www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 20مرداد/

20مرداد :صفايی فراهانی: به اوين باز مي‌گردم اما شکايت خود را پس نمی گيرم

20مرداد :وزير مسکن و شهرسازی در شرايطی که مشکل اصلی بخش بزرگی از جامعه بی خانمانی و مستاجری است،بر احيای اندرونی و بيرونی در خانه ها و نفی آشپزخانه اپن تاکيد ويژه دارد

20مرداد :دبه هاى تُرشى و جنگل هاى ايران

20مرداد :گزارش تصويری/ آوارگان سيل در پاکستان

20مرداد :محکوميت منصور اسانلو به يک سال حبس ديگر

20مرداد :شرايط حاد جسمی رضا جوشن يکی از زندانيان سياسی که در ايزوله کامل قرار دارد

20مرداد :موسوی:امروز حتی آئين‌نامه‌های ساده و ناقص زندان ها توسط زندان‌بان‌ها رعايت نمي‌شود.

20مرداد :تلويزيون دولتی ايران با بازجويان سازمانهای اطلاعاتی و امنيتی در پايمال کردن حقوق دستگير شدگان و شهروندان تبانی کرده است

20مرداد :هشدار نماينده بابل: باغداران شمالی در معرض ورشکستگی هستند

20مرداد :سواحل ايران در وضعيت نامناسبى قرار دارد

20مرداد: واکنش مشايی به منتقدين:از باند ثروت-قدرت هستيد/شکايت می کنم

20مرداد :يکی از زنان دستگير شده روز عاشورا همچنان در شرايط سخت و بلاتکليفی بسر می برد

20مرداد :برزيل قطعنامه تحريمی سازمان ملل عليه ايران را امضا کرد

20مرداد :بيانيه زندانيان بند ۳۵۰ اوين :تشريح سياست های جديد اعمال فشار

20مرداد :فروش بنزين ترکيه به ايران ۷۳ درصد کاهش يافت

20مرداد :اخراج ۳۴۰۰کارگر در استان گلستان و بيکاري۵۲ هزار کارگر در عسلويه

20مرداد :ادواردو گالئانو:اقتصاد جهانى در هيچ دوره يى از تاريخ چنين غير دموکراتيک نبوده است.

20مرداد :بدهکاران بيکار:افزايش روند رشد نرخ بيکاری در ايران

20مرداد :قرارداد دويست‌وپنجاه ميليون دلاری شرکت گاز با سپاه

20مرداد :يورش وحشيانه گارد زندان به زندانيان بی دفاع زندان گوهردشت کرج

20مرداد :نگرانی خانواده کيوان صميمی درباره تداوم اعتصاب غذای اين روزنامه نگار

20مرداد :مصباح يزدى:اگر کسى از اسلام منحرف شد، اول تذکر مي‌دهيم و بعد بر او چوب مي‌زنيم

20مرداد :مراسم يادبود اسماعيل ططري، با فشار مقامات امنيتی لغو شد



20مرداد :صفايی فراهانی: به اوين باز مي‌گردم اما شکايت خود را پس نمی گيرم

پارلمان‌نيوز:پس از انتشار مصاحبه محسن صفايی فراهانی در مورد شکايت هفت فعال سياسی از يکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضايی از او خواستند تا بعدازظهر امروز خود را به زندان اوين معرفی کند.



به گزارش «پارلمان‌نيوز»، صفايی فراهانی با تاکيد بر اينکه شکايت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.



در روزهای گذشته ۷ هفت فعال سياسی نامدار کشور از جمله صفايی فراهانی در شکايتنامه ای که درواقع سندی است درباره ظلم ها و کارشکنی های عده ای متوهم که متاسفانه لباس نظامی و امنيتی بر تن کرده اند، به اظهارات فردی موسوم به ”سردار مشفق “ اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات رياست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پيش گفته، در جريان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.




20 مرداد 1389    20:54
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :وزير مسکن و شهرسازی در شرايطی که مشکل اصلی بخش بزرگی از جامعه بی خانمانی و مستاجری است،بر احيای اندرونی و بيرونی در خانه ها و نفی آشپزخانه اپن تاکيد ويژه دارد

عصرايران:وزير مسکن و شهرسازی در شرايطی که مشکل اصلی بخش بزرگی از جامعه بی خانمانی و مستاجری است، چند وقتی است که بر احيای اندرونی و بيرونی در خانه ها و نفی آشپزخانه اپن تاکيد ويژه دارد و از رسانه ها نيز شاکی است که چرا از او به خاطر طرح اين مبحث تشکر نمی کنند؟!



"اندرونی و بيرونی"، اصطلاحی است که در زمان های گذشته در منازل ايرانيان مرسوم بوده است. اندرونی به آن بخش از خانه می گفتند که "اهل و عيال" در آن مستقر بودند و بيرونی هم، چنانچه از نامش پيداست، پذيرای مهمانان و آدم های بيرونی بود. در واقع تفکيک منازل به اندرونی و بيروني، حريم همسر (و گاه همسران) و فرزندان را از فضای بيرونی جدا می کرد.



اندرونی و بيروني، بيشتر در باب منازلی صدق می کرد که به علت جايگاه خاص صاحبخانه ، محل رفت و آمد مردم بود، مانند خانه علمای دين و برخی رجال سياسی که درهای خانه هايشان به روی مردم باز بود و وجه مشترک همه اين خانه ها هم وسعت زياد آنها بود.



در اين خانه ها، بخش بيروني، بيشتر، نقش "دفتر کار و ملاقات مردمی" را برای آقايان داشت و بخش اندروني، به معنای واقعي، خانه و مسکن شان بوده است.



حال از وزير محترم مسکن و شهرسازی می پرسيم: برادر عزيز! در شرايطی که ميليون ها نفر در اين کشور، آرزوی داشتن يک مسکن کوچک 50 متری را دارند و در حالی که اصل مسکن آنها تامين نشده، سخن گفتن از اينکه الا و بلا اندرونی و بيرونی احيا شود يا آشپزخانه چگونه باشد، چه فايده ای دارد؟



آيا اين گونه سخن گفتن، آدمی را ياد بيت معروف "خانه از پای بست ويران است/ خواجه در بند نقش ايوان است" نمی اندازد؟



گذشته از اين، آيا اساسا خانه های امروز ايرانی - مخصوصا در شهرهای بزرگ که عمدتا آپارتمان های کوچک هستند- قابليت اين را دارند که به اندرونی و بيرونی تقسيم شوند؟ اصلا خود آقای وزير که کارشناس ارشد مسکن هست، بيايد و يک آپارتمان مثلا 80 متری را به اندرونی و بيرونی تقسيم کند تا ببينيم آيا اساسا چنين چيزی امکان عمل دارد؟



گذشته از اين آيا در شرايط کنونی خانواده ها که در آنها رفت و آمدها اکثرا منحصر شده به "هر از گاهی مهمانی های خانوادگی" اساسا نيازی به اندرونی و بيرونی هست؟!



آشپزخانه اپن هم که مورد انتقاد وزير قرار گرفته، محصول الزامات خانه سازی جديد است.

اگر دقت کنيم خواهيم ديد که اکثر خانه های قديمي، آشپزخانه بسته (غير اپن) دارند و برعکس آشپزخانه عمده خانه های جديد، اوين است.



علت اصلی اين موضوع، اين نيست که مردان ايرانی در دوره جديد می خواسته اند بوی آشپزخانه در کل خانه بپيچد يا همسرشان در معرض ديد مهمانان قرار گيرد! بلکه علت اصلی و اوليه پيدايش و گسترش آشپزخانه های اپن متراژ پايين خانه ها بوده است که طراحان را واداشته با "اپن" سازی آشپزخانه ها ، فضای عمومی خانه را بازتر کنند و البته از بين تمام فضاهای خانه (اتاق خواب، حمام و دستشويی) تنها آشپزخانه ها امکان اپن شدن را داشته اند! (البته در گذر زمان، اين الزام به مد هم تبديل شده و اکنون خانه های بزرگ هم اکثرا با آشپزخانه های اپن ساخته می شوند).



بنابراين اگر آشپزخانه اپن چيز بدی است و با فرهنگ ايرانی سازگاری ندارد، چاره اش کشيدن ديوار آجری بر روی اپن آشپزخانه ها نيست بلکه بايد علت اصلی رواج اين گونه آشپزخانه ها را از بين برد و آن، کوچک بودن متراژ خانه هاست.



حال آيا آقای وزير می تواند ترتيبی بدهد که از اين پس خانه های قشر متوسط جامعه مخصوصا در شهرهای بزرگ به جای آنکه 50 ، 60 ، 70 و 80 متر باشند، 200 الی 300 متری شود تا معضل بزرگ! اپن بودن آشپزخانه نيز حل شود و اندرونی و بيرونی ها هم احيا گردند!



از وزير مهمی مانند وزير مسکن که وظيفه سنگين رتق و فتق امور مسکن کشور را بر عهده دارد، آن هم در شرايطی که عرضه مسکن هنوز از تقاضا عقب تر است و بی خانماني، درد رنج آور ايران کنونی است، انتظار می رود از موضع کلان تری به موضوع بنگرد نه اينکه حد و شان جايگاه وزارتی را در سطح آشپزخانه اپن پايين بياورد.



انشاءالله پس از آنکه با همت آقای نيکزاد و همکارانش در وزارت مسکن، مشکل مسکن حل شد، با فراغت اين مجموعه از اصل مشکل بی مسکني، نوبت به آن خواهد رسيد که درباره نقشه ساختمان ها و آشپزخانه و بالکن و پذيرايی آنها حتی در سطح وزير نيز سخن گفته شود ، بنابراين فعلا بهتر است آقايان اصل مشکل را حل کنند، نقش و نگارش پيشکش!


20 مرداد 1389    20:36
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
10:41 21 مرداد 1389
انگار اینها بین خودشون مسابقه " خریت " گذاشتن .

با همین خریت می توان در زمان مسافرت کرد .بروی دویست سال فبل زندگی کنی یا برگردی به قرن بیست و یکم .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :گزارش تصويری/ آوارگان سيل در پاکستان

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1131816
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1131816

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1131830
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1131830


20 مرداد 1389    19:44
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :محکوميت منصور اسانلو به يک سال حبس ديگر

جرس: منصور اسانلو که هفته گذشته در غياب وکيل با اتهامی تازه محاکمه شد مجددا به يک سال حبس محکوم شد که اجرای آن از پايان محکوميت فعليش آغاز می شود.





بنا به گزاش های رسيده به جرس، منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديکای شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه هفته گذشته در شعبه يک دادگاه انقلاب کرج مورد محاکمه قرار گرفت.





اسانلو در هنگام محاکمه، از داشتن وکيل محروم بود و وکلای او از انتقال موکل‌شان به دادگاه انقلاب بی اطلاع بودند.





رئيس سنديکاری اتوبوسرانی تهران و حومه، در زندان دچار ناراحتي‌های حاد مختلفی مانند ناراحتی قلبي، کمر درد و ناراحتی چشم شده است و تا به حال سه بار پزشک قانونی رای به عدم تحمل حبس او را داده که طبق قوانين موجود او بايد آزاد می شد.





بعد از آن کمسيون پزشکی که از پنج پزشک تشکيل شده بود او را برای چندين ساعت تحت معاينه های پزشکی قرار دادند و نهايتا در گزارش خود به صورت ضمنی رای به آزادی وی دادند.





پيش از اين همسر منصور اسانلو، فعال کارگری که در ده سال گذشته، بارها بازداشت شده است، درباره پرونده جديد همسرش در شعبه 6 کرج گفته بود: می خواهند تلاش کنند برايش مدارک غيرواقعی توسط زندانی های ديگر درست کنند، مثلا بگويند ما شاهد داشته ايم که آقای اسانلو در زندان شلوغ کاری کرده است. در صورتی که آقای اسانلو آدم قانون گرايی است. با شناختی که از همسرم دارم می دانم او دنبال هرج و مرج نيست. در زندان هم طبيعتا همين طور هست ولی متاسفانه باز هم قصد دارند برايش پرونده سازی کنند تا باز هم زندانی اش کنند.




20 مرداد 1389    18:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :شرايط حاد جسمی رضا جوشن يکی از زندانيان سياسی که در ايزوله کامل قرار دارد

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" زندانی سياسی رضا جوشن از يک هفته پيش دچار بيماری حاد چشمی شده است اما بدستورسر بازجوی وزارت اطلاعات محبی او ممنوع درمان شده است.



زندانی سياسی رضا جوشن بيش از يک هفته است که دچار ناراحتی حاد چشمی است.چشمان او قرمز می باشد و دچار ريزش آب و درد شديد است و همچنين بر ديد او اثر منفی زيادی گذاشته است.زندانی سياسی رضا جوشن به يکی از پاسداربند ها بنام کرد گفته بود : چشمام داره کور ميشه چرا من را نمی بريد به بهداری ، پاسدار بند کرد در جواب او گفته بود:« که نوبت رفتن به بهداری هر دو ماه يکبار می باشد و تو بايد تا رسيدن نوبتت صبر کني».



زندانی سياسی رضا جوشن نسبت به عدم درمان و احتمال ايجاد آسيب جدی برای چشمانش اقدام به اعتراض نمود.در اثر اعتراضات آقای جوشن روز گذشته مدير داخلی زندان فردی بنام گرامی نزد او آمد.آقای جوشن مسئله حاد چشمانش را با او در ميان گذاشت.اين فرد تا به حال هيچ اقدام جدی برای درمان چشمانش اين زندانی سياسی انجام نداده است.



رضا جوشن بيش از 4 ماه است که به فرعی 17 بند 6 ندان گوهردشت کرج منتقل شده است و بصورت ايزوله در آنجا نگهداری می شود او در طی اين مدت از داشتن تماس و ملاقات با خانواده اش محروم بوده است.بازجويان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی آنها را به چنين مکانهايی که دارای شرايط قرون وسطائی منتقل می کنند.



دستور انتقال زندانی سياسی رضا جوشن به فرعی 17 بند 6 زندان گوهردشت و قطع تمامی ارتباطها با خانواده اش و ايجاد شرايط طاقت فرسا و غير انسانی بدستور يکی از مسئولين وزارت اطلاعات و سربازجوی بند سپاه زندان گوهردشت کرج فردی بنام محبی می باشد.اين جنايتکار عليه بشريت دستور دستگيريهای فعالين سياسي،دانشجوئي، کارگران، زنان و اعتراضات قيام را در کرج صادر می کند و در اکثر موارد خود فرماندهی دستگيريها را به عهده دارد.اين فرد بازجويی و شکنجه افراد را در بند سپاه خود به عهده دارد.



زندانی سياسی رضا جوشن 25 ساله 10 آذر ماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات در منزل دستگير و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل شدو پس از 2 ماه از بند سپاه به بند 4 انتقال يافت.مامورين وزارت اطلاعات همچنين در روز16 آذرماه به منزل خانواده جوشن يورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی مادر اين خانواده را دستگير و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند و پس از چند هفته بازجويی و شکنجه های جسمی و روحی به بند زنان زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. زندانی سياسی زهرا اسد پور گرجی و فرزندش( فاطمه جوشن) پيش از اين بدليل ديدار خانوادگی با فرزندش در قرار گاه اشرف در عراق دستگير و 14 ماه در زندان گوهردشت کرج بسر بردند و پس از پايان محکوميت غير انسانی خود آزاد شدند. خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش رضا جوشن 19 بهمن ماه 1388 در شعبه 1 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام عاصف حسينی رئيس اين شعبه به حکم سنگين و غير انسانی 1 سال تبعيد به زندان زنجان و 4 سال تبعيد به روستای قيلار زنجان محکوم شدند.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،قرار دادن زندانيان سياسی در شرايط طاقت فرسا و غير انساني،عدم درمان آنها و قطع تماسها و ملاقاتهای آنها با خانواده هايشان را به عنوان يک جنايت غير انسانی محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به جنايتهای رژيم ولی فقيه علی خامنه ای عليه مردم ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



20 مرداد 1389 برابر با 11 اوت 2010




20 مرداد 1389    18:16
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :موسوی:امروز حتی آئين‌نامه‌های ساده و ناقص زندان ها توسط زندان‌بان‌ها رعايت نمي‌شود.

مردمک :ميرحسين موسوی در ديدار با گروهی از جوانان و دانشجويان گفت که «انحرافات اجتماعي» محصول «کژانديشی و دروغ‌گويی اقتدارگرايان» است.



نامزد معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوری در اين ديدار که با گروهی از دانشجويان استان‌های قم، چهارمحال و بختياری و خراسان رضوی انجام شد، گفت: اعتصاب پر محتوا و اميد‌بخش زندانيان به تدريج نتايج موثر خود را هويدا مي‌کند و من به اين زندانيان غيور که اعتصاب خود را شکستند و نتايج آن را هم ديدند، تبريک مي‌گويم.



ميرحسين موسوی درباره بي‌توجهيی حاکميت به قانون اساسی گفت: امروز در وضعيتی هستيم که نه قانون اساسی که حتی آئين‌نامه‌های ساده و ناقص زندان ها توسط زندان‌بان‌ها رعايت نمي‌شود.



آقای موسوی گفت که بر اساس اصل 27 قانون اساسي، کسی نمي‌تواند حق بيان خواسته‌ها و برگزاری اجتماعات را از مردم بگيرد و مريم هم برای استفاده از حقوق خود نيازی به پيام او يا ديگران ندارند.



به گفته آخرين نخست وزير ايران، بازگشت بی کم و کاست به قانون اساسی يعنی اين‌ که «نمي‌توان به يک بخش قانون اساسی اعتنا شود و بخش ديگر آن فراموش گردد.»



آقای موسوی از کسانی که حاضر نيستند از حقوق شهروندی يا حق حاکميت مردم نام ببرند، انتقاد کرد و گفت که اين افراد نمي‌توانند مدعی پيمان بين حکومت و مردم باشند.



او در بخشی از سخنانش همچنين گفت که هواداران «جنبش سبز» به اصول اخلاقی پايبند هستند و انحرافات اجتماعی را محصول رفتار حاکميت ايران دانست.



ميرحسين موسوی بر اين باور است که اهداف «شرافتمندانه» جنبش سبز مي‌تواند لغزش‌ها را در جامعه کاهش دهد.



در اين ديدار که زهرا رهنورد، فعال سياسی مخالف دولت و همسر ميرحسين موسوی هم در آن حضور داشت، نمايندگان جوانان و دانشجويان استان‌های قم، چهارمحال و بختياری و خراسان رضوی درباره شرايط سياسی و اجتماعی استان خود گزارش دادند.




20 مرداد 1389    18:07
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :تلويزيون دولتی ايران با بازجويان سازمانهای اطلاعاتی و امنيتی در پايمال کردن حقوق دستگير شدگان و شهروندان تبانی کرده است

کمپين بين المللی حقوق بشر

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران امروز گفت صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، به عنوان يک بازوی دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی ايران در نقض گستردهء حقوق بشر پس از انتخابات مورد مناقشهء سال ۱۳۸۸ دست داشته است.

تحقيقات و بررسی های کمپين در خصوص محتوای برنامه هايی که توسط صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران تهيه می شوند، نمايانگر يک رابطهء کاری بسيار نزديک مابين مقامات اطلاعاتی و قضايی ايران که مسئوليت محاکمهء دستگيرشدگان پس از انتخابات را به عهده داشته اند، از جمله مازيار بهاري، گزارشگرنيوزويک که پارسال دستگير شد، می باشد.

صدا و سيما همچنين برنامه های تخريبی متعددی را عليه شخصيت های شناخته شده سياسی و فعالان جامعه مدني، مانند دکتر شيرين عبادي، برندهء جايزه صلح نوبل، و دکتر فاطمه حقيقت جو، نمايندهء سابق مجلس شورای اسلامي، در قالب برنامه های به اصطلاح مستند پخش کرده است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران همچنين فشار غير قانونی روی خانواده های کسانی که طی اعتراضات سال گذشته کشته و يا زخمی شدند گذاشته است تا اظهارات خلاف واقعيت بيان کنند.

کمپين خواستار برکناری عزت الله ضرغامي، رييس سازمان صدا و سيما، به دليل نقش وی در پنهان کردن نقض گسترده حقوق بشر و نشر اتهامات کذب، افترا آميز، و بی اساس است.

هادی قائمي، سخنگوی کمپين گفت: "تلويزيون دولتی ايران با بازجويان سازمانهای اطلاعاتی و امنيتی در پايمال کردن حقوق دستگير شدگان و شهروندان تبانی کرده است."

نقش قابل توجه صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران به عنوان ابزاری در خدمت نقض حقوق بشر در انجام مصاحبه های اجباری متعدد با زندانيان سابق و خانواده های تظاهرکنندگانی که توسط نيروهای امنيتی کشته شده اند، توام با بررسی دقيق برنامه های تلويزيون ايران، فاش شده است.

تحقيقات کمپين نشان می دهد که تهيه کنندگان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران با بازجويان، ماموران اطلاعاتي، و ماموران قضايی دست به دست دادند تا اعترافات ساختگی تهيه و ضبط نمايند. در برنامه هايی که به شدت دستکاری شده اند، سناريوهای خاصی که توسط وزارت اطلاعات طراحی شده بودند دنبال شدند تا نقض حقوق بشر را پنهان کرده و اتهامات بی اساس عليه ناراضيان طرح کنند.

تحت قوانين ايران، تهيه کنندگان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران و کارگردانان اين برنامه ها مرتکب "نشر اکاذيب"، "توهين و تهمت" ،"افترا" و "تشويش اذهان عمومی" شده اند و بايد در يک دادگاه به دليل برنامه های افتراآميزشان محاکمه شوند.



شرکت فعال در "دادگاه های نمايشی" و بازجويی ها

مازيار بهاری روزنامه نگار ايرانی-کانادايی که پس از انتخابات بيش از سه ماه را در زندان گذراند وزيرفشارهای روحی وجسمی از اواعترافات اجباری گرفته شد به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران در خصوص جلسه اعترافات و هماهنگی صداوسيما وبرخی رسانه های نزديک به دولت از جمله شبکه انگليسی زبان پرس تی وی با ساختگی بودن اين نمايش گفت: "در زندان سه تيم خبرنگاری آمدند. يکی پرس تی وی ، يکی صدا وسيما و خبرگزاری فارس....بازجو گفت يک مقداری از فيلم اعترافات را می دهيم برنامه هشت و نيم استفاده کند. درجريان اعترافات افراد تيم صداوسيما با بازجو ها صحبت می کردند.... کاملا با هم هماهنگ بودند مثلا بازجو به آنها کاغذ می دادو می گفت مثلا اين را هم بپرسيد."

بهاری گفت که "من را يک شب به يک اتاق بازجويی جديد آوردند و يک نفر جديد من را توجيه کرد و گفت که ما شما را مظنون به اين هستيم که جاسوسی می کنيم و رويه جاسوسی قضايی برخلاف ديگر رويه ها ست وتا موقعی که ثابت شود بی گناهيد گناهکار شناخته می شويد مگر اينکه معامله ای کنيم و گفت مگر اين من يک سری مطالب را می گويم که جلوی خبرنگاران تعريف کنيد."

شهادت مازيار بهاری به روشنی آشکار می کند که صداوسيما نه فقط گزارش دهنده بلکه بخشی از پروژه اعتراف گيری از زندانيان سياسی برای مقاصد سياسی به شمار می رفت. بهاری به کمپين گفت که زمانی او به بازجويش گفت که همه متن سوال وجواب هايی که قراراست در جلوی دوربين بگويد به خاطرش نخواهد ماند. بهاری گفت که بازجويش درپاسخ گفت: "برای اينکه راحت تر باشد متن اعترافات را به صورت سوال وجواب در می اوريم بنابراين خبرنگار اين سوالات را می پرسند و شما جواب می دهی." بهاری افزود: " بنابراين به هر سه سری يک سوال داده بود و من هم که می دانستم چيست جواب می دادم. يک خبرنگار شبکه صداو سيمای فارسی بود ويکی خبرنگار شبکه انگليسی زبان پرس تی وی وديگری هم خبرنگار خبرگزاری فارس. هر سه تا و من از روی يک نوشته می خوانديم. سوالات بازجو بود که مامورين صداو سيما می خوانند. وقتی که من اشتباه می کردم خبرنگار مثل بازجو می گفت اينجوری بگويی بهتر است. کاملا مشخص بود که هماهنگ شده بودند. حتی صداو سيما و پرس تی وی هم همين سوالات را از من کردند."

بنا به گفته بهاري، بين بازجويانش و تيم صدا و سيما هماهنگی کامل بر قرار بود. وی در اين خصوص گفت: "اتاقی که من در آن توسط پرس تی وی مصاحبه شدم همان اتاق بازجويی من بود، فقط در زمان ضبط برنامه، يک پرده قرمز پشت من قرار گرفت و بازجويم پشت آن پرده نشسته بود تا مطمئن شود که من مطابق ميل او صحبت می کردم."

در تاريخ ۱۰ مرداد صداوسيمای جمهوری اسلامی به پخش دادگاه يکصدتن از بازداشت شدگان بعد از انتخابات پرداخت درحالی که تا پيش از آن بسياری از بازداشت شدگان به وکيل ويا خانواده های خود دسترسی نداشتند. يکی از افرادی که در اين دادگاه حضورداشت به کمپين بين المللی حقوق بشر گفت: " ماجرای اعتراف گيری که صداوسيما آن را پخش کرد کاملا تمرين شده بود. افرادی که اعترافات انها پخش شد جدا از بقيه زودتر به يکی از سالن های کناری برده شدندو هماهنگی های لازم با آنها به عمل آمد و برخلاف آنچه در دادگاه نمايش داده شد همه صحنه اعترافات از قبل برنامه ريزی شده بود. پيش از جلسه ديدم که آقای .... يکی از افرادی که مجبور به اعتراف شد متنی را به همراه معاون دادستان تمرين می کرد."

منبع يادشده افزود: "جريان پوشش جلسه دادگاه با دادگاه معمولی کاملا متفاوت بود. گروه فيلمبرداری بخش خبری صداوسيما از ساعت ها قبل با مقامات دادستانی برای نحوه پوشش دادگاه به گفت وگو پرداختند. به نحوی که نام يکی از متهمين در دادگاه با حرف اول نام و نام خانوادگی مطرح شد. اما در صداوسيما نام کامل افراد برده شد. درجريان دادگاه با اينکه دادستان تهران سعيد مرتضوی حضور نداشت اما قبل از جلسه دادگاه او با فردی که ظاهرا مسوول هماهنگی بين دادستانی و تلويزيون بود صبحت می کرد. درزمان برگزاری دادگاه سعيدمرتضوی و مديرخبرگزاری فارس در اتاقی پشت دادگاه از يک تلويزيون مداربسته دادگاه را کنترل می کردند."

همکاری صدا وسيما فقط منحصر به روز دادگاه نبوده و در طول پروسه بازجويی و اعتراف گيری وجود داشته است.

يکی از زندانيانی که پس از بازداشت تحت فشارهای شديد روانی وجسمی مجبوربه همکار درجريان اعتراف گيری اجباری شده است به کمپين بين المللی حقوق بشردرايران در خصوص نزديکی شبکه های خبری صداوسيما به مقامات قضايی درجريان اعتراف گيری از زندانيان گفت: "درچندين نوبت سعيد مرتضوی دادستان وقت تهران دستگيرشدگان بعد از انتخابات را به دفترکار خود می آورد و همزمان تيمی از شبکه خبر هم در محل حضور می يافت. درحالی که تيم شبکه خبر از دوربين ها و امکانات حرفه ای برخوردار بودند تا اعترافات افراد ياد شده را که قبلا در زندان تهيه و تدوين شده و بارها در زندان تمرين شده بود بخوانند. متن اعترافات قبل از خوانده شدن به تاييد کسی که مسووليت بازجويی را به عهده داشت می رسيد. برخی از اين اعترافات گرفته شده قبل از دادگاه افراد يادشده بوده است. هدف تصويربرداری از اعترافات ياد شده پخش بخش هايی همزمان آن در شب برگزاری دادگاه بوده است که به دلايلی مجموعه پخش اعترافات به شمار اندکی از جمله آقايان ابطحي، عطريان فر، مازياربهاري، اميرحسين مهدوی وچندين تن ديگر خاتمه پيدا کرد‬."



پنهان کردن قتل معترضان

صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، فعالانه تلاش در پنهان کردن قتل معترضان توسط نيروهای امنيتی و بسيج بوده است. در ادامه روند مستند سازی های صدا وسيمای جمهوری اسلامی ايران برای رفع ابهام از مرگ مشکوک نداآقا سلطان، تا کنون چندين برنامه تهيه شده است که هر يک با ديگری تناقضات متعددی در خصوص مرگ ندا آقا سلطان دارد.

هاجر رستمی مطلق ،مادر ندا، در گفت وگويی با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران پيرامون "مستند تقاطع" گفت:" من فيلم را نديدم، فقط شنيدم.نمی خواهم که بينم! نظری هم ندارم. تا به حال سه بار فيلم درست کردند، هر بار حرف قبلی خودشان را نقض کردند، ولی تا آن جايی که من مادر ندا هستم، می دانم،او برای تظاهرات بيرون رفته بود و به دست نيروهای خودشان، کشته شده است، غير از اين چيز ديگری نمی تواند باشد."

هاجر رستمی در پاسخ به اين پرسش کميپن که آيا مطالب مطرح شده در مستندهای توليد شده را باور دارد يا خير ، پاسخ داد:" هيچ کس اين دروغ ها را باور نکرده، نه مردم ايران نه مردم جهان!"

مادر ندا آقا سلطان در ادامه اين گفت و گو تأکيد کرد: "من در مقابل ساخت اين فيلم ها سکوت کردم و شکايت نکردم؛ چون وقتی روز روشن، ندا را زدند و کشتند، من شکايت کردم به هيچ جا هم تا به حال نرسيده است، راجع به فيلم به کی از کی شکايت کنم؟!" وی تصريح کرد: " گفتند فيلم خودکشی ندا را ما نساختيم. گفتم بالاخره صدا وسيمای شما آن را پخش کرده است، چه طور شما خبر نداشتيد؟ گفتند ما می خواهيم يک فيلم درست کنيم، بگوييم ندا را چه کسی کشته که درآن فيلم، قاتل را هم يک خانم معرفی کردند! وقتی به فيلم خودکشی ندا اعتراض کردم، گفتند اعتراضت را در روزنامه مطرح کن، من پاسخ دادم: "روزنامه ای که دولت ان را درست ميکند، من دراين روزنامه چه بگويم؟"

هاجر رستمی در پايان گفت وگويش با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: "من می خواهم به آقای ضرغامی که گفته اند ندا هنرپيشه بوده و به همين دليل چشم هايش با چشم های باز از دنيا رفته است بگويم: آقای ضرغامی يک لحظه، يک لحظه،خودت را به جای من بگذار، يک لحظه، نمی گويم سال ها! اين حرف آقای ضرغامی روی من اثربسيار بدی گذاشت و من گفتم: خدايا خودت می داني، ندا هنر پيشه نبوده، انسانی بوده؛ مثل همه جوانهای ديگر،آقای ضرغامی چشم های ندا باز ماند و باز می ماند تا لحظه ای که به نتيجه برسد، به هدفاش برسد، اگر چشم هايش بسته می ماند، شايد ان قدر تاثير گذار نبود، چشم های باز ندا دنيا را تکان داد، ملت ايران را تکان داد!"

معصومه چگيني، همسر محرم چگينی از نخستين کشته شده های پس از انتخابات به کمپين گفت: "پس از کشته شدن شوهرم يک عده ای با دوربين آمدند خانه ما پرسيدند چرا شوهرتان رفته بود به خيابان؟ آيا سياسی بود؟ چه فعاليت هايی می کرد؟ گفتند يک عده سايه کار اغتشاش گر شوهر من را کشتند، آنها نبودند .کی می تواند برود روی پشت بام تير روی سر مردم بريزد؟ به ان ها گفتم يک عده اغتشاش گر از کجا می دانستند آمده در خيابان بايد او را بکشند؟ گفتند يک عده ای آن روز بودند از اين فرصت ها سواستفاده کردند."

پدر يکی از افرادی که مقابل صدا و سيما تير خورده بود و و هم اکنون از ضايعات فيزيکی حاد رنج می برد به کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: "بارها احضارم کردند و خواستم به شبکه دو سيما بروم و در مصاحبه ای بگويم که رفتار وحشيانه ارازل و اوباش را محکوم می کنم. بعد از چندين بار مذاکره پيرامون اين مساله وقتی حاضر به اين کار نشدم. روزی عده ای با دوربين و تجهيزاتشون بی هماهنگی در خانه ام امدند که ما امديم از طرف تلويزيون مستندی از فرزند شما تهيه کنيم که قربانی خشونت اراذل شده. من گفتم بچه ی من سالمه اتفاقی برايش نيفتاده که کسی از آن فيلم بسازد."



تخريب و افترا به شخصيت ها و فعالان سياسی

علاوه بر همکاری نزديک صدا و سيمای جمهوری اسلامی با ماموران اطلاعاتی و بازجويان، صداوسيما به صورت سيستماتيک برنامه های تلويزيونی برای تخريب شخصيت ها از طريق مطرح کردن نسبت های ناروا، موارد دروغ و افترا دربارهء آنان از برنامه های سياسی خود پخش کرده است و درمقابل از اينکه در خصوص ادعاهای مطرح شده در اين فيلم ها پاسخگو باشد و جوابيه افرادی که همگی آنها در خارج از کشور به سر می برند را منتشر کند خودداری کرد. در تاريخ ۵ خرداد ۱۳۸۹، برای اولين بارخبر پخش چنين برنامه ای را رييس سازمان صداوسيمای جمهوری اسلامی محمدضرغامی منتشر کرد. اودرکنگره تشکل سياسی جمعيت ايثارگران اعلام کرد: " برای سالگرد انتخابات مستندی تهيه شده است که قضيه فتنه از قبل تا پس از انتخابات برای بينندگان تشريح ميکند، زيرا خاصيت فتنه اين است که بعد از وقوع آن همگان متوجه واقعيات ميشوند و لذا وقتی اين فتنه تبيين شد، واقعيات در مورد آن باورپذيرتر ميشود." اين سلسله برنامه های تلويزيونی که ابتدا به نام مستندات فتنه پخش شد و پس از آن عنوان "روشنگری" بر خود گرفت در وب سايت باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صداوسيما قابل مشاهده است. ازجمله اين برنامه ها می تواند به پخش برنامه ياد شده در مورد افراد زير اشاره کرد: ۱-دکتر فاطمه حقيقت جو، نماينده مجلس ششم، زمان پخش برنامه : ۵ خرداد ۸۹ ۲- فريبا داوودی مهاجر، فعال حوزه زنان و روزنامه نگار، زمان پخش برنامه: ۹ خرداد ۸۹ ۳- محسن سازگارا، فعال سياسی و مطبوعاتي، ۱۶ خرداد ۸۹ ۴- عطاالله مهاجراني، وزيرپيشين فرهنگ وارشاد اسلامي، ۱۸ خرداد ۸۹ ۵- علی افشاري، فعال سياسی وعضوسابق دفترتحکيم وحدت، زمان پخش برنامه: ۲۳ خرداد ۸۹ ۶-شيرين عبادي، رييس کانون مدافعان حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل ، ۲۰ خرداد ۸۹ در فيلمی که از فريبا داوودی مهاجر ازفعالان جامعه مطبوعاتی و مدنی کشور پخش شد از کلاژ تصاوير و استفاده از مطالب غيرواقعی استفاده شده است که مورد تکذيب وی نيز قرارگرفته است. خانم داوودی مهاجر به کمپين گفت:" فيلمی که در ارتباط با من در صدا و سيمای جمهوری اسلامی پخش شد فيلمی سراسر دروغ و جنجال سازی بود." برای مثال در اين فيلم گفته می شود که وی درچندين مرحله سمت های دولتی در اختيار داشته است. او به کمپين گفت: "من هيچگاه در طول ۳۰ ساله حکومت جمهوری اسلامی هيچ مسند دولتی نداشته ام. مشاور هيچ وزيری در دوره اصلاحات نبوده ام. در مرکز تحقيقات استراتژيک فعاليتی نداشته ام." او همچنين گفت در فيلمی که از وی پخش شده است "يکسری عکس های دروغ که هيچ ربطی" به وی نداشته است مورد استفاده قرار گرفته است.

در فيلم مشابهی که در مورد خانم دکترفاطمه حقيقت جو پخش شده است ، گفته می شود که يک موسسه آمريکايی که وابسته به سنای آمريکاست جايزه ای را به وی اهدا می کند. همچنين گفته می شود که وی "قاتلان فرزندان ايران" را از جرگه "خودی" ها محسوب می کند. علاوه بر ان در اين فيلم سخنرانی خانم حقيقت جو در سازمان حقوق بشر عفو بين الملل که در اين برنامه يک سازمان "صهيونيستی" و "ضدخدا" معرفی می شود، نيز مورد نکوهش قرارگرفته است. مطالب ديگری دراين فيلم مطرح می شود که به گفته وی تماما دروغ است. خانم حقيقت جو به کمپين گفت: " درفيلم پنج دقيقه ای که در مورد من پخش شد ۱۵ دروغ وجود دارد يعنی هر دقيقه ۳ دروغ."

خانم شيرين عبادی در مورد فيلمی که از همسرش در طی بازداشت از اوتهيه شده و در تلويزيون پخش شد گفت: "موقعی که اعترافات ساختگی را از همسر من می گرفتند با کمک مامورين تلويزيون که مشغول فيلمبرداری بودند اتاق زندان را قبلا طوری دکور کرده بودند که به نظر بازداشتگاه نيايد. يعنی يک مبل قرمز و يک گدان گل گذاشته بودند که فقط دوربين اينها را می گرفت در حالی که بقيه اتاق بازداشتگاه بود ودرتهيه اين فيلم و نمايش دادن آن مسولين سيما کاملا دخالت داشتند." کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران سخنان رييس سازمان صداو سيما وبرنامه های پخش شده موسوم به فتنه را نشان دهنده نقش بارز اين رسانه در ترور شخصيت و نقض حقوق شهروندی از طريق انتشار تهمت وافترا درمورد شهروندان ايرانی و بازی کردن نقش رسانه ای دستگاه های امنيتی برای پرونده سازی عليه افراد می داند.

اصل ۱۷۵ قانون اساسی ايران تصريح می کند که صدا و سيمای جمهوری اسلامی بايد به آزادی بيان احترام بگذارد. اصل ۲۲ قانون اساسی اعلام می دارد " حيثيت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردي‏ که‏ قانون‏ تجويز کند." همچنين، مطابق اصل ۳۷، " اصل‏، برائت‏ است‏ و هيچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد."

کليه اين اصول در برنامه های صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران که در آنها به اعضا شناخته شده جامعه مدنی و فعالان سياسی ايران حمله شده است نقض شده اند.

کمپين خواستار برکناری عزت الله ضرغامی از مقام رياست صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران است. همچنين، کمپين باور دارد که در نبود راديو ها و تلويزيون های مستقل در ايران، دفاع از خود برای اشخاصی که توسط صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران تحت افترا قرار می گيرند در دادگاه افکار عمومی غير ممکن می شود. قوهء قضاييه و مجلس شورای اسلامی بايد تحقيقات مستقل خود را برای رسيدگی به تخلفات صدا و سيمای ايران در پخش اين برنامه ها آغاز کنند.


20 مرداد 1389    19:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
12:04 21 مرداد 1389
ایران ما شده کوبای 1957 و باتیسای ان " آقا" .تاریخ را بخوانید خیلی شبیه است .ولله !! ایران " چه گوارا " می خواد . نه یک چندین هزار .

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
12:04 21 مرداد 1389
ایران ما شده کوبای 1957 و باتیسای ان " آقا" .تاریخ را بخوانید خیلی شبیه است .ولله !! ایران " چه گوارا " می خواد . نه یک چندین هزار .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :هشدار نماينده بابل: باغداران شمالی در معرض ورشکستگی هستند

کلمه: با نزديک شدن به فصل برداشت برنج،بارديگردغدغه کشاورزان برای فروش اين محصول استراتژيک افزايش يافته است و نمايندگان مردم درسه استان شمالی کشور نيز در تکاپو هستند تا زمينه‌ای فراهم شود که کشاورزان برنج کار کشور کمترين آسيب را ببينند و با خيال راحت و بدون دغدغه برنج‌های خود را برداشت کنند و با قيمت مناسب به فروش برسانند. بحث واردات بي‌رويه برنج، برنج‌های ارزان قيمت و بي‌کيفيت و همچنين برنج‌های آلوده از جمله موضوعاتی است که هر ساله مطرح مي‌شود، اما خيلی راحت از کنار آنها مي‌گذريم. در حال حاضر کشور حداکثر به واردات ۴۰۰ هزار تن برنج احتياج دارد، اما واردات برنج گاه به ميليون‌ها تن مي‌رسد. اين مساله موجب مي‌شود برنج‌های توليد داخل در انبارها بمانند و کشاورزان متحمل ضررهای سنگين مالی شوند. اين ضررهای پی در پی کشاورزان را دلسرد مي‌کند و زمينه‌ای را فراهم مي‌سازد تا بسياری از آنها کشاورزی را کنار بگذارند و به دنبال تغيير کاربری زمين هايشان بروند؛ موضوعی که کشاورزی و برنج‌کاری ما را با تهديدی جدی روبه رو مي‌کند. محسن نريمان، نماينده مردم بابل و عضو فراکسيون خط امام(ره)مجلس در گفتگو با هفته نامه وارش درباره تبديل زمين‌های کشاورزی به واحدهای مسکونی هشدار داده است.



به اواسط تابستان و فصل برداشت برنج نزديک مي‌شويم. درباره برنج و حمايت از کشاورزان صحبت‌های زيادی شده است. مساله برنج‌های وارداتی آلوده نيز همچنان در مجلس درحال پيگيری است. ادامه روند واردات برنج با اين حجم را شما چگونه ارزيابی مي‌کنيد؟



علی رغم اينکه کليه نمايندگان گيلان، مازندران و گلستان در زمينه حمايت از کشاورزان و محصول برنج متفق القول هستند و در اين زمينه اصلاً مسائل جناحی تأثير‌گذار نيست و همه با هم از حمايت جدی از کشاورزان سخن مي‌گويند، اما همچنان با واردات بي‌شمار برنج روبه رو هستيم و کشاورزان با دغدغه فراوان به آينده خود نگاه مي‌کنند. ميزان اين دغدغه در چند سال اخير به واسطه ضررهای کشاورزان به حدی است که بايد حمايت ويژه‌ای از کشاورزان بشود و اگر در اين زمينه بي‌تدبيری صورت بگيرد، شاهد تبديل و تغيير کاربری زمين‌ها خواهيم بود.



يعنی تبديل زمين‌های کشاورزی به مسکوني؟



بله، درواقع با ادامه روند فعلی زمين‌هايی که بايد زير کشت بروند، زير خشت مي‌روند و تبديل به آپارتمان و واحدهای مسکونی و تجاری مي‌شوند. ما شاهد اين مساله بوده‌ايم، يعنی متأسفانه اين تغيير کاربری در برهه‌ای از زمان انجام شده است. در اين صورت محصول استراتژيک داخلی که با کمی حمايت دولت به مرز خودکفايی مي‌رسد، به کلی نابود مي‌شود و زمين‌های زير کشت آن تغيير کاربری مي‌يابد. اين مساله به کرات بيان شده است، اما متأسفانه واردات بي‌رويه همچنان ادامه دارد.



راهکار شما برای حمايت از برنج داخلی دربرابر برنج‌های وارداتی چيست؟



به هر حال مي‌پذيرم که برنج داخل هنوز به خودکفايی نرسيده و ما نياز به واردات برنج داريم، اما مي‌گويم چطور در زمينه واردات خودرو که کالايی لوکس محسوب مي‌شود، برای حمايت از توليد داخلی و ورشکست نشدن آن اين قدر حساسيت نشان مي‌دهيم و تعرفه‌های سنگين به محصولات وارداتی مي‌بنديم، اما اين مساله درباره برنج که محصولی مصرفی است، اتفاق نمي‌افتد؟ اتفاقاً در زمينه خودروسازی ما سال هاست مي‌گويم زمان آن رسيده تا تعرفه‌ها پايين بيايد تا قدرت رقابت بالا برود، اما طرفداران صنعت داخل نمي‌پذيرند. حالا نمي‌دانم اين طرفداران کشاورزی داخلی کجا هستند که نه تنها برنج خارجی بدون تعرفه وارد کشور مي‌شود، که بدترين و بي‌کيفيت‌ترين برنج با قيمتی بسيار پايين وارد مي‌شود.



اولويت‌های شما برای حمايت از برنج کاران چه مواردی را دربر مي‌گيرد؟



واقعيت اين است که در اين زمينه وعده‌های زيادی داده شده که يکی از آنها سهام دولت برای برنج کاران يا تعلق گرفتن سوبسيدبه برنج بوده تا با قيمت پايين‌تری به دست مردم برسد، اما به عقيده من برنج کاران هيچ کدام از اين‌ها را نمي‌خواهند، همين که جلوی ورود بي‌رويه برنج خارجی گرفته شود، کفايت مي‌کند. اين‌ها قدم‌های بعدی است که قطعاً در صورت اجرايی شدن، برنج کشور در عرض دو سال به خودکفايی خواهد رسيد، اما در شرايط فعلی صحبت از خودکفايی چندان جدی و اميدوار‌کننده نيست زيرامتأسفانه با وجود همراهی نمايندگان هر سه استان کشور در زمينه حمايت از کشاورزان، ورود بي‌رويه برنج صادراتی و عدم حمايت از توليد داخل موجب شده کشاورزان با بي‌اعتمادی به آينده نگاه کنند.



با اين حساب به نظر مي‌رسد برنج کاری به معضلی اساسی در شمال کشور تبديل شده است.



بله، برنج کاری در استان‌های شمالی با پيچيدگي‌ها و اما و اگرهای بسياری روبه روشده است. گاهی برای رسيدن به يک هدف پروسه طولانی لازم است اما در زمينه مشکل برنج اين مساله وجود ندارد، يعنی به جرأت مي‌توان گفت مشکل موکلين ما تنها با يک نشست با دولت حل شدنی است، اما بايد به مطالبات آنها که کاملاً معقول و شدنی است، جامه عمل پوشاند.



متأسفانه اين معضل در زمينه مرکبات هم وجود دارد و ورود بي‌رويه مرکبات نيز آينده اين محصول را با خطر جدی روبه رو کرده و . متأسفانه همه شعارها حکايت از حمايت دارد، اما اين شعارها همچنان مسکوت مانده و به منصه ظهور نرسيده است.




20 مرداد 1389    18:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد: واکنش مشايی به منتقدين:از باند ثروت-قدرت هستيد/شکايت می کنم

به گزارش جهان ،‌ "اسفنديار رحيم مشايى" که روز چهارشنبه در جمع مديران و سردبيران خبرگزارى جمهورى اسلامى حضور يافته بود،اظهار داشت :‌به خاطر اتهاماتى که از سوى وى به من وارده شده محق هستم از مسير قضايى موضوع را پيگيرى کنم و اين کار ر ا براى تنوير افکار عمومى انجام خواهم داد.



مشايى يادآور شد :‌ناچارم اين اتهامات بد و موهن را از طريق دستگاه قضايى پيگيرى کنم.



اسفنديار رحيم مشايى مشاور و رئيس دفتر رئيس جمهور همچنين در ديدار تعدادى از دانشجويان در پاسخ به واكنش‌هاى اخير نسبت به برخى سخنانش گفت: همه ‌آنچه را كه مطرح مي‌كنم بر اساس فرامين اسلام ناب محمدى و بسيارى از آنها در حال اجرا است.



مشايى با اعلام اين مطلب افزود: تمام مباحثى كه طى اين مدت به آنها اشاره كردم، منطبق با آموزه‌هاى دين است كه يا عملى شده و يا مورد غفلت قرار گرفته است.



وى تصريح كرد: نمي‌توان به آموزه‌هاى دينى براساس سليقه شخصى و يا گزينشى برخورد كرد و جامعه را به صورت غير منسجم و با راهكارهاى متناقض اداره نمود، زيرا برخورد گزينشى با فرامين دينى موجب ناكارآمدى مديريت دينى مي‌شود كه متأسفانه بعضى دلسوزان نسبت به اين مهم غفلت مي‌كنند.



رئيس دفتر رئيس جمهور ادامه داد: تخريب بنده از سوى بعضى باندهاى قدرت - ثروت و عناصر عوام فريب جاى تعجب ندارد، اما برخورد سطحي، چكشى و غير عادلانه از سوى برخى انديشمندان و فعالان حوزه دين با مباحث مطرح شده موجب تأسف است و باعث نهادينه شدن يك رفتار غلط در سطح عموم جامعه مى شود.



رئيس كميسيون فرهنگى دولت خاطرنشان كرد: اين منطق كه يك مسئول اجرايي، حرف نزند و ديدگاه‌هايش را مطرح نكند، از كدام آموزه دينى و فقهى استخراج و استنتاج شده است؛ برخلاف بعضي‌ها حرف‌هاى بنده نه فقط تئورپردازى نيست، بلكه بيان بسيارى از رفتارهاى جارى است كه بنده فقط در مقام تبيين يا تصحيح آنها سخن مي‌گويم.



مشايى با اعلام اينكه به نظرات دلسوزان دين و انقلاب احترام مي‌گذارم، تأكيد كرد: بسيارى از واكنش‌ها را دلسوزانه مي‌دانم، اما معتقدم برخوردهاى دور از استدلال و فاقد مبانى و آداب نقادى برخلاف هدف‌گذارى برخى دوستان، موجب اقبال جامعه به سوى ديدگاه‌هاى ارايه شده مي‌شود، زيرا قاطبه مردم دلسوزى براى دين را با ناسزاگويي، اتهام زنى و بالا بردن صدا به رسميت نمي‌شناسند و فقط برخورد انساني، علمى و اخلاقى را مي‌پسندند.
20 مرداد 1389    17:48
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :يکی از زنان دستگير شده روز عاشورا همچنان در شرايط سخت و بلاتکليفی بسر می برد

بنابه گزاشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"زندانی سياسی الميرا(فرح) واضحام که از دستگير شدگان عاشورا است در بند زنان زندان اوين همچنان در شرايطی سخت و در بلاتکليفی بسر می برد.



زندانی سياسی الميرا (فرح) واضحام پس از اعتراضات گسترده مردم در روز عاشورا با يورش مامورين وزارت اطلاعات به منزلشان همراه با دو فرزندش دستگير شد. خانم واضحام را به بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات منتقل کردند و يک ماه بطور مستمر تحت شکنجه های مامورين وزارت اطلاعات قرار داشت .او در طی يک ماه هر روز 3 بار که هر بار چند ساعت مورد بازجويی قرار می گرفت . بازجوييهای او با شکنجه های وحشيانه جسمی و روحی همراه بود.بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات دارای راهروهای تاريک و سرد بود. اين بازداشتگاه فاقد حداقل امکانات اوليه انسانی بود.بطور دائم در طی شبانه روز صدای ناله ها و ضجه های دستگير شدگان که تحت شکنجه بودند شنيده می شد.



پس از 30 روز شکنجه های طاقت فرسا به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين منتقل شد و بازجويی او را فردی با نام مستعار علوی سربازجوی وزارت اطلاعات به عهده داشت.علوی همچنين بازجويی 2 فرزند او را هم به عهده گرفته بود.



دختر خانم واضحام مبتلا به سرطان لنف بود و در شرايط وخيمی جسمی بسر می برد. ولی بازجويان وزارت اطلاعات عليرغم وضعيت وخيم جسمی اش او را چندين روز در بازداشت نگه داشتند و مورد بازجوئی و شکنجه قرار می دادند تا او را وادار به اعتراف عليه مادرش نمايند. بازجويان وزارت اطلاعات هنگامی که وضعيت جسمی دختر خانم واضحام وخيم شده بود ناچار به آزادی وی شدند.



زندانی سياسی الميرا (فرح) واضحام در طی مدتی که در سلولهای انفرادی بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات و بند 209 در بازداشت بسر می برد حق داشتن هيچگونه تماسی با خانواده اش را نداشت. حتی زمانی که او را به سلولهای چند نفره در بند 209 زندان اوين منتقل کرده بودند باز هم او ممنوع ملاقات و ارتباط بود. در حالی که دخترش سخت بيمار بود و تمام تلاش او اين بود که از وضعيت فرزندش مطلع شود.



خانم واضحام در حال حاضر در بند زنان زندان اوين زندانی است و عليرغم گذشت بيش از 8 ماه همچنان در بلاتکليفی بسر می برد. اتهاماتی که بازجويان وزارت اطلاعات عليه او بکار برده اند تهيه عکس و فيلم از اعتراضات مردم و داشتن ارتباط با سازمان مجاهدين خلق ايران است.ثبت و انتشار سرکوبهای خونين مردم ايران در جريان اعتراضات گسترده توسط نيروهای سرکوبگر ولی فقيه به عنوان اتهام عليه دستگير شدگان بکار برده می شود و تا به حال تعداد زيادی از آنها توسط صلواتی ، مقيسه ای و پير عباسی و ساير قاضيهای ولی فقيه در دادگاه انقلاب به احکام سنگينی محکوم شده اند.



لازم به يادآوری است که دائی خانم واضحام از اعدام شدگان دهۀ 60 می باشد و همچنين تعدادی از خانواده آنها و از جمله خواهر خانم واضحام در جريان دستگيريها و سرکوب خونين دهۀ 60 دستگير و مورد شکنجه های وحشيانه جسمی و روحی قرار گرفته بود.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،دستگيري،شکنجه های طاقت فرسا و بلاتکليفی زندانيان سياسی را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار ارجاع پرونده جنايت عليه بشريت رژيم ولی فقيه علی خامنه ای به شورای امنيت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصميمات لازم اجرا می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



20 مرداد 1389 برابر با 11 اوت 2010




20 مرداد 1389    14:01
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :برزيل قطعنامه تحريمی سازمان ملل عليه ايران را امضا کرد

صدای آلمان :دولت برزيل اعلام کرد، به‌رغم مخالفت با تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ در شورای امنيت عليه جمهوری اسلامي، به جمع تحريم‌کنندگان تهران پيوسته است. برزيل بطور سنتی خود را ملزم به پيروی از تمامی مصوبات شورای امنيت سازمان ملل مي‌داند.



سلسو آموريم، وزير امور خارجه برزيل در شامگاه سه‌شنبه (۱۹ مرداد / ۱۰ اوت) رسماَ اعلام کرد که لوئيس اينياسيو لولا داسيلوا، رئيس‌جمهور اين کشور قطعنامه شورای امنيت عليه ايران را امضاء کرده است.







برزيل و ترکيه تنها کشورهايی از اعضای ۱۵ نفره‌ی شورای امنيت بودند که به اين قطعنامه رای منفی دادند. ۱۲ کشور از جمله هر پنج عضو دائمی شورای امنيت به اقدامات تنبيهی عليه ايران رای مثبت دادند. لبنان در راي‌گيری به قطعنامه رای ممتنع داد.







سلسو آموريم درباره دلايل تصميم جديد اين کشور گفت: «برزيل به طور سنتی به تمامی مصوبات شورای امنيت پايبند بوده و آنها را به اجرا مي‌گذارد، حتا اگر با مضمون آنها موافق نباشد.»







انزوای هر چه بيشتر جمهوری اسلامی



پيشتر نيز برزيل در پی تصويب تحريم‌ها عليه جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که اقدامات تنبيهی عليه ايران را اجرا خواهد کرد و از قرارهای بين‌المللی تبعيت خواهد نمود.







تلاش‌های برزيل و ترکيه برای مبادله سوخت اتمی ميان ايران و جامعه بين‌المللی پيش از صدور قعطنامه شورای امنيت به شکست انجاميده بود.







برزيل چندی پس از ناکامی تفاهم‌نامه سه جانبه تهران، از مقامات جمهوری اسلامی خواست که هر چه زودتر مذاکرات اتمی با جامعه بين‌المللی را از سر گيرند.منوچهر متکي، وزير امورخارجه ايران، پيش از اين خواهان پيوستن برزيل و ترکيه به گروه وين شده و آن را پيش‌شرطی برای آغاز مذاکرات اتمی خوانده بود.







اين تصميم برزيل در زمانی اتفاق مي‌افتد که صدور بنزين ترکيه به ايران کاهش شديدی را نشان مي‌دهد. آنکارا در کنار چين و ونزوئلا از عمده صادرکنندگان بنزين به ايران به شمار مي‌آيد.







تهران پيشتر در قبال همراهی چين و روسيه با تحريم‌ها عليه ايران مواضعی منفعلانه و تامل‌برانگيز را اتخاذ کرده بود، اما هنوز مقامات جمهوری اسلامی به تصميم جديد برزيل واکنشی نشان نداده‌اند.







تصويب قطعنامه شورای امنيت در ماه ژوئن ۲۰۱۰ جامعه بين‌‌المللی را مقيد به اعمال مجازات‌های گسترده‌ عليه جمهوری اسلامی مي‌سازد.







تحليل‌گران سياسی سفر لولا داسيلوا، رئيس‌جمهور برزيل در ماه اردبيهشت امسال به تهران را اوج مناسبات دوستانه و نزديک ميان دو کشور ارزيابی کردند. رئيس‌جمهور برزيل نيز مناسبات خود با رهبران جمهوری اسلامی را دوستانه خوانده بود.







برخی ناظران سياسی بر اين باورند که گرچه مقامات برزيلی پيروی از مصوبات شورای امنيت را امری اصولی و بر حسب خط‌ومشی کلی اين کشور ذکر کرده‌اند، اما مخالفت جمهوری اسلامی با درخواست رئيس‌جمهور برزيل برای اعطای پناهندگی به سکينه محمدی آشتيانی هر چه بيشتر سرپيچی ايران از تعهدات بين‌المللی و رعايت حقوق‌بشر را نشان مي‌دهد و از اعتبار لولا داسيلوا در برزيل مي‌کاهد.


20 مرداد 1389    16:28
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :بيانيه زندانيان بند ۳۵۰ اوين :تشريح سياست های جديد اعمال فشار

کلمه :زندانيان بند ۳۵۰ زندان اوين که بيشتر زندانيان حوادث پس از انتخابات سال گذشته را شامل می شوند، در بيانيه ای هشت ماده ای به بيان مشکلات اين بند از زندان اوين پرداخته اند . آنها که هنوز ۱۶ نفر از هم بندان شان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای در سلول های انفرادی به سر می برند .نسبت به اين وضعيت گلايه دارند و برخی از دلايل اعتراض اين زندانيان به شرايط نامناسب اين بند را نيز تشريح می کنند . زندانيان اين بند نزديک به سه هفته است که از امکان تماس تلفنی با خانواده هايشان نيزمحرومند .



متن کامل اين بيانيه که توسط ياران گمنام جنبش سبز در زندان اوين دراختيار کلمه قرار گرفته است ،به اين شرح است :



مردم شريف ايران



طبق روال جديدی که از سوی نهادهای مسئول در کودتای انتخاباتی سال گذشته به زندان اوين ابلاغ شده ،از ماه گذشته تدريجا زندانيان سياسی پس از انتخابات از جمله چهره های سياسی ،فرهنگی ،مطبوعاتی و دانشگاهی زندانی در بندهای مختلف زندان اوين به بند ۳۵۰ اين زندان منتقل شده اند . اين انتقال ها و رفتار برخی از مسولان زندان و محدوديت های اعمال شده نسبت به زندانيان حکايت از آن دارد که آنان قصد دارند زندانيان سياسی را از ساير زندانيان اوين دور نگه داشته و در اين بند تحت فشارهای ويژه قرار دهند .هنوز علت اين اقدامات روشن نيست ولی ظاهرا جريان افراطی ايجاد کننده اين بحران در نهادهای اطلاعاتی و نظامی از زندانی کردن طويل المدت اين جمعيت بی گناه نيز راضی نشده و به جای بازگشت از روش غلط خود بر اعمال افراطی و غير قانونی پافشاری می کنند .در اينجا برخی از مشکلات اين بند را به صورت خلاصه بيا ن می داريم تا شما مردم ايران بدانيد که زندانيان اين بند در چه شرايطی به سر می برند .



يک بند ۳۵۰ اوين بر خلاف ساير بندهای اين زندان از جمله بندهای متهمين اقتصادی و مالی ،فاقد امکانات رفاهی ، فرهنگی ،ورزشی و بهداشتی مناسب است .به نظر می رسد اين مساله خواست تصميم گيرندگان وزارت اطلاعات و ديگر نهادهای امنيتی -نظامی بوده است. زيرا زندانيان سياسی پس از انتخابات محبوس در اين بند علاوه بر مواجهه با اين محدوديت ها در معرض مشکلات و محدوديت هايی قرار گرفته اند که شرايطی حتی بدتر از بازداشتگاه های تحت اختيار سپاه پاسداران را در زندان اوين برای شان به وجود آورده است .



دو-اين روزها امکان تماس تلفنی برای زندانيان سياسی بند ۳۵۰ به کمتر از ۵ دقيقه در روز محدود شده است . اين در حالی است که در ساير بندهای زندان زندانيان معولا از امکان ارتباط تلفنی نامحدود برخوردار هستند و حتی در گذشته زندانيان بند ۳۵۰ نيز از امکانات بسيار بهتری برای تماس تلفنی برخوردار بوده اند .همين امکان اندک هم گاه و بی گاه و به بهانه های واهی قطع شده و امکان تماس زندانيان سياسی با خانواده هايشان ممکن نمی شود .اکنون به دليل همين بهانه های واهی زندانيان اين بند نزديک به سه هفته است که امکان تماس تلفنی با خانواده هايشان را ندارند .



سه-همچنين ملاقات های زندانيان اين بند با خانواده هايشان هم بسيار محدود شده است و اين محدوديت ها بيشتر از ساير بندها و حتی بازداشتگاه های اوين اعمال می شود . از ماه ها قبل و با شروع تغييرات در بند ۳۵۰ مقررات زندانيان سياسی در اين بند نير تغيير کرده است در حدی که پيش از اين زندانيان ۳۵۰ از امکان ملاقات های حضوری و خصوصی هفتگی برخوردار بوده اند .اما با انتقال اين زندانيان اين امکان تحت روال بسيار دشوار وفقط با اخذ نامه از دادستان و در فاصله های زمانی طولانی برای افراد بسيار محدودی از خانواده های زندانيان امکان پذير شده است .دادستان تهران بارها گفته است که لغو ملاقات های حضوری زندانيان سياسی شايعه ای بيش نيست .آقای دادستان !لابد مطلع هستيد که طبق آيين نامه زندانها هر زندانی حق دارد که به طور مرتب و حداقل هر چند هفته يکبار با تمامی اعضای خانواده اش به صورت حضوری ملاقات کند .وقتی شما اين حق را لغو کرده و آن را تبديل به امتيازی کرده ايد که خانواده های رنجديده ما با بارها رفت و آمد به دفتر شما شايد بتوانند مجوز آن را در يافت کنند ،نامش چيست؟



چهار- بسياری از زندانيان سياسی پس از انتخابات از جمله جوانانی که با احکام شگفت آور به زندان های طويل المدت محکوم شده اند تاکنون امکان استفاده از مرخصی زندانيان عادی را پيدا نکرده اند . اين در حالی است که اين امتياز به آسانی به زندانيان غير سياسی داده می شود.



پنج- وضعيت تغذيه در بند ۳۵۰ بسيار اسف بار است. مسوولان زندان مدعی هستند که جيره غذايی زندانيان ۸۵۰ تومان در روز است و با اين رقم امکان تامين غذايی بهتر برای زندانيان وجود ندارد در عين حال بند ۳۵۰ همکاری مناسبی با زندانيان برای تهيه مواد غذايی و ميوه با هزينه خود زندانيان ندارد و زندانيان امکان دريافت مواد غذايی و ميوه از خانواده ها و افراد خيررا نيز دارا نيستند . فروشگاه کوچک بند ۳۵۰ مواد غذايی بسيار محدودی را با قيمت نامناسب و کيفيت بسيار پايين به زندانيان می فروشد که اين وضعيت باعث بروز سو تغذيه در ميان زندانيان شده است .



شش-وضعيت درمانی اين بند از ديگر مشکلات زندانيان است و دسترسی به پزشک و دارو و درمان در اين بند حتی در مقايسه با ساير بندهای زندان اوين بسيار محدود است و زندانيان برای دسترسی به پزشک متخصص گاه بايد هفته ها يا حتی در مواردی ماه ها بيماری ، درد و رنج را تحمل و کنند .



هفت- زندانيان سياسی حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری غالبا چهره های فرهنگی و دانشگاهی هستند و بهترين راه پر کردن اوقات خود را در زندان مطالعه و تحقيق می دانند. اين در حالی است که در بند ۳۵۰ زندانيان اجازه دريافت کتاب و امکانات فرهنگی از خانواده های خود را ندارند .از ويژگی های ديگر بند ۳۵۰ فقدان امکانات ورزشی است و در ماه های گذشته سالن کوچک ورزش اين بند هم به سلول تبديل شده است .بنابراين زندانيان فقط می توانند در ساعات روز در محيط محدود و کوچک هواخوری قدم بزنند .



هشت-ظاهرا در انتخاب مسوولان زندان و بند ۳۵۰ نيز نظرات خاصی اعمال می شود در حاليکه زندانبان ها در بندهای مختلف زندان اوين رفتارهای انسانی تر از بازجويان با زندانيان دارند . برخی مسئولان بند ۳۵۰ رفتاری بسيار زننده و ناشايست نسبت به زندانيان سياسی از خود نشان می دهند . گاهی اين رفتارها تا حدی افراطی است که احتمال داده می شود که آنان به خاطر اين رفتار ناشايست مورد تشويق مسئولان ذی ربط قرار می گيرند .



نه-دو هفته پيش واکنش مسالمت جويانه تعدادی از زندانيان سياسی ، نسبت به اين رفتار های ناشايست و ساير تبعيض های اعمال شده در بند ۳۵۰ منجر به انتقال ۱۶ نفر از آنان به سلولهای انفرادی شد. مقاومت زندانيان سياسی معترض و اعتصاب غذای آنان منجر به واکنش های نادرست تری از سوی مقامات زندان شد و متاسفانه اين زندانيان در معرض خطرات جسمی و جانی قرار گرفتند .



در عين حال در شرايط کنونی روشن نيست که اولا نهادهای ذی ربط با اعمال اين رويه های جديد در بند ۳۵۰ و جمع کردن زندانيان سياسی پس از انتخابات در اين بند و تخليه ساير زندانيان بند به دنبال چه اهدافی هستند؟



در پايان ما دو سوال از مقامات قضايی داريم:



اولا :مسوولان قضايی پس از ماه ها اقدامات خلاف قانون و تحميل بحران به کشور با اعمال فشارهای شديد به زندانيان سياسی بی گناه در بند ۳۵۰ زندان اوين چه نتيجه ای به دست می آورند.



ثانيا : واقعا چه سرنوشتی در انتظار زندانيان مظلوم سياسی پس از انتخابات رياست جمهوری ۸۸ است که به خاطر گناه ناکرده در حال حاضر بيشترين فشارها را در زندان اوين متحمل می شوند ؟




20 مرداد 1389    14:55
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
12:03 21 مرداد 1389
ایران ما شده کوبای 1957 و باتیسای ان " آقا" .تاریخ را بخوانید خیلی شبیه است .ولله !! ایران " چه گوارا " می خواد . نه یک چندین هزار


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :فروش بنزين ترکيه به ايران ۷۳ درصد کاهش يافت

سحام نيوز : فروش بنزين ترکيه به ايران در ماه ژوئيه نسبت به ماه قبل آن ۷۳ درصد کاهش يافت.



بنا بر آمار و داده‌های انجمن صادرکنندگان مواد شيميايی ترکيه که روز سه‌شنبه در استامبول منتشر شد، فروش بنزين به ايران در ماه ژوئن به بيش از ۹۳ ميليون دلار بالغ مي‌شد، اما اين رقم در ماه ژوئيه به حدود ۲۶ ميليون دلار کاهش يافته است.



کاهش شديد فروش بنزين ترکيه، هم زمان با اِعمال تحريم‌های مضاعفِ آمريکا و اتحاديه‌ی اروپا اتفاق مي‌افتد. اين تحريم‌ها با هدف سخت‌گيری بر واردات فرآورده‌های نفتی و افزايش انزوای بين‌المللی ايران، به دليل نقض قطعنامه‌های شورای امنيت، دنبال مي‌شود




20 مرداد 1389    12:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :اخراج ۳۴۰۰کارگر در استان گلستان و بيکاري۵۲ هزار کارگر در عسلويه

مهر:رقم بيکاری که در حقيقت تعداد شکايات دريافت‌شده از سوی امور اجتماعی استان گلستان است، در حالی اعلام مي‌شود که بر طبق مصوبه دولت در اسفند ماه سال گذشته، قرار بود تا پايان سال جاری ۱۷ هزار و ۲۱۷ شغل در بخش توليدي، صنعت، کشاورزی و ديگر زمينه‌ها در اين استان ايجاد شود.



به گزارش مهر، رقم بيکاری که در حقيقت تعداد شکايات دريافت‌شده از سوی امور اجتماعی استان گلستان است، در حالی اعلام مي‌شود که بر طبق مصوبه دولت در اسفند ماه سال گذشته، قرار بود تا پايان سال جاری ۱۷ هزار و ۲۱۷ شغل در بخش توليدي، صنعت، کشاورزی و ديگر زمينه‌ها در اين استان ايجاد شود.



در چند سال گذشته، بيکاری يکی از مهمترين مشکلاتی بوده است که دولت با آن دست و پنجه نرم مي‌کرده است و از سوی ديگر آمار و اعدادی متناقض برای آن ارائه مي‌کند.



برای مثال در ۴ سال گذشته حدود ۵۲ هزار کارگر در عسلويه از کار بيکار شده‌اند و اين امر در تناقض با ادعاهای دولت مبني‌بر در جريان بودن پروژه‌های اشتغال‌زا در اين منطقه است.



کابوس اخراج‌های دسته جمعی تبديل به کابوس بسياری از کارگران ايرانی شده است. بسياری از کارگران صنايع کوچک مانند چرمسازي، کارگاه‌های نساجی و صنايع سنگين در چند سال گذشته شغل خود را به صورت دسته جمعی از دست داده اند.



اخراج ۷۰۰ کارگر نوشابه‌سازی ساسان، ۲۵۰۰ کارگر در کارگاه‌های توليد کفش اصفهان، ۴۰۰۰ کارگر مشغول به کار در واحدهای بسته بندی خرما در خوزستان، اخراج کارگران کارخانه سامان، مخابرات سقز، ايران صدرای بوشهر، لوله سازی اهواز، ايران تفال ساوه، کشت و صنعت شمال، پايا هوايار و شرکت توليد نوشابه خرمنوش خرمشهر همگی نمونه‌هايی از اين معضل اقتصادی هستند.



موتوژن، تراکتورسازی تبريز و کبريت سازی هم به دليل مشکلات مالی و بدهي‌های سنگين به بانک‌ها و پيمانکاران مجبور به کم کردن نيروی کار و اخراج کارکنان خود شدند.



در حالي‌که يکی از شعارهای محمود احمدي‌نژاد در دو دوره رياست جمهوري، اشتغال‌زايی و مبارزه با بيکاری است، احمد سيف، اقتصاددان، ميزان بيکاری و آمارهای رسمی را زير سوال مي‌برد و متعقد است که «ميزان بيکاری در ايران نگران‌کننده شده است و گذشته از زيان‌های قابل توجه اقتصادي، زيان‌های اجتماعی و فرهنگی چشمگيری هم دارد».



بر اساس آمار وزارت کار ايران، نرخ بيکاری در سال ۸۸ ، ۱۱٫۹ درصد بوده است که نسبت به سال گذشته ۱٫۵ درصد افزايش داشته است.



اين اعداد از سوی بسياری از شخصيت‌های سياسی زير سوال رفته است. برای مثال مويد حسينی صدر، نماينده مردم خوي، فرهاد تجري، نماينده قصرشيرين، گيلان‌غرب و سرپل ذهاب وعليرضا محجوب، دبيرکل خانه کارگر از جمله کسانی هستند که اعداد رسمی مربوط به بيکاری را بيش از ميزان اعلام شده از سوی مقامات مي‌دانند.



حميد حاجی عبدالوهاب، معاون وزير کار، اما افزايش نرخ بيکاری را مربوط به بحران اقتصادی در جهان و کاهش ميزان سرمايه‌گذاری در ايران مي‌داند. ولی بسياری از کارشناسان، واردات گسترده و ناتوان بودن توليدات داخلی در رقابت با اين محصولات و نبودن تجهيزات مدرن را عامل ورشکستگی صنايع و بيکاری مي‌دانند.



مجله اکونوميست نيز در گزارشی که در تيرماه امسال به چاپ رساند، نرخ بيکاری در سال ۱۳۸۸ را بيش از ميزان اعلام‌شده از سوی مقامات دولتی و ۱۳٫۲ درصد اعلام کرده است.




20 مرداد 1389    12:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :ادواردو گالئانو:اقتصاد جهانى در هيچ دوره يى از تاريخ چنين غير دموکراتيک نبوده است.

ايرن:ادواردو گالئانو: اقتصاد جهانى در هيچ دوره يى از تاريخ چنين غير دموکراتيک نبوده است. جهان هرگز با چنين بى عدالتى فاجعه بارى رو در رو نبوده است. به استناد اعداد و ارقام سازمان ملل و بانک جهانى نابرابرى در سى ساله ى اخير بيش تر شده است. در سال 1960 بيست درصد از مرفه ترين اقشار جامعه بشرى سى برابر ثروتمند تز از بيست درصد از فقيرترين افراد بشر بوده اند، حال آن که در سال 1990 ثروت مندان شصت برابر از فقرا ثروت مند تر شده اند.

شکاف بين اين دو قطب، يعنى شکاف بين غنى ترين و فقيرترين اقشار اکنون هولناک تر شده است. با در نظر گرفتن درآمد هنگفتى که هر ماه به عنوان سرمايه ى خصوصى از طريق صفحه هاى نشريات پورنويا حتى مقالات مربوط به امور مالى(نشريه ى furtune)عايد صاحبان اين نشريات مى شود، مى توان به اين نتيجه رسيد که ثروت صد نفر از ثروتمند ترين اقشار، با تمام دارايى يک ميليارد و نيم از ساکنان کره ى زمين برابر است.

اين نابربرى ها را بانک جهانى بررسى کرده است. بانک جهانى در گزارش درباره ى توسعه ى جهان برا ين مسئله تاکيد کرده و يادآور شده است که بى عدالتى در سال هاى آينده به طرز وحشتناکى توسعه خواهد ياغت. سازما ملل متحد نيز در بولتنى با عنوان " گزارش جهانى درباره ى توسعه بشرى " به اين موضوع اشاره کرده است .






20 مرداد 1389    07:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :بدهکاران بيکار:افزايش روند رشد نرخ بيکاری در ايران

مهر: در حالی نرخ بيکاری در بهار 89 نسبت به مدت مشابه سال قبل معادل 3.5 درصد افزايش يافت و از 11.1 به 14.6 درصد رسيد که بيان می شود توسط زودبازده ها در سال گذشته بيش از 900 هزار شغل ايجاد شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بررسی روند رشد نرخ بيکاری در اولين فصل سالجاری يعنی بهار 89 نشان دهنده افزايش 1 دهم درصدی نرخ بيکاری نسبت به زمستان 88 و 3.5 درصدی نسبت به مدت مشابه در بهار سال گذشته است که اين موضوع از آهنگ ناموزون رشد نرخ بيکاری در کشور حکايت دارد.



آهنگ ناموزون نرخ بيکاری



بر اساس اين گزارش، کارشناسان بازار کار مقطعی بودن سياستهای اشتغالزايي، پيگيری کاهش نرخ بيکاری فقط با تزريق نقدينگي، عدم توجه به آموزش، واردات بی رويه، مطابق نبودن آموزشهای دانشگاهی با نيازهای بازار کار، غيرقابل استناد بودن آمارها و موارد ديگر را از دلايل مهم افت و خيز در نرخ بيکاری می دانند.



طی ساليان اخير دولتها به جای توجه به برنامه های بلند مدت و 5 ساله، عمدتا به برنامه های کوتاه مدت و تدوين سياستهای اشتغالزايی مقطعی مترادف با برنامه های کلان مبادرت کردند که اين موضوع خود باعث ايجاد نوعی ضعف در پيشبرد برنامه های اشتغالزايی شده است.



"بدهکاران بيکار"



همچنين از سويی ديگر، توجه "صرف" به تزريق پول و نقدينگی در بازار کار و اشتغال مانند آنچه که در طرحهای خوداشتغالي، زودبازده ها و در آينده نيز در مشاغل خانگی اتفاق افتاده است؛ بيشتر از اينکه منجر به توليد فرصتهای جديد شغلی شود به ايجاد "بيکاران بدهکار" دامن زده است.



از موارد ديگری که می توان از آن به عنوان يکی از دلايل عقيم ماندن برنامه های اشتغالزايی نام برد مربوط به همراهی نکردن دولت با برنامه چهارم توسعه به ويژه در بخش اشتغالزايی بوده است به نحوی که طبق برنامه دستگاههای زيادی بايد دست به دست هم می دادند تا از اين طريق بتوان در ايجاد مشاغل جديد موفق عمل کرد.



متاسفانه زودبازده ها با تاکيدات فراوان وزارت کار در سالهای گذشته به دليل مشخص نبودن تضمين سرمايه گذاری جدی و حامی مالی به بن بست رسيد و امروز می بينيم که پس از چند سال از زمان آغاز به کار زودبازده ها نمی توان به آمار ايجاد بيش از 900 هزار شغل آن استناد کرد چرا که در همين مدت نرخ بيکاری کل کشور افزايش يافت و بيش از 20 استان نيز حداقل در 88 نسبت به 87 بيکارتر شدند، در حالی که شغل جديد به کاهش نرخ بيکاری خواهد انجاميد.



ناهماهنگی بين دستگاهها در مسئله زودبازده ها



هماهنگی وزارت کار با وزارتخانه هايی مانند صنايع، تعاون، بازرگاني، علوم و دستگاههای ديگر نيز لازمه شکل گيری موفق و پايدار ماندن زودبازده ها در ايجاد کار بوده است که هرگز اين هماهنگی آنچنان که بايد ايجاد نشد. اين موضوع در ناهماهنگی بين بانکها و وزارت کار بيشتر خود را نشان داد.



می توان گفت که سياست اشتغالزايی در قالب زودبازده ها نيازمند عزم جدی دولت و حضور دستگاههای ذيربط بوده است به نحوی که عليرغم درست بودن سياستها در بخش زودبازده، اين طرح جواب نداد و اشتغال مدنظر آن نيز ايجاد نشد و يا دست کم آمار درستی بيرون نيامد.



تشابه زودبازده ها و خوداشتغالی



تشابه اصلی طرحهای زودبازده با خوداشتغالی در اين است که عليرغم بزرگتر بودن طرحهای زودبازده، هر دو طرح اولويت اصلی و اوليه خود را تزريق نقدينگی قرار داده بودند وگرنه به لحاظ عملياتی مانند هم اجرا شد. بايد به اين نکته توجه کرد که اصل زودبازده ها هيچ وقت زير سوال نرفت ولی آنچه که به آن نقد وارد شد، کوتاه مدت بودن طرحها و عدم انجام کار کارشناسی بوده است.



هم اکنون با وجود جمعيت بالای جوان و تحصيل کرده دانشگاهی در کشور شايد مهمترين موضوع مورد توجه در زمينه نرخ بيکاری بايد تلاش در ثابت نگاه داشتن آن باشد و اين مسئله از کاهش آن مهمتر است چرا که ثابت ماندن نرخ بيکاری نيز در شرايط فعلی موفقيت است و اين موضوع يک گام از کاهش جلوتر حرکت می کند.



ترمز بيکاری را بکشيد



واگذاری امورات مربوط به اشتغالزايی و برنامه ريزی برای توسعه فرصتهای شغلی به بخش تعاون بدون آموزش، تجهيز تعاونيها به اعتبارات مناسب، بالا بردن سطح خدمات فنی و مهارتی نمی تواند منجر به توليد کار و در نتيجه کاهش نرخ بيکاری شود.



اگر قرار است ساليانه تا 1.1 ميليون شغل جديد در کشور ايجاد شود نياز است تا سياستهای درستی برای آن تعريف شود ضمن اينکه با وجود ادامه سياست انقباظی بانکها در پرداخت تسهيلات نيز نمی توان خيلی به تحقق مشاغل جديد اميدوار بود. در هر صورت زودبازده يا مشاغل خانگی هرگز نمی تواند با نگاه کوتاه مدت منجر به کاهش نرخ بيکاری شود.



بانک مرکزی: تسهيلات زودبازده تکليفی نيست/ وزير کار: هست!



گواه ناموزون بودن سياستها اين است که شورای عالی اشتغال 11هزار ميليارد تومان منابع برای پرداخت به زودبازده ها تصويب می کند، سپس رئيس کل بانک مرکزی آن را غيرتکليفی و به شرط افزايش سرمايه بانکها می داند و پس از آن نيز وزير کار می گويد: تسهيلات تکليفی است.



در شرايط فعلی بر اساس آمارهای موجود ساليانه حداقل 900 هزار نفر آماده به کار در کشور وجود دارد که ايجاد اشتغال برای اين ميزان ورودی به بازار کار نيازمند تدابير روشن است. البته هم اکنون آمارهای موجود خود محل ترديد است چرا که در برخی موارد دستگاهها برآوردهای يکديگر را نيز زير سوال می برند.



چرا نرخ بيکاری بالا می رود؟



دستيابی به آمارهای درست و قابل استناد می تواند ما را در رسيدن به يک برنامه قابل اجرا رهنمون سازد. بايد پرسيد که جهش نرخ بيکاری و بالا رفتن تعداد بيکاران برای چيست؟ گفته می شود نرخ بيکاری فعلی به مراتب بالاتر از 14.6درصد اعلام شده است به نحوی که با وجود 4 ميليون نفر بيکار، نرخ بيکاری برخی استانها از 18 درصد نيز بالاتر است.



برآورد شده است که نرخ بيکاری جمعيت فعال بين سنين 15 تا 40 سال کشور هم اکنون بيش از 25 درصد است، همچنين موضوع مربوط به نرخ بيکاری حداقل 25 درصدی 3 ميليون فارغ التحصيل کشور نيز مشکلی است که دولت موظف به برنامه ريزی برای حل آن است، چون نمی توان گفت که اين گروه از افراد مهارت انجام کار را ندارند.






20 مرداد 1389    08:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :قرارداد دويست‌وپنجاه ميليون دلاری شرکت گاز با سپاه

راديو کوچه:صبح روز سه‌شنبه شرکت ملی گاز ايران ساخت يک خط لوله ۲۷۰ کيلومتری را به ارزش حدود ۲۵۰ ميليون دلار به قرارگاه سازندگی خاتم الانبيا وابسته به سپاه پاسداران واگذار کرده است.



به گزارش مهر، اين پروژه به صورت ترک تشريفات (مناقصه) به قرارگاه سازندگی خاتم الانبيا داده شده است.



اين خط لوله ادامه خط لوله‌ای است که گاز ميدان پارس جنوبی را به ايرانشهر در سيستان و بلوچستان منتقل مي‌کند. قرار است اين خط لوله جديد از ايرانشهر تا مرز پاکستان ساخته شود.



بخش اول اين خط لوله که اکنون در دست ساخت است، حدود چهار سال پيش با قراردادی يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون دلاری به قرارگاه خاتم الانبيا واگذار شده بوده است.



لازم به ذکر است اين بزرگ‌ترين پروژه در صنعت نفت بوده که تا آن زمان به سپاه پاسداران داده شده بود. ساخت بخش اول اين خط لوله بدون رعايت مقررات مربوط به برگزاری مناقصه به طور خاص به قرارگاه خاتم الانبيا داده شده بود و بنابر گزارش‌ها، بخش دوم نيز به همين شکل به اين نهاد وابسته به سپاه پاسداران داده شده است.



گفتنی است اخيرن قرارگاه خاتم الانبيا در حالی از توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی کناره گيری کرد که وزارت نفت توسعه بخش بزرگی از پارس جنوبی را بدون برگزاری مناقصه در اختيار شرکت‌های وابسته به خاتم الانبيا قرار داده است.




20 مرداد 1389    08:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :يورش وحشيانه گارد زندان به زندانيان بی دفاع زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" صبح امروز زندانيان بند 6 زندان گوهردشت کرج مورد يورش وحشيانه و ضرب و شتم گارد زندان قرار گرفتند.



روز سه شنبه 19 مرداد ماه گارد زندان به سالن 17 زندان گوهردشت کرج يورش برد و تعدادی از زندانيان را مورد ضرب و شتم وحشيانه قرار داد. آنها همچنين حداقل امکانات شخصی زندانيان بی دفاع و اسير را تخريب و کارت تلفنها و مواد غذايی زندانيان را ربودند.



گارد زندان حوالی ساعت 09:00 صبح زندانيان را به حياط بند منتقل کردند و آنها را در معرض تابش شديد خورشيد و گرمای زياد قرار دادند. زندانيان بی دفاع تا ساعت 11:45 دقيقه در حياط بند نگه داشته شدند. آنها در طی اين مدت از نوشين آب و استفاده از سرويسهای بهداشتی محروم بودند.يکی از زندانيان بنام يعقوب باقری جاهد نسبت به رفتار وحشيانه گاردها اعتراض کرد که مورد يورش آنها قرار گرفت و با باتون بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.



فرمانده گارد افسر پاسدار ميرزا آقايی همراه با چند تن ا افراد گارد زندانی يعقوب باقری جاهد را درمقابل چشمان ساير زندانيان وادار به در آوردن لباسهای پايين تنه او نمود. و با ضربات وحشيانه باتون از او می خواستند که خم شود.



افسر پاسدار ميرزا آقای يکی از افرادی است که زندانيان را در سلولهای انفرادی بند يک زندان گوهردشت کرج در حين شکنجه مورد تجاوز جنسی قرار می دهد و با شکنجه های وحشيانه دست و پای آنها را می شکند.



گفتنی است که در حملات وحشيانه امروز بيش از 50 نفر از گاردهای زندان شرکت داشتند و فرماندهی آنها را افسر پاسدار ميرزا آقايی به عهده داشت.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، يورش وحشيانه به زندانيان بی دفاع و مورد ضرب و شتم و تحقير قرار دادن آنها را محکوم می کند و از کمسر عالی حقوق بشر خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



19 مرداد 1389 برابر با 10 اگوست 2010




20 مرداد 1389    07:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :نگرانی خانواده کيوان صميمی درباره تداوم اعتصاب غذای اين روزنامه نگار

جرس: خانواده کيوان صميمی نگران سلامت وی هستند. وی يکی از اين شانزده زندانی بود که گفته تا لحظه ”انتقال“ پانزده زندانی سياسی از انفرادی به بند ”عمومي“ ۳۵۰ به اعتصاب غذايش ادامه خواهد داد.



به گزارش جرس، پانزده زندانی سياسی در شانزدهمين روز اعتصاب غذای خود، پس از دريافت پيام های آقايان ميرحسين موسوی و کروبی ، چهره های برجسته سياسی و کنشگران مدنی و ديگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.



اين در حالی است که خانواده و نزديکان آقای صميمی به شدت نگران وضعيت جسمانی ايشان هستند، به همين مناسبت جرس گفتگويی را با يکی از بستگان نزديک ايشان انجام داده است که در پی می آيد:



آيا بعد از شکستن اعتصاب غذای زندانيان و ادامه اعتصاب غذای آقای صميمی به علت تحقق يافتن انتقال زندانيان به بند عمومي، اطلاعی از وضعيت ايشان داريد؟



آخرين اطلاعی که ما از ايشان داريم ملاقات سه هفته پيش خانواده ايشان در زندان بوده که حال ايشان خوب بوده است. بعد از اين ملاقات بود که اعتصاب تعدادی از زندانيان سياسی که ايشان يکی از اين اعتصاب کنندگان بودند را شنيدم. آخرين خبری که ما از ايشان داريم مربوط به امروز صبح می شود که با خبر شديم که اعتصاب کنندگان در پاسخ به حمايتهای مردمی و پيامهای آقايان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و ديگر شخصيتهای برجسته سياسی به اعتصاب خود پايان داده اند به جز آقای صميمی. ايشان علت ادامه اعتصاب غذای خود را انتقال اين زندانيان به بند عمومی اعلام کرده اند. البته با توجه به شاکله شخصيتی آقای صميمی که همواره ”مدافع“ و ”نگران“ وضعيت زندانيان بودند اين مسئله قابل پيش بينی بود اما ما به شدت نگران وضعيت جسمانی ايشان هستيم. ايشان الان شصت و دو سال دارند و در مدت زمان اعتصاب هم بسيار ضعيف شده اند و وضعيت جسمانی وخيمی دارند.



با توجه به اينکه شما يکی از نزديکان آقای صميمی هستيد و روحيه ايشان را می شناسيد چه نظری در خصوص ادامه اعتصاب ايشان داريد؟ و آيا اين مسئله با توجه به شرايط جسمانی و سنی اشان برای وضعيت ايشان خطرناک نيست؟



آقای صميمی انسانی هدف محور هستند و با انگيزه شخصی اين اعتصاب را آغاز نکرده اند و به خاطر شرايط نامناسب زندانيان ديگر دست به اعتصاب زدند. به همين علت محکم بر سر حرفشان خواهند ايستاد تا زندانيان به بند عمومی منتقل شوند مگر اينکه ملاقاتی به خانواده شان با ايشان داده شود تا وی را قانع کنند که اعتصاب خود را بشکند، يا شرايطی ديگر که منجر به شکستن اعتصاب غذايشان شود. اگر اعتصاب آقای صميمی شخصی بود، حتما قبل از اينکه دست به اعتصاب بزنند با خانواده اشان مشورت می کردند چون يکی از ويژگی های ايشان اين است که در هر کاری هميشه اهل مشورت هستند. ما و خانواده ايشان به شدت نگران سلامت ايشان هستيم چون ايشان با توجه به سن بالايشان دارای بيماری فشار خون هستند و مشکل قلبی دارند و تداوم اعتصاب غذای می تواند برای سلامتی ايشان به ”شدت“ خطرناک باشد. همين که با اين سن و وضعيت جسمانی بايد حکمشان را بگذرانند کافيست، ديگر اين فشارها برای چيست؟ اميدواريم مسئولين هر چه زودتر ملاقاتی به ايشان با خانواده اشان بدهند.



آيا می دانيد واکنش آقای صميمی به حکمشان چه بود؟



ايشان از روحيه ای بسيار محکم و قوی برخوردارند و در اين يکسال هم اين موضوع را ثابت کردند. وقتی خانواده ايشان گفتند چرا نسبت به اين حکم غيرعادلانه ( شش سال حبس و محروميت مادام العمر از فعاليت های سياسي، اجتماعی و فرهنگی) سکوت کرده ايد ايشان گفتند بايد در اين ”راه“ هزينه داد. حتی در زندان به ايشان لقب ”معترض هميشگی بند ۳۵۰″ داده اند و تجربه های زندان های رژيم شاه ايشان را بسيار مقاوم کرده است.



در ميان صحبتهايتان به شاکله شخصيتی آقای کيوان صميمی اشاره داشتيد می توانيد در اين خصوص بيشتر توضيح دهيد؟



با توجه به روحيه آقای صميمی که فردی از خود گذشته است و هميشه دغدغه کمک به ديگران را دارند مشکلات خودشان را فراموش می کنند. در زندان هم همه از روحيه انسان دوستانه ايشان باخبر هستند و سعی می کنند مشکلات ديگران را حل کنند اگرچه برای آن هزينه بپردازند. در زندان با جوان ها گپ می زند و با آنها بگو و بخند می کند تا به آنها روحيه بدهد تا جاييکه هرکس از زندان بيرون می آيد از ايشان خيلی تعريف می کند و می گويند در زندان بچه ها را تنها نمی گذارد و هميشه در کنارشان حضور دارد تا به آنها روحيه و اميد بدهد.



يکی ديگر از ويژگيهای برجسته آقای صميمی اين است که بر مشورت و گفتگو بسيار تاکيد می کنند و می گويند هر مشکلی با گفتمان و گفت و گو حل خواهد شد که خودشان از تعبير“معجزه گفت و گو“ استفاده می کنند. به همين علت اميدواريم مسئولين زمينه ملاقات ايشان را با خانواده اشان فراهم آورند تا خانواده اشان بتوانند ايشان را با صحبت راضی به پايان دادن اعتصاب خود کنند.




20 مرداد 1389    07:49
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :مصباح يزدى:اگر کسى از اسلام منحرف شد، اول تذکر مي‌دهيم و بعد بر او چوب مي‌زنيم

ايسنا:آيت‌الله مصباح‌يزدى در جمع فرماندهان و مسوولان نيروى زميني، بنياد تعاون، قرارگاه سازندگى خاتم‌الانبياء و هوا فضاى سپاه، خط امام را خط واقعى اسلام برشمرد و افزود: بايد نسبت به مبانى نظام و اصول خط امام که خط واقعى اسلام است شناخت داشته باشيم و مواظب باشيم که خط ايشان که همان روح اسلام است، لطمه نخورد. وى با تاكيد بر اينكه « بايد حواس‌مان جمع باشد» خطاب به كسانى كه «ادعاى خط امامي‌ بودن» دارند، خاطرنشان كرد: امام راحل در کدام سخنرانى خود از اسلام ده بار سخن نگفت و از ايران نام برد؛ ما که پيرو او هستيم بايد همان روش را ادامه دهيم. وى با بيان اين‌که «آنچه به ما عزت بخشيده، اسلام است» تصريح کرد: ايران در زمان رژيم پهلوى هم بود، آنها طرفدار ناسيوناليسم و ملي‌گرايى مثبت بودند؛ حالا ما بايد همان شعارها را زنده کنيم؟ پس اسلام و انقلاب چه شد! رييس موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى ادامه داد: بايد حواس‌مان جمع شود؛ چرا که انحراف از اينجا شروع مي‌شود، اصول فراموش نشود، اصول يعنى تابع رهبر و ولايت فقيه و در اين اصول شرايط زمان و تصميمات سياسى نمي‌تواند تغيير ايجاد کند و تا ظهور امام زمان(عج) اين اصول خواهد بود. وى خاطرنشان كرد: مردم ما بر سر عقايد و اصول خود صدها هزار شهيد داده‌اند، ما بر سر اين عقايد معامله نمي‌کنيم، اگر کسى از اسلام منحرف شد، اول تذکر مي‌دهيم و سپس بر او چوب خواهيم زد. وى گفت: ما اسلام را مي‌خواهيم و هرکس اسلام را بخواهد خدمتگزار او هستيم و در اين مسير با کسى عقد اخوت نبستيم، هرکس از اسلام کج برود، ردش مي‌کنيم. اين عضو مجلس خبرگان به فتنه بعد از انتخابات سال گذشته اشاره و اظهار كرد: بايد سال‌ها بگذرد تا معلوم شود که چه خطرى براى اسلام و ايران بود و خداوند چگونه اين خطر را از سر اسلام و ملت ايران رفع کرد. وى با بيان اين‌که « نبايد بگوييم فتنه تمام شده است» اظهاركرد: هنوز کسانى در سايت‌هاي‌شان مي‌نويسند که حکومت امام‌، حکومت ديکتاتورى بود و ما طرفدار پلولاريسم سياسى هستيم. صريحا مي‌گويند ما به جاى جمهورى اسلامي، ايرانى مي‌خواهيم. مصباح يزدى گفت: امروز آن فتنه تمام شده، فردا نوبت فتنه ديگر و آزمايشى جديد در کلاس‌هاى بالاتر است، نبايد خيال کنيم کسى که چند روزى براى اسلام و کشور زحمت کشيد تضمين شده است، بايد تا آخر پشت سر رهبرى باشيم تا منحرف نشويم.


20 مرداد 1389    07:16
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:32 22 مرداد 1389
یعنی تقریباً همه مردم ایران.

نام:  
ای-ميل:  
17:02 20 مرداد 1389
۲ نوع چوب و ود دارد

۱- که به آن شلنگ هم می‌‌گویند

۲- کابل. که از سیم‌های بافت شده با رو کش شلنگ



انگشت‌های پا با بند پلاستیک به هم بسته میشود

یک نفر چوب شماره ۲ را به کفّ پا یک نفر هم چوب شماره۱ را به کمر و نشیمن گاه میزند. یک  وراب خونی هم در دهان. بعد از تمام شدن رفعت اسلامی با آن پا‌ها ۱۵۰۰ در  ا میزنی. بعد هم خدای رحمان از این عمل راضی‌ میشود

در آن لحظات درد و خون و ز ر خدا را دیدم

وحشت کردم این که خدای رحمت است این چنین است وای به حال خداوند غیر رحمان

در آن ایّام ز ر به یاد استاد سروش و کدیور.... افتادم. همان به که فرار کردند

شلاق دوم به سوم آتئیست می‌شدند

لطفا خدا را تبلیغ کنید اما رحمان و رحیم و این چیز‌هارا اضافه نکنید


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

20مرداد :مراسم يادبود اسماعيل ططري، با فشار مقامات امنيتی لغو شد

جـــرس: مراسم يادبود مرحوم اسماعيل ططري، نماينده سابق کرمانشاه در مجلس و عضو حزب اعتمادملی نيز، همانند مراسم ختم وي، با ممانعت ماموران امنيتی و جلوگيری از ورود مردم روبرو شد.





درحاليکه ماموران امنيتی تهران و کرمانشاه، مانع برگزاری مراسم ختم مرحوم ططری در تهران و کرمانشاه شده و از سخنرانی اصلاح طلبان در جريان مراسم ختم نماينده متوفی و سابق مجلس، جلوگيری بعمل آورده بودند و لباس شخصی ها نيز با تجمع و هتاکی در مقابل مسجد، سبب لغو مراسم ختم وی شده بودند، خانواده و دوستان آن مرحوم، قصد داشتند مجلس يادبودی در روز سه شنبه نوزدهم امرداد ماه، از ساعت پنج تا شش و نيم بعد ازظهر در تهران منعقد کنند.





به گزارش پارلمان نيوز، افرادی که قصد شرکت در مراسم يادبود مرحوم اسماعيل ططری نماينده دو دوره مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی را داشتند، عصر سه شنبه هنگام مراجعه به مسجد اميرالمومنين، با عذرخواهی خانواده وی و اطلاع از لغو اين مراسم روبرو شدند.





اين گزارش افزود برخی از مسئولان، با برگزاری مراسم ططری که علي‌رغم حمايت از مهدی کروبی يک اصولگرا به شمار مي‌رفت، مخالفت کرده‌اند.





مراسم بزرگداشت اين عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در دوره های نهم و دهم رياست جمهوري، قرار بود در مسجد اميرالمؤمنين تهران، واقع درشهرک ژاندارمری تهران برگزار شود.




20 مرداد 1389    08:36
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



23 مرداد 1389    01:58
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد