www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 16 مرداد/

16مرداد :سيامک قادري، روزنامه نگار بازداشت شد

16مرداد :بابک بردبار، يکی از اعتصاب کنندگان غذا آزاد شد

16مرداد :کمبود بنزين جايگاه‌ها را به تعطيلی کشاند

16مرداد :يک ماه با زنان در خبر؛ تير ماه گرم مبارزه با بدحجابی

16مرداد :سکينه محمدی: مقامات دروغ می گويند و می خواهند او را مخفيانه اعدام

16مرداد :اعتراض زندانيان سياسی زن زندان اوين به شرايط ١٧ زندانی در اعتصاب غذا

16مرداد :حمايت جهانی از رضا شهابی فعال کارگری

16مرداد :هشدار جامعه پزشکی کشور نسبت به شرايط زندانيان در اعتصاب غذا

16مرداد: کشتن 8 پزشک خارجی و دو پزشک افغانی توسط طالبان

16مرداد :نامه خانواده زندانيان سياسی اعتصاب کننده به رئيس قوه قضائيه

16مرداد :جدا شدن يک صفحه يخ بزرگ از يخچالی در گرينلند

16مرداد :متروی تهران يک پديده منحصر اقتصادی و اجتماعی:دانشگاه زير زمينی

16مرداد :در قرن 21 آتش سوزى جنگل دورود با بيل و كلنگ خاموش شد!

16مرداد :برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفايي، وکيل دادگستری از زندان اوين آزاد شدند.

16مرداد: حکم تعليق قاضی مرتضوي؟

16مرداد :ابراز نگرانی شديد، نسبت به تداوم اعتصاب غذای زندانيان سياسی

16مرداد :گفتگو با فعالين دانشجويی:زمين اصلی مبارزه به خارج از دانشگاه‌ها منتقل شده است

16مرداد :رودخانه مرزى «ارس» هر روز آلوده تر مى شود

16مرداد :فيلم کوتاه جعفر پناهی آغازگر روزهای ونيز

16مرداد :خسرو معتضد:درد اقتصادى اقشار ضعيف از نظر من پنهان نيست

16مرداد :سنگسار زنان :تناقض‌ها در قوانين جزايی ايران

16مرداد :منابع آبى تهران تا 20 سال ديگر ته مى کشد

16مرداد :کروبی درديدارباخانواده های روزنامه نگاران زندانی:اين شيوه حکومت قابل قبول نيست/ از فرزندانم می خواهم که اعتصاب خود را بشکنند.



16مرداد :سيامک قادري، روزنامه نگار بازداشت شد

کلمه:سيامک قادری ، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر بازداشت شد.



براساس گزارش های رسيده به کلمه،



سيامک قادری روزنامه نگار کار در رسانه های منتقد را در سابقه خود دارد.قادری در خبرگزاری ايرنا و خبرگزاری تعطيل شده سينا و چندين روزنامه اصلاح طلب فعايت کرده است.




16 مرداد 1389    22:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :بابک بردبار، يکی از اعتصاب کنندگان غذا آزاد شد

تا آزادی روزنامه نگاران زندانی:بابک بردبار عکاس خبری و يکی از زندانيان اعتصاب کننده غذا ساعاتی پيش از زندان آزاد شد.



به گزارش ”تا آزادی روزنامه نگاران زنداني“ بابک بردبار عکاس، بعد از گذشت ۷ ماه از زندان اوين آزاد شد.



اين عکاس ۲۵ ساله شيرازی که برای آژانس خبری عکس ايران مشغول به فعاليت بود، در روز عاشورای سال گذشته در تهران فقط به جرم عکاسي، بازداشت شد. وی در آن روز تنها مشغول عکاسی با مجوز رسمی بوده و هيچ جرمی به وی منتسب نشده‌است.



وی از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا بود. گفتنی است از ساير اعتصاب کنندگان خبری در دست نيست.




16 مرداد 1389    22:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :کمبود بنزين جايگاه‌ها را به تعطيلی کشاند

راديو کوچه:ترکيه با ناديده گرفتن تحريم‌های آمريکا عليه ايران در ماه ژوئن ۱۳۸ هزار تن بنزين به ايران صادر کرد که اين رقم بيش‌تر از ماه قبل از آن بوده است.



اما افزايش واردات بنزين ايران از ترکيه در حالی مطرح مي‌شود که بر اساس محاسبات صورت گرفته ايران هر ليتر بنزين را ۱۲۹ تومان گران‌تر مي‌خرد.



طی ماه ژوئن ۱۳۸ هزار تن بنزين از ترکيه به ايران صادرشده و ايران در برابر اين حجم واردات ۱۲۱٫۸ ميليون دلار پرداخت کرده است که به ازای هر تن ۸۷۸ دلار مي‌شود.



به اين تريتب ايران هر تن بنزين ترکيه را ۱۷۴ هزار و ۲۷۹ تومان بيش از رقم جهانی خريداری مي‌کند.



طی ماه ژوئن ميانگين قيمت هر ليتر بنزين ۵۲۰ تومان بوده در حالي‌که ايران بنابر اطلاعات رويترز هر ليتر بنزين از ترکيه را ۶۴۹ تومان وارد کرده است. براساس اين گزارش هر تن بنزين معادل ۱۳۵۱ ليتر است که در اين صورت هر ليتر بنزين از ترکيه حدود ۶۴۹ تومان يعنی بيش از قيمت جهانی آن است.



افزايش واردات بنزين با قيمت بالاتر در حالی صورت گرفته که در حال حاضر شماری از گزارش‌ها درباره ايران حکايت از آن دارد که کمبود «بنزين» در برخی مناطق کشور مردم را با دشواری رو‌به‌رو ساخته است. به گزارش «باشگاه خبرنگاران جوان»، صف‌های طولانی در جايگاه‌های بنزين «ياسوج» و نرسيدن تانکرهای سوخت‌رسان به شماری زيادی از جايگاه‌های استان «کهکيويه» و «بويراحمدي» و بعضی ديگر از شهرستان‌های استان فارس از جمله «نورآباد ممسني» اين جايگاه‌ها را با تعطيلی رو‌به‌رو کرده است.







اين خبرگزاری حکومتی ايران هم‌چنان گزارش داده است که يکی ازجايگاه داران بنزين در شيراز در گفت‌وگو با اين خبرگزاری گفته است که از روز پنج‌شنبه هفتم مرداد ماه به اکثر جايگاه‌های شيراز اعلام شده که جايگاه‌های عرضه سوخت از هفته آينده در اين استان چند روزی را به دليل اتمام سوخت مخزن در تعطيلی به سر خواهند برد.



ايران از حمله ناموفق دزدان دريايی به يک نفت‌کش خود خبر داد



ايران مي‌گويد يک کشتی شرکت ملی «نفت‌کش» روز پنج‌شنبه در حال بازگشت از بندر سوخنا در کشور مصر، در تنگه باب‌المندب در دريای سرخ مورد حمله ناموفق دزدان دريايی قرار گرفته است.



خبرگزاری مهر از قول مديرعامل شرکت «نفت‌کش» مي‌گويد که خدمه اين کشتی ايرانی پس از دو ساعت تعقيب و گريز با دزدان دريايی همگی سالم‌اند.



اين نفت‌کش ايرانی با عنوان «ديلم» پس از تخليه نفت خام خود در بندر سوخنای مصر و در مسير بازگشت مورد حمله دو قايق تندرو قرار گرفته است.



اوايل فروردين‌ماه سال جاری نيز خبرگزاري‌های ايران از قول رييس واردات ميوه تازه و اتحاديه صادرکنندگان اعلام کردند که دزدان دريايی سوماليايی يک کشتی ايرانی حامل چهار ميليون دلار پرتقال مصری را در سواحل يمن ربوده‌اند.



در تيرماه گذشته نيز يک نفت‌کش ايرانی ديگر به نام «سوسنگرد» در راه اسپانيا مورد حمله دزدان دريايی قرار گرفت. به گفته خبرگزاری مهر، اين حمله نيز ناموفق بوده است.



پيشنهاد ايران برای تشکيل مجمع صادرکنندگان محصولات پتروشيمی



شرکت ملی صنايع پتروشيمي، برنامه تشکيل مجمع کشورهای صادر‌کننده محصولات پتروشيمی را طراحی و به عنوان يک پيشنهاد به دفتر آيت‌اله خامنه‌ای ارايه کرده است.



«عبدالحسين بيات»‌، معاون وزير نفت با اعلام اين خبر گفت: «کشورهای روسيه، ترکيه، عربستان،‌ قطر، و امارات در اولويت عضويت اين مجمع قرار دارند.»



اين پيشنهاد در حالی از سوی ايران مطرح مي‌شود که پيش از اين نيز ايران پيشنهاد تشکيل مجمع صادرکنندگان گاز را پيشنهاد کرده بود اما در نهايت پس از تشکيل اپک گازی ايران در مقش يک پيشنهاد دهنده تنها به عنوان يک عضو عادی در اين مجمع حضور دارد.



کارخانه‌ها به علت بدهی تعطيل نمي‌شوند



معاون پارلمانی وزير صنايع از اجرای طرح صيانت در صنعت خبر داد و افزود: «بايد اين طرح در سطح وسيع انجام شود. زيرا اصلن درست نيست که يک کارخانه به خاطر بدهی تعطيل شود‌.»







ايرج نديمی ادامه داد: «با اجرای اين طرح از توقف فعاليت کارخانه جلوگيری شده و کارخانه با فعاليت بدهی خود را تسويه خواهد کرد.»



پول کشاورزان را پرداخت کنيد



يک عضو کميسيون اجتماعی مجلس از عدم پرداخت پول کشاورزان انتقاد کرد.



«مجيد نصيرپور» با انتقاد از بي‌تجربگی وزير بازرگانی اظهار داشت: «بار کوتاهی وزير بازرگانی به دوش مردم افتاده است و با وجود آن‌که در فصل برداشت گندم قرار داريم و موضوع خريد گندم در دستور کار سازمان غله قرار دارد، اما معاون بازرگانی وزير بازرگانی از پرداخت پول کشاورزان خودداری مي‌کند.»



به گفته وي، در حال حاضر کشاورزان آذربايجان شرقی محصولات خود را به سيلوها تحويل داده‌اند، اما عدم پرداخت پول کشاورزان موجب نارضايتی مردم شده است و با ادامه اين روند کشاورزان دچار مشکل خواهند شد که درنهايت لب به اعتراض خواهند گشود.



وی با بيان اين‌که بيش از ۱۵ روز از عدم پرداخت پول کشاورزان مي‌گذرد، يادآور شد: «وزارت بازرگانی بايد هم‌زمان با تحويل گندم پول کشاورزان را به صورت نقد تحويل دهد اما در حال حاضر برای اين عدم پرداخت هيچ توجيهی ندارد.»



واردات به ايران از مرز ۱۸ ميليارد دلار گذشت



مديرکل دفتر واردات گمرک ايران گفت: «در چهار ماهه نخست امسال ۱۸ ميليارد دلار کالا وارد کشور شد.»



ناصر ابراهيمی افزود: «سال گذشته حدود ۶۰ ميليارد دلار واردات داشتيم که ۲۵ درصد اين کالاها برای مصرف مستقيم مردم بود.»



مديرکل دفتر واردات گمرک ايران تصريح کرد: «کالاهای اساسی مانند گندم جزو اين دسته از کالاها نيستند و اگر اين کالاها را نيز وارد کنيم، حجم واردات بيش از اين رقم خواهد بود.»




16 مرداد 1389    23:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :يک ماه با زنان در خبر؛ تير ماه گرم مبارزه با بدحجابی

تغيير برای برابری: تابستان داغ، سال 89 ، برای زنان فرقی با بهارش نداشت، که هرچه بيشتر در خبرهای تابستانی گشتيم کم تر و کم تر خبری خوش يافتيم، تهديد در خيابان، خط و نشان در مجلس قانون گذاری و زندان و بلاتکليفی در قوه ی قضاييه چيزی بود که گرمای تابستانی تير را تحمل ناپذير تر از هميشه مي کرد.



حجاب؛بحث داغ تابستان



در ادامه موضع گيری های مسئولين مرتبط و غير مرتبط در ماه ها ی گذشته، در تير ماه نيز اظهار نظر در مورد حجاب و عفاف با شدت ادامه يافت. از نمايندگاه مجلس و مسئولان وزارت علوم وتا امام جمعه اسدآباد و مسئولان هلال احمر کزدستان! در مورد حجاب و عفاف نظر دادند.



در دوم تير ماه شورای زنان از قوای سه گانه برای بررسی چگونگی اجرای طرح حجاب و عفاف و و تعيين اولويت های برنامه ای شورای زنان و آسيب شناسی نحوه اجرای اين طرح در جامعه و دستگاه های اجرايي، دعوت کرد. در اين جلسه مقرر شد از دستگاه های موفق در اين زمينه تقدير شود.



در واکنش به سخنان ماه گذشته رييس دولت در انتقاد از برخورد سليقه ای با بدحجابی و انکار نقش دولت در اين زمينه سردار رادان اذعان کرد : "مساله حجاب و عفاف از ماموريت‌هايی بود که دولت به تعداد زيادی از سازمان‌ها واگذار کرده و دولت متولی آن است و اينگونه نيست که نيروی انتظامی به تنهايی متولی آن و دولت کنار باشد.



وی ادامه داد: ما در کنار دولت هستيم و کار را انجام مي‌دهيم و سبک و سياق نيز سبک و سياق قانون است" او همچنين ميزان کمک های دولت نهم و دهم را به نيروی انتظامی بی سابقه دانست



و اسنا گزارش کرد که جانشين فرمانده نيروی انتظامی صدور قبض جريمه برای بدحجابی را يک شوخی دانست، البته او در ادامه، کمی مبهم حرف زد و گفت : اين قبض‌ها زواياى مختلفى دارد که بزودى براى مردم بازگو مي‌شود، وجود قبض را رد مى کنيم اما اين به آن معنا نيست که با بدحجابى برخورد نداريم.



اظهارات ايت الله مظاهری که چادر سر کردن را علامت شخصيت زن دانست!



با صحبت های مديرکل امور زنان استانداری آدربايجان شرقی که تضعيف حجاب را هدف استکبار جهانی دانست کامل شد



در تاريخ20 تير به مناسبت نام گذاری اين روز به نام حجاب و عفاف همايشی در شهر های مختلف و از جمله در صدا و سيما برگراز شد. همايشی که حداقل در صدا و سيما صدای خبرگزاری های طرفدار دولت را درآورد و آن ها را به اعتراض به نحوه برگزاری آن واداشت. حجاب نيوز می گويد اين همايش به نام حجاب و عفاف برگزار شد اما نه تنها حجاب حاضرين مناسب نبود بلکه مجريان ، مدعوين و حتی مجلاتی که توزيع شد هيچ تناسبی با موضوع برنامه نداشت.



در اين روز همايشی هم توسط بسيج برگزار شد که طی ان هدايايی به طلايه داران اين عرصه که ويژگی های آن ها البته توضيح داده نشد اهدا شد.



در ادامه اظهار نظر های ضد و نقيض در مورد طرح حجاب و عفاف از طرفی محمد مهدی ايازی معاون اجتماعی شهرداری تهران در همايش مرواريدی به نام حجاب از راهکار های عملی شهرداری در هماهنگی با ساير نهاد ها در پيشبرد اهداف شورای انقلاب فرهنگی در اين زمينه سخن گفت در حالی که مشاور امور بانوان شهرداری نوع فعاليت‌هايى كه براى ترويج حجاب و عفاف در جامعه انجام شده است را احساسى و مقطعى عنوان كرد و اضافه کرد : حقيقت امر اين طور ديده مي‌شود كه در جامعه ما بحث عفاف و حجاب را فقط مربوط به زنان مي‌دانند در حالى كه بايد اين امر در كلان جامعه و براى همه افراد باشد.



نمايندگان مجلس هم البته در اين ميان ساکت نماندند. حميد رسايی عضو کميسيون فرهنگی مجلس گفت: در جلسه اين هفته کميسيون فرهنگی مجلس به بررسی مقوله عفاف و حجاب با حضور وزير کشور پرداخته شد. او اضافه کرد: وزير کشور به صراحت اعلام کرده که هيچ منعی در برخورد صريح نيروی انتظامی با افراد بدحجاب وجود ندارد. غلام رضا خواجه سروی هم سياست های وزارت علوم را در اين زمينه شرح داد: "ژورنال‌هاى لباس دانشجويى دختران، طرح اساتيد مشاور فرهنگى براى ارائه مشاوره به دانشجويان بدحجاب و تشكيل ستاد مركزى مستقل «عفاف و پوشش» در سال تحصيلى جديد را برخى از اقدامات در جهت اجراى طرح حجاب و عفاف در دانشگاه‌ها". وى همچنين دوری از افراط و تفريط در اين زمينه را خواستار شد و اظهاار كرد: در اين بين برداشت‌هاى سليقه‌اى ممنوع است. البته اقدامات انضباطى را نمي‌توان منتفى دانست ولى معتقديم اين اقدامات درصد كوچكى از كار را حل مي‌كند.



در پايان تيرماه مسئولان در کنار اقدامات تنبيهی که به گفته سردار احمدی مقدم قرار است با شدت ادامه يابد نمايشگاهی با نام مرواريد عفاف از توزيع کتاب با موضوع حجاب و عفاف و توليد نرم افزار در اين زمينه خبر دادند. نرم افرار و کتابی که هنوز از محتوای آن سخنی در ميان نيست.



و در سوی ديگر نقشه ی جغرافيايی دادستان طبس در گفت‌وگو با ايسنا اعلام کرد که محكوميت زنان بدحجاب و بي‌حجاب حبس از ده روز تا دوماه است



و معاون پرورشی و تربيت بدنی سازمان آموزش و پرورش تهران به ايسنا گفت کتاب «حجاب و عفاف» به عنوان دستورالعمل‌ و شيوه نامه سال تحصيلی 89 در دست چاپ است و از مهر امسال در مدارس توزيع مي‌شود .



حجم اخبار دز زمينه حجاب زنان و تمرکز بر روی آن توسط نهاد ها و ارگان ها در حالی هر روز بيشتر می شود که هنوز روزه يکنواختی در اين زمينه مشاهده نمی شود و هر روز اظهار نظرهای متفاوتی می شنويم. ضمن اينکه در اين بين تنها موضوعی که نه نام و نه خبری از ان منتشر می شود زنان ايرانی و نظر ان ها در اين مورد است. زنانی که هيچ رسانه ای برای بيان خواست های خود ندارند.



تابستانه ی جنش زنان در تيرماه



در سوی ديگر، تيرماه شاهد خبرهايی متفاوت در حوزه ی زنان بود. دويچه وله با اعطای جايزه‌ای به ژيلا بني‌يعقوب، روزنامه‌نگار ايراني، از تعهد فوق‌العاده او به آزادی بيان قدردانی کرد. بني‌يعقوب به‌خاطر فعاليت‌های مطبوعاتي، به يک سال زندان و ۳۰ سال محروميت از روزنامه‌نگاری محکوم شده است.



همچنين سازمان گزارشگران بدون مرز به هنگام انتخاب وبلاگ «ما روزنامه‌نگار هستيم» برای دريافت جايزه ويژه در اطلاعيه‌ای نوشت: «ژيلا بني‌يعقوب از نخستين وبلاگ‌نويسان مدافع آزادی بيان در ايران است که در وبلاگ خود به مسائل روز ايران و به ويِژه موضوعات اجتماعی و حقوق زنان مي‌پردازد. وی و نزديکانش هزينه سنگينی برای تعهدات حرفه‌ای خود پرداخت کرده‌اند. گزارشگران بدون مرز مفتخر است که اين جايزه را به وی اهدا و به نام او از همه‌ی وبلاگ‌نويسان و روزنامه‌نگاران ايرانی که زندانی يا در ماه‌های گذشته مجبور به ترک کشور شده‌اند، تقدير مي‌کند.»



همچنين کنفرانس سالانه ی بنياد پژوهش های زنان ايران، در تيرماه برگزار شد، در اين کنفرانس که امسال با نام جنبش زنان ايران: تحولات سياسی و مبارزات دموکراتيک در پاريس برگزار شد. اين بنياد در سال 1989 درست شده و از سال 1990 به بعد، همه ساله کنفرانسی در يکی از کشورهای اروپائی يا آمريکائی برگزار می کند و حاصل تحقيقات و کارهای زنان را در آن ارائه می دهد. در کنفرانس امسال پرستو اللهياری از فعالين کمپين يک ميليون امضا ، در ايران نيز شرکت داشت.



يکی ديگر از شهرهای اروپايی نيز در تيرماه، شاهد خبری در حوزه ی زنان ايرانی بود. به گزارش گويا طی مراسمی در شهر جنوا در ايتاليا ميدانی در اين شهر به نام زن تهرانی ، نام گذاری شد. در اين مراسم خانم عبادی ضمن افتتحاح اين ميدان با نام جديد، گفت : افتتاح مي‌کنم اين ميدان را به نام "آزادی" و با ياد تمام زنانی که در سراسر جهان برای آزادی مبارزه مي‌‌کنند. با ياد مبارزات زنان در فلسطين، چين، آرژانتين، شيلي، برمه و ديگر کشورها ، خصوصا زنان ايران به ويژه آنانکه در ۱۳ ماه گذشته در جريان مبارزات آزادی خواهانه خود در خيابان‌ها و يا زندان‌های شهر تهران مظلومانه جان باختند .با ياد ندا دختر جواني‌ که به دست عمال حکومتی در خيابان کشته شد. با ياد شبنم سهرابی که هنگام عزاداری در روز عاشورا پليس با ماشين او را زير گرفت و در مقابل هزاران چشم حيرت زده از روی جسد له شده او گذشت .با ياد دو دختر دانشجو به اسامی فاطمه و مبينا که ساعت سه نيمه شب و به هنگام حمله پليس به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران در تاريخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ با شليک گلوله به قتل رسيدند و با ياد تمام زنان آزاده کرد، بلوچ، عرب زبان و فارس که در يک سال گذشته در خيابان‌های تهران به خاطر مبارزات آزادی خواهانه خود، با گلوله هايی که از محل ماليات مردم خريداری شده بود به قتل رسيدند و بالاخره با ياد شيرين علم هولی دختر کردی که در يک دادرسی غير علنی به علت فعاليت سياسي، غير عادلانه محکوم به اعدام شد و روز ۱۹ ارديبهشت سال ۱۳۸۹ او را دار زدند و حکومت نه تنها حاضر نشد جسد او را تحويل خانواده ‌اش بدهد بلکه حتی از دادن نشاني‌ محل دفن نيز امتناع کرده است.



استانبول نيز شاهد برگزاری فروم اجتماعی اروپا بود. به گزارش تغيير برای برابری از خصوصيات ويژه اين فروم اجتماعی شروع آن بود.روز سی ام جون، گروه های فمنيستی اروپايي، ترک و کرد به طور مشترک چند کنفرانس برگزار کردند و آن روز را در آخر با مارشی از زنان در خيابان استقلال،يکی از خيابان های مرکزی شهر به پايان رساندند. زنان از گروه ها و کشورهای مختلف با شعارها و پلاکاردهای خود در اين مارش حضور داشتند و شعار"ژين ژيان آزادی" به معنای "زن، زندگي، آزادی" به زبان کردی رساتر از همه شنيده می شد .در اين مراسم تنی چند از فعالين حقوق زن از ايران نيز حضور داشتند.



و در آخر به گزارش راديو فردا مجمع عمومی سازمان ملل به اتفاق آراء به تاسيس نهاد تازه ای با عنوان «نهاد سازمان ملل برای برابری جنسيتی و توانمندسازی زنان» رای داد. اين نهاد جديد بطور اختصار با عنوان «زنان سازمان ملل» شناخته خواهد شد. تشکيل چنين مرجعی برای رسيدگی به مسائل خاص زنان مدت هاست که مورد درخواست سازمان های غيردولتی و مدافعان حقوق زنان بوده است. «زنان سازمان ملل» از ادغام چهار نهاد موجود ِ مرتبط با مسائل زنان در سازمان ملل، تشکيل خواهد شد.



زنان و زندان



اولين روز تابستان ، با بازداشت نورا نبيل زاده ، شهروند بهايی ساکن مشهد که در يک اقدام اجتماعی برای بچه های يک پرورشگاه ، برنامه و موسيقی اجرا می کرد ، از طرف مامورين وزارت اطلاعات آغاز شد.



چهارشنبه ، 2تير ناهيد قديری شهروند بهايی ساکن مشهد جهت اجرای حکم 5 سال زندان خود، در حالی به زندان منتقل شد که مسئولين تعهد داده بودند که قبل از انتقال به او مرخصی دهند. دوشنبه , ۷ تير مادر آرمان رضاخانی نخبه 19 ساله زنداني، پس از ملاقات با فرزندش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد و همچنين محبوبه خوانساری از خبرنگاران حوزه شهری بود که دهم خرداد ماه و همزمان با اعظم ويسمه بازداشت شده بود پس از گذشت نزديک به يک ماه، به قيد وثيقه از زندان آزاد شد. دوشنبه ، 7 تير به‌علت عدم حضور قاضي، جلسه دادگاه محبوبه کرمی برگزار نشد. چهارشنبه , ۹ تير ديده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد قوه قضائيه ايران بايد فورا اجرای حکم اعدام زينب جلاليان و ديگر مخالفان کرد را متوقف کند. سوسن تبيانيان شهروند بهايی ساکن سمنان به اتهام تبليغ عليه نظام و عضويت در تشکيلات بهايی در تاريخ 9 تيرماه 89 بازداشت شد.



جناب آقای دادستان! لطفا يا مرا به بازداشتگاه 209 بازگردانيد يا برای کمک به مردم غزه همراه با برادران داوطلب در بازداشتگاه 350مرا نيز جهت کمک و امداد رسانی به غزه اعزام کنيد که کمک در آنجا بسيار مثمر ثمر تر از حضور ميان بزه کاران می باشد. بخشی از نامه ی هنگامه شهيدي،خطاب به جعفری دولت آبادی ،9 تير1389 مطابق با اولين سالگرد بازداشت پس از انتخابات (جرس) شنبه 12 تير نرگس محمدی ، برنده جايزه بين‌المللی بنياد الکساندر لانگر سال 2009 ، دو روز پس از آزادی اش از زندان روز ۱۲ تيرماه به دليل وخامت اوضاع جسمانی اش در بيمارستان بستری شد .



يکشنبه , ۱۳ تير و هفتمين سالگرد زيبا کاظمی که در تير ماه 82 به قتل رسيد ، در حالی فرا رسيد که پزشک اوين در مورد نرگس محمدی گفت : يک زهرا کاظمی ديگر درست نکنيد! 13 تيرماه ، دادگاه مريم ضيا ، فعال حقوق زنان و کودکان ، عليرغم اينکه نماينده دادستان حضور نداشت، تشکيل شد.



چهارشنبه ، 16 تير قاضی صلواتی ،پروين جمالزاده را( از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات که از روز عاشورا در زندان اوين به سر می برد) به هشت سال و شش ماه حبس تعزيری محکوم کرد.



سه شنبه ، 15 تير زينب بايزيدی زندانی کرد محبوس در زندان زنجان در اعتراض به برخورد نامناسب رئيس زندان با تنی چند از زندانيان زن زندان زنجان دست به اعتصاب غذا زده است.



جمعه 18 تير وضعيت جسمانی زهرا بهرامی شهروند ايرانی-هلندی تبار، در بند 209 زندان اوين در معرض خطر جدی قرار گرفته است.وی علاوه بر اينکه از نارسايی ريوی در رنج است به تازگی دچار چهره ای متورم يا جوش هايی عفونی شده و به دليل عدم درمان، وضعيت جسمی اش به وخامت گراييده است.



يكشنبه 20 تير خانم ناهيد ملک محمدی 59 با گذشت بيش از شش ماه از زمان بازداشت با دريافت بی دليل حکم، محکوم به 5 سال حبس تعزيری شد و در حال حاضر در بند نسوان زندان اوين تحمل کيفر می نمايد.



دوشنبه 21 تير عادله ضيائي، همسر آريا آرام نژاد ، به حکم دادستانی بابل ممنوع الخروج شد.



چهارشنبه 23 تير نسرين قديری و سيما رجبيان كه بر اساس راى دادگاه تجديد نظر استان خراسان رضوى به 2 سال حبس تعزيرى محكوم شده بودند براى گذراندن دوران محكوميت، خود را به دايره اجراى احكام، معرفى و در همان مكان بازداشت و به زندان وكيل آباد مشهد منتقل شدند.



سارا محبوبی دانشجوی بهايی محروم از تحصيل پس از گذشت 24 روز از بازداشتش(در تاريخ 3تير) از بازداشتگاه وزارت اطلاعات ساری آزاد شد.



پنجشنبه 24 تير ليلا توسلی ، فرزند مهندس محمد توسلی و خواهرزاده ی دکتر ابراهيم يزدی ، در دادگاهی به رياست قاضی مقيسه که تنها 20 دقيقه طول کشيد ، به دو سال حبس تعزيری محکوم شد.



يک شنبه ، 27 تير اعظم ويسمه ، خبرنگار پرلمان نيوز ، چهارشنبه مورخ 30 تير ماه از زندان اوين آزاد شد. چهارشنبه 30 تير وضعيت جسمانى رزيتا واثقى شهروند بهايی که بيش از 125 روز است كه در حبس انفرادى است ، در آخرين ملاقات با خانواده اش بسيار وخيم گزارش شد و نسيم سرابندي، فعال دانشجويی و جنبش زنان، به شعبه 4 بازپرسی دادگاه انقلاب احضار شد. طبق احضاريه صادره، وی برای ادای پاره ای از توضيحات به اين شعبه احضار شده است.



پراکنده های تيرماه از همه جا



مرور خبرهای پراکنده ی حوزه ی زنان در تيرماه هم خالی از لطف نيست. خبرها از افغانستان حاکی از آن است که 405 زن کانديدای انتخابات پارلمانی افغانستان شده اند. دبير كل سازمان ملل متحد با گزارش اين كه بيش از 400 زن افغان براى شركت در رقابت دومين انتخابات پارلمانى افغانستان از زمان سقوط طالبان در سال 2001 ثبت نام كرده اند، خواستار تلاش براى تأمين امنيت آنها شد تا بتوانند دسترسى برابر به فرآيند انتخاباتى داشته باشند.



اما خبرگزاری زنان، گزارش داد که در مراکش 50 زن به عنوان امام جماعت انتخاب شدند به گزارش اين خبرگزاری براى نخستين بار در کشورهاى اسلامى است که زنان به اين سمت منصوب می شوند.اين زنان که به آنها عنوان «مرشد دينى» نيز داده شده است به تعليم مسايل دينى در مساجد، مدارس، بيمارستان‌ها و زندان‌ها خواهند پرداخت و اجازه اقامه نماز جمعه را نخواهند داشت.



بان کی مون، دبير کل سازمان ملل، از کاهش چشمگير کمک‌های مربوط به مبارزه با مرگ و مير مادران و کودکان انتقاد کرد. به گفته‌ی وي، کشورهای جی 8 در اجلاس پنج سال پيش خود در اسکاتلند مبلغ 50 ميليارد دلار در اين زمينه اختصاص داده بودند که قرار بود تا سال 2010 در اختيار قرار گيرد، اما 20 ميليارد دلار از اين مبلغ هنوز پرداخت نشده است.



خبرآن لاين هم گزارشی داشت از جشنواره ی پرسر و صدای مدل موی ايرانی که به قول نويسنده ی اين گزارش از تشويق تا پيگيرد قضايی پيش رفت، اين گزارش گر می نويسد: تا روز گذشته (26 تيرماه و چند روز پس از پايان جشنواره) اوضاع برای برگزار کنندگان جشنواره حجاب و عفاف خيلی خوب پيش مي‌رفت، تا آن که خبر کوتاه روزنامه ايران آنها را آشفته کرد. روزنامه ايران با تأکيد بر اين که هيچ مجوزی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبيرخانه کارگروه مد و لباس برای انتشار ژورنال مو و يا برگزاری جشنواره‌ای به نام حجاب و عفاف در زمينه بحث مدل‌های مو برای مردان صادر نشده نوشت: جا دارد اين حرکت مورد پيگرد قضايی قرار گيرد.



البته اين سخنان نه ديدگاه‌های شخصی خبرنگار روزنامه ارگان دولت، بلکه سخنان حميد شاه‌آبادی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. اين مقام دولتی افزود: "در برخی گزارش‌های رسانه‌ای قيد شده که يک شرکت خصوصی با دريافت مجوز از وزارت ارشاد، مدل‌های مو برای آقايان را به نام استان‌های کشور نام‌گذاری کرده که اين اقدام، نه کار فرهنگی و بلکه موجب وهن است. "



رئيس فراکسيون روحانيون مجلس هم با بيان اين مطلب که 50 درصد دختران ايرانی رفيق پسر دارند خواستار مقابله با رسانه های فارسی زبانی شد که به گفته ی وی مروج چنين رفتاری هستند.



و در همين راستا! عضو کميسيون اجتماعی مجلس هم گفت که بهتر است آموزش های ازدواج از دوره ی راهنمايی آغاز شود. آژانس های ازدواج هم در سراسر کشور راه اندازی شدند؛ به اين شکل که تشکلهای غيردولتی برای راه اندازی اين آژانسهای ازدواج مجوز ميگيرند و با کمک سازمان ملی جوانان دفتری راه اندازی و از امکانات استانداريها و ساير تسهيلات دولتی استفاده کرده و خدماتی را به زوجهای جوان ارائه می کنند!.و البته در هماهنگی کامل با اظهارنظرهای فوق ، رئيس سازمان جوانان استان تهرانف آمار روزی 80 طلاق در تهران را تماما به گردن نبود آموزش های پيش از ازدواج انداخت و گفت بيشترين آمار طلاق به دليل عدم توجه به آموزش قبل از ازدواج و نداشتن مهارت لازم برای تحکيم خانواده است! .



خبرگزاری بين المللی زنان هم از بازگشايی پرونده ی تشکيل وزارتخانه ی زنان خبر داد که گويا ميان نماينده های مجلس و اعضای شورای فرهنگی اجتماعی زنان و مرکز زنان و نهاد خانواده رياست جمهوری بين نام وزارتخانه ی زنان و يا وزارتخانه ی خانواده هنوز اتفاق نظری حاصل نشده است.



شهرزاد نيوز هم از چچن گزارش کرده که رئيس جمهور اين کشور در حالي که گفته نمي داند چه کسانی به زنان بی روسری با تفنگ ساچمه ای حمله می کند اما تاکيد کرده اگر آنها را ببيند حتما از انها تشکر خواهد کرد. و به گزارش خبرگزاری ايسنا عضو شوراى فرهنگى اجتماعى زنان با اشاره به ابلاغ مصوبه بازنگرى محتواى درسى رشته مطالعات زنان به دانشگاه‌هاى سراسر كشور در سال 88 توسط وزارت علوم، از اجرا نشدن اين مصوبه در برخى دانشگاه‌ها ابراز گلايه كرد.



منيره نوبخت در گفت‌وگو با خبرنگار «زنان» ايسنا،‌ با بيان اين مطلب افزود: برخى از دانشگاه‌هاى كشور از طريق اختيارات شوراى برنامه ريزى دانشگاه‌، از اجراى كامل و دقيق محتواى بازنگرى شده رشته مطالعات زنان سرباز مي‌زنند و مصوبه را با اعمال تغييراتى اجرا مي‌كنند.



خانم نوبخت در اظهارنظر ديگری از تدوين سياست های پيشگيری از خشونت عليه زنان خبر داد، او به خبرگزاری زنان ايسنا گفت : مقدمات تدوين اين سياست‌ها در سال 87 مهيا شد، در آن زمان جلساتى از شورای فرهنگي، اجتماعی زنان به اين مقوله اختصاص يافت و پيش‌نويس تدوين شده در جلسات هيات رئيسه شوراى فرهنگى اجتماعى زنان در چند نوبت بررسى و كارشناسى شد.



وى ادامه داد: سياست‌هاى پيشگيرى از خشونت عليه زنان جزو موضوعاتى است كه بر اساس توافق اعضاى شورا در ابتداى سال، بايد در سال 89 نهايى شود.



رئيس سازمان ورزش شهرداری تهران اعلام کرد که 62 درصد از زنان تهران از فقر حرکتی رنج مي برند، وی با بيان اينکه طبق آمارهای جمع‌آوری شده، ۶۲ درصد از بانوان تهرانی دچار فقر حرکتی هستند، خاطرنشان کرد: در هر قشری مادران خانواده دچار پوکی استخوان و مشکلات جسمی و آرامشی هستند که اگر به ورزش بپردازند قطعاً هزينه‌های درمان برای آنها و به طور کلی در جامعه کاهش پيدا خواهد کرد.



و در همان حال مهر گزارش داد که موضوع اعزام تيم فوتبال بانوان به سنگاپور به دليل کشمکش بر سر حجاب زنان فوتباليست معلق مانده است. در اين گزارش آمده است: سرپرست کاروان اعزام به بازي‌های المپيک جهانی نوجوانان سنگاپور در حالی به جلوگيری از اعزام بانوان فوتباليست به اين بازيها تاکيد دارد که رئيس فدراسيون فوتبال مدعی است مجوز لازم برای اين اعزام گرفته شده است.



و خوب بديهی است که با وجود چنين خبرهايی تکواندو ورزش محبوب زنان ايرانی مي شود. شهرزاد نيوز در گزارش خود در اين رابطه مي نويسد: تکواندو ورزش محبوب زنان ايرانی است. رئيس فدراسيون تکواندو با ذکر اين مطلب، عدم رغبت زنان به ساير ورزش های حرفه‌ای را شرط حجاب اسلامی در مسابقات بين المللی دانست که با عدم موافقت جامعه جهانی روبرو می گردد.




16 مرداد 1389    19:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :سکينه محمدی: مقامات دروغ می گويند و می خواهند او را مخفيانه اعدام

بی بی سی:سکينه محمدی آشتياني، زنی که به اتهام قتل و "زنای محصنه" در ايران به اعدام محکوم شده است، در مصاحبه با روزنامه گاردين می گويد که مقامات ايرانی درباره جرم او دروغ می گويند و می خواهند او را مخفيانه اعدام کنند.



خانم محمدی در سال ۲۰۰۶ ميلادی به اتهام رابطه "نامشروع" با دو مرد پس از فوت همسرش محکوم شده بود، اما دادگاه ديگری بعدا او را به اتهام رابطه با مرد ديگری پيش از مرگ همسرش، به "زنای محصنه" متهم و به سنگسار محکوم کرد.



بعد از اعتراض های جهانی به اين حکم، مقامات ايران اعلام کردند که اجرای حکم سنگسار خانم محمدی متوقف شده است، اما حکم اعدام او به جرم دست داشتن در قتل همسرش هنوز به قوت خود باقی است.



اکنون روزنامه گاردين می نويسد که خانم محمدی در مصاحبه ای که از طريق يک واسطه با اين روزنامه انجام داده، در واکنش به اين حکم گفته است: " آنها دروغ می گويند. از واکنش های جهانی برآشفته شده اند و به شدت تلاش می کنند اذهان را منحرف کنند و رسانه ها را گيج کنند تا بتوانند من را مخفيانه اعدام کنند."



خانم محمدی می گويد که دادگاه او را از اتهام قتل تبرئه کرده و فقط به اتهام رابطه نامشروع مجرم شناخته و به سنگسار محکوم کرده است.



روزنامه گاردين برای حفظ امنيت کسی که اين مصاحبه را برای اين روزنامه انجام داده، نامی از او نبرده است.



خانم محمدی در اين مصاحبه گفته است هنگامی که حکمش به او اطلاع داده شد، به دليل آشنا نبودن با معنی کلمه عربی "رجم" متوجه حکم سنگسار نشده است. او می گويد که به درخواست مقامات، حکم را امضا کرده و بعد از اينکه به سلول برگشته با توضيح هم سلولی هايش متوجه معنی اين حکم شده است.



محمد مصطفايي، وکيل خانم محمدي، پس از تلاش مقامات ايران برای بازداشت او از ايران گريخت و در ترکيه درخواست پناهندگی خود را تسليم سازمان ملل کرد.



همسر، پدر همسر و برادر همسر آقای مصطفايی بازداشت شده بودند که اکنون گزارش ها از آزادی دو تن از آنها حکايت دارد.



خانم محمدی به گاردين گفته است که نبودن وکيلش موقعيت او را به خطر می اندازد.



او می گويد که اگر تلاش های آقای مصطفايی نبود، او تا الان سنگسار شده بود.




16 مرداد 1389    19:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :اعتراض زندانيان سياسی زن زندان اوين به شرايط ١٧ زندانی در اعتصاب غذا

رهانا: جمعی از زندانيان سياسی زن در بند عمومی زنان زندان اوين با نوشتن نامه‌ای نسبت به وضعيت هفده زندانی در اعتصاب غذا اعتراض کردند.



هفده زندانی بند ٣۵٠ زندان اوين از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا به سر برده و در سيزدهمين روز اعتصاب غذا در شرايط دشواری از نظر جسمی به سر مي‌برند. اين در حالی است که مجيد توکلي، کيوان صميمی و بهمن احمدی امويی از سه روز قبل دست به اعتصاب غذای خشک زده بودند.



به گزارش رهانا، اين ١٨ زندان در شرايطی به اعتصاب غذای خود ادامه مي‌دهند که مسئولين دستگاه قضايی از ارائه هر گونه پاسخ و اطلاعی از وضعيت آن‌ها خودداری کرده‌اند. اين مساله موجب نگرانی شديد خانواده‌ها و فعالان حقوق بشر شده است.



در همين حال خانواده‌ها از مصاحبه و پيگری وضعيت عزيزان‌شان منع شده و تهديد به بازداشت شده‌اند. بي‌خبری از وضعيت اين زندانيان و وضعيت دشوار آن‌ها موجب اعتراض زنان زندانی بند عمومی زندان اوين نيز شده است. آن‌ها با نوشتن نامه‌ای که در اختيار خبرگزاری رهانا است،‌ خواستار توجه مسئولين زندان به خواسته‌ها اين ١٧ زندانی و بازگشت وضعيت آنان به شرايط عادی شده‌اند. متن اين نامه به شرح زير است:



«شانزده زندانی زندان اوين چرا بايد مجددا در شرايط اوليه دستگيری و انفرادی آن‌هم به صورت اعتصاب غذای تر و خشک اين ايام را بگذارنند؟



آيا خواسته‌های آن‌ها خواسته‌های غير ممکن به لحاظ اجرايی برای مسئولين زندان است؟ اين‌که تماس تلفنی و يا داشتن ملاقات حضوری با خانواده يا تأمين مسائل بهداشتی و پزشکی که جزو حقوق اوليه هر زندانی است خارج از توانايی اجرايی زندانبانان است؟



آيا اين‌ خوش‌آمد و بدآمد‌های سليقگی در امور زندان‌ها است که مي‌خواهد به نوعی زندانيان را سرکوب و مطيع خود سازد؟



با توجه به شرايط غيرانسانی که اين زندانيان در آن به سر مي‌برند،‌ ما زنان بند عمومی زندان اوين ضمن پشتيبانی از خواسته‌های حق طلبانه دوستان‌مان در بند ٣۵٠ نسبت به وجود اين شرايط معترض و خواستار بازگشت آنان در اسرع وقت به شرايط عادی هستيم.»




16 مرداد 1389    19:31
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :حمايت جهانی از رضا شهابی فعال کارگری

صدای آلمان :اتحاديه کارگران کشتي‌‌‌‌راني، قطار و ترانسپورت بريتانيا "آر ام تی" کارزاری بين‌المللی برای آزادی رضا شهابی به راه انداخته است. شهابی خزانه‌دار سنديکای واحد است که پس از دستگيری در ۱۲ ژوئن، در بند ۲۰۹ اوين به‌سر مي‌‌برد.



نماينده پارلمانی اتحاديه "آر ام تی" طرحی در ارتباط با بازداشت رضا شهابی به مجلس بريتانيا ارائه کرده که دولت بريتانيا را به تلاش برای آزادی اين فعال کارگری فرا مي‌خواند. اين پيشنهاد در مرحله جمع‌آوری امضا از نمايندگان است و در صورت رسيدن امضاها به حد نصاب، رسما در پارلمان بريتانيا بررسی خواهد شد.





در بيانيه اتحاديه کارگران کشتيراني، قطار و ترانسپورت بريتانيا آمده که تعدادی از نمايندگان در نشست علنی پارلمان اين کشور از وزير امور خارجه خواهند خواست تا برای آزادی رضا شهابی کاری کند. اين اتحاديه همچنين اعلام کرده که موضوع دستگيری و زندانی شدن رضا شهابی را در نشست فدراسيون جهانی کارگران ترانسپورت "آی تی اف" مطرح مي‌کند و اين نهاد را به تلاش برای آزادی رضا شهابی فرا مي‌خواند. نشست "آی تی اف" در ماه اوت در مکزيکزسيتی برگزار مي‌شود.





اکبر پيرهادي، عضو هيات مديره سنديکای شرکت واحد در ارتباط با حمايت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جهانی از فعالان کارگری در ايران به دويچه‌وله مي‌گويد:« ما کم و بيش در جريان اين همبستگی بوديم و از همه دست اندرکاران چنين کارزاری تشکر مي‌کنيم. ما از ساير اتحاديه‌های کارگری انتظار داريم که پيرامون فشار به همکاران صنفی خود، خبررسانی کنند. اميدواريم اين حمايت‌ها کمکی به وضع سنديکاليست‌های ايرانی بکنند.»





پيرهادی مي‌گويد توجه نهادهای بين‌المللی به شرايط کارگران ايراني، افکار عمومی را بر مي‌انگيزد و اين به‌نوبه خود موجب مي‌شود که مسئولان جمهوری اسلامی هم توجه بيشتری به نوع برخورد و رفتار با فعالان کارگری داشته باشند.





رضا شهابی شش هفته قبل پس از فراخوانده شدن به دفتر مرکزی شرکت واحد، توسط نيروهای امنيتی دستگير شد. ماموران پس از بردن شهابی به خانه و تجسس وسايل وي، کامپيوتر او را مصادره کردند. اين فعال کارگری پس از بازداشت اجازه ملاقات با خانواده خود را نيافته و کسی از اتهام او نيز خبر ندارد. اکبر پيرهادی مي‌گويد:« ايشان در بند ۲۰۹ اوين نگاهداری مي‌شود و پروند‌ه‌اش در شعبه دو امنيت است. مراجعات خانواده ايشان به دادستانی و دادگاه حقوق شهروندی نيز تاکنون بي‌نتيجه مانده و هيچ تماس و ملاقاتی با او نداشته‌اند. هيچکس خبر ندارد که آقای شهابی در چه حالی است.»





رضا شهابی از جمله کسانی است که طی اعتصاب کارگران شرکت واحد درسال ۲۰۰۵، حکم تعليق از کار دريافت کرد. او چند هفته پيش از دستگيري، پس از چهار سال بيکاری و قطع دستمزد، با رای ديوان‌عدالت اداری به سر کار بازگشته بود.





باب کرو، دبيرکل اتحاديه کارگران کشتيراني، قطار و ترانسپورت بريتانيا در ارتباط با کارزار آزادی رضا شهابی گفته است: « مهم اين است که دولت ايران بفهمد که جنبش جهانی اتحاديه‌های کارگری از اعمال اين دولت آگاه است و به حمايت خود از همه کسانی که برای فعاليت‌های صنفی سرکوب مي‌شوند، ادامه خواهد داد.»





مهيندخت مصباح

تحريريه: بهمن مهرداد




16 مرداد 1389    18:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :هشدار جامعه پزشکی کشور نسبت به شرايط زندانيان در اعتصاب غذا

به گزارش جرس، انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور، ضمن هشدار نسبت به خطراتی که تاکنون متوجه اين زندانيان شده و همچنان وجود دارد، مسئوليت آن را به عهده کسانی دانسته که اين شرايط را به زندانيان تحميل کرده است.



متن کامل نامه انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور به اين شرح است:



حضور آيت الله آقای صادق لاريجانی



رئيس محترم قوه قضائيه



با سلام؛



همانطور که مستحضريد هفده نفر از زندانيان سياسی زندان اوين که از جوانان فرهيخته و عزيز اين مرز و بوم هستند و جرم و گناهشان همراهی با ملت در اعتراض به تقلب در انتخابات بوده است، بيش از ۱۳ روز است که به دليل بدرفتاری متوليان زندان و عدم رعايت حقوق قانونی زندانيان در اعتصاب غذا به سر می برند.



اعتصاب غذای خشک سه نفر از اين عزيزان در مرحله بحرانی قرار دارد. ادامه اين شرايط و عدم تأمين خواسته های به حق اين عزيزان تهديد جدی جانی اين جوانان برومند را از يک سو و نمايش شرايط نابسامان قضا و بد رفتاری با زندانيان سياسی را از سوی ديگر به دنبال خواهد داشت.



حتی در صورتی که اعتصاب غذا پس از اين مدت طولانی با توصيه و درخواست رهبران و بزرگان قطع شود نيز صدمات جبران ناپذير پزشکی در سيستم های گوارشي، کليوی و کبدی اين جوانان عزيز تا ساليان دراز باقی خواهد ماند و يقيناً مسئوليت آن به عهده کسانی است که اين شرايط را به آنان تحميل کرده و موجب اعتصاب غذای اعتراضی آنان و نيز تداوم آن شده اند.



هشدار جامعه پزشکی کشور رسيدگی سريع و کامل درمانی قبل از بروز عوارض جبران ناپذير است.



قبل از آنکه دير شود و تأسف بجا ماند اقدامی کنيد.



انجمن اسلامی جامعه پزشکی ايران




16 مرداد 1389    18:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد: کشتن 8 پزشک خارجی و دو پزشک افغانی توسط طالبان

جسد 10 پزشک، 6 آلماني، 2 آمريکايی و 2 افغانی پيدا شد که بنا به شاهدان عينی به قتل رسيده اند.

طالبان قتل اين "ميسيون های مسيحی" را به عهده گرفته اند. يک سخنگوی سفارت آمريکا در کابل بيان داشت که علاوه بر پزشکان فوق تعداد ديگری آمريکايی در جمع کشته شدگان هستند.
16 مرداد 1389    15:12
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:22 16 مرداد 1389
این خبر اکنون به این صورت صحت ندارد از آلمان گذارش میشود Ú©Ù‡ Ùقط یک خانم پزشک آلمانی کشته شده البته اخبار هنوز ضدونقیص است بطوریکه ÙØ¹Ù„ا گذارش شده اینان چشم پزشک بوده اند Ùˆ در دهات دور Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ به مداوای مردم میپرداخته اند Ùˆ رواØ  مسیحیت نمیکرده اند ولی سازمان وابسته آنان بنام سازمان Ú©Ù…Ú© Ùˆ رواØ  مسیحیت است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :نامه خانواده زندانيان سياسی اعتصاب کننده به رئيس قوه قضائيه

کلمه: خانواده زندانيان سياسی اعتصاب کننده در نامه ای به رييس قوه قضاييه با يادآوری اعتقادات نظری وی در زمينه های مذهبی و علمی و با ابراز نگرانی شديد از وضعيت عزيزان دربند خود و ظلم و ستمی که به فرزندان اين ملت می شود خواستار برخورداری زندانيان از حقوق اوليه يک انسان در زندان شدند و آورده اند: با دستور انتقال زندانيان از سلولهای انفرادی به بند عمومی به اعتصاب غذای آنان پايان دهيد و نگذاريد از قبل جهالت و بی تدبيری برخی از مامورين، خطر فاجعه انسانی در رخداد مرگ ناشی از اعتصاب غذا گريبانگير زندانيان و مسئولان شود و ارزشهای اسلامی و ملی بيش از اين مخدوش گردد.



به گزارش کلمه در اين نامه که رونوشت آن براي، رياست و نمايندگان مجلس شورای اسلامي، رياست سازمان زندان های کل کشور، رياست دادگستری استان تهران، معاونت حقوق شهروندی دادگستری استان تهران و رياست زندان اوين ارسال شده، درخواست شده تا با انتقال زندانيان به بند عمومی موجبات اتمام اعتصاب غذای آنان را فراهم کنند.



متن کامل اين نامه به شرح زير است:



بسمه تعالی



رياست محترم قوه قضاييه



حضرت آيت آلله آملی لاريجانی



سلام عليکم،



احتراما به استحضار می رساند جنابعالی در مقام رياست قوه قضاييه بيش از همگان و به نحو تام مسئول اعمال عدالت برای همه اعضای جامعه هستيد و از ديدگاه فلسفه فقه و اخلاق احراز علم جامع الشرايط اجتهاد آن در شما محرز است و به لحاظ نظری مقوله عدالت را ترازوی سنجش قوه غضبيه- شهويه- عقليه می دانيد. اينک نيز به لحاظ فلسفه عملی حکومت، جنابعالی در مقام اجرای آن ايستاده ايد. حال در ورای مقام حکومتي، آيا با انگيختگی وجدان عادل پرسشی از حال و وضع عده ای از اعضای جامعه که حقوق اوليه انسانی آنها مخدوش گرديده است، داريد؟



در اين نکته يادآور می شويم فرزندان ما که در عارضه مستحدثه ناشی از انتخابات متهم ومحکوم شده اند و تقدير شومی برای آنان به ناحق رقم خورده است، اينک درون زندان با نقض ابتدايی ترين حقوق انسانی خود در مقام يک زندانی مواجه شده اند. هنگامی که اجرای حق ملاقات را بدون تحقير و توهين از سوی زندانبانان در خواست کرده اند، متاسفانه مسئولين زندان با برخورد خارج از شئونات و خشونت آميز به تهديد و تحقير آنان پرداخته اند و به جای پاسخگويی به نيازهای اوليه بهداشتي، پزشکي، غذايی و حق ملاقات، مرخصي، آزادی های مشروط و . . . زندانيان که عدم توجه به آنها از سوی مسئولين شرايط نامطلوب انسانی را در بند ۳۵۰ اوين پديد آورده است، مسئولين زندان تعدادی از زندانيان را در شب نيمه شعبان به سلولهای انفرادی انتقال داده اند و تمامی تلفنها را تا به امروز قطع کرده و آنان را از ملاقات با خانواده هايشان محروم نموده اند. در چنين شرايطی که حقوق اوليه زندانيان و شئونات انسانی آنان، آگاهانه توسط مسئولين زندان اوين نقض شده است، آنها متوسل به قاعده ”اکل ميته“ در شرايط اضطرار شده و به ناچار برای دستيابی به حقوق انسانی خود به اعتصاب غذا متوسل شده اند.



متاسفانه مسئولين زندان و مقامات بالاتر قضايی از جمله دادستان محترم تهران، با وجود آگاهی از شرايط حاد جسمانی و خطری که سلامتی و جان اين زندانيان را تهديد می کند، هيچ گونه توجهی به خواستهای ابتدايی آنان که عمده ترين آنها بازگشت از سلول انفرادی به بند عمومی است نشان نداده اند و تلاشی برای بازگرداندن حقوق آنان و تنبيه مامورين و مسئولين خودسر که عملکرد خشونت آميزبرخی از آنان مورد تاييد نماينده دادستان در زندان بوده، انجام نداده اند. اين زندانيان از نيمه شعبان تاکنون بيش از دوازده روز است که در اعتصاب غذا به سر می بند و سلامتی آنان در معرض خطر جدی قرار گرفته و در اين وضعيت آچمز دوازده روزه، هيچ مسئولی حاضر به پاسخ گويی به آنان و خانواده های دردمند و نگران آنان نيست و گوش شنوايی برای اعمال عدالت وجود ندارد.



اينک از جنابعالی تقاضا داريم با اشرافی که به مقوله عدالت داريد، در اين امر دخالت فرموده و ترازوی عدالت را بين قوه غضبيه- شهويه- عقليه مسئولين امور زندانيان، در حد اجرای دستورالعملهای ناقص زندان اعمال فرماييد و جهت رفع نيازهای اوليه اين اين محبوسان و اسيران اقدام نموده و با دستور انتقال زندانيان از سلولهای انفرادی به بند عمومی به اعتصاب غذای آنان پايان دهيد و نگذاريد از قبل جهالت و بی تدبيری برخی از مامورين، خطر فاجعه انسانی در رخداد مرگ ناشی از اعتصاب غذا گريبانگير زندانيان و مسئولان شود و ارزشهای اسلامی و ملی بيش از اين مخدوش گردد.



و من الله التوفيق



خانواده های ۱۷ زندانی سياسی در اعتصاب غذا




16 مرداد 1389    19:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :جدا شدن يک صفحه يخ بزرگ از يخچالی در گرينلند

راديو کوچه:محققان کانادايی روز پنج‌شنبه ۵ آگوست توانستند با استفاده از تصاوير ماهواره‌ای سازمان هوا-فضا آمريکا، ناسا، جدا شدن يک صفحه يخ بزرگ به مساحت ۲۶۰ کيلومتر مربع از يخچالی در گرينلند را مشاهده کنند.



محققان دانشگاه دلاور در آمريکا مي‌گويند اين کوه يخ از يخچال پيترمن در شمال‌غربی اين کشور جدا شده است.



به گفته آندرئاس مونچاو، استاد دانشگاه دلاور، اين کوه يخ بزرگ‌ترين صفحه يخی است که از سال ۱۹۶۲ در محدوده قطب شمال جدا شده است.



وی مي‌افزايد: اين کوه يخ آن‌قدر بزرگ است که مي‌تواند تمام آب لوله‌کشی آمريکا را به مدت ۱۲۰ روز تامين کند.



محققان مي‌گويند ممکن است اين کوه يخ به سمت آب‌های بين گرينلند و کانادا حرکت کند يا در طول زمستان در مکان خودش منجمد و ساکن شود، اما اگر اين کوه يخ به سمت جنوب حرکت کند، به تهديدی برای کشتي‌رانی تبديل خواهد شد.



آقای مونچاو اضافه کرد هنوز معلوم نيست که جدا شدن اين کوه يخ به گرمايش زمين مربوط است يا عوامل ديگری در آن دخالت داشته‌اند.




16 مرداد 1389    19:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:20 16 مرداد 1389
Ø¨ÙØ±Ø³ØªÙŠØ¯ اين کوه يخ را به سودان Ùˆ سومالی.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :متروی تهران يک پديده منحصر اقتصادی و اجتماعی:دانشگاه زير زمينی

عصر ايران : وارد مترو که می شوی اولين چيزی که توجه ات را جلب می کند تجمع تعدادی دست فروش در ورودی ايستگاه متروست.



توجهی نمی کنی و رد می شوی ! چند پله را پايين می روی تا وارد لابی عبور به سمت پله های برقی ايستگاه زير زمينی شوی . باز تعدادی فروشگاه از عطر فروشی گرفته تا اغذيه فروشی و کيف فروشی و... توجه ات را جلب می کند .



باز توجهی نمی کنی به قسمت گيت ورودی می روی ؛ کارتت را می زنی و وارد می شوی تا از پله های برقی پايين بروی و وارد ايستگاه شوی .



وارد ايستگاه می شوی اندکی درنگ ... و قطار می رسد .



اگر ازدحام جمعيت به اندازه ای باشد که جا برای 6 يا 7 نفر در هر در ورودی قطار داشته باشد ، سوار می شوی و (اکثراً) سر پا می ايستی .



قطار راه می افتد و اين بار با دست فروشان داخل قطار مواجه می شوی .



انواع و اقسام فروشنده ها ( زن و مرد و پير و جوان و کودک و...) با در دست داشتن متاع قابل عرضه شان در قطار حرکت می کنند و طوری به تبليغ کالای خود می پردازند که تو گويی يک نوار ضبط شده ثابت از حنجره شان پخش می شود .



" آخرين نقشه تهران ، ايران ، جهان ، فقط 1000 تومان هم سی دی ، هم نقشه ، از مغازه دار 2 هزار تومن نخر آقا جون "



" 3 بسته پاستيل 500 ، شش بسته هزار ، تاريخ مصرف داره و مهر استانداردم روشه محصول شرکت ..."



" آخرين فيلم های رو پرده جهان و ايران فقط هزار تومن ، از مغازه 1500 تومن نخر "



انواع بادکنک های رنگی فقط 8 تا هزار، برای بچه ات ، خواهر و برادر کوچکت بخر و ببر "



و...



خلاصه از سفره ژاپنی گرفته تا روکش گوشی موبايل و از بيسکويت و کيک گرفته تا جوراب و... در قطار های زير زمينی تهران فروخته می شود .



فال و علی کوچولو!



اما شايد جلوه " فال فروش " های خردسال و کودک قطارها از همه اين دست فروش ها بيشتر باشد. شايد به دليل اينکه ديدن بچه های خرد سالی که با وجود کمی سن به چنين شغل هايی مشغولند آزار دهنده است و بيشتر به چشم می آيد .



علی يکی از اين بچه هاست که تا حالا بارها او را در مسير خط دوی مترو (صادقيه – تهرانپارس) ديده ام . می گويد 10 سال دارد و نان آور خانه شان است.



تاکتيک علی مثل خيلی از بچه های فال فروش مترو اين است که اول از اين سر واگن تا آن سر واگن فال ها رو بدون اينکه بپرسد و حتی تقاضای پول بکند روی کيف ، دست يا پای مسافران نشسته می گذارد يا به دست مسافرهای ايستاده می دهد و می رود .



بعد از اينکه يک دور فال ها را به اين روش چرخواد، برمی گردد و آنها جمع می کند به اين اميد که لااقل چند نفر از ده ها نفری که فال ها را روی پا يا روی کيفشان گذاشته يا به دستشان داده ، آنها را باز کرده باشند و فال ها رابخرند .



آدم ياد صيد و شکار می افتد . اين کار بچه های فال فروش عين شکار صيد با دام ، ماهيگيری با تور يا صيد پرنده با تور هست!



باری ! يک روز آخرای شب و وقتی که قطار خيلی شلوغ نبود و روی يکی از صندلی های آبی نشسته بودم و تو حال خودم بودم يکهو ديدم يک نفر چيزی را من پرت کرد و رفت ؛ فال بود!



پسر تقريبا ده ساله ای که علی قصه ماست . صداش کردم برگشت و گفتم بنشين .



نمی خواست بشيند اما بهش گفتم : " توی يه ربع چند تا فال می فروشي؟ بيشتر از 5 تا ؟"



و ادامه دادم: من 5 تا فال ازت می خرم .



پولش را هم دادم و نشست .



يک فال را باز می کنم :"انگار حضرت حافظ حاجتم رو می دونه ":



يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ا



به به ! عجب شعر اميدوار کننده ای ! پشت برگ شعر هم تفسيرش را نوشته که در مجموع اميدواری به آينده است .



می خواستم بدانم "کيه ؟ از کجا می آد ؟ برای کی کار می کنه و سوال هايی از اين دست" و البته علی خيلی زرنگ تر از اين حرف ها بود که اطلاعات کاملی از نحوه کارش و نحوه سازماندهی و... به من بدهد .

فقط می گفت "پدرم عليله و مادر هم نداره و اون و خواهرش خرج پدر رو در می آرن ."



مدرسه نمی رفت ولی می گفت : سواد دارم اسمم رو می تونم بنويسم . برای اثبات حرفش گفت :"می خوای اون تابلو رو بخونم : در امور دنيا هميشه به پايين تر از خودتان نگاه کنيد تا قدر نعمت هايی را که خدا به شما داده بهتر بدانيد . پيامبر اکرم ( نقل به مضمون ) "



علی اين تابلو را خوناد و بادی به " غبغب " انداخت به نشانه اثبات با سواد بودنش .



از علی می پرسم :" اين فال ها رو از کجا می گيريد ؟"



- نمی دونم يه آقايی می آره خونمون . دوست بابامه من و خواهرم و بابام هم بسته بنديش می کنيم .



- روزی چند تومن در می آري؟



-يه کم فکر می کنه و می گه 3 هزار تومن .



-تو که گفتی يه ربعه 5 تا می فروشی . وفتی تو يه ربع ، هزار تومن پول می گيری يعنی تو يه ساعت 4 هزار و تو ده ساعت 40 هزار . با اين حساب اگه حتی 20 درصد هم سود خالص کارت باشه می شه 8 تومن نه 3 تومن !



خنده ای می کند و می گويد : " نه اونطوری گفتم که 5 تا ازم بخری !من کلا روزی 30 تا هم نمی فروشم ".



علی و مثل علی در مترو خيلی زيادند و به گفته خودش از صبح وارد ايستگاه می شوند ، خيلی وقت ها ناهارشان را هم آنجا می خورند و تا شب به کار فال فروشی و دستفروشی مشغولند .



علی حرفی از سازماندهی و اينکه آيا از يک باند خاصی به اين کار وادار می شود يا نه نمی زند اما نحوه کار اين قبيل بچه ها به نظر سازمان يافته می آيد .



علی کوچولوی ما که بايد صبح از خواب برای مدرسه بيدار بشود و بعد از ظهر به فکر تکليف مدرسه باشد و شب ها هم زود بخوابد که صبح به مدرسه اش برسد، به کار دست فروشی و فال فروشی در مترو مشغول است و طبيعتاً در معرض انواع آسيب های اجتماعی است.



به هر حال متروی تهران امروز يک پديده منحصر اقتصادی و اجتماعی است و کسانی که چشم های تيزی دارند می تونن از اين " دانشگاه زير زمينی " خيلی چيزها ياد بگيرند .



نبض شهر تهران توی اين دالان ها ی پر پيچ و خم زير شهر می زند و چهره خمود يا خوشحال سطح شهر انعکاسی هم در زير پوست شهر دارد ، فقط می ماند حکايت قديمی کودکان کار که گويا هيچ وقت توجه مسوولان را به خود جلب نکرده است ؛ زمانی اين کودکان فقط در خيابان ها بودند و لابد آقايان مسوول ، آنها را از پشت شيشه های دودی اتومبيل هايشان می ديدند و کاری نمی کردند و اينک اين کودکان معصوم ، زير زمين اند ،جايی که گذر مسوولان ، قاعدتاً بدانجا نمی افتد و طبيعی است قصه پرغصه کسانی که قرار است زنان و مردان فردای جامعه ما باشند ، همچنان ادامه خواهد داشت .



راستی چه کسی می تواند تضمين کند علی کوچولوی خردسال فال فروش امروز ، که مدرسه هم نمی رود و خانواده اش را فقط هنگام بسته بندی فال ها می بيند ، فردای روشنی خواهد داشت؟ آيا از فال فروشی تا مواد فروشی راه زيادی هست؟ آيا جامعه با دست خود ، ناهنجاری های فردا را توليد نمی کند؟ به خدا سوگند دريافتن اين کودکان بی گناه ، از بسياری از طرح ها و برنامه های پرطمطراق و شعاری ، برای فردای ايران ، مهم تر است.


16 مرداد 1389    13:04
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:38 18 مرداد 1389
از این دانشگاه ها کم نیستند ولی شاگردان علاقه ای به درس نشان نمی دهند.

یک دانشگاه به تمام معنی دیگر Ú©Ù‡ وضع ایران را در سالهای آخر شاه Ùˆ در چند قدمی تمدن بزرگ به بهترین ÙˆØ Ù‡ نشان Ù…ÛŒ دهد Ùˆ مطمئنم برای وضع حاضر هم بخوبی صدق Ù…ÛŒ کند شاهکار پرویز صیاد است با نام زیر :



صمد در بدر می شود.



دیدنش را اکیداً توصیه می کنم.




نام:  
ای-ميل:  
12:53 17 مرداد 1389
یک واگن امامزاده هم به هر قطار ببندند که مردم معطل نشوند.

نام:  
ای-ميل:  
17:40 16 مرداد 1389
این مواردی Ú©Ù‡ عصرایران برشمرده تماما مواهب اسلام ناب محمدیست. اینست اسلام عزیز Ú©Ù‡ خمینی Ø لاد ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ میزد؟!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :در قرن 21 آتش سوزى جنگل دورود با بيل و كلنگ خاموش شد!

لرنا :صبح چهارشنبه 30 تير در جنگل منطقه دره اسپر و چشمه سييب دورود آتش سوزى به وقوع پيوست و صدها هكتار از جنگل در آتش سوخت. آنچه در اين ميان بيش از همه مايه تاسف است بى برنامگى مسئولان دورود و لرستان در مواجهه با اين حادثه است.

ماشينهاى آتش نشانى كه به محل چادثه اعزام شدند به دليل نبود جاده مناسپ در كوه برگشتند. تقاضاى مسئولان براى هلى كوپتر از خرم آباد و كرمانشاه و اصفهان و تهران به جايى نرسيد و مردم به ناچار با بيل و كلنگ به مقابله با آتش برخاستند در ساعات بعدالظهر نبود باد هم كمك كرد و آتش سوزى مهار شد. جالب آنكه بيل و كلنگ هم به اندازه كافى در دسترس نبود و برخى ناچار با دست خالى و چوب و سنگ جلوى آتش را گرفتند. در حالى كه منطقى بود لااقل كپسول آتش نشانى در اختيار مردم قرار مى گرفت.

اين آتش سوزى با همه خسارات بالاخره مهار شد اما مسئولان لرستان خوب عمل نكردند، باشد كه از اين حادثه درس عبرت گرفته باشند. آتش سوزى خبر نمى كند


16 مرداد 1389    13:37
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:15 16 مرداد 1389
مسئولان در Ø مهوری اسلامی از کدام کار تØ ربه Ùˆ درس Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ از مشکل ذکر شده بالا درس بگیرند Ùˆ توØ Ù‡ کاÙÛŒ بکنند؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :برادر همسر و پدر همسر محمد مصطفايي، وکيل دادگستری از زندان اوين آزاد شدند.

به گزارش بامدادخبر، فرهاد حليمي، برادر محمد مصطفايی به همراه خواهرش، فرشته حليمی از روز دوم مردادماه در بازداشت به سر برده و پدر آقای حليمی نيز چند روز پس از بازداشت فرزندانش توسط نيروهای امنيتی دستگير شد.



اين بازداشت‌ها با هدف فشار بر محمد مصطفايی جهت معرفی کردن خود به دادسرای مستقر در اوين صورت گرفته است.



آزادی اين دو نفر درحالی صورت مي‌گيرد که همسر اين وکيل دادگستری هنوز در بازداشت به سر مي‌برد. روز گذشته نيز خبرگزاري‌ها از خروج محمد مصطفايی از کشور و اعلام پناهندگی وی به دفتر کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکيه خبر دادند.



وی به دليل ورود غيرقانونی به خاک ترکيه توسط پليس اين کشور بازداشت شده بود که طبق آخرين اخبار اکنون آزاد شده و کشور نروژ آمادگی خود را برای پذيرفتن وی به خاک خود اعلام کرده است.



محمد مصطفايي، وکيل دادگستری و فعال حقوق بشر، روز شنبه،‌ دوم مردادماه، برای ارائه پاره‌ای از توضيحات به زندان اوين مراجعه و پس از بازجويی زندان را ترک کرد، اما پس از خروج وي، مقامات زندان بار ديگر با وی تماس گرفته و وی را برای بار دوم به زندان احضار کردند که محمد مصطفايی برای بار دوم به زندان مراجعه نکرد.




16 مرداد 1389    12:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد: حکم تعليق قاضی مرتضوي؟

به گزارش خبرنگار سياسی جهان، چند وقت پيش پدر يکی از جان باختگان حادثه کهريزک در گفت وگو با يک هفته نامه از مسئولين قضائی گلايه کرد که چرا دادگاه رسيدگی به اتهامات قاضی مرتضوی برگزار نمی شود؟به گفته وی احکام صادره برای چند نظامی در ماجرای کهريزک باعث نمی شود اين پرونده بسته شود.



اما بر اساس آخرين اخبار، دستگاه قضائی برای مرتضوی و حداد به جرم مشارکت در حادثه کهريزک حکم تعليق فعاليت، را صادر نموده است.اما هنوز هيچ اطلاع رسانی روشنی در اين زمينه صورت نگرفته است و مردم و رسانه ها نمی دانند که اين احکام با توجه به کدام تخلف و يا قصور و تقصيری صادر شده است.



انتظار اين است که قوه قضائيه که به حق نشان داده است در مسير مبارزه با فساد اقتصادی اهل مماشات و مصلحت سنجی های سياسی و جناحی نيست، مردم را در جريان رسيدگی به اين پرونده قرار دهد.
16 مرداد 1389    10:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :ابراز نگرانی شديد، نسبت به تداوم اعتصاب غذای زندانيان سياسی

جـــرس: در ادامه اعتصاب غذای هفده تن از زندانيان سياسی زندان اوين و انتشار اخبار نگران کننده از وضعيت وخيم جسمانی چند تن از آنان، همسر عبدالله مومنی و همچنين همسر بهمن احمدی امويي، ضمن ابراز نگرانی شديد از شرايط آنان، مسئوليت هرگونه اتفاقی را متوجه مقامات جمهوری اسلامی دانستند.



همزمان شيرين عبادي، فعال حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل، از سياست يک بام و دو هوای حکومت جمهوری اسلامی نسبت به زندانيان اعتصابی شديدا انتقاد کرده و تصريح نمود "اگر کسی اعتصاب غذا کند و جانش را از دست بدهد، در کشور ما مشروط بر اينکه ايرانی نباشد، قهرمان می شود و به نامش خيابان می گذارند، اما برای يک زندانی سياسی ايرانيِ تخلف محسوب می شود."







به گزارش کلمه فاطمه آدينه وند، همسر عبدالله مومني، سخنگوی دربند سازمان ادوار تحکيم وحدت با ابراز نگرانی شديد از اخبار مربوط به اعتصاب غذای همسرش و ۱۶ زندانی سياسی ديگر محبوس در زندان اوين گفت : "در صورتی که اتفاقی برای همسر من و بقيه زندانيان سياسی رخ دهد، تقصير آن مستقيما بر گردن مسوولين اين زندان و مقامات قضايی مي‏باشد. چرا فقط زندانيان سياسی بايد از حقوق خود در اين زندان محروم شوند. حداقل بايد با اين زندانيان مثل بقيه افراد محبوس در بندهای ديگر برخورد شود."





همسر مومنی متذکر شد طی سيزده روز گذشته که همسرش به انفرادی زندان اوين منتقل شده است هيچگونه خبری از وضعيت وی ندارد و هنوز تلاش‏های او برای اطلاع از وضعيت اين فعال سياسی همچنان بی نتيجه مانده است.





ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار، همسر بهمن احمدی امويی روزنامه نگار و تحليل گر مسايل اقتصادی نيز، که از دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا به سر می برد، در يادداشتی به بهانه طولانی شدن مدت اعتصاب غذای همسرش و ساير اعتصاب کنندگان، اين مسئله را باعث نگرانی شديد خانواده ها دانست و نوشت "بهمن قوی است اما فولاد نيست."





اين فعال مطبوعاتی که خود نيز توسط دادگاه انقلاب به سی سال محروميت از روزنامه نگاری محروم شده، آورده است "دوازده روز از اعتصاب غذای بهمن و سايردوستان دربندش می گذرد.خبرهای نسبتا موثقی می گويد که بهمن و کيوان صميمی و مجيد توکلی در اعتصاب غذای خشک به سر می برند .اين يعنی علاوه براينکه غذا نمی خورند از پذيرفتن آب و هرگونه آشاميدنی خودداری می کنند .من نمی دانم بهمن و ديگر عزيزان دقيقا چند روز در اعتصاب غذای خشک هستند ،فقط می دانم تحمل اين نوع اعتصاب با توجه به ازدست رفتن آب بدن بسيارخطرناک تر از اعتصاب تر است و بدن به سختی تاب می آورد...باور کنيد سالهاست که به اين باور رسيده ام که انسان فولاد نيست که با ضرباتی که بر سرش فرود می آيد آبديده تر شود .انسان مشتی گوشت و خون و استخوان است که ضربه هايی که بر او فرود می ايد می تواند آنقدر ضعيف و ضعيف ترش کند که تا مرز نابودی پيش برود."









در همين حال مادر حميد رضا محمدی نيز در گفت و گويی با هرانا با ابراز نگرانی شديد از وضعيت فرزندش می گويد: به خدا ديگه هيچ کاری از دستمان بر نم آيد، اصلا نمی دانيم زنده ست يا نه؟ من که چيزی زيادی نمی خواهم؛ فقط می گويم يک نامه بدهيد تا بچه ام را ببينم شايد من را ديد اعتصابش را شکست. می گوييم نگذاريد يک مشکل ديگر پيش بيايد و اونجا از بين بره، خواسته من اين بوده که يک ملاقات فقط بدهند، اگر فردا اطلاع ندهند بچه من کجاست و مخالفت کنند با ديدارش؛ به خدا همانجا خودم را ميکشم، ما ديگر خسته شديم، به خدا روحيه نداريم، زندگی نداريم الان نزديک سيزده، چهارده روز هست تو اعتصاب است. من يه مادرم، بچه ام را شش سال است، نديدم ما هم ايرانی هستيم، ما هم بنده خدا هستيم، ما هم مسلمانيم به کی بايد بگوييم، کجا بايد برويم، نمی دانم.



حميد رضا محمدی يکبار به اتهام براندازی و يکبار هم به اتهام توهين به رهبری محاکمه شده است، بار اول به شش سال حبس تعزيری محکوم و بار دوم به پنج سال حبس تعزيری محکوم شد.





همزمان، شيرين عبادی طی گفتگويی با راديو اروپای آزاد، پيرامون زندانيان اعتصابي، وضعيت آنان، برخورد مقامات با آنان و همچنين "دوگانگی رفتاری" حکومت با پديدۀ اعتصاب غذا می گويد "برای اينکه زندانی ها در مقابل رفتار خلاف قانون اعتراضی نداشته باشند و اينها را خلع سلاح کنند، آمده اند در آئين نامه گنجانده اند که اعتصاب غذا ممنوع است. اين آئين نامه خلاف قوانين خود ايران است و من در اينجا اضافه کنم که يکی از مهمترين خيابان های پايتخت کشورمان به نام بابی ساندز است. بابی ساندز کسی بود که در اثر اعتصاب غذا جانش را از دست داد و به احترام اين مبارز ايرلندی يکی از خيابان های ايران را به نام بابی ساندز کرده اند. حالا من از صادق لاريجانی که لباده رياست قوه قضائيه را بر دوش می کشند و ساير افرادی که مدعی قانون‌گرايی هستند، سئوال می کنم: آيا مرغ همسايه غاز است؟ اگر کسی اعتصاب غذا کند و جانش را از دست بدهد، در کشور ما مشروط بر اينکه ايرانی نباشد، قهرمان می شود و به نامش خيابان می گذارند. اما خبرنگار شجاعی چون احمد امويي، کيوان صميمی و يا جوان بيگناهی چون توکلی و ساير افرادی که اعتصاب غذا کرده اند، اگر جانشان را از دست بدهند اينها مجرم‌اند و برخلاف آئين نامه زندان ها رفتار کرده اند؟ اين چه سياست يک بام و دو هوايی است؟ همين گونه سياست هااست که نشان می دهد قوه قضائيه از مجرای عدالت خارج شده و تبديل شده به آلت دست سياستمداران و قضات تبديل شده اند به کسانی که اوامر بازجويان امنيتی را اجرا می کنند."





گفتنی است زندانيان سياسي، علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار، حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تجکيم، علی پرويز فعال دانشجويي، حميدرضا محمدی فعال سياسي، جعفراقدامی فعال مدني، بابک بردبار عکاس خبري، ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق، کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجيد دری فعال دانشجويي، مجيد توکلی فعال دانشجويي، کيوان صميمی روزنامه نگار، غلامحسين عرشي، محمد حسين سهرابی راد و همچنين پيمان کريمی آزاد، از جمله زندانيان سياسی بند ٣۵۰ زندان اوين هستند، که سيزده روز پيش به دليل اعتراض به شرايط نامساعد زندان، به بند انفرادی منتقل شدند، که بلافاصله همگی دست به اعتصاب عذا زدند.





خانواده های اين زندانيان نيز، بعد از چند روز تجمع و بی نتيجه بودن پيگيری وضعيت عزيزانشان، و همچنين برخوردهای ناشايست ماموران با آنها، دست به اعتصاب غذا زدند.





گفتنی است بهمن احمدی امويي، کيوان صميمی و مجيد توکلي، طی چند روز اخير، در اعتصاب غذای خشک به سر می برند.




16 مرداد 1389    09:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :گفتگو با فعالين دانشجويی:زمين اصلی مبارزه به خارج از دانشگاه‌ها منتقل شده است

دانشجونيوز:«ما امروز شاهد يك جنبش نسلی در جامعه مان هستيم. جنبشی كه جوانان با آرمان های جديد و به اتكای ابزارهای نو به راه انداخته اند و طبيعتا بخش بزرگی از اين جوانان و البته پيشروترين و مجرب ترين آنها دانشجويان و كسانی هستند كه پيش از اين سابقه فعاليت دانشجويی داشته اند.» اين بخشی از سخنان يکی از فعالين دانشجويی سابق دانشگاه تهران است.







در ادامه گفتگوهای دانشجونيوز با فعالين دانشجويي، يکی از دانشجويان دانشگاه تهران نظراتش در مورد وضعيت فعاليت‌های دانشجويی و وضعيت فعلی جامعه ايران ارائه کرده است. وی به دليل فشارهای وارده بر خود خواست که نامش در اين مصاحبه آشکار نشود. پيش از اين نيز سلسله مصاحبه‌های مشابهی با فعالين دانشجويی آقايان احمد احمديان، مرتضی اصلاحچي، رضا عرب، عابد توانچه و سعيد قاسمی نژاد انجام شد.



اين فعال سابق دانشجويی دانشگاه تهران معتقد است که در در حال حاضر نمی توان جنبش دانشجويی را از جنبش مردمی تفکيک کرد و بر اين نظر است که «ما امروز شاهد يك جنبش نسلی در جامعه مان هستيم. جنبشی كه جوانان با آرمان های جديد و به اتكای ابزارهای نو به راه انداخته اند و طبيعتا بخش بزرگی از اين جوانان و البته پيشروترين و مجرب ترين آنها دانشجويان و كسانی هستند كه پيش از اين سابقه فعاليت دانشجويی داشته اند.»



وی همچنين تأکيد کرد، فعاليت به شکل سابق امکان ناپذير است و به طور کلی پس از انتخابات نحوه مبارزه در دانشگاه و جامعه تغيير کرده است. «تبليغ و اصرار بر گفتمان حقوق شهروندي، تلاش برای به چالش كشيدن منابع مشروعيت بخش جريان حاكم، دنبال كردن هدف تسخير فضای عمومی به جای كسب قدرت سياسي» را به عنوان اشکال جديد مبارزه نام برد.



وی در خصوص پيامد های حادثه کوی دانشگاه می گويد: «مهمترين موضوعی كه طی يكسال گذشته دامن دانشجويان دانشگاه تهران را گرفت، قضيه تهاجم به خوابگاه كوی در روزهای پس از انتخابات بود و پس از فروكش كردن موج حمايت از دانشجويان در روزهای پس از حمله، هزينه دادن دانشجويان شروع شد.»



وضعيت فعلی جنبش دانشجويی را با توجه به سرکوب گسترده دانشگاه ها توسط حاکميت چگونه می بينيد؟



به نظرم وضعيت دانشگاه ها و دانشجويان را نمی توان جدای از فضای جامعه ديد و تحليل كرد. واقعيت اين است که جامعه ما دارد چيزی را تجربه می كند كه پيش از اين با آن مواجه نبوده است. هم شكل سركوب تغيير كرده، هم شكل مقاومت و هم شكل فعاليت.



به نظر می رسد ما در مقطع فعلی نمی توانيم چيزی را به عنوان جنبش دانشجويی جدای از جنبش مردمی تصوير كنيم. به يك معنا شايد جنبش دانشجويی در جنبش مردمی مضمحل شده و به معنای ديگر شايد جنبش دانشجويی تا حد زيادی به اهداف خود رسيده و امروز بخش های بزرگی از جامعه همان مطالباتی را دارند كه پيش از اين فقط در نزد دانشجويان پررنگ بود. ما امروز شاهد يك جنبش نسلی در جامعه مان هستيم. جنبشی كه جوانان با آرمان های جديد و به اتكای ابزارهای نو به راه انداخته اند و طبيعتا بخش بزرگی از اين جوانان و البته پيشروترين و مجرب ترين آنها دانشجويان و كسانی هستند كه پيش از اين سابقه فعاليت دانشجويی داشته اند. يعنی ما شاهد به هم پيوستن دوره های مختلف فعالين دانشجويی در يك دهه اخير هستيم و همين موضوع زمين اصلی مبارزه را به خارج از دانشگاه ها انتقال داده است.



نسل جديد عرصه مبارزه و مقاومت را به فضاهايی كشانده اند كه پيش از اين تجربه نشده بود. من فكر ميكنم كه امروز جنبش دانشجويی نه تنها خودش از چارچوب دانشگاه ها خارج شده كه جمع بزرگی از مردم را نيز با خود همراه كرده است. در اين شرايط سركوب دانشگاه ها می تواند مانع از نمايش رسمی اين جنبش به شكل سابقش شود اما آن را در تداوم طی مسيری كه در پيش گرفته متوقف نمی كند.



برای جلوگيری از انفعال دانشجويان در فضای فعلی چه راهکارهايی وجود دارد؟



نمی شود به راحتی گفت كه الان بايد رفت و فلان كار را كرد. فعاليت به سياق سابق عملا ممكن نيست. در درون دانشگاه نياز به ارائه راهكارهای خلاقانه است. راهكارهايی متناسب با توانايی های فعالان و ظرفيت های موجود در هر دانشگاه. اتكای صرف بر امور سياسی ممكن نيست. به نظرم در درون دانشگاه بايد به سراغ حوزه هايی رفت كه كمتر سياسی هستند و ابزارهايی را به كار گرفت كه تاكنون تجربه نشده اند.



فکر می کنيد جنبش دانشجويی پس از انتخابات دهم رياست جمهوری و حوادث پس از آن شيوه های جديدی برای مبارزه مدنی در پيش گرفته است؟



اساسا معتقدم پس از انتخابات شكل مبارزه تغيير كرده و اين محدود به جنبش دانشجويی نيست. تبليغ و اصرار بر گفتمان حقوق شهروندي، تلاش برای به چالش كشيدن منابع مشروعيت بخش جريان حاكم، دنبال كردن هدف تسخير فضای عمومی به جای كسب قدرت سياسی و... همراه با تاكيد بر پرهيز از خشونت، استفاده از ابزارهای ارتباطی جديد، كمرنگ كردن مرزهای عقيدتي، سياسي، قوميتی و جنسيتی شكل و هويت جديدی به جنبش امروز ما داده است. اينها چيزهايی نيستند كه پيش از اين به اين گستردگی در ميان ما تجربه شده باشند.



گروهی از دانشجويان بر اين باورند که در فضای فعلی فعايت علنی در دانشگاه ها همراه با هزينه های بسيار و دستآوردهای کم است. نظر شما در اين مورد چيست؟



به نظر من اصل امتناع از پرداخت هزينه، اصل درستی است و بايد در هنگام فعاليت مد نظر فعالان دانشجويی باشد اما اين اصل نبايد ما را به ورطه بی عملی و انفعال بكشاند. فعاليت در قالبهايی كه پيش از اين مرسوم بوده اند، امروز چندان ميسر نيست اما منطقا نمی توان نتيجه گرفت كه امكان هيچ گونه فعاليت موثری وجود ندارد. احتمالا فعالان دانشجويی در هر دانشگاهی خواهند توانست با عبور از چارچوبهای ذهنی شان، متناسب با شرايط دانشگاه و تيپ رفتاری مسئولان دانشگاهی شان راهكارهايی را برای تداوم فعاليت موثرشان بيابند و طبيعتا اين راهكارها در شرايط فعلی كه هر روز دايره آزادی ها تنگ تر می شود بايد نو به نو تغيير كند.



با توجه به فعاليتی که در دانشگاه خويش داشته ايد، فضای فعاليت را برای انجمن های اسلامی دانشجويان با توجه به فشارهای فزاينده چگونه می بينيد؟ آينده فعاليت در انجمن های اسلامی دانشجويان را چگونه می بينيد؟



بايد انتظاراتمان را از انجمنهای اسلامی تعديل كنيم. انجمنها به چند دليل نمی توانند نيازهای فعاليت دانشجويی را به صورت كامل براورده كنند.



اول اينكه فعالين انجمن ها عموما در سطح دانشگاه افرادی نشاندار هستند و در فضای امنيتی فعلی فعاليت آنها بيش از ديگران رصد شده و زودتر از بقيه محدود می شوند. به همين دليل امكان فعاليت چندانی برای آنها نيست.



ديگر اينكه برای بسياری از انجمنی ها حفظ نهاد به درستی از اولويت بالايی برخوردار است و آنها دست به كاری نمی زنند كه نهاد انجمن اسلامی به خطر بيفتد. بقای انجمن ها هر چند بسيار ضعيف و غير فعال بهتر از انهدامشان است. يكی از مهمترين ضرباتی كه در سالهای گذشته بر پيكر جنبش دانشجويی وارد شد، تعطيلی دفاتر انجمنها و سر برآوردن انجمنهای جعلی و دولت ساخته به جای آنها بود از اين رو لازم است دانشگاه هايی كه هنوز انجمنها يشان در دست نيروهای منتقد است با جديت و وسواس پاسدار اين نهاد باشند.



و بالاخره اينكه ساختار انجمن ها به گونه ای نيست كه منطبق بر شرايط امروز ما باشد. بسياری از فعاليت هايی كه امروز ما را زنده و موثر نگاه می دارد، فعاليت هايی نيستند كه بتوان در چارچوب انجمن های اسلامی انجام داد. چه بسا پاره ای از اقدامات لازم باشد به صورت فردی انجام گيرد كه با ماهيت شورايی انجمن ها ناهمخوان است يا قرار باشد در محيط مجازی يا خارج از دانشگاه صورت گيرد كه نيازی به پوشش انجمن اسلامی ندارد.



در دانشگاه تهران برخوردها با دانشجويان و فعالين دانشجويی چه ميزان بوده است؟



طبيعتا در جريان حوادث سال گذشته و تداوم آن در سال جاری هزينه های پرداخته شده از سوی دانشجويان به لحاظ گستردگی و شدت اساسا با سال های پيش از آن قابل قياس نيست. در اين مدت دانشجويان زيادی بازداشت خودسرانه، احضار به محاكم دادگستری و احكام شديد و غليظ كميته انضباطی را تجربه كردند. اما همچنانكه هر دانشگاهی علاوه بر مسائل كلی كه گريبانگير همه است، مسائلی هم دارد كه خاص خودش می باشد. مهمترين موضوعی كه طی يكسال گذشته دامن دانشجويان دانشگاه تهران را گرفت، قضيه تهاجم به خوابگاه كوی در روزهای پس از انتخابات بود. اطلاع دقيقی از ميزان برخوردها با دانشجويان ندارم اما به صورت كلی می دانم كه پس از فروكش كردن موج حمايت از دانشجويان در روزهای پس از حمله، هزينه دادن دانشجويان شروع شد. تا آنجا كه من اطلاع دارم جمعی از دانشجويان توسط رييس دانشگاه از حق سكونت در خوابگاه محروم شدند. چند ده نفر از دانشجويان با پرونده هايی كه توسط وزارت اطلاعات تشكيل شد به دادگاه انقلاب احضار شدند و حتی بعضی از آنان بازداشت نيز شدند و مدتی را در زندان گذراندند. كميته انضباطی دانشگاه نيز جمع زيادی از دانشجويان را با احكامی از يك ترم محروميت از تحصيل تا اخراج از دانشگاه تنبيه كرده است.



اين در حالی است كه علاوه بر همه وعده و وعيدهايی كه از سوی افراد و نهادهای مختلف برای پيگيری حمله به كوی و احقاق حق دانشجويان داده شد، هنوز هيچ خبری از معرفی رسمی و مجازات عاملان اين تهاجم نشده است.




16 مرداد 1389    09:02
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:40 18 مرداد 1389
مبارزات دانشØ ویی در ایران خوشبختانه هیچگاه از یک حد Ø§ÙØªØ®Ø§Ø± آمیز Ùˆ نادر کمتر نبوده است.

در زمان پهلویها اینان بودند Ú©Ù‡ مشعل زندگی را در گورستان Ø امعه روشن نگاه داشتند.

اما دانشگاه نمی تواند به Ø ای تمام Ø امعه حرکت بکند Ùˆ حتی در خود هم ناهمگونی دارد.

زمانی مبارزات دانشØ ویی مثل هر Ø ریان طبیعی دیگر در سطح دانشگاه همه گیر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ مطالبات صنÙÛŒ Ùˆ طبقاتی(اکثراً طبقه متوسط) نیز پا در میدان گذارند.

در چند سال آخر رژیم پهلوی این Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ø§ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ قشر تحصیل کرده نسبت به آینده اقتصادی خود نیز نا امید بود.

شبیه این Ø ریان در سال 78 Ø§ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ نا امیدی صنÙÛŒ Ùˆ طبقاتی دانشگاهیان سوخت لازم را برای شعله ور نمودن ÙØ¶Ø§ آماده نمود. خیلیها پس از ÙØ§Ø±Øº التحصیلی Ùˆ ورود به خود نا امیدی مورد انتظار بار دیگر این انرژی را در Ø ریان سال 88 به کار انداختند.

Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ قشر تحصیل کرده بعلت آگاهی Ùˆ توقع بالاتر Ùˆ تا حدی ایده آلیست بودن بطور طبیعی در ص٠اول حضور خواهد داشت بخصوص Ú©Ù‡ اقتصاد برای این قشر به تناسب تنگ تر خواهد گردید.

Ø  ا با سرگرم نمودن Ø امعه با مصر٠بنØ لات Ùˆ در گیر نمودن شان در مسایل روز مره توانست تا حدی از همراهی آنان با قشر عاصی تحصیلکرده Ø لوگیری کند.

چطور Ù…ÛŒ شود نیروهای عمده اØ تماع را همسو Ùˆ حرکتشان را هماهنگ نمود موضوعی است Ú©Ù‡ همت اهل سیاست را Ù…ÛŒ طلبد.

شاید تحریمها حواس مردم را از مصر٠بنØ Ù„ به سرنوشت شان Ùˆ درک بیشتر طبقه تحصیلکرده بی آینده Ú©Ù‡ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† خودشان هستندمعطو٠نماید.

طرح اقتصادی صحیح برای آینده Ùˆ سیستم سیاسی متناسب با آن Ù…Ø هول Ùˆ مطلوب اصلی است.

Ùˆ مدل دهندگان صاحب ادعا باید پیشنهادات خود را به وضوح در معرض قضاوت Ø امعه بگذارند.

تا دیر نشده.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :فيلم کوتاه جعفر پناهی آغازگر روزهای ونيز

ايلنا: جشنواره فيلم ونيز با فيلمى از جعفر پناهى افتتاح مي‌شود.

ورايتی نوشت: جديدترين فيلم جعفر پناهی باعنوان «آکاردئون» بخش «روزهای ونيز» جشنواره بين‌المللی فيلم ونيز را افتتاح مي‌كند.

جعفر پناهی که در سال 2000 با فيلم «دايره» برنده جايزه شير طلايی جشنواره ونيز شده بود، ازسوی برگزارکنندگان به اين جشنواره دعوت شده است.

اين فيلم کوتاه 8 دقيقه‌ای درباره دو نوازنده دوره‌گرد در خيابان‌های تهران است که درپی يک حادثه آکاردئون‌شان را ازدست مي‌دهند و ديگر نمي‌توانند بنوازند.

اين فيلم برای اولين بار و به عنوان نمايش ويژه در تاريخ 1 سپتامبر در بخش «روزهای ونيز» به نمايش درمي‌آيد.

پناهی 50 ساله در بيانيه‌ای که درباره اين فيلم منتشر کرده، گفته است: "من کارگردانی هستم که به تغييرات جامعه و حوادث پيرامونم دقت مي‌کنم. فيلم «آکاردئون» منعکس کننده احساسات من درمورد حوادث پيرامونم است و نشان مي‌دهد که من به واقعيت چگونه نگاه مي‌کنم."

فيلم کوتاه «آکاردئون» بخشی از يک پروژه به نام «آنگاه و اکنون: ورای مرزها و تفاوت‌ها» درباره تساهل و گفتگوی فرهنگها است که با حمايت سازمان ملل ساخته مي‌شود.

جشنواره فيلم ونيز از تاريخ 1 الی 11 سپتامبر برگزار مي‌شود.


16 مرداد 1389    09:32
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :خسرو معتضد:درد اقتصادى اقشار ضعيف از نظر من پنهان نيست

خراسان:خسرو معتضد:مقاله روز دوشنبه من درباره بهاى وحشتناک گوشت قرمز و سفيد و موادغذايى ارائه شده از يک فروشگاه، تازه وابسته به دولت سبب اعتراض يک خواننده عزيز روزنامه خراسان در روز سه شنبه ۱۲ مرداد شده بود که «اگر آقاى معتضد درد اقتصادى اقشار ضعيف را درک مى کرد فهرست مخارج يک خانواده ايرانى را آن طور نمى نوشت.»من متوجه منظور اين آقا يا خانم محترم نمى شوم. اگر ايشان دلش مى خواسته دروغ و افسانه بنويسم چه طور است شرح ارزاق زمان ناصرالدين شاه يا شهريور ۱۳۲۰ را از آرشيو مطالب تاريخى ام بنويسم که ايشان در عوالم خوش غوطه ور شوند.شايد منظور مشاراليه يا مشاراليها اين است که خانواده هاى کم درآمد به اين مواد دسترسى ندارند و در سبد خانوادگيشان نيست. درست است. در هرحال نوشتن و ننوشتن بنده مشکلى را حل نمى کند. شايد من بخواهم به مسئولان و تصميم گيران شمه اى از آن چه بر مردم متوسط الحال و ضعيف مى گذرد يادآور شوم و به آن آقايان عرض کنم امرارمعاش در مرحله اول مشکلات مردم قرار دارد.خواننده گرامى شايد به زبان کنايه مى خواهند بفرمايند اين گونه اقلام هرگز در سبد خانواده هاى ضعيف و کم درآمد قرار ندارد. چه کسى منکر است. آيا من ننوشتم که خود من به عنوان يک بازنشسته حقوق بگير دولت در زمره اقشارى هستم که از گرانى فوق العاده اى که در مواردى از نرخ ارزاق در نيويورک هم گران تر است، رنج مى برم. آيا ننوشتم من به عنوان يک نويسنده، محقق تاريخ، نمايشنامه نويس، برنامه ساز راديو و تلويزيون مى توانم از عهده تامين معاش برآيم و اگر به حقوق بازنشستگى که سال هاست قرار است ترميم شود اکتفا مى کردم هم اکنون صد کفن پوسانده بودم.آيا ننوشتم و بارها ننوشتم همه مردم، نويسنده و نمايشنامه نويس و محقق موسسات فرهنگى يا برنامه ساز راديو و تلويزيون، نيستند و بنابراين تکليف آن ها چيست؟ تکليف بازنشسته اى که ۴۰۰ يا ۵۰۰ يا ۶۰۰ هزار تومان حقوق مى گيرد و بايد ۸۵ هزار تومان براى خريد مايحتاج منزل حداقل هفته اى يک بار بپردازد چيست؟دولت سال هاست وعده ترميم حقوق بازنشستگان را مى دهد. اين وعده هر سال به اواخر اسفند موکول مى شود سپس زمان اجراى آن را روزهاى ارديبهشت عنوان مى کند و باز از ارديبهشت به شهريور و از شهريور به اسفند موکول مى شود.آمارهايى که بانک مرکزى از نرخ ارزاق مى دهد با آن چه که همه ما مى بينيم متفاوت است. واقعيت اين است که در کشور ما گرانى رمق طبقات حتى متوسط را گرفته است، چه رسد به اقشار پايين که کاملا زير خط فقر قرار دارند.آيا نوشتن ارقام خريد از يک فروشگاه دولتى که حقيقتى مسلم است بى اعتنايى به درد اقتصادى اقشار ضعيف است و من آن درد را درک نکرده ام.در همين روزنامه خراسان، صفحه آخر، ستون انعکاس خبرى از پايگاه خبرى معتبر عصر ايران نقل شده است که تن مرا لرزاند و افسوس ها خوردم.عصر ايران خبر داده است ساخت سفارت خانه جديد ايران در لندن تبديل به سوژه اى جنجالى در رسانه هاى انگليس شده است. روزنامه گاردين ادعا کرده است که هزينه ساخت اين ساختمان جديد ۶ طبقه ده ها ميليون پوند خواهد بود که نماى آن از سنگ مرمر و طراح آن آرمين دانشگر، آرشيتکت ايرانى مقيم وين است. برخى ساکنان اين محله در نامه اى به وليعهد انگليس خواستار جلوگيرى از ساخت اين بنا به خاطر نزديکى به کليساى قديمى سن اوگوستين شده اند.شما را به خدا سفارت ايران در لندن چرا بايد ويران و از نو طبق طرح اين آقاى آرشيتکت ايرانى مقيم وين با هزينه ميليون ها پوند ساخته شود.آيا اين بنا در سال ۱۹۸۱ پس از حمله تروريست هاى برانگيخته شده از سوى رژيم بعثى عراق که به سفارت خانه حمله کردند و قسمت هايى از آن را منفجر کردند ساخته نشد. بنايى که در سال ۱۹۸۱ ساخته شده باشد با توجه به معيار ساختمان سازى در شهر لندن که من يک ماه در آن جا زندگى کرده ام، بناى تازه سازى است. آيا قابل قبول است، وزارت امور خارجه در قلب لندن، شهر ابنيه کهنه و ماندگار، بناى چندين و چند ميليون پوندى بسازد که بناى آن از سنگ مرمر باشد.در سال ۱۳۳۸ که سناتورهاى فرتوت و لب گور ايرانى عصر شاه بناى مجلس سنا را به خاطر هم چشمى با مجلس شوراى ملى آن زمان، در خيابان سپه (امام خمينى امروز) بالا بردند و حدود ۱۰۰ ميليون تومان آن زمان صرف احداث آن کردند همه مردم و مطبوعات داخل و خارج (در دوران بهار سياسى تهران ۱۳۴۰ که قلم ها تا حدى آزاد شد و دولت امينى آزادى بيان مختصرى به جرايد داد) مطبوعات سناتورهاى پير و فسيل شده را مسخره مى کردند که چرا در پايان عمر خود براى عيش و عشرت و لم دادن زير کولر روى صندلى هاى کاناپه مانند، ۱۰۰ ميليون تومان پول کشور را به هدر داده اند و آيا بعضى از آن ها که به انگلستان سفر کرده اند بناى پارلمان انگليس را نديده اند که هنوز در کليساى «وست مينستر» قرار دارد و جلسات مجلس اعيان و مجلس عوام در تالارهاى قديمى عصر چارلز اول و کرومول برگزار مى شود و هيچ کس هم به مردم انگليس ايراد نمى گيرد که چرا اين قدر گدا گشنه هستند که نمى آيند يک بناى چند ميليارد يورويى براى پارلمان خود بسازند.آمديم اين سفارت خانه را ساختيد. با روابط سرد و ناپايدار فعلى بين ايران و انگليس چه مى کنيد؛ و اگر روابط قطع شد، آيا آن بنا را براى سرايدار مى خواهيد بسازيد؟ من اين ها را مى نويسم و براى خود دشمن مى تراشم، قيمت هاى واقعى که کمر مردم را شکسته مى نويسم آن وقت خواننده عزيزى مى گويد که آقاى معتضد از درد اقتصادى طبقات کم درآمد بى خبر است، با خبرم، اما چه کار از دستم برمى آيد؟




16 مرداد 1389    09:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :سنگسار زنان :تناقض‌ها در قوانين جزايی ايران

مردمک

شيرين عبادی/ ترجمه: نادر رودگری :شيرين عبادي، حقوقدان و فعال حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل، با رويکردی انتقادی به مجازات سنگسار و قوانين جزايی ايران نگاه کرده است. اين مقاله از روزنامه وال استريت ژورنال ترجمه شده است.





پرونده هولناک سکينه محمدی آشتياني، مادر دو فرزند که به جرم زنای محصنه به سنگسار محکوم شد، به درستی توجه ما را به قوانين جزايی دراکونی* ايران معطوف می کند که در بر دارنده ظالمانه‌ترين مجازات‌ها برای زنان است.



حتی آقای لوئيس ايگناسيو لولا دی سيلوا، رئيس جمهور برزيل که متحد جديد ايران است، رسما به خانم آشتيانی پيشنهاد پناهندگی داده است.



ايران هنوز واکنش رسمی نسبت به اين پيشنهاد دولت برزيل نداده است [تا هنگام انتشار اين مقاله] اگرچه يک رهبر خارجی نمي‌تواند در مورد يک پروسه قضايی داخلی کشور ديگر، دخالت مستقيم داشته باشد.



اما اين دخالت يعنی درخواست رسمی از آقای محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهوری ايران، نشان مي‌دهد که سابقه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی نمي‌تواند از ديپلماسی پرونده هسته‌ای جدا باشد.



پيش از انقلاب اسلامي، زمانی که من به عنوان قاضی در ايران کار مي‌کردم، روابط جنسی بين افراد که بر مبنای رضايت دو طرف آنها بود، در سيستم جزايی ايران به حساب نمي‌آمد.



اما بعد از انقلاب، نسخه‌ای از قوانين اسلامی در ايران وضع شد که حتی در مقايسه با استانداردهای جهان اسلام نيز فوق‌العاده شديد بود.



در حکومت جديد، روابط جنسی خارج از چهارچوب زندگی زناشويي، طبق قانون مستحق مجازات است.



طبق ماده 86 اين قانون، مجازات داشتن روابط جنسی خارج از چهارچوب ازدواج برای زن و مرد مجرد، صد ضربه شلاق و برای فرد متاهل، اعدام با سنگسار است.



در ظاهر اين طور به نظر مي‌آيد که سنگسار يک مجازات جنسيت محور نيست چرا که در قانون تصريح شده که مردان زناکار نيز همين پايان ظالمانه در انتظارشان خواهد بود. اما قوانين ايران چند همسری را مجاز مي‌شمارد، از اين رو به مردان راه فرار را هم نشان مي‌دهد.



از آنجا که قانون ايران، «ازدواج» را حتی به مدت چند ساعت بين مردان و زنان مجرد به رسميت مي‌شناسد، مردان مي‌توانند ادعا کنند که روابط زناکارانه‌شان در واقع ازدواج موقت بوده است.



با استفاده از اين گزير قانوني، مردان خطاکار به ندرت محکوم به سنگسار مي‌شوند اما زنان متاهل متهم به زنا، از اين حق برخوردار نيستند.



قوانين حقوقی ايران پر از اين نوع تناقض‌ها است که عملا فرآيند درست قضايی را ناممکن مي‌سازد.



برای مثال، اگر مرد يا زنی به دليل مسافرت همسر يا جدايی دراز مدت، از نظر جنسی به همسرش دسترسی نداشته باشد و به اين دليل مرتکب زنا شود، صد ضربه شلاق برای مجازات او کفايت مي‌کند. اما اين قانون مدت اين جدايی را مشخص نکرده است، از اين رو قضات دادگاه اين اختيار را دارند که درباره مجازات متهمان زنا، بين شلاق يا سنگسار تصميم بگيرند.



همچنين اگر زن متاهلی با فرد صغير (کم سن و سال) روابط جنسی داشته باشد، مجازات سنگسار او مي‌تواند به شلاق کاهش يابد (قوانين ايران سن بلوغ را برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سالگی مي‌شناسد).



بنا بر اين طبق قانون، زن متاهلی که با مرد 40 ساله زنا کند، بايد به سنگسار محکوم شود اما اگر با جوان 15 ساله زنا کند، مي‌تواند از مزايای داشتن رابطه جنسی با افراد صغير استفاده کند.



در صورتی که ارتکاب زنای يک مرد يا زن ثابت شده باشد، قضات ايرانی مي‌توانند بدون شهادت شاکی خصوصي، حکم سنگسار را در مورد او صادر کنند.



مطابق قانون، فرد گناهکار حتی اگر به وسيله همسرش بخشيده شود، باز هم مي‌تواند سنگسار شود.



در ضمن ماده 105 قانون کيفري، به يک قاضی اين اختيار را مي‌دهد که تنها بر مبنای «دانش» خود فرد متهم به ارتکاب زنا را به سنگسار محکوم کند. بر اين اساس، قاضی مي‌تواند يک زن را صرفا بر مبنای شکايت شوهرش سنگسار کند.



اين خطاهای فاحش، بديهي‌ترين دلايل برای اين است که ايران بايد در اين نوع مجازات‌های کهنه تجديد نظر کند، کاری که بيشتر کشورهای اسلامي، سال‌ها پيش برای هماهنگ کردن اسلام با هنجارهای مدرن، انجام داده‌اند.



سال‌ها است که حقوقدانان اسلامی به ويژه آيت‌الله يوسف صانعی از سنگسار انتقاد مي‌کنند.



اين حقوقدانان معتقدند که اين گونه تنبيهات مربوط به صدر اسلام در صحرای عربستان است و بر اساس سنت‌های آن زمان وضع شده‌اند. اما به اعتقاد حقوقدانان، قرآن هيچ اشاره‌ای به سنگسار نمي‌کند. بنابراين، مجازات‌های خفيف‌تر مثل زندان يا جريمه مي‌تواند به جای آن درنظر گرفته شود.



جمهوری اسلامی به اين بحث‌ها و اعتراض‌های وکلا و فعالان حقوق بشر بي‌اعتنا است.



شايد سرزنش‌های متحدان قدرتمندی چون برزيل بتواند تهران را مجبور کند که ببيند آيا اين اجرای اين کيفرها با منافع ملی ايران سازگار هست يا نه.



ايران سعی مي‌کند با عدم اعلام حکم سنگسار به طور علني، مجامع بين‌المللی را از ظلمی که در داخل کشور اتفاق مي‌افتد، بي‌خبر نگه دارد.



خبرهای مربوط به سنگسار آهسته و دهان به دهان به رسانه‌های جمعی و جاهای ديگر راه پيدا مي‌کند.



يک سال و نيم پيش، مردی به جرم زنا در شهر قزوين سنگسار شد، اما ما نمي‌دانيم که در اين سه دهه گذشته، چند نفر با سنگسار در ايران کشته شده‌اند.



سکينه آشتيانی ممکن است يک نفر از آنها باشد. کسان ديگری نيز در موقعيت او قرار دارند، اما اين که تعدادشان چند نفر است، هيچکس نمي‌داند.



* اشاره به مجازات‌های شديدی که به وسيله دراکون، کاتب يونان باستان وضع شد.




16 مرداد 1389    09:10
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :کروبی درديدارباخانواده های روزنامه نگاران زندانی:اين شيوه حکومت قابل قبول نيست/ از فرزندانم می خواهم که اعتصاب خود را بشکنند.

سحام نيوز:کروبی با انتقاد از لجاجت مسئولين در برخورد با خواسته های به حق زندانيان عنوان کرد: بايد نشست و به حرف های آنان گوش داد. من بسيار نگران تبعات اين اعتصاب غذا و سلامت زندانيان هستم و از فرزندانم می خواهم که اعتصاب خود را بشکنند و مسئولين هم بايد به خواسته های آنان توجه و رسيدگی کنند.زيرا اعتصاب غذا آثار بسيار بدی دارد که تبعات آن در آينده خود را نشان می دهد.



سحام نيوز، مهدی کروبی در آستانه روز خبرنگار با جمعی از خانواده های روزنامه نگاران زنداني، ديدار کرد. در ابتدای اين جلسه خانواده روزنامه نگاران دربند با بيان وضعيت و شرايط عزيزان دربند خود، از کروبی به خاطر حمايت ها و پيگيری هايش قدردانی کردند و خواهان توجه بيشتر مسئولان و بزرگان نظام به روزنامه نگاران شدند.



مهدی کروبی نيز ضمن اظهار نگرانی از برخوردهای صورت گرفته با روزنامه نگاران و اوضاع کشور گفت: من از اوضاع کشور و برخوردهايی که با روزنامه نگاران و خانواده های زندانيان صورت می گيرد، به شدت متاثر هستم.



دبيرکل حزب اعتماد ملی در خصوص اعتصاب غذای برخی از زندانيان سياسی و اظهار نگرانی درباره وضعيت آنان گفت: من هر روز پيگيری می کنم و هر کاری که از دستم برآيد انجام می دهم اما به شدت نگران وضعيت عزيزانی که اعتصاب غذا کرده اند، هستم. اعتصاب غذا آثار بسيار بدی دارد که تبعات آن در آينده خود را نشان می دهد، اين عزيزان هم جوان هستند و ممکن است به بيماری هايی دچار شوند که نگران کننده است.



وی با انتقاد از لجاجت مسئولين در برخورد با خواسته های به حق زندانيان، افزود: بايد نشست و به حرف های آنان گوش داد. من بسيار نگران تبعات اين اعتصاب غذا و سلامت زندانيان هستم و از فرزندانم می خواهم که اعتصاب خود را بشکنند و مسئولين هم بايد به خواسته های آنان توجه و رسيدگی کنند.



دبيرکل حزب اعتماد ملی در ادامه با اظهار تاثر از وضعيت کشور و برخوردهای صرت گرفته با فعالين مطبوعاتی و سياسي، اظهار داشت: متاسفانه خبرهای بسيارنگران کنندهای از رفتاربازجويان با زندانيان ميرسدکه اين شيوه حکومت قابل قبول نيست، در يک حکومت ديني، حکومتی که قانون اساسی آن متکی بر آرای مردم است و در يک حکومت که بر اساس ارزش های والايی شکل گرفته، چنين شيوه و روش هايی قابل قبول نيست، حتی در يک حکومت غير دينی و مستبد هم چنين روش هايی ديده نمی شود. ما با حکومت فاسد، مستبد و وابسته به بيگانه شاهنشاهی مبارزه می کرديم اما بالاخره آن حکومت فاسد و مستبد هم يک چارچوب هايی را رعايت می کرد.



.دبير کل حزب اعتماد ملی با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخورد نامناسب با مردم معترض ، افزود: سال گذشته برخی گمان می بردند که می توانند با چند سرکوب قضيه را در مدت کمی خاتمه دهند، اما من همان زمان گفتم که اين قضيه جمع شدنی نيست، اين يک اراده و خواست مردمی است که با نشاط به پای صندوق های رای آمدند و يک باره با دزديده شدن رايشان مواجه شدند. به آنها گفتم خواسته مردم رای شان است، نگذاريد شعارها و مطالبات افزايش يابد . همان زمان پيشنهاد دادم هيات هايی تشکيل و موضوع بررسی شود، برای مثال نماينده کانديداها و شورای نگهبان حضور داشته باشند و انتخابات بار ديگر بررسی شود .



کروبی با انتقاد از وضعيت اقتصادی و با اشاره به اختلافات ميان مجلس و دولت تصريح کرد ؛ اين مجلس که با رد صلاحيت دو هزار نفر تشکيل است را تحمل نمی کنند، حاضر نيستند به قوانين تصويب شده د ر مجلس احترام بگذارند و با مجلس درگيری دارند، روز به روز قضايا پيچيده تر می شود.



وی هم چنين به برخی اخبار مبنی بر هتک حرمت رضا تاجيک روزنامه نگار دربند ، اشاره و تاکيد کرد برخوردهای تحقير آميز برای شکستن شخصيت زندانيان سياسي، روشی است که در اين يک سال استفاده شده و اين برخوردها خلاف اسلام است و در اسلام دستور آمده که حق نداريد در زندگی شخصی افراد سرکشی کنيد .



کروبی ادامه داد اين مجموعه ای که حکومت را در دست گرفته اند واقعا چه کسانی هستند، اگر حکومت دست طيف راست تعريف شده بود اين قدر نگران کننده نبود اما ما نمی دانيم اين افراد چه کسانی هستند و از کجا آمده اند، فقط دعا می کنيم کاری نکنند تا کشور به شرايط بحرانی و غير قابل برگشت برسد . به هر جهت شرايط اقتصادی کشور و انزوای ما بسيار نگران کننده است.



کروبی با گرامی داشت ياد مرحوم اسماعيل ططری نماينده مردم کرمانشاه در مجلس اظهار داشت: فرد محترمی به اسم آقای ططری که در جبهه ها حضور داشت و مسوول بسيج هم بود فوت کرده است، حتی اجازه ندادند برايش مجلس ختم بگيرند. سال ۴۹ آقای سعيدی بازداشت و سپس شهيد شد ، در آن زمان مرحوم آيت الله طالقانی برايش نماز خواند در مسجد را باز کردند و برايش مجلس ختم گرفتند، حالا فردی فوت کرده اما در حوزه انتخابيه اش نمی گذارند مجلس ختم برگزار شود، وی ادامه داد اين شيوه ها جواب نمی دهد.



دبير کل حزب اعتماد ملی اظهار اميدواری کرد که اين ماجراها با پيروزی حق به اتمام برسد و گفت: مردم برای اين نظام هزينه بسياری داده اند ان شاالله نظام و کشور به مسير اصلی و صحيح خود برمی گردد.



کروبی هم چنين به روز خبرنگار اشاره و خاطر نشان کرد:.



ايران بنا بر آمارهای جهانی در زندانی کردن و برخورد با روزنامه نگاران اول شده است. از سال گذشته تا کنون تعداد زيادی روزنامه نگار بازداشت که عده ای ازآنان با قرار وثيقه آزاد شده اند و تعدادی هم از کشور رفته اند، اين ها به هر حال سرمايه های کشور هستند، افراد تحصيل کرده، اهل قلم و اهل فکر که مايه افتخار هستند را از خود دور کرده ايم .



.به هر حال دوران بدی را می گذرانيم ، شرايط روزنامه نگاران غم انگيز شده است، و مورد رضايت نيست ، قوه قضاييه هم استقلال خود را از دست داده و تحت فشار هستند . اين روش ها برای بسياری از مسوولين قوه قضاييه قابل قبول نيست اما تحت فشار هستند و نمی توانند کاری کنند.




16 مرداد 1389    02:56
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



19 مرداد 1389    20:33
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد