www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 13 تير/

13تير.سلمانی ولايت فقيه:وزارت ارشاد مدل مو تعيين ميکند!

13تير.فضل‌الله رهبر شيعيان لبنان هرگز مرجعيت خامنه‌ای را نپذيرفت/معتقد بود جمهوری اسلامی به آفت استبداد مبتلا شده/ با فتوای قتل سلمان رشدی مخالف بود

13تير. بيش از نيمی از سالن‌های سينمای ايران تعطيل شده‌اند

13تير.ايران تعطيلی شرکت‌های واسطه در امارات را تاييد کرد

13تير.درخواست کمک برای نجات زندگی محمود صالحی

13تير.حکم اعدام برای يک جوان تبريزی

13تير.محمدرضا حدادي، به خاطر قتل غيرعمد در 15 سالگی چهارشنبه اعدام مي‌شود

13تير.آخرين وضعيت از تخريبهای گسترده منازل بهاييان ساکن روستای ايول

13تير.احضار بيش از شصت دانشجوی دختر دانشگاه آزاد قم به دليل عدم رعايت حجاب

13تير.۱۰ روزنامه به دليل انتشار سخنان علی مطهری تذکر گرفتند

13تير:جانشين فرمانده انتظامی تهران:«بدحجابي» نتيجه شبيخون و ناتوی فرهنگی دشمن است

13تير. اعدام دو تن در زاهدان به اتهام محاربه

13تير.شباهتی که سانسورچی ها بين حشره آخوندک و رژيم متبوع خود ديده اند:
*تنها تهيه‌کنند‌گان دولتی مي‌توانند کار کنند.
*اينكه مي‌گويند مميزى در همه كشورها هست مثل آن است كه بگويند آدم‌کشی در همه جا هست.

13تير.بازداشت 21 نفر مرتبط با «جرايم رايانه‌اى»

13تير.تدوين پيش‌نويس سياست‌هاى پيشگيرى خشونت عليه زنان

13تير :بيانيه مادران عزادار در محکوميت حکم‌های اعدام متهمان کهريزک:ما خواهان محاکمه علنی عوامل اصلی کشتار فرزندانمان هستيم

13تير :گزارش هفتگی نقض حقوق دانشجويی در ايران

13تير :وضعيت پيشرفت 40 طرح پتروشيمی در ايران؛ از صفر تا 20 درصد

13تير :خشونت عليه زنان در ايران: از خانه تا بازار

13تير.انعکاس کمپين نجات سکنيه محمدی آشتيانی از سنگسار در روزنامه گاردين

13تير.گاردين:«لاپوشانی درباره گوانتاناموی ايران نتيجه ندارد»

13تير.اجرای حکم قطع دست در ملاير

13تير.احمدی نژاد بعد از تجليل از کورش:به بدخواهان مي‌گويم سر جايتان بنشينيد و اگر روي‌تان را زياد كنيد به شما سيلی خواهيم زد كه راه خانه‌تان را گم كنيد

13تير. بيش از ۲۵ درصد بيکاران کشور دارای تحصيلات عالی هستند

13تير.ششمين هفته‌ی آتش‌سوزی در نفت‌شهر



13تير.فضل‌الله رهبر شيعيان لبنان هرگز مرجعيت خامنه‌ای را نپذيرفت/معتقد بود جمهوری اسلامی به آفت استبداد مبتلا شده/ با فتوای قتل سلمان رشدی مخالف بود

راديو آلمان



صبح يکشنبه سيد محمدحسين فضل‌الله از مراجع تقليد شيعه درگذشت. فضل‌الله يک مرجع نوانديش بود که بدون آنکه سمت سياسی داشته باشد، همواره در مسائل مهم سياسی ابراز نظر کرده و در بسياری از امور با جمهوری اسلامی اختلاف نظر داشت.



سيد محمدحسين فضل‌الله، مرجع تقليد شيعيان لبنان، صبح يکشنبه در بيمارستان بهمن واقع در جنوب بيروت درگذشت. فضل‌الله که يک بار در سال ۱۹۸۴ از طرف آمريکا با عمليات تروری ناموفق روبرو شد، همواره در طول حيات ۷۴ ساله‌اش بر فعاليت‌های اجتماعی و انسانی تمرکز داشته و هيچگاه هيچ مسئوليت سياسی در هيچ حزبی را بر عهده نگرفت.



فضل‌الله که به انقلاب ايران به ديده "عزت مسلمانان" نگاه مي‌کرد، پس از درگذشت آيت‌الله خمينی و شروع رهبری آيت‌الله خامنه‌ای با مساله مرجعيت رهبر ايران مخالفت کرده و ارتباطش با تهران تا مدت‌ها دستخوش تنش شد.



در بررسی آرا و عقايد و زندگی سياسی علامه فضل‌الله، با محمدجواد اکبرين، دين‌پژوه و شاگرد فضل‌الله در بيروت، به گفت‌وگو نشستيم. اکبرين که سال‌ها در حوزه علميه قم تحصيل کرده بود، در سال ۲۰۰۴ با معرفي‌نامه‌ی آيت‌الله منتظری از درس خارج حوزه علميه قم به درس خارج علامه فضل‌الله در بيروت منتقل شده و تا سال ۲۰۰۹ شاگرد او بود.



فضل‌الله؛ فقيهی متفاوت با فقهای معاصر و پيشين



محمدجواد اکبرين در مورد تفاوت‌های فضل‌الله با ساير فقيهان معاصر و پيشين خود مي‌گويد: «علامه سيد محمدحسين فضل‌الله به آن شکلی که ايشان را معرفی مي‌کنند، تنها يک فقيه نبود، بلکه تفاوت ويژه‌ای با ساير فقيهان معاصر و پيشين خودش داشت. وی بسيار اهل ادبيات و شعر بود و اشعارش در شب‌های شعر شعرای لبنانی و محافل ادبی لبنان بارها خوانده شده و در حضورش بزم‌های ادبی برگزار مي‌شد و حتی آثاری هم در تحليل سبک ادبی او منتشر شد. تفاوت ديگر ايشان با ساير فقيهان معاصر و پيشين خودش، در قرآن‌محوری او بود. ساير فقيهان توان و برداشت خود را بر منابع روايی که وجود دارد، يعنی احاديث پيامبر و امامان معصوم، مبتنی کردند که تفسيرهای متن قرآن هستند؛ ولی ايشان معتقد بودند که بايد خود متن محور قرار بگيرد و پاره‌ای از آرای فقيهان معارض و منافی متن قرآن است. دليل اين امر هم اين است که آنها به شدت تحت تاثير احاديثی قرار دارند که آن احاديث مضمونی متفاوت و گاه متضاد با قرآن دارد».



اکبرين در مورد تفاوت سوم فضل‌الله با ساير فقهای معاصر و پيشين خود مي‌گويد: «تفاوت سوم اين بود که علامه فضل‌الله در پيگيری اوضاع سياسی خاورميانه بسيار حساس بود و بيش از آنچه که ديگران در مسائل سياسی دخالت مي‌کردند، اظهار نظر مي‌کردند. او اگر چه منصب سياسی ويژه‌ای نداشت، اما معتقد بود که فقيه نبايد نسبت به اين عرصه بي‌تفاوت باشد و همين امر دليل علاقه و وجه مشترکش با آيت‌الله خمينی بود».



فضل‌الله در سال ۱۹۶۶ از نجف به بيروت بازگشت. وی شاگردی مهم‌ترين اساتيد فقه روزگار خودش را مثل آيت‌الله خويی و آيت‌الله سيد محسن حکيم در فقه و اصول و محمدباقر صدر را در فلسفه تجربه کرده و از معدود فقيهانی است که تفسير کامل قرآن را منتشر کرده است. اين نکته حائز اهميت است که تعداد فقيهانی که به قرآن پرداخته باشند و تفسير مستقيم آن را به عنوان متن اصلی دين مورد همت قرار داده باشند، بسيار کم شمارند.



فعاليت‌های اجتماعی و سياسی فضل‌الله

اکبرين در مورد فعاليت‌های اجتماعی فضل‌الله مي‌گويد: «علامه فضل‌الله به خاطر فعاليت‌های اجتماعی گسترده خود به "مرد موسسه‌ها" مشهور شده بود. وی بسيار سازمانی فکر مي‌کرد و هرگز عضويت در هيچ گروه سياسی را نپذيرفت. در ابتدای شکل‌گيری حزب‌الله به عنوان مرشد و رهبر معنوی اين حزب معروف شد، سپس در بخشی از حيات سياسي‌اش او را به جنبش امل نزديک مي‌دانستند. روزگاری ديگر پس از ماجرای ناپديد شدن سيد موسی صدر، از حضور او در مجلس اعلای شيعيان لبنان صحبت کردند؛ اما هيچکدام از اين اتفاقات رخ نداده و وی همواره سعی کرد فقيهی مستقل باقی بماند و همچنان فعاليت‌های اجتماعی خودش را در موسسات خيريه، درماني، مطبوعاتي، علمی و به خصوص آموزشی در سطوح مختلف پيگيری مي‌کرد».



يکی از مسائلی که در مورد سيد محمدحسين فضل‌الله در ميان شيعيان به خصوص جامعه شيعه لبنان گفته مي‌شد، برخی اختلافات او با جمهوری اسلامی ايران بود. اين اختلاف که در مراحل مختلف پس از درگذشت آيت‌الله خميني، شکل فقهی و سياسی داشت، در مرحله‌ای حتی باعث قطع ارتباط کامل ميان وی و ايران شد.



حزب‌الله و مرجعيت آيت‌الله خامنه‌اي؛ دو مشکل فضل‌الله با ايران



اکبرين در اين زمينه مي‌گويد: «علامه فضل‌الله به جمهوری اسلامی و رهبری آيت‌الله خمينی به عنوان عزت مسلمانان نگاه مي‌کرد، اما رفته رفته، به ويژه بعد از درگذشت آيت‌الله خميني، او دو مشکل جدی با ايران پيدا کرد. مشکل اول اينکه وی پاره‌ای از روش‌های حزب‌الله به خصوص در عرصه فرهنگی را قبول نداشت و حمايت بی حد و حصر ايران از حزب‌الله او را ناراحت مي‌کرد. وی معتقد بود که ايران مشغول تقويت اموری در حزب‌الله است که با شرايط فرهنگی لبنان و اصل تساهل و تسامح در اين کشور همخوانی ندارد. در واقع ايشان معتقد بودند که سياست‌های فرهنگی حزب‌الله، سياست‌هايی به شدت بسته و انعطاف‌ناپذير است».



اکبرين مي‌افزايد: «مشکل دومی که ايشان با ايران بعد از درگذشت آيت‌الله خمينی پيدا کرد، مساله مرجعيت آقای خامنه‌ای بود. علامه فضل‌الله معتقد بود که آقای خامنه‌ای فقيه نيست. وی گاهی يادآوری مي‌کرد که شخصا و قبل از وفات آيت‌الله خمينی از خامنه‌ای شنيده بود که در پاره‌ای از مسائل فقهی مثل موسيقی تابع نظر آيت‌الله منتظری است. فضل‌الله مي‌گفت، چگونه کسی که در پاره‌ای از مسائل تا قبل از درگذشت آيت‌الله خمينی مقلد بوده، ناگهان تبديل به مرجع تقليد شيعيان مي‌شود! ايشان اين موضوع را يک موضوع سياسی مي‌دانست و سياسی کردن يک موضوع فقهی را به ضرر مرجعيت و جايگاه تاريخی و سنتی آن مي‌دانست و هرگز تا آخر عمر خود هم با اين موضوع کنار نيامد. وی علي‌رغم فشارهايی که از طرف ايران وارد مي‌شد، هرگز سخنی در تائيد جايگاه فقهی و ولايت آيت‌الله خامنه‌ای بر زبان نياورد، اما معتقد بود که انتقاد علنی از اين موضوع مي‌تواند جايگاه انقلاب اسلامی در ميان مسلمانان جهان را تضعيف کند».



اين شاگرد علامه فضل‌الله در ادامه مي‌گويد: «فضل‌الله معتقد بود که جمهوری اسلامی به آفت استبداد مبتلا شده، اما اين آفت بايد از درون نظام درست شود و نبايد از خارج به حل اين مشکل اميد بست. به همين خاطر ارادت زيادی به محمد خاتمی و طيف فکری ايشان داشت و اين نکته را در ديدارهايش با خاتمی به او يادآوری مي‌کرد».



اختلاف‌نظر فضل‌الله و آيت‌الله خمينی

سيد محمدحسين فضل‌الله علي‌رغم ارادتی که به آيت‌الله خمينی داشت، در برخی مسائل نيز با او اختلاف نظر داشت که بارزترين آنها فتوای ارتداد و قتل سلمان رشدی بود. وی همچنين رفتارهای جمهوری اسلامی در دوران رهبری آيت‌الله خامنه‌ای با آيت‌الله منتظری را لکه سياهی بر دامان ايران مي‌دانست.



اکبرين در اين زمينه معتقد است: «يکی از نکاتی که باعث تفاوت ايشان شده و در اين عرصه مورد حساسيت ايران واقع شد، اين بود که وی اگر چه هيچگاه به تفصيل سخن نگفت، اما با فتوای آيت‌الله خمينی در مورد سلمان رشدی به‌شدت مشکل داشت و معتقد بود چنين فتوايی سلمان رشدی را در جهان مشهور کرد و اين امر از نظر فقه شيعه خلاف حکمت حکم ارتداد است. در همين حال يکی از بزرگترين گلايه‌های ايشان از نظام ايران، رفتار حاکميت با آيت‌الله منتظری بود؛ به طوری که مي‌گفت اين رفتار لکه سياهی بر کارنامه رهبری پس از آيت‌الله خمينی است و با هيچ منطقی قابل تفسير نيست و فقط جای تاسف دارد».



اکبرين در بخش ديگری از اين گفت‌وگو در مورد نظريات فقهی فضل‌الله مي‌گويد: «علامه فضل‌الله فقيه و مرجع تقليدی بود که همواره سعی داشت در فقه شيعه نوآوری کرده و فتواهايی بر اساس شرايط زمان و مکان صادر کند. به عنوان مثال، وی از جمله معدود فقهيان شيعه است که برای تعيين روز شروع ماه رمضان و عيد فطر به رؤيت ماه معتقد نبوده و از علم نجوم استفاده مي‌کرد و در اين زمينه با اساتيد و پژوهشگران دانشگاه آمريکايی بيروت نيز همکاری و هم‌فکری داشت».



فتوای تحريم عمليات انتحاری

اکبرين در مورد فتوای مشهور فضل‌الله در حرام دانستن عمليات انتحاری مي‌گويد: «بعد از شايعاتی که در خصوص عمليات انتحاری به فضل‌الله نسبت دادند و گفتند که وی با عمليات انتحاری موافق است، ايشان به صراحت عمليات انتحاری را تحريم کرد و در اين فتوای خود با آيت‌الله منتظری هم‌نظر بود».



سيد محمدحسين فضل‌الله همواره و در طول حيات خود به اصل زندگی مسالمت‌آميز با پيروان ديگر اديان معتقد بود. وی علي‌رغم اينکه در ابتدای تشکيل حزب‌الله لبنان در سال ۱۹۸۲ بر اين باور بود که در لبنان مي‌توان حکومت اسلامی بنا نهاد، چندی بعد از اين نظر بازگشته و به اين نتيجه رسيد که تشکيل حکومت اسلامی در لبنان امکان‌پذير نيست.



اکبرين در اين خصوص مي‌گويد: «فضل‌الله بر اين باور بود که در جامعه‌ای مثل جامعه لبنان بايد حکومتی انسانی تشکيل شود، اما حزب‌الله به سمت انقلاب اسلامی در لبنان پيش رفت و در اين زمينه از حمايت ايران نيز بهره‌مند بود و اين يکی از نقاط افتراق فضل‌الله با حزب‌الله بود».



فضل‌الله در نظريات و رفتارهای سياسی خود همواره به دو اصل "هويت اسلامی" و حفظ "عزت مسلمانان" به هر قيمتی پايبند بوده و بر اين باور بود که گفت‌وگو با ساير گروه‌ها و اديان نبايد به قيمت کوتاه آمدن از "عزت و هويت مسلمانان" صورت بگيرد.




13 تير 1389    00:07
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير. بيش از نيمی از سالن‌های سينمای ايران تعطيل شده‌اند

راديو آلمان



به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از جواد شمقدري، معاون امور سينمائی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، بيش از نيمی از سالن‌های سينما در ايران تعطيل شده‌اند. بر همين اساس، تعداد سالن‌های فعال از ۴۵۰ به ۲۰۰ کاهش يافته است. شمقدری در حاشيه نشست شورای فرهنگ عمومی استان سمنان به خبرنگاران گفت: «در مرحله اول به ساخت ۴۰۰ سالن جديد نياز است و در مرحله بعد بايد هزار سالن احداث شود». معاون امور سينمائی وزير فرهنگ و ارشاد همچنين افزود: «يکی از برنامه‌های مهم امور سينمايی وزارت ارشاد ساخت سالن‌های سينما در مراکز استان‌ها است». وی گفت تاکنون البته اعتبارت استانی در زمينه ساخت سينماها اختصاص نيافته است.




13 تير 1389    00:54
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.ايران تعطيلی شرکت‌های واسطه در امارات را تاييد کرد

راديو آلمان

اخبار پراکنده پيرامون انسداد حساب ده‌ها شرکت ايرانی در امارات از سوی ايران تاييد شد. پيش از اين نشريه "امارات بيزنس" از دستور بانک مرکزی امارات برای مسدود شدن حساب شرکت‌های مرتبط با برنامه‌های اتمی ايران خبر داده بود.



روزنامه "امارات بيزنس" روز دوشنبه ۲۸ ژوئن نوشته بود، حساب بانکی ۴۱ شخص حقيقی و حقوقی متهم به ارتباط با برنامه‌های هسته‌ای ايران بر اساس بخشنامه بانک مرکزی امارات متحده عربی بسته شده‌اند.





در اين بخشنامه از کليه بانک‌ها، موسسات سرمايه‌گذاري، صرافي‌ها و ساير سازمان‌های مالی خواسته شده، ارتباط خود را با افراد و شرکت‌هايی که نامشان در پيوست‌های قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل متحد آورده شده، قطع کنند.





بابک افقهي، معاون وزير بازرگانی ايران، در گفت‌وگو با خبرگزاری "ايسنا" ضمن تاييد گزارش روزنامه "امارات بيزنس"، از تشکيل "کارگروه تدابير ويژه در مورد تحريم" خبر داده است. به گفته آقای افقهي، وظيفه اين گروه که اعضای آن کارشناسان و صاحب‌نظران تجاري، بانکی و بيمه‌ای هستند، «ارائه راهکارهای مناسب و پبشنهاد به تجار برای برون‌رفت از مشکلات اجتماعی ناشی از تحريم‌هاست.» آقای افقهی افزوده که اين کارگروه، به اشخاص حقيقی و حقوقی که نامشان در فهرست تحريم آمده و نيازمند "کمک ويژه" هستند، ياری خواهد رساند.





بانک مرکزی امارات متحده عربی خواستاراين نيز شده که موسسات مالی اين کشور در ارتباطات خود با بانک‌های مستقر در ايران، دقت کامل به خرج دهند و در صورت هر نوع ترديد، با "واحد ضد پولشويی و موارد مشکوک" اين بانک تماس بگيرند.





بابک افقهی اعلام کرده که "کميته تدابير ويژه در مورد تحريم"، سياست‌های حمايتی و تسهيلاتی مورد نياز را نيز بررسی خواهد کرد تا گزندی متوجه بخش تجارت کشور نشود. اين در حالی است که رسانه‌های ايرانی از مشکلات برخی تجار مي‌نويسند که ناچارند پول‌های خود را به جای سيستم بانکی از طريق صرافي‌ها جابه‌جا کنند.





دکتر احمد علوي، کارشناس اقتصاد، به دويچه وله مي‌گويد، جلوگيری از کار ده‌‌ها شرکت ثبت شده در امارات، اقدامی سمبليک و به قصد نشان دادن همراهی سياسی با غرب است. به تاکيد وي، کار اين شرکت‌ها واسطه‌گری است و موجوديت آنها پس از تعطيلی شرکت‌های غربي، بي‌معنا خواهد بود. دکتر علوی با اشاره به سياست هميشگی دولت ايران برای دور زدن موانع ناشی از تحريم، يادآوری مي‌کند که با فرمول‌های تازه تحريم، ايران امکان تهيه کالاهای استراتژيک توسط شرکت‌های جايگزين و کوچک را نخواهد داشت.





به نظر بيشتر تحليلگران، صنايع نفت و گاز ايران با "رکودی سرنوشت‌ساز" روبرو هستند و محدوديت‌های بانکی و ممنوعيت سرمايه‌گذاری در ايران نيز چرخ اقتصاد جمهوری اسلامی در بخش‌های تجاری را کندتر از پيش کرده است.




13 تير 1389    00:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.درخواست کمک برای نجات زندگی محمود صالحی



از ارزش زندگی محمود صالحی پاسداری کنيم!

سلامتی و تندرستی محمود صالحی يکی از چهره های سرشناس جنبش کارگری همچنان موجب نگرانی همه انسان های بشردوست و طرفداران جنبش کارگری ايران مي باشد.

باعث خوشحالی و اميد است که تعداد زيادی چه درداخل و چه در خارج حاضر شده  اند با اهداء کليه خود ازجان فرزند طبقه کارگر پاسداری کنند، و باعث شادی شعف است که عده ای با کمک های مادی خود دراين راه کوشا بوده اند.

اظهار نظرات روان پريشانه برخی که در گفتار مدافع جنبش کارگری اند ولی در کرداربه گونه ديگری عمل می کنند نه تنها گام موثری به پيش نمی برند، بلکه با پراکندن سمومات ياد شده، سدی در پيشبرد امر مبارزه طبقاتی ايجاد نموده و مناسبات نهادها و فعالين کارگری را در تيره گی و آلوده گی غوطه ور ميسازند و اين همه ثابت ميکند که از واقعيت های زندگی روزمره کارگران به دوراند و فاصله عميقی افق انديشه را احاطه کرده است.

خوشبختانه حمايت افراد و نهادهای بين المللی از کارگران ايران و رهبران سياسی آن همچنان ادامه دارد وتلاش دست اندرکاران و تلاش گران برای جذب پشتيبانی مادی و معنوی از جنبش کارگری و فعالين سرشناس آن همچنان پيگيرانه رو به جلوست.

ما نهادهای همبستگی با جنبش کارگری با دفاع قاطعانه از بخش های مختلف اين جنبش مترقيانه و بالنده اجتماعي، مجددا از همه شما تقاضا داريم دراين مهم، به هر وسيله و ابزاري، کمک های مادی و معنوی خود را به فرزند طبقه کارگر برسانيد.

مبارزه ادامه دارد

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درايران- خارج کشور

3 جولای 2010 – 12 تير1389

ـ كميته همبستگى با جنبش كارگرى ايران- استراليا proletarianunite@gmail.com

- کميته دفاع از کارگران ايران – نروژ cdkargari@gmail.com

- همبستگی سوسياليستی با کارگران ايران – فرانسه sstiran@yahoo.fr

- کانون همبستگی با کارگران ايران – فرانکفورت و حومه kanoonhf_2007@yahoo.de

- کانون همبستگی با جنبش کارگری ايران – هانوفر kanon.hannover@yahoo.de

- کميته همبستگی کارگران ايران و سوئد isask@comhem.se

- کانون همبستگی با کارگران ايران – گوتنبرگ kanounhambastegi@gmail.com

- انجمن کارگری جمال چراغ ويسی info@ijcwa.com

- شبکه همبستگی کارگری iranwsn@fastmail.fm

- اتحاد چپ ايرانيان واشنگتن leftalliance@yahoo.com

- کميته حمايت از کارگران ايران تورنتو کانادا toronto_committee@yahoo.ca




13 تير 1389    22:17
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.حکم اعدام برای يک جوان تبريزی



خبرگزاری هرانا - حکم چهار متهم جوان تبريزی که با شکايت واهی حجت . ف مطرح گرديده بود برای سومين بار صادر شد.



محمد مصطفايی در اين زمينه می نويسد: در اين پرونده که وکالت چهار متهم را در تاريخ 87/5/12 به عهده گرفتم، قضات شعبه دوازده دادگاه کيفری استان آذربايجان شرقی ( تبريز ) سه نفر از متهمين را که پيش تر توسط شعبه دوم دادگاه کيفری استان آذربايجان شرقی دو بار به اعدام محکوم شده بودند از اتهام لواط ايقابی تبرئه و متهم ديگر به نام ابراهيم . ح را به اين اتهام به اعدام محکوم کردند.



در گذشته اعلام کردم که در بسياری از پرونده هايی که موکلينم به اعدام محکوم شده بودند ايرادات و اشکالاتی در پرونده هايشان وجود داشته و دارد که اجرای حکم را با مشکل جدی مواجه می کند.اين پرونده نيز نمونه ای از پرونده هايی است که متهمين آنها بدون آن که مرتکب عمل مجرمانه شده باشند به اعدام محکوم شدند. اما پس از جلسات مکرر دادرسی سه نفر تبرئه و يک نفر که يقين دارم بی گناه است به اعدام محکوم شد.



در سی ام تير ماه سال 1387 چهار نفر از قضات شعبه دوم دادگاه کيفری استان آذربايجان شرقی به نامهای بهلول عليزاده، عزيز امن الهي، نبی اله جعفر زاده و ايوب بهنام بدون توجه به دفاعيات متهمين پرونده حکم به اعدام حميد طاقي، ابراهيم حميدي، مهدی پوران (17 سال) و محمد رضايی را به اتهام لواط به استناد علم قاضی!! صادر می نمايند . يک نفر از قضات به نام احد کاظمی نظر به بی گناهی نامبردگان بر لواط ايقابی می دهد. پس از صدور حکم و ابلاغ آن در روز شنبه مورخ 87/5/12 به زندان مركزی تبريز رفته و با متهمين ملاقات نمودم.



همگی اصرار داشتند که هيچگونه عمل مجرمانه ای انجام نداده اند. با گرفتن وکالت از متهمين نسبت به دادنامه صادره عتراض کرده و در چهارده برگ دلايل بی گناهی متهمين را اعلام نمودم. پس از آن پرونده به شعبه 17 ديوانعالی کشور ارسال و قضات شعبه با بررسی پرونده، ايرادات عديده ای در نحوه تحقيقات مقدماتی مطرح و پس از نقض دادنامه به دليل نقص در تحقيقات، پرونده را برای رسيدگی مجدد به پرونده به شعبه صادر کننده رای ارسال نمودند.



شعبه دوم دادگاه کيفری استان آذربايجان شرقی اين بار نيز هر چند تحقيقات به نفع موکلين بود توجهی نکرده و در تاريخ 88/4/10 رای به محکوميت چهار متهم جوان تبريزی به اعدام دادند. برای بار دوم حکم صادره مورد اعتراض قرار گرفت و پرونده به شعبه ۴۲ ديوانعالی کشور ارجاع و قضات شعبه با بررسی پرونده اعلام نمودند که موضوع از موارد شبهه در موضوع بوده و دادنامه را نقض و جهت رسيدگی به دادگاه هم عرض ارسال نمودند.



شعبه دوازده دادگاه کيفری استان اين بار متصدی رسيدگی به اين پرونده شد. در تاريخ 89/3/31 جلسه دادرسی و رسيدگی به اتهامات اين چهار جوان تشکيل و در نهايت پس از تشکيل جلسه سه نفر آنها از اتهام لواط ايقابی تبرئه و ابراهيم حميدی به اعدام محکوم گرديد. اين در حالی است که دلايل عديده ای در پرونده وجود داشت که دلالت بر بی گناهی همه متهمين می نمود. که مورد توجه دو قاضی به نامهای داود هادی زاد و رجب جفی قرار گرفت و آنها نظر به برائت همه متهمين دادند و سه قاضی ديگر که در اکثريت قرار داشتند به نامهای علی اميني، اسماعيل وحدت و سيدحميد موسوی حکم به اعدام ابراهيم حميدی صادر نمودند.



پس از صدور حکم شاکی که بيش از دو سال قضات دادگستری را فريب داده و موجبات صدور حکم به اعدام اين چهار جوان را فراهم کرده بود دست از موازين برخلاف اخلاق خود مبنی بر دروغ گويی برداشت و در روز سوم تيرماه سال 1389 در دفترخانه اسناد رسمی حاضر و نامه ای خطاب به قضات شعبه 12 دادگاه کيفری استان نوشت و اعلام نمود که شکايتش به دليل فشارهای مادر و پدرش بوده و سوءتفاهم پيش آمده و ابراهيم حميدی هيچگونه تجاوزی به وی ننموده است. اين اظهارات دقيقا نشان می دهد که چطور می توان دستگاه قضايی را به بازی گرفت.



زمانی که برای اولين بار متهمين به نامهای ابراهيم، مهدي، حميد و محمد را ملاقات کردم آنها ماجرا را چنين شرح دادند:



حميد گفت: من و ابراهيم با هم در كوچه گفتگومی كرديم كه تصميم گرفتيم برای گردش به صحرا برويم به سمت سد برازين تبريز كه جاهای خوبی برای گردشگران می باشد رفتيم در بين راه از كنار زمين كشاورزی پدر ابراهيم رد می شديم كه ديديم چهار نفر در زمين كشاورزی مشغول تخريب زمين هستند ما به آنجا رفتيم در اين حين مهدی و محمد هم پيش ما آمدند ابراهيم به آن چهار نفر گفت چرا زمين را خراب می كنيد حجت يكی از آنها به ابراهيم گفت مگر اينجا مال شماست ابراهيم گفت پس مال پدرت هست كه خراب می كنی ابراهيم به او يك سيلی زد و من نگذاشتم كه ديگر او را بزند دعوا پس از زد و خرد و مشاجراتی تمام شد پس از اينكه گردش كرديم با موتور به خانه رفتيم كه بعد از دو ساعت كه گذشت پليس همراه ابراهيم و حجت مرا در خانه دستگير و به كلانتری بردند.



وقتی رفتيم به كلانتری آنجا يكی از مامورين كلانتری ما را زير شكنجه قرار داد به ما گفت اگر واقعآ عمل لواط انجام داده ايد بايد به من راستش را بگوييد ما هم چون هيچ گونه عمل لواطی انجام نداده بوديم اعتراف نكرديم ما حدود سه روز در بازداشتگاه هريس مانديم و در آن سه روز ما حتی يك ساعت هم آرامش نداشتيم كه روز سوم مآمور كلانتری به سراغ ما آمد او گفت اگر يك نفر از شما اين كار را گردن بگيرد يك نفر شما به زندان خواهد رفت و بقيه شما آزاد می شويد و به عنوان شاهد كه بگويد ابراهيم آن كار را انجام داده به دادگاه برويد به ما گفت می روم و بعد از نيم ساعت ديگر برمی گردم خوب فكر كنيد و به من بگوييد. او آمد و به ابراهيم گفت كه بيا خودت بنويس كه من اين را انجام داده ام ابراهيم هم گفت من كاری نكردم كه اعتراف بكنم او باز هم ابراهيم را زير شكنجه قرار داد پاهای ابراهيم را به طرف بالا كشيد و همراه 4 نفر از سربازان ابراهيم را كتك زدند و ابراهيم هم به علت اينكه كتك نخورد كاغذ را نوشت در آن كاغذ نوشته بود هيچگونه عمل لواط انجام نداده ام در حين دعوا شلوارش به اندازه ۲۰ سانتی از زير كمر پايين بود پس از نوشتن آن به ابراهيم گفت كه انگشت بزن ابراهيم از زدن انگشت خودداری می كرد كه مآمور كلانتری با باتون به ابراهيم زد ابراهيم دستش را كشيد و باتون به روميزی افتاده كه روميزی از شيشه بود كه شكست حتی پول شيشه را از ابراهيم گرفت و ما هم بابت دادن پول شيشه فاكتور گرفتيم.



روز چهارم ما را به دادگاه كيفری استان تبريز آوردند مآمور بدرغه دستبند مرا باز كرد و مرا به طبقه همكف برد قاضی از من پرسيد چقدر در بازداشتگاه هريس مانده ايد من گفتم حدود سه روز در بازداشتگاه بودم او هم به يك جايی تلفن كرد و روی كاغذ چيزی نوشت بعد گفت برويد در حين راه از آقای مآمور پرسيديم چه شد گفت تمام شد می رويم به هريس حتی در حياط دادگستری دستبند مرا زد كه شاكی خوشحال شود پس از سوار شدن به ماشين دستبند همه ما را باز كرد به هريس رسيديم وقتی به كلانتری رفتيم مآمور بدرقه گفت قاضی كشيك نوشته كه می توانيد با گذاشتن شناسنامه يا كارت ملی آزاد شويد مآموری كه ما را شكنجه كرده بود ممانعت كرد گفت من تا اينها را به زندان ندهم دست بر نمی دارم من گفتم چرا ما را آزاد نمی كنيد او به من ناسزا گفت بعد كتك زد و به بازداشتگاه انداخت آن روز مـآمور به هر جا كه توانست زنگ زد و دوباره صبح ما را به كلانتری 17 تبريز بردند و ما يك روز هم آنجا مانديم بعد ما را به دادگاه آوردند ما هم ماجرا را گفتيم ولی قاضی با صدور قرار 10 ميليون تومانی به عنوان وثيقه ما را به زندان انداخت ما بعد از 28 روز ماندن در زندان با سپردن وثيقه آزاد شديم و حدود ۵۵ روز بيرون مانديم كه در تاريخ 87/3/20 دادگاه ما تشكيل شد در دادگاه هر چه قبلآ گفته بوديم عنوان كرديم معاون دادستان در جلسه گفت تقاضای حكم اعدام را دارم. نمی دانيم چه شد كه دوباره به زندان انداختند و بعد يک جلسه ديگر تشکيل شد در اين جلسه شاکی سه نفر را به عنوان شاهد آورد و آنها شهادت کذب دادند در صورتيکه از اول ماجرا تا آن روز شاکی گفته بود که شاهدی ندارد و کسی ارتکاب جرم را نديده است پس از آن حكم اعدام هر چهار نفر ما را به وكيلمان ابلاغ كردند.



ابراهيم حميدی نيز با تآييد صحبتهای حميد می گويد ما از قبل با شاكی و خا نواده اش اختلاف داشتيم آنها از ما شكايت كرده بودند و حال تهمت زده اند ما را در كلانتری فقط كتك زدند كه بايد اعتراف بدهيد ما هم اعتراف نداديم وقتی من را می زدند شيشه روی ميز شكست و شيشه را خودم انداختم و فاكتور هم دارم مآمور كلانتری خودش صورتجلسه ای نوشت و به ما گفت امضاء و اثر انگشت بزنيد و ما هم انگشت زديم و بعد ما را بازداشت كردند او به من گفت تو بگو من اين كار را كردم من مشكل را حل می كنم من قبول نكردم و دوباره كتك زد من برای اينكه ديگر كتك نخورم هر چه او گفت نوشتم و اثر انگشت زدم ما بی گناهيم و مرتكب جرم لواط نشديم.



مهدی پوران كه 17 سال بيشتر نداشته و او نيز محكوم به اعدام شده است می گويد من با محمد داشتيم در محلی كه پدر ابراهيم زمين داشت می رفتيم كه ديديم چهارنفر زمين آنها را خراب می كنند ما با آنها درگير شديم آنها با ابراهيم حرفشان شد وقتی دعوا تمام شد من با محمد آمدم و بعد حميد و ابراهيم با موتور رفتند ما از جلوی كلانتری می رفتيم كه ما را گرفتند و بعد ابراهيم و حميد را آوردند و كتك زدند و به زور وادار كردند كه بگوييم اين كار را انجام داده ايم مآمور می گفت من هر چه می گويم آن را بنويس محمد هم همه حرفهای ديگر متهمين را تكرار می كند و می گويد وقتی حكم اعدام را شنيديم شكه شديم و الان خواب و خوراك نداريم هر آن احساس می كنيم كه می خواهند طناب دار را به گردنمان بياندازند در حاليكه واقعآ ما بی گناهيم و به ما تهمت زده و پرونده سازی كرده اند. حال ثابت است که تمام اظهارات اين چهار جوان درست بوده و هيچکدام مستحق اعدام نبوده اند.


13 تير 1389    20:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.محمدرضا حدادي، به خاطر قتل غيرعمد در 15 سالگی چهارشنبه اعدام مي‌شود



خبرگزاری هرانا - بنابر اعلام خانواده محمدرضا حدادي، نوجوانی که به اتهام ارتکاب قتل در 15 سالگی دستگير شده بود، حکم اعدام وی روز چهارشنبه، 16 تيرماه اجرا خواهد شد.



خانواده اين نوجوان محکوم به اعدام ابراز داشتند که احضاريه‌ای برای روز چهارشنبه به دست آنان رسيده و در آن قيد شده که محمدرضا، روز چهارشنبه اعدام خواهد شد.



به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر، محمدرضا حدادی نوجوان محکوم به اعدام متولد 27 اسفند 1366 است و در زمان دستگيری ۱۵ ساله بوده است. اين نوجوان در جريان پرونده رسيدگی به يک فقره سرقت منجر به قتل دستگير شد و در تحقيقات اوليه به قتل با تسمه پروانه اعتراف کرد. وی در تاريخ 1382/8/8 در دادگاه، مجدداً اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار کرد.



محمدرضا چند روز پس از دادگاه و در ملاقاتی با مادرش از عدم پرداخت موعود به خانواده‌ مطلع مي‌شود. وی طی نامه‌ای در 16 آبان 82 به اطلاع دادگاه مي‌رساند که يکی از متهمين با وعده‌ی پرداخت پول از وی خواسته با توجه به صغر سن ارتکاب قتل را بر عهده بگيرد. وی «فريب متهم ديگر را خورده و در ارتکاب فعل هيچ نقشی نداشته است.»



نهادهای بين‌المللی مدافع حقوق بشر بارها نسبت به اعدام نوجوانان در ايران اعتراض کرده‌اند. از جمله در يکی از بيانيه‌های سازمان ديده‌بان حقوق بشر آمده است: «مجازات مرگ برای نوجوانانی که زير 18 سال مرتکب جرم می شود طبق قوانين بين المللی ممنوع شده و اين ممنوعيت مطلق است.



هم کنوانسيون حقوق کودک و هم کنوانسيون حقوق سياسی ومدنی به صورت خاص مجازات مرگ برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از 18 سال دارند را منع کرده است. اين قوانين منعکس کننده اين حقيقت هستند که کودکان و نوجوانان با بزرگسالان متفاوت هستند چرا که فاقد تجربه، قضاوت، بلوغ و ديگرخودداری های بزرگسالان هستند. ايران کنوانسيون حقوق کودک را در سال ۱۹۹۴ کنوانسيون حقوق مدنی وسياسی را در سال 1975 به تصويب رساند.»


13 تير 1389    20:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.آخرين وضعيت از تخريبهای گسترده منازل بهاييان ساکن روستای ايول



خبرگزاری هرانا - باگذشت بيش از يک هفته از تخريب منازل بهائيان روستای ايول مازندران هيچ يک از اهالی روستا نتوانستند وارد روستا شوند و پيگيری های انجام شده از سوی آنها نيز نتيجه ای نداشته است.



بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، طی تحقيقات انجام شده محرک اصلی اين تخريب فردی به نام (هويت نزد هرانا محفوظ) بوده است که به دليل ارتباطاتی که در تهران دارد توانسته است حکم تخريب را از شورای قضايی تهران دريافت و ظرف مدت 12 ساعت اين تخريب را انجام دهد.



اهالی روستا در خصوص نحوه تخريب اين منازل به گزارشگر هرانا گفته اند که فرد مورد نظر در غروب روز سه شنبه اول تيرماه اقداماتی را در جهت تخريب اين منازل انجام داده است و با کرايه چند دستگاه لودر و کاميون از کارخانه سيمان در نزديکی روستا به روستا بازگشته و به دليل مجاورت منازل بهائيان و مسلمان تخريب با لودر انجام نگرفته و با استخدام کارگر تخريب منازل را انجام داده است.



قابل ذكر است تاكنون پيگيريها و مراجعات بهاييان به مراجع قضايی و انتظامی هيچگونه ثمری نداشته است و مسئولين از دادن پاسخ صريح و روشن خودداری می كنند.



از سوی ديگر روز گذشته 12 تير ماه دادگاه كياسر بر اساس شكايت دو تن از بهاييان روستای ايول از دو نفر از مهاجمانی كه ايشان را هنگام ورود به ايول مورد ضرب و شتم قرار داده بودند ، تشكيل شد.



در ابتدای دادگاه ، افرادی با دادن شعار" مرگ بر بهايی ، جاسوس اسرائيل " سعی در بهم زدن نظم دادگاه داشتند و به همين دليل قاضی پرونده ، اظهارات طرفين را بطور مجزا ثبت می كند و به بهاييان اعلام می دارد كه طبق بازجويی پاسگاه از اهالی روستا ،ايشان همگی منكر همكاری در تخريب منازل بهاييان شده اند و اظهار داشته اند افرادی از خارج روستا به چنين اقدامی مبادرت كرده ان


13 تير 1389    20:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.احضار بيش از شصت دانشجوی دختر دانشگاه آزاد قم به دليل عدم رعايت حجاب



خبرگزاری هرانا - بيش از شصت تن از دانشجويان دختر دانشگاه آزاد قم از فروردين ماه سال جاری تاکنون به کميته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند.



بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، پس از انتقال دانشکده ی علوم انسانی دانشگاه آزاد قم ساختمان جديد اين واحد واقع در پرديسان، عموما و از زمان اجرای طرح حجاب و عفاف خصوصا فشارهای جنسيتی فزاينده ای بر دانشجويان اين دانشکده وارد شده تا جايی که به بيش از هزار دانشجوی دختر از سوی حراست اين دانشگاه تذکر گرفته اند.



ماموران حراست دانشگاه با جداسازی درب ورودی دانشجويان دختر و پسر در اين دانشگاه هنگام ورود دانشجويان دختر با سد راه اکثر ايشان، با توهين و تحقير آن ها را مجبور به پاک کردن هرگونه آرايش صورت می نمودند و بر اساس آنچه "عدم رعايت شئونات اسلامی" ناميده می شد به آن ها تذکر داده و در صورت تکرار از ايشان تعهد اخذ می کردند.



اين روند تاجايی است که در برخی موارد از ورود افراد "بد حجاب" به دانشگاه ممانعت به عمل می آمد و ايشان را به کميته انظباطی احضار می کردند.



گفته می شود بسياری از اين شصت دانشجوی احضار شده از فعالين دانشگاه بودند که به اتهام واهی "ترويج بد حجابی" در بين دانشجويان، بايستی هدف خود(!) از نوع پوشش انتخابی را شرح می دادند و کميته انظباطی نيز در غياب ايشان، احکامی نظير درج در پرونده و بعضا تعليق برای ايشان صادر می نمود.



اين در حاليست که حجاب چادر در اين دانشگاه برای دانشجويان دختر اجباری بوده اما با اين حال به مواردی نظير رنگ مانتو و مقنعه زير چادر، نوع کفش، لاک ناخن و حتی آرايش ساده ی صورت نيز برخورد می شود.



دانشجويان دانشگاه آزاد قم، پيش تر و در روز جهانی زن(هشتم مارس) در اعتراض به رفتارهای نامناسب حراست اين دانشگاه و تبعيض های جنسيتی تجمعی اعتراضی برپا کرده بودند.
13 تير 1389    20:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.۱۰ روزنامه به دليل انتشار سخنان علی مطهری تذکر گرفتند

کلمه



چکيده : نماينده کاشمر خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد در صحن علنی مجلس گفت:" وقتی يک نماينده مجلس از وضعيت اقتصادی و فرهنگی کشور انتقاد مي‌کند، روزنامه‌ها جرات کار کردن آن را ندارد و مي‌ترسند که از معاونت مطبوعاتی تذکر بگيرند. کما اينکه وقتی دبير شورای عالی امنيت ملی در مورد دلارهای نفتی مساله‌ای را مطرح مي‌کند، به خاطر درج آن به 14 روزنامه تذکر مي‌دهند! با اين حساب تکليف ديگران روشن است! به همين خاطر است که 10 روزنامه به خاطر چاپ سخنان فرزند شهيد مطهری تذکر مي‌گيرند."



عضو فراکسيون خط امام(ره) با انتقاد از فضای بسته مطبوعات گفت:“ در معاونت مطبوعاتی شما اتفاقاتی دارد مي‌افتد که سم مهلکی برای آزادی انديشه است.“



به گزارش کلمه به نقل از سايت های خبري، امروز محمد حسيني، وزير ارشاد به صحن علنی مجلس آمده بود تا پاسخ‌گوی سوال محمدرضا خباز، نماينده درباره نحوه برخورد دوگانه معاونت مطبوعاتی با نشريات اصلاح‌طلب و اصول‌گرا باشد.



خباز در سوال خود پرسيده بود که چرا برخلاف اصل ۹ قانون اساسی آزادي‌های مشروع و قانونی برخی نشريات ناديده گرفته مي‌شود و در عوض به برخی نشريات هتاک اصولگرا تذکر داده نمي‌شود اما برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب توقيف مي‌شوند. البته به گفته ستار هدايت‌خواه سخنگوی کميسيون فرهنگی مجلس، وزير ارشاد در جلسه اين کميسيون در پاسخ به اين سوال گفته بود که به کيهان و همشهری هم تذکراتی داده‌اند و برخوردهای اين وزارتخانه تبعيض‌آميز نبوده است.



حسينی در جلسه امروز علنی مجلس نيز از روابط صميمانه معاونت مطبوعاتی خود با تحريريه‌های نشريات سخن گفت که در دولت‌های گذشته بي‌سابقه بوده و اذعان داشت که وزارت ارشاد توصيه‌های مشفقانه به مطبوعات داشته و نه تهديد، تا در بحث جنگ نرم و مسايل پس از انتخابات طبيعی بود تا از دامن زدن به فتنه جلوگيری کند.



به گفته وی روزانه ۷۰ روزنامه سراسری منتشر مي‌شوند ولی به تعداد اندکی از آنها تذکر داده‌ شده. چون با ديده اغماض نگريسته‌ايم اما اگر اشتباهات‌شان تکرار شد تذکر داده‌ايم که کار جديدی نبوده و در دولت‌های قبل هم بوده است. شايد در گذشته مخفيانه تذکراتی داده مي‌شد اما چون تخلف آشکار بوده، ما هم آشکارا تذکر داده‌ايم.



وی افزود: هدفمند کردن يارانه‌ها يک اصل ملی است که نبايد از سوی نشريات زير سوال برود و گرنه ما نقد درون گفتمانی مطبوعات را مي‌پذيريم اما نبايد نسبت به نظام بدبينی ايجاد شود.



خباز در تشريح سوالش از وزير ارشاد، خطاب به حسينی گفت: ما مدافع تخلفات مطبوعاتی نيستيم اما اگر روزنامه‌ای خلاف کرد آن را جريمه مالی کنيد يا مدير مسئولش را عزل کنيد ولی آن را توقيف نکنيد و مسير انتقاد را مسدود ننماييد. چرا از راهکارهای ديگر در برخورد با مطبوعات استفاده نمي‌شود که استکبار جهانی عليه ما سخن پراکنی کند.



نماينده اصلاح طلب کاشمر در واکنش به دفاعيات حسينی از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، گفت: وزير در جلسه کميسيون فرهنگی پذيرفت که يکسری تندروي‌ها توسط معاونت مطبوعاتيش بوده و بعدا اصلاح شده و جلوی آن را مي‌گيرند.



اما الان اصلا چنين موضعی ندارند و اگر اين روند را مناسب مي‌دانند من از پاسخ‌های ايشان قانع نمي‌شوم.



اما وزير ارشاد در پايان اين سوال شفاها به نايب رئيس مجلس اعلام کرد که مي‌کوشد نگراني‌های خباز را رفع کند و نماينده کاشمر هم گفت که اگر روزنامه‌ها احساس آرامش کنند‏ از پاسخ‌های وزير قانع مي‌شود


13 تير 1389    17:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير. اعدام دو تن در زاهدان به اتهام محاربه



خبرگزاری هرانا - دو شهروند بلوچ به نام های "امان اله پوريان فرزند ملنگ" و "يونس رحمانى فرزند رئيس" سحرگاه يکشنبه سيزدهم تيرماه، به اتهام "محاربه و افساد فى الارض" اعدام شدند.



بر اساس گزارش دادگستری سيستان و بلوچستان، احکام اعدام اين دو تن که توسط داگاه انقلاب صادر شده بود در محوطه زندان مرکزی زاهدان به اجرا در آمد.



گفته می شود اين احکام توسط مراجع عالی قضايی نيز تاييد شده بود.





دادگاه برخی اتهامات نظير تيراندازي، آدم ربايی و راهبندان مسلحانه در ايرانشهر را به اين افراد منتسب کرده است که هيچ گونه از اين اتهامات توسط منابع رسمی تاييد نشده اند




13 تير 1389    13:30
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.تدوين پيش‌نويس سياست‌هاى پيشگيرى خشونت عليه زنان

تغيير برای برابری

عضو شوراى فرهنگى اجتماعى زنان ابراز اميدوارى كرد تا پايان نيمه نخست امسال، پيش‌نويس سياست‌هاى پيشگيرى از خشونت عليه زنان در شوراى فرهنگى اجتماعى زنان تدوين شود و در دستور كار شوراى عالى انقلاب فرهنگى قرار گيرد.



منيره نوبخت در گفت‌وگو با خبرنگار «زنان» خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اينكه مقدمات تدوين اين سياست‌ها در سال 87 مهيا شد، تشريح كرد: در آن زمان جلساتى از شورا به اين مقوله اختصاص يافت و پيش‌نويس تدوين شده در جلسات هيات رئيسه شوراى فرهنگى اجتماعى زنان در چند نوبت بررسى و كارشناسى شد.



وى ادامه داد: سياست‌هاى پيشگيرى از خشونت عليه زنان جزو موضوعاتى است كه بر اساس توافق اعضاى شورا در ابتداى سال، بايد در سال 89 نهايى شود.



وى با اشاره به عضويت رييس مركز امور زنان و خانواده در شوراى فرهنگى اجتماعى زنان، به انجام دو پروژه پژوهشى در حوزه خشونت عليه زنان توسط مركز اشاره و اظهار كرد: نتايج يكى از اين دو پژوهش در قالب كتاب منتشر شده است و پژوهش دوم نيز به زودى به همت مركز منتشر خواهد شد.



نوبخت در پايان پيش‌بينى كرد كه اين موضوع به زودى در دستور كار جلسات فصل تابستان شورا قرار بگيرد و تدوين و بررسى پيش‌نويس مذكور در شورا، تا پايان تابستان به اتمام برسد.


13 تير 1389    13:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير :بيانيه مادران عزادار در محکوميت حکم‌های اعدام متهمان کهريزک:ما خواهان محاکمه علنی عوامل اصلی کشتار فرزندانمان هستيم

http://maadaraan.tk/
">http://maadaraan.tk/

اين روزها باز هم حکومت اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر جنايات برنامه ريزی شده خود و همين‌طور به منظور آرام کردن خانواده های قربانيان فجايع اخير، تلاش می کند تا با اجرای سناريوی ساختگی ديگري، دادخواهان را به سکوت وادارد.





سناريويی که قصد دارد تا چهره خشن وغيرانسانی رژيمی را که در تمام طول حکومت‌اش؛ اعدام، کشتار، شکنجه، زندان، نابرابری و نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر، از مهمترين ستون های ديکتاتوری اش بوده اند، پشت نقابی پنهان ساخته تا عوامل اصلی کشتار مردم را مصون بدارد و از فاش شدن بيش از پيش حقيقت جلوگيری کند.



همه جهان ديدند که سيل خروشان معترضان پس از انتخابات دهم، مردمی بودند که بدون هيچ پشتوانه ای و به اتکای با هم بودن‌شان برای گرفتن حقوق اوليه شهروندي‌شان به خيابان‌ها ريختند و بار ديگر حماسه‌ای آفريدند که يکی از بهترين نمونه‌های قيام‌های صدساله شان در راه آزادی و دموکراسی است.



پاسخ آنها چه بود؟

دست به سلاح های سرد و گرم‌شان بردند و فرزندان برومند اين سرزمين را به خون غلتاندند. درهای زندانهای مخوف شان باز شد و خيل عظيم معترضان را در خود جای داد تا راه شکنجه و آزار و تجاوز و تهديد بر بازجويان و شکنجه گران هميشه آماده‌شان باز گردد.کهريزک شان نماد قصاوت و وحشی گری شان گرديد و قلب‌های انسان دوستان جهان را لرزاند.



امروز نيز مثل هميشه برای مسکوت گذاشتن و بستن پرونده‌های جنايت‌شان و فريب اذهان‌عمومي، به دروغ مي‌خواهند ژست‌های عدالت‌طلبانه بگيرند و با اعدام چندنفر از کسانی که نقش‌های اجرايی برای فرمانده‌هان‌شان بازی کرده‌اند، از روشن شدن ابعاد و وسعت جنايت‌های رفته بر مردم در بازداشتگاه مخوف کهريزک و ... جلوگيری کنند و عروسک‌های خيمه‌شب‌بازی را قربانی پرده نشينانی کنند که بازي‌گردان اصلی معرکه بوده اند. بازی گردانانی همچون قاضی مرتضوی ها و امثال شان که خود از دستور دهندگان کشتار و شکنجه مردم در زندان ها بودند، ولی همچنان در حاشيه امن زندگی می کنند. اما همگان نيک مي‌دانند که اين نقشه‌ها از قبل برآب شده‌اند و مردم هشيارتر از آن هستند که بگذارند اين جنايت‌ها در پرده ابهام بماند و عوامل اصلی آن معرفی نگردند.



ما مادران عزادار، هشدار مي‌دهيم که راه ظلم و جور، آن هم برای فشار بر مردمی که طی صدسال اخير حداقل دو انقلاب را از سر گذرانده‌اند راه ماندگاری نيست.



اين بار نيز ضمن اذعان به حق حيات هر شخصی که حتا مرتکب جرمی شده باشد و ضمن اعلام مخالفت‌مان با هرگونه کشتار و اعدام، اعلام مي‌کنيم که خواهان تشکيل "کميته حقيقت‌ياب مردمی" در فضايی امن و آزاد و برگزاری دادگاه‌های علنی تحت نظارت مردم و فعالين حقوق‌بشر هستيم، تا ابعاد و زوايای نامعلوم اين فاجعه و فجايع ديگری که منجر به کشته شدن فرزندان‌مان شده است بر همگان روشن گردد و آمران و عاملان آن مشخص شده و مجازات شوند و تا آن لحظه از دادخواهی دست برنخواهيم داشت و از پای نخواهيم نشست.‌



مادران عزادار

تيرماه ۸۹


13 تير 1389    10:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير :گزارش هفتگی نقض حقوق دانشجويی در ايران

دانشجو نيوز:در هفته‌ای که گذشت نيز شاهد نقض گسترده حقوق دانشجويان در ايران بوديم چنان که حال برخی از فعالان دانشجويی در زندان رو به وخامت نهاد و هيچ کمکی از سوی مسئولان زندان را شاهد نبوديم.



با نزديک شدن سالگرد حمله به کوی دانشگاه ، فشار بر دانشجويان و فعالين دانشجويی افزايش پيدا کرده است همچنين وضعيت جسمي‌ مجيد توکلی ، حامد روحي‌ نژاد و ضيا نبوی بغرنج گزارش شده است



تحکيم وحدت در بند



عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت) بار ديگر به بند ۳۵۰ اوين منتقل شد.

در ادامه دستورالعمل تجميع زندانيان سياسی در بند ۳۵۰ اوين، عبدالله مومنی که پيش از اين در اندرزگاه ۸ اوين محبوس بود يکشنبه گذشته در سيزدهمين ماه بازداشت خود به بند ۳۵۰ اوين منتقل شد.



شعبه چهارم بازپرسی دادگاه انقلاب هفته گذشته ميلاد اسدی و بهاره هدايت را احضار کرد.

در خبری ديگر سلمان سيما عضو سازمان دانش آموختگان ايران و فعال دانشجويی دانشگاه آزاد به ”اجتماع و تبانی عليه نظام“ متهم شد.



سلمان سيما که ۲۲ خرداد سال جاری برای دومين بار پس از انتخابات بازداشت شده بود پيش از اين در شعبه ۵ بازپرسی اوين تنها به ”اخلال در نظم عمومی و شرکت در تجمع غيرقانوني“ متهم شده بود، اما به تازگی اين اتهام جديد نيز که مجازات آن در قانون ۵ سال حبس است نيز به وی تفهيم شده است.



همچنين سلمان سيما که در بند ۳۵۰ اوين به سر می برد و بر اثر اعتصاب غذا در دوره انفرادی به شدت ضعيف شده از بيماری رنج می برد و هيچگونه اقدام درمانی برای وی صورت نمی گيرد و طی پنج روز گذشته با درخواست های مکرر وی برای انتقال به بهداری مخالفت شده است.



دادگاه انقلاب گرگان احکام ۴ تن از دانشجويان اين شهر را که پيشتر به مدت ۱۰ روز بازداشت بودند صادر کرد.

به گزارش دانشجو نيوز، طبق اين حکم مبين ميرعرب به ۴ سال، حسين مطلوبی به ۱۸ ماه، عليرضا رهنمايی به ۱۵ ماه و سامان بزرگی به ۱ سال حبس تعزيری محکوم شدند. اتهام اين افراد اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام اعلام شده است.گفتنی است اين دانشجويان از اعضای ستاد مرکزی دانشجويی مهندس موسوی در استان گلستان بوده اند



همچنين پنج نفر از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه محقق اردبيلی تبريز، هفته گذشته و پس از تهديد توسط رييس حراست دانشگاه، بازداشت شدند و تاکنون خبری از آن‌ها در دست نيست.



بنا به گزارش جرس، محمود صادقی اشرافي، دبير انجمن اسلامی دانشجويان و امين عزيزی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان که در رشته مهندسی عمران مشغول به تحصيل هستند، اوايل هفته گذشته و پس از خروج از جلسه امتحان توسط افرادی که خود را مأموران پليس امنيت معرفی کردند، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.



همچنين عليرضا هاشمی دانشجوی رشته مهندسی شيمی و محمد اصلانی دانشجوی ترم آخر مهندسی عمران به طور جداگانه توسط مأموران بازداشت شدند.يک روز بعد نيز حامد شفيعي، دانشجوی رشته مهندسی مکانيک پس از احضار به دفتر رييس حراست دانشگاه، بازداشت شد.



در آستان ۱۸ تير فشار بر فعالين دانشجويی افزايش پيدا کرده است



مهرداد بزرگ عضو دانشجويان و دانش‌آموختگان ليبرال دانشگاه‌های ايران را به يک سال حبس محکوم شد و حکم اين دانشجوی مهندسی کامپيوتر دانشگاه تهران، به مدت پنج سال به حالت تعليق درآمده است.



در خبری ديگر ، در حالی که نزديک به يک سال از بازداشت مجيد دری فعال دانشجويی می گذرد، گزارش ها حاکی از جلوگيری دادستانی تهران از مرخصی اين عضو شورای دفاع از حق تحصيل است.



با گذشت بيش از يک ماه از ارسال درخواست مرخصی مجيد دری به همراه درخواست ملاقات به دادستانی ، روز چهارشنبه هفته پيش ، به خانواده اين فعال دانشجويی اعلام شد که نامه وی «گم شده است» اين در حالی است که پيش از اين، دريافت نامه از سوی مسئولان دادستانی تاييد شده بود.



در حال حاضر، ضيا نبوي، مهديه گلرو و شيوا نظرآهاری ديگر اعضای دربند شورای دفاع از حق تحصيل هستند.

همچنين بهروز جاويد تهرانی زندانی سياسی محبوس در بند يک زندان رجايی شهر کرج که از دهم خرداد ماه سال جاری به دليل نامعلوم به سلول انفرادی منتقل شده است در آستانه سالگرد وقايع کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تير ۷۸ نگهداری اين زندانی محکوم در پرونده کوی دانشگاه را در سلول انفرادی به مدت نامعلومی تمديد کردند.



اين زندانی محکوم در پرونده کوی دانشگاه به مدت يک ماه است در سلول های انفرادی بند يک زندان رجايی شهر در وضعيت نامناسب و شرايط محيطی سختی به سر می برد و مسئولين زندان از رسيدن دارو و لوازم بهداشتی به اين زندانی جلوگيری ميکنند.



پدرام رفعتی فعال سابق دانشجويی پلی تکنيک از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به رياست قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام عليه امنيت ملی و شرکت در اغتشاشات به دو سال حبس تعزيری و ۳۰۰ هزار تومان جريمه نقدی محکوم شد.

دادگاه انقلاب گرگان احکام ۴ تن از دانشجويان اين شهر را که پيشتر به مدت ۱۰ روز بازداشت بودند صادر کرد.



به گزارش دانشجو نيوز، طبق اين حکم مبين ميرعرب به ۴ سال، حسين مطلوبی به ۱۸ ماه، عليرضا رهنمايی به ۱۵ ماه و سامان بزرگی به ۱ سال حبس تعزيری محکوم شدند. اتهام اين افراد اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام اعلام شده است.گفتنی است اين دانشجويان از اعضای ستاد مرکزی دانشجويی مهندس موسوی در استان گلستان بوده اند

دادگاه جاويد حاج همتي، فعال دانشجويی دانشگاه خواجه نصير امروز چهارشنبه، نهم تيرماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به رياست قاضی مقيسه برگزار شد.



به گزارش‌ جرس، اين دادگاه در حالی برگزار شد که پيش از اين احضاريه‌ای به دست اين فعال دانشجويی نرسيده و تنها با تماس تلفنی از او خواسته شده بود که برای تکميل پرونده به دادگاه انقلاب مراجعه کند و در اين جلسه او به تنهايی و بدون حضور وکيل به دفاع از خود پرداخت.



جاويد حاج همتی در ۱۶ آذر سال گذشته در پی احضار به دفتر پيگيری وزارت اطاعات بازداشت شد و ۷۰ روز را در بندهای ۲۴۰، ۲۰۹و ۳۵۰ زندان اوين گذراند.



همچنين از شهرکرد خبر مي‌رسد ، به دنبال فشار بر تشکل‌های دانشجويی دانشگاه آزاد شهرکرد و تعليق انجمن اسلامی و تشکل مستقل آزاد انديشان به مدت يک ترم ، علي‌ شب زنده دار دبير کميته سياسی انجمن اسلامی دانشجويان اين دانشگاه و دانشجوی سال آخر دکترای دامپزشکی از تحصيل محروم شده است . همچنين حسين فرهادی که ماه گذشته توسط نيروهای لباس شخصي‌ در دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و چند ساعت در بيهوشی به سر برد ، به واحد بافق يزد تبعيد شده است.



سه فعال دانشجويی در وضعيت خطرناک جسمي‌



وضعيت روحی و جسمی حامد روحی نژاد، زندانی محبوس در اندرزگاه ۸ زندان اوين بر اثر تشديد بيماری ”ام اس“ و عدم رسيدگی پزشکی به شدت وخيم گزارش می شود.



روحی نژاد به علت حمله عصبی بيماری ام اس ، يکی از دستانش کاملا از کار افتاده و بينايی هر دو چشم ايشان نيز با مشکل جدی مواجه شده است. اين زندانی سياسی حتی از لحاظ شنوايی نيز دچار آسيب شده است. اما عليرغم مشکلات عديده جسمی حاصل از بيماري، مسئولان زندان نسبت به بيماری اين زندانی سياسی کاملا بی تفاوت هستند.

اين بی توجهی مسولان تا جايی است که فارغ از عدم انتقال وی به بيمارستان حتی در رساندن داروهايی که خانواده ی روحی نژاد با هزينه ی شخصی برای فرزندشان تهيه کرده اند نيز کارشکنی ميکنند و از حق داشتن حتی يک روز مرخصی استعلاجی نيز محروم بوده است.



همچنين روز گذشته سيدضيا نبوی فعال دانشجويی دربند در اثر عدم توجه مسئولين بند به بيماريش، دچار حمله عصبی شد. عدم رعايت استانداردهای بهداشتی و عدم رسيدگی به درخواست های پزشکی زندانيان از جمله موارد نقض قوانين قضائی جمهوری اسلامی و قوانين حقوق بشر بين الملل است که مکررا توسط مسئولين زندان های ايران تکرار می گردد. اين گونه برخوردهای غير انسانی در راستای افزايش فشار بر زندانيان سياسی و خانواده ايشان ارزيابی می شود.



سيد ضيا نبوی سخنگوی شورای دفاع از حق تحصيل بوده که در تاريخ ۲۵ خرداد ۸۸ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده و تا کنون بازجويان وزارت اطلاعات مانع از ملاقات حضوری وی با خانواده اش در يک سال اخير شده اند. همچنين در روزهای اخير قاضی پرونده تجديد نظر سيد ضيا نبوی به خانواده وی گفته است: “ برای تامين وثيقه فرزندتان تلاش نکنيد، در صورت ادامه پيگيری های شما و دوستانش برای تامين وثيقه، قرار وثيقه وی را از ۵۰۰ ميليون به ۸۰۰ ميليون افزايش خواهم داد.“



مجيد توکلی نيز يکی ديگر از دانشجويان زندانی است که بنا بر گزارش‌ها وضع جسماني‌اش «وخيم» اعلام شده است.

علی توکلی برادر اين دانشجوی زندانی گفته که مجيد به بهداری اعزام شده اما پزشکان گفته‌اند که شما را بايد متخصص ببيند و ما نمی توانيم شما را درمان کنيم.



او گفت: «بيش از يک هفته است که شب‌ها از بيني‌ مجيد توکلی خون مي‌آيد و سرفه‌های شديد همراه با سردرد دارد.»

مادر مجيدتوکلی نيز گفته که «حالا که به مجيد مرخصی نمي‌دهيد تا حداقل بيماري‌اش را درمان کند، مسئولين يک شماره حساب دهند تا ما پول به حساب‌شان بريزيم تا پزشک و داروی مورد نياز برای فرزندم را تهيه کنند. »



مادر اين دانشجوی زندانی تاکيد کرده که «فرزندم سالم بوده و شما او را به چنين وضعيتی دچار کرده‌ايد.»



شعبان بي‌ مخ‌ها در دانشگاه رژه مي‌‌روند



مهدی کروبي، دبيرکل حزب اعتمادملي، روز سه‌شنبه در دانشگاه شريف، مورد حمله نيروهای لباس شخصی و اعضای بسيج دانشجويی دانشگاه شريف قرار گرفت.اين چندمين بارست که رئيس سابق مجلس شورای اسلامی مورد حمله قرار می گيرد و به وی توهين می شود.حمله کنندگان هم کسانی هستند که کروبی آنان را ”جيره خوار“، ”حقوق بگير“ و ”شعبان بی مخ“ خوانده است.

کروبی که برای حضور در مراسم ترحيم پدر محمدرضا عارف، معاون اول دولت خاتمي، به مسجد دانشگاه شريف رفته بود، با هجوم نيروهای لباس شخصی مواجه شد. شعارهای اين افراد عليه کروبی و تلاش آن‌ها برای ضرب و شتم کروبی باعث شد تا کروبی مجلس عزاداری را ترک کند.



در خبری ديگر نيروهای امنيتی دانشگاه آزاد تهران مرکز واحد نيايش، به جمعی از دانشجويان دانشگاه‌های کشور که به منظور بحث و هم‌انديشی در طبقه هم‌کف اين دانشگاه جمع شده بودند، حمله کردند.



به گزارش جرس، اين هم‌انديشی ميان برخی از اعضای ستاد انتخاباتی مهندس موسوی که در دانشگاه‌های مختلف بودند، برگزار و موضوع آن بررسی دلايل توهين های مکرر کيهان، وطن امروز و روزنامه جوان عنوان شده بود.

برگزار کنندگان جلسه در نظر داشتند تا با برگزاری تجمع در مقابل دفاتر اين روزنامه‌ها اعتراض خود را به اين رفتار نشان دهند، اما با حمله نيروهای امنيتی جلسه ناتمام ماند.



کنکور ۸۹ با فشار بر داوطلبان برگزار شد



چند روز قبل از برگزاری کنکور سراسری ۸۹ ، داوطلبان پيامک‌های تهديد آميز دريافت کردند . مضمون اين پيامک‌ها چنين گزارش شده است :

“ داوطلبانی که در جريانات انتخابات و راهپيماييهای پس از انتخابات شرکت کرده اند در کنکور پذيرفته نمی شوند“

درپی ارسال پيامک های تهديد اميز برای داوطلبين آزمون سراسری که به نظر می رسد از جانب نهادهای شبه امنيتی صورت گرفته باشد، رئيس سازمان سنجش واکنش نشان داده است. اما وی در سخنانی عجيب جايگاه متهم و مدعی را عوض کرده است و مدعی شده است که اين پيامک ها به قصد تضعيف دولت منتشر شده اند.



در خبری ديگر دبير شورای مرکزی انضباطی دانشجويان وزارت بهداشت با اشاره به جزئيات برخورد با دانشجويان فعال در شرکت‌های هرمی گفت: شيوه نامه انضباطی دانشجويان که برای دانشگاه‌های کشور اجرا می شود آخرين بار در سال ۸۴ مورد ويرايش قرار گرفته بود و در آن زمان چندان بحث شرکت‌های هرمی و مشکلات ناشی از آن در جامعه مطرح نبود اما پس از بازنگری شيوه نامه در سال ۸۸ موضوع شرکت‌های هرمی به يک عنوان يک بند مهم به آن اضافه شد.



طيبی تفرشی اضافه کرد: در صورتی که دانشجوی متخلف يک مرتبه به شورای انضباطی بيايد و حکمی برای وی صادر شود با تنبيهات بندهای ۷ تا ۱۲ از جمله محروميت از تسهيلات رفاهی دانشگاه و يا ايجاد تغيير در آنها از قبيل وام، خوابگاه و غيره، دريافت خسارت از دانشجو، منع موقت از تحصيل به مدت يک نيمسال، منع موقت از تحصيل به مدت دو نيمسال بدون و يا با احتساب سنوات مواجه مي‌شود.



وی اظهار داشت: در صورت تکرار تخلف قانون‌گذار برای دانشجوی متخلف بسيار سخت گرفته است که بر اساس بند ۲۰ تنبيهات، دانشجو از دانشگاه اخراج مي‌شود و تا ۳ سال نمي‌تواند در کنکور نيز شرکت کند. در واقع عدم مجوز شرکت در کنکور نيز برای فرد متخلف اعمال مي‌شود.



فرشاد محمدی



منبع: رهانا




13 تير 1389    09:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير :وضعيت پيشرفت 40 طرح پتروشيمی در ايران؛ از صفر تا 20 درصد

مهر:از مجموع 40 طرح پتروشيمی در دست اجرای باقيمانده از برنامه چهارم، 18 طرح از پيشرفت صفر درصدي،7 واحد از پيشرفت کمتر از 4 درصد، 8 واحد از پيشرفت کمتر از 10 درصد و تنها 7 واحد از پيشرفت بيش از 20 درصدی در دو سال اخير برخوردار بوده‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اهداف چشم انداز توسعه صنايع پتروشيمي، ايران بايد با کنار زدن رقبای منطقه ای به جايگاه بزرگترين توليد کننده محصولات پتروشيمی خاورميانه دست يابد.



اما بررسی روند ساخت و توسعه واحدهای جديد پتروشيمی حاکی از آن است که با ادامه روند فعلي، امکان دستيابی به اهداف تعيين شده کمی دور از دسترس خواهد بود.



در حال حاضر از مجموع 40 طرح پتروشيمی در دست اجرای باقی مانده از برنامه چهارم توسعه، 18 طرح از پيشرفت صفر درصدي، 7 واحد پتروشيمی از پيشرفت کمتر از 4 درصد، 8 واحد پتروشيمی از پيشرفت کمتر از 10 درصد و تنها 7 واحد پتروشيمی از پيشرفت بيش از 20 درصدی در دو سال اخير برخوردار بوده اند.



بررسی جزئيات بيشتر ساخت واحدهای پتروشيمی نشان می دهد که تکميل و بهره برداری از حداقل 12 واحد نيمه تمام پتروشيمی از برنامه چهارم به برنامه پنجم توسعه انتقال يافته است.



بر اين اساس،ساخت واحدهای پتروشيمی اميرکبير (پلی اتيلن سبک) و پرديس (اوره و آمونياک ششم) تا پايان سال 1387 و پتروشيمی های کاويان، اروند، فجر 2، اسکله دوم مايعات ماهشهر، کارون، توسعه مبين، PVC هگمتانه همدان و پلی استايرن مقاوم تبريز بايد تا پايان سال گذشته تکميل و در مدار بهره برداری قرار می گرفت.



همچنين با وجود آغاز و کلنگ زنی عمليات اجرايی 16 واحد جديد پتروشيمی شامل واحدهای ونيران، هنگام، لاوان، مرجان، هرمز، بوشهر (خليج فارس سابق)، PVC مياندوآب، پلی اتيلن سبک انديمشک، پلی اتيلن سنگين و سبک خطی کازرون، پلی اتيلن سنگين ممسني، پلی اتيلن سنگين دهدشت، پلی اتيلن سنگين چهارمحال و بختياری و وينيل استات و اتيلن وينيل استان همدان، اوره و آمونياک لارستان، متانول نودان و واحد اوره و آمونياک فراشبند از سال 87 و 88، اما تاکنون عمليات ساخت هيچ کدام از اين مجتمع های پتروشيميايی به صورت عملی آغاز نشده است.



جزئيات پيشرفت پتروشيمی های عسلويه و ماهشهر



به گزارش مهر، بررسی جزئيات پيشرفت 5 طرح نيمه تمام پتروشيمی در منطقه ويژه اقتصادی انرژی پتروشيمی (ماهشهر) حاکی از آن است که فاز دوم پتروشيمی ايزوسيانت ها (کارون) 1.2 درصد، پلی اتيلن سبک امير کبير صفر درصد، کلر آلکالی و PVC پتروشيمی اروند 4 درصد، NF سوم پتروشيمی بندرامام خمينی (ره) 24 درصد، پتروشيمی فجر دو حدود 42 درصد در 2 سال گذشته پيشرفت اجرايی داشته اند.



در اين ميان، ساخت 11 طرح پتروشيمی در منطقه ويژه اقتصادی انرژی پارس شامل پتروشيمی کاويان (الفين 11) 20.7 درصد، پرديس (اوره و آمونياک ششم) 1.3 درصد، اتيلن گلايکول عسلويه 8 درصد، توسعه پتروشيمی مبين 23 درصد، پتروشيمی دماوند 4 درصد، ونيران (مشارکت با ونزوئلا) صفر درصد، اوره و آمونياک اندونزی (هنگام) صفر درصد، اوره و آمونياک هشتم (لاوان) صفر درصد، متانول هفتم (مرجان) صفر درصد، اوره و آمونياک عمان (هرمز) صفر درصد و الفين 12 ( خليج فارس سابق و بوشهر فعلی) صفر درصد پيشرفت در دو سال اخير داشته اند.



آخرين وضعيت ساخت 23 طرح پراکنده پتروشيمی



از سوی ديگر بررسی ميزان پيشرفت اجرای 23 واحد پتروشيمی در استانهای مختلف کشور حاکی از آن است که پتروشيمی ايلام (الفين 13 ) 8.5 درصد، PVC هگمتانه همدان 8 درصد، اوره و آمونياک شيراز 20 درصد، پلی استايرن مقاوم تبريز 6.5 درصد، خط لوله اتيلن غرب و منطقه دنا 7.8 درصد، پلی اتيلن سنگين کرمانشاه 6 درصد، پلی اتيلن سنگين سبک خطی لرستان 16.5 درصد، پلی اتيلن سبک کردستان 3 درصد، پلی اتيلن سنگين و سبک خطی مهاباد 8.5 درصد، PVC مياندوآب صفر درصد از اسفند ماه دو سال گذشته تاکنون پيشرفت اجرايی داشته اند.



همچنين ميزان پيشرفت ساخت پتروشيمی الفين گچساران 0.5 درصد، پلی اتيلن سنگين و سبک خطی کازرون صفر درصد، پلی اتيلن سنگين ممسنی صفر درصد، پلی اتيلن سنگين دهدشت صفر درصد، پلی اتيلن سنگين چهارمحال و بختياری صفر درصد، اوره و آمونياک دهم (زنجان) 1.9 درصد، اوره و آمونياک يازدهم (لردگان) 2 درصد، اوره و آمونياک دوازدهم (گلستان) 10 درصد، وينيل استات و اتيلن وينيل استات همدان صفر درصد، اوره و آمونياک لارستان صفر درصد، متانول نودال صفر درصد و اوره و آمونياک فراشبند صفر درصد در 2 سال گذشته تاکنون بوده است.



مشکل تاخير پتروشيمی ها



به گزارش مهر، ساخت مجتمع پلی اتيلن سنگين کرمانشاه در موعد مقرر و بدون کوچکترين تاخيری ( آغاز ساخت 1384 - تکميل پايان 1389) نشان می دهد که تحريمهای خارجی نمی تواند مانع بزرگی برای ساخت و توسعه واحدهای پتروشيمی باشد زيرا اگر اين تحريمها اثر گذار بود بايد در روند ساخت پتروشيمی پلی اتيلن کرمانشاه نيز تاخير ايجاد می کرد.



برهمين اساس، تاخير در اجرای پروژه ها را بايد در منطق حاکم در مديريت اجرای پروژه ها، نامشخص بودن فرمول فروش خوراک، عدم برنامه ريزی در تامين بلندمدت خوراک، ناديده گرفتن زنجيره های ارزش و اولويتهای توسعه اي، نظام ناکارآمد مالی و بانکی در تامين به موقع منابع سرمايه ای و عدم آشنايی با ظرفيت سازندگان، پيمانکاران و مشاوران داخلی و خارجی جستجو کرد.



در همين حال، در حالی هنوز ساخت واحدهای باقيمانده و نيمه تمام پتروشيمی با موانع اجرايي، فنی و مالی روبرو است که شرکت ملی صنايع پتروشيمی در سال جاری ساخت حداقل 4 واحد جديد پتروشيمی شامل پتروشيمی سلمان فارسي، استحصال اتان، اتيلن و متانول بوشهر، پارک پلی استايرن عسلويه، استحصال اتان، اتيلن و پلی اتيلن دهلران را در دستور کار خود قرار داده است.




13 تير 1389    10:41
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير :خشونت عليه زنان در ايران: از خانه تا بازار

تغيير برای برابری

از خانه تا بازار؛ اين ها مکان هايی است که زنان ايرانی به راحتی موضوع خشونت قرار می گيرند. خشونت از جانب پدران، برادران، شوهران، پسران، پليس، دستگاه امنيتی و مقامات دولتی که البته اين خشونتها اغلب هم با مصونيت از مجازات همراه است. يک آمار جامعه شناختی نيمه رسمی نشان می دهد که ”دو سوم از زنان ايرانی دچار خشونت خانگی و يک چهارم آنها از جنسيت خود ناراضی هستند.“ خشونت عليه زنان يا در خانه صورت می گيرد و يا به دست نهادهای رسمی و دولتي، البته در زمان هايی رفتارهای نابرابر با زنان منجر به اقدامات خشونت آميز خود زنان عليه خودشان هم می شود به عنوان مثال خودسوزي، که در بسياری از مناطق ايران آخرين تلاش برای فرار از زندگی خشونت آميز است.



“ در سال ۲۰۰۱ در مجموع ۵۶۵ زن جان خود را در قتلهای ناموسی از دست داده اند، در اين گزارش همچنين عنوان شده که ۳۷۵ زن نيز اقدام به خودسوزی نموده اند”. خودسوزی بخصوص در استانهای ايلام و خوزستان عملی شايع است. برداشتهای فرهنگی و مذهبي، خشونت عليه زن در اين مناطق را تقويت و تشديد می کند. گزارشگر ويژه ”خشونت عليه زنان“ سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۰۵ از ايران ديدن کرد. نتيجه اين ديدار گزارش مفصلی است که در زير برخی از نکات قابل تعمق اين گزارش آورده می شود: (۱)



پارامترهای وضعيت زنان در جمهوری اسلامی ايران بر اساس اصول اساسی دولت تعريف می شود، که هدف آن دور کردن زنان از فساد و اعاده حيثيت آنان است. اين اصول اساسی وضعيتی متناقض را منجر شده است چرا که به موجب آن از يک سو ، سعی می شود زنان را به مشارکت در زندگی اجتماعی تشويق کرد، و از ديگر سو به اين مشارکت بر اساس سياستهای جنسيتی دولت مشروعيت بخشيده می شود. در نتيجه، در مقايسه با ديگر کشورهای همسايه يا کشورهای در حال توسعه، زنان ايرانی آن اندازه که دسترسی به بهداشت و آموزش دارند به اشتغال و مشارکت سياسی ندارند. با اين همه، زمينه برای خود مختاری خود را پر از مخاطره می بينند. زنان در ايران به عنوان مادر مورد ستايش قرار می گيرند اما اغلب حق تصميم گيری در مورد فرزندان خود را ندارند، آنها ممکن است حتی به مقام قضاوت هم برسند اما اين بيش از يک مورد حقوقی رياست نيست، آنها ممکن است رای دهند و انتخاب هم بشوند اما نقش پيشرو، تأثيرگذار يا رهبری نمی توانند داشته باشند. اين وضعيت متناقض منبع تنش می شود و مانعی است در راه استفاده از حقوق زنان به عنوان افرادی کامل، از جمله حق رهايی از خشونت .



خشونت عليه زنان در ايران در نابرابری جنسيتی ريشه دوانده است که توسط دو عامل مرتبط ، تاييد و تداوم بخشيده می شود: (الف) ارزش های پدرسالارانه و نگرش مبتنی بر برتری مرد و (ب) قوانين تبعيض آميز دولتی مبتنی بر اساس جنسيت، که بر مبنای تفسير از اصول اسلامی است. که هر دوی اين عوامل نماينده جامعه مردسالار است با مردانی که توان تصويب و اعمال قوانين را دارند که اين فرار زنان از خشونت های دولتی و خصوصی را بسيار دشوار می سازد.



اگر رژيم ايران در مورد احيای کرامت زنان صادق است، بايد تفسيری دوباره از هنجارهای اساسی خود در مقوله زنان ارائه دهد، از جمله در خصوص قوانين مبتنی بر اصول اسلامی در راستای نيازهای فعلی و مشارکت اجتماعی زنان و نيز مطابق با استانداردهای جهانی حقوق بشر. برخی اصلاحيه ها در قوانين مربوط به حضانت کودک و حداقل سن ازدواج و همچنين توقف سنگسار در اين راستا می تواند می باشد و نشان می دهد که می توان نگرش جديدی بر قوانين مبتنی بر شرع داشت و آن را عوض کرد. مهم است اذعان اين نکته که اکثريت قشر جوان و تحصيل کرده، جمعيت زنان در ايران است اما با شيوه های کنوني، زنان اجازه استفاده از پتانسيل کامل خود برای رسيدن به آرمانهايشان را نمی يابند.



با وجود برخی تحولات مثبت، سياست جنسيتی در ايران موانع جدی پيش روی زنان ميگذارد و اين وضعيت موجب دلسردی بسياری از زنان ايرانی است که از انقلاب اسلامی حمايت کرده بودند. آنها احساس می کنند که وعده های دولت جمهوری اسلامی در مقوله مشارکت زنان در همه عرصه های عمومي، که پروژه مدرنيزاسيون حکومت سلطنتی پيشين بود، نه تنها در هيچ کجا لمس نمی شود بلکه اصولا دولت جمهوری اسلامی در اعطای حقوق شهروندی برابر به زنان هم شکست خورده است. اما ابتکارات زنان برای مقاومت در برابر تجاوز به حقوق خود به شدت باقی مانده است . اين گزارشگر ويژه توصيه های زير را برای جمهوری اسلامی ايران دارد: ”حذف خشونت عليه زنان را به عنوان اولويت موضوع و برنامه های سياست عمومی خود بدانند و به منظور جلوگيری از خشونت و تحقق اين اولويت در ابتدا تمام اعمالگران خشونت عليه زنان را مجازات کنند، خواه اين اعمالگران وابسته به دولت باشند خواه بطور فردی و خصوصی دست به اعمال خشونت عليه زن بزنند.“ توصيه می شود که دولت :



* امکانات حفاظتی موثر برای زنانی که در معرض خشونت قرار می گيرند، فراهم کند با تضمين اين که آنها را قادر به دسترسی به پليس ، تامين مسکن جايگزين و دسترسی به مراقبت های پزشکی بنمايد.



* ايجاد و حمايت از پناهگاه ها برای زنانی که خشونت را تجربه می کنند و اطمينان حاصل شود که زنان قادر به دسترسی به اطلاعات مورد نياز در مورد اين پناهگاهها از طريق پليس، کارکنان قضايی و هيات های پزشکی و همچنين سازمانهای غير دولتی زنان هستند.



* پژوهش و تحقيقات گسترده در خصوص رفتارهای خشونت آميز عليه زنان و جمع آوری اطلاعات مربوط به شيوع آن.



* تحقيقات کامل در خصوص خودکشی در زنان و ارتباط آن به اشکال گوناگون خشونت عليه زنان، طرح اقدامات پيشگيرانه و حفاظتی در راستای اين دسته از خودکشی ها، و جلوگيری از رشد تعصب و سوء رفتار در افکار عمومی در خصوص کسانيکه از خودکشی جان سالم به در می برند و يا در مورد خانواده آنها.



* مطمئن شويد که تمام نهادها و افراد درگير در فعاليت های اجرايی اعم از دولتی و خصوصی در قبال قانون پاسخگو هستند و دولت است که به حقوق بشر و آزادی های اساسی ايجاد شده در اسناد بين المللی حقوق بشر احترام می گذارد.



* قويا توصيه به منع شکنجه می شود، و نيز به بررسی کامل و علنی همه ادعاهای قربانيان شکنجه، بعنوان مثال در مورد پرونده زهرا کاظمي، عاملان شکنجه می بايست پاسخگو باشند و اطمينان حاصل شود از اينکه قربانيان شکنجه يا بازماندگان آنها غرامت و خدمات توانبخشی دريافت نموده اند.



* تحقيق علنی در خصوص تمام اتهامات مبنی بر بازداشتهای خودسرانه و اطمينان از اينکه قربانيان بازداشتهای خودسرانه غرامت دريافت کرده اند.



* تقويت ظرفيت مراکز امور مشارکت زنان (از لحاظ مالی و سياسی) برای توسعه خط مشی ها و پروژه ها در خصوص جلوگيری از خشونت عليه زنان، حمايت از پژوهش در زمينه علل و عواقب خشونت عليه زنان، از جمله خودکشي، و دريافت مستمر و موثر مشاوره برای تعيين سياستهای دولتی در جهت اقدام در مورد خشونت عليه زنان. در گزارشهای ديگر اين سازمان در مورد ايران نيز توصيه فراوان می شود به تدابير، قوانين و سياست های دولتی به منظور مقابله با معضل خشونت عليه زنان در ايران.



متن بالا ترجمه مقاله ای است از وبسايت CEDAW-IRAN.ORG

ترجمه تارا نيازی


13 تير 1389    10:50
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.انعکاس کمپين نجات سکنيه محمدی آشتيانی از سنگسار در روزنامه گاردين

خودنويس



گاردين -يک زن ۴۳ ساله ايرانی به جرم روابط نامشروع به سنگسار محکوم شده و اين حکم زمانی متوقف خواهد شد که فرزندان وی با استمداد از نهادهای حقوق بشر درجهان به مقامات ايرانی فشار برای تعليق حکم فشار بياورند.



سکينه محمدی آشتيانی درماه مه ۲۰۰۶ به داشتن روابط نامشروع محکوم شد. اين اتفاق درکشوری مي‌افتد که تنها درسال گذشته ۱۰۰نفر را اعدام کرده است. سکينه قبلا مجازات ۹۹ ضربه شلاق را متحمل شده ولی دادگاهی درتبريز پرونده وی را مجددا به جرم قتل شوهرش گشوده است. وی ابتدا تبرئه شد ولی مجددا به جرم زنا به مرگ محکوم گرديد. سجاد ۲۲ ساله و فريده ۱۷ ساله فرزندان وی به گاردين گفتند مادر آنها به خاطر جرمی که مرتکب نشده محکوم شده است. سجاد حکم صادره برای مادرش را وحشيانه خواند.



بر طبق قوانين شريعت در ايران زن محکوم به سنگسار تا گردن درخاک مدفون مي‌شود. البته مردان تا کمر درخاک دفن مي‌شوند و بعد مردم به طرف آنها سنگ پرتاب مي‌کنند. اگر محکوم بتواند خود را از چاله حفر شده رهايی بخشد حکم باطل می گردد. امشب تظاهرکنندگان درمقابل سفارت ايران درلندن تجمع کردند و خواستار آزادی سکينه شدند.


13 تير 1389    05:54
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.اجرای حکم قطع دست در ملاير

دانشجو نيوز

دست يکی از زندانيان عادی براساس حكم دادگاه، در زندان ملاير قطع شد.



سايت حقوق بشر ايران بر اساس گزارش روزنامه ی کيهان می نويسد: اين فرد به اتهام سرقت دستگير شده بود وبراساس حكم مرجع قضايي، به قطع دست محكوم شد.



حكم صادره با حضور مسئولان قضايى ملاير و نمايندگان اجراى احكام دادگسترى استان همدان، به اجرا درآمد.



گفتنی است قطع عضو يکی ديگر از مجازاتهای وحشيانه ای است که حکومت ايران برای ايجاد وحشت در جامعه اجرا ميکند.



هرانا




13 تير 1389    03:58
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.احمدی نژاد بعد از تجليل از کورش:به بدخواهان مي‌گويم سر جايتان بنشينيد و اگر روي‌تان را زياد كنيد به شما سيلی خواهيم زد كه راه خانه‌تان را گم كنيد



جـــرس: درحاليکه بر اثر اقدامات دولت محمود احمدی نژاد، پاسارگاد و آرامگاه کوروش هخامنشی در حال تخريب و فرسايش تدريجی می باشد، وی طی سخنانی مدعی شد "كوروش عليه فساد قيام كرد و تمدن ايجاد نمود و وقتی مردم کشور فاسد بابل از كوروش كمك خواستند، وی بابل را بدون جنگ فتح و يك عظمت تاريخی ايجاد کرد."





به گزارش ايسنا، احمدی نژاد صبح روز شنبه دوازده تيرماه، طی سخنانی در مراسم گراميداشت روز صنعت و معدن، در جمع گروهی از صنعتکاران کشور، به تحريم‌های بين المللی عليه جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت "مي‌بينيد تا تقی به توقی مي‌خورد، مي‌گويند تحريم مي‌كنيم، به آنها مي‌گويم كه فكر نكنيد با حرف زدن، كاغذ نوشتن و امضاء كردن پای كاغذ‌ها مي‌توانيد جلوی حركت ما را بگيريد."





محمود احمدی نژاد بدون اشاره به ورشکستگی و تعطيلی بسياری از واحدهای توليدی و صنعتی کشور گفت: "يكی از آرزوهای تاريخی ملت ايران اين است كه صنعت ما به عنوان يكی از اركان پيشرفت كشورمان در نقاط مختلف جهان حضور داشته باشد و مردم نقاط مختلف جهان با استقبال و علاقه از محصولات ايران استفاده كنند."





رييس‌ دولت دهم در بخش ديگری از صحبت‌های خود گفت: ما به دنبال استيلا بر جهان نيستيم، هدف از ديپلماسی نيز، مسلط شدن ما بر ملت‌ها و تضييع حقوق ملت‌ها نيست. من چندی پيش با سفرا و ديپلمات‌های كشورمان جلسه داشتم و در آن جلسه تاكيد كردم هدف ما از ديپلماسی مسلط شدن بر ملت‌ها و تضييع حقوق ملت‌ها نيست.



امروز ما فقط خودمان نيستيم و در طول تاريخ هيچ گاه فقط خودمان نبوديم. در طول تاريخ ايران در عرصه‌ جهانی نقش بسيار تعيين كننده‌ای داشته، ٢۵۰۰ سال قبل حكومت مادها كه دچار فساد شده بودند، سقوط كرد و كوروش قيام و يك تمدن ايجاد كرد. از طرف ديگر بابل‌ها كه ضد انسانی بودند، مردم آن از كوروش كمك خواستند و كوروش برای كمك به آن‌ها حركت كرد و بابل را بدون جنگ فتح كرد و يك امپراطوری بزرگ را بدون جنگ و با تدبير و كار فرهنگی و انسانی فتح و مردم آن منطقه را با خود همراه كرد و اين يك عظمت تاريخی است."





گفتنی است احمدی نژاد در حالی مطالب فوق را تاکيد و ادعا می کند که آب گيری سد «سيوند»، که عليرغم کمپين ها و خواستهای جهاني، چند سال پيش توسط دولت احمدی نژاد انجام پذيرفته، بخش عمده ای از محوطه پاسارگاد و تنگه بلاغی که راه شاهی معروف دوره ی هخامنشی بوده و پاسارگاد را به تخت جمشيد متصل می کند را، تدريجا تخريب خواهد کرد.





احمدی نژاد همچنين ادامه داد "کوروش فرمانی نيز صادر كرد كه در ‌آن دو حكم وجود داشت از جمله اين‌كه در سراسر بابل برده‌داری ممنوع شود البته از قبل در ايران ممنوع بود و در تاريخ ثبت نشده كه در ايران برده‌داری بوده است، ولی شما مي‌بينيد كه تا صد الی صد و پنجاه سال قبل در دنيا برده‌داری بوده است. در آمريكا با جنگ، برده‌داری از بين رفت، البته آن هم به خاطر برده‌ها. يكی ديگر از احكام اين دستور اين بود كه در سراسر بابل اديان الهی آزاد هستند كه عبادت كنند. در همين اروپای مدعی تمدن آيا در حال حاضر اديان الهی آزاد هستند. مي‌بينيم كه دستور مي‌دهند مناره مساجد را خراب كنند. "



احمدی نژاد ادامه داد گفت كه اين سخنان به اين معنا نيست كه تمام كارهای پادشاهان خوب بوده است، مثلا در دوران قاجار و پهلوی پادشاهان آ‌ن تمام داشته‌های ما را بر باد دادند؛ اما ايران در زمان صفوی بسيار بزرگ بوده و مي‌بينيد كه به چه ميزان ساختمان‌ها ساخته شده و ميراث فرهنگی از آن دوران باقی مانده و اين‌كه چگونه ايران به آن وسعت را مديريت مي‌كردند."





رئيس دولت دهم در خاتمه گفت ايران هيچ وقت لشگركشی نكرده است، ولی من اينجا خطاب به بدخواهان مي‌گويم كه سر جايتان بنشينيد و اگر روي‌تان را زياد كنيد به شما سيلی خواهيم زد كه راه خانه‌تان را گم كنيد.








13 تير 1389    03:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير. بيش از ۲۵ درصد بيکاران کشور دارای تحصيلات عالی هستند



کلمه



براساس گزارش سالنامه آماری ۱۳۸۷ که از سوی مرکز آمار ايران انتشار يافته است ۹۶٫۸ درصد از بيکاران کشور باسواد هستند در حاليکه اين ميزان برای شاغلان ۸۷٫۳ درصد است.



به گزارش کلمه به نقل از خبرگزاری ايرنا، براساس آمارهای اعلام شده در سال ياد شده ۳۷۳ هزار و ۵۱۳ نفر از بيکاران کشور دارای تحصيلات عالی بودند که ۴۵٫۲ درصد آن را مردان و ۵۴٫۸ درصد را زنان به خود اختصاص داده بودند.



بررسی سال‌های گذشته نشان می دهد در سال ۸۰ نسبت شاغلان تحصيلکرده به بيکاران ۱۰٫۷ به ۱۰٫۳ درصد بود. اين ميزان در سال ۸۳ روند معکوس يافت و درصد بيکاران با تحصيلات عالی در مقابل شاغلان به همين ميزان تحصيلات به ۲۱٫۸ در مقابل ۱۲٫۱ درصد رسيد.



روند افزايش درصد تعداد بيکاران با تحصيلات عالی در سالهای ۸۵ و ۸۶ ادامه داشت و به ۲۰٫۹ و ۲۳٫۴ درصد درمقابل ۱۴٫۱ و ۱۴٫۴ درصد رسيد. افزايش تحصيلات عالی در کشور بيش از آنکه خود را در ميان شاغلان نشان دهد انعکاس بيشتری در ميان بيکاران کشور داشته بطوری که به همراه افزايش ميزان تحصيلات همواره بر تعداد آنها در ميان جويندگان کار افزوده شده است.



کارشناسان معتقدند شکی نيست آموزش های عالی بايد پاسخگوی نيازهای بازار کار کشور باشد و در صورتی که فقط افراد تحصيلکرده به جمعيت بيکار کشور افزوده شوند نه تنها باری از مشکلات برنخواهند داشت بلکه زمينه بروز مشکلات ديگری را ايجاد خواهند کرد. برخی نارسايی های بازار کار حتی منجر به اين می شود که بسياری از شاغلان برای دستيابی به شغل و درآمد حاضر هستند بدون درنظر گرفتن مدارک دانشگاهی به استخدام درآيند.



”محمد استادحسن“ مدير کارخانه زمرديان گفت: بسياری از کارجويان با دارا بودن مدارک دانشگاهی برای استخدام بعنوان کارگر در کارخانه مراجعه می کنند که اين نشان از بيکاری دارندگان مدارک تحصيلی دانشگاهی دارد.



وی افزود: اين کارشناسان می گويند در بسياری از کشورهای توسعه يافته که زمينه کار و فعاليت در آنها گسترده است، افراد پس از گذران دوره های کوتاه مدت می توانند جذب بازار کار شوند، ضمن آنکه ادامه تحصيل فقط برای افرادی است که بطور واقعی علاقمند به آموزش عالی هستند. در اين کشورها بخش های مختلف اقتصادی با دانشگاه پيوندی عميق دارند و هرکدام برطرف کننده نياز ديگری است.



افراد براساس نيازهای تعيين شده در دانشگاههای آن کشورها حذب می شوند. فعالان بازار کار اعتقاد دارند موضوع يادشده در ايران مصداق ندارد و دانش آموزان پس از پايان دوره متوسطه به دليل آنکه چهار سال ديرتر وارد بازار کار شوند و شايد با تحصيلات بهتر شانس بيشتری در استخدام داشته باشند و مهمتر از همه هنوز تحصيلات دانشگاهی در ايران دارای ارج و قرب خاص است به تحصيل در دانشگاههای کشور روی می آورند.



بسياری از کارشناسان اجتماعی معتقدند بازار کار خود دانشگاهی ديگر است و افراد در اين بازار است که چگونگی مهارت کار را می آموزند. برخی از کارشناسان معتقدند، در صورتی که زمينه اشتغال بطور وسيع در بازار کار مهيا بود افراد ترجيح می دادند سريعتر جذب بازار کار و توليد درآمد برای خود شوند. براساس برآوردهای مرکز آمار ايران هم اکنون حدود سه ميليون نفر در کشور بيکار هستند و درصورتی که جمعيت دانشگاهی که برای فرار از بيکاری به دانشگاهها روی آورده اند را به آن اضافه کنيم بطور يقين تعداد بيکاران بيش از اين ميزان خواهد بود.



آمارهای اعلام شده در خصوص زنان چشمگيرتر از مردان است به طوری که از ميان تعداد بيکاران با تحصيلات عالی ۵۴٫۸ درصد متعلق به زنان و ۴۸٫۲ درصد را مردان به خود اختصاص داده بودند. در حاليکه ورودی های دانشگاههای کشور بيش از ۶۰ درصد را زنان به خود اختصاص داده اند اما شرايط بازار کار به گونه ای تنظيم شده که برای مردان مهياتر از زنان است.



با توجه به اينکه در سالهای آتی با ورود زنان در مقياس بيشتر از مردان به بازار کار کشور مواجه خواهيم شد بنابراين بازار کار کشور بايد خود را به گونه ای تنظيم کند که بتواند پاسخگوی نيازهای شغلی زنان هم باشد. دست اندرکاران بازار کار می گويند معضلات و مشکلات بازار کار کشور اندک نيست و از نارسايی های متعددی رنج می برد لذا يکی از اين مشکلات عدم جذب فارغ التحصيلان دانشگاهی است که در صورت ادامه اين روند در آينده با خيل عظيم جمعيت بيکار دارای تحصيلات عالی مواجه خواهيم شد.




13 تير 1389    03:55
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13تير.ششمين هفته‌ی آتش‌سوزی در نفت‌شهر

راديو آلمان

چاه آتش‌گرفته در نفت‌شهرپنج هفته از آغاز اتش سوزی در چاه شماره ۲۴ نفت‌شهر گذشت. به رغم کمبود امکانات و برخی ناکامي‌ها، مسئولان وزارت نفت ابراز اميدواری مي‌کنند مهار آتش تا چند روز آينده با موفقيت به پايان برسد.



تلاش برای مهار آتش چاه نفتی که در ۱۰۰ کيلومتری شمال غربی ايلام دچار حريق شده وارد ششمين هفته شد. شعله‌های آتش چاه شماره ۲۴ از هشتم خرداد ماه که فوران کرد به دکل حفاری و تاسيسات جانبی نيز سرايت کردند و کار مهارکنندگان و متخصصان وزارت نفت را دشوارتر از پيش ساختند.



انتقاد به شيوه خبررسانی وزارت نفت



در هفته‌هايی که از آغاز اين آتش‌سوزی مي‌گذرد شيوه خبررسانی وزارت نفت در مورد اين واقعه با انتقادهای فراوانی روبرو بوده است. گزارش‌های رسمی اغلب خبر از شروع عملياتی داده‌اند که قرار بوده مهار حريق را به دنبال داشته باشد، اما از نتيجه‌ی عمليات اطلاعات دقيقی منتشر نمي‌شود.



به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی نفت و انرژی (شانا)، کارشناسان وزارت نفت از آغاز عمليات خود شيوه‌های مختلفی را برای مهار فوران نفت و آتش ازموده‌اند. اين خبرگزاری روز چهارشنبه نهم تيرماه خبر از شروع عملياتی داد که به نوشته‌ی اين خبرگزاری "شيوه‌ای مخصوص به کارشناسان ايرانی" است. اين عمليات «حمله مستقيم به آتش برای کشتن چاه از سطح» توصيف شده. ظاهرا به دليل فروريختن بيش از ۳۰۰ تن سازه‌های فلزی تاسيسات و تجهيزات در دهانه‌ی چاه نفت، اجرای موفقيت‌آميز اين عمليات ميسر نشده است.



ناکامی عمليات اول



در حالی که وزارت نفت در مورد سرانجام عمليات چهارشنبه خبری منتشر نکرده، خبرگزاری ايلنا در گزارش ويژه‌ای که عصر شنبه، ۱۲ تيرماه، انتشار يافت عمليات ياد شده را "ناموفق" خواند و از شروع عمليات جديدی برای مهار چاه شماره ۲۴ خبر داد. بنابر اين گزارش در عمليات اول آتش برای ۱۵ دقيقه مهار شده بود. مسئولان وزارت نفت از عمليات ديگری در روز پنجشنبه خبر داده‌اند.



بهرام تيموري، فرماندار قصرشيرين روز شنبه به خبرنگاران گفت «تمام امکانات محلی و شهرستان‌های مجاور برای کمک به مهارگران چاه بسيج شده است.» او مي‌گويد «مهم‌ترين نياز عمليات مهار چاه تامين آب آتش‌نشانی است که با توجه به فصل خشک سال و از سوی ديگر افزايش مصرف در منطقه با هماهنگی و شناسايی منابع آب، اولويت با تامين آب عمليات مهار چاه است و برای اين منظور از تمام ظرفيت‌ها و منابع آبی موجود در منطقه استفاده مي‌شود.»



وجود مين‌های دوران جنگ



منطقه‌ای که آتش سوزی از شش هفته پيش در آن ادامه دارد يکی از محروم‌ترين مناطق ايران محسوب مي‌شود. منابع خبری از قول فرماندار قصر شيرين گزارش مي‌دهند «وقوع اين حادثه باعث شده است تا برای محروميت‌زدايی از منطقه و به طور کلی نقاط مرزی تمرکز و توجه بيشتری صورت بگيرد.»



در بسياری از شهرها و روستاهای ايلام هنوز مين‌های باقي‌مانده از جنگ ايران و عراق به طور کامل پاکسازی نشده است. فرماندار قصر شيرين در مورد اين مين‌ها مي‌گويد «از آنجا که در عمليات مين‌روبی تا ۸۵ درصد پاکسازی مي‌شود و با توجه به موقعيت چاه حادثه ديده بازهم گلوله‌های عمل نکرده و انواع مين در منطقه وجود دارد.»



روابط عمومی شرکت نفت مناطق مرکزی که مسئوليت هماهنگی عمليات مهار چاه نفت را بر عهده دارد هفتم تيرماه خبر از پاکسازی ۲۵۰ هزار مترمربع از محوطه اطراف چاه ۲۴ و مسيرهای مورد نياز گروه‌های عملياتی از مين و گلوله‌های باقيمانده از دوران جنگ داده‌اند.



عدم تامين کامل تجهيزات



مديرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی ايران، مهدی فکور، روز جمعه در مورد تلاشی که نهم تيرماه برای مهار چاه اغاز شد گفته است «در اين عمليات با تزريق دو هزار بشکه گل حفاري، مرحله اول حمله انجام و از نتايج به دست آمده از اين عمليات، مرحله دوم مهار چاه طراحی شد.» او به ناموفق بودن اين عمليات اشاره‌ای نکرده است.



به گزارش خبرگزاری شانا مهدی فکور گفته است «روز پنجشنبه (۱۰ تير) نيز مرحله دوم بر اساس نتايج اولين حمله به چاه ۲۴ نفت شهر آغاز شد و در اين مرحله با تزريق ۴ هزار بشکه آب، نتايج جديدی به دست آمد که بر اساس آن تغييراتی در محاسبات و تجهيزات لازم انجام و مرحله سوم عمليات کشتن چاه از سطح انجام مي‌شود.» او مي‌افزايد «در صورت تامين کامل تجهيزات لازم، عصر جمعه مرحله بعدی اين عمليات انجام مي‌شود.» گرچه وزارت نفت در مورد به تعويق افتادن اين عمليات گزارشی منتشر نکرده خبرهای منتشر شده اين تاخير را تاييد مي‌کنند.



"آمادگی سپاه برای مهار نشت نفت در خليج مکزيک"



مدير عامل شرکت نفت مناطق مرکزی در سخنان روز جمعه تلويحا وجود اشتباهاتی در محاسبات پيشين برای مهار چاه ۲۴ را تاييد کرده است. خبرگزاری شانا روز جمعه از قول فکور نوشت «با انجام تغييرات جزئی در محاسبات صورت گرفته، چاه در روزهای آتی به صورت کامل در کنترل مهارگران قرار مي‌گيرد.»



کارشناسان وزارت نفت پيش از انقلاب تجربه‌های وسيعی در مهار فوران و آتش چاه‌های نفت و گاز به دست آورده بودند و از همکاری فنی متخصصان خارجی نيز بهره‌مند بودند. پس از انقلاب اين همکاري‌ها به شدت کاهش يافت اما دوران جنگ با عراق، زمينه‌ی کسب تجربه‌های تازه‌ای را فراهم کرد. برخی از کارشناسان معتقدند امکانات ايران با جديدترين استانداردهای مهار حريق در جهان فاصله دارد. به رغم اين، رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبيا سپاه پاسداران، در همان روزهايی که چاه ۲۴ در آتش مي‌سوخت مدعی شد اگر آمريکا و بريتانيا رسما درخواست کنند اين قرارگاه آمادگی و توانايی مهار نشت نفت در خليج مکزيک را خواهد داشت.






13 تير 1389    03:51
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



16 تیر 1389    11:25
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد