www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 21 تير/

21تير.خبر قتل الناز بابازداده توسط بسيج و، شايعه يا واقعيت؟

21تير.رئيس دادگستری آذربايجان شرقی:در صورت تائيد قوه قضاييه ، بدون توجه به جوسازي‌ها حکم سنگسار[سکنيه محمدی] را اجرا مي‌کنيم

21تير :گزارش تصويری:کارگران معادن استخراج گچ با آلودگيهای ناشی از آن دست و پنجه نرم می کنند.

21تير :با وجود انتشار اخبارى رسمى مبنى بر مهار آتش در نفت شهر، فوران از چاه شماره 24 ادامه دارد

21تير :متن گفتگو با فاطمه سرپريان مادر شهيد حميد حسين بيگ عراقی

21تير :ضريب بيکاری در ايران سال به سال افزايش مي‌يابد.

21تير :ماموريت يک هزار روحانی برای مقابله با “ جنگ نرم “ در مدارس تهران

21تير :محکوميت پنج ساله ناهيد ملک محمدي، از دستگيرشدگان پس از عاشورا

21تير :سردرگمی دانشگاهها و دانشجويان در تعطيلات/ اطلاع رسانی هم تعطيل شد!

21تير :مدودف: ايران به ساخت بمب هسته ای نزديک می شود

21تير :زهرا رهنورد: از انتقادات به جنبش سبز استقبال می کنيم

21تير.سه برابر شدن حضور بسيجيان در اينترنت/فيلترشدن 5 ميليون وبلاگ و وبسايت

21تير.توجيه تعطيلی با گرما:پس خوزستان 50-40 درجه ای چه؟/ ناتوانی از تامين برق جمعيت فعلی و لاف زدن از «کشور ظرفيت 120 يا 150 ميليون را دارد»

21تير. کتاب "حجاب و عفاف" از مهر ماه در مدارس توزيع مي‌شود/اعزام 1000 معمم به مدارس تهران

21تير.خبرتکميلی- تجاوز و قتل در تبريز به بهانه مبارزه با بدحجابی

21تير.تاييد کشته شدن يکی از بازاريان به ضرب چاقوی يکی از مهاجمان لباس شخصی/ تعطيلی يکشنبه بازارپارچه فروشان در اعتراض به اين قتل و ممنوعيت برگزاری مراسم...



21تير :گزارش تصويری:کارگران معادن استخراج گچ با آلودگيهای ناشی از آن دست و پنجه نرم می کنند.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1115475
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1115475



http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1115482
21 تير 1389    20:14
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :با وجود انتشار اخبارى رسمى مبنى بر مهار آتش در نفت شهر، فوران از چاه شماره 24 ادامه دارد

ايرن : با وجود انتشار اخبارى رسمى مبنى بر مهار آتش در چاه شماره 24 نفت شهر، گزارش هاى منابع مستنقل از ادامه فوران و احتمال بروز حريق جديدى در اين چاه حکايت دارد.



به گزارش خبرگزارى محيط زيست ايران، منابع مستقل ادعاى وزارت نفت مبنى بر مهار نسبى آتش در چاه 24 را تاييد مى کند با اين وجود اين منابع اشاره دارند که فوران نفت و گاز از اين چاه همچنان ادامه دارد و اساسا مهار آتش به معناى مهار بحران نفت شهر نيست.





هم اکنون بيشترين فعاليت مجريان عمليات اطفا در منطقه بر مهار فوران نفت و گاز متمرکز است.





به گفته کارشناسان اين بخش از عمليات بسيار حساس و تعيين کننده است زيرا افزون بر تداوم فوران نفت و گاز پس از نزديک به دو ماه از زمان بروز اين جادثه، وقوع حريق و انفجار مجدد نيز با توجه به شرايط موجود دور از انتظار نيست.





اين گزارش مى افزايد تنها تصاوير منتشر شده از وضعيت کنونى چاه شماره 24، نشان دهنده فرونشاندن قطعى و کامل حريق نيستند اگرچه اين تصاوير توسط شانا خبرگزارى رسمى وزارت نفت ايران و با هدف تاييد ادعاى اطفا آتش انتشار يافته اند.





کارشناسان مى گويند اگرچه فرونشاندن آتش در حوادثى مثل چاه 24 نفت شهر فعاليتى دشوار و حساس محسوب مى شود اما فقط بخش کوچکتر از عمليات را شامل بوده و بخش بزرگتر پروژه يعنى مهار فوران نفت و گاز هنوز انجام نشده است.





منابع رسمى همچنين از آغاز عمليات حفارى چاه هاى انحرافى که بخش عمده زمان و هزينه ها را نيز شامل مى شود، خبر مى دهند.





مهدى فکور، مدير عامل شرکت نفت مناطق مرکزى ايران، در اين رابطه به شانآ گفت: مهار چاه با حفارى دو چاه انحرافى انجام مى شود.





کارشناسان نفتى بر اين باورند که نشت نفت از چاه 24 در عمق هاى پايين و نزديک به مخزن اتفاق افتاده و اين بدان معناست که چاه حفارى شده کاملا تخريب شده و جلوگيرى از ادامه فوران نفت، نياز به صرف هزينه هاى بيشتر و مهار آن از درون مخزن است.





چاه نفتى شماره 24 نفت شهر در استان کرمانشاه ساعت 6 و 30 دقيقه بامداد شنبه (8 خرداد) هنگام حفارى دچار نشت گاز و فوران نفت و آتش سوزى شد.

در اين حادثه 4 نفر از کارکنان شرکت حفارى شمال جان باختند و 11 نفر مجروح شدند.

حجم گاز خروجى از دهانه چاه و شدت آتش سوزى که ارتفاع آن تا چند ده متر مى رسيد به گونه اى بود که به ذوب کامل دکل و تجهيزات سرچاهى منجر شد.






21 تير 1389    19:29
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :متن گفتگو با فاطمه سرپريان مادر شهيد حميد حسين بيگ عراقی

http://maadaraan.tk/
">http://maadaraan.tk/

مسيح علي‌نژاد:مادر يکی ديگر از شهدا بعد از يک سال زبان باز کرد و از درهايی که کشيد گفت و باز هم رد پای خبرگزاری فارس و کيهان در اين رنج يک ساله نهفته است. عکس هايی از حميد حسين بيگ عراقی را خانواده اش برايم فرستاده اند که در لينک اين مطلب می گذارم. او هم همانند کاوه سبزعلی پور و ديگران شهدای گمنام در ويکی پيديا شناخته شده است و نه در محله خودش در جنوب شهر تهران...وقتی هم که فارس نوشت حمدی بسيجی بود همه پنداشتند همو بود که باتوم به دست بود، غافل از آنکه بسيجی نبود و اين نام ظاهرا جز تنهايی برای خانواده اش ارمغانی نداشت.

بخوانيد واگويه های مادرش را بعد از يک سال:



جرس- مسيح علی نژاد: مادر شهيد بسيجى «حميد حسين بيگ عراقى» با بيان اين كه موسوى وكروبى مقصران اصلى شهادت حميد هستند، افزود: از دولت انتظار داريم كه به پرونده شهداى بعد

از انتخابات رسيدگى كنند و سران فتنه را محاكمه كنند. متن بالا را خبرگزاری فارس به نقل از خانواده شهيد حميد حسين بيگ عراقی بر روی خروجی خود قرار داده بود که پس از باز نشر اين مصاحبه در روزنامه های کيهان و جوان به نظر می رسيد حميد حسين بيگ عراقی يکی از همان کسانی بود که به گفته دولت عضو نيروهای بسيج بوده و در راهپيمايی های اعتراضی بعد از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران به شهادت رسيده است.





از آنجايی که انتشار اخبار همه کشته شدگان بحران انتخاباتی سال گذشته، فارغ از هر انديشه و جرياني، به عنوان رسالت مهم و اساسی خبررسانان محسوب می شود، طی تماسی با خبرگزاری فارس درخواست شد تا شماره تلفن و اطلاعات مربوط به خانواده اين شهيد برای انجام يک مصاحبه و انتشار دغدغه های خانواده اين بسيجی شهيد در اختيارمان قرار گيرد.





خبرگزاری فارس از دادن شماره تماس خانواده شهيد حسين بيگ عراقی خود داری کرد اما در نهايت پس از تلاش های فراوان جرس موفق به گفتگو با خانواده شهيد حميد حسين بيگ عراقی شده است که آنها نيز در اين گفتگوی تلفنی از رنجی که در اين يک سال متحمل شده اند پرده برداشته اند و ياد آور شدند که فرزند آنها يک جوان بيست ساله بود که هيچ گرايش سياسی نداشت.





متن گفتگو با فاطمه سرپريان مادر شهيد حميد حسين بيگ عراقی پيش روی شماست و جرس همچنان در تلاش است تا با خبرنگار فارس که پيشتر به نقل از اين مادر مصاحبه ای متفاوت را در اختيار آن خبرگزاری قرار داده بود گفتگويی انجام دهد:





خانم سرپريان، بيش از يک سال از کشته شدن فرزندتان می گذرد، آيا در اين مدت از جانب مسوولان کسی به ديدار خانواده يک بسيجی شهيد آمده است؟



ببينيد خانم وقتی خبرگزاری فارس با ما مصاحبه کرد، من فردای همان روز با خانمی که مصاحبه را انجام داده بود تماس گرفتم و گفتم بچه من بسيجی نبود، يک جوان معمولی بود، چرا نوشتيد بسيجي، به ايشان هم گفتم، به شما هم می گويم، ديد من نسبت به بسيجی ها بد نيست اما وقتی پسر من بسيجی نبود چرا بايد خلاف واقعيت را بگوييم.



به هر حال ببخشيد من اصل را بر صحت خبر فارس گذاشته بودم و قصدم اين بود که با خانواده يک بسيجی هم مصاحبه ای مشابه مصاحبه هايی که با خانواده ساير کشته شدگان انجام داده ايم انجام دهم و قصد رنجش شما را نداشتم...



باز هم تاکيد می کنم ديد ما نسبت به بسيج بد نيست اما به هر حال در اين يک سال در کشور اتفاقاتی رخ داد و برخی از چهره های بسيجی برای مبارزه با مردم کارهايی انجام دادند که ديد بخش هايی از جامعه نسبت به بسيج خوب نيست. من همين ها را به خانمی که از فارس با من مصاحبه کرده بود هم گفتم و فقط خواستم همين را هم برای شما توضيح بدم که حميد اصلا آدم سياسی نبود.



و آيا ايشان خبرشان را بعد از تماس شما تصحيح کردند؟





نه متاسفانه، ايشان به من گفتند، بسيجی ها خيلی مظلوم واقع شدند و برای همين ايشان يک عنوان «بسيج» را به خاطر مظلوميت بسيج کنار اسم پسر من گذاشتند، من فقط به ايشان گفتم شما بالاخره رسانه داريد و می توانيد برای مظلوميت بسيج مطلب بنويسيد چرا بايد از پسر من که خودش مظلومانه کشته شد برای اين کار استفاده می شد.



خانم سرپريان پس سوالم را تغيير می دهم و می پرسم آيا در اين يک سال از مسوولان و يا نامزدهای انتخاباتی کسی برای دلجويی يا پيگيری اين واقعه سراغ شما آمد؟



همان روزهای اول از وزارت کشور آمدند منزل ما، از هلال احمر هم آمدند و به جز آنها ديگر هيچ کس سراغ ما نيامد و بعد از آن هم ما مانديم و غصه های خودمان.



مردم چطور؟



ما در اين يک سال خودمان بوديم و خودمان. همه دردها و رنج هايمان هم مال خودمان بود. تنها بوديم. شايد مردم فکر می کردند پسر من يکی از همان بسيجيانی بود که خرداد سال گذشته رفته بود خيابان تا با مردم مبارزه کند ولی پسر من هم يک جوان معمولی بود که هيچ کاری به سياست نداشت و با شور و هيجان هم در انتخابات شرکت کرد و واقعا مظلومانه کشته شد.



به عنوان يک مادر شايد برايتان سخت باشد به روز واقعه برگرديد. اما ممکن است توضيح دهيد حميد چگونه کشته شد؟



پسرم بايد به خانه مادرم می رفت که بيمار بود، اما شب سی خرداد نه آنجا رفته بود و نه به خانه ما برگشته بود. ما حتی فکرش را هم نمی کرديم که حميد در راهپيمايی کشته شده باشد. آن شب آنقدر نگران بوديم که به پليس ۱۱۰ زنگ زديم، به همه بيمارستان ها زنگ زديم، فکر می کرديم شايد تصادف کرده باشد. تا خود صبح نخوابيديم و به همه جا زنگ زديم تا اينکه به ما گفتند شايد با جوان هايی که آن روز دستگير شدند پسر شما هم دستگير شده باشد. صبح فردا رفتيم تا گم شدن پسرم را گزارش کنيم ولی تا خود شب هيچ کس به ما زنگ نزد.



وقتی گفتند ممکن است دستگير شده باشد به اوين يا بازداشتگاه های ديگر مراجعه نکرديد؟



چرا اتفاقا رفتيم اوين. آنجا پر از خانواده هايی بود که دنبال بچه هايشان آمدند اما هيچ نشانی از حميد نبود، به ما گفتند برويد کهريزک، چون پزشکی قانونی هم همانجا بود. حتی عمه های حميد می گفتند برای چی می رويد آنجا، من هم می گفتم می روم تا اطمينان حاصل کنم که بچه ام زنده است



تنها به پزشکی قانونی رفتيد؟





نه به همراه همسرم رفتم. خودم با اينکه فکر می کردم پسرم زنده است اما باز طاقت نداشتم بروم پشت کامپيوتر بنشينم و عکس ها را نگاه کنم. همسرم پشت کامپيوتر نشسته بود که ديدم رنگ همسرم پريد، سرش را تکان می داد و حالش دگرگون شد، رفتم بالای سر همسرم گفتم چی شد...عکس های پسرم را ديدم که حالم خراب شد، دنيا را انگار روی سرم خراب کردند. من يک مادر هستم و شما خودتان فکر کنيد چه به روز يک مادر می آيد وقتی با هزار اميد سراغ بچه اش می رود و عکس عزيزش را با آن حالت می بيند.





عکس های پزشکی قانونی وضعيت تير خورده پسرتان را نشان می داد؟





تمام صورت پسرم پر از خون بود، دندان های جلوی حميد شکسته بود، يک طرف صورت حميد کبود بود. گلوله به سينه اش خورده بود و عکس ها تماما خونين بود، عکس ها داغونم کرد و من همان جا بعد از ديدن عکس ها در پزشکی قانونی از حال رفتم ...





اگر حميد در خيابان تير خورد پس چرا دندان هايش شکسته بود؟ شما دقيقا می دانيد حميد در کدام خيابان تير خورد؟





نه يک سال گذشته ولی کسی به ما نگفت کجا تير خورد. بعضی ها می گويند ميدان آزادی ولی ما حتی شاهدان را هم نديده ايم که بگويند حميد چگونه تير خورد. در خود برگه پزشکی قانونی نوشته اند که پسرم از فاصله خيلی نزديک تير به او شليک شده است. از فاصله ۱۵ متری.





اسم و مشخصات و عکس حميد را اگر در پزشکی قانونی داشتند پس چرا پيگيری ها و تماس های شما پيش از اين بی جواب مانده بود؟





پسرم موتور داشت و اسم و مشخصات حميد هم توی سند همراهش بود ولی اصلا نمی دانيم چرا او را به عنوان ناشناس به پزشکی قانونی بردند.









برای تحويل پيکر پسرتان با مشکلی مواجه نشديد؟



نه، به ما گفتند از کسی شکايتی نداريد، يک سری می گفتند کار منافقين است ، يک عده هم می گفتند کار نيروهای خودشان است ما فقط از مسببين شکايت کرديم تا قاتل پسرمان را پيدا کنند. يک روز بعد هم جسد بچه ما را يردند سرد خانه بهشت زهرا و ما هم تحويل گرفتيم.



ببخشيد که باز هم مجبورم به مصاحبه ای که به نقل از شما در کيهان منتشر شده است اشاره کنم که نوشته بودند شما از موسوی و کروبی شکايت کرده ايد و خواستار محاکمه آنها شده ايد، شکايت شما در چه مرحله ای قرار دارد؟



در روز سوم حميد بود که از وزارت کشور آمدند و با ما مصاحبه کردند، از خبرگزاری فارس هم با ما مصاحبه کردند که فکر می کنم همان ها را هم کيهان منتشر کرد. در آخر مصاحبه به ما گفتند شما از سران فتنه شکايت نداريد؟ من جواب دادم ما از مسببين شکايت داريم و اصلا اسمی را مطرح نکردم. الان بيش از يک سال می گذرد و شکايت ما در دايره جنايی است و هيچ نتيجه ای هم نداده است. جواب درستی نمی دهند.



پسر شما در انتخابات هم شرکت کرده بود؟



بله، پسرم با جان و دل رای داد ولی هشت روز بعد بچه من از بين رفت. من هنوز فکر می کنم مناظره های تلويزيونی شب های انتخابات و رو کردن برخی مسايل در تلويزيون اصلا کار درستی نبود فقط جوان های ما را به کشتن داد. برای من که بچه ام را از دست دادم، حالا فکر می کنم همه برای رسيدن به پست و مقام جوش زدند و بچه های مردم جانشان را از دست دادند. هر کسی باعث اين خون ريزی شده بايد جوابگو باشد ولی هيچ وقت به ما جواب نداند، خيلی سخت است که بچه آدم صحيح و سالم از خانه برود بيرون و بعد وقتی گم شد هيچ کس جواب ندهد. توقع داشتم حداقل به ما بگويند در فلان بيمارستان است.



يعنی فکر می کنيد اگر حميد به بيمارستان می رسيد زنده می ماند؟



نه چون وقتی همسرم بعدها با پزشک حميد صحبت کرد، گفته بود تير به ريه پسرم اصابت کرده بود و تنها در صورتی که کمتراز يک دقيقه به اتاق عمل می رسيد زنده می ماند، چون از فاصله خيلی نزديک به پسرم شليک کرده بودند ... در برگه پزشکی قانونی حتی سن پسرم را هم درست تشخيص داده بودند و نوشتند که تير به ريه بچه ام خورد و از کتف او خارج شد.



اخيرا قاتلان کسانی که برخی از جوانان را در کهريزک کشته بودند شناسايی شده اند، شما چه حالی داشتيد وقتی اين خبر را شنيديد در حالی که قاتل فرزند شما و کسان ديگری که در خيابان کشته شده اند تا کنون شناسايی نشده اند؟



آنقدر در اين يک سال سختی کشيده ام که وقتی فکر می کنم يک مادر و يک خانواده ای قاتل بچه شان را پيدا کرده اند دلم آرام می شود، آنها هم بچه های ما بودند، آنها هم بيگناه بودند. چرا بايد بچه ها را اينجوری شکنجه کنند؟ حق بچه های ما آنی نبود که به همين راحتی از بين بروند. مظلوم ترين شهدای بعد از انقلاب بچه های ما بودند که در کشور خودشان بيگناه کشته شدند.



اگر حرف ديگر برای گفتن باقی مانده است...



من دو پسر داشتم که با خون جگر آنها را بزرگ کرده ام. حالا پسر پانزده ساله ام ناراحت است از کسی که برادرش را کشته است. پدر حميد هم رنج می کشد و من به عنوان يک مادر بزرگترين آرزويم اين است که يک روز قاتل بچه ام پيدا شود. کسی که تير به سينه پسر جوان من شليک کرد اگر در اين دنيا انتقام پس ندهد، فردا بايد پاسخگو باشد من از خون بچه ام نمی گذرم. فقط سه ماه از تولد بيست سالگی پسرم گذشته بود، حق اش نبود مظلومانه کشته شود. به ما گفتند سه ماهه جواب شکايت هايتان را می دهيم، يک سال گذشت و هيچ خبری از قاتل پسرم نشد


21 تير 1389    19:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   nima
ای-ميل:  
00:18 21 تير 1389
omid varam va arezoo mikonam az tahe del ye roozi enteghame khoone pesaraeto az in kesafataye basiji begirim


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :ضريب بيکاری در ايران سال به سال افزايش مي‌يابد.

صدای آلمان:ضريب بيکاری در ايران سال به سال افزايش مي‌يابد. مجله اکونوميست نرخ بيکاری در ايران را ۲ / ۱۳ درصد اعلام کرده و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نيز، دو رقمی بودن نرخ بيکاری را تاييد کرده است.



آمارهای رسمي، از آنجا که بيکاری پنهان يا ثبت نشده را نشان نمي‌دهند، هيچوقت نمي‌توانند بيانگر درصد واقعی بيکاری باشند. اما در بررسي‌های اقتصادی نقش مهمی دارند. همين آمارهای رسمی نشان ‌مي‌دهند که نرخ بيکاری در ايران، سال به سال رو به افزايش است و اين روند در سال‌های آينده نيز بهبود نخواهد يافت.







مجله اکونوميست در تازه‌ترين گزارش خود اعلام کرده که در سال‌جاری نرخ بيکاری در ايران به ۲ / ۱۳ درصد رسيده، در دو سال آينده به ۱۵ درصد و در سال ۱۳۹۲ حتی به ۱۵ و نيم درصد خواهد رسيد.







تاييد مرکز پژوهش‌ها







گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نيز، تاييد کننده بحران بيکاری است. مرکز پژوهش‌ها در گزارشی تاييد مي‌کند که نرخ بيکاری در سال‌های اخير همواره دورقمی بوده است. در چارچوب برنامه پنجم اقتصادي، از دولت خواسته شده که نرخ بيکاری را به ۷ درصد کاهش دهد. اما با توجه به اوضاع اقتصادی فعلی ايران، عملی شدن اين توصيه غيرممکن به نظر مي‌رسد.







بيشتر کارشناسان ايراني، رشد بيکاری را برآيند "سياست‌های اقتصادی غلط دولت احمدي‌نژاد" مي‌دانند. بدهي‌های دولت احمدي‌نژاد به بانک‌ها و نهادهای داخلی و خارجی در حال‌حاضر به ۱۲۷ ميليارد دلار رسيده است. نبا به داده‌های کارشناسان دولت، در پنج سال اخير از محل فروش نفت نيز بيش از ۲۵۰ ميليارد دلار درآمد داشته، اما به جای تقويت زيرساخت‌های اقتصادي، با ريخت‌وپاش‌های کنترل نشده، منابع ملی را هدر داده است.







انتقاد نايب‌رئيس مجلس







در شرايطی که انتقاد نسبت به ناکامی دولت در تحقق اهداف برنامه چهارم اقتصادی در مجلس اوج گرفته، دولت لايحه اجرای برنامه پنجم اقتصادی را تسليم مجلس کرده است. مرکز پژوهش‌های مجلس، "تعبيه سازوکار نظارتی و تدارک ابزارهای تحقق نظارت قوه مقننه" را در برنامه پنجم اقتصادی توصيه کرده است.







در هفته‌های اخير، علی لاريجانی رئيس و محمدرضا باهنر معاون کميسيون نظارت مجلس، سياست‌های اقتصادی دولت احمدي‌نژاد را مورد انتقاد قرار داده‌اند. اکنون، در حالی که کميسيون تلفيق برنامه پنجم سرگرم ايجاد تغييراتی چشمگير در لايحه برنامه پنجم دولت است، حسن ابوترابی فرد نايب‌رئيس مجلس نيز، به صف منتقدان دولت پيوسته است.







در برنامه چهارم اقتصادی که عمر آن به سر آمده، ۸ تا ۵ / ۸ درصد رشد برای اقتصاد ايران پيش‌بينی شده بود. اما مراکز رسمی مي‌گويند که رشد اقتصادی جمهوری اسلامی در آخرين سال برنامه چهارم تنها ۵ / ۱ درصد بوده است.







به گزارش خبرگزاری مهر، نايب‌رئيس اول مجلس از سياست‌های دولت در مورد اجرای برنامه چهارم و همچنين نحوه اجرای اصل ۴۴ به شدت انتقاد کرده و گفته است:«با رشد ۸ درصدی پيش‌بينی شده در برنامه چهارم فاصله معناداری پيدا کرده ايم که گفتن دلايل آن جانکاه و دردآور است.»







ابوترابی فرد که در مراسم گشايش پروژه "سافت ژل مينو" سخنرانی مي‌کرد، ضمنا فاش ساخت که تجهيزات اين پروژه ۱۲ ميليارد تومانی از آمريکا خريداری شده است. دولت جمهوری اسلامی ادعا مي‌کند که هيچگونه مناسبات بازرگانی با آمريکا ندارد. پروژه "سافت ژل مينو" به گفته ابوترابی فرد مي‌تواند ۲۳ نوع دارو توليد کند و متعلق به موسسه اقتصادی و خودکفائی آزادگان (اسيران سابق جنگ ۸ ساله ايران و عراق) است.




21 تير 1389    19:10
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :ماموريت يک هزار روحانی برای مقابله با “ جنگ نرم “ در مدارس تهران

سحام نيوز: مطبوعات ايران اعلام کردند دولت به يک هزار روحانی ماموريت داده است تا برای مقابله با نفوذ غرب و فعاليت معترضان ، دانش آموزان مدارس تهران را توجيه کنند.



محمد بنيادی معاون سازمان آموزش وپروش تهران در گفتگو با ايسنا ماموريت اصلی اين روحانيون را برخورد با “ آسيب‌ پرخطر جنگ نرم “ اعلام کرد.



در پی اعتراضات پس از انتخابات گذشته آيت الله خامنه ای برای اولين بار اعلام کرده بود که دشمنان خارجی و داخلی وارد “ جنگ نرم “ با جمهوری اسلامی شدند. وی پيش از اين از اصطلاح “ تهديد نرم “ سخن می گفت.



دستگاههای نظامی و دولتی طی سال گذشته طرح ها و کنفرانس های متعددی تحت عنوان “ مقابله با جنگ نرم “ برگزار کردند.



بنيادی تاکيد کرد اين روحانيون به عنوان “ افسران جنگ نرم ”از مهرماه آينده همزمان با بازگشايی مدارس وارد عمل خواهند شد.



پيش از اين دولت طرحی ارائه کرده بود که به موجب آن حضور روحانيون برای تدريس در مدارس دائمی می شود.




21 تير 1389    19:01
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
23:12 21 تير 1389
محض یاد آوری افسران عزیز،



در کارهای نرم چماق نباید دخالت داشته باشد حتی اگر باخت نرم پیش بیاید.

چماق ممنوع،

نرم باشید!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :محکوميت پنج ساله ناهيد ملک محمدي، از دستگيرشدگان پس از عاشورا

هرانا : خانم ناهيد ملک محمدی ۵۹ ساله مادر دو فرزند ۳۱ و ۲۸ ساله با گذشت بيش از شش ماه از زمان بازداشت با دريافت بی دليل حکم، محکوم به ۵ سال حبس تعزيری شد و در حال حاضر در بند نسوان زندان اوين تحمل کيفر می نمايد.



بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ايشان در تاريخ دهم دی ماه سال گذشته و پس از حوادث ۶ دی ماه(عاشورا) هنگام دستگيری همسرش علی اصغر محموديان توسط نيروهای امنيتی در ساعت ۲ با مداد بدون حکم بازداشت دستگير و بند ۲۰۹ سلول انفرادی زندان اوين منتقل می شود.



نامبرده در طی مراحل بازجويی با تحت فشار قرار گرفتن و اعلام دروغين پذيرش شرکت در تظاهرات بعد از انتخابات توسط همسرش، اتهاماتی به ايشان القا و مجبور به پذيرش شرکت در تظاهرات می نمايد در صورتی که چنين عملی نه توسط ايشان و نه توسط همسرش انجام نشده است و در پرونده بازجويی همسر ايشان نيز چنين مسئله ای وجود ندارد اما بازجويان وزارت اطلاعات در بازجويی ها به خانم ملک محمدی اعلام می کنند همسر ايشان به شرکت در تظاهرات اعتراف نموده که اين مسئله دروغ و بی اساس است.



پرونده اين دبير بازنشسته آموزش و پرورش به شعبه ۲۸ به رياست قاضی مقيسه ارسال و در تاريخ نوزدهم اری بهشت ماه سال جاری علی رغم تشکيل جزئيات اظهارات ايشان که بر اثر فريب بازجو ترتيب داده شده بود و ضمن دفاعيات روشنگرانه وکيل مدافع به نحوه غير قانونی بازداشت و فريب در مراحل بازجويی نقض آئين دادرسی توسط بازجويان وزارت اطلاعات نهايتا ايشان با اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزيری محکوم شده است.



لازم به ذکر است، نامبرده پيشتر در تير ماه سال ۶۰ دستگير و به مدت ۲۰ روز در بازداشت گاه پل رومی در بين زندانيان معتاد و فروشندگان مواد مخدر در بدترين شرايط و تحت انواع شکنجه ها و شديدترين ضرب و شتم قرار گرفته که يک نمونه آن اعدام مصنوعی در اطراف بيابان های مجموعه ورزشی آزادی بوده است و اين همه در حاليست که ايشان دو ماهه باردار بوده و جهت جلوگيری از ضرب و شتم و آزار و اذيت بارها به مسئولين مسئله بارداری را يادآورمی شود که هيچ تاثيری در رفتار خشونت آميز آنان نداشته است و سپس به اوين منتقل و مجددا تحت بازجويی و ضرب و شتم قرار می گيرد و در نهايت پس از گذشت حدود ۱۶ ماه در تاريخ ۲۲/۶/۶۱ بعد از متولد شدن فرزندش در زندان و پس از دستگيری همسرش بدون تفهيم اتهام و رسيدگی پرونده در مراجع قضايی و بدون حضور در دادگاه آزاد می شود.




21 تير 1389    19:09
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :سردرگمی دانشگاهها و دانشجويان در تعطيلات/ اطلاع رسانی هم تعطيل شد!

مهر: ادارات دولتی 23 استان کشور به دليل گرمای شديد هوا در روزهای 20 و 21 تيرماه تعطيل اعلام شدند اما دانشگاهها و دانشجويان در سردرگمی به سر بردند تا جايی که تنها چند دانشگاه نسبت به تعطيلی يا داير بودن اطلاع رسانی کردند.



به گزارش خبرنگار مهر، هيئت دولت در روز شنبه 19 تيرماه در اطلاعيه ای اعلام کرد به دليل گرمای شديد و بی سابقه هوا و صرفه جويی در مصرف انرژي، ادارات دولتی روزهای 20 و 21 تير در 19 استان کشور تعطيل هستند و در ساير استانها نيز بنا به تشخيص استانداران تعطيلات صورت می گيرد.



بر اساس اين اطلاعيه ادارات دولتی در استانهای خوزستان، بوشهر، ايلام، فارس، هرمزگان، سيستان و بلوچستان، کرمان، يزد، اصفهان، قم، تهران، خراسان رضوي، خراسان جنوبي، کرمانشاه، سمنان، لرستان، مرکزي، کهگيلويه و بوير احمد و قزوين در روزهای يکشنبه و دوشنبه تعطيل هستند.



در حالی که بيش از 12 دانشگاه بزرگ کشور در استان تهران مستقر هستند تنها دانشگاه صنعتی شريف اطلاعيه ای در خصوص تعطيلی صادر کرده که در آن آمده است: "با توجه به اطلاعيه هيئت دولت مبنی بر تعطيلی برخی از دستگاه های دولتی در روزهای يکشنبه 20 تير و دوشنبه 21 تير به دليل گرمای شديد و بي‌سابقه و لزوم صرفه‌جويی در مصرف انرژي، دانشگاه در اين دو روز تعطيل است. وليکن جلسات دفاع از پايان‌نامه در صورت هماهنگی قبلی برگزار خواهند شد."



با اين حال 21 دانشگاه در 19 استانی که اعلام شده بود هيچ اطلاعيه ای صادر نکرده اند و تنها دانشگاه گيلان پس از آنکه استان گيلان به جمع استانهای دارای تعطيلی پيوسته است در اطلاعيه ای اعلام کرده است که تمامی بخشهای اداری و آموزشی دانشگاه گيلان در روزهای يکشنبه و دوشنبه 20 و 21 تيرماه تعطيل است.



از سوی ديگر پس از اعلام وزارت بهداشت مبنی بر عدم تعطيلی دانشگاههای علوم پزشکی و داير بودن امتحانات اين دانشگاهها، دو دانشگاه علوم پزشکی کاشان و اصفهان در اطلاعيه هايی اعلام کردند که امتحانات اين دو دانشگاه لغو شده و به زمان ديگری موکول می شود.



دانشگاه علوم پزشکی کاشان در اطلاعيه خود آورده است : "امتحانات دانشجويان دانشگاه در روزهای 20 و 21 تيرماه برگزار نمی شود. به اطلاع کليه دانشجويان عزيز می رساند که به علت اعلام تعطيلی در 20 استان کشور از جمله استان اصفهان، امتحانات روزهای يکشنبه و دوشنبه مورخه 20 و 21/4/89 در اين دانشگاه برگزار نمی شود. زمان برگزاری امتحانات کنسل شده متعاقباً اعلام خواهد شد."



همچنين دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نيز در اطلاعيه ای اعلام کرده است: "با توجه به تعطيلی روزهای يکشنبه و دوشنبه بيستم و بيست ويکم تيرماه، کليه امتحانات دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در تاريخ های فوق لغو می شود. بديهی است زمان اين امتحانات متعاقبا اعلام خواهد شد."



دکتر سيدحميد حسينی مدير روابط عمومی وزارت بهداشت به مهر گفت: کليه امتحانات دانشگاههای علوم پزشکی و گروه های وابسته با وجود تعطيلی ادارات دولتی در موعد مقرر برگزار می شود و تاخيری در آن ايجاد نخواهد شد.



وی افزود: مراکز بهداشتی و درمانی دولتی در اين دو روز تعطيل نيستند و امتحانات گروه های مختلف تحصيلی در دانشگاههای علوم پزشکی و موسسات آموزش عالی وابسته به وزارت بهداشت برگزار می شود و در صورتی که دانشجويان در امتحانات شرکت نکنند، امتحان مجدد از آنها گرفته نمی شود.



دانشگاه علمی کاربردی هم اعلام کرد امتحانات اين دانشگاه برگزار می شود و با توجه به اينکه اين دانشگاه دارای واحدهای استانی متعددی است تعويقی صورت نگرفته است و با وجود تعطيلی ادارات دولتی امتحانات در مراکزی که پيش از اين برگزار نشده بود، برقرار است.



دانشگاه جامع علمی کاربردی در اطلاعيه خود اعلام کرده است امتحانات بر اساس تقويم اعلام شده برگزار خواهد شد و تعطيلی ادارات دولتی شامل امتحانات دانشگاه نخواهد شد. دانشجويان معتکف دانشگاه جامع علمی کاربردی که موفق به شرکت در امتحانات پايان ترم خود نشده بودند بر اساس بخشنامه اين دانشگاه امکان حضور در امتحانات مجدد را يافته اند و برخی امتحاناتی که در روزهای آتی برگزار می شود به همين دليل است.



اما از اين ميان واکنش دانشگاه آزاد اسلامی از همه جالب توجه تر است. دانشگاه آزاد اسلامی در اطلاعيه ای در روز شنبه 19 تيرماه اعلام کرده است که امتحانات پايان ترم اين دانشگاه فردا و پس فردا (يکشنبه 20 تير و دوشنبه 21 تير) برگزار مي‌شود. بر اين اساس واحدهای دانشگاهی و مراکز آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی طبق روال قبلی و بر اساس برنامه های ارائه شده نسبت به برگزاری امتحانات پايان ترم اقدام می کنند.



اين دانشگاه در صبح روز يکشنبه 20 تيرماه اعلام می کند که امتحانات لغو است و تاکيد می کند: "امتحانات پايان ترم واحدهای دانشگاهی و مراکز آموزشی دانشگاه آزاد در روزهای يکشنبه و دوشنبه 20 و 21 تيرماه برگزار نمی شود و واحدهای دانشگاهی و مراکز آموزشی دانشگاه آزاد نسبت به برگزاری امتحانات پايان ترم اين دو روز، در تاريخ ديگری اقدام کنند."



اين در حالی است که برخی از منابع خبری از قول باقری معاون وزير کشور در گفتگو با يکی از رسانه های تصويری تاکيد کرده اند که دانشگاه ها يکشنبه و دوشنبه تعطيل هستند.



معاون وزير کشور در اين گفتگو با اشاره به تعطيلی دانشگاه ها در روزهای يکشنبه و دوشنبه تصريح کرده است که در خصوص امتحانات اين روزها، حتماً برنامه ای از طرف دانشگاه ها اعلام می شود.



وی يادآور شده است: دانشجويان از طريق سايت مربوط به دانشگاه های خود می توانند اطلاعات لازم را در خصوص تغييرات برنامه های امتحانی دريافت کنند و هر دانشگاهی که در اين دو روز امتحان داشته باشد، جزئيات را به دانشجويان اطلاع خواهد داد.



اين در حالی است که با وجود اعلام تعطيلات ناگهانی به دليل گرمای شديد هوا، اما تقريباً 90 درصد دانشگاههای کشور تکليف خود را نمی دانسته اند و حتی به خود زحمت اطلاع رسانی به دانشجويان شان را نداده اند.



با توجه به اينکه اطلاعيه هيئت دولت در يک روز تعطيل صادر شده است اما بررسی ساده سايت ها دانشگاهها نشان می دهد که از هيچ امکان الکترونيکی برای به روز شدن سايت دانشگاهها بهره ای گرفته نشده است.



از ميان 43 دانشگاه وابسته به وزارت علوم و يک سايت مربوط به اطلاعيه های دانشگاه آزاد تنها سه دانشگاه زحمت اطلاع رسانی به خود داده اند و اين در حالی است که سايت اصلی وزارت علوم نيز هيچ اطلاعيه ای در اين خصوص و مشخص شدن وضعيت امتحانات دانشگاهها در اين تعطيلات صادر نکرده است.



به گزارش مهر، به نظر می رسد اطلاع رسانی امتحانات که يکی از ساده ترين وظايف اطلاع رسانی در سطح دانشگاهها است همچون تعطيلات ناگهاني، دچار تعطيلی شده است و اين ميان مشخص نيست که دانشجويانی که در شهرهای دور از دانشگاه خود بسر می برند بايد چه تدبيری بيانديشند.




21 تير 1389    19:54
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :مدودف: ايران به ساخت بمب هسته ای نزديک می شود

بى بى سى:ديميتری مدودف، رئيس جمهوری روسيه، می گويد ايران به داشتن توانايی ساخت سلاح هسته ای "نزديک تر" می شود.



اين از معدود مواردی است که يک مقام بلندپايه روس در يک اظهارنظر علنی اين احتمال را تاييد می کند که ايران به سوی ساختن بمب هسته ای گام برمی دارد.



روسيه که روابط اقتصادی و نظامی گسترده ای با ايران دارد، از گذشته متحد نزديک اين کشور بوده است.



اما روسيه اخيرا مواضع سخت تری نسبت به برنامه هسته ای ايران گرفته و از چهارمين دور تحريم های سازمان ملل متحد عليه ايران که ماه پيش تصويب شد، حمايت کرده است.



آقای مدودف در جمع سفرای روسيه در کشورهای خارجی گفت، "ايران دارد به سمتی حرکت می کند که به داشتن توانايی لازم برای ساختن سلاح هسته ای نزديک می شود."



آمريکا و قدرت های بزرگ اروپايی به ايران مظنون هستند که به دنبال دستيابی به سلاح هسته ای است اما ايران می گويد برنامه هسته ای اش صلح آميز است.



شورای امنيت سازمان ملل متحد روز ۱۰ ژوئن ۲۰۱۰ (۲۰ خرداد ۱۳۸۹) چهارمين دور تحريم ها عليه ايران را تصويب کرد که شامل تحريم های تجاری و نظامی گسترده تر است.



از آن به بعد، آمريکا و اتحاديه اروپا تحريم های يک جانبه بيشتری را هم عليه ايران وضع کرده اند، از جمله ممنوعيت سرمايه گذاری در صنايع نفت و گاز ايران و تجارت با بعضی از اشخاص و بانک های ايرانی.



محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری ايران، تحريم های شورای امنيت را بی اهميت دانسته و درخواست ها برای توقف غنی سازی اورانيوم را رد کرده است.






21 تير 1389    19:56
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
"#eeeeee">
نام:   افشا
ای-ميل:   http://efsha.squarespace.com/
00:18 21 تير 1389




اخیرا نغمه هایی در مورد حمله نظامی آمریکا به ایران شنیده میشود و این نغمه ها بیشتر از سوی روسیه است.



آیا روسیه منافعی در این مورد دارد؟روسها که دشمنان همیشگی ما در سیصد سال اخیر بوده اند که این دوران با گسترش سلطه آنان در  نوب روسیه و اشغال قفقاز و آسیای میانه سیبری همراه بوده است که همان فتوحات استعماری روسیه است که بعدا ب ای مستقل شدن آن سرزمینها بخشی در اشغال آن دولت باقی مانده است .چچن هم بعد از چند سال اشغال دوباره بتصرف روسیه در آمده است.گر چه آسیاس میانه و قفقاز از کنترل روسیه رهایی یافته اندولی سیاستهای روسیه توسط عوامل همراه با آنان که ملایان و ارمنستان هستند در آذربای ان و گر ستان پیاده شده است.



از سوی دیگر بحران بیکاری و اقتصادی شدید در آمریکا مسئله ساز است. در این موارد برای حل بحران سه راه مو ود است :



اول -یک اختراع بسیار کارساز مانند اختراع ماشین که م«لا در روزگار فعلی ده درصد از شغلها در رابطه با ماشین و ترابری است. که فعلا چنین اختراع کارسازی مو ودیت نیافته است



دوم- حمله بکشور های دیگر و اشغال کشور های ضعیف که در مورد افغانستان و عراق ا را شده است .آیا ایران میتواند کشور سومی باشد؟



سوم - براه انداختن  نگ  هانی دیگری .



موقعیت فعلی مشابه موقعیت قبل از شعله ور شدن  نگ  هانی دوم است یعنی یک ابر قدرتی دارد میرود و ابر قدرت  دیدی خواهد آمد.در زمان شعله ور شدن  نگ دوم انگلستان رفت و ب ایش آمریکا آمد و لی حالا آمریکا میرود تا ب ایش اروپای متحد و یا چین بیاید



این زمانه خطر ناک است و متاسفانه در این هنگام حاکمان سیاسی کشور را نادانهایی تشکیل داده اند که ب ز دزدی و غارت و نوکری  هان خواران «مره دیگری نداشته اند.



منافع روسیه در تسریع رفتن آمریکاست و  نگ بین آمریکا و ایران بنفع و دلخواه روسیه خواهد بود

نام:  
ای-ميل:  
23:13 21 تير 1389
کشاندن دو طرف ما را از ر ز خوانی به درگیری عملی به نفع روسیه است.

از نظر آنها ایران باید راه خود را انتخاب کند. بعلاوه گذاشتن دست غربیها در پوست گردو هم مفید است.

آنها محاسبات استراتژیک را ان ام داده اند و این در گیری را به نفع خود و به ضرر غرب می دانند.

ناکامی غرب در نتی ه گیری دلخواه از این حمله بشدت مطلوب آنهاست.

اما ملت عزیز ایران، که باید  دی تر با مسایل خود روبرو شود. وابستگی به نفت، نداشتن صنعت، بی کفایتی حکومت، فقر و شکاف در  امعه و ...



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير :زهرا رهنورد: از انتقادات به جنبش سبز استقبال می کنيم

روز: در حاليکه بحث لزوم انتقاد يا عدم انتقاد از جنبش سبز و ميرحسين موسوي، بالا گرفته است زهرا رهنورد می گويد: "کسی که از او انتقاد نشود می پوسد و مثل مرداب خواهد بود و ما از همه انتقاداتی که از سر دوستی و علاقه به جنبش مطرح می شود استقبال می کنيم."



با زهرا رهنورد در حالی مصاحبه کرده ايم که از آغاز شکل گيری جنبش سبز، با وجودی که موسوی و کروبي، دو کانديدای معترض به تقلب در انتخابات، از "تکثرگرايی" جنبش سبز سخن گفته و به کرات تاکيد کرده اند در اين جنبش همه مخالفان وضع موجود نقش و حضور دارند، در خارج از کشور برخی چهره ها و گروه بندی های سياسي، تفاسيری از جنبش سبز و همراهان آن داده اند که بسيار بحث انگيز بوده است.اما رهنوردبا تاکيد بر اينکه "تکثر و چند صدايی از خصوصيات جنبش سبز است" می گويد:" همه کسانی که به تغيير و تحول به سوی آزادي، دموکراسي، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند، سبز هستند."



مصاحبه "روز" با زهرا رهنورد، نويسنده، هنرمند و استاد دانشگاه را در ذيل بخوانيد.







پيشتر آقای موسوی در مصاحبه با سايت کلمه اعلام کرده بودند هيچ سخنگويی در خارج از کشور ندارند؛ مدتی از آن مصاحبه گذشته و اين بار من ميخواهم از شما بپرسم که آيا آقای موسوی نماينده يا سخنگويی در خارج از کشور دارند يا نه؟



آقای موسوی بارها اين نکته را اعلام کرده و قطعا هيچ نماينده و سخنگويی در خارج از کشور ندارد.







اخيرا برخی چهره ها و سايت های سياسي، به خط کشی ميان سبزها پرداخته اند؛ خط کشی هايی که اعتراضات زيادی هم به دنبال داشته است. آيا اين خط کشی ها به نمايندگی از سوی آقای موسوی يا جنبش سبز اعلام می شود و نظرات آقای موسوی است؟



هرفردي، براساس آنچه که در بيانيه های آقای موسوی ذکر شده، يک رسانه است، اما "هر فردی يک رسانه است" به اين معنا نيست که نماينده آقای موسوی يا جنبش سبز باشد. نظرات آقای موسوی در بيانيه های ايشان به صراحت اعلام شده است.







به طور مشخص می پرسم: آقای مهاجرانی در سخنانی به اين نوع خط کشی پرداخت که جنجالها و اعتراضات بسياری هم به دنبال داشت؛ سپس سايت جرس، مطلبی منتشر کرد که براساس آن، دايره جنبش سبز را بسيارمحدودترکرد به طوريکه مدعی شد "هر کس که مخالفت کرد، لزوما در چارچوب جنبش سبز نمی گنجد و هر کس که برای بيان شعار و عقيده خود به خيابان آمد و هزينه داد، در زمره جنبش سبز نيست" و.... نظر شما چيست؟ آيا با اين خط کشی ها موافق ايد؟



ما تعابير خود را به کار می بريم، آنها هم تعابير خودشان را می گويند و طرح نظرات مختلف، چالش مفيد و سازنده ای را ايجاد ميکند. يعنی هر کسی نظر خودش را می گويد و طرح آن هم اشکالی ندارد. ما به جامعه تک صدايی عادت کرده ايم اما بايد بدانيم که يک دست بی صدا است و همه بايد نظرات خود را بگويند؛ همين تکثر و چند صدايی از خصوصيات جنبش سبز است و لزوما ما با همه نظرات موافق نيستيم.







خانم رهنورد از ديدشما سبزها چه کسانی هستند و جنبش سبز شامل چه طيف هايی است؟



جنبش سبز يک جنبش تکثر گرا است و همه کسانی که به تغيير و تحول به سوی آزادي، دموکراسي، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند، سبز هستند. اين بدان معنا نيست که سبزها دارای يک ايدئولوژی و تفکر و عقيده باشند بلکه من به عنوان کسی که تئوری پردازی جزو کارهای اصلی ام است، معتقدم تمام کسانی که در جنبش سبز هستند روی وجه توافق هايشان است و اين توافق ها فرصتی است که همه ما را با همه اختلافات سليقه ای و عقيده ای که داريم، دور هم جمع کرده و تفاوت هايمان هم سر جای خودش است. به طور مثال در همين جنبش سبز، ممکن است يک کسی خيلی مذهبی باشد و کس ديگری نباشد و کسان ديگری در درجات متفاوت از علايق و عقايد مذهبی باشند؛ تفاوت هايمان سر جای خودش است اما سر چيزهايی که توافق داريم با هم هستيم. ميخواهم بگويم ما در جنبش سبز با وجود همه تفاوت هايمان، روی توافق هايی که بر جريان تحول داريم در کنار هم هستيم.







اين توافق هايی که می گوييد مشخصا بر چه مبنايی است؟



اين توافق ها بر مبنای تغيير و تحول است. اما يکی از اين توافق ها، قانون اساسی است که ما معتقديم بايد تمام اصول مغفول مانده آن اجرا شود.







اما بخشی از سبزها به همين قانون اساسی نيز اعتراض دارند. آيا می توانيم بگوييم آنها سبز نيستند؟



ما حول محور قانون اساسی دور هم جمع شده ايم و نکته توافق ما همين است، اما اين بدان معنا نيست که قانون اساسی وحی منزل است و نمی توان تغييری داد. هيچ يک از قانون اساسی ها در هيچ جای جهان وحی منزل نيستند و هر ده يا دوازده سال يکبار مورد بازنگری قرار می گيرند. متاسفانه قانون اساسی تبديل به اجسادی می شوند که حکومت ها روی آنها هم پا می گذارند. در حقيقت ما می گوييم الان توافق همه ما اجرای بدون تنازل و صحيح همه اصل های قانون اساسی است اما وقتی به موفقيت و پيروزی دست يافتيم می توان روی آن بحث کرد و مورد بررسی و بازنگری قرار داد. باز تاکيد ميکنم قانون اساسی وحی منزل نيست بلکه ما را از کورمال کورمال راه رفتن و آنارشيسم محفوظ ميدارد. اجرای بدون شرط تمام اصول قانون اساسي، اصول و جنبه های مغفول مانده آن به سمت دموکراسي، آزادي، حق بيان، رفع تبعيض و روش های قيم مآبانه درباره زنان، آزادی مطبوعات، انتخابات آزاد و بدون تقلب و غير فرمايشی و آزادی تجمعات، پروسه آزاديخواهی مدنی ما است.







اظهارنظر برخی ها درباره جنبش، تقسيم بندی خودی و غير خودی را در ذهن تداعی ميکند.اما در صحبت هايی که با شما داشته ام بارها گفته ايد در جنبش سبز خودی و غير خودی نداريم. اما سئوال من اين است که آيا شما در اين جنبش خط قرمزی هم داريد؟ چه کسانی از نظر شما نمی توانند جزو جنبش سبز محسوب شوند؟



منافقين (سازمان مجاهدين خلق) عملا نمی توانند و جزو جنبش سبز نيستند. اين گروه مرده سياسی که حکومت در صدد زنده کردن آنها برآمد، اکنون ادعاهای خنده داری مطرح ميکند.اما جنبش سبز، با اين گروه مرده، حد و ديواری دارد و همه مااز جمله خود من، آقای موسوي، آقای خاتمی و آقای کروبی و هويت های درون جنبش سبز، منافقين را جزو جنبش سبز نمی دانيم. متاسفانه حاکميت يا با مقصود يا به اشتباه اين گروه مرده را زنده کرد که من فکر ميکنم با مقصود بوده و خواسته به خيال خود رقيبی برای جنبش سبز ايجاد کند که همين نيز خيلی خنده دار است. چون جنبش سبز، جنبشی مردمي، زنده و پوياست و اين حد ديوار قرمز را با آنها دارد. اما باقي، با هر روح و فکری که هستند بر سر توافق هايی که ذکر کردم در صورت تمايل، جزو جنبش سبز هستند و انشاالله پيروزی هم با جنبش سبز است.







خانم رهنورد اين روزها بحث انتقاد يا عدم انتقاد از جنبش سبز و بخصوص آقای موسوی بسيار مطرح می شود. برخی معتقدند نقد در شرايط فعلی منجر به تضعيف جنبش می شود و برخی ديگر می گويند مخالفان جنبش از اين قضيه سواستفاده ميکنند. نظر شما در اين زمينه چيست؟



اصولا انتقاد خوب و سازنده است و ما استقبال می کنيم. خود من معتقدم کسی که از او انتقاد نشود می پوسد و مثل مرداب خواهد بود؛پس ما از همه انتقاداتی که از سر دوستی و علاقه به جنبش مطرح می شود استقبال می کنيم؛ اگر هم از روی دشمني، نقدی شکل گيرد که در مرور زمان ثابت خواهد شد. در عين حال بايد بگويم آقای موسوی را تنها در نظر نگيريد، جمعی هستند متشکل از آقای خاتمی و آقای کروبی و آقای موسوی و افراد صاحب نظری که من هم در کنار آنها هستم. هيچ کدام هم ادعای رهبری ندارند و از نقد استقبال می کنيم و معتقديم باعث شکوفايی جنبش و سازندگی می شود اما اينکه حاکميت توتاليتر فعلی ممکن است از اين نقدها خيلی خوشحال شود و فکر کند جنبش تضعيف می شود، اهميتی ندارد. من معتقدم که نقد باعث پيشرفت و رشد جنبش می شود. خود من به عنوان يک هنرمند هميشه از دوستانم ميخواهم کارهای مرا نقد کنند و معتقدم اين نقد ها است که باعث پيشرفت می شود.







گفتيد آقايان موسوي، کروبی و خاتمي، ادعای رهبری جنبش را ندارند. اما ما بارها در شعارهای مردمی شنيده و ديده ايم که حداقل آقای موسوی و آقای کروبی را به عنوان رهبر جنبش مورد خطاب قرار ميدهند.



اما خود آقای موسوی و آقای کروبی هميشه می گويند در کنار جنبش و در کنار مردم هستند.







دراين صورت لطفا بگوييد رهبری جنبش سبز با چه کسی است؟



مهم ترين رهبر همه ما در شرايط فعلی قانون اساسی است اگر مورد توافق همه قرار بگيرد می توانيم با اتکا به آن جلو برويم و بگوييم که تصويری که همه دور آن جمع بشويم را داريم.







همين بحث رهبری جنبش يکی از بحث هايی است که به شدت نسبت بدان انتقاد وجود دارد؛عده ای آقای موسوی را رهبر جنبش ميداننددر حاليکه آقای موسوی خود را نه رهبر که در کنار مردم ميداند. عده ای هم می گويند جنبش رهبر ندارد و اين نشانگر ضعف آن است و.....



ما حول قانون اساسی جمع می شويم و می گوييم همه در کنار هم و در کنار مردم هستيم. اين بدان معناست که همه جريان های جنبش سبز، خود را در فشار اجبار از بالا نبينند. سيستم مديريت های جديد هم، مديريت های فرآيندی است و در يک مسيری تعريف می شود و مديريت هرمی نيست. البته ما به مديريت هرمی عادت کرده ايم در حاليکه مديريت فرآيندی و نگرش زمان بند بسيار کارساز است. من و آقای موسوی بارها گفته ايم که در کنار جنبش هستيم و ادعای رهبری و پيشوايی را درست نمی دانيم چون اين ادعا يعنی اينکه همه مثل من و ما بينديشيد.







به عنوان آخرين سئوال ميخواهم سوالی متفاوت بپرسم. اخيرا بحث سنگسار يک زن در تبريز مطرح بود و اکنون 3 مرد و يازده زن در خطر سنگسار قرار دارند. شما پيشتر درباره اعدام تا حدودی نظر خود را اعلام کرده ايد؛ ميخواهم در اين زمينه نيز نظر شما را بدانم که اخيرا آقای محمد جواد لاريجانی از آن به عنوان حکمی شرعی ياد کرده است.



من روی حقوق زنان و رفع تبعيض و حذف روش قيم مآبانه ای که درباره زنان است مصر هستم. هيچ کجای قرآن مجيد، بحث سنگسار را نديده ام و معتقدم که اين بحث در قرآن مجيد وجود ندارد و در مطالعات خودم در قرآن جز رافت و شفقت نسبت به انسان ها نديده ام. من به شدت برتبعيض و قوانين قيم مآبانه ای که در مورد زنان وجود دارد انتقاد دارم و روح اين قوانين را اسلامی نميدانم و معتقدم بايد اصلاح شوند و هرگز هم در اين مسير کوتاه نمی آيم و شخصا خود را برای چوبه دار آماده کرده ام.






21 تير 1389    12:11
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
16:28 23 تير 1389
آدم هوس میکنه بره ایران طرفدار  مهوری اسلامی بشه. خیلی  و باز شده پاک دموکراسی شده

حدود بیست سی سال پیش در اوین ماهی یکبار میتوانستیم 5 خط نامه بنویسیم. یه بار آخر نامه نوشتم " زت زیاد" ب ای عزت زیاد

زیر هشت مارو خواستند گفتند منظورت از این زت زیاد چی هست؟ گفتم عزت زیاد پاسداره گفت منظورت اینه که خیلی زدنت. گفتم حا ی زت زیاد یعنی عزت زیاد. هی حرفشو تکرار می کرد. گفتم حا  آقا ریش قیچی دست شماست. من میگم نیست شما میگی هست. حالا هرکاری می خوای بکن. گفت برو بیرون

بخاطر یه "ع" یکماه ملاقات مارو قطع کرد.

القصه به حکومت رهبر مسلمین  هان بگی

حاکميت توتاليتر فعلی .....

خیلی شهامت می خواد و نشانگر هیچگونه ساخت و پاختی با توتالیترها نشده است

زت زیاد ببخشید عزت زیاد

نام:   بهرام
ای-ميل:  
00:55 22 تير 1389
این هم اخر وعاقبت چپ افراطی که در کنار راست ها قرار میگیرند در کنار ادمکشان بودن افتخار نیست هر دو ناح ملاها خونریز وبیرحم هستند فرزندان فکری حزب توده از تاریخ عبرت بگیرید

نام:   محمدعلي
ای-ميل:  
15:22 22 تير 1389
حا  خانوم حسابي در هپروت سير مي فرمايند!

نام:  
ای-ميل:  
15:21 22 تير 1389
من پیشنهاد میکنم سند بسیار با ارزش آقای ایر  مصداقی را همه بخصوص خانم رهنورد بخوانند

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
18:00 21 تير 1389
خیلی هم خوبه انتقاد پذیری ما که  نبه اش را نداریم .

ولی خوب انتقاد می کنیم و لی نمی پذیریم .!!

توی این یکسال و اندی شما و حا  اقا و رفیق گرمایه و گلستان حا  اقا / شیخ اصلاحات و سید خندان چه کردید و در عوض چه به دست اوردید برای این  نبش و خیزش . که اسمش شده راه سبز .



گیریم که شما صادق ترین این مردم در راه تعالی و  نبش تر قی خواهی و اصلاحات ایران باشید .ولی عملکرد شما در این یکسال و اندی چه دستاوردهای داشته  ز به کشتن دادن دهها نفر از بهترین  وانان و مردم این سرزمین .

 ز فرصت سوزی های که باع« شد هزاران نفر از مردم و نخبگان سیاسی و روشنفکران این  امعه شناسایی و در دام این نظام فاسد و تمامیت خواه گرفتار و بند و زندان و شکن ه شوند .

اهداف  نبش سبز را  ز زنده کردن " د ستوردهای انقلاب و امام راحل و ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی " عنوان کردید ولی نگفتید چه و کدام است .

خانم مردم دیگه حالشون از این حرفها به هم می خورد .!!

 ز در مناسبتهای مختلف ت مع اعلام کردید با ارامش.!!و  وانان و مردم را فله ای به دام گرکهای نظام انداختید .

 ز این که با قبضه  اهلانه رهبری این  نبش به هر کس و ناکس در داخل و خار  ا ازه دادید این خیزش و  نبش را را به نام خود مصادره کند و تز و نسخه بدهدو انشعاب و انشقاق درست بشه و شما سکوت کردید .



 ز اینکه این سیل روحیه و انگیزه مردم رادر مقابل نظام بربری را با عملکردتان به مردابی رهنمون کردید .

 ز اینکه نظام اخوندی هر روز طلبکار تر شد و وقیح تر با سرکوب بیشتر تا گرگهایش بدرند غزالها و اهوان این مرز وبوم راشما و باندتان با احتیاط و بررسی همه  وانب " کار "اطلاعیه دادید و نعل وارانه زدید .!!

 ز اینکه .............!!!

به قول دکتر شایگان چه بخواهیم و چه نخواهیم بچه هایمان بزرگ می شوند و قد می کشند و  وان میشوند ویه بلوغ میرسند .مردی می شوند و زنی .



حال این نهضت و  نبش چه با راه سبز یا بدون ان چه با موسوی و کروبی یا بدون انها .

چه با خاتمی و سازگارا و نوری و ر وی و بنی صدر و ....یا بد ون انها .

چه با چپ یا راست چه با خشونت یا بدون انها چه با .... راهش را پیدا خواهد کرد .

این سیاهی و تباهی را پایانیست واین درس تاریخ است.

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

21تير.سه برابر شدن حضور بسيجيان در اينترنت/فيلترشدن 5 ميليون وبلاگ و وبسايت



جرس

فرهمند عليپور



رئيس سازمان بسيج از برنامه ريزی اين نهاد شبه نظامی برای "حضور تا 3 برابری در فضای اينترنت تا پايان امسال" خبر داد. سردار محمدرضا نقدی که اخيرا به استان کردستان سفر کرده است در گفتگويی با خبرنگار خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران، با اعلام اين خبر گفته است که " آموزش يک شبکه بزرگ از نيروهای بسيج به منظور تقويت، گسترش و ايجاد سايت‌های اينترنتی اين شبکه تا پايان امسال محقق مي‌شود و اين مهم، قدرت ايران در اين زمينه را تا 3 برابر افزايش مي‌دهد."





از زمان انتخابات رياست جمهوری سال گذشته تاکنون نهادهای نظامی امنيتی نظارت خود را بر محيط اينترنت به مراتب افزايش داده اند و احکام سختگيرانه تری را نسبت به "مجرمان" اينترنتی اعمال کرده اند. گرچه اصطلاح "مجرم اينترتی" در ايران متفاوت با بسياری از ديگر کشورهای جهان است و در بين مقامات و مسئولان ايران، اين اصطلاح برای کسانی به کار می رود که گاهی تنها يک انتقاد ساده را در وبلاگ خود قرار داده اند، وبلاگی که شايد بيش از 20 بازديد کننده هم در روز نداشته باشد.



فيلتر شدن 5 ميليون وبلاگ و وبسايت



بر طبق آمارهای سال 2006 بيش از 18 ميليون ايرانی به اينترنت دسترسی دارند گرچه درصد عمده اين کاربران را کسانی تشکيل می دهد که تنها با سرعت بسيار پائين اينترنت می توانند وارد اين شبکه بزرگ اجتماعی شوند اما با همين وجود ايران چهارمين کشور دنيا از لحاظ تعداد بلاگر را دارد اما رتبه بندی ايران به همين جا ختم نمی شود، فيلترينگ بيش از 5 ميليون وبلاگ در ايران که عبدالصمد خرم آبادی مشاور قضايی دادستان کل کشور از آن خبر داده است موجب شده است تا "سازمان گزارشگران بدون مرز" طی بيانيه ای ايران را "در صدر کشورهای سرکوبگر آزادی بيان بر روی اينترنت در خاورميانه" معرفی کند. به بيانی ديگر شدت سانسور و مقابله با اينترنت در ايران به حدی بود که ايران بتواند رقيبان سرسختی چون سوريه، مصر و عربستان سعودی را پشت سر گذارد. همچنين اين آمار نشان دهنده ميزان بالای نارضايتی ها و انتقادها به عملکرد نامطلوب دولت جمهوری اسلامی دارد.



مشاور دادستان کل کشور در سخنان خود که آبان ماه سال گذشته عنوان کرده بود " آسيب های اجتماعی اينترنت را بيشتر از ماهواره " ذکر کرد و گفت: دشمنان با سوء‌استفاده از شبکه اينترنت، تلاش مي‌کنند تا هويت دينی ما را مورد تهاجم قرار دهند. به گفته خرم‌آبادي، اين شبکه در بخش‌های اجتماعي، سياسي، اقتصادی و اخلاقی آسيب وارد مي‌کند که نگران‌کننده است.



ارتقای کمی و کيفی بسيج!



با وجود برخوردهای شديد مقام های امنيتي، قضايی و نظامی با منتقدان رسانه ای فعال در حوزه اينترنت ، گويا به نظر فيلتر کردن سايتها و وبلاگ ها، زندانی کردن فعالان حوزه اينترنت ، صدور احکام سنگين قضايی و حتی برگزاری دادگاههای نمايشی چون دادگاه چهارم متهمان دستگير شده پس از انتخابات توانسته است از هراس نظاميان حامی دولت محمود احمدی نژاد بکاهد. از همين روست که سردار نقدی از طرح حضور سه برابری در محيط اينترنت خبر می دهد. تا اين بار جبهه ديگری را عليه مخالفين پرشمار خود بيابند.



محمدرضا نقدی که در زمان پرونده دستگيری شهرداران تهران در سالهای ابتدايی دولت اصلاحات به بدرفتاری و شکنجه شهرداران تهران معروف شده بود در بخش ديگری از گفتگوی خود به ديگر "تدابير" اتخاذ شده از سوی خود و همکارانش اشاره کرد و گفت: " برنامه‌های ارزنده‌ای برای تحول سازمان بسيج مستضعفين تدبير شده که اجرا و تحقق آن نيازمند همت و کار مضاعف است. تعالی و ارتقای کمی و کيفی بسيج يکی از اين برنامه‌ها است."



وی همچنين تاکيد کرده:" با تلاش‌های موثری که در پايگاه‌های بسيج انجام مي‌شود، جذب بيشتر جوانان و نوجوانان در اولويت قرار دارد و با تحقق اين مهم، ايمنی خانواده‌ها در برابر توطئه انحراف و آلودگی دشمنان بيشتر مي‌شود که اين امر يک دستاورد بزرگ است."





ماشين سرکوب گرفتن و زدن



انتقادها از عملکرد بسيج و نظامی شدن اين نهاد سالهاست که در بين اصلاح طلبان رايج است، اما در طول يکسال گذشته و پس از برخوردهای خشن و بی رحمانه گروههای بسيجی و لباس شخصی با معترضين به نتيجه انتخابات موجب شد تا اين انتقادها نيز شکل و شمايلی ديگر به خود بگيرد..




21 تير 1389    12:32
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



24 تیر 1389    20:36
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد