www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 6 مرداد/

6مرداد :گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوايی دارد(زندانی سياسی سعيد ماسوری)

6مرداد :گزارش تفصيلی از شرايط زندانيان حوادث انتخابات به تفکيک محروميت ها

6مرداد :گزارش تصويری/ شهروندان و کودکان کار

6مرداد :80 درصد كوكان كار و خيابان تحت پوشش هيچ سازمان حمايتى قرار ندارند

6مرداد :قطع ناگهانی ارتباط زندانيان سياسی بخصوص محکومين به اعدام باعث نگرانی شديد خانواده ها شده است

6مرداد :درخواست برای جلوگيری از بازنشستگی ٢۷ استاد دانشگاه خواجه نصير

6مرداد :ممنوعيت يک کانال تلويزيونی در افغانستان، «زير فشار دولت ايران»

6مرداد :نخبگان و دانشگاهيان فراموش شده در بند ۳۵۰ اوين

6مرداد :وجود ترکيبات سرطانزا در سوسيس و کالباس

6مرداد :نماينده مجلس : نيروهای متخصص نفتی در حال ترک کشور هستند

6مرداد :اعتراض نود روزنامه‌نگار نسبت به هتک حرمت به عبدالرضا تاجيک

6مرداد :۲۵ کشته و ۲۷ نفر زخمی در پی ‌انفجار بمب در افغانستان

6مرداد :گزارشی از اورژانس هاى بيمارستانى در ايران:کمبود تجهيزات پزشکى و در دسترس نبودن پزشک

6مرداد :ناپديد شدن محمد مصطفايي، وکيل زن محکوم به سنگسار



6مرداد :گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوايی دارد(زندانی سياسی سعيد ماسوری)

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگي‌ به ظاهر در جريان باشد ولي‌ قطعاً در همين کرج کسي‌ نمي‌تواند باور کند که چند متر آنطرفتر يعني‌ پشت ديوار زندانی که از کنار آن عبور مي‌کند چه جهنّم و فاجعه انساني‌ در حال وقوع است،همانطور که خيلي‌ها در اطراف اردوگاههای داخو و آشويتس هم در حال زندگي‌ بودند و شايد به درستي‌ نمي‌‌دانستند درداخل آن چه مي‌گذرد.



ميخواهم تنها در يک پلانشمايی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسيار بزرگ مينمايد ولي‌ در واقع به دليل ازدحام جمعيت بسيار کوچک است را به تصوير بکشم . اينجا گويی که دنيايی ديگر است ،چيزی شبيه جهنّم در فيلمهای تخيلي‌،آکنده ازآتش و دود و چهرههای سياه سوخته و ژوليده ، بدنهأی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله اي‌ بر اثر زخم نيش شپش ، شلوار هايی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثيف لباسهای پشت و رو پوشيده شده به خاطر شپش،دمپايی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثيف و آلوده، بوی زباله‌های متعفن شده، گندا ب توالت های سر ريز شده، استفراغ‌های خشک ناشي‌ از مسموميت‌ها ،خلتهای سينه عفوني‌ شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هايی که در اين فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن مي‌‌يابند...همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نميتوانند خود را کنترل کنند به اوج مي‌‌رسد و اين همه با فرياد و همهمهٔ سرسام آور زندانيانی که با بطري‌های پلاستيکی سياه شده به عنوان ليوان چای در صفهای انبوه،دوصف ايستاده و يا پشت سر هم درصفهای چند رديفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غيره صف کشيده‌اند ، رخ ميدهد .



چهره‌های تکيده شده ناشي‌ از سو تغذيه ولي‌ پنهان در پشت انبوه ريش و موهای ژوليده ، سرفه‌های دلخراش ناشي‌ از مشکلات ريوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غير متعارف که کودکان قحطی زده آفريقا را تداعی مي‌‌کند ، انبوه زندانيان ولو شده در وسط راهروها که يا به خوابي‌ مرگ مانند فرو رفته اند و يا به شکل گرما زده شده وارفته و با چشمانی بي‌ روح به نقطه ايی از ديوار و سقف خيره مانده و يا چمباتمه به ديوار تکيه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباس‌هايشان مي‌‌جويند که در حين عبور انبوه نفرات به آنها ميخورند ، تقريبا عادت کرده اند.



انبوهی ديگر که تنها به خاطر اينکه امکان قدم زدن در اين ازدحام را نمي‌‌يابند تنها و يا دو نفره ايستاده ديگران را تماشا ميکنند و يا با بخيه‌های روی مچ و يا گردنشان که ناشي‌ از خود زني‌ است بازی ميکنند و عموما هم تکه پارچه يا حوله اي‌در دست دارند که هم برای خشک کردن عرق سرو صورت هر چند دقيقه به سرو صورت مي‌‌کشند و هم به عنوان ماسکی جلوی دماغ و دهنشان مي‌‌گيرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به ميزاني‌کنترل و تحمل کنند و باهمه اينها در هياهوی کرکننده بلندگو و يا فريادها يي‌با فحش‌های رکيک ديگران را به سکوت و رعايت نوبت توالت و حمام و غيره دعوت مي‌کند همراه است واين همه را وقتي‌ ميتوانيم بفهميم که بدانيم در جائي‌ که حد اکثر ۹۰ نفر گنجايش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر يک شير صابون يا مايع دستشويی هر ۱۷۰ نفر يک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ريز کرده است) هر ۵ نفر يک متر مربع جا(به همين خاطر از فضای راهرو و راه پله‌ها هم استفاده ميشود) و هر ۵ يا ۶ نفر روی ۱ پتو مي‌خوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بيرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زير سقف مطلقاً جا نمي‌‌شوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائي‌ برای ايستادن گير مي‌‌آيد و وقتي‌ غذا برای خيلي‌ها تنها روی تکه ايی روزنامه ريخته ميشود به جز داخل هواخوری جائي‌ برای نشستن و خوردن آن نمي‌‌يابند و اين اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگيری را هم در اين ازدحام جمعيت نمي‌‌يابند و خود نيز درمعرض انواع بيماری هايند...



و عجب اينکه تلويزيون از بوق سگ‌ تا پاسی از شب از کرامت انساني‌، جايگاه انسان و حتی مديريت جهاني‌ صحبت مي‌کند ولي‌ از اين اوضاع سخنی به ميان نمی ايد چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت با امنيت ملي‌ گره خورده و طرح آن جرمي‌ در رديف اقدام عليه امنيت و نشر اکاذيب است و اگر کسي‌ هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ايی که در وقايع انتخابات دستگير شد به اين وضع اعتراض و آنرا بيان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل مي‌‌شود، البته من هم انتظاری غير از اين ندارم ولي‌ اوضاع رجائی شهر ( و البته بقيه زندانها) بسيار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بيخود نيست که برای زندانيان در ايران گوانتانامو و ابوغريب رويايی است دست نيافتنی و اميد اعدام شدن راه خلاصی سهل الوصول ترو بسيار متداول تر است و دست يافتنی تر ....

سعيد ماسوری

زندان رجائی شهر

مرداد 1389







گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:



کميساريای عالی حقوق بشر



کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا



سازمان عفو بين الملل





انتشار:فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران




6 مرداد 1389    22:03
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
11:25 7 مرداد 1389
ایران را سراسر " گه " گرفته است .



بی انگیزه تر و توسرس خور تر از این ملت توی دنیا نوباره ... والا ..!!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :گزارش تفصيلی از شرايط زندانيان حوادث انتخابات به تفکيک محروميت ها

کلمه :نزديک به ۱۴ ماه از انتخابات پرمناقشه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و موج بی سابقه بازداشت ها از سوی نهادهای امنيتی و انتظامي، سپاه و قوه قضاييه می گذرد. در مورد آنچه بر سر بازداشت شدگان آمد با وجود افشای برخی از ابعاد آن هنوز ناگفته های بسياری وجود دارد که در تاريخ به ثبت خواهد رسيد و منشا تحولات مهمی در آينده ايران خواهد بود.



در اين مدت انتظار می رفت پس از انواع فشارها و زير پا گذاشتن بديهی ترين حقوق بازداشت شدگان در مرحله بازجويی ها ، در مراحل بعد با در اختيار قرار دادن متهمان به قوه قضاييه ، اين رويه اصلاح شود. اما در مراحل بعدی نيز حقوق متهمان در زمينه رعايت آيين دادرسي، بازپرسی ها، برگزاری دادگاه ها، احکام صادره و نحوه نگاه داشتن زندانيان سياسی تضييع شد.



اگر چه اکثر زندانيان سياسی و نه البته همگی از ساير زندانيان تفکيک شدند، اما اين تفکيک همراه با تبعيض فراوان بين آنها بوده است. زندانيان سياسی که به خاطر عقايدشان و نه جنايت و ياکلاهبرداری اکثرا در بند ۳۵۰ اوين به سر می برند، در اين بند از حداقل امکاناتی که ديگر زندانيان جرائم عادی در بندهای ديگر برخوردارند، همچون کتابخانه ، جرايد و روزنامه های مورد در خواست ، آمفی تاتر، محل هواخوری مناسب، سالن ورزشی و نيز امتيازاتی چون تماس تلفنی به اندازه ديگر زندانيان، ملاقات خصوصی و حضوری با خانواده ها و مرخصی محرومند.



در زير فهرستی از زندانيان سياسی که از حقوقی همچون مرخصی و آزادی مشروط برخوردار نشده اند و يا بلاتکليف مانده اند ارائه می شود.



بر اساس قانون زندانيان سياسی که سابقه کيفری ندارند حق استفاده از آزادی مشروط را پس از طی نيمی از دوره محکوميت خود دارا هستند مگر بدرفتاری خاصی داشته باشند.اين در حالی است که اين حق به کمتر زندانی سياسی تعلق گرفته و به خصوص در اين باره ديدگاههای سياسی زندانی و بر سر موضع بودن يا نبودن او ملاک قرار گرفته است تا ثابت شود که اين زندانيان بر خلاف ادعاهای مسولان امر، زندانی عقيدتی و سياسی هستند نه امنيتی.



همچنين برخی از زندانيان که مدتی به مرخصی رفته بودند و طبق قانون و عرف زندان بايد مرخصی آنان به اصطلاح تقويم شده و هر ماه در موعد مشخصی به مرخصی بروند، مدتی است که از اين حق محروم شده اند. انتشار اين فهرست از سوی کلمه با هدف آگاهی بيشتر افکار عمومی از وضعيت زندانيان سياسی و کمک به بهبود وضعيت آنها از ظلم مضاعفی که بر آنها می رود ، صورت می گيرد.



الف: زندانيانی که تا کنون به مرخصی نرفته اند:



جواد ماه زاده، حسين نورانی نژاد، مجيد دری ،ايمان آذريان ، آبتين غفاري، ابوالفضل قاسمي،مسعود بابا پور،ضيا نبوي،ميلاد اسدي،علی مليحي،رجبعلی داشاب، ميثم بيک محمدي، مهدی کريميان اقبال، محمد اوليايی فرد، علی تاجر نيا، عليرضا ايرانشاهي،سامان نورانيان، محمد طاهری قزويني، کوهيار گودرزي، عباس کاکايي، سعيد حاتمي، فرامرز عبدالله نژاد، مهدی فتاح بخش، حسين سهراب پور،عبدالرحمن ماهوش،غلام حسين عرشي،ارسلان ابدي،محمد امين وليان، حمزه باغبان، کيارش کامراني، سعيد حبري، محمد رضا رجبي، علی بهزاديان نژاد، ايوب قنبريان،آرمان رضاخاني، جمشيد ميرزايي، امير اصلاني، ياقوتی شائوليان،مجيد توکلي، قادر رحيمي، مهدی محموديان، عيسی سحرخيز،رسول بداغي،رضا رفيعي،مسود باستاني، احمد زيدآبادي، داوود سليماني، حشمت الله طبرزدی ،بهاره هدايت ،هنگامه شهيدی ،مهديه گلرو ،مطهره بهرامی و عاطفه نبوی ،ريحانه حاج ابراهيم دباغ ،مريم اکبری منفرد ،زهرا جباری ،فاطمه رهنما ، معصومه ياوری و عذرا قاضی ميرسعيد و



ب:زندانيانی که هنوز حکم بدوی آنها صادر نشده و بلاتکليف هستند:



حسن سرچاهي،سعيد ملکي، سيامک رحماني،مهدی کوهکن، مهدی سادات شريف،عماد بهاور،علی رضا بهشتی شيرازي،قربان بهزاديان نژاد، علی عرب مازار،نظام حسن پور،عبدالرضا تاجيک، محمد داوري، عيسی سحرخيز،علی عجمي، محسن صادقی نور، سينا ظهيری ،شيوا نظر آهاری ،کبری زاغه دوست ،محبوبه کرمی ،فاطمه خرم جو ،فرح وازحام ،پروين جواد زاده .



ج. زندانيانی که موعد آزادی مشروط آنها گذشته و از اين حق بدون هيچ دليلی محروم شده اند:



امير محمدي، حسين نورانی نژاد،علی تاجرنيا، قادر رحيمي، علی ارشدي، محسن عبدي،بابک بردبار، فرامرز عبدالله نژاد، عباس کاکايي، علی پرويز،عرب قبادی.



د :محروميت از مرخصی مجدد



برخی افرادی که يک بار به مرخصی رفته اند و به زندان بازگشته اند نيز از حق مرخصی مجدد برخلاف زندانيان عادی و غير سياسی محروم اند.



تعدادی از اين افراد عبارتند از:عبدالله مومني،بهمن احمدی امويي،محمد ورشويي، محسن عبدي،محمد علی رباطي، علی پرويز،حسين اعظامي،محسن جعفری ،محسن ميردامادی.




6 مرداد 1389    22:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :80 درصد كوكان كار و خيابان تحت پوشش هيچ سازمان حمايتى قرار ندارند

ايلنا:رييس سازمان رفاه و خدمات اجتماعى شهردراى تهران اعلام كرد: نتايج پژوهشى که از سوى شهردارى تهران صورت گرفته، نشان مي‌دهد که بيش از 95 درصد کودکان کار و خيابان مورد بررسي، داراى خانواده بوده و بيش از 80 درصد آن‌ها تحت پوشش هيچ سازمان حمايتى قرار ندارند و براى کمک به تامين مخارج خانواده‌هايشان به سطح شهر مي‌آيند.

به گزارش ايلنا، محمد جواد روزبهاني، با اشاره به پژوهشى که در سال 87 آغاز شده و تا پايان 1388 ادامه يافته است، گفت: از آنجا که يکى از وظايف معاونت امور اجتماعى و فرهنگى شهردارى تهران مطالعه آسيب‌ها، شناخت آن‌ها و تدوين راهبردهاى جامع نگر است، اين پژوهش در معاونت مذکور به انجام رسيده است.

وى افزود: اين پروژه، بر موضوع کودکان کار و خيابان به عنوان مساله‌اى که شايد مستقيما مورد توجه مديريت شهرى نبوده، متمرکز شد و به بررسى مسائل فردى و اجتماعى کودکان کار و خيابان پرداخت.

روزبهانى ادامه داد: در پژوهشى که از سوى کارشناسان تخصصى معاونت امور اجتماعى و فرهنگى شهردارى تهران اجرا شد، با مشارکت مراکز پژوهشى و دانشگاه‌ها در 22 منطقه شهردارى به انجام رسيد، بيش از 12 هزار کودک کار و خيابان شهر تهران، به عنوان حجم نمونه مورد بررسى قرار گرفتند.

وى ضمن اشاره به اينکه با اين 12 هزار کودک مصاحبه شد و بازديدهايى نيز از خانه‌هاى آن‌ها صورت گرفت، افزود: نتايج اين پژوهش در نيمه نخست امسال، در همايشى ارائه خواهد شد.


6 مرداد 1389    19:58
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :قطع ناگهانی ارتباط زندانيان سياسی بخصوص محکومين به اعدام باعث نگرانی شديد خانواده ها شده است

بنابه گزارش رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" ابراز نگرانی شديد خانواده های زندانيان سياسی محکوم به اعدام و ساير خانواده ها نسبت به قطع ناگهانی و غير معمول تماسهای زندانيان سياسی بند 350 زندان اوين هستند.



به دستور بازجويان وزارت اطلاعات تماسهای زندانيان سياسی با خانواده های آنها بطور ناگهانی و غير معمول قطع گرديد.اين مسئله باعث نگرانی شديد خانواده ها زندانيان سياسی و بخصوص خانواده های که عزيزان آنها محکوم به اعدام هستند ايجاد کرده است. از آنجايی که در آستانه قتل عام زندانيان سياسی سال 67 قرار داريم و آن زمان قتل عام با قطع تماسهای زندانيان سياسی آغاز و به قتل عام گسترده و بی سابقه تاريخ ايران تبديل گرديد که توسط سازمانهای حقوق بشری بين المللی جنايت عليه بشريت ناميده شد. در حال حاضر تعدادی از زندانيان سياسی محکوم به اعدام در بند 350 زندان اوين زندانی هستند که اسامی تعدادی از آنها به قرار زير می باشد ؛ جعفر کاظمی ،محمد علی حاج آقايي،محسن دانشپور مقدم ،احمد دانشپور مقدم و ... می باشند.



روز دوشنبه 4 مردادماه پس از برخوردهای وحشيانه با بعضی از خانواده های زندانيان سياسی و حتی ضرب وشتم يکی از خانواده ها که از شهرستان برای ملاقات با عزيزانشان به بند 350 زندان اوين مراجعه کرده بود. همچنين رفتارهای غير انسانی و توهين آميز با زندانيان سياسی در سالن ملاقات بند 350 توسط پاسداربندهای ولی فقيه علی خامنه ای منجر به اعتراضات گسترده زندانيان سياسی و سر دادن شعارهای گرديد که باعث وحشت پاسداربندها و بخصوص بزرگ نيا شکنجه گر ورئيس بند 350 گرديد.



اعتراضات گسترده زندانيان سياسی که خواستار رعايت حقوق اوليه خود بودند بازهم با سرکوب جنايتکار عليه بشريت مصطفی بزرگ نيا رئيس بند 350 مواجه گرديد و تعدادی از زندانيان سياسی به سلولهای انفرادی منتقل شدند.



سکوت و بی عملی خانم ناوانتم پيلای کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد که وظيفه اصلی او حفظ و حراست از دست آوردهای بشری که برای آن ميليونها انسان جان خود را فدا کرده اند باعث شده است که مامورين ولی فقيه در جنايت عليه بشريت در زندانها ، خيابانها ،دانشگاه،منازل ابعاد غير قابل تصويری را ايجاد کنند. تا آنجايی که خانواده های بی گناه وکلاء (محمد مصطفايی) به گروگان گرفته می شوند. وکيل(اوليائی فرد) زندانی می شود.فعالين حقوق بشر(نرگس محمدی) در مقايل چشمان بهت زنده و گريان فرزندانشان شبانه وحشيانه دستگير و به شکنجه گاه 209 زندان اوين برده می شوند و مورد شکنجه و تهديدات اخلاقی قرار می دهند. آقای تاجيک در مقابل بازجويانی که نام معاون دادستان و بازپرس بر خود نهاده اند مورد هتک حرمت قرار می گيرد. البته اينها افرادی شناخته شده جامعه هستند. حال بايد تصور کرد که در حق زندانيان سياسی گمنام چه جنايتهايی روا داشته می شود.



خانم ناوانتم پيلای کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، فرياد سازمانهای حقوق بشری بين المللی با نتشار بيانيه های اعمال جناتکارانه رژيم ولی فقيه علی خامنه ای عليه مردم ايران جهان را فرا گرفته است اگر ناتوان از جلوگيری از جنايت عليه بشريت در ايران هستيد. لذا به خواست ملت ايران تن در دهيد و پرونده جنايت عليه بشريت رژيم ولی فقيه عالی خامنه ای را به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارجاع دهيد تا تصميمات لازم اجرا در اين باره گرفته شود.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،نسب به قطع ناگهانی و غير معمول تماسهای ندانيان سياسی و بخصوص زندانيان سياسی محکوم به اعدام هشدار می دهد و سرکوب زندانيان سياسی و انتقال آنها به سلولهای انفرادی را محکوم می کند و بار ديگر از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار ارجاع پرونده جنايت عليه بشريت رژيم ولی فقيه علی خامنه ای را به شورای امنيت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصميمات لازم اجرا است ،می باشد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



06 مرداد 1389 برابر با 28 ژولای 2010




6 مرداد 1389    19:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :درخواست برای جلوگيری از بازنشستگی ٢۷ استاد دانشگاه خواجه نصير

کلمه:همزمان با موج تصفيه، تهديد، اخراج و بازنشستگی اجباری جمع وسيعی از اعضای هيئت علمی دانشگاههای سراسر کشور، رئيس دانشگاه صنعتی خواجه نصير از مصوبه هيأت امناء آن دانشگاه جهت جلوگيری از بازنشستگی ٢۷ عضو هيأت علمی خبر داد و گفت: از هيأت امنای دانشگاه جهت حفظ اين اعضای هيأت علمی درخواست شد تا فرصتی يک‌ساله به آنها برای ارتقا به مرتبه دانشياری اعطا شود.



به گزارش آفتاب نيوز، محمد تقی بطحايي، با بيان اين خبر گفت: بيست عضو هيأت علمی دانشگاه خواجه نصير طی سی سال خدمت در دانشگاه موفق به ارتقا از مرتبه استادياری به دانشياری نشده بودند لذا طبق قانون، در مرز بازنشستگی قرار می گرفتند و از هيأت امنای دانشگاه جهت حفظ اين اعضای هيأت علمی درخواست شد تا فرصتی يک ساله به اين اعضای هيأت علمی برای ارتقا به مرتبه دانشياری اعطا شود.



رئيس دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی افزود: ١۷ نفر از اين اعضای هيأت موفق به ارتقا به مرتبه دانشياری در فرصت يک‌ساله شدند اما سه نفر ديگر همچنان استاديار باقی ماندند. اعضای هيأت علمی با مرتبه دانشياری مي‌توانند تا ٣۵ سال به خدمت خود ادامه دهند اما اعضای هيأت علمی که طی سی سال نتوانستند به مرتبه بالاتر از دانشيار ارتقا پيدا کنند طبق قانون بازنشسته مي‌شوند.



بطحايی از موافقت هيأت امنای دانشگاه خواجه نصير برای اعطای فرصت يک‌ساله به هفت استاديار ديگر آن دانشگاه جهت ارتقا به دانشياری خبر داد و گفت: اگر اين اعضای هيأت علمی نتوانند در اين فرصت به مرتبه دانشيری ارتقا پيدا کنند طبق قانون بازنشسته مي‌شوند.




6 مرداد 1389    17:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :ممنوعيت يک کانال تلويزيونی در افغانستان، «زير فشار دولت ايران»

صدای آلمان : شورای وزيران افغانستان پخش برنامه‌های شبکه‌ی تلويزيونی "امروز" را متوقف کرد. رئيس اين تلويزيون معتقد است که تصميم شورای وزيران شتابزده و زير فشار دولت ايران صورت گرفته است. گزارشی در اين باره از کابل.





شورای وزيران افغانستان پخش برنامه‌های شبکه‌ی تلويزيونی " امروز" را به اين بهانه که اين شبکه به ستيزهای قومی و مذهبی دامن مي‌زند، موجه می داند. از طرف اجلاس شورای وزيران و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به دادستانی کل دستور داده شده است تا فعاليت اين کانال را متوقف کند. رييس مرکز اطلاعات و رسانه های افغانستان معتقد است که تصميم شورای وزيران بر اساس قانون اساسی گرفته شده است، زيرا اين شبکه منعکس کننده‌ی مسايل تحريک کننده و ضد منافع ملی است و همچنان به اختلاف‌های مذهبی را دامن می زند.









در مقابل، نجيب الله کابلی رييس کانال " امروز" که عضو پارلمان افغانستان نيز هست می گويد: اين کار به تحريک فدا حسين مالکی سفير ايران و مقاماتی از افغانستان که از تهران دستور می گيرند، صورت گرفته است. کابلی تأکيد مي‌کند: «اين تصميم غير عادلانه است، زيرا ما هيچ گاه به مسايل قومی دامن نمی زنيم.» او مي‌افزايد: «ما فقط مداخله‌ی ايران در افغانستان را برای مردم آشکار کرده ايم و ايراني‌ها به مزدوران خود در افغانستان دستور داده اند تا برای حامد کرزای انگيزه ايجاد کنند و وی را عصبانی بسازند تا کانال "امروز" قطع شود.»







نجيب الله کابلی تا کنون چندين بار عليه دولت ايران تظاهراتی در کابل به راه انداخته است که آخرين آن در اعتراض به بدرفتاری با مهاجران افغان در ايران بود. کابلی می گويد، که موضع گيری های وی در مقابل سياست‌های دولت ايران در برابر افغانستان باعث شده است که شورای وزيران اين کشور تصميم به قطع پخش کانال تلويزيونی او بگيرد.







با وجود اينکه دولت افغانستان متوقف کردن فعاليت شبکه‌ی امروز را مطابق قانون اساسی می داند، اما انجمن آزاد خبرنگاران اين تصميم شورای وزيران را «دسيسه‌ای با انگيزه‌ی سياسي» می داند.



رحيم الله سمندر رييس انجمن آزاد خبرنگاران افغانستان مي‌گويد: «شماری از اشخاص که منافع بيگانگان را در کشور حمايت می کنند در اين تصميم، رييس جمهور را تحت فشار قرار داده‌اند.» اما شورای وزيران افغانستان معتقد است که تصميم آنها به اعمال کنترل، تنها متوجه شبکه‌ی "امروز" نيست و قرار است برخی از برنامه‌های شبکه‌های تلويزيونی ديگر را هم متوقف کنند.







نجيب الله کابلی رييس شبکه ی تلويزيونی " امروز" مي‌گويد: «من شخصی هستم که هم حزب سياسی دارم و هم عضو پارلمان افغانستان هستم و متوقف کردن تلويزيون من باعث کندی کار من نمی شود و من از مردم افغانستان می خواهم تا به من کمک کنند.»







خديجه تلاش − کابل



تحريريه: رضا نيکجو




6 مرداد 1389    19:52
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:42 8 مرداد 1389
تلاش مذبوحانه   ا .



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :نخبگان و دانشگاهيان فراموش شده در بند ۳۵۰ اوين

ادوارنيوز: در بند 350 کسانی هستند که از هيچ پشتوانه ی خبری برخوردار نيستند در صورتيکه هزينه ای کمتر از ديگران نپرداخته اند. در ميان اينان کسانی هستند که دارای مدارک بالای دانشگاهی می باشند و يا سن بسيار پايينی داشته و تنها به جرم کرد بودن به اشد مجازات محکوم شده اند و يا آزادی مشروطشان در هاله ای از ابهام می باشد و با اين کار فشار بيشتری به آن ها وارد می آورند. شايد بتوان از اينان به عنوان زندانيان سياسی فراموش شده نام برد.







کسانی که هيچ يک از مجامع حقوق بشری برايشان کوچکترين حمايتی به عمل نياوردند. نخبگان علمی و هنری که بی گمان به دليل اعتراض، اينچنين مورد هجمه و فشار قرار گرفته اند. اسامی تعداد کمی از آنان به قرار ذيل است:



حميد رضا جعفري، فرزند جبار، متولد 1357در 20 خرداد 89 سوار بر اتوموبيلش در خيابان وليعصر به اتهام پخش اعلاميه و اطلاعيه دستگير شد و تاکنون بدون تفهيم اتهام و تعيين دادگاه در بند 350 زندانی و بلاتکليف است و فاقد وکيل می باشد. دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری می باشد. چشم وی بسيار ضعيف است به گونه ای که برای انجام کارهايش در زندان مشکل جدی دارد و به شدت نيازمند چشم پزشک و امکانات پزشکی است که در زندان از او دريغ می شود.



قادر رحيمي، فرزند حسن، 19 ساله متولد بوکان کردستان است که تا سوم راهنمايی درس خوانده است. وی 4 سال پيش به دليل فراهم نبودن شرايط کار و تحصيل برای کار به تهران آمد. مدتی پس از عاشورای سال 88 دستگير شد و در شعبه 28 دادگاه انقلاب به رياست قاضی مقيسه او را به 6 سال زندان محکوم کردند. دادگاه تجديد نظر او هنوز برگزار نشده و بيش از 5 ماه است که بلاتکليف در زندان است. وکيل وی هم اکنون محمد علی دادخواه می باشد.



نظام حسن پور، فرزند غلام متولد1362، در 1 ارديبهشت 1389 در کوهدشت لرستان دستگير شد و به مدت يک هفته در بازداشتگاه اطلاعات مورد بازجويی های سخت و سنگين در ساعت های بعد از نيمه شب همراه با ضرب و شتم قرار گرفت و پس از آن به زندان اوين منتقل شد و همچنان بلاتکليف است. تابحال به وی اجازه گرفتن وکيل داده نشده است.



سامان نورانيان، فرزند صمد، متولد1357 در 6 دی 88 (عاشورا) دستگير و در داگاه علنی قاضی صلواتی به 3 سال زندان محکوم شد که در دادگاه تجديد نظر نيز تائيد گرديد. قبل از برگزاری اين دادگاه نمايشی 2 روز به انفرادی فرستاده شد. وی فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی از دانشگاه تهران می باشد. همسرش نيز بيش از 50 روز در زندان بود. همسر وی در زندان در زمان بازجويی ها دچار شکستگی پا گرديد و هيچ کس پاسخگو نشد.



آبتين غفاری فرزند محمد اسماعيل، متولد 1355 در 21 بهمن 88 دستگير شد و 1 سال حکم قطعی دارد. وی نوازنده و مدرس برجسته تنبک، دف و ديگر سازهای کوبه ای است که آثارش در چندين آلبوم موسيقی منتشر شده و کنسرت های فراوانی در تهران و شهرستان ها و خارج از کشور داشته است.



ابولفضل قاسمي، فرزند احمد متولد 1360، در 6 دی 88 (عاشورا) دور از تجمع های مردمی دستگير شد. دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق دانشگاه علامه طباطبايی است. پدر وی از ايثارگران و رزمندگان جنگ است. در شعبه 28 دادگاه انقلاب قاضی مقيسه او را به سه سال زندان محکوم کرد که در دادگاه تجديد نظر عينا تائيد گرديد.



ايمان آذريان فرزند ابواقاسم، متولد1356 در 6 دی 88 (عاشورا) دستگير شد و 3 سال حکم قطعی دارد. در دادگاه بدوی شعبه 26 دادگاه انقلاب، قاضی پيرعباس حتی به صحبت های او گوش نداد و گفت دفاعيات را فقط بنويس و اجازه حضور وکيل را در دادگاه نيز نداد. ايمان فارغ التحصيل کارشناسی ارشد شيمی و دانشجوی دکتری است.



علی ارشدي، فرزند حسين، متولد 1360 در 6 دی 88 (عاشورا) دستگير شد و يک سال حکم زندان قطعی دارد. فارغ التحصيل کارشناسی ارشد برق-مخابرات از دانشگاه علم و صنعت و دانشجوی دکتری است. چندين مقاله علمی در معتبرترين مجلات بين المللی و کنفرانس های داخلی و خارجی منتشر کرده و به عنوان دانشجوی ممتاز پژوهشی دانشکده برق دانشگاه علم و صنعت انتخاب شده است.



ميثم محمد بيگي، فرزند رحيم، متولد 1361 در 6 دی 88 (عاشورا) دستگير شد. در دادگاه علنی قاضی صلواتی حضور داشت و قبل از دادگاه نمايشی 15 روز در سلول انفرادی زندانی بود. ميثم يک سال حکم قطعی دارد. دانشجوی مترجمی زبان انگليسی دانشگاه علامه طباطبايی است. نوازنده گيتار و پيانو است و ساز تخصصی اش گيتار الکتريک می باشد.



غلامرضا مکيان معروف به حاج رضا ملک پس از انتقالهای مختلف و آزار و اذيت های روحی و روانی مختلف پس از انتقال به بند 240، رجايی شهر، 209 و اندرزگاه 8 به بند 350 بازگردانده شد. او که دارای مو و محاسن بلند بود می گويد که با ضرب و شتم همه را از ته زدند که در ابتدای ورودش هيچکس او را نمی شناخت.



تائيد حکم يکی ديگر از عاشوراييان:

حکم ابوالفضل قاسمی از دستگيرشدگان واقعه عاشورا که در دادگاه بدوی به سه سال حبس محکوم شده بود هفته پيش توسط شعبه 54 دادگاه تجديدنظر تائيد گرديد. وی که دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبايی می باشد تائيد حکم خود را با توجه به عدم اقرار و مدارک لازم دور از ذهن دانست.



کتاب خواندن ممنوع:

در پی به اصطلاح تعميرات بند امنيتی 350 و فشارهای روحی و روانی مختلف به زندانيان، کتابخانه بند تخريب و به اتاق تبديل شد و هم اکنون اين بند فاقد کتابخانه می باشد. صرف نظر از وضعيت بهداشتی و کيفيت پايين غذا و عدم امکان استفاده از هرگونه امکانات فرهنگي، ورزشی از جمله باشگاه، کلاس های آموزشی و قطع رابطه اين بند با کل زندان، حتی از ورود کتاب توسط خود زندانيان به بند نيز جلوگيری بعمل می آيد و جلوی ورود کتب رمان، شعر، فلسفه و ... توسط حفاظت زندان گرفته شده است و در صورت عبور از اين خوان، رئيس اندرزگاه هم خودی نشان می دهد و مانع می گردد.



مرخصی به زندانيان امنيتی (سياسی) داده نمی شود:

رئيس سازمان زندان ها اعلام داشت که اصل بر عدم ارائه مرخصی به زندانيان امنيتی است. از آنجايی که مجاری قانونی برای اعطای مرخصی به زندانيان بايد توسط سازمان زندان ها انجام شود اما دادستان کل جريان را به عهده گرفته و او مسئول اين امر گرديده است. نکته جالب اينجاست که در صورت موافقت دادستان بايد نهادهای امنيتی از جمله وزارت اطلاعات مرخصی را تائيد نمايند و در صورت عدم موافقت، جلوی مرخصی گرفته خواهد شد. حال سوال اينجاست که جای اين نهادها و دخالتشان در امور قضايی کجای قانون است؟ آيا اين خود نقض آشکار قانون نيست؟




6 مرداد 1389    15:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :وجود ترکيبات سرطانزا در سوسيس و کالباس

ايرن: عضو دفتر بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت با اشاره به وجود نيتراتها در انواع غذاها گفت: افزودن نيتراتهاى سديم و پتاسيم به عنوان نگهدارنده در سوسيس و کالباس و ترکيب اين مواد با "ميوگلوبولين" و "هموگلوبولين" گوشت در بدن به يک ماده سرطانزا به نام نيتروزآمين تبديل مي‌شود

دکتر پريسا ترابى در خصوص وجود نيتراتها و نيتريتها در مواد غذايى و خطراتى که مى تواند براى سلامت مصرف کننده به دنبال داشته باشد به خبرنگار مهر گفت: نيتراتها و نيتريتها به علت ارتباطشان با نيتروزامينها که قابليت سرطانزايى دارند، همواره در تغذيه انسان مورد توجه قرار دارند.

موضوع نيترات و آثار زيانيار اين ماده شيميايى آن در آشاميدنيها و خوراکيها از جمله آب شرب از آنجا شروع شد که وزير بهداشت به وجود نيترات بالا در آب برخى از مناطق تهران اشاره کرده و عنوان داشت که مادران باردار و شيرخواران نمى بايست از اين آب بنوشند.

ترابى با بيان اينکه ترکيبات نيتراتى مى تواند به نيتريت تبديل شود و متقابلا نيتريتها مى تواند با سوبستراهاى تغذيه اى مانند آمينها و آميدها وارد واکنش شده و ترکيبات نيتروز، نيتروزاميدها و نيتروزامينها را توليد کند، گفت: اين تغييرات در بزاق دهان، معده، روده بزرگ و مثانه رخ مى دهد.

عضو دفتر بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت با اشاره به اينکه نيتراتها در انواع غذاها وجود دارند اما منابع اصلى آنها سبزيها و آب آشاميدنى است، افزود: نيتروزامينها در تنباکو و دود آن نيز وجود دارند.

وى گفت: نيتراتهاى سديم و پتاسيم در مراحل مختلف عمل آورى غذاها مورد استفاده قرار مى گيرند. اين ترکيبات به عنوان نگهدارنده به سوسيس و کالباس اضافه مي‌شوند و به علت خاصيت ضد باکتريايى مانع رشد باکتريهاى خطرناکى مانند "کلستريديوم" و "بوتولينوم" مى شوند.

ترابى در همين ارتباط ادامه داد: ترکيب اين مواد با "ميوگلوبولين" و "هموگلوبولين" گوشت باعث ايجاد رنگ صورتى و حفظ عطر و طعم ادويه ‌هاى آن شده و به آن ظاهرى تازه مي‌بخشد. اما متاسفانه اين دو ماده در بدن به يک ماده سرطانزا به نام نيتروزآمين تبديل مي‌شوند. بسيارى از نيتروزآمينها در ايجاد تومورهاى بدخيم موثرند. مصرف زياد گوشتهاى فرآورى شده مانند انواع سوسيس، کالباس، همبرگر و... خطر سرطانهاى روده بزرگ، رکتوم (راست روده) و معده را افزايش مى دهند.

اين کارشناس ارشد تغذيه گفت: سرطانهاى معده و روده در سالهاى اخير عمدتا به علت استفاده بى رويه از غذاهاى آماده و کنسرو شده به ويژه موادغذايى که به روش غير استاندارد تهيه مى شود در دنيا به شدت افزايش يافته است.

ترابى افزود: رژيم غذايى حاوى ميوه و سبزى سالم و فراوان که شامل ويتامين C و فيتوکميکالها است مى تواند تبديل نيترات به نيتروزامين را به تاخير بياندازد.






6 مرداد 1389    19:49
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   baran
ای-ميل:  
11:23 7 مرداد 1389
Do not eat commercially processed meats. They are not fit for human consumption.

Answer:. Choose Grass fed meats & Eggs from pastured chickens, Cook foods as little as possible.

This does not mean you should go out and become a raw food vegan. Eat grass fed meat and eat it as rare as possible. Support local, small family farms that are healthy, clean & safe and produce high quality food that is better to commercially produced food.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :نماينده مجلس : نيروهای متخصص نفتی در حال ترک کشور هستند

مردم سالاری :يک عضو کميسيون انرژی مجلس گفت : ۱۰۰ سال نفت توليد می کنيم اما هنوز واردکننده بنزين هستيم .



به گزارش روزنامه مردم سالاری ، سيروس سازدار گفت: ما در اکثر ميادين نفتی مشترک هستيم و اگر نتوانيم از مخازن مشترک برداشت کنيم اين مخازن برای نسل آينده باقی نمی ماند زيرا از طرف همسايگان برداشت می شود و متاسفانه ما اهميت اين را متوجه نشده ايم يا شايد هم علت های پشت پرده ديگری وجود دارد که از وجود آنها بی خبريم.



نماينده مرند و جلفا گفت: همسايگان ما هر سال بالای ۵ هزار ميليارد دلار از مخازن ما را می برند.



وی افزود:اگر امروز ۴۰ ميليارد دلار در نفت وگاز سرمايه گذاری کنيم، می توانيم ۶۰ ميليارد دلار در سال برداشت کنيم ولی متاسفانه می بينيم که ۱۰۰ سال توليد نفت داريم اما از نظر تجهيزاتی هنوز به خارج وابسته ايم که امروزه نيز به اين صورت است.



اين نماينده مجلس افزود:در حوزه نفت وگاز دو چيز ما را تهديد می کند. اول غافل کردن برنامه ريزان که ما را در مسيری بيندازند که نتوانيم در صنعت وتکنولوژی قدم بگذاريم و دوم از بابت فرار مغزها و تخليه کارشناسان ما در حوزه نفت است که هميشه بايد به اين دو مورد توجه کرد.



وی ادامه داد: در خصوص سرمايه گذاری که آقايان موفق نشدند و روابط ما با دنيا طوری شده که نمی توانيم از سرمايه گذار خارجی استفاده کنيم و نيروی انسانی متخصص نيز که به شدت در حال ترک کشور هستند.



در مورد سرمايه گذاران احتمالا ايرادهايی به سياست ما وجود دارد که برای ما ثابت نيست اما فراموش نکنيم که سرمايه گذار آينده نگر است و از سوی ديگر رقبای ما نيز برای سرمايه گذاران انگيزه ايجاد می کنند. در نتيجه نه تنها سرمايه گذاری خارجی جذب نمی شود بلکه سرمايه گذاران ما را نيز خارجی ها جذب می کنند و می برند که در حال حاضر قابل مشاهده است .



سازدار ادامه داد: ببينيد که در سه سال پيش در منطقه پارس جنوبی چه سرمايه گذاری داشتيم اما اکنون از آنها هيچ خبری نيست . در مخازن دريا اکثرا با کشورها مشترک هستيم که يکی از آنها مرز عراق است که به اعتقاد بنده از نان شب واجب تراست که برويم در مخازن مشترک سرمايه گذاری کنيم زيرا امروزه آن فرمول های بين المللی برای تحريم ما آمده است.



وی معتقد است که تحريم اين است که هيچگاه در قالب تحريم محروميت ايجاد نمی کنند بلکه تحريم يک نوع سياست کشورهای سرمايه داری است که با آن وضعيت اقتصادی دنيا را کنترل می کنند تا برای خودشان در آمدی ايجاد کنند در صورتی که مرزها را نمی شود بست و دنيا را نمی شود کنترل کرد. اما وقتی شما در تحريم قرار می گيريد مجبوريد قيمتی که فروشنده تعيين می کند پرداخت کنيد و به اين صورت است که هزينه ها يک مقدار بالا می رود.



وی ادامه داد:در اين شرايط اگر وزارت نفت سياست جديدی را شروع کرده باشد، موفق می شود و گر نه، وزارت نفت با اين تحولات جديد يک مقدار درگير است و اين در اثرعدم ثبات مديريتی است که خواسته يا ناخواسته برای ما ايجاد شده است.



سازدار تاکيد کرد: البته وزارت نفت از آن وزارتخانه هايی نيست که به هر صورت که دلمان خواست، نظر بدهيم و سياست گذاری کنيم بلکه دارای وضعيت خاصی برای خودش است.



امروز ما سومين توليد کننده نفت هستيم اما فردا کشورهايی مثل عراق و امثال آن از ما جلو می افتند که در آن صورت دچار مشکل خواهيم شد زيرا به جای آنکه بيشتر به منافع ملی فکر کنيم خودمان را درگير مسايل داخلی کشور کرده ايم. امروزه وضعيت نفت در جهان طوری است که هيچ انسجام مديريتی در آن وجود ندارد، به همين دليل بايد مديران کارآمدی داشته باشيم.اما با کمال تاسف مشاهده می شود بعضی از افراد فعال در وزارت نفت که در مشاغل حساس به کار گرفته شده اند، صلاحيت فنی کار را در اين وزارتخانه ندارند.



امروز نيروگاه های کشور به۲۰۰ميليون مترمکعب گاز در روز نياز دارد، در اين شرايط چرا می خواهيم گاز را صادر کنيم و به نيروگاههايمان گازوييل تحويل دهيم ؟در حالی که می خواهيم روزانه ۴۰ هزار کيلووات برق توليد کنيم.



از سوی ديگر امروز ما وارد کننده گاز هستيم چرا ترکمنستان بايد صادر کننده گاز باشد و ايران گاز وارد کند؟ با اين قراردادهايی که در حوزه گاز بسته شده، همان بلا يی سر ما ميآيد که در حوزه نفت بر سرما آمد و امروز می بينيد که نتيجه ۱۰۰ سال توليد نفت، ناتوانی در تامين مصرف بنزين و نفت کشور است.




6 مرداد 1389    14:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :اعتراض نود روزنامه‌نگار نسبت به هتک حرمت به عبدالرضا تاجيک

کلمه:بيش از نود روزنامه‌نگار طی نامه‌ای خطاب به دادستان تهران نسبت به وضعيت عبدالرضا تاجيک ، روزنامه‌نگار دربند؛ اظهار نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری او شدند.



به گزارش کلمه،اين روزنامه‌نگاران با اشاره به اخباری مبنی بر «هتک حرمت»همکار زنداني‌شان تاکيد کردند که « ترديدی نداريم که اين عبدالرضا تاجيک نيست که «هتک حرمت» شد، بلکه عدالت، قانون و حق انسان است که «هتک‌حرمت»مي‌شود و ساختار سياسی و حقوقی ما است که بي‌حرمت مي‌گردد.»



متن کامل اين نامه به شرح زير است:



به نام خدا



جناب آقای عباس جعفری دولت‌آبادي‎ْ



دادستان محترم تهران



چنانچه مستحضريد اکنون نزديک به پنجاه روز است که از بازداشت دوست وهمکار ما عبدالرضا تاجيک مي‌گذرد. او پيش از اين نيز دوبار بدون ارائه‌ هيچ دليل قانع‌کننده‌ای و بدون مشخص بودن اتهاماتش بازداشت شده بود.



اين بار نيز بدون طی مراحل قانونی و بدون احضاريه کتبی دستگير شده و بر خلاف قانون،‏ خانواده‌‌اش هفته‌ها از وی بي‌خبر بودند ودر همه اين مراحل،وکيل ايشان آقای دکتر محمد شريف موفق به ملاقات با موکلش نشد.



سرانجام پس از گذشت يک‌ماه از بازداشت او، خانواده موفق به ملاقات شدند،اما در آن ديدار اخبار باورنکردنی و نگران‌کننده‌ای شنيدند که گزارش آن چند روز پيش در نامه‌ای خطاب به رئيس قوه‌ی قضائيه آمده است. بر اساس نامه‌ای که خانواده‌ی ايشان منتشر کرده‌اند‏ و مطابق گفته عبدالرضاتاجيک، او در يکی از مراحل بازجويی و در حضور معاون جنابعالی و بازپرس ويژه‌ی پرونده مورد «هتک حرمت» قرار گرفته است.



جناب آقای دادستان



باور نمي‌کرديم که روزی برای اعتراض به «هتک حرمت» به دوستان روزنامه‌نگارمان در زندان‌ها به مقامات مسئول نامه بنويسيم. با اين‌همه ترديدی نداريم که اين عبدالرضا تاجيک نيست که «هتک حرمت» شد، بلکه عدالت،قانون و حق انسان است که هتک‌حرمت مي‌شود و ساختار سياسی و حقوقی ما است که بي‌حرمت مي‌گردد. چه شده است که امروز امکان عبور از شرافت و آدميت چنين آسان شده است؟ و آيا نبايد سوگوار فاجعه‌ای باشيم که در زندان‌هاتوسط برخی از ماموران اتفاق مي‌افتد؟



جناب آقای جعفری دولت‌آبادی



ما نگران وضعيت عبدالرضا تاجيک در زندان هستيم بديهي‌ترين حق او در چنين شرايطی آزادی است و ما درخواست آزادی بي‌قيد و شرط همکارمان را وفق مقررات قانونی داريم، همچنين از شما مي‌خواهيم که شجاعانه و بدون توجه به ملاحظات و فشارهای احتمالی چرايی و چگونگی اين حادثه را پيگيری کرده ومتخلفان را محاکمه کنيد.



ابراهيم‌زاده حميدرضا



احمديان امين



ارکان‌زاده يزدی سعيد



افتخاری آزاده



الله‌بداشتی ساناز



امامی پروين



اميرآباديان نزهت



انصاري‌راد رضا



بابايی سما



بختيارنژاد پروين



برازجانی پيام



بزرگيان علی



بسته‌نگار محمد



بني‌يعقوب ژيلا



بهداد عليرضا



پاک‌نهاد ايمان



تاجيک مهدی



تهرانی رضا



جعفرزاده زهرا



جعفری محمد



حسنعلي‌زاده فرناز



حسنی مهدی



حقيقی محبوبه



حکمت علی



حيدری محمد



حيدری محمد



حکمت مهسا



حيدری هادی



خجسته‌رحيمی رضا



خسروی مازيار



خامسيان عليرضا



درودی سعيد



دهقان علی



دوکوهکی پرستو



ذاکری بابک



رئيس‌طوسی رضا



رجايی عليرضا



رحمانی تقی



رحمتی شبنم



رستگاری ثمينا



رسولی نرگس



رسولی مرضيه



رضوي‌فقيه سعيد



زعيم‌زاده مهدی



سحابی عزت‌الله



شاملو علی



شبانی مريم



شجاعيان رضا



شفيعی حامد



شمس‌الواعظين ماشالله



شهبازی آرزو



طالقانی اعظم



طباطبايی ريحانه



طباطبايی مرجان



طلوعی سحر



عبداللهی عشرت



عرب رضا



علي‌پور محمدحسن



عليجانی رضا



عمرانی محمود



غفوری آرش



غنی مهدی



فخريان مانلی



فرجی مهران



فرهاديان سروش



فرهاديان سليمان



فغفوری گيسو



قلي‌زاده علی



کاظميان مرتضی



کميزی زهره



گوارايی فاطمه



لقايی مرجان



محمدی سليمان



محمدی حسن



مدنی سعيد



معيريان فرناز



مفيد نگار



مقدم پيمان



مهرجو بهراد



مهرگان کيوان



موميوند بيژن



ميرزايی مريم



ميثمی لطف‌الله



ميرزاده وحيد



متين‌نيا نازنين



نبوي‌نژاد ماهور



نجاتی احمد



نراقی مريم



نوروزيان مهدی



نوری مرضيه



همتی زينب






6 مرداد 1389    11:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :۲۵ کشته و ۲۷ نفر زخمی در پی ‌انفجار بمب در افغانستان

راديوکوچه:صبح امروز چهارشنبه بر اثر انفجار بمب در جنوب‌غربی افغانستان ۲۵ شهروند اين کشور کشته و ۲۷ نفر ديگر زخمی شده‌اند.



به گزارش الجزيره بر اثر انفجار يک بمب کنار جاده‌ای در استان نيم‌روز در جنوب‌غربی افغانستان يک اتوبوس حامل ۵۲ مسافر آسيب ديده است که منجر به کشته شدن ۲۵ تن و زخمی شدن ۲۷ نفر شده است.



به گفته مقامات محلی استان نيم‌روز هدف از قراردادن اين بمب کنار جاده‌ای عبور نيروهای ناتو از اين منطقه اعلام شده است.



به نقل از همين مقامات اين اتوبوس در حال عبور از منطقه‌ای به‌نام دلارام واقغ در ۷۰۰ کيلومتری کابل پايتخت افغانستان بوده است.



گفتنی است پيش از اين، روز گذشته، رياست جمهوری افغانستان در گزارشی از کشته شدن ۵۲ غير نظامی در عمليات روز جمعه ناتو در اين کشور خبر داده است.




6 مرداد 1389    11:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :گزارشی از اورژانس هاى بيمارستانى در ايران:کمبود تجهيزات پزشکى و در دسترس نبودن پزشک

خاسان:فاطمه توانا علمى :بيمار با وضعيت اورژانسى و با افت فشار و علائم حياتى بسيار نامنظم توسط آمبولانس به اورژانس يکى از بيمارستان هاى دولتى شهر ارجاع مى شود، اتفاقا از خوش شانسى بيمار آسيستان و يک پرستار در محل حضور دارند.



در اين حالت همراهان بيمار انتظار دارند تا هر چه سريع تر به وضعيت بيمار رسيدگى و اقدامات لازم انجام شود. توصيه کارشناس ارشد اورژانس هم همين است اما آسيستان از امضاى برگه صورت وضعيت آمبولانس خوددارى مى کند و با تندى به او مى گويد: چرا بيمار را به اين جا آورديد.



کارشناس ارشد اورژانس که در مواجهه با بيمار اقدام به سرم تراپى و نصب اکسيژن کرده است از برخورد پزشک کشيک جا مى خورد و مى گويد کجا بايد مى بردم وضعيت بيمار اورژانسى بود و نزديک ترين بيمارستان هم، اين بيمارستان. اما پزشک کشيک حتى از معاينه بيمار خوددارى مى کند و مى گويد ما فردا امتحان داريم و امروز هر چه بيمار بوده است را به اين بيمارستان آورديد و در اينجاست که صداى همراهان بيمار فضاى سالن اورژانس را پر مى کند.



کمبود تجهيزات پزشکى و در دسترس نبودن پزشک به ويژه در شيفت شب، آن قدر واضح و روشن است که حتى وزير بهداشت نيز به آن اذعان دارد و آن را علت بيشترين نارضايتى بيماران در سيستم درمانى - بهداشتى ذکر مى کند. بنا به گفته دکتر دستجردى براساس آمار وزارت بهداشت سالانه ۲۸ تا ۳۰ ميليون نفر به اورژانس ۸۰۰ بيمارستان دولتى مراجعه مى کنند که درصد بالايى از آن ها از خدمات رسانى در اورژانس بيمارستان ناراضى هستند. کمبود و يا نبود امکانات و تجهيزات، کمبود تخت در بخش اورژانس، در دسترس نبودن پزشک و پرستار به ويژه در شيفت شب، به شلوغى بخش اورژانس، دير رسيدن پزشک بر بالين بيمار و تشخيص هاى نادرست منجر مى شود.



بنا به گفته وزير بهداشت طبق برآوردها با توجه به حجم مراجعات به اورژانس بيمارستان ها، به ۷۰ هزار پزشک متخصص طب اورژانس نياز داريم اما در حال حاضر فقط ۷۰ پزشک متخصص در اورژانس بيمارستان ها فعاليت مى کنند!



دکتر محسنى نايب رئيس کميسيون بهداشت نيز در اين باره به خراسان گفت: متاسفانه اورژانس بيمارستان ها پر اشکال ترين بخش هاى بيمارستانى است و هر سال، شکايت هاى زيادى از اين اورژانس ها به وزارت بهداشت مى رسد.وى افزود:بيماران معمولا به دو روش در بيمارستان ها بسترى مى شوند؛ اول با مراجعه به پزشک و تشخيص بيمارى و نياز به جراحى به بيمارستان معرفى و بسترى مى شوند که اين مسئله روال عادى دارد و بيمار کمتر با مشکلى نظير نبود تخت مواجه مى شود.



بخش دوم که ۴۰ درصد بيماران بسترى در بيمارستان ها را تشکيل مى دهد، مربوط به افرادى است که به دليل بروز ناگهانى بيمارى هايى مثل درد دل، درد قلب، مغز و اعصاب، دردهاى عضلانى و... به ويژه در روزهاى تعطيل به اورژانس بيمارستان ها مراجعه مى کنند که در اين بخش بايد بيمار با انجام معاينه هاى دقيق، انجام آزمايش، سى تى اسکن و سونوگرافى همراه با تشخيص درست درمان موقتى شود و براى پيش گيرى از حاد شدن بيمارى به بخش هاى مربوطه ارجاع شود.وى افزود: اما شلوغى اين بخش ها، نبود امکانات و تجهيزات، نبود تخت کافى و نبود پزشک متخصص باعث مى شود که بيماران با مشکلاتى رو به رو شوند و گاه حتى معاينه ناکافى بيمار و تشخيص هاى نادرست، باعث از دست رفتن وقت طلايى و مرگ فرد مى شود. دکتر محسنى گفت: متاسفانه بخشى از پرونده هاى مرتبط با تخلفات پزشکى در سازمان نظام پزشکي، مربوط به قصور پزشکى در اورژانس اين بيمارستان هاست. وى افزود: حتى گزارش هايى به دست مى رسد که حاکى از آن است که گاه به دليل نبود تخت و تجهيزات کافى ، بيماران بد حال از اورژانس بيمارستان به بيمارستان هاى ديگر به ويژه بيمارستان هاى خصوصى ارجاع مى شوند که اين مسئله نيز باعث از بين رفتن زمان طلايى و مرگ بيمار در حين انتقال مى شود.نايب رئيس کميسيون بهداشت افزود: متاسفانه شاخص اصلى اورژانس بيمارستان ها در کشور ما شلوغي، به هم ريختگي، اعتراض بيماران به نبود پزشک و پى گيرى همراهان بيمار براى آوردن پزشک بر بالين بيمار است؛ در حالى که در ديگر کشورها پزشک طب اورژانس و تشخيص سريع بيمارى از شاخص هاى اورژانس است که بدون از دست رفتن وقت، بيمارى تشخيص داده مى شود و بيمار به بخش مربوطه ارجاع مى شود.دکتر تدين رئيس ارزيابى امور بيمارستانى سازمان بيمه خدمات درمانى نيز در اين باره به خراسان گفت: مشکلات اورژانس بيمارستان و نارضايتى بيماران از کيفيت خدمات درمانى آن، از گذشته وجود داشته است و متاسفانه اقدام هاى وزارت بهداشت در اين زمينه نتوانسته است برطرف کننده اين مشکل باشد.وى افزود: اکثر اورژانس هاى بيمارستان ها با وجود اقدام وزارت بهداشت و پيشرفت در علم پزشکي، باز هم به روش سنتى اداره مى شود؛ به اين صورت که درمانگاه اورژانس در هر بيمارستان وجود دارد که بيمار را پذيرش مى کند.وى افزود: در اين درمانگاه ها پزشکان عمومى که اغلب دوره هاى طب اورژانس را نگذرانده اند بيماران را ويزيت مى کنند که تشخيص هاى نادرست ناشى از اين امر است.



به همين دليل اورژانسى بودن وضعيت بيمار را خود بيمار و همراهان او تعيين مى کنند و پزشک بايد هم زمان چند بيمار اورژانسى را ويزيت کند. پزشک با درمان مقطعي، براى بيماران آزمايش هاى تشخيصى تجويز مى کند و تا تعيين علت بيماري، بيمار بايد در اورژانس بيمارستان بسترى شود.



وى افزود: متاسفانه اين پروسه باعث افزايش مدت زمان بسترى بيمار در اورژانس بيمارستان، از دست رفتن زمان طلايي، افزايش هزينه ها و سرگردانى بيمار مى شود.وى افزود: اما در چند سال اخير اقدامى که از سوى وزارت بهداشت با همکارى بيمه ها انجام شده است، به کارگيرى پزشکان طب اورژانس در اورژانس تعداد معدودى از بيمارستان هاست که در صورت گسترش به بهينه سازى وضعيت اورژانس هاى بيمارستانى منجر مى شود.



وى افزود: روش کار در اين بيمارستان ها اين گونه است که بيماران در بخش اورژانس از سوى پزشک طب اورژانس، مورد ارزيابى اوليه قرار مى گيرند و با اورژانسى شناخته شدن وضعيت بيمار، فرد در بخش اورژانس بسترى مى شود و معاينات دقيق همراه با آزمايش هاى تشخيصى توسط پزشکان طب اورژانس صورت مى گيرد که در اين زمينه از بسترى شدن بيمارانى که حالت اورژانسى ندارند، جلوگيرى مى شود. بنا به گفته تدين شرح وظايف اين پزشکان به طور کامل از سوى وزارت بهداشت تعيين شده است و هر پزشک براساس وظايف خود به پذيرش و معاينه بيمار اقدام مى کند.وى افزود: در حال حاضر پذيرش پزشکان طب اورژانس افزايش يافته است و به دليل نياز پزشکانى که دانش آموخته مى شوند، به سرعت جذب مراکز اورژانس بيمارستان مى شوند.



بنا به گفته اين مسئول درصدى از مرگ و مير بيماران در اورژانس بيمارستان اتفاق مى افتد که اگر متخصصان طب اورژانس در بيمارستان به کار گيرى شوند، بى گمان وضعيت اورژانس بيمارستان ها از وضعيت موجود خارج مى شود، مرگ و مير کاهش مى يابد و بيماران با تشخيص هاى درست به بخش ها ارجاع مى شوند و از سرگردانى رهايى مى يابند.




6 مرداد 1389    02:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

6مرداد :ناپديد شدن محمد مصطفايي، وکيل زن محکوم به سنگسار

مردمک :شبکه سی.ان.ان به نقل از يک فعال حقوق بشر گزارش داد که محمد مصطفايي، وکيل دادگستری که وکالت سکينه محمدی آشتيانی محکوم به سنگسار را بر عهده دارد، امروز (5 مرداد) ناپديد شده در حالی که دفترش روز دوشنبه چهارم مرداد هم تعطيل بوده است.



همسر آقای مصطفايی و برادر همسرش هم در زندان اوين بازداشت هستند و به گفته مينا احدي، رئيس کميته بين‌المللی عليه اعدام و سنگسار، هيچ يک از آنها به وکيل دسترسی ندارند.



چند روز پيش روزنامه گاردين از قول محمد مصطفايی نوشته بود که او نامه‌ای از ماموران اطلاعاتی دريافت کرده که در آن از خواسته شده بود برای دادن پاره‌ای توضيحات در چند روز آينده به زندان اوين برود.



خانم احدی امروز به سی.ان.ان گفت که روز دوشنبه ماموران با پدر همسر محمد مصطفايی تماس گرفته و به او گفته‌اند که دو فرزندش را در صورتی آزاد خواهند کرد که آقای مصطفايی خود را تحويل دهد.



محمد مصطفايي، يکی از وکلای سرشناس ايران است که داوطلبانه وکالت سکينه محمدی آشتيانی را به عهده گرفت.



سکينه محمدی آشتيانی در سال 1385 به جرم زنا به مجازات اعدام با سنگسار محکوم شده بود، اما اين مجازات در ماه تير امسال به دليل اعتراض‌های بين‌المللی به طور موقت انجام نشد.



چندی پيش محمد مصطفايی به سی.ان.ان گفته بود که موکلش خانم محمدی پس از آن که به او 99 ضربه شلاق زدند، به اين جرم اعتراف کرد، اما بعدا اعترافش را پس گرفت و انجام کار خلاف را رد کرده است.



سازمان عفو بين‌الملل نيز در گزارشی اعلام کرد: خانم آشتيانی که به داشتن «رابطه نامشروع» با دو مرد محکوم شده بود؛ اگر چه در آغاز به انجام اين کار اعتراف کرده بود اما بعدا گفت که تحت فشار اعتراف کرده است.



پرونده خانم آشتيانی بار ديگر در جريان محاکمه دو مرد متهم به قتل همسرش گشوده شد.



اين بار دادگاه او را به «زنای محصنه» محکوم کرد و دو نفر از پنج قاضی به بي‌گناهی او رای دادند و سه قاضی بدون داشتن «شاهد زنده»، او را به سنگسار محکوم کردند.



شبکه سی.ان.ان امروز از قول مينا احدی گزارش داد که خانم آشتيانی تاکنون دو وکيل داشته است و وکيل دوم برای روشن شدن پرونده بايد از مقام‌های قضايی وقت ملاقات بگيرد.



کمپين بين‌المللی برای نجات مادر



دو فرزند سکينه محمدی آشتيانی کمپينی برای نجات جان مادرشان راه انداخته‌اند که توجه فعالان بين‌الملی حقوق بشر را به موضوع اين پرونده جلب کرد.



سجاد و فريده، پسر و دختر سکينه محمدي، آشکارا عليه مجازات سنگسار مادرشان سخن گفتند و خواستار آزادی او شدند.



اما چند روز پيش روزنامه گاردين گزارش داد که خانم آشتيانی در زندان تحت فشار قرار گرفته است تا نام کسانی را که برای آزادی او تلاش مي‌کنند، افشا کند.



در اين گزارش آمده بود که مسئولان قضائی و امنيتی از سجاد، پسر 22 ساله خانم محمدی که نامه سرگشاده‌ای برای آزادی مادرش منتشر کرده بود، خواسته‌اند تلفن همراهش را خاموش کند و با هيچ رسانه‌ای حرف نزند.



به گزارش سی.ان.ان، روز شنبه گذشته معترضان عليه مجازات سنگسار و برای حمايت از سکينه محمدی آشتيانی تظاهرات کردند و خواستار آزادی او شدند.



فعالان حقوق بشر نيز پيش‌تر کمپين اينترنتی به راه انداخته‌اند که تاکنون هزاران نفر درخواست آزادی سکينه محمدی را امضا کرده‌اند.




6 مرداد 1389    02:47
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



9 مرداد 1389    22:16
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد