www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 8 مرداد/

8مرداد :گفتگو با خانواده هشت اعتصاب کننده:مواد مخدر راحت وارد اوين می شود اما اجازه نمی دهند کتاب برای زندانی ببريم

8مرداد :شش روز بازداشت و نگهداری خانواده محمد مصطفايی در سلول انفرادی اوين

8مرداد :زلزله 7/5 ريشتری تربت حيدريه را لرزاند

8مرداد :شهرياری: نرخ بيکاری به ويژه در ميان تحصيلکردگان افزايش يافته/همين قطعنامه‌هايی که عده‌ای آن را ورق پاره تلقی مي‌کنند ضررهای زيادی را متوجه کشور کرده است

8مرداد :شيرين عبادی :شانزده زندانی سياسی برای اثبات حق حيات خويش دست به اعتصاب غذا زده اند

8مرداد :آمادگی ايران برای توقف غنی سازی اورانيوم با غلظت بالا

8مرداد :روايت يکی از زندانيان از شرايط زندان:بند زنان اوين؛ اينجا تحقير از نوع ديگری است

8مرداد :يکی از نزديکان جعفر کاظمی: او اتهامات‌اش را نپذيرفته، مدرکی هم نيست، جلوی اعدام او را بگيريد

8مرداد :ضمانت اجرايی بين‌المللی برای ممنوعيت بمب‌های خوشه‌ای

8مرداد :کمبود برق باعث اخراج کارگران شد

8مرداد :درخواست جبهه مشارکت از قوه قضائيه برای رسيدگی به ادعاهای احمد جنتی

8مرداد :وقوع آتش سوزی در جنگل‌هاى سفيد كوه خرم‌آباد

8مرداد :عيسی سحرخيز به ۱۵ ماه حبس تعزيری محکوم شد

8 مرداد: رنجنامه زنان بهايی روستای ايول مازندران

8مرداد :فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران خواهان آزادی تاجيک شد

8مرداد :مميزی فيلم :مخالفت وزارت ارشاد با نمايش عمومی فيلم سنتوری

8مرداد :زندانی سياسی ارژنگ داودی در شانزدهمين روز اعتصاب غذا ممنوع الملاقات شد

8مرداد :يکی از زندانيان سياسی بند ۳۵۰ که دست به اعتصاب غذا زده بود به بيمارستان منتقل شد.



8مرداد :گفتگو با خانواده هشت اعتصاب کننده:مواد مخدر راحت وارد اوين می شود اما اجازه نمی دهند کتاب برای زندانی ببريم

جرس:مسيح علی نژاد: خبر اعتصاب شانزده تن از زندانيان سياسی و قطع تلفن بند ۳۵۰ اوين که نزديک به ۱۰۵ زندانی حوادث مربوط به انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در اين بند نگهداری می شوند در حالی در سايت های خبری منتشر شد که خانواده های اين زندانيان در انتظار اعطای مرخصی و يا امتيازات ويژه به عزيران دربندشان به مناسبت نيمه شعبان بودند.



پيگير های جرس حاکی است، درگيری به وجود آمده ميان ماموران زندان اوين و برخی از فعالان سياسی دربند، آغاز گر اين رخداد بوده است. گفته می شود ماموران اوين روز دوشنبه نزديک به سه الی چهار ساعت زندانيان و خانواده های آنان را در پشت کابين ملاقات معطل نگاه داشتند. چند تن از اين زندانيان وقتی مشاهده می کنند ماموران ، بدون توجه به انتظار طولانی مدت خانواده ها در شرايط نامناسب گرمای تابستان، مشغول مکالمه شخصی از طريق تلفن های همراه خود بوده اند، اعتراض خود را به آنها مطرح می کنند؛ اما اين اعتراض خشم ماموران را بر می انگيزد و اين انتظار را با بی تفاوتی بيش از حد معمول خود، بيشتر می کنند. رفتار نا مناسب ماموران و عدم توجه به سردرگمی و کلافگی زندانيان و خانواده های آنان در روز ملاقات منجر می شود که جمعی از از اين زندانيان در يک حرکت دسته جمعي، به سمت اتاق ملاقات حرکت می کنند که اين امر به درگيری لفظی ميان ماموران و زندانيان معترض منجرا می شود. پس از آن نيز به جای شنيدن اعتراض و خواسته زندانيان، بهمن احمدی امويی و کيوان صميمی به سلول انفرادی منتقل می شوند. زندانيان ديگر وقتی باخبر می شوند که اين دو روزنامه نگار در سلول انفرادی اعتصاب غذا کرده اند، آنها نيز در اعتراض به انتقال هم بندان خود به انفرادی و در حمايت از آنان دست به اعتصاب غذا می زنند و اعلام می کنند تا تحقق خواسته هايشان دست از اعتصاب بر نمی دارند .







به همين مناسبت جرس با بعضی از خانواده های اين زندانيان که به خاطر اعتراض به رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنين شرايط نامناسب بند ۳۵۰ اعتصاب کرده اند، گفتگوهايی را انجام داده است..







لازم به ذکر است که علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت ، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار ،حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تحکيم ،علی پرويز فعال دانشجويی ،حميدرضا محمدی فعال سياسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل ،ابراهيم(نادر)بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق ،کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجيد دری فعال دانشجويی ، مجيد توکلی فعال دانشجويی ، کيوان صميمی روزنامه نگار ،غلامحسين عرشی ،پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمدحسين سهرابی راد از جمله اعتصاب کنندگان هستند )





گفتگوی جرس با خانواده های تعدادی از اين زندانيان در مورد اعتصاب غذا و وضعيت نگهداری زندانيان در اوين، پيش روی شماست:







همسر بهمن احمدی امويی: مانع تراشی ها برای ملاقات، فشار روحی- روانی به زندانيان سياسی است











ژيلا بنی يعقوب همسر بهمن احمدی امويی ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعيت همسر خود و ساير زندانيانی که دست به اعتصاب غذا زده اند به جرس می گويد: آنچه بيشتر از همه نگرانم می کند اين است که همسرم معمولا اهل اعتصاب غذا نبوده و معمولا با صبوری نسبت به مشکلات زندان کنار می آمد اما حالا فکر می کنم رفتار اخير ماموران زندان تا چه اندازه برای او غيرقابل تحمل و نامناسب بوده و تا چه اندازه مورد آزار و اذيت قرار گرفته است که تصميم به اعتصاب غذا گرفته است.





اين روزنامه نگار که خود نيز پيش از اين زندانی شده بود و اينک به مدت سی سال از کار روزنامه نگاری محروم شده است، تاکيد می کند، برخورد برخی از ماموران زندان اوين معمولا با خانواده ها خيلی محترمانه نيست اما در روز دوشنبه اين رفتار بسيار توهين آميز بود تا آنجا که علی رغم برگه ملاقاتی که توسط دادستانی مورد تاييد قرار گرفته بود بعد از ساعات طولاني، ملاقات را لغو و تلفن ها را هم قطع کرده اند و ما الان اصلا خبر نداريم که چه اتفاقی برای زندانيان افتاده است.





وی ادامه می دهد: ماموران اوين می دانند که زندانيان نسبت به خانواده های خود حساس هستند برای همين گاهی اوقات از اين امر به عنوان ابزاری برای فشار روحی و روانی به زندانيان استفاده می کنند. آنها می دانند که در روز دوشنبه زندانيان با اميد بيدار می شوند و خودشان را برای ديدن خانواده ها آماده می کنند اما فشاری که به زندانيان وارد می شود تا همين اميدهای کوچک آنها را هم نا اميد کنند واقعا تاسف برانگيز است.





ژيلا بنی يعقوب ياد آور می شود:‌ملاقات های کابينی سه مرحله دارد، مرحله اول اينگونه است که بايد يک مدت طولانی در سالن پايينی به انتظار بنشينيم، در مرحله دوم وقتی وارد اتاق ملاقات می شويم بايد مدت طولانی به انتظار بنشينيم تا ببينيم کی پرده های کابين های ملاقات بالا می رود و در مرحله سوم باز هم بايد انتظار بکشيم تا زندانيان را پشت کابين ها بياورند. تازه در اين مرحله گاهی وقت ها تلفن ها خراب است و خانواده ها در همين بيست دقيقه ای که فرصت ديدار دارند به شدت دچار اضطراب می شوند تا يک تلفن سالم پيدا کنند. هفته های پيش بعد از چهارساعت انتظار وقتی همسرم تلفن را برداشت هيچ صدايی نمی آمد و هر دوی ما دچار استرس وحشتناک شديم که اين فرصت کوتاه را هم با استرس دنبال تلفن سالم می گشيتم.





وی در پايان می گويد: بعد از اعتصاب غذای همسر من و ساير زندانيان، تلفن های بند ۳۵۰ هم قطع شده است. در خالی که تلفن بند عمومی معمولا در مواردی قطع می شد که محکومين به اعدام را برای اجرای حکم می بردند، برای همين نزديک به ۱۵۰ نفر از خانواده ها هم در شرايط فعلی نگران هستند و اصلا نمی دانند به چه دليل تلفن ها قطع شده است.







همسر عبدالله مومنی:‌ نسبت به تماس های بيرونی و خبررسانی های زندانيان سياسی حساس هستند



فاطمه آيينه وند همسر عبدالله مومني، سخنگوی دربند ادوار تحکيم نيز ضمن بی خبری نسبت به وضعيت عبدالله مومنی به جرس می گويد: از وقتی که من و بچه ها خبر مربوط به اعتصاب غذای زندانيان سياسی و از جمله همسرم را شنيده ايم، جز نگرانی هيچ کاری از دست مان بر نمی آيد. بچه های من مدام خبرها را نگاه می کنند تا ببيند از پدرشان چه خبری می رسيد. به چه کسی بايد بگوييم که اگر در ايام عيد به زندانی حق تماس تلفنی و ديدار با بچه هايش را نمی دهيد حداقل آنها را به انفرادی نفرستيد.





وی با بيان اينکه اگر تا روز شنبه خبری در مورد وضعيت زندانيان ندهند، خانواده ها به مقابل دادستانی خواهند رفت تا ببينند چه بلايی سر زندانيان آمده است، می گويد: در عجبم که خود اين ماموران همسر و خانواده ندارند که با خانواده های ديگر اينچنين رفتار می کنند؟ مسلمان هستند و در عيد مسلمانان بلايی به سر زندانی آورده اند که زندانی دست از خوردن غذا بر می دارد تا شايد صدای اعتراضش شنيده شود.





خانم آيينه وند ادامه می دهد: يکی از دلايلی که برای ملاقات ها و تماس های تلفنی زندانيان سياسی آنقدر سخت می گيرند اين است که آنها نسبت به ارتباطات بيرونی زندانيان نگران هستند. می گويند شما اخبار زندان را به بيرون می فرستيد و خانواده های شما هم مصاحبه می کنند. حتی چند بار عبدلله را تهديد کردند که تماس های تلفنی او را قطع خواهند کرد و به او اجازه خواند داد تا تنها هفته ای دوبار به منزل زنگ بزند در حالی که اين حق قانونی زندانی است که هر روز دو الی پنج دقيقه ای با خانواده اش تلفنی صحبت کند.







مادر کوهيار گودرزی: مواد مخدر راحت وارد اوين می شود اما اجازه نمی دهند کتاب برای زندانی ببريم











پروين مخترع مادر کوهيار گودرزی که بسيار نسبت به وضعيت نامناسب اوين و سلامتی زندانيان نگران بود به جرس گفت: ديگر مانده ام از اين زندان چه بگويم وقتی همه گوش هايشان را بسته اند و هيچ نمی شنوند. اينبار دفعه دوم است که پسرم در اوين اعتصاب غذا کرده است اما انگار هيچ کسی پاسخ گو نيست.





وی ادامه می دهد: شايد کسی باور نکند که دفعه نخست می روند بالای سر پسرم و به مدل سبيل او اعتراض می کنند، بعد وقتی کوهيار نمی پذيرد که مدل سبيل خود را به دلخواه آنان تغيير دهد،با دستبند و چشمبند او را می برند وسبيل او را کوتاه می کنند، آدم چه می تواند بگويد وقتی نخبگان يک کشور را می برند در زندان و تا اين اندازه تحقير می کنند.





مادر کوهيار گودرزی نسبت به وضعيت بهداشت زندان می گويد: آنقدر شرايط تاسف برانگيزی دارند که وقتی قيافه های آنها را می بيند، همه زرد و رنگ پريده با دندان های فاسد شده در آنجا نگهداری می شوند و هيچ کس هم نيست که بگويد چه بلايی دارد سر آنها می آيد.





وی در پاسخ به پرسشی در خصوص برخورد دادستانی تهران در مورد اعتراض های خانواده ها نسبت به وضعيت بهداشتی زندانيان می گويد: دادستان از من گله کرده که چرا مصاحبه می کنم، به او گفتم بگوييد حسين شريعتمداری بيايد من با او هم مصاحبه کنم و بگويم در زندان چه بلايی دارد سر بهترين جوانان اين کشور می آيد.





وی افزود: نزديک به دو ماه هيچ مصاحبه ای نکردم. گفتم ببينم بچه مرا آزاد می کنند، هيچ خبری نشد. تنها فرزندی که با بدبختی و نداری بزرگش کرده ام، شاگرد اول بود و دانشجوی نخبه بود و بعد هم رفت دانشگاه صنعتی شريف حالا جايش در زندان است؟ تازه معلوم هم نيست اينها زندانی گرفته اند يا اسير که اين بلاها را سر بچه های ما می آورند. دست ما هم به هيچ جايی نمی رسيد و نمی دانيم از دست اين آقايان به کجا شکايت ببريم.





وی در مورد برخورد نهادهای قضايی با خانواده های زندانيان می گويد: آنقدر رفتاربرخی از اين آقايان توهين آميز است که فقط مانده است بلند شوند ما را هم کتک بزنند. رييس شعبه سه ما را ديوانه کرده است. از کرمان می کوبم می روم تهران دنبال کار بچه ام هيچ پاسخی نمی گيرم، وقتی هم خسته و کوفته از تهران می رسم به خانه تازه خبر می رسيد که کوهيار دوباره اعتصاب غذا کرده است، با ما که اين بيرون زندان تا اين اندازه توهين آميز رفتار می کنند ببينيد با بچه های ما در زندان چه می کنند که چاره ای جز اعتصاب غذا نمی بينند.





وی می گويد: بعد از سی سال يک عده آدم های شجاع رفتند در خيابان اعتراض کردند، معلوم است کسانی که قدرت را بدون هيچ سند و محتوايی به دست آورده اند حالا ميز و تحت وزارت و رياست را به اين راحتی ها رها نمی کنند و به جای پاسخ منتطقی آنها را در زندان می اندازند. خودشان آن بالا در کاخ شان نشسته اند اصلا کاری به اين ندارند که يک مادر مجبور است از شهرستان برای ديدن بچه ای که با نداری بزرگش کرده اين همه منت بکشد.





مادر اين فعال حقوق بشر دربند در پايان ضمن ابراز تاسف نسبت به رفتار مسولان زندان می گويد: در همين اوين مواد مخدر به راحتی وارد بند می شود اما اجازه نمی دهند ما برای بچه های خودمان کتاب ببريم. ترجيح می دهند جوانان خمار و بيمار باشند تا کاری به کار سياست نداشته باشند.







مادر مجيد توکلی: ما چاره ای جز مقاومت نداريم





مادر مجيد توکلي، دانشجوی معترض اوين به جرس می گويد: با اينکه ديگر نبايد از اين آقايان انتظار نيکی کردن داشت ولی به عنوان يک مادر در روز عيد انتظار مرخصی فرزندم را می کشيدم که باز هم نشان دادند چنين انتظارهايی از آنها بيهوده است. اين سومين بار است که مجيد دست به اعتصاب غذا در زندان می زند. شايد برای خيلی ها اين مسئله ديگر عادی شده باشد اما برای خانواده ها هربار انگار روز اول است که عزيزش دست از غذا خوردن می کشد تا صدايش به گوش مسوولان برسد.





وی با بيان اينکه هرگز از مقاومت مجيد و دوستان او در زندان نا اميد نيست می گويد: کاش بچه هايی که می شنوند، پدران شان در زندان دست به اعتصاب غذا زده اند قوی باشند، من می دانم آنها چه می کشند، شايد ما مادرها توان مان بيشتر از آنها باشد، اين اتفاقی است که برای ما در کشور افتاده است و ما چاره ای جز مقاومت نداريم.





مادر مجيد توکلی ادامه می دهد: اين اعتصاب غذا ها بلاهايی بر سر جسم و روح بچه های ما می گذارد که تا هميشه با آنها می ماند و خانواده ها هم بی نصيب از اين فشارها نيستند، همين الان در خانه همين شانزده نفری که اعتصاب غذا کرده اند، می دانيد چه خبر است؟ مگر می شود يک خانواده بداند که عزيزش در زندان برای اعتراض لب به غذا نمی زند و آنها بدون غصه بتوانند لب به غذا بزنند.





وی در پايان تاکيد می کند: بچه های ما زندانی هستند و بايد حداقل حقوق زندانيان را در موردشان رعايت کنند، من نه ماه است که مجيد را نديده ام و تنها راه تماس من همان تماس تلفنی بود که باز هم از من دريغ شده است، اگر مسوولين خواسته های اعتصاب کنندگان را برآورده نکنند، هم قلب خانواده ها نا آرام خواهد بود و هم کشور يک بار ديگر برای ندانم کاری های يک عده مامور دچار التهاب خواهد شد.







مادر مجيد دری : پسرم يک سال به مرخصی نيامد و حالا دو دقيقه سهم تلفن را هم از ما گرفتند







منور هاشمي، مادر مجيد دری دانشجويی که نزديک به يک سال است بدون حتی يک روز مرخصی در زندان به سر می برد، نسبت به خبر اعتصاب غذای فرزند خود نگران است و در اين رابطه به جرس می گويد: مجيد شايد به لحاظ روحی قوی باشد اما به لحاظ جسمی خيلی ضعيف شده است، دچار ميگرن و سردردهای شديد عصبی شده که در زندان نيز فقط به دادن چند قرص تقويتی بسنده کرده اند.





وی با بيان اينکه از روز دوشنبه تا کنون هيچ خبری از اوين ندارند، گفت:‌ روزی دو دقيقه سهم ما بود که صدای مجيد را بشنويم و حالا همان را هم نداريم، نزديک به يک سال که نتوانستم فرزندم را در خانه خودم ببينم.، وقتی تماس نگرفت فکر کرديم می خواهد سهميه دو دقيقه ای خود را نگه دارد تا يکجا به ما زنگ بزند اما خبر اعتصاب غذا را که شنيديم همه خانواده نگران شديم و اصلا نمی دانيم چکار بايد بکنيم. می رويم دادستانی شايد جوابی به ما بدهند.





مادر اين دانشجوی دربند در مورد وضعيت فرزندش در زندان می گويد: يک زندانی حق و حقوقی دارد که متاسفانه هيچ کدام را در مورد بچه های ما رعايت نمی کنند. به کسانی که در بند مالی و قاچاق هستند، پنج يا شش تا خط تلفن داده اند، اما در بند ۳۵۰ که متعلق به زندانيان سياسی است فقط يک خط تلفن وجود دارد که گاهی ممکن است حتی نوبت به بچه ها نرسد تا به خانواده هايشان زنگ بزنند.





وی همچنين اشاره کرد: اخيرا چند تا کتاب که با مجوز وزارت ارشاد خودشان چاپ شده است را برای مجيد فرستاده بوديم که نپذيرفتند، تعجب آور است که آنها حتی کتاب های خودشان را هم قبول ندارند، مگر فرزند من چه تفاوتی به عنوان يک زندانی با زندانيان بندهای مالی و قاچاق دارد که آنها از حق مرخصی و حق تماس تلفنی و بقيه حقوق خود بهره مند هستند اما ما حتی يک کتاب هم نمی توانيم برايش بفرستيم؟





وی با بيان اينکه برخورد برخی از ماموران زندان که خانواده های زندانيان سياسی را می شناسند خيلی محترمانه است اما عده ای هم هستند که واقعا رفتارهای توهين آميزی دارند. ما اين را می گذاريم به حساب اينکه بد و خوب همه جا هستند ولی برخورد روز دوشنبه واقعا جای نگرانی دارد که به جای شنيدن صحبت های معترضين آنها را به سلول انفرادی منتقل کردند.







پدر علی مليحی: ما هميشه از علی روحيه می گيريم











جواد مليحی پدر علی مليحی روزنامه نگار دربند است که از خبر اعتصاب غذای فرزند خود بی اطلاع است و به جرس می گويد: از زمانی که تلفن های اوين قطع شده است ما خبری از علی نداريم و نمی دانيم بر او چه می گذرد.





وی روحيه علی مليحی را بسيار خوب توصيف می کند و می گويد، دادگاه حکم چهارسال زندان او را تاييد کرده است، اگرچه در روز دادگاه علی خودش بسيار متعجب بود از اين حکم ولی سعی می کرد به ما دلداری بدهد.





آقای مليحی از ديدار دوساعت و نيمه خود با علی مليحی درروز دادگاه به نيکی ياد می کند و می گويد، ملاقات های حضوری سهم مادر علی است اما در روز دادگاه شايسته نبود که مادر، علی را با آن وضعيت دستبند ببيند برای همين خودم رفتم و ساعت های خوبی را با پسرم حرف زدم.





وی ضمن ابراز نگرانی نسبت به قطعی تلفن های اوين می گويد اگر خبر اعتصاب غذا درست باشد، با توجه به شناختی که از علی آقا دارم، می توانم بگويم بی دليل کاری را انجام نمی دهد.







همسر حسين نورانی نژاد: اگر جواب ندهند، خانواده های زندانيان در برابر دادستانی تجمع می کنند





پرستو سرمدي، همسر حسين نورانی نژاد، عضو در بند جبهه مشارکت که او نيز نزديک به يک سال است که به مرخصی در زندان به سر می برد، به جرس می گويد: از زمانی که تافن های اوين قطع شده است ما اصلا خبر نداريم که در زندان چه می گذرد و همين ما را بيشتر نگران کرده است.





اين روزنامه نگار جوان در عين حال توضيح می دهد: همسر من دارد دوران محکوميت خود را سپری می کند و طبيعی است که بايد مثل همه زندانيان از حق و حقوق خود بهره مند باشد اما با توجه به رفتارهای غيرقانونی که با زندانيان می شود ما از خير مرخصی و آزادی مشروط گذشتيم و داشتيم آرام آرام با مسئله کنار می آمديم اما ظاهرا خود آقايان نمی خواهند کشور آرام باشد. خودشان هستند که به التهاب دامن می زنند وگرنه ما که کاری به کار آنها نداشتيم نه مرخصی خواستيم و نه آزادی مشروط اما هيمن ملاقات را هم به گونه ای با مانع تراشی مواجه کردند تا صدای اعتراض زندانيان را بلند کنند و جو را يک بار ديگر ملتهب کنند.

پرستو سرمدی ادامه می دهد؛ ما شاهد بوديم که در ايام عيد قاچاقچيان به مرخصی آمدند اما همسر من نيامد، باز هم اعتراضی نکرديم اما اگر اين رفتارهای همچنان ادامه پيدا کند همه خانواده هاقرار گذاشته اند روز شنبه در مقابل دادستانی تجمع کنند.





وی گفت: ما خبر مربوط به اعتصاب غذای زندانيان را از سايت های خبری خوانيدم يعنی اين حق را نداريم که بگوييم حداقل تلفن ها را وصل کنيد تا ببينيم در اوين چه خبر است؟







همسر تاجرينا: به همسرم به عنوان يک دندانپزشک اجازه ندادند تا حداقل به سلامت دندان زندانيان کمک کند











زهرا ميريونسی همسر علی تاجرنيا، يکی از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم که اينک در بند ۳۰۵ اوين به سر می برد به جرس می گويد: از روز دوشنبه تاکنون بچه های من مدام گوش به زنگ هستند تا پدرشان زنگ بزند اما اصلا نمی دانيم چه اتفاقی افتاده است که تلفن ها را قطع کرده اند.





وی نسبت به وضعيت بهداشتی زندانيان هم ابراز نگرانی می کند و اشاره می کند: همسر من به دليل اينکه خودش يک دندانپزشک است، وقتی وضعيت دندان های زندانيان را ديده است که در اثر تغذيه ناسلام خراب شده اند، به زندان پيشنهاد داده است تا حداقل بتواند از تخصص خود در زندان استفاده کرده و به زندانيان کمک کند اما هيچگاه با اين پيشنهاد موافقت نکرده اند.





وی افزود، به دليل برخی تعميرات در زندان، آلودگی هوا، ازدحام بيش از حد جمعيت و گرمای بيش از اندازه، زندانيان از وضعيت مناسب بهداشت و سلامت برخوردار نيستند و اين امر بارها گلايه همسرم را به همراه داشت.







وی در پايان تاکيد کرد اميدواريم ديدار خانواده های زندانيان با دادستان نتيجه بخش باشد تا بدون هيچ دردسری زندانيان به مطالبات به حق خود دست پيدا کنند.




8 مرداد 1389    01:48
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:10 9 مرداد 1389
Ù…Ø رمین ضد اØ تماع یک دسته دیگر از عوامل چماقدار رژیم هستند Ùˆ در عوض رژیم هم به آنها Ù…ÛŒ رسد. هر از چند گاهی هم ده بیست Ù†ÙØ±Ø´Ø§Ù† را به دار Ù…ÛŒ کشد تا چرتشان پاره شود.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :شش روز بازداشت و نگهداری خانواده محمد مصطفايی در سلول انفرادی اوين

سايت کمپين استقلال وکلا: فرشته و فرهاد حليمي، همسر و برادر همسر محمد مصطفايی پس از گذشت شش روز همچنان در سلول انفرادی زندان اوين نگهداری می شوند.



به گزارش سايت کمپين استقلال کانون وکلا، محمد مصطفايي، وکيل پايه يک دادگستری و فعال حقوق بشر، پس از دريافت احضاريه در 29 تيرماه سال جاری جهت "اخذ پاره ای از توضيحات"، روز دوم مرداد ماه به دادسرای شهيد مقدس واقع در زندان اوين مراجعه کرد. بر اساس اطلاعات مندرج در وبسايت وي، " بازپرس شعبه دوم ، درباره نحوه کمک و نجات موکلين که در سن کمتر از 18 سال مرتکب جرم شده بودند سئوالاتى را مطرح کرد."



مصطفايی پس از پايان تحقيقات از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای اوين، بدون صدور قرار از زندان خارج می شود اما بعد از ظهر همان روز برگه جلب وی صادر می شود، ولی ماموران به دليل عدم حضور اين وکيل دادگستری در دفتر خويش، نمی توانند وی را جلب کنند و شب هنگام، زمانی که همسر و برادر همسر وی در حال سوار شدن بر خودروی شخصی خود بودند توسط مامورين امنيتی بازداشت می شوند.



پس از گذشت مدت شش روز از بازداشت غيرقانونی خانواده مصطفايي، هيچ خبری از وی در دست نيست. بازداشت همسر و برادر همسر اين وکيل دادگستری که بر اساس اخبار واصله، به علت بازداشت غيرقانونی از حضور در کنکور امسال باز مانده است بر خلاف اصل شخصی بودن جرم و مجازات بوده و مصداق بارز فشار بر وکلای فعال در زمينه حقوق بشر است.




8 مرداد 1389    21:40
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :زلزله 7/5 ريشتری تربت حيدريه را لرزاند

ايلنا: زلزله ساعت 18:20 امروز شهرهاى مشهد، خواف، تربت حيدريه و گناباد در خراسان رضوى ر لرزاند

مجتبی صادقيان فرماندار تربت حيدريه گفت:مرکز اين زلزله 20 کيلومتری شمال شرق تربت حيدريه با مدت زمان بسيار کم رخ داده است

وی اظهار داشت: تا ساعت 20 امشب در حدود 30نفر به بيمارستان منتقل شده بودند که جراحات آنها در حد سرپايی درمان شده و خسارات شهری نيز در حد شکستن شيشه بود.

صادقيان افزود:شدت قدرت زلزله در اين شهر منجر به اختلال شبكه‌هاى ارتباطى شده است و مركز زلزله بين شهر بايگ و تربت حيدريه بوده است.


8 مرداد 1389    21:37
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :شهرياری: نرخ بيکاری به ويژه در ميان تحصيلکردگان افزايش يافته/همين قطعنامه‌هايی که عده‌ای آن را ورق پاره تلقی مي‌کنند ضررهای زيادی را متوجه کشور کرده است

پارلمان‌نيوز: عضو فراکسيون خط امام مجلس معتقد است: امروز مسائل داخلی هر کشوری در سياست خارجی آن کشور تأثيرگذار است و برعکس. بنابراين سياست خارجی با اقتصاد داخلی در ارتباط مستقيم است لذا هر موضع‌گيری در سياست خارجی ما بر زندگی و معيشت مردم تأثيرگذار خواهد بود.



به گزارش پايگاه خبری فراکسيون خط امام مجلس«پارلمان‌نيوز»، محمدمهدی شهرياري، نماينده مردم بجنورد، مانه و سملقان در مجلس شورای اسلامی که حوزه انتخابيه‌اش به تازگی به مرکز استان تبديل شده و از عمر استان شدن خراسان شمالی چندسالی بيشتر نمي‌گذرد مواضع سياست خارجی کشور را در کاهش سرمايه‌گذاري‌ها مؤثر مي‌داند و مي‌گويد: ما طبق برنامه چهارم توسعه کشور بايد سالانه 800هزار شغل ايجاد مي‌کرديم اما چنين اتفاقی نيفتاد زيرا بايد به رشد اقتصادی 8درصدی مي‌رسيديم ولی آمار بانک مرکزی حکايت از رشد اقتصادی کمتر از 2درصد دارد. اين مقوله به شدت ناشی از مواضع ما در عرصه بين‌المللی است. نتيجه‌اش بيکاري‌هايی است که در عسلويه شاهد هستيم.



متن گفت‌وگوی وی با روزنامه خراسان شمالی چنين است:



يکی از کميسيون‌های تخصصی مجلس شورای اسلامي، کميسيون امنيت ملی و سياست‌ خارجی است. شايد نخستين پرسشی که درباره فعاليت اين کميسيون مطرح باشد اين است که نقش سياست خارجی در زندگی مردم چيست؟ به عبارت ديگر تصميماتی که در سياست خارجی اتخاذ مي‌شود چه تأثيری بر زندگی مردم خواهد داشت؟



بگذاريد اول توضيحی بدهم. تصميم‌گيرندگان در سياست‌ خارجی در قانون اساسی تصريح‌ شده‌اند. بر اين اساس به جز مقام معظم رهبري، شورای امنيت ملی و وزارت امورخارجه تصميم‌گيرندگان اصلی اين حوزه به شمار مي‌آيند و وظايف اجرايی در اين زمينه را به عهده دارند اما مجلس که دو وظيفه عمده قانونگذاری و نظارت بر حُسن اجرای قانون را دارد کمتر مي‌تواند به طور مستقيم در اين زمينه ورود پيدا کند.



کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی مي‌تواند همگام با دولت در اين سياست‌گذاری همراه شده و با ارائه راهکارهای خوب قانونی در اين عرصه گام بردارد. به عبارت ديگر مجلس به طور مستقيم نمي‌تواند نقشی در سياست خارجی کشور ايفا کند اما در اين راستا با روابط صميمانه و نزديک ميان دولت و مجلس شورای اسلامی و به ويژه ميان مجلس و وزارت امورخارجه مي‌توان شاهد وقوع رويدادهای خوبی در سياست خارجی بود.



با اين تفکيک، دوباره بايد اين پرسش را مطرح کنم که نقش سياست خارجی در زندگی عادی مردم چيست؟



امروزه مسائل داخلی هر کشوری در سياست خارجی آن کشور هم تأثيرگذار است و برعکس. اين دو اينک ارتباط مستقيمی پيدا کرده‌اند. به نظر من در دولت‌های نهم و دهم در بحث سياست خارجی با چالش‌هايی مواجه بوده‌ايم که برخلاف آنکه خيلی از اقتدار و عزت و سربلندی صحبت شده است اما مواضع برحق نظام جمهوری اسلامی ايران را با زبان ديگری بيان کرده‌ايم و نتيجه‌اش برداشت‌های غلط عليه کشورمان نزد افکار عمومی جهان شده است.



در اين ميان برخی کشورها نيز با سوء‌نيت از اين بيان ديگر، سود جسته‌اند و بهانه‌هايی برای بسيج افکار عمومی منفی عليه ايران به دست آورده‌اند. در اين مدت 4 قطعنامه عليه ايران صادر شده است. بحث تحريم‌ها و کاهش همکاري‌های بين‌المللی هم مطرح است. اين موارد همه ناشی از سياست خارجی ماست و در زندگی مردم تأثيرگذار است.



ولی بسياری معتقدند که روابط بين‌المللی ما افزايش پيدا کرده است.



بله درست است. خيلي‌ها معتقدند روابط بين‌المللی ما افزايش پيدا کرده اما نمي‌دانم مبنای محاسبه آنان چه بوده است. به هر حال صدور قطعنامه‌های مختلف به حيثيت کشورمان در مبادلات سياسي، فرهنگی و اقتصادی تأثير گذاشته است، کمااينکه ديده‌ايم بسياری کشورها ملاحظه‌هايی در رفتارشان بروز داده‌اند. از جمله در رفتار دو کشور سوريه و عراق شاهد اتفاقاتی هستيم که دو سال قبل نبوده است. گرچه ممکن است عده‌ای قطعنامه‌ها را ورق‌پاره‌هايی بيش تلقی نکنند اما همين ورق‌پاره‌ها ضررهای زيادی را متوجه کشور کرده است.



با وجود آنکه تحريم‌ها عموماً به شکوفايی استعدادهای جوانان ما منجر خواهد شد اما اين تئوری بيشتر متوجه زمانه جنگ سرد بوده است. در حال‌حاضر پيشرفت کشورها در سايه همکاري‌های اقتصادی و فرهنگی بين‌المللی شکل مي‌گيرد. کافی است نگاهی گذرا به 5 سال گذشته کشورها با هم داشته باشيم. اصلاً نگاه کنيد ببينيد کشورهايی چون مالزي، کره‌جنوبی و تايلند 20 سال قبل کجا بوده‌اند و اينک در چه شرايطی هستند. رشد اين کشورها در سايه مراودات بين‌المللی آينده با ساير کشورها سبب شده به نقطه‌ای برسند که در آن بتوانند 200، 300 ميليارد دلار صادرات داشته باشند. حال آنکه وقتی ما مورد تحريم واقع مي‌شويم خواه ناخواه رشد توسعه اقتصادی کُند خواهد شد.



پس مي‌توانيم چنين نتيجه بگيريم که نمود سياست خارجی در زندگی مردم در امور اقتصادی و معيشتی آنان اتفاق مي‌افتد؟



بله کاملاً درست است. ما طبق برنامه چهارم توسعه کشور بايد به رشد اقتصادی 8درصدی مي‌رسيديم و سالانه مي‌توانستيم 800هزار شغل ايجاد کنيم. بانک مرکزی در آمارهايش تصريح مي‌کند که اين رشد اقتصادی کمتر از 2درصد بوده است. حال بايد ديد چگونه ادعا مي‌شود که اوضاع خوب پيش مي‌رود و اشتغال افزايش پيدا کرده است.



حالی که دغدغه اصلی مردم و نمايندگانشان در مجلس شورای اسلامی حل همين معضل بيکاری و نبود اشتغال است. اکثر مراجعه‌های مردم از نقاط دور کشور به مجلس برای حل معضل بيکاری آنان است. عملاً همه از نمايندگان انتظار دارند که با توصيه‌نامه‌هايی شرايط اشتغال را برايشان فراهم کنند در حالی که اگر توفيقی در امور اقتصادی پيدا کرده بوديم ديگر نيازی نبود که مردم از نمايندگان شغل جست‌وجو کنند.



با اين وصف يکی ديگر از نمودهای سياست خارجی در بحث اقتصاد کلان زمانی پديدار مي‌شود که مردم در زندگی روزمره خود در اموری عادی با مشکل مواجه شوند نظير بيکاری و کاهش رونق اقتصادی در بازار.



بله، ببينيد وقتی مي‌شنويم که در عسلويه در 6، 7 سال قبل 60 تا 70هزار نفر شاغل بوده‌اند و اينک اين رقم به 10، 15هزار نفر رسيده است يعنی حدود 50هزار نفر بيکار شده‌اند. اين بيکاری ناشی از پايين آمدن سطح همکاري‌های بين‌المللی در توسعه نفتی اين منطقه بوده است. علاوه بر آن در تجارت و مراودات اقتصادی نيز کاهش روابط بين‌المللی منجر به کاهش رونق و پايين آمدن سطح درآمدها در کشور شده است.



اما بسياری از اين کشورهای خارجی معتقدند که تحريم‌ها و قطعنامه‌ها ضرری را متوجه مردم نمي‌کند و هدف آنان دولت ايران است.



بگذاريد صريح و روشن بگويم؛ تمام کشورهايی که با نظام جمهوری اسلامی ايران مشکل دارند دنبال اين نيستند که مشکلات مردم ما را حل کنند. آنان به دنبال منافع خود هستند و به اين منافع رنگ و لعاب خاص بشردوستانه مي‌دهند. نکته اينجاست که ما مي‌توانستيم در پرتو گفت‌وگو و روابط منطقي، جوسازي‌ها عليه کشورمان را به حداقل برسانيم و مانع کاهش سرمايه‌گذاری در کشورمان بشويم. وقتی سخن از اعتماد بين‌المللی مي‌شود اين اعتماد در پی اظهارنظرهای سياسی ما به وجود مي‌آيد. حال وقتی اعتماد بين‌المللی مخدوش مي‌شود سرمايه‌گذاری هم کاهش مي‌يابد. در اين شرايط ورود ارز به کشور نيز کاهش مي‌يابد.



چنين شرايطی فقدان سرمايه‌گذاری منجر به کُند شدن ايجاد اشتغال مي‌شود. بيکاری عملاً امنيت جامعه را هدف قرار مي‌دهد. وقتی ورود ارز به کشور کاهش يافت نرخ تورم بالا مي‌رود. رشد اقتصادی هم که کم مي‌شود. در چنين شرايطی ديگر نمي‌توان حرف از اقتدار زد. ما زمانی کشوری مقتدر هستيم که بيکاری در کشورمان به حداقل برسد. دنيای امروز با 3 دهه قبل يا 4 دهه قبل تفاوت‌های اساسی پيدا کرده است. ديگر يک کشور نمي‌تواند در اقتصاد بدون همکاری ساير کشورها به شکوفايی و رونق دست پيدا کند.



کشورها در اقتصاد به همديگر وابسته شده‌اند و ما بايد شرايطی ايجاد کنيم که ضمن پايبندی به مواضع اصولی 30 سال گذشته به رشد و توسعه و انتقال تکنولوژی بپردازيم و اين هم در پرتوی همکاري‌های بين‌المللی ميسر است و همکاری بين‌المللی نيز در پرتوی سياست خارجی مؤثر و منطقی اتفاق مي‌افتد.



يکی از شاخص‌های توسعه در حال حاضر بحث گردشگر و ورود توريست به کشورهاست. اينکه مي‌گويند با ورود هر گردشگر خارجی بيش از 6 شغل ايجاد مي‌شود. تجربه کشور ترکيه نيز در اين زمينه گواه رشد چشمگير اقتصاد آن ظرف چندين سال اخير از طريق جذب گردشگر خارجی است. حال آن‌که گردشگر به مقصدی نمي‌رود که درباره آن تبليغ مثبتی نباشد. اين موضوع به سياست خارجی دولت مرتبط است. يعنی به نظر مي‌رسد اگر در سياست خارجی به شکلی تصميم گرفته مي‌شد که همکاري‌های بين‌المللی در آن افزايش مي‌يافت ما نيز شاهد ورود گردشگر و جذب درآمد از طريق آن بوديم.



ببينيد بحث سياست خارجی فقط با اقتصاد گره نخورده است. در موضوع توريست اين ارتباط بيشتر ميان رونق گردشگری و سياست خارجی ملموس مي‌شود. وقتی از کشور ناامنی جلوه دهند و تبليغات زيادی تدارک ببينند ناخودآگاه در ذهن افکارعمومی بين‌المللی ديدگاه منفی پديد مي‌آيد و نتيجه‌اش به طور مستقيم به وضعيت گردشگری برمي‌گردد. تقريباً ما اينک شاهد تعطيلی تورهای ورودی به کشور هستيم در حالي‌که در سند چشم‌انداز بايد به رقم 20 ميليون گردشگر دست پيدا کنيم اين در حالی است که متأسفانه سالانه شاهد خروج 4، 5 ميليون گردشگر از کشور هستيم که به کشورهای خارجی مسافرت مي‌کنند. اين يعنی خروج 5 تا 10 ميليارد دلار ارز از کشور.



رقم تورهای ورودی در مقايسه با اين ميزان تور خروجی از کشور بسيار ناچيز است. بعضاً شاهد آن هستيم که آنهايی که برای مسافرت به ايران وارد کشور مي‌شوند برای شرکت در سمينارها و همايش‌ها آمده‌اند که پول بليت و هتل آنها را هم خود ما متقبل شده‌ايم.



در بحث گردشگری يک پرسش ديگر هم هست. در جهان قريب به 300 ميليون نفر شيعه زندگی مي‌کنند، در کشور ما نيز که شيعه‌مذهب هستيم مقاصد قابل‌توجهی برای اين دسته از مسلمانان برای گردشگری وجود دارد. مشهد و حرم امام رضا(ع) يا قم و حرم حضرت معصومه(س) فرصت‌هايی برای توسعه و رونق گردشگری مذهبی ما به شمار مي‌آيند. اگر تنها يک درصد از اين جامعه آماری را ما در بحث گردشگری مذهبی جذب مي‌کرديم شاهد ورود 3 ميليون گردشگر خارجی بوديم که هم ارزآور بود و هم موجب رونق اقتصادی مي‌شد اما گويا ما در مراوده با کشورهای اسلامی نيز موفق نبوده‌ايم تا چنين بازار هدفی را تحت تأثير قرار دهيم.



ما با معضل ديگری در اين زمينه مواجه هستيم. بعضی کشورهای اسلامی تمايل به ارتباط مردمشان با ايرانيان ندارند و در اين زمينه حساسيت به خرج مي‌دهند. آنها بيم آن را دارند که ذهنيت مردمشان در مواجهه با کشور ما و عملکرد نظام جمهوری اسلامی تغيير کرده و ديد مثبتی پيدا کنند. بسياری از کشورهای غيراسلامی هم همين نگرانی را دارند که پس از ورود مردمشان به ايران نگرش و ديد آنها نسبت به جمهوری اسلامی تغيير کرده و مثبت شود و آنها ديگر نتوانند مقاصد خود را به خوبی دنبال کنند.



عنوان کميسيونی که شما در آن عضو هستيد دو بخش دارد. يکی «سياست خارجي» و ديگری «امنيت ملي»؛ حال آن‌که بحثی چون بيکاری که در استان حوزه انتخابيه شما نيز نرخ آن بالاست و اخيراً در جلسه معارفه استاندار جديد مهمترين تقاضا از آقای شفقت همين حل معضل بيکاری بوده؛ موضوعی که جنبه‌های مختلف تأثيرگذاری دارد. به عبارت ديگر بيکاری مي‌تواند مخل امنيت ملی باشد. آيا شما از اين منظر در کميسيون سياست خارجی و امنيت ملی به اين موضوع پرداخته‌ايد؟



اين موضوع يعنی معضل بيکاری خيلی در کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مطرح نشده است. متأسفانه در سال‌های اخير شاهد افزايش نرخ بيکاری به ويژه در ميان تحصيلکردگان هستيم تا آن‌جا که بيکاری قشر تحصيلکرده در برخی استان‌ها بين 20 تا 30 درصد متغير است اما هنوز اين واقعيت تلخ به خوبی بررسی نشده و برای آن راهکاری ارائه نشده است.



از آن‌جايی که همه نابهنجاري‌های داخلی با امنيت سروکار دارد به نوعی اين موضوع نيز با کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی در ارتباط است اما با توجه به اينکه اين موضوع در کميسيون‌های اقتصاد، اجتماعی و برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی مدنظر قرار مي‌گيرد نمايندگان در کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی کمتر به آن مي‌پردازند.



به هر حال بايد توجه داشته باشيم که ايجاد شغل، کار بسيار سختی است. عملاً برای ايجاد هر شغل بايد 20 ميليون تومان سرمايه‌گذاری انجام گيرد. بنابراين هر چه پول از کشور خارج شود يا رغبت ورود سرمايه کشور کاهش يابد هزينه کردن برای ايجاد شغل نيز سخت‌تر خواهد شد.


8 مرداد 1389    18:33
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:41 10 مرداد 1389
اینها استاد شیرین است Ú¯ÙØªÙ† پس از خوردن شیرینی هستند.

تازه کش٠خود را هم برای از میدان بدر کردن رقیب بکار Ù…ÛŒ گیرند نه برای حل مشکل Ø امعه.

باید از این کاش٠پرسید Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ موقع متوØ Ù‡ ÙˆØ ود خورشید شدی.




نام:  
ای-ميل:  
22:58 8 مرداد 1389
شغل وقتی ایØ اد Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ در بر روی واردات مصرÙÛŒ بسته شود Ùˆ موسسات آموزشی هد٠استقلال را دنبال کنند.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :شيرين عبادی :شانزده زندانی سياسی برای اثبات حق حيات خويش دست به اعتصاب غذا زده اند

راديو فرانسه:شانزده تن از زندانيان سياسی بند عمومی 350 زندان اوين که به سلول های انفرادی بند 140 اين زندان منتقل شده بودند، در اعتراض به انتقال آنان به سلول های انفرادی دست به اعتصاب غذا زدند. شيرين عبادی ميگويد که اين شانزده تن از تمامی حقوق انسانی خود- که حتا در آئين نامه زندانها ودرچارچوب قوانين جمهوری اسلامی تصريح شده - محروم شده بودند و برای اثبات اين حق حيات خويش دست به اعتصاب غذا زده اند.



اين افراد به لحاظ اعتراض به رفتار نامناسب مأمورين و مسئولين زندان وهمچنين شرايط نامناسب حاکم بربند 350 و خصوصاً مانع تراشی های بسياردرملاقات با خانواده هايشان ازسه روزپيش به سلول های انفرادی منتقل شده اند. از ميان اين زندانيان بهمن احمدی امويی از روز دوشنبه اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و از روزسه شنبه شش تن ديگر، از جمله مجيد توکلي، عبدالله مؤمني، کوهيار گودرزی و کيوان صميمی به اين اعتصاب پيوستند. از ديروز(چهارشنبه) تمامی اين شانزده زندانی سياسی در اعتصاب غذا بسر ميبرند.



اسامی اين زندانی ها عبارت است از:علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت ، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار ،حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تجکيم ،علی پرويز فعال دانشجويی ،حميدرضا محمدی فعال سياسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل ،ابراهيم(نادر)بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق ،کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجيد دری فعال دانشجويی ، مجيد توکلی فعال دانشجويی ، کيوان صميمی روزنامه نگار ،غلامحسين عرشی ،پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا.



درباره اين موضوع شيرين عبادی رئيس کانون مدافعان حقوق بشر در ايران و برنده جايزه صلح نوبل ميگويد که اين شانزده تن از تمامی حقوق انسانی خود- که حتا در آئين نامه زندانها ودر چارچوب قوانين جمهوری اسلامی تصريح شده - محروم شده بودند و برای اثبات اين حق حيات خويش دست به اعتصاب غذا زده اند.



شيرين عبادی اعتقاد دارد که مقامات قضايی کشور درجريان تمامی اين تضييقات بوده و دم نمی زنند. شيرين عبادی ميگويد که ديگر در کشور دستگاهی برای دادگستری وجود ندارد. دراين حالت که مرجعی برای تظلم خواهی درکشور وجود ندارد، وی معتقد است که اعتصاب غذای اين شانزده تن نمی تواند به تحقق خواست های آنان بيانجامد.




8 مرداد 1389    21:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :آمادگی ايران برای توقف غنی سازی اورانيوم با غلظت بالا

راديو فرانسه:ايران آماده است درصورت دريافت سوخت مورد نيازرآکتورآزمايشی تهران غنی سازی اورانيوم باغلظت بالا را متوقف کند. دولت آمريکا اميدوار است که در هفته های آينده مذاکره ايران و کشورهای گروه 1+5 بر سر همين موضوع آغاز شود.

علی اکبر صالحی رئيس سازمان انرژی اتمی ايران گفته است که کشورش حاضر است در صورت دريافت سوخت مورد نياز رآکتور آزمايشی تهران از غنی سازی اورانيوم با غلظت 20 درصد صرف نظر کند. پيشتر وزير خارجۀ ترکيه احمد داووداوغلو نيز به نقل از همتای ايرانی اش منوچهر متکی گفته بود که جمهوری اسلامی ايران اعلام آمادگی کرده که در صورت مبادلۀ سوخت اتمی غنی سازی اورانيوم تا سطح بيست درصد را متوقف کند. ديشب چهارشنبه دولت آمريکا ابراز اميدواری کرد که ايران و کشورهای عضو گروه 1+5 در هفته های آينده جلسۀ گفتگويی بر سر همين موضوع برگزار کنند. دولت آمريکا ضمن استقبال از انجام گفتگو با تهران از تلاش های خانم کاترين آشتون مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا در همين زمينه پشتيبانی کرده است. دولت آمريکا از سال 2009 به طور همزمان سياست تحريم جمهوری اسلامی ايران و تلاش برای گفتگو با اين کشور را به موازات يکديگر دنبال می کند.

در اين حال، دولت استراليا امروز پنجشنبه اعلام کرد که تحريم های يکجانبه اش را عليه برنامۀ اتمی ايران تشديد کرده است. استفن اسميت، وزير خارجۀ استراليا گفته است که تحريم های اين کشور حدود صد شرکت و نهاد ايرانی را شامل می شود و فعاليت های شرکت های استراليايی در صنايع نفت و گاز ايران را محدود می سازد. به گفتۀ وزير خارجۀ استراليا تحريم های يکجانبۀ اين کشور تجارت اسلحه با ايران و نيز فروش موادی را ممنوع کرده که می توانند در ساختن سلاح های اتمي، شيميايی و ميکروبی مورد استفاده قرار بگيرند.




8 مرداد 1389    17:21
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:57 8 مرداد 1389
ملاها برای ماندن هر کاری می کنند.

اما این هم Ù†Ø اتشان نخواهد داد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :روايت يکی از زندانيان از شرايط زندان:بند زنان اوين؛ اينجا تحقير از نوع ديگری است

جرس: يکی از زندانيان بند زنان زندان اوين، روايتی از وضعيت بد زندانيان سياسی زن و مناسبات بازجوها و زندانيان عادی با آنان نگاشته است و در آن بسياری از اين سختی ها را به تصوير کشيده است.





به گزارش ندای سبز آزادي، "سبا" در بخشی از نامه اش آورده است: می بينی سياسی ها را آورده اند در بند عمومی تا بشکنند. اين ها که اسمشان سياسی است نمی توانند ديگری را تحقير کنند. باج بدهند. نمی توانند دزدی کنند. دروغ بگويند. فريب دهند. تقلب کنند. جعل سند کنند. اين ها که نظرشان احترام به انسان است و سلاحشان همان نظرشان و شايد اگر بوده يک نوار سبز. و سرودشان. بايد که زير دست مجرمين باشند تا ياد بگيرند که حرمت انسانی ارزشی ندارد. جايی که دزدان و قاتلان حرف اول را می زنند.





او در ادامه می نويسد: "سين" می گويد که زندانبان او را انداخت در حمام زندان و با آن هيکل درشتش تا جايی که می خورد او را کتک زد. تو می مانی که اين اندام کوچک و لاغر و نحيف چه گونه تحمل آن کتک ها را داشته؟ از او می پرسی چه جرم هايی در پرونده دارد؟ می گويد شرکت در نماز جمعه هاشمی رفسنجانی. شرکت در تشيع جنازه آيت الله منتظری. خواندن سرود "يار دبستانی" خواندن سرود "سر اومد زمستون". اين ها مستندات است در پرونده ای با اتهام اقدام عليه امنيت ملي، تشويش اذهان عمومي، و ... جمله هايی از اين دست که يک پاراگراف می شود.





متن کامل اين روايت نامه به شرح زير است:





خودت را سپرده ای به خدا و می روی هر کجا می برندت. اما اين فقط ظاهر است. اين دست ها و پاهای توست که دراختيار آن هاست. دلت با خداست. از همان اول که آمدن سراغت اعتمادت به خدا بود و هنوز هم. ظاهرا بند سياسی را پشت سر گذاشته ای و ديگر نوبت بند عمومی است.







نگاه ها به سوی توست. همين طور پرسش ها. می ببرند تا به يک اتاق تحويلت دهند. نمی دانی کجا را بايد نگاه کنی. گذری و نظری. تازه اگر به حال خودت باشی. فقط می برندت به اسم ورودی جديد. همه اتاق ها تو را پس می زنند. ورودی جديد نمی خواهند. حس بدی به تو دست می دهد. احساس يک مزاحم. يک موجود زيادی. خيلی زود دستگيرت می شود اين جا تحقير از نوع ديگر است. به حکم وکيل بند به يک اتاق وارد می شوی. کسی تو را نمی خواهد. اين جا اسم تو مجرم است. خودت بگو متهم. حتی اگر يک نخبه علمی هم باشی مجرمی ولی از نوع سياسی. آن هايی که از بندهای سياسی به متادون آمده اند خيلی زود می فهمند که اين جا دنيايی ديگر است و قانون خودش را دارد. در بند سياسی جز بازجو کسی تو را مجرم نمی داند. آن جا دل ها با هم است.







آن جا رسم و قانونی ديگر دارد. آن جا برای اسم ها هم بايد حساب و کتاب پس بدهی. انفرادی نه، «اتاق». عمومی نه، «سوئيت». بازجو نه، «کارشناس». حتی نمی خواهند بگويی انفرادی و عمومی و بازجو. در انفرادی دست ها را که باز کنی به دو ديوار در دو پهلو می خورد. ديوار وسط دو انفرادی را برداشته اند، اسمش را گذاشته اند عمومي، برای چهار نفر به بالا. در شب های بگير و به بند تا هشت نفر را هم آن جا می چپانند. شلاق و اهانت و کتک هم که اسم هايی برای خودش دارد، مجازات است و تاديب. وقتی حکم بازداشت به دست خود بازجوست چرا حکم مجازات نباشد؟ قاضی کيست؟ کمکت می کنند برای يادآوری. يادآوری آن چه می گويند بايد بگويی. تو بايد همکاری کنی.







همکاری با که؟







بندها و بازداشتگاه های سياسی ادبيات خودش را دارد، ارتباطات خودش؛ تنهايي، چشم بند، انفرادي، بی خبری و هراس. چراغی که دائم روشن است و شب و روزت را به هم می زند، يا سياهي، صدای خش خش پا، لخ لخ دمپايي، اضطراب، ديوار، سکوت. سکوت. سکوت. بازجويی و باز هم بازجويی. به تو ميگويد امروز اسير من هستي، با اسير هر چه بخواهم می کنم... و اوست با نفسی که بوی تعفن می دهد. اوست با خدايی که نمی شناسدش. ضجه ای که فرياد دل تو را به آسمان می برد. اوست و خدايی که تو باور داری از رگ گردن به تو نزديک تر است. بيناست به حال بندگان. شنواست. شاهد است. در کمين است. حسابرس است. فريادرس است. يار است. ياور است. قاضی است.







حاکم است. عادل است. تو هستی و خدايی که او نمی شناسدش.







انفرادي؛ يک روز، دو روز، ده، بيست، پنجاه، هشتاد. بی مکانی. بی زمانی. دنيای بيرون در ذهنت رنگ می بازد و تو می جنگی با اين محو شدن ها. می جنگی با سکوت. می جنگی با شکستن. هفت بار قرآن می خواني، همه قرآن را.







مردک با دست های خودش پنج هزار تومانی را به سينه ام سنجاق کرد... و گفت ... قيمت تو همين است. دست ها و چشم های بسته من. نفس هار و سرکش او. از هشت صبح تا دوازده شب روی يک صندلی حساب پس بده به اسم بازجويی. دو روز به صندلی بسته شو. اين ها را ... می گويد، خانمی محجبه و محترم. ميگويند هر کاری داری همان جا بکن. بعد هم ميگويند خاک بر سرت. کثافت. تو که نمی توانی ... را نگاه داری می خواهی فلان و فلان. و او چادرش را بر خودش بپيچد و در خودش پيچيده شود. ميگويند همه اين ها برای تاديب است و همکاری و يادآوری.







بايد بگويی بوده. بنويسی بوده. حالا تو بگو نبوده. بگويی من اصلا روحم هم از اين حرف ها خبر ندارد. ميگويند کمکت می کنند تا به ياد بياوری که بوده. ميگويند بنويس که برای ... کار می کرده ای. من کجا و ... کجا؟ ميگويند بنويس با ... رابطه داشته ای. لا اله الا الله . بنويس ... با ... رابطه داشته است. پناه می برم به خدا. بنويس اين. بنويس آن. شايد روزی 10 قرص. مجبورت کنند که بخوری.







دوستی که در زندان يافته ای برايت می گويد: کاش می فهميدند کسی که "خود"ش را برای خدا شکسته ديگر جايی برای شکستن ندارد. کسی که خدا را دارد دروغ نمی گويد. کسی که خدايش بزرگترين است غير خدا برايش حقير است و برای حقير به زانو درنمی آيد.







بايد بنويسی آن چه را که او می گويد. بنويسی اسمش بشود همکاری. وقتی که نوشتی و امضا کردي، بشود اقرار. از تو نوشته ها بگيرند و اقرارت بشود سند. شهادت عليه خودت. براساس همان هم حکم بدهد. باز هم شلاق. اين بار به اسم مجازات. اين ها را ... برايت بگويد.







از ده سال پيش بگويد که با او همين کارها را کرده بودند. بگويد بی تجربه بودم. ترسيده بودم. بگويد آن سال نوشتم آن چه را گفتند. نوشتم آن چه را ديکته کردند. چندين بار هم نوشتم. حکم دادند. هم زندان. هم جريمه نقدی. هم شلاق. بگويد: هيچ کدام را نکرده بودم. نه شيشه شکسته بودم و نه آتش زده بودم.







بگويد: آن سال يک دانشجوی ساده بودم که رفتم ببينم کوی چه خبر است. آن هم به خاطر دوستش که گفته شوهرش در کوی است. از همان جا او را گرفته بودند و آورده بودند همين جا. زندان عمومی زنان. بگويد همان شب اول ديدم که همه اتاق ريختند سر يک دختر و او را يک کتک مفصل زدند. به بهانه اين که وقت رد شدن تنه زده. و او همه وجودش شده ترس. نوشته هر چه آن ها گفتند.







با خود فکر می کنی که هيچ چيز مثل ناامنی اعتماد به نفس را نابود نمی کند.







بگويد: حالا ده سال گذشته. اين بار ديگر ننوشتم. هر چه زدند. اين بار خودم را زدند. يک مرد. با شلاق. دو ساعت تمام. شايد بيشتر. به سرم زدند. روزها با چشم بند بودم. نه کسی را ديدم. نه آبی. نه غذايی به اندازه کافی. نه دستشويی به وقت نياز. نه تماسی با کسی. فقط کتک بود و ضربه به سر. ضربه به گيجگاه. ضربه های مداوم. که هنوز حس آن ضربه ها در سرم هست. گاهی ساعت ها اشکم روان می شود از همان ضربه ها. از من اقرار خواستند. ولی ننوشتم.







يکی ديگر می گويد: صندلی را بلند کرد و محکم بر کمرم کوبيد. صندلی با پايه های آهنی. سيلی زد... و تو می انديشی که زن شيعه از اين سيلی ها خورده است. همه می گويند، تاريخ هم گواه است. ولی تو می دانی که تاريخ سند است و خداست که گواه است.







ديگری را ساعت يک نيمه شب می آورند. اتاق در خواب است. وکيل بند او را می آورد. به تو که نشسته ای آهسته می گويد سياسی است. به سرعت او را می پذيری. با روی گشاده. با سه تا پتو جايی برای خوابش کف اتاق کنار دست خودت آماده می کنی. معلوم است دانشجوست. از او می پرسی چرا اين وقت شب؟ ميگويد اين قدر سر و صدا کردم تا مرا آوردند. می گويد ترسيده بودم. می گويد ما چهار نفر در يک سلول بوديم. دو تا را توی روز آزاد کردند.







يکی را هم سر شب. من ماندم تنها. بازجو گفت من هستم و تو. هر کار بخواهم می کنم. من هم ترسيدم. داد و بيداد کردم. گفتم که من از تنهايی می ترسم. فقط داد و بيداد کردم.







او يک شب و يک روز ميهمان شماست. فردا اسمش را خواندند و رفت. از خودت می پرسی پس چرا برای شب او را نگه داشته بودند؟ اگر داد و بيداد راه نمی انداخت چه؟







"سين" می گويد که زندانبان او را انداخت در حمام زندان و با آن هيکل درشتش تا جايی که می خورد او را کتک زد. تو می مانی که اين اندام کوچک و لاغر و نحيف چه گونه تحمل آن کتک ها را داشته؟ از او می پرسی چه جرم هايی در پرونده دارد؟ می گويد شرکت در نماز جمعه هاشمی رفسنجانی. شرکت در تشيع جنازه آيت الله منتظری. خواندن سرود "يار دبستانی" خواندن سرود "سر اومد زمستون". اين ها مستندات است در پرونده ای با اتهام اقدام عليه امنيت ملي، تشويش اذهان عمومي، و ... جمله هايی از اين دست که يک پاراگراف می شود.







اين جا اما تحقير و توهين به گونه ديگر است. حالا ديگر اين جا شهر توست. در آن زندگی می کنی. از 7 صبح در صف فروشگاه می ايستی تا 12 ظهر که نوبت به تو برسد. حدود نه و نيم تازه فروشگاه باز کند. کسی با نوشته کاری ندارد که از کی باز است و چه روزها و ساعت هايی باز است. اين طور نيست. سر فروشگاه جنگ در می گيرد. از وقتی باز می شود متهم به همکاری در قتل که در زندان رياست می کند می آيد با نفراتش. با همان لحن تحکم کننده. قرار از قبل معلوم است. به وکيل بند که مسول هماهنگی است می گويد کارگرهای پايين هستند. کارگرها در صف نمی ايستند. اما چند تا کارگر؟ تا يازده و نيم نفراتش می آيند. وکيل بند که با صدای زندانيان ديگر اعتراض کند. او داد می زند که کارگرهای قرنطينه هم هستند. نگاه که می کنی می بينی بيشتر اين ها شکلشان به همه چيز می رود جز کسی که کارگری کند. يا از خانه های فسادند و يا موادفروش داخل زندان. يازده و نيم نوبت می رسد به آن ها که از هفت صبح در صف بوده اند.







نوبت باقی قلدرها و روسای باندها می رسد که خريدشان را بکنند. کينگ کنگ، مارمولک، روح سرگردان، موش، اليزابت، جغد، جنازه. اين ها اسم هايی است که "ف" روی آن ها گذاشته است. اسم هايی بين تو و "ف". هر کدام هم روش خودشان را دارند. سيگاری ها هم که از روی سر همه رد می شوند تا سيگارشان را بخرند. البته آن ها که دارند که يک پاکت سيگار باج بدهند.







تازه ساعت 12 نوبت به تو می رسد. به تو که چند کارت تلفن و يک دفتردر اول ليست خريد داری. دفتر را که ندارد. کارت تلفن رمز دار تمام شده شير تمام شده. ... ندارد ... ندارد .... ندارد. چند قلم جنس غير ضروری می خری. 30 تومان هم از کارت بانک تو می زنند. همين جا داخل فروشگاه زندان. همکار داخل زندان خودش به جرم دزدی اين جاست. داخل فروشگاهی که تو فقط پشت پنجره اش ايستاده ای. برای خريد هم کارت را از تو گرفته اند هم رمز را بايد بگويی. فروشگاه را بعد از تو می بندد. نفيسه که نفر بعدی بود می ماند. او که از همان هفت صبح در صف است.







دانشجوی نخبه ارشد دانشگاه شريف. اين جا روسا از نوع ديگرند. همين طور جيره خواران. اين جا تحقير از نوع ديگر است.







نسرين کارگری می کند. از او می پرسی چرا اين جايي؟ می گويد به شوهر صيغه ای اش چک 50 ميليونی داده بود. می پرسی به او مهريه داده بودي؟ نسرين پايين ترين نفر يک باند است. يک کارت تلفن مزد يک روز کارگری. کارگری اتاق ها هر روز نوبت يک زندانی است. کارگرها هم اگر در باند قوی تر باشند کار بيشتر می گيرند. کارگری که در باند ضعيف است تهديد می شود. روز کار خودت از هم اتاقی ات می خواهی که با نسرين صحبت کند تا کار تو را انجام دهد.







نسرين اما صبح برای آوردن آب جوش نمی آيد. معصومه که کارگر باند "م" است می آيد و چای فلاسک او را می ريزد و آب می آورد و فلاسک را هم پر می کند. بعد هم رو به تو که اولين کف خواب جلوی در هستی می گويد وقت تمام شد. "ف" که يار تو است اشاره می کند که برويم. و می گويد اگر نجنبيم فلاسک ها خالی می ماند. نگذاشته اند نسرين بيايد برای کار. خودتان بلند می شويد و اين کار را می کنيد. آب بياوريد و فلاسک های چيده شده دم در را پر کنيد.







وقت جارو کردن اتاق، معصومه می آيد حرف کار را پيش بکشد. می گويد نسرين گفته است که نمی آيد. مجبور می شوی کار را به او بدهی. يک کارت تلفن هم به نسرين نمی رسد. نمی گذارند برسد. کيست که فرمان ها به دست اوست؟ فرمانروايان و فرمانبرداران. بازی سازان و بازی گردانان و بازی خورها چه کسانی هستند؟ سربازی که پای کار است و امتياز خودش را می گيرد. فرمانده ای که در راس است و بهره اش را می برد.







چه کسی طرف نسرين را دارد؟ "ع". به قول خودش فعال مدنی. کسی هم که مدنی است عربده کشی و زورگويی نمی داند و نمی تواند. با احترام بيايد و برود و حرف بزند. کارگر باندش هم اين می شود. رئيس باند معصومه کيست؟







"م" با همياری "ش". جرم هر دو همکاری در قتل. معصومه کارهای شخصی آن ها را هم می کند. روزی چند بار می آيد ظرف های کثيف آن ها را ببرد و بشويد. لباس های آن ها را هم. "م" حمامش را می رود. معصومه می آيد لباس های او را ببرد. اين ها باجی است که برای حفظ پست کارگری اتاق به "م" و "ش" می دهد. ژنرال هايی به اسم "م" و "ش" و جيره خواری مثل معصومه. معصومه هم نسرين را له می کند تا خودش بماند.







می بينی سياسی ها را آورده اند در بند عمومی تا بشکنند. اين ها که اسمشان سياسی است نمی توانند ديگری را تحقير کنند. باج بدهند. نمی توانند دزدی کنند. دروغ بگويند. فريب دهند. تقلب کنند. جعل سند کنند. اين ها که نظرشان احترام به انسان است و سلاحشان همان نظرشان و شايد اگر بوده يک نوار سبز. و سرودشان. بايد که زير دست مجرمين باشند تا ياد بگيرند که حرمت انسانی ارزشی ندارد. جايی که دزدان و قاتلان حرف اول را می زنند.







شب همان ساعت هميشگی که از بلندگو آزادی ها را می خوانند اسم "سين" را هم می خوانند. او با 200 ميليون تومان وثيقه می رود. جشن شادی برپاست. از همان سر شب. يکی با زدن بر قابلمه آهنگ می زند. بقيه دست می زنند. هما با همان پاچه های لوله شده يکی بالا يکی پايين شروع می کند به رقصيدن. يکی با زدن بر در ضرب می زند. "بری ديگه برنگردی". همه دم می گيرند "ايشالله". همه بند در راهرو او را بدرقه می کند. سرود يار دبستانی با صدای بلند بند را پر کرده.







"يار دبستانی من، با من و همراه منی. چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی. حک شده اسم من و تو، رو تن اين تخته سياه. ترکه ی بيداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما. دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش. خوب اگه خوب؛ بد اگه بد، مرده دلای آدماش. دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره کنه. کی ميتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟... " همه شادند. يا می خوانند و يا همنوايی می کنند. حتی غير سياسی ها که به جرم مالی در زندانند. مرغ دلشان به هوای آزادی پر کشيده.







باز همه با هم می خوانند "سر اومد زمستون..." می خوانند: "سراومد زمستون، شکفته بهارون. گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون. کوهها لاله زارن، لاله‌ها بيدارن. تو کوهها دارن گل گل گل آفتاب و ميکارن ..." از بلندگو صدا با تحکم و پرخاش می آيد: "خانم های بند دو. خانم های بند دو. چه خبره؟ صدا نباشه. چه خبره؟"







همه بند دست می زنند و با صدای بلند هورا می کشند. و تو باور داری که همه چيز رفتنی است جز آن چه رو به سوی او دارد. کل شی هالک الا وجهه. باور داری که فقط خداست که باقی است و ظلم رفتنی است. اعتمادت همه بر خداست.







"سبا"





اوين- زندان عمومی نسوان-




8 مرداد 1389    17:54
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
21:23 11 مرداد 1389
خواندم و گریه کردم .ضحاک و دیوهاش سر راه مردم /که نه برمردم . مردم خواب و خمار و کرخت و دنبال نونی و ابی و .....

تا Ú©ÛŒ تا Ú©Ø ا .!!1


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :يکی از نزديکان جعفر کاظمی: او اتهامات‌اش را نپذيرفته، مدرکی هم نيست، جلوی اعدام او را بگيريد

کمپين بين‌المللی حقوق بشر



به دنبال انتشار مصاحبه کمپين بين المللی حقوق بشردرايران با نسيم غنوی وکيل جعفر کاظمی که حکم اعدام وی دردادگاه نظر تاييد و درخواست وی برای ارجاع پرونده به ديوان عالی نيز مورد موافقت قرارنگرفته است، يکی از نزديکان اين محکوم به اعدام به کمپين گفت که آقای کاظمی هيچ نسبتی با سازمان مجاهدين خلق ندارد.



کمپين بين المللی حقوق بشر درايران از قوه قضاييه ايران می خواهد که ترتيبی بدهند که پرونده اين متهم بار ديگر مورد بررسی قرارگيرد و ديوان عالی به دور از شائبه های سياسی مطرح شده و با توجه به مدارک مستند در پرونده به صدور حکم نهايی بپردازد و از تعجيل برای اعدام فردی بيگناه جلوگيری شود.





خانم غنوی به کمپين گفته بود که اتهام موکلش محاربه از طريق هواداری از سازمان مجاهدين خلق است. اگر چه جعفرکاظمی همواره ادعای مطرح شده را رد کرده است. اين فرد نزديک به پرونده آقای کاظمی گفت: « آقای کاظمی سالهاست هيچ نسبتی با گروه مجاهدين ندارد ولی نهاد های امنيتی جمهوری اسلامی از يک سو و رسانه های وابسته به گروه مجاهدين خلق از سوی ديگر، سعی دارند اينچنين القا کنند که جعفر کاظمی هوادار مجاهدين خلق است.»



اين فرد نزديک به آقای کاظمی که به دلايل امنيتی خواست نامش فاش نشود همچنين افزود: «ادعای اين دو گروه در مورد هواداری جعفر کاظمی از مجاهدين در حالی مطرح ميشود که آقای کاظمی در تمامی مراحل بازجويی ، بازپرسی و دادگاه اين اتهام را رد کرده است. و وکيل ايشون خانم غنوی هم به اين مساله اشاره کرده اند. از طرفی خود آقای کاظمی نيز که در بند ۳۵۰ اوين زندانی است بارها به همبندان خود گفته که هيچ ارتباطی بين ايشان و سازمان مجاهدين وجود ندارد.»



وی همچنين با اشاره به يکبار سفر آقای کاظمی به عراق تنها با قصد ديدن فرزندش، به کمپين بين المللی حقوق بشردر ايران گفت: «همين سفر و ديدار خانوادگی آقای کاظمی با فرزندش ، تنها استناد قاضی برای صدور حکم اعدام است. بهروز کاظمی فرزند ۱۸ ساله آقای کاظمی هم اکنون در قرارگاه اشرف به سر می برد. فرماندهان نظامی قرارگاه اشرف پس از صدور حکم اعدام برای جعفر کاظمی ، بارها از طريق مصاحبه های برنامه ريزی شده با اين نوجوان ۱۸ ساله، اتهامات منتسب به آقای جعفر کاظمی از سوی نهاد های امنيتی جمهوری اسلامی و دادستانی تهران را تاييد کردند و حتی در برخی موارد اتهامات سنگين تری مانند عضويت در سازمان مجاهدين خلق را به وی نسبت دادند. حال انکه خود آقای جعفر کاظمی حتی هواداری از اين سازمان را رد کرده است.»



اين فرد نزديک به آقای کاظمی همچنين به مکالمه ای بين جعفر کاظمی و بازجويان وی اشاره کرد که در آن به صراحت به آقای کاظمی گفته شده که او و چندين تن ديگر بايد نقش قربانی را بازی کند. کمپين از انتشار گفته های اين منبع در خصوص اين مکالمه تا تاييد آن با منابع ديگر خود را معذور می داند اگر چه صدور و تاييد حکم اعدام برای متهمی که همواره ادعاهای مطرح را رد کرده و مدرکی دال بر اثبات ادعاهای مطرح شده عليه وی در پرونده وجود ندارد بر نگرانی کمپين در خصوص غيرقضايی بودن تصميم اعدام می افزايد.



اين فرد نزديک به پرونده جعفر کاظمی در نهايت از همه نهاد حقوق بشری داخل و خارج از کشور خواست که به هر نحو ممکن جلوی اعدام آقای کاظمی را بگيرند.


8 مرداد 1389    17:50
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   نیما
ای-ميل:  
11:09 9 مرداد 1389
هادی قائمی سعی دارد همان حرÙÛŒ را بزند Ú©Ù‡ بازØ ویان وزارت اطلاعات Ù…ÛŒ زنند.آقای قائمی Ú©Ù‡ با گزارشهای به اصطلاح حقوق بشری قصد دارد دین خودش را به بازØ ویان وزارت اطلاعات ادا Ú©Ù†ÛŒ. ایشون به خاطر هوادرای از سازمان Ù…Ø اهدین خلق 10 سال زندان بوده ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ ایشان در اشر٠است ولی هادی قائمی معلوم نیست بر Ú†Ù‡ مبنایی بازهم در لوای نامی مبهم Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ است یکی از نزدیکانش Ù…ÛŒ گوید Ú©Ù‡ آقای کاظمی نسبتی به Ù…Ø اهدین ندارد. دشمنی Ùˆ کینه ورزی آقای هاد قائمی علیه سازمان Ù…Ø اهدین معلوم نیست بر Ú†Ù‡ مبنایی است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :ضمانت اجرايی بين‌المللی برای ممنوعيت بمب‌های خوشه‌ای

صدای آلمان :منشور بين‌المللی ممنوعيت استفاده از بمب‌های خوشه‌اي، پس از سال‌ها تلاش پي‌گير صلح‌طلبان جهان، سرانجام از روز يکشنبه اول اوت امسال ضمانت اجرائی مي‌يابد. ۱۰۷ کشور عضو سازمان‌ملل متحد تا به حال اين منشور را امضا کرده‌اند.



برای آن که منشور بين‌المللی ممنوعيت استفاده از بمب‌های خوشه‌ای ضمانت اجرائی يابد، از ميان ۱۰۷ کشوری که آن را امضا کرده‌اند، مي‌بايست ۳۰ کشور آن را به مرحله اجرا مي‌گذاشتند. تعداد اين کشورها، اکنون به ۳۷ رسيده است. به اين ترتيب، سازمان ملل متحد مي‌تواند در نشست روز يکشنبه خود اجرائی شدن منشور را رسما اعلام کند.





امتناع آمريکا، چين و روسيه





بمب‌های خوشه‌ای تاکنون در ۳۰ کشور جهان پرتاب شده‌اند. ايالات متحده آمريکا، روسيه و چين بزرگترين توليد کنندگان اين نوع بمب‌ها هستند و آن‌ها را به بيش از ۷۰ کشور جهان فروخته‌اند. هيچکدام از اين سه کشور تاکنون منشور ممنوعيت بمب‌های خوشه‌ای را امضا نکرده‌اند. اين منشور، توليد، نگهداري، فروش و کاربست بمب‌های خوشه‌ای را نقض "حقوق ملل" مي‌داند. آلمان در ماه ژوئيه امسال منشور را امضا کرد.



بمب‌های خوشه‌ای مي‌توانند از هواپيما يا سکوهای پرتاب موشکی پرتاب شوند. بدنه اين بمب‌ها در آسمان باز مي‌شوند و تعداد بي‌شماری بمب‌های کوچک را که به "بمبلت" مشهورند، در زمينی گسترده پخش مي‌کنند. اين بمب‌ها درست مثل مين، در هنگام تماس انسان‌ها يا حيوانات منفجر مي‌شوند. کسی که با بمب‌های خوشه‌ای تماس مي‌گيرد، اگر بلافاصله نميرد، حتما به سختی معلول مي‌شود.





۱۰۰ هزار قربانی





به استناد گزارش سازمان بين‌المللی معلولان، تا امروز حدود ۱۰۰ هزار نفر قربانی اين بمب‌ها شده‌اند. ۹۸ درصد قربانيان غيرنظامی و يک چهارم آن‌ها کودک بوده‌اند. گزارش سازمان‌های بين‌المللی حاکی از آن است که ايالات متحده آمريکا در سال‌های دهه هفتاد ميلادی بيش از ۳۷۰ ميليون بمبلت در کامبوج، لائوس و ويتنام پرتاب کرده که هنوز هم مي‌توانند منفجر شوند. در سال‌های گذشته، بمب‌های خوشه‌ای در يوگوسلاوی سابق، عراق، افغانستان و لبنان نيز پرتاب شده‌اند.





کانادا، بريتانيا، افغانستان، عراق و بسياری از سرزمين‌های آفريقائي، جزو ۳۷ کشوری هستند که منشور ممنوعيت استفاده از بمب‌های خوشه‌ای را به مرحله اجرا گذاشته‌اند.





يک موفقيت بزرگ





نهادهای بين‌المللی مدافع حقوق بشر و صلح‌طلب، اجرائی شدن منشور سازمان ملل متحد را گامی مهم ارزيابی مي‌کنند. يک سخنگوی اتحاديه مبارزه با بمب‌های کوچک در وين به خبرگزاری آلمان گفته است:«در بيش از يک دهه گذشته، اجرائی شدن کنوانسيون ممنوعيت کاربرد بمب‌های خوشه‌اي، يکی از مهمترين پيمان‌های خلع سلاح بوده است.»





فعالان صلح اميدوارند که اجرای منشور ممنوعيت بمب‌های خوشه‌اي، تاثيری مشابه پيمان منع مين‌ها را داشته باشد که در سال ۱۹۹۷ به تصويب رسيده است.


8 مرداد 1389    15:27
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:58 8 مرداد 1389
بمب های خوشه ای دیگر توØ یه تاکتیکی ندارند.

سلاح های Ø دید Ù…ÛŒ توانند دقیق عمل کنند Ùˆ ÙØ±ÙˆØ´ آنها بازار خوبی دارد.

Ú†Ù‡ بهتر Ú©Ù‡ یک ژست انسانی هم Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شود.


نام:  
ای-ميل:  
18:58 8 مرداد 1389




پيمان ممنوعيت Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از بمب‌هاي خوشه‌اي براي نخسيتن بار در ماه مه سال ‪۲۰۰۸â€ ميلادي در يك ÙƒÙ†ÙØ±Ø§Ù†Ø³ ديپلماتيك در دوبلين مطرح Ùˆ در دسامبر سال ‪ Û²Û°Û°Û¸â€ در اسلو به امضا رسيد.

Ú¯ÙØªÙ†ÙŠ Ø§Ø³Øª كه بسياري از نهادهاي بين‌المللي از تصويب اين پيمان استقبال كرده اند.

براساس تحقيقات اين مركز بين‌المللي Ùˆ مراكز كاتوليك، ‪ Û±Û´Û¶â€ موسسه مالي در ‪ Û±Ûµâ€ كشور Ø هان با شركت‌هايي كه در ساخت Ùˆ توليد بمب‌هاي خوشه اي شريك هستند همكاري مي‌كنند.

گزارش نهادهاي حقوقي نيز حاكي است كه موسسات مالي سراسر Ø هان با ÙˆØ ود پيمان منع توليد بمب‌هاي خوشه اي، بيش از ‪۴۳â€ ميليارد دلار در زمينه توليد اين نوع بمب ها، سرمايه‌گذاري كرده اند.

Ú¯ÙØªÙ‡ مي‌شود اين شركت‌ها در آمريكا، كره Ø نوبي Ùˆ سنگاپور ‪۴۳â€ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري كرده اند.



پیمان منع بمب های خوشه‌ای

پس از انØ ام مذاکراتی در اسلو، پایتخت نروژ، بیش از 100 کشور در مورد پیمانی Ú©Ù‡ 2 روز به طول Ù…ÛŒ انØ امد به تواÙÙ‚ رسیدند Ú©Ù‡ براساس آن Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از بمب های خوشه‌ای ÙØ¹Ù„ÛŒ ممنوع شود اما کشور هایی Ú©Ù‡ سازنده اصلی Ùˆ بزرگترین تولید کنندگان بمب های خوشه‌ای هستند مانند آمریکا Ùˆ چین این پیمان را امضا نکرده Ùˆ با این اقدام Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از بمب را ننگ آور شمردند . با این ÙˆØ ود این پیمان Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از بمب های خوشه‌ای را کاملا ممنوع نکرده Ùˆ اØ ازه تولید بمب های با دقت بیشتر را می‌دهد. یکی از مزایای این تواÙÙ‚ منع تولید بمب های خوشه‌ای ÙØ¹Ù„ÛŒ Ùˆ امکان پاکسازی مناطقی Ú©Ù‡ در آنها از بمب های خوشه‌ای Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ شده را می‌دهد (همانند عراق)





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :کمبود برق باعث اخراج کارگران شد

راديو کوچه: نارسايی وزارت نيرو در تامين برق مورد نياز تنها خاموشي‌های گسترده را در بر نداشته بلکه موجب‌ بي‌کاری کارگران، تعطيلی صنايع شده است.‌



به گزارش خبر گزاری کار ايران، کارگران ايران خودرو با اعتراض به اين روند چنين مي‌گويند: «ايران خودرو اضافه کاری ما را قطع کرده است و کارکنان ستادی خودرا به خانه مي‌فرستد بدون اين‌که قبلن توضيحی داده باشد. توليد شيفت اول «ال نود» تعطيل شده و توليد «ايران خودرو ديزل» بيش از يک ماه است که متوقف شده است.»



کارگران سايپا نيز در وضعيتی مشابه مي‌گويند: «اضافه کاري‌ها قطع شده است و شيفت صبح تا ساعت ۱۱ بيش‌تر کار ندارد، ما نمي‌دانيم بحران انرژی چه ربطی به توقف خط توليد و اخراج کارگران دارد.»



«مجيد باقري‌خوزاني» معاون منابع انسانی گروه صنعتی ايران خودرو البته بدون اشاره به بي‌کاری و اخراج کارگران کاهش شيفت کاری آن‌ها را تاييد مي‌کند.



وی در اين زمينه اعلام کرده است: «اهتمام هوش‌مندانه کارکنان ايران خودرو برای صرفه‌جويی در مصرف انرژی باعث شده است، ضمن محدود شدن برنامه اضافه‌کاری بخشی از واحدهای اداری و ستادی در ايران خودرو، هم‌چنان شيفت‌های توليدی مطابق برنامه‌ريزی قبلی فعال باشند.»



اما در مقابل کارگران بخش‌های متوقف شده ايران خوردو در واکنش به اين اظهارات مي‌گويند: «مديران شرکت‌های بزرگ هيچ کدام حاظر نيستند اعلام کنند که شرکت‌هايشان در خطر تعطيلی قرار دارند و بعد از انتشار اخبار تعطيلی و اخراج کارگران، با دست‌پاچگی اعلام مي‌کنند که مشکلات توليدی با هوش‌مندی کارگران حل شده است که اين مسئله واقعيت ندارد.»



هم‌چنين نايب رييس سنديکای صنعت برق ايران هم در اين زمينه به روزنامه تهران امروز گفت: «از اواخر سال گذشته و ابتدای سال جاری بسياری از صنايع بزرگ به هم‌راه کارخانه‌های صنعت برق تعديل نيرو کرده‌اند و در حال حاضر بنده آمار دقيقی از اين اخراج‌ها ندارم. به عنوان مثال يک کارخانه معتبر توليد کابل که ۶۰۰ کارگر داشته در دو ماه اول امسال حدود ۱۵۰ نفر نيرو تعديل کرده است.»



وی ادامه داد: «کارخانه‌های صنعت برق در حال حاضر با ۳۰ درصد ظرفيت توليد در حال کار هستند، سه کارخانه بزرگ تجهيزات برقی به دليل بحران مالی تاکنون تعطيل شده‌اند و از آن‌جايي‌ که کارخانه‌ها با تمام ظرفيت خود کار نمي‌کنند، باعث بي‌کار شدن بيش از ۱۵۰۰ کارگر شده‌اند.»



تلاش سپاه برای ورود به پروژه آزادراه تهران-شمال



خبرگزاری مهر به نقل از يک نماينده مجلس از احتمال ورود قرارگاه خاتم‌الانبيا (وابسته به سپاه پاسداران) به پروژه احداث آزاد‌راه تهران- شمال خبر داد.



مهرداد لاهوتي، عضو کميسيون عمران مجلس شورای اسلامی با اعلام اين خبر گفته که قرارگاه خاتم‌الانبيا اعلام کرده که از اين به بعد قصد ندارد در پروژه‌های کم‌تر از ۱۰۰ ميليارد تومان وارد شود.



به گفته لاهوتي، برآورد هزينه مالی احداث آزادراه تهران ـ شمال دو هزار و ۴۰۰ صد ميليارد تومان است که تاکنون تنها ٢۵۰ ميليارد تومان آن خرج شده است.







اين نماينده مجلس افزوده که ۵۰ درصد هزينه اجرای اين پروژه بر عهده بنياد مستضعفان و ۵۰ درصد نيز بر عهده دولت است.



قرارگاه خاتم‌الانبيا، در پروژه‌های عظيم و سودآوری چون نفت، گاز، مخابرات و معادن نيز، دخالت و حضور جدی داشته و بسياری از مناقصه‌ها را بدون طی کردن روند قانونی آن‌ها تصاحب کرده است.



کاهش ۳۰ درصدی واردات نفت چين از ايران



خبرگزاری فارس به نقل از نشريه پلاتز نوشت: «تازه‌ترين آمار گمرک چين نشان مي‌دهد ميزان واردات نفت خام اين کشور از ايران طی شش ماه نخست ۲۰۱۰ با افت ۳۱٫۲۳ درصدی روبه‌رو شده است.»



بر اساس اين گزارش‌، ميزان واردات نفت خام چين از ايران طی شش ماه نخست ۲۰۱۰ به کم‌تر از ۹٫۰۲ ميليون تن معادل ۶۶٫۱۲ ميليون بشکه رسيده است‌. اين رقم در مدت مشابه سال قبل به بيش از ۱۳٫۱۲ ميليون تن رسيده بود .‌



اين در حالی است که ميزان کل واردات نفت چين در شش ماه نخست ۲۰۱۰ با ۳۰ درصد رشد به بيش از ۱۱۷٫۹۶ ميليون تن معادل ۴٫۷۸ ميليون بشکه در روز رسيده است‌.



گرچه ايران هنوز جز ده صادر‌کننده بزرگ نفت به چين به شمار مي‌رود ولی تنها کشوری است که در شش ماه نخست ۲۰۱۰ با کاهش صادرات نفت به چين نيز روبه‌رو شده است که مهم‌ترين دليل آن را چيني‌ها بالا بودن قيمت نفت ايران عنوان مي‌کنند.



اهدای يک ميليون تومان به هر نوزاد



محمود احمدي‌نژاد از آغاز «طرح ملی تامين آتيه» و اهدای مبلغ يک ميليون تومان به نوزادان متولد امسال، از پنجم مرداد خبر داد.



به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، احمدي‌نژاد در جلسه هيت دولت گفت: «با آغاز اين طرح‌، دولت تلاش مي‌کند سالانه مبلغ ديگری نيز به اين حساب اضافه کند.»



اگرچه دولت ايران در لايحه بودجه سال ۸۹ مبلغ ۵۰۰ ميليارد تومان برای صندوق «تامين آتيه همگان» پيش‌بينی کرده اما برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس نشان مي‌دهد دولت در سال جاری با کسری ۴۰ ميليارد دلاری پيدا و پنهان روبه‌رو است و بعيد به نظر مي‌رسد که بتواند هزينه چنين طرحی را تامين کند.



در سال ۱۳۸۸ بالغ بر يک ميليون و ۳۵۰ هزار نوزاد متولد شده و با فرض تکرار اين رقم در سال ۸۹ بار مالی ناشی از اين زاد و ولد بيش از يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون دلار برآورد مي‌شود که با توجه به کسری فاحش بودجه دولت، منبع چنين هزينه‌ای روشن نيست.



سخنگوی کميسيون بهداشت و درمان مجلس:



در آلوده بودن برنج‌های وارداتی هيچ شکی نيست



سخنگوی کميسيون بهداشت و درمان مجلس گفت: «هيچ شکی در آلوده بودن برنج‌های وارداتی نداريم و ميزان آرسنيک در يازده نمونه از سيزده نمونه برنج وارداتی بالاتر از حد استاندارد است.



به گزارش (ايسنا)، «حسن تاميني» با بيان اين‌که حساسيت‌ها برای جلوگيری از برنج‌های وارداتی آلوده به فلزات سنگين خصوصن سرب و آرسنيک بالاست، گفت: «آلودگی به سرب نيز در هشت مورد از برنج‌های وارداتی کاملن محرز و شناخته شده است‌.»



سخنگوی کميسيون بهداشت و درمان مجلس با بيان اين‌که مصرف برنج‌های آلوده سرطان‌زا است، اضافه کرد: «از وزارت بازرگانی مي‌خواهيم که از ورود برنج‌های خارجی جلوگيری کند.»




8 مرداد 1389    13:06
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :درخواست جبهه مشارکت از قوه قضائيه برای رسيدگی به ادعاهای احمد جنتی

جرس: جبهه مشارکت ايران اسلامی در اعتراض به اتهامات دبير شورای نگهبان با انتشار بيانيه ای از قوه قضائيه خواست تا به دروغ ها و تهمت های احمد جنتی رسيدگی کند. در اين بيانيه تأکيد شده است که اگر برای وی اين مصونيت آهنين را قائل نمی شدند و عدالت در حق ايشان جاری می شد با دروغ و تهمت، جايگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط نمی کشاند.





متن بيانيه که در اختيار جرس قرار گرفت، به اين شرح است:



بسم الله الرحمن الرحيم



يا ايّها الّذين آمنوا اذا جائکم فاسق بنباءٍ فتبيّنوا





آقای جنتی عضو فقها و دبير شوراى نگهبان و نيز امام جمعه تهران در سخنانی مدعی شده اند کسانی که به زعم ايشان از سران فتنه هستند به واسطه دولت سعودى مبلغ يك مليارد دلار از دولت امريکا پول دريافت کرده اند و قرار بوده در صورت انقراض جمهورى اسلامى مبلغ پنجاه ميليارد دلار ديگر نيز بگيرند. ايشان ادعا كرده اند كه براى اين ادعا سند هم دارند. آيا كسى كه قدرى عدد و رقم بداند و بفهمد سند يعنى چه به اين ادعا نمى خندد؟ متاسفانه ايشان با همين اندازه فهم و درايت صحت انتخاباتى را كه تقلب و تخلف در آن موج مى زد تأييد كرده اند.





سابقه ايشان در بيان مطالبی که مردم ايران را مبتهج می کند طولانی است اما به نظر می رسد که اين بار آخرين فرصت ايشان برای ايراد مطالبی است که در اثر القائات کودکانه عده ای شناخته شده واگو می شود. اين بار زمان آن است تا ملت ايران بی هيچ شبهه ای کاملا دريابند چگونه فردی که کوچکترين پرهيزی از ارتکاب بزرگترين گناهان ندارد متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است.



1- ايشان بايد مشخص کنند چگونه و در چه زمانی به اين اطلاعات دست يافته اند؟ و آيا اين اطلاعات را در اختيار مقامات مسئول گذاشته اند؟ و آيا با اجازه آنها اين افشا گريها را انجام داده اند؟



2- ايشان بايد صريحا اسامی افرادی را که ايشان مدعی هستند پول دريافت کرده اند اعلام کنند.



3- ايشان بايد صريحا اعلام کنند چنانچه ادعای ايشان ثابت نشد آيا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهند داشت؟





اما مسئولان قضايی کشور نيز بايد در اين رابطه مواضع خود را روشن کنند:





1- قوه قضاييه بايد صريحا مشخص کند آيا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد يا خير؟ و چه تمهيداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد انديشيد؟



2- در صورتی که آقای جنتی نتواند ادعای خود را ثابت کند به عنوان مفتری چه مجازاتی در انتظار ايشان است؟





جبهه مشارکت ايران اسلامی دردمندانه اعلام می کند اگر به شکايتهای قبلی از آقای جنتی و از جمله شکايت آقای تاج زاده از ايشان رسيدگی می شد و برای ايشان اين مصونيت آهنين قائل نمی شدند و عدالت در حق ايشان جاری می شد اينک ايشان به خود اجازه نمی داد چنين بدون پروا از خداوند كه ناظر بر احوال و اقوال است اينچنين جايگاه فقاهت و عدالت را به ورطه سقوط و دنائت بکشاند.





بدون ترديد جايگاه دروغ گويان و تهمت زنندگان جهنم است







و سيعلم الذين ظلموا ای منقلب ينقلبون







جبهه مشاركت ايران اسلامى






8 مرداد 1389    13:40
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:41 10 مرداد 1389
اولاً لعنت بر پهلوی طلب بی شرم Ùˆ وطن ÙØ±ÙˆØ´ ایران باستانی.



دوماً این آخوند بوزینه بیسواد Ù‡Ø¯ÙØ´ برای خوش رقصی اینست Ú©Ù‡ بگوید وهابیون پول به ÙØªÙ†Ù‡ گران موهومی داده اند. چون خودش با امثال کروبی Ú©Ù‡ امنیت خود را به ضمانت غرب دارند در حال حشر ونشر Ùˆ لاس زدنهای سیاسی آخوندی است.

هد٠او ایØ اد زمینه برای Ø نایت بیشتر Ùˆ روحیه دادن به دستگاه پس از نوش Ø ان نمودن ضربه اخیر در بلوچستان است.

آبروی نداشته شان در آنØ ا به کرات بباد Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ چون مار کور به خود Ù…ÛŒ پیچند.

خدا عذابشان را زیادتر کند Ùˆ با مزدوران پهلوی طلب Ùˆ ایران باستانی بیسواد در Ø هنم محشور گرداند.




نام:  
ای-ميل:  
13:22 8 مرداد 1389
Ø نتی ÙŠÚ©ÛŒ از آخوندهايی است، Ú©Ù‡ بيشتر از همه چاپيده است، اما همين مردک اصلا Ùهم Ùˆ درکش در اين حد نيست، Ú©Ù‡ ميليار به Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ گويند Ùˆ 50 ميايارد دلار يعنی Ú†Ù‡. اين مردک مانند Ø د عرب خودش است، Ú©Ù‡ پس از غارت ايران شماره ای بالاتر از هزار را نمی شناخت Ùˆ نمی دانست، Ú©Ù‡ زر (زرد) با ارزشتر از سيم(سÙيد) است Ùˆ نمی Ùهميد ÙØ±Ù‚ بيت کاÙور Ùˆ نمک چيست.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :وقوع آتش سوزی در جنگل‌هاى سفيد كوه خرم‌آباد

http://loor.ir/News.asp?nid=2649&ln=fa
">http://loor.ir/News.asp?nid=2649&ln=fa

مديركل حفاظت محيط زيست استان لرستان گفت: ده‌ها هكتار از مراتع و جنگل‌هاى منطقه حفاظت شده سفيد كوه خرم‌آبادطعمه حريق شده است.



محمدحسين بازگير عصر امروز كه در محل اين حادثه در سفيد كوه خرم‌آباد حضور داشت، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خرم‌آباد اظهار داشت: منطقه حفاظت شده خرم‌آباد داراى 70 هزار هكتار با گونه‌هاى زياد گياهى و جانورى است.

وى افزود: آتش‌سوزى در اين منطقه كه علت آن نامشخص است، از ظهر امروز آغاز شد كه بلافاصله نيروهاى محيط‌‌بان محيط زيست لرستان به محل اعزام شدند و در حال مهار آن هستند.

مديركل حفاظت محيط زيست استان لرستان گفت: تاكنون بر اثر اين آتش‌سوزى بيش ‌از 150 هكتار از اين منطقه طعمه حريق شده است.

وى گفت: خوشبختانه با حضور به موقع نيروهاى محيط زيست و ساير نيروها اين آتش‌سوزى در حال مهار است و تاكنون هيچ‌گونه صدمه‌اى به بخش گونه‌هاى جانورى و گياهى در اين منطقه وارد نشده، اما سطح زيادى از مراتع اين منطقه در آتش سوخته شده است.

مديركل حفاظت محيط زيست استان لرستان تصريح كرد: با توجه به گرماى هوا بي‌توجهى در مورد ايجاد آتش در مناطق مرتعى و جنگلى استان در هفته گذشته و صبح امروز در منطقه حفاظت شده اشترانكوه دورود خسارات جبران ناپذيرى به عرصه طبيعت اين استان وارده كرده است.

بازگير اظهار داشت: با تلاش بي‌وقفه و گسترده نيروهاى امدادى و بسيجيان شهرستان، دامنه آتش‌سوزى مناطق جنگلى شهرستان دورود مهار و از سرايت آتش به ديگر بخش‌هاى اين منطقه جلوگيرى شد.

هفته گذشته آتش‌سوزى يك محدوده 500 هكتارى از جنگل‌هاى بلوط در حاشيه دامنه ارتفاعات پريزكوه و محدوده روستاه‌هاى چشمه سرنجه تا دره اسپر شهرستان دورود را در بر‌گرفت.

اين حريق پس از چند ساعت تلاش بي‌وقفه و گسترده نيروهاى امدادى و بسيجيان شهرستان، دامنه آتش‌سوزى مناطق جنگلى شهرستان دورود مهار شد.

صبح امروز در همان منطقه بار ديگر آتش‌سوزى رخ داد كه با تلاش نيروهاى محيط‌زيست، امدادى و مردمى اين آتش سوزى مهار شد، ولى متاسفانه 200 هكتار از مراتع و جنگل‌هاى لرستان در اين آتش سوزى طعمه حريق شد.

علت اين حوادث در دست بررسى است.








8 مرداد 1389    13:55
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :عيسی سحرخيز به ۱۵ ماه حبس تعزيری محکوم شد

دادگاه بدوی عيسی سحرخيز روزنامه نگار را به ۱۵ ماه حبس تعزيری و محروميت از فعاليت های مطبوعاتی محکوم کرد.



به گزارش ”تا آزادی روزنامه نگاران زنداني“، اين حکم هنوز رسما به اين روزنامه نگار يا وکيل ايشان ابلاغ نشده است و برخی منابع خبری در دادگاه انفلاب از صدور اين حکم خبر داده اند.



سحرخيز تيرماه سال گذشته و پس ازانتخابات رياست جمهوری بازداشت شده بود و پس گذشت بيش از يک سال از بازداشت وي، دادگاه تشکيل ش حکم صادر شد.



سحرخيز به اتهاماتی همچون توهين به رهبري، اقدام عليه امنيت ملی و اقدام تبليغی عليه نظام متهم شده بود.




8 مرداد 1389    13:36
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8 مرداد: رنجنامه زنان بهايی روستای ايول مازندران

پنجشنبه 07 مرداد 1389 ساعت 16:52 |

برخی زنان بهايی روستای ايول مازندران که در اوايل تيرماه سالجاری خانه هاشان توسط عوامل خودسر در اين منطقه تخريب شد با نگارش رنجنامه ای از مسئولين مربوطه دادخواهی کردند.



متن اين رنجنامه که در اختيار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به قرار زير است:







به نام فرياد رس توانا رنج نامۀ زنانِ ايوِل

(ای مالک) با ارباب رجوع آنچنان مدارا و ملاطفت کن، که هر چه دانند بازگويند و هر چه توانند تظلم کنند و مطمئن باش که خداوند دادگران را پاداشِ گران خواهد داد. "حضرت علی (ع) "

ما زنان روستای ايول - که از دهات مازندران در هشتاد کيلومتری ساری و دوازده کيلومتری شهرستان کياسر می باشد - می خواهيم حکايتی از ظلم و ستمی که برما و پدران و مادران ما وارد شده را برايتان بنگاريم.

پدران و مادران ما حدود صدو پنجاه سالِ پيش اين روستا را بنا نهادند و به مرور زمان اين دهکده شکل گرفت ، که دارای چشمه های آب خنک و گوارا و هوای ييلاقی می باشد. در زمان های دور دارای زمستان هايی سرد و سخت بود که زندگی را برای اهالی آن زمان بسيار دشوار می نمود، چه که نه وسايل گرمايی امروزی در اختيار بود و نه برق و راه ارتباطی. کشاورزی در آن دوران حتی تا سی سال پيش کاری بس دشوار و طاقت فرسا بود، چه که پدران سخت کوش و زحمت کش ما بايد با گاوآهن و به سختی دل زمين را می شکافتند، بذر می پاشيدند و اگر بلاهای طبيعی مانع نمی شد، آب و هوا همراهی می کرد در فصل دِرو مادرانِ رنج کشيدۀ ما با دستان ضعيف و نحيفشان کاشته ها را درو می کردند، چون در آن دوران نه تراکتوری بود که زمين را شخم بزند و نه کمباينی تا محصولات را درو کند.

خانه ها را به سختی می ساختند. مادران ما با آب و گل خشت ها را قالب زده و بعد از اينکه خشک می شد، با دستان ظريفشان بالای سر می بردند و با چه مشقتی راه می پيمودند تا خشت ها را به محل احداث خانه بياورند. سنگ ها را از مسافت های دور با دست يا با سر و کول حمل می کردندتا خانه شان زودتر ساخته شود. از آن طرف پدران زحمت کش ما چوب ها را از راه های دور با اسب و يا گاهی با دست به پای خانه می آورند تا سرپناهی بسازند که زن و فرزندشان از گرمای تابستان و سرمای شديد زمستان حفظ شوند.

حدود هشتاد سال پيش نيمی از اهالی اين روستا به آيين بهايی ايمان آوردند با اينکه نيمی از مردم روستا بهايی و باقی مسلمان بودند، اما در کنار هم به خوبی زندگی می کردند. در غم و شادی ، در سختی و راحتی برادروار به داد هم می رسيدند. نمی دانيم تخم عداوت و دشمنی را چه کسی در بين اين برادران پاشيد که اينگونه بنای بی مهری نهادند و بر بهاييان برچسب " کافر " زدند و ايشان را نجس خواندند و نبود از آزاری که بر بهاييان وارد نشد و نماند از ستمی که بر ايشان روا نگشت.

خدماتی که بهاييان اين محل برای عمران و آبادی اين روستا انجام دادند بر کسی پوشيده نيست. زمينی که در آن اولين مدرسه ساخته شد، زمين مربوط به خانه بهداشت روستا ،شاليکوبی و حتی مکانی که در آن تکيه ساخته شد تا مسلمانان در آن عزاداری کنند را بهاييان اهدا نمودند. خلاصه هر جا که صحبت از آبادانی روستا بود بهاييان پيش قدم بودند.

بعد از انقلاب اسلامی مسلمانان روستا ، بنای ناسازگاری گذاشته و اذيت و آزار شروع شد. باری که به شاليکوبی می رفت ، عودت داده می شد. راننده مينی بوسی که وظيفه اش حمل مسافر از روستا به شهر و بلعکس بود، به تحريک همين افراد از سوار کردن بهاييان امتناع می کرد، حتی به کودکانی که به دبستان می رفتند ، هم رحم نمی کردند و مورد آزار قرار می دادند.

اين مسائل و مشکلات ادامه داشت تا در تاريخ 7/4/62 اهالی مسلمان ايول با کمک روستاييان ديگر نواحی به خانه های بهاييان هجوم آوردند و وقايعی پيش آمد که حتی دل سنگ هم به حالِ آن می گريد. کودک و بزرگ ، زن و مرد، پير و جوان را از خانه هايشان راندند. هر چه فرياد کردند که ما هم مثل شما انسانيم، از اقوام هم هستيم، برادريم ، هموطن هستيم، موثر واقع نشد. پيرمردها و پير زنانی که قادر به راه رفتن نبودند را با فحاشی و به زور از خانه هايشان بيرون کردند. بسياری را شديدا در حضور اعضای خانواده و در جلوی چشم کودکانشان کتک زدند، حتی حيوانات زبان بسته را در آخور حبس می کردند. آن ها با اين گونه رفتار می خواستند مردم را به ديانت اسلام دعوت کنند!

بهاييان را پای برهنه تا مسافتی رانده سوار مينی بوس کردند و چون اين آوارگان به ساری رسيدند با شکايت بهاييان به نيروی انتظامی دوباره به ايول بازگشتند، اما اهالی مسلمان از ورود اين ستمديدگان به منزلشان جلوگيری کرده، آنها را در تکيه محل به مدت هفت روز زندانی نمودند . از ورود آب و نان بر ايشان مضايقه می کردند تا جايی که مجبور می شدند شبانه و به دور از چشم اهالی مختصر غذايی از بيرون برای خود تهييه کنند. آنقدر مشکلات زياد بود که يکی از اين زنان دربند چون طفلی در آغوش داشت و به او شير می داد، از سينه اين مادر به جای شير خون جاری می شد و طفل خون می مکيد. در ماه مبارک رمضان در فصل تابستان آب و نان به روی عده ای می بستند و اينگونه آنان را به ديانت اسلام دعوت می نمودند. کجاست که عقيده ای با عقيده ی ديگر اينچنين کند و اينگونه مردم را به کيش خود دعوت نمايد.

بعد از آن تاريخ شکايت ها و دادخواهی های زيادی انجام شد که اگر اين پرونده ها را جمع کنيم شايد طوماری شود. اما چه فايده که اين شکايت ها راه به جايی نبرد و دادرسی به دادمان نرسيد. بعد از آن مسلمانان ايول که ابتدا به نام اسلام ما را از آنجا راندند شروع به تاراج زندگی ما نمودند. زمين های پرمحصول که معروف به "مَرگو" است، را به بهانه اينکه وقف امام حسين است تصاحب نمودند و به اسناد اين زمين ها کوچکترين توجهی نکردند. از آن تاريخ تا به امروز بعد از آنهمه اذيت و آزار و ظلم و ستمی که بر ما گذشت کوچکترين مقابله به مثلی با آنها نکرديم ، نه سيلی به آنها زديم و نه دهانمان را به فحش و ناسزا آلوديم. به خدای بزرگ پناه برديم و از طريق قانون دادخواهی کرديم و طی اين 27 سال با تمام مشقات، صبوری پيشه کرديم و گفتيم هستند کسانی که عدل و داد را از همه عزيزانشان ، عزيزتر دانند و هرگاه اندک يأسی در دلمان پديد آمد، اين جمله زيبای حضرت علی (ع) را به خود يادآور شديم که : " در دولت ما هيچ عزيزی از عدل و داد عزيزتر نيست!"

اکنون بعد از بيست و هفت سال دوباره شعله جهل زبانه کشيد و آتش به خانه های ما زد. پنجاه خانه مسکونی دراين روستا را با خاک يکسان کردند و هيچ اثری از اين خانه ها باقی نگذاشتند و يادگار سال ها تلاش و زحمت پدران و مادرانمان را به آنی ويران کردند.

ما زنان و همسرانمان قبل از تخريب خانه ها نيت اين افراد را به بخشداري، دادگاه کياسر ، پاسگاه تلمادره، استانداري، فرمانداری خبرداديم، اما آنان اعتنايی نکردند. حتی در حين تخريب هم به همه اين مراکز تظلم کرديم. اما هيچ اقدامی از طرف اين مقامات صورت نگرفت. ديگر بعد از خدای مهربان فرياد رسی نداريم. اکنون از چه کسی بخواهيم به دادمان برسد؟ آيا غير از قانون که بيست و هفت سال به آن پناه برديم ملجاء و پناه ديگری در اين دنيای خاکی موجود هست؟ کاش دادخواهی باشد که به دادمان برسد.

ما زنان اين روستا که با همسرانمان در درد اين واقعه شريکيم از شما مسئولين محترم می پرسيم که آيا اين کار از نظر شرع و قانون درست بود يا خير؟ اين عمل به چه مجوزی انجام شد؟ آيا می توان پنجاه خانه را خراب کرد و هيچ مرجع و ارگانی جوابگوی ما نباشد؟ اگر اين عمل از نظر قانون جرم است چه کسی بايد با اين افراد و ظلمی که وارد شده مقابله نمايد؟ ما که در اين سال ها همواره ثابت کرديم که قانون مداريم و درسايه قانون حرکت می کنيم. حال آيا همين قانون به دادمان می رسد؟ ما اهالی اين روستا با اين که دارای سند هستيم و پدران و مادرانمان در اين روستا دفن هستند حتی برای زيارت قبور هم اجازه ورود به روستای خود را نداريم. آيا قانون و شرع اين اجازه را به آنها می دهد؟ از شما مسئولين تقاضا داريم که به داد شهروندان بهايی خود برسيد.



خبرگزاری هرانا
8 مرداد 1389    12:59
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:19 10 مرداد 1389
دلایلی که پدرانشان بهایی شدند را بنویسید شاید ماهم بهایی شویم.

حتماً دلیل محکمی داشتند Ú©Ù‡ ما نمی Ùهمیم.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران خواهان آزادی تاجيک شد

بى بى سى :فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران (IFJ) با صدور بيانيه ای از مقام های ايرانی خواسته است که عبدالرضا تاجيک، روزنامه نگار، را آزاد کنند و درباره اتهام 'هتک حرمت' او تحقيقات لازم را انجام دهند.



فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران پنجشنبه ۷ مرداد (۲۹ ژوئيه) از درخواست بيش از ۹۰ روزنامه ‌نگار ايرانی که با امضای نامه ای خطاب به عباس جعفری دولت ‌آبادي، دادستان تهران نسبت به وضعيت آقای تاجيک ابراز نگرانی کرده اند و خواهان آزادی او شده اند، حمايت کرد.



عبدالرضا تاجيک روزنامه نگار و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر است که بعد از انتخابات سال گذشته رياست جمهوری ايران سه بار بازداشت شده است. او برای آخرين بار از روز ۲۲ خرداد امسال در بازداشت به سر می برد.



آيدن وايت، دبيرکل فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران در بيانيه روز پنجشنبه اين سازمان گفت: "ناکامی در عدم ارائه مدرکی دال برای اينکه او قانون را نقض کرده است و بيم اين که در زندان مورد آزار و اذيت قرار گرفته بايد به خوبی نشان دهد که بی عدالتی هولناک اتفاق افتاده است."



وی افزود: "اگر موردی نيست که بايد به آن پاسخ داده شود، او (تاجيک) بايد فورا آزاد و تمام اتهامات آزار و اذيت بايد بررسی شود."



سازمان گزارشگران بدون مرز نيز سه شنبه نسبت به 'هتک حرمت' عبدالرضا تاجيک ابراز نگرانی کرد.



گزارشگران بدون مرز گفت که آقای تاجيک در ملاقات حضوری با افراد خانواده خود گفته است که در اولين شب زندان، در حضور معاون دادستان مورد بد رفتاری قرار گرفت و به او "هتک حرمت" شد.



بنا به نوشته سازمان گزارشگران بدون مرز، با توجه به اين که در سالن ملاقات اظهارات زندانی با خانواده از سوی مسئولان زندان برای کنترل و ممانعت از انتقال اطلاعات ضبط می شود، عبدالرضا تاجيک نتوانست که آزادانه درباره چگونگی 'هتک حرمت' توضيح دهد.



به گفته محمد شريف، وکيل عبدالرضا تاجيک که تاکنون به پرونده موکل خود دسترسی نداشته و نتوانسته است او را ملاقات کند، "هتک حرمت" در پرونده های قضايي، مي‌ تواند به معنای 'آزار جسمی و جنسی' باشد.



خانواده عبدالرضا تاجيک شنبه ۲ مرداد به صادق لاريجاني، رئيس قوه قضائيه ايران نامه نوشتند و خواهان رسيدگی به وضعيت او شدند.



خانواده تاجيک می گويند که مشابه اين نامه را به دادستان تهران فرستاده اند، اما آقای جعفری دولت آبادی با وجود گذشت ده روز از دريافت نامه، پاسخی به آن نداده است.




8 مرداد 1389    08:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :مميزی فيلم :مخالفت وزارت ارشاد با نمايش عمومی فيلم سنتوری

مردمک :وزارت فرهنگ و ارشاد ارشاد اسلامی باز هم با نمايش عمومی فيلم سنتوری به کارگردانی داريوش مهرجويی مخالفت کرد.



به گزارش ايسنا، عليرضا سجادپور مديرکل اداره نظارت و ارزشيابی معاونت سينمايی در توجيه مخالفت با اکران فيلم سنتوري، گفت: سنتوری با مساعدت معاون سينمايی رفع توقيف شده، اما به هرحال فيلمی است که چندين سال مانده و از زمان اکرانش گذشته است.



وی به قاچاق اين فيلم در زمان ساختش اشاره کرد و گفت که بهتر است اين نوع فيلم‌ها در چرخه اکران سينمايی قرار نگيرند.



به دنبال انتشار خبر توزيع فيلم سنتوريدر شبکه ويديوی نمايش خانگي؛ قرار بود اين فيلم به شکل محدود و به صورت تک سانس از ديروز، چهارشنبه ششم مرداد در برخی سينماهای تهران اکران شود.



سايت خبرآنلاين از قول رضا سعيدي‌پور، مدير پرديس سينمايی آزادی اعلام کرده بود که قرارداد اکران فيلم سنتوری به صورت تک-سانس بسته شده است و اگر شورای صنفی نمايش پروانه نمايسش آن را صادر کند، از روز چهارشنبه اين فيلم اکران مي‌شود.



اميرحسين علم‌الهدي، مدير پرديس سينمايی ملت نيز گفته بود که درصورت صدور پروانه نمايش برای سنتوري، اين فيلم در دو سانس از روز چهارشنبه اکران مي‌شود.



همچنين علی سرتيپي، سخنگوی شورای صنفی نمايش گفته بود که اکران فيلم سنتوری از نظر اين شورا بدون اشکال است.



به اين ترتيب در حالی که جامعه سينمايی ايران، اکران فيلم سنتوری را بعد از سه سال توقيف انتظار مي‌کشيد، مديرکل اداره نظارت و ارزشيابی وزارت ارشاد با نمای عمومی آن مخالفت کرد.



آقای سجادپور مي‌گويد که نمي‌شود برای يک فيلم قانون را نقض کرد چون فيلم‌های بسيار ديگری هم از آن زمان مانده‌اند.



وی افزود: بهتر است با توجه به وضعيت فعلی اجازه ندهيم که فيلم‌های قديمی صف اکران را شلوغ‌تر کنند.



فيلم سنتوری که با قطعه‌های موسيقی اردوان کامکار، صدای محسن چاوشی و بازی بهرام رادان و گل شيفته فراهانی در سال 1386 ساخته شد، به دليل محتوای انتقادی آن توقيف شد و پس از نمايش در جشنواره فيلم فجر، هرگز به نمايش عمومی در نيامد.



فيلم سنتوری پس از توقيف سر از بساط دستفروشان فيلم‌های قاچاق درآورد و هزاران نسخه کپی از آن ميان مردم دست به دست شد در حالی عامل اوليه توزيع آن روشن نشد.



اين فيلم به عنوان بهترين فيلم تماشاگران جشنواره انتخاب شد و بهرام رادان نيز همان سال جايزه بهترين بازيگر مرد را برای بازی در نقش «علی سنتوري» در همان فيلم دريافت کرد.



مخالفت وزير ارشاد با نمايش سنتوری



فيلم سنتوری برخلاف داشتن پروانه نمايش و برنده شدن در جشنواره فيلم فجر، به دليل مخالفت محمدحسين صفار هرندي، وزير وقت ارشاد و با دستور مستقيم وی توقيف شد.



وزير ارشاد همان زمان گفته بود: فيلم سنتوری به احترام سينما، هنرمندان، اعتقادات مردم و فرهنگ عمومی ما هرگز نمايش داده نمي‌شود.



اين نخستين بار در سينمای ايران بود که فيلمی به دستور مستقيم وزير ارشاد توقيف مي‌شد.



در دولت نهم، علاوه بر «سنتوري»، فيلم‌هايی مانند «کتاب قانون»، «زمهرير»، «پاداش»، «زادبوم»، «صد سال به اين سال‌ها» و «آتشکار» نيز زير تيغ سانسور ماندند.



تلاش داريوش مهرجويي، کارگردان فيلم و فرامرز فرازمند، تهيه کننده آن برای چانه زنی با مديران وزارت ارشاد و حل مشکل فيلم، به نتيجه نرسيد و سنتوری تا تغيير دولت و انتخاب معاون جديد سينماي، همچنان در توقيف ماند.



قاچاق سنتوری



توزيع غيرمجاز نسخه‌های فيلم سنتوری مي‌توانست ضربه مالی بزرگی برای تهيه کننده آن باشد.



فرامرز فرازمند در پی توزيع سی.دی فيلم سنتوری در شهر گفت: بالاخره نظرتنگان سينما به آرزوی خود رسيدند و خوشحال شدند که فيلم سنتوري، از جمله پرفروش‌ترين فيلم‌های تاريخ سينمای ايران قرار نگيرد.



وی افزود: اين فيلم 95 درصد آرای مردمی را کسب کرده بود و همه آن را جزو بهترين‌های تاريخ سينما مي‌دانستند.



تغيير مديريت سينما و احتمال اکران سنتوری



با روی کار آمدن دولت دهم و تغيير معاونت سينمايی وزارت ارشاد، مديران جديد سياست متفاوتی را نسبت به مديران قبلی در پيش گرفتند.



جواد شمقدري، معاون سينمايی و همراهانش، شروع کردند به رفع توقيف از برخی فيلم‌ها دوران معاونت پيشين.



با اين سياست، فيلم‌های «به ‌رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمی کيا و «تسويه‌حساب» ساخته تهمينه ميلانی پروانه نمايش گرفتند و اکران شدند؛ نمايش فيلم‌هايی چون «آتشکار»، «صد سال به اين سال‌ها» و «سنتوري» به صورت محدود نيز بي‌اشکال اعلام شد.



اما مخالفت دوباره وزارت ارشاد با نمايش سنتوری در سينما، نشان مي‌دهد که مشکل اين فيلم هنوز به طور کامل حل نشده است.



مدير پرديس سينمايی ملت با ابراز شگفتی از تصميم وزارت ارشاد درباره فيلم سنتوری گفت: چگونه ممکن است نمايش فيلمی در شبکه خانگی بدون اشکال باشد، اما در سينما امکان اکران آن نباشد؟ اين سوالی است که در ذهن ما پيش آمده و هنوز هيچ مسئولی پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن ارايه نکرده است.



به گفته اميرحسين علم‌الهدي، در دنيا يک فيلم ابتدا در سينما به نمايش در مي‌آيد و پس از آن وارد شبکه خانگی و در مرحله آخر وارد تلويزيون مي‌شود، «اما اينجا نمي‌دانم چرا اينگونه است.»



وی در ادامه افزود: در سينما نهايتا 50 يا 60 هزار نفر اين فيلم را مي‌بينند، اما در شبکه نمايش خانگی اين فيلم در تيراژ ميليونی وارد بازار مي‌شود و من متحيرم که چه‌طور برخلاف عرضه اين فيلم در شبکه خانگي، اکران سينمايی آن ممنوع شده است.



مميزی سينما در دولت دهم



با اين که مديران جديد سينمايي، در آغاز با صدور مجوز نمايش برای برخی فيلم‌های توقيفی دوران قبل، وانمود کردند که قصد دارند سياست نرم‌تری در مميزی فيلم‌ها پيشه کنند، اما سياست‌های بعدی آنها نشان داد که دايره مميزی سينما هر روز تنگ‌تر مي‌شود.



عزيزالله حميدنژاد، رئيس مجمع فيلم‌سازان سينمای ايران معتقد است که «مميزی شديد» در سينمای ايران، باعث ريزش مخاطبان آن شده است؛ چرا که مميزی باعث خود سانسوری و در نتيجه سطحي‌نگری مي‌شود و مخاطب را ناراضی مي‌کند.



به گفته اين کارگردان سينما، وقتی فيلمساز اجازه نداشته باشد موضوعات اجتماعی و سياسی را به راحتی بيان کند، به تقليد دچار مي‌شود.



دست اندر کاران سينما مي‌گويند با اين شرايط، هويت سينما زير سوال رفته و اعتماد مخاطبان به مرور از سالن‌های سينما سلب مي‌شود.



مدير پرديس سينمايی ملت مي‌گويد که در طول حدود 25 سال فعاليت خود در اين حوزه، چنين اوضاعی را تجربه نکرده است.




7 مرداد 1389    01:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :زندانی سياسی ارژنگ داودی در شانزدهمين روز اعتصاب غذا ممنوع الملاقات شد

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" زندانی سياسی ارژنگ داودی در شانزدهمين روز اعتصاب غذای خود و در آخرين لحظات ملاقات با خانواده اش ممنوع الملاقات شد.



روز پنجشنبه 7 مرداد ماه خانواده آقای داودی با وعده و تاکيد قبلی مسئولين زندان مبنی بر ملاقات با عزيزاشان به زندان گوهردشت کرج مراجعه و آنها را به سالن ملاقات هدايت کردند.همچنين زندانی سياسی ارژنگ داودی به محل ملاقات آورده شد ولی در آخرين لحظات بدون هيچ دليلی برای وارد کردن فشار روحی عليه او و خانواده اش اعلام کردند که ممنوع الملاقات می باشد و حق ملاقات را از آنها سلب کردند.



آقای داودی در شرايط بسيار بد جسمی بسر می برد و از عوارضی مانند، افت فشار خون،ضعف شديد ،سر درد،سرگيجه،کم شدن قدرت بينايی و ساير عوارض رنج می برد و تا به حال چندين بار به بهداری زندان منتقل شده است.



از طرفی ديگر در ادامه سلسله فشارها و اذيت و آزارها روز گذشته افسر پاسدار پيرايش نزد او آمد و با لحن تهديد آميزی خواستار پايان دادن به اعتصاب غذای وی شد. اما آقای داودی پايان اعتصاب غذا را منوط به رعايت حقوق اوليه و خواستهايش نموده است.



زندانی سياسی ارژنگ داودی 23 تيرماه در اعتراض به شرايط قرون وسطائی و محدوديتهای غير انسانی وادار به اعتصاب غذا شد و در شانزدهمين روز اعتصاب غذا بسر می برد. او خواستار احقاق حقوق اوليه خود که از جمله آنها؛ پايان دادن به محدوديتها مانند محروميت از تماس با خانواده اش،پايان دادن به تصرف منزل شخصی و آوارگی اين خانواده و رسيدگی پزشکی به بيماريهايش می باشد.



رفتارپاسداربندها با خانواده های زندانيان سياسی که برای ملاقات با عزيزانشان به زندان گوهردشت مراجعه کرده بودند غير انسانی بود.پاسداربندها در يک اقدامی غير قابل تصور در حدود 15 دقيقه به آقای محموديان اجازه ملاقات با فرزند 7 ساله اش را نمی دادند. دختربچه 7 ساله او در حالی که بغض گلويش را فرا گرفته بود و اشک در چشمانش جاری بود . به نظر می آيد که مامورين ولی فقيه از داشتن ذره ای انسانيت تهی شده اند که از اذيت و آزار خانواده های زندانيان سياسی و بخصوص فرزندانشان لذت می برند. خانواده ها و زندانيان سياسی نسبت به اين برخورد غير انسانی اعتراض کردند که نهايتا آقای محمودی توانست با فرزندش ملاقات کند.پاسداربندها همچنين بر خلاف روال هميشگی خانواده ها را مدتها پشت درب ورودی به سالن ملاقات نگه داشته بودند و اجازه ورود به آنها داده نمی شد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،نسبت به خطری که جان زندانی سياسی ارژنگ داودی را تهديد می کند هشدار ميدهد و از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات عملی برای نجات جان اين زندانی سياسی است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



07 مرداد 1389 برابر با 29 ژولای 2010




7 مرداد 1389    01:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8مرداد :يکی از زندانيان سياسی بند ۳۵۰ که دست به اعتصاب غذا زده بود به بيمارستان منتقل شد.

کلمه :پيمان کريمی آزاد ،يکی از زندانيان سياسی بند ۳۵۰ که دست به اعتصاب غذا زده بود ، به خاطر وخيم شدن وضعيت جسمانی اش ، عصر امروز به بيمارستان منتقل شد.



براساس گزارش های رسيده به کلمه ،پيمان کريمی آزاد که به بيماری ديابت مبتلا ست و بايد روزانه دوبار انسولين تزريق کند ، پس از تحمل دو روز اعتصاب غذا ،بی هوش شد.



کريمی يکی از هفده زندانی بند ۳۵۰ است که روز دوشنبه گذشته در پی اعتراض به رفتار توهين آميز ماموران و مقامات زندان و لغو ملاقات برخی از زندانيان ،به سلول انفرادی منتقل شده بود .



تعدادی از اين زندانيان از جمله پيمان کريمی آزاد ،کوهيار گودرزی ، بهمن احمدی امويی ،مجبد توکلی ،مجيد دری ،حسين نورانی نژاد ،ابراهيم (نادر) بابايی ،حميد رضا محمدی در اعتراض به انتقال خود به انفرادی ، دست به اعتصاب غذا زده اند.



کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث ششم دی ماه(عاشورا) است که پس از گذشت بيش از هفت ماه به صورت بلاتکليف در زندان نگهداری می شود.



زندانی هايی که به خاطر اعتراض يه رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنين شرايط نامناسب بند ۳۵۰ از جمله مانع تراشی در ملاقات زندانيان ، از روز دوشنبه گذشته به سلول انفرادی منتقل شده اند ،عبارتند از:علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت ، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار ،حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تجکيم ،علی پرويز فعال دانشجويی ،حميدرضا محمدی فعال سياسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل ،ابراهيم(نادر)بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق ،کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجيد دری فعال دانشجويی ، مجيد توکلی فعال دانشجويی ، کيوان صميمی روزنامه نگار ،غلامحسين عرشی از شهروندان معترض به نتيجه انتخابات ،پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمد حسين سهرابی راد از خانواده شهدای جنگ تحميلی و عضو ستاد مهدی کروبی .



از ميان اين زندانيان بهمن احمدی امويی ازچهار روز پيش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و روز بعد از آن تعدادی ديگر از جمله عبدالله مومنی ، مجيد توکلی ،مجيد دری ،حميدرضا محمدی ،نورانی نژاد ،نادر بابايی ،پيمان کريمی آزاد و کوهيار گودرزی به اين اعتصاب غذا پيوستند.



مسوولان زندان اوين از جمله صداقت نژاد رييس زندان ،بزرگ نيا رييس بند ۳۵۰ و دادستان تهران تاکنون نسبت به اعتصاب غذای زندانيان سياسی واکنشی نشان نداده اند.




7 مرداد 1389    01:37
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



13 مرداد 1389    20:07
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد