www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 2 مرداد/

2مرداد :خالد حردانی در اعتراض به شرايط طاقت فرسا در سومين روز اعتصاب غذای خود بسر می برد

2مرداد :محکوميت 9.5 سال حبس بهاره هدايت تاييد شد

2مرداد :گردهمايی فعالان حقوق بشر در اعتراض به قرار اعدام سکينه محمدی آشتيانی

2مرداد :رکود علمی در حال‌حاضر بهانه‌ جديدی از سوی وزارت علوم برای بازنشستگی تبعيض‌آميز اساتيد است

2مرداد :عکس :روند کاهش آب درياچه اروميه:از سال 84 آب درياچه حدود شش متر کاهش يافته است و اين روند ادامه دارد.

2مرداد :کارگران صنايع مخابرات ۴ ماه حقوق دريافت نکرده اند

2مرداد : ابراهيم يزدی دبيرکل نهضت آزادی ايران، در بيمارستان بستری شد

2مرداد :مصاحبه افشاگرانه ايمان صديقی دانشجوی تازه آزاد شده از زندان متی کلای بابل

2مرداد :معاون بانک مرکزی: دارايی های ايران از کشورهايی که محدوديت ايجاد کند، خارج خواهد شد

2مرداد :اينديپندنت:"فلوجه" هيروشيمای جديد است/ رشد 38 برابری سرطان خون در عراق

2مرداد: گفتگوى سيمين بهبهانی با ايلنا؛

2مرداد: گزارش ايلنا از سريال خوراكي‌هايى كه طعم سلامت ندارند؛

2مرداد: اهدای بليت رايگان به دارندگان نام "مهدی " در نيمه شعبان

2مرداد :اعتراض دو اتحاديه بين المللی کارگری به اعمال فشار بر اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه

2مرداد :نگرانی مردم از آلودگی آب، برنج و نمک

2مرداد :بيش از ۲۶۰ هزار نفر کشته و۲ ميليون مصدوم در ۱۰ سال گذشته سوانح رانندگى در ايران

2مرداد :بيت رهبری" اتاق تاريک سياست ايران:سرنخ قتل‌های زنجيره‌ای در دفتر خامنه‌اي؟

2مرداد :ده ميليون نفر از خانوده‌‏های ايراني، گرفتار معضل اعتياد



2مرداد :خالد حردانی در اعتراض به شرايط طاقت فرسا در سومين روز اعتصاب غذای خود بسر می برد

بنابه گزارشات رسيده به"فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"زندانی خالد حردانی در اعتراض به شرايط طاقت فرسا و ناراحتی حاد جسمی اقدام به اعتصاب غذا نموده است.



زندانی خالد حردانی که پس از ضرب و شتم به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی منتقل شده است . در اعتراض به شرايط طاقت فرسا و غير انسانی و بيماری حاد جسمی از 31 تيرماه در اعتصاب غذا بسر می برد.



با ايجاد شرايط طاقت فرسا و غير انسانی زندانيان را وادار به اعتصاب غذا می نمايند.



در حال حاضر علاوه بر خالد حردانی زندانی سياسی ارنگ داودی در اعتصاب غذا بسر می برد



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ،نسبت به خطری که جان زندانيان سياسی کهوادار به اعتصاب غذا می شوند هشدار می دهدو از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات عملی برای نجات جان زندانيان سياسی در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



02 مرداد 1389 برابر با 24 ژولای 2010




2 مرداد 1389    16:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :محکوميت 9.5 سال حبس بهاره هدايت تاييد شد

ادوارنيوز: شعبه 54 دادگاه تجديدنظر تهران حکم صادره از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامی در خصوص محکوميت بهاره هدايت عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت را عينا تاييد کرد.



به گزارش ادوارنيوز، دادگاه تجديدنظر بدون توجه به دفاعيات خانم هدايت و وکلای وی حکم 7.5 سال حبس را همراه با قطعی شدن 2 سال حبس تعليقی عينا تاييد کرده است.



خانم هدايت به اتهام "اجتماع و تبانی عليه نظام" به 5 سال حبس، به دليل توهين به رهبری به دو سال حبس و به دليل توهين به رئيس‌جمهوری و تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس محکوم شده است. هم‌چنين حکم دو سال حبس تعليقی بهاره هدايت به اتهام اقدام عليه امنيت از طريق برگزاری تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ نيز به اجرا درآمده و به اين حکم افزوده شده است.



حکم بهاره هدايت بی سابقه ترين محکوميت يکی از اعضای شورای مرکزی اتحاديه انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکيم وحدت) از ابتدای تشکيل اين انجمن ها است.




2 مرداد 1389    15:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :گردهمايی فعالان حقوق بشر در اعتراض به قرار اعدام سکينه محمدی آشتيانی

بى بى سى: گروه هايی از فعالان حقوق بشر قرار است امروز، شنبه، دوم مرداد (۲۴ ژوئيه) در سراسر جهان در اعتراض به قرار اعدام سکينه محمدی آشتيانی راهپيمايی کنند.



سکينه محمدی آشتيانی پيشتر به سنگسار محکوم شده بود اما در پی اعتراض های جهاني، دولت ايران اعلام کرد که او سنگسار نخواهد شد اما حکم اعدامش همچنان پابرجاست.



سکينه محمدی آشتيانی چهار سال قبل به اتهام رابطه "نامشروع" با دو مرد پس از فوت همسرش محکوم شده بود.



اما مدتی بعد، در جريان محاکمه مردی که به قتل همسر خانم محمدی آشتيانی متهم بود، دادگاه ديگری پرونده اوليه او را در رابطه با حوادث پيش از قتل شوهرش مورد بررسی قرار داد و اين بار او را به اتهام داشتن رابطه با يک مرد ديگر در زمان حيات شوهرش، به "زنای محصنه" محکوم و عليه او حکم سنگسار صادر کرد.



خانم محمدی آشتيانی اين اتهام را رد کرده است.



وی که دو فرزند دارد، از چهار سال قبل در تبريز در زندان است.



سکينه محمدی آشتيانی همچنين به ۹۰ ضربه شلاق محکوم شده بود که اين حکم به اجرا در آمده است.



مقام های استان آذربايجان شرقی ايران گفته اند حکم سنگسار او به طور موقت به حال تعليق درآمده تا صادق لاريجاني، رييس قوه قضائيه ايران در مورد آن تصميم گيری کند.



فعالان مدافع حقوق بشر هشدار داده اند که سکينه محمدی آشتيانی همچنان ممکن است اعدام شود. آنها اميدوارند که گردهمايی های امروز، مقام های ايرانی را برای آزاد کردن خانم محمد تحت فشار قرار دهد.



محمد جواد لاريجاني، دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه ايران، دو هفته قبل در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی سنگسار را مطابق قانون اساسی دانست اما گفت حکم سنگسار سکينه محمدی آشتيانی تحت بازنگری و تجديد نظر قرار دارد.



وی از روند محاکمه خانم محمدی آشتيانی دفاع و از واکنش های غرب به آن انتقاد کرد.



آقای لاريجانی تاکيد کرد مجازات های سنگين از جمله سنگسار همچنان پيش از اجرا مورد بازنگری دقيق مقام های قضايی ايران قرار می گيرد.



پيش از تعليق حکم سنگسار سکينه محمدی آشتياني، مقام های چند کشور نسبت به اين حکم اعتراض کرده بودند. از جمله، ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا، سنگسار را مجازاتی "قرون وسطايی" خوانده بود.



دولت نروژ نيز سفير ايران در اسلو را احضار کرده بود.



يکی از نمايندگان ارشد کنگره آمريکا هم طی نامه ای از هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا خواسته بود که در عرصه بين المللی برای جلوگيری از اعدام سکينه محمدی آشتيانی تلاش کند.



قوه قضائيه ايران برای توقف حکم سنگسار تحت فشار بوده اما منتقدين دولت ايران می گويند اجرای اين حکم همچنان ادامه دارد.



سازمان عفو بين الملل گفته است طی چهار سال اخير، دست کم شش نفر در ايران سنگسار شده اند. اين گروه مدافع حقوق بشر می گويد در همين مدت، حکم سنگسار ۱۵ نفر ديگر لغو شده است.




2 مرداد 1389    15:58
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :رکود علمی در حال‌حاضر بهانه‌ جديدی از سوی وزارت علوم برای بازنشستگی تبعيض‌آميز اساتيد است

ايلنا:عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شورای اسلامی در واکنش به موج جديد بازنشستگی اساتيد در دانشگاه‌ها، گفت: رکود علمی در حال‌حاضر بهانه‌ جديدی از سوی وزارت علوم برای بازنشستگی تبعيض‌آميز اساتيد است و اگر قرار به اين است که بر اساس رکود علمی اساتيد بازنشسته شوند، بايدتعداد زيادی از اساتيد کشور بازنشسته شوند.



به گزارش ايلنا، سعدالله نصيری عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شورای اسلامي، گفت: در حال حاضر وزارت علوم و دانشگاه‌ها به بهانه رکود علمی دست به بازنشستگی تبعيض‌آميز اساتيد زده‌اند که مي‌توان گفت اگر قرار به اين است که بر اساس رکود علمی اساتيد بازنشسته شوند، بايد تعداد زيادی از اساتيد کشور بازنشسته شوند.



وی افزود: ما به دو شکل مي‌توانيم اساتيد را بازنشسته کنيم در شکل اول اگر استادی رکود علمی داشته باشد و در طول سابقه خود مقاله علمی و ارتقاء نداشته باشد، بايدبازنشسته شود.



عضو کميسيون آموزش تاکيد کرد: اما آنچه که در حال حاضر مشاهده مي‌کنيم اين است که اساتيدی که به شکلی به قول وزير علوم سکولار باشند و با نگرش‌های فکری و سياست‌های دولت مخالفت و دگرانديشی داشته باشند، بازنشسته مي‌شوند که اين مسئله تبعيض‌آميز است.



وی با تاکيد بر اينکه رئيس کميسيون و اعضا بر اين نکته تاکيد دارند که بازنشتستگي‌های اخير به شکل تبعيض‌آميزی شکل گرفته‌ است، گفت: اين مسأله در کميسيون آموزش مجلس بارها مورد بحث قرار گرفته شده است و نظر اکثر اعضا بر اين است که اين بازنشستگي‌ها به شکل تبعيض‌آميز است و دانشگاه‌ها و روسای آن با نگاه سليقه‌ای خود اساتيد را بازنشسته مي‌کنند.




2 مرداد 1389    15:55
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:10 3 مرداد 1389
راست میگن در کشوری که علم از در و دیوار می ریزه نباید آدم چرت بزنه.

از دکتر الله کرم و احمدی نژاد یاد بگیرند.

به همت آنها در همه چیز مستقل هستیم و خود کفا.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :عکس :روند کاهش آب درياچه اروميه:از سال 84 آب درياچه حدود شش متر کاهش يافته است و اين روند ادامه دارد.

http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=1218109
2 مرداد 1389    16:31
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :کارگران صنايع مخابرات ۴ ماه حقوق دريافت نکرده اند

ايلنا:کارگران کارخانه صنايع مخابراتی راه دور ايران (ITI) مي‌گويند: از حدود چهار ماه پيش تاکنون ديگر نه کارفرما و نه مسوولان استانی به آنها هيچ وجهی بابت مطالبت معوقه پرداخت نکرده‌اند.



به گزارش ايلنا، يکی از کارگران اين کارخانه گفت: حدود چهار ماه پيش نزديک به ۳۰۰ هزار تومان از ۱۴ ماه مطالبات معوقه خود را دريافت کرديم و اين آخرين مرتبه ای بود مسوولان به وعده‌خود مبنی بر پرداخت بخشی از مطالبات کارگران عمل کردند. وی افزود: حدود سه هفته پيش نيز کارگران دوباره دراعتراض به وضع موجود تحصن کردند و قرار شد تا ظرف يک هفته جددا به هر کارگر ۳۰۰ هزار تومان پرداخت شود که هنوز اين وعده محقق نشده است.



سرگردانی کارگران کارخانه صنايع مخابراتی راه دور ايران درحالی است که دولت در جريان سفرهای دوم و سوم به استان فارس در مجموع با پرداخت ۲۰ ميليارد تومان تسهيلات به اين کارخانه موافقت کرد و همچنين به وزارتخانه‌های کار، صنايع، ارتباطات و دفاع ماموريت داد تا به وضع اين کارخانه رسيدگی کنند.



کارخانه صنايع مخابراتی راه دور ايران نزديک به ۷۰۰ کارگر دارد که در پی خصوصی سازي‌های سالهای ابتدايی دهه ۸۰ دچار مشکل شد.



به گفته کارگران فعاليت در اين کارخانه متوقف است اما کارگران از طريق انجام مشاغل کاذبی چون دست فروشی و مسافرکشی ۷ درصد حق بيمه خود را به سازمان تامين اجتماعی پرداخت مي‌کنند.




2 مرداد 1389    15:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد : ابراهيم يزدی دبيرکل نهضت آزادی ايران، در بيمارستان بستری شد

سحام نيوز :ابراهيم يزدي، دبيرکل نهضت آزادی ايران، عصر ديروز در يکی از بيمارستان های تهران بستری شد و به توصيه پزشکان به دليل مشکلات قلبی و عروقی تحت درمان قرار گرفته است .



به گزارش ميزان ، دکتر يزدی در پی بازداشت نيمه شب عاشورا پس از دوماه بازداشت در بند ۲۰۹ مربوط به وزارت اطلاعات بخاطر وضعيت وخيم جسمانی از زندان مستقيماً به بيمارستان منتقل شد و تحت عمل ”جراحی قلب باز “ قرار گرفت و نهايتاً بعد از عمل جراحی دادستان تهران با صدور قرار وثيقه ۵۰۰ ميليون تومانی با مرخصی استعلاجی وی موافقت نمود.



وی در اين مدت تحت مراقبت پزشکان قرار داشته است و عليرغم بهبودی نسبی و مرخصی از بيمارستان به خاطر بروز علائم نگران کننده ناشی از نارسايی قلب و عروق عصر جمعه ۱ مرداد ماه بار ديگر به دليل به بيمارستان منتقل و بستری شد.



دکتر ابراهيم يزدی دبير کل نهضت آزادی ايران ، عضو شورای انقلاب و وزير امور خارجه اولين دولت جمهوری اسلامی در آستانه ۸۰ سالگی قرار دارد و در موج بازداشت های فعالين سياسی در دوره بعد از انتخابات کهنسال ترين زندانی سياسی ايران بوده است .



بسياری از فعالين سياسی ايران اعم از جوانان و سالخوردگان در جريان فشارهای وارده در اين دوران سلامت پزشکی خود را از دست داده اند که به عنوان نمونه هفته گذشته آقايان مهدی عربشاهی دبير جوان دفترتحکيم وحدت که در زندان دچار مشکلات قلبی شده بود ناچار به عمل جراحی نصب استنت در قلب شد و يا حمزه کرمی به دليل حمله قلبی در بيمارستان بستری شده و در حالت نيمه هشيار قرار دارد. آقای بهزاد نبوی از زندان مستقيماً به بيمارستان انتقال يافت و بسياری از فعالين سياسی ديگر نظير تاج زاده، عماد الدين باقي، محمد نوری زاد و نيز بلافاصله بعد از آزادی از زندان ناچار به مراجعه به بيمارستان برای بيماری های حاصل از فشارهای زندان شده اند.




2 مرداد 1389    15:01
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:24 2 مرداد 1389
بمیره از شر مرتیکه یالدنگ راحت شیم


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :مصاحبه افشاگرانه ايمان صديقی دانشجوی تازه آزاد شده از زندان متی کلای بابل

دانشجونيوز:ايمان صديقی در مصاحبه ای با دانشجونيوز از وضعيت اسفبار زندانيان سياسی در زندان می گويد. وی ضمن بيان برخی واقعيات اسف بار پيرامون نحوه برخورد مسئولين زندان با فعالين سياسي، تحميل چنين فشارهايی بر فعالين سياسی و مدنی از جانب حاکميت را نابخردانه می داند و معتقد است نتيجه عکس را برای حاکميت در پی خواهد داشت.



وی در اين زمينه می گويد: " به اعتقاد من زندان مكانی برای ايجاد تغيير در زندانيان سياسی نيست.آنها شايد در ظاهر تغيير كنند اما در باطن زندان باعث ايجاد تنفر بيشتر نسبت به نظام می شود. واقعا زندانی كردن فعالين سياسي، دانشجويي،زنان و غيره يك اشتباه بزرگ است".



ايمان صديقی دانشجوی محروم از تحصيل و فعال حقوق بشر دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل است كه چند روز پيش پس از 130 روز از زندان متی كلا در شهرستان بابل آزاد شده است. صديقی از سال 1386 از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل بوده است.وی در دوره های مختلف از اعضای هيئت موسس انجمن اسلامی دانشجويان، دبير سياسی انجمن اسلامی دانشجويان و عضو شورای عمومی دفتر تحكيم وحدت بود.او در 18 ماه اخير 3 بار در كميته انضباطی دانشگاه و 1 بار در دادگاه انقلاب شهرستان بابل محاكمه شده است كه به صورت متوالی توسط كميته انضباطی دانشگاه و دادگاه انقلاب از تحصيل در دانشگاه محروم گشته است. او سال گذشته در 28 خرداد ماه توسط اداره اطلاعات شهرستان بابل بازداشت شد و حدود 1 ماه در زندان بود.وی بار ديگر در تاريخ 19 اسفند 1388 به جرم اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام به زندان متی كلا در شهرستان بابل رفت و در تاريخ 26 تير ماه سال جاری از زندان آزاد گشت.



مصاحبه سايت دانشجونيوز با ايمان صديقی را در زير می آيد:







آقای صديقی اولين سوال را با اين شروع می كنم آزادی از زندان چه طعمی دارد؟



واقعا شيرين است.البته علی رغم گذشت چند روز من هنوز كاملا باور نكردم كه آزاد شدم اما بايد بگويم واقعا حس خوبی دارم از اينكه آزادم.البته برای دوستانم كه هنوز در بندند نگران و ناراحتم.



ايمان جان برگرديم به سال 88 و از بازداشتت شروع كنيم.شرح مختصری از نحوه بازداشتتان بدهيد.



من پارسال در تاريخ 28 خرداد در منزلم بازداشت شدم.تركيبی از نيروهای اداره اطلاعات بابل و ناجا من را بازداشت كردند.آنها درب خانه من را شكستند و به روی من اسلحه كشيدند و به شدت من را كتك زدند.سپس تمامی لوازم الكترونيكی من و بسياری از مدارك و لوازم شخصی من را ضبط كردند و من را به اداره اطلاعات شهرستان بابل بردند و در آنجا حدود 4 ساعت به يك ميله بسته شده بودم.بعد از آن به مقر اصلی وزارت اطلاعات در مازندران در شهرستان ساری منتقل شدم و پس از 10 روز و اتمام بازجويی همراه با جنابعالی با هم به زندان متی كلا در شهرستان بابل منتقل شدم و مدت 17 روز ديگر در آنجا بازداشت بودم و بعد از آن با قرار وثيقه آزاد شدم.



آيا بعد از آن به دادگاه رفتيد؟



بله در شهريور ماه به دادگاه رفتم كه از نظر من كاملا حالت نمايشی داشت.قاضی كه رييس دادگستری شهرستان بابل بود مدام به صحبت های ما می خنديد و مشخص بود كه تصميمش را از قبل گرفته است و ما در آنجا به 10 ماه زندان و محروميت از تحصيل محكوم شديم.



از بار دومی كه به زندان رفتی برای مان صحبت كن؟



من در 19 اسفند به همراه محسن برزگر به زندان متی كلا برگشتم.روز اول اشتباها به سلول انفرادی رفتيم و چند ساعت در آنجا بوديم.



درست متوجه نشدم. چرا اشتباها؟



به خاطر اينكه زندانيان سياسی كه در دوران بازداشت هستند معمولا در اين زندان در سلول انفرادی نگه داری می شوند. ولی ما برای گذراندن دوران محكوميت خود به زندان آمده بوديم اما مسئولين زندان ابتدا تصور كردند ما بازداشت هستيم و پس از چند ساعت متوجه اشتباه خود شدند و ما را به بند قرنطينه منتقل كردند و فردای آن روز نيز به بند 2 عمومی منتقل شديم.



شما به بند عمومی منتقل شديد؟ چه مجرمانی در بند شما نگهداری می شدند؟



بله. مجرمين خطرناك در اين بند نگه داری می شدند.كسانی كه جرم هايی نظير قتل، آدم ربايی ، تعرض به نواميس مردم،درگيری ، تخريب و ورود به عنف را داشتند در آنجا زندگی می كردند. اين بند 10 اتاق داشت و حدود 150 زندانی در آن وجود داشت. در اتاق ما حدود 15 زندانی ديگر در كنار ما در آن اتاق زندگی می كردند.



جرم هم اتاقی های شما چه بود؟



جرم آنها متفاوت بود.اكثر آنها جرمشان درگيری بود ولی افراد ديگری هم بودند كه جرم آنها آدم ربايي، تخريب يا تعرض به فرزندشان بود.



درست متوجه نشدم يعنی جرم هم اتاقی شما تعرض به فرزندش بود و در كنار شما كه جرمتان تبليغ عليه نظام بود زندگی می كرد؟



بله متاسفانه آن فرد كه حالت مناسب روانی هم نداشت به پسر 11 ساله خود تعرض كرده بود و به 10 سال زندان محكوم شده بود و با ما در آن اتاق زندگی می كرد.البته كسی حق نداشت جرم ما را بداند و در ليست زندانيان اتاق نيز برای اينكه كسی متوجه جرم ما نشود جرم ما را تخريب عنوان كرده بودند!!



شما با چنين وضعيتی نمی ترسيديد كه به خود شما و دوستتان نيز تعرض شود؟



واقعيت اين بود كه زمانی كه در آن بند بوديم اين كابوس هميشگی ما بود.به هر حال لواط و تعرض در زندان اتفاقی طبيعی محسوب می شود.البته مسئولين زندان هميشه با حداكثر توان خودشان در تلاش بودند كه ميزان آن را كاهش دهند ولی نمی توان انتظار بيجا از آنان داشت.به هر حال اكثر زندانيان در شرايط فرهنگی و آموزشی نامناسبی رشد كردند و در واقع اگر مثل مردم عادی در شرايط مناسبی زندگی كرده بودند قطعا مرتكب اين گونه جرايم خطرناك نمی شدند.من و دوستم همواره سعی می كرديم كه هرجا می رويم با هم برويم و از هم محافظت كنيم اما خطر هميشه وجود داشت. در طول هفته همواره چندين نفر از زندانيانی كه لواط كرده بودند توسط افسرنگهبانان شناسايی می شدند و به سلول انفرادی می رفتند.اما بسياری از اين تعرض ها و لواط ها اصلا شناسايی نمی شد و كسی هم نمی فهميد.برای مثال دو زندانی با هم در بند قرنطينه درگير شدند و يكی از آنها قسمتی از گوش آن زندانی ديگر را كند و متاسفانه برای اينكه نشان دهد چقدر موجود خطرناكی است آن تكه گوش كنده شده را خورد! چند روز بعد وقتی برای استفاده از تلفن به بند قرنطينه رفتيم متوجه شديم زندانيانی كه مسئول اداره امور بند قرنطينه بودند ( كه ما در زندان به آنها وكيل بند می گوييم) در وسط حياط بند پای اين زندانی را به پای يك زندانی ديگر زنجير كردند و او را مجبور كردند كه در وسط حياط و جلوی ساير زندانيان با آن زندانی اعمال جنسی بسيار زشتی را انجام دهد و در صورتی كه خسته می شد و از آن كار زننده دست می كشيد او را به طرز وحشيانه ای با دسته زمين شوی كتك می زدند و او مجبور بود دوباره همان كار را ادامه دهد.



واكنش بقيه زندانيان كه شاهد اين صحنه بودند چه بود؟



آنها می خنديدند و تشويقشان می كردند.شما كاملا حس می كرديد چيزی به عنوان انسانيت در اينجا اصلا وجود ندارد.واقعا در چنين مواقعی آدم از اينكه انسان است بدش می آمد.البته مسئولين زندان هم با آن زندانی برخورد كرده بودند اما واقعا فكر نمی كنم تاثيری در اصلاح اين گونه افراد داشته باشد. اين زندانيان اكثرا به خاطر مصرف بيش از حد مواد مخدری مانند شيشه و كراك حالت طبيعی خود را از دست داده اند و بايد به تيمارستان بروند نه زندان.



آيا از مسئولين زندان نخواستيد كه شما را به بند ديگری و جدا از زندانيان منتقل كنند؟



ما 3 روز بعد از ورودمان به بند عمومی به ديدار رييس زندان رفتيم و از او خواستيم كه ما را به بند اختصاصی منتقل كند اما او قبول نكرد و گفت من به ضد انقلاب بند نمی دهم. در ضمن به ما گفت حق نداريم به كسی بگوييم جرم مان چيست و با كسی درباره جرممان صحبت كنيم و اگر اين كار را بكنيم ما را به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شهرستان ساری خواهد فرستاد.



شنيديم كه محسن برزگر در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.اين موضوع صحت دارد؟



متاسفانه بله.اين اتفاق در بند 2 افتاد.فكر كنم يك روز جمعه صبح بود.من خوابيده بودم و محسن به تنهايی به حياط رفت تا به خانواده اش تلفن بزند.اما ظاهرا يكی از زندانيان از او خواست كه تلفن را قطع كند و به او بدهد كه وی اين كار را نكرد و آن زندانی به او حمله كرد و گردن محسن در اثر اين دعوا زخمی و خونی شد.بعد از اينكه اين موضوع به رسانه ها انتقال پيدا كرد و خبری شد مسئولين زندان بالاخره به خواسته ما احترام گذاشتند و در بهار 89 ما را به بند وي‍ژه منتقل كردند.



بند ويژه چطور بود؟



وقتی به ويژه رفتيم مهمترين مشكل ما كه مسئله امنيت ما بود حل شد.البته مشكلات ديگری به جای آن به وجود آمد.بند ويژه قبل از اينكه ما به آنجا برويم تبعيدگاه زندانيان بود.بنابراين نه امكاناتی داشت و نه شرايط بهداشتی خوبی.اما بالاخره به صورت تدريجی و در طول چند ماه با كمك مسئولين زندان مشكل كمبود امكانات اوليه را حل كرديم.در مورد بهداشت هم اوايل ورودمان به بند واقعا مشكل داشت.برای مثال تمام زندگی مان پر از سوسك بود.يك بار وقتی ناهار آوردند، سفره را پهن كرديم و غذاها را بر روی آن گذاشتيم و به دستشويی رفتم تا دستم را قبل از غذا بشويم، وقتی برگشتم سه تا سوسك تو ظرف غذا بود.مجبور شدم غذايم را دور بريزم.ما تصميم گرفتيم به صورت جدی با سوسك ها مبارزه كنيم ولی تعدادشان خيلی زياد بود.شب ها تخت خوابمان پر از سوسك بود و چندين بار سوسك ها از روی صورتم رد شدند.ما تصميم گرفتيم به مدت 5 روز تعداد سوسك هايی را كه می كشيم بشماريم.ما در آن 5 روز 182 عدد سوسك را كشتيم.در حالی كه ده ها سوسك ديگر همچنان زنده بودند! پس از نامه نگاری با مسئولين زندان و سمپاشی بند و تعويض تخت های پر از سوسك با تخت های تميز مشكلمان حل شد.اما باز مشكل ديگری بوجود آمد.چند شب به علت خارش بيش از حد نتوانستم بخوابم.ناگهان متوجه شديم پتوهای ما پر از شپش بود و اين حشرات موذی به داخل لباس های ما رفتند.برای حل اين مشكل در طول يك هفته 30 عدد پتوی بند را كه فكر كنم 10 سالی بود كه شسته نشده بودند، به همراه لباس های مان كاملا شستيم و شپش ها نابود شدند.البته چند بار هم موش ها وارد بندمان شدند ولی سرانجام پس از چند هفته تلاش شرايط بهداشتی بند وضعيت مطلوبی به خود گرفت.اين اواخر واقعا بند ويژه، خوب و تميز شده بود.



بزرگترين نقض حقوق افراد از سوی دستگاه امنيتی كه در زندان شاهد آن بوديد چه بود؟



بدترين مورد نگه داری آقای علی تاری (رييس ستاد آقای موسوی در شهرستان بابلسر) در سلول انفرادی بود.انفرادی های زندان متی كلا به هيچ وجه استاندارد نيست.سلول هايی بسيار كوچك كه آدم را به ياد قبر می اندازد كه فاقد توالت هستند.زندانيان 2 تا 3 بار در روز می توانند به توالت بيرون از سلول بروند.بسياری از زندانيان كه صبرشان تمام می شود در همان سلول های شان كارشان را انجام می دهد و برای همين در بسياری از اوقات بند انفرادی بوی گند مدفوع می دهد.وزارت اطلاعات آقای علی تاری را در سن 51 سالگی 72 روز در آن شرايط نگه داری كرد و متاسفانه مسئولين اداره اطلاعات بابل در چند جا به اين كار خود افتخار هم كردند كه اين بدتر از خود فعل صورت گرفته بود.به آقای تاری می گفتند بايد درباره تخريب بنر آقای خامنه ای در شهرستان بابلسر كه در چند ماه پيش صورت گرفته بود توضيح دهد.به نظر شما يك مرد متشخص، مذهبی و جا افتاده ای مثل آقای تاری در سن 51 سالگی شبانه اسپری به دست به خيابان می رود و روی بنر تصاوير مستهجن می كشد؟! خودتان قضاوت كنيد. من چيزی نمی گويم.



آيا اكنون كه از زندان آزاد شديد، فكر می كنيد زندان نظر شما را نسبت به نظام تغيير داد و به قول بازجوها شما اصلاح شديد؟



به اعتقاد من زندان مكانی برای ايجاد تغيير در زندانيان سياسی نيست.آنها شايد در ظاهر تغيير كنند اما در باطن زندان باعث ايجاد تنفر بيشتر نسبت به نظام می شود.واقعا زندانی كردن فعالين سياسي، دانشجويي،زنان و غيره يك اشتباه بزرگ است. هر چقدر هم مسئولين زندان تلاش كنند باز زندان، زندان است و اصلا اگر آنجا بهشت هم می شد باز مكانی تحقير كننده است. من در زندان مردی را ديدم از اصلاح طلبان كه 8 سال فرماندار چند شهر استان مازندران بود.يك انگشتش در جنگ قطع شده بود.علاوه بر حضور در جنگ ايران و عراق، چندين ماه در دهه 60 در لبنان عليه اسراييل فعاليت های نظامی و چريكی كرده بود. حال اين فرد با اين حجم خدمت به نظام جمهوری اسلامی توسط همان نظام به زندان انداخته شد.شما فكر می كنيد او پس از آزادی از زندان عاشق نظام شده است يا متنفر؟ ما متهم به تبليغ عليه نظام بوديم.آيا كسانی كه ما را به زندان انداختند بيشتر از ما تبليغ عليه نظام نكردند؟ به اعتقاد من به زندان رفتن ما و بودن ما در زندان بزرگترين تبليغ عليه نظام بود. از ديدگاه من مظلوميت زندانيان سياسی خود بزرگترين تبليغ عليه نظام است و آنها كه ما را به اين جرم به زندان فرستادند خود با اين كارشان از ما مجرم ترند.



آيا فكر می كنيد روند محاكمه شما عادلانه بوده است؟



به هيچ وجه. به نظر من اگر دادگستری ايران در مورد دادگاه های سياسی استقلال خود را حفظ كند و اجازه دخالت به دستگاه امنيتی در صدور رای ندهد احكام دادگاه بسيار خفيف تر از آن چيزی خواهد بود كه همه ما شاهد آن بوديم. به نظرم من نه برای حوادث چس از انتخابات بلكه برای فعاليت های حقوق بشری و سياسی 3 سال اخيرم در دانشگاه به زندان رفتم و حوادث بعد از انتخابات تنها بهانه ای بود برای تسويه حساب دستگاه امنيتی با من.



آقای صديقی بزرگترين خواسته شما در انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه چه بود؟



حفظ استقلال مسئولين دانشگاه از دستگاه امنيتی و رعايت حقوق دانشجويان.ايجاد فضای باز سياسی در دانشگاه به طوری كه هر كس آزادنه نظرش را بيان كند و ترسی از تعقيب و بازداشت نداشته باشد.



آيا يه خواسته تان رسيديد؟



هنوز نه.



آيا اميدوار هستيد كه روزی به خواسته خودتان دست پيدا كنيد؟



بله.شايد زمانش خيلی دور باشد.ولی بالاخره روز پيروزی خواهد رسيد.پايان شب سيه سپيد است.



آقای ايمان صديقی از حضور شما در اين مصاحبه متشكريم.اگر در پايان حرفی داريد بيان كنيد.



شايد بسياری از كسانی كه به زندان می روند واقعا مجرم باشند.اما در مورد يك نفر می توانم با قطعيت بگويم بی گناه به 10 سال زندان محكوم شده است.او سيد ستاره داران سيد ضيا نبوی دانشجوی ستاره دار دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل است كه بيش از 1 سال است كه بدون مرخصی از 25 خرداد 88 تا كنون در زندان اوين به سر می برد. او با 14 نفر در يك اتاق زندگی می كند كه حدود 10 نفر از هم اتاقی هايش عضو گروه القاعده هستند كه در ايران بازداشت شده اند.من حاضرم در هر دادگاهی كه بخواهيد شهادت دهم كه وی بی گناه است و هيچ جرمی مرتكب نشده است.ما 3 سال در كنار او در انجمن اسلامی دانشگاه فعاليت كرديم.اگر ضيا نبوی شايسته 10 سال زندان باشد من نيز بايد شايسته آن باشم.چون ما در بسياری از فعاليت های سياسی با هم بوديم.حال برايم سوال است كه چرا نبوی بايد 10 سال در زندان باشد و من 10 ماه.آرزو می كنم او و تمامی زندانيان سياسی از زندان آزاد شوند.




2 مرداد 1389    15:51
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :معاون بانک مرکزی: دارايی های ايران از کشورهايی که محدوديت ايجاد کند، خارج خواهد شد

جـــرس : معاون ارزی بانک مرکزي، ضمن تهديد کشورهای همگام با تحريم های جهانی و محدود کنندۀ دارايی های جمهوری اسلامي، هشدار داد "هر کشوری که برای داراييهای جمهوری اسلامی محدوديت ايجاد کند، ما نيز داراييهای خود را از بازار آن کشور خارج خواهيم کرد." وی تاکيد کرد " ايران متناسب با تحليل شرايط، داراييهای خارجی را منتقل خواهد نمود."





به گزارش مهر، حميد برهانی درباره انتقال دارايی های ايران از بانکهای اروپايی به آسيايی گفت: دارايی های کشور بايد به شيوه ای اداره و نگهداری شود که علاوه بر مصون بودن، قابليت نقدينگی بالا نيز باشد و ريسک و خطری متوجه اين داراييها نشود.





معاون ارزی بانک مرکزی با تاکيد بر اينکه اين داراييها بايد متناسب با بازارها و پولهای مختلف از انعطاف پذيری لازم برخوردار باشد، افزود: همچنين بايد اجازه فعاليت با داراييهای ما داده شود، با اين شرايط داراييهای ايران نيز به همان سمت سوق خواهد يافت.





وی خاطرنشان کرد: هر بازاری برای داراييهای ايران محدوديت ايجاد کند، داراييهای ما از آن بازار خارج خواهد شد و اين امر پديده ای کاملا طبيعی و منطقی است.





گفتنی است تحريم ها جهانی و همچنين تحريم فراگير ايالات متحده آمريکا، محدوديت های ويژه ای را برای سيستم بانکی ايران در خارج از کشور ايجاد کرده است.





وی با بيان اينکه بانک مرکزی متناسب با تحليل شرايط استراتژی خود را نيز تغيير می دهد و داراييها را منتقل می کند، ادامه داد: با توجه به اين امر هر کشوری که برای داراييهای ايران محدوديت ايجاد کند، ايران نيز داراييهای خود را از بازار آن کشور خارج خواهد کرد.





معاونت بانک مرکزی ايران، پيرامون بلوکه شدن داراييها و سرمايه های چهل شرکت ايرانی در دوبي، که بخشی از سهام آنها متعلق به دولت است، گفت "اطلاع و گزارشی در اين رابطه ندارم. اما چنانچه اين شرکتهای تحت سازمان ملل متحد باشند، احتمالا به امارات نيز تحريم اين شرکتها ابلاغ شده است."





گفتنی است محمدرضا رحيمی معاون اول محمود احمدی نژاد، چند روز پيش با انتقاد از "ذخيره منابع و سرمايه های ايرانی با سود کم در بانکهای اروپايی" و "قراردادن آن در جيب دشمنان" گفت: اگر اين سرمايه ها با سود بالا به داخل کشور بازگردد می تواند در مراکز مختلف هزينه و سرمايه گذاری شود.




2 مرداد 1389    15:14
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:06 4 مرداد 1389
سوال از آقای رحیمی اینه که اگر داراییهای کذایی بیان داخل چطور باید بدون کمک دشمنان آنها را بکار گرفت. اگر بخواهند مفاتیح هم چاپ کنند باید کاغذ و دستگاه و مرکب و وسایل تو لید و انتقال انرژی را هم از همان دشمنان بگیرند.

واقعاً که دشمنان دارند از ترس سکته می کنند.

باز  ای شکرش باقیه که اموال رفسن انی خیلیهاش در خار  غیر منقوله.





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :اينديپندنت:"فلوجه" هيروشيمای جديد است/ رشد 38 برابری سرطان خون در عراق

مهر: روزنامه اينديپندنت در گزارشی نوشت: بر اساس يک مطالعه جديد شمار مرگ و مير و ابتلا به سرطان خون در ميان نوزادان شهر فلوجه عراق بسيار بيشتر از بازماندگان بمباران اتمی هيروشيما و ناکازاکی در سال 1945 توسط آمريکا است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اينديپندنت، اين تحقيق جديد از افزايش چهار برابری ابتلا به انواع سرطانها در ميان بزرگسالان و افزايش 12 برابری ابتلا به سرطان در ميان کودکان پايين تر از 14 سال خبر داد.



در اين تحقيق که 4 هزار و 800 کودک اهل فلوجه شرکت کرده بود، مشخص شد که مرگ و مير نوزدان شهر فلوجه چهار برابر بيشتر از نوزادان اردنی و هشت برابر نوزادان کويتی است.



به نوشته اينديپندنت، در پی کشته شدن چهار کارمند شرکت امنيتی بلک واتر و سوزاندن جسد آنها، تفنگداران آمريکايی شهر فلوجه در 30 مايلی غرب بغداد را در آوريل 2004 محاصره و بمباران کردند. نيروهای ايالات متحده بعدها اعتراف کردند که از فسفر سفيد و همچنين ديگر مهمات در اين منطقه استفاده کرده بودند.



بر اساس اين تحقيق از هر هزار نوزاد عراقی 80 نفر در ابتدای تولد خود می ميرند، اين درحاليست که در مقايسه با نوزادان مصري، اردنی و کويتی اين ارقام به ترتيب 19 ، 17 و 9.7 گزارش شده است.







همچنين محققان از افزايش 38 برابری در ميزان ابتلا به سرطان خون و افزايش 10 برابری ميزان ابتلا به سرطان سينه در ميان زنان و افزايش چشمگير ابتلا به تومور غدد بافت لنفاوی و مغزی خبر داده اند.



در همين حال والدين کودکان ناقص الخلقه عراقی دولت انگليس را متهم به نقض قوانين بين الملل، جنايات جنگی و عدم پيشگيری از وقوع جنگ در اين کشور کردند و وکلای عراقی خواستار افشای نقش دقيق ارتش انگليس در حملات فلوجه، استفاده از سلاح های ممنوعه و پيشنهاد ارائه شده به "تونی بلر" نخست وزير وقت در زمان جنگ شده اند.



در پی شکايت ها درباره همدستی بريتانيا با آمريکا در استفاده از سلاح های شيميايی در حملات فلوجه در پاييز سال 2004 و جنايات جنگی در عراق، وزارت دفاع انگليس هم اکنون در حال انجام تحقيقات در اين باره است.






2 مرداد 1389    15:11
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد: گفتگوى سيمين بهبهانی با ايلنا؛

بهبهانى دربرابر انتقاداتى كه به شعرش مي‌شود؛ مي‌گويد: از سنت نبريده‌ام بلکه همه آنچه را بديع و نو به شمار مي‌آمده؛ به سنت غزل آميخته‌ام. به‌اعتقاد او؛ شعر معاصر رونق پيشين خود را ازدست داده؛ از همين رو پس از انقلاب؛ ادبيات داستانی رونق بسيار گرفت.



ايلنا: سيمين بهبهانى در شعرش ــ که با سه تار شکسته از سال 1330 شروع کردــ به شدت تجربه‌گراست. شايد برای همين است که اشعار او خواننده قابل قبولى دارد. بانوی غزل ايران، برای نخستين بار روايت را در غزل آغاز کرد و از آن نگاه شهودگرا دور شد. او سعی کرد توصيه‌ی نيما را دراينکه شعر بايد به لحن طبيعی و خصوصياتی که در شعور و طبيعت زبان مردم هست، نزديک شود. از او کتابی که مجموعه‌ی تمام گفتگوهايش را دربرمي‌گيرد منتظر مجوز است.



*از نگاه شما كه از فعالان حقوق زن هستيد، آيا نقش زن در جامعه‌ی امروز از سوژه‌ای در پستو مانده به عنصری فعال و مايل به حقوق برابر در جامعه تغيير کرده يا خير؟

ــ‌ بحث حقوق زن در ايران بيشتر از صد سال پيشينه دارد و به گمان من، بعداز فرانسه و بريتانيا، کشور ما سومين کشوری بوده که در انديشه‌ی حقوق زنان بوده است. در گذشته به‌طور کلی زنان در بيشتر نقاط جهان از حق برابر با مردان بي‌بهره بوده‌اند و اين بي‌بهره‌گی از روزگار مردسالاری تا يکی دو قرن پيش ادامه يافته. علت آن هم در وضع جسمی زن و شايد مدنی شدن شيوه‌ی زندگی دانسته شده. پس هر قدر شهرها و ديوارها محفوظ تر شده‌اند به همان نسبت چيرگی مردان و تلاش آنها در مهار کردن زنان بيشتر شده.از اين‌رو، مرد با تمهيدی غيرمنطقى گاه زن را در خانه محبوس کرده و تهيه‌ی معاش او را به‌عهده گرفته بوده و درمقابل، اطاعت و تمکين او را طلبکار شد.

دوره‌ی ماشينيسم سبب شد که زنان هم بتوانند چرخ‌ها را به گردش و جنبش درآورند و بخشی از تلاش جامعه را عهده‌دار شوند. اما مردان عادت نداشتند برای همکاري‌های زنان؛ مزدی به آنها بپردازند.

نخستين جنبش زنان در فرانسه و به انگيزه‌ی مزدخواهی دربرابر کار بود که جنجال برانگيخت. کتاب‌ها نوشته شد که ازجمله مهمترين آنها قيد و بندهای زنان-1869 به قلم جان استوارت ميل(فيلسوف و اقتصاددان بريتانيايی) بود. از همين هنگام بود كه زنان لزوم برابری با مردان را احساس کردند.



* از سال 1330 که اولين مجموعه شعرتان را با نام سه‌تار شکسته در قالب‌های غزل و چهارپاره منتشر کرديد، از شما درباره‌ی اين پرسيده شد که چرا باوجود کنار گذاشته شدن قالب‌های سنتی در شعر مدرن؛ شما هنوز به آنها پايبنديد. البته باتوجه به نوآوري‌های شما در اوزان ابداعی که به شهادت گفته خودتان؛ تعداد اين اوزان به هفتاد مي‌رسد و همينطور عدول از مصاديق غزل کلاسيک با بکار گرفتن روايت و وحدت مضمونی در شعر، اين پايبندی شكل ديگری به خود گرفت. آيا مي‌خواهيد به اين پرسش پنجاه و پنج ساله پاسخ دهيد؟

ــ من با اينکه سنت را در معنای معمول و ظاهری آن نگاه داشته‌ام، درواقع با بدعت‌هايی که در قالب غزل به وجود آورده‌ام، چيزی ساخته‌ام که جز غزل نو آيين؛ نمي‌توان برای آن نامی پيدا کرد. اين غزل‌ها جز قالب ظاهری و هندسي، هيچ شباهتی به غزل‌های دوران گذشته ندارد. با تاکيد بر اين حقيقت که حفظ سماجت‌آميز سنت نادرست است.

ياد آور مي‌شوم که من از سنت نبريده‌ام بلکه همه آنچه را بديع و نو به شمار مي‌آمده ـ البته در حد توان ـ به سنت غزل آميخته‌ام. فراموش نکنيم که نيما هم در يکی از نامه‌هايش بر طرز کار، موسيقی کلام و عصيان عليه قواعد دستوری قديم تکيه مي‌کند و مي‌نويسد: خواه شعر در قالب آزاد سروده شده باشد يا نه.(قلم‌انداز- دنيا ـ تهران- 1349)

از اينجاست که خيال مي‌کنم آنچه را با سنت رابطه دارد؛ بايد با بدعت‌های پذيرفتنی بياميزم و غزل‌هايی بنويسم که برخی از ناقدان آنها را ضدغزل مي‌نامند. پس حوزه‌ای در شعر آفريده‌ام که مي‌توانم در آن، گذشته از عشق و عرفان- که درونمايه‌های غزل قديم بوده‌اند ـ همه‌گونه درونمايه را همچون روايت، گفتگو، مسائل رواني، بحث، جدل، سيلان ذهن، وطن‌پرستي، مذهب، فلسفه، اشارات به علوم گوناگون البته در حد بضاعت و تلميح به رسم‌ها و آيين‌ها و تمدن کهن و نو گاه با زبان محاوره و گاه با بيان فخيم به‌کار گيرم.



*شما وقتی که وزن را از ريشه زبان مي‌گيريد يا روايت را در غزل پيش مي‌بريد يا وقتی که نگاه اعتيادی شخصيت شعری را با هوشمندی از آسمان برگرفته به زمين و زندگی جاری در روزمرگی و محاورات مي‌دوزيد، جهان‌بينی مدرنی داريد. وقتی کولي‌واره‌ها را با نگاه حاشيه محور و مرزشکن مي‌سراييد، ديد مدرنی داريد. ديدی که البته هنوز درقيد قالب سنتی است. با اين حال نوع فکر شما درونمايه‌ها و تمهيدات فکر مدرن است. فکری که اساسا هماغوش مدرنيته در غرب است. اما از دهه‌ی شصت ميلادی به بعد عقلانيت تا حدود زيادی به نقض تمامی گزاره‌های پيشينش پرداخت. پرداختی که ناگزير هنرغرب را نيز تحت‌تاثير قرار داد. حاصل کج‌دار و مريز چنين تحولی در شعر ما از سال‌های دهه هفتاد به بعد رخ نموده است.

ــ درباره چگونگی شعرم؛ درست تشخيص داده‌ايد. تنوع رکن بنيادين کار من است. هيچ گاه پايبند يک قاعده يا يک رسم واحد نبوده‌ام. برای شعرها به تناسب درونمايه، فرم و وزن آفريده‌ام. مضمون‌هايم نيز از همه چيز مايه گرفته‌اند. وزن را هم ـ عروض و غيرعروضی- در زمره‌ی موسيقی کلام و همزمان عنصری خيال‌انگيز مي‌دانم که از لوازم محتوم شعر است.

در روزگار ما رويدادها در گوشه‌های گوناگون جهان از يکديگر تاثير مي‌پذيرد. علت اصلی اين تاثيرپذيری را بايد در ارتباط و همگرايی جهانيان با يکديگر دانست.

امروز هيچ پديده‌ای خاص يک سرزمين واحد نيست بلکه همه جای جهان مي‌تواند حضور داشته باشد. آنچه به شعر و هنر مربوط است از همين اصل پيروی مي‌کند. شعر امروز جهان ديگر در زبان ناهمانند است و در بيان موضوع همانند است زيرا شيوه‌های زندگی همانند هستند. من، روزگاری را پيش‌بينی مي‌کنم که مردمان جهان همه بی يک زبان سخن بگويند.هرقدر ارتباط‌ها نزديکتر شوند، پيش‌بينی من هم زودتر به واقعيت خواهد پيوست. از همين رو ، نزديک شدن مايه‌های هنر- از کلام تا ديداری و شنيداری- به يکديگر ناگزير است.



*هنر در بهترين ادوار خود از مواجهه منفی با سنت يا توشه‌های برگرفته از همان سنت، متحول شده. آيا شعر ايران در دهه‌ی هشتاد را حايز چنين خصلتی مي‌بينيد؟

ــ‌اعتلای هنر به ويژه شعر، نياز به محيط مناسب دارد. اجتماعات ادبی برای شاعران بااستعداد به منزله دانشگاه است. در چنين اجتماعاتی است که شعر عرضه؛ نقد و ترغيب مي‌شود. متاسفم که چنين محافلی روز به روز کم‌شمارتر شده و خواستاران شعر و نوجويان اين هنر برای داد و ستد ذهنی خود جايی ندارند. استعدادهای ناپرورده و بي‌راهنما به هدر مي‌روند. اينجا ديگر سخن از سنت و مدرنيسم نيست،هرکس به راه خود مي‌رود.



*شعرامروز فارسی را چگونه ارزيابی مي‌کنيد؟ جايی گفته‌ايد درنهايت ادبيات ما به سمت داستان و نثر و اقبال بيشتر اينها پيش خواهد رفت. دليل شما چه بوده و آيا هنوز بر همان باوريد؟

ــ طی دومين نيمه‌ی دهه اول انقلاب و با گذشت دهه دوم آن، ادبيات داستانی رونق بسيار گرفت. نويسندگانی مانند سيمين دانشور،هوشنگ گلشيري، محمود دولت‌آبادي، رضا براهني، احمد محمود، جواد مجابی و نسيم خاکسار و برخی ديگر که داستان‌نويسان درخشان پيش از 1357 بودند، با اشتياق و اهتمام بيشتر به نوشتن پرداختند و آثاری جاويد پديد آوردند. در نيمه دوم انقلاب، نويسندگان جوانتری چون شهرنوش پارسي‌پور، غزاله عليزاده، ناهيد کبيري، منيرو رواني‌پور، منصور کوشان، محمد محمدعلي، رضا جولايي، شهريار مندني‌پور، عباس معروفی و چند تن ديگر بيش از پيش به نوشتن کوشيدند و آثار چشمگيری بجا گذاشتند. دربرابر به گمان من، شعر معاصر با گذشت اين دوران رونق پيشين را ازدست داد.

البته شاعران نسل ما همچنان درخشيدند و دريغ که بسياری از ايشان ديگر درميان ما نيستند اما چند تنی از آنان در خارج يا داخل کشور به کار خود ادامه مي‌دهند. از ميان نسل جوانتر، سيدعلی صالحي، حافظ موسوي، شهاب مقربين، شمس لنگرودي، فرشته ساري، ري‌را عباسي، گراناز موسوي، پگاه احمدی و ناهيد کبيری و برخی ديگر در زمره شاخص‌ترين‌ها هستند.

برگرديم به هنر قصه نويسي؛ در سال‌های پايانی دهه سوم انقلاب، برخلاف آنچه اميد داشتم، ادبيات داستانی رو به افول گذاشته است. اگرچه هنوز قصه‌نويسانی مانند مجابی و معروفی اصغر الهی و رواني‌پور و سناپور و عده‌ای ديگر در خارج و داخل کشور سرگرم آفريدن آثار خود هستند.

از ادبيات مهاجرت نمي‌توانم به طور قاطع حرفی بزنم، زيرا آگاهی من در اين زمينه کافی نيست. ضمنا در خلال سال‌های اخير، کتاب‌های منثور فراوانی برايم فرستاده‌اند که بانهايت افسوس به علت آسيب‌ديده‌گی چشم از خواندن آنها محروم مانده‌ام و نمي‌توانم درباره اين آثار داوری کنم.



* سانسور نه تنها منحصر به بررس‌هايی مي‌شود که آثار را مي‌خوانند بلکه ابعاد اقتصادی و اجتماعی نيز دارد. درنهايت سانسور به خودسانسوری در روان نويسنده منجر مي‌شود. فکر مي‌کنيد موضع يک نويسنده آزادانديش که از قدرت سياسی محروم است دربرابر سانسور چه بايد باشد؟

ــ هول‌انگيزترين تاثير سانسور همان خودسانسوری است که خودتان يادآور آن شديد. اما هنرمند واقعی با آنکه نمي‌تواند با سانسور مبارزه کند، شيوه‌های ويژه‌ای برای رساندن پيام خود مي‌شناسد که عاملان سانسور از شناخت آن ناتوانند. پس اين کارشناسان بايد بدانند که در کار خود سراسر موفق نخواهند شد. مضاف بر اينکه در روزگار ما باوجود رسانه‌های همگانی و فن‌آوري‌های مدرن گوناگون، سانسور امری نزديک به ناممکن و البته بي‌فايده است.
2 مرداد 1389    12:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد: گزارش ايلنا از سريال خوراكي‌هايى كه طعم سلامت ندارند؛

ايلنا: آيا مساله آلودگى آب تهران تنها يك شوى رسانه‌اى است؟ اين گفته وزير نيروست كه عنوان كرد آب تهران آلوده نيست و هر آنچه اين روزها درباره آلودگى آب، به گوش رسيده است، يك شوى رسانه‌اى بود. البته بخشى از اين كنايه وزير نيرو مي‌تواند متوجه همكار وى در كابينه شود كه براى اولين بار اين موضوع را در جمع نمايندگان رسانه‌هاى گروهى طرح كرد. اما ماجرا چيست؟

به گزارش ايلنا، چندى پيش وزير بهداشت و درمان و آموزش پزشكى كه عنوان اولين وزير زن در جمهورى اسلامى را نيز با خود يدك مي‌كشد در جمع نمايندگان رسانه‌هاى گروهى از نيترات بالاى آب در تهران سخن گفت و زنان باردار و كودكان را به استفاده از آب بسته‌بندى توصيه كرد. جنجال از همين جا آغاز شد. وزرات نيرو با همه توان به ميدان آمد و مساله آلودگى آب تهران را رد كرد. مقامات اين وزارتخانه از استاندارد بودن آب سخن گفتند و بالاخره در جلسه‌اى كه با حضور استاندار تهران و مقامات وزارت نيرو و ... برگزار شد عده‌اى مسووليت سلامت آب تهران را برعهده گرفتند، اما توضيح ندادند اگر آب آلوده بود چه تاوانى متوجه آنها خواهد شد؟

بحث درباره آلودگى بحث ديروز و امروز نيست. سالهاست هر از چندى خبرى درباره آلودگى كالايى مصرفى و فراگير منتشر مي‌شود و در لابلاى اخبار و هزار توى تاييدها و تكذيب‌ها به فراموشى سپرده مي‌شود. كافى است نگاهى به سابقه اين اخبار بيندازيم.

سبزي‌هاى آلوده

سالها قبل بود كه خبر سبزي‌هاى آلوده منتشر شد. مي‌گفتند سبزي‌ها جنوب تهران را فاضلاب آبيارى مي‌كند و همين سبب شده است كه مردم به جاى بهره بردن از سبزى خوردن، بيمارى را پذيرا باشند. آبيارى با فاضلاب، بحثى بود كه سبب شد مدتها كسى در تهران لب به سبزى نزند. سبزي‌هاى خشك از اين سو و آن سوى كشور مي‌آمد و تهراني‌ها براى حفاظت از سلامتشان قيد سبزي‌ها را زدند. زمين‌هايى كه در جنوب تهران بود واقعا با مشكل آبيارى با فاضلاب مواجه بودند و اين چيزى نبود كه بتوان آن را تكذيب كرد، اما بحث درباره اين كه اين سبزي‌ها آلودگى را جذب مي‌كنند يا نمي‌كنند، بالا گرفت و مثل همين حالا عده‌اى از در حمايت از سبزي‌كاران درآمدند و عده‌اى از در حمايت از سلامت مردم و بالاخره در هياهويى كه به پا شد، كم كم مساله سبزي‌ها بدون آن كه اصل ماجرا تغيير كرده باشد به فراموشى سپرده شد و مردم كم كم ميلشان به سبزى باز شد و اين گونه عنوان شد كه مساله چيزى زودگذر و استثنايى و خاص بوده است. اين در حالى است كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد جمعيت چند ميليونی تهران روزانه هزاران تن سبزی و صيفی مصرف مي‌کنند. قسمت اعظم اين محصولات در 16 هزار هکتار اراضی حاصلخيز جنوب شهر تهران و اطراف شهرری توليد مي‌شود. از طرف ديگر کلان‌شهر تهران روزانه حجم بسيار عظيمی زباله و همچنين 2 تا 3 ميليون مترمکعب آب را به صورت فاضلاب توليد مي‌کند. اين فاضلاب آلوده مستقيم برای آبياری سبزي‌کاري‌های جنوب تهران استفاده مي‌شود.

شايد برخى چنين تصور كنند كه با شست‌وشو مشكل حل مي‌شود حال آنكه شايد آلودگی ميکروبی بعد از شست‌وشو و ضدعفونی کردن برطرف شود اما آلودگی شيميايی جذب شده در گياه قابل رفع نيست.

دليل اصلی نگرانی اکثر متخصصان آلودگی آب، محيط زيست و پزشکان وجود فلزات سنگين در سبزی و صيفي‌جات پرورش‌يافته در اين مزارع است. آنها با نگراني، رواج انواع سرطان در پايتخت و ديگر شهرهای کشور را يکی از نشانه‌های مصرف اين‌گونه سبزيجات مي‌دانند.

برنج‌هاى آلوده

برنج‌هاى وارداتى از هند و پاكستان آلوده به آرسنيك هستند. سال گذشته ماجرا آلودگى برنج‌هاى وارداتى بالا گرفت. موسسه استاندارد 13 مارك برنج آلوده را اعلام كرد، در حالى كه بازار پر بود از انواع و اقسام برنج‌هاى دانه بلند هندى و پاكستانى. از سوى ديگر وزارت بهداشت مساله آلودگى برنج‌ها را رد كرد و به مردم اطمينان داد خطرى از بابت مصرف اين برنج‌ها مردم را تهديد نمي‌كند. ماجرا اما به همين جا ختم نشد. در حالى كه وزارت بازرگانى و جهاد كشاورزى بر سر ميزان مصرف سرانه برنج با يكديگر چانه مي‌زدند و وزارت جهاد مصرف سرانه را چيزى در حدود 36 كيلوگرم اعلام مي‌كرد و وزارت بازرگانى بر رقم 42 كيلوگرم اصرار داشت، بازارهاى ايران پر شده بود از برنج‌هاى وارداتى دانه بلند بي‌بو و بي‌مزه هندى كه تنها زيبايى را به بشقاب‌ها و ديس‌ها ارزانى مي‌داشتند و از يك سو خبر آلودگيشان دلهره مي‌انداخت در جان و دل آنها كه برنج‌ها را خريدارى كرده بودند. از سوى ديگر خبرهايى به گوش مي‌رسيد كه اين اخبار نوعى تصفيه حساب و دلال‌بازى براى بالا بردن قيمت برنج ايرانى و ... است تا اين كه بالاخره هند وجود آلودگى در برخى از برنج‌هاى خود را تاييد كرد و سرنوشت برنج‌هاى آلوده نيز همان شد كه پيشتر براى سبزى و آب و ... پيش‌بينى مي‌شد. هنوز همه مغازه‌ها و سوپرماركت‌هاى ايرانى پر است از برنج‌هاى دانه بلند حتى با همان سيزده نامى كه از سوى موسسه استاندارد به عنوان برنج‌هاى آلوده اعلام شده است. ماجرا در حالى به فراموشى سپرده شد كه كسى هنوز دقيقا نمي‌داند برنج‌هاى وارداتى آلوده هستند يا خير؟

گوشت‌هاى آلوده

اين نيز پرونده‌اى بي‌سرانجام مانند ساير پرونده‌هايى است كه حكايتى از اين دست دارند. مي‌گفتند گوشت‌هاى آلوده به كارخانه‌هاى سوسيس و كالباس‌سازى فروخته شده است و به صورت گوشت در قصابي‌ها و واحدهاى صنفى عرضه نشده است. غذاهاى ادارات و دانشگاه‌ها نيز مشكوك به استفاده از گوشت‌هاى آلوده بودند.

از يك سو تاييد و از يك سو تكذيب. گوشت‌ها آلوده بودند يا نبودند بالاخره تمام شدند و تاثير مصرفشان شايد سال‌ها آنهايى را كه دانسته يا ندانسته نسبت به استفاده از آن اقدام كردند، همراهى كند.

خون‌هاى آلوده

سال‌ها از انتشار خبرى در اين خصوص مي‌گذرد. خيلى از آنها كه بيمارى هموفيلى و ساير بيماري‌هاى خونى نيازمند به تزريق فرآورده‌هاى خونى نيازمند بودند و نسبت به استفاده از خون‌هاى آلوده اقدام كرده بودند، نه در اثر ابتلا به هموفيلى بلكه در اثر ابتلا به ايدز و هپاتيت C و ... جان باختند. اين خون‌ها سال‌ها قبل از كشور فرانسه وارد كشور شده بود و به ايدز و هپاتيت و ... آلوده بود. همين موضوع سبب شد بيماران هموفيلى كه نياز به فرآورده خونى داشتند با مصرف اين خون‌ها به ويروس ايدز و ساير بيماري‌هاى كشنده آلوده شوند و در جريان بي‌اطلاعى از فاجعه‌اى كه رخ داده بود همسر و فرزندان برخى از آنها نيز به اين ويروس آلوده شدند و موضوع در دست پيگيرى قرار گرفت و قوه قضاييه وارد عمل شد و نسبت به بررسى اين پرونده اقدام كرد. هر چه بود تمام شد، اما ترس از تكرار هنوز در وجود آنها كه به فرآورده‌ها نيازمندند، باقى مانده است.

اسباب‌بازي‌هاى آلوده

اين روزها اما در ميانه اخبارى كه فراگيرى بسيار بالايى دارند و به زندگى روزمره مردم مربوطند و با آب و نان سرو كار دارند اخبار ديگرى نيز منتشر شده است. خبر ورود اسباب‌بازي‌هاى آلوده به كشور. گفته مي‌شود برخى از اين اسباب‌بازي‌ها به دليل آلوده بودن به مواد شيميايى ممكن است كودكان را در معرض ابتلا به سرطان قرار دهد. در حالى كه بارها اين خبر از سوى كارشناسان و پزشكان اعلام شده است هنوز واكنشى تاييدگونه يا تكذيب‌گونه از سوى مسئولان ديده نشده است و بازارهاى داخلى پر است از اسباب‌بازي‌هاى چينى و هندى و ... كه آن سوى آب‌ها ارزان‌قيمت تلقى مي‌شوند و اين سو اما قيمت‌هايى گزاف دارند.

شيرخشك‌هاى آلوده

شيرخشك نيز مثل ساير كالاهاى چينى راه بازار ايران را به خوبى ياد گرفته بود و شيرخشك‌هاى چينى كه قيمتى ارزان نسبت به ساير انواع شيرخشك داشتند در بازارهاى داخلى خودنمايى مي‌كردند كه ناگهان ماجراى رسوايى شيرخشك‌هاى چينى پيش آمد. شيرخشك‌ها آلوده به ملامين بودند و اين ماده مي‌توانست حتى در مواردى به مرگ كودك بيانجامد و در برخى موارد به از كار افتادن كليه و ساير اعضاى حياتى منجر شود.

ماجراى شيرخشك‌هاى آلوده چينى سر و صدايى به پا كرد و با به فراموشى سپرده شدن ماجرا در چين و ساير كشورها، ايران نيز آن را به دست فراموشى سپرد در حالى كه همين حالا اگر به داروخانه‌اى برويد و اندكى جست‌وجو كنيد، مي‌توانيد شيرخشك چينى هم تهيه كنيد.

آلودگى و باز هم آلودگى

همه آنچه گفته شد بخشى كوتاه بود از اخبارى كه مكرر و هر ساله درباره آلودگى يك كالا منتشر مي‌شود و بعد از تاييد و تكذيب‌هاى فراوان به بايگانى سپرده مي‌شود. در عالم خبر و رسانه مي‌گويند حساسيت‌ها به خبرى كه زياد اعلام شود و دائم در صدر بنشيند، كم مي‌شود. هياهويى كه براى اولين بار بر سر آلودگى آب تهران به راه افتاد با آنچه بعد و بعدتر كشانده شد، قابل قياس نيست. در اين ميان بايد به اين نكته توجه كرد كه اگر قرار باشد حرف وزير نيرو و ساير مقامات مدافع آب تهران درست باشد ماجرا تمام شده نيست، به‌خصوص كه وزير بهداشت در تكذيبيه تلويحى خود از نبود آلودگى ميكروبى در آب تهران خبر داد و تاكيد كرد كه در برخى نقاط تهران نيترات آب بالاست و وزارت نيرو درصدد حل مشكل است. حتى اگر پرونده آب تهران را ببنديم بايد پرونده‌هاى جديدى را بگشاييم. آب تهران اگر آلوده نيست، هوايش به شدت آلوده است. تب انتشار اخبار درباره آلودگى هواى تهران و تاثيرات مخرب آن بر سلامت شهروندان مدتى است فروكش كرده است. آيا مي‌توان باور داشت كه هواى تهران هم آلوده نيست؟



گزارش از : زهرا على اكبرى
2 مرداد 1389    12:02
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد: اهدای بليت رايگان به دارندگان نام "مهدی " در نيمه شعبان

ايلنا

مدير عامل سازمان پايانه ها و پارک سوارهای شهر تهران با بيان اينکه تعداد مسافران پايانه های شهر تهران مطابق پيش بينی ها در سفرهای تابستانی امسال نسبت به سال گذشته 20 درصد افزايش داشته است گفت: اقدامات مختلفی در راستای خدمات رسانی بهتر به مسافران در سفرهای تابستانی در تمام پايانه های شهر تهران صورت گرفته که در مجموع شاهد رضايت نسبی مسافران ،مستقبلان و مراجعان به پايانه ها در اين مدت بوديم.

به گزارش خبرگزارى ايلنا، ولی آذروش با بيان اين مطلب اظهار کرد: با توجه به اينکه ماه مبارک رمضان در پيش است ، در روزهای باقی مانده در ماه شعبان شاهد افزايش سفرها خواهيم بود و به همين دليل نيز تلاش برای خدمات رسانی بهتر به مسافران را در تمام پايانه ها در دستور کار قرار داده ايم تا افزايش تعداد مسافران و مراجعان سبب کاهش سطح خدمات رسانی نشود .

وی با اشاره به اينکه به مناسبت اعياد شعبانه پروژه های مختلفی در پايانه های شهر تهران بهره برداری می رسد گفت : سالن ورزشی برای رانندگان در پايانه غرب و همچنين خوابگاه رانندگان خودروهای سواری و کرايه ای در اين پايانه از جمله پروژه هايی است که به مناسبت اعياد شعبانيه به بهره برداری می رسد و در پايانه غرب نيز محلی برای سوار و پياده شدن زائران کربلای معلی احداث شده که طرحی مانند بين الحرمين در اين بخش اجرا شده است که بر زيبايی های اين بخش بيافزايد.

مدير عامل سازمان پايانه ها و پارکسوارهای شهر تهران در ادامه گفت: اميدواريم طرح پياده سازی در پايانه بيهقی نيز که ورودی اين پايان را به سکوهای پياده و سوار شدن مسافران متصل می کند در عيد فطر آماده بهره برداری شود.

آذروش در پايان تصريح کرد: در نيمه شعبان به مناسبت ولادت حضرت مهدی(عج) همچنين تمام کسانی که نامشان مهدی است می توانند برای سفر به تمام نقاط کشور از بليت رايگان استفاده کنند.
2 مرداد 1389    12:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :اعتراض دو اتحاديه بين المللی کارگری به اعمال فشار بر اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه

جرس: کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری و فدراسيون بين المللی کارگران صنايع کشاورزي، غذايی و خدماتی در نامه ای به محمود احمدی نژاد، به اعمال فشار بر اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه اعتراض کردند.



به گزارش هرانا، در روزهای اخير، حراست شرکت نيشکر هفت تپه پس از اخراج فريدون نيکوفر، عضو سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، به وی گفته است که يا خانه سازمانی اين شرکت را ترک کند و يا آنکه برای بازگشت به کار، توبه نامه امضا کند.



نيکوفر که چندين ماه به خاطر فعاليت های سنديکايی اش زندانی بوده است، پس از آزادي، از محل کار خود اخراج شده بود.



اين دو اتحاديه بين المللی کارگری همچنين از تهديد کارگران شرکت نيشکر هفت تپه که به کارگران اخراجی اين شرکت کمک مالی کرده بودند، انتقاد کرده اند.




2 مرداد 1389    09:29
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :نگرانی مردم از آلودگی آب، برنج و نمک

مهر> مردم ايران که بالاترين ميزان مصرف برنج، نمک و آب را در تهيه غذاهای روزانه خود دارند اين روزها در مورد احتمال آلوده بودن اين مواد خوراکی نگرانند و گقته های متناقض مسئولين نيز نتوانسته اين نگراني‌ها را از بين ببرد.



به گزارش مهر، در حالی که اعضای کميسيون بهداشت و درمان مجلس همچنان بر آلوده بودن برنج‌های واراتی اصرار و تاکيد دارند،موضوع نمکهای تقلبی و سرطان زا در بازار داخلی کشور از سوی مسئولين وزارت بهداشت اعلام شد و اخيرا نيز وزير بهداشت بر آلوده بودن آب شرب تهران در برخی از مناطق پايتخت تاکيد کرده است.گرچه وزير بهداشت پس از چند روز آن را تکذيب کرد.



نمک های تقلبی و سرطان زا



اين در حالی است که بررسي‌ها و گزارشهای وزارت بهداشت و انجمنهای تغذيه نشان می دهد ايرانيها بيشترين ميزان مصرف برنج و نمک را در برنامه غذايی خود دارند. به طوری که سرانه مصرف نمک در ايران ۱۰ تا ۱۵ درصد بيش از مقدار توصيه شده سازمان جهانی بهداشت است.



بنابر اعلام وزارت بهداشت نمکهای تقلبی که بعضا با بسته‌ بندی سلفونی بسيار شيک نيز در فروشگاههای عرضه مواد غذايی به فروش مي‌رسد فاقد خلوص و يد لازم بوده و يا از مقدار کمی يد برخوردارند.



به گفته پريسا ترابي، رئيس اداره بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت مصرف اين نمکها در طولانی مدت به بروز مشکلات کليوي، بيماريهای قلب و عروق و سرطانها منجر می شود.



ترابی در تشريح مشخصات نمکهای استاندارد و تقلبی از يکديگر گفته است که نمکهای تقلبی آسياب شده و بهم چسبيده هستند ولی نمکهای سالم دانه ‌های بلوری شکل داشته و هنگام ريزش از نمک پاش به راحتی جاری مي‌شوند. علاوه بر اين نمکهای تقلبی هنگام حل شدن در آب دارای رسوب بوده و ناخالصيهای آنها انتهای ظرف ته نشين مي‌شوند.



بر اساس اظهارات يکی از توليدکنندگان نمکهای يد دار به ازای هر ۱۲۰ تن نمک تصفيه شده ۶ تن گل و لای و املاح غيرقابل مصرف استخراج می شود که اين موضوع نشان می دهد تصفيه نمک از اهميت بالايی در سلامت مواد غذايی برخوردار است.



برنجهايی با آرسنيک بالا



از سوی ديگر، مصرف ساليانه برنج در ايران حدود دو ميليون و ۴۰۰ هزار تن برآورد می شود که از اين مقدار تنها ۴۰۰ هزار تن می بايست وارد کشور شود اما به گفته نمايندگان مجلس، واردات بی رويه ميلياردها تن برنج باعث شده که سلامت مصرف کنندگان برنجهای خارجی تهديد شود. به طوری که انوشيروان محسنی بندپي، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به ۸ نمونه برنج وارداتی که آلودگی سرب آنها بالاتر از حد مجاز است، گفته که اين برنجها از هند و پاکستان وارد کشور شده و در سبد غذايی مردم قرار گرفته است.



در حالی که کميسيون بهداشت و درمان مجلس، وجود سرب بيش از حد مجاز در ۸ نمونه از برنجهای وارداتی را تائيد کرده است اما وزارت بهداشت عنوان داشته که آلودگی اين برنجها هنوز برای اين وزارتخانه اثبات نشده است.



فلزات سنگين از قبيل سرب، جيوه، کادمپوم، آرسنيک و از گروه اين ناخالصيها هستند که هر کدام از اين عناصر ضررهای فراوانی را متوجه انسان می کند. اين عناصر دارای خاصيت تجمعی در بدن بوده و مسموميتهای مزمن و عوارض بهداشتی مختلفی را برای بدن ايجاد می کنند.



طبق استاندارد بين‌المللی مربوط به مواد غذايي، ميزان سرب، کادميم و آرسنيک در برنج بايد صفر باشد و طبق استاندارد ايران تا ۱ppm/0وجود سرب و ۲ppm/0 وجود کادميم پذيرفته شده و ميزان آرسنيک نيز بر اين اساس بايد صفر باشد اما در هشت نوع برنج وارداتی بررسی شده ميزان اين آلودگيها چند برابر حد استاندارد بوده است.



دکتر شاهين شادنيا، متخصص سم‌شناسی و سرپرست بخش مراقبتهای ويژه مسموميت بيمارستان لقمان در ارتباط با وجود آرسنيک در برنج گفته که علائم حاد استفاده از آرسنيک که در نتيجه مصرف زياد ايجاد مي‌شود شامل علائم گوارشی است به‌ طوری که وقتی فرد غذای آلوده به آرسنيک مي‌خورد نيم ساعت بعد از مصرف غذا درد‌شکم، تهوع و استفراغ در او ديده مي‌شود و تا سه ساعت بعد فرد دچار اسهال آبکی خواهد شد. همچنين بيمار ممکن است به‌دليل از دست دادن مايع بدن دچار افت فشار شديد و يا شوک هم بشود.



به گفته اين متخصص سم شناسي، مسموميت با آرسنيک همچنين مي‌تواند روی سيستم قلبی عروقی هم تاثير بگذارد و در نهايت علائم مغزی و درگيريهای سيستم اعصاب مرکزی ايجاد خواهد شد و آن هم به ‌صورت کاهش سطح هوشياری و کما. همچنين ممکن است عوارض اين ماده روی کليه‌ها به‌صورت نارسايی کليوی خود را نشان دهد. تاثير روی مغز و استخوان، کم خوني، کم شدن پلاکتها و گلبولهای سفيد خون نيز از ديگر علائم اين مسموميتها است.



آب نيترات دار



به تازگی هم که نوبت به آب آشاميدنی رسيده و اين بار گريبان شهروندان ساکن در برخی از نقاط تهران را گرفته است و البته معلوم نيست که آب شرب ساير شهرهای کشور نيز بهداشتی و سالم باشد ولی فعلا مشکل در تهران است.



البته موضوع آلودگی آب شرب تهران در برخی از مناطق، حرف چندان تازه ای نيست چون سال گذشته اين موضوع از سوی دکتر عليرضا مرندی يکی از نمايندگان تهران در مجلس مطرح شد. وی گفته بود که آب تهران با آلاينده‌ها و فلزات سمی برای جان مردم مضر و بايد برای از بين بردن اين آلودگيها اقداماتی انجام شود.



مرندی همچنان اصرار بر گفته های سال گذشته خود دارد و در عين حال معتقد است که نبايد بيهوده مردم را نگران کرد اما نبايد نسبت به تهديدات سلامت مردم بی توجه بود.



بر اساس گزارش شرکت آبفای استان تهران، در شهر تهران در هر ثانيه ۳۷ مترمکعب آب توليد مي‌شود که از اين ميزان ۲۵ مترمکعب از طريق آبهای سطحی تامين مي‌شود که از کيفيت و استاندارد بالايی برخوردار است. باقيمانده اين ميزان آب يعنی ۱۲ مترمکعب از طريق چاههای اطراف تهران تامين مي‌شود که البته با آبهای سطحی مخلوط ‌شده و سپس در اختيار مصرف کنندگان قرار می گيرد.



اين در حالی است که بررسيهای وزارت بهداشت نشان می دهد در حال حاضر غلظت نيترات در آب آشاميدنی منطقه ۶ آبفای تهران که بخش محدودی از جنوب تهران را در برمیگيرد از حد استاندارد بالاتر است. لذا، اين وزارتخانه به خانواده های ساکن در اين منطقه که از شيرخشک برای تغذيه کودکان زير ۶ ماه خود استفاده میکنند، هشدار داده است که از آب شبکه آبرسانی برای اين منظور استفاده نکنند و آب آشاميدنی کودکان اين منطقه از آبهای بطری شده استاندارد تامين شود.



از سوی ديگر، معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران و رئيس اسبق سازمان حفاظت محيط زيست گفته که نيترات تنها يکی از عوامل آلودگی آب تهران است.



به گفته ابتکار، از ترکيب نيترات با کلر که به منظور گندزدايی آب استفاده می شود، ماده ای شيميايی به دست می آيد که به مراتب اثرات شديدتری بر روی سلامت جسمی مصرف کننده دارد.



همچنين اخيرا يکی از کارشناسان اعلام کرده که ميزان total Organic Carb موجود در آب تهران بسيار بالا است که اين ماده از تجزيه مواد آلی در آب به وجود می آيد و اين مواد آلی نيز ناشی از ورود فاضلاب به چاههای زيرزمينی است. البته اين ماده به نفسه خطرناک نيست و بعضی غذاهايی که ما می خوريم TOC خيلی بالايی دارد ولی ممکن است مواد آلی موجود در آب از نوع خطرزا و سرطان زا باشد.



نکته مهم و اساسی در اين بين که بيشترين تهديد را متوجه سلامت مردم می کند، وجود محصولات غذايی تقلبی و غيراستاندارد است که باعث می شود جان مردم با مصرف آنها به خطر بيافتد و اين وظيفه مسئولان مربوطه است که با تدابير و اتخاذ راهکايی بتوانند از توزيع محصولات غذايی تقلبی و آلوده در بازار مصرفی کشور جلوگيری کنند و در عين حال نظارت جدی بر نحوه توزيع خوراکی ها، آشاميدنی ها و ساير محصولاتی داشته باشند که در ارتباط مستقيم با سلامت مردم قرار دارد.




2 مرداد 1389    09:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:58 2 مرداد 1389
چه پلوی نذری خوبی می شود با اين آب، نمک و برن  آلوده تهيه کرد! به به! بخورند لشگريان امت حزب الله از اين پلوی نذری، که «واب دارد!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :بيش از ۲۶۰ هزار نفر کشته و۲ ميليون مصدوم در ۱۰ سال گذشته سوانح رانندگى در ايران

خراسان:«برخورد خونبار تريلى هوو با يک دستگاه اتوبوس در جاده دماوند- تهران». با خواندن اين خبر باز هم شوکه شديم. هر چند متاسفانه از اين دست خبرها زياد مى شنويم ولى هرگز برايمان عادى نمى شود و خدا کند که هرگز عادى نشود.



در ۱۰ سال گذشته بيش از ۲۶۰ هزار نفر بر اثر سوانح رانندگى در کشور جان خود را از دست داده و بيش از ۲ ميليون نفر هم مصدوم شده اند.



به عبارت ديگر هر سال ۲۲۶ هزار نفر در اثر حوادث رانندگى مصدوم يا کشته شده اند.



از سوى ديگر، آمارها نشان مى دهد که در کشورهاى توسعه يافته، هر سال در مقابل هر هزار نفر جمعيت، سه نفر در اثر تصادفات جاده اي، جان خود را از دست مى دهند. اما در ايران، اين رقم به ۳۲ نفر به ازاى هر هزار نفر مى رسد. يعنى در ايران، ۱۰ برابر بيشتر از کشورهاى توسعه يافته، افراد در تصادفات جاده اي، جان خود را از دست مى دهند.



سالانه حدود ۸۰۰ هزار تصادف در ايران روى مى دهد با اين اوصاف مى توان گفت ايران در رديف اول حوادث مرگبار جاده اى جهان قرار دارد.



سرتيپ «اسکندر مومنى» رئيس پليس راهنمايى و رانندگى ايران در همايش فرهنگيان ترافيک و پليس نامحسوس، عوامل مهم در کاهش آمار تصادفات را ايمنى وسايل نقليه، ايمنى شبکه معابر، توسعه حمل و نقل عمومى و سرعت در امداد و نجات دانست.



وى افزود: پيشرفت در هر کدام از اين عوامل مى تواند ضعف عامل ديگر را جبران کند. به عنوان مثال، اگر خودروها از ايمنى بالايى برخوردار باشند، سرنشينان آن در صورت واژگونى خودرو با سرعت ۲۰۰ کيلومتر نيز آسيب نمى بينند.



«مومنى» با اشاره به نقش عامل انسانى در کاهش تصادفات و تلفات ناشى از آن گفت: تاکيد پليس در شرايط کنونى بر عامل انسانى است. زيرا تنها عامل انسانى مى تواند کاستى هاى بخش هاى ديگر را جبران کند.



اين گفته به نوعى بيانگر اين موضوع است که رانندگان بايد نقيصه درصد پايين امنيت خودروها را جبران کنند. ولى سهم خودروسازان در اين بين چه قدر است؟





مشترى و ايمنى خودرو

آگهى تبليغاتى براى يک نوع روغن ترمز را ممکن است بارها از صفحه تلويزيون ديده باشيد که در آن خودرو در هواى بارانى و جاده لغزنده با سرعت نزديک تريلى مى ايستد. اما راننده با کفش هاى آجدار و با عصبانيت از خودرو خود خارج مى شود و به طرف راننده تريلى حرکت مى کند و در اثر لغزندگي، سر مى خورد و نقش بر زمين مى شود.



همه اين تبليغات و ادعاهايى از اين دست دلالت بر اين دارد که سهم خودروسازان در ايمنى خودروها، نبايد ناديده گرفته شود و به عبارت ديگر اگر خودروهايى با کيفيت از نظر فنى و استانداردهاى لازم ساخته شود، به همان ميزان، صدمات ناشى از تصادفات کمتر خواهد شد.



«محمود عباس زاده» با ۲۵ سال سابقه رانندگى در خطوط تاکسى هاى شهري، پيکان را به عنوان مثال با پرايد مقايسه مى کند و مى گويد: اسکلت پيکان از نظر فنى و ساخت از پرايد مقاوم تر است و به همان ميزان، آسيب پذيرى اين وسيله نقليه در تصادفات کمتر خواهد بود و اين تفاوت مربوط به عامل انسانى نيست. بلکه مربوط به ساخت و اسکلت خودرو است.



«کمال حسين زاده» مالک يک خودروى زانتيا بر ضرورت استفاده از ترمزهاى A.B.S تاکيد مى کند و مى گويد: داشتن اين نوع ترمز براى خودروها يک مزيت محسوب مى شود و اين مزيت مربوط به عامل انسانى نيست، بلکه مزيتى است که بايد آن را در ساخت خودروها جست وجو کرد و به همين دليل سهم خودروسازان را بايد در تامين وسايل ايمنى خودروها برجسته ديد و اين که هر چه خودروها بيشتر مجهز به وسايل و ابزارهاى مدرن باشند به همان نسبت آسيب پذيرى آن ها در تصادفات کاهش خواهد يافت.



«محسن محتشمى» دارنده خودروى ...، دليل خريد چنين خودرويى را استحکام آن در برابر آسيب هاى احتمالى در تصادفات ذکر مى کند و مى گويد: امروز در بازار خودرو بر سر افزايش امکانات مناسب و ايمنى به نوعى رقابت شديد وجود دارد و هر روز شاهد توليد خودروهاى مدرن با امکانات و تجهيزات ايمن تر هستيم و استقبال مشتريان از خريد خودروهاى با ايمنى بيشتر نشان مى دهد که در بازار تقاضا، خودروهايى که داراى امکانات ايمنى بهتر و مناسب ترى هستند طرف دار بيشترى دارند. بدون ترديد در اين بخش، سهم خودروسازان را بايد برجسته ديد و خودروسازان بايد به طور مرتب با نظرسنجى ها، متناسب با خواسته هاى مشتريان، خودروهاى موردنظر را توليد و به بازار عرضه کنند.





توجه به نياز مشترى

تهديدها پيرامون صنعت خودروسازى در ايران کم نيست. اگر خودروسازان نتوانند با تغييرات و تنوع توليداتى که در صنعت خودروسازى جهان رخ داده است و تقاضاى مشترى داخلى همسو شوند، شايد با اعمال سياست هاى تعرفه اى بتوانند چند سالى دوام بياورند ولى در دراز مدت به طور جدى دچار مشکل خواهند شد.



مهندس «نوروز بيگى» کارشناس روابط عمومى ايران خودرو با بيان اين مطلب که ايران خودرو بحث توجه به کيفيت و ايمنى در صنعت خودرو را جدى گرفته است و شوراى عالى کيفيت در ايران خودرو با توجه به ۵۵ ملاک و معيارى که از نظر استاندارد براى توليد خودرو تعيين شده است، تشکيل مى شود مى گويد: توجه به معيارهاى ايمنى خودرو در اين صنعت از جايگاه ويژه اى برخوردار است. وى مى افزايد: به عنوان مثال نصب ترمز A.B.S در توليد خودروها اجبارى و ضرورى است و نصب کيسه هوا هم در خودروها در دستور کار قرار گرفته است و در شرايط فعلى دارندگان خودرو متقاضى کيسه هوا مى توانند روى خودرو خود در نمايندگى هاى مجاز اين سيستم را نصب کنند.



«نوروز بيگى» اضافه مى کند: در واقع ايران خودرو با لحاظ کردن استانداردهاى جهانى در شرايط کنوني، تمام تلاش خود را به کار مى گيرد تا کيفيت توليد خودرو خود را در سطح بازارهاى جهانى ارتقا بدهد و در اين زمينه به موفقيت هاى چشم گيرى هم دست پيدا کرده است و تلاش مى کند تا خودرو متناسب با بازار رقابتى جهانى توليد کند.



وى مى افزايد: در شوراى عالى کيفيت ايران خودرو هر دو هفته، همه ملاک هاى استاندارد، با حضور عالى ترين مقام ايران خودرو مورد بررسى قرار مى گيرند و توجه خاصى به تجهيزات ايمنى خودروها مى شود. هم چنين در اين نشست ها کار نمايندگى هاى مجاز مورد بررسى قرار مى گيرد و معيارهاى تعريف شده استاندارد به همه واحدهاى توليدى و نمايندگى هاى مجاز ابلاغ مى شود.



هم چنين مشکلات آن ها باحضور مديرعامل و بازرسى هاى مکرر و مستمر مورد توجه قرار مى گيرد و مجوز نمايندگى هاى مجازى که ملاک هاى تعريف شده استاندارد و ايمنى را رعايت نکنند لغو خواهد شد. کما اين که تا به حال مجوز ۲۵ نمايندگى در سراسر کشور به دليل اين که استانداردهاى مورد نظر را در ارائه خدمات مناسب به مشتريان رعايت نکرده اند لغو شده است افزون بر اين، ۷۷ نمايندگى مجاز ديگر در سراسر کشور اخطار گرفته اند که در صورت رعايت نکردن استانداردها و جلب رضايت مشتريان، مجوز آن ها هم لغو خواهد شد و شرايط جايگزينى براى افرادى که متقاضى ارائه خدمات کيفى مناسب به مشتريان هستند فراهم خواهد شد. بنابراين ايران خودرو تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا براساس استانداردهاى تعيين شده از نظر کيفى رضايت مشتريان را با ارائه خدمات مطلوب جلب کند.





سهم سيستم ايمنى خودرو

اگر چه نمى توان از نظر فنى به صورت کلى سهم درصدى هر يک از عوامل دخيل در تصادفات را مشخص کرد؛ اما در تصادفات موردى و مشخص، مى توان از نظر کارشناسي، سهم هر يک از عوامل موثر را تعيين کرد.



سرهنگ «البرزى» معاون عمليات ترافيک پليس راه کشور با بيان اين مطلب مى گويد: در بحث ترافيک ايمن و روان، چندين عامل در کنار يکديگر نقش دارند و هر کدام از عوامل را بايد در تعامل با ديگر عوامل ديد تا بتوان به ترافيک ايمن و روان در جاده ها رسيد که در اين ميان سهم تجهيزات و قطعات سيستم هاى ايمنى فعال و غيرفعال در کاهش تلفات انسانى نقش مهمى دارد.



وى توضيح مى دهد: به عنوان مثال وقتى دو خودرو در يک جاده با يکديگر به شدت برخورد مى کنند و هر دو داراى کيسه هوا هستند، صدمات وارد شده به سرنشينان به صورت چشمگيرى کاهش خواهد يافت. يا زمانى که يک خودرو به عامل هشدار دهنده مجهز باشد، وقتى راننده با يک عامل تهديد کننده روبه رو مى شود از طريق عامل هشداردهنده خودرو خود، در جريان خطر قرار مى گيرد.



يا به عنوان مثال اگر قطعات سپر دو خودرو «الاستيک» باشد نيروى وارد شده در اثر تصادفات به عامل انسانى منتقل نخواهد شد و عامل انسانى کمتر صدمه خواهد ديد.



بنابراين سهم خودروسازان در به کارگيرى سيستم هاى ايمنى فعال و غيرفعال بسيار حائز اهميت است و اگر نقش اين عامل در کنار ساير عوامل دخيل در تصادفات مورد توجه قرار بگيرد آسيب ها و صدمات تصادفات نسبت به عامل انسانى کم خواهد شد.



هم چنين به گزارش ايسنا، رئيس پليس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ در اولين کارگاه آموزش ترافيکى کارکنان ادارات دولتى تهران گفت: با وجود اجبارى بودن نصب ترمز ضد قفل بر روى خودروها، برخى خودروسازان در اقدامى عجيب اين ترمز را فقط بر روى چرخ هاى جلوى خودروها نصب مى کنند و کيسه هوا را نيز فقط براى راننده در نظر مى گيرند. اين در حالى است که برخى خودروها ۱۲ کيسه هوا دارند و تمام چرخ ها نيز مجهز به ترمز ضد قفل هستند؛ هم چنين سازمان بهداشت جهاني، هزينه مرگ هر نفر در تصادفات را ۳ ميليارد تومان اعلام کرده است، در حالى که هزينه تحصيل يک پزشک از ابتدا تا زمان اخذ مدرک پزشکى يک ميليارد تومان برآورد شده است. با اين برآورد، مى توان پى برد که ارزش هر فردى که در تصادفات کشته مى شود به چه ميزانى است.



بنابراين نقش خودروسازان در تامين امنيت لازم براساس استانداردهاى تعيين شده کم نيست و خودروسازان بايد در ساخت و توليد خودرو به اين نقش توجه کنند تا آسيب ها و صدمات وارد شده به عامل انسانى در اثر ايمنى مناسب خودروها در تصادفات به حداقل برسد.





سهم ۱۰ درصدى خودروسازان

مهندس «هنرى» کارشناس روابط عمومى شرکت سايپا هم درباره ارائه خدمات مطلوب به مشتريان و در نظر گرفتن سيستم هاى ايمنى مناسب در خودروهاى شرکت سايپا مى گويد: آمارهاى مختلفى درباره تصادفات جاده اى کشور منتشر مى شود و در اين آمارها، سهم خودروسازان از نظر نقش سيستم هاى ايمنى خودروها در تصادفات چيزى نزديک به ۱۰ درصد برآورد شده است. اگرچه اين سهم ممکن است نسبت به ساير عوامل کم به نظر آيد، اما در بازار رقابتي، تمام تلاش خودروسازان اين است که اين سهم را با توليد خودروهاى ايمنى به حداقل ممکن برسانند.



وى نيز مى گويد: شرکت سايپا هم براى رفع اين مشکل، ستاد عالى خدمات پس از فروش دارد و به صورت فعال و مستمر نظرسنجى مى کند؛ چنان که براساس همين نظرسنجى ها نصب ترمز A.B.S را به طور جدى در دستور کار خود قرار داده است و نسبت به استفاده از سيستم ايربگ تلاش مى کند.



وى مى افزايد: از سوى ديگر تمام تلاش ها بر اين است که خودروها براساس استانداردهاى تعيين شده، توليد شود و تجهيزات و امکانات ايمنى در خودروها، هر روز از گذشته بهتر شود.



اما براى رسيدن به شکل مطلوب ايمنى خودروها، بايد همه سازمان ها و شرکت هايى که در توليد خودرو نقش دارند با يکديگر در تعامل باشند.



به عنوان مثال همه مى دانيم که خودروهاى فرسوده از نظر ايمنى در سطح پايين قرار دارند و در تصادف اين نوع خودروها، احتمال صدمه و آسيب سرنشينان آن بسيار زياد است. اما خودروسازان در اجراى طرح خارج کردن خودروهاى فرسوده آمادگى کامل دارند و ساير دستگاه ها و سازمان ها بايد در اجرايى شدن اين طرح به طور جدى مشارکت و همکارى داشته باشند. بنابراين خودروسازان در ضمن اين که تلاش مى کنند تا کيفيت سيستم هاى ايمنى خودروهاى خود را در بازار رقابتى بهبود دهند مشارکت ساير دستگاه ها در صنعت خودروسازى را براى افزايش کيفيت سيستم هاى ايمنى ضرورى مى دانند.



به هر حال همان گونه که هنوز به شنيدن اخبار دردناک تصادف و کشته شدن هموطنانمان عادت نکرده ايم، هنوز نمى توانيم ادعاى تکرارى «نقش عمده عامل انسانى در تصادفات» را به تنهايى بپذيريم. بى شک خودروهاى غيرايمن و ناقص نقش زيادى در کشته و مجروح شدن هم وطنان و آمار بالاى تصادفات دارند، و اين نگاه نو به قضيه شايد اهرم فشار ديگرى باشد بر خودروسازان تا از انحصار و حمايت موجود سوء استفاده نکنند و بيش از درآمد مادى به فکر جان و مال مردم باشند. زيرا حتى اگر ادعاى سهم ۱۰ درصدى خودرو را در بروز تصادفات بپذيريم، مى توان گفت سالانه ۲۲ هزار و ۶۰۰ نفر در اثر نقص فنى خودروها کشته و مجروح مى شوند که اين رقم بسيار زياد و غيرقابل اغماض است.




2 مرداد 1389    07:05
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:56 3 مرداد 1389
اتحادیه اروپا با 27 کشور 500 میلیون نفر  معیت دارد

در سال گذشته 35000 نفر در تصادفات کشته شدند

یعنی 7 نفر در 100.000 نفر

ایران 74 میلیون نفر  معیت متوسط 26000 نفر در سال گذشته تلفات  اده ایی داشته است

( با اغماضی برای گرد شدن 78میلیون در نظر می گیریم)

یا 26000 مرگ در مقابل 78000.000 نفر یعنی

1 مرگ در مقابل 3000 نفر

یعنی بتقریب 33 مرگ در مقابل 100.000 نفر

یعنی حدود 5 برابر اتحادیه اروپا

برآورد خسارات تصادفات سالانه بيش از پن  هزار ميليارد تومان (بيش از 5.5 ميليارد دلار) برآورد می شود.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :بيت رهبری" اتاق تاريک سياست ايران:سرنخ قتل‌های زنجيره‌ای در دفتر خامنه‌اي؟

صدای آلمان :رهبر جمهوری اسلامی آيت‌الله علی خامنه‌ای با اعضای دفتر و محافظان مخصوص‌اش ديدار و گفت‌وگو کرد. همزمان با انتشار گزارش اين ديدار سايت خبری جرس در گزارشی به تشريح نقش و نفوذ سرپرست اين نيروی ويژه پرداخته است.



اول مرداد ماه ۱۳۸۹، پايگاه اطلاع‌رسانی رهبر جمهوری اسلامی گزارشی از ديدار آيت‌الله خامنه‌ای با اعضا تيم ويژه‌ی محافظان و کارکنان دفترش را منتشر کرد. اين ديدار ۹ روز پيش، ۲۳ تيرماه، انجام شده و علت انتشار گزارش آن با تاخير مشخص نيست.





ديدار با محافظان و نزديکان خاص





بخش بزرگی از سخنان آيت‌الله خامنه‌ای خطاب به محافظان ويژه و اعضای دفترش به آن چيزی اختصاص داشت که او انگيزه‌ی افراد در انجام "کارهای بزرگ و ممتاز"، خواند. اعضای دفتر و تيم حفاظت از رهبری نزديکترين افراد به خامنه‌ای به شمار مي‌روند. ظاهرا به همين دليل اعضای خانواده‌ی آنها نيز در اين ديدار شرکت داشته‌اند و منابع رسمی فضای آن را «صميمانه» توصيف کرده‌اند.





خامنه‌ای مي‌گويد «كارهاى خوب، كارهاى بزرگ، فقط با انگيزه‌هاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام مي‌گيرد.» او تاکيد مي‌کند «بدون انگيزه، بدون يك عامل درونى، اينجور كارهاى برجسته، چه از لحاظ كمّى، چه از لحاظ كيفى، امكان‌پذير نيست.» رهبر جمهوری اسلامی انگيزه را ترکيب "ايمان و آگاهی" عنوان کرده است.





کارهايی که ديگران نمي‌بينند





در مورد روابط و افراد صاحب‌نفوذ در دفتر خامنه‌ای بحث‌ها و گمانه‌زني‌های فراوانی وجود دارد که از زمان انتخابات مناقشه‌برانگيز دهمين دوره رياست جمهوری افزايش نيز يافته است. برخی از تحليلگران سرنخ آنچه را که "کودتای انتخاباتی" ۲۲ خرداد ۸۸ خوانده مي‌شود در دفتر رهبری و در دست نزديکان او مي‌بينند. با اين همه اطلاعات قابل اعتماد در مورد اين نهاد و افراد با نفوذ آن بسيار اندک است.





شايد به دليل همين کم‌آگاهی از فعاليت نزديکان خامنه‌ای باشد که او در ديدار ياد شده به آنها دلداری مي‌دهد که از ديده نشدن کارشان دلسرد نباشند. رهبر جمهوری اسلامی خطاب به اعضای دفتر و محافظانش مي‌گويد «وقتى من و شما مي‌دانيم كارى كه مي‌خواهيم انجام بدهيم، كارى كه داريم انجام مي‌دهيم، كارى است براى خدا، كارى است براى نظام اسلامى، كارى است براى مردم و به سود مردم، و خدا اين را مى‌بيند، و اگر ديگران نفهمند، ديگران ما را تحسين نكنند، آفرين نگويند، براى ما كف نزنند، اما خداى متعال مى‌بيند و قدر مي‌داند و پاداش مي‌دهد.»





مرکز اصلی تصميم‌گيري‌ها





همزمان با انتشار گزارش پايگاه رسمی رهبر جمهوری اسلامي، سايت خبری جرس در مطلبی زير عنوان «"بيت رهبری" اتاق تاريک سياست ايران» به تشريح نقش برخی از افراد و نهادهای بانفوذ اين دفتر پرداخته است. نويسنده اعتقاد دارد «واضح است که دفتر رهبر جمهوری اسلامي، محل فعاليت چهره‌هايی بوده که بعضا در نحوه اداره کشور و نهادهای حکومتي، نقش تعيين کننده‌ای داشته‌اند.»





حفاظت از خامنه‌ای و نزديکانش بر عهده‌ی واحد ويژه‌ای از سپاه پاسداران است که "سپاه ولي‌امر" ناميده مي‌شود. افراد اين سپاه منحصرا در خدمت حفاظت از دفتر رهبری قرار دارند و مستقل از تمام واحدهايی فعاليت مي‌کنند که حفاظت از ديگر سران جمهوری اسلامی را بر عهده دارند. سرپرست اين سپاه و مسئول امنيت دفتر شخصی است به نام اصغر حجازی که در دوران رياست جمهوری خامنه‌ای معاون امنيت خارجی وزارت اطلاعات بوده است.



مردان نامريی دفتر خامنه‌ای





سايت جرس در مورد حجازی مي‌نويسد «ميزان نفوذ وی در دفتر رهبری بيش از سمت رسمی اوست و عملا از سال‌ها پيش، تاثيرگذارترين شخصيت در دفتر رهبر جمهوری اسلامی ايران بوده است.» افرادی که گذارشان به دفتر خامنه‌ای افتاده بعضا با حجازی ملاقات کرده‌اند و حکايت‌های فراوانی از ميزان نفوذ او در اين دفتر نقل مي‌کنند. با اين همه تقريبا هيچ عکسی از او در دسترس نيست.



ظاهرا افزايش قدرت و نفوذ حجازی به دوران رياست جمهوری محمد خاتمی بازمي‌گردد. يکی از علت‌های اين امر ناخشنودی خامنه‌ای از عملکرد دولت خاتمی در زمينه‌ی مسائل امنيتی و اطلاعاتی ذکر مي‌شود. به نوشته‌ی جرس «حجازي، به همراه تعدادی از عناصر مورد اطمينان رهبر در سپاه و قوه قضاييه، و تعدادی از مسئولان و کارمندان سابق وزارت اطلاعات که در زمان پی گيری پرونده "قتل‌های زنجيره‌ای" از وزارت اطلاعات اخراج شده بودند، نقش موثری در هدايت نوعی دستگاه اطلاعاتی موازی با وزارت اطلاعات ايفا کرد.»





سرنخ قتل‌های زنجيره‌ای در دفتر خامنه‌اي؟





برخی از منتقدان حکومت حجازی را متهم مي‌کنند، يکی از هماهنگ‌کنندگان اصلی قتل‌های زنجيره‌ای در دهه‌ی هفتاد بوده است. هنوز در اين ارتباط اطلاعات دقيق و اسناد محکمی منتشر نشده. گرچه به نوشته‌ی جرس «ترديدی هم نيست که حجازی از دوستان نزديک سعيد امامي، از طراحان قتل‌های زنجيره‌ای بوده است.» گزارش‌های ديگری از نزديکی حجازی با برخی ديگر از کسانی خبر مي‌دهند که به نوعی با قتل‌های زنجيره‌ای در ارتباط بوده‌اند.





سايت جرس مي‌نويسد «اصغر حجازی همچنين در دوره خاتمي، با همکاری قائم مقام سپاه پاسداران به نام "محمد باقر ذوالقدر"، نقش بسيار تعيين کننده‌ای در حمايت از گروه "انصار حزب الله" داشت که عمدتا متشکل از برخی اعضای بسيج بودند و به حمله به تجمعات اصلاح طلبان و به ويژه دانشجويان می پرداختند.»





روايت مخملباف از رازهای خامنه‌ای





سال گذشته محسن مخملباف، فيلمسازی که از نزديکان ميرحسين موسوی به شمار مي‌رود در گزارشی به بازگويی «رازهای زندگی خامنه‌اي» پرداخت. مخملباف مي‌گويد اطلاعاتی را که در اين گزارش منتشر کرده «از طريق کارمندان سابق بيت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گريخته‌اند» به دست آورده است.





مطابق اين گزارش نيز حجازی از بانفوذترين و مورد اعتمادترين افراد دفتر خامنه‌ای است که هر روز صبح زود به عنوان اولين نفر نيم ساعت او را در جريان آخرين خبرها و برنامه‌های محرمانه قرار مي‌دهد. در اين گزارش نيز حجازی از کسانی معرفی مي‌شود که در سال‌های اخير «دانای کل شده‌اند و در همه امور رازها را مي‌دانند.» در اين گزارش آمده است که حجازی فرمان قتل‌های زنجيره‌ای را که توسط مجتبی فرزند خامنه‌ای صادر شده به ماموران وزارت اطلاعات ابلاغ کرده است.





در مورد جزييات نقش افراد فعال در دفتر خامنه‌ای که گزارش ديدار "صميمانه‌شان" با او امروز منتشر شد، اطلاعات موثق هنوز به اندازه کافی منتشر نشده؛ گزارش‌های جسته و گريخته‌ای که تا کنون انتشار يافته نشان مي‌دهد که اصلي‌ترين مرکز تصميم‌گيري‌های کلان حکومت جمهوری اسلامي، ظاهرا بيشترين تلاش خود را به کار بسته تا فعاليت‌هايش تا حد ممکن مخفی بماند.


2 مرداد 1389    07:48
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:33 6 مرداد 1389
بیت رهبری اگر لازم باشد سر خود رهبری را هم زیر آب می کند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :ده ميليون نفر از خانوده‌‏های ايراني، گرفتار معضل اعتياد

مردمک :ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرد که معضل اعتياد برای 87 درصد از مردم ايران به عنوان «اولين تهديد اجتماعي» است.



به گزارش خبرگزاری ايلنا، به گفته مسئولان اين ستاد، هم اکنون 10 ميليون نفر از خانواده‌های معتادان گرفتار معضل اعتياد هستند.



حميدرضا صرامي، مديرکل پيشگيری از اعتياد مي‌گويد يک ميليون و 200 هزار معتاد قطعی و 800 هزار معتاد تفننی در ايران زندگی مي‌کنند.



سال گذشته نيز طاها طاهري، قائم‌مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرده بود، 40 هزار نفر به تعداد معتادان قطعی افزوده شده است.



امروز، يکم مرداد ماه آقای صارمی در «کارگاه اعتياد و راه‌های پيشگيری از آن» گفت: 46.6 درصد از افراد درگير اعتياد، زير 29 سال سن دارند و 95 درصد معتاددان را مردان و پنج درصد آن را زنان تشکيل مي‌دهند.



به گزارش ايلنا، همچنين بر اساس آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر، 70 درصد از افرادی که به اعتياد گرايش داشتند مرد و دارای شغل بودند و تنها 30 درصد آنها بيکار بودند و 90 درصد از معتادان دارای تحصيلات زيرديپلم بودند.



بر اساس اين پژوهش، «کنجکاوي» مهم‌ترين عامل گرايش به مواد مخدر در ايران است و پس از آن، «کسب لذت، رفع مشکلات روحی و تفريح» موثرترين عوامل در مصرف مواد مخدر هستند.



فرهاد اقطار، مدير کل مداخله و بازتوانی سازمان بهزيستی با توجه به آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت که اعتياد بين نسل جوان و نوجوان «فراگير» شده و با سخنراني‌های دو سه ساعته نمي‌توان در مورد اعتياد با جوانان و نوجوانان صحبت کرد.



به گفته حسين ابراهيم‌مقدم، مشاور خانواده و استاد دانشگاه حدود 68 درصد از کسانی که سيگار مصرف مي‌کردند يکی از والدين‌شان سيگاری بوده است و اين نشان مي‌دهد که يادگيری مشاهده‌ای نقش برجسته‌ای در گرايش جوانان و نوجوانان به مواد مخدر و مواد اعتيادآور دارد.



ستاد مبارزه با مواد مخدر در ارديبهشت ماه امسال سن شروع اعتياد در ايران را «15-16 سالگي» و مقطع دبيرستان اعلام کرده بود.



سند جامع پيشگيری از اعتياد در راه است



روز گذشته فرهاد اقطار، مدير کل مداخله و بازتوانی سازمان بهزيستی از تدوين سند جامع پيشگيری از اعتياد خبر داد و تصريح کرد: 13 تا 15 سال طول مي‌کشد تا اثر بخشی برنامه‌های پيشگيری از اعتياد خود را نمايان کند.



به گفته حميدرضا صارمی تدوين سند جامع پيشگيری اوليه از اعتياد، پس از پنج ماه کار مداوم با حضور دستگاه‌های فرهنگی و با بودجه‌ای 133 ميليارد تومانی قرار است در ماه مرداد به دستگاه‌ها و نهاد‌ها ابلاغ شود تا حداقل 40 درصد از جمعيت سالم کشور زير چتر آن، از اعتياد محافظت شوند.



اما با اينکه سند پيشگيری از اوليه از اعتياد همين ماه ابلاغ خواهد شد، مسئولان مبارزه با مواد مخدر آمار متفاوتی از ميزان مصرف و تعداد معتادان ارائه مي‌کنند و هنوز در ايران بانک اطلاعاتی جامع برای معتادان تهيه نشده است.



دو ماه پيش سردار اسماعيل احمدي‌مقدم، فرمانده نيروی انتظامی گفته بود: نرخ بروز اعتياد در کشور نسبت به برنامه پنج سال گذشته 20 درصد کاهش يافته و به طور ميانگين از پنج سال گذشته تعداد معتادان کشور هر ساله يک درصد کاهش داشته است و اين امر نشان‌دهنده موفقيت برنامه‌های مقابله‌ای است.



اين درحالی است که بر اساس آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر، سالانه 120 تا 160 هزار نفر به جمع معتادان کشور افزوده مي‌شود.




2 مرداد 1389    07:42
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



6 مرداد 1389    23:26
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد