www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 4 مرداد/

4مرداد :توقيف نشريه دانشجويی دانشگاه فردوسی مشهد

4مرداد :اظهار آمادگی ايران برای مذاکرات فوری درباره مبادله سوخت هسته ای

4مرداد :هفت سال پس از قتل زهرا کاظمي؛ پرونده ای که همچنان باز است

4مرداد :در پی مفقود شدن هدی صابر؛ محمد شريف: نهادهای قضائی مي‌گويند بي‌خبريم

4مرداد :ميرحسين موسوی: ناچار شوم ناگفته های خود در باره جنگ و استعفای سال ۶۷ را می گويم

4مرداد :وزيران خارجه اتحاديه اروپا در بروکسل با اعمال تحريم های جديد عليه ايران موافقت کردند.

4مرداد :عقب‌نشينی خامنه‌ای يا پاسخ به رسانه‌های بيگانه؟

4مرداد :مصاحبه مکتوب کروبی با سايت خبری بی بی سی انگليسی:کشور به طور انحصاری در اختيار سپاه و بسيج است

4مرداد :عليخانی: آرزو مي‌کنم احمدي‌نژاد يک وقت آرزوی بزرگتری مثل جنگ را نداشته باشد

4مرداد :عکس:مرگ چنارهاى وليعصر

4مرداد :احمد قابل: همه‏ ملت به قيد وثيقه آزادند

4مرداد :صدور و تاييد احکام سنگين برای فعالان دانشجويی ايران

4مرداد :انتقال زندانی سياسی رضا جوشن در حالت کما به بهداری زندان

4مرداد :فرمانده سابق سپاه: صد کشتی جنگی در مقابل هر ناو آمريکايی

4مرداد :بی عدالتی در نظام سلامت:سقوط زير خط فقر با هزينه بالای ۴۰ درصد

4مرداد :دستگيری ۷ مظنون و ۲ متهم در رابطه با انفجارهای مقابل مسجد جامع زاهدان

4مرداد :برای دومين بار متوالی طی دو روز گذشته، کارکنان 118قم، تجمع کردند

4مرداد :نماينده مجلس: در آلوده بودن برنج های وارداتی هيچ ترديدی نيست

4مرداد :عکس:بانوان بارعايت حجاب از امکانات استخر استفاده کنيد

4مرداد :سازمانهای مسئول کودکان کار را رها کرده اند

4مرداد :بيانيه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در تحليل عملکرد اقتدارگرايان و محکوميت تاييد احکام سنگين حبس برای بهاره هدايت و ميلاد اسدی و ديگر فعالين دانشجويی

4مرداد :درخواست مجوز فعاليت از سوی انجمن حجتيه

4مرداد :'جزئيات پنهان' جنگ آمريکا در افغانستان به رسانه ها درز کرد



4مرداد :توقيف نشريه دانشجويی دانشگاه فردوسی مشهد

دانشجونيوز: نشريه "سيميا" قديمی ترين نشريه دانشجويی دانشگاه فردوسی مشهد به صاحب امتيازی انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی توقيف شد.



اين نشريه طی حکمی از سوی کميته ناظر بر نشريات دانشگاه، به مدت ۹ ماه توقيف شده است.



همچنين به دنبال صدور اين حکم توقيف، مدير مسئول اين نشريه نيز به کميته انضباطی دانشگاه احضار شده است.



گفتنی است، اين حکم در حالی صادر شده است که در اسفند ماه گذشته هم اين نشريه با حکم ۳ ماه توقيف مواجه شده بود. دو نشريه منتقد ديگر دانشگاه فردوسی مشهدی يعنی نشريات "ژاژ" و "شب تاب" نيز به ترتيب لغو مجوز و ۹ ماه توقيف شده اند.



اتهام نشريه سيميا در جلسه کميته ناظر بر نشريات دانشگاه، تبليغ عليه نظام عنوان شده است. همچنين ديگر اتهاماتی که در اين حکم آمده عبارتند از: "نشر صور خلاف عفت"، "تحريک زنان به ايستادگی در برابر احکام شرع به خاطر درج مقاله ی «حجاب، اعتقاد يا اجبار»"، "نشر مطالب خلاف اسلام به خاطر درج مقاله ی «زنان، دست به دامان قوانين وارونه» ، نشر اکاذيب به خاطر درج خبر «حکم اعدام عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه دامغان تاييد شد» ، تبليغ به نفع بهاييت به خاطر معرفی «قره العين» بهايی به عنوان زن کامل.



صدور اين احکام در حالی صورت می گيرد که در اغلب موارد بديهی ترين حقوق متهم از جمله حق دفاع حضوری رعايت نمی شود و اکثر احکام غيابی صادر می شوند.




4 مرداد 1389    23:14
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :اظهار آمادگی ايران برای مذاکرات فوری درباره مبادله سوخت هسته ای

راديو فرانسه: ايران می گويد آماده است مذاکرات فوری با کشور های غربی در مورد جزئيات پيشنهاد اين کشور درباره مبادله مواد سوخت هسته ای را آغاز کند. ايران، در 17 مه گذشته، توافقی را با ترکيه و برزيل به امضا رساند که بر مبنای آن تهران آمادگی نشان داده بود 1200 کيلوگرام اورانيوم کمتر از 3،5 در صد غنی شده خود را با 120 کيلوگرام اورانيوم 20 در صد غنی شده، در خاک ترکيه مبادله کند.

منوچهر متکی وزير امور خارجه ايران روز يکشنبه در استانبول به خبرنگاران گفت تهران امروز دوشنبه 26 ژانويه/ 4 مرداد، پاسخ خود به پرسشهای گروه وين در مورد پيشنهاد مبادله مواد سوخت از جانب ايران را طی نامه ای به آژانس بين المللی انرژی اتمی تسليم خواهد کرد.



وزير امور خارجه ايران گفت :" فردا( دوشنبه) اين نامه به آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين تسليم داده خواهد شد و آنگاه ما ميتوانيم مذاکرات فوری درباره جزئيات مبادله مواد سوخت را آغاز کنيم."



منوچهر متکی که اين سخنان را بعد از ديدار و گفتگو با احمد داود اوغلو، وزير خارجه ترکيه و سلسو اموريم، وزير خارجه برزيل در استانبول اظهار می کرد در ادامه گفت جزئيات و چگونگی مبادله مواد سوخت در گفتگوها و مذاکرات آينده در وين تعيين خواهد شد.



ايران، در 17 مه گذشته، توافقی را با ترکيه و برزيل به امضا رساند که بر مبنای آن تهران آمادگی نشان داده بود 1200 کيلوگرام اورانيوم کمتر از 3،5 در صد غنی شده خود را با 120 کيلوگرام اورانيوم 20 در صد غنی شده، در خاک ترکيه مبادله کند.



کشور های غربی با رد اين پيشنهاد ايران، بتاريخ 9 ژوئن، قطعنامه جديدی را برای تشديد تحريم ها عليه ايران، در شورای امنيت سازمان ملل به تصويب رساندند.



با اين حال، گروه وين( آمريکا، روسيه فرانسه) از ايران خواستار شد درباره پيشنهاد خود توضيحات بيشتری به اين گروه ارائه کند.



خبرگزاری فرانسه می نويسد منوچهر متکی آظهار آمادگی کرد که بمحض ابراز تمايل گروه وين، مذاکرات آغاز خواهد شد و پيشنهاد کرد که در اين مذاکرات، ترکيه و برزيل نيز شرکت داشته باشند.



وزير خارجه ايران گفت: " مذاکرات گروه وين با ايران، با حضور يا عدم حضور ترکيه و برزيل، بعد از اعلام آمادگی جانب متقابل آغاز خواهد شد."



احمد داود اوغلو، وزير خارجه ترکيه اندکی قبل از اين اظهارات منو چهر متکی گفته بود ترکيه و برزيل در صورتی که تمامی جوانب درگير از اين دو کشور دعوت کنند، در اين مذاکرات شرکت خواهند کرد.



سلسو اموريم، وزير خارجه برزيل، بنوبه خود ايران را به نرمش و مذاکره با گروه وين دعوت کرد و گفت :" ما هميشه ايران را ترغيب کرده ايم اين تا نرمش نشان دهد و در مذاکرات شرکت کند."



احمد داود اوغلو، وزير خارجه ترکيه همچنين ايران را ترغيب کرد مذاکرات با گروه 5+1( آمريکا، فرانسه، بريتانيا، روسيه، چين به اضافه آلمان) را نيز از سر گيرد. ايران در 28 ژوئن گذشته، اين مذاکرات را تا دو ماه آينده به تعويق انداخت.



منوچهر متکی ؛ وزير خارجه ايران تاکيد کرد که احتمال دارد نماينده ايران با کاترين اشتون، نماينده گروه 5+1، در ماه سپتامبر ديدار و گفگتو کند.



هفته گذشته، کاترين اشتون گفته بود شرايط برای از سر گيری مذاکرات با تهران آماده شده است.






4 مرداد 1389    23:55
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :هفت سال پس از قتل زهرا کاظمي؛ پرونده ای که همچنان باز است

جرس:همه چيز از يک اتفاق کوچک آغاز شد. خانواده های زندانيان سياسی در برابر مشهورترين زندان ايران اوين تجمع کرده بودند و خبرنگاری از آنها عکس گرفت و بازداشت شد. اما بازجويی از او تمام نشده بود که جنازه اش را از زندان بيرون فرستادند. از آن پس نام زهرا کاظمی بر رسانه های دنيا نشست و سيل محکوميت ها بود که نظام جمهوری اسلامی را نشانه گرفت و حتی دولت اصلاح طلب محمدخاتمی هم چند ماهی در تنگنای عملکرد قوه قضائيه گرفتار شد.







زهرا يا زيبا کاظمی متولد شيراز و تحصيل کرده مدرسه عالی سينما و تلويزيون در تهران بود. در زمانی که در ايران حضور داشت در چند فيلم سينمايی نقش دستيار کارگردان، منشی صحنه و.. را بر عهده داشت. کاظمی در سال ۱۹۷۴ برای تحصيل در رشته ادبيات و سينما به دانشگاه پاريس رفت و در سال ۱۹۸۵ دکترای خود را در رشته هنر و ادبيات از دانشگاه پاريس دريافت کرد.





زهرا کاظمی پس از آنکه از همسر خود "محمد علی هاشمی" که يکی از کارگردانهای تلويزيون ايران بود جدا می شود در سال ۱۹۹۳ همراه پسرش ، "استفان {سلمان} هاشمی"، به " کبک" ايالت فرانسه زبان کانادا مهاجرت کرد. او با برپايی چند نمايشگاه عکس توانست نگاه نشريات مهم کانادايی را به خود جذب کند و علاوه بر همکاری با نشرياتی مانند رکتو ورسو گازت دو فم و گلوب اندميل چاپ کانادا با موسسه عکس انگليسی کمراپرس همکاری کرد. در سال 1382 زهرا کاظمی در کسوت خبرنگار با مجوز مقامات مسئول وارد کشور می شود. در روز دوم تيرماه در حال انجام وظيفه خبرنگاری برابر زندان اوين بازداشت و در روز پنجم تيرماه پيکر نيمه جان او تحويل وزارت اطلاعات شد و چندی بعد درگذشت.







از مرگ مشکوک تا کميته ويژه رئيس جمهور





پس ازدستگيری زهرا کاظمي، وی در يکی از بندهای زندان اوين که در اختيار سپاه پاسداران است تحت شکنجه و فشار شديد قرار گرفت، آنگونه که وبسايتهای نزديک به اصلاح طلبان در آنزمان گزارش کردند هدف از اين فشارها و شکنجه ها اين بود که کاظمی به جاسوسی برای آمريکا اعتراف کند.





زهرا کاظمی بايد اعتراف می کرد که مامور ارتباط ميان سازمان جاسوسی آمريکا و روزنامه نگاران ، اصلاح طلبان و فعالان جنبش دانشجوئی بوده است. شکنجه ها چنان بی رحمانه بود که او ظرف سه روز به اغما رفت و به بيمارستانی در تهران سپرده شد، اما ضربه "جسم سخت" به ميزانی بود که پيکر اين خبرنگار را ميهمان گورستان کند.





بر اساس گزارش هايی که ان روزها منتشر شد پيش از آن که زهرا کاظمی زير شکنجه و ضربه مغزی در اغماء فرو رود، فيلم برداری از " اعترافات" وی آغاز شده بود. اما به دليل مقاومتی که اين خبرنگار در برابر شکنجه گران می کند وی را آن قدر شکنجه کردند و کتک زدند که بيهوش شد. سپاه پس از آن که زهرا کاظمی به اغماء فرو رفت وی را به وزارت اطلاعات تحويل داد. پس از کشته شدن او و نگرانی از برملا شدن شکنجه های وحشيانه ای که در زندان براو گذشته بود او را مخفيانه به خاک سپرد. ازآن پس دولت کانادا و فرزند وی "استفان هاشمی" بارها خواستار تحويل جنازه به کانادا شدند، اما نيروهای امنيتی مادر زهرا کاظمی را زير فشار مجبور کردند که خواستار دفن زهرا کاظمی در ايران شد. پس از اين حادثه و واکنش شديد جهانی و داخلی بود که محمدخاتمی رئيس جمهور اصلاح طلب ايران دستور تشکيل کميته وبژه ای برای رسيدگی به اين حادثه داد.







ميردامادی : قاتل چه کسی است؟





محسن ميردامادی دبيرکل کنونی جبهه مشارکت که آن روزها رياست کميسيون امنيت ملی مجلس ششم را بر عهده داشت طی مصاحبه ای به انتقاد از نقض حقوق بشر در زندانها و بازداشت گاهها پرداخت و گفت: بايد مشخص شود احيانا چه کسانی تخلف داشته اند و با افراد و مسوولان متخلف برخورد شود و برای اطلاع افکار عمومی هم اعلام شود. همان طور که در قتل های زنجيره ای اين کار صورت گرفت و مساله قتل ها به پای همه نظام نوشته نشد. به نظر من پيدا کردن ريشه های مساله هم چندان مشکل نيست. اول بايد بررسی کرد که در روزهای اول بازداشت اين فرد در اختيار چه افراد يا ارگانی بوده و حکم بازداشت وی را چه کسی صادر کرده است. مطالب ديگر که قابل بررسی است و بسياری از مسائل را روشن خواهد کرد اين است که چه کسی مدير کل وزارت ارشاد را پيش از صدور اطلاعيه در مورد مرگ زهرا کاظمی خواسته و باعث صدور اين اطلاعيه شده است. در صورتی که وزير ارشاد از آن اطلاعی نداشته است. همچنين چه کسی با خبرگزاری جمهوری اسلامی چند بار تماس گرفته و اصرار داشته که اين اطلاعيه هرچه زودتر روی تلکس خبرگزاری گذاشته شود، علاوه براين چه کسی اصرار داشته که جنازه متوفی هرچه زودتر درايران به خاک سپرده شود. پيگيری همين موارد بسياری از مسائل را روشن خواهد کرد.







افشاگری محسن آرمين : قاضی مرتضوی متهم اصلی است





آن روزها که محسن ميردامادی سئوالاتش را با "چه کسی" شروع می کرد، همگان پاسخ را می دانستند اشاره او به قاضی مرتضوی دادستان پر قدرت تهران بود که حتی محکوميت او از سوی مجلس هشتم در خصوص پرونده کهريزک نتوانست او را به پای هيچ ميز محاکمه ای بکشاند.





محسن آرمين عضو شاخص سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، همان روزها در نطق پيش از دستور خود به افشای نقش "قاضی مرتضوی " پرداخت و گفت: قاضی مرتضوی به جای رعايت حريم خبرنگاري، توجه به آبرو و حيثيت کشور و برخورد با مامورانی که اين خبرنگار را با ضرب و شتم دستگير کردند، حکم بازداشت او را صادر می کند. زهرا کاظمی به نيروی انتظامی تحويل داده شده بود و گفته در هنگام بازجويی دادستانی مورد ضرب و شتم به ويژه در ناحيه سر قرار گرفته است بعد از ظهر همان روز به دستورمرتضوی او به دادستانی عودت داده شد و پس از چند ساعت از وزارت اطلاعات درخواست می کند تا او را تحويل بگيرند. بنا بر اعلام وزارت اطلاعات "بازداشت وی ضرورت ندارد ايشان را به محل اقامت خود بفرستيد و ما در همان جا از او بازجويی می کنيم" اما سعيد مرتضوی نمی پذيرد و وزارت اطلاعات را ملزم به تحويل گرفتن وی می کند. 5 تيرماه ساعت 12 شب او را به بيمارستان می برند و چند ساعت بعد يعنی ساعت 6 صبح دچار مرگ مغزی بر اثرخون ريزی و شکستن جمجمه معرفی می شود.





زهرا کاظمی تا 19 تيرماه علی رغم مرگ مغزی در دستگاه تنفس مصنوعی نگهداری می شود و در اين تاريخ مرگ او اعلام می شود. سپس قاضی مرتضوی حارج از حيطه مسئوليت و بدون هماهنگی با وزارت ارشاد مديرکل رسانه های خارجی را احضار می کند و از او می خواهد تا مصاحبه ای انجام دهد و مرگ زهرا کاظمی را بر اثر سکته مغزی اعلام کند. سعيد مرتضوی سپس چندين بار با خبرگزاری ايرنا تماس می گيرد تا خبر مصاحبه مرگ زهرا کاظمی هر چه سريعتر منعکس شود.





آرمين در ادامه با بيان اينکه بنا به گفته خانواده کاظمی سعيد مرتضوی اصرار فراوان در دفن سريع وی داشته است، گفت: قاضی مرتضوی در سطحی نيست که بدون پشتوانه بتواند دست به چنين اقداماتی بزند. قاضی مرتضوی بايد پاسخ دهد چرا حکم بازداشت کاظمی را صادر کرده و بنا به چه استنادی او را محکوم به جاسوسی کرده است؟ چرا قاضی مرتضوی اجازه نمی دهد که وزير اطلاعات خود در خصوص پرونده کاظمی سخن بگويد؟ قاضی مرتضوی و حاميانش بايد برکنار و در دادگاه به اعمال آنها رسيدگی شود.





در لابه لای سخنان و افشاگری های محسن آرمين می توان ردی از ناتوانی دولت اصلاح طلب محمد خاتمی نيز ديد آنجا که دادستان تهران مانع می شود تا وزير اطلاعات درباره مرگ زهرا کاظمی سخن بگويد. اين همان چيزی است که 6 سال بعد زمانی که کروبی در خصوص "زهرا کاظمی" سخن گفت به آنهم اشاره کرد.





کروبی : پرونده سياسی شد و بی نتيجه ماند





مهدی کروبی سال گذشته و پيش از انتخابات رياست جمهوری در مصاحبه ای و در پاسخ به سئوالی در خصوص سرانجام پرونده "زهرا کاظمی" گفت : من در آن زمان در مجلس ششم بودم و پيگيری های زيادی هم از سوی دولت، مجلس هم شورای امنيت ملی صورت گرفت، اما متاسفانه گروههايی سياسی به جای آنکه از پرونده ابهام زدايی کنند به دنبال بهره برداری سياسی رفتند و مقصران اصلی نيز از اين فرصت استفاده کردند و پرونده بی نتيجه ماند.





او در همين مصاحبه ضمن تاکيد بر پيگيری اين پرونده گفت : اين حوادث تلخ برای بسياری سخت گيری ها کفايت می کند. ما يک عمر در خانه خود را می بنديم که يک بار دزد نيايد. نبايد بازداشت ها به اينگونه باشد کرد و معتقدم اگر دولت مقتدر اصلاح طلبی باشد اصلا اينگونه اتفاقات رخ نمی دهد مثل همين گشت های ارشاد.







گزارش هيات ويژه رئيس جمهورى





به گزارش وبسايت رسمی "رياست جمهوری" بدنبال دستور سيد" محمد خاتمى "رييس جمهورى کميته پيگيرى با عضويت وزيران اطلاعات، دادگستري، کشور، فرهنگ و ارشاد اسلامى بلافاصله کار خود را آغاز کرد و در مرحله نخست از دستگاه هاى ذى ربط خواست تا گزارش -هاى کارشناسى و فنى خود را به کميته ارائه کنند.

در اين گزارش آمده است که زهرا کاظمی از سوى موسسه عکس انگليسى کمراپرس به اداره کل مطبوعات و رسانه هاى خارجى مراجعه مى کند و درخواست تهيه عکس از زندگى روزانه مردم عادى در شهر تهران دانشجويان و چند دانشگاه تهران و نيز کوى دانشگاه مى کند. در معرفى کمراپرس هدف از فعاليت خانم کاظمى تهيه عکس از زندگى روزانه مردم عادى در شهر تهران قيد شده بود.... از نيروهاى انتظامى درخواست مى شود تا همکارى هاى لازم را طبق ضوابط و مقررات با نامبرده از تاريخ 31/3/82 تا 7/4/82 به عمل آورند. اين معرفى نامه در تاريخ 2/4/82 از سوى اداره کل مطبوعات و رسانه هاى خارجى به خانم کاظمى تحويل مى شود و عصر همان روز مشاراليها براى تهيه عکس و گزارش از خانواده هاى زندانيان ناآراميهاى اخير تهران در برابر زندان "اوين "حضور مى يابد و در ساعت 40/17 دقيقه از سوى دادستانى بازداشت مى -شود...... خانم کاظمى در اين اقدام برخلاف مجوز اعطاشده به وى عمل کرده و همچنين از محلى عکس گرفته که با علامت عکسبردارى ممنوع مشخص بوده است. براساس گزارش کارشناسان سازمان پزشک قانونی علت فوت شکستگى جمجمه و خونريزى مغزى به علت برخورد جسم سخت به سر يا برخورد سر به جسم سخت مى باشد و علامى دال بر ضرب و جرح درآن ديده نمى شود. زمان ضربديدگى جمجمه به احتمال قوى در محدوده زمانى پنجم تيرماه و حداکثر تا 24 ساعت قبل از آن برآورد شده است . در اين جلسه آقايان وزيران چارچوب گزارش نهايى را تعيين و مقرر کردند که اين گزارش روز شنبه آماده تقديم به رييس جمهورى شود.









ملاحضات گزارش کميته ويژه





بر طبق گزارش کميته ويژه رياست جمهوری :" خانم زهرا کاظمى درحالى که بايک عدد دوربين عکاسى در حال عکسبردارى از تجمع خانواده هاى زندانيان ناآراميهاى خرداد ماه در مقابل زندان اوين و منطقه با علامت عکسبردارى ممنوع بوده به داخل نگهبانى زندان راهنمايى شده و با حضور دو نفر از قضات از وى توضيح خواسته مى شود. قضات از خانم زهرا کاظمى مى خواهند معرفى نامه وزارت ارشاد دوربين و فيلم هاى خود را جهت بازبينى تحويل دهد و زندان را ترک گويد و روز بعد براى دريافت لوازم خويش مراجعه کند. وى از اين امر سرباز مى زند و اظهار مى دارد که مى خواهد با مسووليت خود در کنار لوازم خويش در زندان باقى بماند. سپس خانم کاظمى فيلم داخل دوربين را خارج مى کند و آن را در برابر نور سياه مى نمايد خانم کاظمى فيلم ديگر خود را نيز به همين نحو سياه مى کند ."





اما ملاحظات گزارش کميته ويژه رياست جمهوری : 1 - خانم کاظمى از ابتداى بازداشت تا آخر از خوردن غذا امتناع مى کرده و فقط آب مى آشاميده است . 2 - وى در مراحل مختلف بازداشت به سووالات پاسخهاى نامربوط مى داده و از اراه هرگونه پاسخ شفاف طفره مى رفته است . 3 - در تاريخ 15/4/82 از سوى قاضى پرونده با قيد وثيقه پنج ميليون تومانى آزاد مى شود و در محل همين بيمارستان در اختيار خانواده اش قرار مى گيرد. 4 - رفتارهاى غيرطبيعى جسورانه و پرخاشگرانه او در مدت بازداشت از سوى هر سه نهاد ذى ربط تاييد شده است . 5 - هنگامى که در اختيار ناجا بوده است جز اظهار ناراحتى به علت برخوردهاى تنبيهى ماموران مراقب او در شب اول اقامت در بازداشتگاه ناراحتى ديگرى گزارش نشده است .









گزارش کميسيون اصل نود مجلس







روز ششم آبان ماه 1382 ، گزارش کميسيون اصل نود مجلس اصلاحات توسط جميله کديور، مخبر کميسيون قرائت شد. در اين گزارش با اشاره به عدم حضور قاضى مرتضوى در كميسيون اصل نود مجلس رفتار وى غيرقانونى ارزيابى شد. همچنين كميسيون اصل نود اشاره كرده كه با توجه به اين كه خانم كاظمى متهم به جاسوسى بوده است، به جايى تحويل داده شده كه مسائل جاسوسى در تخصص آنها نيست و وى مى بايست در اختيار وزارت اطلاعات گذاشته مى شد. در ادامه اين گزارش سئوال هايى از دادستان تهران پرسيده شده از جمله اين كه چرا فعاليت خانم كاظمى از طرف دادستان بدون مجوز اعلام شده و يا اين كه دلايل و مستندات صدور قرار بازداشت وى چه بوده است؟ چرا تاكيد شده كه علت فوت نامبرده سكته مغزی بوده است؟ چرا در حالت اغماء وی قرار بازداشت به وثيقه يا كفالت تبديل شده است؟



كميسيون اصل نود مجلس در پايان اين نامه فعاليت حرفه اى زهرا كاظمى را بلامانع ارزيابى كرده و بيان داشته بود كه پس از بازداشت وي، موازين اصل ۳۹ قانون اساسى در مورد متهم رعايت نشده است.







روايتی ماندگار



اما در ميان گزارشی که کميسيون اصل نود مجلس ششم ارائه کرده بود بخشی نيز به گفتگوی "خوشوقت" مدير کل مطبوعات و رسانه های خارجی وزارت ارشاد و قاضی مرتضوی پرداخته شده است. گفتگويی که به خوبی نشان می دهد که ذهنيت و عملکرد قاضی مرتضوی چگونه است . اين روايت آنچنان روشن کننده زوايای تاريک ذهن قاضی مرتضوی است که بازخوانی کامل آن ضروری به نظر می رسد:



« ... در تاريخ ۴/۴/۸۲ چهارشنبه صبح اول وقت دفتر آقای مرتضوی تماسی روی موبايل من داشتند كه خواستند من با آقای مرتضوی تماس فوری بگيرم ... من بلافاصله تماس گرفتم ايشان به من گفتند كه يك خبرنگار جاسوس گرفتيم در حال جاسوسی و متوجه شديم كه شما در واقع مجوز فعاليت به ايشان داده‌ايد شما چرا به جاسوس‌ها مجوز كار مي‌دهيد (وقتی كه موضوع پرونده مجوز داده شده و عكس خانم كاظمی ملاحظه شد آقای مرتضوی گفتند) بله اين همين خانم كاظمی هست ايشان جاسوس است و اعتراف به جاسوسی كرده، اعتراف كرده كه وصل به سرويس هست.



به هر حال شما كمك كرديد به ايشان برای اين جرمی كه مرتكب شده اگر ايشان اعتراف بكند كه با شما قبل از اينكه از عراق به ايران بيايد درارتباط بوده و اين اقدام مجرمانه را با همكاری شما انجام داده با او همدست بوديد چه كار مي‌كنيد؟ به آقای مرتضوی گفتم كه بايد ثابت كنيد... ايشان گفتند تا بخواهد ثابت شود خيلی طول مي‌كشد... اگر من بخواهم... اگر من بخواهم بفرستم به اوين زيردست بازجو مي‌رويد اين معلوم نيست كی بيائيد بيرون و اين كار را انجام نمي‌دهم، اگر بخواهم وثيقه تعيين كنم كه الان ساعت چهار است دير است اين كار را هم نمي‌كنم ولی شما اين فرم متهم به معاونت در جرم جاسوسی را پر كنيد... (نهايتا وقتی ديدم منصرف نمي‌شود)... من رابطه فاميلی را كه با عالي‌ترين مقامات نظام دارم به ايشان گفتم اين را كه آقای مرتضوی شنيدند خيلی برخوردشان عوض شد البته عذرخواهی نكردند اما اعتماد كامل بوجود آمد و گفتند به هر حال اوضاع بسيار سخت و خطرناك و دشوار است... اين خبرنگارها همه جاسوس هستند مي‌آيند و خط مي‌دهند و مشكل ايجاد مي‌كنند شما مساعدت كنيد و خبرنگاران خارجی را تا انتهای تيرماه (۱۳۸۲) اجازه ورود به ايران ندهيد. من خيلی استقبال كردم و به آقای مرتضوی گفتم اگر چنين چيزی هست ما بسيار حساس هستيم اين كار را انجام دهيم. آقای مرتضوی اضافه كردند كه اين خانم علاوه بر جاسوسی وظيفه ديگری هم داشتند و آن بررسی در مورد توزيع صد ميليون و يا پانصد ميليون دلار (ترديد از من است) پول آمريكاست به افراد مختلف برای براندازی نظام تا ببينند كه اينان به وظايفشان عمل کرده اند يا خير؟" شنبه ۲۱ تيرماه باز دفترايشان به من تلفن كردند و گفتند آقای مرتضوی مي‌خواهند ساعت ۳ امروز حتما شما را ببينند... رفتم و ايشان بلافاصله گفتند اين خانم فوت كرد و حالا شما اين خبر را چگونه مي‌خواهيد مخابره كنيد؟



(بعد آقای مرتضوی اصرار كردند برای خبرنگاران بنويس كه:)... اين خانم نزد بازجويان وزارت اطلاعات بوده آنجا اظهار كسالت مي‌كند و به بيمارستان اعزام مي‌شود و آنجا سكته مغزی مي‌كند و مي‌ميرد. آقای مرتضوی اصرار داشت كه من بنويسم وزارت اطلاعات هم ايشان را تاييد نمي‌كرده است... و گفتند اين مطالب را از قول من ننويس و از قول خود بنويس... به هر حال من كوتاه آمدم كه اينها را از قول يك مقام قضايی يا يك مرجع قانونی ذكر كنم و نه از قول دادستان... بعد از تايپ آقای مرتضوی گفتند امضاء كن و من امضاء كردم... ايشان به دفترشان گفتند اين متن مصاحبه (امضاء شده را برای خبرگزاری فكس كنيد... من خواستم خداحافظی كنم آقای مرتضوی با خنده زيبايی به من گفتند شما باش و از اين جا نرو تا خبر كه روی خروجی ايرنا رفت و برای ما فكس شد از اين جا تشريف ببريد... و گفتند از خدا‌بخواه يا خدا كند اين مساله بغرنج نشود چون به هر حال شما مقصريد چون مجوز داديد: من وقتی اين برخورد را ديدم ناچار شدم واكنش لازم را نشان بدهم و به ايشان گفتم هر اقدامی كه خواستيد عليه من انجام دهيد... اما وقتی كه آقای مرتضوی در پاسخ آقای آرمين به صورت مكتوب آن اظهارات خلاف را كردند من واقعا شوكه شدم و وجدانم اجازه نداد سكوت كنم و مجبور شدم به صورت مكتوب پاسخ بدهم.







اکنون 7 سال از قتل اين خبرنگار ايرانی می گذرد اما گويا قرار نيست که اين پرونده در افکار عمومی ايرانيان بسته شود.




4 مرداد 1389    23:30
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :در پی مفقود شدن هدی صابر؛ محمد شريف: نهادهای قضائی مي‌گويند بي‌خبريم

کميته گزارشگران حقوق بشر : پس از شدت گرفتن احتمال بازداشت هدی صابر، فعال ملی مذهبي، محمد شريف امروز اعلام کرد «هيچ نهادي، مسئوليت بازداشت اين فعال سياسی را برعهده نمي‌گيرد و همه مي‌گويند بي‌خبريم.»



پس از انتشار اخباری مبنی بر ربوده‌شدن هدی صابر، امروز محمد شريف، وکيل اين فعال سياسی با مراجعه به دادگاه انقلاب و شعبه اجرای احکام خواستار پيگيری وضعيت وی شد اما تمامی نهادهای قضائی از وضعيت وی اظهار بي‌اطلاعی کردند.

شريف، در اين رابطه به کميته گزارشگران حقوق بشر گفت: «اين وضعيت، بدترين حالتی است که ممکن است اتفاق بيفتد و در حال حاضر نمي‌دانيم هرلحظه بايد منتظر چه خبری باشيم.»



به گفته شريف، «اجرای احکام بايد روند قانونی را برای ابلاغ حکم حبس و زندان رفتن صابر طی مي‌کرد.»



از بعد از ظهر روز گذشته، از وضعيت هدی صابر هيچ اطلاعی در دست نيست و با توجه به تهديد و احضار تلفنی اين فعال سياسی در مدت اخير، به نظر مي‌رسد او «ربوده شده باشد.»



پيش از اين و در جريان پرونده فعالان ملی - مذهبي، ۱۵ تن از آنان در سال ۷۹ بازداشت شده و با احکام سنگين حبس روبرو شده بودند. هدی صابر نيز در ميان بازداشت‌‌شدگان بود و به شش سال حبس تعزيری محکوم شده بود.


4 مرداد 1389    20:41
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :ميرحسين موسوی: ناچار شوم ناگفته های خود در باره جنگ و استعفای سال ۶۷ را می گويم

کلمه:بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هيچ گاه هم ميل نداشته ام در اين باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه اين تحريف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مديران برجسته ای که در اين ميان سهمم عمده داشتند ناگفته های خود را بگويم و نيز بگويم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.





کلمه: ميرحسين موسوي، در تازه ترين سخنان خود ضمن بيان ناگفته هايی از هشت سال دفاع مقدس وعده داد در صورتی که لازم شود و برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مديران برجسته ای که در اين ميان سهمم عمده داشتند در آينده نيز اين مسائل را با بسط و شرح بيشتری خطاب به مردم ايران بيان کند. وی حتی احتمال داد اگر ناچار شود دلايل استعفای سال ۶۷ خود را نيز برای بيشترروشن شدن مسائل با مردم در ميان گذارد.



به گزارش خبرنگار کلمه ، ميرحسين موسوی ،نخست وزير دوران هشت سال دفاع مقدس در ديدار با جمعی از اعضای تشکل های سياسی کرج ضمن تبريک اعياد شعبانيه ، به ويژه نيمه شعبان گفت :“ وجود احزاب ، تشکلهای سياسی ،صنفی و شبکه های گسترده اجتماعی برای پيشرفت کشور و نيل به اهداف ملت ضروری است .“

اقدامی برای بازتوليد استبداد



وی تلاش برای از بين بردن تشکل های سياسی و صنفی را اقدامی برای بازتوليد استبداد دانست و گفت: ”پهلوی دوم هم در سالهای آخر رژيم سابق حزب رستاخيز را به عنوان تنها حزب مجاز کشور اعلام کرد و همه ديديم که سرنوشت او چه شد .“



وی در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به ميلاد حضرت امام زمان (عج )و نيمه شعبان ادامه داد : ”عده ای بزرگداشت اين روز و فلسفه انتظار را به شدت با اغراض سياسی و خرافی در آميخته اند . اکنون تعدادی سايت های اينترنتی وجود دارد که بر اساس پيش بينی زمان ظهور سياست های خارجی و داخلی کشور را در چارچوبهای خرافی من در آوردی تحليل می کنند .“



انديشه ای که فلسفه انتظار را به ضد خود تبديل می کند



اکنون می توان به حکمت لعن و نفرين بر کسانی که زمان برای ظهور تعيين می کنند پی برد



به گفته نخست وزير دوران دفاع مقدس“ در اين تحليل ها حضور آمريکا به عنوان مقابله با امام زمان تلقی می شود و بدتر از آن سياست های خطرناک و ماجرا جويانه برای کمک به ظهور توصيه می شود و اين باور را تقويت می کند که بخشی از سياستهای خارجی که منجر به وضع بحرانی کنونی شده ،ريشه در اين نوع تفکرات دارد و مساله فقط به سياست خارجی کشور هم ختم نمی شوند. با ذهنيتی اين چنين حساسيت غير عادی به واژه توسعه شکل می گيرد و يکی از دلايل حذف نظام برنامه ريزی و تعطيلی شوراهای مهم قانونی ريشه در همين نگاه دارد .“



موسوی در تشريح آثار اين نوع طرز تفکر گفت :“نتيجه چنين نگرشی اين است که با باور به اينکه همين شش ماه و يک سال حضرت مهدی(عج) ظهور می کند پروژه های بندر کنگان و پارس جنوبی را تعطيل می کنند. هر نوع برنامه ريزی برای آب و برق و به طور کلی اقتصاد کشور متوقف می شود و به جای ايجاد اشتغال و تلاش برای سرمايه گذاري، اقتصاد صدقه ای و توزيع پول بين مردم جانشين می شود و در نهايت فلسفه ”انتظار “ که همواره موجب تلاش بيشتر معتقدان و پيروان امام زمان( عج ) بود به ضد خود تبديل شود .“



حاکميت جور؛ ريشه بد اخلاقی ها در جامعه



موسوی با توضيح اينکه در سايه چنين وضعی می توان به حکمت لعن و نفرين بر کسانی که زمان برای ظهور تعيين می کنند پی برد،افزود:



”حاکميت عدالت و برچيده شدن ظلم و جور از جامعه محور اصلی روايات ظهور است. آنچه ريشه بد اخلاقی ها در جامعه است حاکميت جور و خروج حکومت از عدالت است. گمان نکنيد که می توانيد عده زيادی از فرزندان ملت از فرهيختگان ، دانشگاهيان ، معلمان ، کارگران ، روزنامه نگاران ، زنان و جوانان ايران را به نام حکومت اسلامی در زندان نگه داريد و اين ظلم و ستم اثری در اعتقادات مردم نداشته باشد .“



ملاکی برای دوری و نزديکی از جامعه مهدوی



وی در بخش ديگری از سخنان خود گفت :“عدالت و دوری از ظلم يک ملاک مهم برای نزديکی به جامعه مهدوی است هر چه يک نظام از عدالت دوری کند و رو به بی عدالتی و جور و بدرفتاری با مردم بياورد از جامعه مهدوی فاصله می گيرد .“



وی همچنين در بخش ديگری از سخنان خود گفت :“ناديده گرفتن حق حاکميت ملت بر سرنوشت خود و روی گردانی از ميثاق ملی و ضايع کردن حقوق ملت و بستن دهان ها و روزنامه ها و تبديل رسانه ملی به رسانه انحصاری ، ريخت و پاش بيت المال ، فسادهای بزرگ اقتصادی و خم شدن شانه های کارگران و کشاورزان و حقوق بگيران زير بار گرانی همه از مظاهر جور و ظلم و نشانه دور شدن جامعه از ارزش های مهدوی است .“



کجا رفت پرونده فسادهای کلان مالی



به گفته ميرحسين “ در جامعه مهدوی دزدان بزرگ را رها نمی کنند تا دستهای دزدان خرده پا را قطع کنند. “



وی افزود :“ما بازمی پرسيم و از پرسيدن خسته نمی شويم که کجا رفت پرونده فسادهای کلانی که در مجلس موافق دولت گشوده شد و سر و صدای آن به صورت بهت آوری خوابيد .“



تلاش مشترک متحدان صدام و دولتيان در تحريف تاريخ انقلاب



موسوی در بخش ديگری از سخنانش با اشاره به تحريف تاريخ به ويژه تحريف تاريخ انقلاب گفت :“در اين زمينه هم بيگانگان و متحدان صدام فعال هستند و هم دولتيان .“



نخست وزير دفاع مقدس سخنان خود را در باره تحريف تاريخ انقلاب اسلامی به ضميمه های حجيم روزنامه های دولتی در آستانه ۲۲ خرداد مستند کرد و گفت : ”ضميمه هايی که در اين باره منتشر شدند بهانه خوبی است که جنبش سبز يک بار در کنار همه فعاليت های خود به صورت واقع بينانه ای با تاريخ سی سال گذشته روبرو شود و با تحقيقات مستقل به اين مساله بپردازد .



درباره جنگ هنوز لب به سخن نگشوده ام ولی ظاهرا گريزی نيست



موسوی گفت :“ اين روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که هيچ سالی از آن ياد نمی شد تحريف های آشکار و برنامه ريزی شده ای درباره تاريخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است .اين روزها عده ای مدعی شده اند که می خواستند بغداد را فتح کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هيچ گاه هم ميل نداشته ام در اين باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه اين تحريف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مديران برجسته ای که در اين ميان سهمم عمده داشتند ناگفته های خود را بگويم و نيز بگويم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود .“



اگر زمان جنگ دولت را در اختيار می گرفتيد بر سر کشور همان می آورديد که بر سر اموال مستضعفان و يتيمان در بنياد مستضعفان آورديد



موسوی گفت :“آن وزير سابقی که خود می داند چگونه به اينجانب تحميل شد در عين آنکه بيش از همه در جريان سر ريزشدن همه جانبه امکانات دولت به جبهه ها بود حالا می گويد که اگر امکانات دولت در اختيار جبهه ها قرار می گرفت ما بغداد را فتح می کرديم .شما بايد جمله ايشان را اين گونه معنی کنيد که اگر دولت در اختيار بنده و دوستان مان قرار می گرفت ما چه فتوحاتی داشتيم. بنده می گويم شما که نمی دانم به تحريک چه کسانی در عرض يک هفته چندين مصاحبه عليه دولتی که در آن کار می کرديد انجام داديد اگر دولت را در اختيار می گرفتيد بر سر کشور همان می آورديد که در طول مديريت خود بر سر بيت المال و اموال مستضعفان و يتيمان در بنياد مستضعفان آورديد.“



فراموش کرده ايد که چهار ميليارد از شش ميليارد دلار هزينه جنگ می شد؟



مير حسين موسوی در پاسخ به تحريف هايی که در هفته های اخير در باره دفاع مقدس انجام شده ،گفت : ”من باور نمی کنم که شما فراموش کرده باشيد که چهار ميليارد دلار از شش ميليارد دلار در آمد نفتی کشور هزينه جبهه ها و جنگ می شد و آن دو ميليارد مابقی نيز در حقيقت برا ی حفظ کيان کشور بود که آن هم می تواند در خدمت دفاع مقدس تعبير شود .شما مرا مجبور می کنيد بگويم عليرغم نتيجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خون های بسيار و جانفشانی رزمندگان جان برکف يک سانتيمتر از خاک کشور تقديم دشمن نشد و اين دومين مورد در طول جنگ های کشورمان از زمان فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود ، اگر پيوندی قوی تر بين جبهه ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی گذاشتند نتيجه های بهتری از عمليات گرفته می شد. فتح بغداد با تحويل دولت به چند فرمانده نظامی امکان پذير نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحی های نظامی قطع نشود که چگونگی قطع اين ارتباط داستان ديگری دارد که شايد در فرصتی ديگر به آن بپردازم.“



نخست وزير امام در دوران دفاع مقدس تاکيد کرد:“بعد از آنکه به تعبير اين وزير سابق توپ در ميدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ايجاد شد .بنده به دلايل گوناگونی فعلا فقط به اشاره می گويم که اين توپ موقعی به زمين دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهير نژاد در کميته پشتيبانی جنگ ”زيپ مرزها در حال باز شدن“ بود و فاو و جزاير موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعيتی قرار داشتيم که در نخستين جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به رياست اينجانب تشکيل شد هم جناب رحيم صفوی جانشين فرمانده سپاه وهم جناب حسنی سعدی فرمانده نيروی زمينی در گزارشهای خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنيد و تلخ آنکه اين اتفاق در حالی رخ می داد که در آن شرايط نيروهای اصلی رزمنده ما در يک نقطه بی اهميت کردستان در پی گرفتن يک ارتفاع کم اهميت به نام ”شاخ شمران ”بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم می شود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همين نيروها به دليل خشک کردن سد ”دربندی خان ”در معرض دور خوردن از سوی دشمن قرار گرفته بودند .



تن به خواسته های تحريف گران تاريخ و سياست بازهای تاريخ ندهيد

اگر به خون شهدا و تلاش همه در اين جنگ احترام می گذاريد



موسوی در ادامه صحبتهايش به نقش مديران برحسته در دفاع مقدس اشاره کرد :“بنده در آن زمان به اين شرط مسووليت رياست ستاد فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مديران برجسته و مديران همکار را در ستاد شرکت بدهم. .



يکی از برجسته ترين و تاثير گذار ترين آنها آقای بهزاد نبوی بود که می دانيم اين روزها چه گرفتاری هايی دارد. تصميمی که ستاد آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و اين مديران برجسته گرفت تغيير اساسی در آرايش جبهه ها بود و قرار شد که در کمترين زمان ممکن به کمک همه امکانات کشور، نيروهای موجود در کردستان به خوزستان منتقل شوند و با فعاليت استاندار استان خوزستان که همين برادر عزيز و مبارزمان محسن ميردامادی بود و ساير مديران استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گيرد. پيش بينی ستاد درست بود ودر فاصله بسيار کمی يکی از شديدترين حملات از سوی صدام انجام شد و يکی از حماسی ترين نبردهای تاريخ دفاع مقدس که با شهادت بسياری از فرزندان کشورمان قرين بود ،اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن ديگر نتوانست حمله ای را سامان دهد و حداکثر از منافقين حمايت کرد که آن خيانت بزرگ با پشتيبانی نيروهای صدام عليه کشور انجام شد و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند .“



موسوی با اشاره به آنکه قصدش از تعريف اين خاطره صرفا دفاع از مظلوميت رزمندگان بی نام و نشان ، مديران و جهادگران شجاع و ايثار گر است ادامه داد : ”اين گفته ها برای آن است که بگويم اگر شما واقعا به خون شهدا و تلاش جهاد گران و مقاومت همه جانبه همه ملت و دولت در اين جنگ سر نوشت ساز احترام می گذاريد و نمی خواهيد از حماسه دفاع مقدس برای خود قبايی بدوزيد تن به خواسته های تحريف گران تاريخ و سياست بازهای تاريخ ندهيد .“



مير حسين موسوی يا د آور شد : ”بنده در دو دهه گذشته به معلومات مستقيم خود از جنگ بسنده نکرده ام و تلاش کردم به اسناد و مدارک و تحليل های چاپ شده در اين باره نيز رجوع کنم . من همواره محتاط بوده ام که فقط به متون رسمی که با نظارت فرماندهان تهيه شده است بسنده نکنم و در کنار اين کتاب ها از نوشته ها و تحليل های همه صاحب نظران ازجمله ارتش نيز بهره ببرم .که يکی از بهترين تحليل ها نوشته های افسر دانشمند و ميهن دوست سرهنگ معينی وزيری است که بسيار از آن استفاده کرده ام.



اگر ناچار شوم ناگفته های جنگ را خواهم گفت



وی گفت : ”اين جنگ ناگفته های فراوان دارد و من نديده ام که آقای هاشمی به عنوان فرمانده جانشين کل قوا از مشکلاتی که در مورد هماهنگ کردن ارتش و سپاه داشت سخنی گفته باشد . مشکلاتی که به اعتقاد من ربطی به بدنه سپاه و ارتش نداشت و من شاهد بودم که اين مشکلات تا چه حد فرساينده بوده است. بعد از سه سال از شروع جنگ به اعتقاد من اشتباهات اساسی در تعيين استراتژی های جنگی پيش آمد که اعزام نيرو به کردستان يکی اش بود و از آن مهم تر دل بستن به عمليات های بزرگ کلاسيک شبيه عمليات های دشمن بود که مزايای نسبی ما را در کنار امکانات کشور به شدت تقليل داد و حدود پنج سال همه امکانات کشور حتی تا حد جمع آوری برف روب ها از جاده ها و کاميون های دولتی و حتی مصادره کاميون های بخش خصوصی و همه ظرفيت های مالی صنعتی کشور به کار گرفته می شد اما نتيجه آن شد که همه شاهد بوديم .“



موسوی در پايان سخنان خود گفت :“ايده ای که اين وزير سابق درباره فتح بغداد مطرح کرد باقيمانده همان دل بستن ها به طرح های کلاسيک جنگی و نتيجه بخش بودن عمليات های بزرگ برای شکست دشمنی بود که ماهانه فقط دو ميليارد دلار از همسايه های عرب خود برای جنگيدن با ما باج می گرفت و هنگام ختم جنگ بيش از پنجاه لشگر داشت .اين نگاه به جنگ از همان بدو طرح خود در ميان رزمندگان مخالفانی داشت و تا جايی که بنده در جريان بودم و در تماسهايی که فرماندهان معترضی چون شهيد حاج داوود کريمی با بنده داشتند آنها عملياتی از جنس نقشه های دوران نخست دفاع مقدس را ترجيح می دادند .و اين طرح ها با توانايی های اقتصادی و اجتماعی کشور سازگاری بيشتری داشت و در آينده اگر لازم بشود و به اجبار به اين بحث ها کشانده شوم موضوع را با بسط بيشتری طرح خواهم کرد.




4 مرداد 1389    20:37
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:54 5 مرداد 1389
 ای آن نیست که منت بر سر مردم بگذارید.

وظیفه دارید حقیقت را بدون نقص بگویید.

نگفتن حقیقت خیانت است.

اگر تمام حقیقت در اختیار خود را بگویید شاید مردم در باره گناهان اضافی ناشی از تاخیر شما ت دید نظر کنند.




نام:  
ای-ميل:  
14:52 5 مرداد 1389
نه بابا نکن اين کارها چيه؟ هنوز زوده ناگفته های  نگ را مطرح کنی. خر نشی يه وقت ! سختيش صد سال اوله، چند سال ديگه هم صبر کن، امام زمان ميلذ خوب تر می زنه به همه چی.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :وزيران خارجه اتحاديه اروپا در بروکسل با اعمال تحريم های جديد عليه ايران موافقت کردند.

بى بى سى:وزيران خارجه اتحاديه اروپا در جلسه امروز 26 ژوئيه، در بروکسل با اعمال تحريم های جديد عليه ايران موافقت کردند.



اين تحريم ها در واکنش به برنامه هسته ای ايران است و گفته می شود شديد ترين تحريم هايی است که اتحاديه اروپا عليه يک کشور خارجی به اجرا در آمده است.



منع سرمايه گذاری در صنعت نفت و گاز ايران و تدابيری که به سپاه پاسداران ارتباط پيدا می کند، از جمله اين تحريم هاست.



همچنين کشتی های به مقصد ايران که ظن آن می رود محموله آن کالاهای غيرقانونی است، بازرسی خواهند شد.



اتخاذ اين تدابير يک ماه پس از تشديد تحريم های آمريکا عليه ايران است.



استوارت ليوي، از معاونان وزارت خارجه آمريکا می گويد تحريم ها هم اکنون به ايران صدمه می زند چون شرکت ها در سراسر جهان از معامله با ايران سر باز می زنند.



محدوديت هايی نيز در مورد فعاليت بانک های ايرانی در کشورهای عضو اتحاديه اروپا در نظر گرفته شده است.



اخذ قبلی جواز برای انتقال بيش از چهل هزار يورو از جمله اين محدوديت هاست.



هدف از اين تحريم ها انصراف ايران از دنبال کردن برنامه غنی سازی اورانيوم است.



ايران می گويد برنامه هسته ای اين کشور برای مصارف صلح آميز است.



محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری ايران عليه هر گونه تحريم های يک جانبه عليه ايران به اتحاديه اروپا هشدار داده است.



ولی برخی از تحليلگران می گويند با وجود اين هشدار، نشانه هايی در دست است مبنی بر اين که ايرانی ها ممکن است با انجام مذاکراتی در اين باره در ماه سپتامبر آينده موافقت کنند.



تحريم های تازه کانادا عليه ايران

در تحولی ديگر، دولت کانادا اعلام کرده است که از امروز 26 ژوئيه، تحريم های تازه ای عليه ايران را به اجرا گذاشته است.



بيشتر اين تحريم ها به صنعت نفت ايران به خصوص پالايش نفت خام و گاز طبيعی مايع مربوط می شود.




4 مرداد 1389    20:14
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :عقب‌نشينی خامنه‌ای يا پاسخ به رسانه‌های بيگانه؟

صدای آلمان : انتشار پاسخ استفتايی از آيت‌الله خامنه‌ای در "مورد التزام به ولايت ‌فقيه"، واکنش گسترده رسانه‌های مختلف را در پی داشت. اين واکنش‌ها، پايگاه اطلاع‌رسانی وی را بر آن داشت تا توضيحاتی در اين‌باره منتشر کند.



پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آيت‌الله خامنه‌اي، ضمن انتقاد از نحوه پوشش اين استفتا توسط رسانه‌های «غيرخودي»‌، به دفاع از اين نظر پرداخته است.



هفته گذشته، پاسخ آيت الله خامنه ای به سئوالی در مورد "شيوه اثبات التزام و اعتقاد به ولايت فقيه" منتشر شد که در آن دامنه اختيارات ولي‌فقيه برابر با اختيارات امامان شيعه و پيامبر اسلام برآورد و اطاعت از دستورات حکومتی وی واجب قلمداد شده بود.



اين پايگاه اطلاع‌رسانی مدعی شد که رسانه‌ها، در سه حوزه "فعاليت تخريبی" عليه اين استفتا داشته‌اند: "بدعت جلوه دادن اين پاسخ"، "تخريب اصل ۱۰۹ قانون اساسی و ويژگي‌های ولي‌فقيه" و "قسمتی از متن استفتاء بر اين مدعا که «ولايت فقيه، در عصر غيبت شعبه‌اى از ولايت ائمه اطهار است».



انتقاد به انتشار تصوير رهبر در کنار نظاميان



دفتر حفظ و نشر آثار آيت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از برخی "رسانه‌های ضدانقلاب" که در ضميمه متن‌ها و خبرها از "عكس ديدار نظاميان با فرماندهی كل قوا" استفاده کرده‌اند مي‌افزايد که اين کار با هدف ايجاد فضايی خاص و در جهت القای پيام به مخاطب صورت گرفته است: «برای يك مسئله فقهی و مردمی از عكس نظامی و فضای نظامی استفاده كردند كه البته اين كار در فضای جنگ روانی و بي‌اخلاقی اين رسانه‌ها غيرعادی نيست.»





آيت‌الله خامنه‌ای در يک‌سال اخير با اين انتقاد جدی روبروست که به نظاميان احازه داده است در بسياری از امور از جمله مسايل سياسي‌، اقتصادی و فرهنگی شرکت کنند. به باور کارشناسان، دخالت نظاميان در حکومت‌داری به ميزانی گسترش يافته که حتی اين گمانه‌زنی ها طرح مي‌گردد که ولی فقيه بسياری از تصميمات سياسی و مديريتی خود را با در نظر گرفتن ديدگاه فرماندهان نظامی اتخاذ می کند.



عقب‌نشينی يا بازتوضيح ديدگاه آيت‌الله خامنه‌ای



سايت دفتر نشر و حفظ آثار آيت الله خامنه‌ای در تشريح "پيام استفتا" با طرح اين پرسش که «چه چيزی سبب شد كه دشمن به تكاپو بيافتد و سعی كند آب را گل‌آلود كند؟ چه پيامی در اين استفتاء وجود داشت كه اين گروه را نگران كرد؟» می افزايد: «اينجا هم رسانه‌های دشمن سعی كردند يكی از مهم‌ترين راهبردها و فرصت‌های وحدت‌بخش ما را تبديل به يك تهديد تفرقه‌ساز كنند. پاسخی كه در ادامه اين استفتاء آمده است شعاع دايره خودي‌ها را بلندتر و كشيده‌تر مي‌كند.»



اين پايگاه اطلاع‌رسانی به مواردی اشاره ‌مي‌کند که در آن آيت‌الله خامنه‌ای نسبت به تنگ شدن دايره خودی هشدار داده و از هوادارانش خواسته "کسی را به مجرد ارتکاب يک خطا منافق قلمداد نکنند": «ايشان در شهريور داغ سال ۸۸، در نماز جمعه ماه رمضان، سخن از استرات‍ژی جذب حداكثری و دفع حداقلی نظام به ميان آوردند.»



همچنين اشاره شده که برای اولين بار است که در اين حد از شفافيت "ضابطه‌ای برای احراز التزام به ولايت فقيه" تبيين مي‌شود. ضابطه‌ای که در توضيح دفتر نشر و حفظ آثار آيت‌الله خامنه‌ای به گسترده شدن دايره کنشگران عرصه سياسی تعبير شده است: « تنها آنچه در قالب "دستور حكومتی" صادر مي‌شود، معيار التزام به ولايت فقيه تلقی مي‌شود و اين با توجه به قانون اساسی يعني، حضور و فعاليت تعداد زيادی از بازيگران و كنشگران در فضای سياسي».



انتقاد از دايره اختيارات و عملکرد آيت‌الله خامنه‌ای



منتقدان آيت‌الله خامنه‌ای در دو سطح انتقادات خود را طرح مي‌کنند. سطح اول تفسيرهای فراقانونی از ميزان اختيارات ولی فقيه است. منتقدان مي‌گويد ولی فقيه تنها حق دارد در دايره اختيارات طرح شده در قانون اساسی عمل کند و در عين حال به مجلس خبرگان رهبری نيز پاسخ‌گو باشد.



دومين انتقاد اما به نحوه عملکرد آيت‌الله علی خامنه‌ای باز مي‌گردد. برخی وی را به خودکامگی و سواستفاده از قدرت متهم مي‌کنند. در جريان اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته اين انتقادات به اوج خود رسيد و معترضان در شعارهای خود آيت‌الله خامنه‌ای را "قاتل" و ادامه رهبری وی را "باطل" مي‌خواندند.



برخی بر اين باورند که واکنش دفتر آيت‌الله خامنه‌ای به علت بازتاب منفی اين استفتا در ميان بسياری از روحانيون و مراجع تقليد بوده است. به همين علت سعی شده است در "تشريح پاسخ رهبر ايران" به نکاتی اشاره شود که شايد از پاسخ اوليه قابل درک نبود.



مهدی محسنی

تحريريه: بهمن مهرداد




4 مرداد 1389    17:18
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:53 5 مرداد 1389
حا  آقا رهبر

ایا اون روزها یی که شما 5 ریال می گرفتی روضه می خوندی بهتر نبود ؟نه استرسی نه چیزی نه اتاق فکر سوراخ داری . حالا حتا همین کامنت فکسنی هم روح و روانت با می ازارد و میدانیم که آنرا می خوانی

م بوری به طول پارچه عمامه فکر کنی که چقدر راحت به دور گردن طابیده می شود. نمی دانم طابیده درست است؟ مدتی است سعی می کنی توسط ملی کت از قبل رانط نفط یه حالی به ما بدی . اما افاقه نمی کند . بدان که ما میدانیم تابیدن و رانت و نفت چگونه نوشته می شوند و چه کارایی دارند.

لطفا ً تذکری مختصر به حا  م تبی بده بگو اون ممه رو لولو برد. کور خوندی بعد که آقا دایی  زیره نشین پولاتو بالا کشید باید با حقوق تقاعد زندگی کنی و ایام بسیار سخت را ایضا ً زنی و دائم در انتظار شاهینی نشینی که قلب سنگواره ات را بیرون کشد.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :مصاحبه مکتوب کروبی با سايت خبری بی بی سی انگليسی:کشور به طور انحصاری در اختيار سپاه و بسيج است

سحام نيوز :دولت آقای احمدی نژاد مرهون دخالت و تقلب آشکار نظاميان در هر دو دوره است و طبيعی است که دولت برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف آنان قدم بردارد.

مهدی کروبی از رهبران معترضان انتخابات رياست جمهوری در مصاحبه ای مکتوب با سايت خبری بی بی سی انگليسي، به پرسش هايی در مورد فعاليت های سپاه پاسداران و تأثير تحريم های بين المللی بر بخش خصوصی و بر زندگی مردم پاسخ داده است.





آقای کروبی در اين گفتگو از افزايش و گسترش فعاليت های سپاه پاسداران انتقاد کرده و ورود آنها به عرصه های سياسي، اقتصادی و اجتماعی را مغاير قانون اساسی دانسته است. متن گفتگو را می خوانيد.







آيا فعاليت های اقتصادی فزاينده سپاه پاسداران بر اقتصاد و به طور کلی بر جامعه ايران اثر می گذارد؟

سپاه پاسداران بعد از جنگ تحميلی دارای امکانات وسيع در بخش مهندسی رزمی و نيز نيروی توانمند انسانی بود که مشارکت اين نيرو در قسمت های مختلف می توانست نقش موثری در توسعه و آبادانی کشور ايفا کند. بطور مثال راه سازی و يا مشارکت در پروژه های عمرانی ديگر. سپاه با اين منظور وارد کارهای عمرانی در زمان بازسازی کشور در کنار بخش خصوصی گرديد.



اگر ورود سپاه در فعاليت های اقتصادی با رعايت قوانين و مقررات و شفافيت و بدون استفاده از اهرم زور و قدرت باشد اين مشارکت نه تنها بد نيست بلکه می تواند به شکوفايی و رقابت در جهت توسعه و پيشرفت کشور منتهی گردد. اما آنچه طی ۵ سال اخير اتفاق افتاده و موجب نگرانی شده است خروج اجباری بخش خصوصی و انحصاری کردن اقتصاد دردست سپاه است.



در سند چشم انداز کشور در افق ۱۴۰۴ بر توانمند سازی بخش خصوصی و تعاونی تاکيد جدی شده و اصولا محرک اصلی رشد اقتصاد مشارکت بخش خصوصی دانسته شده است. در دولت فعلی به طور عجيبی به اسم خصوصی سازي، روند اختصاصی سازی اقتصاد در دست نطاميان و افراد معدودی را شاهد هستيم که اين اتفاق مغاير قانون اساسی است.







اصل چهل و سوم قانون اساسی تمرکز ثروت در دست افراد و يا گروه های خاص را نفی می کند و حتی نمی پذيرد که دولت به صورت يک کارفرمای بزرگ و مطلق درآيد. قطعا آثار اين انحصار غير قانونی در اقتصاد کشور موجب افزايش ضريب فساد، افزايش نرخ بيکاری و نيز تضعيف جايگاه واقعی سپاه در کشور خواهد شد.



ورود سپاه در صنايع گوناگون مشخصا چه تأثيری بر بخش خصوصی به جا می گذارد؟

واگذاری پروژه ها عمرانی بدون برگزاری مناقصه به سپاه، فروش سهام برخی از شرکت های دولتی مانند مخابرات و فروش اموال بدون مزايده و رعايت تشريفات قانونی علاوه بر فراهم کردن بستر فساد، موجب خروج و تضعيف بخش خصوصی و به تبع آن خروج سرمايه های بخش خصوصی از کشور شده است.



در ساختار اقتصاد کشور سخن از تحقق رقابت پذيری در اقتصاد در سطح بازار های داخلی و بين المللی است اما روند انحصاری ساختن آن طی يکسال گذشته موجب ورشکستگی بسياری از شرکت های بزرگ بخش خصوصی شده است. بسياری از پروژه ها به دليل عدم توانايی اين نيرو در انجام کار بدون نظارت معطل مانده و تعداد بسيار زيادی از افراد کار خود را از دست دادند.



قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۴۴، نظام اقتصادی کشور را بر پايه بخش دولتي، تعاونی و خصوصی دانسته است. شکوفايی و توسعه سياسی و اقتصادی کشور منوط به رعايت و احترام به قانون اساسی و ساير قوانين کشور است. نظامی کردن سياست، دستگاه قضايي، اقتصاد و فرهنگ کشور به معنای ناديده گرفتن حقوق مردم در تمامی ابعاد است که نتيجه ان را در حال حاضر شاهد هستيم.



نظر شما در مورد ورود سپاه به ساخت و ساز و صنايع نفت و گاز مثل امضای قرار داد توسعه ميدان گازی پارس جنوبی چيست؟ آيا اين روند را مثبت می دانيد يا منفی و چرا؟

اين موضوع را از چند جنبه می توان مورد توجه قرار داد که من تنها به دو مورد آن می پردازم . اول آنکه تجربه نشان داده است که بخش های نظامی اموری را بر عهده می گيرند که در عمل توان انجام آن را ندارند و پروژه ها را نيمه کاره و با صرف چند برابر هزينه پيش بينی شده اوليه رها می کنند و يا با گرفتن حق دلالی به ديگران واگذار می کنند.



به نظر می رسد انجام پروژه های بزرگ نفت و گاز پارس جنوبی که اهميت بسياری در آينده اقتصادی کشور دارد در توان سپاه نيست. در دوران اصلاحات با همت مجلس و دولت پارس جنوبی با مشارکت شرکت های بزرگ داخلی و بين المللی پيشرفت قابل قبولی پيدا کرده بود که با اتخاذ روش های غلط و ايجاد تنش در روابط بين المللی هم اکنون وضعيت بسيار نگران کننده ای دارد.



دوم آنکه شرکت های سپاه در ليست تحريم های سازمان ملل متحد قرار گرفته اند و واگذاری آن به سپاه در اين شرائط به معنای ناديده گرفتن آن سرمايه عظيم کشور و در عمل به معنای انجام ندادن کار و عدم استفاده از ظرفيت موجود در توسعه پارس جنوبی است. از اينرو من همواره با تحريم ها که مستقيما آسيب به مردم کشور وارد می شود مخالفم.



به نظر می رسد که دولت ايران به طور روزافزونی به سمت سپردن قراردادهای بزرگ به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران حرکت می کند، فکر می کنيد چرا چنين می کند؟

در اين ارتباط لازم می دانم کمی به عقب برگردم و ريشه اين بحران و انحراف را ياد آور شوم. بعد از حضور غير طبيعی نهادهای نظامی و امنيتی در حوزه اقتصاد، سياست و فرهنگ من اولين فردی بودم که نسبت به مخاطرات آن هشدار دادم و مخالفت خود را اعلام کردم. متاسفانه در دولت اصلاحات دوستان ما اين امر را جدی نگرفتند و در قبال حضور و دخالت آنان برخود لازم را نکردند.



بعد از انتخابات مرحله اول دوره نهم رياست جمهوری در سال ۱۳۸۴ که سپاه و بسيج در انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد دخالت و تقلب آشکار کردند، هشدار دادم. ورود نظاميان به اين عرصه را مغاير قانون اساسي، اهداف انقلاب و وصيت نامه امام مبنی بر عدم مداخله نظاميان در سياست دانستم و به تبعات منفی آن دخالت توجه داشتم. عدم توجه دوستان و مسائلی که حال مجال پرداختن به آن نيست موجب بوجود آمدن بستر مناسب برای آنان شد. اگر هشدار ها من در آن روز جدی گرفته می شد امروز شاهد اين حضور انحصاری و کم نظير نبوديم.



آقای کروبی می گويد که انجام پروژه های بزرگ نفت و گاز پارس جنوبی که اهميت بسياری در آينده اقتصادی کشور دارد در توان سپاه نيست.



نتيجه انتخابات اخير را سپاه و بسيج در کنار افرادی ديگر مهندسی و اجرا کردند و لذا تملک و انحصاری کردن همه امور کشور از جمله سياست، اقتصاد، فرهنگ ، ورزش، هنر و را غنيمت و دستآورد انتخابات دهم رياست جمهوری می دانند. دولت آقای احمدی نژاد مرهون دخالت و تقلب آشکار نظاميان در هر دو دوره است و طبيعی است دولت برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف آنان قدم بردارد.



روندی که سازمان ها و شرکت های وابسته به سپاه پيشنهادهای خود را برای در اختيار گرفتن قراردادهای بزرگ دولتی ارائه می دهند تا چه اندازه شفاف است؟

در حال حاضر قانونی در اين زمينه رعايت نمی گردد که شفافيت در عمل را شاهد باشيم. من معتقد به گردش آزاد اطلاعات هستم و معتقدم دانستن در همه امور به استثنای موارد خاص که قانونگذار بواسطه امنيت ملی ويا حفظ حريم خصوصی افراد محرمانگی را لازم ميداند، حق مردم است. در اين حالت می توان از شفافيت سخن گفت و زمينه فساد و انحصاری بودن را مرتفع کرد.



برای حل ريشه ای موضوع در مجلس ششم با هماهنگی با دوستان در دولت مقرر شد لايحه قانون آزاد سازی اطلاعات تقديم مجلس شود که متاسفانه آن لايحه به موقع به مجلس اصلاحات نرسيد و سال ها در دولت بعدی متوقف گرديد. در حال حاضر قرار دادهای بزرگ اعم از داخلی و بين المللی پشت درهای بسته منعقد و محرمانه تلقی می گردد و امکان اطلاع نسبت به مفاد و شرائط آن نيست. اموری که سپاه و بسيج بر عهده می گيرند اصلا شفاف نيست و حتی تشريفات مربوطه رعايت نمی گردد.



مطبوعات منتقد و مستقل توقيف و يا لغو امتياز شده اند تا صدای نقد و تجزيه و تحليل نباشد. ايران کشوری باستانی و دارای فرهنگ غنی و سرمايه های عظيم طبيعی و نيروی توانمند انسانی است که می تواند حتی با بکارگيری بخش از آن جايگاهی در شان ايران و ايرانی داشته باشد. همواره گفته ام که توسعه اقتصادی و سياسی بايد همزمان و در پرتو کرامت انسانی تحقق يابد . متاسفانه اين روزها بر خلاف دستور صريح اسلام کمترين توجه به کرامت و شان انسانی می شود.



نظر عمومی نمايندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به گرايش سپاه به گسترش نفوذ خود در اقتصاد چيست؟

انتخابات مجلس هشتم در شرائط خاصی برگزار شد بطوريکه حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان بطور اساسی ناديده گرفته شد. در مرحله اول تعداد بسياری از داوطلبان که در ميان آنان نمايندگان چند دوره مجلس از جمله مجلس هفتم حضور داشتند رد صلاحيت شدند و در مرحله بعدی در شمارش آرا بطور عجيبی دخل و تصرف صورت گرفت تا تعداد قابل توجهی از نمايندگان مورد نظر جريان حاکم بطور دوپينگی وارد مجلس شوند. اين افراد وظائف ديکته شده را دنبال می کنند نه وظائف نمايندگی شان و نظر مردم را. البته تعدادی از نمايندگان واقعی مردم در مجلس از هر دو جريان اصولگرا و اصلاح طلب حضور دارند که از اين قبيل کارها ناراضی هستند و مکررا نسبت به آن اعتراض کردند اما صدای شان به جايی نمی رسد.



آيا ايرانيان می توانند بدون ترس با فعاليت های سپاه مخالفت کنند؟

اگرچه صحبت و نقد در اين ارتباط مورد رضايت برخی نيست اما در اين باب سخن بسيار است و افراد از گرايش های خاص به آن پرداخته اند و البته هستند کسانی که نسبت به پرداخت هزينه های احتمالی اظهار نظر در اين باب نگرانند و پيشاپيش خود سانسوری کرده و می کنند.



تازه ترين تحريم های سازمان ملل عليه ايران که اوايل ماه ژوئن تصويب شد، سپاه پاسداران را هدف قرار داده است. اين تحريم ها چه تأثيری خواهد داشت؟

انحصاری شدن بخش مهمی از اقتصاد و صنعت کشور و نيز احاطه بر بخش قابل توجهی از تجارت توسط سپاه و بسيج امری غير قانوني، غلط و مغاير شان و وظائف کاری آن ها است. تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد بويژه قطعنامه ۱۹۲۹ که مطابق فصل هفتم منشور تدوين شده است و ليست جامعی از شرکت ها و سازمان های مربوط به سپاه را ضميمه کرده، موجب اخلال در انجام کارهای اساسی و قرارداد های منعقده است.البته برای دورزدن تحريم ها نقش دلالان با قيمت های چند برابر پررنگ تر شده و زيان اصلی مجددا بر مردم بار می گردد.



انحصاری کردن اين بخش از کارها علاوه بر فساد بسيار آن و تضعيف و يا نابود کردن بخش خصوصي، مغاير منافع ملی است و هرگونه تلاش در جهت ادامه آن را غلط و موجب ورود آسيب های بسيار به اقتصاد و امنيت کشور ميدانم. همچنين تاکيد می کنم که با تحريم های شورای امنيت و يا تحريم های يکجانبه از سوی دولت های مختلف که پرداخت هزينه اصلی آن بر مردم بار می گردد مخالفم زيرا در کشوری که غالب امور به طور انحصاری در اختيار سپاه و بسيج است پرواضح است تحريم ها ضربه اساسی به اقتصاد آن بطور عام و مردم به طور خاص وارد می کند.



برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف آنان قدم بردارد.




4 مرداد 1389    17:12
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :عليخانی: آرزو مي‌کنم احمدي‌نژاد يک وقت آرزوی بزرگتری مثل جنگ را نداشته باشد

پارلمان‌نيوز: عليخانی: در خبرها شنيدم و خوانديم که آقای احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور محترم گفته است که آرزوی من اين است که بنزين تحريم شود؛ باور کردنی نيست کسی در اين مسئوليت که سوگند ياد کرده است از منافع ملت ايران پاسداری و حفاظت کند چرا به جای آروزی تحريم بنزين برای رفاه بيشتر مردم و رفع گرفتاري‌های ايران آرزويی ندارد، چرا برای توسعه ايران آرزو نمي‌کند؟



به دنبال هر آرزويی که انسان دارد طبعا برای تحقق آن تلاش مي‌کند؛ چرا طوری سخت مي‌گوئيد که عده‌ای تصور کنند که بعضی از مسئولين به جای ديپلماسی فعال در جهت جلوگيری از تصويب قطعنامه‌ها، خدايی ناکرده خود تمايل به تحريم‌ها داشته باشند؟ پس چرا گاهی ديگران را متهم مي‌کنيد که چراغ سبز مي‌دهند تا تحريم بکنند؟



من به عنوان يک شهروند دلسوز ايران و انقلاب و نظام جمهوری اسلامي، آرزو مي‌کنم که آقای احمدي‌نژاد يک وقت آرزوی بزرگتری مثل جنگ را نداشته باشد.



* عضو هيات رئيسه فراکسيون خط امام(ره)مجلس و عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس




4 مرداد 1389    23:49
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :عکس:مرگ چنارهاى وليعصر

http://www.ilna.ir/AKS.aspx?id=137846
">http://www.ilna.ir/AKS.aspx?id=137846


4 مرداد 1389    23:35
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   آ
ای-ميل:  
14:57 5 مرداد 1389
متاسفانه به زودی شاهد مرگ درختان خیابان شریعتی هم خواهیم بود چرا که به بهانه زیبا سازی پیاده روو...همان پروسه در حاا راست

نام:   حمید - بوطاریان
ای-ميل:  
14:57 5 مرداد 1389
من که دلم گرفت . برای آنهمه شادابی ، برای آنهمه خاطره آن صیح های زود و خنکای آب و نسیم . برای آنهمه  وانی ، آنهمه  وان که پَر پَر شدند و بر باد شدند .

بی تردید آن وطن را مبشود ساخت اما آنهمه خاطره را ..... آنهمه شادابی و  وانی را .... !؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :احمد قابل: همه‏ ملت به قيد وثيقه آزادند

جرس: احمد قابل، اسلام ‏شناس، پژوهشگر دينی و از شاگردان آيت‏الله منتظری که روز بيست‌ونهم آذرماه سال گذشته، روز وفات آيت‏الله منتظري، حين سفر از مشهد به قم، برای شرکت در تشييع‏جنازه‏ استادش دستگير شد، از دلايل بازداشت طولانی مدت اش می گويد.

به گزارش راديو زمانه، قابل شش‌ماه در زندان به ‏سر برد و روز بيست‌و‌نهم ارديبهشت ماه سال جاري، در جلسه‏ی دادگاهی که برای وی تشکيل شده بود، با دستبند و پابند حاضر و سپس با قرار وثيقه آزاد شد.

قابل که از منتقدان سرشناس نظام جمهوری اسلامی است ، 21 خرداد با قرار وثيقه آزاد شد.







احمد قابل گفت: با توجه به آن‏چه در بازجويي‏ها و در طول مدت زندانی بودنم گذشته و هم‏چنين صحبت‏هايی که پس از آن مطرح شده است، گمان من اين است که انگيزه‏ نخست آقايان برای بازداشت من، اين بود که در مراسم تشييع پيکر مرحوم استادم نباشم. اين عمدی بود که آنها را وادار کرد تا فوری مرا بازداشت کنند. ابراز هم مي‏ کردند که: با توجه به زبان تند و تيزی که داريد، بيرون بودن‌تان به هيچ‏ عنوان به صلاح دستگاه امنيتی نيست. هم‏چنين به گفته‏ی آنها، به صلاح خود من هم نيست.







وی درباره مدت زمان و محتوای بازجويي‏هايش اظهار کرد: من حدود دوماه بازجويی داشتم. در طول اين دوماه حرف‏های زيادی بين ما رد و بدل شد. تقريباً مجموعه‏ آن‏چه من نوشته بودم يا در مصاحبه‏ ها و سخنراني‏ها گفته بودم و فحوای مطالبی را که طرح کرده بودم، به لحاظ موضوعی و نه به لحاظ موردي، تحت پرس‏وجو قرار مي‌دادند. تقريباً نزديک به ۱۶۰ صفحه بازجويی داشتم. علاوه بر اين مابين ۲۰۰ تا ۳۰۰ صفحه پرنيت از مصاحبه‏ها و نوشته‏های من و هم‌چنين گزارش‏هايی که از سخنراني‏های من براي‏شان ارسال شده بود نيز در پرونده قرار داشتند.







قابل ادامه داد: طبيعی بود که بايد راجع به تک‏ تک اين موارد توضيح مي‏دادم. منتها دو مطلب خيلی برجسته بود؛ يکی مسئله‏ انتقاد از مقام رهبری بود که در واقع نکته‏ اصلی بود. پرس‏وجوی آن‏ها اين بود که چرا شما اين‏قدر روی رهبری تاکيد کرده‏ايد و انتقاد‏هاي‏تان عمدتاً مقام رهبری را در بر مي‏گيرد. مگر اين همه مسئول ديگر که در کشور هستند، هيچ مسئوليتی ندارند؟ چرا شما به آنها انتقاد نمي‏کنيد؟







اين پژوهشگر دينی افزود: در ميان دوستان ما هم در اين‏ زمينه دو ديدگاه وجود دارد، ولی من جزو کسانی هستم که معتقدم تمام پيراموني‏های رهبري، قدرت‏شان را به‏ صورت سايه از رهبری اخذ کرده‏اند. رهبری هم اشراف دارد. اين مسئله را بچه‏های اطلاعاتی در بازجويي‏ها البته با کاربرد کلمه‏ی غلط "با اشرافيت کامل ..." يادآوری مي‌کردند؛ در صورتی که اشرافيت کلمه‏ غلطی است... به‏هرحال من شواهد و قراين فراوانی برای اين امر دارم که تمام اين مسائل با اشراف کامل رهبری صورت مي‏گيرد.







وی به ذکر مثالی در اين مورد پرداخت و گفت: از زندان که بيرون آمدم، شنيدم يکی از علما و مراجع در ديدار با آقای خامنه‏ اي، به ايشان تذکر داده‏اند ‏که سياست پس از انتخابات، سياست درستی نبوده است و حتی منجر به فايده‏ای برای شما نشده است. افراد را آزاد کنيد، اين بگيروببندها را تمام کنيد و حداقل بساط ديگری را پهن کنيد. آقای خامنه‏ای هم در پاسخ گفته‏‌اند: "به‌تازگی يک فهرست ۵۰ نفره آورده بودند که من امضا نکردم." مفهوم اين سخن آن است که فهرست‏های قبلی را ايشان امضا کرده و افراد دستگير هم شده‏اند.







اين اسلام‏شناس تصريح کرد: يعنی وقتی کار به اين‏جا برسد که نام تک‏ تک افرادی که قرار است دستگير شوند، به امضای مقام رهبری برسند، ديگر بايد گفت. تا چه حد دخالت در حوزه‏ قوه‏ قضاييه، قوه‏ مجريه و قوه‏ مقننه؟ حول محور همين قضيه‏ دانشگاه آزاد، ديديد که ايشان چه‏ کرد. اگر بناست که رهبری دخالت نکند، پس چرا جلوی مصوبه‏ مجلس را مي‏گيرند؟ تازه اين مجلس که مجلس ما نيست. مجلس رهبری است. مجلس ملت که نيست. قوه‏ قضاييه هم که متعلق به خود رهبری است.







قابل خاطرنشان کرد: يعنی خود ايشان هم با خودش در تعارض است، نمی ‏داند چه‏ مي‏خواهد بکند. البته من به ايشان حق مي‏دهم. با توجه به اوضاعی که پس از انتخابات رقم خورده، آنقدر گرفتاری ذهنی دارند که نمي‏توانند ذهن‏شان را منسجم کنند، ولی ما که نبايد تاوان عدم انسجام ذهنی ايشان در تصميم‏گيري‏ها را بپردازيم.







وی موضوع ديگری که در بازجويی ها بسيار مطرح شد را مصاحبه با رسانه های خارجی عنوان کرد و گفت: مورد دوم مسئله‏ مصاحبه ‏ها و اظهاراتم در رسانه‏های خارجی است که از آنها با عنوان "رسانه‏های بيگانه" يا "رسانه‏های دشمن" ياد مي‏کردند. من هم هيچ‌وقت و در هيچ نوبت نپذيرفتم که مصاحبه با يک رسانه، ممنوعيت قانونی و يا ممنوعيت شرعی دارد. حرفم اين بود که خود مسئولين شما با رسانه‏های خارجی مصاحبه مي‏کنند. رسانه‏ خارجی با رسانه‏ خارجی فرقی ندارند. حتی همان‏هايی که شما نام‌شان را مي‏بريد و آنها را خيلی بد جلوه مي‏دهيد و به ‏اصطلاح خودتان پيش‏قراولان ناتوی فرهنگی معرفی مي‏کنيد هم، در مصاحبه‏های مسئولين کشور حضور دارند. سئوال مي‏پرسند و پاسخ مي‏گيرند. يعنی رسانه‏های آمريکايي، انگليسی و بقيه‏ کشورها.







شاگرد آيت الله منتظری افزود: طبيعی بود که آنها جواب خاصی نداشتند و فقط به مصوبه‏ شورای عالی امنيت ملی استناد مي‏ کردند. من هم گفتم که شورای عالی امنيت ملی حق قانون‏گذاری ندارد. بر فرض هم که آنها چيزی را تصويب کرده باشند، برای من ملاک نيست. مسئولين خودشان هرکاری دل‌شان مي‏خواهد بکنند، اما ملت طرف قرارداد حاکميت است. حاکميت حق ندارد که يک‏جانبه قراری را عليه ملت وضع کند و بعد هم توقع داشته باشد که عملی شود.







وی اظهار داشت: ما به توافق نرسيديم. در گزارش بازجويی اطلاعات آمده بود که متهم مصر بر مواضع خودش است و تاکيد دارد که آن را ادامه خواهد داد. با توجه به همين شرط، من بيرون آمدم. حال نمي‏دانم چرا و به چه نحو، تصميم‏ بر اين گرفتند که من از زندان بيرون بيايم؟ ما نه رفتن‏مان به اختيار خودمان بود و نه آمدن‏مان.





قابل در ادامه به شرايط آزادی اش در بازداشت پيشين اش اشاره کرد و گفت: من اصلاً از تاريخ شانزدهم ارديبهشت‌ماه سال ۱۳۸۱، با قيد وثيقه آزاد بوده‏ ام و وثيقه‏ من در طول اين مدت، در اختيار دادگاه ويژه‏ی روحانيت تهران بوده است. آن‏ دستگيری هم منجر به محاکمه نشد. يعنی پس از اين که من ۱۲۵ روز در انفرادی بودم، خودشان قرار را از بازداشت به وثيقه تبديل کردند و بعد هم مرا بيرون کردند.







اين اسلام شناس، افزود: بعد از آن، چندباری در طول اين مدت با آنها مواجه شدم؛ از جمله زمانی که مرا ممنوع ‏الخروج کردند و در ستاد خبری اطلاعات خراسان حدود دوساعت‌ونيم، به اصطلاح خودشان، با من گفت‏وگو کردند. همان‏جا شرط کردم و گفتم که من نه آدمی هستم که رفتارهايم برخلاف قانون بوده باشد و نه بنا دارم رفتارهای خلاف قانوني‏ را که شما تجويز مي‏کنيد، بپذيرم.







من بر اساس قانون، آن‏چه حدم باشد و بر اساس شريعت، آن‏چه وظيفه‏ی شرعي‏ام باشد و براساس هويت ملي‏، آن‏چه وظيفه‏ی ملي‏ام باشد را انجام مي‏دهم. کاری هم به خوش‏آمد و بدآمد کسی ندارم. سعي‏ام هم اين است که هيچ کار خلاف قانونی انجام ندهم و مدعي‏ام که اين حاکميت است که رفتارهايش با ما هميشه رفتارهای غير قانونی بوده است.







وی تصريح کرد: الان هم بر همين ادعا استوارم. سه‌بار در بازجويي‏ها، در جواب بازجوها نوشتم که: گويی حاکميت متن قانون اساسی را متنی براندازانه مي‏ بيند و در برابر ما که مستندمان قانون اساسی و قوانين کشور است، مي‏گويد اين‏گونه نمي‏توان مملکت را اداره کرد. اگر مملکت را با قانون نمي‏شود اداره کرد، پس با بي‏قانونی و هرج و مرج مي‏شود اداره کرد؟







قابل با اشاره به اين که در دوران بازداشت اخيرش، سندی برای آزادی پيشين وی در گرو بوده است، گفت: آنها برخلاف قوانين خودشان و برخلاف اقراری که خود قاضی دادگاه در دادگاه کرد که نمي‏شود هم‏زمان هم بازداشت باشم و هم سندی به خاطر من بازداشت باشد، متاسفانه شش ماه اين‏کار را ادامه دادند و سپس وثيقه‏ جديد خواستند. من مخالفت کردم و نوشتم حتی اگر يک ميليون هم بخواهيد، به ‏هيچ‏عنوان وثيقه نمي‏سپارم. اما آنها در نبود من، با خانواده‌ و وکيلم به توافق رسيده بودند. وثيقه‏ای سپرده شد و من بيرون آمدم که برخلاف ميل و رغبتم بود. حتی ده‌روز پيش از آزادی که مرا برای تبديل قرار بردند، به‌طور رسمی نوشتم که مخالف اين امر هستم.







شاگرد آيت الله منتظری در آخر خاطر نشان کرد: همه‏ ملت به قيد وثيقه آزادند. الان از مورد من شرم ‏آورتر، مورد آقای زيد‏آبادی است. در همين پرونده‏ اخير، از ايشان ۴۰۰ ميليون تومان وثيقه گرفته‏اند که آزادش کنند و حتی يک روز هم اين بنده‏ خدا را آزادی نداد‏ه‏اند. خب اين يعنی چه؟! اگر نمي‏خواهند آزادش کنند، چرا از او وثيقه مي‏گيرند؟ اگر وثيقه مي‏گيرند، چرا آزادش نمي‏کنند؟

اينها که طبق قوانين خودشان، خلاف قانون است. در دادگاه هم گفتم: نمي‏دانم چرا وقتی نوبت به مخالفان سياسی مي‏رسد، با اين‏که آنها زبان دارند و حرف هم مي‏زنند، اصرار داريد هيچ قانون را رعايت نکنيد؟




4 مرداد 1389    23:31
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
14:56 5 مرداد 1389


خمینی نوکری آغاز میکرد

در دنیا برویش باز میکرد

خمینی تا نمود اسلام بازی

بشد مشغول دزدی دزدسازی

همه دزدان خمینی خواه گشتند

بفکر پول و مال و  اه گشتند

اگر ملا ز ایران دور سازیم

بقای مملکت مقدور سازیم



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :صدور و تاييد احکام سنگين برای فعالان دانشجويی ايران

دانشجونيوز: بعد از وقايع مناقشه بر انگيز انتخابات رياست جمهوری سال گذشته که با تقلبات گسترده همراه بود، دولت برآمده از آن کودتا بسياری از فعالين سياسی و دانشجويی را دستگير و روانه زندان کرد.



اخير اما احکام محکوميت چند تن از فعالين سرشناس دانشجويی در دادگاه های تجدد نظر قطعی شد. اين احکام طويل المدت و بی سابقه ترس کودتا گران از دانشگاه و دانشجو را نشان ميدهد.



بهاره هدايت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و دبير روابط عمومی اين اتحاديه، به ۹ سال و نيم حبس تعزيری محکوم شده است.



علی مليحي، عضو شورای سياستگذاری و مسئول روابط عمومی اين سازمان، به حکم قاضی مقيسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به چهار سال حبس تعزيری و پرداخت صد هزار تومان جزای نقدی محکوم شده است.



حکم ميلاد اسدي، عضو شورای مرکزی و دبير صنفی دفتر تحکيم وحدت که در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به هفت سال حبس تعزيری و صد هزار تومان جزای نقدی محکوم شده بود، عينا در دادگاه تجديدنظر تاييد شده است.



مهديه گلرو فعال دانشجويی و عضو شورای دفاع از حق تحصيل، به دو سال حبس تعزيری محکوم شده است.



پيمان عارف، ديگر فعال دانشجويی و عضو شورای دفاع از حق تحصيل است که حکم يک سال حبس تعزيری او در شعبه ۵۴ دادگاه تجديد نظر تاييد شده است.



حکم مسعود باباپور، دانشجوی دانشگاه آزاد گرمسار هم که در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به رياست قاضی مقيسه به دو سال حبس تعزيری محکوم شده بود، در شعبه ۵۴ دادگاه تجديد نظر تاييد شد.



ارسلان ابدي، دانشجوی دانشگاه بين المللی قزوين، يکی ديگر از دانشجويانی است که حکم قطعی او در شعبه ۵۴ دادگاه تجديدنظر ۶ سال حبس تعزيری اعلام شده است.



امير خسرو دليرثاني، عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز (به دبيرکلی حبيب الله پيمان) و عضو کميته پيگيری بازداشت های خودسرانه، به چهار سال حبس محکوم شده است.



تأييد احکام بيش از ۱۶ سال حبس بهاره هدايت و ميلاد اسدی در دادگاه تجديد نظر



محکوميت ارسلان ابدی به ۶ سال حبس تعزيری



حکم صادره برای پيمان عارف عينا تاييد شد



علی مليحی به ۴ سال حبس تعزيری محکوم شد



تاييد حکم دو سال حبس تعزيری برای مسعود باباپور



اخبار زندانيان سياسی: تأييد حکم مهديه گلرو در دادگاه تجديدنظر/ اعتصاب غذای خشک احمدرضا احمدپور




4 مرداد 1389    13:15
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :انتقال زندانی سياسی رضا جوشن در حالت کما به بهداری زندان

بنابه گارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" زندانی سياسی رضا جوشن در ششمين روز اعتصاب غذای خود به کما فرو رفت و با برانکارد به بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل گرديد.



روز دوشنبه 4 مرداد ماه حوالی ساعت 10:45 زندانی سياسی رضا جوشن در حالی که در اغما فرو رفته بود با برانکارد به بهداری زندان منتقل شد.هنگام انتقال به بهداری به زندانيان اجازه نزديگ شدن به او را نمی دادند و بنابه گفته شاهدان عينی وضعيت جسمی او بسيار وخيم است.جان اين زندانی در معرض خطر جدی قرار دارد.رضا جوشن وارد ششمين روز اعتصاب غذای خود شده است. علت فرو رفتن به کما مبهم می باشد



رضا جوشن 30 تير ماه در اعتراض به شرايط طاقت فرسا و محدوديتهای غير انسانی اقدام به اعتصاب غذا نمود. او در بيانيه ای که به مدير داخلی زندان فردی بنام گرامی و به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ارسال نموده است دلايل وادار شدن به اعتصاب غذا خود را به قرار زير اعلام کرده است.



1- مشخص نشدن وضعيت آينده که به بند عمومی منتقل نشدم



2- نداشتن حق تماس و ملاقات با مادرم خانم زهرا اسدپور گرجی فرزند حبيب الله که در حال حاضر در بند نسوان تحمل حبس می نمايد.



3- عدم امکان ملاقات و تماس تلفنی با خانواده ام که در خارج از زندان زندگی می کنند



سربازجو محبی پس از شکنجه های وحشيانه جسمی و روحی اين زندانی دستور انتقال او را به فرعی 17 بند 6 را صادر کرد.او بصورت ايزوله کامل می باشد.فرعی مزبور برای تحت فشار قرار دادن زندانيان مورد استفاده قرار می گيرد. سربازجو محبی همچنين خانم زهرا اسدپور گرجی مادر رضا جوشن رانزديگ به 4 ماه از داشتن هرگونه ارتباطی با خانواده و فرزندش محروم کرده است.اين فرد زندانی سياسی رضا جوشن را تهديد به حذف فيزيکی کرده بود.محبی از مسئولين و سربازجويان وزارت اطلاعات در کرج می باشد.اودستور دستگيری فعالين دانشجوي،کارگري،زنان ،سياسي،دراويش و شرکت کنندگان در اعتراضات را صادر می کند. او همچنين دستگير شدگان را همراه با بازجوی ديگری بنام رضا عارفی در بند سپاه زندان گوهردشت کرج مورد بازجويی و شکنجه های جسمی و روحی قرار ميدهد.اين فرد همچنين خانواده های زندانيان سياسی را مورد تهديد وتحت فشارهای غير انسانی خود قرار ميدهد.او از جنايتکاران عليه بشريت می باشد و در سه دهۀ اخير مرتکب جنايتهای فراوانی شده است.



زندانی سياسی رضا جوشن 25 ساله 10 آذر ماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات در منزل دستگير و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل شدو پس از 2 ماه از بند سپاه به بند 4 منتقل شد.مامورين وزارت اطلاعات همچنين در روز16 آذرماه به منزل خانواده جوشن يورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی مادر اين خانواده را دستگير و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند و پس از چند هفته بازجويی و شکنجه های جسمی و روحی به بند زنان زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. زندانی سياسی زهرا اسد پور گرجی و فرزندش( فاطمه جوشن) پيش از اين بدليل ديدار خانوادگی با فرزندش در قرار گاه اشرف در عراق دستگير و 14 ماه در زندان گوهردشت کرج بسر بردند و پس از پايان محکوميت غير انسانی خود آزاد شدند. خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش رضا جوشن 19 بهمن ماه 1388 در شعبه 1 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام عاصف حسينی رئيس اين شعبه به حکم سنگين و غير انسانی 1 سال تبعيد به زندان زنجان و 4 سال تبعيد به روستای قيلار زنجان محکوم شدند.



در حال حاضر در زندان گوهردشت کرج علاوه بر زندانی سياسی رضا جوشن،زندانی سياسی ارژنگ داودی و زندانی خالدی حردانی وادار به اعتصاب غذا شده اند.



لازم به يادآوری به دستور وزارت اطلاعات و مسئولين زندان تا به حال تعدادی از زندانيان سياسی را در حين اعتصاب غذا به قتل رسانده اند از جملۀ آنها زنده ياد اکبر محمدی و ولی الله فيض مهدوی می باشند.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،نسبت به خطر جدی که متوجه جان زندانيان سياسی که وادار به اعتصاب غذا شده اند هشدار ميدهد و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات فوری برای نجات جان زندانيان سياسی در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



04 مرداد 1389 برابر با 26 ژولای 2010




4 مرداد 1389    12:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :فرمانده سابق سپاه: صد کشتی جنگی در مقابل هر ناو آمريکايی

مردمک :يک فرمانده سابق نيروی دريايی سپاه پاسداران گفته که اين کشور صد کشتی نظامی برای مقابله با هر ناو جنگی ايالات متحده يا هر قدرت خارجی ديگر که ايران را تهديد کند، اختصاص داده است.



به نوشته روزنامه واشنگتن‌پست، چنين رويارويی نظامی در خطوط حياتی نفت خليج فارس از نگراني‌‏های عمده جهانی خواهد بود.



دولت ايران در پاسخی تهديدآميز به هرگونه حمله نظامي، قبلا هشدار داده است که تنگه استراتژيک هرمز در خليج‌فارس را که 40 درصد از نفت جهان از ميان آن عبور مي‌کند، مي‌بندد.



سرتيپ مرتضی صفاری به هفته‌نامه «پنجره» چاپ تهران که به حکومت نزديک است، گفته است: «ما در صورت حمله، صد کشتی نظامی برای هر ناو جنگی ايالات متحده در زمان نياز، در نظر گرفته‌ايم.»



آمريکا و اسرائيل گفته‌اند اگر ديپلماسی نتواند چيزی را که آن‌ها در برنامه سلاح‌های هسته‌ای ايران را که به آن مشکوک هستند، متوقف کند؛ ممکن است نيروی نظامی مورد استفاده قرار گيرد.



ايران اين ادعا را که به دنبال توسعه سلاح‌های هسته‌ای است، تکذيب مي‌کند و می گويد فعاليت‌های هسته‌اي‌ اين کشور برای مقاصد صلح‌آميز مانند توليد برق است.



ستاد پنجم فرماندهی ناوگان نيروی دريايی ايالات متحده، در بحرين و در نزديکی ايران قرار دارد.



به گزارش اين هفته نامه، صفاری گفت: «در حال حاضر بيش از 100 کشتی جنگی خارجی در خليج فارس و دريای عمان قرار دارند که به عنوان لقمه‎‎هايی برای هدف‌گيری نيروی نظامی ما هستند.»



وی تاکيد کرد: «هر لحظه که مقام معظم رهبري، آيت‌الله علی خامنه‌ای اراداه کند و يا دشمن کوچک‌ترين تهديدی عليه نظام اسلامی عملی کند، گارد سپاه پاسداران آماده واکنش سريع است.»



با درنظر گرفتن رقم صد کشتی جنگی خارجي، به‌طور کلی به نظر مي‌رسد که ايران ده هزار کشتی نظامی آماده دارد.



ايران به خاطر در اختيار داشتن قايق‌های بسيار پرسرعتی که سپاه پاسداران از آن استفاده مي‌کند، معروف است، اما هيچ اطلاعات عمومی در مورد تعداد کشتي‌های نظامی بزرگتر وجود ندارد.



در ژانويه سال 2008، پنج قايق کوچک سريع که مي‌گفتند از سوی سپاه انقلاب ايران آمده‌اند، به سه کشتی نيروی دريايی ايالات متحده که در حال عبور از نزديکی آب‌های ايران در خليج فارس بود، هجوم آوردند و در يک تهديد راديويی گفتند که آن‌ها را منفجر مي‌کنند.



جنگ لفظی ميان ايران و غرب پس از اعمال تحريم‌های بيشتر از سوی شورای امنيت سازمان ملل در ماه گذشته، در واکنش به امتناع ايران برای توقف غني‌سازی اورانيوم - فناوي‌‌ای که برای توليد سوخت هسته‌ای يا توليد موادی برای بمب اتمی به کار مي‌رود- شديدتر شده است.



ايران از سال 2008، قوي‌ترين نيروی نظامی خود، گارد سپاه پاسداران را مسئول دفاع از آب‌های سرزمينی اين کشور در خليج فارس کرده است.



آقای صفاری ، فرمانده نيروی دريايی سپاه پاسداران که در ماه مه گذشته تاکيد کرده بود «دشمن جرات حمله به ايران را نخواهد کرد»، گفت: «ما اعتقاد داريم که دشمن از طريق جنگ گسترده رواني، مي‌خواهد ما را ناگزير به جنگ کند، اما ايران آماده است.»




4 مرداد 1389    20:10
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :بی عدالتی در نظام سلامت:سقوط زير خط فقر با هزينه بالای ۴۰ درصد

کلمه:به گفته مدير برنامه فقرزدايی اهداف توسعه هزاره سازمان ملل با اجرای طرح هدفمند کردن يارانه‌ها هزينه‌ای که مردم برای سلامت و بهداشت مي‌پردازند از ۶۵ درصد به ۸۰ در صد خواهد رسيد.



به نوشته روزنامه تهران امروز، اميدوار رضايي، عضو کميسيون بهداشت مجلس هم اعلام کرده است در حال حاضر مردم هزينه بالايی را برای به دست آوردن سلامت از جيب خود مي‌پردازند و مشارکت مردم در هزينه‌های سلامت عادلانه نيست.



اميدوار رضايی مي‌گويد: «بر اساس آخرين اعلام سازمان بهداشت جهانی رتبه ايران از نظر شاخص مشارکت عادلانه مردم در هزينه‌های سلامت در حدود ۱۰ سال پيش ۱۱۲ بود که به نظر من با توجه به روند نامناسب دهه اخير اکنون افت کرده و بايد از اين نظر در رده ۱۱۸ تا ۱۲۰ در بين ۱۹۱ کشور دنيا باشيم و روند رو به بهبودی نداشته‌ايم.» بر اساس آمار‌های رسمی در حال حاضر بيش از ۶۵ درصد هزينه‌های سلامت را مردم از جيب خود مي‌پردازند.



محمد علی فرزين، مدير برنامه فقرزدايی و طرح های توسعه برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) در ايران مي‌گويد:« با توجه به بيکاری تعداد زيادی از جمعيت (آمار ۱۰ درصدی بيکاری در کشور) تعداد زيادی از جمعيت ممکن است فقير باشند و تضاد بين فقير و غنی در شهر‌ها به شدت زياد است.يکی از شاخص‌های کاهش فقر دسترسی به دارو و کالاهای حياتی است که با وجود اينکه کشور ما بسيار ثروتمند است اما مردم در حدود ۷۰ درصد هزينه دارو‌های حياتی به دوش مردم است.»



او مي‌گويد: دولت در برنامه پنجم توسعه هم تاکيد کرده است که اين رقم بايد به ۳۰ درصد برسد.پس دولت هم متوجه است که تنها ۳۰ درصد از هزينه‌ها را پرداخت مي‌کند و ۷۰ درصد بر دوش مردم است.»رضايی هم به قانون مصوب مجلس در سال گذشته اشاره دارد که قرار بود حق بيمه سلامت به صورت درصدی از درآمد افراد درآيد و افراد با درآمد بالاتر هزينه بيشتری پرداخت کنند و اين طور نباشد که شخص وزير با يک کارگر ساده به يک اندازه حق بيمه سلامت بپردازند که متاسفانه اين مصوبه مجلس سال گذشته اجرا نشد.



بی عدالتی در نظام سلامت



رضايی همچنين با اشاره به آلودگی هوا و آب که در دوسال اخير شهروندان را دچار مشکلات مختلف کرده تاکيد مي‌کند:« در قانون برنامه چهارم به صراحت آمده بود که بايد از هر گونه فعاليت مخل سلامت مردم که موجب آ‌لودگی آب، خاک و هوا مي‌شود و هر مسئله ديگری که تهديدی برای سلامت مردم باشد عوارض گرفته شود که به عنوان يک منبع پايدار برای سلامت مردم هزينه شود که اين مصوبه مجلس نيز هنوز اجرايی نشده است که در برنامه توسعه پنجم نيز دوباره بر اين موضوع تاکيد شده است.»



اين عضو کميسيون بهداشت مجلس هم دليل اصلی را واقعی نبودن نرخ خدمات و تعرفه درمان مي‌داند، موضوعی که بارها و بارها از سوی کارشناسان حوزه بهداست عنوان شده است:« بايد برای بيمه‌های سلامت سرانه واقعی تعريف شود و البته بيمه‌های سلامت تعريف شود و نه صرفا بيمه‌های درمانی اما هيچ وقت اين کار انجام نشده است و چون در تامين منابع مشکل داريم در اجرا هم دچار مشکل مي‌شويم. همچنين نبود متولی واحد در سياست‌گذاري، نظارت و ارزشيابی نظام سلامت است، بهداشت، درمان، توانبخشی و سلامت جسمي، روحی و اجتماعی مردم بايد در يک نهاد واحد سياست‌گذاری شود، طبيعی است که نبود چنين سيستمی باعث نارضايتی و بي‌عدالتی در نظام سلامت مي‌شود.»



اين سوال مطرح است که « طرح هدفمند کردن يارانه‌ها و خصوصی سازی سلامت و بهداشت چه تاثيری بر اين روند خواهد گذاشت؟»



مدير برنامه فقرزدايی اهداف توسعه هزاره سازمان ملل به اين سوال تهران‌امروز چنين پاسخ مي‌گويد: «اين يک قانون و يک رويکرد جديد در نظام توسعه ايران است وشرايط پياده سازی آن نيز بسيار مهم است که به نظر من با توجه به شرايط حاضر اصلا مناسب نيست. به‌ويژه به اين دليل که اکنون در بحث سلامت و بهداشت مردم فشار زيادی را متحمل مي‌شوند و با خصوصی سازی احتمال افزايش تعرفه‌ها بسيار زياد است.به اين ترتيب مردم در آينده هزينه بيشتری را برای به دست آوردن سلامت از جيب خود مي‌پردازند و اين ميزان تا ۸۰ درصد هم خواهد رسيد و بودجه‌های اجتماعی هم در اين بخش کاهش مي‌يابد.»



به گفته مدير برنامه فقرزدايی سازمان ملل در ايران کاهش فقر، ايجاد اشتغال و دسترسی به دارو از جمله شاخص‌های اهداف توسعه هزاره است که از ۱۰ سال پيش دولت‌های عضو سازمان ملل متعهد به آن شده اند.»



سقوط زير خط فقر با هزينه بالای ۴۰ درصد



رضايی معتقد است بر خلاف قانون برنامه چهارم گروه افرادی که به علت هزينه‌های درمان به زير خط فقر مي‌روند کاهش نيافته است، افرادی که هزينه‌های درمانی بيش از ۴۰ درصد از کل سبد هزينه خانوارشان را مي‌گيرند و با پرداخت اين هزينه برای هميشه به زير خط فقر مي‌روند در ابتدای برنامه چهارم سه درصد کل جمعيت بود و قرار بود تا پايان برنامه به يک درصد کاهش يابد که عملی نشد. فرزين معتقد است متمرکز بودن سرمايه‌گذاری بر پول دليل اصلی اين اتفاق است: « اين نوع سرمايه‌گذاری کمتر اشتغال توليد کرده و تورم‌زاست. در اين سرمايه‌گذاری که بيشتر بر سرمايه متمرکز است خودبه خود تورم ايجاد مي‌شود بر خلاف سرمايه گذاري‌های کوچک تر که انسانی ترو کاربردی تر است و بر مرکز نيز متمرکز نيست.»



او ادامه مي‌دهد:« از ۲۰ سال پيش تا کنون نرخ بهره در ايران ۵۵ درصد است در حالی که در هيچ کشوری اين شرايط وجود ندارد. در حال حاضر بانک‌های دولتی حداقل ۲۵ درصد بهره مي‌گيرند. وقتی نرخ بهره اين قدر بالاست طبيعی است که اشتغال کم و قدرت خريد کم و تورم بالاست و نتيجه هم اين مي‌شود که به جای ۳۰ درصد ۷۰ درصد هزينه‌های سلامت را مردم مي‌پردازند.»



به گفته او سازمان ملل به همه دولت‌ها توصيه مي‌کندسرمايه‌گذاری را در عوض منابع به سمت سرمايه کاربردی و در مناطق محروم سوق دهند.»



۷۰ درصد هزينه‌های بوشهري‌ها در امور درمانی



بوشهر يکی از نمونه‌های سنگينی هزينه‌های سلامت بر دوش مردم است. به گفته رئيس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بيش از ۶۵ تا ۷۰ درصد از هزينه‌های مردم صرف هزينه‌های درمانی مي‌شود و ديگر جايی برای هزينه‌های رفاهي، تحصيلي، غذايی مردم باقی نمي‌ماند و اين زنگ خطری است برای مردم استان که زندگي‌شان همواره با درد ؛ مصرف دارو و پرداخت هزينه‌های درمان همراه باشد. وی گفته است: «استان بوشهر در بحث توسعه بخش بهداشت کمی عقب است و شاخص‌های ما در طول سال‌های گذشته تاکنون دست نخورده باقی مانده است و در شاخص مرگ مادران که روزی شاخص خوب در سطح کشور بود وضعيت مناسبی نداريم. هنوز مراکز بهداشتی درمانی و خانه‌های بهداشت ما محل مراجعه تعدادی مادر و کودکان تا يک‌ سالگی است و بعد از آن، روند مراجعه کودکان به ما روندی نزولی دارد و در گروه‌های سنی ديگر مشتری نداريم و اين نشان مي‌دهد که برای بقيه رده‌های سنی برنامه‌ای نداريم که به آنها ارائه کنيم.»




4 مرداد 1389    11:59
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:52 5 مرداد 1389
حست  ان!

مگر آيشه، ام کا«وم و ... چند ساله بودند، که در صحرا همراه سياهان گم می شدند؟

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
19:33 4 مرداد 1389
مطالعات نشان می‌دهد که سن فحشا در ایران به 10 سال کاهش یافته است و دختران نو وان که به تازگی وارد این کار شده‌اند، بیشترین تعداد فواحش را تشکیل می‌دهند .

منبع سایت پزواک.

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
19:31 4 مرداد 1389
اخرین خبر .

با تبریک به مقام عظمای " ولایت " و امامت/ سن فحشا در ایران به ده 10 سال رسید . از 16 به 12 / حالابه 10 .

شاید فردا به " مهد کودک " ها برسه .!!

عمامه بالاتر / چهار پایه زیر پاتر .!!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :دستگيری ۷ مظنون و ۲ متهم در رابطه با انفجارهای مقابل مسجد جامع زاهدان

ايسنا:دادستان زاهدان از دستگيری ۷ مظنون و ۲ متهم در رابطه با انفجارهای مقابل مسجد جامع زاهدان خبر داد.



محمد مرزيه در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ايسنا، درباره آخرين وضعيت پرونده دو انفجار اخير در مقابل مسجد جامع زاهدان اظهار کرد:‌ در رابطه با اين پرونده ۷ مظنون و ۲ متهم دستگير شده‌اند. اين دو متهم عواملی هستند که بايد بيشتر به اتهاماتشان رسيدگی شود.

دادستان زاهدان همچنين از برگزاری جلسه دادگاه متهمان پرونده به شهادت رساندن ماموران پليس در سال ۸۸ خبر داد و گفت:‌ جلسه دادگاه اين ۴ متهم به عضويت در گروهک جندالله و به شهادت رساندن ماموران نيروی انتظامی روز يک‌شنبه برگزار شد اما هنوز رای اين پرونده صادر نشده است.



به گزارش ايسنا، ۲۴ تيرماه بر اثر دو انفجار در مقابل مسجد جامع زاهدان ـ که مراسم دعای کميل به مناسبت ميلاد امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در آن بر پا بود ـ تعداد ۳۰۶ نفر از هموطنان‌مان مجروح و ۲۷ نفر شهيد شدند.




4 مرداد 1389    20:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :برای دومين بار متوالی طی دو روز گذشته، کارکنان 118قم، تجمع کردند

ايلنا: ديروز از ساعت16 تا ساعت 21 برای دومين بار متوالی طی دو روز گذشته، کارکنان 118قم، با خاموش کردن دستگاه های پاسخ دهنده و از دست کشيدن کارشان در حياط اداره 118قم، تجمع کردند، تا بلکه مسئولين مخابرات قم، نارضايتی آنان را ببينند و نياز آن ها را احساس کنند.

به گزارش خبرنگار ايلنا از قم، از ساعت16تا 21ديروز اگر کسی با مرکز تلفنی 118قم تماس می گرفت، تنها اين جمله را می شنيد که «با سلام. به علت ترافيک بالای خطوط، از پاسخ گويی معذوريم، لطفا چند دقيقه ديگر تماس بگيريد»، اما جريان از چه قرار است؟

خبرنگار ايلنا با حضور در جمع اين کارکنان ناراضي، جزئيات اين ماجرا را جويا شد، اما اکثر آن ها با وجود آن که مشکلات را بيان می کردند، اصرار داشتند که نامشان فاش نشود، تا مبادا در معرض اخراج قرار گيرند.

ح-م يکی از کارکنان 118قم، در مورد علت اعتراض خود و همکارانش می گويد: از اول مردادماه، پيمانکار جديدی زير نظر قيمت کارشناسی شده با مخابرات استان قم، قرارداد بسته است؛ او به مسئولين مخابرات استان، گفته است که من می توانم با 35نفر نيرو مرکز تلفنی 118قم را بچرخانم و مديرعامل مخابرات استان قم هم با اين سخن پيمانکار موافقت کرده است.

وی افزود: بر اساس تصميم پيمانکار جديد، نيمی از کارکنان118قم که همگی سابقه کاری بالای 10سال در اين مرکز تلفنی را دارند، بايد از کار اخراج شوند.

ح-م ادامه داد: قصد داشتند که از 70نفر نيروی کاری 118 قم تنها 35نفر را نگاه دارند و ما بقی را اخراج کنند، که با اعتراضی که کارکنان طی دو روز گذشته صورت دادند، تعداد 35نفر به 50نفر رسيده است.

يکی ديگر از کارکنان 118قم، گفت: با وجود دست از کارکشيدن کارکنان 118قم، و بی پاسخ ماندن چند ساعته تلفن های مردمی با 118، مدير عامل محترم مخابرات استان قم، حتی يک بار برای اين که ببيند، مشکلات ما چيست، در ميان ما حاضر نشده است؛ حتی ديروز که برای اولين بار دست از کار کشيديم، اعلام کرديم که خواهان ديدار با استاندارقم هستيم، اما تا کنون نه خود استاندار و نه نماينده ای از طرف ايشان برای شنيدن صدای ما مراجعه نکرده است.

يکی از کارکنان ديگر تلفن 118قم، هم در سخنانی گفت: پيمانکار جديد اعلام کرده است، که کسانی که اخراج نمی شوند و می مانند، بايد روزانه 12ساعت در سرکار حاضر شوند، يعنی می خواهند 4ساعت اضافه کاری را بر کارکنانی که حتی توانايی عصبی آن ها برای 8ساعت هم کافی نيست، تحميل کنند.

يکی ديگر از کارکنان در معرض اخراج 118قم، گفت: بعد از 10الی 15سال که در مرکز تلفنی 118کار کرده ايم و چشم و گوش و اعصاب ما دچار اشکال شده است، اکنون به ما می گويند آقا خوش آمديد، اخراجيد.

وی خطاب به مسئولين مخابرات استان قم، گفت: اگر می خواهند اخراج کنند، حداقل يک سال يا 6ماه زودتر بگويند تا بتوانيم شغل جديدی را برای خود بيابيم ولی اين که شب بخوابيم و صبح به ما بگويند اخراجيد، ظلم در حق کسانی است که عمر و جوانی خود را در مخابرات گذرانده اند.

يکی ديگر از کارکنان 118قم، اظهار داشت: حتی اگر هيچ کدام از 70نيروی فعلی مخابرات هم اخراج نشوند، بازهم اين تعداد نيرو پاسخ گوی تلفن های مردم نيست، چرا که غير از مردم قم، به علت وجود دفتر آيات عظام در قم، از تمامی کشور با اين مرکز تماس می گيرند.

محسن خليلی يکی از کارکنان 118 قم، که با وجود آن که کليه او پيوندی است، در معرض اخراج قرار دارد، هم در سخنانی يادآور شد: بعد از اين که نزديک به 10سال در اين مرکز فعاليت داشته ام، امروزه خيلی راحت، حتی با وجود آن که من به دليل اين که کليه ام پيوندی است، می گويند، اخراجيد.

مهدی در امامی هم يکی ديگر از کارکنان مرکز تلفنی 118با بيان اين که 118، از جمله مراکز مخابراتی است که نبايد تعديل نيرو داشته باشد، در مورد اخراج بعضی از نيروهای 118قم، اظهار داشت: مسئولين مخابرات بايد، همانگونه که هميشه با واگذاری تلفن های ثابت، تعداد خط های تلفن را افزايش می دهند، بايد به مرکز تلفنی 118، نيرو تزريق کنند، نه اين که با تعديل نيرو، مشکلاتی را برای مردم به وجود بياورند.


4 مرداد 1389    10:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :نماينده مجلس: در آلوده بودن برنج های وارداتی هيچ ترديدی نيست

سخنگوی کميسيون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی گفت: آلودگی هشت نوع برنج وارداتی به سرب محرز شده و مصرف آنها سرطان‌زا است.



به گزارش فارس ، حسن تأميني، نماينده مردم رشت در مجلس، اظهار داشت: در آلوده بودن برنج‌های وارداتی هيچ ترديدی نيست.



وی حساسيت‌ها برای جلوگيری از برنج‌های وارداتی آلوده به فلزات سنگين به ‌ويژه سرب و آرسنيک را بالا دانست.



سخنگوی کميسيون بهداشت و درمان مجلس گفت: هيچ شکی در آلوده بودن برنج‌های وارداتی نداريم و ميزان آرسنيک در ۱۱ نمونه از ۱۳ نمونه برنج وارداتی بالاتر از حد استاندارد است.



تأمينی با تأکيد بر آلودگی برنج‌های وارداتی تصريح کرد: آلودگی به سرب در هشت نوع از برنج‌های وارداتی کاملاً محرز شده است.



نماينده رشت در مجلس تحقيقات کميسيون بهداشت و درمان را دقيق خواند و اضافه کرد: اين تحقيقات با کارشناسی دقيق و همکاری تمام وزارتخانه‌ها و سازمان‌های ذي‌ربط صورت گرفته است.



وی مصرف برنج‌های آلوده را سرطان‌زا عنوان کرد و ادامه داد: با توجه به مصرف بالای برنج در کشور خطرهای آلودگی آن از جمله سرطان ريه، دستگاه ادراری و پوست بسيار خطرناک است.



تأمينی خواستار حساسيت بيشتر مسئولان به ‌ويژه کميسيون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی شد و گفت: از وزارت بازرگانی مي‌خواهيم که از ورود برنج‌های خارجی جلوگيری کند.




4 مرداد 1389    10:17
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:32 4 مرداد 1389
مطالعات نشان می‌دهد که سن فحشا در ایران به 10 سال کاهش یافته است و دختران نو وان که به تازگی وارد این کار شده‌اند، بیشترین تعداد فواحش را تشکیل می‌دهند .

منبع سایت پزواک

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
19:31 4 مرداد 1389
اخرین خبر .

با تبریک به مقام عظمای " ولایت " و امامت/ سن فحشا در ایران به ده 10 سال رسید . از 16 به 12 / حالابه 10 .

شاید فردا به " مهد کودک " ها برسه .!!

عمامه بالاتر / چهار پایه زیر پاتر .!!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :عکس:بانوان بارعايت حجاب از امکانات استخر استفاده کنيد

http://kurd2.blogfa.com/post-21.aspx
">http://kurd2.blogfa.com/post-21.aspx


4 مرداد 1389    08:17
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:32 4 مرداد 1389
مطالعات نشان می‌دهد که سن فحشا در ایران به 10 سال کاهش یافته است و دختران نو وان که به تازگی وارد این کار شده‌اند، بیشترین تعداد فواحش را تشکیل می‌دهند .

منبع سایت پزواک

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
19:31 4 مرداد 1389
اخرین خبر .

با تبریک به مقام عظمای " ولایت " و امامت/ سن فحشا در ایران به ده 10 سال رسید . از 16 به 12 / حالابه 10 .

شاید فردا به " مهد کودک " ها برسه .!!

عمامه بالاتر / چهار پایه زیر پاتر .!!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :سازمانهای مسئول کودکان کار را رها کرده اند

مهر (گفتگو از سيد هادی کسايی زاده): سهل انگاری و بی تفاوتی سازمانهای مسئول، عملکرد منفعل ستاد قضائی رسيدگی به کودکان کار، تشديد مجازات متکديانی که کودکان را مجبور به تکدی گری می کنند و فرار از قانون با پوشش دستفروشی از مهمترين محورهايی بود که مسئولان بهزيستی و شهرداری بر آن تاکيد داشتند. به گزارش خبرنگار مهر، با آغاز فصل تابستان و افزايش تعداد کودکان کار، خيابان و متکديان در معابر عمومی و سيستم حمل و نقل ريلی و جاده ای پايتخت هر يک از متوليان آسيبهای اجتماعی کلان شهر تهران مسئوليت را بر دوش نهاد ديگری گذاشته و از ساماندهی و جمع آوری اين گروه از اقشار آسيب ديده اجتماعی شانه خالی می کنند.



خبرگزاری مهر با برگزاری نشستی با موضوع راهکارهای کاهش آسيبهای اجتماعی در پايتخت، چالش کودکان کار و خيابان، متکديان و معتادان خيابانی را با مسئولان سازمان بهزيستی و شهرداری تهران به بحث و بررسی گذاشت که آن را ادامه می خوانيد.



در اين نشست فرهاد اقطار سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی آسيبهای اجتماعی سازمان بهزيستی کشور و محمد جواد روزبهانی رئيس سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران ديدگاهها و راهکارهای خود را برای پيشگيری و مديريت آسيبهای اجتماعی شهر تهران بيان کردند.



فرهاد اقطار گفته های خود را با اشاره به اين موضوع که تعريف کودک کار با کودک خيابانی و کودک متکدی متفاوت است گفت: کودک خيابانی تا زمانی که در معابر اقدام به دستفروشی مثلا آدامس می کند کودک کار است و همينکه آدامس را روی زمين می گذارد می شود کودک خيابانی و اگر همان لحظه دستش را برای کمک جلوی شهروندان دراز کند می شود متکدی.



وی افزود: آمارهای جهانی حاکی از حضور بيش از 250 ميليون کودک کار و خيابان در سطح دنيا است که سنين زير 15 سال را به عنوان کودک محسوب می کنند در حالی که اگر کودک را زير 18 سال تعريف کنيم اين آمار به بيش از 350 ميليون نفر می رسد.



10 سازمان مسئول مستقيم کودکان کار و خيابان و متکديان هستند



سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی آسيبهای اجتماعی سازمان بهزيستی کشور با اشاره به مصوبه هيئت دولت به شماره "717/22/9/323" مورخ چهارم مردادماه 1384 گفت: در اين مصوبه و ابلاغيه آمده است مسئوليت کودکان کار و خيابان و متکديان از نظر جمع آوری و تجهيز فضای مناسب برای نگهداری موقت بر عهده شهرداري، امور معاضدتی و قضائی بر عهده وزارت دادگستري، اشتغال خانواده کودک بر عهده وزارت کار، تامين پزشک، پرستار و مکان درمانی بر عهده وزارت بهداشت، پوشش خدمات درمانی بر عهده سازمان تامين اجتماعي، اطلاع رسانی با هدف پيشگيری از آسيب کودکان کار و خيابان به خانواده ها بر عهده صدا و سيما و همچنين وظايفی هم بر عهده نيروی انتظامي، هلال احمر و کميته امداد محول شده است.



وی افزود: در اين مصوبه سازمان بهزيستی موظف شده است تا با همکاری شهرداری و انجمنهای خيريه و نيروی انتظامی مسئوليت کودکان کار، خيابان و متکديان را برعهده بگيرد.



اقطار با بيان اينکه بيشتر کودکان کار و خيابان دارای خانواده هستند گفت: هيچ مرجعی به سازمان بهزيستی اجازه نمی دهد تا حضانت کودکان کار و خيابان را از خانواده ها سلب و بر عهده بهزيستی قرار دهد مگر در شرايط خاص که با رای و نظر وزارت دادگستری و نيروی انتظامی سرپرستی کودک به سازمان بهزيستی سپرده می شود.



خانواده ها اجازه نگهداری کودکان متکدی را در مراکز بهزيستی نمی دهند



سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی آسيبهای اجتماعی سازمان بهزيستی کشور در پاسخ به اين پرسش که چرا سازمان بهزيستی کودکان کار و خيابان که شهرداری تهران جمع آوری و تحويل می دهد پس از مدتی رها می کنند گفت: اين گفته شهرداری صحيح است چون کودک کار و خيابان هنوز وارد قرنطينه نشده، خانواده اش او را تحويل می گيرد زيرا درآمد روزانه کودکان کار بسيار چشمگير است و خانواده محتاج نمی گذارد سرمايه زندگی اش به خطر بيافتد.



وی افزود: تمامی اسامی کودکان کار و خيابان در بانک اطلاعاتی سازمان بهزيستی بارها و بارها تکرار شده و تعداد زيادی از آنها چهره هايی شناخته شده در تکدی گری هستند.



بهزيستی و شهرداری کارشان را انجام می دهند يقه سازمانهای ديگر را بگيريد



اقطار گفت: در هيچ کجای دنيا يک سازمان نمی تواند متولی آسيبهای اجتماعی شهر باشد زيرا اگر خانواده کودک، محتاج و نيازمند باشد به طور يقين خانواده دوباره کودک را برای کار و تکدی گری به خيابانها می فرستد.



وی افزود: خانواده کودک کار و خيابان وقتی که بيمه نشده و شرايط برای اشتغال و حرفه آموزی برای اعضای خانواده مهيا نشده است چگونه می توان انتظار داشت که بهزيستی و شهرداری در اين مهم موفق شوند و اين نشان از سهل انگاری و بی تفاوتی سازمانهای ديگر که اسامی آنها در مصوبه دولت آمده، است.



سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی آسيبهای اجتماعی سازمان بهزيستی کشور با بيان اينکه در سال گذشته بيش از هفت هزار کودک کار و خيابان تحويل سازمان بهزيستی شده است گفت: از اين تعداد بيش از سه هزار و 200 کودک کار و خيابان از پايتخت بوده اند که تحويل مراکز بهزيستی شده است.



ستاد قضائی رسيدگی به کودکان کار و خيابان غير فعال است



وی در پاسخ به اين پرسش که بهزيستی در صورت مشاهده تکرار حضور کودکان در مراکز نگهداری چه اقداماتی انجام می دهد گفت: بهزيستی بر اساس قانون وظيفه دارد نام کودکان کار و خيابانی را که چندين بار ساماندهی شده و به مراکز بهزيستی منتقل شده اند به ستاد قضائی که متشکل از ناجا و وزارت دادگستری است گزارش کند در حالی که تا کنون چنين ستادی تشکيل نشده است.



اقطار گفت: ما هر سال آخر بهار اسامی کودکان کار و خيابان با سابقه را طی نامه ای به ستاد قضائی اعلام می کنيم اما تا کنون همکاری از سوی نهادهای مسئول ديده نشده است.



محمد جواد روزبهانی در مورد وضعيت رسيدگی به آسيب اجتماعی "کودکان کار و خيابان" در پايتخت گفت: شهروندان تهرانی شهرداری را مسئول هر عاملی که زيبايی شهر را تحت تاثير خود قرار دهد می دانند و شهرداری بنا بر وظيفه خود مسئول جمع آوری کودکان کار و خياب&