www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 10 مرداد/

10مرداد :انتقال يک زندانی به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم اعدام

10مرداد :محمد مصطفايی: بازداشت همسرم، گروگانگيری است

10مرداد :نصب دوربينهای مداربسته و افزايش فشارها بر دانشجويان دانشگاه نوشيروانی بابل

10مرداد :وب سايت ويکی ليکس روز يک‌شنبه اقدام به انتشار يک فايل رمزدار کرده است.

10مرداد :رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا: طرح حمله نظامی به ايران آماده است، ولی آمريکا در عملی ساختن آن ترديد دارد

10مرداد :چهار زندانی اعتصاب کننده اوين به بهداری منتقل شدند

10مرداد :تکليف پرونده های شش زندانی سياسی محکوم به اعدام مشخص نيست

10مرداد :ارتش بيکاران؛ کمبود شغل در کنار اخراج کارگران

10مرداد :دستگيری و بازداشت يک درويش گنابادی در لرستان

10مرداد :خودکفايی بنزين از شعار تا واقعيت

10مرداد:اسيدپاشى صورت عضو شوراى شهر را سوزاند


10مرداد :پای صحبت يکی از دستگير شدگان 18 تير که به کهريزک منتقل شده بود

10مرداد :برزيل پيشنهاد کرد به سکينه محمدی آشتيانی پناهندگی بدهد

10مرداد :آمار بيکاری وزارت کار اشکالات متعددی دارد:نوشتن کلمه خانه دار مقابل عنوان شغل برای دختران يک خانواده چندان کار ِ ناآشنايی نيست

10مرداد :تشديد نرخ بيکاری در 21 استان

10مرداد :آمار سالانه در افغانستان:خودکشی ۲۳۰۰ زن و دختر افغان درسنين ۱۵ تا ۴۰

10مرداد :محمد نوري، خواننده سرشناس موسيقی ايران درگذشت.

10مرداد :رييس بند ۳۵۰ زندان اوين:اينجا را کهريزک دوم می کنيم

10مرداد :گزارش محرمانه از حساب محرمانه:موجودی کمتر از انتظار در حساب ذخيره ارزی



10مرداد :انتقال يک زندانی به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم اعدام

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" يکی از زندانيان جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی زندان گوهردشت کرج منتقل شد.



روز يکشنبه 10 مرداد ماه زندانی رضا مهاجر 45 ساله از حسينيه سالن 18 بند 6 زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی اين زندان منتقل شد.



او تا به حال سه بار است که برای اجرای حکم اعدام به پای چوبه دار برده شد ولی در آخرين لحظات از اعدام وی صرف نظر شد.زندانی رضا مهاجر 11 سال است که در زندان و در انتظار مرگ بسر می برد.



اعدام ها لاينقظع در زندانهای مختلف اين رژيم ادامه دارد. هدف از اين اعدام ها ايجاد جو رعب و وحشت در جامعه است تا مردم را از احقاق حقوق خود باز دارد.



سياستهای ضد بشری مانند اعدام زندانيان سياسي،اعدام های گروهی و اعدام کودکان،سنکسار و سرکوب مردم توسط ولی فقيه علی خامنه ای گرفته می شود و به رئيس قوه قضائيه صادق لاريجانی که منصوب وی است تحت عنواين مختلفی مانند محارب و غيره به اجرا گذاشته می شود.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،صدور و به اجرای در آوردن احکام ضدبشری اعدام در ايران که هدفی جزء ايجاد رعب و وحشت ندارد به عنوان يک جنايت محکوم می کند و از دبير کل،کميسر عالی سازمان ملل متحد و ساير مراجع بين المللی برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت در ايران خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر اين رژيم به شورای امنيت سازمان ملل متحد جهت گرفت تصميمات لازم اجرا می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



10 مرداد 1389 برابر با 01 اگوست 2010




10 مرداد 1389    23:46
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :محمد مصطفايی: بازداشت همسرم، گروگانگيری است

مردمک :محمد مصطفايي، وکيل وکيل دادگستری و از فعالان حقوق کودک، که همسر و برادر همسرش از روز دوم مرداد در بازداشت به‌سر مي‌برند، نامه‌ای به دادستان عمومی و انقلاب تهران نوشته و خواستار آزادی اين دو شده است.



او از عباس جعفری دولت آبادی درخواست کرده که بازپرس رسيدگی کننده به پرونده وی را «ارشاد» کند که دست از اين رويه ناپسند بردارد وهمسر و برادر همسر وی را از بند و «گروگان‌گيري» رها کند.



فرشته حليمی و فرهاد حليمي، همسر و برادر همسر محمد مصطفايي، نه روز پيش بازداشت شدند و تاکنون نتوانسته‌اند با خانواده خود تماس بگيرند.



مينا احدي، رئيس کميته بين‌المللی عليه اعدام و سنگسار در مصاحبه‌ای با شبکه سی.ان.ان گفته بود که دوشنبه گذشته ماموران با پدر همسر محمد مصطفايی تماس گرفته و به او گفته‌اند که دو فرزندش را در صورتی آزاد خواهند کرد که آقای مصطفايی خود را تحويل دهد.



محمد مصطفايی در نامه‌ای که روز شنبه نهم مرداد منتشر شد، به دادستان نوشته که شنبه هفته گذشته به دادسرای زندان اوين احضار شده و در مورد فعاليت‌هايش در مورد نوجوانان محکوم به اعدام از او سئوالاتی پرسيده شده است اما فردای آن روز به دليل اين‌که گوشی تلفنش، همراهش نبوده، در تماس تلفنی با همسرش او را مجددا احضار کرده‌اند و او پس از اطلاع با خود قرار گذاشته که در اولين فرصت اداری دوباره به دادسرای زندان اوين برود اما همان روز همسر و برادر همسرش را بازداشت کرده‌اند.



آقای مصطفايی با انتقاد از اين روند، خطاب به دادستان نوشته که اگر دادگاه و دادرسی عادلانه‌ای برای محاکمه وی که هيچ‌ گونه اتهامی متوجه او نيست تشکيل شود، خود را معرفی خواهد کرد و هرگونه مجازات را پذيرفته و تحمل خواهد کرد.



اين فعال مدني، به عباس جعفری دولت‌آبادی نوشته است: شما به‌خوبی مي‌دانيد که صدور برگ جلب افراد، شرايطی خاصی مي‌طلبد که شامل حال اينجانب نيست چرا که شغل، جا و محل زندگی و کارم مشخص بوده ضمن اين که در همه پرونده‌های کيفری ابتدا متهم احضار و در صورت عدم حضور جلب مي‌گردد و هيچ وقت در ابتدا، برگ جلب صادر نمي‌شود. همانطور که در وهله اول برگ احضار صادر گرديد و حضور يافتم، بازپرس می توانست در صورت لزوم و نياز به توضيحات بيشتر ابتدا برگ احضار ديگری صادر کند يا اين‌که با توجه به احضار تلفنی اينجانب، تحمل مي‌نمود تا پس از اطلاع، در اسرع وقت جهت توضيحات بيشتر به حضورشان می رفتم.



پرونده سکينه محمدی



محمد مصطفايي، يکی از وکلايی است که تاکنون از پرونده‌های بسياری از متهمان محکوم به سنگسار و نوجوانان محکوم به اعدام دفاع کرده است. او همچنين داوطلبانه وکالت سکينه محمدی آشتيانی را که به سنگسار محکوم شده، برعهده گرفته است.



سکينه محمدی آشتيانی در سال 1385 به جرم زنا، به مجازات اعدام با سنگسار محکوم شده بود، اما اين مجازات تيرماه امسال به دليل اعتراض‌های بين‌المللی به طور موقت متوقف شد.



چندی پيش محمد مصطفايی به سی.ان.ان گفته بود که موکلش خانم محمدی پس از آن که به او 99 ضربه شلاق زدند به اين جرم اعتراف کرد، اما بعدا اعترافش را پس گرفت و انجام کار خلاف را رد کرد.



سازمان عفو بين‌الملل نيز در گزارشی اعلام کرد: خانم سکينه محمدی که به داشتن «رابطه نامشروع» با دو مرد محکوم شده بود، اگر چه در آغاز به انجام اين کار اعتراف کرده بود اما بعدا گفت که تحت فشار اعتراف کرده است.



پرونده خانم محمدی در جريان محاکمه دو مرد متهم به قتل همسرش بار ديگر گشوده شد و اين بار دادگاه او را به «زنای محصنه» محکوم کرد و دو نفر از پنج قاضی به بي‌گناهی او رای دادند و سه قاضی بدون داشتن «شاهد زنده»، او را به سنگسار محکوم کردند.



کمپين برای نجات جان سکينه محمدی



سجاد و فريده، دو فرزند سکينه محمدی آشتياني، کمپينی برای نجات جان مادرشان راه انداخته‌ و آشکارا عليه مجازات سنگسار مادرشان سخن گفته و خواستار آزادی او شده‌اند.



روزنامه گاردين پيشتر نوشته بود که خانم محمدی در زندان تحت فشار قرار گرفته تا نام کسانی که برای آزادی او تلاش مي‌کنند را افشا کند.



همچنين به نوشته روزنامه گاردين، مسئولان قضائی و امنيتی از سجاد، پسر 22 ساله خانم محمدی که نامه سرگشاده‌ای برای آزادی مادرش منتشر کرده بود، خواسته‌اند تا تلفن همراهش را خاموش کند و با هيچ رسانه‌ای حرف نزند.



هفته پيش معترضان عليه مجازات سنگسار، برای حمايت از سکينه محمدی آشتيانی تظاهرات کردند و خواستار آزادی او شدند. فعالان حقوق بشر نيز کمپين اينترنتی به راه انداخته و هزاران نفر درخواست آزادی سکينه محمدی را امضا کرده‌اند.




10 مرداد 1389    22:06
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :نصب دوربينهای مداربسته و افزايش فشارها بر دانشجويان دانشگاه نوشيروانی بابل

دانشجونيوز:در حالی که در دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل تعداد زيادی دوربين مداربسته نصب شده بود، طی هفته های گذشته و همزمان با تعطيلی دانشگاه، دهها دوربين جديد در اين دانشگاه نصب شده است.



به گزارش دانشجونيوز، علی رغم اين که دانشجويان اين دانشگاه با کمبود شديد امکانات آموزشی و فرهنگی مواجه اند مسئولين اين دانشگاه با همراهی جانعليزاده رئيس انتصابی دانشگاه، بودجه های هنگفتی را صرف نصب دوربينهای جديد، استخدام نگهبانان و ... می کنند. همچنين اخيرا در اقدامی امنيتي، تعداد زيادی تابلو در بلوار اصلی دانشگاه نصب شده که حاوی تصاوير افرادی است که گفته می شود شهدای اين دانشگاه در جنگ هشت ساله ايران و عراق اند.



همچنين مسئولين دانشگاه برای افزايش فشار بر دانشجويان فعال، از ارائه خوابگاه به تعدادی از اين دانشجويان خودداری کرده اند و همانند کوی دانشگاه تهران، با ارائه دلايل واهی نظير نصب پنکه قصد کاهش جمعيت خوابگاه اين دانشگاه را دارند.



طی ماههای اخير نيز دو نشريه ی اين دانشگاه به نامهای "بينش نوين" و "صلح" توسط کميته ی ناظر بر نشريات توقيف شده، دهها دانشجوی فاقد سابقه ی انضباطی برای شرکت در انتخابات کانونهای فرهنگی و انجمنهای علمی رد صلاحيت شدند و مراسم فارغ التحصيلی دانشجويان علی رغم قول مسئولين، در روز برگزاری مراسم لغو شد.



در سال تحصيلی گذشته علی رغم صدور دهها حکم قضايی و انضباطی عليه دانشجويان دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل، اين دانشگاه شاهد اعتراضات و تجمعات دانشجويان ( ازجمله اعتصاب غذا و راهپيمايی اعتراضی در روزهای ۲۲ آذر و ۱۷ اسفند ۸۸) بوده است.



پس از آزادی ايمان صديقی و محسن برزگر در اواخر ماه تير، اکنون تنها دانشجوی زندانی اين دانشگاه نيما نحوی است که در حال گذراندن حکم ۱۰ ماه حبس تعزيری در زندان متی کلا بابل است. اين سه دانشجو پس از انتخابات رياست جمهوری در سال گذشته و اعتراضات شديد دانشجويان و مردم، از سوی دادگاه انقلاب استان مازندران به يک سال محروميت از تحصيل در دانشگاه نوشيروانی نيز محکوم شده اند.






10 مرداد 1389    22:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :وب سايت ويکی ليکس روز يک‌شنبه اقدام به انتشار يک فايل رمزدار کرده است.

راديو کوچه:وب سايت ويکی ليکس که به دليل انتشار اسناد محرمانه جنگ افغانستان هدف انتقادات شديد آمريکا قرار گرفته بود، روز يک‌شنبه اقدام به انتشار يک فايل رمزدار کرده است.



به گزارش بي‌بي‌سي، نام اين فايل که ۱.۴ گيگابايت حجم دارد «بيمه» است و بر روی صفحه روز نوشته‌های جنگ افغانستان قرار داده شده است.



اين فايل را مي‌توان دانلود کرد اما گشودن آن نياز به وارد کردن کلمه رمز دارد.



برخی از ناظران اينترنت بر اين باورند که هدف از قرار دادن اين فايل بر روی وب سايت ويکی ليکس اين است که در صورتی که مقام‌های آمريکايی اقدامی عليه اين سايت و يا جوليان آسانژ، مدير اين وب‌سايت، انجام دهند محتوای اين فايل در دست‌رس عموم قرار گيرد.



حجم اين فايل در مقايسه با ديگر فايل‌هايی که در صفحه روزنوشته‌های جنگ افغانستان سايت ويکی ليکس قرار دارد به اندازه قابل توجهی بيش‌تر است.



به گزارش شبکه خبری ديجيتال ژورنال تنها چند ساعت پس از قرار گرفتن اين فايل بر روی اينترنت هزاران نسخه از آن دانلود شده است.



در چند روز اخير مقام‌های آمريکا به شدت از قرار گرفتن هزاران سند نظامی محرمانه مربوط به جنگ افغانستان در اختيار رسانه‌های بين‌المللی انتقاد کردند و ضمن «غيرمسوولانه» خواندن اين اقدام، آن را خطری برای امنيت ملی اين کشور توصيف کرده‌اند.



لازم به يادآوری است جوليان آسانژ، بنيان‌گذار سايت ويکی ليکس، گفته بود که ظاهرن اين اسناد نشان‌دهنده ارتکاب جرايم جنگی است اما دادگاه بايد در اين مورد تصميم بگيرد.



گفتنی است اين موضوع تنها چند روز پس از انتشار بيش از ۹۰ هزار مدرک سری از اسناد و مدارک منتشر نشده ارتش آمريکا در مورد جنگ افغانستان انجام شده است.




10 مرداد 1389    22:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا: طرح حمله نظامی به ايران آماده است، ولی آمريکا در عملی ساختن آن ترديد دارد

صدای آلمان:به گفته‌ی رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا، طرح حمله نظامی به ايران آماده است، ولی آمريکا در عملی ساختن آن ترديد دارد. وی گفت، هم نگران تلاش ايران برای دستيابی به سلاح اتمی است و هم نگران يک حمله نظامی به ايران.



اين مقام عالي‌رتبه‌ی ارتش آمريکا گفت، طرحی نظامی را برای جلوگيری از دستيابی ايران به سلاح اتمی در دست دارد. وی افزود که نگرانی شديدش بيشتر متوجه پيامدهای احتمالی چنين حمله‌ای است.







درياسالار مايک مولن، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا روز يکشنبه (اول اوت / ۱۰ تيرماه) به شبکه تلويزيونی «ان بی سي» گفت، عمليات نظامی عليه ايران مي‌‌تواند «پيامدهای ناخواسته‌ای داشته باشد که دشوار بتوان آنها را پيش‌بينی کرد، آن‌هم در منطقه‌ای به شدت بي‌ثبات در جهان».







ژنرال مولن که با برنامه "ملاقات با مطبوعات" در شبکه «ان بی سي» سخن مي‌گفت، هم‌زمان تصريح کرد که اجازه دادن به ايران برای ساخت سلاح هسته‌ای نيز پذيرفتنی نيست. وی افزود: «صادقانه بگويم، من به شدت نگران نتايج هر يک از اين دو رويکرد هستم.»







به گزارش خبرگزاری فرانسه، مولن ابراز اميدواری کرد که ترکيبی از تلاش‌های ديپلماتيک بين‌المللی و تحريم‌ها عليه ايران بتواند رهبری جمهوری اسلامی را برای متوقف ساختن برنامه غني‌سازی اورانيوم ترغيب کند؛ برنامه‌ای که بسياری آن را تلاشی غيرقانونی برای رسيدن به سلاح اتمی مي‌دانند.







مولن ابراز اميدواری کرد که اين تلاش بين‌المللی به نتيجه برسد، ولی هم‌زمان تصريح کرد که «گزينه‌ی نظامی روی ميز است و روی ميز هم باقی خواهد ماند».







رئيس ستاد مشترک ارتش ايالات متحده آمريکا اظهار داشت: «اميدوارم ما به اين مرحله نرسيم، ولی اين گزينه‌‌ای بسيار مهم است».







وی در برابر اين پرسش که آيا ارتش آمريکا طرحی برای حمله به ايران دارد گفت، چنين طرحی وجود دارد، ولی او اين عمليات را طراحی نکرده است.







بايد اشاره کرد که جمهوری اسلامی ايران تأکيد دارد، برنامه‌ی غني‌سازی اتمی ايران تنها اهدافی صلح‌آميز را دنبال مي‌کند. کشورهای غربی به شدت مظنون هستند که ايران در صدد دستيابی به سلاح اتمی است. از اين رو تحريم‌های گسترده‌ی بين‌المللی عليه جمهوری اسلامی به تصويب رسيده‌‌اند.




10 مرداد 1389    22:00
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:27 11 مرداد 1389
شما آمريكائيها هم دروغ مي گوييد

نام:  
ای-ميل:  
21:22 11 مرداد 1389
تردیدش موقعی رفع میشه که عواملش در ایران یعنی ملاها در حال سقوط باشند.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :چهار زندانی اعتصاب کننده اوين به بهداری منتقل شدند

کلمه :ضيا نبوي، مجيد دري، علی مليحی و غلامحسين عرشی از زندانيان سياسی اوين که از چند روز پيش دست به اعتصاب غذا زنده اند ، به بهداری اوين منتقل شدند .



طبق اخبار رسيده از زندان اوين به کلمه ، ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل و فعال دانشجويی ،علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم، مجيد دری دانشجوی ستاره دار و غلامحسين عرشی از شهروندان معترض به نتايج انتخابات ديروز به خاطر وخامت وضعيت جسمی شان به بهداری زندان منتقل شدند . آنها پس از دريافت خدمات اوليه پژشکی و زدن سرم دوباره به سلول انفرادی بازگردانده شدند .اين زندانيان به اعتصاب غذای خود ادامه دادند .

اين چهار نفر که دچار ضعف شديد جسمانی شده و پزشکان به آنها توصيه کرده اند اعتصاب غذای خود را بشکنند ، همچنان به همراه دوازده نفر ديگر به اعتصاب خود ادامه می دهند.



همچنين مجيد توکلی ، فعال دانشجويی هم وضعيت عمومی نامناسبی دارد اما حاضر نشده برای دريافت خدمات اوليه پزشکی از جمله دريافت سرم به بيمارستان زندان اوين منتقل شود .حال وی و ساير زندانيان اعتصاب کننده از جمله بهمن احمدی امويی و عبدالله مومنی نيز نامساعد گزارش شده و رو به وخامت می رود .



خانواده اين زندانی های عقيدتی سياسی به شدت درباره سلامت آنها اظهار نگرانی می کنند و خواهان ملاقات با عزيزان شان هستند .



پيش از اين نيز پيمان کريمی آزاد ،از بازداشت شدگان روز عاشورا که به بيماری ديابت مبتلاست به بيمارستان منتقل شد. از وضعيت سلامتی وی که دچار بيهوشی شده بود خبری در دست نيست .اما شنيده ها حاکی است او همچنان در بيمارستان بستری است .



بهمن احمدی امويی روزنامه نگار، حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تجکيم، علی پرويز فعال دانشجويي، حميدرضا محمدی فعال سياسي، جعفراقدامی فعال مدني، بابک بردبار عکاس خبري، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق، کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، کيوان صميمی روزنامه نگار و محمد حسين سهرابی راد از ديگر زندانيان بند ۳۵۰ اوين هستند که از روز دوشنبه گذشته در اعتراض به رفتارهای توهين آميز ماموران و مسولان زندان اوين و بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و همچنان در اعتصاب غذا به سر می برند .ماموران وزارت اطلاعات و مسوولان زندان اوين اين زندانيان را که خواستار حقوق اوليه و انسانی شان بودند ،تهديد کرده اند که در اوين کهريزک دوم به پا خواهند کرد.



خانواده اين زندانيان دربند خواهان رسيدگی دادستان تهران به وضعيت اين زندانيان هستند زندانيانی که به گفته اين خانواده ها جان شان در خطر است .




10 مرداد 1389    20:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :تکليف پرونده های شش زندانی سياسی محکوم به اعدام مشخص نيست

روز: پس از رد درخواست اعاده دادرسی وکيل جعفر کاظمی از سوی ديوان عالی کشور و ارجاع پرونده اين زندانی سياسی به شعبه اجرای احکام، روزنامه کيهان خبر داد که 6 زندانی در انتظار اعدام هستند اما خانواده ها و وکلای اين زندانيان سياسی گفته اند تکليف پرونده های ايشان مشخص نيست.



عبدالرضا قنبري، محسن و احمد دانش پور مقدم، علی آقاياری و علی صارمی ازجمله افرادی هستند که به اعدام محکوم شده اند.



مهدی حجتي، وکيل علی آقاياری به "روز" می گويد:" پرونده موکل من به اتفاق پرونده آقای کاظمی به ديوان عالی کشور ارجاع شده بود و من درخواست اعاده دادرسی برای موکلم کرده بودم اما تاکنون هيچ پاسخی نداده اند و هنوز نميدانيم درخواست ما مورد پذير قرار گرفته يا رد شده است."



وی می افزايد:" پرونده موکلم در شعبه 31 ديوان عالی کشور است و من امروز به اين شعبه مراجعه خواهم کرد تا ببينم تکليف پرونده موکلم چيست و اميدوارم با توجه به مستندات و مدارکی که ارائه کرده ايم با تقاضای ما برای اعاده دادرسی موافقت شود."



محسن دانش پور مقدم و احمد دانش پور مقدم، پدر و پسری هستند که به اعدام محکوم شده اند. دادستان تهران پيش از اين از درخواست عفو از سوی اين پدر و پسر و هم چنين عبدالرضا قنبری خبر داده بود.



ميثم دانش پور مقدم فرزند ديگر محسن دانش پور مقدم می گويد:" بعد از اينکه دادستان اعلام کرد پدر و برادرم درخواست عفو کرده اند، پرونده آنها همچنان مسکوت مانده و ما هيچ خبری از نتيجه درخواست عفو آنها نداريم."



وی می افزايد:" حکم پدر و برادرم در دادگاه تجديد نظر تاييد شده اما متاسفانه ما حکم را نديده ايم و نسخه ای از حکم را نه در اختيار پدر و برادرم و نه در اختيار ما قرار نداده اند که بتوانيم به ديوان عالی کشور ارسال و تقاضای اعاده دادرسی کنيم و همچنان منتظريم ببينيم نتيجه درخواست عفو چی می شود."



آقای دانش پور که حکم سه عضو ديگر خانواده اش از اعدام به حبس تبديل شده می افزايد:" وکيل مادرم آقای شريف است و با تمام تلاش های دکتر شريف و ما اجازه ندادند که ايشان وکالت پدر و برادرم را بر عهده بگيرند. ايشان سه بار وکالت نامه را به داخل زندان فرستادند و پدر و برادرم امضا کردند اما متاسفانه وکالت نامه از زندان بيرون نيامد."



وی می افزايد:" هنوز پرونده ها بلاتکليف است و به ما هم چيزی نمی گويند. بعد از اينکه دادستان اعلام کرد درخواست عفو کرده اند، 80 نفر عفو شدند که پدر وبرادرم جزو اين 80 نفر نبودند امارئيس قوه قضاييه برای 708 نفر ديگر نيز درخواست عفو کرده است و ما نميدانيم تکليف پدر و برادرم چی می شود. به شدت نگران هستيم بخصوص برای پدرم که يک پيرمرد 70 ساله است و حتی قدرت راه رفتن هم ندارد و ساير هم پرونده ای های ايشان نيز رسما در دادگاه شهادت داده اند که او بی گناه است اما در کمال تعجب هم دادگاه بدوی به اين مساله توجهی نکرد و هم دادگاه تجديد نظر و حکم اعدام را صادر و تاييد کردند."



آقا دانش پور سپس ضمن گلايه از رسانه ها و افکار عمومی می گويد:" ما که دستمان بسته است و هيچ کاری جز انتظار و اميد به عفو برای جرمی ناکرده ، نداريم اما گويا رسانه ها و افکار عمومی هم فراموش کرده اند که عده ای جانشان در خطر است و در خطر اعدام قرار دارند و گويا ديگر برای همه عادی شده است."



عبدالرضا قنبري، معلمی است که به اعدام محکوم شده و دادستان تهران درباره او نيز خبر از درخواست عفو داده بود.



يکی از نزديکان اقای قنبری می گويد:" همچنان از نتيجه درخواست عفو بی خبريم و پرونده نيز بلاتکليف مانده است و ما کپی حکم را نيز نداريم که به ديوان عالی کشور اعتراض کنيم و وکيل ايشان نيز تسخيری بود و هيچ خبری حتی از وکيلشان هم نداريم."



وی می افزايد:" متاسفانه وکيل تسخيری آقای قنبری از وکلای کانون وکلای دادگستری نيست و بلکه جزو وکلايی است که براساس ماده 187 قانون برنامه توسعه اقتصادی ، از سوی قوه قضائيه پروانه وکالت گرفته و نه از کانون وکلای دادگستری و ما حتی دسترسی هم به ايشان نداريم که بدانيم چه اقدامی کرده اند يا خواهند کرد و آيا کپی حکم را دارند که بتوانيم تقاضای اعاده دادرسی بکنيم يا نه. از طرفی خبر نداريم درخواست عفو نيز به چه صورتی بوده و هنوز هيچ جوابی نداده اند و به شدت نگران هستيم."



نسيم غنوي، وکيل جعفر کاظمي، هفته گذشته خبر از رد درخواست اعاده دادرسی برای موکلش داده بود او می گويد:" پرونده موکلم به شعبه اجرای احکام ارجاع شده و متاسفانه هيچ کاری برای جلوگيری از اعدام ايشان از ما ساخته نيست."



او می افزايد: "ما اميدوار بوديم شعبه 31 ديوان عالی کشور به توجه به مستندات ما و شواهد موجود در پرونده ، درخواست اعاده دادرسی ما را بپذيرد اما متاسفانه درخواست ما رد شد و از نظر قانونی هيچ اقدام ديگری از ما ساخته نيست."



به گفته خانم غنوي، موکلش در شرايطی ، متهم به محاربه و محکوم به اعدام شده است که در بازجويی ها و در دادگاه هيچ يک از اتهامات را نپذيرفته بود .



آقای کاظمی که از زندانيان سياسی دهه شصت بود64 سال دارد و 27 شهريور ماه بازداشت و به محاربه از طريق هواداری سازمان مجاهدين خلق متهم شده است.



براساس گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر، رودابه اکبري، همسر جعفر کاظمي، طی نامه‌ای از دبير کل سازمان ملل برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته است.




10 مرداد 1389    20:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :ارتش بيکاران؛ کمبود شغل در کنار اخراج کارگران

کلمه:بحران بيکاری وتعطيل شدن واحد های صنعتی ديگر قابل انکار نيست.اين اتفاق در حالی رخ می دهد که دولت فعلی در ۵سال پيش با روی کار آمدن، تبليغات گسترده ای در حل مساله بيکاری در کوتاه ترين مدت ممکن می کرد. در اين خصوص بسياری از طرح ها مانند وام های خود اشتغالی را اجرا کرد که ثمره آن فقط رشد نقدينگی وبه تبع آن تورم بود . بی آنکه اشتغال مورد نظر صورت گيرد. با اين حال محمود احمدی نژاد، اعلام کرده که نرخ بيکاری تا پايان دولت دهم تا حدود سه چهار درصد کاهش پيدا کند.



به گزارش « ايلنا»، محمود احمدی نژاد در اين ارتباط بر تقويت و تشکيل تعاوني‌های کوچک که به گفته او، اشتغال‌زايی فراوانی به دنبال دارد، تأکيد کرد.در اين ميان، به نوشته سايت « خبرآنلاين»، بر اساس برآورد ۱۰ کارشناس اقتصادی ايران، ميزان نرخ بيکاری در ايران، سه درصد بيشتر از ميزان اعلام شده توسط مرکز آمار و معادل ۱۴,۶ درصد است که در سال آينده به ۱۵,۹ درصد می رسد.



هرچند آمار بيکاری چندی است که توسط مراکز رسمی اعلام نمی شود اما بر اساس آخرين آمار مرکز آمار ايران و ساير مراکز دولتي، نرخ رسمی بيکاری از حدود ۱۲ درصد در سال گذشته به ۳/۱۲ درصد در سال جاری افزايش يافته است.وطبق برآوردهای موسسات دولتی ديگر مانند بانک مرکزی و حتی وزارت کار، اکنون نرخ بيکاری بالاتر از ۱۲ درصد است که البته اين محافظه کارترين برآورد است. طبق نظر اقتصاددان های دولتي، اين ميزان بالاتر از ۱۵ درصد است، ولی آن را مطرح نمی کنند و به نظر می رسد نرخ بيکاری تا پايان امسال به ۱۸درصد برسد.



در رويدادی ديگر رئيس کميسيون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران گفت: «به دليل نداشتن يک متولی و پاسخگوی مشخص ، معضل سرچهار راه نشينی کارگرهای فصلی همچنان بدون حل باقی مانده است. »



مرتضی طلايی همچنين تصريح کرد :«متاسفانه عدم فعاليت مفيد کارخانجات کوچک تجاری در شهرک‌های صنعتی و آزاد شدن نيروی کار در اين شهرک‌ها، به تعداد کارگران فصلی سرگردان در سر چهارراه‌ها اضافه کرده است»



در اين راستا برخی اقتصاددان های مستقل معتقدند که نرخ بيکاری به واسطه دگرگونی تعريف بيکار و شاغل، در آمار دولتی پايين نشان داده می شود و اگر بخواهيم تعريف بيکاری را بر اساس استانداردهای بين المللی ۴۰ ساعت کار در هفته تعريف کنيم، نرخ بيکاری بسيار بالاتر است و ميزان بيکاری غير رسمی که در آمارها اعلام نمی شود نيز بسيار بالاتر است.



بنا بر اين گزارش ونقل از ايسنا ،«در نخستين جلسۀ عالی شورای اشتغال امسال معاون اول محمود احمدی نژاد، و ديگر مقامات دولت دهم ضمن اعتراف به فراگير شدن بحران بيکاری مشکل اصلی کشور و دولت را در حال حاضر مسألۀ اشتغال ناميدند. آمار رسمی دولت نشان می دهد که بيکاری با شيب تندی در حال پيشروی است، به طوری که تنها در پائيزسال گذشته بيش از ٢۴٪ جوانان بين ١۵ تا ٢۴ سال بيکار بوده اند»



بر اساس آمار رسمی ٨٧٪ بيکاران کشور را جوانان بين ١۵ تا ٣٠ سال تشکيل می دهند و در اين ميان ۴۵٪ بيکاران جوان شامل فارغ التحصيلان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور هستند.



کارشناسان اقتصادی از جمله عوامل افزايش بيکاری را در کشور کاهش سرمايه گذاری اعم از داخلی و خارجي، کاهش بودجه های عمرانی و هدايت بودجه های مصوب عمرانی به سوی هزينه های جاری دولت، فرار سرمايه ها، کاهش امنيت، فضای نامناسب و پرخطر کسب و کار، وضعيت وخيم صنعت، حجيم تر شدن هزينه های دولت و نيز واردات قاچاق می دانند که به گفتۀ رئيس کميسيون صنايع مجلس دست کم به ١٧ ميليارد دلار در سال بالغ می شود.



در اين خصوص سايت خبر آن لاين در گزارشی به اين مورد پرداخت. بنا بر اين گزارش «به گفتۀ هادی ايزدپرست، دبير انجمن صنفی کارفرمايی چرمسازان استان خراسان رضوي، در نتيجۀ ورود قاچاق کفش های چينی و تايلندی به کشور، از مجموع ۶۵ کارخانه چرمسازی اين استان تنها ٢٠ کارخانه باقی مانده و مابقی تعطيل و ورشکسته شده اند. »



همچنين در قالب همين گزارش رئيس اتحاديه توليدکنندگان و فروشندگان کفش استان اصفهان می گويد:« تنها در سال جاري، به دليل ورود بی رويه کفش های چيني، دست کم ۵٠٪ از مجموع هزار واحد توليد کفش اصفهان تعطيل شده اند. به اين ترتيب، ٢۵٠٠ کارگر اين واحدها هم اکنون بيکار هستند.»



در اين خصوص يک روزنامه نگار به جرس گفت:«سياست تثبيت نرخ ارز که عملاً دلار دوهزار و پانصد تومانی را به طور تصنعی به هزار وخورده ای تومان کاهش داده، واردات کالا را اعم از قاچاق و غيرقاچاق پرسود و بنگاه های توليدی را يکی پس از ديگری ورشکسته و تعطيل کرده است. »



همچنين «در استان خوزستان بسته شدن ١٣ واحد بسته بندی خرما به بيکار شدن ۴٠٠٠ کارگر منجر شده است. معاون اتحاديه خشکبار استان خوزستان می گويد که اگر وضع به همين منوال ادامه يابد به زودی حتی يک واحد توليدی هم نخواهد توانست در اين استان فعاليت کند و در نتيجه حدود ٢٠ تا ٢۵ هزار نفر به خيل بيکاران خواهند پيوست.»



اين در حالی است که به گفته سايت آفتاب «اخراج گستردۀ کارگران از آغاز سال جاری در واحدهای مختلف توليدی کشور شدت بيشتری گرفته است. پس از اخراج کارگران کارخانه سامان نوبت به اخراج کارگران مخابرات سقز رسيد و بعد از آن موج بيکاری واحدهای مختلف کشور از آذربايجان شرقی تا کرمانشاه، ايران صدرای بوشهر، لوله سازی اهواز، ايران تفال ساوه، کشت و صنعت شمال، توزين گر، پايا، هوايار و صدها کارگاه ريز و درشت را دربرگرفت. حتی شرکت های بزرگی مانند ايرالکو، شرکت ملی سُرب و روي، واگن سازی پارس از گزند موج های گستردۀ بيکاری در امان نمانده اند.»



بنا بر گزارش های منابع موثق :«تمام کارخانه های بزرگ صنعتی در حال پاکسازی نيروهای قراردادی خود هستند و حتی کارگران ماهر قراردادی با بيش از ۱۵ سال سابقه ی کار نيز در بين اخراجی ها قرار دارند مديران غولهای صنعتی ورشکسته به کارگران رسمی خود فشار آورده اند که با قبول بازنشستگی پيش از موعد از کارخانه ها خارج شوند. »



اين در حالی است که قطب جديدسرمايه داری در ايران يعنی سپاه پاسداران نيز به هيچ وجه توان مديريتی و علمی لازم برای ادامه ی چرخه توليد اين کارخانه ها را نداشته و ندارند وچندی پيش نيز قرارگاه خاتم (وابسته به سپاه ) از پارس جنوبی به علت عدم توانايی وبه بهانه تحريم کنار کشيد. مهره ها و شرکتها و بنگاه های اقتصادی ديگر وابسته به سپاه پاسداران در ادامه ی به دست آوردن پروژه های تجارت دريايي، صادرات و واردات کالاهای اساسی (برنج،چاي،شکر و ) هستند وبرخی گزارش ها به دست داشتن سپاه درواردات کالاهای قاچاق (مشروبات الکلي، ديش و رسيورماهواره، مواد مخدر و ) اشاره می کند.، در واقع سپاه در ۵سال گذشته به همه ی گلوگاه های سودآور بازار ايران به صورت سازماندهی شده ورود کرده است.ولی به دليل فقدان علم ودانش لازم در بين وابستگان سپاه و روح دلالی حاکم بر مناسبات اقتصادی اش اين تصاحب ها به کساد واز بين رفتن توان توليدی کشور انجاميده است.




10 مرداد 1389    15:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :دستگيری و بازداشت يک درويش گنابادی در لرستان

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:صبح روز شنبه 9 مرداد 1389 پرويز ملک شاهی از دراويش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان الشتر از توابع استان لرستان دستگير و به نقطه نا معلومی منتقل شد.



ساعت 11 صبح روز شنبه نهم مردادماه ، اداره اطلاعات الشتر طی تماس تلفنی از ملکشاهی می خواهد تا خود را به ستاد خبری اطلاعات معرفی نمايد که نامبرده در پاسخ مأمورين امنيتی اظهار می دارد به دليل غيرقانونی بودن اينگونه احضارها ، حاضر به حضور در اداره اطلاعات نمی باشد.



پس از يکساعت، مأمورين انتظامی و اطلاعاتی بدون مجوز قانونی وارد منزل وی شده و ضمن تفتيش و بازرسی و ضبط کتب عرفانی و اقلام فرهنگي، ملكشاهى را بازداشت و به محل نامعلومی منتقل می سازند و در حال حاضر از محل نگهداری وی خبری در دست نيست .



پرويز ملکشاهی معلم و از فرهنگيان باسابقه الشتر بوده و مجالس شبهای جمعه دراويش در اين شهرستان در منزل وی برگزار می شود.

طی ماههای اخير اين درويش گنابادی بارها مورد احضار غيرقانونی و تهديد مأمورين اطلاعات به اخراج از کار، قرار گرفته است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



10 مرداد 1389 برابر با 01 اگوست 2010




10 مرداد 1389    12:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:23 10 مرداد 1389
درویش، ملا، بهایی و ام«الهم یکی هستند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :خودکفايی بنزين از شعار تا واقعيت

کلمه:زمانی که در ايام انتخابات مهندس ترکان که آن زمان معاونت برنامه ريزی وزارت نفت را بر عهده داشت از نادرست بودن اطلاعات و آمارهای ارائه شده توسط رئيس دولت در حوزه انرژی خبر داد بلافاصله حاميان دولتی اقدام به تکذيب افشاگری های وی نمودند.



اکنون با گذشت بيش از يکسال از ان روزها و جنجالها امروز همچنان احمدی نژاد هر روز آماری غيرواقعی در حوزه صنعت نفت و علی الخصوص بنزين اعلام می نمايد و زيردستان و مشاورانش نيز يا مهر تائيد برسخنان وی می زنند و حتی در برخی موارد نيز با تآسی به سياستهای دولتی خود نيز اقدام به نظر جعل و ارائه امارهای خلاف واقع می کنند.



بطور مثال سردار رويانيان در هر مصاحبه رقم بنزين توليد داخلی را ميليونها ليتر افزايش می دهد منجمله در دو سخنرانی به فاصله يکماه در اواخر سال گذشته- ظرفيت توليد بنزين در داخل کشور را اول ۱۶ ميليارد ليتر در سال و در سخنرانی بعدی ۱۷ ميليارد ليتر اعلام نمود. که البته رقم اوليه نيز با آمار رسمی توليد کشور منتشر شده در سايت وزارت نفت تفاوت جزئی در حد يک ميليارد بشکه داشت.شايد با اين گونه مصاحبه ها بتوان در خبرهای خبرگذاری رسمی دولت به خودکفايی در توليد بنزين دست يافت اما واقعيت چيزی بغير از اين شعارها و دروغهای تبليغاتی است.



***



ايران با توليد ميانگين روزانه ۴۳ ميليون ليتر و واردات ۲۵ ميليون که حدود ۳۵-۴۰% مصرف بنزين کشور را تشکيل می دهد دومين وارد کنند بزرگ بنزين در دنيا است.



مصرف بنزين موتور در کشور با احتساب ميانگين روزانه کمتر از ۷۰ ميليون ليتر مصرف روزانه به ۲۵ ميليارد ليتر در سال بالغ می شود که از اين مقدار روزانه حداکثر ۴۵ ميليون ليتر آن به در داخل کشور و در پالايشگاه های آبادان، اراک، اصفهان، بندرعباس، تبريز، تهران، شيراز، کرمانشاه و لاوان توليد و ۲۵ ميليون ليتر مابقی نيز به صورت بنزين سوپر وارد کشور می شود.



(رقم مصرف بنزين موتور در کشور از سوی نهادهای رسمی همواره بدون احتساب روزانه ۴ ميليون ليتر بنزين سوپر مصرفی اعلام می شود تا کمتر به نظر برسد)



در حالی که برخی از پالايشگاه های داخلی مانند پالايشگاه آبادان اگرچه حدود ۲۰% توليد بنزين کشور را برعهده دارد اما به دليل قدمت زياد و فرسوده بودن تجهيزات آن در برخی از روزهای سال از مدار توليد خارج می شود و در زمان توليد نيز بنزينی با کيفيت و عدد اکتان بسيار پايين و با قيمت تمام شده بالا توليد می کند تا جايی که به گفته يکی از کارشناسان قيمنت بنزين توليد شده در پالايشگاه ابادان با توجه به کيفيت ان دوبرابر قيمت بنزين در بازارهای خليج فارس است.



اما در مقابل مصرف بنزين در کشور نه تنها هيچگاه دچار تعطيلی نمی شود بلکه با افزايش تعطيلات حتی گاه تا ۸۸ ميليون ليتر در روز نيز افزايش می يابد.



صادرات بنزين از پروژه های ناتمام و طرح های انجام نشده



از ميان پروژه های تبليغی دولت نهم که در مصاحبه ها به افزايش ظرفيت توليد ايران و ورود به جرگه صادرکنندگان بنزين بعد از افتتاح آنها صحبت می شود پنج پالايشگاه هرمز- خوزستان- پارس- آناهيتا- شهريار و کاسپين هنوز در مرحله طراحی اوليه و تملک زمين قرار دارند و فقط پالايشگاه خليج فارس يا ”ستاره “ که پالايشگاه تک منظوره برای توليد بنزين شناخته می شود با برنامه توليد ۳۵ ميليون ليتر روزانه بنزين تاکنون ۴۵% پيشرفت در مراحل سيويل داشته و بنابر اعلام وزيرنفت تا پيش از سال ۱۳۹۲ به بهره برداری نخواهد رسيد.



تمامی پنج پالايشگاه ديگر مطابق برنامه ريزی های اوليه انجام شده می بايستی تا پايان امسال و سال آينده به بهره برداری و پيش راه اندازی می رسيدند در حالی که به علت فقدان مديريت هيچکدام تا کنون حتی وارد مراحل اجرايی اوليه پروژه نيز نشده اند.



از ۵ طرح افزايش ظرفيت پالايشگاه های موجود که شامل: افزايش توليد بنزين پالايشگاه بندرعباس، بنزين سازی پالايشگاه اصفهان، احداث مجتمع کت کراکر ( بنزين سازی) پالايشگاه آبادان، بنزين سازی پالايشگاه تهران، بنزين سازی پالايشگاه تبريز می شود و مطابق قرارداد می بايست در سال ۱۳۸۸ به مرحله بهره برداری برسند پس از گذشت يکسال از پايان قرارداد ميانگين پيشرفت اين ۵ پروزه حدود ۵۰% است.



ذخاير استراتژيک



در حالی که در بسياری کشورهای دنيا ذخيره استراتژيک بنزين با توجه به شرايط اقليمی و جغرافيايی مصرف و همچنين تبخير بالای بنزين حداکثر برای مصرف۱۰ روزه الی دو هفته کشور است در ايران اين ذخاير که با تغيير کاربری مخازن نگهداری مشتقات مختلف نفتی در سالهای گذشته افزايش يافته است و امروز با حجم حدود ۸/۱ ميليارد ليتر توان پاسخگويی به نياز سه هفته کشور به سوخت را تامين می کند.



اما از اين ميزان نيز نزديک به ۲/۱ ميليارد ليتر آن بنزين موجود در ۱۷ ميليون کارتهای سوخت شهروندان است که هر زمان و بخصوص در شريط تحريمهای احتمالی برای دريافت بلافاصله آن اقدام خواهند کرد.



جايگزين کردن گاز مايع به جای بنزين



يکی از شعارهای اصلی احمدی نژاد برای حل مشکل بنزين دوگانه سوزکردن خودروها و جايگزينی CNG به جای بنزين در خوردورها بود اما عليرغم شعارها و وعده های دولتی مبنی بر تجهيز ساليانه ۱۰۰۰ جايگاه عرضعه گاز سی ان جی به خودرو ها بعد از سه سال تنها ۳۰ درصد از وعده ها عملی شده و اکنون در سراسر کشور حدود ۱۲۰۰ جايگاه عرضه گاز مايع به فعاليت می پردازند که اين رقم شامل جايگاه های فوق العاده کوچک با دو يا ۴ نازل سوختگيری و جايگاه هايی که فقط به خودروهای عمومی خدمات می دهند نيز می شود.



در حالی که نزديک به دو ميليون دستگاه خودرو در کشور با صرف هزينه های بالا دوگانه سوز شده اند اما هيچ زيرساختی برای استفاده آنها از گاز مايع وجود ندارد.



همچنين به دليل غير کارسشناسی بودن اين طرح و اجرای آن بدون توجه به وضعيت خوردوهای موجود در کشور با توجه به اينکه گاز توانايی فشرده شدن تا عدد تراکم ۱۲ را دارد خودروهايی که بتوانند در موتور خود از نزديکترين ضريب به اين تراکم استفاده کنند راندمان بهتری خواهند داشت اما تغيير سيستم سوخت رسانی خودرو های ارزان قيمت و با درجه تراکم سوخت پايين مانند پژو آر دی و پرايد با نسبت يک به ‌۵/۸ اگرچه ممکن است موجب جذابيت صوری برای خريداران بود اما تبعات بلند مدت مخربی بر محيط زيست در پی دارد.



عدم سرمايه گذاری در شبکه انتقال و جايگاه های عرضه بنزين



در مورد تجهيز جايگاه های عرضه بنزين در سالهای اخير به دليل عدم حمايت دولت در جايگاه های سوختگيری کشور هر نازل بيش از ۶ هزار ليتر بنزين به خودروها تحويل می دهددر حالی که بر اساس استانداردهای جهاني، هر نازل می بايست حداکثر ۳ هزار ليتر در روز بنزين به خودروها تحويل دهد و همين امر موجب فرسودگی بالای نازلهای سوخت و کاهش شديد راندمان انها می شود.



در شرايط کنونی روزانه ۵۰۰ هزار ليتر به ارزش سالانه يک هزار ميليارد ريال از بنزين در کشور بر اثر تکنولوژی پايين و فرسودگی نازلهای سوختگيری و ساير مشکلات شبکه توزيع به صورت بخارات بنزين وارد هوا شده و موجب الودگی محيط زيست را پديد می اورد.



بی اعتنايی به کيفيت محصول و اثرات مخرب زيست محيطی



بنابر استانداردهای بين المللی اکتان بنزين سوپر بالاتر از ۹۵ و معمولا در سطح ۹۷ قراردارد و روزانه حدود ۱۵ ميليون ليتر بنزين سوپر با اکتان بالاتر به بنزين خام توليد پالايشگاههای داخلی برای افزايش عدد اکتان آن اضافه می شود



بر اساس قانون در ايران عدد اکتان بنزين معمولی ۸۷ و برای بنزين سوپر ۹۵ است، اما متاسفانه به دليل استفاده از روش غيرعلمی ترکيب انواع بنزين برای بالابردن اکتان به جای افزايش کيفيت بنزين توليدی و همچنين کيفيت فوق العاده پائين بنزين توليد شده در برخی از پالايشگاههای کشور اخبار متعدد از عرضه بنزين معمولی با اکتان ۸۰-۸۵ در شهرستانها و بنزين سوپر با اکتان متغير ۹۰-۹۲ بسته به موقعيت جغرافيايی جايگاه عرضه ، حکايت دارد. در حاليکه سازمان حفاظت از محيط زيست بارها نسبت به مخاطرات ناشی از آلايندگی بنزين با اکتان پائين تر از ۹۰ هشدار داده است.



در کشوری مانند لبنان عليرغم مشکلات فراوان استقرار سيستم مديريت سوخت، جنگهای داخلی و حملات نظامی به زير ساختهای پخش انرژی در حال حاضر بنزين معمولی با اکتان بالاتر از ۹۲ و بنزين سوپر با اکتان ۹۷ توزيع می گردد اما در پايتخت يکی از بزرگترين صادرکنندگان مواد نفتی کيفيت پائين بنزين موجب ايجاد مشکلات فراوان برای خودروها می گردد.



طرح ضربتی خودکفايی در توليد بنزين : توهم يا واقعيت



منوچهر آقانژاد مدير عامل شرکت صنايع پالايش نفت ايران شهريور سال گذشته از اجرای طرح افزايش ضربتی توليد بنزين در کشور خبر داد و افزود: با اجرای اين طرح ميزان توليد بنزين ظرف مدت ۲۴ ساعت حدود هفت ميليون ليتر افزايش مي‌يابد.



اما اين رقم با هر مصاحبه افزايش يافت ميرکاظمی وزير نفت در يک مصاحبه در پاسخ به سئوالات خبرنگاران افزود: با طرح های ضربتی که در شرکت پتروشيمی صورت گرفته اکنون پتروشيمی آمادگی توليد ۵/۱۴ ميليون ليتر بنزين را دارد و در اخرين رقم اعلام شده رييس دولت دهم روز دوشنبه در گفت وگوی خود با خبرنگاران رسانه ها تاکيد کرد: در صورت نياز ظرف مدت يک هفته می توانيم توليد بنزين خود را ۲۰ ميليون ليتر افزايش داده و در اين زمينه خودکفا شويم.



به طور کلی روش اصلی مطرح شده برای خودکفايی کوتاه مدت در توليد بنزين طرح افزودن مکملهای آروماتيک به بنزين پايه يا موادی چون ”نفتا“ و ”لايت اند “ می باشد.



و برای انجام چنينی طرحی می بايست بسياری از کارخانجات پتروشيمی نظير کارخانجات آروماتيک عسلويه را تعطيل کرد و همچنين قيمت بنزين تمام شده در چنينی وضعيتی حدود ۳۰% بالاتر از نرخ بنزين سوپر در منطقه خليج فارس خواهد بود.



خودکفايی ۴۸ ساعته از واردات به دليل بالابودن افزونه های آلاينده آروماتيک PAH به اين محصول که حدودا ۱۰۰% بيش از ميزان مجاز می باشد بايد بررسی های دقيق و جدی در مورد مخاطرات زيست محيطی و همچنين تاثيراحتمالی استفاده از اين سوخت بر سلامتی شهروندان نظير افزايش مخاطرات حمله قلبی صورت پذيرد.



چنين طرحی اگرچه بر روی کاغد و در گفته های مشاوران و برخی مديران نفتی مطرح می شود اما بطور مثال حتی در صورت صحت ادعای رئيس دولت شبکه مخازن و توزيع سوخت کشور برای واردات سوخت از چند مبداء طراحی شده و آمادگی انبارش و توزيع اين مقدار سوخت از حاشيه کارخانجات پتروشيمی و آروماتيک را ندارد.




10 مرداد 1389    12:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد:اسيدپاشى صورت عضو شوراى شهر را سوزاند

آتى نيوز

افراد ناشناس با اسيد سولفوريک يکى از اعضاى شوراى اسلامى مياندواب را سوزاندند.



شب گذشته دو فرد ناشناس سوار بر يک دستگاه موتور سيکلت با نزديک شدن به خودروى کرمعلى مرادى يکى از اعضاى شوراى اسلامى شهر مياندواب با پاشيدن اسيد به سر و صورت اين عضو شورا او را به شدت مصدوم کردند .

به علت جراحات وارد شده به مرادي، وى براى ادامه معالجات به بيمارستان هاى اروميه اعزام شده است .

در اين حادثه يکى از همراهان اين عضو شورا نيز که از نزديکان وى بود در اثر پاشيده شدن اسيد آسيب ديد .

هنوز تلاش نيروى انتظامى براى شناسايى و دستگيرى مسببان اين حادثه به جائى نرسيده است
10 مرداد 1389    11:19
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :پای صحبت يکی از دستگير شدگان 18 تير که به کهريزک منتقل شده بود

http://maadaraan.tk/
">http://maadaraan.tk/

پای صحبت يکی از دستگير شدگان 18 تير که به کهريزک منتقل شده بود:

روز 18 تير ساعت 5/3-4 به چهارراه وليعصر رسيدم به سمت ميدان رفتم تا يک حدی شلوغ شده بود هر چه به سمت پايين می آمديم مردم بيشتر می شدند مردم شعار می دادند، ماموران آنها را متفرق می کردند چند بار در جاهايی بودم که از پشت و جلو به ما حمله می کردند نيروی انتظامی و لباس شخصی و گارد ويژه سعی می کردند ما را محاصره کنند و به ما حمله می کردند خيلی باتوم خوردم ولی چند بار توانستم فرار کنم. برای استراحت کنار خيابان نشستم و منتظر اينکه دوباره جمع شويم و اعتراض شروع شود و شعار بدهيم که يکی از لباس شخصی ها مرا صدا کرد

اول ترسيدم که مرا شناخته باشد ولی راه فرار نداشتم چون تمام آنجا را نيروی انتظامی پر کرده بود در همين حال بودم که از پشت يک نفر مرا گرفت و دستم را از پشت بست ولی چون بلوز و شلوار مشکی پوشيده بودم و ته ريش داشتم شک کردند که از بسيج باشم به دوستانش نشان داد که آيا مرا می شناسند آنها گفتند نمی شناسيم. مرا انداختند داخل ماشين ، موبايلم را گرفتند و دادند دست يک خانم اطلاعاتی. من از آن خانم خواستم که زنگ بزند و به خانواده ام خبر بدهد که مرا گرفته اند ولی با يک فحش مرا به داخل ماشين هل دادند . ماشين پر بود ما را به کلانتری 107 بردند. رفتارشان خيلی توهين آميز بود می گفتند بزنيد تا حرف بزنند. من آدرسم را درست دادم که اگر خانواده دنبالم هستند بتوانند مرا پيدا کنند. در آنجا حدود 300 نفر آورده بودند . شب گفتند غذای اينجا فقط برای پرسنل است و به شما نمی رسد، صبح شد ساعت 5/8 با پول به ما صبحانه دادند. بعد از بازجويی حدود ساعت 5/10-11 يک عده را به اوين و يک عده را به کهريزک بردند در پشت در کهريزک ماشين ها را مدتی نگاه داشتند مثل اينکه می گفتند جا نيست در هر حال ما را به داخل بردند خيلی توهين آميز با ما برخورد می کردند. وقتی وارد شديم يکی از زندانی ها که آنجا بود از دست يکی از بچه ها تکه نان بربری که داشت گرفت و با تمام ولع می خورد ، ما تازه فهميديم که کجا آمده ايم . ما را پهلوی همه لخت کردند و مشخصات می گرفتند و صدا می کردند بايد با سرعت طرف سوله می رفتيم اگر کمی آرام می رفتيم می زدند. بسيار تحقير آميز برخورد می کردند ار الفاظ بسيار زشت استفاده می کردند. در هنگام جابجايی بايد با سرعت داخل و خارج می شديم و چون در کوچک بود و تعداد زياد بچه ضربه می ديدند همه سعی می کردند که به سرعت بروند تا کتک نخورند، داخل سوله بسيار کثيف بود، مدام عرق می کرديم و زمين سوله از عرق ما خيس بود . داخل سوله کلی زندانی عادی و بقول خودشان اراذل و اوباش بودند . در مواردی آنها بچه ها را اذيت می کردند، بصورتيکه بچه ها به تنهايی حتی دستشويی نمی رفتند و جمعی به اين طرف و آن طرف می رفتند . ولی بين آنها هم بودند کسانی که با مرام بودند و هوای ما را داشتند و ديگران را تهديد می کردند که حق ندارند ما را اذيت کنند . فضای زندگی بسيار نامناسب بود حتی جا برای خواب نبود و به علت گرما توان بچه ها گرفته می شد من تمام اين چند روزی که آنجا بودم فقط دو ساعت خوابيدم. ماموران هم به دلايل مختلف شروع به زدن بچه می کردند. امير را با اينکه مريض بود می زدند بچه ها اعتراض می کردند که او را ول کنيد و ما را بزنيد ولی آنها برای اينکه بيشتر بچه ها را اذيت کنند او را می زدند. امير با اينکه حالش خيلی بد بود بچه ها را باد می زد و محسن هم همينطور مدام به بچه ها می رسيدند. محسن می گفت من برای 18 تير آمدم و به بچه ها دلداری ميداد. وقتی ديدند که بچه ها روحيه شان را باخته اند شروع به خواندن زيارت عاشورا کردند ، همه بچه ها با هم دعا می خوانديم حتی بعضی از زندانی های عادی هم با ما دعا ميخواندند و از اينکه بچه ها دعا می خوانند تعجب می کردند. حدود 20 نفری از بچه ها در قفس گذاشته بودند و شرايط سخت تری داشتند. کمی سيب زمينی کپک زده با آبی که از فاضلاب جمع کرده بودند به ما می دادند که آن هم بعد گفتند ديگر نيست . سوله ها يک پنجره کوچک داشت که از آن هم به جای اينکه هوايی وارد شود دود گازوئيل وارد می کردند. بچه ها اکثرا مريض شدند و عفونت کردند از 19 تا 23 تير آنجا بوديم با شرايط بسيار سخت زندانی ها را از پا آويزان می کردند. بعد از مدتی امدند و موهای ما را از ته زدند. محسن گفت موهايمان را می زنيد آيا می توانيد اعتقاداتمان را هم تغيير دهيد. اول نمی دانستيم که آبی که به ما دادند از کاسه توالت جمع آوری شده است ولی بعد هم که بچه ها فهميدند چاره ای جز استفاده از آن نداشتند وقتی تشنه می شدند لب می زدند. همگی بوی تعفن گرفته بوديم. فضا هم بسيار آلوده بود. وقتی چند نفری مردند آنها از پزشک ارتش خواستند که گواهی بدهد که بر اثر منژيت مرده اند حاضر نشد از پزشک قانونی خواستند که بگويد بر اثر مننژيت مردند ولی او هم زير بار نرفت خلاصه از سرباز وظيفه خواستند که گواهی بدهد که او هم داد ولی او را هم مسموم کردند و کشتند. امير می گفت دوباری که او را پيش او بردند گفت بود چيزيت نيست و برگردانده بود. روز 23 تير ما را صدا کردند و سوار اتوبوس کردند و به طرف اوين آوردند . امير همانجا تمام کرد وسط اتوبوس گذاشتند. ما را که به اوين بردند تمامی لباس هايمان را کندند و به حمام فرستادند. حتی نگهبانها با ماسک پيش ما می آمدند می ترسيدند که مريض شوند ......

بعدها فهميديم وقتی خبر شهادت محسن روح الامينی و محمد کامرانی . . . به بيرون درز کرد و به گوش خامنه‌ای رسيد ما را منتقل کردند


10 مرداد 1389    09:03
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :برزيل پيشنهاد کرد به سکينه محمدی آشتيانی پناهندگی بدهد

بى بى سى:رئيس جمهور برزيل گفته است کشورش آماده است به سکينه محمدی آشتيانی که به جرم روابط "نامشروع" به سنگسار محکوم شده پناهندگی بدهد.

لوئيس ايناسيو لولا داسيلوا روز شنبه از محمود احمدی نژاد خواست اجازه دهد "برزيل به اين خانم پناهندگی سياسی بدهد."



سکينه محمدی آشتيانی پيشتر به سنگسار محکوم شده بود اما در پی اعتراض های جهاني، دولت ايران اعلام کرد وی سنگسار نخواهد شد اما حکم اعدامش همچنان پابرجاست.



به گزارش خبرگزاری رسمی برزيل آقای لولا که از روابط خوبی با ايران برخوردار است گفـت: "اگر اين خانم مشکلاتی در آنجا ايجاد می کند، ما از او در اينجا استقبال می کنيم."



طی چند ماه گذشته برزيل تلاش های فراوانی برای حل بن بست اتمی ايران کرده و همراه با ترکيه توانست موافقت ايران را برای مبادله بخشی از اورانيم غنی شده با سوخت مورد نياز ايران جلب کند. اما شورای امنيت اين موافقت را کافی ندانست و خواستار توقف کامل غنی سازی در ايران شده است.



"حيات خلوت" آمريکا



محمود احمدی نژاد همواره از گسترش روابط ايران با کشورهای آمريکای لاتين ابراز خشنودی کرده و با افتخار از حضور ايران در "حيات خلوت" آمريکا ياد کرده است.



اما اکنون اين حيات خلوت آمريکا پيشنهادی به ايران داده که حتی خود آمريکا هم نداده است.



رئيس جمهور برزيل گفت که به قوانين ايران احترام می گذارد، اما اگر دوستی و احترامی که برای رئيس جمهور ايران و مردم ايران قائل است "ارزشی" داشته باشد کشورش می تواند ميزبان خانم محمدی آشتيانی باشد.



اين تلاش های جهانی در حالی صورت می گيرد که محمد مصطفايی وکيل خانم محمدی آشتيانی خود ناپديد شده و قوه قضائيه را متهم به گروگانگيری و اعمال فشار بر او کرده است.



او که همسر و برادر همسرش بازداشت شده اند روز شنبه طی نامه سرگشاده ای از دادستان تهران خواست آنها را آزاد کند و گفت در صورتی که دادگاه و دادرسی عادلانه ای تشکيل شود خود را معرفی می کند.



سکينه محمدی آشتيانی چهار سال قبل به اتهام رابطه "نامشروع" با دو مرد پس از فوت همسرش محکوم شده بود.



اما مدتی بعد، در جريان محاکمه مردی که به قتل همسر خانم محمدی آشتيانی متهم بود، دادگاه ديگری پرونده اوليه او را در رابطه با حوادث پيش از قتل شوهرش مورد بررسی قرار داد و اين بار او را به اتهام داشتن رابطه با يک مرد ديگر در زمان حيات شوهرش، به "زنای محصنه" محکوم و عليه او حکم سنگسار صادر کرد.



خانم محمدی آشتيانی اين اتهام را رد کرده است.



وی که دو فرزند دارد، از چهار سال قبل در تبريز در زندان است.



سکينه محمدی آشتيانی همچنين به ۹۰ ضربه شلاق محکوم شده بود که اين حکم به اجرا در آمده است.



مقام های استان آذربايجان شرقی ايران گفته اند حکم سنگسار او به طور موقت به حال تعليق درآمده تا صادق لاريجاني، رييس قوه قضائيه ايران در مورد آن تصميم گيری کند.


10 مرداد 1389    08:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:23 10 مرداد 1389
بسیار فکر خوبی است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :آمار بيکاری وزارت کار اشکالات متعددی دارد:نوشتن کلمه خانه دار مقابل عنوان شغل برای دختران يک خانواده چندان کار ِ ناآشنايی نيست

بر ساحل سلامت:کافيست سر بگردانيم تا معضلی به اسم بيکاری خيلی درشت توی چشمانمان بيايد. خود بيکاری ِ آماری يک طرف ماجراست. بيکاری پنهان يا حتی بيکاری به تعويق انداخته شده يک سوی ديگر ماجراست. آماری که وزارت کار از بيکاری در سال جاری اعلام کرده رقمی حدود يازده و نيم درصد است. حتی با توجه به شاخص هايی که رييس مرکز آمار از آن ياد می کند، اين آمار اشکالات متعددی دارد:







- اولين و مهممترين اشکال آن حذف جماعت بانوان از گستره جويندگان کار است. آمار نزديک هفتاد درصدی دختران دانشجو که بدون شک بخش بالايی از آنها به عنوان جوينده کار به حساب می آيند در آمار ناديده گرفته می شود. نوشتن کلمه خانه دار مقابل عنوان شغل ، حتی برای دختران يک خانواده چندان کار ِ ناآشنايی نيست.مگر اينکه کسی پيدا شود و به بهانه آزاد کردن ِ مدرک تحصيلی اش به اداره کار مراجعه کند و فرم درخواست کار را مستقيم پر نمايد.



- دومين گروه ِ بزرگ را جوانان فعالی تشکيل می دهند که تا سالها شغلشان می شود دانش جويی. چون مشکل بازار کار هر سال بدتر از سال گذشته اش می شود، طول مدت دانش جويی هم دائم در حال طولانی شدن است. لذا اين افراد نه بيکار قلمداد می شوند. نه هيچوقت به اداره کار برای پيدا کردن کار مراجعه می کنند تا بگونه ای بيکاريشان ثبت شود. آنها فعلا و تا زمانی نامعلوم دانشجو هستند.دولت هم شرايط را در اختيارشان قرار می دهد تا ننگ بيکاری شان بر دوش دولت نباشد. افزايش ظرفيت تحصيلات تکميلی را می توان در سال های اخير ديد و تحليل کرد.



- گروه سوم کسانی هستند که فصلی يا مقطعی کار می کنند. کسانی که ممکن است مثلا يک روز در هفته بتوانند کارگری کنند و مزدی داشته باشند. طبق شاخص های مرکز آمار کسی را که يک ساعت در هفته فعاليت مفيد انجام دهد، بيکار به حساب نمی آورند. استدلالشان هم باز می گردد به يک مثال کاملا استثنايی. مثلا می گويند برای برخی که در بورس کار می کنند يک ساعت در هفته کفاف مخارجشان را می دهد. اصلا هم توجهی به سرمايه طرف، استثنا بودن شرايط و کم شمار بودن ِ اين مثال نمی کنند.



- به مجموعه بالا حجم بالای کارهای غير توليدی و غير ثابت را اضافه کنيد. مشکل تازه گسترش يافته کارگران بی مزد را هم پيوستش کنيد.



وقتی صنعت کشور خوابيده باشد. وقتی مواد اوليه به سختی وارد شود يا انقدر غير رقابتی و بی کيفيت شود که محصول حاصل قابل رقابت و قابل استفاده نباشد. وقتی برنامه ريزی ها طوری است که توليد نيست.وقتی بانک ها هم جرات دادن اعتبار به صنعتگران را از ترس ِ عدم بازپرداخت ندارند و ترجيح می دهند وام های خود را در اختيار مشاغل سود ده و حتی بازرگانی صرف کنند. وقتی مجبوری ارز ِ حاصل از نفت را مستقيم به خورد مردم بدهی و چاره ای جز واردات همه چيز از جمله واردات ِ محصولات کشاورزی نمی ماند و آن هم پدر ِ کشاورزی مملکت را در می آورد. وقتی تصميم ها يک شبه گرفته می شوند، روی دستمان تعداد زيادی جوان ِ بيکاری می ماند که از لذت و خوشی چيزی در بساط ندارند. کسانی که ناآرامی و افسردگی را بايد به هزار و بک درد ِ بی درمان ِ ديگر درمان کنند. دردهای بی درمان ِ افسونگر، دردهای بی درمان ِ سکر آور و فراموشی آور اين روزها قيمتشان پايين آمده است. شايد با امار بيکاری و وضعيت اقتصادی بد و سرمايه گذاری های راکد جوری بازی کنيم که گويی آب از آب تکان نخورده



با وعده و وعيد نمی شود اين مشکل اساسی را حل کرد. اينکه آقای رييس دولت هی وعده کار و مسکن به ديگران بدهد، و حتی از داشتن برنامه توسعه پنج ساله سرباز زند، تناقض بزرگ است. رونق بخشيدن به اقتصاد فرمولهای خودش را دارد. متغيرهای وابسته بسياری دارد. با ناديده گرفتن آنها و دستکاری آنها نمی توان به قلل رفيعی رسيد. حتی اگر به زعم شما صاحب نيروها و استعداد انسانی بالايی باشيم. اينطور پيش برويم هر روز بايد منتظر آمار بالای مصرف مواد مخدر، آمار بالای اگسترش ايدز و بيماريهای پر خطر، آمار بالای مصرف مشروبات الکلی ، آمار بالای طلاق ، آمار بالای سقط های غير قانونی ، آمار بالای بزه و ديگر نابسامانی های اجتماعی باشيم. مشکل بزرگ هم در اين امور شيب صعودی ِ خارج از کنترل آنهاست. فروپاشی اجتماعی که شاخ و دم ندارد. از حدی که بگذرد ديگر سبز و قرمز و اصولگرا و اصلاح طلب هم نمی شناسد. حالا جميعا بنشينيم و باهم کتمانش کنيم!




10 مرداد 1389    09:42
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:20 11 مرداد 1389
آخوندها، مداحان، خدمه امامزاده ها و خیلیهای دیگر.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :تشديد نرخ بيکاری در 21 استان

مهر:نرخ بيکاری در 21 استان در سال 88 نسبت به سال 87 افزايش نشان مي‌دهد. در اين ميان، همدان و قزوين بيشترين افزايش نرخ بيکاری و خراسان شمالی هم پايين ترين نرخ بيکاری را در اين مدت تجربه کردند.

به گزارش خبرنگار مهر، بررسی روند کاهش و افزايش نرخ بيکاری در کشور طی سال 88 و همچنين مقايسه آن با سال 87 نشان می دهد که علاوه بر افزايش 1.5 درصدی نرخ بيکاری کل کشور نسبت به سال 87 از 10.4 به 11.9 درصد، در 22 استان نيز نرخ بيکاری دو رقمی بوده است و تنها 8 استان توانسته اند به نرخ بيکاری تک رقمی دست يابند.



بررسی وضعيت افزايش نرخ بيکاری نيز از رشد بيکاری سال 88 در 21 استان حکايت دارد که فقط استان مرکزی توانست نرخ بيکاری دو رقمی 11.8 درصدی سال 87 خود را به 11.2 درصد در سال 88 کاهش دهد.



کاهش نرخ بيکاری 9 استان در 88



اين گزارش می افزايد: استانهای ايلام با نرخ بيکاری 12.6 درصد در سال گذشته نسبت به 14.6 سال 87، خراسان جنوبی با نرخ 7 درصد نسبت به 10.1 درصد سال 87، خراسان شمالی با 6.4 درصد در سال 88 نسبت به 7.6 درصد سال 87، کردستان با نرخ بيکاری 10.8 درصد سال 88 نسبت به 12.5درصد سال 87، کهکيلويه و بوير احمد با 14.8 درصد سال 88 نسبت به 14.9 درصد سال 87 توانسته اند وضعيت نرخ بيکاری خود را بهبود بخشند.



همچنين استانهای گلستان با نرخ بيکاری 7.1 درصد سال 88 نسبت به 8.3 درصد سال 87، استان مرکزی با 11.2 درصد نسبت به 11.8 درصدی سال 87، زنجان با 8.4 درصد نسبت به 9.5 درصد سال 87 و هرمزگان با نرخ 6.9 درصد سال 88 به نسبت 8.4 درصد سال 87، توانسته اند نرخ بيکاری خود را بهتر کنند.



تشديد نرخ بيکاری در 21 استان



بررسی روند تغييرات نرخ بيکاری در استان آذربايجان شرقی در سال 88 نشان دهنده رشد نرخ بيکاری از 6.8 درصد سال 87 به 10 درصد در سال 88 است که اين نرخ 3.2 درصد افزايش نرخ بيکاری را نشان می دهد. اين وضعيت در آذربايجان غربی نيز به نحوی بود که نرخ بيکاری 10.3 درصدی سال 87 به 10.7 درصد در سال 88 افزايش يافت که 0.5 درصد رشد را نشان می دهد.



استان اردبيل در سال 87 دارای 9.9 درصد بيکاری بوده است که اين ميزان با رشد2.1 درصدی به 12 درصد در سال 88 رسيد. همين وضعيت در استان اصفهان نشان دهنده رشد 2.6 درصدی نرخ بيکاری از 9.4 درصد سال 87 به 12 درصد در سال 88 است. بوشهر نيز در سال 87 معادل 10.7 درصد بيکاری را تجربه کرد که اين ميزان با رشد يک درصدی به 11.7 درصد در سال 88 رسيد.



تهران - چهارمحال و بختياری



همچنين بررسی نرخ بيکاری در استان تهران نيز نشان دهنده وجود 11 درصد نرخ بيکاری در سال 87 بود که اين ميزان با 0.9 درصد رشد به 11.9 درصد در سال 88 رسيد. چهارمحال و بختياری نيز طی سال 87 شاهد 14.1 درصد بيکاری بود که اين ميزان با رشد 2.3 درصدی به 16.4 درصد در 88 رسيد.



اين گزارش می افزايد: در بين خراسانی ها نيز فقط نرخ بيکاری خراسان رضوی در سال 88 نسبت به 87 افزايش داشته است به نحوی که از 8.3 درصد 87 به 11.2 درصد در سال 88 با رشد 2.9 درصدی رسيد. استان خوزستان نيز در سال 87 معادل 12.5 درصد بيکاری را به ثبت رساند که اين نرخ در سال 88 با 0.6 درصد رشد 13.1 درصد را نشان داد.



خوزستان، سمنان، سيستان و بلوچستان



سمنانی ها نيز طی سال 87 نرخ بيکاری 8.3 درصدی را تجربه کردند در حالی که طی سال گذشته اين نرخ با 0.8 درصد رشد به 9.1 درصد رسيد. در سيستان و بلوچستان طی 87 معادل 11.2 درصد نرخ بيکاری اتفاق افتاده بود که اين نرخ نيز با رشد 2.1 درصد به 13.3 درصد در 88 بالغ شد.



فارس، قزوين، قم



استان فارس هم از قافله استانهای با نرخ رشد بيکاری عقب نماند به نحوی که در اين استان نيز طی 87 معادل 12.2 درصد بيکاری به ثبت رسيده بود که با رشد 2.2 درصدی به 14.4 درصد در سال 88 افزايش يافت. همچنين استان قزوين در 87 نرخ بيکاری 8.4 درصدی داشته که اين ميزان در 88 با 3.8 درصد رشد به 12.2 درصد رسيد.



کرمان، کرمانشاه، گيلان



نرخ بيکاری استان قم در سال 87 به ميزان 9.9 درصد بود که اين نرخ نيز 0.9 درصد رشد يافت و به 10.8 درصد رسيد. استان کرمان نيز نتوانست نرخ بيکاری خود را کاهش دهد به نحوی که در اين استان نرخ بيکاری 9.1 درصدی 87 با 2.8 درصد افزايش به 11.9 درصد بالغ شد.



استان کرمانشاه در سال 87 معادل 12.1 درصد بيکاری به ثبت رسانده بود که با رشد 1.7 درصدی به 13.8 درصد در 88 افزايش پيدا کرد. مردم گيلان نيز طی 87 دارای نرخ بيکاری 13 درصدی بودند که با رشد 2.3 درصدی اين ميزان به 15.3 درصد در 88 افزايش يافت.



لرستان، همدان، يزد



لرستان به عنوان بيکارترين استان کشور طی 87 معادل 17.1 درصد بيکاری داشت که اين نرخ با رشد 1.9 درصد به 19 درصد در 88 افزايش يافت. همچنين مازندرانی ها نيز طی سال 87 دارای 7.4 درصد نرخ بيکاری بوده اند که اين ميزان با رشد 0.7 درصدی به 8.1 درصد در 88 افزايش پيدا کرد.



در استان همدان در 87 معادل 14 درصد بيکاری وجود داشت که با رشد 4 درصدی به 18 درصد در 88 رسيد. اين وضعيت برای يزد نيز وجود داشت به نحوی که نرخ بيکاری 6.6 درصدی سال 87 با 2.4 درصد افزايش به 9 درصد در سال 88 بالغ شد.



نرخ بيکاری 7 استان جديد در 88 دو رقمی شد



در سال 88 نسبت به سال 87، 7 استان نتوانستند نرخ بيکاری تک رقمی خود را حفظ کنند و دو رقمی شدند. البته در اين بخش از 8 استانی که به نسبت سال 87 توانستند در 88 به نرخ بيکاری تک رقمی دست يابند فقط يک استان در سال 87 دو رقمی بود و 7 استان ديگر در 87 نيز تک رقمی بوده اند که در سال 88 توانستند وضعيت بيکاری تک رقمی خود را نيز دوباره بهبود بخشند.



رشد بيکاری از 5 دهم تا 4 درصد



بررسی ها حاکی از آن است که از 30 استان کشور در 88، در 13 استان از حداقل 1.9 تا 4 درصد نرخ بيکاری به نسبت سال 87 رشد داشته اند که در اين بين آذربايجان شرقی با 3.2 درصد رشد در کنار قزوين با 3.8 درصد و همدان با 4 درصد رشد نسبت به سال 87، بيشترين ميزان رشد نرخ بيکاری به فاصله يک سال را تجربه کرده اند، البته در اين بخش در استانهايی نيز فقط چند دهم درصد رشد نرخ بيکاری اتفاق افتاده است.






10 مرداد 1389    08:12
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :آمار سالانه در افغانستان:خودکشی ۲۳۰۰ زن و دختر افغان درسنين ۱۵ تا ۴۰

راديو کوچه:ازدواج‌های اجباري، افسردگي‌ها و خشونت‌های خانوادگی از دلايل عمده خودکشی در افغانستان خوانده مي‌شود.



فيض‌اله کاکر مشاور صحی رياست جمهوری افغانستان امروز در يک کنفرانس خبری گفت در پی تحقيق در مورد خود‌کشي‌های زنان به اين ارقام تخمينی دست يافته است.



تا کنون در مورد خودکشی زنان در افغانستان تحقيقی صورت نگرفته است، اما مشاور رياست جمهوری افغانستان اين ارقام را بر اساس نمونه‌گيری از استان هرات بيان مي‌کند.



در سال‌های اخير بيش‌ترين آمار خودکشي‌ها در استان هرات در غرب افغانستان ثبت شده است.



وی افزود افسردگي‌ها يکی از بزرگ‌ترين عواملی است که سبب مي‌شود زنان و دختران افغان دست به خودکشی بزنند.



آقای کاکر گفت در کنار افسردگي‌ها عوامل چون ازدواج‌های جبري، تجازوهای جنسی و اختلافات خانواده‌گی سبب خودکشي‌های زنان مي‌شود.



مشاور رييس جمهوری افغانستان برای کاهش خودکشي‌های زنان در افغانستان پيشنهاد مي‌کند تا بررسی خانم‌های افسرده در کشور انجام شود و آنان به زودی تحت تداوی قرار داده شوند.



وی پيشنهاد کرد تا قانون منع ازدواج‌های اجباری با جديت عملی شده و برای نظارت از آن يک کميته بين وزارت‌خانه‌های مختلف اين کشور ايجاد شود.



اين در حالی است که اخيرن پارلمان افغانستان يک قانون را برای جلوگيری از خشونت عليه زنان تصويب کرده که بر اساس آن هر گونه خشونت و ازدواج‌های اجباری ممنوع اعلام شده است.


10 مرداد 1389    09:47
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :محمد نوري، خواننده سرشناس موسيقی ايران درگذشت.

مردمک :محمد نوري، خواننده سرشناس موسيقی ايران، شامگاه شنبه هشتم مرداد در سن 81 سالگی در بيمارستان جم تهران درگذشت.



محمد نوری از يک سال پيش از بيماری سرطان رنج می برد و از هفته پيش به دليل ضعف جسمی و مشکل تنفسی در بخش مراقبت‌های ويژه بيمارستان جم بستری بود.



به گفته داود گنجه‌اي، قائم مقام خانه موسيقی ايران، پيکر محمد نوری به احتمال زياد صبح روز دوشنبه از تالار وحدت تشييع خواهد شد.



محمد نوری در دی ماه سال 1308 متولد شد. او دانش آموخته رشته‌های نمايش از هنرستان تئاتر، زبان و ادبيات انگليسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکده علوم اجتماعی بود.



او آواز را نزد اولين باغچه‌بان، اسماعيل مهرتاش و فاخره صبا و تئوری موسيقي، سلفژ و نواختن پيانو را را نزد سيروس شهردار، فريدون فرزانه، مصطفی پورتراب و استادان هنرستان موسيقی فرا گرفت.



محمد نوری کار خوانندگی را از نوجوانی و با خواندن شعرهايی که بر اساس برخی قطعات کلاسيک آوازی ساخته شده بود، آغاز کرد.



او با تکيه بر تحصيلات هنرستانی و دانشگاهی خود توانست هويت مستقلی به شيوه اجرای خود بدهد و بيش از پنج دهه حضور جدی در عرصه موسيقی ايران داشته باشد.



او در دوران فعاليت خود بيش از 300 قطعه به زبان فارسی و زبان‌های محلی گيلکي، آذری و شيرازی اجرا کرد.



از ترانه‌های ماندگار محمد نوری مي‌توان به «ايران ايران»، «جان مريم»، «گل مريم»، «شاليزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و «در شب سرد زمستاني» اشاره کرد.



محمد نوری بخشی از وقت خود را صرف آموزش شاگردانش کرد. او در سال‌های گذشته با وجود بيماري، چندين کنسرت موسيقی به نفع بيماران سرطانی اجرا کرد.



محمد نوری در سال‌های گذشته از سوی سازمان صداوسيما به عنوان چهره ماندگار معرفی شده بود.


10 مرداد 1389    06:16
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:07 12 مرداد 1389
از اینها کاش بیشتر می داشتیم.

روحش شاد باد!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :رييس بند ۳۵۰ زندان اوين:اينجا را کهريزک دوم می کنيم

کلمه:پليس ضد شورش با ورود به بند ۳۵۰ زندان اوين،زندانيانی را که به شرايط زندان اعتراض داشتند به انفرادی فرستاد و مسوولان زندان از جمله بزرگ نيا رييس بند ۳۵۰ زندان اوين، به زندانيان گفتند که اوين را تبديل به کهريزک دوم برای زندانيان سياسی می کنند .تهديدهايی که اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سياسی را در پی داشت.



طبق گزارش های رسيده از زندان اوين به کلمه ، پس از شش روز قطع تمامی تماس های تلفنی زندانيان بند ۳۵۰ ،امروز واقعيت هايی بيشتری از حوادث روز دوشنبه گذشته زندان اوين فاش شد.حوادثی که منجر به اعتصاب غذای هفده زندانی سياسی اين بند شد.



رييس زندان اوين زندانيان را فريب می دهد



روز دوشنبه گذشته و در آستانه نيمه شعبان روز تولد حضرت مهدی ( عج )که روز ملاقات زندانيان بند ۳۵۰ زندان اوين هم هست.،زندانيان شاهد برخوردهای نامناسب و توهين آميز ماموران زندان بودند . آنها به اين رفتارها اعتراض کردند. اينکه چرا ماموران زندان بی توجه به آنها و خانواده هايشان که ساعتها در صف ايستاده اند تا عزيزان شان را ملاقات کنند به مکالمات تلفنی شخصی و طولانی مشغول اند و با کلمات توهين آميز با آنها که خواستار رسيدگی هر چه زودتر به آنها برای ملاقات هستند، برخورد می کنند .



آنها وقتی ديدند که ماموران به اعتراض های آنها بی توجهند و بطور عمدی آنها را همچنان برای ملاقات معطل می کنند و با مانع تراشی ها ی متعدد از زمان ملاقات زندانی با خانواده ها می کاهند، دست به تحصن در سالن ملاقات کابينی زدند . با اين اتفاق ملاقات برخی از زندانيان از جمله بهمن احمدی امويی و کيوان صميمی لغو شد.



در پی تحصن زندانی ها صداقت نژاد ، رييس زندان اوين به ميان اين زندانيان رفت و به آنها وعده داد که حتما با ماموران خاطی برخورد می کند . اما پس از گذشت دقايقی کوتاه مشخص شد که اين حرفهای صداقت نژاد، رييس زندان اوين فقط برای فريب زندانيان بوده است چرا که او نه تنها با ماموران قانون شکن برخورد نکرد که بهمن احمدی امويی و کيوان صميمی از جمله معترضان به اين رفتار نامناسب را که ملاقات های شان هم لغو شده بود به سلول انفرادی فرستاد .



رييس بند ۳۵۰ : رييس جمهورمان دست آمريکا را قطع می کند شما که عددی نيستيد



انتقال ياران دربند به سلول انفرادی و وعده های دروغ رييس زندان اوين موجب عصبانيت ديگر زندانيان بند ۳۵۰ می شود و آنها به نشانه حمايت از هم بندانشان و در اعتراض به رفتارهای توهين آميز مسوولان زندان به اعتراض ادامه دادند ،آن ها همچنين يکصدا سرود يار دبستانی را در زندان سر دادند .سرودی که با صدای بلند دربند طنين انداز شد و موجب عصابنيت رييس بند ۳۵۰،“ مصطفی بزرگ نيا“ می شود. وی به ميان زندانيان می آيد و آنها را تهديد می کند.او رو به زندانيانی که فقط به نقض اوليه حقوق انسانی شان معترض بودند ،می گويد :« وقتی آقای احمدی نژاد رييس جمهورمان گفته ما دست آمريکا را قطع می کنيم ،حالا شما ها که عددی نيستيد.شما را به راحتی سر جايتان می نشانيم ، شما که در مقايسه با آمريکا برای ما هيچ به حساب می آييد.» .



بعد از ظهر همان روز يعنی دوشنبه، ماموران اطلاعات با در دست داشتن فهرستی ده نفره از زندانيان ،به بند ۳۵۰ می روند و می گويند بايد اين ده نفر را به سلول های انفرادی بند امنيتی وزارت اطلاعات ببريم که اين بار نيز زندانيان سياسی بند ۳۵۰ اعتراض می کنند و اجازه نمی دهند هم بندان شان توسط نيروهای اطلاعات به بندهای امنيتی و سلول انفرادی انتقال داده شوند .



تعدادی از نيروهای وزارت اطلاعات که به خاطر مقاومت زندانيان سياسی در اين بند حضور يافته بودند ، زندانيان را تهديد کردند و خطاب به آنها فرياد زدند:« اينجا را تبديل به کهريزک دوم می کنيم.»



جمله ای که بارها توسط مقامات زندان نيز خطاب به زندانيان سياسی بند ۳۵۰ تکرار شد :“اينجا (بند ۳۵۰ اوين )را برای شما تبديل به کهريزک می کنيم.“



يورش پليس ضد شورش به بند ۳۵۰ زندان اوين



اين اعتراض ها همچنان در بند ۳۵۰ ادامه می يابد تا در نهايت و در نيمه شب همان روز (دوشنبه)، گروهی از ماموران گارد ويژه و پليس ضد شورش با يورش به بند ۳۵۰ زندان اوين ۱۵ زندانی سياسی اين بند را ضمن تهديد دوباره به کهريزک کردن اوين به انفرادی های بند ۲۴۰ وزارت اطلاعات منتقل می کنند . اقدامی که موجب می شود هر هفده زندانی سياسی اين بند در اعتراض به اين تحقيرها و توهين ها دست به اعتصاب غذا بزنند.



در حال حاضر هفده تن از زندانيان سياسی بند ۳۵۰ زندان اوين در سلول انفرادی نگهداری می شوند . برخی از اين زندانيان از همان روز انتقال به سلول انفرادی دست به اعتصاب غذا زده اند و هنوز از وضعيت آنها خبری نيست . تلفن ها و ملاقات های بند ۳۵۰ زندان اوين هم قطع شده است و هنوز نمی دانيم که در بند ۳۵۰ اوين بر سر زندانيان چه می گذرد؟ آيا همان طور که مسولان زندان گفته اند کهريزکی ديگر در اوين درست شده است و بر زندانيان همان می رود که بر قربانيان زندان کهريزک گذشت ؟ آيا بنا به گفته های بزرگ نيا رييس بند ۳۵۰ و نيروهای وزارت اطلاعات زندانيان بند ۳۵۰ و معترضان همچون زندانيان کهريزک قربانی خواهند شد ؟



علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار، حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تجکيم، علی پرويز فعال دانشجويي، حميدرضا محمدی فعال سياسي، جعفراقدامی فعال مدني، بابک بردبار عکاس خبري، ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق، کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجيد دری فعال دانشجويي، مجيد توکلی فعال دانشجويي، کيوان صميمی روزنامه نگار، غلامحسين عرشي، پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمد حسين سهرابی راد از جمله زندانيان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.



همچنين ساير زندانيان بند ۳۵۰ که همچنان تلفن شان قطع است به شدت نگران هم بندان خود در سلول انفرادی هستند و می ترسند بی توجهی مسولان زندان به اعتصاب غذای آنان حوادث ناگواری را برای هم بندان شان رقم بزند.




10 مرداد 1389    06:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:24 11 مرداد 1389
البته رئیس  مهورشان بیشتر از هر کسی مشغول ا رای اوامر امریکاست.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10مرداد :گزارش محرمانه از حساب محرمانه:موجودی کمتر از انتظار در حساب ذخيره ارزی

صدای آلمان :کميته‌ای متشکل از نمايندگان بانك مركزي، مركز پژوهش‌ها و وزارت اقتصاد، روز نهم مرداد گزارش محرمانه‌ای در مورد موجودی حساب ذخيره ارزی به مجلس ارائه کرد. در روزهای گذشته چند نماينده مجلس از خالی بودن اين حساب خبرداده بودند.



حساب ذخيره ارزی سال ۱۳۷۹، در زمان رياست جمهوری محمد خاتمی تاسيس شد و هدف از آن نگهداری از مازاد درآمدهای نفتی است. برابر اساس‌نامه‌ی اين حساب، قرار است نيمی از اين ذخيره برای توسعه‌ی سرمايه‌گذاري‌های غيردولتی به شکل تسهيلات در اختيار بخش خصوصی قرار گيرد. تا پايان سال ۸۶ موجودی حساب ذخيره ارزی هر شش ماه يکبار رسما اعلام مي‌شد.





گزارش محرمانه از حساب محرمانه





دولت محمود احمدي‌نژاد بيش از دو سال است موجودی حساب ذخيره ارزی را محرمانه اعلام کرده و اطلاعات دقيقی در مورد اين حساب در اختيار رسانه‌ها و کارشناسان اقتصادی قرار نمي‌دهد. گفته مي‌شود اين اقدام دولت به علت برداشت‌های بي‌رويه از ذخيره‌های ارزی انجام شده. اکنون کميته‌ی مشترکی از نمايندگان بانک مرکزي، مرکز پژوهش‌های مجلس و وزارت اقتصاد گزارشی در مورد اين حساب تهيه کرده که به طور محرمانه در اختيار يکی از کميسيون‌های مجلس قرار گرفته است.





روز نهم مرداد ماه، محمدرضا تابش عضو كميسيون برنامه ‌و بودجه، ضمن اعلام اين خبر از افشای جزييات اين گزارش خودداری کرد. کميته‌ای که گزارش مورد اشاره را تهيه کرده سال گذشته و به دنبال بروز اختلاف ميان بانک مرکزي، مرکز پژوهش‌ها و دولت بر سر موجودی حساب ذخيره ارزي، تشکيل شد.



يک بام و دو هوای دولت





سال گذشته بانك مركزی در گزارشی که در اختيار مجلس قرار گرفت موجودی اين حساب را مثبت نشان داد. از سوی ديگر مركز پژوهش‌ها با برآورد ميزان تعهدهای دولت و كسر آن از منابع حساب ذخيره ارزي، در گزارشی موجودی حساب را منفی عنوان کرد. ميان دولت، بانک مرکزی و مجلس بر سر اين گزارش‌ها اختلاف وجود دارد.





محمدرضا تابش دولت را متهم مي‌کند در مورد اعلام موجودی حساب ذخيره ارزی سياست يک بام و دو هوا را در پيش گرفته. او به خبرگزاری ايلنا گفته است «هرگاه دولت قصد برداشت از حساب ذخيره ارزی را داشته باشد، موجودی اين حساب را مثبت نشان مي‌دهد. اما هرگاه مجلس مصوبه‌ای برای برداشت از حساب ذخيره ارزی داشته باشد، دولت ميزان تعهداتش را از موجودی اين حساب كم مي‌كند و موجودی آن را منفی جلوه مي‌دهد.» تابش مي‌گويد اين رفتار دولت بهانه‌ای برای سرپيچی از اجرای مصوبه‌های مجلس است.





برخورد سليقه‌ای دولت با مصوبه‌های مجلس





يکی از اين مصوبه‌ها قانون برداشت دو ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزی برای توسعه حمل و نقل شهری است که دولت تاکنون از اجرای آن خودداری کرده. دولت با اين استدلال که اين قانون بار مالی اضافه‌ای در بردارد آن را غيراجرايی خوانده است. چهار ماه پس از مسکوت ماندن مصوبه مجلس علی لاريجاني، ۲۹ تيرماه، با استفاده از اختيارات رئيس مجلس شخصا اين قانون را برای اجرا ابلاغ کرد.





علی بنايي، يکی از اعضای کميسيون برنامه و بودجه، نهم مرداد گفت «قوه مجريه نمي‌تواند به صورت سليقه‌ای با قوانين برخورد کند.» او تاکيد کرد «با اختصاص تسهيلات ۲ ميليارد دلاری از صندوق ذخيره ارزي، بخش عمده‌ای از مشکلات مترو حل شده و مردم ناچار نخواهند بود که وقت و اعصاب خود را در واگن‌های شلوغ و ايستگاه‌های مترو از دست بدهند.» به گفته‌ی بنايی مبلغی که مجلس برای مترو تصويب کرده، تسهيلات است و قرار است از درآمد خود مترو به صندوق ذخيره ارزی بازگردد.





مترو قربانی اختلاف يا بي‌پولي؟





اختلاف احمدي‌نژاد با شهردار تهران محمد باقر قاليباف ظاهرا يکی ازعلت‌های اين امتناع بوده. برخی از منابع اختلاف با اکبر هاشمی رفسنجانی را نيز در اين ماجرا بي‌تاثير نمي‌دانند. رياست شرکت متروی تهران که قرار است نيمی از بودجه مصوب مجلس به آن اختصاص يابد، با محسن هاشمی فرزند رئيس مجلس تشخيص مصلحت نظام است. علی بنايی با اشاره به اين اختلاف و ضمن انتقاد از قربانی کردن مترو گفته است «اگر فردی با مديريت مترو مشکل دارد، با ارائه مدرک و از طرق قانونی اقدام کند.»





در روزهای گذشته برخی از نمايندگان احتمال داده‌اند علت خودداری دولت از اجرای مصوبه مجلس خالی بودن حساب ذخيره ارزی باشد. نايب رئيس مجمع نمايندگان استان تهران اسماعيل کوثری به خبرگزاری ايسنا گفت «ممکن است اين مبلغ موجود نبوده که پرداخت نشده است.» محمدرضا خباز نيز گفته است «اينکه دولت مي‌گويد حساب ذخيره ارزی محرمانه است، به خاطر اين است که چيزی در آن باقی نمانده است.»





موجودی کمتر از انتظار





اظهارات برخی ديگر از نمايندگان حکايت از آن دارد که امتناع دولت از پرداخت تسهيلات توسعه حمل و نقل شهری خالی بودن حساب ذخيره ارزی نيست. محمدرضا تابش به ايلنا گفت «اگرچه نمي‌توانم ميزان موجودی حساب ذخيره ارزی را به دليل محرمانه بودن آن اعلام كنم اما در اين حساب آنقدر موجودی وجود دارد كه دولت بتواند به اجرای اين قانون بپردازد.»





حدود يک هفته پيش موسي‌الرضا ثروتي، عضو کميسيون برنامه و بودجه، گفته بود «حساب ذخيره ارزی با موجودی حدود ۶ تا ۷ ميليارد دلار امکان اجرای قانون ارائه تسهيلات به مترو را مي‌دهد.».





اظهارات پراکنده‌ی نمايندگانی که از محتوای گزارش محرمانه خبر دارند نشان مي‌دهد که موجودی اين حساب در هر صورت کمتر از ميزانی است که انتظار مي‌رود. آخرين آمار رسمی منتشر شده در مورد موجودی حساب ذخيره ارزی به پايان سال ۸۶ مربوط است که اين موجودی را ۲۳ ميليارد دلار اعلام کرد.





با توجه به افزايش شديد بهای نفت در سال‌های گذشته برخی از نمايندگان مجلس معتقدند ذخيره‌های ارزی کشور بايد دست‌کم ۴۵ ميليارد دلار باشد. عده‌ای از کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارند اگر اين حساب درست مديريت مي‌شد اين موجودی بايستی فراتر از ۱۰۰ ميليارد دلار مي‌بود. حدود شش ماه پيش معاون اقتصادی بانک مرکزی در کميته تحقيق و تفحص مجلس از برنامه چهارم گفته بود ۱۲ ميليارد دلار بيشتر در اين حساب نيست.





بسياری از ناظران علت اصلی "محرمانه" عنوان کردن موجودی ذخيره‌های ارزی را به عدم‌ شفافيت فعاليت‌های دولت نسبت مي‌دهند. ظاهرا دولت و نمايندگان حامی محمود احمدي‌نژاد نيز تلاش فراوان دارند ابهام‌ها در اين زمينه باقی بماند. ۲۵ خرداد سال پيش طرحی برای تحقيق و تفحص از حساب ذخيره ارزی در صحن علنی مجلس به رای گذاشته شد اما به تصويب نرسيد. دولت مدعی است تمام برداشت‌هايی که از اين حساب داشته با مجوز مجلس بوده است. درستی يا نادرستی اين ادعا همانقدر نامشخص است که چگونگی هزينه شدن موجودی حساب ذخيره ارزی.


10 مرداد 1389    06:21
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:22 11 مرداد 1389
ملت که اصلاً از هیچ چیز خبر ندارد.

مگر دزدها همدیگر را زیر سوال ببرند.

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



13 مرداد 1389    20:13
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد