www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 21مرداد/

21مرداد.انتقاد شديد عفوبين الملل از پخش «اعترافات» سکينه محمدی آشتيانی

21مرداد.کاخ سفيد: "ديدار اوباما و احمدي‌نژاد تحت شرايطی ممکن است"

21مرداد.حمايت مهدی کروبی از شروع به کار «تلويزيون رسا»

21مرداد :تعليق از کار يکی از فعالين سنديکايی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه

21مرداد.حمله به دفتر معاونت خامنه ای در دانشگاه آزاد شهر ری

21مرداد. بی خبری مطلق از زندانيان اعتصاب کننده اوين

21مرداد.کوچ خانوادگی يکی از لباس شخصی های لو رفته به خارج از کشور

21مرداد.فاطمه رجبی در دفاع از حکومت خلافتی:پست رياست‌جمهوری حذف شود/ يکی از معضلات جمهوری همين رای گرفتن‌هاست

21مرداد.اعتصاب در بازار طلا‌فروشان مشهد بعد از حمله مسلحانه و قتل سه بازاری

21مرداد.ممنوعيت پخش ربنای شجريان از صدا و سيما

21مرداد :قتل فجيع يک زندانی در زير شکنجه در سلولهای انفرادی (سگدونی)بند1 زندان گوهردشت کرج

21مرداد :ويدئو کليپ:اظهارات سکينه محمدی با فشار عوامل اطلاعات عليه خودش

21مرداد.يک سال خشم حکومت از افشاگری مهدی کروبی

21مرداد :250 كشته و زخمى در تصادفات استان كرمان

21مرداد :اکبر کرمي، پزشک و فعال حقوق بشري، به ۶ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و تبعيد محکوم شد

21مرداد :بی خبری مطلق از زندانيان اعتصاب کننده اوين

21مرداد :سکينه محمدی وادار به اعتراف تلويزيونی شد

21مرداد :وقوع زلزله 5 ريشتری در خراسان شمالی

21مرداد.کارزار روزنامه معتبرآلمانی عليه سنگسار در ايران/7 زن در معرض سنگسار

21مرداد. کروبی درگفتگوباگاردين:نامه های زندانيان مبنی بر فروکردن سرهاشون در توالت به من رسيده است/نتيجه تحريم های اقتصادی قدرتمندتر شدن دولت نامشروع کنونی ايران است

21مرداد. بيانيه جمعی از خانواده های زندانيان سياسی در حمايت از شکايتنامه از مسوول سپاه



21مرداد.کاخ سفيد: "ديدار اوباما و احمدي‌نژاد تحت شرايطی ممکن است"

راديو آلمان

آمريکا گفته است درصورتی که جمهوری اسلامی گفتگو درباره برنامه هسته‌ای را از سر بگيرد و با برداشتن گام‌های عملی جديت خود را نشان دهد، احتمال ديدار سران دو کشور وجود دارد. آمريکا فعلا به نتيجه تأثير تحريم‌ها چشم دوخته است.



ژنرال جيمز جونز، مشاور امنيتی باراک اوباما، رئيس جمهور ايالات متحده گفت در مذاکره به روی ايران همچنان باز است و اگر جمهوری اسلامی به ميز مذاکره برگردد، اين احتمال وجود دارد که باراک اوباما با محمود احمدي‌نژاد ملاقات کند. مشاور امنيتی اوباما گفت اما ايران بايد حسن نيت نشان دهد، و اولين گام مي‌تواند آزاد کردن سه کوهنوردی باشد که در ايران بازداشت شده‌اند.





ژنرال جونز در گفتگويی با شبکه خبری سي‌ان‌ان که خبرگزاري‌ها آن را منعکس کرده‌اند، درباره احتمال راهکردهای ديگری در مقابله با خطر ايران مجهز به سلاح هسته‌اي، چنين گفت: «ما با تلاش فراوان در اعمال رشته‌ای از اقدامات تحريمی عليه ايران با جامعه جهانی به توافق رسيده‌ايم. ما مصمم هستيم که پيش از رفتن به طرف اقدامات ديگر، ظرفيت و دامنه تأثير اين تحريم‌ها را امتحان کنيم.» آقای جونز درباره احتمال حمله نظامی به ايران اظهار نظری نکرد و تنها گفت: «به جای هر اقدام ديگری ما به نتايج تحريم‌ها نظر دوخته‌ايم.»





مشاور امنيتی رئيس جمهور آمريکا گفت اقدامات تحريمی عليه ايران اثرات جدی نشان داده است. به گفته او فشارهای اقتصادی مقامات جمهوری اسلامی را به تنگنا انداخته و اجازه نمي‌دهد با سهولت گذشته برنامه هسته‌ای خود را دنبال کنند.





خبرنگاران با اشاره به ابراز تمايل احمدي‌نژاد به ملاقات با باراک اوباما، از آقای جونز پرسيدند که آيا امکان چنين ديداری در جريان مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر وجود دارد؟ ژنرال جونز جواب داد: «ملاقات دو رئيس جمهوری را رفتارهای آينده تعيين مي‌کند. قبل از هر چيز ايران بايد با اقدامات عملی نشان دهد که جدی و صادق است. يک ديدار نمايشی بدون هيچ زيربنای واقعی هيچ فايده‌ای ندارد. اما اگر جمهوری اسلامی در مسير درست پيش برود، همه چيز امکان‌پذير است.»



 



خبرنگار سي‌ان‌ان به اين امر اشاره کرد که پنتاگون در ماه آوريل به کنگره آمريکا گفته است که ايران احتمالاً تا يک سال ديگر قادر خواهد بود اورانيوم غني‌شده به مقدار کافی برای توليد يک بمب اتمی فراهم کند، اما برای ساخت، آزمايش و آماده کردن بمب به ۳ تا ۵ سال وقت نياز دارد. اما مشاور امنيت ملی باراک اوباما توضيح نداد که آمريکا برای تأثيرگذاری تحريم‌ها چه مدت‌زمانی در نظر گرفته است.



اصرار ايران بر ادامه غني‌سازی



مقامات جمهوری اسلامی تاکيد کرده‌اند که ايران زير فشارهای بين‌المللی از برنامه اتمی دست نخواهد کشيد. آنها در عين حال تکرار مي‌کنند که فعاليت‌های هسته‌ای ايران صلح‌آميز است و همواره در انطباق با معاهده ان‌پي‌تی (منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای) و مقررات آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای بوده است. آنها گفته‌اند که اصل گفت‌و‌گو درباره مناقشه هسته‌ای را هرگز رد نکرده‌اند.



مقامات ايرانی در نامه‌ای به دفتر آژانس بين‌المللی انرژی اتمي، بار ديگر آمادگی خود را برای از سرگيری مذاکرات اعلام کردند. علی اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين‌المللی انرژی اتمی ابراز اميدواری کرد که غرب، فرصت ايجاد شده برای گفت‌وگو را از دست ندهد.



آقای سلطانيه، نامه تهران را نشانه‌ای روشن از تمايل ايران به شرکت در مذاکرات درباره تأمين سوخت رآکتور اتمی تهران و آغاز گفت‌وگوها بدون هرگونه پيش‌شرطی دانست.





محمود احمدي‌نژاد که قرار است ماه آينده (سپتامبر) برای شرکت در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل به نيويورک سفر کند، گفت که آماده است خلال اين سفر در برابر دوربين‌های تلويزيونی با رئيس‌جمهور آمريکا مناظره کند. کاخ سفيد به طور تلويحی پيشنهاد محمود احمدي‌نژاد را رد کرده‌است.








21 مرداد 1389    22:51
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:41 23 مرداد 1389
اینها که هر شب شامشان باهم در زیر زمین می خورند حالا هم ار قابم موشک باری خسته شدند می خواهند علنی باهم شام بخورند . ایران این همه با  سالاست که به آمریکا و انگلیس و ... می دهد در اشعال کشورها با گشودن راهای هوایی و عیره چقدر به آمریکا کمک کرد . با سابقه  نایت و نفرتی که  .ا در میان مردم دارد با حقه باری وانمود کردن دشمن آمریکا بودن چقدر مردم  هان گمراه کرد . بگذاربد حالا شامشان را علنی بخورند.

نام:  
ای-ميل:  
21:33 22 مرداد 1389
من هم  ای آمریکاییها بودم از چنین مذاکره ای استقبال می کردم.

مذاکره با یک احمق چرند گو که حاضر به دادن هر گونه امتیازی هست آنهم صلواتی.

از این بدبختهای زبون بهتر کسی را می توان یافت که بیاید و از طرف ملت بیچاره بذل و بخشش کند.

آمریکاییها تازه دارند چیزهایی در سیاست می فهمند.


نام:   حمید - بوطاریان
ای-ميل:  
01:45 21 مرداد 1389
من پیشنهاد می کنم برای این ملاقات آمریکا یک شرط قرار دهد و آنهم اینکه مهندس . دکتر ، پُرفسور احمدی نژاد بدون حضور متر م در این مباح«ه که سرنوشت بشریت در آن رقم میخورد حضور یاید و به انگلیسی فصیح به اوباما حسین (ع ) بگوید که اون آب را ک ای اون سوحتگی بریزد که هدر نرود و بگوید اون ممه را کدام لولوئی خورده !؟ بقیه اش را هم به خدا توکل کند .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد.حمايت مهدی کروبی از شروع به کار «تلويزيون رسا»



http://www.kaleme.com/1389/05/21/klm-28668
21 مرداد 1389    22:46
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :تعليق از کار يکی از فعالين سنديکايی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" يکی از فعالين سنديکايی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه از کار تعليق شد.



روز 2 مرداد ماه فعال سنديکايی غلامرضا غلامحسينی 44 ساله متاهل و دارای 3 فرزند با دلايل واهی از کار تعليق شد. آقای غلامرضا غلامحسينی از رانندگان شرکت اتوبوس رانی منطقه 6 تهران می باشد.



فعال سنديکايی غلامرضا غلامحسينی نسبت به تعليق غير قانونی خود به اداره کار شکايتی تنظيم کرده است ولی بدليل حجم زياد اخراج کارگران در سطح استان تهران به او گفته اند بعد از 2 ماه شکايت او را پيگيری خواهند کرد. پروسه حقوقی پيگيری به شکايت کارگران ماه ها به طول می انجامد.



شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه از لحظۀ تعليق از کار غير قانونی اين فعال سنديکايی اقدام به قطع حقوق و مزايای او نموده است . اين مسئله باعث شده است که وضعيت معيشتی خانواده اش را در شرايط بسيار دشواری قرار دهد



فعال سنديکايی غلامرضا غلامحسينی در جريان اعتصابات گسترده کارکنان شرکت واحد در سال 84 دستگير وچند هفته در زندان اوين در بازداشت بسر برد و نزديگ به 4 سال از کار تعليق شد. او حدودا 6 ماه پيش پس از رای به بازگشت اداره کار توانست به محل کار خود بازگردد.



دستگيريها،بازداشتها وتعليق از کار عليه فعالين سنديکايی شرکت اتوبوسرانی تهران همچنان ادامه دارد.دستگيری و تعليق از کار توسط حراست شرکت اتوبوسرانی تهران که بخشی از وزارت اطلاعات است صورت می گيرد.



در حال حاضرآقايان منصور اسالو،ابراهيم مددی و رضا شهابی 3 تن از رهبران و اعضای سنديکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه درشرايط بسيار سختی در بازداشت بسر می برند.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،دستگيري، ادامه بازداشت، پرونده سازی و تعليق فعالين کارگری را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به سرکوب کارگران در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



21 مرداد 1389 برابر با 12 اوت 2010




21 مرداد 1389    20:17
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد.حمله به دفتر معاونت خامنه ای در دانشگاه آزاد شهر ری

دانشجونيوز

يکی از سايت های نزديک به احمدی نژاد گزارش داد که در دانشگاه آزاد شهر ری به دفتر معاونت نهاد نمايندگی رهبری حمله شده است.



آنطور که سايت جهان نيوز نوشته است، عوامل حمله کننده به دفتر معاونت خامنه ای از نزديکان رييس اين دانشگاه می باشند که با شکستن در اقدام به تخليه و بيرون ريختن اقلام اين دفتر نموده اند.



در ادامه اين سايت نوشته است که با وجود اينکه دفتر نهاد نمايندگی رهبری و شخص رييس اين دفتر از مهم ترين ارکان در هر دانشگاهی به شمار می رود، هنوز علت اصلی اين اقدام به روشنی مشخص نشده است.



البته بايد گفت که نهاد های وابسته به رهبری و بسيج، جزء مهم ترين ارکان برای سرکوب دانشجويان در دانشگاه ها به شمار می روند و از اينرو برای کودتاچی ها از اهميت ويژه ای برخوردار است.




21 مرداد 1389    16:42
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد. بی خبری مطلق از زندانيان اعتصاب کننده اوين



کلمه :بی خبری مطلق از زندانيان اعتصاب کننده اوين که فقط دو روز است به اعتصاب غذای شان پايان داه اند موجب نگرانی خانواده اين زندانيان شده است .



براساس گزارش های رسيده از اوين به کلمه ،شانزده زندانی که به مدت پانزده روز به خاطر اعتراض به شرايط نامناسب بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذار زده بودندهمچنان در سلول انفرادی به سر می برند.



کيوان صميمي، روزنامه نگار دربند همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و اعلام کرده است که تا بازگرداندن ديگر يارانش به بند عمومی دست از اعتصاب غذا نخواهد کشيد .



اين زندانيان سياسی دو هفته متوالی هم هست که از ملاقات با خانواده هايشان محروم شده اند . خانواده اين زندانيان از مسوولان زندان و مقامات قضايی می پرسند که چرا پس از هفده روز از انتقال اين زندانيان به سلول انفرادی آنها همچنان در سلول انفرادی رها شده و اجازه هيچگونه تماسی با خانواده هايشان ندارند .



خانواده های زندانيان از دادستان تهران می پرسند که از کجا مطمئن باشيم که حال عزيزانمان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای اکنون مساعد است . تنها شنيدن صدای آنها و انتقال شان به بند عمومی و اجازه ملاقات می تواند خيال مان را تا حدودی درباره سلامت اين عزيزان راحت کند .



پانزده زندانی سياسی درشانزدهمين روز اعتصاب غذای خود، پس از دريافت پيام های همراهان جنبش سبز، فعالان سياسی و کنشگران مدنی و ديگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.



آنها در اين پيام همچنين خطاب به مردم ايران گفتند : ما همچنان برخواسته های بر حق خود که حقوق انسانی و اوليه يک زندانی است پافشاری می کنيم و با شما عهد می بنديم به مبارزه خود برای تحقق کامل حقوق قانونی همه زندانيان که بخشی از حقوق ملت است ،ادامه بدهيم



در اينجا مروری کوتاه بر آخرين وضعيت اين شانزده زندانی خواهيم داشت .



کيوان صميمی ۶۲ ساله که هم اکنون نيز در اعتصاب غذا به سر می برد يکی از زندانيانی است که به گفته خانواده اش هميشه ”مدافع“ و ”نگران“ وضعيت زندانيان بوده است .اکنون خانواده اين روزنامه نگار دربند به شدت نگران سلامت او هستند .



معترض هميشگی بند ۳۵۰ لقبی است که صميمی به آن مشهور شده است . او روحيه ای بسيار محکم و قوی دارد و تجربه های زندان های رژيم شاه از او انسانی مقاوم ساخته است اما با اين همه خانواده او به شدت نگران سلامتش هستند .اين روزنامه نگار به شش سال حبس تعزيری محکوم شده است .



«بهمن قوی است ، اما باور کنيد سالهاست که به اين باور رسيده ام که انسان فولاد نيست که با ضرباتی که بر سرش فرود می آيد آبديده تر شود .انسان مشتی گوشت و خون و استخوان است که ضربه هايی که بر او فرود می ايد می تواند آنقدر ضعيف و ضعيف ترش کند که تا مرز نابودی پيش برود.»



اين نوشته ای از ژيلا بنی يعقوب است که در مدت اعتصاب غذای همسرش بهمن احمدی امويی نوشته و نگرانی اش را نسبت به سلامت او يادآور ی کرده است . او از بهمن و صبوری اش گفته است .صفتی که به آن معروف است و زندانيان بند ۳۵۰ نيز با همين صفت او را می شناسند و هميشه ازآن ياد می کنند .



يک سال از زندانی بودن حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و رييس کميته اطلاع رسانی جبهه مشارکت می گذرد.به قول همسرش پرستو سرمدی يک سال است که حسين تمامی مسيرها را پيموده است و آخرين حربه اش گرسنگی بوده است برای رسيدن به هدف. حسين را يک سال است که دوستانش نديده اند . روزها می گذرند و زمان آزادی اش نزديک تر می شود هرچند که روزهای پايانی زندانی بودن اش هم همچون زمان دستگيری مهمان سلول انفرادی است .



عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تحکيم وحدت است . مهربان و صميمی . وقتی برای مرخصی آمد بارها و بارها تهديد به بازگشت به زندان شد. به قول همسرش برای اين بود که به خواسته ‌های بازجويانش تن نمی داد بازجوهايی که می خواستند عبدالله مطابق ميل آنها رفتار کند .برای همين دوباره ديوارهای بلند پذيرايش شدند و اکنون در گوشه سلول انفرادی است.بدون اينکه کسی کوچکترين خبری از او داشته باشد .



مجيد دری و ضيانبوی ستاره دارهای اوين هستند. ستاره دارهايی که هر کدام به تبعيد و زندان های طولانی مدت تهديد شده اند . اما باز هم سر بلند کردند و از تنها حربه ای که يک زندانی سياسی در زندان در اختيار دارد استفاده کردند . آنها هيچ چيز نخوردند و اکنون در سلول انفرادی نگهداری می شوند .ضيا نبوی که حتی بازجوهايش را نيز دوست دارد و دليلی برای رفتارهای عجيب شان می آورد .به قول هم بندانش همه چيز را در دستگاه خاموش ناشدنی معرفت شناسی اش به نحوی توجيه می کند، گويی هيچ خطا کاری در اين عالم وجود ندارد.



علی مليحی ديگر زندانی است که اين روزها مهمان سلول های انفرادی است او هم فعال دانشجويی است . دوستانش می گويند اعتصاب غذای او اعتصاب خنده های آنها بوده است . آنها عهد بسته اند تا او بازنگردد دوباره نمی خندند .



علی پرويز فعال دانشجويي،فقط ۱۹ سال دارد و جوانترين اعتصاب کننده اوين به حساب می آيد . مادرش هنوز نگران اوست و چشم به راهش .



حميدرضا محمدی فعال سياسي، جعفراقدامی فعال مدني، ، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق است .کمتر کسی درباره آنها گفته و نوشته است .اما آنها هم دو هفته تمام برای احقاق خق شان لب بر غذا بستند و اکنون تنها در گوشه سلول هايشان نشسته اند .اما مادر حميد رضا محمدی به شدت دلتنگش است او روزهاست که بدون فرزندش لقمه ای آسان از گلويش پايين نرفته است .



کوهيار گودرزی ، فعال حقوق بشر و وب نگار،تنها فرزند پروين مخترع است او اين روزها بارها راه کرمان -تهران را پيموده است تا شايد بتواند يک لحظه فرزندش را ببيند . اما حتی تاکنون موفق نشده صدای او را از پشت سيم ها بشنود.



مادر مجيد توکلي،فعال دانشجويی هم کمتر از مادر کوهيار نگران فرزندش نيست .روزها است که فرزندش را نديده است . او در شيراز زندگی می کند و تنها چشم به راه دوباره شنيدن صدای فرزندش است . صدايی که می داند بعد از اعتصاب غذاهای متعدد هچنان پر صلابت است .



غلامحسين عرشی ، محمد حسين سهرابی راد و پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا هستند . هنوز کسی نمی داند بر پيمان کريمی آزاد که مبتلا به بيماری ديابت است چه گذشته است .او همچنان همراه بقيه ياران دربند در سلول انفرادی نگهداری می شود




21 مرداد 1389    16:44
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد.کوچ خانوادگی يکی از لباس شخصی های لو رفته به خارج از کشور

روشنگری.عکس اين شخص را در لينک منبع ببينيد



http://www.rahesabz.net/story/21291/
">http://www.rahesabz.net/story/21291/



جـــرس: شنيده های خبرنگار جرس حاکی از آن است که علی حق طلب، پسر سردار احمد حق طلب (رئيس فعلی حفاظت فرودگاههای کشور)، که تصاويرِ وی در حال تيراندازی به سوی مردم در جريان اعتراضات سال گذشته منتشر شده بود، به خارج از کشور مهاجرت نموده است.





علی حق طلب، در جريان اعتراضات سال گذشته به نتايج انتخابات رياست جمهوری- بويژه تجمعات ١٣ آبان- با حضور در ميان نيروهای لباس شخصي، به سوی مردم تيراندازی می کرد.





پدر وي، سردار پاسدار احمد حق طلب، مدتی در حفاظت بيت رهبری مشغول به کار بود و سپس مقام ارشد حفاظت فرودگاههای کشور شد.





منبع خبری جرس اظهار داشت علی حق طلب، هم اکنون با خانواده خود (برای ماموريتی) به اوکراين رفته و احتمالا در آنجا يا کشوری ديگر اقامت خواهند گزيد.





بعد از رخدادهای سال گذشته و شهادت و ربايش جمع وسيعی از مردم معترض به نتايج انتخابات، گروهی از ضاربان و شليک کنندگان به مردم، توسط شهروندان شناسايی شده و اطلاعاتی در مورد آنان در اختيار رسانه ها قرار گرفت.










21 مرداد 1389    15:44
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:41 23 مرداد 1389
لو رفتن یعنی آدم با  رات و عرضه بودن و این یعنی ورود به مرحله بالاتر. رسیدن به پست های نان و آب دار در خار ه و خدمت فرهنگی! کردن.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد.اعتصاب در بازار طلا‌فروشان مشهد بعد از حمله مسلحانه و قتل سه بازاری

کلمه



بازار طلافروشان مشهد در اعتراض به حمله مسلحانه به بازار طلافروشان و قتل ۳ نفر ازبازاريان دست به اعتصاب زدند.



به گزارش تابناک، اسامى کشته شدگان عبارتند از رضا خجسته طوسى، حسام برنيايى و مجتبى ناصرآرا.



به نظر مي‌رسد ۳ حمله همزمان در بيست و چهار ساعت گذشته ـ حمله به بانک در کرج، حمله به طلافروشی در خيابان کرمان تهران و حمله به بازار طلافروشان مشهد ـ جملگی نشان از يک حرکت سازمان‌دهی شده باشد که شايسته توجه و برخورد سريع دستگاه‌های موظف مي‌باشد.




21 مرداد 1389    16:50
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد.ممنوعيت پخش ربنای شجريان از صدا و سيما



پارلمان‌نيوز: سازمان صداوسيما پخش دعای ربنا با صدای محمدرضا شجريان را به طور کامل در تمام شبکه ها ممنوع کرد.



به گزارش البرز، اين تصميم از چند روز قبل به اطلاع برنامه سازان ويژه برنامه های افطار کليه شبکه های راديو و تلويزيون رسيده و مورد تاکيد قرار گرفته است.



اين سازمان حتی از پخش آگهی های بازرگانی که معمولا در ماه رمضان با نوای اذان يا دعا همراه است در صورتی که صدای ربنا زير صدای آگهی قرار گرفته باشد ممانعت می کند.



سال گذشته و بعد از حوادث و ناآرامی های بعد از انتخابات محمدرضا شجريان به مواضع و اظهارات محمود احمدی نژاد تاخت و آشکارا از او انتقاد کرد. او همچنين از صداوسيما خواست هيچيک از اثارش را پخش نکند. استاد آواز ايران تنها اجازه پخش دعای ربنا در ماه مبارک رمضان را به رسانه ملی داد که اين سازمان هم با احتياط و تنها در يک يا دو برنامه تلويزيونی از اين يادگار دلنشين ماههای صيام استفاده کرد


21 مرداد 1389    15:52
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:33 22 مرداد 1389
ما از این ت اوز آشکار به حقوقمان آنهم در ماه مبارک رمضان به م امع بین المللی شکایت می کنیم.

زنده باد ربنای ش ریان!



ان من روزه داران ضد اسلام



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :قتل فجيع يک زندانی در زير شکنجه در سلولهای انفرادی (سگدونی)بند1 زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" يکی از زندانيان سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت در اثر شکنجه های وحشيانه به قتل رسيد.



روز چهارشنبه 20 مرداد ماه زندانی حسن قشقايی 35 ساله پس از بازگشت از دادگاه و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی مورد وحشيانه ترين شکنجه های پاسداربندها قرار می گيرد. او در حالی که دستان و پاهايش با دست بند و پابند بسته شده بود و چشمانش چشم بند زده شده بود مدت طولانی مورد شکنجه قرار می گيرد که به کما فرو می رود و بعد از چند ساعت به قتل رسانده می شود.



حسن قشقايی بدليل دفاع از حق خود در مقابل زورگوييهای نيروی انتظامی مقاومت کرده بود و با آنها درگير شده بود.او در شهر ورامين پس از درگيری دستگير می شود.آقای قشقايی از ايل قشقايی می باشد و در حدود 5 سال است که در زندان بسر می برد. او چند ماهی در بند 4 زندان گوهردشت کرج زندانی بود. سپس او را بدون دليل به بند 1 معروف به بند آخر خطيها منتقل کردند.



مدتی پيش بدليل اعتراض به برخوردهای وحشيانه پاسدار بندها ،او را به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی منتقل کردند و نهايتا در آنجا وی را به قتل رساندند.



يکی از شيوهای جنايتکارانه مسئولين اين زندان،زندانيانی را که زير شکنجه به قتل می رسانند علت قتل آنها را مصرف بيش از حد مواد مخدر و يا خودکشی عنوان می کنند.



تا به حال تعدادی از زندانيان در اين شکنجه گاه مخوف و قرون وسطايی در زير شکنجه های سبعانه به قتل رسانده شدند.در اين شکنجه گاه همچنين زندانيان بی دفاع و اسير را مورد وحشيانه ترين شکنجه ها قرار ميدهند که از جمله آنها ،تجاوز جنسي،استعمال باتون،شکستن دست ، پا ، ستون فقرات،کتف و ده ها نوع شکنجه ضد بشری عليه زندانيان بکار گرفته می شود.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، نسبت به شکنجه های سيستماتيک و سازمان يافته عليه زندانيان سياسی و عادی در ايران که تا به حال منجر به مرگ تعداد زيادی از آنها شده است بعنوان جنايت عليه بشريت محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار رسيدگی به جنايت عليه بشريت رژيم ولی فقيه علی خامنه ای درشورای امنيت سازمان ملل متحد است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



21 مرداد 1389 برابر با 12 اوت 2010




21 مرداد 1389    14:29
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :ويدئو کليپ:اظهارات سکينه محمدی با فشار عوامل اطلاعات عليه خودش

http://www.youtube.com/watch?v=LjIaXhnjemw&feature=player_embedded
">http://www.youtube.com/watch?v=LjIaXhnjemw&feature=player_embedded


21 مرداد 1389    14:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
23:18 21 مرداد 1389
چنان ذهن اينها به کشتن انسانها و نابود کردن عادت کرده است که گويا اگر روزی خونی نريزند ،قتل ونابودی ان ام ندهند شب آسوده نخواهند خوابيد.مو ودات هولناکی که مطلقاً شعور و ذهن بشری در آنها نيست.اما همين  ا ما با يک سوال بسيار اساسی روبرو ميشويم و آن اينکه چه چيزی باع« بو ود آمدن چنين مو ودات هولناکی ميشود، چه چيزی باع« ميشود که طالبانها در افغانستان آن نان ف ايعی مرتکب شوند حتی زن بارداری را پس از شکن ه های بسيار به قتل برسانند، چرا بن لادن با آرامش کامل  ان چند هزار انسان را ميگيرد.و اين چه چيزی است که همه اش فرمان کشتن ميدهد.آيا ما  رات ميکنيم به ذهن خود و باورهای درون آن نظری دقيق بياندازيم و آنرا بخوبی ببينيم. اگر توانستيم  واب آن چراها را خواهيم يافت.ذهن ما فردی نيست بلکه متعلق به کل بشريت است.آن باورها در ما هنوز از قوه به فعل در نيامده است چون شخصيت خوب ما مانع آنها ميشود اما همان لحظه ذهن به فريب آن را به خوب بودن باورهايمان ربط ميدهد و يک باور دروغين ديگر بو ود مياورد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد.يک سال خشم حکومت از افشاگری مهدی کروبی

بی بی سی

با وجود گذشت يک سال، انتشار درخواست مهدی کروبی از اکبر هاشمی رفسنجانی برای تحقيق در مورد گزارشهای تجاوز به زندانيان سياسي، هنوز چالشی بزرگ برای مشروعيت اخلاقی حکومت ايران محسوب می شود.



هرچند مقامهای قضايی و سياسی ايران اين گزارشها را بی اساس می دانند، اما در اين يک سال بعضی از قربانيان، سرگذشت هولناک خود را برای رسانه ها و نهادهای بين المللی مدافع حقوق بشر بازگو کرده اند.



همچنين خودداری حکومت از همکاری با يک تيم مستقل حقيقت ياب، دستگيری اعضای کميته پيگيری امور جان باختگان و زندانيان و نقض مکرر حقوق ابتدايی ساير زندانيان سياسی دستاويزی برای مخالفان شده تا اصرارهايی مانند “در کهريزک تخلف شده، ولی تجاوز نه” را فرسنگها دور از حقيقت بدانند.



آگاهی افکار عمومی

بی بی سی اطلاع يافته که اولين مورد دادخواهی به دفتر آقای کروبی در تيرماه ١٣٨٨، يعنی اندکی پس از خيزش بزرگترين چالش برای مشروعيت سياسی حکومت ايران، صورت گرفت.



مراجعه موارد مشابه، “خواب را از سر” آقای کروبی ربود.



او در هفتم مرداد در نامه ای خصوصی برای آقای هاشمی رفسنجانی نوشت: “برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است. از سوی ديگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشيانه تجاوز کرده‌اند به طوري‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گرديده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزيده‌اند.”



آقای کروبی پس از نگارش نامه، از پسرش حسين خواست چنانچه رييس مجلس خبرگان رهبری تا ده روز ترتيب اثری نداد، مردم را از محتوای آن آگاه کند. پنج روز بعد آقای کروبی به سفر رفت و حسين کروبی به سفارش پدر در هجدهم مرداد اين بمب خبری را منتشر کرد.



رضا معيني، از سازمان گزارشگران بدون مرز، می گويد: “شکنجه و تجاوز در زندانهای ايران وجود داشته و وجود دارد، اما اهميت نامه آقای کروبي، هم به عنوان نامزد رياست جمهوری و هم به عنوان يکی از مسئولان ۳۱ سال اخير حکومت ايران، در اين است که با تاييد شکنجه و تجاوز در زندانها، عملا اين مساله را طرح کرد. اهميت اين نامه رسميت بخشيدن به چيزی بود که همه به صورت زمزمه طرح می کردند، اما ادله خاصی برای آن نبود.”



پاسخ تلويزيونی



يکی از اين زمزمه های پس از انتخابات، سرگذشت دختری جوان به نام ترانه موسوی بود.

چند وبلاگ نويس معترض نوشته بودند که خانم موسوی در هفتم تير ۱۳۸۸ در حوالی مسجد قبای تهران، محل برگزاری تجمع حاميان آقای کروبی و ميرحسين موسوي، ربوده می شود. به گفته اين منابع، ماموران در همان خودروی ون مخصوص بازداشت به او تجاوز می کنند، به دليل پارگی دستگاه تناسلی و مقعد، او را به يک بيمارستان می برند، سپس از بيمارستان بيرون برده و جنازه اش را آتش می زنند.



اما فردای انتشار نامه آقای کروبي، تلويزيون حکومتی ايران گزارشی در رد اين ادعا، با استناد به سخنان مسئولان انتظامی و ثبت احوال پخش کرد. در اين گزارش اعلام شد که تنها سه ترانه موسوی وجود دارد که همگی سالم هستند، اما بعدا برخی منابع مخالف دولت اثبات کردند چند دختر ديگر با همين نام وجود دارند.



بدين ترتيب موضوع تجاوز به زندانيان به بحثی عمومی در کوچه و بازار و شبکه های اجتماعی اينترنتی بدل شد.



رضا ولی زاده، خبرنگار که زمستان گذشته تحت فشارهای زياد ناگزير به ترک ايران شده، می گويد: “بسياری از مردم نسبت به اين مساله واکنش نشان دادند و عواطف خيلی ها را جريحه دار کرد که چنين چيزهايی در زندانهای جمهوری اسلامی رخ داده است. اما از طرفی هم مطمئن بودند که پيگيری نخواهد شد و می دانستند آقای کروبی تنها راه را در جريان گذاشتن افکار عمومی ديده است. در واقع نوشتن اين نامه يک تاکتيک برای آگاه کردن افکار عمومی بوده است.”



آبروی نظام



آقای کروبی هر چند منابع خبری خود را افراد “نام و نشان دار” و متعهد به حکومت معرفی کرد، اما همچنان ابراز اميدواری می کرد که اين گزارشها صحت نداشته باشد، تا عده ای “اراذل و اوباش آبروی نظام و امام و جمهوري‌اسلامی را بر باد ندهند.”



با اين حال، رهبران و حاميان حکومت تا به امروز عقيده دارند اين آقای کروبی بوده که آبروی نظام را برده، زيرا ادعايش صحت نداشته و نتوانسته مدرکی محکمه پسند ارائه کند.



آنچه آنها را عصبانی تر می کرد، انتشار اين نامه پس از افشای حوادثی در بازداشتگاه کهريزک بود که بعدا رهبر ايران اين موارد را جنايات خواند.



کشته شدن محسن روح الاميني، پسر مشاور محسن رضايي، نامزد پيشين و فرمانده اسبق سپاه، و متعاقبش فرمان آيت الله خامنه ای برای بستن بازداشتگاه کهريزک در پنجم مرداد ۱۳۸۸، شماری از علمای بيطرف و اصولگرايان ميانه رو را در مورد راستی ادعاهای برخورد انسانی و اسلامی با بازداشت شدگان دچار ترديد کرده بود.



بعلاوه نامه آقای کروبي، يک هفته پس از آغاز دادگاه های “فله اي” معترضان منتشر شده بود. تصوير تکيده و رنجور متهمان و کيفيت بعضی “اعترافها” پرسشهايی درباره نحوه برخورد با بازداشت شدگان مطرح کرده بود.



عملکرد خانه ملت



در چنين وضعيتي، حمله برق آسای علی لاريجاني، رييس مجلس، به سلفش چندان غيرمنتظره نبود.



او تنها سه روز پس از انتشار نامه، با استناد به گزارش کميته ويژه مجلس، سخنان آقای کروبی را رد کرد و گفت: “اين امر هشدارباش به سياستمداران است که مراقبت کنند در شرايط غبار آلود افکار عمومی هر ادعايی را پيش از تحقيق کافی به سطح رسانه ها نکشانند تا دستاويز بيگانگان شود.”



يک روز بعد آقای کروبي، آقای لاريجانی را به شتابزدگی متهم کرد و گفت: “آقای لاريجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از رياست مجلس حذف کنند. چطور می شود که بدون آن که تحقيقی صورت گيرد و جلسه ای تشکيل شود، می گوييد اين ماجرا کذب محض بوده است؟”



فاطمه حقيقت جو، نماينده پيشين مجلس، می گويد: “آقای لاريجانی می توانست اين (نامه آقای کروبی) را در فرايند درست رسيدگی قرار بدهد و خواستار برخورد با خاطيان بشود. اما متاسفانه اين برخوردها نشان داد که اين نوع کارها سيستماتيک بوده، مسئولان در جريان بودند و در گذشته احتمالا چنين مواردی تکرار شده بود و اينها بعضی از روشهای پنهان برای اعترافگيری در زندانها بوده و به نظر من رفتار رييس مجلس در اين خصوص اصلا قابل پذيرش نيست.”



آقای لاريجانی دو روز بعد اتهام شتابزدگی را رد کرد و گفت که مواضعش را با “چند موضع تند و نيشدار” آقای کروبی عوض نمی کند.



آقای کروبی که از محکم بودن ادله اش مطمئن به نظر می رسيد، در نامه ای به علی لاريجانی خواهان برگزاری جلسه ای مشترک با سران سه قوه، رئيس مجلس خبرگان و دادستان کل کشور شد تا مستنداتش را ارائه دهد. رييس مجلس اين پيشنهاد را پذيرفت.



در دوم شهريور شش عضو کميته ويژه مجلس با مهدی کروبی ديدار کردند و قرار شد آقای کروبی چهار نفر از کسانی را که می گويند به آنها تجاوز شده، برای تحقيقات به قوه قضاييه معرفی کند.



در نهايت مجلس مستندات آقای کروبی را بررسی نکرد. گروهی از ناظران کيفيت برخورد کميته ويژه با اين مساله را جای بحث می دانند.



فاطمه حقيقت جو که با برخی از قربانيان تجاوز پس از خروجشان از ايران ديدار کرده، می گويد: “متاسفانه مجلس خيلی بد عمل کرد. رييس مجلس خيلی بد عمل کرد. مجلس خانه ملت و پناهگاه مردم است و اصلا به همين دليل کميسيون اصل ۹۰ که رسيدگی به شکايات مردم از دستگاه های دولتی را بر عهده دارد، طبق قانون اساسی در خانه ملت نهاده شده تا ملجا و پناه مردم باشد.”



عملکرد هاشمی رفسنجانی

رسما اعلام نشده که آيا آقای هاشمی رفسنجانی مطابق درخواست آقای کروبی مساله را با رهبر ايران در ميان گذاشته است يا خير، اما پرهيز او از موضعگيری علنی بر سر اين نامه با توجه به شرايط آن روز قدری طبيعی به نظر می رسد.



درخواستش در خطبه های نماز جمعه ۲۶ تير برای آزادی زندانيان سياسی و دلجويی از آنها، فوران خشم تندروهايی را به همراه داشت که او و خانواده اش را بخشی از “فتنه” پس از انتخابات می دانستند. در اولين جلسه دادگاه های دسته جمعي، محمد علی ابطحی نيز اعتراف کرده بود که آقايان هاشمی رفسنجانی و خاتمی عليه محمود احمدی نژاد هم قسم شده بودند، اتهامی که تکذيب شد.



فشارها بقدری بود که دفترش اعلام کرد که او به علت “جلوگيری از درگيری احتمالي” در نماز جمعه ۲۳ مرداد شرکت نخواهد کرد.



اما با توجه به اين فشارها، چرا آقای کروبی نامه را برای اکبر هاشمی رفسنجانی نوشت؟



رضا ولی زاده، خبرنگار، می گويد: “در واقع آقای کروبی با چنين کاری پيشاپيش اعلام می کند که مرجع رسيدگی به اين نوع وقايع را رهبر ايران نمی داند و � بنابراين به شخص ديگری در بدنه نظام متوسل می شود و ماجرا را برای او گزارش می دهد.”



عملکرد قوه قضاييه



بهرحال گفته می شود که آقای هاشمی رفسنجانی پس از دريافت، نامه را برای محمود هاشمی شاهرودی می فرستد که واپسين روزهای رياستش بر قوه قضاييه را سپری می کرد.



از قول آقای کروبی نقل شده که آيت الله شاهرودي، قربانعلی دری نجف آبادي، دادستان وقت کل کشور، را مامور رسيدگی می کند. از جانب آقای دری نجف آبادي، سعيد مرتضوي، دادستان وقت تهران و از جانب آقای مرتضوي، قاضی مقدمي، رئيس بازپرسی شعبه سيزدهم دادسرای دولت، مامور رسيدگی به آزار جنسی بازداشت شدگان می شود.



با آمدن صادق لاريجانی در مقام رييس جديد قوه قضاييه، آقای کروبی نسبت به رسيدگی منصفانه و غيرسياسی به درخواستش ابراز خوش بينی می کند و حتی در هفتم شهريور می نويسد: “اميدوارم که در طليعه حضور شما بر مسند رياست قوه قضائيه، شاهد اجرای عدالت باشيم.”



آقای لاريجانی نيز در يکی از اولين اقداماتش هياتی ويژه برای رسيدگی به پرونده های پس از انتخابات تشکيل داد. ابراهيم رئيسي، معاون اول قوه قضاييه، غلامحسين محسنی اژه اي، دادستان کل کشور و علی خلفی از مشاوران رييس قوه قضاييه، عضو اين هيات معرفی شدند.



اما سه روز بعد قاضی مقدمی در گفتگو با تلويزيون ايران حرفهای آقای کروبی را غيرمستند دانست. دفتر آقای کروبی در يازدهم شهريور توضيح داد که چند روز پيشتر اين مقام قضايی با يکی از قربانيان ديدار کرده و ضمن پرسيدن سوالهای نامرتبط، او را تحت فشار گذاشته بود.



اواسط شهريور ماه ديداری ميان هيات ويژه قوه قضاييه و آقای کروبی جهت ارائه مستندات صورت گرفت و اعلام شد که نتيجه تحقيقات يک هفته ديگر اعلام می شود. اما يک روز بعد ماموران امنيتی به دفتر کميته پيگيری زندانيان و آسيب ديدگان حوادث پس از انتخابات حمله کردند و اسناد و مدارک موجود و يک دستگاه لپ تاپ را با خود بردند.



فردای آن روز هم در هفدهم شهريور ماموران دادستانی تهران دفتر مهدی کروبی و نيز دفتر حزب اعتماد ملی را پلمپ کردند و اسناد و مدارک را با خود بردند.



همچنين مرتضی الويری و عليرضا بهشتی از اعضای کميته پيگيری و محمد داوري، سردبير سايت سحام نيوز که مسئول مستندنگاری شواهد تجاوزها معرفی شد، بازداشت شدند.



رضا ولی زاده، خبرنگار، اين شيوه برخورد را امنيتی � پليسی می خواند و می گويد: “حاکميت بجای رسيدگی به اين پرونده، با آن يک برخورد امنيتی کرد و حتی کسانی را که می خواستند اين حقوق پايمال شده را احقاق کنند، مورد تعقيب قرار داد. مرتضی الويری و عليرضا بهشتی و بعدا محمدرضا مقيسه از اعضای اين کميته را بازداشت کردند و تحت فشار گذاشتند که بگويند چه کسانی با کميته در ارتباط بودند تا سرنخهايی را که ممکن است جنايتهای داخل زندان را افشا کند، از بين ببرند و روی آن سرپوش بگذارند.”





آقای کروبی نيز در نامه ای که پس از اين بازداشتها برای صادق لاريجانی نوشت، اذعان کرد که نيروهای سپاه و وزارت اطلاعات به هيات ويژه قوه قضاييه اجازه نمی دهند درباره سرنوشت قربانيان خشونتهای بعد از انتخابات تحقيق کند. با اين حال، او افزود که نمی گذارد “عده ای تازه به دوران رسيده چوب حراج” به ايران بزنند.



سرانجام در بيست و يکم شهريور ساعاتی پس از آن که روزنامه کيهان ادعای تجاوز جنسی به بازداشت شدگان را دروغين توصيف کرد، هيات ويژه قوه قضاييه مدارک مهدی کروبی را جعلی خواند.



اندکی بعد هم ابراهيم امينی از اعضای مرکزی حزب اعتماد ملی که نامش در گزارش هيات ويژه آمده بود، بازداشت شد.



آقای کروبی نيز در بيست و سوم شهريور در آنچه آخرين نامه اش درباره ماجرای تجاوز خواند، نوشت که حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری “نه تنها مايه ننگ جمهوری اسلامی شده بلکه مايه ننگ ايران شده است.”



فاطمه حقيقت جو، فعال سياسی اصلاح طلب، درباره تاثير نامه آقای کروبی بر مشروعيت اخلاقی حکومت ايران می گويد: “طبيعی است که همه بيايند و آن را انکار بکنند چون بر خلاف معيارهای بين المللی هم هست. علاوه بر اين که آبروی نظام اسلامی پيش مردم کشور و ساير مسلمانهايی می رود که ممکن است اميدی به جمهوری اسلامی بسته باشند، پيش جامعه جهانی هم می رود. به همين دليل هم هست که بلافاصله آقای خامنه ای عصبانی می شود و می گويد بردن آبروی نظام بدتر از جناياتی است که در کهريزک شده است. از اين حيث، به نظر من، کار آقای کروبی بسيار بسيار مهم بوده که نوری بر اين تاريکخانه افکنده است.”



حملات به کروبی



در يک سال اخير، مهدی کروبی آماج دهها مورد تهديد و حمله شفاهی و فيزيکي، از جمله شليک به اتومبيلش، قرار گرفته که تا حدودی از انزجار حکومت و حاميانش از آن نامه نشات می گيرد.



در اولين جمعه پس از انتشار نامه، امامان جمعه شهرهای مختلف سخنان تندی عليه آقای کروبی بيان کردند که همگی نشان از يک حمله سازمان يافته داشت.



احمد علم الهدي، امام جمعه مشهد، آقای کروبی را “پياده نظام دشمن و عامل استکبار” خواند و گفت که او با طرح اين “اتهام های ناروا” می خواهد “آبروی نظام را در سطح ملی و بين المللي” ببرد.



آقای کروبی در پاسخ به اين دسته از منتقدان، آنها را دين فروش خواند و گفت با اين “فحاشی کردنها” از ميدان بيرون نمی رود. ميرحسين موسوی هم به ياری آقای کروبی آمد و ضمن تقدير از تلاش او گفت:”آيا حکومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چکار می کند؟”



با وجود اين حملات، آقای کروبی همچنان پای حرفش ايستاده است.



خودسر يا سازمان يافته؟



کسانی که خود را قربانی تجاوز معرفی می کنند، بعد از مايوس شدن از قوه قضاييه، درصدد طرح شکايت خود در مراجع بين المللی هستند.



رضا معينی از سازمان گزارشگران بدون مرز می گويد که در يک سال اخير، اين سازمان چهار مورد تجاوز به زندانيان ايرانی را مستند کرده و به اين نتيجه رسيده است که اين اعمال توسط نيروهای خودسر صورت نگرفته است.



او به بی بی سی فارسی گفت: “اين چهار مورد و ساير موارد ديگر نشانگر سيستماتيک و منظم بودن تجاوز در زندانهای ايران است. اگر اينها را در کنار آنچه درباره تعرضات جنسی و سوال و جوابهای خاصی که بويژه از زندانيان زن صورت می گيرد، بگذاريم، عملا يک نوع حرکت سيستماتيک دستگاه های امنيتی برای خرد کردن، برای شکستن، برای وادار به اعتراف کردن شکل می گيرد و اين نوع شکنجه از سال ۱۹۹۴ به عنوان جنايت عليه بشريت شناخته می شود.”



آقای معينی می گويد که جمهوری اسلامی در رابطه با تجاوز به زندانيان، مظنون به جنايت عليه بشريت است و اين پرونده بايد در دادگاه های بين المللی مورد رسيدگی قرار بگيرد.


21 مرداد 1389    14:12
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :250 كشته و زخمى در تصادفات استان كرمان

ايلنا:از ابتداى هفته جارى تاكنون بر اثر وقوع 161 فقره حادثه رانندگى در كرمان ، 26 نفر كشته و 224 نفر مجروح شدند.

به گزارش ايلنا، در اين هفته، 161 فقره تصادف حادثه ساز در استان كرمان باعث كشته شدن 26 نفر و مجروح شدن 224 نفر شد.

از اين تعداد 2 كشته و 103 مجروح مربوط به تصادفات شهرى و 24 كشته و 121 مجروح مربوط به تصادفات جاده اى است.


21 مرداد 1389    12:49
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:49 21 مرداد 1389
Parazit and Hamayesh



http://www.youtube.com/watch?v=Gg6EWcILYPE&feature=player_embedded#!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :اکبر کرمي، پزشک و فعال حقوق بشري، به ۶ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و تبعيد محکوم شد

جـــرس: حکم دادگاه دوم اکبر کرمي، پزشک، نويسنده و فعال حقوق بشری دربند، پس از گذشت هشت ماه بازداشت وی صادر شد و اين کنشگر، علاوه بر حکم سه سال زندان دادگاه اول، به سه سال زندان ديگر و ۷۴ ضربه شلاق تعزيری و ۵ سال تبعيد به شهرستانی دورافتاده محکوم گرديد و طبق رای دادگاه، طی اين مدت پروانه طبابت وی لغو خواهد شد.





به گزارش منابع خبری جرس، دادگاه دوم اکبر کرمي، در تاريخ ٢٢ تيرماه ۸۹ برگزار شد و وی به اتهام "توهين به رئيس جمهور واعضای شورای نگهبان" به تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزيري، "نشر اکاذيب به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومی" به تحمل دو سال حبس به احتساب ايام بازداشت قبلی و بابت اشاعه و تشويق به فساد وفحشا (آزادی جنسی) به تحمل يک سال حبس با احتساب ايام بازداشت قبلی محکوم گرديد و قاضی شعبه ١۰١دادگاه انقلاب قم، نامبرده را به مدت پنج سال، ملزم به اقامت اجباری (تبعيد) در شهرستان خورموج نمود و دستور داد پروانه طبابت وی نيز، طی اين مدت، توسط دانشگاه علوم پزشکی لغو شود.





محمود احمدی نژاد بارها و - اخيرا مجددا- مدعی آن شده است که "کسی برای انتقاد و اعتراض به رئيس جمهور، در زندان و محکوميت به سر نمی برد."





گفتنی است محکوميت اکبر کرمي، علاوه بر سه سال زندانی است که در دادگاه نخست، به اتهام "توهين به مقام رهبری و تبليغ عليه نظام" صادرگرديده بود.





به اين ترتيب اين فعال حقوق بشر، به شش سال زندان و ۷۴ضربه شلاق و ۵ سال تبعيد محکوم گرديده است.





اين کنشگرِ حقوق بشري، سوم آذر ماه سال گذشته در پی يورش مأموران امنيتى نظامى به مطب و منزلش، بازداشت شده و از آن روز تا کنون، با تمام‏ پى‏گيرى‏ها و دادخواست‌های مکرر به مسئولان قضايي، همچنان بلاتکليف در زندان نگهداری می شد.




21 مرداد 1389    10:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :بی خبری مطلق از زندانيان اعتصاب کننده اوين

کلمه :بی خبری مطلق از زندانيان اعتصاب کننده اوين که فقط دو روز است به اعتصاب غذای شان پايان داه اند موجب نگرانی خانواده اين زندانيان شده است .



براساس گزارش های رسيده از اوين به کلمه ،شانزده زندانی که به مدت پانزده روز به خاطر اعتراض به شرايط نامناسب بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذار زده بودندهمچنان در سلول انفرادی به سر می برند.



کيوان صميمي، روزنامه نگار دربند همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و اعلام کرده است که تا بازگرداندن ديگر يارانش به بند عمومی دست از اعتصاب غذا نخواهد کشيد .



اين زندانيان سياسی دو هفته متوالی هم هست که از ملاقات با خانواده هايشان محروم شده اند . خانواده اين زندانيان از مسوولان زندان و مقامات قضايی می پرسند که چرا پس از هفده روز از انتقال اين زندانيان به سلول انفرادی آنها همچنان در سلول انفرادی رها شده و اجازه هيچگونه تماسی با خانواده هايشان ندارند .



خانواده های زندانيان از دادستان تهران می پرسند که از کجا مطمئن باشيم که حال عزيزانمان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای اکنون مساعد است . تنها شنيدن صدای آنها و انتقال شان به بند عمومی و اجازه ملاقات می تواند خيال مان را تا حدودی درباره سلامت اين عزيزان راحت کند .



پانزده زندانی سياسی درشانزدهمين روز اعتصاب غذای خود، پس از دريافت پيام های همراهان جنبش سبز، فعالان سياسی و کنشگران مدنی و ديگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.



آنها در اين پيام همچنين خطاب به مردم ايران گفتند : ما همچنان برخواسته های بر حق خود که حقوق انسانی و اوليه يک زندانی است پافشاری می کنيم و با شما عهد می بنديم به مبارزه خود برای تحقق کامل حقوق قانونی همه زندانيان که بخشی از حقوق ملت است ،ادامه بدهيم



در اينجا مروری کوتاه بر آخرين وضعيت اين شانزده زندانی خواهيم داشت .



کيوان صميمی ۶۲ ساله که هم اکنون نيز در اعتصاب غذا به سر می برد يکی از زندانيانی است که به گفته خانواده اش هميشه ”مدافع“ و ”نگران“ وضعيت زندانيان بوده است .اکنون خانواده اين روزنامه نگار دربند به شدت نگران سلامت او هستند .



معترض هميشگی بند ۳۵۰ لقبی است که صميمی به آن مشهور شده است . او روحيه ای بسيار محکم و قوی دارد و تجربه های زندان های رژيم شاه از او انسانی مقاوم ساخته است اما با اين همه خانواده او به شدت نگران سلامتش هستند .اين روزنامه نگار به شش سال حبس تعزيری محکوم شده است .



«بهمن قوی است ، اما باور کنيد سالهاست که به اين باور رسيده ام که انسان فولاد نيست که با ضرباتی که بر سرش فرود می آيد آبديده تر شود .انسان مشتی گوشت و خون و استخوان است که ضربه هايی که بر او فرود می ايد می تواند آنقدر ضعيف و ضعيف ترش کند که تا مرز نابودی پيش برود.»



اين نوشته ای از ژيلا بنی يعقوب است که در مدت اعتصاب غذای همسرش بهمن احمدی امويی نوشته و نگرانی اش را نسبت به سلامت او يادآور ی کرده است . او از بهمن و صبوری اش گفته است .صفتی که به آن معروف است و زندانيان بند ۳۵۰ نيز با همين صفت او را می شناسند و هميشه ازآن ياد می کنند .



يک سال از زندانی بودن حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و رييس کميته اطلاع رسانی جبهه مشارکت می گذرد.به قول همسرش پرستو سرمدی يک سال است که حسين تمامی مسيرها را پيموده است و آخرين حربه اش گرسنگی بوده است برای رسيدن به هدف. حسين را يک سال است که دوستانش نديده اند . روزها می گذرند و زمان آزادی اش نزديک تر می شود هرچند که روزهای پايانی زندانی بودن اش هم همچون زمان دستگيری مهمان سلول انفرادی است .



عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تحکيم وحدت است . مهربان و صميمی . وقتی برای مرخصی آمد بارها و بارها تهديد به بازگشت به زندان شد. به قول همسرش برای اين بود که به خواسته ‌های بازجويانش تن نمی داد بازجوهايی که می خواستند عبدالله مطابق ميل آنها رفتار کند .برای همين دوباره ديوارهای بلند پذيرايش شدند و اکنون در گوشه سلول انفرادی است.بدون اينکه کسی کوچکترين خبری از او داشته باشد .



مجيد دری و ضيانبوی ستاره دارهای اوين هستند. ستاره دارهايی که هر کدام به تبعيد و زندان های طولانی مدت تهديد شده اند . اما باز هم سر بلند کردند و از تنها حربه ای که يک زندانی سياسی در زندان در اختيار دارد استفاده کردند . آنها هيچ چيز نخوردند و اکنون در سلول انفرادی نگهداری می شوند .ضيا نبوی که حتی بازجوهايش را نيز دوست دارد و دليلی برای رفتارهای عجيب شان می آورد .به قول هم بندانش همه چيز را در دستگاه خاموش ناشدنی معرفت شناسی اش به نحوی توجيه می کند، گويی هيچ خطا کاری در اين عالم وجود ندارد.



علی مليحی ديگر زندانی است که اين روزها مهمان سلول های انفرادی است او هم فعال دانشجويی است . دوستانش می گويند اعتصاب غذای او اعتصاب خنده های آنها بوده است . آنها عهد بسته اند تا او بازنگردد دوباره نمی خندند .



علی پرويز فعال دانشجويي،فقط ۱۹ سال دارد و جوانترين اعتصاب کننده اوين به حساب می آيد . مادرش هنوز نگران اوست و چشم به راهش .



حميدرضا محمدی فعال سياسي، جعفراقدامی فعال مدني، ، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق است .کمتر کسی درباره آنها گفته و نوشته است .اما آنها هم دو هفته تمام برای احقاق خق شان لب بر غذا بستند و اکنون تنها در گوشه سلول هايشان نشسته اند .اما مادر حميد رضا محمدی به شدت دلتنگش است او روزهاست که بدون فرزندش لقمه ای آسان از گلويش پايين نرفته است .



کوهيار گودرزی ، فعال حقوق بشر و وب نگار،تنها فرزند پروين مخترع است او اين روزها بارها راه کرمان -تهران را پيموده است تا شايد بتواند يک لحظه فرزندش را ببيند . اما حتی تاکنون موفق نشده صدای او را از پشت سيم ها بشنود.



مادر مجيد توکلي،فعال دانشجويی هم کمتر از مادر کوهيار نگران فرزندش نيست .روزها است که فرزندش را نديده است . او در شيراز زندگی می کند و تنها چشم به راه دوباره شنيدن صدای فرزندش است . صدايی که می داند بعد از اعتصاب غذاهای متعدد هچنان پر صلابت است .



غلامحسين عرشی ، محمد حسين سهرابی راد و پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا هستند . هنوز کسی نمی داند بر پيمان کريمی آزاد که مبتلا به بيماری ديابت است چه گذشته است .او همچنان همراه بقيه ياران دربند در سلول انفرادی نگهداری می شود .




21 مرداد 1389    10:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :سکينه محمدی وادار به اعتراف تلويزيونی شد

روز:جاويد کيان، وکيل 4 زنی که در تبريز با خطر سنگسارو اعدام مواجه اند در مصاحبه با "روز" از مجامع بين المللی خواست برای نجات جان سکينه محمدي، مريم قربان زاده، کبری بابايی و آذر باقري، اقدام کنند. همزمان شب گذشته برنامه بيست و سی صدا و سيمای جمهوری اسلامی مصاحبه ای از سکينه محمدی آشتيانی پخش کرد که براساس آن، اين زن که در خطر سنگسار و اعدام قرار دارد به ارتکاب زنا و قتل همسرش اعتراف کرد و به بيان اعترافاتی عليه خود و وکيلش، محمد مصطفايی پرداخت و او را متهم به سوء استفاده کرد.



جاويد کيان که به همراه محمد مصطفايي، وکالت سکينه محمدی آشتيانی را برعهده دارد در مصاحبه با "روز" از تحت فشار بودن فرزندان سکينه محمدی و اخذ اين فيلم از اين زن زندانی تحت فشار و ضرب و شتم خبر ميدهد و مصطفايی نيز در واکنش به اين فيلم به "روز" می گويد دستگاه قضايی بايد بداند نمی توان با خشونت و زور و اجبار و ساختن صحنه های دروغين و تخريب، کارها و رفتارش را توجيه کند.



ضرب و شتم سکينه محمدی



سکينه محمدی شب گذشته در حالی بر صفحه تلويزيون حاضر شد و عليه خود و وکيلش سخن گفت که بعد از توقف اجرای حکم سنگسار، پرونده اش همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.



جاويد کيان، وکيل خانم محمدی آشتيانی روز گذشته و بعد از پخش اعترافات موکلش در برنامه 20:30 به "روز" گفت: "خانم محمدی را به اتاق 37 زندان تبريز برده وعليه خودش از او اعترافات گرفته اند اما اين اعترافات در شرايط عادی نبوده بلکه براساس اخباری که دارم به شدت خانم محمدی را مورد ضرب و شتم قرار داده و کتک زده و وادار از انجام چنين مصاحبه ای کرده اند. کار خطرناک ديگری هم که انجام داده اند اين است که از چند نفر از اعضای خانواده و بستگان خانم محمدی هم عليه او فيلم گرفته اند."



آقای کيان توضيح می دهد: "رفته اند سراغ خانواده خانم محمدی که افرادی به شدت مذهبی هستند و از چند نفر از آنها عليه سکينه فيلمی گرفته اند مبنی بر اينکه سکينه مرتکب زنا شده و بايد مجازات شود و.... متاسفانه خانواده خانم محمدی هم به شدت فرزندان او را تحت فشار قرار داده اند که مادر شما آبروی خانواده ما را برده و بايد اعدام يا سنگسار شود و فشار روانی شديدی عليه بچه های خانم محمدی ايجاد کرده اند."



وکيل سکينه محمدی سپس خبر ميدهد که از طريق ساير موکلينش در بند نسوان زندان تبريز اطلاع يافته که سکينه تحت فشار و زير کتک شديد مجبور از مصاحبه تلويزيونی شده است.



اودر خصوص آخرين وضعيت پرونده سکينه محمدی هم می گويد: "آخرين اقدام ما درخواست اعاده دادرسی بود و قرار بود ظرف 20 روز به ما پاسخ دهند که متاسفانه قضيه همکار عزيزم، آقای مصطفايی پيش آمد. بعد از اين قضيه پرونده خانم محمدی از طرف حفاظت اطلاعات قوه قضائيه، معلق شد و پس از نامه ای که آقای حسينی نوبخت، معاون اجرايی شعبه اجرای احکام دادگستری تبريز برای آقای محسنی اژه اي، دادستان کل کشور نوشت، آقای اژه ای هم پرونده را به معاون اول خود يعنی سعيد مرتضوی محول کرده ؛ آقای مرتضوی هم پرونده را به حفاظت اطلاعات قوه قضائيه فرستاده و زير نامه پاراف کرده که ابتدا پرونده مريم قربان زاده حل شود و بعد پرونده سکينه محمدی. در حاليکه اين دو پرونده هيچ ارتباطی با هم ندارند. به اين ترتيب جان مريم قربان زاده در خطر است و ميخواهند حالا که سر و صداهای جهانی متوجه پرونده سکينه است خانم قربان زاده را سريع تر اعدام کنند."



سکينه محمدی آشتياني، زنی 45 ساله است که از سال 85 در زندان تبريز به سر می برد. او به اتهام رابطه نامشروع ابتدا در شعبه 101 دادگاه جزايی اسکو به 90 ضربه شلاق محکوم شد اما پس از اجرای حکم، شعبه 6 دادگاه کيفری آذربايجان شرقی با باز شدن پرونده قتل همسر خانم محمدي، مجددا به اتهام رابطه نامشروع (زنا) او را محاکمه کرد و حکم به سنگسار داد.



پس از واکنش های بين المللی نسبت به سنگسار خانم محمدي، حکم سنگسار او متوقف شد اما رئيس دادگستری تبريز اعلام کرد سکينه محمدی در پرونده قتل همسرش حکم اعدام دارد؛امری که از سوی وکلای او تکذيب شد.



سجاد محمدی آشتياني، فرزند سکينه پيش از اين به "روز" گفته بود: "به ما گفته اند پرونده مادرم در حال بررسی است و احتمال دارد دوباره مورد رسيدگی قرار گيرد اما هنوز هيچ چيز قطعی نيست و ما نميدانيم به جای سنگسار چه حکمی خواهند داد."



واکنش محمد مصطفايی به برنامه 20:30



روز گذشته و پس از پخش برنامه 20:30، محمد مصطفايی که در حال حاضر در کشور نروژ به سر می برد به گفتگو با "روز" نشست و در خصوص اعترافات خانم محمدی توضيحاتی ارائه داد.



اين حقوقدان می گويد: "همه ميدانند وقتی يک نفر جانش به هر نحوی در خطر باشد يا حکم به اعدام يا سنگسار او داده باشند، پشت هر تريبون و دوربينی که او را بنشانند ناچار است خواسته های کسی که جان او رادر اختيار دارد بپذيرد و هر آنچه آن فرد می خواهد انجام دهد. در مورد سکينه هم يقين دارم به همين منوال بوده است اما بايد بگويم که قضيه قتل در پرونده سکينه کاملا منتفی است چون قتل پرونده ديگری بوده و سنگسار هم پرونده ديگری و آنچه که مهم است اينکه وقتی اوليای دم گذشت می کنند و رضايت ميدهند بحث اعدام يا قصاص کاملا منتفی می شود و اين ربطی به نوع قتل ندارد. در اصل موضوع قتل با توجه به گذشت اوليای دم منتفی شده اماآقايان در صدا و سيما موضوع قتل را پررنگ کرده اند تا خود را توجيه کنند. سئوال من اين است که چرا بحثی از سنگسار نکردند و چرا اعلام نکردند که سکينه سه بار درخواست عفو کرده و رد شده است؟ چرا نگفتند دو نفر از 5 قاضی حکم به تبرئه سکينه به دليل عدم وجود دليل مبنی بر زنا داده اند؟"



آقای مصطفايی می افزايد: "بحث ما اين بود که يک انسان در معرض خطر سنگسار قرار دارد و اعدامی وجود نداشت. رئيس دادگستری تبريز بعد از واکنش های جهانی مصاحبه کرد و گفت که در پرونده سکينه اعدام وجود دارد اما من همه جا گفته ام که اصلا چنين چيزی نيست."



وی با طرح اين سئوال که چرا بايد زنی را که در معرض سنگسار قرار دارد به تلويزيون بياورند تا عليه خود و وکيلش حرف بزند می گويد: "چرا با وکيل او در تلويزيون صحبت نمی کنند؟ ادعا ميکنند که من اصلا سکينه را نديده ام در حاليکه من وکيل او هستم، بارها با او تلفنی صحبت کرده ام و او را بارها ديده ام؛ وکالت رسمی دارم که در پرونده هم موجود است. نمی دانم اين همه جو سازی برای چيست و چه چيزی را ميخواهند ثابت کنند."



آقای مصطفايی می افزايد:" اگر دستگاه قضايی درخواست عفو را پذيرفته بود اين همه جنجال و اعتراض هم نمی شد.اما مسئولان دولتی و قضايی بايد بدانند که با خشونت، زور، اغفال و دروغگويی نمی توانند کاری پيش ببرند؛ من هم به هيچ عنوان کاری ندارم که اسرائيل يا امريکا چه می گويند و چه ميکنند. من به اين کار دارم که يک انسان از مرگ نجات پيدا کند. در اين ميان عده ای هم در خارج از کشور سوءاستفاده سياسی می کنند و عده ای هم به صورت کاملا انسانی و بدون ادعا کار ميکنند. من کاری به کسانی که سوءاستفاده ميکنند ندارم. دلم برای کشورم می سوزد. کاش آقايان به جای ساختن فيلم های مستند دروغين، با آينده نگری راهکار درستی در پيش بگيرند که به نفع کشور، نظام و اسلام باشد."



جان مريم قربان زاده در خطر است



اما مريم قربان زاده کيست که به گفته جاويد کيان، مسئولان قضايی تصميم گرفته اند اول تکليف او را روشن کنند و بعد به پرونده سکينه محمدی بپردازند.



جاويد کيان، وکيل مريم قربان زاده به "روز" ميگويد: "همه توجه ها به پرونده سکينه محمدی جلب شده و در اين ميان جان خانم قربان زاده در خطر است. با اعتراضاتی که به سنگسار خانم محمدی شد، حکم سنگسار خانم قربان زاده را يک ماه و نيم پيش تبديل به اعدام کرده و به اجرای احکام فرستاده اند و هر لحظه امکان دارد اين زن اعدام شود."



او درباره پرونده مريم قربان زاده توضيح می دهد: "پرونده خانم قربان زاده مشابه پرونده سکينه محمدی است. او در زندان به سر می برد و محکوم به سنگسار شده بود اما بعد از سر و صداهايی که درباره پرونده سکينه محمدی شد، آقای نوبخت، معاون دادستان تبريز، پرونده خانم قربان زاده را با اين بهانه که ممکن است اين پرونده هم سر و صدا ايجاد کند و چهره اسلام را زير سئوال ببرد، به شعبه 12 کيفری استان فرستاد و اين شعبه حکم سنگسار خانم قربان زاده را به «دار آويختن» يعنی اعدام تبديل کرد. يعنی در اصل بعد از افشاگری هايی که درباره خانم محمدی صورت گرفت مجازات سنگسار خانم قربان زاده با درخواست معاون دادستان تبريز به اعدام تبديل شد و حکم هم خيلی سريع به شعبه اجرای احکام فرستاده شد و هر لحظه امکان دارد که اين حکم به مرحله اجرا درآيد."



وکيل مريم قربان زاده می افزايد:" تنها کاری که از دست من ساخته است اين است که تقاضای اعاده دادرسی کنم و در اين زمينه اقدام ميکنم اما مشخص نيست تقاضای ما را بپذيرند يا نه. متاسفانه اکنون پرونده در شعبه 7 اجرای احکام که شعبه مخصوص اجرای احکام اعدام است، می باشد."



وی درباره اتهام و چگونگی بازداشت موکلش می گويد: "همسر خانم قربان زاده يک فرد پارانوئيدی يعنی مبتلا به بيماری سوظن شديد از نوع خطرناک بوده به طوريکه هر روز که ميخواسته از خانه بيرون برود به خانم قربان زاده قرص خواب می خورانده و درها را قفل ميکرده است. او قبلا دو بار سابقه طلاق داشته که هر دو همسرش به دليل همين بيماری او طلاق گرفته اند و همه اينها در پرونده موجود است. با خانم قربان زاده هم همين کار را ميکرد و اين خانم ماهها نمی توانست از منزل بيرون برود تا اينکه خانم قربان زاده با فردی خارج از ازدواج رابطه برقرار ميکند و آن فرد همسر خانم قربان زاده را به قتل می رساند که در اين زمينه بايد بگويم خانم قربان زاده هيچ دستی در قتل نداشته و قتل ربطی به او نداشته و قاتل هم بعد با قرار وثيقه آزاد است."



آقای جاويد می افزايد: "بعد از اين قضيه خانم قربان زاده با اين فرد ازدواج موقت می کند و صيغه نامه هم داشته است اما خانواده مقتول که دنبال ارثيه او بودند برای اينکه سهم خانم قربان زاده را ندهند وقتی شوهر صيغه ای خانم قربان زاده به منزل او رفته بود ترتيب بازداشت آنها را می دهند. در تفتيش منزل فيلمی پيدا شد که در مورد رابطه جنسی خانم قربان زاده با همين فرد بود و همين فيلم مورد استناد قاضی شعبه 12 کيفری تبريزبرای صدور حکم سنگسار قرار گرفت و دفاعيات ما هم مبنی بر اينکه اين دو نفر صيغه رسمی دارند مورد توجه واقع نشد. استدلال قاضی هم اين است که اين فيلم مربوط به زمانی است که خانم قربان زاده شوهر داشته و روی فيلم هم تاريخ مربوط به قبل است."



سقط جنين 6 ماهه مريم قربان زاده



آقای کيان سپس با اشاره به باردار بودن خانم قربان زاده درهنگام بازداشت می گويد: "سه ماه قبل يعنی زمانی که جنين 6 ماهه بود مريم را ناچار کردند جنين را سقط کند چون ميخواهند سريع او را اعدام کنند و زن باردار را نمی توانند اعدام کنند. ما به اين قضيه به شدت اعتراض کرديم که جنين از سه ماهگي، انسان کامل است و از بين بردن او، قتل محسوب می شود اما توجهی به اين مساله نشد و سر و صدا سر قضيه سکينه محمدی باعث شد آقايان شتاب بيشتری به خرج دهند و تاوان آن را خانم قربان زاده بپردازد."



آقای کيان وضعيت روحی موکلش را بسيار بد توصيف می کند و می گويد: "متاسفانه وضعيت روحی مريم اصلا مناسب نيست و بعد از سقط جنين بدتر هم شده و الان هم که در خطر مرگ قرار دارد می توانيد حدس بزنيد که در چه شرايطی است."



آذر باقری ديگر قربانی



آذر باقری ديگر موکل آقای کيان است که از 14 سالگی و با شکايت همسرش و با حکم سنگسار در زندان به سر می برد.



آقای کيان درباره پرونده آذر باقری می گويد: "خانم باقری از 14 سالگی يعنی از ده سال قبل در زندان است. تمام مراحل قضايی را پی گيری کرديم 6 بار حکم سنگسار دادند اما به تازگی سنگسار ايشان تبديل به شلاق حد شده و پرونده باز به ديوان عالی کشور رفته و اگر ديوان اين حکم را نقض نکند از سنگسار نجات پيدا ميکند و اگر نقض کند حکم سنگسار اجرا خواهد شد؛ اما خطر اين است که شلاق ايشان به گونه ای است که بايد به صورت لخت، صد ضربه به پشت او بزنند که در اکثر موارد اين گونه شلاق به ضايعه نخاعی منجر می شود."



وی درباره اتهام و چگونگی بازداشت آذر باقری توضيح ميدهد: "شوهر خانم باقری به فردی بدهکار بوده و آن فرد را به خانه دعوت ميکند و سپس آذر و آن مرد را مضروب می کند و به پليس زنگ ميزند و ادعا ميکند که اين دو رابطه نامشروع داشتند و ديده ام و.... در اصل توطئه کثيفی می چيند که از شر طلبکار خود خلاص شود و اينکه اکنون حکم به شلاق تبديل شده به اين دليل است که توانستيم اين مساله را بالاخره ثابت کنيم که اين فرد طلبکار بوده و قضيه توطئه است و هيچ رابطه ای وجود نداشته است."



حکم سنگسارکبری بابايی در اجرای احکام



کبری بابايي، ديگر موکل جاويد کيان است که همسرش در تبريز به اتهام لواط اعدام شده و او در خطر سنگسار قرار دارد و به گفته وکيلش، حکم سنگسار او به شعبه اجرای احکام فرستاده شده است.



آقای کيان توضيح می دهد: "رحيم محمدي، همسر خانم بابايی هم به هيچ عنوان لواط نکرده بود بلکه نمايشی ترتيب داده بود که بتواند اخاذی کند که در اخاذی هم موفق نشد و بازداشت شد اما او را به اتهام لواط اعدام کردند و ظلم مضاعف در اين ميان به خانم بابايی شد که وضعيت روحی بسيار وحشتناکی دارد. دچار افسسردگی حاد است و داروهای خطرناکی مصرف ميکند. اکنون پرونده او در شعبه 7 اجرای احکام است و متاسفانه اعاده دادرسی درباره ايشان مورد قبول واقع نشده و هر لحظه امکان دارد او را سنگسار کنند."



جاويد کيان سپس از مجامع بين المللی ميخواهد برای نجات جان اين 4 زن اقدام کنند و می گويد از نظر قضايی دست او بسته است و بخصوص درباره پرونده هايی که در اجرای احکام است هيچ کاری از او ساخته نيست.




21 مرداد 1389    12:58
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد :وقوع زلزله 5 ريشتری در خراسان شمالی

ايلنا: شبکه لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران،‌ زمان دقيق وقوع اين زلزله را ساعت 21 و 56 دقيقه و 19ثانيه اعلام کرد.



تاکنون جزئيات بيشتری دراين باره منتشر نشده است .




21 مرداد 1389    08:15
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:42 21 مرداد 1389
5 ريش تری، يعنی 5 ملايی.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد. کروبی درگفتگوباگاردين:نامه های زندانيان مبنی بر فروکردن سرهاشون در توالت به من رسيده است/نتيجه تحريم های اقتصادی قدرتمندتر شدن دولت نامشروع کنونی ايران است



سحام نيوز:آقای کروبی در گفتگوی با گاردين که امروزصبح منتشرشد ابراز داشت اگر فرد خاصی به عنوان رهبر اين جنبش مطرح بود تاکنون يا حذف شده بود و يا در زندان بود. اين امتياز بارز جنبش است که در ميان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همين دليل تداوم اين راه است. اختلافی در ميان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام ميگيرد







۱- با گذشت بيش از يک‌سال از آغاز جنبش سبز، شما به عنوان يکی از اصلي‌ترين رهبران اين جنبش، وضعيت هم‌اکنون جنبش سبز را چگونه ارزيابی مي‌کنيد؟ بعضی از منتقدان و تحليل‌گران خارج از کشور به اين خاطر که شاهد تظاهرات خيابانی نيستند، گمان مي‌کنند که جنش سبز شکست خورده است. پاسخ شما به اين گمان چيست؟



من يک عضوی از اين مردم هستم. از دو زاويه به اين مسئله بايد پرداخته شود. اول آنچه مسلم است اين جنبش مردمی مانند روزهای نخستين نيست که بيايند در خيابان ها و اعتراض کنند و درگير شوند. چون رژيم و دولت سخت ترين شرايط را برای مردم بوجود آورده است و مقدور مردم نيست که به خيابان ها بيايند و توصيه هم به مردم شده است که در خيابان ها حضور نيابند چون متاسفانه حکومت با بدترين شيوه به مردم حمله ميکند و اين باعث ايجاد تلفات ميشود. از طرف ديگر به نظر بنده جنبش ديگر ضروريتی به حضور در خيابان ها ندارد زيرا خواست و نظر اين جنبش هم برای حکومت و هم برای تمام مردم دنيا واضح و روشن شده است. اما جنبش کاملا وجود دارد و تحرک دارد و از هر فرصتی برای حضور استفاده ميکند. مدام و مستمر با امکانات و فضای مجازی که در اختيار اين جنبش هست با جلساتی که تشکيل ميدهند. بدليل برخورد های تند جريان حاکم اين جنبش حتی عميقتر هم شده است.همکنون شاهد هستيم که مدام جرايد حکومتی بر عليه اين جنبش می نويسند و هنوز دستگيری ها ادامه دارد و دادگاه ها هم همچنان رفتارهای خود را با اين متهمان ادامه ميدهند. حکومت حتی از يک مراسم ترحيم که برای يک نماينده سابق مجلس برگزار گردد ميترسد و اين نشان دهنده زنده بودن اين جنبش است.







۲- آيا مشروعيت نظام را زير سئوال مي‌دانيد؟ آيا به نظر شما جنبش سبز همچنان به‌دنبال رای خود است يا تمنيات جنبش سبز تغيير کرده است؟ چه اهداف و خواسته‌هايی را برای جنبش سبز مشخص مي‌کنيد؟ آيا در يک‌سال گذشته هيچ دچار ياس و نااميدی شده‌ايد؟



نظام به معنای جمهوری اسلامی را زير سوال نميبريم. جنبش نشانه خواست رای مردم است و ثمره تقلب در انتخابات همين جنبش است. تقلبی که در دوره های گذشته هم وجود داشته است. جنبش متشکل از افراد با سلايق و افکار و ديدگاه های گوناگون است ولی آنچه که ما مدنظر داريم و بدنبال آن هستيم، انتخابات آزاد،اجرای کامل قانون اساسي، آزادی مطبوعات و مسائلی از اين دست هستيم. شايد برخی به دنبال تغيير نظام باشند ولی بنده بدنبال اصلاحات هستم و نه انقلاب و دگرگونی نظام. در اين يکسال حرکت ما رو به جلو و مثبت بوده است و به پيروزی مردم هم اطمينان دارم و هيچگاه دچار ياس و ترديد برای احقاق حقوق مردم نشده ام.







۳- برای تحقق پيروزی جنبش سبز حاضريد که چه هزينه‌ای پرداخت کنيد؟ آيا از دستگير شدن نمي‌ترسيد؟ آيا هم‌اکنون نگران سلامتی جسمی خود و خانواده خود هستيد؟



هيچگاه ناراحتي،ياس و ترديد در من بوجود نيامده است. مردم کاملا پشتيبانند و خواسته ای دارند. من و خانواده ام، خود را برای هر حادثه ای آماده کرده ايم و از هيچ چيز ترس و ابايی نداريم. همانطور که تاکنون طی اين يکسال مسائل بسياری را برای من و خانواده ام بوجود آوردند. حتی در ۲۲بهمن سال قبل خودم موردحمله قرار گرفتم و فرزندم علی را دستگير و به بدترين شکل ممکن مورد شکنجه و آزار قرار دادند. در قزوين به سمت خودروی من تيراندازی کردند و بعد از آن نيز به منزل من حمله کردند و خساراتی را به ساختمان وارد کردند.روزنامه راتوقيف ودفترم راپلمپ کردندو اين فشارها هنوز هم ادامه دارد ولی همه ی اين مسائل نميتواند جلوی حرکت و خواست برحق ما را بگيرد.







۴- بعضی از منتقدان بر اين باورند که رهبری واحدی در جنبش سبز وجود ندارد. نظر شما در پاسخ به اين انتقاد چيست؟ رابطه‌ی خودتان را با آقايان موسوی و خاتمی چطور مي‌بينيد؟



درست است که رهبری واحدی در اين جنبش مردمی وجود ندارد ، اما خواست واحدی ميان اکثريت مردم وجود دارد و آن حقوق مدنی و انتخابات آزاد است. اگر فرد خاصی به عنوان رهبر اين جنبش مطرح بود تاکنون يا حذف شده بود و يا در زندان بود. اين امتياز بارز جنبش است که در ميان توده های مردم است و رهبری آن را خود مردم به عهده دارند و همين دليل تداوم اين راه است. اختلافی در ميان ما وجود ندارد و ارتباط بنده با آقای موسوی به صورت مرتب و منظم انجام ميگيرد و جلسات منظمی را باهم برگزار ميکنيم وبيانيه های مشترک صادرمی کنيم







۵- بسياری از فعالان شجاعت شما را در مطرح ساختن مسئله‌ی تجاوز در زندان‌ها ستايش مي‌کنند. آيا همچنان ماجرای زندانيان و شکنجه‌ديدگان و کشته‌شدگان را دنبال مي‌کنيد؟ نظر شما درباره‌ی دادگاهی که اخيرا درباره‌ی متهمان پرونده کهريزک برگزار شد، چيست؟



درمورد کهريزک بنده تحقيقات کرديم و افرادی آمدند و مدعی بودند و من پيگيری خودم رو انجام دادم که خوشبختانه تا حدودی در وضع زندان ها بهبودی بوجود آمد و کهريزک بسته شد. فضای همکنون زندان ها با فضای وحشتناک و خشن روزهای نخستين تا حدودی متفاوت شده است. با همه اين احوال هنوز شرايط زندان ها مطلوب نيست. اما در مورد متهمان کهريزک، يک عده را محکوم کردند ولی متاسفانه عده ای ناشناس هستند و کسانی که در آن روزها نامشان مطرح بود و در گزارش تحقيق و تفحص مجلس نامشان به عنوان متهم برده شده بود در اين ليست نبودند. هنوز برای من مشخص نيست که نتيجه دادگاه به کجا رسيده است.







۶- آيا موافقيد که بزرگترين مشکل جنبش سبز نداشتن رسانه‌ای موفق و متمرکز است؟



بله مشکل جدی است. هيچگونه فرصتی داده نمی شود. روزنامه ها همه تعطيل شده اند و معدود روزنامه مستقل هم که هست مدام زير فشارند و اجازه انتشار هيچ گونه مطلبی را در خصوص جنبش ندارند و تهديد به تعطيلی می شوند. حتی برای چاپ آگهی تسليت هم مورد عتاب قرار ميگيرند.







۷- شما اصولا نسبت به آقايان موسوی و خاتمی و خانم رهنورد، فعال‌تر هستيد و عکس‌العمل‌های بيشتری نسبت به وقايع نشان مي‌دهيد. خيلي‌ها صراحت لهجه شما را بسيار ستايش مي‌کنند. به نظر شما چرا مثلا آقای خاتمی به اندازه شما نسبت به وقايع عکس‌العمل نشان نمي‌دهد؟



اين نظر لطف مردم است ولی بنده مدعی نيستم که بيشتر از ديگران فعال هستم.آقای موسوی و خانم رهنورد هم در حد توان شان فعاليت می کنند و آنها هم از هيچ کوششی دريغ نمی کنند. من احساس ميکنم وظيفه ای دارم و در قبال همين وظيفه فعاليت ميکنم و از حقوق مردم تا جايی که در توانم باشد دفاع ميکنم. اين کاری که من انجام ميدهم ناچيز است و بيش از اين دين به مردم دارم.







۸- آيا مي‌توانم نظر شما را درباره‌ی حکم سنگسار در ايران و خصوصا حکم سنگسار خانم سکينه محمدی آشتيانی بپرسم؟. امام در مورد سنگسار فرموده بودند که اجراء نشود و بارها هم اين مطلب توسط برخی اعضای شورای عالی قضايی گفته شده است و نميدانم اين سليقه های که برخی قضات انجام ميدهند منشاش کجاست. بنده با اين گونه احکام بشدت مخالفم.







۹- سران جنبش سبز چندين مرتبه نشان دادند که در تلاشند تا اهداف و چهارچوب‌های جنبش را تبيين کنند، برای مثال منشور جنبش سبز که آقای موسوی مطرح کردند خيلی نقطه شروع خوبی بود اما اين حرکت به ظاهر جلو نرفته و ادامه پيدا نکرده است. چراa. شرايط دشوار است و فشارها زياد. اما اهداف جنبش کاملا واضح و روشن است. مردم خواست و هدفشان را ميدانند و از منشورخودشان پيروی می کنند. اين حاکميت است که بايد به خواست مردم تن دهد.







۱۰- در روزهای اخير شاهد اين بوده‌ايم که شما بارها گفته‌ايد که اين کارهايی که اين نظام دارد با فرزندان خود مي‌کند، نظام شاهنشاهی هم با ايرانيان نکرد. آيا اين بدان معني‌ست که ظلم در نظام فعلی ايران را بيشتر از دوران شاهنشاهی مي‌دانيد؟



نخيرنظام شاهنشاهی يک نظام فاسد بود و وابسته به بيگانه ولی جمهوری اسلامی برامده ازرای وپشتيبانی مردم ميباشد ولی اکنون منحرف شده است



وتوسط يک جريانی که رای مردم رابه اندازه کافی نداردقوانين زيرپاگذاشته شده است ورفتارهای بامردم وزندانيان صورت ميگيردکه دررژيم گذشته به خاطرفشارهای خارجی وافکارعمومی صورت نمی گرفت ماننداين اخباری که اخيراتوسط زندانيان مبنی برفروکردن سرهاشون درتوالت به جهت اعتراف گيری منتشرشده است که به خودمن هم نامه های ارسال شده است منظور من اين بود که اگرچه آنان منحرف بودند اما يکسری ملاحظات را نيز در نظر می گرفتند. چهارچوب هايی رعايت می شد که متاسفانه اينهارعايت نميکنندوماهم صرفابدنبال اصلاح جمهوری اسلامی هستيم



۱۱-با توجه به تحريمهای شديدی که وضع شده آيا مردم يا دولت متحمل آسيب ميشوند؟



ببينيدازيک طرف عملکرد دولت بزرگترين مشکلات اقتصادی را برای مردم همراه داشته و باعث تورم و رکود اقتصاد کشور شده و در نتيجه خيلی از کارخانجات و طرح های بزرگ اقتصادی مثل عسلويه به خاطر همين مشکلات اقتصادی تعطيل شده اند و دليل عمده آن رشد بيکاری در کشور است.



از طرف ديگر هم که کشورهای غربی تحريم های اقتصادی را بر ايران اعمال کرده اند که متاسفانه به اعتقاد من تنها نتيجه اين تحريم های اقتصادی قدرتمندتر شدن دولت نامشروع کنونی ايران است و مردم ضربه اصلی آن را خواهند خوردو در نهايت اين تحريم ها مردم را متضرر خواهد کرد.



و دولتی که از رای مردم برنخاسته را قوی تر می کند و باعث می شود اين دولت اهرم ديگری به نام اهرم اقتصادی پيدا کند و به بهانه مقابله با تحريم های اقتصادی مخالفان دولت را سرکوب کند




21 مرداد 1389    02:15
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
12:04 21 مرداد 1389
ایران ما شده کوبای 1957 و باتیسای ان " آقا" .تاریخ را بخوانید خیلی شبیه است .ولله !! ایران " چه گوارا " می خواد . نه یک چندین هزار


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21مرداد. بيانيه جمعی از خانواده های زندانيان سياسی در حمايت از شکايتنامه از مسوول سپاه

کلمه

خانواده زندانيان سياسی از اعلام جرم هفت قربانی انتخابات برنامه ريزی شده عليه يکی از مسئولان سپاه حمايت کردند.



به گزارش کلمه در بخش از اين بيانيه آمده است: ”براساس شکايت اين عزيزان طرح داستان واهی انقلاب مخملين تنها دستاويزی برای پوشاندن کودتای نظامی است که آقايان به آن مبادرت نموده اند و دخالت در آراء مردم و نتيجه انتخابات عوارض دردناک و جگرسوزی را به وجود آورد که همه ايران بلکه جهان شاهد و ناظر بر آن بوده اند و ما خانواده های زندانيان سياسی و عزيزان دربندمان از قربانيان و آسيب ديدگان آن هستيم.“



هفت فعال سياسی نامدار کشور که خود را تعدادی از قربانيان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ازجمله عده ای از نظاميان قانون شکن، درجريان انتخابات رياست جمهوری دهم و پس از آن ناميده اند، در شکايتنامه ای که درواقع سندی است درباره ظلم ها و کارشکنی های عده ای متوهم که متاسفانه لباس نظامی و امنيتی کشورمان را بر تن کرده اند، به اظهارات فردی موسوم به ”سردار مشفق “ اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات رياست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پيش گفته، در جريان انتخابات و پس از آن دانستند؛ اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است.



متن بيانيه خانواده های زندانيان سياسی در حمايت از شکواييه هفت تن از فعالان سياسی از مقام منتسب به سپاه که در اختيار کلمه قرار گرفته است، به شرح ذيل است:



بسم الله الرحمن الرحيم



«شهر رمضان الذی انزل فيه القرآن»



يک سال و اندی از انتخابات دهم می گذرد. يک سال و ماه هايی پر از حادثه، پر از التهاب، پر از دغدغه. دغدغه آسيب ديدگان و رنج کشيدگانی که صبورانه ايستادند و فريب و دروغ و سالوس را برنتافتند و به سپاه مهاجم ظلم «نه» گفتند. آسيب ديدگانی که به بازی از پيش تعيين شده برای پذيرش اتهامات واهی تن در ندادند و برخی از آنان هم که در زير فشارهای غيرقابل تحمل از سوی از خدا بی خبران در سلول های انفرادي، دروغ نبشته های عليه خود و ديگران را امضا کردند، به فضل و رحمت الهی که خود والاترين هديه و ارمغان يعنی «کرامت انساني» را به اشرف مخلوقاتش عطا نموده است، در فضای بيرون از زندان به انکارآن ها پرداختند.



يک سال و اندی از انتخابات دهم می گذرد و طی اين مدت به فضل پروردگار و سعی و جديت مردم، شجره طيبه معرفت و دانايي، تناورتر و پرثمرتر شده است.



و اين روزها هم زمان با بی حرمتی ها و تحقيرها و بدرفتاری هايی که در زندان های کشور اسلامی مان با زندانيان سياسی می شود که تعدادی از آنان را به تنگ آورده و برای رساندن صدای اعتراضشان مجبور به اعتصاب غذا کرده است، به دنبال انتشار گسترده سخنان سراسر دروغ و افترای سردار مشفق نامی که ظاهرا مسئولتی امنيتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد، ساکنان چندماهه سلول های انفرادی و چندنفره ۲ الف متعلق به سپاه، متن حقوقی ای را عليه اظهارات کذب و مفتريانه وی تهيه و با ارسال نامه ای به رئيس قوه قضائيه و سازمان قضايی نيروهای مسلح و کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامي، از وی شکايت کرده اند.



براساس شکايت اين عزيزان طرح داستان واهی انقلاب مخملين تنها دستاويزی برای پوشاندن کودتای نظامی است که آقايان به آن مبادرت نموده اند و دخالت در آراء مردم و نتيجه انتخابات عوارض دردناک و جگرسوزی را به وجود آورد که همه ايران بلکه جهان شاهد و ناظر بر آن بوده اند و ما خانواده های زندانيان سياسی و عزيزان دربندمان از قربانيان و آسيب ديدگان آن هستيم.



اينک، ما خانواده های زندانيان سياسی با اذعان به آن چه ذکر شد، ضمن حمايت از امضاء کنندگان اين شکايت نامه حقوقی که سندی ارجمند از دادخواهی شهروندان پاک و صادق و خدوم اين ديار و دل سوختگان کشور و متأثرين از انحراف از مسير انقلاب و آرمان های والای آن است، از مقامات قضايی می خواهيم به جای اقدامات شتابزده چون تحت فشار قرار دادن امضاکنندگان شکايت نامه برای بازپس گرفتن شکايتشان و بازگرداندن آن ها به زندان که از زمان ارسال نامه با احضار مجدد محسن امين زاده آغاز و به محض انتشار آن در رسانه های عمومی با بازگرداندن محسن صفايی فراهانی ادامه يافته است، هرچه سريع تر تمهيدات لازم برای رسيدگی به اين شکايت حائز اهميت را فراهم نموده ادعای استقلال کامل قوه قضائيه و عدم تأثيرپذيری از عوامل و شرايط خارجی و پيرامونی را در عمل ثابت کنند.



بديهی است رسيدگی به اين شکايت می تواند تکليف انتخابات و حوادث دردناک پس از آن را روشن نمايد و صف خادم و خائن را يک بار ديگر در پيشگاه مردم فهيم و آگاه ايران جدا سازد.



هم چنين بی اعتنايی و مغفول و مسکوت گذاشتن اين شکايت بسيار مهم و يا بدتر از آن تهديد و تنبيه شاکيان به جای رسيدگی به شکايت و دادخواهی شان، شائبه وابستگی قوه قضائيه و تأثيرات ارعاب کودتاگران بر آن را تشديد و اثبات خواهد کرد.



خطاب ما ستم ديدگان پس از انتخابات به آمرين به معروف و ناهيان از منکر بزرگ حمايت از ستمگران به مقامات قضائی اين است: بياييد عالم را نه فقط در شعار و وهم و خيال، بلکه به واقع محضر خدا بدانيد و در محضر خدا آن هم در ماه خدا، ماه ضيافت پرشکوه الهي، بيش از اين به بندگانش ستم نکنيد و بيش از اين قهر خالق مطلق را برنيانگيزيد.



والله خيرالمنتقمين




21 مرداد 1389    02:04
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
12:04 21 مرداد 1389
ایران ما شده کوبای 1957 و باتیسای ان " آقا" .تاریخ را بخوانید خیلی شبیه است .ولله !! ایران " چه گوارا " می خواد . نه یک چندین هزار

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



24 مرداد 1389    21:40
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد