www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 11 تير/

11تير :بالا گرفتن اعتراضات کارگری در ايران:حداقل حقوق کارگران "برابر" با يک سوم خط فقر

11تير :ويدويى جديد از سى ام خرداد1388

11تير :رئيس بند 3 زندان گوهردشت کرج در جريان قتل عام زندانيان سياسی در دهۀ 60 فعالانه شرکت داشته است

11تير :زندگی سخت کارگران ايران در سايه رکود اقتصادی

11تير :اعتراضات گسترده در ايتاليا توسط بزرگترين اتحاديه کارگری

11تير :قطع برق هم تکذيب مي‌شود:کم تعداد نيستند مناطقی در ايران که بيش از ۷۰ بار با قطع برق مواجه شده‌اند.

11تير :فقر دانش حفاری حادثه نفت شهر را آفريد

11تير.جلايی پوردر توصيف رژيم متبوعش:ما فقط «ظلم مضاعف» می بينيم/واقعاً من با همه پوست و گوشت خود فهميدم که ما خس و خاشاکيم/دام ها در دامداری وضع بهتری دارند/نه قانون،نه شرع، نه حتی سنت جوانمردی...

11تير.حسن خمينی در شرايط اوج گيری تملق گويی از خامنه ای:جامعه گرفتار چاپلوسان، مسير انحطاط را با شتاب طی مي‌کند

11تير.گزارشی يک روانشناس زندانی ازجنايتهای اردوگاه مرگ کهريزک

11تير.گزارشی از سپاه انصارالمهدی و نقش آنها در حمله به رهبران اصلاح طلب

11تير. بازجويان وزارت اطلاعات قصد دستگيری مجدد بابک ساران را دارند

11تير.اخباری از اسيران رژيم و خانواده های آنها:وخامت حال جسمی در بی مداوايي، ممنوعيت ملاقات،ممنوعيت از حقوق اوليه

11تير.بروجردی: به موسوی گفتم محبوبيت جمهوری اسلامی از 80درصد قبل از انتخابات به 27درصد کاهش يافت

11تير.پارلمان آلمان خواستار پايان محاصره‌ی غزه شد

11تير.«جای خالی آمرين فجايع کهريزک؛ پرونده ای ملی با متهمانی بی نام»

11تير.تعداد زندانيان قائمشهر دو برابر ظرفيت زندان است

11تير.تسلط تدريجی سپاه بر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

11تير. 300 هزار معتاد بي‌بضاعت در حال تبديل شدن به معتادان خيابانى هستند

11تير.بازخوانی تهاجمات شعبان بي‌مخ ها به کروبی /حمله‌کنندگان جيره‌خوار و حقوق‌بگيرند

11تير: 1+5 برای بررسی مسأله هسته‌ای ايران تشكيل جلسه مي‌دهد

11تير.پناهجوی ايرانی در 46-امين روز اعتصاب غذای خود در هلند به دادگاه ميرود



11تير :بالا گرفتن اعتراضات کارگری در ايران:حداقل حقوق کارگران "برابر" با يک سوم خط فقر

جرس:مژگان مدرس علوم: عدم امنيت شغلی و بيمه بيکاري، تعطيلی کارخانه ها و واحدهای صنعتی-خدماتي، عدم پرداخت حقوق های معوقه، ناکافی بودن دستمزدها با بحران اقتصادی و تورم، قراردادهای موقت، ممانعت از شکل گيری تشکل های صنفی کارگران و مانع تراشی در جهت فعاليت تشکل های مذکور از سوی دولت، سرکوب اعتراضات کارگری و صنفي، بازداشت و تهديد کارگران معترض از جمله موضوعاتی هستند که در کنار اعتراضات سياسی به مهمترين چالش های داخلی کشور بدل شده است. بويژه وضعيت کارگران بعد از ناآرامی های اعلام نتايج رياست جمهوری سال گذشته علی رغم بيانيه ها و اقدامات اتحاديه های کارگری بسيار دشوار شده است.





در همين زمينه حدود يکصد تن از کارگران پالايشگاه آبادان در اعتراض به بيکاريِ خود توسط مقامات مسئول ، در مقابل درب پالايشگاه دست به تجمع کردند که با ورود نيروی انتظامی در محل تجمع، دو نفر از کارگران که در حال فيلم گرفتن با موبايل خود از تجمع بودند، توسط چند لباس شخصی و با ضرب و شتم دستگير و به مکان نامعلومی برده شدند.







همچنين حدود سيصد نفر از مجموع چهارصد و پنجاه تن کارگر کارخانه پارس‌متال تهران در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه و اخراج خود در مقابل دفتر رياست‌جمهوری تجمع کردند. اين در حالی است که تاکنون هيچ مرجعی از سوی دولت حاضر به گفتگو با معترضين و شنيدن مطالبات به حق آنان نشده است و تنها واکنش به اين اعتراضات صنفي، سرکوب و تهديد به اخراج و زندان بوده است.







قابل ذکر است که حداقل صد و پنجاه کارگر قراردادی با سابقه بالای دوازده سال درکارخانه پارس‌متال مشغول به کار هستند، کارفرما در اطلاعيه‌ای از کارگران قراردادی خواسته است تا هرچه زودتر برای تسويه‌حساب خود اقدام کنند.







بنا به گزارشات رسيده درسه ماه ابتدای سال جاري، به دليل کاهش قدرت خريد مردم، از ميزان توليدات بسياری از کارخانه‌ها کاسته و در نتيجه کارگران بسياری بيکار شده‌اند.







بيکاری وتورم عامل "اصلی" اعتراضات کارگری







ناظران بر اين باورند که با توجه به جوان بودن جمعيت کشور هر روزه تعداد قابل توجهی از جوانان آماده بنا به اقتضای سن و مشکلات معيشتی جويای کار هستند اين در حالی است که بيکاری و عدم پرداخت حقوق از مهمترين دلايل اعتراض کارگران طی ماههای اخير بوده است.







همچنين در حاليکه بحران اقتصادی و رشد بيکاری در کشور خطر جدی برای قشر کم درآمد محسوب می شود، کارکنان شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه هم تحت فشار قرار گرفته اند که بايد به بازخريد شدن "تن" در دهند.







سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه، اتحاديه آزاد کارگران ايران، هيئت بازگشايی سنديکای کارگران فلز کار مکانيک و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه در نامه ای به کنگره کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری اعلام کردند که دولت ايران به هيچ يک از مقاوله نامه های بين‌المللی و حقوق بنيادی کارگران پايبند نبوده و در سال گذشته حمله به معدود تشکل های موجود کارگری در ايران را تشديد کرده و برخی از فعالان کارگری بازداشت کرده است.







گفتنی است، در راستای طرح به اصطلاح خصوصی سازي، اتوبوس هايی که با امکانات ملی خريداری شده است ، و خطوط جديد اتوبوسرانی را به سپاه پاسداران واگذار شده و سپاه پاسداران از مدتی پيش راننده های جديد آن را استخدام کرده و همزمان اقدام به اخراج کارکنان تحت عنوان بازخريد کرده اند.







برخورد با تشکل های کارگری"غير"وابسته به دولت







بر اساس مقاوله نامه های سازمان بين المللی کار، آی ال او، که ايران آنها را امضا کرده است، کارگران و کارفرمايان حق دارند که تشکل های خود را به انتخاب خود و بدون کسب اجازۀ قبلی ايجاد کنند يا به چنين تشکل هايی بپيوندند و تشکل های کارگران و کارفرمايان مشمول انحلال يا تعليق از جانب مقام های دولتی نخواهند بود.







کميته آزادی تشکل سازمان بين المللی کار در گزارش مربوط به ايران از دولت ايران خواسته است تا تضمين دهد که اعضای تشکل های کارگری تحت فشار قرار نخواهند گرفت و خواستار "آزادی" فعالان کارگری شده است.







گفتنی است، بر اساس ماده 131 قانون کار، کارگران مشمول قانون کار می توانند با رعايت مقررات قانونی و آئين نامه مربوط مبادرت به "تشکيل" انجمن صنفی کنند.







اخراج و عدم امنيت شغلي، تعطيلی کارخانه ها و واحدهای توليدي، عدم پرداخت به موقع دستمزدها، رشد نرخ بيکاري، کاهش توليد در کارخانه ها و واحدهای توليدي، عدم تشکل های مستقل کارگری به دليل ممانعت دولت، برخورد و سرکوب اعتراضات صنفی و انبوهی از مطالبات تحقق نيافته از جمله مشکلاتی هستند که جامعه کارگری ايران با آن مواجه بوده و به علت غرض ورزی های سياسی مانع از يک بررسی دقيق و همه جانبه شده است.







اين در حالی است که نرخ تورم 28 درصدی و نرخ بيکاری 42 درصدی و واردات 12 ميليارد دلاری سبب گرديده که واحدهای توليدی و خدماتی تعطيل و کارگران آن ها اخراج شوند همين امر سبب گسترده شدن موج اعتراضات کارگری طی ماههای اخير شده است که خواهان حمايث اجتماعی از سوی دولت شده و برای تامين حداقل های حقوق خود دست به تجمع و تحصن زده اند.



حداقل حقوق کارگران "برابر" با يک سوم خط فقر







يکی از مطالبات جدی کارگران تامين مايحتاج زندگی و مشکل مسکن به عنوان ضروری ترين هزينه در سبد هزينه خانوار های کارگران می باشد. از ديگر خواسته های کارگران ايجاد تشکل های مستقل کارگری می باشد تا از طريق اين تشکل ها مشکلات و خواسته های خود رامطرح کرده و به گوش مسئولين برسانند چراکه تشکل های کارگری وابسته به دولت از جمله شورای اسلامی کار و خانه کارگر در راستای اهداف دولت و کارفرمايان عمل می کنند تا پيگيری مشکلات کارگران. بطوريکه خانه کارگر هنوز نتوانسته در خصوص افزايش دستمزد حداقلی کارگران کاری از پيش ببرد اين در حالی است که آمار و ارقام حداقل حقوق کارگران را يک سوم خط فقر نشان می دهند.







کارگران در بخشی از قطعنامه پايانى روز جهانى كارگر که از سوی کارگران صادر شده است آورده اند: "تبعيض جنسيتی در خصوص حقوق برابر، عدم رعايت اصول ايمنی و بهداشت محيط کار، عدم رعايت ساعت کار، مقاومت در ايجاد و شکل گيری تشکل های صنفی کارگران و مانع تراشی در جهت فعاليت تشکل‌های مذکور و از همه مهمتر کاهش حمايت‌های اجتماعی و سخت‌گيری در اين زمينه از سوی دولت‌ سبب بروز نابرابري‌ها و اعتراض کارگران شده و آن‌ها را برای تامين حداقل‌های حقوق خود به خيابان‌ها آورده است."







بر اساس آمارهای معتبر جهاني، اقتصاد ايران با 54 پله سقوط در ميان 180 کشور جهان مقام 141 را به خود اختصاص داده است و از نظر کسب و کار هم مقام 135 را نصيب خود ساخته است که با اين رتبه به اعتقاد کارشناسان ، ايران دربين کشورهای درحال توسعه هم قرارنمی گيرد بلکه جايگاه آن درميان کشورهای عقب مانده است. از سوی ديگر ايران درشاخص فساد اقتصادی درسال 2008 دررتبه 124 قرارداشت که درسال 2009 به رتبه 144 رسيده است.







به اعتقاد ناطران اقتصادي، واردات بی رويه کالای خارجی خود عامل اصلی انحطاط و ورشکستگی توليد داخلی است که سبب تعطيلی واحدهای صنعتی و توليدي، اخراج های گسترده کارگران شده است.







همچنين بر اساس گزارش های رسيده هشتاد درصد کارگران بصورت قراردادی مشغول به کار هستند و بدين ترتيب فقط بيست درصد از کارگران مشمول ماده 27 قانون کار و دارای قرارداد رسمی می توانند از مزايای قانونی خود برخوردار شوند.







بخش خصوصی بخش دلسوزی است!







در بحران‌های اقتصادي، کارگران اولين گروه آسيب پذير هستند که بايد تاوان عدم حمايت های دولت را بپردازند. با توجه به شرايط بيمار اقتصاد کشور و طرح های "ناکارآمد" و "غيرکارشناسانه" دولت شرايطی را سبب گرديده که کارگران برای طرح مطالبات خود دست به اعتراضات گسترده بزنند.







چندی پيش وزيرکار با بيان اينکه بخش خصوصي، بخش "دلسوزی" است اظهار داشته است: "وزارت کارمسئوليتی درقبال اشتغال ندارد و مشکل بيکاری درکشوربه دليل فقدان مهارت است. من اعتقاد دارم بايد قانون کاراصلاح شود."







اما اينکه قانون به سود و ضرر چه کسی بايد تغيير کند مسئله ای است که بر طبق آمار و شواهد در عمل به نفع کارفرما و به ضرر کارگر تمام می شود.







در همين زمينه ترابی نماينده مجلس می گويد: "با زورکه نمی شود ازکارفرما بخواهی کارگرش را نگه دارد، بايد بخش خصوصی تقويت و حمايت شود. بايد اخراج برعهده کارفرما باشد بدون آنکه مشکل ايجاد کند و شرايط به گونه ای باشد که کارفرما با ميل ورغبت کارگرش را بخواهد."







اين در حالی است که کم درآمدترين قشر جامعه، طبقه کارگری بوده و با سطح دستمزدهای کنونی قادر به تامين حداقل های زندگی خود نيز نيستند و رشد بی سابقه فقر در ابعاد وسيعی هشداردهنده می باشد. و اگر دولت "عدالت" محور احمدی نژاد هر چه سريعتر به بررسی دقيق و کارشناسانه در خصوص رفع مشکلات و معضلات اين قشر زحمت کش و دردمند کارگری بر نيايد تبعات منفی آن در تمامی عرصه های کشور تاثير گذاشته و کشور را با بحرانی غير قابل خروج مواجه خواهد ساخت.




11 تير 1389    18:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير :ويدويى جديد از سى ام خرداد1388

http://www.youtube.com/watch?v=ZOv-Otmowa0
">http://www.youtube.com/watch?v=ZOv-Otmowa0


11 تير 1389    17:29
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير :رئيس بند 3 زندان گوهردشت کرج در جريان قتل عام زندانيان سياسی در دهۀ 60 فعالانه شرکت داشته است

به گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" قطع ارتباطهای تلفنی زندانی سياسی ارژنگ داودی با خانواده اش برای تحت فشار قرار دادن او و خانواده اش بيش از 2 هفته است که ادامه دارد.



زندانی سياسی ارژنگ داودی در طی چند هفته گذشته تحت فشار های غير انسای قرار دارد وارتباط تلفنی او با خانواده اش قطع شده است.پس از اينکه مدت تماس تلفنی زندانيان سياسی با خانواده هايشان به حداقل زمان ممکن رسانده شد.پاسداربندها در يک اقدام بی شرمانه هنگامی که زندانی سياسی قصد تماس با خانواده خود را دارد در کنار او قرار می گيرند و به مکالمات خصوصی زندانيان سياسی بخصوص با همسرانشان گوش فرا می دهند.



زندانی سياسی ارژنگ داودی نسبت به اين عمل پليد و بی شرمانه پاسداربندها اعتراض نمود و خواستار پايان دادن به اين رفتارهای بی شرمانه و غير انسانی آنها شد.پاسداربندها برای تحت فشار قرار دادن آقای داودی او را از تماس با خانواده اش محروم کرده اند. او بيش از 2 هفته است که با خانواده اش تماسی نداشته است.



از طرفی در طی روزهای گذشته آب بند 3 زندان گوهردشت کرج بطور مستمر قطع می باشد و زندانيان سياسی در گرمای شديد تابستان و بالا بودند درجه حرارت از نبود آب مصرفی و بخصوص آب نوشيدنی در رنج شديد بسر می برند.اين مسئله باعث شده است که مشکلات حادی برای استفاده از سرويسهای بهداشتی و استحمام زندانيان ايجاد کند.



خانواده های زندانيان سياسی وقتی که برای ملاقات با عزيزانشان به سالن ملاقات زندان مراجعه می کنند. سالن ملاقات فاقد هرگونه امکانات اوليه می باشد.در طی مدتی که خانواده های زندانيان سياسی با عزيزانشان ملاقات می کنند از آوردن آب به سالن ملاقات منع می شوند و سالن ملاقات فاقد امکانات آب نوشيدنی است. سرويسهای بهداشتی سالن ملاقات غير قابل استفاده می باشد.خانواده ها گاها با بازديدهای بدنی توهين آميز و غير معمول مواجه هستند.



زندانيان سياسی که در حال حاضر در بند 3 زندان گوهردشت در اسارت بسر می برند عبارتند از؛ ارژنگ داودي،منصور اسالو، ،منصور رادپور، ،مسعود باستاني،عليرضا کرمی خير آبادي،بهنام فيدج، مصطفی اسکندري، احمد زيد آبادی مهدی محموديان،رضا رفيعی و حشمت الله طبرزدی می باشند.



رئيس بند 3 فردی است به نام گرامی که از جمله کسانی می باشد که در جريان قتل عام زندانيان سياسی در دهۀ 60 و بخصوص سال 1367در اين زندان فعالانه شرکت داشته است و با افتخار از قتل عام زندانيان سياسی آن دوران ياد می کند. اين فرد در حال حاضر از قرصهای روان گردان استفاده می کند و به مواد مخدر معتاد می باشد رفتارهای غير انسانی با زندانيان سياسی دارد و دائم دنبال بهانه جويی است.همچنين يکی از پاسداربند های اين بند به نام نادری از جمله کسانی بود که در جريان قتل عام زندانيان سياسی در سال 67 خود چهار پايه را از زير پای زندانيان سياسی می کشيده است و اين کار را از افتخارات خود می داند.پاسدار بند نادری می گويد سعی می کرده است که در کشيدن چهار پايه هنگام اعدام زندانيان سياسی در سال 67 از ديگر پاسدارها کوی سبقت را بگيرد او نسبت به ديگر پاسداران بيشترين چهار پايه ها را کشيده است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،تشديد فشارها و محدوديتهای غير انسانی عليه زندانيان سياسی و خانواده هايشان را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و ساير مراجع بين الملل خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانيان سياسی در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



11 تير 1389 برابر با 02 ژولای 2010



گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:



کميساريای عالی حقوق بشر



کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا



سازمان عفو بين الملل



گزارشگران ويژه دستگيريهای خودسرانه و شکنجه سازمان ملل متحد









http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com



pejvak_zendanyan10@yahoo.com



pejvakzendanyan@gmail.com



Tel.:0031620720193




11 تير 1389    17:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير :زندگی سخت کارگران ايران در سايه رکود اقتصادی

صدای آلمان:رکود اقتصادي، به کاهش بي‌سابقه توليد و فروش کارخانه‌ها و واحدهای توليدی ايران منجر شده است. قربانيان اصلی اين روند، کارگران و مزدبگيرانی هستند که بازخريد، تعديل يا اخراج مي‌شوند. گروه پرشماري، چندين ماه حقوق معوقه دارند.



منابع خبری گزارش مي‌دهند که کارگران پالايشگاه آبادان در اعتراض به بيکاری خود، مقابل در اصلی اين پالايشگاه دست به تجمع زده‌اند. به نقل از سايت "جرس"، دستکم صد کارگر صنعت نفت در اين تجمع حضور داشته‌اند که پس از حضور نيروی انتظامی در محل، متفرق شده‌اند.



جرس" نوشته که کارگران معترض در اقدام بعدي، جلوی در ورودی پالايشگاه دراز کشيده و مسير رفت و آمد را مسدود کردند. در جريان اين اقدام، دو تن از کارگران که در حال فيلمبرداری از صحنه با موبايل خود بودند، توسط چند لباس شخصی دستگير شده‌اند.



به گزارش خبرگزاری "ايلنا" گروهی از کارگران "پارس متال" تهران نيز در روز هفتم تير، دراعتراض به اخراج و عدم پرداخت حقوق خود در برابر دفتر رياست جمهوری در ميدان پاستور گرد‌آمدند. به گفته شاهدان عيني، در اين تجمع دستکم ۳۰۰ کارگر پارس متال شرکت داشته‌اند. اين عده پنج ماه حقوق معوقه دارند و بخشی از آنان که قراردادی هستند، با خطر اخراج و تعديل مواجه‌اند.





به نوشته "ايلنا" تجمع کنندگان از قطع امکانات رفاهي، عدم قبول سفارش جديد و خوابيدن خط توليد از زمستان سال ۸۸ تا کنون خبر داده‌اند. مديرعامل اين کارخانه اما با تاکيد بر پرداخت حقوق و مزايای کارگران تا پايان سال ۸۸ و عدم اخراج آنها، اعلام کرده که کارگران معترض، "با شانتاژ و تحريک عوامل بيرونی به قصد آشوب کشيدن و بحرانی نشان دادن شرايط از ارديبهشت سال ۸۹، دست از کار کشيده‌اند.»





کارخانه پارس متال در جاده مخصوص تهران کرج قرار دارد و توليد آن اتصالات چدنی است که در صنعت آب و فاضلاب کاربرد دارد. شمار کارگران اين کارخانه ۴۵۰ نفر است.





اعتراض به قراردادهای موقت





جمعی از کارگران کارخانه ساپيا نيز از دولت دهم خواسته‌اند به وضع کارگران پيمانی و قراردادی اين گروه صنعتی رسيدگی کند. خبرگزاری "ايلنا" به نقل از کارگران سايپا نوشته که آنها با وجود دستور رييس جمهور برای حذف شرکت‌های پيمانکاری و تبديل قراردادهايشان، هنوز از دريافت کمک‌های نقدی و غيرنقدی محروم‌اند و قراردادهايشان نيز تغيير نکرده است.



شرکت سايپا، بزرگترين شرکت خودروسازی ايران پس از ايران خودرو است. از جمله توليدات سايپا، پرايد، رنو، زانتيا و ريو هستند.

شرکت‌های پيمانکاري، شرکت‌های نوظهوری هستند که به ازای کاريابي، از کارگران پورسانتاژ مي‌گيرند. فعالان کارگری مي‌گويند که کارگران اخراجی و بي‌کار از فرط ناچاری و نياز مالي، به شرايط اين شرکت‌ها تن در مي‌دهند و حتی قراردادهای سفيد و بدون مهلت امضا مي‌کنند.





تشديد فشار بر فعالان کارگری





خسرو بوکاني، فعال کارگری و عضو هيات اجرای کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل‌های کارگری به دو سال زندان محکوم شده است. شعبه اول دادگاه انقلاب اروميه، اين حکم را روز هفتم تيرماه سال ۸۹ به آقای بوکانی ابلاغ کرده است.







کاوه گل‌محمدي، يکی ديگر از فعالان کارگری بوکان نيز توسط دادگاه انقلاب استان کردستان به چهار ماه حبس تعزيری محکوم شده است. کاوه گل‌محمدی هم از اعضای کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل‌های کارگری در کردستان است.







سعيد ترابيان و رضا شهابي، دو فعال سنديکای شرکت واحد نيز همچنان در زندان به‌سر مي‌برند. آقای ترابيان روز ۱۹ خرداد و پس از يورش ماموران امنيتی به منزل خود دستگير شده و تاکنون تماس و ملاقاتی با خانواده‌اش نداشته است. بازداشت رضا شهابی هم در روز ۲۲ خرداد و پس از احضار وی به حراست شرکت واحد انجام گرفته است. اين فعال کارگری تا کنون تنها يک تماس تلفنی کوتاه و کنترل شده با خانواده خود داشته است. فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ايران از وضعيت مبهم آقايان شهابی و ترابيان ابراز نگرانی کرده و احتمال مي‌دهند که اين‌دو در معرض فشارهای جدی برای اعترافات دروغين قرار داشته باشند. سعيد ترابيان، مسئول روابط عمومی و رضا شهابي، مسئول مالی سنديکای واحد هستند.







منصور اسانلو و ابراهيم مددي، رييس هيات مديره سنديکای واحد و معاون وی از چند سال قبل تاکنون به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، در زندان‌های گوهردشت و اوين به سر مي‌برند.


11 تير 1389    20:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير :اعتراضات گسترده در ايتاليا توسط بزرگترين اتحاديه کارگری

بى بى سى:از زمان اعلام تدابير رياضتی در ايتاليا، هزاران نفر از مردم اين کشور هرروز در اعتراضات گسترده شرکت کرده اند. اين گردهمايی های اعتراضی عمدتا توسط بزرگترين اتحاديه کارگری در ايتاليا سازماندهی می شود.



اين اتحاديه از کارمندان وسائل نقليه از جمله قطار و خطوط هوايي، کارمندان اداره پست و ساير اداره های دولتی خواسته است تا دست به اعتصاب بزنند.



با آنکه دولت از پيش اعلام کرده بود که اعمال تدابير رياضتی برای کاهش کسر بودجه کشور ضروری است، اعتراضات به صورت پراکنده ادامه دارد.



در تظاهرات کارمندان شهرداري، صدها شهردار از مناطق مختلف ايتاليا به رم آمدند و با روبان های به رنگ پرچم ايتاليا که روی سينه خود بسته بودند، نهايت نارضايتی خود را از بسته رياضتی دولت ابراز کردند.



رزا جروولينو، شهردار ناپل می گويد تدابير دولت، شهرداری های محلی را نابود می کند.



در سطح شهر هم روحيه بدبينی و نارضايتی در بين مردم حاکم است. مثلا دکتری که در ايستگاه قطار ترمينی منتظر قطار است نگران تاثير کاهش هزينه ها بر آينده کاری اوست و فکر می کند برای پيدا کردن کار بايد به خارج از کشور برود.



به نظر او از اين به بعد فرصت های کاری در بيمارستان های ايتاليا کم می شود.



سيلويو برلوسکونی ، نخست وزير ايتاليا طبق معمول به زندگی چالش انگيز خود ادامه می دهد. او از يک سو می خواهد قوانين مربوط به شنود تلفنی را سخت تر کند و از طرفی ديگر هر طور شده می خواهد برنامه کاهش هنگفت هزينه ها را پيش ببرد.



آقای برلوسکونی می گويد بالا بردن سن بازنشستگي، کاهش حقوق کارمندان دولت و قطع استخدام های جديد و کاهش هزينه استان ها تدابيری است که ايتاليا به آن احتياج دارد. اما کارشناسان اقتصادی مثل جيزپه رگوتزا از دانشگاه لوييز در رم تنها با بخشی از تدابير موافقند.



جيزپه رگوتزا می گويد: "اشکال اين لايحه اين است که به اندازه کافی شامل برنامه های رشد اقتصادی نيست و مشکلات ديرينه اقتصادی را حل نمی کند. همه در اين امر که تدابير رياضتی ضروری است توافق دارند، اما روش اعمال اين تدابير به بهترين شکل ممکن برنامه ريزی نشده است."



در رستوران ها هم حرف از کاهش هزينه هاست. کاهش حقوق، خرج تحصيل و استاندارد زندگی. بسياری از مردم درک می کنند که دولت با چه معضلی مواجه است و می دانند که اين تنها مشکل ايتاليا نيست.



اما بسياری از مردم از جمله صاحب يک پيتزا فروشی که می خواهد نامش فاش نشود، بازهم ابراز نا اميدی می کند . اين افراد معتقدند تدابير مالی بيشترين ضرر را به قشر فقير می زند.



اما شهردارانی که برای شرکت در تظاهرات به رم آمدند می دانند که مسئوليت تمام اين تدابير دولتی متوجه برلوسکونی نيست.



آنها با اين حال می خواهد نارضايتی خود را به طور شفاهی ابراز کنند. اين روش ايتاليايی هاست، با حرف زدن دنيا را عوض می کنند و تنها چيزی هم که کمبودش در اين کشور حس نمی شود کلام است.




11 تير 1389    18:50
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير :قطع برق هم تکذيب مي‌شود:کم تعداد نيستند مناطقی در ايران که بيش از ۷۰ بار با قطع برق مواجه شده‌اند.

خودنويس:در حالی که تنها ۷۰ روز از تاکيد مجدد وزير نيرو در ارتباط با عدم قطع برق واحدهای تجاری و مسکونی در سال ۸۹ گذشته است اما از آن تاريخ تا هفته‌ی اول تير ماه، کم تعداد نيستند مناطقی در ايران که بيش از ۷۰ بار با قطع برق مواجه شده‌اند.



هر چند که مجموعه ی مديريتی دولت احمدی نژاد در وزارت نيرو از سال گذشته بر عدم قطع برق تاکيد داشت اما وزير نيرو مجددا سي‌ام فروردين ماه با اعلام اين که ميزان توليد فعلی برق کشور ۵۵ هزار مگاوات است و ۲۰ درصد از برق اسمی کشور به دليل برخی مشکلات و خرابی ها خارج از مدار بوده تصريح کرد: در پيک تابستان سال جاري، کشور به ۴۱ مگاوات برق نياز دارد که با مديريت وزارت نيرو و همکاری مردم در اصلاح الگوی مصرف هيچ مشکلی در تامين برق کشور نخواهيم داشت.



اما از آن تاريخ کمتر شهر و حتا روستايی در ايران بوده که با قطع برق در طول شبانه روز از ۵ دقيقه تا ۱۰ ساعت مواجه نشود.









جدول خاموشی ها و مديريت جهانی



هر چند که قطع برق در تهران به دليل بازتاب‌های منفی که مي‌تواند در مورد ضعف عملکرد دولت احمدی نژاد داشته باشد کمتر بوده، اما در ساير نقاط ايران و به گواهی خبرگزاري‌های رسمی به يکی از چالش‌های روزمره‌ی مردم تبديل شده است.



بوشهر، خرم آباد، شيراز، رشت، مشهد، کرج و ... از جمله شهرهايی هستند که قطع برق برای ساکنانشان ملموس است.



قطع مداوم برق در اين مناطق باعث شده است که مردم در تماس های مداوم با "اتفاقات برق" سوال کنند که چرا "جدول خاموشي‌ها" را به طور رسمی اعلام نمي‌کنند که حداقل اين خانواده‌ها و يا صاحبان صنايع و تجار، برنامه ريزی های لازم را داشته باشند و دچار ضرر و زيان چند برابری نشوند؟



جدول خاموشی ها هم از صدقه سری مديريت دولتی به دايره لغات مردم از سال ۸۷ اضافه شد که داعيه مديريت جهانی دارد.



وقتی قطع برق در سال ۱۳۸۶ به طور متوالی و حتی در زمستان، خاموشی نيروگاه‌های گاز را به دنبال داشت، در سال ۸۷ جداولی تحت عنوان خاموشي‌های احتمالی در رسانه های جمعی منتشر شد که در آن ساعات قطع برق در شهرها و روستاها مشخص شده بود.



البته ساکنان نقاط مختلف ايران فراموش نکرده‌اند که دولت حتی در مورد ساعات قطع برق که خود تصميم گرفته بود هم صادق نبود. چون معمولا برق در ساعات تعيين شده قطع مي‌شد اما با تاخيرهای چند ساعته مجددا وصل مي‌شد.









دردسر برای شهرستاني‌ها



به دنبال چند روز متوالی قطع برق در نقاط مختلف خرم آباد مخصوصا ناصر خسرو، ولی عصر، خيابان جلال آل احمد، خيابان ۶۰ متری و در اول تيرماه اولين نشست تخصصى مشترک اتاق بازرگانى ايران و عراق در خرم آباد را با تاخير چند ساعته مواجه کرد.



در اين بين نوسانات مداوم برق هم باعث آسيب وسايل برقی و زيان های قابل توجه به صاحبان صنايع مي‌شود.



در همين روز به جز ساکنان مناطق مختلف کرج صاحبان صنايع اين شهر هم دچار دردسر و زيان‌های زيادی شدند.



شهری که چندی قبل مقامات دولتی خطاب به شهردارانش خاموش کردن لامپ ها در پارک ها و خيابان ها را به صورت دستورالعمل صادر کرده بودند.



اين دستور به خاطر اين صادر شده بود تا در مصرف برق صرفه جويی شده و قطع برق به مشکلی عمومی تبديل نشود.



اين تمهيد هم اما جواب‌گوی شهرک صنعتی بهارستان کرج که دارای بيش از يکصد شرکت صنعتی دارد نشد و تا امروز چندين بار برق اين واحدها قطع شده است.



رضا گل محمدی مديرعامل شهرک صنعتی بهارستان در اين ارتباط مي‌گويد: «بدون هيچگونه اطلاع قبلی برق شهرک صنعتی بهارستان به طور کامل قطع شد و بلافاصله از طريق دفتر شهرک پيگيری از اداره برق و فرمانداری و ... آغاز شد که به رغم پيگيری فرمانداري، از سوی اداره برق جواب قانع کننده ای دريافت نشد و اين شهرک چند ساعت بدون برق بود.»



وی تاکيد می کند: «قطعی برق صدمات و خسارات زيادی را به دستگاه ها و مواد اوليه و کار واحدهای صنعتی وارد می کند که در اين ميان مشخص نيست چه کسی بايد پاسخگو باشد.»









قطع برق اتفاقی نيست



با توجه به اينکه آب مورد نياز واحدهای صنعتی از طريق پمپ وارد لوله ها مي‌شود، قطعی طولانی مدت برق موجب قطع آب هم مي‌شود و در واقع مشکل را برای شهروندان دوچندان مي‌کند.



يک مقام آگاه در مرکز ديسپاچينگ برق تهران موضوع قطع برق در برخی مناطق تهران را اتفاقی نمي‌داند و مي‌گويد از اين پس ممکن است برای جبران کمبود فشار برق در هنگام ظهر برق صنايع قطع شود.



مشکلات چند ماه و مخصوصا چند هفته‌ی اخير و اعتراضات مختلف شهروندان تا امروز تنها اين واکنش مديران توانير را به دنبال داشته که از عدم وجود مشکل و تاکيد بر قطع نشدن برق در تابستان بگويند. در حالی که در همان زمان برق بسياری از شهرها و واحدهای تجاری و صنعتی قطع است.



تهديد ايمنى مواد غذايى و احتمال بروز مسموميت غذايى هم از ديگر تبعات قطع برق است.در اين شرايط خانواده های زيادی ناچارند راه بيمارستان ها را در پيش بگيرند.



يعنی عملا نمي‌توان خاموشي‌هاى مکرر در طول شبانه‌روز را در چند برابر شدن مسموميت‌ها ناديده گرفت.



همچنين است قطع برق و رشد تصادفات. اتفاقی که عملا در سال گذشته تهران را وارد بحرانی جدی کرد و رييس پليس راهنمايی و رانندگی تهران خبر از رشد ۵۶ درصدی تصادفات در پايتخت داده بود.



رييس پليس راهنمايی و رانندگی تهران با اشاره به وجود مشكلات در عبور و مرور وسايط نقليه در ساعات خاموشی در تهران گفته بود: تهران دارای ۶۵۰ تقاطع اصلی است كه پليس در ۲۰ درصد اين تقاطع ها حضور فيزيكی دارند. برای رفع مشكلات عبور و مرور در معابر هنگام خاموشی ضروری است تا تقاطع‌های پايتخت به برق اضطراری مجهز شوند تا آمد و شد در معابر شهر به سهولت صورت گيرد. چون پليس قادر نيست هفت هزار نيروی انسانی در تقاطع‌های پايتخت به کار بگيرد و نمي‌تواند به صورت دستی و با معجزه ترافيك معابر را كنترل كند.









رتبه‌ی اول ايراني‌ها در سرانه‌ی مصرف انرژي؟



اما دولتمردان قطع برق در ايران را نه کم کاری دولت و عدم تعامل بر سر خريد قيمت برق از برخی کشورهای همسايه و حتا تحريم های اقتصادی که مصرف بالای انرژی از سوی ايراني‌ها عنوان مي‌کنند.



معاون هماهنگ کننده شرکت توانير هم از جمله کسانی است که اعتقاد دارد سرانه مصرف انرژی برق در ايران دو نيم برابر استاندارد جهانی است.



غلامرضا خو‌ش‌خلق اميدوار است که با حذف يارانه‌های دولتی و ارائه قيمت واقعی انرژی برق، صرفه جويی محسوس در مصرف اين انرژی استراتژيک در ايران ايجاد شود.



هر چند که اين واقعيت غير قابل انکار است اما کارشناسان زيادی هم در داخل ايران اين تاکيد را از روی نا آگاهی دانسته و معتقدند که طبق آمارهاى معتبر بين المللى چنين ادعايی واقعيت ندارد.



به گفته‌ی اين کارشناسان مردم قطر، امارات و سنگاپور از نظر سرانه مصرف انرژي، پرمصرف‌ترين مردم دنيا محسوب مي‌شوند.



و اين که وضعيت کشورهای مختلف جهان از نظر چگونگی مصرف انرژی و ميزان اثربخشی آن بر توسعه اقتصادي، نسبت به ايران بسيار مطلوب تر است. مثلا از لحاظ شاخص «مصرف سرانه»، عموما مصرف سرانه انرژی در جوامع توسعه يافته به دليل درآمد سرانه بالا و امکان بهره برداری از کالاها و خدمات متنوع، بيشتر است. در عين حال در اين کشورها افزايش بهره وری منجر به تعديل مصرف انرژی شده است.



آمارها نشان مي‌دهد در ايران و کشورهايی که ذخاير انرژی بالايی دارند، مصرف انرژی نه تنها در مقايسه با کشورهای پيشرفته، بلکه در مقايسه با ديگر کشورهای در حال توسعه نيز به وضوح بيشتر است. علت اين وضعيت، بهره‌وری پايين در بهره برداري، مصرف بالای انرژی و استفاده از کالاها و خدمات انرژی بر است که ريشه همه آنها، ارزان بودن انرژی در اين کشورهاست. مصرف سرانه انرژی در کشورهای در حال توسعه همچون ترکيه، هند، چين، هنگ کنگ، پاکستان، متوسط کشورهای آفريقايی و متوسط آسيا از ايران پايين تر است.









انرژی هسته‌اي، شايد بعد از اين



همچنين است وابستگی به انرژی های تجديدناپذير و شدت بالای مصرف انرژی در ايران؛ در حالی است که درصد زيادی از انرژی مصرفی ايران از سوخت های تجديدناپذير نفت و گاز طبيعی حاصل مي‌شود و انرژي‌های تجديدپذير همچون انرژی هسته‌اي، علی رغم تمام تبليغات و هزينه‌های زيادی که به مردم ايران تحميل کرده است، سوخت سبز، انرژی بادی و انرژی خورشيدی تقريبا سهمی از سبد انرژی کشورمان ندارند. اين در حالی است که در جهان به طور متوسط ۲۵ درصد انرژی مصرفی از انرژی های تجديدپذير (يعنی انرژي‌هايی به غيراز نفت و گاز و زغال سنگ) حاصل مي‌شود.



قطع برق در کنار افزايش قيمت حامل های انرژی قبل از آزادسازی قيمت‌ها اين نگرانی را در بخش هايی از جامعه ايجاد کرده است که موج افزايش قيمت ها آنها را در ايام گرم سال وادار به خاموشی خود خواسته کند.



در حال حاضر اين پيش بينی وجود دارد که افزايش قيمت حامل هاى انرژى به گونه اى تعيين شود که تعادل جامعه برهم خورده شود.



اين در حالی است که طبق بندهاى قانون هدفمند شدن يارانه ها دولت بايد هر سال ۲۰ درصد افزايش قيمت در نظر داشته باشد.









عدالت احمدی نژادی



با اين حال قبل از اجرايی شدن اين طرح معاون توانير اعلام کرده است از اواسط تيرماه برق مشترکان پرمصرفی که در ساعات پيک بالاتر از حد مجاز مصرف کنند، قطع مي‌شود.



البته دولت احمدي‌نژاد تصميم دارد از اين مشترکان قيمت تمام شده برق را دريافت کند. در حال حاضر، قيمت تمام شده برق طبق مصوبه مجلس، ۸۳۲ ريال به ازای هر کيلووات ساعت در سال ۸۹ است.



منتقدان مي‌گويند اين شيوه برخورد، نافی حقوق شهروندی است که به زعم معاون توانير چنين نيست. چون «صرف قرار گرفتن در طبقه مرفه جامعه و پرداخت بهای تمام شده قيمت برق، نمي‌توان اجازه داد که مشترکان پرمصرف، بي‌مهابا به مصارف بي‌رويه خود ادامه دهند. در واقع، هر چقدر که آنها مرفه باشند، نمي‌توانند در جامعه هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند.»









به نظر مي‌رسد بعد از لغو افزايش حقوق کارمندان و بازنشستگان توسط دولت احمدي‌نژاد بعد از انتخابات رياست جمهوري، اين‌بار نوبت قطع برق واحدهای تجاری و مسکونی در گرمای طاقت‌فرسای تابستان و علی رغم وعده های پيشين است. در حالی که سال گذشته و قبل از برگزاری انتخابات رياست جمهوری به هر نحو ممکن اين مشکل برطرف شده بود.




11 تير 1389    17:18
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير :فقر دانش حفاری حادثه نفت شهر را آفريد

ايرن : نبود دانش کافی حفاری, به انفجار چاه شماره 24 نفت شهر منجر شد. به گزارش خبرنگار ويژه خبرگزاری محيط زيست ايران, در پی بروز اين انفجار 4 تن کشته و 12 تن ديگر نيز دچار جراحات شديدی شده اند.



بر اساس اين گزارش, ساده ترين حالت در انفجار يک چاه نفتي، انفجار به اصطلاح تاسيسات سرچاهی است که در بدترين وضعيت، خاموش کردن آتش و جلوگيری از نشت نفت آن 4 تا 6 روز - بر اساس رکورد خاموش کردن اينگونه آتش سوزی ها در چاه های کويت پس از حمله عراق به اين کشور – به طول می انجامد. اما شرايط نيز می تواند به گونه ای ديگر و به بدترين شکل ممکن رخ دهد که خسارات جبران ناپذيری را به دنبال داشته باشد و آن در اثر فقر دانش حفاری و تسلط ناکافی به فن آوری لازم در اين زمينه است.





بر اساس اظهارات اوليه مسئولين ذيربط نفتي، انتظار می رفت که انفجار نفت شهر، در قدوقامت يک انفجار ساده باشد و به زودی قائله ختم به خير شود اما بر اساس مدت زمانی که چاه درگير آتش است (بيش از يک ماه) و با توجه به وسعت تدابير انجام شده که اخبار آن توسط مسئولين نفتی بی مهابا به عنوان تلاش های غيرتمندانه خود، رسانه ای شده است و اخيرا نيز گزارش تصويری بر روی سايت رسمی وزارت نفت، چشم های تيزبين و ذهن های کنجکاو را به سمت و سويی هدايت می کند که انفجار نفت شهر ورای آن چيزی باشد که اظهارات مسئولين ابعادش را آشکار کرده اند.





چاه شماره 24 نفت شهر در منطقه ای واقع شده است که عمدتا عمق حفاری در سطوح تقريبا 1000 متر به نفت خواهد رسيد؛ آنچه که در مورد چاه ياد شده اتفاق افتاده بود. پس نتيجه گيری می تواند اين باشد که دانش پيچيده ای برای انجام عمليات حفاری نياز نيست. حال چگونه است که اين چاه، پس از مدت زمانی بيش از يک ماه هنوز درگير آتش است و ابعاد آن نيز با توجه به گزارش تصويری ياد شده، گسترده تر شده به گونه ای که از نقاط مختلف، جا به جا، دود و آتش سر برآورده است. پس با توجه به اشارات پيش گفته، انفجار چاه شماره 24 نفت شهر، درگير پيچيدگی های بسياری شده است چراکه چينين انفجارهايی فقط در اثر نبود دانش فنی حفاری روی خواهد داد که بخشی از آن نيز به نارکارآمدی تجهيزات حفاری بازمی گردد.





اين نکته گفتنی است که در صورتی که از نقاط مختلف پس انفجار چاه، نشتی های متعددی صورت گيرد، نشان از درز نفت از نقاط مختلف چاه در عمق های متفاوت است که تخريب چاه و هدر رفت هزينه ها حتمی است و با توجه به تجربه های حفاری در اينگونه موارد، چاه از درون مخزن بايد مهار شود که هزينه هايی 3 تا 4 برابری را می طلبد.





لازم به ذکر است که خبر ياد شده توسط مراجع رسمی نفت کشور هنوز مورد تاييد قرار نگرفته است و پی گيری ها توسط خبرنگار ايرن تاکنون بی نتيجه بوده است.






11 تير 1389    18:31
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير.گزارشی يک روانشناس زندانی ازجنايتهای اردوگاه مرگ کهريزک



گزارش زير توسط يک روانشناس زندانی در اردوگاه مرگ کهريزک سال گذشته تهيه شده بود و برای فعالين حقوق بشر و دمکراسی ارسال گرديد.فعالين حقوق بشر و دمکراسی مرداد ماه1388 آنرا منتشر کرد. اما به دليل تشکيل دادگاه غير علنی و غير مستقل و فرمايشی و پنهان کاری برای پوشاندن حقايق و ضايع کردن خون جان باختگان راه آزادی ،ما اقدام به انتشار مجدد آن گزارش می نماييم تا از اسامی مجريان جنايت عليه بشريت و جنايتهای که در اردوگاه مرگ کهريزک روی داده است افکار عمومی از آن مطلع شوند.البته بدليل غير علنی و غير مستقل بودند دادگاه آمرين اصلی اين جنايتها مصون نگه داشته شده اند. دادگاه فرمايشی سعی دارد با صدور احکام صوری و نسبت دادن آن به افراد مجهول هويه مردم را فريب دهد و آمرين و عاملين را از سزای اعمالشان مصون دارند.

اسامی مجريان جنايت عليه بشريت در اردوگاه مرگ کهريزک به سازمانهای حقوق بشری و مراجع بين المللی همراه با اسامی آنهايی که قربانی و شاهد جنايتهای آنها بودن ارسال خواهد شد.

من ا. ب. هستم ليسانس روانشناسی دارم و در يک کلينک پزشکی در خيابان ج. کار می کنم با دکتر ص. و کار ما پزشکی و تهيه دارو برای مردم است. مامورين پليس ما را به دليل داشتن يک جعبه آرسنو موتون و پيش بازرس شعبۀ 6 تخلافات پزشکی خيابان مطهری بردند و او بعد از اين مرا به آگاهی و پس از آن به کهريزک فرستاد در صورتيکه من سوء سابقه ای نداشتم و هيچ تخلفی نداشتم .کابوس از اينجا شروع شد برادرم مفقود اثر است و خودم در جنگ ايران و عراق در اوايل جنگ در کردستان شرکت کردم و جزوه جانبازان می باشم. موقعی که من را به آگاهی فرستادند بعد از شکنجه هايی که در آگاهی مثل کابل و کتک خوردن ،دستبند و پا بند و بازجوئيهای شديد مشت و لگد در آگاهی شاپور بعد از چند روز به دستور همان داديار شعبۀ 6 تخلافات پزشکی مرا به آدرس کهريزک بازداشتگاه کهريزک فرستادند .ما را با يک ون به آنجا بردند . وقتی که بطرف قم می رويد از سه راهی کهريزک می پيچيد به سمت جنوب شرق تهران و کاملا نظامی است و تپه ماهور دارد با سيم خاردار و پادگان کهريزک در لابلای تپه ماهورها است، که دسترسی آن برای افراد عادی سخت است بعد از گذشتن از يک فضای نظامی و عجيب و غريب به فنس اول می رسيم که کلاه سبزها هستند از گارد نيروی انتظامی و بعد از فنس دوم 3 کيلومتر بعد به يک پايگاه نظامی ميرسيم که تا بازداشتگاه فاصله ای ندارد بعد از فنس دوم وارد ورودی می شويم. اين تابلو نصب شده است که روی آن نوشته است، تحت نظرگاه 210 کهريزک فنس دوم پايگاه نظامی بود که تمام سربازها مسلح بودند و در وسط يک منطقۀ کاملا نظامی که بعضا صدای گلوله از ميدان تير شنيده می شد. در داخل اين پايگاه شاهد مجموعه ای بوديم که زندانبانان در بالای ديوار نگهبانی می دادند و زندانيان در کف آن ،قسمتی داشت بنام زير زمين که قرنطينۀ 1 و 2 آنجا بود و بالای آن دفتر امور اداری آن و سوله ای که داخل آن چند قفس ساخته بودند جهار قفس در حدود 4 اتاقک کوچک دقيقا شبيه قفس های که برای حيوانات مثل يوزپلنگ و شير و گرگ در باغ وحش تهران ساختند . پشت سر هم 3 قفس را نصب کردند و جوشکاری کردند که احتمالا اين قفسته ها را در کارخانه های زندان کچوئی ساخته اند .ارتفاع قفس 3 متر است و هر قفس حدود 25 الی 30 مترمربع مساحت دارد و کف کل سوله موزائيک شده است که پر از لکه های خون،استفراغ و قی و چرک زندانيان قبلی است . 4 اتاقک که روی قفسها ساختند حدود 20 متر مربع مساحت دارند و در داخل هر کدام بين 30 تا 40 نفر را انداخته اند درهای فلزی دارند که روی آن توری کشيده اند و شبها همۀ درها قفل می شد سوله با 3 هواکش ،هوايش عوض می شود .(سوله بزرگ 400 الی 500 متر مربع و ديوارهای سوله سيمانی هستند. تحمل اين فضا و سر و صداهای آن فن ها خيلی سخت است . دستشوئيها و سرويسهای بهداشتی به عمد خراب هستند و در انتهای سوله قرار دارند . حمام ندارد ،آب ندارد . تانکر آبی که برای زندانيان می آورند مخلوطی از آب و گازوئيل است. آبی لجن و کثيف که ممکن است از چاله ها پر کنند و بيارند و زندانيان مجبور بودند همان آب را از يک بطری خانواده هر نفر يک قولپ در طول روز يا 2 بار 2 قولپ در طول روز بنوشد تازه اين آب را 48 ساعت يکبار يا گاهی 24 ساعت يکبار نمی آوردند و گاهی جيره نان و سيب زمينی را هم نمی دادند و 24 ساعت گرسنه و تشنه می مانديم و زندانيها هميشه نگران بودند که از گرسنگی نميرند و نای حرف زدن نداشتند . مجموعه آنجا همراه با سربازهای مسلح و فضاسازی که از روز اول همراه با کتک زدن و فحاشی ناموسی و لخت و مادر زاد کردن ما به محض ورود و شلاق زدن و لوله زدن و ايجاد رعب و وحشت بود تا روح ما را بکشند. متهمی که بيمار و گاها بی گناه است.فضای رعب آور و وحشتناک در عمق و در دور افتادگی و گرسنگی دلايل مرگ در کهريزک بود هر رور به چشم خودمان 2 الی 3 تا و گاه 7 الی 8 نفر را می ديدم که کشته می شدند داخل کيسه و يا پتو می انداختن و زيپ کيسه ها را می کشيدند و داخل ماشين می انداختند و می بردند گاها مرده ها چند ساعت زير آفتاب می ماندند تا باد بکنند و بترکند و صورتشان شناخته نشود يا در آن محوطه پشت سوله خاک می کردند. کانکسها را چيده بودن و در داخل هر کانکس 60 الی 70 نفر زندانی بود تپه ای وجود داشت بنام تپه سفيد که افراد را با بدنی برهنه بالای آن می دواندن که زخمی می شدند. پشت همان تپه سفيد بسياری از جسدها را دفن کردند در زير خاک و همينطور در دور تپه ماهورهای اطراف. با چشمان خود ديدم کسی را که حقی سرهنگ نيروی يگان ويژه اردوگاه بود کف اردوگاه نشاند و با کلت تير مستقيم از بالا به سرش شليگ کرد که طرف مرد و خون دورش را گرفته جسدش را پشت کانکسها بردند. گاهی از دور بوی چوب و دود و گوشت سوخته يا پشم موی وز کرده به مشاممان می رسيد. ما هميشه گرسنه بوديم وبا يک تکه نان لواش نازگ و يک تکه سيب زمينی در طول 24 ساعته زندگی می کرديم. بازداشتگاههای مثل داخائو،ماتازن ،آشويتس،ابوغريب و گوانتانامو را از ياد ببريد. اول اينجا است و کورگاه و قبر شما ،دنيا و آخرت شما همينجا است. اين جملاتی بود که احمد رضا رادان جانشين فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ وقتی هفته ای يکبار پنچشنبه ها صبح با هليکوپتر به اينجا می آمد و خودش به همراه کشميري،عامريان،حقی ،کوميجاني، زندي، خميس آبادي، حسينی ،موسوی ،سيد،حاجی ،مهندس و رئيس اسامی مستعار که بقيه آنها داشتند و گاردهايی که با عينک دودی و نقاب صورت خود را پوشانده بودند و ما را کتک می زدند. اين شکنجه گران و آدم کشان اسامی مستعار هم داشتند که ما نمی دانستيم چه کسی هستند روزهای دوشنبه و سه شنبه حقی با گارديها و کوميجانی می آمدند و ما را می زدند. روزهای پنجشنبه رادان و عامريان و کشميری با هلی کوپتر می آمدند و همينطور ماکان که خانواده های زندانيان را جلوی در کتک می زد. اگر در طول ماه يا هفته گذر خانواده با هزار بدبختی به آنجا می افتند و می توانستند از يک قاضی برای زندانی خود نامه بگيرند با لاستيکهای توپر سفيد، با باتون ،با چوب با هر چيزی که باور نمی کنيد می زدند. ما را لخت و مادر زاد و خيس می کردند و می کوبيدن روی زمين و روی آسفالت داغ وسنجاق قلت می زديم و می زدند تا توی شيبی که پايين بود بيهوش شويم و دوباره آب روی ما می ريختند و ما را به هوش می آوردند و به سربالايی می گفتند بدويد ،يا ديوار را هل بدهيد که عقب برود و هر کسی عقب می ماند بيشتر کتک می خورد. افراد گرسنه از شدت شکنجه ها به استقبال مرگ می شتافتند و خودکشی می کردند وقتی شخص اضطراب و ترس و گرسنگی و بيماری و سرکوبگری در پيرامونش باشد به همين جا می رسد زمانی که از شدت گرسنگی و تشنگی به مرگ راضی می شود و چندين ماه در اين شرايط احاطه شده باشد استقبال از مرگ براش کاملا عادی است .افرادی در اينجا 18 ماه بودند وقتی بدن هيچ مواد مغذی مثل نمک ويتامين نمی گيرد چگونه می تواند در مقابل استرس و وحشت و کتک مقابله کند حالا بر اين شرايط دائما کرامت انسانی ما را از بين می برند و ما را لخت و مادر زاد می کردند و در حضور 800 چشم با باتون به لای پاها و رانها و کفلها و مقعد بمالند و در اتاقکی تجاوز جنسی نمايند و هتک حرمت بکنند و علاوه بر اينها ضرب و شتم و لوله و شلنگ و باتون و مشت لگد که هر روز وجود داشت. هر روز وقتی ما را به آمار می بردند با کتک می بردند و با کتک می آوردند يعنی روزی 2 بار جيره کتک خوردن داشتيم برای رفتن به آمار و برگشتن از آمار اين فجايعی است که هر ساعت و دقيقه در کهريزک برای زندانيان اتفاق افتاده است. به خانوادۀ زندانيان می گفتند او را به کهريزک فرستاديم معلوم نبود کجاست وقتی شما می گوييد زندان قصر معلوم،وقتی می گوييد اوين ،قزل الحصار،رجائی شهر معلوم است. اما کهريزک کجاست؟ کسی نمی دانست! عدم اطلاع رسانی به خانواده ها،عدم دسترسی به بازداشت شدگان، نبودند تلفن برای اطلاع دادن به خانواده ها ،قطع هرگونه ارتباط با دنيا بيرون از زندان ،غذای ما فقط نان و سيب زمينی و آب کثيف و تنها ارتباط ما با دنيا فقط شکنجه و توهين و مامورانی که به تو فحش می دهند .بعضی وقتها جيره کتک تا 5 بار تکرار می شد در ساعت ورود که لخت و مادر زادمان می کردند ديگر حيثيت و آبرو و غرورمان از بين می رفت . سئوال و پرسش و نام نشان در يک دفتر ثبت می شد نه کارتکس داشتيم و نه چيز ديگری ،هيچی فقط آبرويت را می ريزند و کتک می زنند و اين فاجعه ادامه دارد وتمام نمی شود و فکر می کنی دچار يک کابوس شدی که انتهاهی ندارد . مشکل بيماری جسمی ،روحي،روانی شرايط نامطلوب و تنک هم خوابيدن 100 نفر آدم در 70 مترمربع جا و در صورت در خواست درمان افسر نگهبان ما را آنقدر کتک می زدند تا ديگر حوس قرص يا دارو نکنی . بيماران که دچار خونريزی می شوند و آنقدر به آن حالت نگه داشته می شوند تا. محوطه پر از اقرب ،رتيل و سگهای ولگرد و شغال و موشهايی درشت و عجيب و غريب است گورکن ها و تشيها شب همه جا به چشم می خوردند و تپه ماهورها را می کنند و دنبال چی می گردند نمی دانی هر لحظه منتظر چيزی بايد بود.کل منطقه نظامی و فنس کشيده است که حتی اين سئوال با وجود آن که ورودی و خروجی حدود 5 کيلومتر راه است به نظر بی انتها می آييد در طول اين 2 سال در حدود شايد 20 هزار نفر را به اينجا آورده اند و اين طور روحيه شان را داغون کردند تا به جامعه بروند و برای ديگران تعريف کنند تا آنها از شدت ترس هيچوقت اعتراضی نکنند . اصل و هدف از ايجاد اين کهريزک ايجاد رعب و وحشت در بين مردم بخصوص جوانان ،اينجا آدم های بودند که يک ماه زير شکنجه در آگاهی بودند و اعتراف نکردند. اما وقتی به کهريزک می آوردند و 2 ساعت زير شکنجه آنها را می گذاشتند هر چيز راست و دروغی را قبول می کردند و از آنها امضاء و اثر انگشت می گرفتند .حتی مال و اموال مردم را با کتک از آنها می گرفتند و هيچ مديريتی بر روح خود و رفتار خود نداشتند يکی از آنها که از هوش رفته بود انگشتش را گرفتند و زير ورقه زدند و با همان ورقه رفتند خانه و زندگی اش را صاحب شدند .سئوالی که هميشه در ذهن داشتم اين بود که اين اجساد کجا می برند .پزشک قانونی که بدون هويت و کارتکس جسد قبول نمی کند و ما هم آنجا مدرک و پرونده ای نداشتيم .پس اين اجساد چی شده اند .يادم يک روز جوانی را زير شکنجه دچار خونريزی شديد شد. گفت من فرزند شهيدم چرا من را می زنيد .سرهنگ پاسدار کوميجانی که فرمانده کهريزک بود خودش آمد و شخصا جوان را با لوله سفيد توپر آنقدر کوبيد تا بی هوش شد .سرهنگ پاسدار کوميجانی می گفت :پدر سگ حالا که پسر شهيد هستی بيشتر بايد کتک بخوری تا آبروی پدرت را نبری . هر وقت کوميجانی می خواست افراد را بزند لباس پلنگی می پوشيد و من به چشم خودم ديدم خميس آبادی و با قفلی سر محسن روح المينی کوبيد و آنرا جلوی سوله در هواخوری آنقدر آويزان کرد تا خون از سرش رفت و مرد . 200 نفر شاهد مرگ او بودند ديدن که لای پتو انداختند و بردند . همين طور محمد کامرانی وامير جوادی فر لنگرودی و چند نفر ديگر که ما اسم هايشان را نمی دانستيم که در دفتر اسامی آنها ثبت نشده است و يک دفتر جداگانه داشتند وقتی آن دانشجوها و جوانان را آوردند ما را از قرنطينه بيرون کردند و بجای ما آنها را در قرنطينه زيرزمينی کردند .جمعا 20 نفر از جوانان زير دست احمد رضا رادان ،حقی عامريان ،کوميجانی ، کشميری ،موسوی ،حسينی و خميس آبادی ،زندی و ماکان کشته شدند. سربازها خيلی کم زندانيان را می زدند مگر اينکه روسای به آنها دستور بدهند.زندی اين اواخر بهتر شده بود و کمتر می زد و در شيفت خودش اجازه نمی داد حتی سرگرد کوميجانی وارد ميدان شود و بزند و از پشت سر او صحبت می کرد و می گفت اگر من شما را می زنم بخاطر اينکه اونها نياند بدتر بزنند و اين فشارهای روانی باعث شده بود که خود زندی بيمار شود و يک هفته نياييد و حتی می خواست دست به خودکشی بزند. وقتی احمد رضا رادان می آمد نعره می زد که هيچ کس از اينجا بيرون نمی رود با لهجۀ اصفهانی اش می گفت: ها چاق شديد،گنده شديد همين الان ميدم دارتون بزنند ،چرا به اينها غذا ميدين مگر نگفتم هيچی ندين!در صورتيکه به ما فقط نان و سيب زمينی داده بودند .می گفت بايستی اينها مثل خر سوارشون شد. تا صدای خر در نياوردن صدای سگ در نياوردن بيرون از اينجا نبايد بروند .رادان خودش از همه بی رحمتر بود پنجشنبه ها که می آمد .يکبار ديگر هم در آنجا شاهد بودم که در جايی که می خوابيديم لابلای هم زندانيان جا نداشتند و شب به همديگر مشت و لگد می زدند مجبور شديم صبح برای آنها صحبت کنيم و بگويم ما همه همدرديم چرا همديگر را می زنيم .اينها از خدا می خواهند که ما به جون هم بيفتيم و بعد زندانيان آرامتر شدندو کمتر همديگر را می زدند. اين فاجعه ای بود که ماداشتيم تا روزی که بالاخره بازرسها آمدند . روزی که بازرسها آمدند ما را تهديد کردند اگر بگوييد چه بلائی سر شما آمده همتون را می ترکونيم. به بازرسها بگوييد غذا می دهند با ما خوب رفتار می کنند پتو می دهند و پتو آوردند زير همۀ ما برای اولين بار پتو انداختند ولی خوشبختانه چندتا از دانشجوها و 6 نفر از ليسانسه ها که در قرنطينه بودند همۀ حقايق را گفتند و آبروی آنها را بردند . وقتی فلاح و کوميجانی می خواستند بيايند جلو يکی از اعضای بازرسی سر آنها داد زد و گفت برويد عقب.بعد اين 6 نفر گفتند اگر ما بگوييم که اين چيزها را شما برويد ما را می کشند . اسم اين 6 نفر را بنويسيد و سر آنها فرياد زد . يک مو از سر اين 6 نفر کم بشود وای به احوال شما و بالاخره اين 6 نفر را با تحت الحفظ به قرنطينه آوردند از آن روز که بازرسها آمدند تا روزی که کهريزک را بستند و ما را به قزل حصار و بعد رجائی شهر آوردند 48 ساعت گذشت که برای اولين بار آنشب برای ما برنج دادند و ديگه کتک نزدند و بعد از ان ما به اينجا آمديم. ثمرۀ بستن کهريزک و آزاد شدن ما از کهريزک بخاطر خون شهيدانی بود که اين جوانان که در خيابان برای آزادی کشته شدند و در کهريزک شهيد شدند و اسامی آنها در دنيا منتشر شده است .خون آنها هدر نشد و هزاران انسان مثل ما از کهريزک نجات پيدا کرد.

به اميد روزی که همۀ مردم ايران در آزادی و بدون شکنجه و قول و زنجير استبداد زندگی کنند

زندانی ا. ب

27 مرداد 1388





اين زندانی به مدت 85 روز در اردوگاه مرگ کهريزک زندانی بوده و بر او تمامی اين جنايتها روا داشته شده است.بنابه اظهارات زندانيانی که از اردوگاه مرگ کهريزک نجات يافته اند



انتشار :فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

11 تير 1389 برابر با 2 ژولای 2010





http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193






11 تير 1389    17:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير. بازجويان وزارت اطلاعات قصد دستگيری مجدد بابک ساران را دارند



بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" مامورين وزارت اطلاعات خانواده آقای ساران را مورد تهديد و تحت فشار قرار داده اند و قصد دستگيری مجدد بابک ساران را دارند.

بابک ساران فرزند جانباخته راه آزادی امير حسين حشمت ساران غروب 22 خرداد ماه در يکی از خيابانهای مرکزی تهران دستگير و به يکی از کلانتريها منتقل شد. او در حين دستگيری و انتقال به کلانتری مورد ضرب وشتم وحشيانه نيروهای انتظامی قرار گرفت.هنگام بازداشت در کلانتری مربوطه علاوه بر وی نزديک به 40 نفر ديگر دستگير شده بودند.

اما بعد از گذشت مدتی کلانتری مربوطه به بی گناهی و دستگيری خودسرانه او پی بردند و همراه با تعدادی از بازداشت شدگان آزاد شد.

هنگامی که بابک هنوز در بازداشت بسر می برد مامورين وزارت اطلاعات به منزل آنها يورش بردند و پس از بازرسيهای وحشيانه و برخورهای تهديدآميز سراغ او را از مادرش می گرفتند.در صورتيکه مادرش از مکان وضعيت و شرايط فرزندش بی اطلاع بود.

ساعاتی قبل از دستگيری بابک ساران يکی از دوستانش بنام احمد شاه رضايی دانشجوی سال آخر معماری دانشگاه يزد که حوالی دانشگاه تهران بود مورد يورش وحشيانه لباس شخصيها و بسيجيها قرار گرفت و او را آماج ضربات باتونهای خود قرار دادند . سپس او را دستگير و به يکی از بازداشتگاهها بردند و از آنجا به بند 209 زندان اوين منتقل کردند.بازجويان وزارت اطلاعات او را تحت شکنجه های جسمی روحی قرار داده اند تا آقای شاه رضايی را وادار به اعترافات دروغين کنند که از جمله آن درگير شدن با مامورين می باشد و با اين اتهامات ساختگی قصد صدور احکام سنگين عليه اين دانشجوی زندانی را دارند.

بازجويان وزارت اطلاعات فشارها و تهديدات را بر هر دو خانواده شدت بخشيده اند.و به خانواده شاه رضايی می گويند اگر بابک خودش را معرفی کند فرزند شما را آزاد خواهيم کرد و با ترفندهای غير انسانی سعی بر ايجاد فشار بيشتر بر وری خانواده آقای ساران را دارند.بازجويان وزارت اطلاعات با شيوه های مختلف سعی در دستگيری مجدد بابک ساران را دارند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،مورد شکنجه قرار دادن دانشجوی زندانی و فشارهای وتهديدات غير انسانی عليه خانواده شاه رضايی و ساران و تلاش برای دستگيری مجدد بابک ساران را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار ارجاع پرونده جنايت عليه بشريت اين رژيم به شواری امنيت سازمان ملل متحد است برای گرفتن تصميمان لازم اجرا است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

11 تير 1389 برابر با 2 ژولای 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

گزارشگر ويژه دستگيريهای خود سرانه و شکنجه سازمان ملل متحد

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193






11 تير 1389    17:34
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

11تير.بروجردی: به موسوی گفتم محبوبيت جمهوری اسلامی از 80درصد قبل از انتخابات به 27درصد کاهش يافت



پارلمان‌نيوز: علاء الدين بروجردی گفت: رفتار امروز آمريكا در جهان شباهت زيادی به رفتار شوروی قبل از فروپاشی دارد. به نظر من امروز آمريكا همانند شوروی سابق در حال فروپاشی است و اين فروپاشی مشهود و محسوس است.



به گزارش فارس، علاءالدين بروجردی رئيس كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی كه در دهمين نشست سياسی جمعيت رهپويان انقلاب اسلامی سخن مي‌گفت به آخرين وضعيت آمريكا در عرصه بين‌المللی اشاره كرد و اظهار داشت: رفتار امروز آمريكا در جهان شباهت زيادی به رفتار شوروی قبل از فروپاشی دارد به نظر من امروز آمريكا همانند شوروی سابق در حال فروپاشی است و اين فروپاشی مشهود و محسوس است.



وی در پاسخ به سؤالی در خصوص پاسخ نامه سفير انگليس افزود: پاسخ نامه سفير انگليس را به طور مفصل نوشتم و البته در رسانه‌های منتشر شد اما موضوع كاهش روابط با انگلستان در جلسات متعددی در كميسيون امنيت ملی به بحث گذاشته شده است.



وی در پاسخ به سؤالی در خصوص انگشت نگاری هموطنانم هنگام ورود به برخی از كشورهای غربی و برخورد مقابل به مثل با آنها گفت: در خصوص انگشت نگاری هموطنانم در برخی از كشورها در كميسيون امنيت ملی بحث و بررسي‌های متعددی انجام داده‌ايم و برای همين چندين مرتبه وزير امور خارجه را به كميسيون دعوت كرديم. ما در مقابل رفتار برخی كشورها مبنی بر انگشت نگاری از ايرانيان به انجام رفتار مقابل به مثل كه اصل پذيرفته شده بين‌المللی است مصر هستيم و البته اين كار را در مورد آمريكايي‌ها انجام داده‌ايم.



وی به حضور آمريكا در منطقه اشاره و به مقوله توليد مواد مخدر در افغانستان پرداخت و گفت: آمريكا در حقيقت يك دزد كلان بين‌المللی است. آنها از اشغال كشورها اهداف مختلفی را دنبال مي‌كنند. آقای كرزی اعلام كرده است به 100 ميليارد دلار آمريكا از توليد مواد مخدر در افغانستان در آمد داشته است. كل دنيا در مقابل پديده شوم مواد مخدر در افغانستان نگران هستند اما آمريكا با حضور خود در اين كشور توليد مواد مخدر را افزايش داده است.



رئيس كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی كشورمان در پاسخ به سؤالی در خصوص ربوده شدن دانشمند هسته‌ای كشورمان در عربستان، گفت: در اينكه آقای اميری توسط سرويس‌های اطلاعاتی آمريكا و ظاهرا با كمك دستگاه اطلاعاتی عربستان ربوده شده است ترديدی وجود ندارد، آمريكا در حالی ادعای مختلفی در آقای اميری مطرح مي‌كند كه پاسخ ما به اين كشور اين است كه اگر آمريكا در گفتار خود صادق است. اعلام كند كه آقای اميری آزاد است كه به كشورش برگرد اما ما معتقديم كه آقای اميری ربوده شده و در حال حاضر تحت سيطره نيروهای امنيتی آمريكا است.



وی در پاسخ به سؤالی در خصوص دانشگاه آزاد گفت: برخی نمايندگان به استفتاء رهبری استناد كردند و اعلام كردند كه مي‌خواهند نظر رهبری را در خصوص دانشگاه آزاد قانونی كنند اما بعد از روشن‌تر شدن موضوع نمايندگان رفتار خود را اصلاح كردند و قبل از اينكه نظر شورای نگهبان اعلام شود نمايندگان به قانونی بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی تاكيد كردند.



بروجردی در پاسخ به سؤالی در خصوص آتش زدن پرچم كشورمان توسط برخی از افراد در مقابل سفارت كشورمان در كابل گفت: اگر كسی در ايران 100 يا 1000 كيلو مواد مخدر جابه جا كند بايد به سزای عملش برسد. فرقی نمي‌كند ايرانی باشد. اكنون بسياری از اتباع افغانی به صورت غير مجاز در كشورمان زندگی مي‌كنند كه بايد به كشورشان باز گردند. اما برخي‌ها با تحريك عوامل با نفوذ در افغانستان اقدام به رفتارهای در مقابل سفارت كشورمان در كابل كردند كه واكنش سفير ايران در كابل را داشت و جمهوری اسلامی ايران را نيز سفير اين كشور را به وزارت خارجه احضار كرد.



اين نماينده مجلس در پاسخ به سؤالی در خصوص بحران نفتی خليج مكزيك گفت: ما در دوران جنگ با يك آتش سوزی نفتی مواجه بوديم كه آمريكايي‌ها اعلام كردند شما آتش بس بدهيد تا ما آتش نفتی را خاموش كنيم اما متخصصان حزب اللهی وارد صحنه شدند و با روش ايرانی آتش را خاموش كردند و حدود 10 روز پيش همان گروهی كه در دوران جنگ آتش را در منطقه نفتی كشورمان خاموش كرده بودند به مجلس آمدند و اعلام آمادگی كردند كه مي‌توانند بحران خليج مكزيك را برطرف كنند و با توجه به اين نكته كه آمريكا رسما اعلام كرده است كه كمك‌های خارجی را مي‌پذيرد ما به سفير سوئيس پيغام داديم و اعلام كرديم كه به خاطر انسانی بودن خليج مكزيك ايران آمادگی برطرف كردن مشكل را دارد.

بروجردی در پاسخ به سؤالی علت حمايت‌های ايران از كشورهای منطقه از جمله لبنان و عراق گفت: جنگی كه برای ملت ايران تحميل شد هزار ميليارد دلار خسارات وارد كرد و ما امروز آگاه تر از گذشته هستيم و معتقديم بدترين نوع دفاع اين است كه كشوری مرزهای دفاعی خود را به مرزهای جغرافيای خود اختصاص دهد.



وی افزود: ما حتما بايد مرزهای پدافندی خود را در خارج از مرزها قرار دهيم و حمايت ما از كشورهای منطقه بر اساس منافع ملی و امنيت ملی ما است.



رئيس كميسيون امنيت ملی كشورمان در پاسخ به سؤال ديگری در خصوص برخورد با منافقين تاكيد كرد: خانواده‌های منافقين امروز در مقابل پادگان اشرف تجمع مي‌كنند اما سران منافقين حتی اجازه خروج از اشرف را به كسی نمي‌دهند. ما بارها با دولت عراق مذاكره كرديم و دولت جمهوری اسلامی ايران به طور جدی در اين خصوص وارد شده است و مسئله را پيگيری مي‌كند.



بروجردی با اشاره به تعهد روسيه برای تحويل اس 300 به كشورمان گفت: روسيه در قبال تحويل اس 300 به ايران قرار داد امضاء كرده است و بايد به آن پايبند باشد. اما ما همان گونه كه موشك‌های آمريكا را ساختيم امروز اگر روسي‌ها اف 300 را به ما ندهند كلاه سرشان خواهد رفت چرا كه ما آن را خواهيم ساخت.



رئيس كميسيون امنيت ملی كشورمان در پاسخ به اين سؤال كه آقای مشائی اعلام كرده است كه ورود همه ايرانيان خارج از كشور به كشور بلامانع است و آيا كسانی كه جرم سياسی مرتكب شده‌اند مي‌تواند وارد كشور شوند، متذكر شد. كسانی كه جرائم سياسی مرتكب شده‌اند اگر بخواهند به كشور باز گرداند بايد قانون در خصوص آنها اقدام كند و اگر در خواست عفو داشته باشند رئيس قوه قضائيه مي‌تواند از رهبری برای عفو و بخشش آنها درخواست كند. اما اينكه برخي‌ها فكر كنند مجرمان سياسی به ايران خواهند آمد و خواهند رفت اين گونه نخواهد بود.



بروجردی گفت: بر اساس اطلاعاتی كه ما داريم آقای موسويان به طور غير قانونی از كشور خارج نشده است همان گونه كه آقای مهدی هاشمی هنگام خروج از كشور ممنوع الخروج نبوده است.



بروجردی در ادامه به انتخابات اخير كشورمان اشاره كرد و تصريح كرد: متاسفانه فتنه اخيری كه در كشورمان رخ داد ناشی از برخی اشتباهات افراد و نا آگاهی آنها بود؛ بعد از انتخابات ديداری هيئت رئيس كميسيون امنيت ملی با آقای موسوی داشت كه من در اين جلسه خطاب به آقای موسوی گفتم كه وقتی شما نخست وزير بوديد من سفير جمهوری اسلامی ايران در چين بودم، مي‌خواهم بگويم كه مگر شما با حكم قانون نخست وزير اين كشور نشديد مگر با حكم قانون در برنامه تبليغاتی شما در تلويزيون به نمايش گذاشته نشده و مگر با حكم قانون كانديدای رياست جمهوری نشديد. حالا چه شده است كه قانون را قبول نداريد و قبل از شمارش آراء بدون هيچ دليل و منطقی اعلام مي‌كنيد كه پيروز انتخابات هستيد تا فضای انتخابات متشنج شود.



وی با بيان اينكه به موسوی گفته بود كه محبوبيت جمهوری اسلامی به عنوان يك كشور قدرتمند مسلمان قبل از انتخابات 80 درصد و بعد از انتخابات به 27 درصد در كشور مسلمانی چون اندونزی كاهش يافته است، خاطرنشان كرد: امروز اين آقايان بايد پاسخ بدهند كه چرا رفتاری را انجام داده‌اند كه محبوبيت يك نظام اسلامی در كشورهای مسلمان كاهش يافته است.



رئيس كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی خطاب به موسوی گفت: آقای موسوی شما 20 سال در حال كشيدن نقاشی بوديد اما آقای احمدی نژاد در متن جامعه بودند. ايشان بعد از زلزله بروجرد به گونه‌ای رفتار كردند كه مردم اين شهر احمدی نژاد را در متن خود احساس كردند و در انتخابات اخير 70 درصد آنها به آقای احمدی نژاد رای دادند.



بروجردی به ديدار خود با ناطق نوری اشاره كرد و افزود: آقای ناطق نوری مي‌‌گفتند كه من زنگ زدم و به آقای موسوی گفتم كه فراخوان شما برای حضور مردم در خيابان‌ها با بحران‌های اجتماعی مواجه خواهد شد و ممكن است در اين فراخوان‌های كسی جان خود را از دست بدهد. اما من هر چقدر اصرار كردم ايشان نپذيرفتند.




11 تير 1389    15:34
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير.پارلمان آلمان خواستار پايان محاصره‌ی غزه شد

راديو آلمان

فراکسيون‌های مختلف پارلمان آلمان در ابتکارعملی مشترک از اسراييل خواستار پايان هر چه سريع‌تر محاصره نوار غزه شده‌اند. اين در حاليست که به گفته نخست وزير تشکيلات خودگردان فلسطين مذاکره غيرمستقيم با اسراييل به بن‌بست رسيده.



در اقدامی کم سابقه، گروه‌ها و احزاب آلمانی عليه سياست‌های اسراييل به وحدتی ميان يکديگر دست يافته و در ابتکارعملی که مورد تاييد و پشتيبانی همه‌ی فراکسيون‌های پارلمان آلمان بود، از اسراييل خواسته‌اند تا محاصره نوار غزه را فورا خاتمه دهد.







در اين ابتکارعمل احزاب دست چپی اصلی و همچنين شرکای خانم آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در ائتلاف حاکم (حزب دموکراتيک آزاد) نيز در آن نقش داشته و خواستار اين شدند که اين کشور ضرورت مشارکت دادن جنبش حماس در مذاکرات را به اسراييل گوشزد کند، چرا که به عقيده‌ی احزاب آلمان محاصره‌ی ‌غزه نتايجی معکوس داشته و کمکی به حفظ امنيت اسراييل نمي‌کند.







اين در حالی است که اسراييل به فشارها و انتقادات غرب تن داده و محاصره زمينی يک و نيم ميليون فلسطينی در نوار غزه را کاهش داده،‌ بطوريکه بيشتر مواد لازم اجازه ورود به غزه را يافته‌اند؛ اما محاصره دريايی غزه که به دريای مديترانه مشرف است، کماکان ادامه دارد.







ابتکارعمل پارلمان آلمان از دولت آنگلا مرکل مي‌خواهد تا برای از سر گيری مذاکرات صلح در منطقه خاورميانه اعمال فشار کند. راينر اشتاينر سخنگوی سياست خارجی حزب دموکراتيک آزاد در مصاحبه با رويترز گفت: «ترديدی نيست که طرح ارائه شده به پارلمان، تصويب خواهد شد».







ولفگانگ گرکه (Gehrcke) سخنگوی سياست خارجی حزب چپ به عنوان تنها حزبی که در نوشتن پيش‌نويس طرح اين ابتکار عمل همکاری نکرد،‌ گفت: «حزب چپ تندرو نيز به نوبه خود در مجلس با طرح ارائه شده موافقت خواهد کرد. از نظر من اين امر تحول بزرگی در سياست آلمان در قبال اسراييل است».







مذاکرات غيرمستقيم در بن‌بست





در همين حال، سلام فياض نخست‌وزير تشکيلات خودگردان فلسطين که برای مذاکره با مسئولان اروپايی در پاريس بسر مي‌برد، گفت: «مذاکرات غير مستقيم با اسراييل برای دستيابی به صلح پيشرفت کافی نداشته تا بخواهيم وارد مذاکرات مستقيم شويم».







Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: سلام فياض، نخست‌وزير تشکيلات خودگردانوی افزود: «موضوع اساسی اين نيست که مذاکرات مستقيم صورت گيرد يا به صورت غيرمستقيم ادامه يابد، بلکه مساله اصلی پيشرفت سياسی در مذاکرات است که هنوز به دست نيامده است».







اين مذاکرات که با ميانجيگری آمريکا از ماه می آغاز شده، قرار بود چهار ماه به طول بيانجامد؛ اما بنيامين نتانياهو نخست‌وزير اسراييل خواستار ورود بدون قيد و شرط و فوری به مذاکرات مستقيم صلح شده است. محمود عباس رييس دولت خودگردان فلسطينی پيش از اين از اسراييل خواسته بود تا فعاليت‌های شهرک‌سازی و محاصره غزه را پيش از شروع مذاکره مستقيم خاتمه دهد.







در همين حال احمد ابوالغيط وزير خارجه مصر نيز که در ديدارهای چند جانبه در پاريس حضور داشت، گفت: «اگر مذاکرات ميان اسراييل و فلسطينيان به پيشرفت نرسد، آنگاه رهبران عرب برای تشکيل دولت فلسطين از سازمان ملل متحد کمک خواهند خواست».







ابوالغيط افزود: «اگر مذاکرات تا ماه سپتامبر به نقطه قابل قبولی نرسد، آنگاه ممکن است کشورهای عربی موضوع را در شورای امنيت مطرح کنند. تشکيل دولت فلسطين نبايد ديرتر از سال جاری باشد».







اين در حالی است که تونی بلر، فرستاده‌ی کميته چهارجانبه برای ميانجيگری در خاورميانه گفته است که هفته آينده به منطقه باز خواهد گشت و اميدوار است تا پاسخ روشن و صريحی از اسراييل در مورد محاصره غزه دريافت کند.








11 تير 1389    14:06
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير.«جای خالی آمرين فجايع کهريزک؛ پرونده ای ملی با متهمانی بی نام»



جـــرس.حميدرضا ظريفی نيا : پس از يازده ماه تعطيلی بازداشتگاه مخوف کهريزک، که رهبر جمهوری اسلامی جنايات رخ داده در آن را "غير استاندارد" تشخيص و دستور به تعطيلی آن داده بود، سرانجام حکم غير قطعی يازده تن از متهمان بی نام و نشان اين پرونده ملی اعلام شد تا همچنان نام و نقش و هويتِ آمرين و عاملين اصلی جنايات رخ داده در آن بازداشتگاه، در مُحاق باقی بماند و اين پرونده نيز، همچون کوی دانشگاه، قتل های زنجيره ای و موارد مشابه، کماکان در ملاحظه کاری و مصلحت انديشی حاکمان، از تاريکخانه به بايگانی برود.



سازمان قضايی نيروهای مسلح جمهوری اسلامي، روز چهارشنبه ۹ تيرماه ١٣۸۹ (۳۰ ژوئن) با صدور اطلاعيه اي، دو تن از متهمان پرونده بازداشتگاه کهريزک را بدون ذکر نام و مشخصات و به اتهام "ضرب و جرح عمدی منجر به قتل"، به "قصاص نفس" (اعدام) محکوم کرد. اين دو تن، متهم به قتل امير جوادی فر، محسن روح الامينی و محمد کامرانی شناخته شده و علاوه بر "اعدام"، به تحمل حبس، انفصال موقت از خدمت، پرداخت جزای نقدي، تحمل شلاق تعزيری و پرداخت ديه هم محکوم شده اند. و بر اساس اين اطلاعيه، ۹ متهم ديگر پرونده نيز، به تحمل حبس، پرداخت ديه و جزای نقدي، انفصال موقت از خدمت و تحمل شلاق محکوم شدند.





دادگاهی که برای بررسی پرونده اين بازداشتگاه زير نظر قاضی مصدق در سازمان قضايی نيروهای مسلح و با جلساتی غير علنی تشکيل شد و با برگزاری هشت جلسه در تاريخ ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ به کار خود پايان داد، تاکيد کرد احکام صادره غير قطعی بوده و قابل تجديدنظرخواهی می باشد.





بازداشتگاهی فقط "غير استاندارد"

بعد از انتشار اخبار و گزارش های گسترده ای پيرامون وضعيت هولناک، شکنجه های تکان دهنده و همچنين فوت چند تن از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاه کهريزک، رهبر جمهوری اسلامی آن محل را صرفا "غير استاندارد" خواند و دستور به تعطيلی آن داد. متعاقب آن، قوه قضائيه و مجلس نيز، دستور و وعدۀ پيگيری حوادث را صادر و هئيتی را مامور آن کردند. (گزارش اين هيئت های تحقيق و تفحص، هرگز در اختيار عموم مردم گذاشته نشد.)





همان زمان مهدی کروبی از هاشمي‌رفسنجانی رئيس مجلس خبرگان خواست با تشکيل يک هيات به برخی شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسيدگی شود. نامه ای که بعدها دستمايۀ حملات دامنه دار به وی شد.





محمد خاتمي، در ارتباط با تعطيلی اين بازداشتگاه گفته بود "غير استاندارد يعنی چه؟ يعنی مثلا هواکش آن درست نبود يا دستشويي‌ها تميز نبوده است؟ خير! جنايت‌هايی رخ داده است؛ جان‌هايی باخته شده است و رفتارهايی با جوانان و زنان و مردان عزيز صورت گرفته است که وقتی در زندان‌های در دست بيگانگان صورت مي‌گيرد همه بر آشفته مي‌شوند و فرياد مي‌زنند و امروز بايد با اين مسائل برخورد شود..."





بعد از تکذيب های مکرر مقامات مرتبط با اين پرونده پيرامون کشته شدن تعدادی از بازداشت شدگان بر اثر شکنجه و تاخيرهای پيش آمده در انتشار گزارش هيئت ويژه مجلس، اواخر پاييز گذشته سازمان قضائی نيروهای مسلح "کشته شدن سه نفر بر اثر ضرب و جرح" و "متهم شناخته شدن ١٢ نفر" را تاييد کرد. (اسامی آنها نه آن موقع و نه بعدتر، اعلام نشد.)





اين بازداشتگاه غير استاندارد چيست و کجاست؟

بازداشتگاه يا سوله کهريزک، بازداشتگاهی در توابع شهرری (جنوب تهران) است که در دوران فرماندهی محمدباقر قاليباف بر نيروی انتظامی تاسيس شد و طی چندين سال در برهه های مختلف مورد بهره برداری قرار گرفت.

در دهه ۱۳۸۰ برای اولين بار در عملياتی موسوم به "جزيره"، که با هدف پاکسازی منطقه خاک سفيد تهران انجام شد، بسياری از ساکنين آن محلۀ تهران - بنا به روايت برخی بازداشت شدگان وقت- در کهريزک مورد آزار و ضرب و شتم قرار گرفتند.





با به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد و آغاز به کار طرح موسوم به "ارتقای امنيت اجتماعی"، از آن محل برای نگهداری و تنبيه بسياری از بازداشت‌شدگان استفاده شد؛ که اخباری هولناک پيرامون رفتار خشن با متهمان، از آن درز به بيرون کرد.





شرايط بازداشتگاه، شکنجه ها و آزار های غير استاندارد

طبق گزارش تعدادی از بازداشت شدگان قبلی و همچنين حوادث بعد از انتخابات، که در سايت کميته گزارشگران منتشر شد، اين بازداشتگاه دارای يک سالن، ۸ اتاق، ۲ سالن قرنطينه، ۴ سوله فلزی و جمعيتی در حدود ۹۲۰ نفر زندانی بود که در دو سوله فلزی آن زنان بازداشت شده نگهداری مي‌شدند.





گزارش های جمع آوری شده توسط مجموعه فعالان حقوق بشر و همچنين اظهارات مشابهِ تعدادی از بازداشت شدگان و حاضران در سوله کهريزک حاکی از آن بود که "زندانيان در بدو ورود به کهريزک، برهنه فقط با يک زيرشلواری مجبور بودند روی سنگ و خار و خاشاک و آسفالت سينه خيز بدوند و همزمان مورد ضرب و شتم قرار مي‌گرفتند يا تا حد ضعف "بشين پاشو" و "کلاغ پر" مي‌رفتند.

سوله کهريزک فاقد آب آشاميدنی سالم، وسايل خنک کننده، هرگونه کف پوش، موکت و تخت، نور کافي، سرويس بهداشتی قابل استفاده و حمام بوده‌...غذا دو وعده در ساعت ۱۶:۳۰ و ۲۱:۳۰ ميان زندانيان پرتاب مي‌شد که شامل يک چهارم نان لواش و يک سيب زمينی بسيار کوچک (تقريبا ۵۰ گرمی برای هر نفر) بود. گاهی افرادی که ضعيفتر بودند و تاکنون اين مکانها را نديده بودند، به غذا هم دسترسی پيدا نمی کردند...در اثر سوءتغديه زندانيان چنان وضعی پيدا کردند که با هر ضرب و شتم کوچکی بيهوش مي‌شدند و بيشترشان يک سوم تا نصف وزن خود را از دست دادند. گزارش های مستند از زندانيان کهريزک که اکنون به زندانهای ديگر منتقل شده‌اند از آن حکايت دارد که هنوز به شرايط عادی برنگشته‌اند و به انواع بيماريهای گوارشی مبتلا هستند. در کهريزک کمتر از نيم متر جا برای هر کسی بود و زندانيان گاهی مجبور بودند نوبتی بخوابند... ضرب و شتم زندانيان با باتوم، کابل ، سيم‌های برق بافته شده و شوک الکتريکی انجام مي‌شد. دست و پای آنها را به صورت کمانی و قپانی مي‌بستند و کتک مي‌زدند. گاهی هم با دست و پای بسته آنها را تاب داده و پرت مي‌کردند و گاهی کف پای زندانيان را مي‌زدند و سپس مجبورشان مي‌کردند روی پاهای ملتهب خود راه بروند. .."



اين موارد تا اواسط تابستان ۱۳۸۸ (زمان تعطيلی بازداشتگاه) مکتوم و ناشناخته باقی ماند، تا اينکه با انتشار اخبار و گزارش هايی پيرامون شکنجه، آزار جنسی و جانباختن تعدادی از بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، بازداشتگاه کهريزک، شهرتی جهانی يافت.





در مورد کهريزک، دوسال حساسيت بود اما اجازه رسيدگی نمی دادند

زمستان گذشته، مصطفی پورمحمدي، رئيس سازمان بازرسی کل کشور پيرامون ماجرای بازداشتگاه مخوف کهريزک و اتفاقات قبل و بعد آن، در گفتگو با نشريه «پنجره» گفته بود "سازمان بازرسی از دو سال قبل نسبت به رفتاری كه در بازداشتگاه كهريزك صورت می گرفت، گزارشهايی را دريافت كرده و نسبت به اين موضوع حساسيت خود را هم نشان داده بود و قصد بازرسی از آن را داشت كه با موانعی از جانب مسئولين مربوطه روبرو شده بود. به هر حال، اين موضوع به تعويق افتاد تا اينكه در حوادث بعد از انتخابات، برخی اخبار رسيد و در جلساتی كه ما در قوه قضاييه داشتيم و بنده، دادستان كل كشور و معاون اول رييس قوه قضاييه نيز حضور داشتيم، دو خبر در مورد برخی بازداشتی هايی كه به كهريزك برده شده اند را طرح كرديم .

بعد از کشته شدن چند نفر، ما مُصِر شديم كه از كهريزك بازرسی كنيم و چون خبر فوت بازداشتی ها به ما رسيده بود، با حضور در پزشكی قانوني، مشخص شد فردی فوت كرده است. از اين رو از شاهرودی درخواست بازرسی ويژه كرديم و نهايتا متوجه شديم با بازداشتی برخوردهای بدی صورت گرفته بود."





پيش تر از آن حشمت‌الله طبرزدي، محمدباقر ذوالقدر جانشين وقت فرمانده کل سپاه پاسداران (که در دولت احمدی نژاد جانشين وزير کشور و بعد مشاور عالی رئيس قوه قضاييه شد) را از مسئولين سوله کهريزک (و بعدا بازداشتگاه) معرفی کرده بود. (وی هم اکنون در زندان است)





اما مهدی محموديان، روزنامه‌نگار، عضو کميته اطلاع‌رسانی جبهه مشارکت و فعال حقوق بشر، از نخستين کسانی بود که از ماهها قبل، توجه افکار عمومی را به شرايط غيرانسانی بازداشتگاه جلب کرده و پس از انتخابات نيز به روشنگری در باره زندانيان کهريزک، شهدای حوادث انتخابات و گورهای بدون نام در بهشت‌زهرا پرداخته بود، بسيار قابل تقدير بود. (وی نيز هم اکنون در زندان به سر می برد)









پس از تعطيلی بازداشتگاه کهريزک، سامانه خبری «موج سبز آزادي» به نقل از برخی منابع خبری و نمايندگان مجلس، حسين فدايی دبيرکل جمعيت ايثارگران و نماينده حامی احمدي‌نژاد را از مسئولين اصلی اين بازداشتگاه معرفی نمود، اما اخباری موثق نيز، بر حضور و نظارت احمدرضا رادان جانشين فرمانده نيروی انتظامی کشور در آن بازداشتگاه دلالت داشت؛ که رادان و احمدي‌مقدم ( فرمانده نيروی انتظامی کشور) اين موضوع را رد کردند.









اما آنچه حساسيت بر سر کهريزک را افزايش داد و تا شهرت جهانی و تعطيلی آن پيش برد، صرفا شکنجه ها و گزارش ها و عذاب وجدان مقامات از وقايع آن بازداشتگاه نبود؛ بلکه پس از خبر فوت محسن روح‌الاميني، دانشجوی دانشگاه تهران و فرزند يکی از اصول‌گرايان - که اتفاقا از حاميان جنبش سبز بود- و همچنين چندين تن از بازداشت شدگان ١۸ تير ۸۸، جنجالی بيسابقه ايجاد شد و تا دفتر آقای خامنه ای کشيده شد. رهبر جمهوری اسلامی نيز، همانگونه که سخن رفت، با ذکر "غير استاندارد" بودن آن محل، تعطيلی آن را خواستار شد.





جانباختگان

بعد از انتشار اخبار گسترده ای پيرامون شکنجه و آزار بازداشت شدگان در جنوب تهران و دستور ناگهانی رهبر ايران برای تعطيلی آن محل، صداوسيمای جمهوری اسلامی ايران، با نمايش تصاوير محسن روح الاميني، امير جوادی فر و محمد كامراني، از كشته شدن سه نفر در بازداشتگاه كهريزك و بدلايل "نام معلوم" خبر داده بود.









اما آنچه مسلم است، تعداد قربانيان و جانباختگان حوادث کهريزک نيز، همانند وقايع پس از کودتای انتخاباتی سال گذشته دقيق نبوده و آنچه به بيرون درز می کند، اطلاعاتی حداقلی و کمتر از حد واقعی است.





آمار قربانيان بازداشتگاه کهريزک، بلافاصله به چهارتن رسيد و رامين قهرمانی نيز به آنها اضافه شدند.









١- محسن روح‌الامينی نجف‌آبادي، پس از دستگيری در ۱۸ تير، به بازداشت‌گاه کهريزک منتقل و چند روز بعد، در مسير انتقال به زندان اوين، به دليل شرايط بد جسمانی ناشی از شکنجه های فيزيکي، شرايط بد نگهداري، ضربات متعدد و نيز اصابت جسم سخت به بيمارستان منتقل شد و جان سپرد.

روح‌الامينی که دانشجوی رشتهٔ کامپيوتر دانشگاه تهران بود در تجمع روز ۱۸ تير ۱۳۸۸ دستگير و در ۱ مرداد جنازه‌اش به خانواده‌اش تحويل داده شد. پدر وی عبدالحسين روح‌الامينی دبيرکل حزب عدالت و توسعه و از اساتيد دانشگاه علوم پزشکی تهران، مشاور وزير بهداشت و رئيس انستيتو پاستور بود که پيش تر نيز عضو شورای مرکزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی و مشاور انتخاباتی محسن رضايی بود.





٢- محمد کامراني، ۱۸ ساله‌، روز ۱۸ تير در نزديکی ميدان ولي‌عصر تهران دستگير و به بازداشتگاه کهريزک منتقل شد. او سپس به دليل اثرات شکنجه، به بيمارستان لقمان منتقل شد که به دليل شدت جراحات، به بيمارستان مهر منتقل شد و در روز پنجشنبه ۲۵ تيرماه درگذشت. پيکر او شنبه ۲۷ تير در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.





٣- امير جوادی فر، ٢۵ ساله، دانشجوی مديريت صنعتي، روز ١۸ تير درتقاطع خيابان شهداى ژاندارمرى و دانشگاه، محدوده‌ اميرآباد توسط نيروهای لباس شخصي‌ دستگيرو مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته و بوسيله همين افراد به كلانترى ١۴۸ تهران منتقل گرديد.

در کلانتری حال او در اثر ضرب و شتم به وخامت رسيده و ماموران كلانترى او را در ساعت نه شب به بيمارستان فيروزگر منتقل و روز١۹ تير او از بيمارستان فيروزگر به كهريزک می برند.



در کهريزک با پوتين آنقدر به سينه و سرش مي‌کوبند که يک چشمش ‌ترکيده و دچار خونريزی ريوی مي‌شود . بعد از شکنجه شديد، در ٢٣ تيردر مسيرانتقال به اوين، دچار تشنج و ايست قلبی مي‌شود . ده روز بعد، روز سوم مرداد به خانواده‌ برای تحويل جسد خبر مي‌دهند. در پنجم مرداد ماه، پيکر وى در بهشت زهرا خاکسپارى مى گردد.





۴- رامين آقازاده قهرماني، ٣۰ ساله، پس از ۱۵ روز بازداشت در کهريزک، با بدنی که آثار شکنجه بر روی آن نمايان بود آزاد شد و تنها پس از دو روز بعد از آزادي، به دليل وجود "لخته‌های خون" در منزل دچار تشنج شده و پيش از رسيدن به بيمارستان، جان باخت. قهرمانی به خانوادهٔ خود گفته بوده که در هنگام بازداشت او را از پا آويزان کرده بودند.



دکتر بازداشتگاه کهريزک؛ قربانی ديگر

بعدها در گزارشی که کميته تحقيق مجلس (زمستان سال گذشته) آن را تنظيم کرده بود، نام پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک (رامين پوراندرجانی) که جسد او اواخر آبان ماه در خوابگاه محل خدمتش پيدا شد نيز، آمده بود.



رامين پور اندرجانی ٢۶ ساله، در سال ۱۳۸۷ به عنوان پزشک وظيفه نيروی انتظامی مشغول به خدمت شد. او از ارديبهشت سال ۱۳۸۸ ماموريت يافت تا بطور هفتگی به بازداشتگاه کهريزک اعزام شده و بيماران زندانی را معاينه و معالجه نمايد. در جريان وقايع پس از انتخابات، جمعا چهار بار به سوله کهريزک اعزام شده بود که بعد از تعطيلی کهريزک، از سوی مقامات متهم شد که در امور پزشکی قصور نموده‌است.



به گزارش نوروز، پوراندرجانی در زمان خدمت در کهريزک، تعدادی از قربانيان شکنجه در آن محل، از جمله روح الامينی را ويزيت کرده و "از ابعاد بلاهايی که بر سر آنها آمد، مطلع بود." بر اساس همين گزارش، دکتر مذکور يک هفته پس از جان باختن روح‌الاميني، "بازداشت شد تا اعلام نمايد روح‌الامينی به علت ابتلا به مننژيت فوت کرده"، که پس از گزارش مستند پزشکی قانوني، به قيد ضمانت آزاد گرديد. همين گزارش می افزايد: "وی سپس توسط بازرسی کل ناجا و دادسرای نظامي، بارها مورد بازجويی قرار گرفت" و بدليل "آگاهی از آنچه در کهريزک اتفاق افتاده بود، از طرف افرادی ناشناس، بارها برای عدم انتشار حقايق آن محل، تهديد شد تا مبادا دخالت مستقيم سران کشور را فاش نمايد."





سامانه خبری جهان نيوز، وابسته به تعدادی از اصولگرايان مجلس، همان زمان خبر داد که رامين تلاش داشته با برخی نمايندگان مجلس ديدار نمايد، اما اين ديدار محقق نشد.





فرمانده کل نيروی انتظامی بعد از مرگ مشکوک وی تاکيد کرد "پوراندرجانی احتمالا خودکشی کرده است، چرا که برای ارائه توضيحات در مورد وقايع کهريزک به دادسرای نظامی احضار شده و "آنگونه که در وصيتنامه اش نوشته"، به صدور حکم زندان به مدت پنج سال تهديد شده بود.





آغاز جنجالی بی فرجام

بعد از انتشار اخبار گسترده ای پيرامون شکنجه و آزار بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات در بازداشتگاه کهريزک، و دستور ناگهانی رهبر ايران برای تعطيلی آن محل، صداوسيمای جمهوری اسلامی ايران، با نمايش تصاوير محسن روح الاميني، امير جوادی فر و محمد كامراني، از كشته شدن سه نفر در بازداشتگاه كهريزك و بدلايل "نام معلوم" خبر داده بود.





قوه قضائيه و مجلس نيز دستور پيگيری حوادث رخ داده در آن بازداشتگاه را صادر و هئيتی را مامور آن کرده بودند و ناگفته نماند همزمان مهدی کروبي، از رهبران جنبش اعتراضيِ پس از انتخابات، با استناد به شواهدي، از شکنجه های بازداشت شدگان خبر داد.





گفتنی است بازديد نمايندگان مجلس از بازداشتگاه کهريزک نيز، به دليل تعطيل شدن آن هرگز صورت نگرفت.





کسی بدون حکم قضايی به کهريزک نرفت

همان زمان، سردار عزيزالله رجب زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، طی يک کنفرانس خبری در تهران، ضمن دفاع از عملکرد نيروی انتظامی در مورد حوادث بعد از انتخابات و بازداشتگاه کهريزک، دليل انتقال بازداشت شدگان به آن محل را "کمبود جا در زندانهای ديگر" و "صدور حکم قضائی" برای آن امر اعلام کرد.





بيان اين نکته توسط رجب زاده که "هيچ فرد بازداشت شده ای در کهريزک بدون حکم قضائی وارد و خارج نشد و تمامی ورود و خروج ها با حکم قضائی صورت گرفت"، نشانگر اين بود که انتقال بازداشت شدگان بر اساس دستور مقامات قضائی کشور بوده و اقدامی خودسر صورت نگرفته است.





سعيد مرتضوي؛ مردی در حاشيه امنيت

با انتشار اخبار و گزارش ها، مقامات انتظامی و قضائی ذيربط، خاطرنشان کرده بودند که "شکايتی در خصوص تجاوز و ضرب و شتم شديد در کهريزک نشده و تنها گلايه هايی از سخت گيری در ورزش اجباری وجود دارد."

و همان زمان، فرماندهی نيروی انتظامي، اخبار منتشره پيرامون کهريزک را، "دروغ" و "بزرگنمايی" ذکر کرد.





زمزمه های اوليه پيرامون دستور مستقيم سعيد مرتضوی و برخی مقامات قضايی جهت انتقال بازداشت شدگان اعتراضات پس از انتخابات – بويژه هجدهم تيرماه- به کهريزک، سعيد مرتضوی را که پس از انتصاب صادق لاريجانی به رياست قوه قضائيه، از سمت دادستانی تهران برکنار شده و البته به مناصب ديگر رسيده بود، در مظان اتهام قرار داد. (وی مسئوليت فجايع کهريزک را ابتدائا بر دوش دادسرای شهر ری گذاشت.)





در گزارشی که کميته ويژه مجلس شورای اسلامی برای پيگيری حوادث پس از انتخابات تهيه کرد و زمستان گذشته در مجلس قرائت شد، سعيد مرتضوي، دادستان عمومی و انقلاب وقت تهران به عنوان صادرکننده دستور انتقال بازداشت شدگان به بازداشتگاه کهريزک معرفی شد.





مرتضوی پيش تر از آن گفته بود که دليل انتقال بازداشت شدگان به کهريزک، "فقدان ظرفيت زندان اوين" و علت مرگ کشته شدگان هم ابتلا به "بيماری مننژيت" بوده است، اما کميته ويژه مجلس در گزارش خود هر دو اين اظهارات را خلاف واقع اعلام کرد. (پزشکی قانونی کشور نيز، از ابتدا شکنجه و ضربات سخت را علت مرگ اعلام کرده بود.)





مرتضوی در پاييز گذشته با انتشار نامه ای سرگشاده، اظهارات برخی نمايندگان مجلس و اعضای هيئت رسيدگی کننده به وقايع پس از انتخابات را، "خصومت شخصی" با خود و "دروغگوئی" ذکر کرد و بخشی از اصولگرايان را نيز روبروی خود قرار داد، چرا که تعدادی از همان نمايندگان، ضمن متهم ساختن او به "فرافکنی"، تهديد به "افشای حقايق" کردند.





آنگونه که جهان نيوز گزارش داده بود، عليرضا زاکاني، در پاسخ به نامه مرتضوي، خاطرنشان کرد "به زودی نتايج هيات رسيدگی کننده به وقايع پس از انتخابات منتشر خواهد شد تا سيه رو شود هرکه در او غش باشد." وی البته تاکيد کرد "به خاطر شرايط کشور از انتشار گزارش هائی خودداری کرده ام که در روزهای آينده اين مستندات را به سمع و نظر مسئولان کشور خواهم رساند."





و به گزارش فرارو، فرهاد تجري، از اعضای هيئت تحقيق مجلس نيز، ضمن ابراز خشم از نامه مرتضوي،متذکر شده بود "من تعجب می کنم که مرتضوی چنين صحبتی کرده است؛ چون در جلسه ای که من و رئيس کميسيون امنيت ملی مجلس با ايشان داشتيم، پرونده پزشک قانونی مرحوم محسن روح الامينی در اتاق خود ايشان به وی ارائه شد و حتی خود وی هم در اين زمينه موضوعاتی را مطرح کرد."





و پرويز سروري، سخنگوی هيئت ويژه مجلس و عضو شورای عالی امنيت ملی نيز، که پيشتر مرتضوی را مسئول فجايع رخ داده در بازداشتگاه کهريزک ذکر کرده بود، نامه مرتضوی را "مخدوش و بی مورد" دانست.





در اوايل زمستان گذشته، درحاليکه پنج ماه از آغاز به کار هيات ويژه تحقيق و تفحص مجلس پيرامون بازداشتگاه کهريزک می گذشت و تنظيم و انتشار نتيجه آن بارها به تعويق افتاده بود، گزارش نهائی آن هيئت آماده و به رئيس مجلس ارائه شد و همزمان افشا گرديد که "سعيد مرتضوی دادستان پيشين تهران مقصر اصلی وقايع شناخته شده است."





مرتضوی هم اکنون از سوی محمود احمدی نژاد، به رياست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا منصوب شده و در حاشيه کامل امنيت قرار دارد.





نيروی انتظامی در خدمت...

در تاريخ بيست و هفتم آذرماه گذشته، سازمان قضائی نيروهای مسلح "کشته شدن تعدادی از بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات بر اثر ضرب و جرح" و اتهامات وارده به تعدادی از رده های مختلف نيروی انتظامی و "مقامات مرتبط در پرونده" را تاييد کرده بود.



بعد از مرتضوي، نام سردار پاسدار احمدرضا رادان، جانشين فرمانده کل نيروی انتظامی نيز به عنوان يکی از مسئولان کهريزک مطرح شد و پايگاه خبری فراکسيون خط امام مجلس، راه اندازی مجدد بازداشتگاه کهريزک را از ابتکارات رادان- برای طرحی موسوم به جمع آوری اوباش و اراذل- ذکر کرده بود. سردار رادان همان زمان با فرار رو به جلو خاطرنشان کرد "برای پاسخ به شايعات درباره بازداشتگاه كهريزك خود را خسته نمی کنيم." پس از انتشار اخباری مبنی بر احضار رادان در مورد کهريزک، اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده کل ناجا خبر مذکور را تکذيب و خاطرنشان کرد که خود نيز طی ماههای گذشته در مظان اتهام بوده و عده‌ای از جمله يک نماينده مجلس (حميدرضا کاتوزيان) او را مسئول مستقيم وقايع دانسته‌اند. همان زمان، سردار عزيزالله رجب‌زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ نيز تاکيد کرده بود که "کسی در بازداشتگاه کهريزک کشته نشده است."





گفتنی است گزارش سال گذشتۀ سازمان قضايی نيروهای مسلح به اتهامات وارده به تعدادی از رده های مختلف نيروی انتظامی و افراد مرتبط در پرونده اشاره داشت و انتشار اسامی متهمين را منوط به "صدور حکم قطعی" آنها دانسته بود.

اما با گذشت شش ماه از آن گزارش و وعدۀ آن سازمان، در اطلاعيۀ سازمان قضايی نيروهای مسلح، هويت و مشخصات محکومان اعلام نشده، اما آنچه مسلم است اينکه، سال گذشته متهمان اين پرونده – باز هم بدون ذکر نام و هويت- "از رده ها و قسمت های مختلف نيروی انتظامی و افراد مرتبط" معرفی شده بودند.





آنچه گذشت

سازمان عفو بين الملل در آخرين گزارش خود که چندی پيش منتشر شد نوشته بود: براساس شواهدی قانع کننده، در بازداشتگاه کهريزک تعدادی از زندانيان، چه زن و چه مرد، هدف شکنجه های شديد قرار گرفتند اما حکومت، به جای رسيدگی به اين تخلفات، بروز چنين وقايعی را تکذيب کرد، برای وادار کردن قربانيان به سکوت به ارعاب آنان دست زد و دفاتر کميته ای را که مشغول رسيدگی به اين وضعيت بود بست. (اشاره به دفاتر پيگيری شکنجه شدگان بعد از انتخابات بود که توسط کروبی و موسوی راه اندازی شده بود.)





عفو بين الملل، از سازمان های مدافع حقوق بشر، در گزارش سالانه خود وضعيت حقوق بشر در نقاط مختلف جهان از جمله ايران را مورد بررسی قرار داده است.

عفو بين الملل در گزارشی که ۶ خرداد (۲۷ مه)، منتشر کرد، با بررسی نحوه رعايت و موارد نقض حقوق بشر در يکصد و يازده کشور در طول يک سال گذشته، از آنچه که "سياسی شدن مفهوم عدالت" در جهان ناميده انتقاد به عمل آورده و بسياری از دولت های "قدرتمند" را متهم کرده که در روابط خارجی خود، منافع سياسی را بر ملاحظات حقوق بشری مرجح می دانند.





عفو بين الملل افزود "... مقامات امنيتی خانواده ابراهيم شريفي، دانشجوی ۲۴ ساله را که در صدد شکايت به مقامات در مورد تجاوز و شکنجه جسمی و روحی خود در کهريزک بود، مورد ارعاب و تهديد قرار دادند و يک هيات قضايی نيز اتهامات او را مجعول و دارای انگيزه سياسی توصيف کرد به نحوی که آقای شريفی ناگزير شد به خارج از ايران بگريزد."





در جستجوی زمان از دست رفته

آنچه تا کنون مشخص شده اين است که از سعيد مرتضوی و محمد باقر ذوالقدر، تا احمد رضا رادان و اسماعيل احمدی مقدم، رجب زاده، فدايی و...، همگی در حاشيه کامل امنيت و تحت حمايت نهادها و مقامات فراقانونی قرار دارند و همانند ماجرای کوی دانشگاه در سال ۷۸، فقط چند مامور نه چندان بلندپايه و عامل و نه آمر، مجازات خواهند شد...البته بدون ذکر نام...هويت...مشخصات و حتی رتبه سازمانی.





زمانی که نمايندگان اصولگرای مجلس هشتم شورای اسلامي، ماه گذشته با تقاضای تحقيق و تفحص از بازداشتگاههای کشور مخالفت کردند و طرح مذکور را که پس از ارايه‌ گزارش کميسيون قضايی و توضيحات يکی از نمايندگان اصلاح طلب به رای گذاشته شده بود، با ۶۲ رای موافق ۹۰ رای مخالف و ۱۱ رای ممتنع رد کردند، خبر از روزهای ناخوشآيندی را می داد؛ چرا که آنها بر اساس اصل ۶۷ قانون اساسی سوگند ياد کرده بودند که با تکيه بر شرف انساني، پايبند به حفظ حقوق ملت باشند.





بدين ترتيب پرونده کهريزک در تاريکخانه ای مورد تصميم گيری واقع شد تا منابع خبری از ظهور مجدد پديده ای ديگر بنام «سروش ١١١» گزارش دهند...چرا که آمران و عاملان اصلی جنايت کهريزک، آزادانه بر اريکه قدرتند.










11 تير 1389    12:46
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير.تعداد زندانيان قائمشهر دو برابر ظرفيت زندان است



خبرگزاری هرانا - رئيس دادگسترى قائمشهر در جلسه شوراى ادارى اين شهرستان اعلام کرد: تعداد زندانيان قائمشهر 2 برابر ظرفيت زندان است.



خليل اسماعيل‌نژاد اکثر افراد نگهداری شونده در زندان قامئشهر را مهاجران اين شهر عنوان کرد.



وی گفت اين شهر به دو دليل از لحاظ جزايى داراى شرايط ويژه است: بومى بودن يکى از عواملى است که مانع انجام جرم مي‌شود اما قائمشهر به دليل حضور مهاجران در اين شهر از اين شرايط برخوردار نيست.. رئيس دادگسترى شهرستان قائمشهر با بيان اينکه بايد فکرى براى تعداد زياد زندانيان در قائمشهر شود، افزود: زندان قائمشهر گنجايش 250 نفر زندانى را دارد در حالى که هم اکنون 763 نفر در اين مکان نگهدارى مي‌شوند.



وى با اعلام اينکه سالانه 45 هزار پرونده قضايى در قائمشهر تشکيل و رسيدگى مي‌شود، خاطرنشان کرد: 30 هزار پرونده قضايى در دادگاه‌ها و 16 هزار پرونده نيز در شوراهاى حل اختلاف اين شهرستان در طول سال تشکيل و رسيدگى مي‌شود.



گفتنی است که در بسياری از شهرهای کشور به دليل عدم رعايت استاندارد تعداد زندانيان محبوس چندين برابر ظرفيت زندان ها برآورد می شود.



نظر افزودن جديد




11 تير 1389    12:41
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير.تسلط تدريجی سپاه بر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سحام نيوز

دموکراسی در ايران: تعدادی زيادی از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه شديداً زير فشار هستند تا در برابر مبالغ کمی که هيچگونه رابطه منطقی با سوابق کار آنان ندارد، تن به بازخريد شدن بدهند. در همين حال خطوط جديد اتوبوسرانی در تهران و حومه به تدريج به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران واگذار ميشوند.



بنا بر گزارش های رسيده به ”فعالين حقوق بشر و دموکراسی در ايران“ تعدادی زيادی از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه شديداً زير فشار هستند تا در برابر مبالغ کمی که هيچگونه رابطه منطقی با سوابق کار آنان ندارد- برای بيش از ۲۰سال سابقه خدمت مبلغی معادل ۱۵ ميليون تومان ، تن به بازخريد شدن بدهند.



در همين حال خطوط جديد اتوبوسرانی در تهران و حومه به تدريج به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران واگذار ميشود. در اين خصوص ميتوان به راه اندازی ترمينال جنوب و پايانه افشار اشاره نمود. همچنين در راستای طرح خصوصی سازي، تعداد بسياری از اتوبوس های موجود شرکت واحد برای فروش به اينگونه شرکت ها ی وابسته به سپاه آماده ميشوند.



علاوه بر دوتن از رهبران سنديکای اتوبوسرانی تهران و حومه، يعنی آقايان منصور اسانلو و ابراهيم مددی که از چند سال است در شرايط طاقت فرسا در زندان های اوين و گوهر دشت بسر ميبرند، سعيد ترابيان و رضا شهابی دوتن ديگر از فعالين سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نيز طی هفته های گذشته بوسيله مأمورين وزارت اطلاعات دستگير و زندانی شده اند.



در باره اين موضوع با علبرضا نوائی عضو اتحاديه بين المللی در حمايت از کارگر در ايران گفتگوئی انجام داده ايم.



از وی ميپرسيم:



- آيا ميتوان گفت که طرح تدريجی تبديل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به شرکت هايی خصوصی که وابسته به سپاه پاسداران هستند، در حال تکوين است؟



- آيا دستگيری فعالين سنديکايی شرکت واحد، و فشار بيش از حد به کارکنان اين شرکت در جهت طرح خصوصی سازی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ميباشد؟






11 تير 1389    11:27
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

11تير. 300 هزار معتاد بي‌بضاعت در حال تبديل شدن به معتادان خيابانى هستند

ايلنا:رئيس جمعيت خيريه تولدى دوباره با اشاره به عدم توانايى پرداخت 400 هزار تومان هزينه درمان توسط معتادان بي‌بضاعت گفت: اين معتادان در صورت عدم حمايت و افزايش يارانه‌هاى درمانشان به معتادان خيابانى و كارتن‌خواب تبديل مي‌شوند.

عباس ديلمي‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، با اعلام اينكه مطابق با آمارهاى سال 86 ،RSA (ارزيابى وضعيت اعتياد در كشور) ،هفت درصد از جامعه معتادان، رفتارهاى پرخطر دارند، تاكيد كرد: معتادانى كه جاى اقامتى مشخصى ندارند مي‌توانند براى جامعه دردسرساز شده و هزينه‌هاى سنگينى را به جامعه تحميل كنند.

رئيس جمعيت تولدى دوباره افزود: يكى از استراتژي‌هايى كه در نظام بهداشتى پيشرفته طراحى شده آن است كه الگوى مصرفى كم‌خطر در ميان معتادان به سمت الگوهاى پرخطر نرود. اين در حالى است كه استراتژى فوق در كلمات و جملات سياست‌گذاري‌ها در كشور به نمايش گذاشته مي‌شود اما در عمل كارها به كندى پيش مي‌رود.

ديلمي‌زاده خطاب به مجلس شوراى اسلامى يادآور شد: اميدواريم كه براى يارانه درمان معتادان بي‌بضاعت اقدامى كنند، تا اين يارانه چند برابر شود.

او ادامه داد:‌ معتادان بي‌بضاعت در حال حاضر 50 تا 100 هزار تومان براى درمان مي‌پردازند، اما با حذف يارانه‌ها توانايى پرداخت 400 هزار تومان بابت درمان ندارند و به طور حتم از راه‌هاى خلاف چنين پولى را به دست مي‌آورند.

رئيس جمعيت خيريه تولدى دوباره با اشاره به اينكه در حال حاضر ظرفيت درمانى برنامه‌هاى اقامتى در كشور ساليانه 200 هزار نفر است، تصريح كرد: اميدواريم كه تا پايان سال جارى اين ظرفيت، 50 درصد افزايش يابد.

او افزود: در حال حاضر بين 200 تا 300 هزار معتاد بي‌بضاعت در كشور وجود دارد كه در برنامه‌هاى درمانى اقامتى شركت كرده و به طور مستقيم تحت تاثير اثرات منفى حذف يارانه‌ها قرار دارند كه بايد براى آنها اقدام عاجلى صورت گيرد.








11 تير 1389    11:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

11تير.بازخوانی تهاجمات شعبان بي‌مخ ها به کروبی /حمله‌کنندگان جيره‌خوار و حقوق‌بگيرند

سحام نيوز

آرش بهمنی



مهدی کروبي، دبيرکل حزب اعتمادملي، روز سه‌شنبه در دانشگاه شريف، مورد حمله نيروهای لباس شخصی و اعضای بسيج دانشجويی دانشگاه شريف قرار گرفت.اين چندمين بارست که رئيس سابق مجلس شورای اسلامی مورد حمله قرار می گيرد و به وی توهين می شود.حمله کنندگان هم کسانی هستند که کروبی آنان را ”جيره خوار“، ”حقوق بگير“ و ”شعبان بی مخ“ خوانده است.



کروبی که برای حضور در مراسم ترحيم پدر محمدرضا عارف، معاون اول دولت خاتمي، به مسجد دانشگاه شريف رفته بود، با هجوم نيروهای لباس شخصی مواجه شد. شعارهای اين افراد عليه کروبی و تلاش آن‌ها برای ضرب و شتم کروبی باعث شد تا کروبی مجلس عزاداری را ترک کند.



پس از يورش اين افراد به کروبي، وی در مصاحبه با ”سحام‌نيوز“ گفت: ”حمله ها و توهين های سريالی گروهی جيره خوار و حقوق بگير که گاها لباس مقدس بسيج را به تن مي‌کنند [جديد نيست]… بسيار متاسفم بسيجی که در زمان امام ۸ سال در جبهه ها جنگيد و از کشور دفاع کرد، کارش به جايی رسيده است که در دانشگاه‌ها با دانشگاهيان برخورد مي‌کند، در مساجد مردم را کتک بزنند، در رای گيری ها تقلب، در خيابان ها به کشتار مردم، در ۱۴ خرداد جلوگيری از سخنرانی نوه امام، حمله به خانه، دفاتر و مساجد مراجع و در بسياری جاهای ديگر اقداماتی که نام و ياد بسيج را لکه دار کرده‌اند. بسيجی که با خون هزاران شهيد و جانباز آبياری شده بود. متاسفانه عملکرد اين افراد بدان‌جا رسانده است که ميراث امام که همان جمهوريت و اسلاميت بود اکنون رنجور و ناتوان گشته است.“



کروبی افزود:“اگر زمان شاه يک شعبان بی مخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بی مخ تربيت کرده است و اين افراد بايد بدانند که مهدی کروبی تا آخر ايستاده است و آماده پرداخت هرگونه هزينه ای در اين راه است و تا گرفتن حق مردم از پا نخواهد نشست.“



‫حمله به مهدی کروبي، در يک‌سال گذشته بي‌سابقه نبوده و پيش از اين نيز بارها اتفاق افتاده است. سايت ”سحام‌نيوز“ به همين مناسبت قسمت کوتاهی از سخنرانی ”احمد خميني“ فرزند آيت‌الله خمينی را منتشر کرده است. احمد خمينی در سال ۶۹ مي‌گويد: ”همين برادر عزيزمان، همين رئيس مجلسمان، همين يار انقلابی امام(ره) کتکی را که از آخوندهای متحجر و مقدس نماهای مخالف امام و انقلاب در مسجد اعظم و در مساجد ديگر خوردند؛ امروز هم اگر دير بجنبيم کروبی هايی ديگر که تعدادشان هم زياد نيست در حوزه از همين دسته کتک می خورند.“



از انداختن عمامه تا تيراندازی



در يک‌سال گذشته، مهدی کروبی و خانواده وي، تحت فشارهای مختلف روزگار را سپری کرده‌اند. کروبی به همراه ميرحسين موسوي، دو رهبر جنبش سبز هستند که در يک سال گذشته، همراه با مردم معترض به تقلب در انتخابات ۲۲ خرداد، به اعتراضات خود ادامه داده اند.



کروبی که در راهپيمايی سکوت ۲۵ خرداد تهران در ميان مردم حاضر شده بود، نخستين بار در نمازجمعه‌ای که به امامت هاشمي‌رفسنجانی برگزار شد، مورد حمله نيروهای لباس‌شخصی قرار گرفت. شدت برخورد نيروهای لباس شخصی به حدی بود که عمامه کروبی از سر وی افتاد و دبيرکل حزب اعتماد ملی موفق به ورود به محوطه دانشگاه تهران و محل برگزاری نمازجمعه نشد. در آن زمان استاندار تهران اعلام کرده بود که نيروهای نظامی و امنيتی به زودی عاملان اين حادثه را مجازات خواهند کرد.



در آن زمان، حسين کروبي، فرزند کروبی دراين مورد گفت: ”پدرم را سوار بر ماشين کردند که به دانشگاه ببرند ولی هنگامی که مقابل دانشگاه پياده شد تعدادی از نيروهای لباس‌شخصی مقابل در ايستاده و به او حمله کردند و او را مورد تعرض قرار دادند به‌طوری که عمامه وی از سرش افتاد. آنها به فحاشی پرداخته و الفاظ بسيار زشت و زننده‌ای را به کار مي‌برند. در همين حال محافظان با سختی آقای کروبی را وارد دانشگاه کردند. هنگامی که با زحمت توانستيم آقای کروبی را داخل دانشگاه ببريم بنده به علت ازدحام نتوانستم وارد دانشگاه شوم و وقتی که بيرون ايستاده بودم شاهد آن بودم که يکی از لباس‌شخصي‌ها به آنها خسته نباشيد مي‌گفت و تاکيد مي‌کرد که کارتان را بسيار خوب انجام داديد. هنگام بازگشت نيز تعدادی از نيروهای لباس‌شخصی به فحاشی عليه آقای کروبی پرداختند.“



اتفاق مشابهی نيز در روز قدس برای مهدی کروبی افتاد. وی که در برای حضور در جمع سبزها، در ميدان هفت تير در مسجد الجواد حضور يافته بود مورد تعرض نيروهای لباس شخصی قرار گرفت.حمله نيروهای لباس شخصی و فحاشی به کروبی با مقاومت حاميان کروبی مواجه شد و کروبی موفق به ترک صحنه شد.



در آن زمان روزنامه اکنون توقيف شده اعتماد در گزارشی نوشت حمله به سران اصلاح‌طلب ـ موسوي، کروبي، خاتمی ـ در روز قدس هماهنگ شده بوده است.



هجوم برای ضرب و شتم



گرچه نيروهای لباس شخصي، در حملاتی که پيش از اين به شيخ اصلاحات کرده بودند، قصد ضرب و شتم وی را نيز داشتند، اما اين قضيه نخستين بار در حضور مهدی کروبی در نمايشگاه مطبوعات عملی شد.



در جريان بازديد مهدی کروبی از نمايشگاه مطبوعات، تعدادی از نيروهای لباس شخصی حامی دولت کودتا با در دست داشتن چماق و درحالی که اقدام به فحاشی مي‌کردند به کروبی حمله کردند و عمامه وی را از سرش انداختند.



شدت حمله به مهدی کروبی به حدی بود که محافظان وی برای متفرق کردن مهاجمان مجبور به شليک تيرهوايی شدند.



چندی بعد، حمله مشابهی به مهدی کروبی صورت گرفت. کروبی که به همراه خانواده خود در مراسم عزاداری امام حسين (ع) در مسجد آيت الله غفاري، محدوده خيابان تهران نو حضور يافته بود، هنگام خروج از مسجد مورد حمله چند تن از نيروهای خودسر قرار گرفت.



ماشين حامل مهدی کروبی هنگام خروج از کوچه مورد حمله اين افراد قرار گرفت و ضمن وارد آمدن خساراتی چند، شيشه جلوی ماشين به طور کامل شکسته شد. افراد مهاجم پس از دخالت مردم از محل گريختند.



تيراندازی به مهدی کروبی



شديدترين حمله به