم از آن صرف‌نظر کنيم. ما نتوانسته‌ايم کتاب‌هايی را که مدنظر داريم، چاپ کنيم.

در زمينه مسائل تصويری و صوتي؛ آرشيوی داريم و آثار مختلف را ضبط و نگه‌داری مي‌کنيم. در ارتباط با مشکلاتی که ناخواسته برای هنرمندان در زمان‌های خاصی پيش مي‌آيد، خانه تئاتر سعی مي‌کند حمايت و کمک داشته باشد.

برگزاری جشن هفته خانه تئاتر، مراسم بزرگداشت يا ترحيم برای هنرمندان، بيمه هنرمندان و پيگيری مسائل مربوط به آنها در زمينه‌های مختلف، پيگيری مشکلات خاصی که هنرمندان دارند و به ما مراجعه مي‌کنند.

برگزاری سمينار و بسياری قضايای ديگرازجمله فعاليت‌هايی است که اگر بودجه به موقع به ما برسد، در خانه تئاتر برگزار مي‌شود. به علاوه هزينه‌های جاری خانه تئاتر مانند آب، برق،ٔ تلفن، حقوق کارکنان و هزينه‌هايی از اين دست از محل بودجه خانه تئاتر تامين مي‌شود. عملکرد ما در چگونگی مصرف اين بودجه کاملا مشخص است. وقتی شرح عملکرد خانه تئاتر را برای مديران ارسال مي‌کنيم حتى خودشان تعجب مي‌کنند که چگونه با اين ميزان بودجه، اين همه کار صورت گرفته است.



*پس برخی برنامه‌های شما به دليل نرسيدن به موقع بودجه متوقف شده است؟

ــ البته. ما حتی بعضی وقت‌ها برای تامين هزينه خبرنامه‌ای که انجمن‌های مختلف خانه تئاتر مي‌خواهند برای اعضای خودشان دربياورند، مشکل پيدا مي‌کنيم.

يکی از برنامه‌هايی که اخيرا تعطيل شد درحالی که هرساله برگزار مي‌شد، مراسم روز خبرنگار بود و برنامه‌ای که از قبل هم اعلام شده بود و قرار بود برگزار شود، به دليل اينکه به خانه تئاتر بودجه داده نشده بود، اين برنامه برگزار نشد. يک سری از برنامه‌ها را امسال نمي‌توانيم عملی کنيم به اين دليل که بودجه‌ای دراختيار ما گذاشته نشده است و مجبوريم کل برنامه را تعطيل ‌کنيم.



*دلايل اين تاخير را چه عنوان کرده‌اند؟

ــ ما اصلا نامه مکتوبی دريافت نکرديم که دليلی را به ما گفته باشند. فعلا بلاتکليف مانديم، با اين مشکل دست به گريبان هستيم و برنامه‌هاي‌مان متوقف شده است. بسياری از برنامه‌هايی که ما برای امسال اميد داشتيم؛ انجام دهيم مثل انتشار نشريه به طور کامل و دائم، نمي‌تواند محقق شود و اصلا هيچ فکری نمي‌توانيم راجع به آن داشته باشيم. چند کتاب بايد چاپ مي‌شدند که نتوانستيم انجام دهيم. کارهايی ديگری هم داريم که به همين صورت مانده است. مثلا مسابقه ادبيات نمايشی که هرسال برگزار مي‌کرديم. ازآنجاکه فراخوان اين مسابقه اعلام شده، نمايشنامه‌های مختلف را دريافت مي‌کنيم. اما به‌هرحال اينها هزينه‌بر است و فعاليت‌هايی که در اين ارتباط بايد صورت بگيرد اعم از دبيرخانه، داوری و ديگر کارها معلق مانده است.



*اين بودجه را از چه طريقی دريافت مي‌کرديد؟

ــ قبلا به اين ترتيب بود که بودجه به وزارت ارشاد مي‌رفت و ارشاد خود؛ اين بودجه را مستقيما به ما مي‌داد؛ اما بعدا قرار بر اين شد که اين بودجه از طريق معاونت هنری به ما داده شود. ما هم اين بودجه را در هر مرحله‌ای که مي‌گرفتيم، طبق همان روال سابق، گزارش عملکرد کامل بودجه گرفته شده در مرحله قبل را مي‌داديم و بودجه بعدی را دريافت مي‌کرديم.



*درصورت اعطاى بودجه؛ ترجيح شما اين است که بودجه را به کدام صورت دريافت کنيد تا دردسر و مشکلات آن کمتر باشد؟

ــ برای ما فرقی نمي‌کند که اين بودجه از چه طريقی به ما برسد. به هر حال ما هيچکدام را به‌راحتی دريافت نکرديم و دائما بايد نامه مي‌نوشتيم، تقاضا مي‌کرديم و پيگيری مي‌کرديم. اما به هر حال، هرساله با کمی تاخير، اين بودجه پرداخت شده اما اينکه در شرايط فعلي، مشکل اساسی کجاست را نمي‌دانم.



*آيا اين تاخير در پرداخت بودجه تنها برای خانه تئاتر اتفاق افتاده يا ديگر نهادهاى صنفى هنرى هم با اين مشكل مواجهند؟

ــ تا آنجا که من اطلاع دارم، اين مشکل بودجه برای خانه‌های ديگر در عرصه هنر هم وجود دارد.



*آيا تغييرات به وجود آمده در مديريت‌ها؛ تاثيری هم در اين تاخير داشته است؟

ــ نمي‌دانم. اما هرکدام از واحدهای مربوطه، برای گرفتن بودجه تلاش خودشان را مي‌کنند که بودجه‌شان برسد و بتوانند کارهايشان را ادامه بدهند.



*شما ‌غيراز نامه‌نگاري؛ کار ديگری هم انجام داده‌ايد؟

ــ تا الان تنها کاری که کرديم اين بوده که به آقای شاه‌آبادی نامه بنويسيم و اين مساله را عنوان کنيم. کار ديگری هم فعلا نمي‌شود کرد. اما اگر اين مساله به اين طريق حل نشود، بايد از کميسيون فرهنگی مجلس تقاضا کنيم تا به ماجرا رسيدگی کند و جويا شود كه علت عدم پرداخت به موقع اين پول چه چيزی است.

پايان پيام


23 مرداد 1389    19:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.مفقود شدن يک جوان سنندجی توسط نيروهای امنيتی



خبات محمد زاده فرزند يونس اهل روستای گرماش از توابع سنندج که در حدودسه ماه يش به دست نيروهای امنيتی ربوده شد ، به طور کلی مفقود شده است و هيچ يک از مراجع قضايی و امنيتی مسووليت دستگيری و يا بازداشت و نگهداری وی را برعهده نگرفته اند.اين در حالی است که سه ماه پيش و در جريان اعتصاب عمومی مردم کردستان که در اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر و ديگر زندانيان سياسی انجام گرفت ،ماموريين امنيتی به منزل خبات محمد زاده ،در روستای گرماش يورش برده اند و پس از تفتيش منزل ،خبات را به همراه خود از منزل خارج کرده اند.

هيچ خبری از محل نگهداری خبات در دست نيست و خانواده و بستگان وی به شدت برای امنيت جانی خبات محمد زاده جوان 19 ساله ، نگران هستند.خانواده ی وی بارها به مراجع مختلف مراجعه کرده اند ولی در اين مدت سه ماهه کوچکتری پاسخی از سوی دستگاه های امنيتی و قضايی دريافت نکرده اند.

بستگان خبات محمد زاده که همگی در روستای گرماش ساکن هستند و هيچ گونه دسترسی به نهاد هايی حقوق بشری و هيچ رسانه ای ندارند ، خواستار آن شده اند تا فعالين اين عرصه ها به کمک آنها بشتابند تا مبادا سکوت ِ خبری و عدم دسترسی به امکانات رسانه ای باعث شود تا دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی بتواند به راحتی امنيت جانی و يا روحی خبات را به مخاطره بياندازد.





يکی از کارگران روستای گرماش

نشر خبر با کمک تنی چند از فعالين مدنی سنندج




23 مرداد 1389    14:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد. احتمال تغيير حکم آشتيانی از سنگسار به اعدام با طناب دار

رهانا

پس از اعتراض ها و واکنش‌های بين‌المللی به نظر مي‌رسد ايران به آرامی در حال تغيير دادن حکم سکينه محمدی آشتيانی ۴٣ ساله و مادر دو فرزند، متهم در انتظار مرگ، از سنگسار به اعدام است.



همچنين مريم قربانزاده ٢۵ ساله که در ماه ششم بارداری بود و پس از ضرب و شتم در زندان تبريز جنين خود را سقط کرد نيز در ابتدا به اتهام زنای محصنه حکم سنگسار دريافت کرده بود، اما حکم او پس از يک بررسی قضايی سريع و عجولانه به اعدام تخفيف پيدا کرد. به نظر مي‌رسد اين تصميم‌گيری نشان از تمايل مقامات ايرانی در جلوگيری از واکنش‌ها و محکوميت بيش‌تر بين‌المللی در مورد اعمال مجازات‌های وحشيانه دارد.



به گزارش رهانا، گاردين در گزارش خود آورده است، با توجه به قوانين ايران مقامات اجازه ندارند حکم اعدام را مادامی که زن باردار است به اجرا بگذارند. هوتن کيان وکيل سکينه محمدی آشتيانی و دو زن ديگر که به اتهام زنا در زندان مرکزی تبريز نگهداری می شوند، در گفتگويی با گاردين گفت:« ترس من از اينست که مقامات جمهوری اسلامی مريم و دو زن ديگر را که پرونده آنان توجه رسانه ها و جامعه جهانی را به خود جلب نکرده است، اعدام کنند.»

آذر باقری ١٩ ساله يکی ديگر از موکلين کيان است. او در سن ١۵ سالگی پس از اين‌که شوهرش وی را به داشتن رابطه خارج از ازدواج متهم کرد، زندانی شد. باقری در صف اعدام به اتهام زنا بود، اما حکم او پس از اين‌که داستان محمدی آشتيانی در صدر اخبار جهان قرار گرفت، به ١٠٠ ضربه شلاق تخفيف پيدا کرد. گرچه حکم ١٠٠ ضربه شلاق چهار سال پيش اجرا شده است، اما مطابق قانون اين حکم تا زمانيکه وی ١٨ ساله نشود نبايد اجرا مي‌شد.

کيان وکيل محمدی آشتيانی مي‌گويد: «همه اين زنان به اتهام زنا به مرگ محکوم شده‌اند اما به نظر مي‌رسد جمهوری اسلامی در حال تغيير دادن نوع مجازات اين زنان از سنگسار به روش‌های ديگر اعدام است، چرا که مي‌داند اجرای سنگسار به اندازه کافی در نگاه جهانيان شرم آور است.»



در شب چهارشنبه مقامات ايرانی محمدی آشتيانی را در برنامه تلويزيون دولتی ظاهر کردند تا وی را وادار به اعتراف اجباری عليه خود نمايند؛ اعتراف به زنا و قتل همسرش. وی همچنين در اين برنامه اظهار داشت که از وکيل اول خود محمد مصطفايی شکايت خواهد کرد.



ظاهر محمدی آشتيانی در تلويزيون با چهره‌ای مبهم و صدايی لرزان در حالي‌که تکه کاغذی را در دست نگه داشته بود، باعث واکنش فوری از سوی کيان وکيل او شد. کيان گفت: «پخش اعترافات تلويزيون غيرقانونی و محکوم است و موکل من از دو روز قبل برای انجام اين مصاحبه تلويزيونی تحت شکنجه قرار داشته است.» سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه ای اين عمل را عملی کاملا مضحک از جانب سيستم قضايی ايران عنوان کرد.



کيان هرگونه اتهام قتل يا مشارکت يا معاونت در قتل از سوی سکينه محمدی آشتيانی را رد کرد و گفت:«قاتل که قوه قضائيه ايران چهار سال پيش با اعتراف خود وی به قتل او را محاکمه کرده بود، وقتی که فرزند سکينه او را عفو کرد، آزاد شد.» در اين برنامه همچنين نشان داده شد که دو نفر از بستگان سکينه مي‌گويند که او قاتل است. در حالي‌که هفته گذشته در مصاحبه‌ای با گاردين از طريق يک واسطه، محمدی آشتيانی گفت که او به اتهام زنا به اعدام محکوم شده و از اتهام قتل تبرئه شده است.



مقامات ايرانی بر اين باورند که تمام اعدام ها را تا پايان ماه مبارک رمضان به تعويق بيندازند. دست کم ١٢ زن و سه مرد ايرانی در انتظار اجرای حکم اعدام به وسيله سنگسار هستند.



سعيد کمالی دهقان




23 مرداد 1389    14:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.عضوکميسيون ماده 10 احزاب در واکنش به نامه مشارکت به قوه قضاييه برای رسيدگی به کودتای انتخاباتی: صدور بيانيه از سوی حزب تعليق شده،«جرم» است.



خبرگزارى فارس: حميدرضا فولادگر با اشاره تعليق حزب مشاركت گفت: وقتى حزبى تعليق مي‌شود تا مشخص شدن تكليف نمي‌تواند ادامه فعاليت داشته باشد، از اين رو صدور بيانيه از سوى حزب تعليق شده مشاركت "جرم " محسوب مي‌شود و قوه قضائيه مي‌تواند به آن رسيدگى كند.



حميدرضا فولادگر نماينده مردم اصفهان و عضو كميسيون ماده 10 احزاب در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانى خبرگزارى فارس با اشاره به صدور بيانيه از سوى حزب تعليق شده مشاركت، گفت: وقتى پرونده حزبى به حالت تعليق درمي‌آيد، معنى آن تعطيلى فعاليت‌هاى حزب تعليق شده است، البته تعليق به معناى انحلال نيست.



وى افزود‌: حزب تعليق شده مشاركت به جاى اينكه به ادامه فعاليت بپردازد، بايد با حضور در محكمه از پرونده قضايى خود دفاع كند.



عضو كميسيون ماده 10 احزاب تصريح كرد: وقتى حزبى تعليق مي‌شود، تا مشخص شدن تكليف، ديگر نمي‌تواند ادامه فعاليت داشته باشد، از اين رو صدور بيانيه از سوى حزب تعليق شده مشاركت جرم محسوب مي‌شود و قوه قضائيه مي‌تواند به آن رسيدگى كند.



فولادگر ادامه داد: حزب مشاركت و سران اين حزب نقش خود را در حوادث پس از انتخابات بايد روشن كنند، چرا كه در كشور انتخاباتى برگزار شد، ‌سلايق مختلفى وارد صحنه شده و حرف‌هاى خود را بيان كردند، البته عده‌اى هم بر اساس دلايلى خواستار ابطال انتخابات شده بودند ولى نتوانستند مستنداتى در اين زمينه ارائه دهند در عين حال شوراى نگهبان هم در مهلت قانونى و چند روزى كه آن مدت تمديد شد، به بررسى اين موضوع پرداخت.



وى خاطرنشان كرد: روشى كه احزاب ساختارشكن و سران آن احزاب در پيش گرفته‌اند، در طول 30 سال پس از انقلاب سابقه نداشته است؛ آنها مي‌توانستند باقى بمانند يا به عنوان يك حزب مخالف اما در چارچوب قانون ادامه فعاليت داشته باشند.



نماينده مردم اصفهان در مجلس در ادامه تاكيد كرد:‌ اقدامات سال گذشته حزب مشاركت به جز ساختارشكنى چيز ديگرى نبود، چرا كه اين حزب با ساختارشكنى چارچوب‌ها را زير پا گذاشت؛ كميسيون ماده 10 احزاب هم بنابر مستندات خود اين حزب را پس از 2 مرحله تذكر و اخطار به حالت تعليق درآورد.



فولادگر در ادامه با اشاره به اينكه قوه قضائيه بايد در مورد ادامه فعاليت‌ حزب مشاركت تصميم‌گيرى كند، تاكيد كرد: بنده به عنوان نماينده مجلس در كميسيون ماده 10 احزاب معتقد به فعاليت حزبى و فراهم شدن زمينه فعاليت حزبى در كشور هستم اما در عين حال احزاب هم بايد اقدامات‌شان در چارچوب قانون باشد.




23 مرداد 1389    14:51
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.طرح حجاب و عفاف برای دانشجويان جديدالورود علامه به صورت جداگانه اجرا مي‌شود

دانشجو نيوز

معاون دانشجويی فرهنگی دانشگاه علامه طباطبايی گفت: طرح حجاب و عفاف و چگونگی اجرای آن توسط کارشناسان برای دانشجويان جديد الورود تبيين و اجرا مي‌شود.



به گزارش برنا، پريز معاون دانشجويی فرهنگی دانشگاه علامه طباطبايی درباره روند اجرای طرح حجاب و عفاف در سال تحصيلی آينده گفت: دانشگاه علامه پيش از ارايه طرح حجاب و عفاف توسط وزارت علوم خود اين طرح را در دانشگاه اجرا می کرد.



وی ادامه داد: افرادی در دانشگاه مشخص شده اند که با افرادی که در مساله حجاب سهل انگارند، صحبت می کنند، آنان را به استادانی که دانشگاه را در اين زمينه ياری می کنند معرفی می کنند و تذکرات لازم را به آنان ارايه می کنند .



معاون دانشجويی و فرهنگی دانشگاه علامه طباطبايی افزود: در سال تحصيلی جديد هم دانشجويان جديد الورود به صورت جداگانه در باره چگونگی اجرای طرح حجاب و عفاف در دانشگاه توجيه می شوند .



وی ادامه داد: علاوه بردانشجويان به خانواده آنها هم در اين باره توضيحات لازم ارايه می شود. از آنان درخواست می کنيم که با دانشگاه ارتباط داشته باشند، به دانشجويان هم می گوييم که بحث دانشگاه و بيرون از دانشگاه جداست و بايد دانشجويان نه تنها مراقب وضعيت ظاهری خود بلکه بايد مراقب وضعيت خود از ابعاد ديگر هم باشند .



پريزدر ادامه تصريح کرد: امسال ۱۲۰۰ دانشجوی جديد الورد پذيرش خواهيم کرد که به علت تعمير خوابگاه‌ها و پر بودن ظرفيت آن، به هيچ يک از دانشجويان خوابگاه نمی دهيم .



وی افزود: امسال برای اولين بار امکان ارايه خوابگاه در دانشگاه علامه صفر است.






23 مرداد 1389    14:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.ويديوکليپ:طنزی از شاملو با صدای خودش



http://www.youtube.com/watch?v=75fiORyFYYM&feature=player_embedded#!
23 مرداد 1389    12:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.سنتوری اکران نشد، تهيه کننده اش در گذشت



ايلنا: فرامرز فرازمند(تهيه‌کننده سينما) جمعه(22 مردادماه) در سن 55 سالگی و بر اثر ايست قلبی در منزل خود درگذشت.

به گزارش خبرنگار ايلنا، شكوفه فرازمند(فرزند فرامرز فرازمند) در گفت‌و‌گو با خبرنگار ايلنا، با اعلام اين مطلب افزود: فرامرز فرازمند ديروز(22 مرداد) در حين خواب به دليل ايست قلبى درگذشته است.

فرازمند در سال 1334 در سارى متولد شد. او تحصيلات خود را در رشته حسابدارى صنعتى ادامه داد و توانست فوق ليسانس مديريت بازرگانى را از آمريكا دريافت كند. او از سال 1375 فعاليت حرفه‌اى خود را آغاز كرد و در فيلم‌هاى ليلا و درخت گلابى به عنوان مجرى طرح و تهيه‌كننده و در فيلم ميكس به عنوان تهيه‌كننده حضور يافت. او همچنين در فيلم‌هاى دختردايى گمشده و بمانى سرمايه‌گذارى نمود.

از ديگر کارهای وی مي‌توان به تهيه‌کنندگی فيلم‌های سينمايی ميکس در سال 1378 و سنتوری در سال 1385 و ميرنوروزی در سال 1388 اشاره کرد. فرازمند در توليد فيلم مهمان مامان نيز به عنوان مشاور توليد حضور داشته است.

مراسم تشييع و خاكسپارى فرازمند متعاقبا اعلام مي‌شود.
23 مرداد 1389    12:41
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد.نرخ بيکاری در ۲۶ استان کشور افزايش يافته است

کلمه



در حالی نرخ بيکاری بهار سال‌جاری نسبت به بهار ۸۸ معادل ۳٫۵ درصد و نسبت به زمستان گذشته ۰٫۵ درصد افزايش يافت که در اين مدت نرخ بيکاری در ۲۶ استان کشور تشديد شده است.



به گزارش مهر، بررسی روند افزايشی نرخ بيکاری در کشور نشان مي‌دهد که اين نرخ از ۱۱٫۱ درصد بهار ۸۸ به ۱۴٫۶ درصد در بهار ۸۹ معادل ۳٫۵ درصد و نسبت به زمستان سال گذشته نيز معادل ۰٫۵ درصد افزايش يافته است که اين موضوع نشان دهنده ورود بيکاران جديد به بازار کار و همچنين بيکار شدن بخشی از شاغلان حکايت دارد.



بر اساس اين گزارش، وضعيت نرخ بيکاری بهار سال‌جاری نسبت به مدت مشابه آن در سال قبل نشانگر رشد بيکاری در ۲۶ استان و کاهش آن در ۴ استان است که اين موضوع بر لزوم پيگيری رفع نيازهای بازار کار و رفع عطش بازار اشتغال کشور از سوی دولت تاکيد دارد.



نرخ بيکاری بهار ۸۹ تنها در ۴ استان چهارمحال و بختياری از ۱۶٫۸ به ۱۴٫۹ درصد، سيستان و بلوچستان از ۱۳٫۸ به ۱۱٫۵ درصد، کهکيلويه و بوير احمد از ۱۲٫۶ به ۱۲ درصد و در لرستان از ۱۹٫۵ به ۱۶٫۱ درصد کاهش يافته است، همچنين نرخ بيکاری اين استان‌ها همچنين نسبت به زمستان سال گذشته نيز کاهش داشته است که اين روند رو به کاهش در بهار ۸۹ هم به ثبت رسيد.



بخش مهم و قابل توجه در زمينه نرخ بيکاری استان‌ها در بهار ۸۹ به ۲۶ استانی بر مي‌گردد که نرخ بيکاری در آنها طی بهار ۸۹ به نسبت مدت مشابه بهار ۸۸، افزايش يافت به نحوی که اين ميزان علاوه بر نرخ ۱۴٫۶ درصدی کل استان‌ها به نسبت ۱۱٫۱ درصد سال گذشته، در برخی استان‌ها قابل تامل است.



هرچند وزير کار در روزهای گذشته نسبت به افزايش ۳٫۵ درصدی نرخ بيکاری در بهار ۸۹ با ديده ترديد نگريسته است و برای اولين بار طی سال‌های گذشته نرخ‌های مرکز آمار را زير سوال برده است و گفت که يا نرخ‌های اعلام شده در سال گذشته درست محاسبه نشد و يا در سال‌جاري؛ ولی روند رو به رشد بيکاری در کشور خود به تنهايی موضوع نگران کننده‌ای است که نشان از نياز مبرم بازار کار به ايجاد فرصت‌های شغلی جديد دارد.



مرکز آمار ايران در محاسبات خود نرخ بيکاری بهار ۸۹ را در استان‌های آذربايجان شرقي، غربي، اردبيل، اصفهان و ايلام به ترتيب ۱۰٫۴، ۱۱٫۵، ۱۵، ۱۴٫۶ و ۱۳٫۹ درصد اعلام کرده است که اين نرخ در مدت مشابه سال قبل به ترتيب ۶٫۵، ۹٫۲، ۱۰٫۷، ۸٫۶ و ۱۲٫۲ درصد بوده است.



همچنين نرخ بيکاری استان‌های بوشهر، تهران، خراسانهای جنوبي، رضوی و شمالی نيز به ترتيب ۱۴٫۶، ۱۴٫۶، ۱۰٫۶، ۱۱٫۸ و ۵٫۴ درصد اعلام شده است که اين نرخ در مدت مشابه سال قبل به ترتيب معادل ۹٫۲، ۱۳٫۴، ۶٫۱، ۱۱٫۶ و ۴٫۲ درصد به ثبت رسيده بود.



نرخ بيکاری در خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، قزوين و قم نيز در بهار سال‌جاری به ترتيب معادل ۱۴٫۲، ۱۰٫۹، ۱۱٫۳، ۲۱٫۳، ۱۳٫۸ و ۱۲٫۴ درصد به ثبت رسيد که اين نرخ در بهار سال گذشته به ترتيب ۱۲٫۲، ۷٫۸، ۷، ۱۵٫۳، ۱۱٫۱ و ۱۰٫۸ درصد بوده است.



گفتنی است، نرخ بيکاری فصل بهار سال‌جاری در استان‌های کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان و گيلان نيز افزايش يافت که اين نرخ معادل ۱۱٫۲، ۱۴٫۶، ۱۳٫۴، ۱۱٫۴ و ۱۳٫۸ درصد بود در حالی که اين نرخ در بهار سال گذشته به ترتيب معادل ۷٫۵، ۹٫۱، ۱۰٫۲، ۷٫۶ و ۱۲٫۶ درصد اعلام شده بود.



مازندران، مرکزي، هرمزگان، همدان و يزد نيز در گروه افزايش يافته های نرخ بيکاری در بهار سالجاری قرار می گيرند به نحوی که اين نرخ به ترتيب ۱۰٫۵، ۱۰٫۳، ۱۰٫۸، ۱۴٫۳ و ۱۱٫۹ درصد اعلام شده است؛ در حالی که نرخ بيکاری اين استان‌ها در مدت مشابه سال قبل به ترتيب معادل ۹٫۹، ۹٫۳، ۵٫۸، ۱۰٫۴ و ۸٫۹ درصد بوده است




23 مرداد 1389    11:16
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد. ديده بان حقوق بشر پخش 'اعترافات' سکينه محمدی را محکوم کرد

بی بی سی

سازمان ديده بان حقوق بشر به شدت از حکومت ايران به خاطر پخش آنچه صدا و سيمای اين کشور "اعترافات" سکينه محمدی آشتيانی دانسته، انتقاد کرده است.



ناديا خليفه، کارشناس اين سازمان در امور حقوق زنان در خاورميانه، جمعه ۲۲ مرداد (۱۳ اوت) طی بيانيه ای گفت: "مردانی که ايران را اداره مي‏کنند ظاهرا هيچ شرمی ندارند. ابتدا حکم وحشيانه اعدام به وسيله سنگسار را صادر مي‌‌کنند، سپس به اعترافات تلويزيونی متوسل مي‌‌شوند."



اين زن ۴۳ ساله که به جرم زنای محصنه به سنگسار محکوم شده بود، همچنين از سوی مقام های قضايی ايران متهم است که با همکاری مرد ديگري، همسر خود را به قتل رسانده است.



شبکه ۲ تلويزيون ايران شامگاه چهارشنبه ۲۰ مرداد (۱۱ اوت) مصاحبه ای را با سکينه محمدی آشتيانی پخش کرد که در آن، فردی که صورتش به وضوح ديده نمی شد و به زبان آذری صحبت می کرد، به دست داشتن در قتل همسرش اعتراف و محمد مصطفايی يکی از وکلای مدافعش را نيز به سوء استفاده از وضعيت خود متهم می کرد.



آقای مصطفايی که از سوی مقام های ايرانی تحت تعقيب قرار دارد، از طريق ترکيه به نروژ پناهنده شده است. او می گويد که موکلش تحت فشار مجبور به بيان آن سخنان شده است.



ديده بان حقوق بشر به نقل از جاويد هوتن کيان، وکيل مدافع ديگر متهم می نويسد: "اين يک امر بديهی است (که وی تحت فشار بوده است). اگر بر عکس اين بود باعث تعجب مي‌‌شد."



به گفته اين سازمان، آقای کيان طی روزهای گذشته نتوانسته است که با خانم آشتيانی ملاقاتی داشته باشد و انتظار دارد که ديوان عالي‌ کشور تا چند روز ديگر اعلام کند که حکم اعدام موکلش قابل اجرا هست يا خير.





محمد مصطفايی از وکلای متهم از ايران فرار کرده است

ديده بان حقوق بشر که مقر آن در شهر نيويورک آمريکاست، می گويد که پخش "اعترافات" تلويزيونی اين زن، نگرانی جدی درباره اعدام قريب الوقوع او را بيش از پيش افزايش داده است.



ناديا خليفه گفت: "با شرايط موجود پر واضح است که اين به اصطلاح اعترافات تلويزيونی با زور از متهم گرفته شده است".



پخش 'اعترافات' تلويزيونی سکينه محمدی آشتيانی در رسانه های جهان بازتاب گسترده ای داشته و توسط بسياری از دولت های غربی محکوم شده است.



لارنس کانن، وزير امور خارجه کانادا، پنجشنبه اقدام صدا و سيمای ايران در پخش سخنان نسبت داده شده به متهم را منزجر کننده ارزيابی کرد و آن را موجب تحقير خانم آشتيانی دانست.



پيشتر، مقامات وزارت امور خارجه بريتانيا و سازمان عفو بين الملل از پخش "اعترافات" خانم آشتيانی ابراز نگرانی کرده بودند.



در بيانيه سازمان عفو بين الملل اشاره شده بود که در ايران بارها از شيوه پخش اعترافات تلويزيونی استفاده شده است و اغلب اين اعترافات تحت فشار و شکنجه بوده است.



روزنامه تايمز چاپ لندن در شماره جمعه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) در سرمقاله ای با عنوان "سوء استفاده ايران از عدالت" از چنين اعتراف گيری هايی انتقاد کرد.



در سرمقاله اين روزنامه، اين شيوه اعتراف گيری از زندانيان، با شيوه حکومت استالين در اتحاد جماهير شوروی سابق و دوران انقلاب فرهنگی چين در زمان مائو مقايسه شده است.



شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل و حقوقدان ايرانی به بی بی سی فارسی گفته است که اعترافات پخش شده از نظر حقوقی فاقد ارزش است و در هيچ دادگاهی قابل استناد نيست.



او با اشاره به اينکه بردن دوربين تلويزيونی به داخل زندان يا خارج کردن زندانی از زندان برای انجام مصاحبه تلويزيونی غير قانونی است، گفت از آنجايی که چهره خانمی که در برنامه تلويزيونی صحبت می کند پوشيده است، در اينکه آيا او خود سکينه محمدی است هم ابهام وجود دارد.



خانم عبادی عملکرد قوه قضائيه ايران را "خلاف قانون، صداقت و انسانيت" دانست و از اينکه قوه قضائيه پاسخی برای اين ابهامات نمی دهد، ابراز تاسف کرد.




23 مرداد 1389    12:44
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد: گروه موسيقی زنان «ارکيده» بعداز 10 سال ممنوعيت جواز فعاليت گرفتند

آخرين نيوز

گروه ارکيده که تعدادی از خوانندگان و نوازندگان زن به سرپرستی ارکيده حاجی وند آن را تشکيل می دهند پس از گذشت ده سال، مجدداً مجوز اجرا گرفته و در روز های گذشته کنسرتی را در تالار وحدت برگزار نمودند.



به گزارش پايگاه 598،آخرين اجرای اين گروه در دوره اصلاحات به وقوع پيوست که به علت تعارض شديد آن با مبانی دينی و اسلامی با واکنش های فراوان روبه رو گرديد که موجب لغو مجوز فعاليت آن شد . حال پس از گذشت ده سال مجدداً شروع به فعاليت نموده و کنسرت هايی را برگزار می کنند.



سرپرست اين گروه با بيان اينکه پيشنهاد ها ی بسياری را برای اجرا در خارج کشور داشته ايم و از اين پس برای اجرای کنسرت در خارج کشور برنامه ريزی می کنيم بيان می نمايد که: "اميدوار هستم روزی برسد که در خود ايران برای عموم کنسرت داشته باشيم" که اين سخنان جای تامل فراوان را برای متوليان فرهنگی دارد.



فعاليت اين گروه در دوره اصلاحات نشان دهنده تفکر و خط مشی دولتمردان آن زمان می باشد اما گلايه آنجاست که در اين دوره که دوره حاکميت اصول و اصول گرايی نام گرفته است است گاه شاهد سرزدن خطا هايی از سرانگشت واليان فرهنگيم که ادامه اين خطاها ما را روز به روز از آرمانها و ارزش های انقلابی يمان دور می سازد.



جا دارد مسئولين وزارت ارشاد پاسخ دهند با اين وضع چگونه ميخواهند به تحقق دولت اسلامی کمک کنند چگونه در چنين فضای مسمومی ميخواهند نيروی انقلابی معتقد تربيت کنند. کجای آن با آرمان های انقلاب تطابق دارد، شما بايد مرشد به اسلام باشيد کجای اسلام نوشته است که زن با بدترين وضع ممکن به خوانندگی و نوازندگی بپردازد و سپس صوت و عکس آن بيرون بيايد.



شايان ذکر است که چندی پيش هم سيمين غانم يکی از خوانندگان زن دوران طاغوت با مجوز از وزارت ارشاد کنسرتی را در تهران برگزار نمود که مشاهده اين گونه فعاليت ها موجبات نگرانی را فراهم می آورد.

   23 مرداد 1389    11:08


  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

بازگشت

23مرداد: پدر بدهکار دختر نگون بخت خود را به طلبکارش بخشيد

آخرين نيوز

پدرم در آستانه ورشکستگى بود و با ۲۰ ميليون تومان بدهکارى که بالا آورده بود نمى دانست چه کار کند تا اين که طرف تجارى او مرا براى پسرش خواستگارى کرد و خانواده ام با اين که مى دانستند مهران به مواد مخدر اعتياد دارد، جواب مثبت دادند و با اين ازدواج شوم، بدهکارى پدرم تسويه شد.



به گزارش خراسان متاسفانه او سرنوشت مرا براى نجات خودش خرج کرد و به جهنمى افتادم که تنها راه گريزم را طلاق مى ديدم.شوهرم دغدغه اى براى زندگى نداشت و خانواده ثروتمندش زندگى مان را تامين مى کردند ولى کراک، رمقى برايش نگذاشته بود و او نه تنها از نظر روابط زناشويى ضعف و ناتوانى داشت بلکه خانه ما را پاتوق دوستان بى سروپا و معتاد خود کرده بود. با اين وضعيت من تقاضاى طلاق دادم و از مهران جدا شدم.



زن جوان در دايره اجتماعى کلانترى شهيدهاشمى نژاد مشهد افزود: يک سال گذشت و من با پسر جوانى آشنا شدم که در مغازه پدرش کار مى کرد.ما مدتى با هم رابطه مخفيانه داشتيم و گاهى همديگر را مى ديديم. بالاخره او به خواستگارى ام آمد و بر خلاف ميل و رضايت خانواده ام جواب بله گفتم.



پدرم که خودش را در ماجراى ازدواج با مهران مقصر مى ديد گفت: دخترم، من تو را بدبخت کردم و حاضرم براى جبران اشتباه خودم هر کارى که از دستم برمى آيد انجام دهم، خواهش مى کنم کمى فکر کن چون اين ازدواج به صلاح تو نيست.اما افسوس من با توجه به دلخورى که از پدرم داشتم و مى خواستم اين بار خودم براى آينده ام تصميم بگيرم با لج بازى و حتى تهديد حرفم را به کرسى نشاندم و سر سفره عقد نشستم. البته پدر شوهرم نيز در شب عروسى مان جلو آمد و گفت: من پسرم را تاييد نمى کنم و اميدوارم تو با اخلاق و رفتار خودت بتوانى او را به سر عقل بياورى!



من آن موقع معنى اين حرف او را نفهميدم و با خوشحالى پا به خانه مرد مورد علاقه ام گذاشتم؛ ولى الان که حدود ۸ ماه از زندگى مشترک مان مى گذرد فهميده ام چه اشتباهى کردم. متاسفانه شوهرم آدمى عياش و هوسران است و با زنان زيادى رابطه دارد. او حتى چند روز قبل براى دختر خواهرم نيز مزاحمت ايجاد کرد و با اين مشکل دعواى شديدى به وجود آمد.من ديگر از اين وضعيت خسته شده ام و با نگرانى که از ارتباط نامشروع شوهرم با زنان خيابانى و هراس از آلودگى به بيمارى خطرناک ايدز دارم نمى خواهم به اين زندگى ادامه بدهم و قصد دارم از او جدا شوم.اما در پايان مى خواهم به تمام افرادى که داستان زندگى ام را مى خوانند بگويم تمام اين ماجرا که با عجله برايتان تعريف کردم سه سال از بهترين ايام زندگى ام را تباه و صفحه شناسنامه ام را با مهر طلاق سياه کرده است من از نظر روحى و روانى آسيب جدى ديده ام و از خانواده ها و جوانان خواهش مى کنم با توکل به خداى بزرگ هنگام ازدواج تحقيقات درستى انجام بدهند و با هم مشورت کنند تا دچار خطا نشوند.
23 مرداد 1389    11:11
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:45 25 مرداد 1389
بدبختی نیست چند بار بدبخت شده باز چسبیده به خدا

واقعا ً خلایق هرچه لایق


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد :چه کسی راست می گويد؟ دادستان تهران يا خانواده های زندانيان سياسی

کلمه:دادستان تهران، عباس جعفری دولت آبادی در هفته ای که گذشت در مصاحبه ای همه خبرهای انتشار يافته را در باره زندانيان حوادث پس از انتخابات تکذيب کرد. او همه خبرهايی را که در باره مسائل و مشکلات زندانيان منتشر شده ، ساخته و پرداخته چند سايت دانست . سايت هايی که دادستان تهران سايت های معاند نظام ناميد.



به گزارش کلمه دادستان تهران توضيح نداد اگر همه خبرهای هفته های اخير در باره زندانيان ،کذب محض است ،چرا ۱۵۰ نفر از زندانيان سياسی حوادث پس از انتخابات در بند ۳۵۰ اوين سه هفته است که از حق تماس تلفنی محروم شده اند؟اگر به قول دادستان همه چيز دروغ است ،چراخانواده های زندانيان سياسی بند ۳۵۰ و بويژه هفده زندانی اعتصاب کننده بارها و بارها در برابر زندان اوين و ديگر مراجع تحصن کرده اند و بارها خطاب به مسوولان و مراجع نامه نوشته و درخواست رسيدگی فوری به وضع بحرانی عزيزانشان را کرده اند؟



اگر همه مباحث طرح شده ،دروغ است چرا خانواده های هفده زندانی اعتصاب کننده سه هفته است که زندانيان خود را نديده اند و زندانيان شان حتی يک تلفن يک دقيقه ای هم نزده اند؟



در سه هفته ای که گذشت هيچ کدام از زندانيان بند ۳۵۰ نتواستند حتی برای يک دقيقه با خانواده های خود صحيت کنند.برخی از اين زندانی ها بويژه زندانی های شهرستانی تنها راه امکان تماس شان با خانواده ها فقط و فقط همين تلفن دودقيقه ای است .آيا همه خانواده های زندانيان سياسی در باره قطع تماس های تلفنی عزيزان شان دروغ می گويند؟چه دليلی برای اين دروغ گفتن متصور است ؟چرا خانواده های زندانيان سياسی تا سه هفته قبل ، از قطع تلفن ها سخن نمی گفتند و فقط از کوتاه بودن زمان اختصاص يافته برای تلفن شکايت داشتند ؟



دادستان تهران هيچ از خودش پرسيده که چرا ناگهان هفده خانواده از انتقال عزيزانشان به سلول های انفرادی و اعتصاب غذای آنها خبر می دهند؟ چرا قبلا که فرزندانشان را به صورت هفتگی ملاقات می کردند و يا با آنها تماس تلفنی داشتند ، چنين ادعاهايی را مطرح نمی کردند ؟خانواده های هفده زندانی در سه هفته اخير بارها گفته اند اگر اعتصاب غذای عزيزانمان دروغ است اجازه ملاقات و يا لااقل تماس تلفنی به آنها بدهيد؟



تعدادی از خانواده های زندانيان سياسی که توانسته اند در هفته های اخير با معاونان دادستان و يا برخی از دست اندرکاران زندان ديدار کنند، به نقل از اين مسوولان گفته اند که اين هفده زندانی در اعتصاب غذا هستند .اين مسوولان در اين ديدارها اعتصاب غذای آنها را غيرقانونی و جرم اعلام کرده بودند .خانواده ها نيز در مقابل پيشنهاد داده بودند که مسوولان اجازه ملاقات با فرزندانشان را بدهند تا خود از آنها در خواست شکستن اعتصابشان را بدهند.مسوولان گفت و گو کننده همچنين گفته بودند که خودشان در حال مذاکرده با زندانی ها برای اتمام اعتصاب غذايشان هستند.



آقای دادستان بالاخره شما راست می گوييد؟ يا معاونان شما؟ يا خانواده های زندانيان ؟



اگر واقعا همه خبرها در باره اين زندانيان دروغ است و آنها همچون گذشته از حق تلفن و ملاقات برخوردارند و هرگز هم اعتصاب غذا نکرده اند ،می توانيد از برنامه بيست و سی تلويزيون کمک بگيريد . از صحنه ملاقات زندانی های اعتصاب کننده با خانواده هايشان فيلم و عکس تهيه و پخش کنيد!





مرخصی برای زندانی ،حق يا امتياز



دادستان تهران در بخش ديگری از صحبت هايش گفته است که مرخصی يک امتياز است که در برابر ابراز ندامت به زندانيان اعطا می شود؟



گفته می شود دادستان تهران دانش آموخته رشته حقوق است و فعلا داشجوی دوره دکترای اين رشته .اگر چنين باشد بعيد است که نداند طبق ماده ۲۲۷ آيين نامه زندان ها مرخصی يک حق برای زندانی است و نه يک امتياز که هرگاه دادستان بخواهد آن را از زندانی سلب کند.



حق ملاقات حضوري،دادستان راست می گويد يا خانواده ها؟



خانواده های زندانيان در ماههای اخير بارها گفته اند که حق ملاقات حضوری با زندانيان از آنها گرفته شده است و البته هربار دادستان تهران يا روابط عمومی اش نيز خبر لغو همه ملاقات های حضوری زندانيان سياسی با خانواده هايشان را تکذيب کرده است و گفته اند همه چيز کماکان عادی است.



چه کسی درست می گويد خانواده چند صد زندانی سياسی و يا دادستان و روابط عمومی اش ؟پاسخ به اين سوال کاردشواری نيست .



طبق آيين نامه سازمان زندان ها همه زندانی ها حق دارند يکبار در ماه (و يا حداکثر هر شش هفته ) نيم ساعت به صورت حضوری با اعضای خانواده خود ملاقات حضوری داشته باشند.قانون هيچ کدام از اعضای خانواده را از اين حق محروم نکرده است و اين حق را منوط به اجازه کتبی دادستان نيز ندانسته است .



آدرس اينجاست :سبزه ميدان تهران ،ساختمان دادستانی



هرکس می خواهد بداند چه کسی راست می گويد، يکی از همين روزها بين ساعت نه صبح تا دو بعدازظهر سری به ساختمان دادستانی تهران در سبزه ميدان تهران بزند . در اين آدرس هر روزه دهها خانواده زندنيان سياسی را می بيند که از راه دور و نزديک و حتی از شهرهای ديگر و با سختی زياد به دفتر دادستان مراجعه کرده اند تا ساعت ها منتظر بايستند و درخواست کتبی ملاقات حضوری با عزيزان دربندشان را به دفتر ايشان بدهند .اين پايان کار نيست .آنها مجبورند بارها و بارها برای پيگيری نامه خود به دادستانی مراجعه کنند تا بالاخره مجوز دادستان را دريافت کنند . تازه اين درصورتی است که خانواده زندانی خيلی خوش شانس باشد ،چون ممکن است بعد از چهار پنج بار مراجعه به دادستانی و بعد از دو يا سه ماه به او بگويند که اصلا درخواست شما مفقود شده است .



جرم زندانی شما چيست ؟سياسی يا قاچاقچي؟



ديگر اقدام خلاف قانون دادستان اين است که برای هر بار به يک نفر از اعضای خانواده يک زندانی سياسی مجوز ملاقات حضوری می دهد :به عنوان مثال اگر مادر به ملاقات فرزندش می رود اين حق از پدر سلب می شود .حق ملاقات حضوری به طور کلی از خواهر و برادر زندانی سياسی نيز سلب شده است



پيش بينی اش خيلی سخت نيست که فردای انتشار اين مطلب دادستان مصاحبه ای کند و بگويد که همه اين حرفها دروغ است و ملاقات های حضوری همچون گذشته برقرار است .مراجعه به سالن ملاقات زندان اوين در يکی از روزهای هفته که اختصاص به ملاقات زندانيان سياسی دارد، وقت زيادی از شما نمی گيرد .خودتان سری بزنيد و ببينيد که گاه پدر و مادر يک زندانی سياسی چقدر التماس می کنند که خواهش می کنيم به هر دوی ما اجازه ملاقات بافرزندمان را بدهيد و هر بار از ماموران زندان می شنوند که به دستور دادستان فقط يک نفر از شما حق ملاقات دارد:يا پدر يا مادر !



در ميان همين بحث ها می شنويد که خانواده های زندانيان عادی که با شنيدن اين بحث ها نگران شده اند از ماموران زندان می پرسند :«ما چطور؟ما ده نفر هستيم که می خواهيم با زندانی مان ملاقات کنيم“.و هربار مامور زندان از آنها می پرسد زندانی شما جرمش چيست ؟ وقتی می گويند :قاچاقچی مواد مخدر و يا قاتل است، مامور زندان لبخندی می زند و می گويد :“نه .شما مشکلی نداريد ، اين بيچاره ها زندانی سياسی دارند.»



و آن وقت اول لبخند رضايت خانواده قاچاقچی مواد مخدر را می بينيد و بعد هم احتمالا می شنويد که به خانواده زندانی سياسی می گويند :«خدا را شکر که پسر ما قاچاقچی است و نه سياسی .»



به گفته همسر يک زندانی سياسی که چندی پيش ملاقاتی با دادستان تهران داشته است در برابر اصرارهايش برای دريافت مجوز ملاقات حضوری فرزندش با پدرش اين پاسخ را از دادستان شنيده است : «زندانی شما سياسی است و با زندانی های عادی فرق دارد و نبايد به فرزندتان بگوييد که پدرش زندانی است .بنابراين به صلاحش هم نيست که به ملاقات پدرش برود .اين به مصلحت فرزندتان است.»



همسر اين زندانی به دادستان پاسخ داده است :«من با افتخار به فرزندم می گويم که پدرش به خاطر عقيده و انديشه اش زندانی شده است و اگر همسرم يک زندانی موادمخدر يا قتل بود از فرزندم پنهان می کردم نه اکنون که يک زندانی سياسی است.»



ماجرای محمد مصطفايی و تکذيب های دادستان



دادستان تهران در بخش ديگری از مصاحبه اش به ماجرای محمد مصطفايی ،وکيل سکينه آشتيانی که به تازگی از ايران خارج شده است ،اشاره کرده و گفته است :«اين وکيل دادگستری به دليل اتهام سوء‌استفاده مالی از مدت‌ها پيش تحت تعقيب قرار داشت و متواری شدن وی به دامان کشورهای خارجی نيز به همين دليل بوده است و مسلماً کانون وکلا نيز از چنين معدود افرادی تبری مي‌جويد.»



محمد حسين آقاسي، حقوقدان و يکی از وکلای سرشناس دادگستری درپاسخ به اين ادعای دادستان گفته است که مصطفايی به دادسرای اوين احضار شده بود، دادسرايی که مخصوص رسيدگی به پرونده های امنيتی و سياسی است و نه رسيدگی به پرونده های مالی . اگر مصطفايی واقعا به خاطر يک پرونده مالی تحت تعقيب بوده چرا به دادگاههايی که وظيفه رسيدگی به چنين پرونده هايی را دارد ،احضار نشد؟



اين روزها بسياری از خانواده های زندانيان سياسی با شنيدن تکذيب های پی در پی دادستان تهران می گويند: «اگر دادستان را ببينيم به او خواهيم گفت احتمال بدهيد که هميشه در قدرت نباشيد. »




23 مرداد 1389    08:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد :ويدئو کليپ:رانّندگی در ايران

http://www.youtube.com/watch?v=zRzeuFrUnts&feature=player_embedded#!
">http://www.youtube.com/watch?v=zRzeuFrUnts&feature=player_embedded#!


23 مرداد 1389    08:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

23مرداد :آدرس اينترنتی تلويزيون رسا فيلتر شد

جـــرس: با گذشت يک هفته از آغاز به کار بخش اينترنتی تلويزيون رسا (رسانه سبز ايران)، و در آستانه راه اندازی بخش ماهواره ای اين تلويزيون، آدرس اينترنتی اين شبکه در ايران مشمول فيلترينگ نهادهای امنيتی شد و از دسترس کاربران خارج گرديد.





به گزارش منابع خبری جـــرس، دسترسی به آدرس اينترنتی تلويزيون اينترنتی رسانه سبز ايران (رســا)، از روز جمعه ٢٢ امرداد ماه ۸۹ مقدور نبوده و کاربران با مراجعه به اين سايت، با پيام "برابر قوانين جمهوری اسلامی و دستور مقامات قضايي، دسترسی به اين سايت مجاز نمی باشد" روبرو شدند؛ که حاکی از انسداد و فيلتر شدن آن است.





هفته گذشته مديرعامل شرکت ارتباطات زيرساخت ايران، از انجام "فيلترينگ يکپارچه در کل کشور و از مسير گيت وی" خبر داده و تعيين "سايتهايی که مشمول طرح فيلترينگ و انسداد قرار می گيرند" را نيز، از وظايف «کميته تعيين مصاديق فيلترينگ» ذکر کرده بود.





اعضای کميته موسوم به «تعيين مصاديق فيلترينگ سايت‌های اطلاع‌رساني» که آذرماه سال گذشته در دادستانی تشکيل شده، بر پايه لايحه جرايم رايانه‌اي، وزير يا نماينده وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوري، اطلاعات، دادگستري، علوم، فرهنگ و ارشاد اسلامی و رييس سازمان تبليغات اسلامي، رييس سازمان صدا و سيما، فرمانده نيروی انتظامی و يک نفر خبره در فناوری اطلاعات و ارتباطات به انتخاب كميسيون صنايع و معادن مجلس، و يک نفر نماينده مجلس به انتخاب كميسيون قضايی و حقوقی مجلس می باشند.





رسانه سبز ايران (رســا) از روز جمعه گذشته (١۵ امرداد) به مناسبت يکصد و چهارمين سالگرد پيروزی انقلاب مشروطه، روی خروجی وب قرار گرفت و تلويزيون ماهواره ای آن نيز، قرار است در ماه رمضان آغاز بکار کند.





اين رسانۀ ديداری و شنيداری مستقل، توسط گروهی از فعالان جنبش سبز، با هدف "تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ايران، يعنی آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ" و در جهت انعکاس مطالبات برحق ملت ايران"، راه اندازی شده است.





طی چند سال اخير، هزاران وب، شبکه و پايگاه خبري، تحليلي، اجتماعی و شخصي، توسط نهادهای امنيتی- اطلاعاتی ايران مشمول فيلترينگ و انسداد قرار گرفته اند.




23 مرداد 1389    09:36
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



26 مرداد 1389    10:40
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد