www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 13 مرداد/

13مرداد :فعاليت رسانه ای در ايران, راه رفتن روی يک زمين مين گذاری شده آن هم بدون در اختيار داشتن " نقشه مين "

13مرداد :نامه مهديه گلرو و عاطفه نبوی از بند عمومی زنان زندان اوين به ١٧ زندانی در اعتصاب غذا

13مرداد :گزارش تصويری/ تبديل 25 هزار هکتار حواشی درياچه اروميه به شوره زار

13مرداد :درانفجار امروز پتروشيمی پرديس 5 نفر کشته شدند

13مرداد :اخطار به 15 عضو هيات علمی دانشگاه علامه به بهانه رکود علمی

13مرداد :کاخ سفيد درخواست احمدي‌نژاد برای گفت‌وگو با اوباما را رد کرد

13مرداد :موسوی: دولت در مسائل سال ۶۷ نقشی نداشت

13مرداد :آب تهران تنها در مناطقی آلوده است

13مرداد :ويدئو کليپ:احمدی نژاد: انگليس يک جزيره کوچک در غرب افريقاست

13مرداد :مهدی جليل خانی نويسنده و روزنامه نگار مستقل زنجانی به دادگاه انقلاب زنجان احضار شد.

13مرداد :شش‌ سال حبس محکوميت يک معلم

13مرداد :انفجار در مجتمع پتروشيمی پرديس

13مرداد :ادعای فرمانده پليس تهران: امنيت پايتخت بي‌نظير است

13مرداد :انتقاد جمعی از فعالان محيط زيست از وضعيت ناپايدار تالاب پريشان

13مرداد: محمد مصطفايی توسط پليس ترکيه بازداشت شد

13مرداد: يورش وحشيانه نيروهای سرکوبگر به تجمع اعتراضی خانواده های زندانيان سياسی در مقابل دادستانی

13مرداد :انفجار در نزديکی کاروان احمدي‌نژاد در همدان

13مرداد :رفتار توهين‌آميز پرسنل بهداری زندان اوين با اعتصاب کنندگان

13مرداد :پدر يعقوب بروايه: قاتل فرزندم را معرفی کنيد

13مرداد: گزارش پخش اطلاعيه ی محکوميت دستگيری رضا شهابی در تهران

13مرداد :نامه تکان دهنده حمزه کرمی به خامنه ای:شرح شکنجه هائی در طول هفتاد روز زندان انفرادی و ده ماه بعد از آن

13مرداد :زهرا رهنورد:تحريم های جهانی حکايت از آغاز دوران سختی برای توده های فقير و ملت زجر کشيده ايران است

13مرداد :جنجال بر سر دعوت صدها ايرانی خارج از کشور برای شرکت در يک همايش دولتی هر روز بيشتر مي‌شود.

13مرداد : گزارش شکنجه و اعمال غيرانسانی بر روی يک زندانی کرد به نام احمد باب



13مرداد :فعاليت رسانه ای در ايران, راه رفتن روی يک زمين مين گذاری شده آن هم بدون در اختيار داشتن " نقشه مين "

عصر ايران : يکی از دوستان مطبوعاتی که سابقه کار زيادی در عرصه رسانه ای در کشورمان دارد در توصيف شرايط کنونی رسانه ها در کشور ما تعبير جالبی به کار برده است . وی فعاليت رسانه ای در کشور ما را به راه رفتن روی يک زمين مين گذاری شده آن هم بدون در اختيار داشتن " نقشه مين " تشبيه کرده است .



حرف اين همکار مطبوعاتی به اين معنا است که اساسا در همه جای دنيا حرفه روزنامه نگاری و خبرنگاری جزء کارهای پر خطر و پر دردسر است ، با اين تفاوت که خط قرمزها در بسياری از کشورهای دنيا معلوم و مشخص است ، در حالی که در ايران دامنه خط قرمزها واقعاً برای فعالان رسانه ای قابل تشخيص نيست و در نوسانی دايمی قرار دارد .



البته خط قرمزهای واقعی مانند منافع ملی ، ارزش های اجتماعی و دينی ، حفظ حرمت اقوام و پيروان مذاهب و ... اموری شناخته شده اند اما مشکل اينجاست که خط قرمزهای متعددی وجود دارند که تنها در ذهن و سليقه برخی مسوولان مستقر هستند و اگر رسانه ای که با حسن نيت فعاليت می کند ، از خط قرمزهای ذهنی آقايان بگذرد ، با مشکلات عديده ای مواجه می شود که البته الزاماً توقيف و فيلتر نيستند اما حيات رسانه را با دشواری همراه می سازند.



اين تشريح همان " زمين مين بدون نقشه " ای است که در ابتدای اين وجيزه به آن اشاره شد . در چنين زمينی ، ممکن است شما مسيری طولانی را بدون مشکل طی کنيد و به هيچ مينی نخوريد اما ناگهان در گوشه ای از مسير ، با انفجار دهها مين مواجه شويد.



متاسفانه فعاليت رسانه ای در ايران اين روزها به همان راه رفتن روی زمين مين گذاری شده بدون نقشه مين ها شبيه است ، با اين حال عده ای از مسئولان همين وضعيت را هم تاب نياورده و اين روزها خبر از سازوکارهای جديد نظارتی برای فعاليت های رسانه ای به گوش می رسد که تجربه سال های کاری به ما می گويد که احتمالا سازوکارهای نظارتی جديد هم کار گذاشتن مين های بيشتر روی همين زمين نا امن است .



در حالی که ما خبرنگاران ايرانی در آستانه روز خبرنگار که چند روز ديگر از راه می رسد (17 مرداد – يکشنبه هفته آينده ) ضمن آن که بر مطالبات قانونی خود که در قانون اساسی بدان تصريح شده تاکيد داريم ، در شرايط کنونی يک خواسته صنفی از مسوولان داريم و آن اين است که لطف کرده حتی اگر می خواهند مين های جديدی روی زمين کار می گذارند ، لااقل نقشه مين های جا گذاری شده را هم به ما بدهند . آيا اين توقع زيادی است ؟




13 مرداد 1389    23:43
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :نامه مهديه گلرو و عاطفه نبوی از بند عمومی زنان زندان اوين به ١٧ زندانی در اعتصاب غذا

رهانا: نامه مهديه گلرو به ١٧ زندانی در اعتصاب غذا: از تنها حق قابل انتخاب‌مان نگذريد



مهديه گلرو فعال دانشجويی از تاريخ ١٢ آبان ماه ١٣٨٨ در زندان اوين زندانی است و طی اين مدت به دو سال زندان محکوم شده است. گلرو با اطلاع از اعتضاب غذای ١٧ زندانی سياسی بند ٣۵٠ زدان اوين که از هفته گذشته به سلول‌های انفرادی منتقل شده‌اند، از آن‌ها خواسته است که به اعتصاب غذای خود پايان دهند.



به گزارش رهانا، گلرو در اين نامه به اين ١٧ زندانی گفته است که تنها حق «قابل انتخاب ما» زنده ماندن است و از آنان خواسته که از اين حق نگذرند. متن اين نامه که در اختيار خبرگزاری رهانا است، به شرح زير است:



اين اولين بار نخواهد بود که برای هر حقی از حقی ديگر مي‌گذريم، ظلمی که قلب‌ام را مي‌فشارد و از چشم و قلم‌ام گذر مي‌کند، غم برادران در بندم که از تنها حق قابل انتخاب خود گذشته‌اند تا ثابت کنند هميشه آدمی چيزی برای از دست دادن دارد و روزها را با سياهی به شب گره مي‌زنند بي‌آن‌که مسببان‌اش بدانند، روزهای سياه در انتظارشان خواهد بود. اما تا کی با خود خواهيم کشيد روزهای خاموش را؟…



آن‌ها که با قامت خود شکستند صف سياهی را، چون کشتی که به دل امواج مي‌زنند. به خاطر کوچک‌ترين حق‌تان در دل ستم (زندان) از اولين حق خود گذشتيد. چرا که تنها چيزی که اينک در کف ما است، جان ما است. عمرمان که در تلاش توصيف آفتاب، برای شب مي‌گذرد، هر چند لحظه‌يی از اين تلاش نااميد نمي‌شويم. اما آيا شب آفتاب را مي‌فهمد؟ وقتی که سهم ما از آن، پاره پاره‌های پشت ميله‌ها است. مي‌توان بيش از اين تلاش کرد؟ وقتی روزها سهم شما يک دستمال آسمان از پهنای بي‌انتهای آسمان نيست. نمي‌دانم از کدام عزيز بگويم؟ از کسانی که پيش از اين برای حق تحصيل اعتصاب کرده‌اند؟ يا از او که برای آزادی بارها در حسرت‌اش مانده؟ از مرد محجبه بگويم؟ يا از صميميت صميمي؟



چه بگويم از کسانی که زيستن چون آب گنديده را بر نمي‌تابند، بي‌تفاوتی در مرام‌شان نيست. اين قصه‌ی کسانی است که خسته شدند از ستايش، از بدگويي، محبت ظاهري، مهماني‌های باشکوه، خوش‌بختی کليشه‌يي، جسارت فرمايشی و بلاغت‌های پوسيده. از برابری خالی از عدالت، از قناعت لبالب از زياده‌روي، از جهل پر از زرق و برق خسته شدند.



اما اين شب ديوانه را چون تابوتی بر دوش مي‌گيريم و در پای شهر دفن خواهيم کرد، حالا در حالی که من، تنها چند قدم از آن‌ها فاصله دارم، دورترين و بي‌خبرترين هستم. از عزيزانی که خوب مي‌دانم نای راه رفتن، گفتن و شنيدن ندارند و حالا جايی در کنار من، در پشت همين ميله‌ها آزار مي‌بينند. اما چه صبورانه ايستاده‌اند، و نه کلامی که سوختيم و نه التماسی که بس است؛ و حسرت اين حرف مانده بر دلِ…



اما همه‌ی آرزوي‌ام سلامت شما است و تنها تقاضاي‌ام احترام به تنها حق قابل انتخاب‌مان، يعنی زنده بودن است. زنده بودن و ديدن روزهای سپيدی که در راه است و بي‌صبرانه در انتظار نتيجه‌ی تلاش ما هستند.



و آخر سخن با صداقت بزرگ‌نيا، چه کسانی در همين سال‌های نه چندان دور چه سخت، چه ساده و چه بسيار در سلول‌های اوين جان بر کف گرفته، برای هدف‌شان رفتند. اما تا کی نگين به دسته‌ی شلاق خودکامگی نشاندن و دسته‌ی شلاق دژخيمان را… عاقبت انديشي، کار هر عاقل است.

زيستن و معجزه کردن

ور نه ميلاد تو جز خاطره دردی بيهوده چيست؟

تنها دستمالی برابر ِ بينی نگيريم:

اين پُرآزار

گند ِ جهان نيست

تعفن ِ بيداد است.



مهديه گلرو

بند عمومی زنان زندان اوين



نامه عاطفه نبوی به زندانيان اعتصاب کننده: به پاس پايداري‌تان



عاطفه نبوی فعال دانشجويی از ۲۵ خرداد ماه سال گذشته بازداشت و در زندان اوين به سر مي‌برد. وی که به چهار سال زندان محکوم شده هم اکنون در بند عمومی زنان زندان اوين است.



به گزارش رهانا، وی روز جاری نامه‌ای خطاب به ۱۷ زندانی اعتصاب کنند در اوين که دهمين روز اعتصاب غذاي‌شان را پشت سر مي‌گذارند و وضعيت وخيم جسمی سلامتي‌شان را تهديد مي‌کند نامه‌ای نوشته‌است.



روز گذشته مهديه گلرو ديگر زندانی بند عمومی زندان زندان اوين نيز با نوشتن نامه‌ای از زندانيانی که در اعتصاب غذا هستند خواست تا اعتصاب خود را بشکنند، خواسته‌ای که زندانيان زندان رجايي‌شهر نيز پيش‌تر در نامه به آن اشاره کرده بودند.



متن اين نامه که در اختيار خبرگزاری رهانا است به اين شرح است:



زندگی کردن در اين‌جا مانند صخره‌نوردی بدون ابزار است، تمام آن‌چه که داری و می توانی از ادامه مسير و گذر از آن کمک بگيري، بدن و انديشه خودت است. زندانبان اهرم و ابزار ديگری براي‌ات باقی نمي‌گذارد. وقتی در سلول‌ات به هم کوبيده مي‌شود، يعنی ديگر باب گفت‌وگو و چانه‌زنی بسته مي‌شود و اساسا بين حقوق و تکاليفی که براي‌ات تعريف شده، تنها تکاليف بايد انجام شود و حقوق بسته به کرم افسر نگهبان ممکن است رعايت شود يا نه. پس زمانی که ديگر چاره‌ای نيست، تنها اهرم‌ات را به کار مي‌اندازی و با آسيب زدن به خودت و با اجرا گذاشتن هزينه‌ای نامتناسب زندان‌بان‌ات را به واکنش مي‌اندازی که نه فقط ديگر وظيفه‌ای را به او يادآور شوي، که اين‌گونه بي‌واسطه، عدل، ‌انصاف و اخلاق‌اش را به چالش بکشی. اما گويی او عجله‌ای ندارد،‌ تو با ساعات زندگي‌ات بازی مي‌کنی و او با ساعت کار اداري‌اش. او با صبحانه و ناهار و شام و ساعت سه هر روز او کارش با تو تمام مي‌شود و تو تمام لحظات وهم‌انگيز انفرادي، گرسنگی و ضعف را در پيش داری. هر چه پيش‌تر مي‌روی بازی برای تو فرساينده‌تر مي‌شود؛ چشمان‌ات، معده‌ات، کليه‌ات… يکی يک دست از همراهی بر مي‌دارند. بدن نافرمانی مي‌کند، اما چيزی هنوز تو را در پی خود مي‌کشاند. مي‌شود آخر، به ازای هر قدمی که به عقب برداری آن‌ها يک قدم به جلو مي‌آيند. پاهاي‌ات را بايد يک‌جا محکم کنی و تمام تلاش زندان‌بان هم لعزيدن پای تو در آن‌جا است، با تهديد، تطميع و… اما دوستان خوب‌ام چه کسی مي‌تواند بگويد، چه بکنيد، اعتصاب‌تان را بشکنيد و يا ادامه بدهيد. با فرسودن جان‌های عزيزتان زندانبان را شاد کنيد و يا با شکستن اعتصاب‌تان رسيدن به خواسته‌هاي‌تان …؟ می دانم از زمانی که حرکت‌تان را آغاز کرديد، مي‌دانستيد که نه فقط اين کار که هر اعتراضی در اين سرزمين، چنين هزينه‌ نامتناسبی در پی خواهد داشت. اما آرزو می کنم که در اين جدال نابرابر به پاس پايداري‌تان و به پاس جان‌های کاهيده شده‌ي‌تان آن‌چه را که شايسته‌ی آن هستيد به دست‌ آوريد.



عاطفه نبوي، بند عمومی زنان زندان اوين




13 مرداد 1389    22:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :گزارش تصويری/ تبديل 25 هزار هکتار حواشی درياچه اروميه به شوره زار



http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1127760
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1127760

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1128443
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1128443


13 مرداد 1389    21:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :درانفجار امروز پتروشيمی پرديس 5 نفر کشته شدند

مهر:آتش سوزی و انفجار امروز در پتروشيمی پرديس منجر به کشته و جراحت شديد حداقل 6 نفر از کارکنان شاغل و خسارات بالا به يکی از واحدهای عملياتی در اين واحد پتروشيميايی شد.

به گزارش خبرنگار مهر، آتش سوزی و انفجار مهيبی در مجتمع پتروشيمی پرديس از حدود ساعت 14 بعد از ظهر امروز 13 مرداد ماه به دليل انفجار در خط لوله انتقال اتان ايجاد شده است.



پيگيريهای خبرنگار مهر حاکی از آن است که نشت گاز در حين عمليات جوشکاری خط لوله انتقال اتان منجر به اين حادثه مرگبار در مجتمع پتروشيمی پرديس واقع در منطقه ويژه اقتصادی انرژی پارس (عسلويه) شده است.



گفته می شود به دليل انفجار و آتش سوزيهای حاصل از آن تاکنون 5 نفر از کارکنان شاغل در دم جان باخته اند و وضعيت يکی ديگر از کارکنان حاضر در پتروشيمی نيز وخيم گزارش شده است.



در حال حاضر آتش سوزی و انفجار در مجتمع پتروشيمی پرديس به طور کامل مهار شده ضمن آنکه يکی از واحدهای عملياتی هم به طور کامل خسارت وارد شده است.



انفجار يک هفته پس از افتتاح رسمی پتروشيمی



به گزارش مهر، فاز دوم پتروشيمی پرديس 6 مرداد ماه امسال با حضور محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و وزير نفت به عنوان بزرگترين توليد کننده اوره و آمونياک خاورميانه به بهره برداری رسمی رسيده بود.



با بهره برداری از اين واحد پتروشيميايی ظرفيت توليد اوره ايران به بيش از 4.4 ميليون تن افزايش يافت و رسما کشورمان به باشگاه صادرکنندگان اوره جهان پيوسته بود.



هدف از ساخت فاز دوم پتروشيمی پرديس توليد سالانه 680 هزار تن آمونياک و يکهزار و 75 هزار تن اوره که در مجموع ظرفيت توليد سالانه اوره ايران را به چهار ميليون و 442 هزار تن افزايش می دهد.



برای ساخت اين واحد حدود 450 ميليون دلار سرمايه گذاری شده که در بخش خريد ليسانس و مهندسی پايه شرکتهای کلاگ انگلستان و استامی کربن هلند، در بخش مهندسی تفضيلی و خريد تجهيزات تويو و چيودای ژاپن و در بخش ساختمان و نصب سازندگان داخلی مشارکت داشته اند.



بر اساس برآوردهای انجام گرفته ارزش محصولات فاز دوم پتروشيمی پرديس سالانه 280 ميليون دلار بوده که امکان بازگشت سرمايه در مدت چهار سال را فراهم می کند.



همچنين در بخش ساخت تجهيزات فاز دوم واحد اوره و آمونياک پرديس سازنگان خارجی حدود 70 درصد مشارکت داشته اند.

خوراک مورد نياز در فاز دوم پتروشيمی پرديس سالانه 670 مليون متر مکعب گاز طبيعی بوده که قرار است از فازهای ميدان پارس جنوبی تامين شود.



هم اکنون 82 درصد سهام پتروشيمی پرديس به سرمايه گذاری غدير، 17 درصد به شرکت بازرگانی پتروشيمی و يک درصد باقی مانده به کارکنان اين مجموعه واگذار شده است.



خبرگزاری مهر به زودی جزئيات دلايل ايجاد اين حادثه در پتروشيمی پرديس را منتشر می کند.




13 مرداد 1389    21:15
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :اخطار به 15 عضو هيات علمی دانشگاه علامه به بهانه رکود علمی

جرس: رئيس دانشگاه علامه طباطبايی مدعی "احراز رکود علمی 15 عضو هيات علمی" اين دانشگاه شد و اظهار کرد: اشخاصی به صورت محرمانه توسط رئيس دانشگاه برای بررسی رکود علمی اعضای هيئت علمی انتخاب می شوند.







به گزارش مهر، حجت الاسلام صدرالدين شريعتی با بيان اين مطلب گفت: اگر يک عضو هيات علمی سه سال متوالی ارتقا پيدا نکند و پايه های سنواتی اش را نگيرد شامل رکود علمی می شود.







وی اظهار داشت: رئيس دانشگاه به صورت محرمانه بايد اشخاصی را انتخاب کند تا پرونده عضو هيئت علمی دچار رکود علمی را بررسی در مورد رکود علمی وی اظهار نظر کنند.







رئيس دانشگاه علامه طباطبايی ادعا کرد: پس از احراز رکود علمی يک عضو هيات علمی اين موضوع به وی ابلاغ می شود و هيات مميزه دانشگاه نيز طبق قانون می تواند آنها را بازخريد کند يا وضعيتشان را از عضويت هيات علمی به کارشناس دانشگاه تبديل کند البته بازنشستگی نيز از ديگر تصميماتی است که هيئت مميزه می تواند برای اعضای هيئت علمی دچار رکود علمی در نظر بگيرد.







وی از اخطار به اعضای هيات علمی دچار رکود علمی اين دانشگاه و اعطای فرصتی يکساله به آنها خبر داد و گفت: پس از اخطار شاهد ايجاد جهشی رو به جلو در اين اعضای هيئت علمی بوده ايم و اميدواريم که درباره آنها به مرحله ای نرسيم که مجبور به استفاده از قاعده رکود علمی شويم.





دانشگاه علامه اولين دانشگاه در اخراج و بازنشستگی اساتيد بوده است. در دى ماه سال گذشته حميدرضا برادران شركا معاون رئيس جمهور سابق، محمد ستاري‌فر رئيس سازمان منحل شده مديريت و برنامه ريزي، على صادق تهراني، بهروز هادى زنوز، محمود ختايي، صادق بختياري، رضا عاصى و دكتر جهرمى از اعضاى هيات علمى دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه بازنشسته شدند که منجر به منحل شدن گروه اقتصاد توسعه اين دانشگاه شد.





در کنار اين اقدام برخى از اساتيد گروه فلسفه اين دانشگاه، هم‌چون دکتر يثربى و دکتر مرتضى مردي‌ها نيز به دلايل مختلف از تدريس محروم شدند.





سال 85 نيز بسيارى از اساتيد علوم انسانى در دانشگاه تهران از کار برکنارشدند.




13 مرداد 1389    18:27
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :کاخ سفيد درخواست احمدي‌نژاد برای گفت‌وگو با اوباما را رد کرد

صدای آلمان :سخنگوی کاخ سفيد ضمن رد غيرمستقيم درخواست احمدي‌نژاد برای گفت‌وگو با رئيس‌جمهور آمريکا، خواهان پايبندی ايران به تعهدات بين‌المللی خود شد و همزمان آمادگی دولت متبوعش برای از سرگيری مذاکرات اتمی بار ديگر تکرار کرد.



رابرت گيبس، سخنگوی کاخ سفيد در روز سه‌شنبه (۳ اوت/۱۲ مرداد) پيشنهاد محمود احمدي‌نژاد برای گفت‌وگوی «مردانه» با باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا را رد کرد. گيبس گفت که جمهوری اسلامی از مذاکره جدی درباره برنامه اتمی خود سر باز مي‌زند.







پيش ازاين احمدي‌نژاد در همايش ايرانيان خارج کشور در روز دوشنبه ۱۱ مرداد گفته بود: «سال گذشته قبل از اين که به نيويورک برويم گفتم که آماده گفت‌وگو با آقای اوباما هستيم. اواخر شهريور امسال نيز قرار است برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل‌متحد به نيويورک برويم. اين بار نيز آماده هستيم با آقای اوباما رودررو، مردانه و آزاد در برابر رسانه‌ها مسائل جهان را روی ميز بگذاريم و ببينيم که راه‌حل چه کسی بهتر است.»







درحالي‌که جامعه بين‌المللی خواستار يافتن راه‌حلی اصولی برای مناقشه اتمی ايران است، احمدي‌نژاد همواره اين موضوع را به "مسائل جهانی" گره زده است. محمود احمدي‌نژاد تاکنون چندبار مدعی توانايی مديريت جهان نيز شده است.



کاخ سفيد: ايران گفت‌وگوهای اتمی را جدی بگيرد







از سوی ديگر احمدي‌نژاد مدعی شده بود که رئيس‌جمهور آمريکا «بيش از حد به صهيونيست‌های بها» داده و «اگر آقای اوباما حريف گروه‌های فشار نيستند، حداقلش آن است که بيايند و جلوی تلويزيون بگويند که اين ها به او فشار مي‌آورند. ما مطمئن هستيم که ملت آمريکا در اين صورت حساب صهيونيست‌ها را مي‌رسد. آن‌ها آبروی ملت آمريکا را خرج گندکاری خود مي‌کنند.»







گيبس افزود که دولت آمريکا همواره برای گفت‌وگو پيرامون برنامه اتمی ايران آماده بوده، «به شرط آنکه جمهوری اسلامی نيز آن را جدی بگيرد.» سخنگوی کاخ سفيد تاکيد کرد که ايران بايد به تعهدات بين‌المللی خود پايبند باشد.







مذاکرات جمهوری اسلامی با گروه ۵+۱ بر سر مناقشه اتمی از اکتبر سال ۲۰۰۹ تاکنون متوقف شده است. جامعه بين‌المللی با تصويب قطعنامه‌ای در شورای امنيت سازمان ملل متحد در ژوئن ۲۰۱۰ و سپس تحريم‌های يک‌جانبه آمريکا، اتحاديه اروپا و برخی کشورهای ديگر مي‌کوشد، جمهوری اسلامی را به از سرگيری گفت‌وگوها وادار کند.


13 مرداد 1389    18:26
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:15 13 مرداد 1389
مذاکره با همچنین نابغه ای واقعاً دل می خواهد.

بخصوص که همان اول با خواندن دعای ظهور همگی قالب تهی می کنند و لنگ می اندازند.

مثل اینکه صدام هم همین حرÙها را زده بود.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :موسوی: دولت در مسائل سال ۶۷ نقشی نداشت

کلمه:مهندس ميرحسين موسوی در آستانه روز خبرنگار، با جمعی از مديران مسئول، خبرنگاران و خانواده های روزنامه نگاران دربند، ديدار و گفت و گو کرد.







به گزارش خبرنگار کلمه، مير حسن موسوی در ابتدا با اشاره به اهميت فعاليت های خبرنگاران در آگاه سازی جامعه گفت: مساله اطلاع رسانی و مطبوعات آزاد از مهمترين مسائل ما در صدسال اخير بوده است و اين خواسته در انقلاب اسلامی هم به جد دنبال شد. از اين جهت چنين جلسه ای و حضور در جمع کسانی که اقدام به روشنگری می کنند، برای من بسيار مغتنم است.



مهندس موسوی ادامه داد: بايد صدای ما به دوستان دربندی که برای رسيدن به حقوق ابتدايی خود اعتصاب غذا کرده اند، برسد و آنان بدانند که جنبش سبز، آزادی خواهان و کل آحاد ملت ما پشتيبان آنان برای رسيدن به خواسته های به حق شان است.



وی گفت: وجود اين تعداد زياد روزنامه نگار در زندان هم تاسف انگيز است، هم خيلی با معناست ونشان می دهد گسترش آگاهی به ضرر عده خاصی است. تعدد روزنامه نگاران دربند، حقانيت راهی که جنبش سبز برگزيده است را نشان می دهد چرا که بخشی از قشر آگاه، روشن و حق طلب جامعه به دليل مخالفت با رويش مجدد استبداد در زندان به سر می برند.



اطلاع رساني؛ مهمترين ابزار مشروط کردن قدرت



سردبير اسبق روزنامه جمهوری اسلامی ادامه داد: کليدواژه هايی از انقلاب مشروطه در ادبيات ملت ايران وجود دارد و دائم به آن رجوع کرديم که مهمترين آن عدالت طلبی و آزادی خواهی و حکومت قانون است. در ميان اين کليدواژه ها، ظاهرا کمترين توجه را به خود واژه مشروطيت داشته ايم. تجربيات يک سال گذشته نشان داد که مهمترين خواسته های فعلی ما، مشروط کردن قدرت است و اگر موفق شويم که قدرت را مشروط کنيم، بسياری از مشکلات بنيادين کشور حل می شود. به نظر من مقاومتی که امروز در برابر پيشرفت کشور وجود دارد از همين ناحيه است و بهايی که امروز خبرنگاران می پردازند به اين دليل است که رکن اطلاع رسانی و گسترش آگاهي، مهمترين ابزار مشروط کردن قدرت است.



وی گفت: حساسيت بسياری که به کار خبرنگاران و فعاليت رسانه ها وجود دارد و دليل اصلی حمله به روزنامه ها و روزنامه نگاران همين است که مهمترين مسئله کشور را هدف گرفته اند.

مهندس موسوی با اشاره به وجود بيشترين تعداد روزنامه نگاران زندانی در ايران، گفت: به نظر می رسد همان طور که جنبش سبز کم کم بر مسائل اساسی تمرکز پيدا می کند، بيش از هميشه برمسئله آزادی بيان تاکيد کند. وقتی بحث انتخابات آزاد يا اجرای بدون تنازل قانون اساسی هم مطرح می شود، ناظر به مشروط کردن قدرت است و به همين دليل مورد پذيرش قرار نمی گيرد.



ميرحسين موسوی ادامه داد: به نظر می رسد برای بعضی از دست اندرکاران فعلی امور، صحبت کردن با خارجی ها و کوتاه آمدن و کمی پيشرفتن و عقب نشستن، از براورده کردن حقوق ملت، برگشتن به قانون و بازکردن راه ساده تر باشد. در حالی که اين روش می تواند بسياری از مشکلات ملی ما را حل و ريشه های بحران را به تدريج خشک کند و ما را به وضعيت عادی برگرداند.



مهندس موسوی گفت: قدرت هميشه ميل به اطلاق دارد و کشورهايی موفق بوده اند که توانسته اند قدرت يا به قول هابز، لوياتان را در چارچوبی قرار دهند و آن را مهار کنند اما ما نتوانسته ايم قدرت را محدود و مهار کنيم. دائم از ما خواسته می شود که به طور کامل از کسی يا حرفی تبعيت کنيم در حالی که در اسلام هم چنين چيزی نداريم و انقلاب اسلامی هم اين هدف را دنبال نمی کرد. خود امام بارها گفتند که حکومت فرد نداريم، حکومت فقيه نداريم، حکومت رييس جمهور نداريم و فقط حکومت قانون داريم. قانون را هم در مفهوم محدود و مشروط کننده قدرت به کار می برد.



راه جنبش سبز مسالمت آميز است



ميرحسين موسوی در بخش ديگری از سخنانش به ظهور و سقوط تمدن ها اشاره کرد و گفت: جنبش سبز بايد بتواند زندگی کند تا بتواند پيروز شود، يعنی هر نوع اقدامی که تمام نيروهای نظامی و امنيتی را يکپارچه در مقابل مردم قرار دهد و فشارها را افزايش دهد، به ضرر جنبش سبز است و بايد از آن پرهيز کنيم.



وی به وضعيت تايلند اشاره کرد و گفت: يک سرکوب گسترده، وسيع و همهجانبه ميتواند مدتهای مديد پيروزی اين حرکت حقطلبانه مردم را به عقب براند. برای همين ايستادگی روی جنبه های مسالمتآميز به نظر من حياتی بوده و بهترين راه برای رسيدن به مطالبات به حق مردم است.



وی افزود: هدف اصلی ما مشروط کردن قدرت، رسيدن به عدالت و آزادي، زنده شدن ارزشهای بنيادين و رفتن به سمت جامعهايست که در آن فشار و تهديد نباشد. اين احتياج به زمان دارد و يک سال مدت زيادی برای رسيدن به اين اهداف نيست. گرچه در اين يک سال آگاهيهای جامعه ما بسيار گستردهتر شده است. به نظرم ايدهای اگر خوب متولد شود، پيروزی آن قطعی است و من بر اين باورم که ايده تغيير در کشور متولد شده است.



موسوی اظهار داشت: در دانشگاه تهران جشن بزرگ ولايت برگزار شد که يک روحانی در آن سخنرانی می کرد و می گفت: اگر در جامعه ای دو دستگی به وجود بيايد و يک گروه بر گروه ديگر حاکم شد، می تواند همه آن ديگران را اعدام کند. سوال اينجاست که چرا اين تفکر در يک جشن که برای شادی و سرور و وحدت بايد برگزار شود، مطرح می شود. دليل آن ترس از ريزش نيروها و تولد ايده ايست که به آن اشاره کردم.



از فشار بر کشور خشنود نيستيم



مهندس موسوی در بخش ديگری از سخنانش گفت: مسئله کشور ما تنها پيروزی جنبش سبز و اهداف آن نيست. حفظ وحدت ملي، منافع بلندمدت، يکپارچگی و وحدت ملت از مسايل اساسی کشور است که هم جنبش را متعهد می کند و هم همه کسانی را که در اين عرصه فعاليت دارند تا دست به اقدامات بی مهابا نزنند. وی افزود: ما بر پيروزی جنبش سبزبه هر قيمتی باور نداريم و می خواهيم کشور و منافع ملی حفظ شود. ما به هيچ وجه از اين تحريم ها و فشارهای بين المللی خشنود و راضی نيستيم.



نخست وزير دوران دفاع مقدس با اشاره به متن استعفای منتصب به خود در سال ۶۸، اظهار داشت: من در همان زمان نسبت به ضايعاتی که در اثر افراط و ماجراجويی در عرصه بين الملل دچار آن می شديم هشدار داده بودم و اعتقاد دارم ما از رجوع به اصول و پايبندی به ارزش های بنيادين در سياست داخلی و خارجی ضرری نکرده ايم و لطماتی که خورديم، اغلب از نادانی و ماجراجويی بوده است.



نخست وزير امام خاطره ای از دوران جنگ بيان کرد: روز بعد از حمله صدام به حلبچه، به آنجا رفتيم و آن صحنه های فجيع را از نزديک ديديم. با دعوت از خبرنگاران و انتشار فيلم ها و عکس ها، جو جهانی از نظر تبليغات کمی به نفع ما تغيير کرد. درست در همان زمان – حالا نمی گويم توسط که و چگونه- هواپيمايی ربوده شد و می خواست در مهرآباد فرود بيايد. ما به دوستان گفتيم فرودگاه را ببندند و اين هواپيما به مشهد رفت. اين وضعيت برای ما قابل دفاع نبود و ضرباتی را بر ما تحميل کرد.



موسوی ادامه داد: اما گفتن اين مسايل با جزئيات به نظر من جز در مواقعی که ضرورتی وجود دارد، به نفع جنش سبز نيست. ما بايد نيرو جذب کنيم و همه نيروهای دلسوز انقلاب را با هر اختلاف سليقه و ديدگاهی کنار هم جمع کنيم. برای ما مهم است که اصول گرايان منصف و علاقمند به حرکت کشور در مسير درست را در کنار خود داشته باشيم و به آنها بگوييم ما هدف و حرف مشترکی داريم و آن اصلاح امور است.



ناگفته های زيادی از دوران دفاع مقدس وجود دارد



نخست وزير دوران دفاع مقدس در ادامه به مباحث جديدی که درباره ادامه جنگ مطرح شده اشاره کرد و گفت: من احساس کردم که اين حرف ها در چارچوب يک پروژه است. در سالگرد انتخابات چند مجموعه مطبوعاتی اقدام به چاپ مطالب و ويژه نامه هايی کردند که درجهت قلب تاريخ بود. در سالگرد پذيرش قطعنامه ۵۹۸ هم همان مجموعه ها، شروع به درج مطلب درباره دفاع مقدس کردند. حتی شنيدم که کسی گفته اگر دولت در آن زمان امکانات خود را در اختيار ما می گذاشت، در سال پنجم جنگ بغداد را فتح می کرديم که به هيچ وجه چنين نبود. من اشاراتی داشتم که اين مباحث کنترل شود و البته اگر ادامه پيدا کند، ما حرف های زيادی از آن دوران داريم.



موسوی افزود: غير از مسئله جنگ، احساس من اين است که همه ارزش های آن دوره مورد هجمه قرار گرفته است و در اين خلال هم تلاش می شود اختلافی بين ما و دوستان ايجاد شود. ما بايد متوجه اين برنامه ها باشيم و اسير جوی که طرف مقابل ايجاد می کند، نشويم.



دهه اول انقلاب را نمی توان يکپارچه نقد کرد



مهندس موسوی درباره ابهامات موجود درباره دهه اول انقلاب نيز گفت: من بارها گفته ام که آن دوره بی عيب و نقص نيست. اما در فضايی که امروز ايجاد کرده اند، همه ارزش های سی سال انقلاب مدفون می شود و اين بسيار خطرناک است.



وی ادامه داد: در مورد همه موارد مبهم می توان بحث و گفت و گو کرد، حتی درباره تصفيه های اوايل انقلاب. بنده شاهد بودم که دولت جناب آقای بازرگان، به دست خود ش، خودش را از جريان مديريت منفک کرد. من در شورای انقلاب از نزديک شاهد حوادث بودم. با ايشان و اعضای نهضت هم دوست بودم و رفاقت داشتم. بسياری از کسانی که دولت موقت دشمن خود می پنداشت، سعی کردند که مانع سقوط دولت موقت شوند.



وی در ادامه گفت: بعد از استعفای مهندس بازرگان، آقای بهشتی عنوان کردند که اعضای جديد شورای انقلاب به زودی معرفی می شوند و من می خواهم به امام اصرار کنم که اسم ايشان باقی بماند. اين در حالی بود که در روزنامه های اين دوستان به ايشان، بهشتی جهنمی می گفتند و من هنوز آن تيترها را به ياد دارم. ايشان فردی بود که رفت و با اصرار، امام را راضی کرد که به مهندس بازرگان حکم دهد.



موسوی اظهار داشت: بنابراين سخن گفتن درباره دهه اول انقلاب، ممکن است و حتما نقدهايی هم وجود دارد اما آن را نبايد يکپارچه ديد و بايد هر حادثه ای را تحليل کرد. انقلاب در وضعيتی بود که از روز دوم استقرار، بندر لنگه شلوغ شد. چند روز بعد بندر ترکمن مشکل پيدا کرد. بلوچستان شلوغ شد. خوزستان و کردستان مسئله پيدا کرد. اين فضاها را بايد ديد و درک کرد و نقد کرد. من از مجموعه اصول و ارزش هايی که در ابتدای انقلاب مطرح شد و کليت حرکت مردم دفاع می کنم.



قدرت جنبش سبز در اخلاقی بودن آن است



ميرحسين موسوی به سئوالات بسياری که درباره سال ۶۷ وجود دارد اشاره کرد و گفت: مسئله سال ۶۷ را بايد در منظر تاريخی خود بايد بررسی کرد و بعد هم ديد آيا دولت در اين زمينه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آيا اصلا امکانی برای دخالت داشته است؟ آيا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در اين مسئله نداشته است. خيلی از کسان ديگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن اين مسائل با ذکر جزئيات، من هم محذوراتی دارم.



مهندس موسوی اظهار داشت: قدرت جنبش سبز در اخلاقی بودن آن است؛ در اين که سفيد را سفيد گفته و سياه را سياه گفته است. ما چيزی که بد بوده را قبول نمی کنيم اما اگر کسی در جايی سکوت می کند، معنای آن موافقت و همراهی با آن نيست و بايد اين حق را برای افراد قائل باشيم.



نخست وزير دوران دفاع مقدس، به نحوه انتشار گفتمان ها در جامعه اشاره کرد و گفت: در همان روزهايی که من استعفا دادم، متن آن منتشر شد اما جامعه نسبت به هواپيماربايی واکنشی نشان نداد. اين شايد برای اين باشد که آن زمان، چنين کاری يک مطلوب اجتماعی محسوب می شده است. اين به اين معناست که ما بايد به تاريخ انقلاب اسلامی خودمان دقت بيشتری داشته باشيم. برخی از ايستادگی ها و خون دل خوردن ها، در چارچوب يک تحليل درست از موقعيت کشور معنا پيدا می کند.



قائم مقام شهيد بهشتی در حزب جمهوری اسلامی به سيره شهيد بهشتی اشاره کرد و گفت: ايشان انسان بسيار با اخلاق و آزادی خواهی بود و يکی از دلايل عظمت شخصيت ايشان، اين است که بسياری از ارزش هايی که ما امروز به دنبال آن هستيم، در آن زمان هم در زندگی شخصی و هم در کار، بر آن استوار بود. اعتقاد بر آزادی طرح افکار بود که باعث شد آن مناظره های تلويزيونی با کيانوری يا نماينده فدائيان خلق به اصرار ايشان برگزار شود.



موسوی ادامه داد: من که چنين شخصيت والايی را درک کرده ام و به آن اعتقاد دارم، نمی توانم از اين شخصيت به دليل عدم همراهی يا شناخت جامعه و به اصطلاح فضا، دل بکنم. به دليل آنکه بد عمل کرده ايم، به دليل آنکه يک روحانی در يک جشن می گويد نيمی از جامعه را می توان اعدام کرد، اين را به پای بهشتی و امام و انقلاب هم می نويسند.



مهندس موسوی گفت: اين حرف ها زده می شود که اگر روزی قتل عامی در زندان ها يا جاهای ديگر رخ داد، بگويند يک سابقه تاريخی در زندگی حضرت امير (ع) دارد. کما اينکه می گويند چنين کاری در جنگ نهروان سابقه داشته است، اما بايد ببينيم جنگ نهروان چگونه شروع شد و چه شرايطی به وجود آمد و چگونه می توان حضرت اميررا به چنين کاری متهم کرد.



ايستادگی بر مطالبات



مهندس ميرحسين موسوی با اشاره به مطالبات جنبش سبز گفت: تاکيد بر استقلال مجلس، يک خواسته کليدی است. الان افکار پيش از رسيدن به مجلس تصفيه می شود. يکی از امامان جمعه گفته شورای نگهبان، يک صافی است و اين صافی مورد رضايت امام زمان هم هست. من می گويم کجا مورد رضايت ايشان است و مدارک آن را نشان دهند که ما هم تسليم شويم. در انتخابات مجلس ششم، آن قدر رای ها را جا به جا کردند که آقای رجايی حذف شد و آقايی که رييس فرهنگستان ادب! شد وارد مجلس کردند.



وی گفت: استقلال مجلس و انتخابات آزاد، يک خواسته کليدی است که برای مردم هم ملموس است. به نظر من به عنوان يک همراه جنبش سبز، ايستادگی بر خواسته های انضمامی و روشن، باعث می شود بسياری از مسائل ديگرمان حل شود.



در پايان اين مراسم، لوح هايی از طرف حضار به مهندس موسوی و دکتر رهنورد اهدا شد.



کلمه




13 مرداد 1389    18:21
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   بابک
ای-ميل:  
00:19 13 مرداد 1389
این باند های تبهکار ولایت Ùقیه Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù† Ú†Ù¾ را ابله میپندارند در صورتیکه خودشان ابله میباشند



یاد اوری از کیانوری ÙˆÙØ±Ø® نگهدار ÙˆÙØªØ§ پور بهمین دلیل است Ú©Ù‡ باز میخواهند بر دوش امثال انها Ú©Ù‡ منتظر هستند بالا بروند

گول هیچ کدام از باندها ونوکران انها را نخورید تا ÙØ±Ø¯Ø§ سراÙکنده نشوید بهشتی Ø نایتکار نوکر امپریالیستها Ùˆ امریکائی ها بود ومردم را همانها به چنین روز سیاهی اندختند این میرحسین هم شالاتانی مثل اوست

نام:  
ای-ميل:  
20:15 13 مرداد 1389
هویدا هم همین حرÙها را Ù…ÛŒ زد.

نام:  
ای-ميل:  
20:15 13 مرداد 1389
چرا بسابقه ÙˆÛŒ در زمانیکه در دانشگاه آزاد رشته معماری درس میخواند مراØ عه نمیشود؟ چرا از ÙØ¹Ø§Ù„یتهای شنیع خود در آنزمان سکوت مطلق اختیار کرده؟ چرا از سه سال اول دوره نخست وزیری Ùˆ اعمال Ø نایت بار خود در آن دوره هرگز سخنی بمیان نیاورده؟ خیال میکند آن اعمال شنیع Ùˆ هولناک با گذشت 28 سال ÙØ±Ø§Ù…وش شده اند؟ تعری٠و Ù…Ø یز گویی از شارلاتان مشهور بهشتی خود گویای بسیار چیزهاست. میگوید هرحادثه ای را باید تحلیل کرد؟؟؟ خبر ندارد یا نمیخواهد بÙهمد Ú©Ù‡ دوران تحمیق مدتهاست Ú©Ù‡ گذشته Ùˆ Ù…Ø یز گوییهای سردسته Ø نایتکاران خمینی خبیث در آنزمان از ایشان خود شاهد Ùˆ گویای روشن همه چیز است.

ای ایرانی کارت بکØ ا کشیده Ùˆ به Ú†Ù‡ روزی Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ ای؟!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :ويدئو کليپ:احمدی نژاد: انگليس يک جزيره کوچک در غرب افريقاست

http://www.youtube.com/watch?v=PDaYAuusXGc&feature=player_embedded
">http://www.youtube.com/watch?v=PDaYAuusXGc&feature=player_embedded


13 مرداد 1389    22:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :مهدی جليل خانی نويسنده و روزنامه نگار مستقل زنجانی به دادگاه انقلاب زنجان احضار شد.

هرانا : مهدی جليل خانی نويسنده و روزنامه نگار مستقل زنجانی به دادگاه انقلاب زنجان احضار شد.



بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مهدی جليل خاني، نويسنده و منتقد ادبی و از روزنامه نگاران مستقل شهر زنجان با بازگشايی مجدد پرونده به دادگاه انقلاب احضار شده است. اين روزنامه نگار که فرزند نماينده مردم زنجان در مجلس پنجم است بارها توسط نيروهای اطلاعاتی و امنيتی مورد بازجويی قرار گرفته است و در ۲۸ دی ماه سال گذشته نيز در مراجعه نيروهای امنيتی به منزل وی کامپيوتر و برخی لوازم شخصی او توقيف و نامبرده به محل نامعلومی منتقل شد، دادگاه انقلاب در احضاريه اخير علت احضار را جهت رسيدگی به پرونده مطروحه اعلام نموده است.




13 مرداد 1389    19:49
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :شش‌ سال حبس محکوميت يک معلم

راديو کوچه:صبح امروز چهارشنبه شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب به رياست قاضی صلواتي، رسول بداقي، عضو هيت مديره‌ی کانون صنفی معلمان ايران را به ۶ سال زندان و ۵ سال محروميت از فعاليت‌های اجتماعی محکوم کرده است.



به گزارش بامداد خبر، يک سال از اين حکم به اتهام «تبليغ عليه نظام» و ۵ سال ديگر به اتهام «تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنيت ملي» صادر شده است.



مسعود شفيعي، وکيل رسول بداقي، در گفت‌وگويی کوتاه ضمن نامتناسب دانستن اين حکم با اتهامات موکلش، اعلام کرد که در زمان قانونی نسبت به حکم صادره اعتراض خواهد کرد.



دادگاه اين عضو دربند کانون صنفی معلمان ايران، روز چهاردهم تيرماه برگزار شده بوده است.



رسول بداقی از دهم شهريورماه سال گذشته در بازداشت به سر مي‌برده و از اردي‌بهشت‌ماه سال جاری به زندان رجايي‌شهر به کرج منتقل شده است.




13 مرداد 1389    18:17
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :انفجار در مجتمع پتروشيمی پرديس

مهر: بدنبال آتش سوزی و انفجار در مجتمع پتروشيمی پرديس تاکنون اين حادثه منجر به خسارتهای جانی و مالی شده است.



به گزارش مهر، در ساعت ۱۴ بعدازظهر امروز ۱۳ مرداد بدنبال ترکيدگی در خط لوله گاز ورود به مجتمع پتروشيمی پرديس آتش سوزی و انفجار مهيبی در اين واحد پتروشيمی ايجاد شده است.



براساس اين گزارش، تاکنون اين انفجار منجر به کشته شدن تعدادی از کارکنان مستقر و همچنين خسارتهايی در اين واحد مستقر در منطقه ويژه اقتصادی انرژی پارس (عسلويه) شده است.



گفتنی است؛ فاز دوم مجمع پتروشيمی پرديس برای توليد اوره و آمونياک هفته گذشته با حضور رئيس جمهور و وزير نفت رسما به بهره برداری رسيده بود.




13 مرداد 1389    18:12
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :ادعای فرمانده پليس تهران: امنيت پايتخت بي‌نظير است

مردمک :در حالی که مسئولان امنيتی و انتظامی تهران چند سالی است از اجرای طرح ارتقا امنيت اجتماعی و مبارزه با اراذل و اوباش و نواميس سخن مي‌گويند، اما هنوز فرماندهان نيروی انتظامی از دستگيری باندهای بزرگ اراذل و اوباش و زورگيری در تهران خبر مي‌دهند، با اين حال فرمانده نيروی انتظامی تهران مي‌گويد که امنيت تهران در مقايسه با سال‌های اخير «‌بي‌نظير» است.



حسين ساجدي‌نيا، فرمانده نيروی انتظامی تهران به تازگی اعلام کرده که درپی برخورد قاطع پليس با اراذل و اوباش، باند بزرگ زورگيری به‌نام «ديوار چين» متلاشی شده است.



اين مقام نيروی انتظامی معتقد است که «در يک شهر 10 ميليوني، وقوع برخی جرايم به علت بيکاری و يا اعتياد، موضوعی نيست که امنيت پايتخت را به خطر بيندازد و اکنون امنيت تهران در مقايسه با سال‌های اخير بي‌نظير است.



با اين حال خبرهايی که از سوی مسئولان نيروی انتظامی منتشر مي‌شود گويای آن است که فقط در روزهای گذشته، حدود 80 نفر از اراذل و اوباش «نامدار» تهران شناسايی و دستگير شدند.



حسين قاسم‌لويي، معاون عمليات پليس امنيت تهران بزرگ نهم مرداد امسال، از دستگيری 78 تن از اراذل و اوباش در پايتخت خبر داد و گفت که در ادامه اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش، در 10 روز گذشته ماموران پليس امنيت تهران 78 تن از اراذل و اوباش که ميانگين سنی آنها بين 19 تا 30 سال بوده را را دستگير کردند.



وی گفته بود که بيشتر اراذل و اوباش دستگير شده، جزو افرادی نبودند که پيش از اين از سوی پليس دستگير شده‌اند. چنين اظهارنظری روشن مي‌کند که حتی بدون درنظر گرفتن بازگشت اوباش دستگيرشده قبلی به جامعه، باز هم تعداد زيادی از اين افراد پس از چند سال اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی هنوز در جامعه ايجاد ناامنی مي‌کنند.



تهران در طرح‌های گوناگون دوباره امن مي‌شود



با وجود طرح‌های متعدد درباره حفاظت از امنيت تهران، به همان اندازه خبرهای دستگيری اراذل و اوباش در بيشتر مواقع منتشر مي‌شود و معلوم نيست اين افراد پس از دستگيری چه سرنوشتی پيدا مي‌کنند، آيا بار ديگر در سطح جامعه رها مي‌شوند.



تيرماه سال 87، سعيد مرتضوي، دادستان وقت تهران، گفته بود قصد داريم طرحی را در تهران اجرا کنيم که بعد از اجرای آن، حتی يک مورد تظاهر و قدرت‌نمايی اراذل و اوباش در سطح شهر تهران نداشته باشيم. اکنون سه سال از آغاز اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی مي‌گذرد اما با وجود همه وعده‌ها و تصويب طرح‌ها، همچنان ناامنی وجود دارد.



از سوی ديگر وجود مشکلاتی مانند بيکاری و فقر، به زمينه‌های بروز ناهنجاري‌های اجتماعی دامن زده و پديده‌هايی مانند زورگيري، دزدی و قتل را افزايش مي‌دهد.



طبق برآورد اخير 10 کارشناس اقتصادی کشور شامل استادان و مسئولان، ميزان نرخ بيکاری کشور سه درصد بيشتر از ميزان اعلام شده توسط مرکز آمار و معادل 14.6 درصد اعلام شده که امسال اين نرخ به 15.4 درصد و در سال آينده به 15.9 درصد مي‌رسد.



بکارگيری اراذل و اوباش در بازداشتگاه‌ها



عليرضا بهشتي، مشاور ميرحسين موسوی که در جريان حوادث پس از انتخابات بازداشت شد، در گفت‌وگويی با پارلمان نيوز، رسانه نمايندگان اصلاح‌طلب مجلس گفته بود: ما اطلاعاتی داريم از اين‌که برخی از افرادی که در طرح امنيت اجتماعی به‌عنوان افرادی ناآرام و اوباش از لحاظ اجتماعی بازداشت شدند و پيش از اين از آنها تعهد گرفته بودند، اکنون آنها را در تجمعات و در بازداشتگاه‌ها در مرحله نگهداری و ... به کار گرفته‌اند.



آقای بهشتی گفته بود: به غير از افرادی که تحت عنوان اوباش پيش از اين از آنها تعهد گرفته شده و در بازداشتگاه‌ها به کار گرفته‌ شدند، برخی ديگر از ميان بخش‌های رسمی حکومت و متعلق به بسيج هستند، برخی لباس شخصي‌هايی هستند که نمي‌توان آنها را جزء بسيج حساب کرد و برخی هم از اطلاعات سپاه و از ديگر گروه‌ها هستند.



در جريان حوادث پس از انتخابات و ماجرای بازداشتگاه کهريزک که مهدی کروبي، در نامه‌ای به اکبر هاشمي‌رفسنجانی موضوع تجاوز به بازداشتي‌ها در کهريزک را مطرح کرد، اخباری از تجاوز بازداشتي‌ها توسط اراذل و اوباش خطرناک کهريزک منتشر شد.



حدود يک ماه و نيم پيش از انتخابات دهم رياست‌جمهوري، محمود احمدی نژاد در چهاردهمين همايش فرماندهان نيروی انتظامی اعلام کرد که بايد با ابتکار عمل اراذل و اوباش را از خيابان‌ها جدا کرده و با سپردن کار، آنها را آدم کنيم.



پس از آن هم نيروی انتظامی طرحی را با عنوان جمع آوری اراذل و اوباش، اجرا کرد که در جريان آن و براساس اخبار، صدها تن از شرورترين چاقوکش‌ها و اوباش در جلوی چشم مردم و رسانه‌‌ها از خيابان‌ها جمع آوری شدند. اما مدت کوتاهی پس از انتخابات، اخباری از خشونت و آزار و اذيت بازداشتي‌های پس از انتخابات توسط اراذل و اوباش و برخی نيروهای امنيتی در بازداشتگاه‌ها منتشر شد.



روند اجرای طرح امنيت اجتماعی



سال 84 و پس از روی کار آمدن دولت نهم که اولين دوره رياست‌جمهوری محمود احمدي‌نژاد بود، اسماعيل احمدي‌مقدم، فرمانده نيروی انتظامي، از اجرای طرحی با نام «امنيت ناموسي» ياد کرد که مدتی بعد به طرح «امنيت ‏اجتماعی و اخلاقي» تغيير يافت.



اين طرح در سال‌های 85 و86 هر روز گسترده شده و وارد مرحله تازه‌ای شد که از برخورد با زنان بدحجاب تا اعدام «اراذل و اوباشي» که از سوی نيروی انتظامی و مراجع قضايی به عنوان مخل امنيت و نظم اجتماعی شناخته مي‌شدند را دربرمي‌گرفت.



اين طرح بودجه زيادی را نيز به خود اختصاص داد. معاون حقوقی و مجلس ناجا در دور تازه اجرای اين طرح اعلام کرد که در سال جاری و در راستای ‏دائمی کردن اين طرح، بودجه‌ای بيش از 103 ميليارد تومان به طرح ارتقای امنيت اجتماعی اختصاص خواهد ‏يافت. ‏



چندی پيش، جانشين فرماندهی نيروی انتظامي‌ هم تاکيد کرده بود که طرح ارتقای امنيت اجتماعی تعطيل‌بردار نيست و اجازه نمي‌دهيم جايی از کشورمان حياط خلوت افراد بيگانه و فرصت‌طلب شود.



پس از انتخابات رياست‌جمهوری که با اتهام تقلب در برگزاری آن به اعتراض‌های گسترده خيابانی منجر شد، درچند مرحله نيروی انتظامی به بهانه اجرای طرح امنيت اجتماعي، نيروهای خود را در سطح شهر مستقر کرد تا از بروز اعتراض‌های احتمالی به نتايج انتخابات و حوادث پس از آن جلوگيری کند.



سابقه طرح ارتقای امنيت اجتماعی



طرح ارتقای امنيت اجتماعي، برنامه اجرايی نيروی انتظامی است که در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان «طرح جامع عفاف» اجرا شد.



پس از تصويب «طرح جامع عفاف» و تاييد آن توسط رهبر جمهوری اسلامي، محمود احمدی نژاد به‌عنوان رئيس دولت نهم و رئيس شورای عالی انقلاب فرهنگي، طرح جامع عفاف را به نيروی انتظامی ابلاغ کرد.



با اين حال آقای احمدي‌نژاد در گفت‌وگويی پيش از برگزاری انتخابات دوره دهم رياست‌جمهوري، ادعا کرد که با اجرای اين طرح موافق نبوده و اجرای اين طرح ارتباطی به دولت ندارد و موضوعی فرهنگی است. او همچنين اين سخنان را اخيرا بار ديگر تکرار کرد.



با توجه به اين‌که طرح ارتقای امنيت اجتماعی در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصويب شده، بنابراين به جز دولت، قوه قضاييه، سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و نيروی مقاومت بسيج هم در اين طرح همکاری داشته‌اند.



مراحل نخستين طرح بيشتر بر پوشش زنان تمرکز داشت و در مراحل بعدی ابتدا جمع آوری معتادان و سپس جمع آوری اراذل و اوباش ، بازرسی از کارگاه‌ها و فروشگاه‌های لباس و آرايشگاه‌های مردانه وعکاسی ها نيز در دستور کار نيروی انتظامی قرار گرفت.



اجرای اين طرح واکنش‌های فراوانی به همراه داشته و در بسياری موارد با مقاومت شهروندان روبه رو شده است.



طرح ارتقای امنيت اجتماعي، مورد حمايت مسئولان بلند پايه جمهوری اسلامی قرار گرفت. و آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر جمهوری اسلامي، در ديداری با دانش آموختگان علوم انتظامي، از نيروی انتظامی خواست تا با قدرت اين طرح را ادامه دهد.




13 مرداد 1389    18:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد: محمد مصطفايی توسط پليس ترکيه بازداشت شد

محمد مصطفايی توسط پليس ترکيه بازداشت شد

دستگيری محمد مصطفايی فعال حقوق بشر و وکيل دادگستري، در حالی که همسر وی همچنان در زندان اوين به سر ميبرد، باعث نگرانی مدافعان حقوق بشر شد.



همسر وی در حال حاضر به عنوان گروگان در زندان اوين است و محمد مصطفايی طی نامه سرگشاده ای به دادستانی تهران عنوان کرد که زير بار اين بی قانونی نخواهد رفت و موکدا خواهان آزادی همسرش و برادر وی شد.



به نظر می آيد تنها راه نجات وی از زندان ترکيه فشار به مقامات دولت ترکيه است تا وی را هر چه سريعتر آزاد کنند تا راهی کشور امن و ثالث شود. دولت ترکيه با توجه به تقاضايش برای پيوستن به اتحاديه اروپا و ادعای رعايت حقوق بشر که اتفاقا يکی از موارد مورد مشاجره برای پذيرش و عضويت در اتحاديه اروپا بوده است، بايستی نشان دهد که به اين ابتدايی ترين موازين حقوق بشر پايبند ميماند و اجازه نميدهد که يک فعال حقوق بشر قربانی فشار جمهوری اسلامی گردد.



سازمان عفو بين الملل نيز در جريان پرونده آقای مصطفايی قرار داشته و از دولت ترکيه آزادی سريع و بی قيد و شرط وی را خواستار شده است. دولت ترکيه تا کنون از آزادی وی امتناع کرده است.



بايستی وسيعا و از طرق مختلف از دولت ترکيه خواست که در نقض حقوق انسانی محمد مصطفايی همکاری نکرده و او را آزاد کند.



شبکه سراسری همکاری زنان ايرانی (شبکه)

http://shabakeh.de/news/577/
13 مرداد 1389    17:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد: يورش وحشيانه نيروهای سرکوبگر به تجمع اعتراضی خانواده های زندانيان سياسی در مقابل دادستانی

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" نيروهای سرکوبگر به اعتراضات خانواده های زندانيان سياسی در مقابل دادستانی يورش بردند و عکسهای فرزندان آنها را پاره و به خانواده وحشيانه برخورد کردند.

روز چهارشنبه 13 مرداد ماه حوالی ساعت 10:00 صبح خانواده های زندانيان سياسی بند 350 زندان اوين در اعتراض به انتقال عزيزانشان به سلولهای انفرادی و وادار کردن آنها به اعتصاب غذا و ايجاد شرايط و محدوديتهای غير انسانی در مقابل دادستانی تهران که در سبزه ميدان می باشد تجمع اعتراضی خود را برپا کردند.

خانواده ها خواستار رسيدگی به خواسته های عزيزان در بندشان هستند. عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران اين بار فريبکاری و دغل بازی را کنار گذاشت و پاسخ خواسته های مشروع و منطقی خانواده های زندانيان سياسی را بايورش وحشيانه با باتون و توهين و پاره کردن عکس عزيزانشان را داد.

از لحظات اوليه تجمع اعتراضی نيروهای سرکوبگر ولی فقيه در اطراف دادستانی مستقر شده بودند و خانواده های زندانيان سياسی را تهديد به دستگيری می کردند.وقتی که خانواده ها بر خواسته های حق طلبانه خود اصرار می ورزيدند با يورش و حشيانه نيروهای سرکوبگر مواجه شدند. نيروهای سرکوبگر به سمت خانواده ها يورش بردند و عکسهای عزيزانشان که در بند هستند را پاره کردند و آنها را مورد توهين واذيت وآزار قرار دادند. خانواده ها عليرغم حملات وحشيانه نيروهای سرکوبگر تا حوالی ساعت 13:30 همچنان در مقابل دادستانی به اعتراضات خود ادامه می دادند.

خانواده های زندانيان سياسی سپس در مقابل ساختمان دادگستری اقدام به تحص کردند و نيروهای سرکوبگر برای جلوگيری از پيوستن مردم به آنها خانواده های زندانيان سياسی را به محاصره خود در آورده اند و آنها را تهدبد به بازداشت می کنند.ولی خانواده زندانيان سياسی اعلام کرده اند تا رسيدن به خواسته های خود به تحصن و اعتراضات ادامه خواهند داد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

13 مرداد 1389 برابر با 04 اگوست 2010

http://hrdai.blogspot.com
13 مرداد 1389    17:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :انفجار در نزديکی کاروان احمدي‌نژاد در همدان

صدای آلمان :در مسير کاروان محمود احمدي‌نژاد در همدان انفجاری در نزديکی خودروی وی رخ داد. گزارش‌های ضدونقيض حاکی از آن است که تعدادی زخمی شده‌ و فرد مهاجم نيز دستگير شده است. احمدي‌نژاد گفته بود، اسرائيلي‌ها مي‌خواهند مرا ترور کند.



گزارش‌ها حاکی از آنند که انفجار يک نارنجک و يا يک بمب دست‌ساز در روز چهارشنبه ۱۳ مرداد در نزديکی خودروی احمدي‌نژاد بوقوع پيوسته است. صدای انفجار در تمام شهر همدان به گوش رسيده است. عده‌ای در اين انفجار مجروح شده‌اند.







پس از انفجار يک نارنجک در نزديکی يکی از خودروهای همراه رئيس‌جمهور در سفر به همدان، اعلام شد که فرد مهاجم دستگير شده است.







گفته مي‌شود، خودرو احمدي‌نژاد حدود ۱۰۰ متر جلوتر از خودروی مورد حمله بود و هيچ آسيبی به احمدي‌نژاد نرسيده است. خودروی مورد حمله، ميني‌بوسی بوده است که خبرنگاران همراه رئيس‌جمهور را منتقل مي‌کرد.



محمود احمدي‌نژاد صبح امروز چهارشنبه (۴ اوت / ۱۳ مرداد) به همدان سفر کرده بود که در مسير فرودگاه اين شهر تا ورزشگاه قدس، اين اتفاق رخ داد. اين حادثه با شعار و فرياد "مرگ بر منافق" جمعيت حاضر در صحنه همراه شد که به استقبال احمدي‌نژاد آمده بودند.







تلويزيون لبنانی Future گفته است که دفتر رياست‌جمهوری خبر اين انفجار را تاييد کرده است.







رئيس دولت دهم در همايش ايرانيان خارج از کشور در ۱۱ مرداد گفته بود: «صهيونيست‌های احمق آدم اجير کرده‌اند که مرا ترور کنند. اين همه ملت ايران را ترور کرديد به کجا رسيده‌ايد؟»







احمدي‌نژاد برای سخنرانی در شهر همدان به سر مي‌برد. به گزارش خبرآنلاين، احمدي‌نژاد قصد دارد، با وجود سوءقصدی که گفته مي‌شود عليه او صورت گرفته، در ورزشگاه قدس همدان در جمع مردم اين استان سخنرانی کند.







تا کنون از تعداد مجروحين اين حادثه خبری داده نشده است.







تکذيب دولت







به گزارش خبرگزاری آلمان به نقل از شبکه تلويزيونی "پرس تی وی"، دفتر رياست جمهوری اين سوءقصد را تأييد کرده است.







به گزارش خبرگزاری فرانسه، دولت ايران اين خبر را تکذيب کرده که هدف از سوءقصد شخص محمود احمدي‌نژاد بوده است.







[اين گزارش لحظه به لحظه به‌روز خواهد شد.]


13 مرداد 1389    14:17
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
18:34 13 مرداد 1389
باغ وحش اسلامی

---------------------

بعد از سرنگونی حکومت اسلامی Ùˆ دستگيری ومØ ازات سران آن مناسب است آن Ø نايتکاران اسلامی را در بعد از محاکمه Ùˆ محرز شدن Ø نايتهايشان عليه بشريت در محوطه ای Ú©Ù‡ باغ وحش اسلامی يا با نام مناسبتر ديگری خواهد بود در Ù‚ÙØ³Ù‡Ø§ÛŒ شيشه ای بسيار محکم نگهداری کنند وکنار هر Ù‚ÙØ³ ÙŠÚ© مونيتور (نمايش دهنده) Ú©Ù‡ همه نمايش دهنده ها Ùيلم Ùˆ تصاويری از دوران اينها را ØŒØ نايتها Ùˆ ويرانی هايشان را برای خواهر Ùˆ برادرهای کوچکمان Ùˆ برای ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† ما براي مردمي Ú©Ù‡ بايد بيشتر در بارهء تاريخ معاصرکشورشان بدانند پخش خواهند کرد Ùˆ ورود برای عموم برای ديدن اين وحوش Ø نايتکار در Ù‚ÙØ³ هايشان آزاد باشد.بايد از اين سلاخ انسانها در Ù‚ÙØ³Ù‡Ø§ÙŠØ´Ø§Ù† بخوبی نگهداری کرد. زيرا کوچکترها Ú©Ù‡ بزرگ خواهند شد ميخواهند بيشتر در باره ÛŒ اين اهريمن ها بدانند Ùˆ بينند. Ùˆ اين کار برای روح صدها هزار کودک Ùˆ بزرگسالی است Ú©Ù‡ توسط اينها Ø ان دادند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :رفتار توهين‌آميز پرسنل بهداری زندان اوين با اعتصاب کنندگان

جرس: پرسنل بهداری و مسئولان زندان اوين با اعتصاب کنندگانی که در اثر ضعف جسمانی به بهداری منتقل شده‌اند، رفتار نامناسب و توهين آميزی دارند.





به گزارش رهانا، پرسنل بهداری زندان اوين، صبح روز جاري، به جای درمان زندانيان سياسی اعتصاب کننده در سلول‌های انفرادی که به بهداری زندان منتقل شده‌اند، به پرخاشگری و توهين به آن‌ها ‌پرداختند.





در حالی که تعدادی از اعتصاب کنندگان که نام آن‌ها مشخص نيست، روز جاری به بهداری زندان اوين منتقل شده بودند، پرسنل و پرستاران بهداري، فرياد مي‌زدند که: "شما يک مشت منافقيد"، "کشور را به هم ريخته‌ايد و حالا زندان را به ريخته‌ايد" و برخوردهای نامناسب و توهين آميزی با زندانيان داشتند.







اين در حالی است که طی ساليان گذشته، عدم رسيدگی مناسب پزشکی به زندانيان در زندان‌های ايران فجايع بسياری را به بار آورده است، که از نمونه‌ها‌ی آن مرگ اکبر محمدی و اميدرضا ميرصيافی را مي‌توان نام برد.







امروز دهمين روز از اعتصاب غذای ۱۷ زندانی بند ۳۵۰ زندان اوين است که به سلول‌های انفرادی منتفل شده و در اعتراض به برخورهای بد مسئولان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.







عبدالله مومني، فعال دانشجويي، بهمن احمدی امويي، روزنامه نگار، جعفراقدامی فعال مدني، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق و کيوان صميمی ، روزنامه نگار از جمله زندانيانی بودند که روز گذشته در نهمين روز از اعتصاب غذا به بهداری زندان اوين منتقل شدند و پس از دريافت خدمات اوليه پزشکی دوباره به سلول های انفرادی منتقل شدند و به اعتصاب غذای خود ادامه دادند.







پيمان کريمی آزاد نيز ديگر زندانی اعتصاب کننده است که جهت مداوای پزشکی به بيمارستانی خارج از زندان اوين منتقل شده و خبری از وی در دست نيست.




13 مرداد 1389    14:01
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :پدر يعقوب بروايه: قاتل فرزندم را معرفی کنيد

روز:خانواده يعقوب بروايه، در مصاحبه با "روز" خوستار معرفی و محاکمه قاتل فرزندشان شدند.يعقوب بروايه، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران بود که تيرماه سال گذشته در جريان اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات، از ناحيه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پس از 10 روز در بيمارستان جان باخت.



رسانه های حکومتی پيش از اين يعقوب بروايه را بسيجی و ضارب او را اغتشاشگر معرفی کرده و به نقل از پدر اين شهيد نوشته بودند که "سران فتنه و ضد انقلابيون بايد جوابگوی خون او باشند". اما عبدالزهرا بروايه، پدر يعقوب بروايه به "روز" می گويد بسيجی يا اغتشاشگر هر اسمی ميخواهند بگذارند اما قاتل فرزندم را معرفی و در دادگاه محاکمه کنند.



آقای بروايه سپس درخصوص مصاحبه هايی که به نقل از او در خبرگزاری فارس، روزنامه کيهان و ساير رسانه های حکومتی منتشر شده توضيحاتی می دهد که نشانگر چگونگی شرايط انجام اين مصاحبه ها و فشارهايی است که بر روی او و خانواده اش بوده و همچنان هم ادامه دارد؛ اما "روز" به خواست اين پدر داغديده، فايل صوتی اين مصاحبه را نگه ميدارد تا روزی که او اجازه انتشار کامل مصاحبه را بدهد.



آقای بروايه با اين حال بسياری از مطالبی را که به نقل از او در اين رسانه ها منتشر شده تکذيب می کند و می گويد بخش اعظم سخنان او از سوی خبرنگاران اين رسانه ها تحريف شده است.



هم کلاسی ها و اساتيد يعقوب بروايه در سوگ از دست رفتن اين دانشجوی هنر مطالب بسياری نوشته اند و شمس لنگرودی نيز در کتابی با نام "بيست و دو مرثيه در تيرماه" شعری برای يعقوب بروايه سروده و خطاب به او نوشته است:



يعقوب بروايه دانشجوی من بود!



با ردا و عصا، به سوی تو بال مي‌زند مرگ

بگريز يعقوب بروايه، بگريز، تلألو شادی در چشمت نمي‌گذارد چهره‌ی مرگ را ببينی

بگريز يعقوب بروايه، بگريز، تو در ستايش زندگی به خيابان رفته بودی

مرگ به تو هديه کردند، بگريز يعقوب بروايه بگريز.



گفتگوی "روز" با عبدالزهرا بروايه، پدر يعقوب بروايه را در ذيل بخوانيد:



آقای بروايه شما گفته ايد که فرزندتان بسيجی بوده و در راه جمهوری اسلامی شهيد شده و سران فتنه بايد جوابگوی خون او باشند، اما دوستان يعقوب که در اعتراضات همراه او بوده و او را به بيمارستان منتقل کرده اند چيز ديگری می گويند و حتی عکسی با مچ بند سبز از فرزند شما منتشر شده است. ممکن است بفرماييد يعقوب بسيجی بود يا معترض؟



يعقوب بسيجی نبود. او اصلا کاری به سياست نداشت و قاطی هيچ چيزی نمی شد. بچه ای درسخوان و عاشق هنر بود. 28 سال داشت و هميشه دنبال درس بود. يعقوب با وجود نبودن امکانات و مدرسه در روستای ما، با عشق و علاقه درس خواند و دبستان را در روستای خودمان بود اما مجبور بود برای دوره راهنمايی به روستای ديگری برود، ديپلم را هم در اهواز گرفت؛ با همه اينها عاشق درس و تحصيل بود و همين طور ادامه داد تا در دانشگاه اراک و بعد هم دانشگاه تهران قبول شد. پسر من تمام زندگی اش مشغول درس خواندن بود و اصلا قاطی هيچ کار سياسی نمی شد. او يک هنرمند بود. خود من هم آدمی سياسی نيستم زندگی ساده و معمولی داريم مثل بقيه مردم و قاطی اين چيزها هم نمی شويم. اين مسائل سياسی را هم خودشان نوشته اند.



دوستان يعقوب می گويند او معترض بود و برای اعتراض به خيابان رفته بود. شما با آنها صحبت کرده ايد؟



بله صحبت کرده ام و می گويم که پسر من سياسی نبود بلکه مثل بقيه مردم که به خيابان رفتند و مسالمت آميز اعتراض کردند او هم به خيابان رفته بود. هيچ فرقی با بقيه مردم نداشت. يعنی پسر من نه ضد انقلاب بود و نه اغتشاشگر، بلکه دانشجويی بود که نسبت به مردم و کشورش احساس وظيفه و مسئوليت ميکرد و مثل همه مردم ديگری که به خيابان رفتند او نيز به خيابان رفت. اما وقتی گلوله خورده اصلا در تظاهرات نبوده قصد رفتن به خانه را داشته اما راهها را بسته بودند و درگيری بود او هم با جمعيت به سمت مسجد لولاگر رفته و همان جا هم گلوله خورده است.



خود شما چی آقای بروايه، شما بسيجی هستيد؟



نه خير بنده بسيجی نيستم. من اصلا آدمی سياسی نيستم کاری هم به سياست ندارم. من اهل روستای بروايه در نزديک اهواز هستم و با خانواده ام در همان روستا زندگی می کنم.



مادر يعقوب پيش از اين در مصاحبه با "روز" اعلام کرده بود که يعقوب قبل از جان باختن گفته است من برای آزادی کشته شدم. ممکن است بفرماييد شما چگونه از گلوله خوردن يعقوب مطلع شديد و يعقوب چگونه جان باخت؟



با يعقوب حرف زديم؛ گفت با دوستانش است و ما چون خيلی نگران بوديم توصيه کرديم در خيابان نماند و به خانه برود.يعنی روزهای بدی بود خيلی نگران بوديم و هر روز با يعقوب حرف می زديم و از او می خواستيم به خيابان نرود. آن روز هم صحبت کرديم؛ يک ساعت بعد تماس گرفتيم اما کسی جواب نميداد نگران شديم همين طور زنگ ميزديم اما کسی جواب نميداد تا اينکه موبايل او خاموش شد. بعد از طريق دوستانش متوجه شديم که يعقوب گلوله خورده است. مردم او را به بيمارستان لقمان رسانده بودند. وقتی به تهران رسيديم در کما بود؛ کسی هم پاسخی نميداد ؛ چند روزی در کما بود يکبار به هوش آمد اما خيلی کوتاه بود و فقط يک جمله بر زبان آورد که به زبان مادری اش هم بود و بعد از آن جان باخت. بعد برای تحويل جنازه اقدام کرديم اما به ما ندادند. گفتند بايد پزشکی قانونی ببيند و.....



چگونه جنازه را تحويل گرفتيد؟



يعقوب را در تهران به ما ندادند، خودشان آوردند به روستای ما، تعهد گرفتند که شلوغ نکنيم و مراسم را در سکوت برگزار کنيم و بعد هم در حضور خودشان به خاک سپرديم.



آقای بروايه منظورتان از خودشان چه کسانی هستند؟



نيروهای امنيتی.



شما شکايت کرده ايد و خواستار معرفی قاتل فرزندتان شده ايد اما خبرگزاری فارس به نقل از شما نوشته است که شما از "سران فتنه" هم شکايت کرده ايد. اين موضوع صحت دارد؟



من تنها يک شکايت کرده ام که در آن هم خواسته ام قاتل پسرم را شناسايي، معرفی و محاکمه کنند. همان کسی که با گلوله به سر پسر من شليک کرد و يعقوب مرا که جزو جوانان نخبه اين مملکت بود به شهادت رساند.



آقای بروايه ممکن است بفرماييد شکايت شما به کجا رسيده و چه پاسخی به شما داده اند؟



گفتند گلوله ای که به يعقوب خورده از اسلحه نظامی نبوده و جزو اسلحه هايی که در اختيار نيروهای بسيج بوده هم نبوده است. تا به حال که نتوانسته اند قاتل را شناسايی کنند يعنی به ما اينطور گفته اند. بحث ديه را هم يکبار مطرح کردند که من گفتم ما ديه نمی خواهيم. من وضع مالی ام بد نيست اما اگر هم نداشتم باز هم ديه نمی خواستم من فقط قاتل پسرم را ميخواهم. معرفی کنند و بگويند که قاتل بچه من چه کسی است بياورند در دادگاه و محاکمه کنند. جواب مادر يعقوب را بدهند که با رفتن يعقوب، زندگی ندارد. يک سال گذشته و قاتل بچه ام شناسايی نشده است؛ من نميدانم تا چه زمانی می توانم به خاطر بچه های ديگرم سکوت کنم. ما تاکنون در چارچوب قانون رفتار کرده ايم کاری هم به ضد انقلاب نداريم. اما اينکه مدام می نويسند يعقوب بسيجی بوده و... خب بياييد قاتل اين به قول شما بسيجی را معرفی و دادگاهی کنيد اگر هم می گوييد اغتشاشگر بوده يا هر اسم ديگري، باز هم قاتل او را معرفی کنيد. به هر حال قاتلی بوده که بچه من شهيد شده يا نه؟



فرشته قاضی



روز آنلاين




13 مرداد 1389    14:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد: گزارش پخش اطلاعيه ی محکوميت دستگيری رضا شهابی در تهران





پس از گذشتن 43 روز از بازداشت رضا شهابی کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ،امروز سه شنبه 12 مردادماه تعداد زيادی از بيانيه ی " جمعی از کارگران و فعالان کارگری داخل کشور" که در محکوميت دستگيری رضا شهابی و تاکيد به مبارزه برای آزادی وی و ديگر کارگران دربند و نيز ادامه ی مبارزه ی کارگران برای دستيابی به مطالباتشان صادر شده بود،به صورت يک تک برگ دو صفحه اي، بين رانندگان خطوط اتوبوسرانی تهران پخش شد. در اين اقدام شش ساعته ،محل های پخش عبارت بودند از خط بی.آر.تی آزادی – تهرانپارس(2 نقطه )، خط بی.آر.تی آزادی – خاوران (سه نقطه )، توقفگاه و ساختمان اداری شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه- منطقه 3(محل کار و محل طراحی ربوده شدن و دستگيری رضا شهابی) و پايانه اتوبوسرانی ميدان آزادی.



در اين اقدام که توسط تيم هايی از کارگران انجام شد ،به جز يک مورد، تمام رانندگان اطلاعيه را دريافت نمودند و بيش از 70 % رانندگان از شنيدن اقدام حمايتی از رضا شهابی استقبال کردند.



در پايان پخش اطلاعيه و در محل پايانه آزادی ( که اغاز حرکت اتوبوس های تندرو خط 1 و 2 ميباشد ) تعدادی از کارگران اعلام نمودند که اين اقدام و بيانيه ی مذکور در ميان رانندگان و در هنگام توقف در پايانه ی اصلی آزادی مورد بحث وصحبت قرار گرفته و تعداد زيادی از رانندگان در مورد دستگيری رضا شهابی و اقداماتی که وی برای دفاع از حقوق کارگران انجام داده است ،با هم به گفتگو پرداخته اند.



گروه پخش اطلاعيه ، ضمن تاکيد برخواست ِآزادی بی قيد و شرط رضا شهابی و ديگر کارگران دربند ،ضمن دعوت از ديگر کارگران در تهران و ديگر نقاط ،برای انجام اقدامات حمايتی و عملی بيشتر ،بر خود وظيفه می داند به هر اقدام حمايتی از کارگران دربند و از جمله رضا شهابی ،ادامه دهد و اعلام می نمايد که به هيچ عنوان کارگران مبارز و خانواده هايشان را درراه مبارزه شان و در موارد دستگيری و زندان و فشار تنها نخواهد گذاشت.





گروه پخش اطلاعيه محکوميت دستگيری رضا شهابی

12/5/89 - تهران
13 مرداد 1389    09:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :نامه تکان دهنده حمزه کرمی به خامنه ای:شرح شکنجه هائی در طول هفتاد روز زندان انفرادی و ده ماه بعد از آن

به دنبال انتشار گزارش تکان دهنده جرس درباره حمزه کرمی با عنوان "اعتراف گيری بعد از 20 بار فروکردن سر يک زندانی سياسی در توالت فرنگی"اطلاعات جديدی درباره اين زندانی سياسی به خبرنگار جرس در تهران رسيد. حمزه کرمی بعد از چهارده ماه زندان به دليل شدت شکنجه، هم اکنون در بخش مراقبتهای ويژه بيمارستان طالقانی تهران در حال اغماست.



حمزه کرمی طی نامه ای خصوصی پنج صفحه ای به مقام رهبری شرح شکنجه هائی را که در طول هفتاد روز زندان انفرادی و ده ماه بعد از آن بر وی وارد آمده است نوشته است. وی موفق می شود اين نامه - که يکی از اسناد تاريخی حقوق بشر در دوران زمامداری آقای خامنه ای است - را به دست هاشمی رفسنجانی رئيس مجلس خبرگان رهبری برساند. از آنجا که او سالها مديرکل سياسی دفتر هاشمی در زمان رياست جمهوری وی بوده است، هاشمی با خواندن نامه وی به گريه می افتد.



يکی از اموری که بازجويان از کرمی می خواستند اعتراف بگيرند، اقرار به روابط نامشروع با يکی از بستگان طراز اول رهبران جنبش سبز و دو نفر از بستگان طراز اول يکی از مقامات عاليه بی بصيرت بوده است. کرمی بارها امتناع می کند، تا اينکه در بار بيستمی که سر او را در توالت فرنگی پر از نجاست فرو می کنند و با احساس خفگی به اعتراف به خواست بازجويان تن می دهد و آنچه را می خواستند می نويسد و امضا می کند. از ديگر موارد اعتراف تحت شکنجه کرمی اختلاس و فساد مالی مهدی هاشمی فرزند هاشمی رفسنجانی بوده است.



هاشمی رفسنجانی نامه را شخصا نزد آقای خامنه ای می برد و به او می گويد اين نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پيچ و خم نامه های اداری فراموش شود، می خواهم شخصا برايتان بخوانم تا مبادا اگر به دستتان بدهم فراموشش کنيد يا بدست يکی از کارگزاران بيت بدهيد و به سرنوشت ديگر نامه ها دچار شود. وی تمام مفاد نامه پنج صفحه ای حمزه کرمی را برای رهبر جمهوری اسلامی می خواند و بعد از آقای خامنه ای می پرسد باز هم می گوئيد اعترافهای يک سال اخير زير شکنجه اخذ نشده است!؟



آقای خامنه ای می گويد نامه را به من بدهيد يکی را می گذارم رسيدگی کند. هاشمی رفسنجانی می گويد با عرض معذرت من به نمايندگان شما اعتماد ندارم، اجازه دهيد من هم يک نفر نماينده تعيين کنم تا پابپای نماينده شما مسئله را دنبال کند و تحقيقات خود را سريعا در اختيار من بگذارد. اگر مباحث مطروحه در اين نامه بررسی شود پرده از بسياری از امور ديگر بعد از انتخابات برخواهد داشت. آقای خامنه ای قول می دهد که نماينده وی با کمال بی طرفی به ادعاهای کرمی رسيدگی کند و عملا پيشنهاد هاشمی رفسنجانی را نمی پذيرد.



آقای خامنه ای رسيدگی به شکايت حمزه کرمی را به غلامحسين محسنی اژه ای دادستان کل کشور و وزير سابق اطلاعات می سپارد. محسنی اژه ای در جريان رسيدگی شکايات کرمی چند بار وی را احضار کرده جزئيات شکنجه ها را از وی جويا می شود، نام بازجويان را می پرسد و قول می دهد که با خاطيان برخورد کند. گزارش نهائی محسنی اژه ای هنوز تنظيم نشده بود که حمزه کرمی به دليل شدت شکنجه و تألمات بعدی ناشی از آنها به حالت اغما فرو رفته به سی سی يو منتقل می شود.



منبعی که خبر فوق را در اختيار خبرنگار جرس در تهران قرار داد تصريح کرد اگر چه با افشای اين مسئله چه بسا فشار بر حمزه کرمی و آقای هاشمی رفسنجانی افزايش يابد و با اينکه اطمينان دارم هيچيک از اين دو نفر راضی به علنی شدن مسئله نيستند، اما اهميت فراوان مفاد اين گزارش و تاثيری که در سرنوشت بسياری زندانيان گمنام سياسی دارد مرا به افشای اين مسئله وادار می کند. جرس بعد از تحقيق صحت کامل اين گزارش از چند منبع متفاوت اقدام به انتشار آن می کند.




13 مرداد 1389    08:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   الÙ-Ù…
ای-ميل:   marmar49_ya@yahoo.com
11:31 14 مرداد 1389
چطورمی توان باورکردکه گرگ باران دیده ای مثل خامنه ای خبرازمملکت تحت ÙØ±Ù…انش نداشته باشد.خامنه ای برخرمرادسواراست وخوب میداند Ú©Ù‡ چگونه باشکنØ Ù‡ وکشتاروتظاهربه دین امثال من وشمای نوعی رابرسرØ ای خودبنشاند

نام:  
ای-ميل:  
10:28 14 مرداد 1389
شرم بر این حکومت! شرم بر علی خامنه ای!

نام:  
ای-ميل:  
18:35 13 مرداد 1389
ای کاش درکنار صحت این Ú¯ÙØªÙ‡ ها سابقه ÛŒ این گونه اعمال نیز بررسی شود چرا Ú©Ù‡ سرزدن اینگونه اعمال وحشیانه از یک مامور معمولی یا Ø´Ú©Ù†Ø Ù‡ گر مبتدی بعید به نظر میرسد!!!!!!!!!!!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :زهرا رهنورد:تحريم های جهانی حکايت از آغاز دوران سختی برای توده های فقير و ملت زجر کشيده ايران است

کلمه:زهرا رهنورد، استاد دانشگاه در آستانه سالروز بزرگداشت سالروزمشروطه و روز خبرنگار از حاکميت خواست تا به رفتارهای پليسی خود پايان دهد و با آزادی زندانيان سياسی ، آزادی مطبوعات و رسانه ها ، اجرای بی تنازل قانون اساسی و برگزاری انتخاباتی آزاد آرامش را به کشور بازگرداند .



وی روز گذشته (سه شنبه ) در ديدار با روزنامه نگاران ضمن تبريک روز خبرنگار گفت :«جای تاسف است که در اين ايام و در حالی که به سالروز بزرگداشت مشروطه نزديک می شويم مشروطه ای که با شعار آزادی ، عدالت و قانون ،تقسيم قوا و مطبوعات به عنوان رکن چهارم مشروطه تحقق يافت زندانها پر از روزنامه نگاران و ساير افراد نخبه اين کشور است . زندانيانی که همه افرادی فرهيخته ، آزادی خواه و عدالت طلبند. »



او با اشاره به اعتصاب غذای هفده زندانی سياسی در زندان اوين اضافه کرد :«در ميان اين هفده زندانی که به دليل اهانتها و نابسامانيهای بند ۳۵۰ اعتصاب غذا کرده اند هشت خبرنگار هم هست و حاکميت به جای دلجويی از آنها در چنين ايامی آنها را در سلول انفرادی و در اعتصاب غذا رها کرده است .»



اين نويسنده همچنين با تقسيم زندانيان بر اساس تفکيک جنسيت گفت :« اکنون حداقل ۲۳ زن هم به عنوان زندانی سياسی در زندان در شرايط بسيار سخت و غير انسانی محبوس هستند که قطعا اين رفتارها چه با اين زندانيان و چه زندانيان مرد شايسته جمهوری اسلامی نيست و آزادی آنها مبين اعتماد و اعتقاد به ارزش های اخلاقی و انسانی است .»



وی همچنين زندانيان را براساس موقعيت های اجتماعی به زندانيان گمنام ، زندانيان وابسته به گروه ها و زندانيان سرشناس و … تقسيم کرد و ادامه داد :«در ميان اين جمع زندانيان گمنام انسانهای شريف و آزاديخواهی هستند که بدون هيچ گونه گرايش گروهي، حزبی به بهانه حضور در مراسمی يا نوشتن در وبلاگی يا فرستادن پيام کوتاهی دستگير و به عنوان طعمه يا گروگان نگه داری و مورد اذيت و آزار قرار گرفته اند . آزادی زنان و زندانيان گمنام می تواند مقدمه آزادی ها و اقدامات ديگر باشد و مطمئنا قلب خانواده های شهدا نيز تا حدودی با اين اقدام ها تسکين می پذيرد .»



رهنورد با بيان اينکه در شرايط بحرانی کشور که سياست های غلط داخلی و جنگ طلبی ها و فرصت سوزی های بخشی از حاکميت سايه شوم تهاجم و جنگ را بر منطقه افکنده است تاکيد کرد:« با چنين شرايطی و تحريم های جهانی که حکايت از آغاز دوران سختی برای توده های فقير و ملت زجر کشيده ايران است کسب مشروعيت داخلی ، اکسير حيات بخشی است که برخی از مشکلات را از سر راه ايران عزيزمان دور می کند. رفع محيط خفقان ، پليسی و آزادی مطبوعات قدم مهمی در اين زمينه است .»



به گفته اين استاد دانشگاه در زمان مظفر الدين شاه و محمد عليشاه با وجود بگير و ببندها و تعطيل کردن ها و بازگشايی ها در روند مشروطيت تعداد روزنامه ها از شش عدد به نزديک صد عدد رسيد و ملت حرف خود را می گفت و آنها هم آن را می شنيدند آيا حاکميت فعلی از دولت قاجار هم کمتر و تنگ نظر تر است که اين چنين به بستن دهانها ادامه می دهد؟



او با اشاره به رفتارهای عجيب حاکميت در اين روزها گفت :« گروکان گيری خانواده آقای مصطفايی وکيل شجاع که آنها نتوانسته اند در اين روزها به او دسترسی پيدا کنند، يکی از روشهايی است که به هيچ وجه در يک حاکميت عاقل و عادل مشاهده نشده است . کدام حکومتی با گروگانگيری و انتقام جويی و انداختن زندانيان در خفای سلولهای انفرادی و تهديد فرزندان ، دختران و زنانشان می تواند به خواسته اش برسد. البته می دانم که اين رفتار مورد توافق همه ارکان حاکميت فعلی نيست و انتظار می رود به ميمنت اين ايام مبارک حاکميت با تغيير اين روش ها به فضای تماميت خواه خود خاتمه و به اخلاق و انسانيت نزديک شود .»



اين استاد دانشگاه بار ديگر در پايان سخنانش تاکيد کرد:« مناسبتهای زيادی در پيش است و فرصتی دست داده تا حاکميت مردم را از خود راضی کند آخرهای ماه شعبان است و ماه مبارک رمضان را نيز در پيش داريم . روز خبرنگار و سالگرد انقلاب مشروطه و روز قدس هم می تواند فرصتی باشد تا حاکميت اصلاحات و مطالبات مردم را پاسخ گويد . هر يک از اين ايام در سرنوشت تاريخی و عدالت خواهی و مذهبی کشور ما برکت خاصی داشته است. چرا آن را قدر نمی دانيم و با تکيه بر اين گنجينه اسطوره ای که در قلب ملت فرهنگی و دينی ما جای دارد همه زندانيان را آزاد نمی کنيم ؟حاکميت مطمئن باشد که با اين حرکت کوچک نشده و از ديد هيچ کس هم به جا زدن محکوم نخواهد شد .بلکه شجاع ، قابل انعطاف ، موقعيت شناس و مردم دوست محسوب می شود .»




13 مرداد 1389    08:51
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد :جنجال بر سر دعوت صدها ايرانی خارج از کشور برای شرکت در يک همايش دولتی هر روز بيشتر مي‌شود.

صدای آلمان :جنجال بر سر دعوت صدها ايرانی خارج از کشور برای شرکت در يک همايش دولتی هر روز بيشتر مي‌شود. اين همايش که يکی از هدف‌های آن جذب سرمايه‌گذاران ايرانی اعلام شده، در ميان موافقان و مخالفان دولت منتقدان فراوانی دارد.



دومين همايش ايرانيان خارج از کشور کار خود را صبح دوشنبه ۱۱ مرداد ماه رسما آغاز کرد. بحث‌ها و حاشيه‌های اين همايش از مدت‌ها پيش آغاز شده و در روزهای اخير به اوج رسيده است. ابهام و ترديد در مورد هويت برخی از دعوت‌شدگان و نحوه‌ی گزينش ميهمانان، و ناروشن بودن انگيزه‌های دولت و دستاوردهای اين‌گونه همايش‌ها، از جمله مسائلی است که در رسانه‌های داخل و خارج از کشور زياد به آن پرداخته مي‌شود.



«کاهش شکاف بين خارج‌نشينان و نظام»



"شورای عالی امور ايرانيان خارج از کشور" نهادی است که اخيرا بسيار فعال شده و رياست آن بر عهده‌ی محمود احمدي‌نژاد است. او چندی پيش رئيس دفترش، اسفنديار رحيم مشايی را به عنوان جانشين خود در اين شورا منصوب کرد. رحيم‌مشايی از زمان روی کار آمدن دولت نهم جنجالي‌ترين معتمد و همکار احمدي‌نژاد به شمار مي‌رود. ظاهرا رحيم‌مشايی از اختيارات و امکانات گسترده‌ای برای پيشبرد برنامه‌های پيشنهاديش برخوردار است.



«اعتمادسازی و کاهش شکاف بين ايرانيان مقيم خارج و نظام» يکی از هدف‌های اين همايش اعلام شده است. دولت همچنين ادعا دارد که ميهمانان از متخصصان ايرانی حوزه‌های مختلف علمي، فرهنگی و بازرگانی هستند و تسهيل ارتباط آنها با ايران و فراهم آوردن زمينه آشنايی با امکانات و ظرفيت‌های کشور از ديگر هدف‌های اين همايش است. خبرگزاری جمهوری اسلامي، ايرنا، شامگاه دوشنبه ۱۱ مرداد نوشت، ايرانيان مهاجر از پنج قاره جهان به تهران آمده‌اند «تا آمادگی خود را برای سرمايه‌گذاری و مشارکت در طرح‌های اقتصادي، اجتماعي، فرهنگی و علمی اعلام کنند.»







هزينه‌های بي‌حساب و کتاب







يکی از ايرادهايی که در روزهای گذشته به اين برنامه گرفته مي‌شود، به هزينه‌ی هنگفت برگزاری آن بازمي‌گردد. گفته مي‌شود، فقط حدود سه ميليارد تومان صرف تبليغ اين همايش بين ايرانيان خارج از کشور شده است. هر يک از ميهمانان مي‌توانند چهار همراه داشته باشند که تمام هزينه‌ی اقامت و گردش آنها در ۸ استان را دولت پرداخت مي‌کند. هزينه زيادی نيز در تهران صرف تبليغ اين همايش شده است.







به گزارش روابط عمومی شورای عالی امور ايرانيان خارج از کشور، شهرداری تهران دو روز پيش از گشايش همايش تمام "بنر"ها و تابلوهای تبليغاتی اين مراسم را از سطح شهر جمع کرده است. هنوز توضيحی در مورد علت اين اقدام منتشر نشده است.







روزنامه کيهان در شماره امروز خود، سه‌شنبه ۱۲ مرداد، از «هزينه‌های چند ده ميليارد تومانی و بی حساب و کتاب» اين همايش سخن گفته است. اما بيشترين حاشيه‌ها و اعتراض‌ها به نحوه‌ی برگزاری مراسم، ترکيب ميهمانان، و ترديد در مورد سودمندی اين همايش مربوط مي‌شود. همچنين شديدترين انتقادها از سوی نزديکان محمود احمدي‌نژاد و کسانی مطرح مي‌شود که در ميان حاميان سرسخت او قرار دارند.







ترک سالن از سوی روحانيان اصولگرا







به گزارش خبرگزاری فارس، بنگاه خبری منسوب به سپاه و حامی دولت، در مراسم افتتاح همايش گروه موسيقی عليرضا عصار به اجرای برنامه پرداخت. بنابر اين گزارش، گروهی دختر و پسر جوان در اين برنامه به دف‌زنی و همخوانی پرداخت که باعث ترک سالن از سوی دو روحانی شرکت‌کننده در همايش شد. يکی از اينها حجت‌الاسلام علی رازيني، معاون حقوقی و توسعه قضايی قوه قضائيه، بوده. ظاهرا احمدي‌نژاد هم تا پايان دف‌زنی دختران پشت در اصلی سالن منتظر مانده است.



بنابر گزارش‌ها، بسياری از دعوت‌شدگان در نخستين روز همايش از شرکت دربرنامه‌هايی که برای بعد از ظهر دوشنبه پيش‌بينی شده بود خودداری کردند. شنيده مي‌شود برخی ميهمانان از اين همايش به عنوان فرصتی برای ديد و بازديد خانوادگی يا پيگيری اموال مصادره شده‌شان استفاده کرده‌اند. رسانه‌های اصولگرا تا کنون بيشترين انتقاد را از اين همايش منتشر کرده‌اند. اصلاح‌طلبان نيز موافقتی با آن نشان نداده‌اند.







«همايش مهاجران، فراری دادن نخبگان»







سخنگوی فراکسيون اقليت مجلس به خبرگزاری ايلنا مي‌گويد، بسياری از شرکت‌کنندگان در اين همايش به معنای واقعی سرمايه‌گذار نيستند. داريوش قنبری ۱۲ مرداد به ايلنا گفت: «احمدي‌نژاد بايد پاسخ دهد در شرايطی که به دليل سياست‌های اشتباهش سرمايه‌گذاران کشور به خارج مهاجرت کرده و وضعيت برای سرمايه‌گذاری در کشور مناسب نيست، اين همايش چه پيامی دارد؟»







قنبری با اشاره به مهاجرت‌های روزافزون روزنامه‌نگاران، متخصصان و سرمايه‌گذاران در يک سال گذشته مي‌گويد: «سياست‌های دولت روز به روز جاذبه ماندن در کشور را کاهش مي‌دهد. از اين رو در شرايط کنونی احمدي‌نژاد به جای آنکه دغدغه جذب ايرانيان خارج از کشور را داشته باشد، بهتر است دغدغه فراريان و از کشور خارج‌شدگان را در سر داشته باشد.»







سخنگوی فراکسيون اقليت همچنين از تداخل کار نهادها در دولت انتقاد کرده و مي‌گويد: «اخيرا شورای عالی ايرانيان فعال شده و تبديل به يک وزارت خارجه ديگر شده است که کارهای زيادی را انجام مي‌دهد و به نوعی موازي‌کاری با وزارت امور خارجه را در دستور کار خود دارد.»







«هم‌نشينی با عوامل استکبار»؟







يکی از اعضای فراکسيون اصولگرايان و عضو کميسيون فرهنگی مجلس نيز با توجه به خبرهای منتشر شده در مورد ترکيب افراد شرکت‌کننده در همايش گفته است: «ميهمانان در حدی نبوده‌اند که برايشان چنين فرش قرمزی پهن شود.» جلال يحيي‌زاده با استناد به گزارش برخی از رسانه‌ها و اظهارات افراد حاضر در همايش گفته است، در مورد هويت برخی از افراد "ترديدهايی" به وجود آمده است.







عضو اصولگرای کميسيون فرهنگی مجلس گفته است، اين کميسيون بعد از تعطيلات تابستانی بررسی هويت دعوت‌شدگان را در دستور کار قرار مي‌دهد. او مي‌گويد، اين کار لازم است «تا مشخص شود خدای نخواسته و يا نادانسته با عوامل استکبار جهانی يک جا جمع نشده باشيم.» يکی از منابعی که يحيي‌زاده به آنها اشاره مي‌کند، سرمقاله‌ی روز سه‌شنبه‌ی روزنامه کيهان است که شديدترين حمله‌ها را به برگزارکنندگان اين همايش کرده است.







«پلشتي‌های آشکار» و «کاسه ليسان» در همايش







حسين شريعتمداري، مديرمسئول روزنامه و نماينده آيت‌الله خامنه‌ای در موسسه کيهان، از برخی نهادهای امنيتی و اطلاعاتي، و مسئولان سياست خارجی انتقاد مي‌کند که «به عنوان ابتدايي‌ترين وظيفه قانونی خود از برخی پلشتي‌های آشکار در برپايی اين همايش جلوگيري» نکرده‌اند. شريعتمداری "اکثريت قريب به اتفاق ايرانيان خارج کشور" را دوستداران حکومت مي‌خواند و مدعی است: «از چند ميليون ايرانی مقيم کشورهای خارجی فقط ۳ تا ۵ درصد آنها در شمار مخالفان نظام - اپوزيسيون- قرار دارند.»



نماينده آيت‌الله خامنه‌ای در موسسه کيهان به تاکيد بر اين که قرار بوده "دلبستگان به ارزش‌های اسلامی" به اين همايش دعوت شوند، از برگزارکنندگان مي‌پرسد: «چرا به جای آنان، افرادی از همان چند درصد محدود اپوزيسيون و اراذل و اوباش کاسه‌ليس آمريکا و اسرائيل و انگليس را به همايش دعوت کرده‌ايد؟!»







کيهان در ادامه به حضور هوشنگ اميراحمدی در اين همايش اشاره مي‌کند و او را «سرشاخه ايرانيان دعوت شده از آمريکا برای شرکت در همايش» معرفی مي‌کند. شريعتمداری اميراحمدی را "يک ضدانقلاب تابلودار"، "همکار شناخته شده سازمان سيا" و "معروف به دلال رابطه با آمريکا" معرفی کرده است.







تاييد و تکذيب حضور اميراحمدی







هوشنگ اميراحمدی استاد دانشگاه راتگزر ايالت نيوجرسی و موسس انجمنی از ايرانيان و آمريکاييان است که برقراری رابطه ميان دو کشور از اهداف اصلی آن به شمار مي‌رود. او در دوران محمود احمدي‌نژاد بارها به ايران سفرکرده، با او و نزديکانش ديدار و مذاکره داشته و در حال حاضر نيز در تهران است.







در سال‌های اخير گاهی مسئولان دولت حضور اميراحمدی در ايران و ملاقات با او را تاييد و گاهی تکذيب کرده‌اند. در ماجرای دومين همايش ايرانيان خارج کشور نيز وضعيت تقريبا به همين شکل است. سايت روزنامه رسمی دولت، "شبکه ايران"، از قول رحيم‌مشايی مدعی است که اميراحمدی "نسبت به آرمان‌های انقلاب موضع منفی دارد" و به همايش دعوت نشده. بنابر اين گزارش، هوشنگ اميراحمدی مستقلا به ايران سفر کرده و تلاش داشته کارت دعوت همايش را به دست آورد. سايت دولت مي‌نويسد، پاسخ برگزارکنندگان به تقاضای او منفی بوده است.







تهديد مسئولان دولت به انتشار دعوت‌نامه







در همين حال منابع خبری از حضور او در هتل استقلال که يکی از هتل‌های محل اقامت ميهمانان است خبر داده‌اند. پايگاه خبری "مشرق" گزارش مي‌دهد، اميراحمدی تا روز يکشنبه، دهم مرداد، همراه با همسر و دخترش در هتل استقلال بوده، اما پس از برملا شدن حضور او در همايش و اوج گرفتن اعتراض‌ها به هتل ديگری انتقال داده شده است. سايت تابناک روز سه‌شنبه در گزارشی از قول اميراحمدی نوشت، او گفته‌های مسئولان در مورد تکذيب دعوت به همايش را توهين تلقی مي‌کند. به نوشته‌ی تابناک، امير احمدی تهديد کرده «اگر تا فردا موضوع حضور من در ايران روشن نشود، متن و کارت دعوتنامه برای شرکت در همايش ايرانيان خارج از کشور را منتشر مي‌کنم.»







هوشنگ اميراحمدی روز سه‌شنبه حضور خود در هتل استقلال را تاييد کرده، اما گفته است که همزمانی حضور او با تاريخ برگزاری همايش اتفاقی بوده است. او ادعا مي‌کند، سفر او جنبه‌ی شخصی دارد و برای استراحت در ويلايی که در گيلان دارد انجام شده است. اميراحمدی هرگونه همکاری در برگزاری همايش و حضور در برنامه‌های آن را تکذيب کرده است. با اين همه، او بار ديگر گفته است، توضيح در مورد دعوت شدن يا نشدن او بر عهده‌ی مقام‌های دولتی است.







بي‌خبری وزارت خارجه؟







روز دوشنبه رامين مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت خارجه، در حاشيه‌ی مراسم گشايش همايش به خبرنگاران گفته بود، اصلا در جريان دعوت ميهمانان همايش نبوده و ليست ميهمانان را در اختيار ندارد. او مي‌افزايد: «اصل گردهمايی هموطنان مقيم خارج كشور بسيار مفيد است اما بايد افراد دلسوز و علاقمند به كشور برای شركت در اين همايش دعوت شوند.»







صبح سه‌شنبه مهمان‌پرست سخنان روز دوشنبه‌اش را تکذيب کرد و گفت: «ما هيچ گاه نگفته‌ايم در جريان موضوع نبوده‌ايم و دعوت از ايرانيان با هماهنگی کامل وزارت امور خارجه و از طريق نمايندگي‌های ما در سراسر کشور صورت گرفته است.» به دنبال اين تکذيب، خبرگزاری فارس که سخنان روز گذشته‌ی مهمان‌پرست را مخابره کرده بود، فايل صوتی اين سخنان را نيز منتشر کرد تا مشخص شود تکذيبيه‌ی امروز چندان با واقعيت مطابقت ندارد.







توافق بر سر ناکامی همايش؟



حسين شريعتمداری در يادداشت امروز خود نوشت: «اگرچه نام و هويت بسياری از دعوت‌شدگان به اين همايش اعلام نشده است ولی کيهان از طريق افراد مومن و متعهدی که در جمع برگزارکنندگان همايش حضور دارند به نام و مشخصات برخی از آنها که هويتی کم و بيش مشابه هوشنگ اميراحمدی دارند، پی برده است.»



در کنار تمام ابهام‌ها و سخنان ضد و نقيض مسئولان، ظاهرا در مورد برخی ويژگي‌های اين همايش توافقی نسبی وجود دارد. يکی از اين نکات به حضور چشمگير ايرانيان ساکن آمريکا مربوط است که گفته مي‌شود تقريبا دو برابر ايرانيان همه‌ی کشورهای ديگر هستند. نکته‌ی ديگری که دست‌کم بسياری از صاحب‌نظران اقتصادی بر سر آن توافق دارند، عدم توفيق اين همايش در جذب "سرمايه‌های ايرانيان خارج کشور" است. بنا بر اين تحليل، همکاری اقتصادی و بازرگانی ايرانيان مقيم اروپا و آمريکا که اغلب تابعيتی دوگانه دارند، در بسياری از موارد مي‌تواند مشمول تحريم‌های اتحاديه اروپا و آمريکا شود. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد، ابهام‌های آنچه همايش بزرگ ايرانيان خارج کشور عنوان مي‌شود و به گفته‌ی برگزارکنندگان حدود ۱۲۰۰ ميهمان از پنج قاره داشته، بسيار بيشتر از برنامه‌ها و هدف‌های واقعی آن باشد.


13 مرداد 1389    02:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13مرداد : گزارش شکنجه و اعمال غيرانسانی بر روی يک زندانی کرد به نام احمد باب

کميته گزارشگران حقوق بشر : شکنجه‌های جسمی يکی از موارد نقض حقوق بشر است که از ديرباز در مورد زندانيان سياسی در ايران اعمال شده و به دليل تمرکز رسانه‌ای بر زندان‌های تهران، اين رفتارهای غير انسانی در شهرستان‌ها، بخصوص در منطقه کردستان با شدت بيشتري؛ هر روز درحال وقوع است. گزارش زير نمونه‌ای از رفتارها و اعمال غيرانسانی بر روی يک زندانی کرد به نام احمد باب است.



احمد باب، فعال اجتماعی اهل مريوان، مدت ۱۹۵ روز را در زندان بسر برده و تحت شديدترين شکنجه‌های بدنی و روحی قرار گرفته است.



وی در غروب ۵ مهر ماه ۱۳۸۸ با ورود ماموران وزارت اطلاعات به منزلش و شکستن درب، بدون نشان دادن هيچ مدرکی بازداشت شده و با چشم‌بند از منزل به سلول انفرادی اداره اطلاعات مريوان منتقل مي‌شود. در همان شب اول وی را به اتاق بازجويی منتقل کرده و در حالی که از همان لحظه بازداشت به وی چشم بند زده بودند بدون تفهيم اتهام مورد بازجويی و شکنجه قرار مي‌گيرد.



چگونگی بازداشت احمد باب در حاليست که طبق بند ۶ بخشنامه حقوق شهروندی قوه قضائيه جمهوری اسلامی ايران، درجريان دستگيرى و بازجويى يا استطلاع و تحقيق، از ايذاى افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.



همچنين اصل ۳۲ قانون اساسى جمهوری اسلامی ايران اعلام مي‌دارد : هيچ‌کس را نمي‌توان دستگير کرد مگر به حکم و ترتيبی که قانون معين مي‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذکر دلايل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداکثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضايی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.



در اولين ساعات بازداشت، وی بايد اعتراف می کرد که با گروه های ضد انقلاب در ارتباط بوده و اقدام به بر هم زدن نظم عمومی از طريق جمع کردن مردم بر عليه جمهوری اسلامی مي‌کرده است. از آنجايی که وی يک فعال اجتماعی و مدنی بوده، هيچ کدام از اين اتهامات را قبول نکرده و تن به اعترافات دروغين نمي‌دهد و پس از آن مورد شديدترين شکنجه‌های جسمی و روحی قرار مي‌گيرد.



در شرايطی که دست‌هايش با دستبند و چشم‌هايش با چشم بند بسته بوده توسط سه نفر با مشت و لگد و فانوسقه (کمربند پهن نظامی) مورد ضرب و شتم شديد قرار مي‌گيرد. پس از آن دست‌هايش را باز کرده، دو نفر آنها را نگه داشته و يک نفر نيز دهانش را باز کرده، به وسيله يک انبردست اقدام به کشيدن سه دندان جلويی فک پايين وی مي‌کند.



اين عمل به اين صورت بود که ابتدا دندان را با انبر دست شل مي‌کردند و سپس توسط همان انبردست آن را مي‌کشيدند و اين عمل را تا بي‌هوشی وی ادامه مي‌دادند. دنده‌های شکسته شده، دندانهای کشيده شده، لباس‌های خوني، ناتوانی در صحبت کردن، لثه‌های به شدت ورم کرده، جمجمه ورم کرده به واسطه کوبيدن باتوم به آن و چشم کبود شده حاصل اولين شب بازداشت احمد باب است.



شکنجه و آزار اين فعال مدنی در زندان در حالی صورت مي‌گيرد که بر اساس قوانين مجازات جمهوری اسلامی ايران هر گونه اعمال شکنجه بر زندانيان منع شده است.



اصل سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران تاکيد می کند که هرگونه شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند، مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود.



باتوم، چوب، فانوسقه، انبردست و الفاظ رکيک و توهين آميز نيز ابزار شکنجه وی بود.معمولا از غروب آفتاب تا سپيده صبح وی را مورد بازجويی همراه با شکنجه قرار مي‌دادند تا تن به اعترافات دروغين دهد.اين در شرايطی است که تا ۳۳ روز هيچ‌گونه رسيدگی پزشکی به وی نمي‌شود.



وی را مجبور به انجام دادن «بشين پاشو» تا شماره‌ی هزار مي‌کردند و وقتی که اين کار را تا مرحله صد انجام ميداد، به دليل اين‌که يک شماره اشتباه کرده است مجددا بايد از اول اين کار را انجام مي‌داد. آنقدر با فانوسقه وی را مي‌زدند که قادر نبود بر روی پا بايستد.



ساعت‌های طولانی وی را مجبور مي‌کردند، سرپا بايستد که اين شرايط مي‌توانست تا ۱۰ ساعت هم طول بکشد. بوسيله يک کلت وی را تحديد به مرگ مي‌کردند، و از وی مي‌خواستند که خودش انتخاب کند در ابتدا کدام انگشتش را با شليک کلت قطع کنند.



او را سرپا نگه مي‌داشتند و انبردست را از جلوی پيشانی به سمت انگشتان پايش رها مي‌کردند، و با هر ضربه، خون از انگشتانش جاری مي‌شد. در زير شکنجه‌ها به وی اصرار مي‌کردند که بايد اعتراف کند برای آمريکا جاسوسی مي‌کرده است.



وی را تهديد به تجاوز مي‌کردند و توجيه‌شان اين بود که تجاوز به کافران از نظر آن‌ها حلال است. وی را مجبور مي‌کردند که بر روی يک چراغ گازی روشن بنشيند، که وی در برابر اين خواسته مقاومت کرده و هيچوقت بر روی اين چراغ نمي‌نشست، سپس برای اين تمرد ايشان را مورد ضرب و شتم شديد قرار مي‌دادند.



احمد باب ۳۳ روز از دوران زندان خود را در سلول انفرادی مريوان به سر برد، و تحت شديد ترين شکنجه‌ها قرار گرفت. شرايط نگه‌داری وی در زندان انفرادی مريوان به گونه‌ای بود که در سلولی که به اندازه يک پتوی سربازی بود نگه‌داری مي‌شد، و فقط روزی سه بار مي‌توانست از توالت استفاده کند، که فقط در همان توالت به آب خوردن دسترسی داشت.



بازجويي‌های وی معمولا از ظهر يا عصر شروع شده و تا صبح روز بعد طول مي‌کشيد، که در طول اين ساعت‌های طولانی هيچ‌گونه دسترسی به غذا نداشته است. احمد باب در طول ۳۳ روز مدت زندان خود به هيچ ماده‌ی شوينده‌ای دست‌رسی نداشته و از حمام نيز محروم بود. وی گاهی اوقات از شدت ضعف مجبور بوده است به صورت چهار دست و پا خود را به توالت برساند. در طول مدت ۳۳ روز در زندان اطلاعات مريوان تنها يک هفته بازجويی نشده و در تمام بازجويي‌ها تحت شکنجه قرار مي‌گرفت.



به دليل انتقال به زندان اطلاعات سنندج بعد از ۳۳ روز به وی اجازه مي‌دهند که به حمام برود اما به دليل ناتوانی جسمي، تنها مي‌تواند سرش را به کمک يک سرباز بشويد.



پس از انتقال به زندان سنندج به دليل اينکه تمام پوستش قارچ زده، لثه‌هايش افونت کرده و دچار خونريزی داخلی شده بود به مدت ۱۴ روز در قرنطينه نگه‌داری شده و تحت درمان قرار مي‌گيرد و پس از ۱۴ روز به سلول انفرادی زندان اطلاعات سنندج منتقل شده و مجددا تحت بازجويی و شکنجه قرار مي‌گيرد.



همچنين وی را به علت سرپيچی از اعتراف تلويزيونی تحت شکنجه قرار مي‌دادند. او را روی تخت خوابانده و دستانش رابه وسيله دستبند به تخت بسته و انگشت‌های بزرگ پا را به هم و ساق پا را به تخت مي‌بستند، و با خواندن قرآن شروع به زدن شلاق بر کف پايش مي‌کردند.



وی بارها در زير ضربه‌های شلاق بي‌هوش شده و مجددا با ريختن آب بر روی صورتش به هوش آمده و مجددا ضربه‌های شلاق بر روی وی ادامه مي‌يافته است. وی بارها بر اثر شدت ضربه‌ها کنترل ادرارش را از دست مي‌داد، بارها استفراغ مي‌کرد و پتوی کثيف شده‌ای را که بر روی تخت انداخته بودند بايد به سلول برده و آن را مي‌شست. به گفته بازجويان در مجموع ۳۲۰ ضربه شلاق به وی زده شد.



صداهايی توسط يک هدفون به وی منتقل مي‌کردند که وی را شديدا عصبی و خسته مي‌کرده و تا سه روز در گوشش باقی مي‌ماند. بعد از چهار ماه و ۲۰ روز به وی اعلام مي‌کنند که وصيت‌نامه‌اش را بنويسد، زيرا که قرار است اعدام شود.



در غروب آن روز وی را به اتاقی مي‌برند که به گفته بازجويان مخصوص اعدام است. او را مجبور مي‌کنند که بر روی صندلی چرخ داری که در زير طناب‌ دار بود بايستد و طناب دار را بر روی گردنش بياندازد، سپس به او دستبند زده و پاهايش را نيز پابند مي‌زنند. در آن حالت از وی بازجويی کرده و مي‌خواهند که تن به اعتراف بدهد.



پس از يک ساعت وی را از چوبه دار پايين مي‌آورند، اين در شرايطی است که تمام بدنش خيس شده و به گفته‌ی خودش قادر به ايستادن نبود، و مانند يک انسان بي‌جان بر روی زمين مي‌افتد.



در يکی از بازجويي‌ها، بازجو سيگار روشن را بر روی آرنج وی خاموش کرده و به او مي‌گويد که اين هم يادگاری من است برای تو.



بازجويان وزارت اطلاعات زبان وی را با يک انبردست گرفته و دور اتاق مي‌چرخاندند تا حدی که به مدت ۴ روز قادر به صحبت کردن نبود.او را مجبور مي‌کردند که چهار دست و پا دور اتاق بازجويی حرکت کند و صدای حيوانات را در بياورد، و وقتی از انجام اين کار امتناع ميکرد وی را شديدا مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند. کف هر دو پايش را با مته سوراخ کردند که هنوز آثارش باقی مانده است. آويزان کردن از پا نيز يکی ديگر از موارد شکنجه بود که بر روی ايشان انجام مي‌شد.



احمد باب در طول مدت پنج ماهه بازداشت در انفرادی تنها يک بار توانست با خانواده خود به صورت تلفنی صحبت کند، که به وی اعلام مي‌کنند از خانواده‌اش بخواهد برای ملاقات به زندان بيايند. اين در شرايطی است که پس از حضور خانواده هيچ ملاقاتی انجام نمي‌شود و همسر وی که باردار هم بود به مدت پنج ساعت مورد بازجويی قرار مي‌گيرد. وی پس از مدت ۱۵۵ روز به زندان عمومی مريوان منتقل شده، و در طول اين مدت، هيچ‌گونه دسترسی به وکيل نداشت.



احمد باب در طول دوران زندان تحت شديدترين و غيرانسانی ترين رفتارها قرار مي‌گيرد، که عواقب آن ميتواند سال‌ها بر روی وی باقی بماند. دندان‌های کشيده شده، سر دردهای شديد، آثار ضرب و شتم و شلاق و همچنين آثار سوراخ کردن کف پاهايش بوسيله مته برخی از عواقب شکنجه بر وی است که هنوز قابل مشاهده است.



وی هم اکنون در اثر شکنجه و ضربه‌های شلاق نمي‌تواند به آسانی راه برود و عصب‌های کف پايش به شدت آسيب ديده است.



احمد باب پس از تحمل ۱۶۵ روز بازداشت همراه با شکنجه، با قرار وثيقه ۷۰۰ ميليون ريالی از زندان آزاد مي‌شود، و هم اکنون پرونده وی در شعبه اول دادگاه انقلاب مريوان به رياست قاضی لطفی مفتوح است. تا کنون يک جلسه از دادگاه وی با حضور وکيلش آقای خليل بهراميان برگذار شده و جلسه بعدی دادگاه قرار است در تاريخ سي‌ام مرداد ماه برگزار شود.



به گفته احمد باب اتهاماتی که در پرونده وی مطرح شده، عضويت در گروهک‌های ضد انقلاب و جاسوسی برای آمريکا است. احمد باب پيش از اين در سال ۸۲، ۸۴ و ۸۶ مجموعا ۶۱ روز را در سلول‌های انفرادی زندان اطلاعات مريوان و سنندج بازداشت بوده است.



*موارد نقض قانون در شرايط نگه‌داری و بازجويی احمد باب:



اصل سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران: هرگونه شكنجه برای گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت ، اقرار يا سوگند، مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود . اصل ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران : هتك حرمت و حيثيت كسی كه به حكم قانون دستگير ، بازداشت يا تبعيد شده به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات می شود.



*بخشنامه حقوق شهروندی قوه قضائيه جمهوری اسلامی ايران شماره: ۷۱۶/۸۳/۱ بند ۶- درجريان دستگيری و بازجويی يا استطلاع و تحقيق، از ايذای افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد. بند ۷- بازجويان و مأموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلاً اقدام‌های خلاف قانون خودداری ورزند. بند ۹- هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدين‌وسيله، حجيت شرعی و قانونی نخواهد داشت.



*ماده پنج اعلاميه جهانی حقوق بشر: هيچ‌كس را نبايد تحت شكنجه يا رفتار يا كيفر ظالمانه ، غير انسانی يا تحقير آميز قرار داد.




13 مرداد 1389    02:03
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



15 مرداد 1389    18:17
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد